بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28456

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی: استاد کتاب پسااسلامیسم میلاد دخانچی را مطالعه فرموده اید؟ اگر جواب مثبت است نظرتان چیست؟ باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. ولی رویهمرفته در جریان نظرات ایشان هستم و بحمداللّه ایشان را فرد دغدغه‌مندی می‌دانم و مهم نیست که در بعضی موارد، نگاه‌هایمان متفاوت باشد. موفق باشید

28255

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: خنده و شوخی در محل کار با نامحرم چگونه باید باشد؟ در صورت اجتناب ناپذیری و نیاز به کار مربوطه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال اگر انسان در ارتباط با نامحرم، حیا را رعایت کند چه مانعی دارد که در زندگی اجتماعی خود فعّال باشد. عرایضی در جزوه‌ی «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» که روی سایت هست، شده است. موفق باشیدhttp://lobolmizan.ir/leaflet/1301/%D9%82%D9%87%D9%82%D9%87%D9%87%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%84%D8%AA--%D8%AA%D8%A8%D8%B3%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA

27778

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. این چند روزه که سوال و جواب های روی سایت رو میخوندم چند جا کلمه تواضع نسبت به حق و خلق به خصوص تواضع در برار خانواده به خصوص همسر رو پیش کشیده بودین. میشه بگین تواضع در برابر خانواده دقیقا چیه؟ باید برنامه ای و سیری رو که ریختی به اجبار به خاطر برنامه های خانواده زیر پا بزاری؟ حد این تواضع چقدره استاد؟ و یا شاید با این تعابیری که من میگم اصلا تواضع رو نفهمیدم؟ بنده حس می‌کنم قبل از ازدواج اصلا این طوری نبودم. یعنی بی حسی و بی مسئولیتی نسبت به مسائل این قدر وسعت نداشت. قبل از ازدواج سحر و بین الطلوعین و اهمیتم به نماز و روزه خیلی بیشتر بود و حتی مطالعاتم کم و بیش یه سیری داشت. من به ذوق عبادت بیشتر و سریع‌تر شدن سیرم به سمت حضرت حق ازدواج کردم. اما حالا بعضی اوقات آرزو می‌کنم کاش ازدواج نمی‌کردم و این طوری برای مطالعه و کار کردن وقت بیشتری داشتم. خودم احساس می‌کنم که مشکل از خودم هستش و می‌شود با یک برنامه ریزی درست همه چیز رو حل کرد ولی هر بار برنامه ریزی می‌کنم باز نمی‌شود. تقریبا به یک روزمرگی مرگ بار افتادم. کمکم کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر جز این است که انسان‌ها با انسان‌ها، انسان می‌شوند؟ میدان توحیدی خانواده برای آن است که از روحیه‌ی فردگراییِ عبادات، وظایف عبادی خود را در هسته‌ی توحیدی خانواده دنبال کنیم. در دلِ جمع توحیدیِ خانواده همراه با ایثار و تواضع باید خود را رشد داد. بحث‌ خانواده هسته ای توحیدی از کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» إن‌شاءاللّه در این مورد مفید خواهد بود. موفق باشید

27715
متن پرسش
با سلام و تشکر: ۱. میزان علم به اصول دین چگونه و چه میزان باید باشد؟ آیا صرف علم اجمالی و عامیانه که مثلا خدا یکی است و معادی هم هست، کفایت می کند؟ ۲. انجام فروعات دینی بدون علم به اصول دین، منجر به فایده و نجات می شود؟ اگر بله، چگونه؟ ۳. به نظر شما اگر حد تربیت دینی جامعه تمرکز مفصل و مجمل بر فروعات و در طاقچه گذاشتن اصول باشد، رشد اتفاق افتاده یا سوء استفاده مدرن از احساسات؟ هنگامی‌که تلفظ حروف عربی، مقدم بر توحید شد، هدایت است یا بهره کشی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هرچه عمیق‌تر بهتر. در این مورد خوب است به شرح حدیث ۱۲ از کتاب «چهل حدیث» حضرت امام در مورد تفکر در دین رجوع فرمایید. ۲. در همان حدّ که معرفت در صحنه باشد، عمل، نتیجه‌بخش و مورد قبول است. ۳. اگر معرفتِ توحیدیِ لازم در جامعه شکل نگیرد، در دنیای امروز نمی‌توانیم با روح سکولاریته‌ی دنیای مدرن مقابله کنیم و از آن عبور نماییم. موفق باشید

