بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20682
متن پرسش
سلام استاد: مدتی است که به صورت جدی به مباحث معرفت نفس ورود پیدا کردم و البته به دلیل اضطرار، یعنی راه دیگری برای نجات در این عالم شلوغ به نظرم نمیرسه اما در وسط راه ناگهان سوال پیش میاد آیا برای من هم نتیجه ای دارد؟ دچار شک میشه انسان، چه باید کرد تا انگیزه و امید از دست نره؟ با احترام. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون حقیقت هر انسان، نفس ناطقه‌ی او و یا به تعبیر عرفا قلب اوست و از این طریق هرکس به هویت خود که عین اتصال به حضرت حق است، می‌رسد؛ اگر کارِ معرفت نفس را دنبال بفرمایید به نتایج خوبی نایل می‌شوید إن‌شاءاللّه. موفق باشید

33749

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: یکم. خدا را شاکرم که در زمانه ی شما و متفکرانی همچون شما نفس می کشم. دوم. صوت جلسه ی اخیر شما با بچه های مجله سوره را گوش کردم، چقدر قشنگ مسئله را جا انداختید. از سیر حرکت ملاصدرا از فیلسوفان غرب گفتید تا بحث اصالت ماهیتی ایشون و در آخر آن مواجه ی عظیمشان با غرب به وسیله ی اصالت وجود. استاد گرامی، دو تا سوال دارم. ۱. اگر ما هم بخواهیم همین سیر رو بگذرانیم چه کتاب هایی از فیلسوفان غرب پیشنهاد می کنید به عنوان یک سیر و راهی که باید گام به گام رفت!؟ ۲. بحث نهلیسم و اومانیسم رو فرمودید، به عقیده ی بنده یکی از مشخص ترین و برجسته ترین حوزه هایی که انحراف فکری بشر را داد می زند همین طب سنتی است! ای کاش بشود نظری، سخنرانی در باب طب سنتی و نگاه حضوری شما به این طب و معرفت نفس بحث کرد!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر حال باید از هایدگر و «هستی و زمان» او شروع کرد و سپس با نگاه هایدگر سراغ  دکارت وکانت و هگل رفت. ۲. بحث مشکلی است. باید به هر کدام از طب جدید و سنتی در جای خود فکر کرد. موفق باشید

31821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب محضر استاد عزیز و تبریک ایام هفته وحدت و ولادت وجود مقدس حضرت خاتم الانبیاء و امام صادق (صلوات الله علیهما)؛ سوالی که از محضرتان داشتم این هست که این بخش روایت حضرت امام رضا (ع) که در مناظره با یک زندیق برای اثبات توحید فرمودند و در احتجاج شیخ طبرسی آمده: «وقتى به جسدم می‌نگرم و می بينم نمی‌توانم در طول و عرض چيزى از آن كم كنم يا بر آن بيفزايم و سختى‌ها را از آن دفع كنم و چيزى به سود آن انجام دهم، می‌فهمم كه اين ساختمان بناكننده اى دارد و به او معتقد می‌شوم»، دقیقا هنوز متوجه نشدم و دقیق برایم جا نیفتاده است که چگونه دلالت بر توحید دارد و این فرمایش امام رضا (ع) به چه شکلی اثبات کننده توحید هست چون خودم ابتدا فکر کردم این همان برهان حدوث هست ولی شک داشتم و خواستم از خدمتتان بپرسم چطور این برهان، دال بر توحید هست؟ با تشکر از لطف شما؛ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای آن حضرت بشوم! مگر می‌شود بهتر از این حرف برای حضور اراده حکیمانه الهی بزنیم که چگونه عالم با آن اراده حکیمانه شکل گرفته و اداره می‌شود به طوری‌که نه می‌توانیم چیزی به آن اضافه کنیم تا کامل‌تر شود و یا چیزی از آن کم کنیم تا بهتر گردد؟ برهان فوق‌العاده دقیقی است. موفق باشید

 

31231
متن پرسش
سلام استاد: در جوابی که به سوال ۳۱۲۲۵ دادید چرا اولش حرفم رو تایید کردید ولی آخرش باز یک چیز دیگه فرمودید؟ اولش گفتید نکته درستی می‌فرمایید (این حرفتون یعنی اینکه سایر موجودات محل ظهور «همه» اسماء الهی هستند منتها نه به شدتی که یک انسان می‌تواند باشد) ولی آخرش گفتید: سایر موجودات محل ظهور اسم یا اسمایی هستند (این حرفتون یعنی اینکه سایر موجودات محل ظهور «همه» اسماء الهی نیستند) آخرش هستند یا نیستند؟ اگر نیستند پس چطور امیرالمومنین مثلا به سنگ که نگاه می‌کرد اسم الله (که جامع تمام اسماء الهی است) را میدید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نگاه کلی آن سخن، سخن درستی بود و در عین دقت به آنچه عرض شد باید ملاحظه بفرمایید که نگاه حضرت در آن روایت، با توجه به معیّت حضرت حق است با موجودات، و این ربطی به مظهریت آن موجودات ندارد و به همین جهت حضرت می‌فرمایند: «ما رأیتُ شیئاً إلا و رایتُ الله قبله و معه و بعده». و بحث معیت حضرت حق با هر اسمی از مباحث خوبی است که در عرفان مورد بحث قرار می‌گیرد. موفق باشید

