بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24246
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: ۱. خواستم از شما بپرسم وقتی گفته می شود فلانی به دیدار حق شتافت یا به لقاء الله پیوست این به چه معناست مگر در این دنیا هم همیشه در محضر خدا نبود خواهش می کنم این مسئله رو توضیح بدهید؟ ۲. بنده بعضی وقت ها هم می خواهم به خداوند اظهار محبت کنم می ترسم خداوند بلا و امتحانات ارسال کند آیا این درست است؟ و من چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این دنیا انسان با انواع حجاب‌ها روبرو است و با عبور از این دنیا آن حجاب‌ها هم مرتفع می‌شود. ۲. چه اشکال دارد؟ در بلا هم می‌چشیم الطاف او. موفق باشید

24237
متن پرسش
سلام استاد طاهر زاده عزیز: طاعات و عباذت مقبول حق ان شاءالله خدا به شما طول عمر با عزت بدهد. می دانم سر شما شلوغ است ولی اگر لطف کنید جواب سولاتم را بدهید از شما ممنون خواهم بود. ۱. کسی که اطلاعات دینی تقریبا خوبی دارد مانند عقاید، اخلاق، احکام و به کتابهای شما هم تسلط کمی دارد از جمله کتب شما «آشتی با خدا» «آنگاه که فعالیت فرهنگی پوچ می شود.» «هدف حیات زمینی آدم» «خویشتن پنهان» «ده نکته» «ادب خیال عقل و قلب» و... برای اصلاح خود و عبور از ظاهر به باطن چه راهی پیشنهاد می کنید. آیا باید اول روی نیت و توجه ام به خدا کار کنم یا اول اراده ام را تقویت کنم یا اینکه روی معرفت نفس کار کنم پیشنهاد شما چیست؟ ۲. برای تداوم یاد خدا و حضور قلب و تطهیر قوه خیال چه راهی توصیه می کنید؟ ۳. هر وقت می خواهم به خدا توجه کنم اینطوری به خدا توجه می کنم که انگار خدا همه جا هست و من او را به این معنا می بینم آیا اینطوری درست است چون همیشه سعی می کنم که زمان و مکان و صفات ماده را از وجود مطلق بگیرم و به یک موجودی که دارای هستی مطلق می باشد و همه جا حاضر است توجه کنم فکر کنم کمی فلسفی است شما بفرمایید اینطوری متوجه بودن درست است و اگر نیست چطوری باید توجه به حق کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این سه‌گانه که می‌فرمایید همه با هم می‌تواند یک‌جا در میان باشند. از طرفی اراده‌ی خود را متمرکز می‌کنیم به واقعی‌ترین واقعیات یعنی خداوند و توجه داریم همین رانیّت خود قرار دهیم و در خودشناسی نیز متوجه می‌گردیم چه اندازه به خداوند نزدیک هستیم. ۲. مقیّدبودن به احکام شرع با رویکرد تطهیرِ خیال، بسیار کارساز است. ۳. همه‌ی عالم محل ربوبیت رب‌العالمین است و ما در آغوش ربوبیت او هستیم. موفق باشید.

34268

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و وقت بخیر: ببخشید یه سوال داشتم، با توجه به شرایط پوشش در شهر اصفهان استفاده از روبنده یا پوشیه به منزله ی لباس شهرت تلقی میشه یا خیر؟ چون خیلی از منابع بر این مورد که حضرت زهرا (س) از پوشیه استفاده میکردن تاکید دارن و اینکه دانشگاه رفتن از نظر مسئله محرم و نامحرم مشکلی ایجاد نمیکنه؟ از این جهت سوال می‌کنم که حضرت زهرا می‌فرمایند برای زن بهتر هست که مرد اون رو نبینه یا اینکه میگن سلوک زن بیشتر در داخل خانه موندن هست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با توجه به این‌که بسیاری از فقها عدم پوشش وجه و کفین را جایز می‌دانند، همان حالتی که عرف خواهران مؤمن رعایت می‌کنند؛ بهتر باشد تا تصور لباس شهرت و انگشت‌نمایی پیش نیاید. موفق باشید

