بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
34899
متن پرسش

اگر اسم او را در قلب بیاورم ویرانی حاصل از درد را چه کنم و اگر به نام او را بنویسم فراق را چطور در کلمات بیان کنم. نمی‌دانم شاید ادای عاشقی را در می آورم. به هر حال ای معشوق سخن را به نام تو آغاز می‌کنم که جز تو نباشد در صحنه ی وجود. هر روز که بدبختی های آن روزهای قبل را می‌نگرم می‌گویم تو را شکر چقدر زیبا دلم را ربودی. در میان گریه ها و اشک ها و راه ها و نرسیدن ها به ناگه بارقه ای از نور تابید و شمس وجود ما را لایق دیدار خود کرد. آنقدری سرمست بودم که دیگر جز او هیچ نمیدیدم. راهم کمی مشکل داشت انگار درست نبودـ و فدای سرش که می‌دانست و بار دیگر چشمی باز گشود و نوری تاباند و دلی برد. و ای وای از سرمستی آن روزها ابتدایش آنقدر سر خوش بودم که می‌گفتم ای جان که رسیدم و تمام شد اما حال چه حقیقتا چه قلبم از دوری ها از او از سختی های راه به درد آمده نه از برای آنکه سختی است و اذیت شدن دارد فدای یارم از برای آنکه ای وای اگر نتوانم بروم. می‌دانم اگر نمی توانستم نبودم و این شرایط نبودـ  در راه دوری و رسیدن است و همه را به جان می‌خرم خیلی گشتم تا پیدایش کنم که از بیخ گوش هم به من نزدیک تر بودـ اما حالا می ترسم بشکند کشتی در این گرداب ها ترس دوریش دارد دیوانه ام می‌کندـ من چه گویم؟! داشتم در بدختی های خودم غلط می‌خوردم اصلا به من چه ربطی دارد! ۷ ماه و این همه درد دارد مرا می کشد چه خوش کشته شدنی است اصلا زندگی همان است اما اگر بلغزم چه خودش هواداریم را دارد لیک عدم یقه ام گرفته رها نمی‌کند وا مصیبتا رستگارم کرد خدای کعبه عاشقم کرد خدای کعبه می‌دانم در راه رسیدن به او سختی نقل و نبات است آری اما اما واهمه دارم معشوقی که بعد از ۱۶ سال زندگی تازه پیدا کردم را دوری گزینم شاید جایی بهتر از اینجا پیدا نکردم گفتید جوانان ما به کمتر از حق الیقین راضی نمی شوند آری باور کنید آری اما هزار افسوس و پناه بردن به یار که گر حق را ببینیم و دور شویم چه کنیم شب شب ارزش است از آن معشوقی که مرا در آغوش کشید بخواهید دستم را رها نکند قسم به خودش که دارم از ترس دوری از او دیوانه می شوم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر نفرمود: «که عشق، آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها»؟!! به نظر بنده جناب لسان الغیب که سختْ به حضور او در این تاریخ نیازمندیم؛ داستان این نوع حضور را در اولین غزل دیوان‌اش به میان آورده. بنده هیچ چیز در رابطه با آن سخنان خوبی که فرمودید، نمی‌گویم جز رجوع به آن غزل و عرایضی که در آن رابطه تحت عنوان: «در چگونگی طی‌کردنِ راه سخت عشق» عرض شد https://lobolmizan.ir/leaflet/292موفق باشید

32015

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزوقتتون بخیر: دانشجوی ارشد رشته مشاوره دانشگاه چمران هستم، با توجه به اینکه همه روانشنان بزرگ و درمانگران روش درمانی خود را وامدار فلاسفه غرب هستن. بنا دارم موضوعی از فلسفه صدرایی که قابلیت طرح در حوزه روان درمانی نوجوان داشته باشد را برای پایان نامه کار کنم. موضوعی به ذهنتون میرسه پیشنهاد بدین؟ ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جلد هشتم اسفار جناب صدرا که در رابطه با معرفت نفس است، نکات ارزنده‌ای در این مورد در اختیار شما می‌گذارد. ترجمه آن مجلد در سایت هست. https://lobolmizan.ir/book/268?  موفق باشید