29848

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به سوال قبل در مورد ناراحتی گوارشی عرض می‌کنم بعلت زخم و همچنین تولید بیش از حد اسید اگر مقصودتان از پرهیز نخوردن غذاهای ترش است رعایت می‌کنم و نیز سعی می‌کنم عصبی نشوم و سایر کارهایی که موجب تولید اسید می‌شود ولی ناگزیرم از پرخوری بخصوص غذاهایی که چرب باشد و یا هضمش سخت تر باشد و نمی دانم چگونه با این وضعیت سلوک میسر است اگر روایتی هست بیان کنید اگر نه آیا مطلبی که شاید بازرگان فرمودند که دین فقط برای آخرتست و طرحی برای دنیا ندارد صحیح است یکی از مراجع هم دیدم قایل به اقتصاد اسلامی و ... نیست در کلیپی هم اگر اشتباه نکنم آقای فاطمی نیا طب اسلامی را رد کردند. آقای جواد لنکرانی هم که گویا فقه نظامات را رد می‌کنند تجربه ۴۰ ساله هم که خود گویاست علی رغم دین حداقلی که فکرکنم دکتر سروش مطرح می‌کند خوف آن دارم همانطور که دین آزمون پذیری درین دنیا ندارد و دعاهای عظم البلا برای کرونا گره گشا نیست به درد آن دنیا هم نخورد و گویا این وعده های نسیه خود گویای حقیقت ماجراست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با طب سنتی و طبّ جدید،‌ عرایضی در جواب سوال‌‌های 29794 و 29749 و 29685 شده است و به همین جهت عرض شده بنده متخصص در هیچ کدام از دو نوع طب مذکور نیستم. تنها آن روایت کلی را متذکر شدم که فرمودند: «پرهیز مادر عموم درمان‌ها است» موفق باشید.

29750

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. افرادی که در این دنیا از یاد خدا فراری هستن _مثلا به محض شنیدن آیات قرآن از آن روی می گردانن، آیا وقتی که این افراد وفات کردن و کسی ختم قرآن و ذکر و دعایی برای آنها بفرستد، آیا باز هم از یاد خدا روی می گردانند و آن ذکر و دعاها باعث عذاب آنها می شود یا که به اون چنگ می زنند و از ان استفاده می کنند؟ ۲. آیا به همراه داشتن تسبیح و انگشتر عقیق فایده ای دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر هیچ رابطه‌ای با خدا و قرآن نداشته باشند آری! به زحمت خواهند بود. ۲. برای اهلش که متوجه‌ی سیره‌ی اولیاء هستند و نوعی احساس یگانگیِ شخصیت با آن‌ها دارند، مفید و مؤثر است. موفق باشید

29141

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: خداوند حاجت رواتون کنه که چشم ما را بینا کردید. در مباحث ده نکته فرمودید انسان چیستی هایش از جمله مرد یا زن بودنش، حقیقتش نیست و آنها را با خود به برزخ و قیامت نمی‌برد. اگر اینطور باشه چرا حوری و غلمان (مذکر و مونث) در اوصاف بهشت مطرح است؟ پیشاپیش متشکرم از محبت شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در بحث سوره‌ی واقعه عرض شد حوری و غلمان هر دو، انعکاسِ اعمال و عبادات انسان‌هاست، نه آن‌که حوری مربوط به مردان باشد و غلمان مربوط به زنان. موفق باشید    

29098

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: سوالی در مورد اینست که چرا فرشته ای که می‌خواست پیام بارداری حضرت مریم رو بدهد مرد ظاهر شد، چه دلیلی داشته که به صورت مرد ظاهر شده؟ اینکه چرا ۳ مرد برای آوردن عذاب قوم لوط به حضرت لوط وارد شده؟ چرا فرشته ها به صورت های مختلف برای پیام آوردن وحی ظاهر مي‌شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به جهت آن‌که آن روح بنا داشت القای روحی بکند تا حضرت مریم «سلام‌الله‌علیها» باردار شوند و این با صورت مردی مناسبت دارد. ۲. فرشتگان مناسب زمینه‌ای که باید ظهور کنند، جلوه می‌کنند. ۳. علت آن‌که آن فرشتگان ۳ عدد بودند را نمی‌دانم. موفق باشید