27377
متن پرسش
سلام استاد: در کتاب شریف مبانی نظری و عملی حب اهل بیت فرمودید که این مودت اهل بیت در آیه قرآن مفهومش اینه که باید مسأله دینداری را به محبت اهل بیت کشید! ولی من سخت گرفتار یه مسأله ای هستم. من خودم اصلا نمیتونم شروع به نماز خواندن کنم و خیلی از گناهان را نمیتونم ترک کنم. ولی شدیداً معتقد و متعصب بروی اهل بیت هستم خصوصا در این تاریخ تعصب عجیب و غریبی بر روی حضرت آقا دارم. تا جایی که وقتی بحث های سیاسی تو خانواده میشه و همه کنایه و طعنه به حضرت آقا میزنن من از شدت اعصاب خوردی نفس تنگی می گیرم و اشکم در میاد و گاهی هم بحث می کنم و ناراحتی خودم را نشون میدم و حتی گاهی اوقات با خانواده قهر می کنم و از غذای خانه هم به نشانه اعتراض نمی خورم. استاد من عجیب داغون شدم! آخه می بینم که اهل خانه نماز میخونن، مسجد میرن، ولی اون محبت و اعتقاده به اهل بیت و در این تاریخ به مظهر انوار اهل بیت که حضرت آقا هست ندارن. بارها شاهد بودم بعضی مسائل که مربوط به حقیقت نوری اهل بیت هست را باور نمیکنن و درست و حسابی براشون ملموس نیست. جریان چیه؟! چرا من که نماز نمیتونم بخونم اما علاقه دارم به اهل بیت و آقا و اونا را تاج سر می‌دونم ولی اونا که به ظاهر دینی هستند به این باور من نرسیدن؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این باید فکر کرد که شیطان، راه‌های مختلفی برای اغوای مردم دارد. عده‌ای را به عبادات ظاهری مشغول می‌کند و از جهت‌دادنِ محبّت‌شان به کسانی که باید محبت بورزند، محروم می‌کند و شما را از حضور در محضر حضرت معبود، محروم می‌نماید. انسان‌های متعادل در ورود به وادیِ عبادت و محبت، موفق هستند. موفق باشید

25617

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد، شرح اسفار آیت الله مصباح یزدی برای آشنایی با حکمت متعالیه و شروع تدبر در متون ملاصدرا (ره) را چه میزان موثر می دانید و آیا می تواند آن جنبه جستجوگری و تعمق و تفکر در مباحث برای مخاطب فراهم کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم کارهای آقای استاد یزدان‌پناه در این مورد، سرزنده‌تر است. موفق باشید

24341
متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. در مورد بحث کردن با دیگران سوالی داشتم. بنده آدم حاضر جواب و اهل بحثی هستم و زمانی که جایی بحث عقیدتی، فلسفی،... می‌شود و بنده حاضرم، در اکثر مواقع کسی که بیشتر از همه صحبت میکنه منم و در نهایت دیگران رو قانع می‌کنم. اما مشکلی که برای بنده در زمان بحث پیش میاد اینه که دچار غفلت از یاد خدا میشم و با فکر خودم فکر می‌کنم (نمیدونم چجوری بگم یه‌جورایی از لحظه حال خارج میشم و با ذهنم فکر می‌کنم) یعنی اولش این طور نیستا، اول بحث با یاد خدا وارد میشم و بعد کم‌کم با سوالات و صحبت‌های دیگران و مخصوصا مخالفت انها خودم رو غرق بحث می‌کنم و میرم ببینم که مشکل از کجاس و اینجاس که از خدا غافل میشم و بعد هم با پشیمونی دوباره برمی گردم پیش خدا. نمیدونم مشکل چیه و چطور باید حلش کرد؟ در واقع نمیدونم چطور باید برای خدا حرف زد و همیشه حرف زدن یه اتفاق سنگین بوده برای من که بعد از اون کاملا منو به هم ریخته و معمولا عصبی و پشیمون میشم و تمرکزم رو بعدش از دست میدم و فکرم درگیرش میمونه و تا زمانی که حالم خوب بشه احساس می‌کنم توی برزخم. آیا اگر بحثی باشد و بنده هم جوابی داشته باشم اما بدانم هنوز این نقطه ضعف را دارم و از اتفاق نیفتادن آن مطمئن نباشم و حتی اگر کسی مخاطبش بنده باشم آیا می‌توانم حرفش را بدون جواب بگذارم؟ در واقع قصد دارم تا این مشکل رو حل نکردم وارد هیچ بحثی نشم لطفا راهنماییم کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولا بحث نباید حالت جدال به خود بگیرد. ثانیا سعی کنید در حین بحث خدا مطالب را بر زبان شما جاری کند؛ لازمه‌ی این کار دل سپردن به حضرت ربّ‌العالمین است. موفق باشید

24201

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بر اثر غفلت ها، اشتباهاتی داشته ام که بعضاً منجر به آبروریزی در محل و منطقه شده، و اکنون فکر بی آبرویی خیلی اذیتم می کند. چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آبروی انسان در دست خدا است. و از طرفی اوست که مقلب‌القلوب است و قلب‌های افراد را نسبت به شما تغییر می‌دهد. موفق باشید

22456
متن پرسش
سلام استاد: ۱. مقام «علم آدم الاسماء» اشاره به مقام اسم جامع الله که صعق ربوبی است دارد یا به اول مخلوق؟ ۲. عالم ذر اشاره به اعیان ثابته دارد یا در مقام اول مخلق در مقام مخلوقیت دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تعلیم اسماء، مقامِ فوق آدمیت است که فوق مقام بهشت و حضور آدم و حوّا است. 2- خیلی نمی‌توان برای عالَم ذر حساب باز کرد. به فرمایش آیت اللّه جوادی، زیر این نوع روایات آب می‌رود. موفق باشید