31732

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در خصوص جوابی که به سوال ۳۱۷۳۰ دادید یک سوالی برایم پیش آمد. هر چند شاید خیلی مهم نباشد و مزاحمتان باشم. ولی ظاهرا شما حرف سوال کننده محترم را تایید کردید. یعنی تایید کردید که علامه خودشان دیدار حق را در اربعین انتخاب کردند. خواستم بگویم علامه که اربعین به رحمت خدا نرفتند. علامه دو روز قبل از اربعین به رحمت خدا رفتند، نه روز اربعین!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در روح اربعینی و حسینی آن مرد بود بخصوص که در روز اربعین ایشان را به خاک سپردند و إن‌شاءالله با همه اربعینی‌های تاریخ به سوی معبود خود سیر کردند. موفق باشید

31613
متن پرسش
سلام علیکم استاد ارجمند: لطف می‌کنید اشکالی اگر در متن زیر هست بفرمایید: «مساله اینه همان طور که رئیس جمهور بر اساس رای اکثریت مردم انتخاب میشه هر چند که فرد شایسته ای نباشه و ولی فقیه هم رای اکثریت مردم را میپذیرن هر چند نظر شخص خودشون چیز دیگه ای باشه، در مورد دیگر موضوعات جامعه هم همین طوره ولی فقیه پا به پای فهم و ظرفیت مردم قدم برمیدارن و مطابق آنچه که اکثریت مردم خواهان آن هستن نظر کارشناسان را مطرح میکنن نه نظر شخصی خودشون را. مثلا الان که اکثر مردم گوش شون به حرفهای پزشکی رایج و سازمان بهداشت جهانی هست، نظر کارشناسان آنها را اعلام میکنن و بر اساس اون پیش میرن. وظیفه کسانی که با تحقیق و تعقل و یا بر اساس تخصص خودشون به این نتیجه رسیدن که نظر کارشناسی اعلام شده صحیح نیست، اینه که مردم را آگاه کنن و به بالا رفتن ظرفیت و فهم عموم مردم کمک کنن تا خواست اکثریت مردم به سمت دیگه ای برگرده مثلا خواستار درمان با طب سنتی بشن، دقیقا مثل انتخابات که خواص جامعه سعی میکنن مردم را در مورد اصلح بودن کاندیدایی آگاه کنن. وقتی خواست اکثریت مردم تغییر کرد ولی فقیه هم نظر آن کارشناسان را اعلام میکنن، ولی فقیه مثل پدر و مادری هستن که دست بچه را میگیرن و هواش را دارن تا خودش راه رفتن را یاد بگیره و البته از خطرات جدی حفظش میکنن»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان صورت که حضرت حق به رسول خود فرمود: «وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ) (آل‌عمران/ 159) رهبر معظم انقلاب نیز در این بستر عمل می‌کنند و اگر نظر مردم را تفویض می‌نمایند، با آن نگاه است که در مجموع، آن انتخابات مخالف مقاصد شریعت نمی‌باشد. در سایر مواردی هم که رهبری پس از مشاوره با کارشناسان نظر صریح داده‌اند باید نظر ایشان را دنبال نمود به اعتبار این‌که در موقعیت «حکم» هستند حتی مراجع تقلید نیز معتقدند وقتی حاکم اسلامی که فقیه باشد حکم کند بر همه مراجع تبعیت از حکم ایشان واجب است. موفق باشید        

31597

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: در مورد سئوال ۳۱۵۸۹ ممنون از محبتتون. لطف کردید، منت گذاشتین جواب حقیر رو دادید. بی ادبی بنده رو ببخشید دوباره می‌پرسم پس مبحثی مثل فصوص و غیره رو نخونم و ان شاءلله به لطف خدا و دعای شما وارد تفاسیر شوم؟ دوستتان دارم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم به لطف الهی وارد سوره‌های مذکور بشوید، قدم‌های خوبی در توحید نصیب‌تان می‌شود. آری! به هر حال به معارف مربوط به فصوص هم نزدیک شوید، کار خوبی است. حال هر طور که خودتان نسبت به احوالات‌تان می توانید عمل کنید. موفق باشید

