باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک، نظر مرجع تقلیدتان باید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وحدت وجود، نظر به آن نگاه دارد که جز خدا را در صحنه نمییابد و همهی عالم، مظاهرِ وجود اوست. ۲. معلوم نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند همهی ما را در ایجاد شرایطی که زمینهی تحقق تمامیت انسان است، موفق گرداند که این با نظر به نور حضرت بقیة اللّه «عجلاللّهتعالیفرجه» ممکن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بارگذاری فایلهای صوتی بمرور در حال انجام است ولی با توجه به حجم بالای فایل های صوتی اینکار زمان بر میباشد. موفق باشید. مدیریت سایت
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسم «سابق» حضرت ربّ یعنی سبقتگیرنده در همهی امور، به همان معنایی که او در عین اولبودن، آخر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنگاه که ما همهی کثرتها را در هویت وحدانی بنگریم، دیگر برای کثرتها استقلالی جدای آن هویت وحدانی نمیبینیم. مثل آن است که موج را در نسبت با دریا ببینیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه در هر موطنی، ما بدن داریم ولی بدنِ مناسبِ آن نشئه. در این مورد خوب است به جزوهی «نحوهی حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در آن حالت هم حضور نفس به جهت تجردش، حضوری است در همهی عوالم؛ ولی ظهورش، محدود به عالمی است که در آن ظاهر میشود. بعد از مباحث «معرفت نفس» خوب است در مباحث «فعلیتیافتن باورهای دینی» این موضوعات را دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسلام میتواند همهی امور را برای خود تسخیر کند و با خودآگاهیِ لازم، در امور تصرف نماید وگرنه هر ابزاری فرهنگ خود را به همراه میآورد و فضای اسلامیِ ما را به حاشیه میبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نظر به علوّ حضرت محبوب داریم. ۲. دستِ دعاکننده، از رحمت الهی بهرهمند میشود و لذا به صورت نمادین، دستهای بهرهمندشده از رحمت الهی را به صورت میکشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باطن نبوت و امامت، ولایت است و ولایت به معنای قرب بیواسطه با حضرت حق میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر سری به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» بزنید إنشاءاللّه جواب سؤال خود را مییابید. کتابها بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان تلاش کند برای رعایت حقوق انسانهای دیگر و خود را به گناهان آلوده ننماید، عملاً توانسته است بر اساس تقوا عمل کند و این امر او را به فطرتش که نور توحید دارد، نزدیک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نقداً پیشنهاد مطالعهی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را همراه با شرح صوتی آن دارم. ۲. سؤال مذکور به صورت شخصی اینطور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نمیزنید؟! کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سالک با تجلی نور احد یا واحد قهار حتی خودش را هم نمییابد، تماماً احساساش نظر به حضرت حق میشود. به تعبیر خواجه عبداللّه انصاری؛ «اخفاه عن انفسه» از خودش هم مخفی میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه با نظر به محسوسات، متوجهی قواعد عالم میشود و نسبتی بین آنچه حسّ کرده و قواعد برقرار میکند و در نهایت، نسبت به محسوساتِ خود حکم مینماید که کدام عینِ واقعیت است و کدام قابل تحلیل. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «اسماء الحسنی» که بر روی سایت هست إنشاءاللّه راهگشا است. موفق باشید
