بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30743
متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه حضرت عالی هم تاکید زیادی بر آراء و اندیشه های آقای فردید و آقای داوری دارید و از آن طرف خود را ذیل امام و رهبری توصیف می‌کنید آیا بین این دو اندیشه تطابق کامل می‌بینید؟ یا تمایزات را می‌بینید ولی اندیشه ها را در راستای هم ترسیم می‌کنید؟ بنده احساس می‌کنم بعضا بین اندیشه های آقای فردید و امام و آقا بعضا تمایزات جدی وجود دارد. می‌خواتسم نظر شما را در این رابطه بدانم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده ذیل شخصیت حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و تاریخ اسلام، بسیاری از این بزرگان را می‌توان جای داد. کافی است به یادداشت جناب آقای دکتر رضا داوری در سالگرد شهید آوینی نظر بفرمایید که چگونه ایشان خود را از جنس شهید آوینی می‌دانند و چه اندازه احساس یگانگی با او دارند. و در مورد دکتر احمد فردید باز قضیه از همین قرار است. بنده نه‌تنها تمایز جدّی بین این‌ها و ذات انقلاب اسلامی ندیدم، بلکه برعکس؛ برای قرائتِ هرچه بهتر انقلاب از نگاه این بزرگان به خوبی می‌توان استفاده کرد، مشروط بر آن‌که نگاه سیاسی بر گفتارها و موضع‌گیری آن‌ها احاطه نداشته باشد. موفق باشید

30513

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی: با عرض سلام: در مسئله زن مطالب شما را دنبال می کنم. استاد وقتی شنیدم در گروه های موسسه خود شما از تدریس خانمها ممانعت می‌شود دچار تناقض شدم. شما و بسیاری اساتید دیگر زنان را تشویق به حضور فعال در جامعه می‌کنید درحالی‌که به جرات می‌توانم بگویم بستر مناسب و انسانی برای حضور زن هنوز در جامعه ما شکل نگرفته. در تفسیر سوره زمر فرمودید زن مثلا شهردار غرفه حیا ندارد چگونه یک زن هم در جامعه باشد هم نباشد و در غرفه حیا هم حضور پیدا کند. سوال بعدی اینکه بسیاری چون حجاب دختران ورزشکار حجاب محسوب نمیشود مواضع رهبری را در تشویق ایشان درست نمیدانند.جوابی که بنده به خودم میدهم دقت نظر ایشان در پررنگ کردن همان حجاب حاقل هست تاروزی حداکثرش هم درست شود.نظر جنابعالی چیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هیچ وجه بنده و رفقا معتقد نیستیم که زنان نباید تدریس کنند حتی برای آقایان. در سالگرد شهادت حاج قاسم ملاحظه فرمودید سلسله بحث‌هایی تحت عنوان «زینب‌های حاج قاسم» در مرکز «سُها» با مدیرت خواهران شکل گرفت که بسیار هم خوب بود. موفق باشید

30362

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید می‌خواستم بدونم که چرا بعضی از افراد وقتی شهید می‌شوند تمایل به ارتباط با زندگان رو ندارند و از اینکه اون ها رو بردار خطاب کنیم و کمک بخوایم مشکل دارند؟ در حالی که اون ها با روح شون با ما ارتباط برقرار می‌کنند. لطفا علتشو بگین من واقعا باید جواب سوالمو بدونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره آن‌ها هم زندگی خود را دارند و «عند ربّهم یُرزقون» هستند. تنها در آن حدّ که اذن داشته باشند با این طرفی‌ها رابطه برقرار می‌کنند چه اشکالی دارد آن ها را برادر خطاب کنید؟ مگر برادر این ملت نبودند؟ عموماً شب‌های جمعه تا عصر جمعه، بیشتر مأذون هستند تا ارتباط دوطرفی برقرار شود. موفق باشید

30238

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد در یکی از جزوات تان این مطلب رو در زیر نویس آوردید و در سخنرانی ها هم اشاره داشتید، اینکه آقای قوچانی تعریف کردن که امام خمینی خدمت آقای قاضی میرسن، و ایشان از یک کتاب که به فارسی نوشته شده حکایتی رو تعریف میکنن که همان حکایت انقلاب و امام بوده. استاد می‌توان گفت این کتاب میتونه همان مصحف فاطمه الزهرا سلام ا...علیه باشه (اخبار ملوک و سلاطین)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. ولی اگر جناب آقای قوچانی خودشان با صراحت نگفته بودند، از آن‌جایی که شخص دقیقی هستند؛ بنده نه به راحتی باور می‌کردم و نه برای بقیه نقل می‌نمودم، زیرا چیز عجیبی است. موفق باشید

