بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31272

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده تازه با این کانال آشنا شده ام و ممنون می شوم سوالم را پاسخ بفرمایید در رابطه با اینکه چرا باید برای موجود شدنمان طبق روایات سپاسگزارم باشیم. ۱. وقتی نبودیم بنابراین بود و نبودمان فرقی نمی کرد. ۲. اگر الان بما وجود عطا شده مگر قبلا کجا بودیم که حالا باید از وضعیت خودمان سپاسگزار باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «آشتی با خدا» که روی سایت هست نکاتی در این رابطه می‌یابید. به این معنا که بودنِ ما یعنی نسبتی با خدا داشتن، خدایی که عین کمال است و پاسداشتِ این بودن از طریق عبودیت، یعنی به منبع کمال مطلق متصل بودن و چنین بودنی را تجربه کردن و با آن به‌سربردن. موفق باشید

31064

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: بعد از نمار مغرب بین نماز غفیله و نافله ی مغرب کدام را انجام بدهیم بهتر است؟ الان که شبها کوتاه است انجام هر دو با هم یه مقدار طولانی می‌شود، اگر یک شب نماز غفیله و بک شب نافله بخوانیم چطور؟ سؤال دوم: اینکه بعضی شبها توفیق نماز شب را از دست می‌دهم و یا فقط نماز شفع و وتر را می‌توانم بخوانم و حضور قلبم هم کم است. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ظاهراً نافله، ارجحیت دارد. ولی در نماز جماعت که فرصت نیست، غفلیه را به قصد نافله می‌خوانند. اگر بشود غفلیه در حکم دو رکعت اول نافله مغرب بخوانید و دو رکعت بعدی را نیز انجام دهید، جمع خوبی می‌شود. ۲. کار خوبی است که در فرصت کم، به همان شفع و وتر اکتفا شود. إن‌شاءالله خدا کمک می‌کند و حضور قلب را مرحمت می‌نماید. موفق باشید

31027

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید: در ادامه ی سوال تحلیلی که جناب حجت الاسلام والمسلمین حمید رسایی در کانال خود منتشر کرده اند را برای شما می فرستم. به نظر شما این تحلیل درست است؟ و این مدل رأی دادن به آقای رئیسی کار درستی است؟ به دلیل طولانی شدن سوال از شما عذر خواهی می کنم. با تشکر تحلیل: ♻️ قاعده ترجیح صالح مقبول بر اصلح، در انتخاب بین رئیسی و جلیلی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه مطلبی که از صحبت های آقای رسائی می‌فرمایید ارسال نشده است. موفق باشید

30430

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: چند ماه قبل‌ با نوشته ایی در مورد فضای سایبر (فضای مجازی) آشنا شدم که خواهش می‌کنم شما هم حتما این نوشته کوتاه رو مطالعه بفرمایید. https://b2n.ir/d17128 وقتی متوجه اهمیت بالای فضای سایبر در حاکميت شدم، مطالعاتی رو در این زمینه شروع کردم، حقيقتا وقتی حضرت آقا از غلبه‌ی نرم افزاری به‌عنوان‌ سیلی محکم به هیمنه پوچ استکبار یاد کردند و همچنین توضیحات جنابعالی به فکر فرو رفتم که یکی از جنبه های این سخن این است که حاج قاسم چگونه سیستم فطری خود را در برابر این نظام سایبرنتیک دشمن قرار داد و بر آن غلبه کرد و سردار دلها شد و امروز امام‌ جامعه ادامه همان راه را تحت عنوان غلبه نرم افزاری از ما مطالبه می‌کند، لذا مزاحم شدم تا نظر شما را در این مورد بدانم و از راهنمایی شما برای ادامه تحقیقاتم بهره ببرم. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید مشخص بفرمایید تعییناً چه نکته‌ای مدّ نظر دارید. زیرا در شرایطی نیستم که فرصت آنچنانی برای مطالعه‌ی این مباحث داشته باشم. موفق باشید

30207

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در آیه شریفه «الله ولی الذی امنو یخرجهم من الظلمات الی النور...» مطلب روشن است که انسان از ظلمت عالم ماده و بدن به نور وجه الهی کشیده می‌شود ولی در قسمت دوم آیه که کفار از نور به سمت ظلمت کشیده می‌شوند تفاسیر زیادی گوش داده ام ولی قانع کننده نیست چرا که کافر اصلا نوری ندارد که از آن خارج و به سمت ظلمت کشیده شود. قوی‌ترین قول آن را به نور فطرت انسانی تفسیر می‌کنند که این هم قانع کننده نیست. چرا که در قسمت اول آیه در مورد مومن از ظلمتی صحبت شده که خداوند او را از آن خارج می‌کند. آیا مومن نور فطرت انسانی ندارد که قطعا دارد پس چرا اینجا کلام الهی صحبت از ظلمت میکن ولی در مورد کافر صحبت از نوری می‌شود که از آن خارج می‌گردد؟!
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همان تفسیر که می‌فرماید کافر را از نور فطرت خارج می‌کنند؛ خوب است. آری! خداوند نوری به مؤمنین می‌دهد که در مقایسه با نور فطرت، نور فطرت؛ نور به حساب نمی‌آید. موفق باشید

