بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27634

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام استاد: در منازل السائرین خواندن چه نسبتی با آن باید برقرار شود؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «منازل‌السائرین» قدم قدم‌هایی است به سوی توحیدِ عمیق‌تر و کشف سعه‌ی وجودیِ انسان. موفق باشید

27253
متن پرسش
با سلام: آیه ۱۱۴ بقره «وَ مَنْ‌ أَظْلَمُ‌ مِمَّنْ‌ مَنَعَ‌ مَسَاجِدَ اللَّهِ‌ أَنْ‌ يُذْکَرَ فِيهَا اسْمُهُ‌ وَ سَعَى‌ فِي‌ خَرَابِهَا أُولٰئِکَ‌ مَا کَانَ..» «کیست ستمکارتر از آن کس که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیری کرد و سعی در ویرانی آنها نمود؟! شایسته نیست آنان، جز با ترس و وحشت، وارد این (کانونهای عبادت) شوند. بهره آنها در دنیا (فقط) رسوایی است و در سرای دیگر، عذاب عظیم (الهی)!!» در این آیه خدا ستمکارترین افراد را کسانی می داند که مانع رفتن به مساجد می شوند. آیات قران محدود به زمان و مکان خاص نیست و برای امروز صدق می کند. آیا ایستادگی در برابر قرآن و فرامین خدا شایسته جامعه اسلامی است؟ آیا دچار خسران نشده ایم؟ آیا مساجد که پایگاه الهی است را تعطیل کرده ایم و برای خودمان دلیل تراشی می کنیم توقع مغفرت هم داریم؟ آیا مانند کافران که خوشحال می شوند مساجد تعطیل شوند نیستیم؟ در تفسیر نمونه هم ذیل آیه توضیحات زیر آمده که خیلی نزدیک به شرایط الان است. بدون شک مفهوم آیه فوق، مفهومى وسیع و گسترده است و به زمان و مکان معینى محدود نمى شود، همانند سایر آیاتى که در شرائط خاصى نازل گردیده، اما حکم آن در همه قرون و اعصار، ثابت است. بنابراین، هر کس و هر گروه به نوعى در تخریب مساجد الهى بکوشد، و یا مانع از آن شود که نام خدا و عبادت او در آنجا انجام گیرد مشمول همان رسوائى و همان عذاب عظیم است که در آیه اشاره شده. توجه به این نکته نیز لازم است که جلوگیرى از ورود به مسجد، و ذکر نام پروردگار و کوشش در تخریب آن، تنها به این نیست که مثلاً با بیل و کلنگ ساختمان آن را ویران سازند، بلکه هر عملى که نتیجه آن تخریب مساجد و از رونق افتادن آن باشد نیز، مشمول همین حکم است. چرا که در تفسیر آیه «إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللّهِ... (۵) چنان که خواهد آمد، طبق صریح بعضى از روایات،(۶) منظور از عمران و آبادى مسجد تنها ساختمان آن نیست، بلکه حضور در آنها و توجه به محافل و مجالس مذهبى که در آنها تشکیل مى گردد و موجب یاد خدا است نیز یک نوع عمران است، بلکه مهم ترین عمران است. از طرف دیگر رهبر معظم فرمودند✅: ‏یقیناً هر چیزی که کمک کند به سلامت جامعه و عدم شیوع این بیماری ‎#کرونا، یک حسنه است؛ در نقطه‌ی مقابل هر چیزی که کمک کند به شیوع این بیماری، یک سیّئه است. لطفا راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نباید درب مساجد بسته می‌شد. آری! اگر گفته‌اند چون در نماز جماعت افراد به یکدیگر نزدیک می‌شوند و موجب نوعی ازدحام می‌گردد؛ فعلاً جماعت تشکیل نشود، ولی مگر نداریم اگر بلایی آمد، اهل مسجد از آن مصون‌اند؟ نوعی افراط‌کاری شده. مثل آن‌که مانع ورود به قبرستان‌ها شده‌اند. مگر قبرستان‌ها و مزار شهداء، پارک است؟! تصور بنده آن است کسانی در این مورد تصمیم گرفتند که تفاوتی بین مزار انسان‌ها و پارک قائل نیستند. موفق باشید    

26837
متن پرسش
سلام علیکم: اگر اکثریت در جامعه به موضوعی رای مثبت داد آیا نظارت استصوابی جا دارد و با پاسداشت جمهوریت هم خوانی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بستر شریعت الهی، رعایت نظر اکثریت کار خوبی است ولی به گفته‌ی هایدگر صرفِ رأی اکثریت، یعنی دنبال‌کردنِ اهواء سرگردان. چیزی که امروز تا حدّی در غرب جریان دارد. موفق باشید