31575
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت شما استاد عزیز: خدا یارتون. استاد شما فرمودین بنی امیه چون دین اموی داشتند توانستند امام را بکشند چون یک ایدئولوژی داشتند و قوی بودند درسته؟ یعنی من درست فهمیدم؟ و اینکه پس مشرکان و کافران که انبیاء گذشته را کشتند که دین نداشتند چطور می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. عموماً جریان‌هایی که با انبیاء مقابله می‌کردند در جایگاه و در تاریخ خود دارای تمدن بودند و به همین جهت تحمل نفی تاریخ خود را که همه هویت آن‌ها بود، توسط انبیاء نداشتند. مثل مقابله‌ای که تمدن غربی با انقلاب اسلامی از آن جهت که بنای شکل‌دادن تمدن دیگری را دارد، در پیش گرفته‌اند وگرنه بودائیان نیز به نحوی بیرون از فرهنگ غربی‌اند ولی چون ادعای تمدنی ندارند، هیچ مقابله‌ای با آن‌ها نمی‌شود. موفق باشید

31557

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده پایه ۴ طلبگی‌ میخونم. خسته شدم از حرفایی که می‌زنند. میگند طلبه نباید به فکر مادیات و پول و درآمد باشه و خدا براش جور می‌کنه من این سخن رو قبول ندارم چون اکثر طلبه ها هشتشون گرو نهشونه خب این درستش نیست. بالاخره این جوون نباید یه پولی تو جیبش داشته باشه پس فردا میخواد زن و بچه نون بده. به هر کدوم از مسئولین حوزه هم که صحبت می‌کنم فقط میگند اشتباه می‌کنی طلبه نباید به فکر مادیات باشه درحالی که خود اون مسئول حتی یه ماشین هم نداره و خونه هم نداره و زن و بچش تحت فشار مالی آمد خب به نظرتون این زندگی زندگی میشه؟ علمی و درسی که پول و پله توی اون نباشه که علم نیست آخه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر در هر زمان آنچه وظیفه اقتضا می‌کند را انجام دهید و سستی نفرمایید؛ خود به خود رزق می‌رسد مشروط بر آن‌که تنبلی و سستی نشود. بد نیست در این مورد سری به کتاب «جایگاه رزق در هستی» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

31487

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: مگر راجع به اهل بیت نمی‌گوییم «لا فرق بینک و بینهم الا انهم عبادک» از طرفی می‌گوییم آنها انسان کامل هستند و مظهر تام و تمام الله و آیینه تمام نمای حق. سوال من این است که با توجه به اینکه اکتناه ذات خدا مقدور نیست، پس چگونه حضراتشان آیینه تمام نمای ذات خداوندی اند و چگونه ذات خدا بر آنها تجلی می‌کند؟ آیا این دو مطلب ناظر به دو مقام متفاوت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث تجلیِ ذات در وجود مقدس اولیای الهی در میان نیست، بحث در نظر به موقعیت انسان‌هایی است که به جهت رجوع کامل به حضرت حق در قبضه انوار الهی قرار گرفته‌اند و خداوند آن‌ها را شایسته دیده تا مردمان را از طریق آن شخصیت‌ها متذکر بهترین رجوع به خداوند بگرداند. موفق باشید  

31426

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من خانمی هستم که که دو فرزند دارم که دومی یک ماهه است. وقتی تصمیم به فرزند دوم گرفتم با شما و دیگر افراد صاحب نظر مشورت کردم و با آگاهی و شناخت دوباره فرزنددار شدم‌. اما الان با توجه به شرایط کرونا و جو منفی جامعه خیلی استرس و نگرانی گرفتم. گاهی فکر می‌کنم نکنه آوردن فرزند در این شرایط اشتباه بوده و من در حق فرزندم ظلم کردم و یا اینکه اگه کرونا برایمان اتفاق بیفتد با آن چه کنم؟ خلاصه خیلی ترس و استرس گرفتم که باعث شده از فرزند و مادری خیلی لذت نبرم. خواهشمندم کمک کنید. مخصوصا در جو الان جامعه و بیماری و... خیلی می‌ترسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما مشغول وظیفه مادری و الهی خود باشید و بدانید مرگ و زندگی انسان‌ها در اختیار خداوند است. موفق باشید