29881

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ادب: داشتم کتاب «آشتی با خدا...» را مطالعه می‌کردم از متن کتاب برایم سوالی ایجاد شد. ص ۱۳«آشتی با خدا آنگونه راهی است که امامان معصوم می‌نمایانند نه دانستن خدایی که فیلسوفان از آن خبر می‌دهند.» _ ص۱۴ «بیا از خویشتن خویش پنجره ای بساز و از آن پنجره بدون هیچ حجابی حتی بدون حجاب استدلال...» _ ص۱۴ «چرا که انسان سبک بال آن انسانی نیست که می‌داند چه چیزی خوب است که این کار فیلسوفان است بلکه آن انسانی است که خوب را دوست دارد» حال سوال اینجاست که متن نوشته شده روبرو کتاب است و کتاب از جنس علم است و علم با تفکر همراه است؛ پس چرا استدلال را حجاب، دانستن را عدم سبک بالی و راه امامان معصوم را بجز راه عقل و فلسفه نوشته اید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: استدلال به عنوان مقدمه کارساز است ولی ما را در حدّ مفهومِ خدا نگه می‌دارد و این، کافی نیست. در این رابطه عرایضی در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» شده‌است. موفق باشید

29772

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام استاد: مشغول مطالعه ی سوالات قدیمی در سایت بودم که بطور تصادفی به سوال 17361 برخورد کردم که در میان جواب هایتان به این سوال این مورد توجه مرا جلب کرد: از متون خبری داریم که: حضرت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» در جنگ یمن با کنیزی که از خمس غنائم بود و از سهم پیامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» محسوب می‌شد، هم‌بستر شدند و خالدبن ولید برای آن‌که آن حضرت را در مقابل پیامبر بدنام کند، نامه‌ای از طریق «بَریده» به رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌نویسد بريده مى گويد: «وارد مدينه شدم و به مسجد رفتم. رسول خدا صلى اللّه عليه وآله در منزل بود و گروهى از يارانش بر در خانه پيامبر بودند. آن ها گفتند: چرا زودتر از ديگران خود را به مدينه رسانده اى؟ گفتم: به دليل كنيزكى است كه على از خمس غنايم جنگى برداشته است. آمده ام اين خبر را به رسول خدا صلى اللّه عليه وآله گزارش دهم. آن ها گفتند: آرى اين خبر را به پيامبر برسان، زيرا با اين خبر على از چشم پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله مى افتد رسول خدا صلى اللّه عليه وآله اين گفت و شنودها بين من و آن ها را در منزلش مى شنيد. در اين هنگام رسول خدا صلى اللّه عليه وآله از اتاق بيرون آمد. يكى از آن چهار نفر برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا! آيا نظر نمى كنى كه على چه كرده است؟ و قضيّه كنيز را خبر داد. رسول خدا صلى اللّه عليه وآله روى مبارك از او برگرداند و جوابى نفرمود. دومين و سومين نفرى كه همراه بريده بودند نيز به همين گونه اظهار نظر كردند، ولى رسول خدا صلى اللّه عليه وآله از آنان نيز روى گرداند. بريده مى گويد: «من نامه خالد را به پيامبر تقديم كردم. او با دست چپ نامه را از من گرفت. من سرم را پايين انداختم و شروع به بدگويى از على كردم تا اين كه سخنانم به پايان رسيد و سرم را بلند كردم. در برخى از متون آمده است: بريده گويد: «من از كسانى بودم كه بغض و كينه زيادى از على داشتم. از اين رو، از على بد گفتم و كلامم كه به پايان رسيد، سرم را بالا گرفتم. ناگاه آن چنان خشمى در چهره رسول خدا صلى اللّه عليه وآله مشاهده نمودم كه مانند آن را جز در جنگ با يهود بنى قريظه و بنى نضير نديده بودم. سپس پيامبر فرمود: ماذا تريدون من علي؟ ماذا تريدون من علي؟ ماذا تريدون من علي؟ إنّ عليّاً منّي وأنا منه وهو ولي كلّ مؤمن بعدي. از على چه مى خواهيد؟ از على چه مى خواهيد؟ از على چه مى خواهيد؟ به راستى كه على از من است و من از على هستم و او سرپرست هر مؤمنى بعد از من است و شنيدنى است كه بنا بر نقل سنن الكبرى تأليف بيهقى، معرفة الصّحابه تأليف ابونُعَيْم اصفهانى، تاريخ مدينة دمشق نگارش ابن عساكر، سُبُل الهُدى والرَّشاد و منابع ديگر، بريده مى گويد: سپس رسول خدا صلى اللّه عليه وآله به آنان فرمود: إنّ له في الخمس أكثر من ذلك. به راستى كه بهره على از خمس بيش از اين است. این مطلبی که در مورد حضرت علی بیان فرموده اید یعنی همبستر شدن با کنیزی که از خمس غنائم جنگی است را به هیچ وجه نمی توانم با عظمتی که از شخصیت حضرت علی در سایر آموزه هایتان آموخته ام جمع کنم. البته بنده از این دست اخبار زیاد به گوشم خورده ولی بیشتر حمل بر دروغ بودن و مغرضانه بودن این سخنان می‌گذارم ولی وقتی این مطلب از قلم شما صادر شده است گذشتن از کنار این مطلب عاقلانه نیست چون خطر بوجود آمدن عقاید و باور های دینی اشتباه وجود دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فضای تاریخیِ آن زمان را در نظر بگیرید و طبیعی‌بودن آن نوع زندگی‌ها را. و آن را با شرایط تاریخیِ امروز ما به‌خصوص با روحیه‌ی ایرانی، در نظر نگیرید و مقایسه نکنید وگرنه در تعدد زوجات پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» هم مسئله‌دار می‌شوید. چند سال پیش در کشور اردن جشن چند همسری مردان تشکیل شد که ابداً با فرهنگ ما قابل تطبیق نیست. موفق باشید