33743
متن پرسش

بعد از ظهر ۲۹ شهریور سال ۱۴۰۱ دختری ایستاده بر روی سطل زباله، روسری خود را به آتش کشید. شب هنگام راه خانه‌اش را کج کرد و سر از ساختمان نیمه‌کاره ای درآورد. در بلند ترین نقطه‌ی ساختمان، سیگارش را آتش زد و پرید. می‌دانید وصیت‌نامه‌ی یک جمله‌ایش چه بود؟ «تقصیر هیچ کس نبود.» شما برایِ من، استاد طاهرزاده‌ی جلسات و نویسنده‌ی کتاب‌ها نیستید. شما معلمِ بزرگترهایم در آن روستایِ دورافتاده‌ای هستید که افتخارشان شاگردی شماست. راستش من هم معلمم. در کنار من هم معلمانی از آشنایان و دوستانِ شما هستند که به نوجوانانی معرفت النفس درس می‌دهند. شاگردانم به مباحث گوش می‌دهند یا حتی اغلب جان‌شان گوش دادن نمی‌کشد. بعد از کلاس و در خلوت برایم از راه‌هایی که برایِ خودکشی به نظرشان می‌رسد می‌گویند. بپرم؟ برم زیر ماشین؟ قرص بخورم؟ و شاید هیچ کدام به ذهنشان هم نرسد که سوالِ زندگیِ نداشته‌اشان را سرِ معلم و مؤلف مباحث معرفت و النفس فریاد بزنند. شاید به ذهنشان هم نرسد که یقه‌ی کسی را بگیرند و بپرسند و بخواهند. لابد جز یقه‌ی خدا دستشان به جایی نمی‌رسد. استاد طاهرزاده راستش این نسلِ مظلوم، اصلا حواسشان نیست که مهرِ پوچی خورده‌اند و معلمی از یک نسل قبل برایشان خط و مرز کشیده و شاید اگر یک نفر سوالی پرسیده، حساب کار را به خودش حواله دادند تا برود و خودش را جراحی کند (ریز ریز کند) تا بلکه بداند کجا را اشتباه انتخاب کرده که زندگی ندارد! این نسل آنقدر مظلوم هست که اگر فقط یک جمله بخواهد بگوید، بارِ روی دوش عالم را بر سرِ خودش آوار می‌کند. «تقصیر هیچ کس نبود.» واقعا تقصیر ما نبود؟ واقعا به جز دفن کردن احوالاتِ‌شان زیر لفظ پوچی و نیست‌انگاری و ... نمی‌توانستیم دستی برایِ آشنایی به سمتِ‌شان دراز کنیم؟ شنوایِ‌شان شویم؟ مگر آن‌ها فرزندان و جگرگوشه‌های این انقلاب نیستند؟!! (نبودند؟!!)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر از یک طرف «تقصیر هیچ‌کس نبود»، از طرف دیگر تقصیر بسیاری بود که این نسل را که نسل آخرالزمانی است، درک نکردند. و اگر جهان غرب با این انسان‌ها چنین کرد که بگویند «تقصیر هیچ‌کس نبود»؛ زیرا نمی‌دانند «چه‌کسی می‌توانند باشند» که حالا آن کسی که باید باشند، نشدند! ما نیز با این انسان‌ها طوری سخن نگفتیم که در آزادی و انتخاب‌شان، خود را بیابند. و این نکته مهمی است. شاید نکاتی در جلسات «تقابل آزادی و حجاب! چرا؟» و مطالبی مطرح شده باشد که حکایت بی‌تقصیریِ این نسل به حساب آید. موفق باشید    

33162

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باسمه تعالی. سلام علیکم استاد: در مرتبه اول از شما در ارتباط با قفل شدن قلب سوال پرسیدم گفتید که گشودگی بیشتری در پیش است. استاد من به یک فرد علاقه مند شم که از لحاظ ظاهری تفاوتهایی داریم از یک طرف این عشق را یک عشق حقیقی نمی دانم و از طرف دیگر به خاطر علاقه شدید آن فرد را قلبا از خدا خواسته ام و فکر می کنم که در این مسیر هم مورد امتحان قرار گرفته ام از تهمت و قضاوتهای نادر ست و... (که قبل از سوال اول به شدت به دل می گرفتم وناراحت می شدم ولی الان این مساله کمتر شده و می بخشم آیا این همان گشودگی بیشتر است) الان به شدت احساس تنهایی می کنم و احساس سرگشتگی دارم و فکر می کنم که نیاز به یک راهنما دارم ممنون می شوم که اگر راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیه بیشتر بنده آن است که با حضور در معارف الهیه، خود را بیابید. بعد از مطالعه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب»، اگر به کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» ورود بفرمایید إن‌شاءالله آنچه که برای شما مفید است، پیش می‌آید.