30947

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: طاعاتتون قبول. نظرتون راجع به کتاب مژده ظهور و آقای سید سلیمان تنکابنی و سایت آخرالزمان که مطالب ایشون رو مینویسه و یه سری پیش بینی هایی بر پایه نجوم دارن چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده می‌توان مطلب را طور دیگری دید. مژده ظهور همین انقلاب اسلامی است با رهبری نایب حضرت. و در همین مسیر است که به لطف الهی آرام‌آرام شرایط ظهور حضرت فراهم می‌شود و ان شاءالله چشم‌مان منوّر به نور حضرت می‌گردد. موفق باشید

30819

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده کمی کم تحمل و بد اخلاق هستم. که روانپزشک داروهایی می‌دهد که بنظرم ضررش بیشتر از خیرش است. شروع کردم به اینکه هر طوری هست نمازم را در مسجد به جماعت بخوانم ولی اطرافیانم می‌گویند اگر به یک‌نفر کمک کنی و یا اخلاقت رو خوب کنی بهتر این است که با هر زوری نماز اول وقت یا نماز شب بخوانی. لطفا راهنماییم کنید!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌کدام از این امور نباید جای دیگری را بگیرد و در هیچ‌کدام از مستحبات هم نباید افراط کرد. إن‌شاءالله دنبال‌کردن مباحث مطرح در کانال مطالب ویژه در پیام‌رسان ایتا به آدرس https://eitaa.com/matalebevijeh می‌تواند کمک‌کار باشد. موفق باشید

30625

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: جناب استاد از سن نوجوانی، برای بنده یک سوال اساسی مطرح شد که هر چند می‌توانست سکوی پرش خوبی شود اما متاسفانه تبدیل به یک مانع بزرگ شده، آن سوال این است که از کجا معلوم که اسلام بر حق و برگزیده باشد؟ آیا غیر از این است که همه ادیان چنین ادعایی دارند؟ اگر با این دید شک و تردید به دین بنگریم، خیلی از مسائل به گونه ای دیگر قابل توجیهند. راه اثبات حقانیت اسلام چیست؟ بندگی زمانی مطرح است که ایمان و یقینی در پی باشد. وقتی ایمان همراه با شک است، و شبهات یکی پس از دیگری به این شک دامن می‌رنند چه کنیم؟ در این پانزده سال منتظر بودم که تمام سوالهایم پاسخ داده شوند تا با جان و دل ایمان بیاورم. اما بسیاری ازین سوال ها و شبهات جوابی برای من نداشتند چه رسد به اینکه پایانی داشته باشند. زندگی دیگر اقتضای این را دارد که پیش بروم اما من در خم اولین کوچه همچنان مانده ام که مانده م. از آخرتم می‌ترسم و دنیایم نه دنیاییست نه آخرتی. جوابهایی نیز در این رابطه شنیده ام، شبیه به اینکه قبول که کنی، می‌چشی؟ ایمان بیاوری می‌فهمی. آیا این همان جواب مسیحیت نیست؟ چگونه به چنین یقینی برسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در عین عدم نفی سایر ادیان و این‌که همه را دعوت به توحید و تسلیم‌شدن در مقابل خداوند کرده، بدون آن‌که سایر ادیان را دعوت به دین اسلام بکند، با توجه به این امر می‌فرماید: «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا» (نساء/82) آیا افراد در قرآن تدبّر نمی‌کنند در حالی‌که اگر در آن تدبّر می‌کردند می‌یافتند که دارای یگانگی خاصی می‌باشد و اگر از طرف غیر خدا بود در آن متن اختلاف زیادی می‌یافتند. بنابراین بحث در حقّانیت قرآن است وقتی ما مدتی روی آن وقت بگذاریم و در آن تدبّر کنیم. بحث در نفیِ سایر ادیان نیست. آری! اگر متوجه‌ی توحید قرآن بشویم، توحید سایر ادیان را نیز تصدیق خواهیم کرد در عین آن‌که عمق توحیدی قرآن را نسبت به سایر ادیان نیز می‌یابیم. موفق باشید

29478

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت استاد. ببخشید من یه نوجوان چهارده ساله هستم من پس از مدتی خوندن کتابای شهدایی به این نتیجه رسیدم فقط خوندن کتابابی شهدایی کافی نیست و من باید شروع کنم به خوندن کتابایی که دینی و اخلاقی باشن. نمیدونستم از کجا شروع کنم. دوستم گفتش که کتاب جوان و انتخاب بزرگ رو بخون (اونم همسن و سال خودمه و مثل اینکه از شما پرسیده) می‌خواستم بدونم این کتاب برای سن من مناسب هستش؟ یا نه ممکنه برام سنگین باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً سنگین نیست، برای شماها نوشته شده. یاعلی! چرا معطلید؟!! موفق باشید