28622
متن پرسش
سلام: خسته نباشین. به نظرتون ویروس کرونا دست ساز هستش یا عذاب الهی؟ آیا به نظرتون خیلی به ظهور نزدیکیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فرق نمی‌کند، عمده توجه به حضور خداوند است در این بستر، تا فکر نکنیم این ویروس است که باید تکلیف ما را معلوم کند و نه خداوند. ۲. همیشه ظهور نزدیک است، اگر ما آماده باشیم. موفق باشید

28412
متن پرسش
سلام علیکم: مطلبی قصد داشتم درباره یادداشت اخیرتان درباره حضور انقلاب در صحنه های اخیر عالم مدرن عرض کنم. اینکه آیا اینگونه حوادث را می‌توان بخشی از برنامه ربوبیت حضرت حق برای تقابل با پوچی ها و باطل و کفر و استکبار، تلقی کرد و انذار و بشارتی به ما که اراده الهی در این دوران در انقلاب تجلی یافته و این انقلاب جهت پیاده سازی شاخص های الهی و تجمع حول عهدی الهی برای بشر این دوران که ریشه آن در همان عهد اصلی انسانها است، لذا راه عبور از شب ظلمت و تنگناها و گذار از فرهنگ مدرن و از حجابها و یا غفلت هایی مثل تحجر منفعل و سلفی گری و تساهل و تسامح بعلت عدم امکان اجرای شریعت و شورزاره تمدنی کنونی، در همین انقلاب و در تعمق در مبانی و اهداف آن و قرب به ستون این خیمه یعنی نایب الامام است و راه طلوع صبح دولت کریمه از همین صحنه ها و همین اتفاقات می‌گذرد و لذا اگر در بخشهای مهم قصد و بنای مان شبکه سازی منسجم و پیوسته حول انقلاب و عقلانیت قدسی و تمدن مد نظر ما نباشد، راهی را می‌رویم که در بسیاری عرصه ها رفتیم و بالعکس نتیجه داد و حتی ثمرش تخریب آلونک خانم پناهی ها و تفرعن در برابر مردم و پیاده سازی و رجوع به توسعه گرایی و تکنوکراسی بود و حتی باعث شد به ترکیب گری و التقاط و تذبذب تمدنی بیفتیم پس راه را باید در گام دوم و در شبکه سازی منسجم و در نظر به این گذار تاریخی و این سیر وجودی مستتر در بطن نهضت عظیم ما دید که به مرور دارد خود را هویدا می‌کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز چنین نگاهی به موضوع دارم که چگونه خداوند آینه‌ای این اندازه روشن در این شرایط در مقابل بشریت قرار داد تا بشر بتواند به تمدنی دیگر فکر کند که آن تمدن، رقیب تمدن غربی باشد که غیر از تمدن نوین اسلامی نخواهد بود. آری! «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد». موفق باشید

28410

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: انقلاب اسلامی آیا از آن جهت که توحید و اقامه عهد الهی و آزادی معنوی را به صحنه بشریت برگردانده، ظرفیت عبور از سوژه و ابژه را دارد و می‌تواند بشر این تاریخ را از آن عبور دهد؟ آیا توحید در آینه انقلاب و در مظاهر شهدا و با نگاهی که عالم را تماما جلوه اسماء الهیه می‌دانیم و در دعای سحر بعنوان رکنی مهم از معارف ما همین امر متجلی است، چنین فرصتی پیدا شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً پیدا شده است. در جلسه‌ی اخیر بحث سوره‌ی جاثیه، به نظر بنده نکاتی جدّی در این مورد به میان آمد. خوب است آن بحث را تحت عنوان «عالَم، آینه‌ی نمایش ربوبیت و کبریایی خداوند» دنبال بفرمایید. موفق باشید

27304

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر شریف استاد سلام علیکم: علامه طباطبایی در تفسیر آیه «و نزلنا کتاب تبیانا لکل شی هدی و رحمه و بشری للمسلمین» می فرماید «تبیانا لکل شی» دلالت بر آنچه مربوط به هدایت است می کند؛ چرا که بعد آن هدی آمده است. اما در روایتی از صادق آل محمد داریم که می فرماید (من به کتاب خدا آگاه تر هستم و آغاز آفرینش و آنچه تا روز قیامت خبر از آسمان و زمین؛ بهشت و جهنم؛ همه چیز؛ آنچه بوده و آنچه خواهد بود همه و همه در قرآن هست. حال کلام معصوم با کلام علامه چگونه قابل جمع است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید قابل جمع باشد. از آن جهت که ائمه «علیهم‌السلام» نیز همه‌ی آن‌چه موجب هدایت است، می‌دانند و لازمه‌ی چنین بصیرتی آن است که از جایگاه هرچیزی باخبر باشیم. موفق باشید

