بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27082

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدا قوت: من چند وقته به خاطر اینکه گفته می شه قبل از طی مراحل عرفانی انسان باید مزاجش رو تعدیل کنه و به خاطر مشکلاتی که خودم در بدنم دارم و من رو تو مسیر رسیدن به خداوند کند کرده خیلی از دکتران معروف طب سنتی و اسلامی رو دروشون سیر کردم تا ببینم کدومشون حق رو می گند ولی این باعث سردرگمی و ناراحتیه من شده چون به نتیجه ای در درمان بدنم نرسیدم حالا از شما استاد بزرگوار تمنا دارم که من رو به یکی از اینها که واقعا حقند یا به چیز دیگه ای که خودتون مصلحت می دونید که بدن من رو در مزاج متعادل قرار بده و بیماری هام رو از بین ببره راهنمایی کنید تا مسیر من در تقرب الهی ان شاءلله باز بشه و من رو از این ناراحتی و دقدقه نجات دهد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش در این موارد اطلاعتم در حدّی نیست که بتوانم نظر دهم. موفق باشید

26494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: اگه ممکنه مراحل زندگی حضرت امام رو با سفرهای چهارگانه ملاصدرا تطبیق بدین. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم خود حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بر اساس احوالات خودشان بتوانند آن مراحل را بفرمایند. آن‌چه ما از آن مرد الهی دیدیم، منزلِ نهایی بود که سیر «فی الحق بالحق الی الخلق» می‌باشد برای دستگیریِ خلق تا ظهور مولایمان حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه». موفق باشید

26318
متن پرسش
سلام علیکم: نقش منافقین در تکمیل پازل دشمن برای اجرای تهاجم فرهنگی و جنگ نرم چه میزان موثر است و آیا می توان گفت بی تفاوتی مقابل پرچم حق و باطل و ترساندن از هزینه های مقاومت در راه توحید ، مهمترین ابزار جریان نفاق است؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: منافق، تنها نسبت به حق و باطل بی‌تفاوت نیست؛ بلکه دل در گروِ فرهنگ کفر دارد و به اندازه‌ی جدّیت اهل ایمان، منافق روحیه‌ی خود را می‌بازد چون به اصولِ قابل اعتمادی تکیه ندارد. موفق باشید 

25984

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز و عرض خسته نباشید و خدا قوت: در بحث سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) می فرمایید که متفکرین غربی باور دارند یعنی می گویند که ابژه منفعل است و این ذهن فعال است که آن را می سازد و امور بیرونی تحت تاثیر ذهنند و هر چه که خواست انجام می دهد مثلا در بحث فلسطین. اما سوالی که ایجاد می شود این است که چرا با وجود اعتقاد به امر اعتباری و خود ساخته ذهن پدر تکنولوژی غرب بیکن و پدر تفکر غرب دکارت چگونه به یک مبنا دست یافته اند علی رقم طرح ثنویت عین و ذهن چگونه این یکدستی تفکر غربی وجود دارد؟ مگر امر عدمی هم باعث تفکر می شود که یک اعتبار دارد تمدنی را جلو می برد؟ با توجه به اینکه می گویید مبنای تفکر فقط و فقط وجود است پس بی مبنایی باید عامل سردرگمی باشد تا وحدت نظر. بنابراین غرب نباید تفکر باشد. چون مبنای عدمی دارد. چگونه و از چه جهت همگی متفکرین غربی به یک مبنای بی مبنایی رسیده و جهان امروز بر طبق آن جلو می رود. چگونه یک عدم باعث پیشرفت است در بطن خود؟ یعنی تمدن خود را جلو می برد. بن بست این تمدن درونی در کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دکارت عملاً تصوری که بیکن مطرح کرد را حالت فلسفی داد و سیر تفکر غرب با همان مبنا همچنان جلو آمد تا این‌که هایدگر متذکر آن خطا شد. موفق باشید

25463
متن پرسش
با سلام: شما نمی دانم منظور مرا درک کردید یا نه که پاسخ من را با سوال دادید (شماره سوال: ۲۵۴۵۰ تاریخ ارسال: چهارشنبه ۸ آبان ۹۸ آخرین تغییر: پنجشنبه ۹ آبان ۹۸ موضوع: پرسش و پاسخ، با سلام چرا در خواب با وجودی که معرفت ما حضوری است حضور حضرت حق را در صورت های خواب شهود نمی کنیم؟ باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا اگر معرفت، حضوری شد باید حضور حق مشاهده شود؟ موفق باشید) شما می فرمایید: از طیق معرفت نفس به معرفت الله می رسیم. می فرمایید: از درک وجودی خودم به درک وجود (الله) می رسم. حال که در خواب من بنا بر نقل شما که با وجودم سروکار دارم چرا این وجود (الله) را درک (شهود- حضور) برایم انجام نمی شود؟ چرا در خواب حس توحیدی در صورت های خواب ندارم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد مگر با درک وجودِ خود به صورت حضوری، باید درک وجودیِ حضرت حق به صورت حضوری در میان آید؟! آری! همان‌طور که در مباحث «صرف‌الوجود» سال‌های پیش بحث شد اگر این درک وجودی از خود را کامل کنیم و به صورت حضوری و قلبی متوجه‌ی عین ربط‌بودنِ خود نسبت به حضرت حق بگردیم، آن وقت است که در منظر جان خود نورِ حضرت حق را می‌یابیم. این فرق می‌کند که در محدوده‌ی معرفت نفس، که خود را به عنوان موجودی مجرد احساس می‌کنیم؛ آن حالت پیش آید. این اولِ کار است. موفق باشید 