28370
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: میلاد ولی نعمتان امام رضا علیه السلام را تبریک عرض می‌کنم. از کتاب برهان تا عرفان (بخش حرکت جوهری) برداشتی به این نحو داشتم: هدف از حرکت تبدیل قوه به فعل است یا به عبارت دیگر حرکت برای رسیدن به چیزی است که شی قبلا آن را نداشته است. ١. انقلاب اسلامی با هدایت امام خامنه ای در حال حرکت به سمت غایت هستی بخش خود می باشد. ٢. کشور هایی که توسط حکمائشان (مخصوصا کشور هایی غرب و آمریکا) با ظلم، استکبار و... همواره در حال دور شدن از غایت هستی بخش خود یعنی خداوند هستند (در حال افول هستند...) پس باید جهان آینده ما جهانی باشد که روح توحیدی در آن دمیده خواهد شد و آرمان های امام خمینی در این جهان به‌ فعلیت خواهد رسید. و باید ما هم همواره تلاش کنیم تا نگذاریم انقلاب اسلامی را از مسیر اصلیش خارج کنند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حرکت جوهری نظر به وجود و تکوین عالم هستی می‌شود و موضوع انقلاب اسلامی و یا در مقابل آن استکبار، مربوط به تشریع عالم و در رابطه با اختیار انسان است. موفق باشید

28298

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام و عرض خدا قوت: استاد می خواستم بدانم در ادامه بحث حرکت جوهری برگشت خورشید برای اقامه نماز مولا علی (ع) و حضرت سلیمان (ع) تناقض ایجاد نمی کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصرفات اولیاء الهی تصرفات در فوق عالم ماده است و لذا می‌توانند در عالم ماده نیز تصرف کنند و در بحث حرکت جوهری در رابطه با انتقال تخت جناب بلقیس در بی زمان؛ عرایضی شده است. موفق باشید