8211
متن پرسش
سلام ببخشید در جایی فرمودید گریه ما برای امام حسین ع اگر گریه واقعی باشد درواقع گریه دوری از مقام است این سوال پیش می آید که گریه ایمه ع برای امام حسین ع برای چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آری همین‌طور است. امام حسین«علیه‌السلام» در مقام ظهور آن مقام کاری کرد که مثل دیدن عبودیت بود که رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» در فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها» می‌دید، عبودیتی که مقصد جنّ و انس بود. کربلا محل ظهور اوج عبودیتی است که همه‌ی اولیاء و انبیاء در تلاش به صحنه‌آوردن آن بودند. موفق باشید
31222

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: التماس دعا در این ایام و لیالی. استاد جان وقتی که پای منبر حاج آقا معمار منتظرین می نشینیم تمام حرف و نقلشون قرآن و اهل بیت هستش. و لیکن حتی قرآن رو هم که تفسیر می کنن به اهل بیت میرسن. در واقع اون ذوب در ولایت رو آدم در این انسان می بینه. خداییش جلساتش جلسه ذکره و آدم روحش سبک میشه. منتهی گاهی به خودم میگم نکنه اینطوری واله و شیفته اهل بیت بودن افراطه؟ البته وقتی نگاه می‌کنم به حرکات و سکنات حاج آقا می بینم عین تعادله. حتی آدم غذا خوردنشون رو می بینه اینقدر آرام و با طمأنینه، به خودم میگم تصور من اینه مثلا معصومین هم همینجور غذا میخوردن. ولیکن حاج آقا طوری صحبت می کنن که ‌کانه تمام دنیا برای این ۱۴ نور مقدس آفریده شده. و ما هر چه داریم و هستیم از صدقه سره معصومینه. البته خدائیش معصومین هم براشون سنگ تموم میذارنا. ما شعبان مشهد بودیم، ایشان از رجب رفته بودن مشهد تا اواسط شعبان، برای نیمه شعبان ساکشون رو بستن و از همون جا رفتن کربلا، تموم لیالی قدر و ماه رمضان و قدر رو مهمون امام حسین بودن، دوباره برای روضه های پدرشون برگشتن اصفهان و دوباره رفتن کربلا هنوزم آنجا هستن عرفه رو هم می مونن غدیر رو هم لابد نجف و بعد برای محرم میان، واقعا ائمه هوای ایشونو دارن. یه بنده خدایی می‌گفت حج آقا نفسش از جای گرم بلند میشه که میره کربلا و... من خودم مشهد شاهد بودم حاج آقا نه برنامه ریزی خاصی میکنه برا کربلا و نه جا هماهنگ میکنه و اصلا موبایل هم نداره کلا که بخواد هماهنگ کنه، ساک رو برمیداره و میره، منتهی دوستانش اینقدر میخواندش که خودشون کارهاشو سری می کنن، من میگم آره نفسش از جای گرم بلند میشه اما این جای گرم توکل به خداست نه چیزی دیگه. با این حال میگم خدایا نکنه این حالت افراط باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به جهت صفای شخصیت ایشان و سجایای اخلاقی که دارند، برایشان احترامی خاص قائلم، ولی خودم بیشتر به راهی می‌اندیشم که حضرت امام و رهبر معظم انقلاب مقابل ما گذاشته‌اند برای حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی باید به ظهور آید. موفق باشید

30895
متن پرسش
سلام و وقت بخیر: برای من یه سوالی هست که چرا صعود فرشتگان و روح طبق آیه ۴ معارج ۵۰۰۰۰ سال طول می کشه ولی نزولشون یک شبه در شب قدر انجام میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن صعود که از طریق فرشتگان صورت می‌گیرد از زمین به سوی عالم اعلی است. به همین جهت عنوان «معارج» دارد و می‌فرماید: «تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ في‏ يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسينَ أَلْفَ سَنَة» و این‌که فرمود آن مقدار، به اعتبار نسبتی است که آن عروج با زمین دارد. به همین جهت در آیه 47 سوره حج آن عروج را با «مِمَّا تَعُدُّونَ» توصیف فرمود، یعنی نسبت به آنچه شما به حساب می‌آورید. ولی نزول فرشتگان در شب قدر، نزول از عالمِ اعلی به قلب‌ها است و از حوزه‌ای که ما بخواهیم نسبتی مادی و زمینی با آن برقرار کنیم، بیرون است. موفق باشید  