25986
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز، با بررسی در کتاب خویشتن پنهان و آشتی با خدا یک نکته ای به نظرم رسیده مبنی بر اینکه انسان شناسی دینی در بررسی عوامل اضطراب و تلاطم و بی ماوایی بشر با آن مفاهیم انسان شناسی ذیل مباحث آنتروپولوژی متفاوته دقیقاً توجه به همان خویشتن پنهان و من انسان است که چگونه می تواند با تدبر در اشارات قرآن و شریعت در بستر عالم قدس و ملکوت حاضر شود و حتی به تعبیر حضرت رضا (ع) در یابد که قیامت حاضر و مهیاست. به عقیده ام جهان بینی توحیدی، ساحات مختلف انسان را به مثابه قطب نماهای متخلفی می داند که انسان اگر با اصیل ترین وجه بودن و هستی یعنی همان نفس ناطقه و روح مجرد و من اصیل مانوس گردد و الفت یابد و به تعبیری تمام قطب نماهای وجودی اش را در راستای همان اصیل ترین بودن و در جهت دستیابی به گوهر عبودیت و نفی انانیت در برابر رب العالمین تنظیم کند، به آن مقام بهترین آفریده و انسانیت می رسد. ولی گویی در انسان شناسی ویژه با محوریت انسان شناسی مدرنیته و اومانیسم، انسان ویژه در آن ساحات پایین وجودی اش، قطب هستی و مرکز متعالی تمام عوالم است و گویی بنده بودن و چیدن مناسبات در راستای عالم قدس از بین رفته و به همین خاطر است که به عقیده ام با بن بست هایی روبرو شده و حتی در شناخت روان و جسم بشر هم درگیر انحرافات و تلاطماتی شدند. نمی دانم تا چه حد برداشتم درست بوده اما واقعاً دو کتاب فوق از حضرتعالی تونست در درک بهتر خود اصیل و واقعی و شکستن دیوارهایی کمک کند و در انسان شناسی غرب هم افقی رو برام باز کنه. ان شاء الله که این افق واقعاً ایجاد شده باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است که در نگاه آنتروپولیکال ما با انسانی روبه‌رو هستیم که در جهان هستی به هیچ اصلی متصل نیست و پذیرفته است همچنان سرگردان بماند و معنایی برای زندگی ماورای چنین سرگردانی نمی‌شناسد و به همین جهت عملاً گرفتار نیهیلیسم می‌شود با این‌که جانش نسبت به این حالت، ناراحت و نگران است. موفق باشید

25952

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام به استاد گرامی: علامه طهرانی و بسیاری از علما و اهل عرفان معتقدند که رفتن به سینما به ویژه برای طلاب مضر است و در روح آنها اثرات منفی دارد لذا از جنابعالی پرسشی داشتم و آن اینکه اگر ما طلاب به سینما نرویم چگونه می توانیم در مقابل فیلم های بد بایستیم و از تشریع آنها جلوگیری کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در حال حاضر شرایط متفاوت باشد. ولی با این‌همه تا می‌شود نباید با لباس روحانی در سینما حاضر شد، مگر در رابطه با فیلم‌های ارزشی که جنبه‌ی تقویت و تبلیغ آن‌ها به میان آید. موفق باشید

25696

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: وقتتون بخیر. اگر کسی بخواهد در مورد دین بداند تنها راه حوزه رفتن است؟ با علم به اینکه حوزه خواهران خیلی غنی نیست. اگر راهی غیر از حوزه پیشنهاد می کنید، بفرمایید و البته من تمام مطالبی که دوست داشتم را از جامعه حوزویان گرفته ام. اما ترسم از اینه که با رفتن به حوزه به مقصودم که آشنایی کامل دین و نزدیکی هرچه بیشتر به خداست، حاصل نشود و عمرم تباه شود. راهنمایی کامل بفرمایید ممنون می شوم. جسارتا می پرسم شما اگه حوزه نرفته بودید، این اطلاعات را از کجا به دست می آوردید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر می‌اید سیر مطالعاتی بر روی سایت، إن‌شاءاللّه شما را به هدف‌تان نزدیک کند. ۲. بنده از حوزه، بیشتر ادبیات عرب و آشنایی با استادان فلسفه را گرفتم که فکر می‌کنم امروزه بتوانید با صوت‌هایی که به میان آمده است، این خلأ را جبران کنید. موفق باشید

25375
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: لطفا بگین که ملاک موسیقی حرام چیه و چطور تشخیصش بدیم؟ چرا اهل بیت (ع) و خداوندگار غنا رو حروم میدونند؟ اصلا فلسفه اینی که میگن فلان کار حرومه چیه؟ میشه گفت هرچه که دین گفته حرومه به علت اینه که اون چیز غفلت از یاد خدا میاره یا ضرر جسمیش هم مد نظره؟ استاد عزیز! موسیقی در سیر و سلوک تاثیر داره یا نه؟ شما مخالف موسیقی هستید یا نه؟ بعضیا میگن نمیشه موسیقی گوش نداد آیا درسته؟ به نظر شما بهترین موسیقی قرآنه؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بزرگان دین معتقدند موسیقی در ذات خود حرام نیست، مگر آن‌که انسان را مشغول توهّمات و خیالات کند. بنده مخالف موسیقی نیستم وقتی موجب توجه به امور متعالی شود. مثل موسیقی سرود «ای مطهر» و یا موسیقیِ سرودهای آقای حامد زمانی. موفق باشید

23500
متن پرسش
سلام استاد: نمی دانم شما چقدر کارتون به ادارجات و قانون های این مملکت خورده ولی واقعا با این همه فشار، تبعیض، حقوق ندادن، اختلاس و دزدی مسئولان آخه چطور میشه انتظار داشت ۲۲ بهمن راهپیمایی عظیمی داشته باشیم؟ لطفا یه جواب جدید بدین
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب جدیدی نمی‌خواهد! ۲۲ بهمن سال ۵۷ آغازی است برای عبور از همین ظلم‌های کهنه. پس همواره باید بر آن آغاز تکیه کرد و نگذاشت فراموش شود. موفق باشید

