بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28347

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خدا قوت خدمت استاد و استاد طاهرزاده عزیز: دو سوال دارم؟ سوال اول بنده این است: آیا به نظر حضرت عالی سرمایه گذاری در بورس و کسب درآمد از آن حلال است؟ بنده چون از بورس سررشته ای ندارم، قصد دارم در صندوق های سرمایه گذاری در بورس سرمایه گذاری کنم. لازم به ذکر است سهام این صندوق ها نیز در بورس عرضه می‌شود. این صندوق ها با پول ما مردم در شرکتهای بورسی سرمایه گذاری می‌کنند. سوال دوم: آیا سرمایه گذاری در این صندوق ها و کسب درآمد از این طریق نیز حلال است؟ با آرزوی سلامتی و توفیق برای حضرت عالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مقام معظم رهبری فرموده‌اند اصل کار اشکال ندارد و شاید کمکی به جذب نقدینگیِ سرگردان هم بشود. موفق باشید

27962

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقت بخیر: ببخشید مزاحم میشم درد دلی بود که نمیدونستم کجا عرضه کنم. استاد از زمانی که با مباحث معرفت النفس آشنا شدم (حدودا سه سال) از هیچ چیز این دنیا لذت نمی‌برم بی نشاط شدم وقتی تفریح میرم تو همون لحظه خوشی چون میدونم همین لحظاته و ماندنی نیست دوباره غمی وجودم رو میگیره. می‌خندم اما غم دارم. از رابطه با همسر، به غذا هم همینطور اصلا میل ندارم یه ذره که غذا می‌خورم احساس می‌کنم شبیه احمقا شدم از این ور رونده شدم و از طرفی دیگه مونده تو مسائل معنوی هم باز لذت نمی‌برم اگه ببرم باز موندنی نیست همه امیدم به نماز بوده اما تو این چندسال توفیقی نداشتم. اگه نماز معراج مومن هست پس باید سیری که نبی اکرم (ص) داشت ما هم داشته باشیم اما ندارم. سعی می‌کنم هر روز به روضه امام حسین (ع) پناه ببرم. چه کنم استاد ۲۷ سال از عمرم گذشت ولی هنوز نماز درست نتونستم بخونم احساس معلق بودن دارم دوست دارم بمیرم اما وظایفم رو به‌عنوان یه معلم و عشقی که به امام خمینی (ره) دارم و ایشون رو الگو میدونم انجام ندادم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا متوجه نباشیم با این دیانت و همین عبادات در کنار پیامبر خدا هستیم؟ بحث‌های «با دعا در آغوش خدا» را حتی‌الامکان دنبال فرمایید. موفق باشید

27915
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله: شبهه ای را مطرح کرده اند که نیاز به یک جواب منطقی و قانع کنند دارد و آن این است که وقتی مسلمانان در چین در عذاب هستند چرا ما باید سکوت کنیم؟ در کشوری که ادعای وحدت امت اسلامی می شود و آرمان دفاع از مظلومان را در سر می پرورانند آیا مطلوب است که از مسلمانان چین حمایت نشود؟ نبی مکرم فرمود: «همه مسلمانان برادر یکدیگرند، به همدیگر ظلم نمی کنند و در مقابل دشمنان یکدیگر را رها نمی کنند و به خود وا نمی گذارند.» آیا جایز است بخاطر یک سری منافع سکوت کنیم و مسلمانان در چین مورد ظلم قرار بگیرند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه با وجود نظام اسلامی و در رأس آن ولیّ فقیه، مطمئن هستیم آن‌چه باید انجام شود از طریق خود کشور انجام می‌شود و اگر حضرت آقا تشخیص دادند که ما کاری را به عهده بگیریم، متذکر خواهند شد. در حال حاضر موقعیت ما با صد سال پیش که نظام اسلامی وجود نداشت فرق می‌کند. ملاحظه کردید که ایشان در سخنرانی روز قدس چگونه با صراحت فرمودند ما مردم غزه را مسلح کردیم و این نشان میدهد آن‌جایی که وظیفه‌ی اسلامی اقتضاء بکند نظام اسلامی ورود خواهد کرد. موفق باشید

26627

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم خدمت استاد: جوان ١٩ ساله دانشجو معلم هستم. علاقه بسيار دارم در اسلام به جاي بزرگ برسم و كاري كنم ولي تنبلم (يك موقع هايي انگيزه دارم يك موقع هم نه) توصيه تون چيه و چگونه خودمون رو بشناسيم، معنا و هدف زندگيمون رو بفهميم و خودسازي كنيم و بهتر راه زندگي و رسيدن به سعادت را طَي كنيم؟ و يا به اون اهداف والا و شايسته برسيم (عبوديت، رضاي بودن به رضای خدا و اهل بيت و رسيدن به آنها و ..؟ چگونه ايمان و باور ها و اعتقادات ما نسبت به اسلام و تشيع درست شكل و افزايش پيدا كند؟ و در كل اسلام رو چگونه بفهميم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم سیر مطالعاتی بر روی سایت روی‌هم رفته شروع خوبی باشد. موفق باشید

26362

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: سوالی از خدمتتان داشتم اینکه به نظر شما آیا می توانیم ریشه های صهیونیسم فعلی را در ایجاد پروتستانیسم در قرون گذشته دنبال کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تحقیق نکرده‌ام و چیزی که این دو را به هم نسبت بدهد به یاد ندارم. موفق باشید

25771
متن پرسش
استاد بزرگوار سلام: تاثیر گناه و یا ثواب بر ما در موطن برزخی و اخروی چیست؟ متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گناه، مانعِ گشودگیِ جان انسان به انوار الهی می‌شود. موفق باشید