30090

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با تشکر و عرض خسته نباشید در رابطه با سجده ملائکه در مقابل آدم طبق بیان قرآن کریم این سجده بعد از تسویه و نفخ روح بوده و کلمه من روحی آمده که از بزرگان شنیده شده که من روحی به آن معناست که جلوه هایی از آن روح اعظم در آدم دمیده شد حال آنکه بعضی دیگر می‌فرمایند که سجده در مقابل حقیقت آدم یا صادر اول بوده گدام‌یک درست است؟ و اگر سجده در مقابل مرتبه نازله ای از آن حقیقت آدمیت بوده که ظاهر آیه هم همین مطلب را می‌رساند آیا همین مرتبه نازله باز هم این شانیت را داشته که ملائکه و فرشتگان اعظم الهی در مقابل آن کرنش کنند؟ ضاهرا نوعی تعارض بین آیات و بیانات عرفا و حتی بعضی روایات دیده می‌شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در مقام خلیفة اللّهی آدم و مظهریتِ کل اسماء است و سجده در مقابل مظهر اسمای الهی مطرح است. این حواشی، مطلب را به حجاب می‌برد. موفق باشید

30018

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: استاد، شما در زمینه تربیت دینی چه رویکردی را سفارش می کنید؟ آیا رویکرد عملگرا در این زمینه مناسب است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌دانید از نظر اسلام، آنچه در تربیت نقش اساسی دارد، الگو و نمونه و شرایط زندگی است. موفق باشید

29663

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: مدتی هست که با آثار شما آشنا شدم و به واسطه دوستان و مسجد، کتاب های «جوان و انتخاب بزرگ» و «ده نکته از معرفت النفس» را پیش رفته ام. حال سوال من اینجاست بسیاری از شهدا اصلا ساعتی پای این مباحث نبودند پس چگونه به این مراتب شناختی از خود رسیدند؟ آیا بهتر نیست بجای مطالعه این مباحث وارد میدان عمل شویم و موثر تر باشیم؟ با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید در افقی که خداوند در مقابل شهدا قرار داد، پای در راه گذاشت که آن بهترین راهِ نوریِ این عالَم است. ولی اگر خداوند راه دیگری در مقابل ما قرار داد نباید از آن غفلت کنیم. موفق باشید

29514

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در شرح مقالات فایل ۲۹ فرمودید: «آنکه کف را دید گردد مست او» که مقام شهود است، خودی دارد، یعنی من عاشق شدم، و آنکه دریا دید گردد غرق او، که مقام فنا ست، مقام فوق شهود، یعنی توحید خودت را هم نبینی، دیگر هیچ خودی باقی نمی ماند. در کتاب مجتهد امین در مرحله هفتم سفر اول، فنا و بقا را توضیح می دهد که مفهوم آیه «فاینما تولو فثم وجه الله است» یعنی آن فنایی که شما در بیت دوم فرمودید، همین فنا است؟ یعنی مشاهده خداوند به وجه یا همان مشاهده خداوند در موجودات، و نگریستن به موجودت از آن جهت که آیه و نشانه و مرآت حق هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید این دو نگاه، یکی باشد. زیرا وجه الله همان مظاهری هستند که اسمای حسنای خداوند را می‌نمایانند. موفق باشید

29452

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خوب هستید؟ چرا بعضی کتاب های شما پی دی اف نیست الان من پول ندارم «ایقاظ النائمین» رو بخرم دانشجو هستم چیکارکنم؟ صادقانه گفتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌هایی که مربوط به بنده می‌باشد همه‌ی آن‌ها پی‌دی‌اف شده است. ولی «ایقاظ النائمین» که از جناب صدرالمتألّهین است مربوط به انتشارات خاص خودش می‌باشد. موفق باشید