23145

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آقا ما چندین ماه است ک در زمینه ذهنمان ی چیزی مثل خوره اذیتمان می کند که حدود 4 ماه پیش اگه یادتان باشد هم یک همچین پیامی داده بودم قضیه از این قرار است: جو خانواده و اقوام ما یک جو ثروت دوست است یعنی اگر هم چیزی نداشته باشند، ملاکشان برای احترام به افراد پول انهاست، لذا خواه ناخواه من هم تشویق می شوم تمام زورم را بر روی کسب ثروت بگذارم. اما چون کمی بحث های شما را چشیده بودم، هی در این مدت فکر می کردم معادی هست، خدایی هست، عرفانی هست، ابدیتی هست، از طرف دیگر هم پدر و مادر، همه می گفتند فلانی که ۲ سال از تو بزرگتره الان تویوتا سوار میشه. امروز یک تصمیم گرفتم آقا پایش هم وامیایستم اگر که فقط شما بگید درسته، تصمیم گرفتم در حدی که پول گذراندن زندگیم در بیاد کار کنم و مابقی رو مطالعه و عبادت و صرف آمدن به جلسات شما کنم، حتی اگر از حد نرمال جامعه هم کم مایه دار تر باشم ولی فقط بر روی کتب عرفانی کار کنم چرا که مرگ نزدیک است. یعنی هدف زندگیم عرفان آیت‌الله قاضی باشه، آیا درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌اید هم ما باید نیاز طبیعیِ خودمان را به طور معقول با فعالیت‌های درست تأمین نماییم و هم آن‌چنان نباشد که همه‌ی زندگی ما ثروت‌اندوزی گردد. بسیار فکر خوبی است که با زمینه‌ی معنوی که دارید و مباحث معرفت عرفانی را دنبال کنید. موفق باشید

 

32863
متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده عزیز: دلنوشته ای با بغضی شکسته در گلو برایتان ارسال می‌کنم. جوانی ۲۸ ساله هستم. نزدیک ۱۰ سال هست که در فضای مسجد و جلسات قرآن و گروههای مطالعاتی شهید مطهری و جنابعالی (مانند شرح ده نکته و برهان صدیقین و حرکت جوهری و ...) هستم. و تحت تاثیر این فضاها و گروههای مطالعاتی در این ۱۰ سال سعی کردم زندگی خودم را رنگ و بوی دینی ببخشم. حداقلش این است که سعی کردم واجبات و محرمات رو انجام بدم. به عنوان مثال آنقدر در مسئله کنترل چشم در این ۱۰ سال مراقبت کردم که حتی زن برادر خودم را هم ندیدم. الان مرتکب گناهی شده‌ام که هیچ وقت فکر نمی‌کردم دچار این قضییه بشوم. نمی‌خوام گناهم را توجیه کنم ولی در سنی هستم که نیاز به ازدواج دارم و غریزه جنسی به شدت در من غلیان دارد. از طرفی شرایط ازدواج را ندارم. از نظر مالی هیچی ندارم. هیچی! لیسانس دارم ولی به ناچار کارگری می‌کنم. تازه به صورت مداوم هم نیست. خلاصه مسئله جنسی آنقدر بر من فشار آورد که نتوانستم کنترلش کنم. تا اینکه نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده که نزدیک یک سال است که به کرار مرتکب دیدن فیلمهای مستهجن شدم. هر بار هم که مرتکب شدم به شدت ناراحت شدم و افسرده شدم که چرا این کار را کردم و خودم را نابود کردم. یادآوری مطالب شما در کتابهای ده نکته و برهان صدیقین و حرکت جوهری آتش درونم را چند برابر میکنه. چون می‌فهمم دارم چه بلایی سر نفس و صورتها و ملکات نفسانی خودم می آورم. ولی چه کنم که زور غریزه جنسی از دانسته‌هایم بیشتره. هر دفعه تصمیم گرفتم که دیگر سمت این کار نروم ولی به دو ماه نکشیده دوباره غریزه جنسی بر من فشار آورد و دوباره سمت این کار رفتم. اصلا باورم نمی‌شود که این من بودم که همچین کاری کردم. اصلا به من نمیاد همچین کاری بکنم. استاد محترم احساس می‌کنم هر کاری در این ده سال کردم همه به باد رفت. هر چند خدا می‌داند هیچ وقت قائل به این نبودم که کاری کردم. ولی نسبت به چشمانم خوشحال بودم که خدا توفیق داده و چشمهایم را کنترل کردم. به والله قسم خجالت می‌کشم با خدا و اهل بیت صحبت بکنم. نماز که می‌خوانم از خجالت می‌خواهم‌ آب بشوم. چندین مرتبه قول دادم به خدا و اهل بیت که دیگر نروم سمت این کار ولی دوباره و چند باره رفتم. و همین بدقولی خجالتم رو چندبرابر میکنه. حالم خراب است. از خودم ناامید هستم. اصلا بعید نیست که یکی دو ماه دیگر دوباره این کار را تکرار کنم. شما را به حضرت زهرای مرضیه قسمتان می‌دهم یه کاری برام بکنید. به خدا همین الان که این اسم مبارک رو به زبون آوردم خجالت کشیدم. همیشه در مجالس روضه، در مراسم احیا شب قدر، سر مزار شهدا و امامزاده ها یا در گوشه خانه با اشک و گریه و ضجه از این بزرگواران خواسته‌ام که کاری بکنند که دیگه من نرم سمت این کار ولی چند روز بعد دوباره مرتکب این گناه می‌شوم. استاد گرانقدر! دستم به دامنتان. به قدری این مسئله برایم مهم هست و به قدری از خودم بدم میاد که حاضرم سینه خیز بیایم محضرتان و کف پایتان را ببوسم. کمکم کنید از این لجن‌زار بیرون بیایم. شاید این بزرگانی (خدا و اهل بیت و شهدا و امامزاده‌ها) که بهشان توسل کرده‌ام جوابشان را در لسان شما گذاشته‌اند. الله اعلم شما یادم دادید از رحمت خدا مایوس نشم.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که روایات ما متذکر این امر شده اند که بعضاً انسان مومن را به نوعی گرفتار نوعی گناه می کنند تا از عجب، آری! از عجب که بدتر از گناه است نجات دهند و بدین لحاظ از آن جهت که انسان مومن از گناهی که مرتکب شده متنفر است، می‌توان موضوع نجات از عجب را در آن گناه مدّ نظر داشت و جایی برای مأیوس شدن از ادامه دینداری نمی ماند بخصوص که شیطان نیز در این جریان فعال است که به هر شکلی انسان مومن را گرفتار گناهی بکند و سپس القاء نماید که زحمات انسان بر باد رفته است در حالیکه هرگز چنین نیست و به هر حال خداوند با الطاف خود کاری می‌کند که گناه برای انسان شیرین نباشد و اینجا است که در احوالات عرفا داریم بعضاً در یک گناهی که مرتکب شده اند ۷۰ مرتبه توبه کرده اند زیرا متوجه نقشه های شیطان در آن گناهی که مرتکب شده اند بوده اند و از رحمت الهی مأیوس نگشته اند. جا دارد که اولاً: سعی کنیم از صحنه هایی که شرایط انجام گناه فراهم می‌شود، پرهیز نماییم و ثانیاً: با روزه داری میل جنسی خود را در شرایطی که ازدواج فراهم نیست، قابل کنترل کنیم و از آن مهم تر اگر ذهن خود را مشغول امور الهی و بدن خود را مشغول فعالیتهایی  مثل ورزش بنماییم، از آن مهلکه ها إن شاءالله فاصله می‌گیریم. موفق باشید    