27405
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. متنی که در ادامه می آورم یکی از دلنوشته های بنده در سال گذشته است. امیدوارم شما مرحمت کنید و به یکی از سوالهای مستمر ذهن بنده پاسخ بدهید. خداوند اجرتان را زیاد کند. راستی چرا اولین چیزی که یاد می گیریم تو مدرسه اینه که به نام خداوند بخشنده مهربان. اما تصویری که از خدا داریم بخشنده و مهربان نیست. چرا خدای من عبوس و خشمگین و سختگیره؟ دین که حتما راست میگه. پس چرا حرفهای روانشناسی اینقدر دلنشین تره؟ و سوال خیلی مهمی که شاید چند ساله تو ذهنمه: ارتباط روانشناسی با دین چیه؟ خب داشتم خدا رو تعیین تکلیف می کردم. بارها به این نکته توجه کرده بودم که خوندن قرآن برام لذت بخش نیست. اما دعاها به نظرم دلنشین تر میاد. حالا بگذریم که هیچکدوم رو هم نمیخونم. به خصوص دعای کمیل در بین دعاهایی که من می شناسم. امروز به این فکر کردم که دلیل این تفاوت حسی بین قرآن و مفاتیح مدل خداییه که ازش برداشت می کنم. خدای تو قرآن خیلی جدی و قاطع و شایدم عصبانی داره داد و بیداد میکنه. اما خدای توی دعاها آروم نشسته تا باهاش درد دل کنی. در وقت ناراحتی آدم حسابی و آدمایی که روح پاکی دارن چیکار میکنن؟ من فکر می کنم آدم حسابی ها لابد با خدا درد دل میکنن اما من خب راحت نیستم باهاش چرا؟ چرا وقتی ناراحتم با خدا درد دل نمی کنم؟ ۱. به خاطر اینکه اون ته تهای مغزم فکر می کنم لابد حق با من نیست و خدا هم که کلا همیشه چه حق با تو باشه چه نباشه یه جواب تو آستین داره واست. اگر حق با تو نباشه که هیچی یکی یکی اشتباهات و ایرادای خودت رو میکنه تو چشت بعدم میگه دندت نرم می خواستی ادم باشی. مگه نگفته بودم بهت. اگرم حق با تو باشه که بازم داره: گذشت، کظم غیظ، بزرگ منشی، حق پدر و مادر و.... بعدم که یه سری گیر ریشه ای داره به زندگیهای ماها بده که اصلا مگه من به تو نگفتم چجوری زندگی کن اگر ال می کردی بل نمیشد و اگر چنین چنان؟ ۲. واسه خدا نمیشه مظلوم نمایی و اینها کرد یا مثلا یکمشو تعریف کنی یکم تعریف نکنی حق به جانب تعریف کنی؛ کلا جلو قاضی و معلق بازی؟ ۳. خدا فقط میشنوه جواب نمیده که. آدم بالاخره یکی رو لازم داره دل به دلش بده و دلجویی کنه ازش و اینها. وقتی هم عصبانی ام احساس می کنم خدا هم عصبانیه و نمیشه پرش رفت. اصلا معنی غضب خدا چیه؟ خدا که از حالتی به حالتی نمیره که مثلا خوشحال بشه بعد عصبانی بشه. التماس دعای زیاد
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم شما چطور قرآن می‌خوانید که با چنین خدایی روبه‌رو می‌شوید؟!! خدایی که خودش در قرآن می‌فرماید: «لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» (انبیاء/۱۰) حقیقت آن است که ما به سوی شما کتابی را نازل کردیم که در آن به یاد شما بودیم، آیا در این مورد فکر کرده‌اید؟ خداوند خواسته است ابعاد متعالی انسان به فراموشی سپرده نشود در حالی‌که حتماً می‌دانید خداوند عذابی از خود ندارد مگر آن‌که متذکر می‌شود نتیجه‌ی اعمال ما چنین و چنان است. «وَقِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا مَا كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ» (زمر/۲۴) به ظالمین یعنی آن‌هایی که به خود ظلم کرده‌اند گفته می‌شود آنچه را که خودتان به دست آورده‌اید، بچشید. آیا خدایی مهربان‌تر از چنین خدایی می‌توان تصور کرد؟! به گفته‌ی مولوی:

تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست.      

 موفق باشید

27117

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: اگر می شود یک مثال برای هر کدام از کشف های حدسی و ذوقی بزنید. اگر بشود از داستان بزرگان عرفا باشد برای درک بهتر که چه خوب می شود. چون هم در کتاب خیلی به آن پرداخته نشده و هم در شرح آن. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این مورد خوب است به جلد اول کتاب «مقالات» از آیت اللّه شجاعی رجوع فرمایید تا با طیّ مقدمات، این مسائل برایتان حل شود و اگر اصل کتاب را نتوانستید به دست آورید، با صوت شرح آن، مطلب را دنبال فرمایید. موفق باشید

27067
متن پرسش
سلام و عرض ادب استاد گرانقدر: جدیدا سوالات زیادی به ذهن حقیر می رسد یا مکشوف می شود. جواب مرحمت کنید ممنون می شوم: آیا درست است بگوئیم که جهنم برای هیچ انسانی ابدی نیست؟ اگر خواهید گفت طبق وعده های قرآن، جهنمِ خالد داریم از کجا معلوم که مخاطب آن جن نباشد که به اصل خود (آتش) باز خواهد گشت؟ حالت خیربینی حقیر خیلی قوی شده و نمی دانم درست است یا خیر؟ ضمن اینکه در دستورات الهی و در عمل، سست تر از قبل نشده ام. تعلیم یا تذکری مرحمت فرمایید. ایدکم الله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نظر ابن‌عربی هم همین است که انسان در عذاب، مخلّد نیست. ولی علامه‌ی طباطبایی دلایلی دارند بر مخلّدبودنِ عذاب، از آن جهت که وقتی انسان در شرک فرو رفت در دوری از رحمت الهی فرو رفته است و این همان مخلّدبودن در عذاب است. ۲. الحمداللّه، شکر کنید. موفق باشید

26587
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در فایل صوتی مراقبه ماه رجب فرمودید در توحید ذاتی، از ذات پی به صفات می بریم، آیا مقام توحید ذات همان تجلی اسم الله بر قلب است که همان تجلی مطلق گفته می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در توحید ذاتی نظر به وجودِ عالم و نسبت‌ آن‌ها با خدا است و نه صفات و فعلِ آن‌ها. بد نیست در این مورد سری به کتاب «شرح اسماء حسنی» که روی سایت است بزنید. موفق باشید