29217

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چرا وقتی مجلس خبرگان قانون اساسی برای تدوین قانون اساسی و به همه پرسی گذاشتن آن تشکیل شد، در آن مجلس خبرگان نفراتی که توده ای و عضو مجاهدین خلق و لیبرال مذهبی به اصطلاح بودند، حضور داشتند و توانستند در انتخابات شرکت کنند؟ مگر مردم در ۱۲ فروردین ۵۸ به جمهوری اسلامی که حکومتی اسلامی و متکی به ایمان اسلامی و تعهد مسئولین به اسلام و قانون گذاری مطابق شرایع اسلام و تطبیق با حدود و احکام و سنجه های اسلامی است رای نداده بودند، پس چگونه توده ای و مجاهد خلق و لیبرال مذهبی توانستند در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی که قرارست قانونی مطابق قوانین و شرایع الهی است تنظیم کند، نامزد بشوند و چند نفرشان هم رای بیاورند هر چند تعدادشان کم بود و اکثریت مجلس خبرگان قانون اساسی نیروهای انقلابی و خط امامی بودند ولی چندین توده ای و ملی مذهبی و مجاهد خلق هم حضور داشتند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یا باید به این فکر کنیم که آن افراد رویهمرفته در آن زمان انقلاب حضرت امام را پذیرفته بودند و یا به سعه‌ی اسلام فکر کنیم که برای دیگران نیز جای و جایگاه قائل است. موفق باشید

29191

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد عزیز: در قانون بوعلی مطلبی راجع به ارکان اربعه هست که با تعریف بسیط که یعنی جسمی که ترکیب ندارد به ایرادی برخوردم، در تفسیر سوره توحید همانا اصل مطلب سوره بازگو کردن همین غیر مرکب بودن خداوند است که بعد از احد یکی که دویی ندارد و بعد بقیه صفات خداوند از بی نیازی و عدم رابطه تولیدی با ما در باقی سوره باثبات می‌رسد. حال می‌خواهم بدانم شیخ چگونه شالوده و بنای طب را بر این مطلب شرک آلود بیان کرده؟ اگر برداشت بنده اشتباه است از سخن شیخ الرییس بفرمایید. با تشکر الأرْكَانُ هِىَ أَجْسَامٌ بَسِيطَةٌ، هِىَ أَجْزَاءٌ أَوَّلِيَّةٌ لِبَدَنِ الإنْسَانِ وَ غَيْرِهِ، وَ هِيَ الَّتِى لا يُمْكِنُ أنْ تَنْقَسِمَ إلَى أَجْسَامٍ مُخْتَلِفَةِ الصُّوَرِ، وَ هِيَ الَّتِى تَنْقَسِمُ المُرَكَّبَاتُ إلَيْهَا وَ يَحْدُثُ بِامْتِزَاجِهَا الأنْوَاعُ الْمُخْتَلِفَةُ الصُّوَرِ مِنَ الْكَائِنَاتِ فَلْيَتَسَلَّمِ الطَّبِيبُ مِنَ الطَّبِيعِىِّ أنَّهَا أَرْبَعَةٌ لا غَيْرُ.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق در ذات، بسیط‌اند ولی در تجلی اسماء در مظاهر مختلف متکثر می‌باشند لذا گفت: «صد هزار انگشت ایما گر برآرد زآستین /  در حقیقت جز جمال نیّر یکتاش نیست». موفق باشید

29083

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ضمن تشکر چون مدتی هست که جلسات تعطیل شده پیشنهادی به ذهنم رسید. می‌شود جلسات را ضبط کرد و در سایت ارایه کرد تا مخاطبان عقب نمانند. ممنون. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که ممکن است همین کار در حال انجام‌گرفتن است. موفق باشید

28282

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد سیر مطالعاتی شما رو با چند نفر از دوستان ادامه می‌دهیم. جلسات هفتگی خانگی تشکیل می‌دهیم و هم یک جمع بندی از مباحث می‌کنیم هم گفتگوهایی در زمینه های سیاسی ، جامعه و سبک زندگی و ...داریم، ‌یک‌جورایی می‌خواییم به دین هم کمک کنیم، حالا ۱. چون شما در کتاب آنگاه فعالیت های فرهنگی پوچ می می شود فرمودید مواظب فعالیت های فرهنگی مون باشیم، این نوع جمع شدن ها و تبادل نظرها مشکلی دارد بفرمایید؟ ۲. بنده در جمع هایی که مباحث دینی یا در کلاس های این نوع زیاد حرف می‌زنم، همش میخام چیزایی که از شما یاد گرفتم هرجا جاش بود بگم، این نوع حرف زدن ها هم شهوت کلامه؟ یا تلفنی زنگ میزنه در مورد مباحث دینی زیاد حرف می‌زنم اینقد مطالب شما برام نو و جدیده که انگار میخام همه بدونن، این خودنمایی است؟ جواب رو در کانال قرار بدید. اجرکم عندا...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خیلی هم خوب است. عمده رویکردی است که باید مدّ نظر رفقا باشد و آن رویکرد، به سوی حقیقت است تا خداوند افق حضور انسان در هستی را در مقابل انسان بگشاید. ۲. به حکم اظهار حق و نوعی بسط‌دادنِ حقیقت، سخن گفته شود انسان احساس حضور در عالم را در خود پیدا می‌کند. موفق باشید