31428

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیز: مشکلی در باره نحوه مواجهه و عملکرد امیرمومنان و رسول خدا در مواجهه با فتح ایران و روم داشتم. مگر نه اینکه این موفقیت های ظاهری خلیفه اول و دوم بود که توانست نور امیرالمومنین و نور ولایت رو تحت الشعاع ببره همون موضوعی که در رابطه با حضرت اباعبدالله مطرح کردین که کار بجایی رسیده بود که مردم به آنها رجوع نمی کردن (عدم وجود حتی یک روایت فقهی در امامت ده ساله حضرت سید الشهدا) آیا عامل اینها موفقیت های ظاهری خلیفه اول و دوم نبود؟ برای نمونه وقتی شخصی غربگرا در جمهوری اسلامی به ریاست جمهوری می رسه، احتمالا اگر از افرادی که دل در گرو انقلاب دارند درخواست بشه که کارهایی انجام دهند که موفقیت آن به نام دولت تمام میشه، این کار رو انجام نمیدن، موفقیت تمام عیار چنین دولتی حتما به معنای به حاشیه رانده شدن بقیه جریانهاست. حال سوال دقیقا در همینجاست. اگر این موفقیت های ظاهری باعث می شود که در سایه آن اصل دین، امیر مومنان و امام مجتبی و امام حسین چنین به حاشیه رانده شوند این چه جای بشارت دارد؟ اگر بخواهم سوال را بهتر طرح کنم بشارت پیامبر البته صحیح است ولی با چه تحلیلی این فتح جای بشارت دارد آیا این فتح به هزینه به کنار گذاشتن اصل اسلام ارزش دارد؟ البته همه می دانیم امیرالمومنین هم در این جنگ به خلیفه دوم مشاوره دادند. ------------------------------------------ در اثنای حفر خندق که مسلمانان هر یک مشغول کندن بخشی از خندق بودند روزی به قطعه سنگ سخت و بزرگی برخورد کردند که هیچ کلنگی در آن اثر نمی کرد، خبر به پیامبر (ص) دادند پیامبر (ص) شخصاً وارد خندق شد، و در کنار سنگ قرار گرفت و کلنگی را به دست گرفت و نخستین ضربه محکم را بر مغز سنگ فرود آورد، قسمتی از آن متلاشی شد و برق از آن جستن کرد، پیامبر (ص) تکبیر پیروزی گفت، مسلمانان نیز همگی تکبیر گفتند. بار دوم ضربه شدید دیگری بر سنگ فرو کوفت قسمت دیگری در هم شکست و برقی از آن جستن نمود پیامبر تکبیر گفت و مسلمانان نیز تکبیر گفتند. سرانجام پیامبر سومین ضربه را بر سنگ فرود آورد و برق جستن کرد، و باقیمانده سنگ متلاشی شد، حضرت (ع) باز تکبیر گفت و مسلمانان نیز صدا به تکبیر بلند کردند، سلمان از این ماجرا سؤال کرد، پیامبر (ص) فرمود: در میان برق اول سرزمین «حیره» و قصرهای پادشاهان ایران را دیدم، و جبرئیل به من بشارت داد که امت من بر آنها پیروز می شوند! و در برق دوم قصرهای سرخ فام «شام و روم» نمایان گشت، و جبرئیل به من بشارت داد که امت من بر آنها نیز پیروز خواهند شد! در برق سوم قصرهای «صنعا و یمن» را دیدم و جبرئیل باز به من خبر داد که امتم باز بر آنها پیروز خواهند شد، بشارت باد بر شما ای مسلمانان! ----------------------------------------------
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید مسئله خلفا در وارونه کردن اسلام بود به این معنا که وجه اصلی دینداری یعنی نظر به حقیقت به حاشیه رفت و ظاهر دین حفظ شد وگرنه اصل موضوع جهاد در راه خدا چه در زمان پیامبر و چه در زمان خلفا، امر شایسته‌ای بود ولی به شرطی که به نیّت ارائه اسلام باشد نه به معنای کسب غنائم. موفق باشید

