باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً در این موارد، ورودی نداشتهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر شیئ دو وجه دارد، وجهی که در نسبت با بقیه در عالم کثرات معنا دارد و وجهی که مربوط به هستی و وجود آن است. آیهی مذکور میفرماید هر شیئ و هر موجودی، وجهی و نسبتی دارد که هماکنون هالک و نابود است، مگر آن وجهی که وجهِ الهی و وجودی هر موجود و شیئ میباشد. وجه وجودیِ درخت همان حیات است که به نور ظهور حیاتِ حق در صحنه است. ولی وجه نسبی آن همان درخت خاص میباشد. آنچه می ماند وجه وجودی آن درخت است. با همین نگاه در آیهی بعد میفرماید هر آنچه بر زمین است فانی است، به اعتبارِ وجهِ نسبیِ کثراتِ عالم ارض، و آنچه میماند وجهِ ذولجلالی و والای هر مخلوقی است. مثل حیات که در درخت به ظاهر محسوس نیست، چرا که حیات، اجلّ از برگ و ساقه میباشد که به طور محسوس به حسّ مادی دیده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تعبیر خواب نمیدانم. ولی نباید در کار خیر به این نوع خوابها اهمیت داد. شاید شیطان میخواهد از این طریق شما را منصرف کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علمِ به آینده که اختیار را نفی نمیکند. مثل اینکه خدا میداند فردا با اختیار خود به مسجد میرویم. در این مورد خوب است به جزوهی «جبر و اختیار» که در قسمتِ نوشتار سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح مفصل نمیخواهد! باید این مطالعات از یک طرف، افقی را در مقابل ما بگشاید که از حقایق و سنن جاری در عالَم غافل نباشیم و از طرف دیگر، با خلقِ خدا مهربانی کنیم و به خودمان نیز بیدلیل سختگیری نکنیم که از لذّات زندگی باز بمانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در این مورد خوب است به جلد اول کتاب «مقالات» از آیت اللّه شجاعی رجوع فرمایید تا با طیّ مقدمات، این مسائل برایتان حل شود و اگر اصل کتاب را نتوانستید به دست آورید، با صوت شرح آن، مطلب را دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در توحید ذاتی نظر به وجودِ عالم و نسبت آنها با خدا است و نه صفات و فعلِ آنها. بد نیست در این مورد سری به کتاب «شرح اسماء حسنی» که روی سایت است بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه برای بارگزاری بر روی سایت، مراحلی باید طی شود، بعضاً رفقا از طریق کانال زیر زودتر اقدام به قراردادن آن صوتها کردهاند. بد نیست به آن کانال رجوع فرمایید. موفق باشید https://eitaa.com/hasannazari110
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر » عرض شده است این افراد با جنّیان ارتباط دارند آنهم با جنّیانِ شرور، و هیچ نتیجهای برای افراد ندارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به اندازهای که گناه، عمقِ وجودها را گرفته باشد انسانها در عذابند. و وقتی بنیاد انسانها با گناه، آلوده نشده باشد با مقداری عذاب، پاک میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عذاب چیزی نیست جز حاصلِ عملِ هرکس. به همین جهت قرآن میفرماید: «فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ» پس به کیفر گناهانی که همواره مرتکب می شدند باید کمتر بخندند و بسیار بگریند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در کتاب «خویشتن پنهان» در این مورد بحث شده است که وقتی به جهاتی مختلف روح، زمینهی ساختنِ بدن