29445
متن پرسش
سلام علیکم: در کانال شما عکس و متنی منتشر شده با این مضمون: «هنرمندان نمی‌توانند پیرو نظرات ما باشند و اگر اینطور باشند هنرمند نخواهند بود بلکه بیشتر ادای هنرمندان رو در می‌آرند.» سپس در زیر این متن در وصف شهید آوینی جملاتی از شما نقل قول شده است. می‌خواستم ببینم مگر خود شهید آوینی هنرمند نبود!؟ و این که چرا یک کسی نمی‌تواند هم هنرمند باشد هم مفاهیم دینی را از طریق هنر انتقال بدهد!؟ آیا نمی‌شود از تاثیر گذاری هنر و سینما در این راستا استفاده کرد!؟ و مگر خود شهید آوینی این کار را نمی‌کرد!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! البته بحث آن مفصل است و اصل آن بحث که طی مصاحبه‌ای با حوزه‌ی هنری بوده است؛ إن‌شاءالله در اختیار عزیزان قرار داده می‌شود. آری! منظور آن بود که بگذاریم هنرمند در هنر خود به جوشش درآید، نه آن‌که با دستور و بخش‌نامه بخواهیم او را محدود کنیم. موفق باشید  

29251

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: می خواستم در مورد لایه های انسانی و ارتباط آن با سیر بدونم. در حد یک کلیت. مثلا اینکه آیا لایه خیال با تجلیات اسمائی در ارتباط می شود؟ و یا آیا اینکه لایه بعد از آن که عالم عقل است با اسم جامع الله در ارتباط می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید خوب است. جلد اول کتاب «مقالات» از مرحوم آیت الله محمد شجاعی در این مورد نکات خوبی دارد. موفق باشید

29131

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: لطف بفرمایید بگویید از کجا معلوم ما الان خواب نیستیم و بیداریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از همان جایی که سؤال می‌کنید معلوم است که خواب نیستید، زیرا انسانِ خواب که سؤال نمی‌کند از کجا معلوم که خواب هستم یا نیستم؟! موفق باشید