30925

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیزتر از جان: استاد آیه ۵۲ سوره احزاب «لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَ لَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ ۗ وَ كَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ رَقِيبًا» عجیب است! چرا خدا به پیامبر فرموده : وَلَوْ أَعْجَبَكَ؟ مگر پیامبر معصوم نیستن؟ اصلا این آیه انگار دون شان پیامبره العیاذبالله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر نظر به زیبایی و جذب زیبایی شدن را می‌توان از انسان گرفت؟! آیه فوق می‌فرماید اگر در بستر طبیعی و شرعی هم باشد که خانمی برایت جذاب شود، ازدواج با او را نباید، حضرت دنبال کنند که عرایضی در بحث سوره احزاب در این مورد شد. فراموش نکنید که اسلام، دینِ زندگی است. موفق باشید

29329

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: هویت انسان یک هویت مستقل است یا وابسته به خدا یا مثلا امام است؟ منظورم این است من اگه بخوام احساس بودن کنم باید به خدا و... وابسته باشم تا حس کنم هستم یا نه مستقل حس بودن داشته باشم؟ سوال دیگر اینکه پایان کتاب آشتی با خدا از استعدادها صحبت می‌کنید. آیا من استعدادهایم هستم یا نه من فقط هستی هستم؟ ببخشید اگه خیلی سؤال می‌پرسم. دعا کنید تا مسأله برایم حل شود!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده با سیر مطالعاتی سایت یعنی بعد از کتاب «آشتی با خدا» مطالعه‌ی مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن‌ها، إن‌شاءالله می‌توانید به سؤالات خود جواب دهید. در آن‌جا روشن می‌شود معنای اتصال به خدا یعنی چه و چگونه انسان در عین مرتبه‌ای از هستی، حامل استعدادهای خاص خود می‌باشد.          موفق باشید.

28794

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سلام استاد: ببخشید اینکه انسان از رفتار کسی آزار می بیند چون با عقاید او جور در نمی آید یا احساسات انسان را آزار می دهد، بخواهد با کس دیگری صحبت کند آیا غیبت محسوب می‌شود؟ (مثلا رفتار فلانی که هم شما حاضر دیدید و هم من، اشتباه است و بهتر بود اینچنین انجام می‌گرفت... یا اینکه چرا فلانی این کار را انجام داد آیا این کار او با فلان آموزه دینی ما هم خوانی دارد؟) نمی دانم این توجیه است که با نفی رفتار اشتباه دیگران سعی در تکرار نکردن آن برای خود داریم؟ چون ما ضعیف النفس هستیم و رفتار دیگران سریع روی رفتار ما تاثیر می‌گذارد. آیا اینها اشتباه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که ممکن است باید بتوانیم رفتار مؤمنین را توجیه کنیم و آبروی آن‌ها را حفظ نماییم. موفق باشید

27777
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام الله علیکم: طاعات و عباداتتان قبول. التماس دعای ویژه دارم. حضرت استاد، شما که در این شبها n نفر را دعا می فرمایید، استدعا دارم n+1 را هم دعا کنيد. سپاسگزارم. امروز با شنيدن جلسه ششم شرح حضرتعالی بر مصباح الهدایه امام خمینی رحمه الله علیه خیلی امیدوار شدم، من نیز با خواندن و شنیدن مباحث توحیدی مانند شرح دعای سحر، تفسیر سوره حمد، شرح مصباح الهدایه و... مخصوصاً قبل از نماز شب، آنچنان در روحیه ام اثر می‌گذارد که گاهی فقط به خواندن نمازهای شفع و وتر بسنده می‌کنم. خداوند متعال را بخاطر آشنایی با شما که ثمره اش معرفت بیشتر به حضرت حق است سپاس می گویم. نکته‌ای بیان نمودید که ما به هر چیزی می نگریم، آن جلوه الله است با تمام اسماء و صفاتش، درحد امکانی آن چیز. بنابراین وقتی ما به همنوعان خود نگاه می کنیم، تجلی پروردگار را می بینیم که بایستی نهایت خضوع را در مقابلش داشته باشیم. با این نگاه رفتار ما کاملا متحول خواهد شد. مخصوصاً اینکه ما از مرتبه او در نزد پروردگار متعال بی خبر هستیم‌. چقدر دقیق و سخت می شود مراقب در رفتار!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چقدر زیبا متوجه می‌شویم چرا خداوند به رسول گرامی‌اش فرمود: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ» (آل‌عمران/۱۵۹) به مرحمت خدا بود که با خلق مهربان گشتی و اگر تندخو و سخت‌دل بودی مردم از گِرد تو متفرق می‌شدند، پس از (بدیِ) آنان درگذر و برای آنها طلب آمرزش کن و (برای دلجویی آنها) در کارِ (جنگ) با آنها مشورت نما، لیکن آنچه تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام ده، که خدا آنان را که بر او اعتماد کنند دوست دارد.