37368

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام محضر استاد عزیز: قرآن به بشر تذکر می‌دهد که حیات دنیا (زندگی نزدیک به انسان) را رها کنید و به حیات آخرت (حیاتی دیگر) آیا در زمانه ما حیات دنیا همان جهان تکنیک و حیات آخرت همان جهان انقلاب اسلامی نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حیات دنیایی یعنی زندگی با توهّمات و آرزوهای خیالی، امری که جهان تکنیکی نیز در آن گرفتار است و گمان می‌کند با ابزارهای بزرگ می‌تواند به قدرتی که توهّم و قدرت است، دست یابد. و حیات اخروی حیاتی است که انسان متوجه حضور بیکرانه خود در همه صحنه‌ها بخصوص در زمانه خود که همان تاریخ است، می‌شود. موفق باشید

34648

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: در فصل اسماعیلی در مورد رب می‌خواستم پس از کسب اجازه بپرسم ۱. در ذکر رکوع و سجود منظور کدام رب است؟ منظور حضرت الله است یا رب خصوصی ما؟ ما باید به کدام رب رجوع کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت معبود به نور ربوبیت خود در رکوع، ما را دعوت می‌فرمایند تا در امورات خود جایگاه خدا را نیز بنگریم. و در سجود، به نور ربوبیت خود ما را متذکر می‌شوند که اساساً چیزی از خود نبینیم و به همین جهت رکوع، مقدمه سجود است. موفق باشید

32633

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: جوونی ۱۹ ساله‌ام که افقهای بدی رو برای زندگیم در نظر نگرفتم، ولی شدیداً دچار اضطراب هستم به حدی که عرق کف دستم همیشه باهامه. چه کنم به نظرتون/ لطفاً اگه میتونید جواب بدید. متشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جای نگرانی نیست. زیرا خالق ما خالق جهانی است که ما در آن زندگی می‌کنیم و باید خود را و آینده خود را در آغوش خدایی احساس کنیم که ما و جهان را خلق کرده. بالاخره «کارسازِ ما به فکرِ کار ما است / فکرِ ما در کارِ ما آزار ما است». کتاب «جایگاه رزق در هستی» و کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که هر دو روی سایت هست، إن‌شاءالله در این امر کمک می‌کنند. موفق باشید

32615
متن پرسش

خادمان قرارگاه خدمت رسانی مردمی شهید والامقام آقا مصطفی ردانی پور در نظردارند با توجه به اوضاع نامناسب اقتصادی موجود و عدم بضاعت عده ای از خانواده های عرصه جهاد فرهنگی و همچنین مدافعان حرم اتباع؛ با توجه به ایام ماه مبارک رمضان و در راستای اجرای فرامین مقام معظم رهبری مدظله العالی در زمینه مواسات مومنانه اقدام به جمع آوری کمک های مردمی و توزیع آن بصورت اطعام غذای گرم و بسته ارزاق جهت رفع گوشه ای از مشکلات این خانواده های آبرومند داشته باشند. لذا از جنابعالی تقاضامندیم درصورت صلاح دید توصیه های ارزشمند خود را جهت هر چه بهتر انجام دادن این امر مهم مرقوم فرمایید. با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار تنها یک عمل خیر و ثواب نیست، نوعی حضور در تاریخی است که با انقلاب اسلامی شروع شده از جنس حرکت امام علی «علیه‌السلام» که همیانِ غذا را بر دوش می‌انداختند تا نشان دهند فرزندان اسلام چه اندازه نسبت به مشکلات مردم حساسند. در این مورد رفقایی که مایلند به عزیزان و خادمان قرارگاه خدمت‌رسانیِ مردمی شهید ردانی کمک نمایند، می‌توانند کمک‌های خود را به شماره کارت 6037997324144840 به نام آقای نجوکی واریز نمایند. موفق باشید.

32609

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: لطفا این شبهه را پاسخ بفرمایید: اسلام دین تفکرنیست و جواب انتقاد و توهین را با منطق و استدلال نمی‌دهد. مثلا کسروی را کشتند و افتخار کردند و برای سلمان رشدی هم حکم اعدام صادر کردند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید خودتان بررسی بفرمایید که جریان کسروی و سلمان رشدی یک توطئه اساسی و دشمنی با اسلام و جهان اسلام بود؟ و یا جریان انتقاد به نکاتی که در بین مسلمانان پیش آمده؟ تمام شواهد حکایت از آن دارد که جریان این افراد، امر توطئه در مقابل یک ملت بود و شما به‌خصوص این جریان را در سلمان رشدی بهتر می‌توانید دنبال بفرمایید که چگونه جریان استکبار با پادوهای خود بنای توطئه‌کردن دارد. چه کسی و کدام ملت اجازه می‌دهد که هرکس هرطور خواست در مقابلش توطئه کند و آن توطئه را در نطفه خفه ننماید؟ موفق باشید

32464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و خدا قوت: ۱. می‌خواستم بدونم به نظر شما دیوان اشعار امام خمینی تا چه حد حاوی و دارای مباحث عرفانی و سلوکی هست یعنی آیا مثلاً اون مراحل سلوک و مباحث غلیظ عرفانی رو میشه در این دیوان پیدا کرد ؟ ۲. به نظر شما برای سلوک و افزایش حب خداوند انس گرفتن با اشعار و دیوان کدام یک از عرفا بهتر هست؟ مثلا بیشتر اشعار (حافظ) رو توصیه می‌کنید یا اشعار (امام خمینی) یا (علامه حسن زاده آملی) قاعدتاً افراد مذکور شعرهای غنی و عرفانی دارند اما می‌خواستم بدونم اگر قرار باشه یک کدامش رو توصیه کنید کدوم رو توصیه می‌کنید؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام ارزش خود را دارند. آری! واقعاً دیوان حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» نکات عرفانی خوبی دارد ولی عنایت داشته باشید زبانِ عرفان در شعر، زبان خاصی است با اصطلاحات خاص. پیشنهاد می‌شود اگر فرصت کردید مباحث «ما و حافظ» که در سایت هست را دنبال بفرمایید. امید است که شروع خوبی باشد. https://lobolmizan.ir/hafez  موفق باشید