سلام و عرض ادب و تبریک میلاد مولی الموحدین امام علی علیه السلام: در خصوص اوضاع زنان و خانواده و نگرانی هایی که در پرسش ۳۴۴۹۶ مطرح شد میخواستم عرض کنم به نظر میرسد بعد از ۴۴ سال از انقلاب روشن شده که جریان انقلاب و حتی شخص رهبران انقلابی نتوانستند مسئله جایگاه زن را درست تبیین و ترویج کنند (گرچه کار را در عمل عمدتا فمینیستهای مسلمان!! دولت اصلاحات جلو بردند). بنده در مکاتبه ای که با استاد محسن قنبریان داشتم نکات خود را مفصل عرض کردم و دیدم ایشان هم پاسخی نداشتند. فی الواقع حتی از مباحث شبه فقهی و مغالطی ایشان در توجیه غیرمستقیم اوضاع فعلی هم حیرت کردم. استاد عزیز باید بپذیریم رهبران انقلابی ما و به تبع آنها بزرگوارانی چون شما و آقای قنبریان با وجود تمام ارادتی که به آنها داریم به دنبال جمع بین اسلام و فمینیسم بودند و این جمع جدلی ضرورتا یک جمع مکسر و مخرب از کار در آمده و اکنون زمان آن رسیده که از این راه توبه و تجدید نظر کنیم. امروز زنان مذهبی ما هم مگر نوادری به آسیبهای اشتغال بیرون برای ازدواج و خانواده دچار شده اند و این کاملا واضح است. میفرمایید زنان ما در چارچوب نگاه اسلامی احساس مظلومیت میکنند، باید پرسید مگر اشتغال در بیرون فی نفسه هیچ ارزشی در اسلام دارد مگر ابزاری باشد برای تامین معاش که آن هم به عهده مرد است؟ حدیث صریح از حضرت امیر (ع) هست که زنان در آخرالزمان به خاطر حب دنیا رو به اشتغال می آورند. باید پرسید که زن که سر هر بچه باید سه سال را مشغول حاملگی و شیردهی باشد چه طور میتواند به اشتغال بیرون منزل مشغول باشد که یا باید قید فرزند آوری و پروری را بزند یا با فشار کارفرما به عدم فرزندآوری یا حقوق کمتر مواجه شود یا تحت فشار دوجانبه اشتغال و مادری منگنه شود و تازه با ورود زنان به بازار دستمزد مردان هم کمتر شود تا با وجود اشتغال هر دو نفر هم نتوانند کفاف زندگی را دهند! آخر این از حماقتهای فمینیسم مدرن نیست که ما هم در کمال تعجب دچارش شدیم؟ در خصوص حق طلاق زنان و مردان بدون عذر هم تجربه دولت ریگان جلوی چشم ماست که چه طور با اجرای قانون حق طلاق بدون عذر برای زنان و مردان، زنان در درخواست طلاق گوی سبقت را از مردان ربودند و شاهد سونامی طلاق گیری زنان شدند، فلذا بعد از یک دهه قانون را لغو کردند با این که صدمه وارد شده بود. آیا این موید حکیم بودن شارع مقدس نیست در عدم اعطای حق طلاق به زنان؟ پس ظلمهایی که به زن ادعا شده اولا از ناحیه احکام شریعت نیست. برخی از این ظلمها توهم ظلم است. اما ظلمهای واقعی را هم اسلام با «عاشروهن بالمعروف» منع کرده است. شریعت مقدسه با برداشتن بار اشتغال از دوش زنان، سختی های حاملگی و بچه داری را برایشان جبران و با نوید سرورانگیز «الجنة تحت اقدام الأمهات» بهشت را هم برای آنها تضمین کرده، پس دیگر چه جای ناسپاسی و اعتراض به حکمت بالغه ربوبیه؟! استاد تجربه فمینیسم در غرب یک انحطاط و فاجعه کامل بوده است و امروز بنده به عنوان دانشجوی دکتری فلسفه و پژوهشگر در این زمینه دیدم حتی برخی محققین زن در غرب چه طور ندای بازگشت زن به آغوش خانه و فرزندان را میدهند ولی امروز ما هم با روشهای فمیمیستی شبه اسلامیِ اسلامگرا و انقلابی!! زنان این جامعه را به همان منجلاب فمینیسم غربی کشانده ایم و کار به آنجا کشیده که به شرکت زنان محجبه در لهویات و لغویات ورزش مدرن افتخار میکنیم که حتی برای مردانش هم به حکم «المومنون... الذین هم عن الغو معرضون» هم دست کم مکروه است! استاد این ره که میرویم به ترکستان است! پس باید ندای بازگشت زنان به خانه (البته مسکن تراز اسلامی یعنی غیرآپارتمانی) و فرزندان را بلند کرد. ما زن و مرد و خانواده و فرزندان را با این روشهای متناقض انقلابی!! قربانی کردیم! مکاتبات خود با استاد قنبریان را هم در ذیل میفرستم: سلام و ادب در خصوص مطلب زیر از استاد در خصوص طالبان و حضور زنان نکته ای داشتم • تحجر اگر حکمران جامعه ای شود چیزی از جنس طالبان می شود. کتاب نظام امارت اسلامی نوشته قاضی القضات طالبان با مقدمه هبه الله آخندزاده رهبر طالبان، مانیفست حکمرانی این گروهِ به حکومت رسیده است. • آنچه این روزها درباره منع زنان از کار و تحصیل در افغانستان می گذرد هم عمل به این کتاب است! • در جای جای کتاب زن، ضعیف و جای او در خانه معرفی شده است (ص۸۰ و ۸۱). نظام ربّانی درباره زن، بودن در خانه و تولد فرزند و سرپرستی اطفال است. (ص۱۵۱و۱۵۲). تعلیم زنان باید در خانه و توسط محارم باشد. اگر ناگزیر به خروج از خانه شد، معلم، زن باشد. اگر این هم میسر نشد، بایستی میان دانشجویان زن و معلم پرده ای باشد. (ص۲۵۴ و ص۲۶۲) نویسنده برای فتوای به حرمت اختلاط به این شعر فارسی هم تمسک می کند: "ز بیگانگان چشم زن کور باد / چو بیرون شد از خانه در گور باد"! • نزدیک به این فتاوا در کنج حجره های ما هم پیدا میشود؛ لکن اسلامِ خمینی و متفکران انقلاب درباره زن نظرشان چیز دیگری بود. آن نظر، غیرِ شرعیت از اجتهاد روشمند، مقبولیت با رأی مردم را هم از آن خود کرد. • تحجری که امام (ره) تا روزهای آخر از آن نالید و در منشور حوزویان هم از آن حذر داد، بعید است مشکلش، بودنِ خمینی بوده باشد و بعد از او به اصالت و زمانه شناسی برگشته باشد! ⚠️ توجه: هروقت در جامعه مظاهر غربزدگی - مثل کشف حجاب و...- بروز می کند، آن قرائت متحجر موجّه جلوه می کند! • گفتمان اصیل انقلاب اسلامی، نقطه وسط و ثبات حرکت پاندولی جامعه است؛ هرچه حرکت به جانب تحجر منحرف شود، از آنسو به سمت غربزدگی برمی گردد و بالعکس! #زن # کتاب_نظام_امارت_اسلامی محسن قنبریان ☑️ @m_ghanbarian من فکر میکنم چون طالبان در افکار عمومی و عملکردهای گذشته تصویر منفی دارد اگر کارهای خودش را مستند به سنت حقه و کتاب خدا هم کند احتمالا یک عده سنت و کتاب را هم انکار کنند تا منسوب به طالبانیسم نگردند گذشته از این نکته، تقسیم کار مطلوب بین زن و مرد در اسلام چنان که در توصیه حضرت رسول (ص) به حضرت زهرا (س) و امام علی (ع) آمده ظاهرا شبیه همان چیزی است که در کتاب مذکور که البته من