آری! آن حضرت با سعه‌ی صدر با مردم رفتار می‌کردند و در این راستا اگر هم خطایی سر می‌زد با خطای آن‌ها بد بودند و نه با خودشان. إن‌شاءاللّه توفیق دعای به دوستان داشته باشم، دعاگو هستم. موفق باشید

27564
متن پرسش
سلام علیکم: آیا با توجه به دعای سحر و اعمال ماه مبارک که در راس آنها روزه است، می‌توان گفت ماه رمضان ماه نظر به اسماء الهی و حضور در عالم اسماء الهی است ویژه رویکردی که دعای سحر دارد و ما هم در روزه نظر به مقام غنای حضرت حق می کنیم و به نحوی خودش یک الگوی سبک زندگی و حیات اجتماعی مومنانه و شهر ایمانی است که در آن بوسیله آزادی بندگی و نظر و حضور به اسماء الهی، نظم اختیاری و عزم ایمانی در سطح جامعه می‌تواند شکل بگیرد و برنامه های شریعت الهی پیاده گردد و مفاسد زدوده شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه. ماه، ماه ضیافت الهی است یعنی میزبان که حضرت حق باشد ما را دعوت کرده است تا از آنچه به میهمانش می‌خواهد عطا کند، به میان آورد. در حالی‌که او همچنان‌که در دعای جوشن کبیر می‌خوانید اسماء حسنایی است با چنین وسعتی. یعنی بنا دارد بنده‌ی خود را آماده کند تا بر او رُخ بنمایاند و اسماء حسنای خود را از در و دیوار وجود، همچون تابلویی که زیبایی‌ها را به نمایش می‌آورد، به ظهور آورد و در یک کلمه ماه گشودن جهانی است در مقابل ما که دیگر دنیای کمّیّت‌ها همه‌ی افق جان انسان را اشغال نکند و حضور در جهانِ کیفی از ما دریغ گردد. بنا نیست به جهان دیگری کوچ کنیم، بنا است با افقی که کیفیت‌ها در مقابل ما می‌گشایند، همه‌چیز را با وجهِ حقّانی آن بنگریم. و این یعنی آن‌که خدا به استقبالِ بنده‌اش آمده به همان معنایی که وعده داده است: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ۗ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» (فصلت/۵۳) به زودی آیات خود را در آفاق و در جان خودشان نشان‌شان می دهیم تا آن‌جایی که برای آن‌ها مشخص شود جز حق در صحنه نیست، آیا این کافی نیست براین‌که پروردگار تو در هرچیزی مشهود است؟ موفق باشید

27397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد من از موقعی که وارد این قرنطینه شدیم اصلا کل زندگیم بهم ریخته. در ماه رجب و شعبان در ابتدا با شوق وارد شدم اما اصلا نتونستم اون استفاده و کارهایی که از قبل برنامه چیده بودم انجام بدم. و دچار یک گناهانی شدم که قبلا از بین برده بودمش، اما در این قرنطینه دوباره دچار آن شدم و گرفتار. اصلا کل زندگیم جهنم شده واقعا دیگه خسته شدم. خواهشا میشه که کمک کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که سری به بحث «با دعا در آغوش خدا» جلسات ۶ و ۷ شرح مناجات التّائبین که بر روی بنر سایت هست، بزنید. موفق باشید