29739

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد: سوالی مطرح شده بود در مورد سخن یکی از عرفا که برخی از جهنمیان بعد از خروج از جهنم در رتبه بالاتری نسبت به برخی بهشتیان قرار می‌گیرند و بنظرم شما فرمودید از نظر عمل مشکل داشتند و از نظر معارف بهتر از آن بهشتیان بودند. ۱. جایگاه العلم حجاب الاکبر چیست؟ آیا مواخذه نمی‌شوند شما عالم بودید چرا عامل نبودید؟ ۳. این معارف باید در چه سطحی باشند تا موجب سعادت شوند همین که بخوانیم یا تصدیق عقلی لازمست یا نه مراتب بالاتری لازمست؟ ۴. اگر معارف خود را در حد مثلا امام یا علامه برسانیم اما در بند عمل نباشیم نهایتا به مقام آنها می‌رسیم؟ چون این معارف ملکه آن فردست چگونه در جهنم ولو موقتا از فرد گرفته می‌شود و آیا ممکنست فرد در عین اینکه در جهنم است در همان حال در بهشت باشد چون ملکات متضاده دارد؟ ۶. اگر فرد گناهانی مرتکب شده است که مستلزم خلودست مثل قتل در عین حال معارفش خوب باشد باز نجات می یابد؟ آیا این نجات نهایی مختص معارف است یا اگر کسی مثلا انسان صادقیست اما شهوتران است ملکه صدق او را نجات خواهد داد؟ ۸. آیا می‌شود گفت اگر فرد فقط یک صفت نیک را ملکه کرده باشد نور آن صفت او را نهایتا نجات خواهد داد و کسانی مخلد دوزخند که هیچ ملکه حمیده ندارند به نام امام رضا هر ۸ تا را پاسخ دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن معارف که در عالم غیب و قیامت مطرح است، عین عمل است و بیشتر، حالت حضوری دارد و مباحثی که ذیل آن مطرح فرمودید با توجه به این امر منتفی است. موفق باشید

28772
متن پرسش
سلام علیکم: آیا رشد فساد و تباهی و ستم از نشانه های حتمی ظهور بقیه الله الاعظم (عج) است و حتما باید فساد تشدید شود و عرصه برای تحقق دیانت و قسط سخت شود؟ چون بعضی اساتید اشاره کرده اند بعضی از این روایات مربوط به شب تاریک و ظلمانی و قبل از طلوع فجر صادق پیش از ظهور حضرت و حضور ملتی است که مسیر را برای قیام جهانی فراهم می‌کند و حتی شهید آوینی آن فجر صادق را انقلاب اسلامی و حضور حضرت امام (ره) می‌دانند و معتقدند این روند ظهور و بروز ستم گرچه وجود دارد ولی به سبب ظرفیتی که ایجاد می‌شود، اراده تحقق قسط ایجاد می‌شود و تا حدی محقق هم می‌گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً عرض شد وجود این فسادها و تباهی‌ها در این شرایط که بحمدللّه رهبر انقلاب، سکّان انقلاب را در دست دارند امری است ضروری، تا جبهه‌ی توحید از این آلوده‌ها و الودگی‌ها پاک شود و انقلاب با قدرتی که در ذات خود از خود نشان داده این طوفان‌های آلوده را از سر به در کند و با پاکیِ تمام در آینده‌ی خود حاضر شود. موفق باشید

28176

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با آروزی سلامتی توفیق و طول عمر برای استاد طاهرزاده عزیز و بزرگوار: بنده جوانی هستم که به اصول انقلابی و انقلاب علاقه فراوان دارم و چند سالی است که در حال درس خواندن پشت کنکور هستم و امسال رو به اصرار فراوان والدینم در حال خواندن درس برای کنکور هستم و در این چند سال که موفق نشده ام دچار خستگی و افسردگی شده ام به طوری که متاسفانه در انجام تکلیف شرعی نیز دچار سستی نسبت به قبل از کنکور شده ام و حتی این موضوع در نوع مطالعه ام تاثیر منفی گذاشته است، و والدینم به شدت اصرار به قبولی من دارند و همین موضوع باعث اضطراب و نگرانی بیشتر من شده است. نظر شما در مورد وضعیت الان من چیست و چطور می توانم در برای عمل کردن با روحیه به تکالیف شرعی و انقلابی عمل کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌قدر ای دل که توانی بکوش. ولی جهان، بزرگ‌تر از آن است که اگر کسی در کنکور قبول نشد، جایی برای او نباشد. در حدّ مناسب مطالعات خود را داشته باشید، ولی نگران قبول‌نشدن نباید بود. موفق باشید

27685
متن پرسش
سلام علیکم: اگر ممکن است لطفاً تبیین بفرمایید، مهمترین عامل پذیرش سبک زندگی غربی در میان جامعۀ مؤمنانۀ ما چیست و چرا با وجود صحنه عطیم ایمانی و تمدنی مثل دفاع مقدس، بعد از پایان دفاع مقدس بصورت ویژه ای سبک زندگی و تحلیل و عقل مدرن وارد جامعه ما شد؟ و البته بعضی ها معتقدند این حساسیتی است که حکومت می‌خواهد القا کند که سبک زندگی و عقل مدرن وارد جامعه مان شده و اینها بخاطر بحث سیاسی و ارزش سیاسی نگرانند و به این بحث چندان نگرش مثبتی ندارند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. از ضعفی که با اواخر سلسله‌ی صفویه با امثال شاه سلطان حسین پیش آمد تا شیفتگیِ سلسله‌ی قاجار نسبت به غرب از یک طرف، که موجب شد فرهنگِ ایرانی – اسلامی که با صفویه شکلی خاص گرفته بود؛ دنبال نشود و از طرف دیگر با ظهور زندگی مدرن، مردم متوجه نشدند چه نوع زندگی را دارند از دست می‌دهند. در این مورد آن نوع هوشیاری هم که زندگیِ غربی را نوعی تهاجم فرهنگی بدانند در بین متدینین و روحانیون آن‌طور که باید و شاید «فهم» نشده بود و ضعف‌های غرب هم تا این اندازه ظهور نکرده بود. از همه‌ی این‌ها که بگذریم از جهانی که در زندگیِ دینی در آن می‌توانستیم حاضر شویم، غفلت شده بود، چیزی که اخیراً در مباحث «با دعا در آغوش خدا» متذکر آن هستیم. گوهری بود که از دست‌مان فرو افتاده و زمانه‌ی برگشت به آن بحمداللّه فرا رسیده است. موفق باشید  