25694

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب محضر استاد محترم: بنده در رشته تفسیر اثری دانشگاه علوم قرآن ری تحصیل کرده ام. مدت ۶ سال هم خدمت آقای دکتر مرتضی زاهدی استاد تعلیم و تربیت قرآنی کسب فیض کرده ام. اما وقتی به قرآن مراجعه می کنم خود را عاجزترین میابم و حس می کنم دریافت‌های بافته های ذهنی و یا محفوظاتی است که از دیگران دارم. سوالی که برام مطرحه برای ورود به تدبر در قرآن چه راهکاری را پیشنهاد می کنید؟ آیا باید با موضوع خاصی و سوالات خاصی ورود کنیم؟ آیا باید به تفاسیر هم مراجعه کنیم؟ یا لازم است ابتدا یک دوره تفسیر خاصی را مطالعه کنیم بعد ورود کنیم؟ چنانچه راهنمایی خاصی مد نظر دارید بفرمایید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که با مطالعه‌ی مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن‌ها‌ که همه بر روی سایت هست؛ زمینه‌ی تفکر و تدبّر در قرآن را فراهم فرمایید و سپس به تفسیر المیزان رجوع کنید. قبل از آن بد نیست به جزوه‌ی «روش کار با المیزان» رجوع فرمایید. موفق باشید

25508

علم امامبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد متن زیر قسمتی از بحث در یک گروه تلگرامی است: "....بله این هم می تواند شاهدی باشد. البته عرایض بنده مستند به روایات خود معصومین و ادله عقلی است نه فرمایشات بزرگان که شاید محل خدشه باشد و کسی بگوید شیخ صدوق اشتباه کرده. خلاصه اینکه آنچه برهان بر آن داریم عصمت در وحی (برای نبی) و عصمت در هر آنچه مربوط به دین و تفسیر قرآن و شریعت است (برای امام) می باشد. برای افعال عادی معصومین دلیلی نداریم که معصوم باشند. این سخن بسیاری از بزرگان شیعه در قرون اولیه بوده است ولی متاسفانه امروزه برخی می گویند عصمت ذاتی ایشان است مانند ذاتی بودن ناطق برای انسان! (نعوذ بالله علی ما سمعنا) " سوال بنده مربوط به اون بخش هست که میگه : «برای افعال عادی معصومین دلیلی نداریم.» این حرف درسته آیا؟ حقیقتا امامی که واسطه فیض است و آن همه مقام دارند _ که در زیارت جامعه کبیره از خودِ معصوم نقل است _ عقلانی است که صرفا در مسائل مربوط به دین عصمت داشته باشند و در امور عادی نه؟ آیا این حرف با مقامات معصومین علیهم السلام منافات ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که علم امام ذاتی نیست، بحثی نمی‌باشد. برای روشن‌شدن مطلب، قسمتی از کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را خدمتتان ارسال می‌کنم، إن‌شاءاللّه مطلب روشن می‌شود: موفق باشید

علم امام

طبق آيه‌ي «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ»[1] که مي‌فرمايد برخي پيامبران، را بر برخي ديگر برتري داديم. از آن جایی که ولايت آن‌ها باطن نبوتشان است[2] پس ولایتشان متفاوت مي‌باشد و ريشـه‌ي اين تفاوت در «مراتب معرفت و علم‌» و «قدرت روحي» آن‌هاست. به طوري كه عاصف‌بن‌بَرْخِيا كه مقداري از «علم كتاب» برخوردار بود بر اساس ولايت تکويني که داشت توانست قبل از اين‌كه حضرت سليمان چشمشان را برهم زنند یا چشمشان را برگردانند، تخت بلقيس را از يَمَن به اورشليم بياورد. قرآن در اين باره مي‌فرمايد: «قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ»[3] آن‌كس كه مقداري از علم كتاب را مي‌دانست گفت: من آن را در كمتر از چشم به‌هم‌زدني نزد تو حاضر مي‌كنم. در مقابل اين علم كه مربوط به عاصف‌بن‌برخيا است در قرآن داريم كه: «وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ»[4] وكافران برتو اعتراض مي‌كنند كه تو رسول خدا نيستي، بگو: تنها گواه بين من و شما خداست و آن‌كه علمِ به كتاب نزد وي است. اين آيه مي‌فرمايد: علاوه بر معجزه‌بودن قرآن كه گواه است بر اين‌كه تو پيامبر و فرستاده‌ي خدا هستي، آن‌كس كه همه‌ي «علمِ كتاب» در نزد اوست نيز گواه است براين‌كه تو فرستاده‌ي خدايي .

طبق آيه‌ي اخير روشن مي‌شود كسي در زمانِ نزول آيه بوده كه «علمِ كتاب» در نزدش بوده و شهادت مي‌داده که پيامبر (ص) فرستاده‌ي خداست. و چون آيه در مكه نازل شده، بنا به بسياري از روايات شيعه و سني، مصداق آيه به طور مستقيم علي (ع) و به تبع آن اهل‌البيت (ع) اند كه داراي علمي مي‌باشند كه مانند عاصف بن برخيا، موجب تصرف در مبادي عالم مي‌شود، منتها مقداري از آن علم در نزد عاصف بن برخيا بود، و آن علم مربوط به مقام «امر» است كه مقام ماوراء عالم ماده و عالم تدريج و زمان است. چون قرآن مي‌فرمايد: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»[5] حال با توجه به اين‌كه عاصف‌بن‌برخيا جزئي از اين علم را داراست و توانست آنچنان در عالم تصرف كند كه تخت بلقيس را قبل از به‌هم‌خوردن چشم به محضر حضرت سليمان بياورد، وسعت ولايت تكويني علي (ع) را ملاحظه فرمائيد كه حضرت از همه‌ي «علم كتاب» برخورداراند، همچنان‌كه امام صادق (ع) فرمودند: آنچه عاصف داشت قطره‌اي از اقيانوسي بود كه همه‌ي آن نزد ما است.[6]