موفق باشید

32991

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

ما معتقدیم طرح نبی مکرم برای تحقق اسلام و معنویت در جامعه، تشکیل حکومت اسلامی می باشد به عبارت دیگر راه میان بر اسلام برای رشد آحاد جامعه ایجاد کارخانه انسان سازی است، انقلاب اسلامی نیز اقدامی است از جنس دغدغه های جریان نبوت که همان قله ها را هدف دارد با توجه به این مقدمه، طرح نبی مکرم اسلام برای تحقق معنویت و اسلام در جامعه چیست؟ بر این اساس جمهوری اسلامی چه میزان در راستای این طرح پیشرفته (به عبارت دیگر چقدر معنوی شده) آیا رشد داشته ایم یا تنزل کرده ایم؟ اساسا با توجه به این ایده ملاک ما برای سنجش معنویت یک جامعه چیست؟ آیا انقلاب معنویت نوینی را برای مردم به ارمغان آورده؟ آیا کار برای جامعه پردازی که مقدمه ای است برای توسعه معنویت در سطح جامعه از ارزش ذاتی معنوی برخوردار است یا بعد از بسط معنویت است که می توان گفت جامعه معنوی شده است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انبیای عزیز آمدند تا انسان‌ها در بستر زندگی، ساخته و پرداخته و متعالی شوند. حال عده‌ای با آن‌ها مقابله کردند و عده‌ای در عین آن‌که آن‌ها را پذیرفتند ولی از کاهلی‌های خود دست برنداشتند و عده‌ای دیگر جانانه و سلحشورانه در کنار تاریخی که انبیاء گشودند، قرار گرفتند و به نتایج فوق‌العاده‌ای رسیدند و امروز نیز در بسطِ حضور تاریخی خود با انقلاب اسلامی که حقیقتاً همان اسلام است در این زمانه، روبرو هستیم و معلوم است که نه اسلام در ذات خود معاویه‌ها را می‌پروراند و نه انقلاب اسلامی رانت‌خواران را. هنر شهدای عزیز ما آن بود که فهمیدند راه حضور در تاریخ‌شان را چگونه انتخاب کنند و باز باید از سخن‌معجزه‌آسای حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که روح این انقلاب است، سخن گفت که فرمودند:

«ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدان‌مان فاصله طولانی را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلّم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است. و خدا می‌داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست؛ و این ملت‌ها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت‌ مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان که در این قافله نور، جان و سر باختند! خوشا به حال آنهایی که این گوهرها را در دامن خود پروراندند!»

موفق باشید

32827

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: سوالی که مدت هاست ذهنم را درگیر کرده و از هر عالمی می پرسم جوابم را نمی دهد، اینکه در بین مرد ها از با تقوا ترین و عالم ترین ها رهبری عزیز و هم چنین علامه حسن زاده و بسیاری دیگر هستن، حال در بین خانم ها از نظر علمی و معنوی علامه حسن زاده خانم ها کیست؟ با تشکر فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله بانوانی در تراز اساتیدی که نام بردید، کم نیستند. ولی همانند حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» یعنی اسوه زنان عالم تا آن‌جا که ممکن است در  سایه قرار دارند، مگر آن‌که چاره‌ای جز همانند حضور حضرت زهرا «سلام‌الله علیها» در مسجد مدینه و یا حضرت زینب «سلام‌الله‌علیها» در دربار یزید پیش بیاید. مگر می‌توان نقشِ حاجیه خانم امین را در تاریخ خود و یا نقش خانم مرضیه دبّاغ را کم‌تر از مردان روزگارشان دانست؟ از نظر بنده همسران و مادران شهدا با صبری که پیشه کرده‌اند، مانند شهیدان‌شان ره صدساله را یک‌شبه طی نموده‌اند. هم اکنون خواهرانی داریم که در بستر حضور تاریخی انقلاب اسلامی بی سر و صدا فعالیت‌هایی دارند که بعداً معلوم می‌شود چه اندازه کارهای آن‌ها مفید بوده بدون آن‌که حتی نام‌شان در تاریخ بماند. ولی حضرت صاحب‌الأمر «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» به تک‌تک آن‌ها نظر خاص دارند. موفق باشید