32311
متن پرسش

سلام و عرض ادب: خدا قوت استاد، ممنون بابت نشرمعارف زیبا با بیان عالیتون، اجرتون با صاحب‌ الزمان. استاد این پیام👇 رو یه بنده خدایی توی کانالشون گذاشته بودن و برای بنده هم سوال شد و از آنجایی که ولادت آقا امیرالمومنین نزدیکه سلسله سخنرانی یا کتابی به بنده معرفی کنید ممنون از لطفتون. «داشتم با خودم فکر می‌کردم علی (ع) واقعا کیه؟ کیه که ولادتش تو ماه خداست. احتمالا شنیدید میگن رجب ماه امام علی هست، این چه ارتباطه ای است که خدا میگه ماه منه و تو روایتام داریم ماه امام علیه. بعد محل ولادتش کجاست؟ تو خونه‌ی خدا که حتی به حضرت مریم اجازه داده نشد که حضرت عیسی رو اونجا به دنیا بیاره. روز ولادتش کیه؟ با شروع ایام البیض که از خیلی قبل‌تر از تولد امام علی قدر و قیمت داشته این ۳ روز. کی بوده که تو روایتا خودش به شمشیر خدا معروفه و با ذوالفقارش هرکسی رو میکشته‌ بدون هیچ تردیدی حتما وارد جهنم می‌شده. کیه که خدا گفته معیار حقه. میدونید که حق یعنی خدا و هرچی که خدا میگه. بعد شهادتشون کِیه؟ تو ماهی که مال بنده هاست و توش به اوج عشقبازی با خدا میرسن. دارم فکر می‌کنم انگار اینا همه نشونس که میگه علی تو ماه خدا به دنیا اومد، تو ماه شعبان دو تا از بهترین دسته گلاش را هدیه داد به این جهان تو ماه رمضونم که همه به اوج عبودیت میرسن و آخر این سیر و سلوک ۳ ماهست، به کمالی که ازین دنیا می‌خواست رسید و فزت برب الکعبه شد. و بازم هم تو چه روزایی؟ تو شب و روزای قدر که خدا از اول آفرینش خلقت این روزا رو یه جور دیگه بهشون قدر و قیمت داده بوده. و کجا؟ تو مسجد که مال خداست و برای عبادت شخص خداست. تو چه حالی؟ در نزدیک ترین حالت ممکن به خدا یعنی توی سجده‌ی نماز. اونم اون ساعتهای سحر که میدونین خدا چه قدرر اون ساعهتا رو دوست داره. علی (ع) واقعا کیه؟ من که به نتیجه‌ای نرسیدم.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است به خلوص آن مولا که منجر به یگانگی عبد با ربّ می‌شود، فکر کنیم. که نمونه آن را در جنگ خندق مى بينيد، شمشيرى كه صاحب آن در نهايت خلوص آن را به حركت در آورد و مفتخر شدند به «لَضَرْبَةُ عَلِيٍّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ افْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَين» يعنى آن شمشيرزدن، از عبادت جن و انس برتر مى شود، به جهت خلوص حضرت على عليه السلام، و نه به‏ جهت قدرت آن حضرت. حضرت على عليه السلام متوجّه شدند حالا كه هيچ‏كس در مقابل عَمْروبن‏ عبْدُوَد جلو نمى رود بايد براى خدا جلو بيايند. حضرت در آن جريان نشان دادند كه براى خدا، تمام چيزها را كنار گذاشته‏ اند و حتى مواظب بودند خشمشان عامل تحريكشان نشود. مولوى در رابطه با خشمى كه عمروبن‏ عبدوَد با انداختن آب دهان بر صورت مبارك على عليه السلام مى خواست در آن حضرت ايجاد كند؛ و ملاحظه کنید که در این رابطه حتی مولوی این‌چنین مى گويد:

او خدو انداخت بر روى على             افتخار هر نبى و هر ولى‏

او خدو انداخت بر رويى كه ماه             سجده آرد پيش او در سجده‏ گاه‏

در آن حال حضرت با تمام آرامش و وقار از روى سينه عَمْروبْنِ‏ عَبْدوَدْ بلند شدند و چند قدمى حركت كردند و دوباره جنگ را با آن دشمن خدا شروع كردند و در نهايت او را كشتند. وقتى از حضرت علت بلندشدن و دوباره جنگ‏ كردن را پرسيدند و حضرت جريان آب دهانى كه به صورت مباركشان انداخت را مطرح كردند، آن‏هايى كه اهل دل بودند فهميدند على عليه السلام تا كجا بر شيطان مسلّط است. مولوى ندا سر مى دهد كه اى على!

         تيغ حلمت جان ما را چاك كرد             آب علمت خاك ما را پاك كرد

يعنى اى على! اين حلم و بردبارى ات تمام وجود ما را در مقابلت، چاك‏ چاك و هيچ و نابود مى نمايد، همچنان‏كه نور علم تو، زندگى خاكى ما را از انحراف و گمراهى نجات داد. اى على! تو بيش از آن‏كه با شمشير، دشمنانت را به قتل برسانى، با شكيبايى و صبر آن‏ها را هيچ و پوچ كردى و كشتى، مى گويد:

         بازگو، دانم كه اين اسرار هُوست             زآنكه بى شمشير كشتن كار اوست‏

در واقع آن حضرت با عمل خود در مقابل بى ادبى عمروبن‏ عبدود:

         گفت من تيغ از پى حق مى زنم             بنده حق‏ ام نه مأمور تنم‏

             شير حقّم، نيستم شير هوا             فعل من بر دين من باشد گواه‏

             خون نپوشد گوهر تيغ مرا             باد از جا كى بَرد ميغ مرا

             تا احِبُّ لِلّهْ آيد نام من             تا كه ابْغَضْ لِلّهْ آيد كام من‏

در چنين شرايطى است كه مى توان به آن حضرت گفت:

         تو ترازوى احد خُو بوده‏ اى             بل زبانِهْ هر ترازو بوده‏ اى‏

چون قلب حضرت سراسر محل الهام ملك و نمايش حق است، لذا است كه به زبان حال خواهد گفت:

         سايه‏ ام من، كدخدايم آفتاب             حاجبم من، نيستم او را حجاب‏

يعنى من سايه‏ اى هستم كه خداوند آفتاب من است و لذا من حجاب نيستم كه خود را بنمايانم و حق را در عمل خود پنهان كنم، بلكه حاجب حقّم و وسيله ظهور و بروز حق مى باشم.