در روايت هست که سدير نقل مي‌کند: «من و ابوبصير و يحيي بزّاز و ... در مجلس حضرت صادق (ع) بوديم، ناگهان آن حضرت با حال غضب در مجلس وارد شدند و چون در جاي خود قرار گرفتند، گفتند: «يا عَجباً لِاَقوامٍ يَزْعَمُون اِنّا نَعْلَمُ الْغَيْب، لا يَعْلَمُ الْغَيْبَ اِلاَّ الله عَزّوجل» جاي تعجب است که عده‌اي گمان مي‌کنند ما علم غيب داريم، جز خدا كسي عالم به غيب نيست، من قصد داشتم كه كنيز خود را با زدن ادب كنم، از دست من فرار كرد و من ندانستم در كدام یك از اطاق‌هاي خانه مخفي شده است! سدير مي‌گويد: چون حضرت برخاستند و به طرف منزل رفتند من و ابوبصير و ميسّر به منزل آن حضرت رفتيم و عرض كرديم: فدايت شوم ما امروز در باره‌ي آن كنيز از شما شنيديم كه چنين و چنان فرموديد و ما نمي‌خواهيم به شما نسبت علم غيب دهيم وليكن ما مي‌دانيم كه حقاً شما علوم بسيار فراواني داريد! حضرت فرمودند: اي سدير آيا قرآن مي‌خواني؟ عرض كردم بلي. فرمودند: هيچ اين آيه را خوانده‌اي كه مي‌فرمايد: «قال الَّذي عِنْدَهُ علمٌ مِنَ الْكِتاب اَنا اتيكَ بِه قَبْلَ اَنْ يَرْتَدَّ اِلَيْكَ طَرْفك» عرض كردم؛ آري كه حضرت سليمان به اطرافيان خود فرمود: كدام یك تخت بلقيس را براي من مي‌آوريد؟ «قالَ عِفْريتٌ مِنَ الْجِنّ اَنَا آتيك بِه قَبْلَ اَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَ اِنّي عليه لِقَويٌ اَمينٌ» عفريتي كه از طايفه‌ي جن بود گفت: قبل از اين‌كه از جايت بلند شوي مي‌آورم ولي «قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ»[7] آن کسي که مقداري از علم کتاب نزد او بود گفت: من آن را نزد تو مي‌آورم قبل از آن که چشم خود را به طرف ديگر بگرداني، زيرا جناب آصف‌بن برخيا برعکس عفريت جن از مبادي ديگري عمل مي‌كرد که فوق زمان و مکان بود.

حضرت فرمودند: آيا دانستي كه او [آصف] چقدر از كتاب الهي علم دارد؟ عرض كردم شما براي من بيان بفرماييد. حضرت فرمودند: به اندازه‌ي يك قطره نسبت به اقيانوس، به اين مقدار عاصف‌بن‌برخيا از كتاب الهي علم داشت... اي سدير آيا در كتاب خدا اين آيه را يافته‌اي كه مي‌فرمايد: «قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني‏ وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ»[8] اي پيامبر! بگو کافي است اين‌که خدا شهادت مي‌دهد به رسالت من و آن کسي که «علمِ کتاب» نزد اوست. سدير گفت: بلي اين آيه را هم خوانده‌ام. حضرت فرمودند: آيا کسي که تمام کتاب را مي‌داند با فهم‌تر است يا کسي که بعضي از آن را مي‌داند؟ عرض کردم؛ بلکه کسي که تمام علم کتاب را مي‌داند. آنگاه حضرت با دست خود اشاره به سينه‌شان نمودند و فرمودند: به خدا سوگند «علم کتاب» نزد ماست، به خدا سوگند «علم کتاب» نزد ماست. [9] ملاحظه فرمائيد که چگونه امام (ع) از طريق اين آيه ما را متوجه مقام خود نمودند.

ائمه (ع) از آن جهت كه در مقام تکوينِ خود واسطه‌ي فيض هستند، مقام‌شان فوق جبرائيل و میكائيل است ولي از آن جهت كه مي‌خواهند به صورت عادي زندگي كنند علمي از خدا طلب نمي‌كنند و موضوع پنهان‌بودن محل كنيز براي آن حضرت از اين نوع است. متوجه باشيد که حضرت (ع) با طرح موضوع کنيز و پنهان شدن او مي‌خواهند علم ذاتي را از خود نفي کنند و روشن کنند علم ذاتي مربوط به خدا است ولي اين بدين معني نيست كه هر علمي را امام بخواهد خداوند به او ارزاني ننمايد.

 


[1] - سوره‌ي بقره، آيه‌ي ۲۵۳.

[2] - در رابطه با این که ولایت، باطن نبوت است فرموده اند: چون «وَلي» مخاطب به خطاب «اقْبل» است و نبي مخاطب به خطاب «ادبر» بعد از «اقْبل» است، پس نبوت بدون ولايت صورت نبندد، ولي ولايت بي‌نبوت ممكن است و از اين جهت ولايت تکويني منحصر به پيامبر نيست.

[3] - سوره‌ي نمل، آيه‌ي ۴۰.

[4] - سوره‌ي رعد، آيه‌ي ۴۳.

[5] - سوره‌ي يس، آيه‌ي ۸۲.