27069
متن پرسش
سلام علیکم: استاد من یه مطلبی برخورد کردم که سوالاتی برایم پیش آمد. (جناب آخوند ملاحسینقلی همدانی سه تا مجلس [سلوکی] مطابق مقامات اشخاص داشتند. به عده ای فرموده بود که روز در محفلش باشند و برخی بعد از نماز مغرب و عشاء و بعضی هم شاگردان سحری بودند و مجذوب او بودند. بعضی از اساتید ما فرمودند که چه بسا پیش آمده بود بعضی از آقایان صاحب کمال و زحمت کشیده بودند خدمت آقای قاضی رسیدند و ایشان فرمود: شما نمی توانید [متحمل ریاضات و...] بشوید، زده می شوید، شما کار خودتان را انجام دهید که برای آن کار ساخته شدید. آقای قاضی عین ثابت و وضع و حال و لوح وجودی [کسانی که نزدش می آمدند] را می خواند و آگاهی داشت و اگر بعضی را مستعد می دید خیلی استقبال می کرد.) ۱. من دچار یک حیرتی و اضطرابی شدم که واقعا عین ثابت من چیه آیا میتونم به توحید برسم نمیتونم یا تا چه حد آیا فنای ذات احدی میسر هست یا نیست؟ دچار نوعی یاس شدم چه کنم؟ ۲. استاد من چطور متوجه بشم که کمال توحید برایم ممکنه یا نه؟ ۳. در فلسفه دعا گفتن که چند حالت داره یا به نفع و مصلحت شخص نیست یا خدا بهتره ش رو میده. کسی که از خدا توحید بخواهد چطور مصلحت بالا تر نیست و از آن بهتر هم نیست که خدا بخواهد در قیامت بدهد؟ ۴. عالم اعیان ثابته در عالم واحدیت است آیا آنهایی که به ذات احدی می رسند از اعیان ثابته خودشان خارج می شوند و عین ثابتشان الله می شود؟ ۵. گفتن که قبل از حضرت محمد (ص) هیچ پیامبری به مقام قاب قوسین او عدنا نرسیده. این یعنی آن که پیامبران قبلی به فنای واحدی و احدیت ذات نرسیده بودند و در عین ثابتشان متوقف شدند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱ و ۲. ما هرکدام به سوی دین خدا رجوع می‌کنیم و بدون سخت‌گیری‌های بیجا و با نظر به سیره‌ی اولیاء معصوم «علیهم‌السلام» جان تشنه‌ی خود را سیراب می‌کنیم. لذا در إزاء تشنگیِ خود سعی کنید آب معرفت بنوشید. ۳. وقتی از خدا توحید بخواهیم، خودش می‌داند چگونه مناسب روح ما، ما را هدایت کند. ۴. با توجه به جمله‌ی مشهور ابن‌عربی در مورد «اعیان ثابته» که فرمود: «ما شمّت رائحة الوجود» اعیان ثابته در مقام علم خداوند یعنی در مقام فوق اسماء که همان احدیت است، قرار دارد. ۵. خیر! درجه‌ی توحیدها متفاوت است. آن‌ها نیز در مقام خود به ولایت که شرط نبوت است، رسیده‌اند. موفق باشید

26990

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت به استاد طاهرزاده و تمام افراد گروه فرهنگی لب المیزان. استاد پیرو جواب سوال ۲۶۹۵۷ که به دوستمان گفتید یا حوزه یا دانشگاه را انتخاب کنید و با جدیت تمام آن راه ادامه دهید تا نتیجه بگیرید می خواستم بدانم حتما باید به صورت حضوری باشد تا به نتیجه برسیم یا بصورت مجازی و دانلود صوت و تصویر دروس هم می‌توانیم به نتیجه برسیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی بخواهد زندگی خود را به صورت حوزوی شروع کند باید در آن فضا و فرهنگ حاضر گردد. موفق باشید

25960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت شما استاد عزیز: ۱. استاد با توجه به مهربانی خداوند چطوری خداوند اجازه می دهد که بعضی از بندگان مورد ظلم شدید و بی احترامی واقع می شوند؟ ۲. چطوری میشه که در بهشت لذت برد و هرچه هم لذت هایش زیاد و متنوع باشد دچار خستگی نشد و تا ابد تکرار و تکرار. آیا انسان دچار زدگی نمی شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بد نیست به کتاب «عدل الهی» شهید مطهری و کتاب «معاد» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

25682

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد بنده وقتی خواستم استخدام بشم یک دوره کار آموزی گذراندم به مدت دو ماه. چون متاهل بودم خیلی تلاش در جهت موفقیت در آزمون کار اموزی می کردم. این قضیه باعث شد دو سه نفر حسادت هایشان را بروز بدهند و تنش هایی داشتیم. الان که دو سال از اون قضیه گذشته متوجه شدم که حتی همکارای جدید و اکثر همکارا از من بدشون میاد و اکثرا پشتم غیبت است چون هم دوره ای ها اکثرا پشت سرم حرف می زنند. فضای کار کثیفه همه زیر آب بقیه رو میزنن و فضای خشنی هست و اصلا دوستانه و آرامش بخش نیست. استاد من خیلی در قید نظر بقیه نیستم اما این موضوع که همه از من متنفرن به خاطر تلاشم و ریش رو صورتم اذیتم میکنه. چطور در محیط کار این افکار از خودم دور کنم. مگر من نا حق بودم که همه دشمن من هستند؟ چطور قراره سی سال از عمرم رو با چنین انسان هایی بگذرانم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما با محبت، مسئله را حلّ کنید. قرآن می‌فرماید: «وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ۚ اِدْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ» و هرگز نیکی و بدی در جهان یکسان نیست، همیشه بدی (خلق) را به بهترین شیوه (که خیر و نیکی است پاداش ده و) دور کن تا همان کس که گویی با تو بر سر دشمنی است دوست و خویش تو گردد. موفق باشید