نمیشناسم آمده. حدیث مشهور از حضرت زهرا (س) که موید نبی (ص) هم قرار گرفت و حتی روحانیون ما از نقلش ابا دارند میگوید بهترین کار برای زن این است که نامحرم او را نبیند و او هم نامحرم را نبیند. بگذریم از حدیث علی (ع) که با لحن ذم گفتند در آخرالزمان زنان به خاطر حب مال رو به اشتغال می آورند یا وقتی شارع از اختلاط حتی در مسجد نهی کرده و در صورت قرارگیری زنان و مردان در کنار هم امر به نصب پرده کرده است چه طور با اشتغال زنان در فضای مختلط بین مردان نامحرم راضی است؟ عنایت کنید داریم در خصوص حکم اولیه و مذاق اصلی شارع هم صحبت میکنیم و سخن از شرایط استثنایی و ثانوی نیست حالا چه طور است با این احادیث واضح از اهل بیت معصومین علیهم السلام برخی روحانیون بسان فمینیستهای مسلمان! به اشتغال حضرت خدیجه قبل از بعثت در دوره جاهلی برای تشویق اشتغال زنان استناد میکنند؟! سخن در این نیست که زنان حق اشتغال خارج از منزل ندارند سخن در این است که آیا این عمل در اسلام به حکم اولی توصیه یا تشویق شده است؟ ظاهرا پاسخ منفی و حتی متضاد است، یعنی مذاق اولیه و اصلی شارع نهی از اشتغال زنان در بیرون است اما مشاغل ضروری مثل پزشک زنان و پرستار و معلم زن برای اناس اتفاقا خودش مورد توصیه شارع خواهد بود اما بنده دانشجوی دکتری فلسفه اسلامی این کشور در تربیت مدرس هستم و سابقه تحصیل در علوم سیاسی دارم و تحقیق و ترجمه از متون غربی هم مشغولم و به انقلاب اسلامی و ولایت فقیه هم ارادت قلبی دارم لذا کسی نمیتواند مرا متهم یه تحجر کند اما به نظرم تقدیرها و تشویق های رهبران انقلاب از حضور اجتماعی زنان بعد از انقلاب در شرایط حفظ ساختارها و فرهنگ مدرن در عمل مصادره به مطلوب فمینیستها شد و امروز شاهد عوارض این مسئله هستیم. مثل رواج روابط خارج از عرف و انواع سوء استفاده ها از زنان در بازار، بروز سختگیری ها در ازدواج از طرف زنان شاغل و کاهش فرزند آوری. خوشحال میشوم پاسخ استاد قنبریان را در این خصوص بشنوم. رامین اساتید: سلام. برخی از اینها را در سخنرانی ها طرح کرده از جمله روایت حضرت زهرا (س) که غیر از ضعف سند خلاف سیره خود ایشان است (سخنرانی حبیسه یا محرره را بشنوید) مفصل تر هم در برخی دروس قم طرح شده که دروس در کانال گذاشته نمیشه حسامی (عبد الرحمن): http://mghanbarian.ir/lecture/6334/ این متن را از سایت تان پیدا کردم مطالعه شد ابهامات و اشکالات زیادی به نظر میرسد. به نظرم آیه «قرن فی بیوتکن» به تنهایی حکم اولی را برای زنان روشن کرده و تخصیصش به همسران نبی بلا وجه است. گرچه مخاطب زنان نبی (ص) بوده اند چون ایشان از حیث شایستگی برای الگو بودن مخاطب شدند و نه نفس زوجیت نبی (ص) چنان که نهی از تخضیع قول و تبرج جاهلی و امر به اقامه صلوة و زکات که متوالی آمده نمیتواند اختصاص به نساء نبی داشته باشد، فهکذا «قرن بیوتکن» پاسخ تان به فراز نامه ۳۱ هم نقضی بود تا حلی. اما وقتی آیه ۳۲-۳۳ احزاب را اصل بگیریم و به صراحت آن خطبه هم عنایت کنیم آنگاه موارد استثنا نیاز به توجیه دارد نه اصل امر به اقتران و توقیر فی البیوت. مثلا این که سلمان و ابوذر و امثالهم به خاطر قرب معنوی به اهل بیت و تقوای ممتاز، مجاز میشدند به ورود به خانه حضرت زهرا (س)، لذا اینها