26562

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام: در خواب دیدم در حال سجده هستم و پیشانی ام بجای مهر بر زغال افروخته است ولی سوختنی در کار نبود و خنک بود و پیشانی ام نمی سوخت. با توجه به اینکه سعی در صفای باطن و خودسازی دارم برایم تعبیرش مهم است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً خدمت رفقا عرض شد، تعبیر خواب، علمی است که در اختیار هرکسی نیست و بنده تعبیر خواب نمی‌دانم. به راهی که قدم گذاشته‌اید، امیدوار باشید.  موفق باشید

26457
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: فردی هست که با دانستن نام پدر و مادر طالع آدم رو می فهمه و گفته تو رو طلسم کردن و برا جونت طلسم کردن و حالا زده به جای دیگت. و گفته با مقداری پول طلسم رو می شکنم. ظاهرا اهل بیت رو قبول داره و مردم هم قبولش دارن و مشکل عده ای رو حل کرده مراجعه به این افراد چه حکمی داره و خطرناکه و مشکل داره؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر » عرض شده است این افراد با جنّیان ارتباط دارند آن‌هم با جنّیانِ شرور، و هیچ نتیجه‌ای برای افراد ندارند. موفق باشید

26029
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت، دو تا سوال داشتم: ۱. استاد یه جا فرمودید که «روح متناسب با نیازش، بدنی رو در دوران جنینی ایجاد میکنه و حتی از جزئیات مثل پلک و مژه هم غافل نمیشه» حالا سوالم اینه که افرادی که دچار عقب افتادگی هستن، آیا روحشون نسبت به افراد سالم ضعیف تره که همچین بدنی ایجاد کرده؟ ۲. آیا انسان در همین دنیا، می تواند بدون ابزار مادی، ببیند؟ یا بشنود؟ یعنی مثلا کسی کر مادرزاد هست و ابزار شنیدن رو نداره، خب ما که قائلیم این نفس و روح هست که می شنود، آیا در دنیا و در بیداری و معاشرات با مردم، می تواند بشنود بی ابزار مادی؟ ممنونم بابت وقتی که میذارید و پاسخ میدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در کتاب «خویشتن پنهان» در این مورد بحث شده است که وقتی به جهاتی مختلف روح، زمینه‌ی ساختنِ بدن خود را در دوره‌ی جنینی نداشته باشد، به این مشکلات می‌افتد. زیرا بر اساس «و نفسٍ و ما سوّایها» نفس، در ذات خود در تعادل است. ۲. برای دیدن پدیده‌های دنیایی ابزار مناسب خود را که همان چشم است و گوش، نیاز است. ولی برای دیدن سایر مخلوقات، و با نظر به وجهِ باطنی و ملکوتی آن‌ها نیاز به این ابزارها نیست. موفق باشید

25521
متن پرسش
سلام: آیا در بحث جوهر و عرض مثلا یک سیب باید سیب را یک واحد جوهر و عرض دار بدانیم یا سلول های سیب یا مولکول های یک سلول یا اتم های یک مولکول یا ذرات یک اتم؟ این بحث تقسیم بندی های کوچکتر باعث شده نتوانم با این مبحث ارتباط قوی برقرار کنم. لطفا مسئله را روشن کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً بحث جوهر و عرض ربطی به تقسیمات علوم تجربی ندارد. «عقل» در نظر به مثلاً این‌ سیب می‌اندیشد که رنگ و وزن آن را «عرض» بنامد و ذاتی را که با این رنگ و وزن ظهور کرده، «جوهر». که البته این در جای خود یک فرض عقلی است وگرنه در خارج، دو قسمت نداریم که یک قسمت جوهر باشد و یک قسمت عرض. موفق باشید

25141

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: منظور از این فراز دعا که می فرماید «و لاتمکر بی فی حیلتک» یعنی چه؟میشه چند تا مصداق ازش بیان کنین؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در قرآن «سوره مبارکه آل عمران آیه ۵۴ داریم:
«وَمَكَروا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيرُ الماكِرينَ» حضرت ربّ العالمین بر افرادی که می‌خواهند با خدا حیله کنند، روی دست می‌زند. مثل کسی که گمان کند خیلی بزرگ و توانا است، حضرت ربّ العالمین او را در نهایت تحقیر قرار می‌دهد. موفق باشید