27551
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز، برای ایام ماه رمضان در مجموعه مان می‌خواهیم برای کتاب روزه دریچه ای به عالم معنا مسابقه کتابخوانی راه اندازی کنم. البته قصدمان صرفا این نیست این کتاب قیّم و ارزشمند صرفا در قالب مسابقه بیاید و مطرح شود بلکه ثمره و ذخیره معنوی و معرفت افزا باشد. برای برگزاری بسیار مسرور می‌شوم که از پیشنهاد و یا نظرات خود حضرتعالی هم بهره ببریم و خوشحالم که این کتاب محور هست و خودم برای اینکه این کتاب مطرح شود، خودم از مدافعین و پیشنهادکنندگان بودم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که کتاب «روزه؛ دریچه‌ای به عالم معنا» بنا است رفقا را وارد عالمی بکند که کیفیت‌ها جای کمیت‌ها را بگیرد. یعنی ما را به جای مشغول‌کردن به جسم‌مان، با جان‌مان که در بیکرانه‌ی هستی حاضر است، آشنا کند. موفق باشید   

26899
متن پرسش
سلام و عرض ادب: شهید آوینی در کتاب آغازی بر یک پایان می نویسند که باید جسم این قالب را در روح اعتقادات و فرهنگ خویش مستحیل کنیم و در عین حال مراقب باشیم بدام توسعه گرایی و تکنوکرات بودن نیفتیم. مقصود از استحاله جسم قالب_که همان عناصر مفید علمی و تکنیکی غرب است_در روح اعتقادات و فرهنگ ما چیست؟ مگر ابزار و عناصر، حامل یک فرهنگ نیستند و به یاد دارم خود شما هم در کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم و گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی، بارها روی این بحث تاکید داشتید؛ پس چگونه جسم قالب ها و عناصر فرهنگ و تمدن مدرنیته بعنوان نقطه مقابل گفتمان انقلاب اسلامی، قابل استحاله در روح اعتقادی و فرهنگی ما هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان کتاب‌ها نیز از قول شهید آوینی این نکته مطرح است که اگر انسان نسبت به روح تکنولوژی، خودآگاهیِ لازم را پیدا کند می‌تواند از آن‌ها نیز در مسیر تحقق اهداف خود بهره‌مند شود کاری که خود آن شهید در مجموعه‌ی «روایت فتح» انجام داد وگرنه مردم معمولی اگر جسم و قالب تکنیک را گرفتند، ناخودآگاه روح عربی آن را نیز وارد زندگی خود می‌کنند. موفق باشید

26799
متن پرسش
سلام علیکم حضرت استاد: عرض ادب و احترام. اولا، تبریک بابت ولادت مولا علی (ع) روز پدر بر حضرتعالی که بحق پدر معنوی ما هستید مبارک باشد. و سوالم اینکه: اعتکاف مسجد ما که مقابل تعطیلی تا چند روز پیش ایستاده بود به یکباره با اصرار شدید مسئولین دولتی تعطیل شد، با اینکه تدابیر پزشکی لازم هم انجام شده بود برای اعتکاف ... برای این ایام اعتکاف شیوه جایگزین می خواستم از حضرتعالی که نزدیک ترین حالت به عالم اعتکاف را ایجاد کند. و اگر دستوری صلاح می دونید بفرمایید تا انجام بدیم. با تشکر از لطف حضرتعالی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جهت آن‌که از روز ۱۳ ماه رجب تا روز ۱۶ ماه رجب به سؤالات جواب داده نمی‌شد؛ روزی این سؤال به دست بنده رسید که دیگر زمان سه روز اعتکاف تمام شده بود. إن‌شاءاللّه سوز آن، کارِ خودش را بکند. «دلا بسوز که سوز تو کارها بکند /  نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند». موفق باشید