جزء مستثنیات میشود نه اصل احتجاب عمومی در برابر مردان. همین طور حضور زنان در جنگ جمل خصوصا که خود جنگ از شرایط اضطرار است نه شرایط عادی و عمومی. ضمنا توقیر فی بیوت مانند جمیع سایر احکام مطلق و بدون استثنا نیست چنان که زن با اذن شوهر مجاز به تردد به خانه اقوام و همسایگان و دیگر محافل ضروری هست و لذا با احتباس زانی فرق میکند. اما علت نظر مثبت مرحوم امام (ره) درباره مشارکت زنان در انقلاب هم به نظرم به خاطر جهات انقلابی و دینی در این حضور استثنایی بود و همین طور نوعی جدل با فمینیست ها. اما متاسفانه آن حضور معنوی و استثنایی و جدلی بعدا تبدیل شد به یک اصل رایج و عادی در جمهوری اسلامی که خلاف سیره (ع) معصومین و کل تاریخ فقاهت شیعه است و نتیجه آن هم این افتضاح اجتماعی است که امروز شاهدش هستیم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی تحت عنوان «زنان و راز امیدواری به آینده» شده است، https://eitaa.com/matalebevijeh/11304 شاید به کار آید. موفق باشید
با سلام خدمت شما استاد گرامی! من برهان صدیقین و ده نکته در معرفت نفس را کار کردهام. می خواهم که از آنها در زندگی خودم مثلاً نماز استفاده کنم. اما احادیثی که در باب توحید قبلاً مطالعه و با آنها مأنوس بودم با برهان صدیقین و معرفت نفس در تضاد است. و من نمیدانم که این تضاد را چگونه حل کنم. لطفاً راهنمایی بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید تضادی در این موارد در کار باشد. حتماً آن روایات، با مبانیِ صدرایی بهتر فهم میشود. نمونهاش شخصیتهای ایمانی و قدسی حضرت امام و علامه طباطبایی میباشد. موفق باشید
سلام به استاد: با تبریک به مناسبت روز عرفه که به ما خبر دادهاند اهل ایمان در این روز در اُنس با خداوند به کمالات خاصی نایل میشوند و شنیدهایم در این روز غوغایی در جان اهل ایمان به پا میگردد و همانطور که گفتهاند روز عرفه برای خود، عیدی است که خداوند عیدی هرکسی را با نور لقاء خود میدهد. بفرمایید ما چه کنیم که از این غافله عقب نمانیم و یا لااقل بیبهره نگردیم؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. روز، روزِ تجربه توحیدی است تا انسان اصیلترین معنای خود را که همان عین ربط به حضرت معبود است؛ تجربه کند و در بیکرانگی حضور خود در عین «فقیر إلی الله» در آغوش غنیّ مطلق، احساس حضور کند. تنها کافی است به تکرار سوره توحید یعنی «قل هو الله احد» توجه کنید که ۳۰۱ مرتبه در مجموع آن را تکرار میکنید و علاوه بر آن ۱۰۰ مرتبه آیت الکرسی که نور توحید است به تمام معنا، تکرار میکنید که در آن آیه مبارک، نظر به ولایت حضرت محبوب بر اهل ایمان دارید. آن چنان انسان احساس می کند این روز بزرگ و پر ظرفیت است که انسان از عظمت رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در حیرت است که چگونه متوجه ظرفیت چنین روزهایی میباشند و ما را متذکر آن میکنند. بنده در رابطه با روز عرفه برای رفقا چنین نوشتم:
«عرفه؛ به میانآمدنِ فضا و افقی است برای تجربه هرچه بیشترِ «توحید»، تا حضور حضرت حق را در همه ابعاد عالَم وجود به بهترین شکل تجربه نماییم. شیطان را که حجاب حضورِ ما در محضر خداوند است، بستهاند تا آن حضور را با عمیقترین صورت تجربه کنیم.»