24530

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد گرانقدر: خداوند عمر شما را طولانی کند و مورد الطاف خفیه خود قرار دهد. در شرح غزل شماره ۷۴ جناب حافظ فرمودید که «خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست» یعنی خواب دیدن چشمان فتنه انگیز تو در حالی که به نظر بنده آمد که منظور باید خماری چشمان فتنه انگیز منظور باشد که با مصرع بعد هم که تاب زلفان است هماهنگ تر است، نظرتان را می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر جنابعالی آن است که منظور جناب حافظ از «خواب چشمان» خُمارِ چشمان است. آری! اگر این فرض را داشته باشیم، آن می‌شود که می‌فرمایید ولی با ظاهر کلام ایشان نیز که همان خواب چشمان است می‌توان متوجه‌ی اشارات جناب حافظ شد. موفق باشید

24254

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا برخی افراد البته عده قلیلی به بدیهیات شک می کنند و هرچه آنها را به واقعیت متذکر می‌شویم و برای آنها دلیل هم می آوریم باز قانع نمی‌شوند و در شک باقی می مانند، آیا مشکل آنها مشکل روانیست مثلا دچار سوء ظن شدید و بدبینی هستند و فاقد اعتماد به نفس هستند که این بدبینی و عدم اعتماد بنفس باعث گرفتای به وسواس فکری و شک می شود؟ و یا طبق نظر طب سنتی سودای سر آنها زیاد شده و دچار نوعی اختلال فکری شده که موجب شک شده، لطفا بفرمایید علت چیست، چون بنده هرچه فکر می کنم بدیهیات بدیهی هستن و کاملا واضح و روشنند و چیزیه که هست، و چیزی که اظهر من الشمس هست که قابل تردید نیست، واقعا علت این شک کردن ها در بدیهیات که بیمارگونه هست مثل شک های دیوید هیوم و امثال او، علت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم مثل شما فکری‌ام که چرا بعضی از انسان‌ها یقین دانی‌شان هرز می‌شود. موفق باشید

33032
متن پرسش

سلام علیکم: اکنون که این کلمات و جملات را می‌نویسم، نمی‌دانم به کدام امید و به چه انتظاری چنین اقدامی می‌کنم. حتی دیگر به جواب رسیدن هم برایم دور شده‌است و تا حدی قید آن را زده‌ام. سوالاتی یقه من را گرفته‌است و مرا ول نمی‌کند و در عمقِ خود می‌کشاند. در حدی است که حتی پرسشِ آن هم در لکنت و سختی می‌افتد و تا جوابِ این سوال داده‌نشود، حرف دیگری نمی‌شود زد. به دنبال سرنخ می‌گردم و پیدا نمی‌کنم، شهرها را زیرِ پا می‌گذارم و خانه‌ای پیدا نمی‌کنم. من زنم و چگونه بدونِ خانه زندگی کنم؟ چگونه مادر باشم در حالی که در و دیوار از بی‌مادری می‌نالد و جوابی برای «چی می‌خواهیم.» نداریم؟ با خودم می‌گویم چه «مرگمونه دقیقا» که آن چه هست راضی‌مان نمی‌کند و آن چیزی هم که می‌خواهیم را نمی‌دانیم. خودِ موت که ذائقه هر نفسی است، در پرده می‌رود و به آن محتاج می‌شویم، نه زنده‌ایم و نه به مرگ می‌رسیم. چگونه در این برزخ تاب بیاوریم و مقاومت کنیم و بمانیم؟ ترسِ بی‌طاقتی در مقابل این آینده نامعلوم من را گرفته‌است و حتی لب به شکایت گشودن و این سخنان هم می‌ترسم که بی‌طاقتی تلقی شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حرف همین حرفِ آخر است که امید به آینده را از دست می‌دهیم. در حالی‌که خالق هستی و خالق ما، یقیناً آینده ما را در بستر بندگی‌اش تأمین کرده است و در همین رابطه در قرآن می‌فرماید: «وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا» (هود/6) هیچ جنبده‌ای در زمین نیست مگر آن‌که خداوند بر خود تکلیف کرده که رزق او را فراهم کند و رزق ما همه آن چیزی است که به طور طبیعی بدان نیازمندیم. عمده آن است که خود را در افق تاریخی زندگی زمینی امیدوارانه حاضر نگه داریم و فکر فردا را، فردا بکنیم.