27063

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ما یک جلسه هفتگی ۵ نفره داریم که حدود ۱۰ در حال برگزاری می باشد و در حال حاضر مباحث ذیل رو کار می کنیم: ۱. خواندن صحیفه سجادیه. ۲. نهج البلاغه. ۳. جدیدترین سخنان امام خامنه ای. ۴. تحلیل اخبار. ۵. مباحثه کتب سیر استاد طاهرزاده لطفا راهنمایی کنید ۱. به نظرتان تفسیر المیزان را اضافه کنیم؟ ۲. پیشنهادتان برای اضافه کردن یا حذف موضوعاتی که کار می کنیم چیست؟ ۳. برای مطالعه کتب استاد چه سیری را پیشنهاد می دهید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شماره‌ی ۱ و ۲ را بگذارید بعد از مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» کار کنید. ۲. بعد از شروع سیر مطالعاتی و در ادامه با استماع شرح چند سوره مثل سوره‌ی زمر و آل‌عمران؛ با توجه به جزوه‌ی «روش کار با المیزان» که بر روی سایت هست، وارد تفسیر المیزان شوید. ۳. همان سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست را می‌توانید دنبال بفرمایید. موفق باشید

25679

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد تکلیف اصلی جریان انقلابی در گام دوم با وجود این حجم از دشمنی ها و نفوذ منافقین داخلی، چیست؟ اساساً چه کنیم تا این امانت سالم بدست نسلهای بعدی برسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک سؤال کلی است. هرکس باید با مطالعه‌ی آن بیانیه، نسبتِ خود را و وظیفه‌ی خود را در آن جستجو کند. موفق باشید

24231
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات و التماس دعا. رهبر انقلاب در بیانات اخيرشان در دیدار با دانشجویان خطاب به آنان گفته بودند: ان شاء الله همه شماها زوال دشمنان بشریت، یعنی همین تمدن آمریکایی منحط و زوال اسرائیل را به لطف الهی خواهید دید. سوال من اینست که دقیقا منظور ایشان از این زوال چیست؟ آیا ایشان به کل نابودی غرب و مدرنیته (و یا به تعبیری پایان تام و تمام تاریخ غرب) را به ما وعده می دهند و یا منظورشان از زوال تمدن آمریکایی صرفاً پایان استیلا و سلطه آمریکا و غرب بر جهان است؟ چون همان طور که می دانید تاریخ و عالم غربی اکنون در حال انحطاط هست ولی همان طور که آقای زرشناس گفته اند پایان یک عالم تاریخی معمولاً چند سده به طول می انجامد و آغاز کور بحران انحطاطی یک عالم به معنای انقراض فوری و سریع آن نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همان نکته ی دوم درست باشد. زیرا بنا نیست مردم غرب منقرض شوند بحث در آن است که فضای استکباری غرب از عالم برچیده می شود و  تاریخ دیگری به ظهور می آید. تاریخی که انقلاب اسلامی متذکر آن است. موفق باشید

21553
متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی عبادات و سفر معنوی دوستان. استاد محترم از شما تقاضا دارم در مورد مرگ بد توضیحی روشن بفرمایید. آیا غفلت ما در لحظه ی احتضار و رسیدن مرگ منظور هست یا مثلا نوع رخدادی که بر اثر آن ممکن آسیب جدی به بدن و جسم وارد بشود؟ کمی فکرم مشغول میشه که: اگر منظور از مرگ بد اتفاقاتی شبیه تصادفات امروزی ست که خیلی از انسان های خوب و نیکوکار که می شناسم در این بین جانشان را از دست دادند. چطور کردارشان مانع این اتفاقات نشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرگ بد به آن معنا است که با عقیده‌ی فاسد از این دنیا برود. در آن حال است که انسان به شدت به مشکل می‌افتد. موفق باشید

21401
متن پرسش
با سلام: نظر حضرتعالی در مورد دو مطلب که مرحوم صفایی حایری در کتاب استاد و درس صرف و نحو آورده اند را خواستارم: 1. «آنها که می گویند تو شروع کن تا راه به تو بگوید که چگونه باید بروی غافل هستند که اگر تمام راه در طرح مشخص نشده باشد شروعی امکان ندارد.» جایگاه این سخن و نظر حضرتعالی که به شعر عطار اشاره می کردید چیست؟ تو پای به راه در نه و هیچ مپرس. خود راه بگویدت که چون باید رفت. 2. «من از یک استاد بیش از مطالب به روشش کار داشتم من کاویدن ها را می خواستم و روش ها را که با طرح مساله یا طرح آیه ذهن استادم بر روی چه مدارهایی به جریان می افتد و این مدارها را از چه وقت و چگونه تحصیل کرده است.» این مطلبی که استاد عین صاد مطرح کردند دقیقا مشکل کنونی من است روش کار حضرتعالی یا بقیه اساتید را چگونه می توان بدست آورد علی رغم مطالعه برخی از آثارتان هنوز روشتان برایم مبهم است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در سخن عطار می‌یابیم که در یک نگاه کلی اگر توانستیم راه را درست تشخیص دهیم، در امور جزئی نباید وسواس به خرج داد 2- با همین دقت که باید مدار فکریِ فرد را شناخت و بعد او را پذیرفت؛ خودِ این دقت کمک می‌کند که انسان به دنبال هرکسی راه نیفتد. موفق باشید