[6] - الکافی، ج۱، ص ۲۵۷. حضرت فرمودند: آنچه نزد جناب عاصف بود «قَدرُ قَطرَةٍ مِن الماء فی البَحر الاَخضر» به اندازه قطره آبی بود از دریای سبز یا بحر محیط.

[7] - سوره‌ي نمل، آيه‌ي ۴۰.

[8]- سوره‌ي رعد، آيه‌ي ۴۳.

[9]- اصول کافي، ج ۱، ص ۲۵۷.

25062

تجربه عشقبازدید:

متن پرسش
سلام: حکمت آفرینش عشقهای زمینی (عشق پدر و مادر به فرزند یا عشق دو غیرهمجنس) چیست؟ بطور کلی فلسفه عشق زمینی چیست؟ چرا خدا فقط عشق خود را قرار نداد تا به راحتی به سمت او سیر کنیم و دل به او بدهیم؟ اینکه عرفا می‌گویند عشق مجازی پلی ست به سمت عشق خدا چرا بسیاری از عرفای شیعه (مثل علامه قاضی، آیت الله بهجت و...) حرفی از عشق زمینی نزده اند و ممکن است خود نیز تا آخر عمر عاشق غیر همجنس نشده باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عشق، روح و روحانیتی است که به سوی کمال نظر دارد. لذا در هر آن‌چه انسان وجهِ کمالی در آن بیابد، آن را از آن وجه، محبوب خود قرار می‌دهد. آری! اگر کسی عشق را در محبوب مجازی هم تجربه کرد و سپس متوجه شد همه‌ی آن کمالات در حضرت حق است؛ با تجربه‌ای که نسبت به آن عشق مجازی داشت به سوی محبوب حقیقی سیر می‌کند.

اگر کسانی از ابتدا بتوانند کمالات متعالی را به صورت وجودی و با تجربه‌ی حضوری در خدا بیابند، چه نیاز دارند که از طریق تجربه‌ی عشق زمینی به حضرت محبوب دل ببندند؟ موفق باشید

23902

با دیگریبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. نظرتون راجع به این متن چیست؟ به اقرار اهل نظر، بزرگترین چالش قرن ۲۱ درک «دیگری» است. این درک دیگری مستلزم عشق به «دیگری» و تغییر در درک ما از «خود» است. و این دقیقاً همان چیزی است که امانوئل لویناس، از برجسته ترین فیلسوفان اخلاق و آوانگارد قرن بیستم، در فلسفه‌ی «دگربودگی» خود به دنبالش است. هنر لویناس در این است که «دیگری» را در مرکز توجهات قرار داد و به آن ارزشی اخلاقی-دینی بخشید. به این اعتبار فلسفه‌ی او را فلسفه‌ی «دگربودگی» نامیده‌اند. در فلسفه‌ی دگربودگی لویناس، «دیگری» هر چیز یا کسی غیر از «من» است و خدا نیز در چنین تفکری «دیگری» است. لویناس می‌گوید: «اگر به سوی دیگری حرکت کنید این حرکت شما به کمال مطلق و «او» ختم می‌شود. «او» نامتناهی است و راه رسیدن به او نیز بی کران است. اما این راه بی پایان بدان معنا نیست که هرگز به او نمی‌رسید بلکه با قدم اولی که در مسیر «دیگری» بر می‌دارید «او» را حس می‌کنید و می‌توانید نشانه‌های خدا را در «چهره‌ی دیگری» ببینید». در اینجاست که به اهمیت «اخلاق دیگری» در اندیشه و الهیات فلسفی لویناس پی می‌بریم. لویناس برخلاف فیلسوفان دین است که خدا را «درونی» توصیف می‌کنند. خدای لویناس خدایی «بیرونی» و نامتناهی است و این ایده‌ی نامتناهی در غیریت دیگری متجلی می‌شود. لویناس می‌گوید: «تا وقتی «من» هستیم، در تنهایی خود محدود می‌شویم، اما همین که نگران دیگری شدیم و به دیگری عشق ورزیدیم نامتناهی و بیکران می‌شویم و به سوی «او» حرکت می‌کنیم. تا زمانی که دلواپس دیگری هستیم و احترام به دیگری و مسؤولیت در قبال دیگری داریم اخلاق در ما زنده خواهد بود و تا زمانی که «دیگری» در ما زنده است می‌توانیم بگوییم «منِ اخلاقی» در ما حیات دارد.» فلسفه‌ی دگربودگی «امانوئل لویناس» به قلم: «ژرار بانسوسا و دومنیک ژانیکو» برگردان «لیدا فخری»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با آثار آقای «لویناس» آشنایی دارم و برای ایشان ارزش خاصی قائلم و در مباحث اخلاقی نیز از ایشان استفاده می‌کنم. اخیراً آقای دکتر اصغر مصلح کتابی تحت عنوان «با دیگری» نوشته‌اند و بنده نکات مهمی که به نظرم از آن کتاب می‌آمده است را، با ذکر صفحه‌ی آن مطالب یادداشت کرده‌ام. آن را خدمتتان ارسال می‌کنم. موفق باشید

۳. ایستادن میان فرهنگ‌ها در مقابل دنیای معاصر از مهم‌ترین افق‌هایی است که به روی تفکر گشوده شده است.

۳. همه‌ی فرهنگ‌ها باید فرا رَوی از داشته‌های خود و ایستادن در «میانه» را تمرین کنند.

۵. بسیاری از مردم از رویارویی با «دیگر» دوری می‌کنند ولی با دیگری تنها راه هم‌زیستی خردمندانه، درک عمیق دیگری و وقوف به محدودیت‌های خویش و در پیش‌گرفتن منش گفتگو است.