32637
متن پرسش

سلام استاد عزیز. عباداتتون قبول. استاد لطفا در مورد ابتلای هنرمند بفرمایید و از ظرائف چنین امتحانی. خیلی ممنونم. به این خاطر که هنرمند در عرصه ی خلاقیّت مورد آزمایش الهی قرار می‌گیرد. زیرا باطن خلاقیّت روحی است که در کالبد اثر هنری دمیده می شود تا اثر را جلا ببخشد. اما همین روح بخشی بر مبنای آیه «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي» مقدماتی دارد. ابتدا باید اثر متعادل شود تا روح انسانیّت به آن تعلق گیرد. اما گاهی از آنجا که باطن حقیقت گاهی در حجاب است، اثر بدون روح می شود و هنرمند تلاش می کند با پرداختِ اثر، جلایی ایجاد کند هر چند که بر تکلّف کار افزوده شود و اثر آراسته شود به چیزی که حقیقتاً در آن نیست و بدین صورت خلاقیّت و یا خلق مدام در هر مرحله از فرایند، به سمت متوقف شدن پیش می رود. این در صورتی است که خلاقیّت انسان ریشه در ربوبیّت حضرت حق دارد «إِنَّ رَبَّکَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِیمُ» و در صورتی که انسان رجوع حقیقی به حضرت حق داشته باشد خود حضرت حق به اسم «یا خلاّق» در تجلی است. و در هنر انقلاب اسلامی انتظار می‌رود مسیر خلاقیّت از عالمِ خلق به عالمِ امر «کن فیکون» برسد. یعنی از تولید به ایجاد برسد. و طلبِ قلبیِ هنرمند، وجود بخشیِ حضرت حق را بخواهد. در این شرایط راه بالفعل شدن، شکوفا شدن و وسعت یافتن، در هر مرحله از فرایندِ خلاقیّت گشوده است. زیرا خود باطنِ خلاقیّتِ حقیقی، در جهت تقویت عوامل تجلی و بر طرف کردن موانع آن است. و اما نگرانی از اینکه اثر هنری توسط مخاطب پذیرفته نشود و جذاب به نظر نیاید، هنرمند را به امتحان الهی فرا می خواند، تا جایگزینی برای حقیقت در نظر نگیرد، زیرا چنین خلاقیّتی در عشق به جذبه های حقیقتِ حق و حفظ حریم آن رخ می‌دهد. و گشودگیِ خود به خودیِ مسیر، دعوتی به ساحت قرب و تعالی است. مانند درب های بسته ی سر راه حضرت یوسف (ع) که یکی پس از دیگری، خود به خود گشوده می شوند و در آخر نیز دیوارهای ذهنی قضاوت با شهادت نوزادی فرو می ریزد و تجلی حقیقت آشکار می شود. اثر هنری نیز، اینچنین در رویگردانی از نفس اماره، به طرف درهای به ظاهر بسته می دود و خلاقیّتی از جنس گشایش را تجربه می کند و در آخر به گونه ایی شگفت انگیز توسط فطرت ها تصدیق می شود که هرگونه نگاهِ ظاهری و قضاوت کننده را به تأیید وا می دارد. و بر عکس مسیر خلاقیّتی که در جهت نفسانیّت و دور شدن از انسانیّت و حقیقت ِعبودیت باشد مسدود می شود و تجلی رخ نمی دهد و هر چند که اثر نو هم باشد، خلاقیّت حقیقی نیست. و اگر اثر بخواهد همیشه نو بماند، نور اسم «یا خلّاق» را می خواهد؛ نوری می‌خواهد که بر آن بتابد و از ظلمتِ نفسِ زمانه آن را برهاند. نوری از جنس انقلاب اسلامی یعنی فطرت، یعنی خلاقیّت در مقام جامعیت. و در این حالت نباید قصدی برای خلاقیّت داشت بلکه خلاقیّت در دل رجوع حقیقی به حضرت حق و تسلیم نهفته است. و اینکه از نگرانیِ فرم کلیشه های مذهبی، صحنه هایی که رجوعِ حقیقی دارند حذف شوند، غفلت از حقیقتِ وجود حی و حاضر است که می‌خواهد در خلاقیّت تجلی کند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است که باید در بستر تاریخی خود حاضر شویم و در دل این حضور، اجازه دهیم تا نفحات الهی بر جان ما دمیده شود و نه آن‌که خودمان را بر آنچه به ظهور می‌آید تحمیل کنیم. زیرا در آن صورت کار را به «خلاّقِ علیم» نسپرده‌ایم بلکه خود را جای او نشانده‌ایم و عملاً آن اثر هنری به جای آن‌که صحنه گشوده به سوی حقیقت باشد، دالان تاریکی می‌شود تا ما دیده شویم و البته موضوع بسیار حساس است و نیاز به کشیک نفس دارد. امثال شهید آوینی نمونه خوبی برای به ظهورآوردن خلاقیتِ نفحات الهی از طریق قلمی است که به معنای واقعی «در پسِ آینه طوطی‌صفتم داشته‌اند / هر چه سلطان ازل گفت بگو، می‌گویم». به نظر بنده آقای حجازی در فیلم «موقعیت مهدی» اگر خود را به فضای تاریخی شهدا نسپرده بود، نمی‌توانست اموری را به صحنه بیاورد که بیش از آن‌که حرف باشد، اشاره است. موفق باشید