27070
متن پرسش
سلام و عرض ادب: من مدتهاست دچار حالاتی میشم که نمیدونم از کجا نشعت می گیره از پارسال تابستان وقتی داشتم تو کوچه به سمت خونه می رفتم احساس کردم انگار از خود جدا شدم. البته بگم من چیزی من باب جدایی ندیدم و فقط احساس غریبگی داشتم و اونی که داشت راه می رفت و نمی شناختم و این موضوع به دفعات برای من اتفاق افتاده اوایل فکر کردم به نسیان دچار شدم اما به واقع چیز دیگری بود من در عرض چند ثانیه انگار در جسمم نبودم و این کسی که می رفت رو نمی شناختم با دفتر آیت الله سیستانی تماس گرفتم مسائلی رو بیان کردن و گفتن و توجه نکن اما خیلی دوست دارم ببین این چه حالیه در سلامت عقلی کامل هستم و هیچ مشکلی من باب هضیان و توهم و مالیخولیا ندارم در زمانی که دچار این حال میشم کاملا مسلطم بر راه و اینکه کجا میخوام برم و فقط اندازه ی چند لحظه من دو نفر میشم و این جسم رو نمی شناسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بنده چیزی برای گفتن ندارم. موفق باشید

26481

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: آیا همه روح ها وحدت دارد؟ یعنی روح ها یکی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. هر روحی با انتخاب‌های خود، شخصِ مخصوص به خود می‌شود و اگر هر انسانی ذیل روحِ امام معصوم انتخاب‌های خود را شکل دهد، با روح‌های دیگری که در همان وادی حاضر است، احساسِ نزدیکی می‌کند. آری در ابتدا اصل همه روح ها در قوس نزول یک منشا داشته اند. موفق باشید

26311
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. پرسش کرده بودم بعد از آشنایی با مباحث دینی و معرفتی علاقه ای به رشته دانشگاهی ام ندارم شما فرمودیید ادامه دهید. استاد اما من اصلا علاقه ای به رشته حقوق یا هر رشته دیگری غیر از علوم دینی ندارم برایم هم مقدور نیست تحصیل علوم دینی، با چه هدف و انگیزه ای حقوق رو ادامه بدهم؟ ۲. شما می فرمایید مهم نیست طلبه باشی یا پزشک در سیر و سلوک مهم همتی است که باید به خرج بدهی منظور از این همت چیست؟ ۳. چرا در این زمانه باید به وسعت شخصیت خود فکر کنیم چه فایده ای دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد ما باید انسانی باشیم به وسعت جهان، تا بودنِ اصیلی برای خود احساس کنیم. در این رابطه عرض شد دروس حقوق را خیلی ساده می‌توانید دنبال کنید و در اقیانوس وجود خود جای دهید و همّت یعنی «سویِ دریا عزم کن زین آبگیر / بحر جوی و ترک این مرداب گیر». موفق باشید

25965
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. آیا ممکن است کسی خودش را فریب بدهد؟ خود فریبی یعنی چه؟ ۲. معنای اینکه در قرآن آمده است که منافقان خودشان را فریب داده اند چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. وقتی انسان، هدفِ حیات زمینی خود را که توحید، متذکر آن است و فطرت انسان را بر اساس آن سرشته‌اند؛ در افقِ جان خود احساس نکند و فطرت خود را که اصلِ اصیلِ هر انسانی است، در منظرِ خود قرار ندهد عملاً نسبت به تذکرات پیامبران بی‌تفاوت می‌شود و این به معنی فراموشیِ خود می‌باشد که به یک معنا «خودفریبی» است. موفق باشید

25810

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا نتیجه عمل به این دستور که در انجام نوافل رعایت حالت روحی خودمان را بنماییم این نخواهد شد که نهایتا هیچ عمل مستحبی (خصوصا اعمالی چون نماز شب که همراه با مشقت است) از ما صادر نشود؟ چرا غالب انسانها ابتداً شوق و رغبتی به مستحبات ندارند و برای انجام آنها گریزی از قبول مقداری رنج و تعب و تحمیل بر نفس نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه چندان به خود سخت‌گیری کنید، و نه چندان نسبت به امور مستحب، سهل‌انگاری نمایید. موفق باشید