۹. بسیاری از مشکلات انسانی راه حلی جز تغییر نگاه به «دیگری» ندارد.

۱۱. هر کوششی برای حذف دیگری به خشونتی مضاعف منتهی می‌شود. باید در صدد یافتن الگوی مناسب زیستن با دیگری باشیم.

۱۴. بیش از هرچیز باید قرارگرفتن در کنار دیگری را پذیرفت.

۳۴. به نظر یونگ، حیاتِ روح وابسته به روابط میان انسانی است. هیچ تفردی بدون ارتباط با شخصِ دیگری حاصل نمی‌شود... آدمِ بی ارتباط، کامل نیست، زیرا فقط از طریق روح و روان می‌توان کامل شد و روح و روان هم بدون وجه دیگرش نمی‌تواند هستی داشته باشد... ما همواره به نقد خود نیاز داریم و این بدون دیگری ممکن نیست... اروپا این بزرگ‌ترین مسئله‌ی ما، فقط هنگامی برایم درک‌پذیر است که می‌بینم منِ اروپایی در چه جاهایی با جهان سازگار نیستم.

۳۵. یونگ معتقد است سفیدها با سرشان فکر می‌کنند و سرخ‌پوستان با دل‌شان.

۳۹. امروز نمی‌توان «حقیقت» ناب خاص خود را، بدون احساس حضور «دیگری» یافت. نقش «دیگری» و تأثیر تفاوت او با «من» در همه‌ی اندیشه‌ها و دریافت‌ها و قضاوت‌ها آشکار است. گویی دورانِ زیستنِ فارغ از حضور «دیگری» به پایان رسیده است.

۴۱. آن‌چه در میدان نسبتِ با «دیگری» و در عرصه‌ی «باهم زیستن» اهمیت دارد، نتایج ملموس اعتقاد به حقیقت است. به همین جهت باید توان تفکیک حقیقت مورد اعتقاد و حقیقتِ ساری در زندگی و رانه‌ی رفتار «من» را داشت. در عرصه‌ی «زیستن با دیگری» آن‌چه اهمیت دارد، حقیقتِ جاری و ساری در زندگی است.

۴۵. با پیدایش تکنیک نسبت انسان با وجود و طبیعت دگرگون شده است. یا به بیانی دقیق‌تر، با تغییر نسبت انسان با وجود و طبیعت است که تکنیک پدید می‌اید. به گفته‌ی هایدگر: با تکنیک، مناسبات انسانی نیز دگرگون شده است.

۵۶. هیچ قومی نیست که بر اساس ویژگی‌های خود، خود را برتر از دیگران نداند. به گفته‌ی سرخ‌پوستان؛ خدا اولین مجسمه‌ی آدم را نپخته بیرون آورد و نژاد سفید شد و سپس بر آن روح دمید، دومین مجسمه را که خوب پخته شده بود بیرون آورد و نژاد بیرون آورد و نژاد سرخ بود و سپس بر آن روح دمید و خدا محو تماشای نژاد سرخ شد و فراموش کرد مجسمه‌ی سوم را بیرون آورد و وقتی بیرون آورد سوخته بود و به آن روح دمید و نژاد سیاه شد.

۵۹. با گسترش تمدن مدرن و گسترش علم و تکنولوژی شناخت انسان‌ها از شناخت دور به شناخت نزدیک تبدیل شد.

.  هایدگر می‌تواند راه گفتگو با فلسفه‌ی اروپایی را به متفکران غیر غربی بیاموزد.

کار دشوار گشودن راه گفتگو است. در این گفتگو هیچ جدلی رُخ نمی‌دهد.

رویکردی مشترک برای نزدیکی به یکدیگر

تفکر حاصل‌گونه‌ای سلوک روحی و معنوی است و نحوه‌ای دریافت از طریق تجربه‌ی درونی است.

آینده‌ی آمریکا آینده‌ی جهان است. وضعیت فردا را هم اکنون در آمریکا می‌توان دید.

هم‌زیستی همه‌ی سرزمین‌ها در دنیایی موزائیک‌وار

صلح میان ملت‌ها بدون صلح میان ادیان ممکن نیست.

توان ایستادن میان فرهنگ خویش و دیگر فرهنگ‌ها از طریق عرفان ممکن است از آن جهت که عرفان پیوستگی ریشه‌ای با فرهنگ خویش را حفظ می‌کند و راه درک سایر فرهنگ‌ها را هم می‌گشاید.

با انکار تمدنی در مواجهه با تمدن غربی، عملاً در بستر روح تمامیت‌خواه تمدن غربی قرار می‌گیریم که در مقابل خود هیچ فکر و اندیشه‌ای را به رسمیت نمی‌شناسند. در حالی‌که آن‌چه در زمان معاصر اهمیت دارد، جستجوی راه‌های همگرایی فراتر از تک فرهنگ‌ها است که این نیاز شرایط امروزین کره‌ی زمین است.

درگذشته مردم هر فرهنگ به تفاوت‌های خود وابسته‌اند و آن را عین حقیقت و هویت درستی می‌دانستند. ولی امروز ما به وجود تفاوت‌ها خود آگاه شده‌ایم و آن‌ها را پاس می‌داریم و آیه‌ی « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ» طوری دیگر می‌فهمیم و موضوع «دیگری» را جدّی می‌گیریم و به تفاوت‌ها احترام می‌گذاریم و خودمحورانه نسبت به دیگری نمی‌اندیشیم.

