باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً ملاحظه کردهاید که اولیاء الهی بعضاً به شعر شعراء حتی شعرای جاهلیت استناد میکنند و تازه، این غیر از آن است که رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» به حسان بن ثابت آنگاه که در مورد غدیر آن اشعار را سرود، فرمودند: جبرائیل به کمکت آمده است. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به سیرهی حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» هم فکر کنید گوشهای از زندگیِ جهادی را برای کسبِ درآمدی مختصر مدّ نظر داشتند و به همین جهت ۱۰ میلیون تومان به آقای کرباسچی داده بودند تا جهت کسب درآمد به کار گرفته شود. پس چرا بالاخره نسبت به زندگی در آن حدّ که دغدغهی نان و آب نداشته باشیم فکر نکنیم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با آثار آقای «لویناس» آشنایی دارم و برای ایشان ارزش خاصی قائلم و در مباحث اخلاقی نیز از ایشان استفاده میکنم. اخیراً آقای دکتر اصغر مصلح کتابی تحت عنوان «با دیگری» نوشتهاند و بنده نکات مهمی که به نظرم از آن کتاب میآمده است را، با ذکر صفحهی آن مطالب یادداشت کردهام. آن را خدمتتان ارسال میکنم. موفق باشید
۳. ایستادن میان فرهنگها در مقابل دنیای معاصر از مهمترین افقهایی است که به روی تفکر گشوده شده است.
۳. همهی فرهنگها باید فرا رَوی از داشتههای خود و ایستادن در «میانه» را تمرین کنند.
۵. بسیاری از مردم از رویارویی با «دیگر» دوری میکنند ولی با دیگری تنها راه همزیستی خردمندانه، درک عمیق دیگری و وقوف به محدودیتهای خویش و در پیشگرفتن منش گفتگو است.
۹. بسیاری از مشکلات انسانی راه حلی جز تغییر نگاه به «دیگری» ندارد.
۱۱. هر کوششی برای حذف دیگری به خشونتی مضاعف منتهی میشود. باید در صدد یافتن الگوی مناسب زیستن با دیگری باشیم.
۱۴. بیش از هرچیز باید قرارگرفتن در کنار دیگری را پذیرفت.
۳۴. به نظر یونگ، حیاتِ روح وابسته به روابط میان انسانی است. هیچ تفردی بدون ارتباط با شخصِ دیگری حاصل نمیشود... آدمِ بی ارتباط، کامل نیست، زیرا فقط از طریق روح و روان میتوان کامل شد و روح و روان هم بدون وجه دیگرش نمیتواند هستی داشته باشد... ما همواره به نقد خود نیاز داریم و این بدون دیگری ممکن نیست... اروپا این بزرگترین مسئلهی ما، فقط هنگامی برایم درکپذیر است که میبینم منِ اروپایی در چه جاهایی با جهان سازگار نیستم.
۳۵. یونگ معتقد است سفیدها با سرشان فکر میکنند و سرخپوستان با دلشان.
۳۹. امروز نمیتوان «حقیقت» ناب خاص خود را، بدون احساس حضور «دیگری» یافت. نقش «دیگری» و تأثیر تفاوت او با «من» در همهی اندیشهها و دریافتها و قضاوتها آشکار است. گویی دورانِ زیستنِ فارغ از حضور «دیگری» به پایان رسیده است.
۴۱. آنچه در میدان نسبتِ با «دیگری» و در عرصهی «باهم زیستن» اهمیت دارد، نتایج ملموس اعتقاد به حقیقت است. به همین جهت باید توان تفکیک حقیقت مورد اعتقاد و حقیقتِ ساری در زندگی و رانهی رفتار «من» را داشت. در عرصهی «زیستن با دیگری» آنچه اهمیت دارد، حقیقتِ جاری و ساری در زندگی است.
۴۵. با پیدایش تکنیک نسبت انسان با وجود و طبیعت دگرگون شده است. یا به بیانی دقیقتر، با تغییر نسبت انسان با وجود و طبیعت است که تکنیک پدید میاید. به گفتهی هایدگر: با تکنیک، مناسبات انسانی نیز دگرگون شده است.
۵۶. هیچ قومی نیست که بر اساس ویژگیهای خود، خود را برتر از دیگران نداند. به گفتهی سرخپوستان؛ خدا اولین مجسمهی آدم را نپخته بیرون آورد و نژاد سفید شد و سپس بر آن روح دمید، دومین مجسمه را که خوب پخته شده بود بیرون آورد و نژاد بیرون آورد و نژاد سرخ بود و سپس بر آن روح دمید و خدا محو تماشای نژاد سرخ شد و فراموش کرد مجسمهی سوم را بیرون آورد و وقتی بیرون آورد سوخته بود و به آن روح دمید و نژاد سیاه شد.