24959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد جان: من هشت ساله زندگیم خیلی سخت شده و تا حالا هم حل نشده و کمبودها و مشکلات متعدد اذیتم می کند و کمک کننده ندارم. استاد جانم استاد حسینی می فرمودند شماها اگر مشکلی دارید به خاطر گناهانتان است. خودتان را با اولیاء خدا قیاس نکنین. یه موقع هست چند تا مشکل برام باهم پیش می آید یکیم زنگ میزنه با زبونش اذیتم میکنه. اون چیزهایی که ندارم رو خدا مدام جلوی چشمم میاره که بقیه دارند. چرا اینطوری می شود؟ اینقدر گناهکار و روسیاهم؟ یک نفرم تو زندگیم هست که باید در مقابل ظلمش خاموش باشم که بیشتر اذیتم نکند. چرا زندگی من شده کلافی که اینقدر بهم ریخته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی قصه را باید در مأوا گزیدن در تقدیری که خداوند برایتان رقم زده‌است پیدا کنید. در همین رابطه بد نیست به جواب سوال ۲۴۹۵۶ بنگرید تا بفهمید این‌چنین نیست که خداوند شما را فراموش کرده‌باشد. موفق باشید

24286
متن پرسش
سلام علیکم: در جواب یکی از سوالات اینطور فرموده اید: «اساساً هیچ خوابی حجت نیست مگر آنکه خود فرد از آن اشاراتی برای خودش بگیرد.» تعجب می‌کنم که شما با سابقه سالها تفسیر قرآن آیا تا بحال سوره یوسف را دقت نکرده اید؟ سوره ای که از جانب خداوند متعال احسن القصص نامیده شده؟ حضرت یعقوب چطور پی به جایگاه بالای یوسف و نبوت او برد؟ غیر از رویای سجده ماه و خورشيد و ستارگان بود؟ چرا گفت که رویایت را برای برادرانت تعریف نکن؟ برادران یوسف همه پیغمبرزاده بودند و جایگاه رویا در دین را می‌دانستند! اگر خواب حجت نبود آیا به او حسادت می کردند؟ اگر خواب حجت نبود اصلا چه دلیلی داشت قرآن یک مساله لغو و بی ارزشی را بازگو کند؟ شاید بگویید یوسف پیامبر بود! خب خواب زندانی هم بند او چه؟ چرا یوسف برمبنای آن خواب گفت مرا نزد پادشاه یاد کن؟ و چرا اصلا قرآن این ماجرا را گفته؟ رویای فرعون کافر چه؟ حجت نبود؟ یعنی پیامبر خدا حضرت یوسف علیه السلام بر اساس خواب بی ارزش یک کافر برنامه اقتصادی هفت ساله می چیند؟ مادر حضرت موسی (ع) و جریان به آب انداختن نوزاد، وحی بر حواریون عیسی (ع)، رویای سربریدن حضرت اسماعیل (ع) و... همه باد هوا؟ امام حسين (ع) که در جواب اصرار بر نرفتن کربلا فرمود رسول‌ الله را در خواب دیدم که گفت خدا می خواهد تو را کشته و اهل بیت ات را اسیر ببیند، نعوذ بالله اشتباه کرد و آن خواب حجت نبود؟ این حجم عظیم از روایاتی که رویای صالحه را جزئی از اجزای نبوت معرفی می‌کنند (نه فقط مختص معصومین) بی ارزش است؟ اینطور با ثقلین برخورد می کنید؟ خدا عاقبت مان را ختم بخیر کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر رسید تا آن‌چه در کتاب «ده نکته از معرفت نفس» در پاورقی نکته‌ی دوم عرض شده است را عیناً خدمتتان ارسال دارم: موفق باشید

در قرآن از خواب‌هايي نام برده است كه از رابطه‌اي بين آنچه شخص در خواب با آن روبه‌رو مي‌شود و بين عالَم خارج حكايت دارد. مثل خواب حضرت ابراهيم «عليه‌السلام» نسبت به ذبح فرزندشان (105/صافات)، و يا رؤياي حضرت يوسف «عليه‌السلام»، و يا رؤياي دو رفيق هم‌زنداني حضرت يوسف «عليه‌السلام»، و يا رؤياي پادشاه مصر، و يا رؤياي رسول‌خدا «صلواة‌الله‌عليه‌وآله» در رابطه با فتح مكه (27/فتح)؛ كه تمامي اين رؤياها چنانچه مستحضريد رابطه‌اي با عالَم خارج دارد و صرف خيالات افراد نيست.

     با اين‌همه رؤيا؛ امري است ادراكي كه قوه خيال در آن مؤثر است و اگر قوه خيال تحت تأثير شديد عالَم خارج باشد، آن خيالات در رؤيا دخالت‌هاي شديد مي‌كند. همچنان‌كه صفات روحي شخص مثل عداوت و عجب و تكبر و حرص‌ و طمع در خيالاتش تأثير مي‌گذارد. لذا اكثر رؤياها؛ تحت تأثير تخيلات نفساني است. تخيلات نفساني نيز تحت تأثير همين عوامل طبيعي يا اخلاقي است كه نفس را به تصور آنها واداشته است. پس در حقيقت نفس همان تأثيرات را در خودش حكايت مي‌كند و حقيقت ديگري ندارد. بنابراين هر رؤيايي، حقيقت نيست هرچند هر رؤيايي تعبيري داردكه تعبير آن، عوامل طبيعي و يا عوامل اخلاقي هستند. ولي رؤياهايي هم هست كه با حوادث خارجي و حقايق عالَم وجود ارتباط دارند.