به گفته‌ی شایگان: مدرنیته به ناچار به محوری تبدیل شده که همه‌ی بینش‌ها حتی آن‌هایی که به مشروعیت آن معترض‌اند، حول آن می‌چرخند. (با دیگری- ص 488). و بدین لحاظ در فضای با دیگران‌زیستن دیگر هر فرهنگی نمی‌تواند راه ویژه‌ی خود را در پیش گیرد.

 

23178

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در ادامه سوال 23165 بالاخره در حالی که ما هیچ شناختی روی طرف مقابل نداریم و همواره احتمال محتاج بودن شخص وجود دارد نمی دانیم آیا طرف تنبلی می کند، عادت به گدایی و گرفتن جنس مجانی کرده و... یا واقعا نیازمند است چه بکنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساتید بزرگوار می‌فرمایند همین‌که احتمال نیاز بدهیم، کافی است که از کمک خود به آن شخص دریغ نکنیم. موفق باشید

22830
متن پرسش

سلام خدمت استاد بزرگوار: خواستم نظرتون رو در باره این سخن جویا شوم بعید نیست امتحان اربعین، پیش‌درآمدِ امتحان بزرگ ظهور باشد. اگر مؤمنین در امتحان اربعین سربلند شدند، می‌شود در امتحان ظهور رویشان حساب کرد. با اربعین ساده برخورد نکنیم؛ توابین هم با حضور امام حسین (ع) در کربلا ساده برخورد کردند آن بلا سرشان آمد که تا ابد نامشان جامانده کربلا شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی درستی است. عرض بنده در کتاب «اربعین حسینی، امکان حضور در تاریخی دیگر» آن است که این رخداد را باید جدّی بگیریم. موفق باشید

8171

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیا کسانی امثال حضرت امام و علامه و دیگران که کلامشان الهام گرفته از قرآن و روایات است می شود گفت کلامشان نورانی است ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حتماً همین‌طور است. موفق باشید
31791

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد اصغر طاهر زاده چند سوال داشتم : ۱. در مورد سوال ۳۱۷۷۸ برای داشتن ایمانی راسخ فرمودید معرفت بالله که معرفت نفس برای شروع این امر طریقه خوبی است و تقوای الهی را باید مد نظر داشت و اگر ممکن است بفرمایید برای تقوای الهی مهمترین عامل چیست؟ ۲. تاریخ به چه درد می‌خورد؟ و از تاریخ چه استفاده ی مفیدی می‌توان کرد؟ ۳. برای بحث کتب انقلاب اسلامی شما ابتدا کتب غرب شناسی شما مطالعه شود خوب است؟ ۴. برای بحث قرآن، آن سوره هایی که تفسیرش را گفته اید، هر چه که دل کشید و در واقع با مبانی آن سوره حال کرد خوب است تفسیرش را کار کنیم؟ یا باید بر اساس سیر مطالعاتی باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تقوای الهی چیزی نیست جز همان کنترل خود در رعایت حرام و حلال الهی. ۲. تاریخ، محل حضور سنن الهی است تا با نظر به آن سنن آینده خود را شکل دهیم. ۳. فکر خوبی است. ۴. خیر، همان‌که روح‌تان با آن سوره تغذیه می‌شود، حضور در عالَم معنا را تجربه خواهید کرد. موفق باشید

30470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد: ما در حوزه های علمیه هرکس را می‌بینیم به جایی رسیده در اثر قرار گرفتن زیر نظر یک استاد بصورت جدی بوده است استاد صمدی می فرمودند که حتی آیت الله حسینی طهرانی از ۵ تا ۱۰ سال اجازه حضور در درس عالم دیگری را نمی دادند تا شخصیت آنها شکل بگیرد و بعد به علمای دیگر رجوع کنند. من با افراد با استعداد زیادی در حوزه مواجه شدم که آنچه باید می شدند نشندند و ظاهرا جای استاد در سلوک علمی شان بسیار خالی است به ذهن شما چی می رسه؟ تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت الله بهجت» در این رابطه شده. خوب است به قسمت جزوات در  نوار بالای صفحه‌ی اول سایت در بخش نوشتارها، سری بزنید و با حوصله آن جزوه را مطالعه بفرمایید. موفق باشید

29301

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد چند سالی است مشغول تورق کتب حکمت و معرفت نفس هستیم ولی در مقام عمل این معرفت ما، اثری به جزء افزایش معلومات نداشته. چه کنیم برای این درد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید نگاه ما به موضوعات، «وجودی» باشد تا نسبت وجود خود را با آن مباحث تنظیم کنیم، نه آن‌که محدود به اطلاعاتی باشیم که در مورد آن موضوعات پیش می‌آید. موفق باشید