مولوى در مثنوى در رابطه با همين موضوع داستان آن گاوى را مى‏‌گويد كه هر روز از صبح تا شب در مزرعه سرسبزى مى‌‏چريد و علف‏هاى آن را مى‏‌خورد و بعد از سر شب تا صبح غصه مى‏‌خورد كه فردا چكار كنم! باز فردا با علف‏هاى از نو سرسبز شده آن مزرعه روبه‌‏رو مى‏‌شد و تا شب به خوردن آن مشغول مى‏‌گشت و باز از شب تا صبح نگران رزق فردا بود. مى‌‏گويد:

يك جزيره هست سبز اندر جهان‏

اندرو گاوى است تنها خوش‏ دهان‏

جمله صحرا را چرد او تا به شب‏

تا شود زَفْت و عظيم و منتجب‏

شب زانديشه كه فردا چه خورم‏

گردد او چون تار مو لاغر زغم‏

چون برآيد صبح بيند سبزْ دشت‏

تا ميانْ رَسته قصيلِ سبزْ كَشت‏

اندر افتد گاو با جوعُ الْبَقَر

تا به شب آن را چرد او سر به سر

باز شب اندر تب افتد از فزع‏

تا شود لاغر زخوفِ منتجع‏

كه چه خواهم خورد فردا وقت خَور

سال‏ها اين است خوف اين بقر

هيچ ننديشد كه چندين سال من‏

مى‏خورم زين سبزه زار و زين چمن‏

هيچ روزى كم نيامد روزيم‏

چيست اين ترس و غم و دلسوزيم‏

باز چون شب مى‏شود آن گاوِ زفت‏

مى‏شود لاغر كه آوه رزق رفت‏

مولوى بعد از اين‏كه اين مثال زيبا را مطرح مى‏‌كند و ما را متوجّه ضعف بينش اين گاو مى‌‏نمايد كه چگونه از نظام الهى كه همواره در حال فيضان رزق بندگانش است، غافل است، مى‏‌گويد:

نفسْ، آن‏ گاواست ‏وآن‏ دشت، اين‏ جهان‏

كه همى لاغر شود از خوف نان‏

كه چه خواهم خورد مستقبل عجب‏

لوت فردا از كجا سازم طلب‏

همواره نگران فردايى است كه بوجود نيامده و لذا از نتيجه ‏اى كه امروز بايد از زندگى خود بگيرد غافل است، مولوى سپس به ما روى مى‏‌كند كه‏

سال‏ها خوردى و كم نامد ز خَور

ترك مستقبل كن و ماضى نگر

لوت و پوت خورده را هم يادآر

منگر اندر غابر و كم باش زار

به جاى اين‏كه اين‏‌همه نگران آينده باشى كه نيامده است، كمى هم به گذشته بنگر كه چگونه به راحتى گذشت و نگرانى تو نسبت به آن بى‏‌جا بود. حضرت در آن فرمايش شان همين نكته را متذكّر مى‌‏شوند كه اى پسر آدم! غصه رزقى را كه هنوز نيامده است بر امروز خود حمل نكن. ما امروز وظيفه‏ اى داريم و براى انجام آن روزمان را شروع كنيم و مسلم آنچه در امروز نياز داريم، خداى خالقِ امروز برايمان خلق مى‏‌كند، و چون خداوند فردا را خلق كرد، نياز مربوط به فرداى مخلوقاتش را نيز خلق مى‏ كند. اين‏كه ما نيازهاى فرداى خود را در پيش خود نداريم چون هنوز فردا را خلق نكرده تا رزق فردا را خلق كند. آرى؛ فردا هم بايد كارى كه به عهده ماست، انجام دهيم. رزق فردا هم به عهده خداست و حتماً مى‌‏رسد. اشكال‏ در اين است كه شما امروز كارى را شروع مى‏ كنيد، براى اين‏كه بى ‏رزق نشويد، و لذا از اوّل صبح غصه رزق آن روز را مى ‏خوريد و در نتيجه آن كارى را كه به عهده ‏تان است انجام نمى‏ دهيد و غم چيزى را مى‏ خورديد كه بدون اين غم‏ها محقّق مى‏ شد، حال با اين نوع تفكر، چون پس ‏فردا مى ‏آيد، غصّه رزق روز بعدش را مى‏ خوريد، و خلاصه هر روز كارمان مى‏ شود رفتن به دنبال چيزى كه خودش به وقتش مى‏ آمد، و در نتيجه از بندگى خدا كه محتواى حقيقى زندگى انسان است درمى‏ مانيد و بعد در خودتان كه تأمّل مى‏ كنيد مى ‏بينيد سخت از زندگى خود ناراضى هستيد، چون به محتواى معنوى كه بايد مى ‏رسيديد، دست نيافتيد.

امام معصوم (ع) مى‏ فرمايد: نگرانى رزق فردا را بر امروزت حمل نكن، «فَانَّهُ انْ يَكُ مِنْ عُمُرِكَ يَأتِ اللهُ فيهِ بِرِزْقِك»؛ اگر فردا جزء عمرت باشد، خدا در همان فردا رزق تو را مى‏ رساند. فردايى كه هنوز نيامده است تمام ذهنت را مشغول نكند تا روزى كه آمده است را از دست دهى.