جناب استاد علی پیرعلی نیز اخیرا در این رابطه سرودهای داشتند که میتوان همراه با سروده ایشان بهتر در عرفه حاضر شد. موفق باشید
بسم الله الرّحمن الرّحیم
عرفه معنی عرفان به میان آمده است
سرالاسرار حق از دل به زبان آمده است
عرفه وقت مناجات خداوند دل است
وقت دل کندن از مزرعه آب وگل است
عرفه نورالهی است که شیدا گردی
درمناجات خدا غرق تمنا گردی
مشعر ورمی وطواف هروله و سعی و صفا
قلم عاجز شود از وصف دل آرای منا
شو مهیا که کنی نفس بهیمی قربان
پر زنی بر قلل حکمت و عشق و عرفان
در و گوهر ز لب حضرت عشق جاری شد
اشک و خونابه دل بر رخ گل ساری شد
بشکست قید و به یکباره ز احرام برون
یکسره تاخته تا وادی اسرار جنون
کربلا بهر حسین گشت چو وادی منا
نسک بعد حسین کالبدی بی معنا
او که قربانی اصلاح شریعت گشته
روی نی قاری قرآن سر بی تن گشته
اسم اعظم به حروفش شده غرقابه خون
اکبر وقاسم وعباس زهیر مسلم، جون
زینب آن قافله سالار وپیام آور عشق
خطبه حیدری اش کوفه بلرزاند ودمشق
بعد عاشورا همه روز و زمین کرببلا
امتحان من وتو است گردش افلاک وسما
سیر تاریخ کنون سر زده تا عصر ولا
انقلابی شد وگشت بیمه ز خون شهدا
کل یوم هو فی شان و تمنای حضور
بر زبان از دل خلق جلوه حق کرد ظهور
فکه بستان وشلمچه همه جا کرببلااست
رو نما هر طرفی غزه وشام وجه الله
است
پیچ تاریخی ما روسیه چین ونزوئلا
همه جارا بگرفت پرتو توحید و ولا
پای فرهنگ توهم همه در گل مانده
فاش گوید همه عالم که سلام فرمانده
لشکر وهم گر از یاس سرود وظلمات
عقل گوید همه نور است به مهدی صلوات
حاج قاسم حججی با شهدا می آیند
ره قدس را ز ره کرببلا پیمایند
قلب ها پر شود از جلوه زیبای ظهور
پرده افتد ز رخ آیت قرآنی نور
سلام: آیا شرح معرفت نفس و حشر استاد وجود دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: صوت آن مباحث به صورت ضعیف ضبط شده است و در اختیار جناب حاج آقا نظری به شماره 09136032342 هست. میتوانید به ایشان رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میدانید که بازخوانی این موضوع مفصل است و غفلتهای تاریخی ما در زمان قاجار امری نیست که بتوان از آن چشم پوشی کرد. ولی آیا غرب به گفته دانشمندان و متفکران خود به جهت غفلت از امور قدسی و دیانت انبیاء، توانستند از آنهمه تلاش خود بهره بگیرند؟ و یا به قول خودشان در قرن نوزده گفتند خدا مُرد و در قرن بیستم متوجه شدند بشر مُرد. و اینجا است که از اواسط قرن بیستم گرایش به دین افزون شد و به قول میشل فوکو انقلاب اسلامی آمد تا روحی باشد در جهان بیروح. و در همین رابطه هانتیگتون نظریهپرداز آمریکایی معتقد است جهان آینده، جهان ایران و هند و چین است به جهت آنکه در کنار تفکر علمی بنای نفی امور قدسی را ندارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه داشتن روح و تجرد آن، بودن نفس یا روحی است که بدنی را تدبیر کند. در این مورد خوب است به آیهای که میفرماید: «فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ» (ص/۷۲) نظر بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله در جستجوی نکته مهمی هستید که برای ورود به آن نیاز است مقدماتی را طی کنید. در بحث سوره «فتح» به لطف الهی آن مقدمات و ظرائف مطرح شده است. خوب است در این مورد به کتاب «سوره فتح و آینده روشن مجاهدان سالک» که روی سایت هست، مراجعه فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در توحیدی شدن هرچه بیشتر بشریت است تا انسان نسبت خود را با خدا و با خود و با خلق، الهی کند. در این رابطه هم عقل و هم قلب باید در صحنه باشد. سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید، بد نیست. موفق باشید