32557

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم .سلامک از آنجا که بنده حقیر ارادت خاص نسبت به استاد اصغر طاهرزاده دارم و در زمان سختی ها زمانیکه در تصادفی پدرم را از دست دادم با راهنمایی یک دوست و مطالعه سیر مطالعاتی کتب ایشان نگرشم به دنیا و زندگی تغییر کرد و ایشان را استاد و راهنمای خود می دانم در جهت شناخت هر چه بیشتر خود و خدای مهربان. چند سوال داشتم از استاد اصغر طاهرزاده عزیز، اگر لطف کنند و وقت بگذارند و به سوالات حقیر پاسخ دهند ممنون میشم. ۱. آیا می توان با جنس مخالف (نامحرم) در فضای مجازی و حضوری، ارتباط علمی و معرفتی اخلاق مذهبی داشت. همانطور که الان ممکن است در همین گروه هم زنان و نامحرمان سوال بپرسند و یا ارتباط حضوری پیدا کنند و طلب راهنمایی کنند، و شاید شوهرشان راضی نباشد. جواب سوال برام خیلی مهم است، چرا که دو خانم هر چند بنده خودم بسیار نیازمند هدایت و خودسازی هستم ولی ازم کمک خواستند و با معرفی آنچه عامل هدایت است به زعم خودم به ایشان من جمله نماز و نماز اول وقت و نماز شب و قرآن و ادعیه و ....دوست دارند که با هم در ارتباط معنوی و کلا مشوق یکدیگر در جهت قرب الی الله باشیم. چکار کنم که سر دو راهی گیر کردم؟ از طرفی می ترسم این ارتباط معنوی گناه باشه. و از طرف دیگه دلم نمی آید کسی را که دست کمک بسویم دراز کرده رها کنم هر چند خودم نیازمند بیشترین کمکم. لطفا استاد کمکم کنید تصمیمی بگیرم که فردای قیامت مواخذه نشم که چرا ارتباط داشتی و یا چرا دست کمک را رد کردی. با تشکر بنده حقیر، شاگرد چندین ساله شما در فضای مجازی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این موارد بسیار احتیاط کرد زیرا ممکن است در ابتدای امر هیچکدام از طرفین قصد منفی نداشته باشند، ولی آرام‌آرام گرفتار نوعی از توهّمات شوند. و از این جهت اگر بنا است شما به ایشان کمک کنید باید شدیداً مواظب باشید زیرا ممکن است بعضاً در دل سؤالات معرفتی، نوعی ارضای جنسی و روحی نهفته باشد. موفق باشید

32484

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و ادب: جناب استاد برای کسی که تصمیم دارد سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری و نیز تفسیر المیزان را مطالعه کند (مطالعه دقیق و اصولی)، از نظر جنابعالی ابتدا کدام یک را پیش ببرد؟ مطالعه کتابهای از برهان تا عرفان و ده نکته در معرفت نفس برای فهم دقیق المیزان کفایت می‌کند یا کتابهای دیگری هم (از کتابهای خودتان مخصوصا) پیشنهاد می‌کنید که قبل از المیزان بخوانیم؟ و سوال آخر اینکه برای آثار شهید مطهری اگر ترتیب خاصی مد نظر جنابعالی هست لطفا راهنمایی بفرمایید. با سپاس فراوان از شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده واقعاً حیف است که ما با جدیّت تمام و همّت بلند، گذری نه چندان طولانی بر کتاب‌های آن دانشمند فرهیخته و دلسوز و متعهد نداشته باشیم. ۲. بعد از آن یا در کنار آن می‌توان به تفسیر قیّم المیزان رجوع کرد. پیشنهاد می‌شود در این رابطه ابتدا سری به جزوه «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» بزنید و سپس اگر صوت چند سوره روم و عنکبوت و زمر را دنبال بفرمایید و بعداً به تفسیر رجوع کنید بهتر است. آری! آن مقدمات که می‌فرمایید کافی است. موفق باشید

32112

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: چند روز پیش سوال کردم در مورد اکتفا به آثار معنوی حضرت امام خمینی و یا استفاده از اساتید دیگر سلوکی و در خواست راهنمایی صریح خواستم. شما به فرمایشات حضرت آقای بهجت ارجاع دادید. لطفا در مورد امام خمینی یا اساتید دیگر سلوکی راهنمایی کنید. اینکه من هر چرا بدانم عمل کنم را از امام خمینی بگیرم یا از آن اساتید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آن‌که نباید ذوق رجوع به متون معرفتی را نادیده گرفت، به نظر بنده بعد از مقدماتی مثل «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین»، شرح سوره حمد امام و کتاب «مصباح الهدایه» و دعای سحر، افقِ زنده‌ای را در مقابل ما می‌گشایند. موفق باشید