28925

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت شما استاد ارجمند: ان شاءالله امسال بنده قصد دارم که در کنکور دکتری شرکت کنم و ادامه تحصیل بدهم؛ ولی از این بابت بسیار می‌ترسم که اگر در این مقطع پذیرفته شوم و مشغول و درگیر دروس و مباحث این مقطع بشوم، نکند خدایی نکرده، آن حس خداجویی و درواقع آن میل و شوق و توفیق در عبادات از بنده سلب شود. چرا که اولا رشته بنده رشته ای غیر دینی است (ریاضی محض، گرایش هندسه) که فعالیت در این رشته مستلزم صرف زمان زیادی از شبانه روز به کارهای عمیق ذهنی و فکری (و البته غیر الهی) می باشد، از طرفی بحمدلله و با توفیق و عنایات خدای سبحان و ائمه معصومین علیهم السلام، الان حدود یکسال می‌شود که بنده عاصی، کمی به خودم آمدم و خصوصا از طریق مطالعه در احوال و آثار عرفای واصل به ویژه حضرت علامه طهرانی (ره)، همچنین با مطالعه کتاب شریف «لقاءالله» جناب میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (ره) حس کردم که باید حرکتی در راستای تهذیب نفس و حرکت به سوی آنچه که حضرت حق می‌پسندد انجام دهم و باز هم به لطف خداوند متعال، تا حدودی توفیق پیدا شد که گامهای کوچکی برداشته شود...] لذا فقط از این بابت می‌ترسم که یک وقت نکند که شیاطین و نفس امّاره، از طریق مشغول کردنم به این مادیات و کثرات و دروس غیر الهی، مرا از راه به در کنند و خدایی نکرده نه تنها سِیر بنده متوقف شود، بلکه عقب گرد هم کند. الان چند روزی هست که تردید دارم و دو دل هستم که آیا ادامه تحصیل بدهم، یا اینکه به کاری ساده تر مشغول شوم تا ذهن بنده را خیلی درگیر نکند؟ (بسیار متشکرم از وقتی که می‌گذارید و پاسخ های راهگشایی که می فرمایید.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به خودتان دارد که خود را چون اقیانوسی بدانید که در جهان جدید با هویت  دینی- اسلامی حاضر می‌شوید و لذا اقیانوسی خواهد بود که هرچند بعضی رودهای گِل‌آلود به آن وارد شوند، آن را گِل‌آلود نمی‌کنند. موفق باشید

28158
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. به نظر حضرتعالی، آیا جنگ نرم یا به اصطلاح ناتوی فرهنگی که سالهاست برای آن برنامه ریزی می‌شود و تاثیراتی بین مردم ویژه قشر جوان هم داشته است، می‌توان آن‌را ذیل یک برنامه ریزی تمدنی پرچمداران تمدن مدرن و لیبرال دموکراسی جهت پیشگیری از ظهور و بروز تمدن اسلامی و هدم تمدنی انقلاب دانست؟ ۲. به نظرتان چه میزان این جنگ نرم روی مردم و بینش آنها تاثیر گذاشته و توانسته است ضربات به خیمه انقلاب و تمدن اسلامی بزند ویژه با وجود جمعی از مردم و جوانانی که عقل و ظاهرشان مدرنیزه شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. رویهمرفته تفکر لیبرالی بر خلاف ادعایش نشان داده است تفکر تمامیت‌خواه است و البته هرچه جلوتر رفته‌ایم ملت‌ها به خود آمده‌اند و آن تفکر، روز به روز با ناکامی‌هایش روبه‌رو شده است، هرچند که مستشرقین تلاش کردند تا هویت ملت ها را در مقابل نظام لیبرالی نفی کنند. ۲. معلوم است که جنگ، بی‌تلفات نمی‌شود ولی وقتی یک‌طرف جبهه‌ی توحیدی است و یک طرف جبهه‌ی کفر، حتماً جبهه‌ای که پیروز است، جبهه‌ی توحید است و در این رابطه باید آینده‌ی خود را دید و در آن آینده، خود را احساس کرد. موفق باشید

28136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: بنده میخوام تا شرح فصوص رو با شما کار کنم. منتها فرمودید یه سیر قبلش نیازه. من اون سیر رو پیدا نکردم میشه بفرمایید از کجا شروع کنم و چجوری ادامه بدم. بنده بدایة الحکمة رو هم کامل خوندم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی سایت و پس از آن دنبال‌کردن شرح صوتی کتاب «معاد» حتماً در این مورد لازم است.

27895

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: بنده مدتی هست که در تلاشم تا به معرفت عمیق دینی برسم. اما از آنجایی که سوالات ذهنی بسیار دارم و همچنین چندین منبع و کتاب برای مطالعه از سوی دوستان بهم پیشنهاد شده، در سیر مطالعاتی دچار سردرگمی شده ام. با مطالعه ی جزوه ی شما در مورد روش مطالعه المیزان به آن رجوع کردم، از ابتدای قران تا حدود آیه ی ۲۷ بقره را پیش رفتم اما نتواستم با آن به خوبی ارتباط بگیرم (یعنی حس می کنم همان روحیه ی کتوم بودن علامه باعث می‌شد نتوانم مطالب را به خوبی بگیرم و در زندگی پیاده کنم) به طور اتفاقی با کتاب «هدف حیات زمینی آدم» آشنا شدم و آن را شروع کردم. بسیار برای جانم لذت بخش بود. چون با آن کتاب داشتم جواب سوال هایی را پیدا می‌کردم که مدت زیادی گریبان گیرم بود (اینکه در زندگی باید چه هدفی را داشته باشم). اکنون به بخش هشتم کتاب رسیدم. و با نگاه کردن به عنوان ها فکر می کنم ادامه ی کتاب بیشتر در رابطه با شیطان باشد. اما من در حال حاضر سوال ذهنی و دغدغه ذهنی در مورد شیطان ندارم. و برعکس به شدت ذهنم درگیر سوالاتی در مورد خانواده و ازدواج و نقش زن در خانواده و مسولیت او.... هست. آیا به نظرتان این کار درستی است که کتاب «هدف حیات زمینی ادم» را رها کرده و برای پاسخ گویی به سوالم به سراغ کتاب «زن آنگونه که باید باشد» بروم؟ آیا به نظرتان این درست است که مطالعات خود را بر اساس سوال ذهنی و دغدغه‌ ذهنی ام در هر زمان پیش ببرم؟ یا اینکه ملاکم در چیدن سیر مطالعاتی باید چیز دیگری باشد؟ و همین طور به نظرتان این کار درستی است که به جای خواندن المیزان کتاب های شما را بخوانم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سعی بفرمایید در ابتدا حداقل یک سالی با سیر مطالعاتی که سایت پیشنهاد می‌کند جلو بروید تا مبانی لازم را جهت ورود در سایر موضوعات داشته‌باشید. موفق باشید
 