24714

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در مورد این جمله سوالی داشتم و می خواستم بدانم این جمله در کل درست هست و اگر بتوانید تفسیری بفرمایید از برداشت خودتان ممنون می شوم. همه مَنیم مَنیم همه یک جا خواب یک جا خواب آلود یک جا بیدار یک جا... لاجرم تو خواهی بیداری باید جمله جان شوی تا جانان شوی آری این جانان است که چنین در تکاپوست
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در یک کلمه می‌خواهد بفرماید باید وجهِ تجرد خود را در وجهِ مادی و دنیایی غلبه دهیم. کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «ده نکته در معرفت نفس» می‌تواند راهنمای خوبی در این موضوع باشد. دن‌شاءاللّه. موفق باشید

38239
متن پرسش

خدمت جناب استاد اصغر طاهرزاده با سلام و احترام: به مناسب اربعین حسینی سؤالاتی خدمت جنابعالی داشتیم در صورت امکان سوالات ذیل را برای این گفتگو بررسی بفرمایید. از حسن نظر شما بسیار ممنونم.

متن پاسخ

۱. به عنوان سرآغاز بحث بفرمایید که اساسا نسبتی بین شرکت در مناسک (مراد ما در این مصاحبه از مناسک مربوط به عزاداری سیدالشهدا و مراسم اربعین، زیارت، اعتکاف، مراسم احیا و مواردی از این دست است) و رشد فضیلت های اخلاقی وجود دارد و ما باید از مناسک چنین انتظاری داشته باشیم؟ چون علی‌رغم چشمگیر بودن شرکت مردم در مناسک گویا وضعیت مناسبی در مولفه هایی نظیر صداقت، اعتماد، خیرخواهی و... در ایران وجود ندارد؟ چرا شرکت در مناسک به رشد این فضیلت ها منجر نشده