31849

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: وقت بخیر. در کلیپی از علامه حسن زاده (ره) نقل شد ایشان شهدا را بالاتر از اولیاالله می‌دانستند، می‌فرمایید این به چه معناست، و دقیقا منظور از اولیا در این بیان چیست؟ و اینکه این چگونه رخ داد؟ به لحاظ تاریخی برای ما هم امکان عشق بازی با حضرت حق تا آنجایی که دیگر بالاتر نیست وجود دارد؟ چون جایی علی الظاهر فرمودید اون امکان برای ما کمرنگ شده و می‌توانیم با راستی و دوستی نهایتا انسان های خوبی باشیم. ممنونم

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل بر آن است که حضرت استاد، شهدا را اولیای الهی می‌دانند یعنی کسانی که ذیل ولایت الهی به میان آمده‌اند و عمل می‌کنند و اگر گفته شده باشد هم که آن‌ها بالاتر از اولیای الهی هستند؛ شاید منظورشان عرفای معمول باشد که خود آن‌ها نیز خود را فقیر إلی الله می‌دانند. موفق باشید

31843

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: حضرتعالی در مباحثتون از روایات استفاده می کنید که با توجه به سبقه حوزویتون مایلم سوالی بپرسم. آیا از حیث حدیث شناسی از لحاظ صحت و سقم متن و سند روایات، معناشناسی لغات و از این دست مسایل کمک می گیرید یا به فحص اساتیدتون از جمله علامه و امام و آقایان آملی اعتماد می کنید؟ از این جهت می پرسم که به نظرم باید به اجتهاد در تولید علم از منابع برسیم و از تقلید عبور کنیم اگه می خوایم از تمدن جهان شمول اسلامی حرف بزنیم و با روش هایی که علمای جوان و متاسفانه مهجور حوزه ازش حرف میزنن اجتهاد منحصر در فقه نباید باشه و مسیرش هم هرگز نیاز نیست که اینقدر پیچیده، نامانوس و مطول باشه و البته در کنار انتقاد، پیشنهادات معقولی هم دارن که اگه مایل هستید یا کتاب هاشونو براتون بفرستم یا آدرس و اسم تقدیم کنم. دعا کنید خدا توفیق و امکان حضور بده تا چند خبری و لو اندک ازین دست امیدبخش های بیدار کننده از حوزه علمیه ی نازا شده ی امام صادق علیه السلام براتون بیارم که برای امثال من که نا امید از طریق اجتهاد بودیم، کور سوی امیدی هست در ظلمت این دالان ویران که سالهاست جز خروجی کَمّی، خبری از کیفیت درش نیست که این اتلاف استعداد نطفه های شیعه فقط و فقط در قیامت ظرفیت بررسی همه ابعادش هست و براستی قیامت چه موید خوبی بر عدالت کردگار بی همتاس. علی الحساب اگه صلاح دیدید به این مقاله نگاهی بندازید: دلبری، سیدعلی(1391)، آسیب شناسی فهم حدیث، مشهد: دانشگاه علوم اسلامی رضوی، معاونت پژوهشی، دفتر پژوهش، چاپ اول همکلامی با حضرتعالی افتخار بنده هست و اطاله کلام از سر حب استاد شاگردی. عذرا مولای

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه مهم امروزین ما فهم حضور تاریخی انقلاب اسلامی است و تبیین راه شهدا ذیل ولایت فقیه. گفت:

عاقل به کنار جوی پی پل می‌گشت       دیوانه پا برهنه از جوی گذشت

موفق باشید

31761

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنظر میرسد تعابیر آن بزرگ به هیچ وجه فقط ناظر به خدمات مرحوم هاشمی نیست و اگر بخاطر خدمات بود مگر احمدی نژاد بخصوص در دولت اولش کم خدمات کرد یکی از تعابیر ایشان را می آورم امید که توجیه نفرمایید. «مردان الهي با انفاق خود را تثبيت مي‌كنند، نمي‌لرزند، نمي‌لغزند، گله نمي‌كنند، آشفته نمي‌شوند و جامعه را آشفته نمي‌كنند، و نمي‌گذارند جامعه‌اي بلرزد، بلغزد و متشدّد و آشفته شود. آيت الله هاشمي رفسنجاني ـ رضوان الله تعالي عليه ـ اين‌چنين بود و نمونه‌اش در پيش‌گاه شما مورخان، عبرت‌شناسان و سياست‌شناسانِ روز است. ملاحظه كرديد كه او از تخت به تخته كشانده شده و هيچ تكان نخورد. معلوم مي‌شود آن وقتي كه روي تخت بود، آيت الله هاشمي رفسنجاني بود و آن وقتي كه روي تخته آمد، آيت الله هاشمي رفسنجاني بود. معلوم مي‌شود آنچه بيرون از جان اين مرد بزرگ بود، در جان او اثر نگذاشت، و اين معناي اخلاق است. و لانعني بالاخلاق إلا همين جمله قرآن كريم كه فرمود: «وَ تَثْبيتاً مِنْ أَنْفُسِهِم». احساس می‌شود استاد مقامی تالی تلو عصمت به جناب هاشمی اعطا فرمودند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که ملاحظه کردید بحث در واژه «ولیِّ» الهی بودن برای رهبری بود که حضرت آیت الله حسن‌زاده مطرح کردند و تذکر به مقام ملکوتی ایشان و این غیر از تعابیری است که برای مرحوم آقای هاشمی به عنوان انسان اخلاقی حضرت آیت الله جوادی به کار بردند و عرض بنده آن بود که متذکر جمله آیت الله حسن‌زاده نسبت به رهبر انقلاب باشیم. موفق باشید

31693

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید. خدا خیر کثیر نصیبتون کنه، استاد در رابطه با سوال ۳۱۶۷۱ فرمودین که اراده تشریعی در حوزه اختیار انسان است، سوال بنده دقیقا مبتنی بر همین اختیار بود، که آیا نفس میتونه طبق این اراده تشریعی بر جسم و تنش اثر داشته باشد یا فقط از طریق اراده تکوینی میتونه بر تن اثر و تسلط داشته باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور طبیعی نفس ناطقه در مقام تکوینی‌اش بدن را تدبیر می‌کند ولی شاید بتوان گفت بعضی افراد در حوزه اراده خود بتوانند نحوه‌ای از اعمال تکوینی نفس را نیز در اختیار بگیرند. مثل آن‌که دیده شده بعضی از افراد ضربان قلب خود را در اختیار خود می‌آورند. موفق باشید

31498

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درباره حیات تاریخی و حضور تاریخی بیشتر توضیح دهید و منبع معرفی فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله مهمی است. خوب است در این مورد به کتاب «جهان بین دو جهان» و صوت‌های مربوط به آن که روی سایت هست، مراجعه فرمایید. موفق باشید

31140

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: درباره سید صادق شیرازی و عملکرد او و برادرانش سوال داشتم. در بحث با یک همکار درباره کتاب های سید صادق شیرازی ایشون می‌گفت او یک مرجع است و اعمال پیروانش ربطی به او ندارد و همه این دعوا ها سیاسیه اما من مخالفم. نیاز به اطلاعات و مدارک مستند درباره شیرازی ها و خود سید صادق و برادرانش دارم. تا اطلاعات درست و متقن به دست بیارم میشه لطفا در این باره توضیح بدید و منبع معرفی کنید. خیلی ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. عنایت داشته باشید که بسیاری از جریان‌های شیرازی‌ها در دفتر خود آقای سید صادق فعّال بودند و در همان‌جا نیروهای نظامی، آن‌ها را پیدا کردند. موفق باشید

31116

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا جلسه دوشنبه ها رو مثل شنبه قبل از نماز نمی‌گذارید؟ مثلا ساعت هفت چهل و پنج؟ خیلی دیر میشه بعد از نماز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون بیشتر مردم محل در جلسه حاضرند و این جلسه بیشتر برای مردم محل گذاشته شده و هر ساله در طول تابستان جلسه تعطیل می‌شد و امسال رفقا اصرار داشتند تعطیل نشود. به همین جهت با کوتاه‌بودن شب‌ها روبه‌رو شده‌ایم. موفق باشید

31099

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: نمی دانم چرا اینقدر خواب هایم وارونه تعبیر می شوند. مثلا یک بار خواب دیدم آقای سعید محمد رئیس جمهور می شوند. بار دیگر خواب دیدم آقای جلیلی. و خواب های دیگری در موارد دیگر که مخالف آن به وقوع پیوستند. این چه دلیلی می تواند داشته باشد؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» و کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» را مطالعه بفرمایید. موفق باشید