اگر خودمان را اسير جدل و ستيز و عجله و خودنمايى كرديم، از چنين قلبى و از وزيدن الهام ملك محروم مى‌شويم، از وزيدن انوار ملائكه‏ اى كه به تعبير قرآن: «يَسْتَغْفِرونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا» براى مؤمنان طلب استغفار مى كنند و زنگار كدورت را از قلب آن‏ها مى زدايند تا به راحتى با عالم غيب ارتباط پيدا كنند.

در رابطه با نظر به مقام مولایمان علی «علیه‌السلام» خوب است سری به کتاب «حقیقت نوری اهل‌البیت «علیهم‌السلام» بزنید. کتاب روی سایت هست. موفق باشید     

32234
متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد عزیز در بحث حرکت جوهری درباب شبهه بقاء موضوع فرمودید: که موضوع همان عین حرکت است که در بستر حرکت حرکت می‌کند سوالم اینجاست که آیا بستر حرکت از نوع حرکت در مقولات است یا نوع دیگری است یا اساسا سوال اشتباه است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم حرکت نیز در ذات خود امری است وجودی، حال می‌توان پذیرفت که ما با ذات حرکت روبه‌رو هستیم. بنابراین چیزی گم نمی‌شود تا گفته شود در حرکت از چیزی عبور می‌کنیم و به چیز دیگری می‌رسیم . زیرا آنچه که در صحنه است ذات حرکت یا حرکتی است که جوهری می‌باشد. از این جهت دیگر شبهه بقای موضوع معنا نمی‌دهد. موفق باشید

32184

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب پرسش هایی که در مورد تولد گرفتن بود مطالعه شد اما در نهایت هنوز نمی‌دانم برای فرزندانم چگونه باید تولد بگیرم؟ اصلا جشن تولد داشته باشیم یا خیر؟ برای زیر هفت سال به چه شکل؟ برای بالای هفت سال به چه شکل؟ إن شاءألله توفیقات علمی روز افزون به جنابعالی عنایت شود. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه ما در فرهنگ دینی داریم، بیشتر نظر به تولد اولیای الهی است. این سال‌ها عرف مردم در رابطه با جشن تولد برای فرزندان‌شان مطرح شده که از جهت شخصیت‌دادن به آن‌ها کار خوبی است. ظاهراً برای کودکان زیر هفت سال در حدّ جشن مختصر می‌تواند معمول باشد. ولی بزرگ‌ترها را باید نهایتاً با یک هدیه مختصر، مسئله را منتفی کرد. موفق باشید

32154

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: حقیر دستی بر قلم دارم ولی برایم سوالاتی مطرح است: ۱. نهایت افق شعر کجاست و چرا شعر؟ ۲. از معاصرین کدام را عمیق‌تر می‌دانید؟ ۳. در وادی عرفان کدام یک از شعرا چه در فارسی و دیگر زبانها برترند؟ ۴. مرحوم مولوی از حیث عرفان عملی، مرحوم جامی از حیث عرفان ابن عربی روحی له الفدا افضلند صحیح است؟ ۵. جایگاه مرحوم بیدل را چگونه ارزیابی می‌نمایید؟ گویا ایشان هم محی الدینی هستند.

متن پاسخ

مه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جلسه هفتم بحث «عقل تکنیکی» در مورد شاعرانگی شد. شاید در جلسه آینده نیز عرایضی در تکمیل بحث قبلی بشود. آری! به گفته رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله»: «إنَّ مِنَ الشِّعرِ لَحِكمَةً» می‌تواند نکاتی را اشاره کند که الفاظ در قالب عادی، چنین ظرفیتی را ندارند. به همین جهت قرآن نیز در عین آن‌که شعر نیست، ولی الفاظ آن روح شاعرانگی دارد.

به نظر بنده به راحتی نمی‌توان معاصرین را درجه‌مندی کرد اعم از نیما و اخوان ثالث و فرخزاد تا قزوه و برقعی و مولوی و جامی. در مورد بیدل، ورود مخصوصی نداشته‌ام. موفق باشید   

30822

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و آرزوی قبولی نماز و روزه هاتون. در سوالی که پرسیده بودم این جواب رو ارسال فرمودین. استاد عزیز: «با سلام: عنایت داشته باشید حضرت ربّ العالمین، دائم الفیض است و هرگز فیض او قطع نمی‌شود که برای آن آغازِ زمانی مطرح باشد. آری! عالم ماده که یکی از مراتب وجود است و فیضی که بر او می‌رسد منجر می‌شود تا قوه‌های آن به فعلیت برسند، پس از تکمیل فعلیت‌اش به مرتبه‌ بالاتر صعود می‌کند و فیضِ جدیدی برای ظهور عالم ماده جدیدی پیش می‌آید به همین جهت در روایت داریم: «الف الف آدم تا حال در این دنیا آمده‌اند» یعنی همواره عالمی شروع شده، به فعلیت رسیده و عالم دیگری با آدم دیگری به ظهور آمده است.» ولی جسارتا اینها رو میدونم و برام در حرکت جوهری حل شده، منظوم این بود که وقتی فیض جدیدی برای عالم ماده جدیدی پیش می آید این عالم جدید که ظاهر می‌شود چطوری است؟ کل عالم در همون فیض اول ایجاد می‌شود یا از نقطه ای مثل کعبه آغاز می‌شود و سپس‌ گسترش می‌یابد؟ نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم یا نه؟ اینکه در فیض جدید عالم ماده به چه کیفیت و کمیتی ایجاد می‌شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه فلسفی با نگاه دینی متفاوت است. در نگاه دینی همان‌گونه که مستحضرید حضور مرتبه‌ی مادی عالم وجود از کعبه شروع می‌شود. ولی در نگاه فلسفی نظر به اصل مرتبه‌ی عالم ماده می‌باشد نسبت به عالم مجردات. و در این رابطه چگونگی معنا ندارد زیرا چگونگی‌ها در عالم ماده صورت می‌گیرد. موفق باشید