باسمه تعالی: سلام علیکم:  جواب ۱: در این‌که مناسک دینی نوعی حضور در میدان اُنس بیشتر با حقایق عالیه و انوار مقدسه است؛ بحثی در آن نیست. و در این‌که اگر متوجه هدف اصلی مناسک نباشیم بعد از مدتی به صورت عادت در می‌آید؛ در این نیز بحثی نیست. می‌ماند که انسان‌ها در شرایط جدید به دنبال حضور و امری هستند که نه عادات دینی آنان را قانع می‌کند و نه می‌دانند چه می‌خواهند. و لذا حضور در مناسک دینی در چنین موقعیتی با نوعی سرگردانی همراه است و وظیفه ما در این شرایط آن است که متذکر این افراد باشیم که اگر با سجایای اخلاقی لازم در این مناسک حاضر شوند، بهره‌های زیادی که به دنبال آن هستند برایشان حاصل می‌شود و آن، همان حضور در حالات معنوی می‌باشد به صورت حضوری و نه حصولی. بشر جدید در جایگزینی این نیاز به اجتماعاتی پناه می‌برد با انواع سرگرمی‌ها.
سوال ۲: در سال های اخیر بر اساس پایش ها با توجه به اینکه تغییر محسوسی در اعتقادات و باورها نداشته ایم اما گویا شکل عمل به دینداری تغییر پیدا کرده به طوری که تقید به شرعیات و فرائض کم رنگ شده و به جای آن مناسک برجسته و به متن آمده است. به طور کلی جستجو برای امر معنوی در دنیا نیز افزایش یافته است و در ایران نیز این بعد همیشه برجسته بوده که در قالب عواطف دینی یا تجربه های دینی مانند زیارت و ... بروز و ظهور پیدا می کند. این تغییر رویکرد از چه حیثی است و چه دلایل اجتماعی و فرهنگی دارد؟ 
جواب ۲: همان‌طور که عرض شد باورهای دینی که قرائت خاصی از دین بود بشر دیروز را قانع می‌کرد و از آن جهت مقیّد به دستوراتی بود مبتنی بر آن باورها. در حالی‌که بشر امروز با سوبژه‌شدن خود، جهانی است که باید همه چیز را در خود تجربه کند و اگر نتواند در درون خود به هویتی متعالی دست یابد ناخودآگاه نسبت به اعمال شرعی که در ذات خود عامل تثبیت باورها می‌تواند باشد؛ سست می‌گردد. امری که ما باید از قبل پیش‌بینی می‌کردیم که باید سخنان ما برای نسل امروز، سخنانی باشد که جواب چون و چراهای آنان را بدهد. سخن در این است که آیا می‌توان از مختصاتِ انسانِ جدید غفلت کرد؟ و یا باید با نظر به مختصات انسان جدید، به وسعتی که آخرالزمان برای انسان متذکر شده‌است، فکر کنیم؟ امام سجاد «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ‏ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْآيَاتِ مِنْ سُورَةِ الْحَدِيدِ إِلَى قَوْلِهِ وَ هُوَعَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُور» خداوند مى‌‏دانست در آخرالزمان اقوام متعمّقى مى‏‌آيند كه براى آن‏ها سوره توحيد و شش آيه اول سوره حديد را نازل كرد. آیا ما در تاریخ خودمان توانسته‌ایم باب نظر به سورۀ توحید و شش آیه اول سوره حدید را باز کنیم؟ این‌که خداوند در عین بودن و در همه‌جا بودن یعنی در «احدیت» خود، «صمد» است و همه به سوی او هستند، امری است که انسانِ جدید در تقدیر تاریخی خود به دنبال آن است و می‌خواهد در عین حضور در آغوشِ احدیتِ خدا، رفتن به‌سوی خدا را در نزد خودش حس کند. یکی از اساتید معارف اسلامی می‌گفتند: «من هروقت مباحث کتاب "معارف" را می‌خواهم تدریس کنم، دانشجویان چندان توجه نمی‌کنند. اما وقتی موضوعاتی که در کتاب «آداب‌الصلاة» حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» است را مطرح می‌کنم، همه توجه می‌کنند. به نظر بنده علت این امر آن است که مطالب کتاب «آداب الصلواة» با بودن و اگزیستانسِ خود دانشجویان رابطه دارد و بودن خود را در تذکرات آن کتاب احساس می‌کنند. ولی در کتاب «معارف اسلامی» بیشتر با باورهای ذهنی خود روبه‌رو هستند و احساس درونی و حضوری برای آن‌ها به‌وجود نمی‌آید.
سوال ۳: بر اساس آخرین پیمایش ها ۵۸ درصد پاسخگویان خیلی زیاد یا زیاد تمایل دارند در پیاده روی اربعین شرکت کنند، با توجه به پر رنگ بودن انگاره هایی نظیر افول دینداری در همان پیمایش ها، این تناقض چگونه قابل توضیح است؟ 
جواب ۳: همواره «حقیقت» در تاریخ، مطابق ظرفیت و نیاز آن تاریخ ظهور می‌کند و در همین رابطه قرآن می‌فرماید: «يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ؛» هر آنچه در آسمان‌ها و زمین است از او- یعنی از خداوند- تقاضا دارند و او هر روز و روزگاری به شأنی مطابق طلبِ آن‌ها جوابگوی آنان است. عجیب است که طلب ازسوی آنچه در آسمان‌ها و زمین است شروع می‌شود و جالب اینجاست که می‌فرماید خداوند در هر مرحله از تاریخ به شأنی مطابق نیاز مخلوقات به ظهور می‌آید. اگر «یوم» را «تاریخ» معنا کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که خدا در هر تاریخی مناسبِ همان تاریخ تجلی پیدا می‌کند و اگر نتوانیم در آن تاریخ مطابق آن زمانه با خدا ارتباط برقرار کنیم، با حقیقتِ آن تاریخ که همان انوار الهی و شئونات ربّانی است، ارتباط برقرار نکرده‌ایم. اگر با آیات و روایات در تاریخ حاضر باشیم، می‌توانیم سخنانی بگوییم که دقیقاً همان مطالبی است که نیاز افراد است و در هیچ جای دیگری نمی‌توانند آن سخنان را بیابند. آیا «حقیقت» در هر زمانه‌ای همان افقِ گشوده‌ای نیست که ما را هم در بر می‌گیرد؟ چرا حقیقت را در حدّ یک مفهوم تقلیل دهیم؟ بنده همیشه در رابطه با نظر به «حقیقت»، رخداد اربعینیِ اخیر را مثال می‌زنم که چگونه در آن پیاده‌روی، ارادۀ الهی شما را در بر می‌گیرد و در این خصوص داریم همین‌که زائر از خانه‌اش حرکت کرد، فرشته‌ها به‌سراغش می‌آیند و او را دربر می‌گیرند. در تاریخ انقلاب اسلامی نیز ما در ذیل ارادۀ الهی قرار گرفته‌ایم و لذا باید خودمان را در آغوش خدا احساس کنیم. اگر در شرایط اربعینیِ اخیر از کسانی بپرسید چرا به کربلا می‌روند، به‌نظرم هر جوابی بدهد جواب نیست! زیرا در حضوری قرار دارد که گزارش از آن با کلمات ممکن نمی‌‌باشد. به قول آیت‌اللّه حسن‌زادۀ آملی «رحمۀ‌الله‌علیه»: «حلوای تن‌تنانی تا نخوری ندانی». یعنی امری است که باید در آن حاضر شد. و در این حضور نیاز به معرفتی دارد که آن معرفت، عباداتی را پیش می‌آورد که اتفاقاً سخت بدان نیاز دارد. ولی ما نتوانسته‌ایم رابطه‌ای که بین آن حضورِ معنوی و عبادات برای آن افراد پیش می‌آید را درست تبیین کنیم. زیرا هنوز در تبیین معارف دینی در محدوده مفاهیم و علم کلام با آن ها سخن می گوییم که بحث در این مورد مفصل است. در کتاب آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود. عرض شده «آن وقتی تفکر به تذکر و حضور بازگشت دارد که موضوعِ مورد تفکر «وجود حقایق» باشد و نه «مفهوم حقایق» و این با به صحنه آمدن قلب به جای عقلِ مفهوم گرا ممکن است و در این حالت است که تقاضای هدایت به سوی صراط مستقیم تمام وجود انسان را فرا می گیرد و انسان، آمادگی قدم زدن در راهی را پیدا می کند که او را به قرب حق نایل گرداند، قدم زدن در نفی همه تعلقات، تا فقط خدا برای او بماند. این راه، راهی است خاص که با فرهنگ حضوری- قلبی اهل البیت ممکن است. یعنی نگارانی که در هیچ مدرسه ای درس نخواندند ولی «به غمزه مسأله آموزِ صد مدرس شدند».
سوال ۴: آیا ربط وثیقی میان فربه شدن مناسک و کم شدن عمل به شریعت وجود دارد؟ چراکه گویا شرکت در مناسک دم دست ترین و راحت ترین شکل دینداری و پاسخی به نیاز معنوی مردم باشد و به نوعی جایگزین دینداری شریعت محور شده است. یا بالعکس این مناسک مقوم دینداری است؟ آیا فربه شدن مناسک را باید موید شکل گیری مذهب عرفی نزد عامه مردم قلمداد کرد، که به مناسک و مراسم ثانویه بیشتر از واجبات اهمیت می دهند؟ 
جواب ۴: همان‌طور که عرض شد بشر با سوبژه‌شدن خود گرفتار نوعی نیست‌انگاری و تنهایی شده است و برای جبران این تنهایی خود را در انواع سرگرمی‌ها وارد می‌کند. حال این ماییم و توجه به این امر که چگونه از طریق مراسم و مناسک خود متذکر باشیم به جای تبدیل مناسک به سرگرمی و فرار از تنهایی، می‌توان با حضوری اصیل و معارفی عمیق آن انسان را در وسعت معنویت آخرالزمانی‌اش حاضر کرد و با معارفی مانند «معرفت نفس» جهان او را جهانی حساس و گسترده نمود و از این طریق راهی برای دیگر انسان‌ها به ظهور آورد که آن راه، راهِ عبور از نیست‌انگاری و نیهیلیسم است و حقیقتاً مراسمی که نظر به حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» دارد، استعدادِ به خودآمدن انسان‌ها را در وسعت حیات توحیدی در تاریخ را به انسان می‌دهد.
سوال ۵: متاثر از اربعین ما راهپیمایی جاماندگان را داریم، آیا شکل گیری این نوع پیاده روی را می توان تغییر در مناسک نامید؟ اگر پاسخ مثبت است ریشه این تغییر در چیست؟ 
جواب ۵: به نظر می‌آید ابتکار خوبی است زیرا اگر شرایط اربعینیِ اخیر را حضور در تاریخی بدانیم که انسان برای احیای فرهنگ شهادت به میدان آمده است، حرکات اخیری که افراد در روز اربعین از اقصی نقاط شهر به سوی گلزارها و گلستان‌های شهدا حرکت می‌کنند، عملاً خود را در آن فضا و در آن تاریخ قرار داده‌اند و در حس حضور تاریخی خود همچون احیاء‌کنندگان اربعین در صدر اسلام، سعی دارند سنت احیای فرهنگ شهادت زنده بماند، به همان معنایی که حرکت به سوی حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» نوعی زنده‌ نگه‌داشتن آن حماسه بود. مهم، حضور در این تاریخی است که در حال شروع و گشایش است. حال هرجایی که ما نسبت به این حضور در این تاریخ برایمان پیش آمد؛ حاضر خواهیم شد و معنای انتظار، همین است و از این جهت فرموده‌اند در آنچه امروز برایتان تکلیف است کوتاهی نکنید، تا نسبت به آنچه فردا برایتان پیش می‌آید. در اربعین؛ جایی برای جاماندگی باقی نمی‌ماند. جامانده کسی را گویند که یا دیر می‌فهمد یا دیر اقدام می‌کند. دل‌های مشتاقی که از ماه‌ها قبل در انتظار سفری ملکوتی‌اند، جا نمی‌مانند هرچند محدودیت عالم خاک زنجیر به پایشان بسته باشد، «بُعد منزل نبود در سفر روحانی». اینان همان «دل‌دادگانند» و نه «جاماندگان». موفق باشید