    رؤياها، يا خواب‌هاي حق: عبارت است از ارتباط نفس با سبب غيبي حادثه‌اي كه بعداً در ظرف مكان و زمان خاص محقق مي‌شود. نفس به علت تجردش با وجود برزخي يا عقليِ يك حادثه در خواب ارتباط پيدا مي‌كند و بعداً آن حادثه در عالَم ماده حادث مي‌شود. البته نفس پاره‌اي از حقايق آن عالَم را به مقدار استعدادش دريافت مي‌كند. حال اگر نفس، كامل باشد و گرفتار وَهميّات و آرزوها نباشد، حقايق عالَم غيب را آنطور كه هست به طور كليّت و نورانيت در خواب پيش رويش حاضر مي‌بيند، ولي اگر نفس كامل نبود آن حقايق را به نحو حكايت خيالي و در صورت‌هاي جزيي كه با آنها مأنوس است مي‌يابد. مثل اين‌كه وقتي با معني «عظمت» در آن عالم, روبه‌رو مي‌شود، در خيالش صورت «كوه» ايجاد مي‌شود، و يا معني «مكر» در خيالش صورت «روباه» به‌خود مي‌گيرد، چون عظمت را به كوه، و مكر را به روباه مي‌شناسد. يا معني «افتخار» را به صورت «تاج» و «علم» را به صورت «نور» و «جهل» را به صورت «ظلمت» مي‌بيند. و يا مثلاً چون رابطه‌اي بين اذان صبح در ماه رمضان با شروع روزه هست، با ديدن معني «مؤذن بودن» در آن عالم، صورت «مهركردن دهان» مردم براي خود مي‌سازد. كه البته اين موضوع؛ رقايق و ظرايفي مخصوص به خود دارد به‌طوري كه گاهي از يك معني كه در خواب مي‌يابد صورت عكس آن را در خود مي‌سازد. مثل اين‌كه در بيداري گاهي با شنيدن لغت ثروت به معني فقر فقرا منتقل مي‌شود.

    پس گاهي خواب «صريح و بدون تصرف» است و يا «متمثل معنايي است كه نفس با آن روبه‌رو شده، در عين تصرف نفس» و يا «انتقال به چيزي است مناسب آن معني يا ضد آن معني» و گاهي آنچنان با تصورات شخص مخلوط شده كه اصلاً نمي‌توان فهميد از كدام‌يك از مباني مأنوس شخصِ خواب بيننده تأثير گرفته، كه در اين حالت به اين رؤياها «اضغاث احلام» گويند.

    در رؤياهايي كه نفس با اصل موضوع روبه‌رو مي‌شود و به صورت مناسب آن منتقل مي‌شود، در واقع انسان به اصل موضوعات آگاه شده، به‌طوري كه اگر ملاحظه كرد در حال جمع‌كردن كثافت است، در واقع صورت به‌دست آوردن مال زياد دنيا را به او نشان مي‌دهند، در عين آگاهي دادن به او كه اين مال سرگين و كثافت است. و يا وقتي روبه‌رو مي‌شود بر اين‌كه بدنش ورم كرده‌است، با صورت به‌دست آوردن مال زياد روبه‌رو مي‌شود در عين آگاهي دادن به او كه بدان! آن چرك و آلودگي است. همچنان‌كه اگر در خواب ديد در زندان است، در واقع با صورت شهرت‌يابي‌اش روبه‌رو شده در عين آگاهي دادن به او كه اين شهرت زندان است، همچنان‌كه اگر ديد در زنجير است، با صورت خوشي و خوش‌گذراني دنيايي‌اش روبه‌رو شده در عين آگاهي دادن به او كه آن گناه است و گرفتاري و زنجير.

    در هر صورت با اين احوال نمي‌توان به رؤيا اعتماد كـرد، چون در حال خواب؛ صورت خياليه نفس آن‌قدر جولان دارد كه با ميل خود صورت‌ها را تغيير مي‌دهد و از جايگاه خود خارج مي‌كند.

    صاحب كتاب «تحف‌العقول» از قول پيامبر «صلواة‌الله‌عليه‌وآله» آورده كه حضرت فرمودند: اگر رؤيا از كسي برداشته شد نبايد نگران باشد زيرا وقتي كسي راسخ در علم شود، رؤيا از او برداشته مي‌شود.

    اين‌كه دستور داده‌اند انسان دائم در حال طهارت باشد و نيز با وضو بخوابد، به سبب آن است كه اين طهارت موجب طهارت باطن و آزادشدن از خواب‌هاي بي‌خود و باطل مي‌گردد.

    مرحوم محدث‌نوري در جلد ۴ كتاب دارالسلام مي‌فرمايد: اگر انسان نسبت به خوراكش مواظبت داشته باشد و دقت كند كه چه چيز بخورد و چه مقدار بخورد، روح او قدرت سير در اكناف آسمان‌ها را مي‌يابد وگرنه برعكس، پرخوري موجب جولان شيطان در قلب و خيالش در خواب و بيداري مي‌شود.