32101
متن پرسش

سلام علیکم: بنده طلبه ام. یک جواب صریح می خواستم آیا برای سیر و سلوک اکتفا به آثار معنوی حضرت امام خمینی کافی است یا حتما لازم است در این زمان استادی داشته باشم؟ بنده شاگردان آیت الله سعادت پرور منظورم است. خلاصه صریح بگویید سراغ آنها بروم یا آثار امام کافی است؟البته می دانم مانعه الجمع نیست ولی من یکی را بیشتر نمی توانم. لطفا از تحیر رهایم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جمله مشهور آیت الله بهجت نظر کنید که می‌فرمایند: علم تو، استاد توست» رجوع شود به جزوه «شرح مختصر دستورالعمل آیه الله بهجت«رحمه الله»» که روی سایت هست. موفق باشید  https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark

32049
متن پرسش

سلام استاد: در یک کانون فرهنگی به عنوان مربی فعالیت می‌کنم. مخاطبان از سن ابتدایی هستند تا حدود ۱۸ سال. جمعه شب ها همه ی اعضای کانون جمع می‌شویم و قرآن خونده میشه و بنده مطالبی اخلاقی یا معرفتی می‌گویم سعی می‌کنم مطالب شما و یا شهید مطهری و... را ساده کنم و براشون بگم. مسئول اصلی این کانون به من می‌گوید اینها که تو می‌گویی تئوری است و فایده نداره باید در قالب بازی مطالب را منتقل کنی آیا این حرف درست است؟ ممنون

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو کار را باید مدّ نظر داشت. هم باید مخاطبان را متذکر معارفی کرد که عقل‌شان تغذیه شود و هم باید با مثال‌زدن از شخصیت‌هایی که نمونه‌های خوب فطرت انسانی هستند، ذهن آن‌ها را تغذیه نمود. مثل کتاب «داستان راستان». به همین جهت آن شهید بزرگوار در کنار آن معارف عالیه، به جهت سوزی که در هدایت انسان‌ها داشت و می‌دانست باید خیال را نیز تغذیه کرد؛ به تألیف کتاب «داستان راستان» می‌پردازد. موفق باشید.

31608
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: ۱. مگر بهشت همان ظهور و صورت اعمال خوب ما نیست؟ پس اینکه گفته شده زمین صافی است که توسط فرد پر میشه به چه معناست؟ منظورم این هست که «زمین صاف و خالی» آیا ظهور حقیقتی هست که با انجام اعمال و رفنار انسان دچار تغییر میشه؟ ۲. این بهشت و جهنم از قبل خلق شده یا فقط همون بیابان صاف هست که اعمال ما اون رو آباد یا ویران میکنه؟ با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. منظور از زمین صاف و خالی، جنبه بالقوه نفس ناطقه ما می‌باشد که با عقاید و اعمال ما بالفعل می‌گردد 2- مقام بهشت و جهنم به عنوان مرتبه‌ای بالاتر از عالم ماده، همواره موجود است و ما با اعمال خود نسبت خود را با آن‌ها مشخص می‌کنیم. موفق باشید

31022

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و گرامی: «یَا نُورَ النُّورِ یَا مُنَوِّرَ النُّورِ یَا خَالِقَ النُّورِ یَا مُدَبِّرَ النُّورِ یَا مُقَدِّرَ النُّورِ یَا نُورَ کُلِّ نُورٍ یَا نُوراً قَبْلَ کُلِّ نُورٍ یَا نُوراً بَعْدَ کُلِّ نُورٍ یَا نُوراً فَوْقَ کُلِّ نُورٍ یَا نُوراً لَیْسَ کَمِثْلِهِ نُورٌ» همانطور که می‌دانید این فرازی از دعای نورانی جوشن کبیر هست. آیا میشه گفت این فراز خلاصه و لب مطلب مسئله وجود است؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین‌طور است. وقتی «وجود» را حضوری مدّ نظر داشته باشیم و نه مفهومی. موفق باشید

30982

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: با توجه به اینکه نقش قوه خیال در شناخت خداوند مشاهده انوار الهی در مظاهر عالم هست و قوه خیال محل تجلی اسما الهی است: ۱. اینکه همه عالم آیت الهی است، «به دریا بنگرم دریا ته بینم»، این آیه دیدن عالم نقش قوه خیال است؟ ۲. در سوره زمر فرمودید، که الله باید دیده شود، ابتدا آیه دیدن است، ولی بعد الله باید دیده شود، رویت الله نقش کدام لایه و بعد انسان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید با حوصله و پشتکار روی دو آیه آخر سوره جاثیه که در کتاب «سوره جاثیه و راز زمین‌گیری امّت‌ها» بحث شده وقت بگذارید إن‌شاءالله جواب خود را خواهید گرفت. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

نمایش چاپی