29926

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: به وحدت رسیدن در ازدواج که در کتاب زن آن گونه که باید باشد به آن اشاره می‌شود، همان تعریف افلاطون در کتاب ضیافت است؟ نظر فیلسوفان اسلامی در مورد زن تا چه اندازه با تفکر اسلامی هماهنگ است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی از آنچه افلاطون در کتاب «ضیافت» فرموده در ذهن ندارم. موفق باشید

29877

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: من تا قبل از چند روز اخیر، مذهبی بودم ولی اخیرا در باورم شک کردم. متأسفانه اخیرا می بینم برخی افراد هرچقدر دغدغه ی دینی ِبیشتری دارند، بیشتر ظلم می‌کنند. و با خود می گویم اگر دغدغه های دینی و اعمال عبادی انسان ساز بود چرا انسان های زیادی که واقعا و بدون تظاهر دغدغه های دینی دارند، ساخته نشدند و چرا ظلم هایی می‌کنند که من ِعادی و معمولی نمی‌توانم چنین ظلم هایی بکنم؟ و متأسفانه این مسئله خیلی تکرار شده. و این حرفی که قبلا از شما شنیدم مبنی بر اینکه شیطان با افراد مؤمن کار دارد و سراغ آنها می‌رود برای همین مؤمن ها بیشتر ظلم می‌کنند، را نمی‌توانم بپذیرم. لطفا اگر استدلال قیاسی دارید بیان کنید تا من منحرف نشوم چون من تصمیم خودم را گرفتم ولی چون زیاد از تصمیمم نگذشته، اگه استدلال بیارید برمی‌گردم. خیلی ممنونم از شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بررسی کنید، انسان‌های فرهیخته‌ی واقعی، تنها از طریق پیامبران و ائمه «علیهم‌السلام» به آن فرهیختگی رسیده‌اند. راه اصلی سعادت را آن‌ها می‌گشایند. موفق باشید

27906

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: طاعات و عبادات قبول باشد.چرا دولت ما هیچ واکنشی به جنایات علیه مسلمانان چین توسط دولت کمونیستی آن نشان نمی دهد؟ اوضاع آنها به مراتب بدتر از مسلمانان فلسطین است!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما نمی‌دانیم که واقعاً دولت، موضع‌گیری نکرده باشد. احتمالاً با توجه به رویکرد کلّی نظام، بیشتر به روش دیپلماسی حساسیت خود را نشان می‌دهند. موفق باشید

27182

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: جعفریان هستم از طرف جناب آقای دوستانی. در گروهی ۱۲۰۰ نفری که در ایتا با مادران داریم دنبال ویژگیهای مدارس مذهبی هستیم. امکانش هست در صوتی ۵ دقیقه ای برای بنده ارسال بفرمایید؟ چون داریم از اساتید مطرح شهر صوت هایی جمع آوری می کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آدرس ایتا را مرقوم بفرمایید. در خدمت هستم. موفق باشید

26795
متن پرسش
سلام علیکم: آیا نمی توان هر علمی را از آن جهت که واقعیت را نشان می دهد اولا و هر واقعیتی هم بالضروره مخلوق خداوند است ثانیا و خود علم هم به الهام الهی در قلب عامل وارد می شود ثالثا، دینی دانست؟ آیا می توان حال تقسیم علوم به دینی و غیر دینی را از اساس انکار نمود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بر این مبنا باشد که شما می‌فرمایید، درست است. ولی وقتی انسان مدرن از ابتدا بر اساس هوس خود سعی می‌کند استعدادهای طبیعت را در اختیار بگیرد، قضیه فرق می‌کند. در جلسات مباحث «عقل تکنیکی» این موضوع تا حدّی روشن شد. موفق باشید