19057
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار! چه حکمتی هست که ما بعد کلی انتظار و تضرع و التماس از درگاه حضرت حق یک مشهد الرضا یا یک سفر راهیان یا کربلا یه امید وصل و معرفت به ساحت شان و درد دل و راز و نیاز با مخازن معرفت الهی می گیریم اما متاسفانه به آنجا که می رسیم چشمه ی اشک و احساس و ذوق و شوق مان خشک می شود و ارتباط که نمی گیریم هیچ بدتر احساس دلمردگی و سردی می کنیم. سوال دوم اینکه متاسفانه من و دوستانم برنامه ی زندگی مان را طوری چیدیم که مثلا اگر امسال اعتکاف نروم دیگر هیچ و رزق معنوی ام کم می شود و روحم تلطیف نشده و خدا می داند چه خطایی ازم سر زده که سفر کربلا نصیبم نکرده و اصلا چرا خدا امسال برای من اینطور خواسته و کلی موارد دیگر. ضمن اینکه دعا می کنیم که ان شاءالله حضرت حق دعایتان را درحق ما جوانان مستجاب کند که از راه راست فرعی نسازیم و عاقبت بخیر بشیم به بنده کمک کنید تا ان شاءالله به داد خودم و دوستانم برسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که انسان مؤمن گاهی در «قبض» است و گاهی در «بسط». و باید در هر دو حال از تدبیر رب‌العالمین راضی باشد. موفق باشید

30888

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی: سلام استاد: بعد از چند سالی هنوز دستم خالی است احساس غبن دارم چکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برنامه‌ای مشخص ولی نه چندان گسترده، کارساز است. در رجوع با قرآن، از طریق تفسیر المیزان و در رجوع به روایت، از طریق اصول کافی، جهانی در مقابل انسان گشوده می‌شود که انسان احساس بودن در اکنونِ بیکرانه خود می‌کند. موفق باشید

30621

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مرحوم مطهری در مورد حضرت محی الدین می‌فرمایند: «اثر ديگر او كتاب فصوص الحكم است، گرچه كوچك است، ولي دقيقترين و عميقترين متن عرفاني است، شروح زيادي برآن نوشته شده است. در هر عصري شايد دو سه نفر بيشتر پيدا نشده باشد كه قادر به فهم اين متن عميق باشد». حقیر که چندی بعضا اجمالا نظری به فصوص دارم با اینکه مقدمات چندانی طی نکردم و نمی‌دانم چه شد که بر سفره شیخ توفیق شد بنشینم احساس نمی‌کنم که آنقدرها هم متن دشواری باشد و شاید تفکر شیخ کلیدهایی می خواهد که با آن به سراغ دفینه هایش رفت اگر چه در بادی امر دشوار می‌نماید از طرفی می‌گویم شاید شهید راست می‌گوید در یکی از سایت ها به نقل از جناب نصر آمده است که یک‎روز علامه به من داستان می‎‌فرمودند: «من در تبریز فصوص ‎الحکم خوانده بودم و گمان می‌‎کردم که بسیار خوب همه چیز را بلد هستم تا این‎که به نجف رفتم. در آن‎جا شیخ واحد‎العین که از عرفای بزرگ بود، درس فصوص می‎‌داد. رفتم به آن‎جا و نشستم و دیدم که تمام در و دیوار، فصوص می‎‌خواندند و هیچ چیز از فصوص بلد نبودم. خیال می‎‌کردم که بلدم و آنجا برای اولین بار با حقیقت عملی و درونی این کتاب بزرگ آشنا شدم.» بنابرین شاید توهم فهم دارم از طرفی برداشتی از فصوص داشتم دیدم تایید فرمودید خلاصه در خوف و رجای فهم شیخیم امید که رهنمایی فرمایید بله مصباح پر از دست انداز فلسفی بود و ثقیل و چیز چندانی دستگیرم نشد، ولی فصوص آبیست روان و در جانم روان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً فصوص‌الحکم ابن عربی دارای نکاتی ژرف و از مو باریک‌تر است. و این نسل به جای آن‌که در مقابل آن مقاومت کند، سعی دارند آن نکات را درک کنند و از این جهت حتی حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» سوره‌ی «حمد» را در عین عمق عرفانی آن علناً مطرح فرمودند. موفق باشید