29014

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عنوان: عرفان با سلام و تشکر. حدود ۵ سال است که بر اثر بیماری روی ویلچرم، دو سال پیش که دو دکتر رفته بودم و حال بسیار بدی داشتم، آقای دکتر سر صحبت را باز کرد. این دو سال برکات معنوی زیادی برایم داشته، احساس می کنم دوباره متولد شدم، دوبار ه اسلام اوردم، با خدا آشتی کردم. اما در کمال بهت و تعجب روزی دکتر گفت که لایک است، نماز نمی خواند، و خلاصه هیچی! اصلا قابل باور نبود. او تسلط زیادی به آیات و روایات، مثنوی و منابع عرفانی شرق و غرب داشت و باورش برایم سخت بود. گفت دیگه نمی تونه من را راهنمایی کنه و من به حد کافی رشد کردم که بقیه راه را بروم. چندی بعد به یکی از دوستانی که در همین مسیر آشنا شده بودم موضوع را گفتم، گفت بله دکتر بی دین است و چون شما با او هم افق نشدید دیگه نمی تونه با شما باشه! استاد، من با آشنایی با دکتر به کتاب های شما رسیدم و خدا را شاکرم که سطر به سطر کارهاتون نوره. ولی همش با خودم می گم می شه انسان به اهل بیت برسه با کسی که اهل بیت را فقط در حد انسانهای عارف قبول داره؟ کجای کارم می لنگه؟ حتی دکتر روزی گفت که تقلید از یک دین خاص یعنی زندگی به جای گوسفند! دکتر قدرت روحی زیادی داره، و این را بارها تجربه کردم. خیلی گیج و حیرانم نمی دانم در این دو سال فاتحه خودم را خواندم یا سالک شدم؟ * مورد دیگه که سوال داشتم، در حال مطالعه کتاب معادتون هستم، این که توضیح دادید که اکثرا فشار اولیه را دارند چون مثلا از بداخلاقی بدش میامده ولی نتونسته پاکش کنه، واقعا دچار وحشت شده ام، چون ان شاءالله بتوانیم پاک بشویم ولی اگر نشدیم باید منتظر فشار باشیم. و باور کنید در این پنج سال بیماری آنقدر درد کشیدم که دیگه فشار ....** سوال دیگه: یکی از کتاب هایی که دکتر گفت بخوانم سرگذشت یک یوگی بود. در این کتاب فصلی درباره مرگ استاد یوگی و سپس ظاهر شدن او بر یوگی و خبر دادن از جایی است که رفته. اونجا دیگه خبری از نکیر و منکر و اهل بیت نیست. دکتر به من گفت اگر راه نجات فقط در تمسک به اهل بیت است پس بفرمایید همه جهنم، فقط شیعیان علی ع آن هم عده قلیلی متنعم. کجای این کار به خدای خیر محض می خوره؟ من چیزی نگفتم دست از اعتقادم هم بر نداشتم. هر چند شبهه در ذهنم ماند. **در فصلی از آن کتاب شاگرد یوگی می میرد و شش ماه بعد یوگی انرژی ورود او به دنیا را درک می کند و می گه او برای تکامل برگشته. می دانم که تناسخ باطله فقط بفرمایید این چه انرژی بوده؟ ببخشید که طولانی شد. پیشاپیش تشکر من را بپذیرید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند این موضوع نیاز به بحث مفصل دارد ۱. در این‌که این افراد در فضای اخلاقی زندگی می‌کنند، ولی عبودیت خود را رشد نمی‌دهند؛ مربوط به خودشان است و به مرور می‌رسند که یک جاهایی کم می‌آورند. زیرا انسان در ذات خود عین ربط به حق است و با عبودیت خدا این شخصیت به ظهور می‌آید. ۲. چه اشکال دارد در عین سیر مطالعاتی خود، رابطه‌تان محفوظ باشد و متذکر ضعف‌های بینشیِ ایشان بشوید. ۳. در مورد یوگی‌ها و تأثیری که بر طبیعت و جسم انسان‌ها دارد، یک بحث است و حضور در برزخ و قیامت و روبروشدن با فطرتی که در إزای عبودیت می‌تواند از برکات قیامت بهره‌مند شود، بحث دیگری است. موفق باشید

28519

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید بنده دوستانی دارم که آدمای اهل فکر و مذهبی ای هستن و انقلابی. ولی هر خواستگاری که براشون میاد چندان مذهبی نیست. از طرفی سنشونم داره میره بالا. می‌خواستم ببینم در این شرایط مجرد موندن به صلاحشون هست یا ازدواج با یکی از همین پسرایی که چندانم مذهبی و انقلابی نیستن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کافی است طرف بی‌دین نباشد و نسبت به رهبر انقلاب مخالف نباشد، بقیه‌ی امور را می‌توان تحمل کرد. موفق باشید

28490

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام‌ و سپاس از انفاس قدسی حضرت استاد؛ حضرت استاد، در موارد متعدد؛ همچون نهایت قوت یافتن عقل نظری، مشخص شدن مسیر نهایی انسان و...، سن چهل سالگی را مطرح فرمودند. مراد، چهل سال قمری است یا شمسی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم تفاوت چندانی داشته باشد. مهم آن مرحله می‌باشد که گویا انسان تکویناً می‌تواند در اوان سن چهل سالگی نسبت به خود جمع‌بندیِ خاصی پیدا کند. موفق باشید.