30809

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: آیا جملات زیر درست است؟ لطفا شرح دهید «می‌توان اجزای مختلف بدن را عوض کرد (مثل پیوند کلیه و ...) در حالیکه نفس ثابت و پایدار باشد ولی نمی توان مغز را عوض کرد و در عین حال نفس و جان همان نفس و جان قبلی باشد. و اگر زمانی دانشمندان بتوانند مغزی را به بدنی پیوند بزنند نفس آن بدن همان نفس بدن قبلی (بدن صاحب مغز) خواهد بود؛ مگر اینکه نفس جدید در مغز قبلی تصرفی کرده و آن را همراه با خود نماید.» با تشکر از توجهتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه‌ انسان اگر توانست در آن فرآیند، آن بدن را جهت تبدیل قوه‌هایش به فعلیت تدبیر کند، می‌پذیرد و آن بدن را تدبیر می‌نماید وگرنه از آن منصرف می‌شود. موفق باشید

30610

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام علیکم: قبول دارید در عصری زندگی می‌کنیم که همه نسبت به هم بدبین هستیم؟ اگر اینچنین است چگونه از این مرض خلاص شویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان‌ها به حقیقت توحید، نظر کردند و حقیقت در منظر آن‌ها قرار داشته باشد، هرکس را به اندازه‌ای که نسبتی با حقیقت دارد، اجر می‌نهند. موفق باشید

29999

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا نظام بعد از گذشت یکسال از سانحه هواپیمایی نه درست و حسابی در مورد آن حادثه توضیح می‌دهد نه مقصرین را محاکمه می‌کند و نه آلام خانواده ها را تسکین می‌دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید مسئولان رویهمرفته از سر دلسوزی آنچه را که وظیفه دارند، انجام می‌دهند. ظاهراً دشمن است که سعی می‌کند موارد را از مسیر انتظارهای منطقی خارج کند. موفق باشید

29983

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: خانم بنده خیلی علاقه به مطالعه در خصوص آخرالزمان دارند، و در این زمینه به پیج های اینستاگرام هم سر میزنن، تازگی درخصوص موارد کیهانی و اخترشناسی از افرادی شاید مسلمان نباشند مطالعه می‌کند و تحت تاثیر واقع شده، مثلا اینکه ما الان داریم وارد عصر آکواریووس میشیم و این اتفاقا میفته. بنده در این خصوص اطلاعاتی ندارم، و با توجه به جذابیت این موارد ولی ترجیح میدم در زمینه معرفت دینی، به خصوص اصول دین مطالعه و تحقیق داشته باشم. به خانم گفتم این موارد قطعی نیست و ارجاع دادم به جلد دوم رساله حضرت آقا که این موارد (نجوم، کهانت و...)، این بحث های فقهی را دارد. خواهشمند است در این خصوص راهنمایی بفرمایید. با تشکر و سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. این نظریه‌های شبهه علمی بیشتر ریشه در توهّم دارد. در موضوع آخرالزمان و انتظار فرج باید به متون مقدس دینی رجوع داشت. برای ابتدای امر، مطالعه‌ی کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که روی سایت هست، پیشنهاد می‌شود. موفق باشید

28862

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده بعد از حدود ۴۲ سال عمر که از خدا گرفته ام، بعید میدانم بیش از این، رشد علمی یا معنوی داشته باشم! در این شرایط، خوبه دعا کنم خدا عمرم را پایان دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راه رجوع به حق، معرفت نفس و معرفت حق است و این راه هیچ‌وقت بسته نیست. موفق باشید

28011

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: ۱. طبق صحبتهایی که با حضرتعالی داشتیم، و فرمودید: کربن، بعضی مسائل را بهتر از بعضی خودی ها حل می‌کردند، آیا بجز اینکه رجوع به تفکر های بسیار داشتند، عامل دیگری باعث این زلالی فکر می‌شود که به درک های بزرگی از هستی و تاریخ برسد؟ ۲. آیا در مورد اول می‌توانیم جناب سلمان را، منهای بحث معنویت عجیبشان، هم زبان با کربن بدانیم؟ چرا که طرز رجوع ایشان هم به تفکرات مختلف بود که به گمشده ی جان خویش رسید. با تفاوتهایی که حضرتعالی بهتر در جریانید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت نمی‌کند. هر کدام از این انسان‌های بزرگ وقتی متوجه باشند در جهانی گسترده‌تر از جهان محدود انسان‌های عادی می‌توانند حاضر شوند، عملاً نسبت به آن‌چه با آن روبه‌رو می‌شوند، عمیق‌تر برخورد می‌کنند. موفق باشید

نمایش چاپی