    قال رسول‌الله «صلواة‌الله‌عليه‌وآله»: « الرُّؤْيا ثَلاثٌ: مِنْها اَهاويلُ الشَّيْطان لِيَحْزَنَ بِها ابْنَ ادَمَ وَ مِنْها ما يَهُمُّ بِهِ الرَّجُلُ في يَقْظَتِهِ فَيَراهُ في مَنامِهِ وَ مِنْها جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ اَرْبَعينَ جُزْءً مِنَ النُّبُوَّةِ. يعني خواب سه گونه‌ است: يكي القائاتي كه شيطان مي‌كند تا فرزندان آدم را بترساند و نگران كند و يكي اين‌كه آنچه را در بيداري مورد توجه قرار داده در خوابش آن را مي‌بيند(با تغييراتي از طريق صورت خياليه) و يكي هم خواب‌هايي است كه جزيي است از چهل و شش جزء نبوت.

    امام‌صادق «عليه‌السلام» مي‌فرمايند: در مورد رؤيا فكر كن كه چگونه خداوند در مورد آنها تدبير به‌كار گرفته و راست و دروغ آن را به هم در آميخته، اگر همه رؤياها راست بود، مردم همه پيامبر بودند، و اگر همه دروغ بود، در رؤيا فايده‌اي نبود.

   در فرمايش امام‌محمدباقر «عليه‌السلام» داريم كه: « رؤياي مؤمن بين زمين و آسمان در گردش است تا آن‌كه خودش آن را براي خود تعبير كند، يا ديگري براي او تعبير نمايد، پس آنگاه كه تعبير كرد به زمين مي‌آيد و قطعي مي‌شود» (كافي ج8ص336).                    

23981

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حضرت استاد می خواستم موضع جنابعالی در مورد جریان آکادمی (فرهنگستان علوم اسلامی قم) و پیروان مرحوم منیرالدین حسینی را بدانم. (به طور مشخص اعتقاد آنها به عقیم بودن فلسفه اصالت وجود صدرایی در ساحت عینی و کاربردی و مطرح کردن فلسفه اصالت فاعلیت در برابر اصالت وجود) تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین ارادت به جناب استاد میرباقری عزیز، نظر مقام معظم رهبری را در رابطه با فلسفه‌ی صدرایی اصیل می‌دانم. از آن جهت که ایشان معتقدند برای تحقق تمدن اسلامی، فلسفه‌ی صدرایی ضروری است. عرایضی تحت عنوان نقش حکمت متعالیه در انقلاب اسلامی به آدرس زیر داشته ام.  http://lobolmizan.ir/sound/1284 موفق باشید

23779
متن پرسش
عرض سلام و ادب. وقت بخیر. استاد من کتاب «فرزندم این چنین باید بود» را به طور کامل مطالعه کرده ام. ولی اگه ممکنه دوست دارم باز هم در مورد جایگاه رقابت در بین انسانها متوجه بشوم که رقابت سالم هم داریم یا رقابت کلا یه نوع انتخاب نفسانی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با تفکیک بین حسد و غبطه بتوان رقابتِ سالم و نا سالم را مشخص کرد. در حسد، به عنوان رقابتی نا سالم، انسان حسود طالب نفیِ توفقیقات محسود است ولی در غبطه انسان، طالب آن است که توفیقات طرف مقابل برای او هم تقدیر شود. موفق باشید

22453
متن پرسش
سلام: حضرت امام فرمودند ما باید این انقلاب را به سایر بلاد صادر کنیم. حالا سوال این است با توجه به این موارد: بانکداری ربوی، تضعیف حقوق محرومان، شکاف طبقاتی، برباد دادن محیط زیست، اختلاس و چپاول بیت المال توسط مسئولین، عدم کارایی مسئولین رده بالا، تبعیض در بین اقشار مردم از بیت المال، حساب ویژه آقازاده ها از بیت المال و بلوکه کردن آن در خارج از کشور و.... آیا این انقلاب نیاز به انقلابی دیگر ندارد و ما چه چیز از این انتقلاب را باید صادر کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون انقلاب اسلامی حقیقتی دارد ماوراء این ضعف‌ها؛ می‌تواند حساسیت لازم را نشان دهد، وگرنه مثل سایر حکومت‌های دنیا هضمِ این چپاول‌ها می‌شد. آری! چون معده‌ی انقلاب سالم است، این نوع غذاهای مسموم را بیرون می‌ریزد و این‌هم به جهت نورِ ولایت فقیه است وگرنه دولت‌ها به خودی خود هضم این نوع چپاول‌ها می‌شدند. موفق باشید

17944

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا نگوییم خداوند حی لا وجود است این خیلی قدرت درک بالایی نمی خواهد. التماس دعا خداوند عاقبت محبین ولایت مولا متقیان علی بن ابیطالب (ع) و منتظران آقا صاحب الزمان عج الله را بخیر گرداند. خدایا ما را وسیله آزمایش ستمگران قرار نده و ما را بیامرز. آمین یا رب دلباختگان ابالفضل العباس بن علی بن ابیطالب (ع)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که خداوند حیّ است پس وجود دارد. چگونه بگوییم او «لا وجود» است؟ موفق باشید

نمایش چاپی