39269
متن پرسش

با عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز و آرزوی توفیقات روزافزون برای حضرتعالی: هرچند پیش از این هم حداقل در این چند ساله اخیر، حضرتعالی بسیار در باب این امر سخن گفتید و بنده نیز توسط همین پرسش و پاسخ‌ها، عرایضی خدمتتان کرده بودم و بسیار از پاسخ‌های تان استفاده برده بودم، اما حیفم آمد به جهت پرسش ۳۹۲۵۴، باز هم از این مسئله حیاتی امروزمان، سخن نگوییم. آن پرسش، نمونه‌ای از دغدغه و دلهره‌ای در سطح بسیاری از مردم دلسوز ما، در جریان این حجم سنگین آتش توپخانه‌ خصم دین و ملت علیه اذهان و قلوب آحاد جامعه بود که انصافاً هم انسان ممکن است با دیدن بسیاری از مطالبی که از حنجره‌های مختلفی در فضای حقیقی و مجازی اشاعه داده شود [حتی چه بسا از سوی برخی افراد ظاهرالصلاح] و ایضاً کاستی‌ها و چالش‌هایی که علی الارض هم وجود دارند، در خود فرو رود و بگوید «واقعاً گویا شرایط، تیره و تباه است و به بن بست خورده‌ایم!». قصد نوشتن این وجیزه هم این نبود که بنویسم در باب ارمغان‌های مادی و معنوی این مسیر عظیمی که در طی ۴۶ سال گذشته آمده‌ایم [ولو به استناد مراجع و داده‌های مراکز جهانی‌ای که دل خوشی هم از ما و انقلاب مان ندارند و عزیزانی هم مثل حجت الاسلام راجی در کتبی نظیر دو جلد صعود چهل ساله به آن پرداخته‌اند] و ظرفیت‌های معتنابه کشور و وجود عناصری مانند آیت الله رئیسی (ره) که مشی و عزم شان، تبلور بسیج گری این ظرفیت‌ها و عبور از چالش‌ها و تنگناهایی بود که از آن به فشار حداکثری تعبیر می‌شد و نه تنها به شکست انجامید بلکه امروز حتی وزیر خارجه آمریکا نیز از پیچیدگی و پویایی مرموز جامعه ایرانی و بی ثمری امتداد سیاست دهه‌ها تلاش برای تغییر نظام در ایران می‌گوید: https://eitaa.com/IMANI_mohammad/5576 غرض اصلی اطاله کلام حقیر، این بود که به بهانه آن پرسش، غُرری از بیانات بسیار مهم دیده بان حکیم انقلاب در ۲۷ مهر ۱۴۰۱ را مرور کنیم که متاسفانه غالباً زود از کنار سخنان این عزیز بدون تدبر لازم، گذر می‌کنیم و حتی گاهی اوقات، بعنوان جملاتی انگیزشی به آنها می‌نگریم:
 «من درباره‌ همین افق دید و اینکه حالا چگونه بایستی افق دید را تصحیح کرد، عرض بکنم. از اوایل انقلاب اسلامی، غربی‌ها در تبلیغات‌شان این‌جور وانمود می‌کردند که نظام جمهوری اسلامیِ بر اثر انقلاب به‌وجودآمده، رو به زوال است؛ از همان روزهای اول [می‌گفتند] رو به زوال است. گاهی می‌گفتند دو ماه دیگر، گاهی می‌گفتند یک سال دیگر، گاهی می‌گفتند پنج سال دیگر؛ زمان معین می‌کردند! یک عده‌ای هم متأسفانه در داخل -حالا یا از روی غفلت، بعضی‌ها هم از روی بدخواهی- همین را ترویج می‌کردند. زمان امام، یک روزنامه‌ای برداشت یک مقاله‌ مفصلی نوشت، به نظرم تیتر هم زدند -از آن تیترهای درشت صفحه‌ اولی- که مضمونش این بود، حالا عینش یادم نیست که خلاصه نظام در حال فروپاشی است! امام آن‌وقت جواب دادند، گفتند: شما خودتان در حال فروپاشی هستید؛ نظام، محکم و مستحکم ایستاده. نه اینکه حالا چون امام بود و هیبت امام مانع می‌شد. نه خیر! زمان امام هم می‌گفتند. بعد از رحلت امام، در سال ۶۹، بعضی از موجهین -آدم‌های موجهی هم بین شان بودند؛ چهره‌های معروف نظام و موجه که سابقه‌ی کاری هم در نظام داشتند- یک اعلامیه‌ای دادند که نظام در لبه‌ پرتگاه است؛ یعنی همین روزها است که خلاصه قضیّه تمام بشود! کِی؟ سال ۶۹. در سال ۸۲ یک عده از نمایندگان مجلس، نامه نوشتند به بنده؛ یک نامه‌ واقعاً غیر منصفانه‌ای بود، خیلی غیر منصفانه بود. یک چیزهایی را گفتند، یک سؤال‌هایی از ما کردند که جوابش را خودشان باید می‌دادند؛ چون هم مجلس دست خودشان بود، هم دولت دست خودشان بود؛ باید آنها جواب می‌دادند، از من سؤال کرده بودند! آن وقت مضمون آن نامه و خلاصه‌اش این بود که باید تسلیم بشوید و الا کارتان تمام است! مال سال ۸۲ است. تسلیم نشدیم، ایستادیم و ان‌ شاء الله باز هم خواهیم ایستاد. خب، این کار دشمنان ما بود که مکرر این کار را انجام دادند. آنچه به نظر من در این زمینه ما بایستی نگاه کنیم، این است که ببینیم تحلیل مان از اوضاع چیست؛ تحلیل درست کنیم. دو نظام تحلیلی وجود دارد: یک نظام تحلیلی این است که کار در مقابل هنجارهای همه‌گیر جهانی، بی‌فایده است؛ فایده‌ای ندارد. یک هنجارهای بین‌المللی وجود دارد، دولت‌ها بر اساس این هنجارها شکل گرفته‌اند، قدرت گرفته‌اند؛ آمریکای مقتدر و ثروتمند بر اساس این هنجارها [شکل گرفته]، اروپا همین جور، دیگران همین ‌جور؛ در مقابل این هنجارها بی‌خود نایستید! از بین می‌روید. این یک تحلیل. [فقط] امروز هم این را نمی‌گویند؛ همین طور که عرض کردم، چهل سال است همین حرفها را مرتب دارند می‌گویند. آن وقت آن کسانی که این تحلیل را می‌کنند، دیگران را متوهم تصور می‌کنند! می‌گویند اینها دچار توهم اند -مثلاً بنده‌ی حقیر؛ در رأس شان خود من-. [می‌گویند] اینها دچار توهم اند خیال می‌کنند دارد کار پیش [می‌رود]. این یک تحلیل. یک تحلیل هم نه؛ تحلیل واقع‌ بینانه است. این تحلیل، واقعیات را می‌بیند؛ نه فقط واقعیات خوب را، واقعیات بد را هم می‌بیند. ما هرگز نقاط منفی را انکار نکرده‌ایم. بنده در ملاقات‌های مسئولان، در این جلساتی که ماه رمضان‌ها هست که همه‌ آنها را [دعوت می‌کنیم]، بیشترین نقاط ضعف را تذکر می‌دهم؛ در جلسات خصوصی خیلی بیشتر. و توجه به این نقاط ضعف وجود دارد، نه اینکه نیست؛‌ من بارها گفته‌ام ما عقبیم؛ در این شکی نیست، اما آن طرف قضیه این است که ما از انتهای قافله، یک حرکت پرشتابی را شروع کرده‌ایم حالا به نزدیک‌های جلو رسیده‌ایم؛ این یک واقعیت است. هنوز به آن جلو نرسیده‌ایم اما خیلی پیش رفته‌ایم، باز هم پیش خواهیم رفت. ما در مسائل گوناگون کشور پیشرفت کرده‌ایم؛ در دانش پیشرفت کرده‌ایم، در مدیریت‌ها پیشرفت کرده‌ایم. ضعف‌ها هست؛ بعضی از مسئولین ما،‌ بعضی از دولت‌های ما کوتاهی‌هایی داشته‌اند؛ اینها وجود دارد اما حرکت، حرکت انقلاب است؛ پیشرفت انقلاب است. شما نگاه کنید ببینید جمهوری اسلامی چهل سال پیش کجا بود، امروز کجا است؛ بیست سال پیش کجا بود، امروز کجا است. با گذشت چهار دهه می‌توان فهمید که کدام یک از این دو تحلیل، واقع‌ بینانه است؛ تحلیل غربگراها و غربی‌ها واقع‌ بینانه است و ما متوهم ایم یا نه، تحلیل انقلاب، واقع‌ بینانه است؛ [و] آنها متوهم اند. واقع قضیه، این است. حرکت انقلاب، حرکت محکمی است؛ شما جوان‌ها یکی از بزرگترین نشانه‌هایش هستید. بعد از گذشت چهار دهه و بعد از این همه دشمنی و بعد از این همه تبلیغات؛ دلیل بهتری از این وجود دارد برای اینکه نشان بدهد آن تحلیل، تحلیل غلطی است و تحلیل درست، تحلیل انقلاب است؟»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متذکر سخنان رهبر بصیر و زمان‌شناسِ انقلاب شده‌اید، آری! دو تحلیل در میان بوده و هست. و همان‌طور که در جواب کاربر محترم سؤال شماره 39268 عرض شد بالاخره با انقلاب اسلامی ذیل تاریخی که در مواجهه با جاهلیت مدرن آغاز شده، جریان‌های شیفتۀ غرب این حضور را برنمی‌تابند. ولی به گفتۀ رهبر معظم انقلاب که شما نیز متذکر شده‌اید «با گذشت چهار دهه می‌توان فهمید که کدام‌یک از این دو تحلیل، واقع‌بینانه است». راستی! چرا غرب در نسبت با انقلاب اسلامی، نگران آیندۀ خویش است؟ مگر حضور انقلاب اسلامی چه نوع حضوری است که فرهنگ مدرنیته تحمل حضور آن را ندارد؟ این‌جا است که متوجه می‌شویم به لطف الهی با حضور در انقلاب اسلامی در راهی حاضر شده‌ایم که نظر به آینده‌ای ارزشمند و متعالی دارد که همان صراط مستقیم است. صراطی که هر اندازه بیشتر در آن حاضر شویم و ادامه دهیم، بیشتر به آن آیندۀ متعالی که در منظر حضرت زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» بود؛ نزدیک می‌شویم. بر عکسِ حضور در تاریخی که با فرهنگ مدرنیته پیش آمده که به گفتۀ آقای دکتر رضا داوری اردکانی در کتاب خوب «بلای بی‌تاریخی و جهان بی‌آینده» فرهنگ غرب عین بی‌آیندگی است. موفق باشید  