خود را در دورهی جنینی نداشته باشد، به این مشکلات میافتد. زیرا بر اساس «و نفسٍ و ما سوّایها» نفس، در ذات خود در تعادل است. ۲. برای دیدن پدیدههای دنیایی ابزار مناسب خود را که همان چشم است و گوش، نیاز است. ولی برای دیدن سایر مخلوقات، و با نظر به وجهِ باطنی و ملکوتی آنها نیاز به این ابزارها نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست نقشهای از دشمن است تا نهتنها منطقه همواره در آشوب بماند، ترکیه هم به گمانِ برگرداندنِ دولت عثمانی ضعیف و ضعیفتر گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر جنابعالی آن است که منظور جناب حافظ از «خواب چشمان» خُمارِ چشمان است. آری! اگر این فرض را داشته باشیم، آن میشود که میفرمایید ولی با ظاهر کلام ایشان نیز که همان خواب چشمان است میتوان متوجهی اشارات جناب حافظ شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ذهن، محلِ علم به موجودات است، مگر میشود مادی باشد؟ در حالیکه ظرف و مظروف همواره از یک سنخ هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجهی معلولیت معلول بود به هر اعتبار، چه معلولِ زمانمند و چه غیر زمانمند. به قول فارابی، معلولیتِ هر معلول به اعتبار محدودیت آن است از آن جهت که عین وجود نیست معلول است. موفق باشید
سلام علیکم: اکنون که این کلمات و جملات را مینویسم، نمیدانم به کدام امید و به چه انتظاری چنین اقدامی میکنم. حتی دیگر به جواب رسیدن هم برایم دور شدهاست و تا حدی قید آن را زدهام. سوالاتی یقه من را گرفتهاست و مرا ول نمیکند و در عمقِ خود میکشاند. در حدی است که حتی پرسشِ آن هم در لکنت و سختی میافتد و تا جوابِ این سوال دادهنشود، حرف دیگری نمیشود زد. به دنبال سرنخ میگردم و پیدا نمیکنم، شهرها را زیرِ پا میگذارم و خانهای پیدا نمیکنم. من زنم و چگونه بدونِ خانه زندگی کنم؟ چگونه مادر باشم در حالی که در و دیوار از بیمادری مینالد و جوابی برای «چی میخواهیم.» نداریم؟ با خودم میگویم چه «مرگمونه دقیقا» که آن چه هست راضیمان نمیکند و آن چیزی هم که میخواهیم را نمیدانیم. خودِ موت که ذائقه هر نفسی است، در پرده میرود و به آن محتاج میشویم، نه زندهایم و نه به مرگ میرسیم. چگونه در این برزخ تاب بیاوریم و مقاومت کنیم و بمانیم؟ ترسِ بیطاقتی در مقابل این آینده نامعلوم من را گرفتهاست و حتی لب به شکایت گشودن و این سخنان هم میترسم که بیطاقتی تلقی شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حرف همین حرفِ آخر است که امید به آینده را از دست میدهیم. در حالیکه خالق هستی و خالق ما، یقیناً آینده ما را در بستر بندگیاش تأمین کرده است و در همین رابطه در قرآن میفرماید: «وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا» (هود/6) هیچ جنبدهای در زمین نیست مگر آنکه خداوند بر خود تکلیف کرده که رزق او را فراهم کند و رزق ما همه آن چیزی است که به طور طبیعی بدان نیازمندیم. عمده آن است که خود را در افق تاریخی زندگی زمینی امیدوارانه حاضر نگه داریم و فکر فردا را، فردا بکنیم.
مولوى در مثنوى در رابطه با همين موضوع داستان آن گاوى را مىگويد كه هر روز از صبح تا شب در مزرعه سرسبزى مىچريد و علفهاى آن را مىخورد و بعد از سر شب تا صبح غصه مىخورد كه فردا چكار كنم! باز فردا با علفهاى از نو سرسبز شده آن مزرعه روبهرو مىشد و تا شب به خوردن آن مشغول مىگشت و باز از شب تا صبح نگران رزق فردا بود. مىگويد:
يك جزيره هست سبز اندر جهان
اندرو گاوى است تنها خوش دهان
جمله صحرا را چرد او تا به شب
تا شود زَفْت و عظيم و منتجب
شب زانديشه كه فردا چه خورم
گردد او چون تار مو لاغر زغم
چون برآيد صبح بيند سبزْ دشت
تا ميانْ رَسته قصيلِ سبزْ كَشت
اندر افتد گاو با جوعُ الْبَقَر
تا به شب آن را چرد او سر به سر
باز شب اندر تب افتد از فزع
تا شود لاغر زخوفِ منتجع
كه چه خواهم خورد فردا وقت خَور
سالها اين است خوف اين بقر
هيچ ننديشد كه چندين سال من
مىخورم زين سبزه زار و زين چمن
هيچ روزى كم نيامد روزيم
چيست اين ترس و غم و دلسوزيم
باز چون شب مىشود آن گاوِ زفت
مىشود لاغر كه آوه رزق رفت
مولوى بعد از اينكه اين مثال زيبا را مطرح مىكند و ما را متوجّه ضعف بينش اين گاو مىنمايد كه چگونه از نظام الهى كه همواره در حال فيضان رزق بندگانش است، غافل است، مىگويد:
نفسْ، آن گاواست وآن دشت، اين جهان
كه همى لاغر شود از خوف نان
كه چه خواهم خورد مستقبل عجب
لوت فردا از كجا سازم طلب
همواره نگران فردايى است كه بوجود نيامده و لذا از نتيجه اى كه امروز بايد از زندگى خود بگيرد غافل است، مولوى سپس به ما روى مىكند كه
سالها خوردى و كم نامد ز خَور
ترك مستقبل كن و ماضى نگر
لوت و پوت خورده را هم يادآر
منگر اندر غابر و كم باش زار
به جاى اينكه اينهمه نگران آينده باشى كه نيامده است، كمى هم به گذشته بنگر كه چگونه به راحتى گذشت و نگرانى تو نسبت به آن بىجا بود. حضرت در آن فرمايش شان همين نكته را متذكّر مىشوند كه اى پسر آدم! غصه رزقى را كه هنوز نيامده است بر امروز خود حمل نكن. ما امروز وظيفه اى داريم و براى انجام آن روزمان را شروع كنيم و مسلم آنچه در امروز نياز داريم، خداى خالقِ امروز برايمان خلق مىكند، و چون خداوند فردا را خلق كرد، نياز مربوط به فرداى مخلوقاتش را نيز خلق مى كند. اينكه ما نيازهاى فرداى خود را در پيش خود نداريم چون هنوز فردا را خلق نكرده تا رزق فردا را خلق كند. آرى؛ فردا هم بايد كارى كه به عهده ماست، انجام دهيم. رزق فردا هم به عهده خداست و حتماً مىرسد. اشكال در اين است كه شما امروز كارى را شروع مى كنيد، براى اينكه بى رزق نشويد، و لذا از اوّل صبح غصه رزق آن روز را مى خوريد و در نتيجه آن كارى را كه به عهده تان است انجام نمى دهيد و غم چيزى را مى خورديد كه بدون اين غمها محقّق مى شد، حال با اين نوع تفكر، چون پس فردا مى آيد، غصّه رزق روز بعدش را مى خوريد، و خلاصه هر روز كارمان مى شود رفتن به دنبال چيزى كه خودش به وقتش مى آمد، و در نتيجه از بندگى خدا كه محتواى حقيقى زندگى انسان است درمى مانيد و بعد در خودتان كه تأمّل مى كنيد مى بينيد سخت از زندگى خود ناراضى هستيد، چون به محتواى معنوى كه بايد مى رسيديد، دست نيافتيد.
امام معصوم (ع) مى فرمايد: نگرانى رزق فردا را بر امروزت حمل نكن، «فَانَّهُ انْ يَكُ مِنْ عُمُرِكَ يَأتِ اللهُ فيهِ بِرِزْقِك»؛ اگر فردا جزء عمرت باشد، خدا در همان فردا رزق تو را مى رساند. فردايى كه هنوز نيامده است تمام ذهنت را مشغول نكند تا روزى كه آمده است را از دست دهى.
سلام علیکم: استاد عزیز برای ورود به ماه رجب چه پیشنهادی میفرمایید تا از ماه پیش رو استفاده بیشتری بنماییم؟ همچنین برای دانشجویانی که به تازگی با مباحث معرفت نفس آشنا شدهاند در این مورد چه پیشنهادی دارید؟ چون معمولا در شروع راه انگیزههای بیشتری در جوانان برای تحول و تغییر سبک زندگی وجود دارد.