28366

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: حوصله زیاد صحبت کردن ندارم و کلی گویی هایی می‌کنم و رد می شوم ولی شما به تفصیل جواب بدهید! این انقلاب اسلامی چیه که هر چی در موردش بیشتر فکر می‌کنیم بیشتر ازش دور می شویم؟ نمی‌دونم میتونم بگم منطورم رو یا نه. ولی من احساس می‌کنم نوع تفکر ما در این زمان با تفکری که قراره در بستر آرمانهای انقلاب به وجود بیاد فرق داره و علتش هم همینه که نمی‌تونیم با تفکر فعلی در مورد چیزی فکر کنیم که اصلا تمامیتش برای الان نیست! اصلا من که دیگه دارم گم میشم. برای شهدا کارهایی می‌کنیم و خود را به اونا نزدیک می‌کنیم اما در کنار چفیه شهدا نمی‌تونیم از شاسی بلند خود در کنار آلونک فقرا بگذریم! خب حق بدید دیگه بگم کار الآنی برای آینده نیست و باید به نوعی دیگر برای آینده کار کرد! چقدر کار فرهنگی از کسانی که کار فرهنگی را فقط برای کار فرهنگی انجام میدند! چقدر شعار که فقط برای شعار است. ما اهل کوفه نیستیم ولی بیشتر از یک بچه نمی‌خوایم. تا خون در رگ ماست ولی یخچال ما کره ای هست، ای رهبر آزاده فکر اینم که سمندم را بکنم شاسی بلند. چه شده بر ما و چه می‌گذرد بر ما؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که به جزوه‌ی « نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» به آدرس زیر رجوع فرمایید. موفقباشید

http://lobolmizan.ir/leaflet/1690/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B1%DB%8C%D8%AE

28159

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: سوال ۲۷۸۶۸ که ازتون پرسیدم فرمودید به آرشیو سوالات رجوع کنید، رجوع کردم و چیزی پیدا نکردم و موبایلم یاری نکرد، لذا از شما خواستارم که با استدلال توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که بحث آن مفصل است و در مباحث «معرفت نفس» به صورت‌های مختلف جواب داده شده است؛ عرض شد به آن‌جا رجوع شود. آدرس آن قسمت عبارت است از  http://lobolmizan.ir/quest/cat/45 . موفق باشید

27880

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسلام: من دختری ۳۰ ساله هستم و همسرم ۳۱ سالشه سالها دعا و صبر برای ازدواج کردم خواستگار مناسبی نداشتم طعنه های اقوام و نگاه های غمگین پدر و مادرم باعث شد خودم به خواستگاری همسرم رفتم جواب رد داد دوباره خواستگاری کردم کم کم عاشق شدیم و عقد کردیم ولی بعدا فهمیدم که از نظر دیانت چندان همراهی ندارد در عین آن که مانع کار من نیست ولی به راحتی هم نمی‌توانم او را ترک کنم. نظر شما چیست؟ با توجه به این که خانواده ی همسرم اهل ماهواره و بعضا مشروب هستند آیا قیامت خود را از دست نمی دهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه هستید که مسأله، در حد تصمیم برای یک زندگی است و هر چه انسان در این مورد فکر کند، ضرر نکرده‌است. بنده معتقدم در این مورد با مشاوری که ابعاد مختلف قضیه را چه از نظر دینی و چه از نظر اجتماعی و روانی می‌تواند بررسی کند مشورت شود. بنده جناب آقای دکتر قاسم زاده را معرفی می‌کنم. شماره دفتر: 32306295

27582

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: اینکه بزرگان می فرمایند حب خاصان خدا همان حب خداست یا حب مقربین در واقع همان حب خداست اگر کسی سال ها علاقه زیادی به انسان مقربی داشته است در واقع این همان عشق خدا بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! به شرطی که به خاطر خوبی‌های آن انسان‌ها آن‌ها را دوست بدارید و نه با انگیزه های سودجویانه و یا احساساتی. موفق باشید

27411
متن پرسش
سلام علیکم: چگونه یک جامعه مسلمان و انقلابی می تواند عزت خود را حفظ و تقویت نماید و ملاک های عزت حقیقی چیست ویژه اینکه در سوره منافقون بیان می شود، دشمنان اسلام می گویند ذلیلان را از مدینه بیرون می کنیم ولی خطاب وحی است که عزت از آن خدا و رسولش و مومنین هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر قرآن نفرموده: «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ»؟ پس هر اندازه تقوای الهی پیشه کنیم و از غیر حق، خود را مستغنی بدانیم و تدبّر در دین را دنبال کنیم.

گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد

 بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی

موفق باشید

27224

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من در روایات بسیاری آیه ۸۵ سوره اسراء را خواندم که منظور از روح خلقی ست بزرگتر از جبرئیل. ولی در اکثرا تفاسیر به روح انسانی یا حیوانی و حتی گاهی جبرئیل تفسیر شده. می خواستم نظر شما را در این باره بدانم. چون با وجود مطالعه به جواب قطعی نرسیده ام. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در اواخر کتاب «ده نکته در معرفت نفس» مطالبی است که می‌تواند در این مورد برای شما کمک فکری باشد که عیناً خدمتتان ارسال می‌شود: موفق باشید

- قرآن در مورد روح انسان مي گويد: «فَاِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ روُحي...( ۷۲/ص) يعني چون بدنش را آمـاده كـردم و از روح خود در آن دميدم، به ملائكه گفتم به او سجده كنند.