۵۹. با گسترش تمدن مدرن و گسترش علم و تکنولوژی شناخت انسانها از شناخت دور به شناخت نزدیک تبدیل شد.
. هایدگر میتواند راه گفتگو با فلسفهی اروپایی را به متفکران غیر غربی بیاموزد.
کار دشوار گشودن راه گفتگو است. در این گفتگو هیچ جدلی رُخ نمیدهد.
رویکردی مشترک برای نزدیکی به یکدیگر
تفکر حاصلگونهای سلوک روحی و معنوی است و نحوهای دریافت از طریق تجربهی درونی است.
آیندهی آمریکا آیندهی جهان است. وضعیت فردا را هم اکنون در آمریکا میتوان دید.
همزیستی همهی سرزمینها در دنیایی موزائیکوار
صلح میان ملتها بدون صلح میان ادیان ممکن نیست.
توان ایستادن میان فرهنگ خویش و دیگر فرهنگها از طریق عرفان ممکن است از آن جهت که عرفان پیوستگی ریشهای با فرهنگ خویش را حفظ میکند و راه درک سایر فرهنگها را هم میگشاید.
با انکار تمدنی در مواجهه با تمدن غربی، عملاً در بستر روح تمامیتخواه تمدن غربی قرار میگیریم که در مقابل خود هیچ فکر و اندیشهای را به رسمیت نمیشناسند. در حالیکه آنچه در زمان معاصر اهمیت دارد، جستجوی راههای همگرایی فراتر از تک فرهنگها است که این نیاز شرایط امروزین کرهی زمین است.
درگذشته مردم هر فرهنگ به تفاوتهای خود وابستهاند و آن را عین حقیقت و هویت درستی میدانستند. ولی امروز ما به وجود تفاوتها خود آگاه شدهایم و آنها را پاس میداریم و آیهی « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ» طوری دیگر میفهمیم و موضوع «دیگری» را جدّی میگیریم و به تفاوتها احترام میگذاریم و خودمحورانه نسبت به دیگری نمیاندیشیم.
به گفتهی شایگان: مدرنیته به ناچار به محوری تبدیل شده که همهی بینشها حتی آنهایی که به مشروعیت آن معترضاند، حول آن میچرخند. (با دیگری- ص 488). و بدین لحاظ در فضای با دیگرانزیستن دیگر هر فرهنگی نمیتواند راه ویژهی خود را در پیش گیرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکال ندارد که آقای رفیقدوست که از سپاه حقوق نمیگیرند، تاجرمنشانه درآمد ماهیانهی ۱۹ میلیون را زیاد نداند. ولی این تاجرمنشی چه ربطی به حقوقی دارد که از بیتالمال گرفته میشود؟ آیا واقعاً آقایان نسبت به کارگری که یکمیلیون ماهیانه حقوق میگیرد، هر ساعتشان ۱۹ برابر بیشتر کار و فعالیت میکنند؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که این حدیث در شهر مدینه با محدودیتهای آن شهر مطرح بوده که پیامبر، اقامهی نماز میکردند و عدهای با بیمحلیکردن، عملاً یهودی و نصرانیِ امت قلمداد میشدند. ولی در حال حاضر، شرایط به آن صورت نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. متأسفانه امثال سید قطب و شکیب ارسلان و الجابری، برگشت به خلافت را مدّ نظر دارند در عین اصالتدادن به همین تمدن غربی. در حالیکه برگشت به گذشته خودْ نوعی غفلت از تاریخی است که باید ماوراء تمدن غربی به میان آید. مشکل جریان اخوانالمسلمین نیز همین است. ولی تمدن اسلامیِ مدّ نظر امام و رهبری، اولاً: نظر به مردمسالاریِ دینی دارد، ثانیاً: با فرهنگ عبور از تمدن غربی خود را تعریف کرده است. ۲. همانطور که در کتاب «تمدنزایی شیعه» عرض شد تمدن اسلامی در عین تنوع مذاهب، محقق میشود، بیشتر بحث قرائت مذاهب در میان است که متوجهی نگاه انقلاب اسلامی باشند به همان معنایی که گفته میشود مبارزان غزّه، شیعیانی هستند که دستبسته نماز میخوانند. یعنی قرائت مدّ نظر انقلاب اسلامی در آنجا در میان است برعکسِ کرانهی غربی و نگاه ابومازن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساتید بزرگوار میفرمایند همینکه احتمال نیاز بدهیم، کافی است که از کمک خود به آن شخص دریغ نکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر بناست ما آمریکا و یا جای دیگر را فتح کنیم؟!! ما میخواهیم خودمان باشیم و آمریکا مانع است. و مقاومت ما در مقابل آنها برای آن است که جیرهخوار آمریکا نباشیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب: با تشکر