29635
متن پرسش
سلام عليكم: دیشب وقتی خبر شهادت دکتر فخری زاده را شنیدم از جناب دکتر رسول رکنی زاده؛ معاون پژوهشی دانشگاه اصفهان و استاد تمام رشته فیزیک سؤال کردم «آیا شما دکتر فخری زاده را می شناختید؟ اینکه ایشان از دانشمندان هسته ای بود؛ را تایید می کنید؟» ایشان در جواب نوشتند: «بیش از ۳۵ سال افتخار دوستی با او را داشتم. بله و مؤثرترین! من چه گویم یک رگم هشیار نیست / شرح آن یاری که او را یار نیست.» از ایشان درخواست کردم که ای کاش یک متن در مورد ایشان و ویژگی هاشون می نوشتید. و ایشان امروز این دلنوشته را برایم ارسال فرمودند. بسم‌الله الرحمن الرحیم: یک دهان خواهم به پهنای فلک / تا بگویم وصف آن رشک ملک. سخن گفتن در مورد بزرگی مانند شهید محسن فخری‌زاده کاری آسان نیست. تصور ایران بدون حضور چنین مردان بزرگی در این گرگستان عالم مدرن چقدر دلهره‌آور است. هر روز از خانه‌ی علم این سرزمین ستونی را تخریب می‌کنند تا از کسانی‌ که قصد سکنی گزیدن در آن را دارند جرئت و شهامت بستانند. تزریق احساس بی‌پناهی به جویندگان علم و گسترش ناامیدی با از بین‌ بردن نمادهای امید و آرزوهای یک ملت بزرگترین آرزوی کوته نظران و دشمنان قسم خورده‌ی این سرزمین پاک است. همواره به این دعای امام رحمة الله علیه می‌اندیشیدم که در پایان جنگ فرمود: «خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به‌روی مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز مبارزه‌اند و نیازمند به مشعل شهادت، تو خود این چراغ پرفروغ را حافظ و نگهبان باش.» امروز بار دیگر حقیقت این دعای خیر برای ملت ما روشن‌تر شد. در این سرزمین چراغ علم با خون شهیدان پرفروغ می‌شود. ما که این روزها به دنبال تأسیس بنای نهاد علم با ریشه‌های سترگ در ایران عزیز هستیم، بسیار به این شهادت‌های جهت‌بخش به تلاش‌های عالمان نیازمندیم. خون شهید محسن عزیز نهال علم این سرزمین را استوارتر می‌کند، همانطور که خون یارانش مانند شهید علیمحمدی و شهید شهریاری و دیگر همرزمانشان چنین کردند. دکتر محسن فخری‌زاده گرچه در طول سالیان دراز و تمام عمر کاری‌اش (که بسیاری از همراهانش راه خود را به سوی سنگرهای دیگر کج کردند) به عنوان یک دانشمند پر تلاش و مسلط به حوزه‌ی صنعت پیچیده‌ی هسته‌ای، صبورانه مسیر دفاع هسته‌ای را پیش می‌برد و تلاش می‌کرد قدرت بازدارندگی این فناوری‌ را، که توسعه‌اش منجر به توسعه‌ی فناوری‌های بسیار پیشرفته می‌شد، به کمال برساند، اما روح بلند او را فقط دریای ادبیات عرفانی و تقید به شریعت محمدی و آموزه‌های بلند معنوی‌اش سیراب می‌کرد. او حافظ نمی‌خواند بلکه با حافظ به عنوان نمادی از مصلحان اندیشه و عمل اجتماعی زندگی می‌کرد. نصب این بیت و ابیات مشابه در دفتر کارش بیانی از شیوه‌ی زندگی‌اش بود: دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات / به فسق مکن مباهات و زهد هم مفروش. شوق او برای آنکه به یک نظام علمی مبتنی بر فلسفه‌ی اسلامی دست یابد زاید الوصف است. در یکی از دیدارها وقتی کتابم را به او هدیه کردم، بلافاصله درسنامه‌ی فلسفه برای دانشجویان فیزیک را که در حال تدوین بود نشانم داد و چه گفتگوی پر هیجانی بینمان درگرفت. اشتیاق او به حوزه‌ی بنیادهای مفهومی علم و تلاش برای درانداختن طرحی نو برای علم مبتنی بر الهیات اسلامی، ناشی از درک این نکته بود که می‌دانست دستیابی به قله‌ی اندیشه‌ی علمی از گذرگاه یک اندیشه‌ی فلسفی مستقل می‌گذرد و برای گسترش این اندیشه در میان دانشجویانش لحظه‌ای را از دست نمی‌داد. گر چه او در تمام دوران خدمتش، که از زمان دانشجویی‌اش شروع می‌شد، در سپاه پاسداران بود، اما شاید باورکردنش برای کسانی که با فرهنگ پاسداری آشنا نیستند سخت باشد، به هیچ وجه روحیه‌ی نظامی‌‌گری بنا به تعریف معمول را نداشت. مهربانی او با دوستان و همکاران و دلسوزی او برای ایران و جهان انسانی واقعا بی‌‌نظیر بود و هیچگاه دیده نشد که با تنفر از کسی یاد کند که همواره می‌گفت : وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم /که در طریقت ما کافری‌ است رنجیدن. او با عمق راهبردی اندیشه‌های امام و رهبری آشنایی کامل داشت و گرچه سیاست را به‌خوبی می‌شناخت اما هیچ‌گاه فرصت نداد تمایلات سیاست‌زدگان از میدان جهاد بازش دارد و صحنه‌ی مبارزه برای تقویت بنیه‌ی دفاعی ایران را لحظه‌ای ترک نکرد. برای دکتر محسن فخری‌زاده هیچ مرگی جز شهادت سزاوار نبود که این سرانجام همه‌ی عاشقان حقیقت است: آنانکه ره عشق گزیدند همه/ در کوی حقیقت آرمیدند همه. در معرکه‌ی دو کون فتح از عشق است / هر چند سپاه او شهیدند همه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید فخری‌زاده در منظر دوستی آشنا و غمی همراه با امید. او در جایگاه حکیم ذوالفنون (فراتر از یک شاخه علمی ‌و فنی) قرار داشته است. موفق باشید