  از اين آيه نتيجه مي‌گيريم كه:

     الف - انسـان «از روح خـداست» و نـه «روح خـدا». چـون فرمـود: « مِنْ روُحـي» و نفرمود: «روُحي»، يعني روح انسان صورت نازله اي از روح خداست.

     ب - روح، مخلوقي است از مخلوقات خداوند و نزديك ترين مخلوق به خداوند است و حتي از ملائكه هم بالاتر است. و در همين رابطه قرآن مي فرمايد: «يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ اَمْرِه» (۲/نحل) يعنـي خداوند ملائكه را به كمك روحي كه از «امر» خداست نازل مي‌كند. بنابراين نبايد براي خدا مثل انسان يك روح قائل شويم و تصور كنيم روح خدا يعني خود خدا، چرا كه خود خداوند در قرآن «روح» را يكي از مخلوقات معرفي مي‌كند و مي‌فرمايد: از روح خودم در جسم انسان دميدم. و اين‌كه مي‌فرمايد: از روح خودم؛ يعني روحي كه يكي از مخلوقات من است، ولي چون مرتبه اين روح بسيار بلند است خداوند آن را به خودش نسبت داد، همان‌طور كه خانه كعبه را به خودش نسبت داد، اين به جهت شرافت آن مكان است، نه اين‌كه خداوند واقعاً خانه داشته باشد. پس:

     اولاً: ملائكه به كمك روح نازل مي شوند، يعني روح اصل است و ملائكه تجلي آن روح هستند.

     ثانيـاً: روح از «امر» الهي است و مقامش مقام «كُنْ فَيَكُون» است چون خداوند درآيه ۸۲ سوره مباركه يس فرمود: «انّمااَمْرُهُ اِذا اَرادَ شَيْـئاً اَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون»، يعني: («امر» خدا آن است كه چون اراده كند چيزي را ايجاد كند، مي‌گويد بشو، و مي‌شود). پس روح كه از  امرالهي است، نظام  مادي و تركيبي و تدريجي ندارد.

    ثالثـاً: اصل اساسي انسان هميـن روح است كـه فوق ملائكه است و جلوه مستقيـم حـق است و حامل همة اسماء و صفات الهي و همان وجه‌الله است و خليفة او در عالم وجود است، و چون آن روح مخلوقِ بي‌واسطة حق است، جامع همة كمالات الهي است، برعكسِ ملائكه كه هركدام كمال خاصي از حق را ظاهر مي‌كنند، به طوري‌كه يك ملك مظهر اسم عليم خدا است مثل جبرائيل، و يكي مظهر اسم مميت خدا است مثل عزرائيل ولي مقام روح كه حقيقت انسان نيز هست جامع همه اسماءالهي است، منتهي به ايجاد حق موجود است و از خود وجودي ندارد.

     رابعـاً: اين سوي دنيايي انسان «اسفل سافلين» و مقام بدن و ماده است و آن سوي انسان، روح است و مقام قرب بي واسطه، و لذا انسان‌ها از جهت روح خود به خدا نزديك‌اند، ولي به واسطة جسم خود كه از گِل آفريده شده، از او دورند. حال هرطرف را انتخاب كند، آنجايي خواهد شد. 

     ۳. آخرين و پايين‌ترين مرتبه و منزل روح، جاي گرفتن در بدنِ تسويه و تصفيه[1] شده است كه در اين مرتبه كه روح در بدن جاي مي‌گيرد آنقدر روح تنزّل يافته است كه تقريباً از آن مقام اصلي اش خبري نيست. به طوري‌كه در اين حالت فراموش مي‌كند اصل و منزل اصلي‌اش كجاست. آنچه در بدن انسان دميده شده، صورت تنزّل‌يافته روح است. 


۲۵- تسويه يعني متعادل شده و تصفيه يعني از ناخالصي‌ها پاك گشته

نمایش چاپی