از جلسه امروز سه شنبه، در مورد اربعین و روبرویی شان جدیدش ... جلسه کلی از احساس های قلبیمان را تفسیر کرد. الان دو هفته ای هست که در خواب و نیمه خواب و بیدار، معمولا در کربلا، عراق، و قبرستان وادی السلام به سر میبرم! در حالی که یک بار هم توفیق نداشتم به زیارت امام حسین (ع) بروم به دلایل زندگی و کار و ... که درجریانید. وقتی این خوابهای سلسله وار شروع شده بودند حس کردم که اراده جدیدی در صحنه هست، که حتی مرا که کربلا ندیده ام ولی چشیده ام، مرا هم به صف کرده، چند روز پیش بعد از نماز صبح راجع به اربعین حسینی و مسائل پیش آمده فکر میکردم، و قرآن به دست گرفتم و از خداوند سوالی کردم که چه در تاریخ میگذرد؟ چه باید کرد؟ که درگوشی به من فرمود: «والله انزل من السماء ماء فاحیا به الارض بعد موتها، ان فی ذلک لایه لقوم یسمعون» ... ۶۵ نحل گویا احیا موت باید رخ دهد، چه بدانم؟! شاید شان امروز احیا است احیای کیفیتِ بعد از کمیت! ولی باید قوم یسمعون بمانیم و منتظر، تا با جان بشنویم چه میشود! التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد گویا ایرانیان با درک حضور اربعینی خود در سالهای گذشته، با توجه به روحیه خِرد خسروانیشان و تجربهای که به دست آوردهاند، بنا بر آن است که وجه باطنی رخداد اربعینی را در حالت جهانیاش به ظهور آورند. آری! در رخداد اخیر اربعینیِ این سالها، انسانها ذیل نظر به حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» نسبت به همدیگر در اوج ایثار و محبت همدیگر را تجربه کردند. آیا ما ایرانیان با توجه به روحیه گسترده و گشوده آخرالزمانیمان بنا بر این است تا همان ایثار و محبت به دیگر جهانیان را ذیل فرهنگ حسینی به میان آوریم؟ و از یک طرف اگر باید سفر اربعینی جهانی شود و دلسوختههای حسینی از همه جهان در این پیادهروی شرکت کنند، از طرف دیگر گویا این سفر به صورت دیگری بناست جهانی شود و همه جهان مسیر نجف به کربلا گردد و همان نسبت بین زائر و خادم ذیل نظر به حضرت اباعبدالله «علیه السلام» به میان آید. البته و صد البته هر اندازه راه زمینی این مسیر گشوده شود، آنهایی که تجربه در آن مسیر بودن را در عین حضور دارند، سر از پا نمیشناسند و قدم در راه میگذارند و جلو میروند. بحث در آن است که اگر آن حضور ممکن نیست، گویا بنا است حضور دیگری که عرض شد به میان آید. آیا اینکه در روایت داریم در حاکمیت حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» مسجد کوفه هزار در پیدا میکند تا همه مردمان بتوانند با حاکمیت حضرت ارتباط پیدا کنند، جنبه تأویلی ندارد به آن معنا که نسبتی بین روح و روحیههای مردم جهان با آن مرکز بر قرار میشود و هرکدام بر اساس آمادگی خاصی که دارند ورود میکنند و بهره میگیرند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عرایضی در جواب سؤال شمارهی 12711 شده است. بد نیست به آن جواب رجوع فرمایید. ۲. فرصت مطالعات نظر آقای مروجی سبزواری را نداشتهام که بتوانم نظر دهم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- برداشت خوب و درستی است 2- در «برهان صدیقین» روشن میشود که نزول وجود، به جهت نقصهایی که در آن نزول پیدا میشود موجب تکاثف میگردد و این به جهت وجودِ مرتبه است و نه مربوط به ذات وجود باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان ابتدا که بحث اجتهاد رهبر معظم انقلاب بود، بحثهای مفصلی به میان آمد. در جلسهای که به صورت هفتگی رهبر معظم انقلاب با شورای نگهبان آن زمان داشتند که آیت الله صافی و آیت الله خزعلی نیز تشریف داشتند، آیت الله خزعلی در گزارشی نکات مفصلی در رابطه با احاطهی فقهی رهبر معظم انقلاب فرمودند. البته با اینهمه، نباید نفیِ بقیهی مراجع در میان باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم همینکه نامحرم، نامحرم است یعنی جای او در حریم جان و روح ما نیست و ما را از آنچه مهمِ ما است و باید بر آن بیندیشیم، باز میدارد. باید بر آنچه محرم ما است یعنی حضرت معبود، دل بست و قرآن و روایات وقتی بر آنها تدبّر شود، نمایش قصهی حضور اوست. هر اندازه در این وادی اندیشه به خرج دهیم، به همان اندازه با محرم جان خود مأنوس میشویم. آری! «خلوت دل نیست جای صحبت اغیار / دیو چو بیرون رود فرشته درآید». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در این شرایط تاریخی سلوکی که خداوند در مقابل ما گذاشته است، سلوک ذیل شخصیت حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» میباشد و رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» حامل ظاهر و باطن آن سلوک هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به گفتهی جناب شیخ محمود شبستری:
تفکر رفتن از باطل سوی حق / به جزء اندر بدیدن کلّ مطلق
۲. با دیدِ «بالحقّ». لذا هرچیزی را آینهی ظهور اسماء الهی مییابند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید به نحوی با دانشجویان مرتبط باشید و فلسفهی اسلامی و فلسفهی غرب، هر دو را بشناسید چرا مؤثر نباشید؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تصمیمگیری در این مورد آسان نیست. ظاهراً صالح مقبول جهت تصمیمگیری کاربردیتر است. ممکن است در عمل برای انتخاب اصلح، به مشکل برخورد کنیم با نظر به آنکه صالحِ مقبول را در دلِ سنت اسلامی و انقلاب اسلامی، صالحِ مقبول میدانیم. ۲. چندان نمیتوانم در این مورد ورود کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظورشان این باشد که اگر انتخاباتی صورت میگرفت و مردم به میدان میآمدند، بساط آن نوع کارها برچیده میشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! هر زمان که تصمیم بگیرید، تولد دیگری را شروع کردهاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم در حال حاضر شرایط متفاوت باشد. ولی با اینهمه تا میشود نباید با لباس روحانی در سینما حاضر شد، مگر در رابطه با فیلمهای ارزشی که جنبهی تقویت و تبلیغ آنها به میان آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دوی آن کار خوب است چه به وقوعِ معاد ایمان داشته باشید و کیفیت آن را با اعتماد به قول شارع بپذیرید و چه به کیفیات آن هم به صورت عقلانی آنطور که جناب ملاصدرا پرداحته است؛ بپردازید. بستگی به روحیه و ذوق خودتان دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آخر جلسه عرض شد صوت شرح فصوصی که بنده عرض کردهام را در اختیار رفقا قرار دهند و اگر همت کافی در آنها باشد میتوانند از طریق صوت و جزوات مربوطه، آن را ادامه دهند. البته تأکید بنده آن است که رفقا صوت مباحث را در اختیار کسانی قرار دهند که مقدمات کار را گذرانده باشند. یعنی علاوه بر دنبالکردن مباحث معرفت نفسی و برهان صدیقین و شرح فصّ آدمی و فصّ شیثی که در «سها» بحث شد؛ به صوت آن مباحث همراه با جزوات مربوطه رجوع فرمایند، إنشاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم بایدکار تشکیلاتی کرد ولی با روحیهی اطمینان به همدیگر و نظرکردن به وجهِ یمینیِ انسانها. ادارات موجود بر مبنای تئوری ماکیاول، ساختهی فکری است که همهی انسانها را جنایتکار حساب میکند و اتفاقاً بیشتر هم گرفتار همانهایی میشوند که میخواهند از آنها فرار کنند، بر عکسِ تجربهی ما در اوایل انقلاب و در جبههها – یادش بهخیر- بد نیست در این مورد کتاب «خاطرات آقای محسن رفیقدوست» را مطالعه فرمایید که چگونه با اطمینان به همدیگر، کارها را جلو میبردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال انسان آنقدر وسعت دارد که هر چیزی را در اقیانوس وجود خود به حاشیه ببرد و حل کند. چرا در وسعت اقیانوسیِ خود مستقر نیستید؟! زیرا این سفیهاناند که هر میل و خاطری آنها را میرباید که گفت: «مر سفیهان را رُباید هر هوی / زانکه نَبْودْشان گرانیِ قوا» انسان به وسعتِ همهی عوالم در خود حاضر است. موفق باشید