29381

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: استاد در پاسخ سوال 29068 فرمودید حالت ادبار زمانه زیاد شده است. منظور شما از این مطلب چه بود؟ یعنی سالکان در این زمانه باید بیشتر منتظر قبض باشند؟ یعنی سلوک در این شرایط سخت شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وجه قبضیِ روح‌ها در این زمانه بیشتر شده است از وجه بسطِ روح‌ها. ولی در هر حال آنچه کارساز است بندگی است. «گر تو خواهی حرّی و آزادگی / بندگی کن بندگی کن بندگی» . موفق باشید

28981

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: شخصی است چند وقت در شهر ما ادعا کرده که فقط باید هر چه می‌خواهیم از خدا بخواهیم دیکه لازم نیست ادم بره در خونه هر استادی که شخصیتش رو هم کم و زیاد کنه و خدایی که ارحم الراحمین هست، انقدر مهربونه که نمیخواد بنده اش رو ناراحت کند و در تحیر بگذارد بلکه اگر از خدا بخواهیم خود خدا استاد سلوکی را برای ما قرار می‌دهد جلوی راه ما و بسیاری از افراد از این طریق به شخصیت این فرد آشنا شده اند و حتی تلفن زدن این شخص به افراد و تذکر دادن که در آینده چه اتفاقی برای تو رخ می دهد و خیلی چیز ها آیا می‌توان به صرف این ادعا و چنین پیشگویی ها و حتی سیر دادن انسان در برزخ به این افراد گرایش پیدا کرد؟ ۱. از کجا صحت چنین ادعایی برای ما روشن می‌شود که بفهمیم این شخص به حق هست یا نه؟ ۲. اصلا این گونه می‌توان استاد سلوکی برای خودش انتخاب کند و به آن اعتماد کند؟ ۳. آیا می‌تواند شیطان هم این حالات را در انسان ایجاد کند و منشاش شیطان باشد؟ در آخر این شخص می‌گوید در سلوک فردی من استادم و سلوک فردی و اجتماعی را دو راه متفاوت از هم می‌داند در ضمن امام و آقا را هم قبول دارد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه برای انسان اصیل است عبودیت است نه آن نوع توانایی‌هایی که شیطان هم بعضاً دارا می‌باشد. بالاخره ما باید برای رجوع به قرآن و روایات از عالمان استفاده کنیم. آیا امروزه می‌توان در فهم اصیل قرآن از امثال علامه‌ی طباطبایی مستغنی باشیم؟ موفق باشید