33210

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: لطفا بفرمایید آیا استاد محترم در مورد کتاب فصوص الحکم که توسط ایشان ترجمه و شرح شده است, کلاس و سخنرانی شفاهی دارند؟ در صورت موجود بودن, لینک این کلاسها را برای بنده ارسال فرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فعلاً جلسه حضوری و شفاهی برقرار نیست. صوت شرح کتاب هست که برای استفاده از آن نیاز به مقدماتی دارد که باید با جناب حاج آقا نظری به شماره 09136032342 تماس گرفته شود. موفق باشید

32806

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: یادداشت معلمی و حضور در جهان گسترده انسان شما رو همین الان خوندم، ببخشید استاد واسه محقق شدن مسائلی که توی اون یادداشت گفتید نظرتون بیشتر به مباحث معرفت نفسه، ولی اینها به تنهایی راه حضور در انقلاب اسلامی (حضوربه همون معنایی که خودتون استفاده می‌کنید) رو براش فراهم نمیکنه، پس چه باید کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح صوتی همان یادداشت، تذکراتی پیش آمد. آری! درک تاریخی که با شخصیت توحیدی حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به میان آمد و نایب‌الأمر امام یعنی رهبر معظم انقلاب نیز آن را ادامه می‌دهند، بسیار در رسالت معلمی به ما کمک می‌کند و در این رابطه از نکات ریز و دقیقی که رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیرشان با معلمین داشتند، نباید غفلت کرد. موفق باشید

32681

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: طاعات و عباداتون قبول. استاد چرا کتاب نهج البلاغه که حاوی مطالب عمیق درباره انسان و جهان است در جامعه ما کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد و چندان مورد مطالعه واقع نمی شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک مصیبت بزرگ است امید است مردم ما متوجه شوند که بسیاری از نقص‌های تفکر خود را می‌توانیم از طریق تدبّر در کتاب شریف نهج‌البلاغه جبران نماییم. موفق باشید

32621

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و قبولی طاعات و عبادات: استاد گرامی بنده کتابی از شما که در مورد شیطان بود را مطالعه کردم اما به تازگی فیلمی را دیدم به نام اغماء که در مورد شیطان بود که در شخصی تصرف تام کرده بود برای همین چند سوال برایم پیش آمده اگر امکان دارد پاسخ مرا بدهید. ۱. آیا شیطان می‌تواند در شخصی تصرف کند یعنی وارد بدن یک شخص بشود واز طریق او راه برود و حرکت کنه؟ ۲. اگر می‌تواند پس خدا چه کاره است آیا نمی‌تواند جلوی شیطان را بگیرد و نگذارد چنین کاری بکند؟ ۳. گفته اند که شیطان در مخلصین راه ندارد آیا نمی‌تواند برای مومنین به شکل انسان ظاهر بشود و زندگی شأن رابه هم بریزد در همه امورات زندگی او از قبیل ازدواج شغل و بچه داری تصرف کند وهمان گونه که خودش می‌خواهد پیش برود به طوری که خود شخص اصلا متوجه نشود شیطان است. ۴. با این همه تفاسیر پس قدرت خدا کجاست چرا جلوی شیطان را نمی‌گیرد؟ آیا با استغفار و توبه تنها می‌توان از سر شیطان در امان ماند یا سرش را نابود کرد؟ بسیار تشکر از لطف شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه کنید که خداوند در قرآن می‌فرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (1) مَلِكِ النَّاسِ (2) إِلهِ النَّاسِ (3) مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ (4) الَّذي يُوَسْوِسُ في‏ صُدُورِ النَّاسِ (5)

مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ (6)

با توجه به آیات فوق می‌فرماید برای آزادشدن از وسوسه‌های خنّاس که مصداق کامل آن شیطان است باید رجوع به پروردگار انسان‌ها یعنی خداوند داشت و معلوم است که اگر انسان از خداوند و دستورات او غفلت نماید گرفتار شیطانی می‌شود که به تعبیر قرآن، دشمن انسانیت است. همه مشکلات بشریت به هر شکلی که باشد ریشه در غفلت او نسبت به رجوعی دارد که باید به پروردگارش بکند. موفق باشید

نمایش چاپی