25601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر. استاد بنده وقتی میخوام روی مسائل معرفت نفس (مثل ۱۰ نکته و فراتر آن که مطرح فرموده بودید) نمیدونم بدلیل بودن و عادت به وهم هست و خیال پراکنده و بیماری یا ضعف وجودی یا ضعف فکر یا. (کلا در عالم ذهن و مقایسه هی گیر می کنم و نمیتونم جمعش کنم) نمیتونم متمرکز بشم و هی در فضایی غبار آلود آشفته میشم و انگار دور خودم می چرخم! و امثال این سوالات که نکنه این بهترین راه نیست، یه وقت داری وقتت رو تلف می کنی مثلا بجای این درس میخوندی یا دنبال استادی که راهنماییت کنه می گشتی یا کتب علمای درقله این زمینه را میخوندی یا با ورود در اجتماع معارف جدید و حضوری را در صحنه واقعیت با تمام جان حس می کردی یا الان واقعا داری بهترین کار رو می کنی؟ نکنه بهترین نباشه ؟و نتونی بهترین فرد باشی و... و این آشفتگی‌ها نه فقط در این مسئله که در موضوعات مختلف پیش میاد و نمودش مثلا در فقه باعث وسواس مانند شاید شده (هی جوانب ماجرا بررسی میشه) و خودم هم احساس بدی نسبت به آن دارم اما نمیتونم بیرون بیام. البته بنده ۴/۵ پیش تصمیم گرفتم قفسه اعتقادیم رو بهم بریزم و مبتنی بر عقل بچینم و حتی آن موقع در اینکه هستم یا نه هم فکر می‌کردم و مثل جهنم برام شده بود البته حالا هم بصورت کلامی این اعتقادات هنوز در بوته نقدن و طلبه شدنم برای حوزه نبود بلکه بستر حوزه را مناسب تردیدم برای پیگیری این مسائل خدمتتون در کوه هم رسیدم و شما افقی بالاتر از ۱۰ نکته را نشان دادید اما هم خیلی خلاصه و مجمل بود هم با این حالاتم و ماندن در مقایسه و عالم ذهن نمی توانم روی آن تمرکز کنم در درس خواندنم هم این مشکلات به شدت تاثیر گذاشته و فکر کن با حل آن درست بشه همچنین یکی از اساتید به روشی که حضرتعالی ارائه می فرمایید نقد وارد می کرد که ارتباط با حضوریات و... با یه باد بهم میخوره، باید اول از لحاظ عقلی شناج بندی صورت بگیره ولی جدای از حرف ایشون بنده وقتی میخوام به مسائل عقلی فکر کنم این آشفتگی ها مانع میشه - همچنین استاد این نگاه های کلامی که الان باید سریع به اسلام معتقد بشی و گرنه می میری و میندازن تو جهنم و بصورت کلامی باید اعتقاد داشته باشی و... که حتی از سوی برخی بزرگان علوم عقلی القا میشه هم خیلی مشکل ساز هست و حتی با وارد شدن به فضای قرآن هم بهم می ریزم که این همه علوم نیاز داره و نداری و کلا نسبت به مسائل وادادگی و احتیاط غیر عاقلانه شاید دارم. استاد تک تک این جملات مسئله جدی برام بوده و هستن لطف می فرمایید راهنمایی بفرمایید؟ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم خوب است با هر موضوعی که با آن روبه‌رو می‌شوید به این فکر باشید که فعلاً این رزقِ شماست، اگر با آن درست برخورد کردید، خداوند رزق عمیق‌تری را برایتان می‌گشاید، به همان معنایی که فرموده‌اند: شکر نعمت، نعمتت افزون کند. موفق باشید

25411

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض خسته نباشید و خدا قوت: احتراماً این مطلب را یاد آور شیم که به مطلق سکوت صمت نمیگن. صمت به سکوتی گفته میشه که توأم با تفکر و اندیشه و نگاه توحیدی باشه. وگرنه صرف سکوت زیاد سازندگی نخواهد داشت. عذرخواهی می کنم از محضر استاد شریف و گرانقدرم متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. «صمت» نحوه‌ای از مراحل سلوک است و این غیر از سکوتِ صرف است. موفق باشید

25211

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: بنده چند وقتی است که بیکار شده ام و از طرفی سرمایه لازم را برای زدن کار در راستای تخصصم که کامپیوتر هست را دارم، و طبق اینکه مومن باید در صورت توان برای خود کار کند، لذا تنها چیزی که بنده را در این زمینه مردد نگه داشته این است که ترس از اینکه با ورود در بازار مال حرام در زندگی ام وارد شود، چون می گویند این دوره زمانه برای اینکه بتوانی در شغل و کار آزاد خود دوام بیاوری باید تابع بازار و هم صنفی ها باشی، که متاسفانه طبق این نظر با توجه به افزایش بی رویه و غیر معقول قیمت ها مخصوصاً در صنف کامپیوتر، قیمت ها بیش از حد است و به ظاهر حرام، حال تکلیف چیست؟ چه کنم؟ چگونه با این اوضاع برای خودم کار کنم که مال حرام در زندگی ام وارد نشود و همچنین بتوانم در زمینه کاری ام پیشرفت هم بکنم و ورشکسته نشوم و دوام بیاورم؟ تکلیف چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره با حضور در بازار و رعایت انصاف، انسان شخصیت اصلی خود را پیدا می‌کند. موفق باشید

24881
متن پرسش
سلام: استاد از حدود دو سال پیش اشک چشم من برای امام حسین علیه السلام خشک شد. هر چه کردم اشک چشمم بازنگشت. حتی به کربلا هم که رفتم فایده ای نداشت در خیمه گاه زانوانم سست شدند اما اشکم. خیلی عذاب می کشم استاد. چه کنم استاد تا رقت قلبی که داشتم برگردد؟ اجرتان با اباعبدالله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است امام «علیه‌السلام» را در افق دیگر به نظاره بنشینید. مطالعه‌ی کتاب‌های «حماسه‌ی حسینی» و «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» و «امام حسین «علیه‌السلام» از مرحوم دکتر شهیدی إن‌شاءاللّه مفید خواهند بود. موفق باشید

نمایش چاپی