32078- باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر بسیار خوبی است که برای استفاده از ماه رجب، روح و جسم را آماده نماییم. آری! با مطالعه مباحث اخلاقی مثل کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی و با انضباط در نحوه خوردن، میتوان شرایط را برای بهرهمندیِ بیشتر از ماه رجب فراهم نمود به همان معنایی که پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» میفرمایند: «اِنَّ فی اَیّامِ دهرِکُم نَفَحات، الّا فَتَعَرّضُوا لَها» که جناب مولوی در همین رابطه میفرماید:
گفت پيغمبر که نفحت هاي حق
اندرين ايام مي آرد سبق
گوش و هش داريد اين اوقات را
در رباييد اين چنين نفحات را
نفحهای آمد شما را ديد و رفت
هر که را مي خواست جان بخشيد و رفت
نفحه ديگر رسيد آگاه باش
تا ازين هم وانماني خواجه تاش
موفق باشید
سلام استاد: در یک کانون فرهنگی به عنوان مربی فعالیت میکنم. مخاطبان از سن ابتدایی هستند تا حدود ۱۸ سال. جمعه شب ها همه ی اعضای کانون جمع میشویم و قرآن خونده میشه و بنده مطالبی اخلاقی یا معرفتی میگویم سعی میکنم مطالب شما و یا شهید مطهری و... را ساده کنم و براشون بگم. مسئول اصلی این کانون به من میگوید اینها که تو میگویی تئوری است و فایده نداره باید در قالب بازی مطالب را منتقل کنی آیا این حرف درست است؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو کار را باید مدّ نظر داشت. هم باید مخاطبان را متذکر معارفی کرد که عقلشان تغذیه شود و هم باید با مثالزدن از شخصیتهایی که نمونههای خوب فطرت انسانی هستند، ذهن آنها را تغذیه نمود. مثل کتاب «داستان راستان». به همین جهت آن شهید بزرگوار در کنار آن معارف عالیه، به جهت سوزی که در هدایت انسانها داشت و میدانست باید خیال را نیز تغذیه کرد؛ به تألیف کتاب «داستان راستان» میپردازد. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرالمتألّهین نشاة الاولی را همین دنیا میدانند. در این رابطه میتوانید به جزوه «نحوه حیات بدن اخروی» رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیفهمم نسخه آقای نخودکی چه نسخهای است؟! عمده رویکردی است مناسب روح بشرِ این دوران به ذکر و دعا و مناجات، و به این امید کتاب «با دعا در آغوش خدا» نوشته شد. خوب است مقدمه آن کتاب را با دقت دنبال بفرمایید ببینید با روح و روحیه شما چه اندازه همخوانی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد ائمه «علیهمالسلام» عوارض فرعی و حاشیهای روزه را برمیشمارند به آن معنا که ثروتمندان متوجه گرسنگی فقرا باشند. در حالیکه جایگاه اصلِ روزه را آیه 183 سوره بقره رسیدن به تقوا مشخص نموده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده ذیل شخصیت حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» و تاریخ اسلام، بسیاری از این بزرگان را میتوان جای داد. کافی است به یادداشت جناب آقای دکتر رضا داوری در سالگرد شهید آوینی نظر بفرمایید که چگونه ایشان خود را از جنس شهید آوینی میدانند و چه اندازه احساس یگانگی با او دارند. و در مورد دکتر احمد فردید باز قضیه از همین قرار است. بنده نهتنها تمایز جدّی بین اینها و ذات انقلاب اسلامی ندیدم، بلکه برعکس؛ برای قرائتِ هرچه بهتر انقلاب از نگاه این بزرگان به خوبی میتوان استفاده کرد، مشروط بر آنکه نگاه سیاسی بر گفتارها و موضعگیری آنها احاطه نداشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! تعیُّنِ نبوت غیر از تعیّنِ ولایت است و اینجا است که اگر انسان تعین ولایت را گُم کند، از ظاهر ئعبادات عدول نمیکند، ولی از نتایج عبادات که ارتباط با حضرت حق است، محروم میشود به اعتبار «الله ولیّ الّذین آمنوا». باید راهِ ولایت الهیه بر خود را از طریق عبادات هموار کرد و این بدون نظر به تعیّن و نمود خارجی محقق نمیشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید اگر حجّت تاریخی خود را حضرت امام خمینی قرار دهیم و بقیهی افراد را در نسبت با شخصیت ایشان ارزیابی کنیم، خطر کمتری پیش میآید. در نفیِ ابنعربی احتمالاً مشکلی باید باشد و این غیر از آن است که کسی نخواهد ابن عربی بخواند. موفق باشید