28181
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی: در رابطه با رزق سوالی داشتم ابتدا روایت زیر رو آوردم: روزى اميرمؤمنان با چند نفر از يارانش كنار مسجدى براى خواندن نماز توقف نمودند، به مردى كه در آنجا ايستاده بود فرمود: اين استر مرا نگه دار تا ما نمار بخوانيم. هنگامى كه آن حضرت وارد مسجد شد مرد افسار اسب را باز كرد و آن را به سرقت برد و فروخت! امام پس از اتمام نماز از مسجد بيرون آمدند درحالى كه دو درهم در دست داشتند تا به عنوان مزد به آن مرد بدهند، ولى مشاهده كردند استر رهاست و افسارش به سرقت رفته! حضرت دو درهم را به يكى از خادمانشان دادند با براى مركب افسارى بخرد، خادم وارد بازار شد و با همان افسار به سرقت رفته مواجه گشت كه دزد آن را به دو درهم فروخته بود، دو درهم را به مغازه دار داد و افسار را گرفت و نزد حضرت آورد، وقتى نگاه امام به افسار استرش افتاد فرمود: اين مرد شتاب كرد و خود را از روزى حلالى كه از دست من برايش مقرر شده بود محروم نمود و آن را تبديل به حرام كرد، سپس فرمود: «ان العبد ليحرم الرزق الحلال بترك الصبر ولايزداد على ما قدرله:» قطعاً انسان با بى صبرى و افتادن در جاده شتاب روزى حلال را بر خود حرام مى كند و با اين كار بر آنچه برايش از جانب حق مقرر شده نمى افزايد. ------------------------------ حال با توجه به این روایت، شخص آقای طبری که این مال و اموال نجومی رو برای خودش جمع کرده، اگه در مسیر حلال جلو می رفت آیا همین مقدار از اموال برایش مقدر شده بود و با این کارهایی که کرده و حجم انبوهی از پرونده رزق حلال خودش رو حرام کرده یا اینکه رزقی که برای ایشون مقدر شده همین مقداری بوده که تا الان مصرف کرده منتهی از راه حرام؟ یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رزق حقیقی آن رزقی است که انسان نیاز دارد و آن رزق، مقسوم است و از ابتدا تقسیم شده است. ولی آنچه اهل دنیا جمع‌آوری می‌کنند رزق نیست، بلا است. موفق باشید

28163
متن پرسش
سلام: دغدغه زندگی بعد از مرگ در حد «لزوم عقلی دفع ضرر محتمل» چه هدفی به من باید بدهد در زندگی ام و چه جور زندگی؟ آیا باید تمام واجبات و تمام محرمات را رعایت کنم؟ مثلا در اعتقادات تا چه اندازه. در اخلاق آیا باید همه صفات رذیله را ترک کنم و تمام فضایل را دارا باشم؟ ( مثلا آیت الله مظاهری اولا مبحث تهذیب نفس را اوجب واجب می دانند و حدود ۴۰ رذیله و ۴۰ فضیلت را بیان نمودند). در احکام متناسب با شرایط زمان و مکان همه ی آن چه که در رساله نوشته شده. یا مثلا تمام آنچه که در کتاب گناهان کبیره (حدود ۷۰ مورد) هست. یا مثلا تمام آن چه که آیت الله مظاهری در رساله ی خود در قسمت مسائل اخلاقی نوشتند. متناسب با مقتضیات. آیا تقوایی که در قرآن هست منظورش همین است (با مراتبش) هدفم باید چی باشد؟ ببینید من تحصیلات حوزوی ندارم ولی یک کم مطالعه کردم و یک مقدار شنیدم ولی بحث انگیزه چیز دیگری است آنچه باعث می شود من یک آدم متوسط الحال و متعارف صبح از خواب بلند شوم و دو رکعت نماز بخوانم حداقل برای خوم اگر بخواهم خودم را گول نزنم چیزی جز ترس از مواخذه و حساب و کتاب نیست (خوانده ام و شنیده ام کمال مطلق خواهی را، قرب به خدا را، کمال و سعادت و شدت یافتن وجودی را و بهشت و جوا ر رحمت الهی را و...) ولی نمی دانم شاید چون حد و اندازه ام این قدها نیست این حرف ها (حداقل فعلا) تکانم نمی دهد. حالا سوال بنده این است هدفم را چی قرار بدهم (از قرآن بلدم مراتب طولی اهداف رحمت، عبودیت و آزمایش را)؟ تا به قد و قواره ی یک آدم متعارف بخورد و از آن طرف چه جوری رفتار کنم؟ آیا مثلا هدف «نجات» کافی است یا باید همراه با خواستن رفتن به بهشت (یا بهشتی شدن باشد) آیا مثلا فرضا اگر تمام اعمال را انجام بدهم ولی یکی از این ۴۰ صفت رذیله (مثلا تکبر، غرور، حب دنیا عجب، حسادت...) در من فعال باشم باز معذب هستم؟ یا مثلا اگر همه واجبات را انجام دادم ولی مثلا یک بار در عمرم دروغ گفتم و توبه نکردم باز باید عکس العمل فعلم را ببینم؟ آیا تا از تمام رذایل پاک نشویم می توانیم برویم بهشت یا بهشتی شویم یا شرط بهشت چیست؟ (قلب سلیم) تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت از پیامبر خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» داریم: «بُعثت علی الشریعة السمحة السهلة» من بر دینی آرام و نرم مبعوث شدم، نه دینی که در آن سخت‌گیری باشد. به همان معنایی که در جای دیگر می‌فرمایند: «لم یرسلنی اللّه بالرهبانیة ولکن بَعَثَنی بالحنیفیة السهلة السمحة» خداوند مرا برای دین رهبانی و گوشه‌نشینی و فرار از فعالیت‌های اجتماعی ارسال نکرده است، لکن مرا برای دینی که در آن سخت‌گیری نیست مبعوث کرده.

نمایش چاپی