33898

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامیک کتاب «ادب عقل و خیال و وهم» خواندم بسیار زیبا بود. سوالاتی برایم پیش آمد. البته هنوز کتاب جایگاه جن شیطان و ملک رو نخوندم و قصد خواندن آن‌را دارم. دو تا فرزند دارم. سوالاتی در مورد جن برایشان پیش آمده پرسیدند من جوابهایی دارم ولی بخاطر اینکه از اینترنت یا شخص خاص یا جایی که معتبر نیست جستجو نکنند و به حقیقت درست نرسند گفتم خودم انجام بدم. روی این حساب خواستم از منبع معتبر راستی آزمایی کنم و بهترین جا سایت شما رو می‌دانم از این رو لطفا جواب هر سوال را جداگانه بدهید تا بتوانم جمع بندی کنم و به بچه ها بگویم چند سوال راجع به جن داشتم می‌خواستم بدونم کدام حقیقت داره کدام خرافات یا زاییده وهم خیال هست؟ ۱. چندین بار شنیدم که افراد مختلف گفته اند مثلا کتاب یا شی خواصی را در جایی گذاشتند و بارها مراجعه کردند ولی نبود و بعد از چند روز دیدن سرجایش بوده با اینکه چندین مرتبه اونجا را جستجو کردند حتی با دقت ولی نبوده و بعد از مدتی آنجا پیدا شده خوب آیا این حقیقت داره که اجنه برمی‌دارند اگر بله چطور؟ آیا مثل تصرف مرتاض ها با قدرت روحی انجام می‌دهند یا در این عالم تصرف می‌کنند و با جسمشان مثلا برمی‌دارند؟ ۲. اگر چیزی را برمی‌دارند واقعا برای چه منظوری هست مثلا همان کتاب به چه کارشان می‌آید؟ ۳.چون شنیدم جنس جن از آتش است و قابلت ظاهر شدن با جسم را هم دارند جنس بدن آنها در زمان تصرف در عالم ماده چگونه است آیا هم جنس عالم ماده می‌شوند؟ ۴. از قدیم می‌گفتند که جن شبیه انسان ظاهر می‌شود ولی موهای طلایی با دست و پای شبیه به سم حیوانات و چشمان تیغه ای مثل گربه سانات دارد. آیا این خرافات هست یا زمان ظاهر شدن در عالم ماده به هر شکلی بخواهند درمیایند مثلا شبیه به گربه، پرنده یا حتی انسان؟ ۵. از آنجایی که می‌دانم کسی که دنبال دیدن جن برود خود را از مقام انسانیت پایین تر می‌آورد و پست تر می‌کند تا جن را ببیند و عقیده دارم این کار بیهوده ای هست چرا نزول کنیم؟ صعود کنیم برای مقام دیدن ملک و امام زمان (عج) پس بهتره دنبال معرفت اللهی باشیم تا دیدن جن. حال اینکه می‌گویند فلانی جن رو دیده و مشکلی برایش حل شده یا برعکس بوجود آمده چگونه است مثل داستان قوز بالا قوز ۶. اینکه می‌گویند جن ها در خرابه یا در حمامهای قدیمی ظاهر می‌شوند حقیقت داره؟ ۷. اینکه می‌گویند جن از فلز مثل سنجاق یا از بسم الله هراس داره چگونه است؟ ۸. اگر در هر شرایطی کسی با جن مواجه شد چکار کند؟ بخاطر این می‌گویم که شنیدم جن کافر و مسلمان داریم هم خوب هم بد، منظور اینکه آیا آسیب می‌توانند بزنند؟ ۹. اینکه گاهی اوقات یک دفعه یه لرز شدید در روح و بدن حس می‌کنیم و به اصطلاح عامیانه می‌گویند عزراییل از کنار روحت رد شده واقعیت داره؟ ۱۰. اینکه گوش سوت می‌کشه می‌گویند اگه گوش چپ باشه دارن پشت سرت بدی‌هات و میگن اگه گوش راست سوت بکشه دارن خوبیهات رو میگن درسته؟ ۱۱. منظور از همزاد که از بچگی می‌گفتند و هنوز میگن چیست؟ استاد بچه ها سوالات زیادی دارن نمی‌خواهم جواب غلط بدم. الان دوره علم و پیشرفت فکر و عقلانیت است خرافه در زندگیها زیاد آمیخته. لطفا تک تک جواب بدید تا بدونم کدام خرافه یا حقیقت هست و ان شالله جمع بندی کنم که جواب بچه ها را درست و منطقی بدهم تا یک عمر اشتباه فکر نکنند. بسیار تشکر از حوصله ای که به خرج دادید. حلال بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیاری از سؤال‌ها با مطالعه کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» إن‌شاءالله رفع می‌شود. در جواب قسمت ۴. سؤال باید عرض کنم، نه. در شماره ۷ نیز، نه. در شماره ۸ با ذکر «لا اله الاّ الله» و ذکر صلوات منصرف می‌شوند . ۹ و ۱۰ و ۱۱، نه. موفق باشید  

33278

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خدا قوت: استاد نظرتون برای رفتن خانمها به کربلا در اربعین با ۲،۳ تا بچه و کودک شیری و هوای گرم و پیش بینی شلوغی زیاد امسال چیه؟ سخن بزرگواری در کانالشون: «با توجه به اینکه امسال هوا خیلی گرمه و در عراق شاهد گرمای شدیدی هستیم و همچنین شلوغی بیش از حد مرزها و مسیر پیاده روی، بهتره که خانم ها به این سفر نرن. بالاخره دو سال میشه مردم کربلا نرفتن و امسال دیگه میخوان چند برابر برن استاد پناهیان هم در روز عاشورا توی سخنرانی شون این مطلب رو فرمودند. خدای نکرده اگه یه تعداد از خانم ها و بچه ها زیر دست و پا بشن و از دنیا برن دیگه دستگاه نفوذ و دشمن شروع به بمباران تبلیغاتی علیه پیاده روی اربعین می‌کنند و حتی ممکنه در سال های بعد اصلا اجازه پیاده روی رو ندن.» استاد یه دلمون کنید. خیلی دلمون می‌خواد بریم و حتی سختی مسافرت و گرما رو هم با جون و دل می‌خریم ولی نمی‌خوایم آتو به دست مریض دلان بدیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر در این سفر روحانی به زحمت غیر قابل تحمل بیفتید روح تان آن نتایج معنوی و عرشی را نمی تواند بگیرد مثل آن است که به ما می‌فرمایند روزه وقتی برای ما ضرر دارد و روح و روان ما را مضطر می‌کند واجب نیست. این طور که می‌فرمایید شرایط شما شرایطی نیست که بتوانید نتیجه لازم را اخذ کنید. ان شاء الله نتایج آن نصیبتان خواهد شد. موفق باشید

32401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ببخشید در راستای سوالاتی که قبلا از شما پرسیدم یک مسئله ذهنم را درگیر کرد و شرمنده ام که باز مزاحم شما می شوم درباره حفظ قرآن شما فرمودید به جای حفظ، تفسیر المیزان را دنبال کنم و نفرمودید درکنار حفظ، تفسیر المیزان را نیز دنبال کنم می خواستم بفرمایید آیا نظر خاصی در این مسئله بوده؟ یا مثلا به خاطر ارجحیت تفسیر به حفظ است؟ از طرفی رهبری هم توصیه به این داشتند که ۱۰ میلیون حافظ قرآن داشته باشیم. ممنون می‌شوم اگر راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب نیز سال‌های قبل در جمع حافظان قرآن تأکید فرمودند که توجه بیشتر به مفاهیم بشود. زیرا عنایت داشته باشید چون ما عرب زبان نیستیم و برای ارتباط با قرآن، بیشتر به مفاهیم و تفاسیر قرآن نیاز داریم و حفظ آن آیات کریمه در اولویت دوم است و البته جمع آن چه بسیار شایسته است. موفق باشید

نمایش چاپی