27131

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: با توجه به تکنیک تمرکز بر (روی عدد یک یا الله) علامه طباطبایی در رساله الولایه ۱) در حالت خوابیده باشد یا نشسته؟ چند دقیقه در روز؟ ۲) موسیقی های الفا ذهنی هم در این زمینه کمک می کند؟ موسیقی در این زمینه سراغ دارید؟ ۳) عدد یک را چطوری باید در ذهن تجسم کرد چون سخته بعضا تصورش کرد؟ ممنون میشم کمی شرح داید. و کمی از جزئیات در تمرکز را بیان کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد، ورودی نداشته‌ام و تجربه‌ای ندارم. موفق باشید

26685

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: سؤالی داشتم. ‌طلبه پایه دومی هستم که پیام تعطیلی مدرسة علمیّة به دستم رسید. مطالعه های آزادم رو تا الآن تحت نظر اساتیدی که کتب علّامه مطهری رو پیشنهاد می کردند پیش می بردم. اتفاقات دیگری برایم افتاد و سخن مقام معظّم رهبری به گوشم رسید که فرمودند: جوانان، گوشتان به دهان امام باشد و ببینید امام چه می گوید. از طرفی گفته شده است کسی که هرکس می خواهد در حوزه حرفی برای گفتن داشته باشد باید مطالعهٔ آثار شهید مطهری را پیش بگیرد. از طرفی دیگر علاقه به مطالعه کتب روایتی (نهج البلاغه و الغدیر و...) و کتب آیت الله خامنه ای دارم. و چه و چه... چه ملاکیست برای مطالعه غیر درسی یک طلبه؟ اولویت را با چه ملاکی باید چید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مواردی که نام برده‌اید همه را باید ورود کنید ولی فعلا ببینید ذوق شما در کدام مورد است، همان را فعلا دنبال بفرمایید. موفق باشید

26668

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: بنده با اینکه از وضعیت موجود به شدت ناراضیم در انتخابات شرکت کردم و به کسانی که عنوان اصولگرا و انقلابی داشتند رای دادم ولی: ۱. دست خودم نیست اما ته دلم از اینکه عده زیادی با عدم مشارکت در انتخابات عدم رضایت خود را اعلام کردند کمی احساس خوشحالی دارم آیا این احساس گناه است؟ چطور از آن خلاص شوم؟ ۲. امید من این بود که نیروهای انقلابی در مجلس آینده جلوی سیاست های غلط دولت بایستند و وضعیت جامعه از هر نظر اصلاح شود ولی الان از سوی جناح های مختلف مطرح می شود که رهبری نمی گذارند کسی با دولت مخالفت کند آیا این درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شاید از آن جهت با آن‌ها همراه هستید که کار آن‌ها را اعتراض به کوتاهی‌های مسئولان می‌دانید و نه اعتراض به نظام اسلامی. ۲. نه. مقام معظم رهبری مواظب‌اند دوش خود را از زیر بار مسئولیت‌هایی که به عهده گرفته است، خالی نکند. نباید دولت را ساقط کرد، ولی باید انتقاد نمود. موفق باشید

26632

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» بنده فرهنگی ازکارافتاده هستم. کتابهای امام خمینی و علامه حسن زاده را میخوندم ولی متوجه نمی شدم. تا اینکه با کتابها و سایت حضرتعالی آشنا شدم. اگه ممکنه نهایت دیدگاه ما نسبت به امام زمان در عبادت را بفرمایید. سپاسگزارم. خدا طول عمر عنایت کنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حجت عجل‌الله‌فرجه امام ما هستند و با نظر به شخصیت آن حضرت که واسطه‌ی فیض الهی می‌باشند و امید به عنایت آن حضرت، باید به عبادات شرعیه‌ی خود امیدوار بود. موفق باشید

26425
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. از کجا مطمئن باشیم، رد یا تایید صلاحیت های شورای نگهبان درست است و واقعاً به ضرر اسلام و قانون نیست و باعث می شود مفسدین و دروغ پردازان به مصادر تصمیم سازی نرسند؟یعنی می توان مطمئن بود شورای نگهبان واقعا درست عمل می کند؟ ۲. مهمترین بخش نظام و انقلاب، ولایت فقیه است و شورای نگهبان مکلف است که صلاحیت کاندیداهای خبرگان را بررسی کند تا با انتخاب مردم، میان این کاندیداهای تایید صلاحیت شده، افرادی نماینده مجلس خبرگان شوند و آنان هم ولی فقیه را برگزینند. اگر شورای نگهبان نتواند درست، صلاحیت افراد را تایید کند و لذا افراد ناصالحی که کاندیداها هستند با انتخاب مردم به مجلس خبرگان بروند و همینها در انتخابی غلط، شخصی ناصالح را بعنوان رهبر برگزینند، تکلیف چیست؟ آیا هم اکنون چنین اتفاقاتی و چنین انتخاب و تصمیمی در حوزه ولایت فقیه و خبرگان افتاده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ترکیب شورای نگهبان طوری است که می‌توان گفت نسبت به تمام نهادهای دنیا کمترین خطا در آن می‌تواند صورت بگیرد. فراموش نفرمایید که ترکیب شورای نگهبان، ترکیبی از افراد عادی نیستند که تحت تأثیر باند و گروه قرار گیرند زیرا چنین ترکیبی در سنت اسلامی شکل گرفته و عملاً قابلِ اعتمادترین موضع‌گیری‌ها را باید نسبت به آن نهاد داشته باشیم. موفق باشید

نمایش چاپی