بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2868
متن پرسش
سلام استاد میخواستم در مورد آموزش فلسفه برای کودکان واینکه چند سالی برخی انتشارات در این زمینه ترجمه های از نویسنده های غربی را در قالب داستان کوتاه فلسفی - مفهوم زندگی - مرگ- بهتر اندیشیدن- و... را میبینیم لطفا سیر مطالعاتی آموزش فلسفه برای کودکان را از چه منابعی پیشنهاد میکنید تا ما بتوانیم کودکان را درست با معارف فلسفی آشنا کنبم...
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده فکر می‌کنم اگر با خودشناسی تفکر فلسفی کودکان را شکل دهیم شروع خوبی است و کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» با ویرایش جدید شروع خوبی است و پس از آن چند جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» و سپس کتاب «چه نیاز به نبی»، تا آرام آرام کودکان ما آماده شوند برای فهم سنت‌های جاری در عالم که این از طریق قرآن ممکن است، به شرطی که رویکرد ما رویکردی باشد که بخواهیم به سنت‌های جاری در عالم نظر کنیم. موفق باشید
2754
متن پرسش
سلام وخسته نباشین .برای از بین بردن حسادت باید چه کاری انجام داد؟به طور مثال کسی که بچه دار نمیشه ولی میبینه که شوهرش به یه بچه محبت میکنه احساس حسادت میکنه برای از بین بردن این حس باید چیکار کرد؟ممنون میشم که کمکم کنین
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: علمای اخلاق راه حل بسیار خوبی را جهت درمان حسادت متذکر می‌شوند و می‌گویند: انسان باید متوجه شود آنچه که نیاز واقعی و مصلحت بوده است را به ما داده، حتی ابروها را که نیاز کمی به آن داریم. اگر آن چیزی را که ما در دست بقیه می‌بینیم مصلحت ما بود که ما نیز داشته باشیم حتماً به ما می‌داد، پس ما راضی هستیم به آنچه خدا راضی است. موفق باشید
13748
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگوار: استاد ببخشید من در یکی از سخنرانی های شما شنیدم که به نقل از استادتان ذکر هایی در هنگام خواب گفتند ترتیب و نوع خاصی بیان کردید. ولی حالا نمی دانم کدام سخنرانی بود. ممنون دارتان می شوم اذکار هنگام خواب و ترتیبش را بیان کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌فرمایند: بعد از نماز عشاء وقتی برای خواب آماده می‌شوید دو رکعت نماز بخوانید و سوره‌‌ی واقعه خوانده شود، صد مرتبه «لاإله إلا اللّه»، هفتاد مرتبه استغفار، صد مرتبه صلوات، 12 مرتبه «سوره‌ی توحید»، تسبیحات حضرت زهرا«سلام‌اللّه‌علیها»، و خواندن آیت الکرسی یک مرتبه، و آیه‌ی آخر سوره‌ی کهف. و در آخر عرضه بدارید: «بسم الله، آمنتُ باللّه و کَفَرتُ بالطاغوت اللهم احفظنی فی منامی و فی یقظتی». موفق باشید

13310
متن پرسش
سلام علیکم: همسر یا فرزندان یا دوستان مومنی داریم. وقتی به قلبمان مراجعه می کنیم محبت آنها برای ما بیشتر است. ولی اعتقاد داریم محیت به خدا و اهل البیت (ع) بالاتر است و نباید حکم خدا را به خاطر محبت به آنها زیر پا گذاشت. این در حد خودش مرتبه کمالی است که باید به مرتبه بالاتر کمال یعنی بیشتر جلوه کردن محبت به خدا و اهل البیت (ع) برسیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع محبت‌ها هرکدام جای خود را دارند و این‌طور نیست که محبت به فرزند و همسر در مسیر سلوک جای محبت به حضرت حق را بگیرد. آری! اگر در راستای محبت به همسر و فرزند احکام الهی را زیر پا بگذارید، باید این نوع محبت را در خود از بین برد. ولی رویهم‌رفته آن نوع محبت مانع کمال نمی‌شود. موفق باشید

10196
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد طاهرزاده: به خدمت حضرت عالی می رسانم بنده و تنی چند از دوستان در دانشگاه فرهنگیان سمنان اقدام به تشکیل کانونی با عنوان «کانون فرهنگ، تمدن و انقلاب اسلامی» نموده ایم. این کانون قرار است در حوزه های مختلفی فعالیت کند و عمده فعالیت این کانون به این صورت است که حلقه های معرفتی تشکیل شده و طبق قراری که از هفته ی قبل بین اعضای حلقه گذاشته می شود تعدادی از صفحات کتاب خوانده شده و سپس در حلقه ها مباحثه می شود. مباحث این کانون به صورت سیر مطالعاتی صورت می گیرد که بر اساس کتب حضرت عالی است. مقدمه ی آموزشی این کانون سیر 3 کتاب گزینش تکنولوژی از دریچه ی بینش توحیدی، «علل تزلزل تمدن غرب» و «فرهنگ مدرنیته و توهم» می باشد. اگر حضرت استاد ما را راهنمایی کنند و یا اوامری برای بهتر شدن این کانون داشته باشند ما کمال تشکر را از حضرت عالی داریم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شروع خوبی است؛ إن‌شاءاللّه با مطالعه‌ی این سه کتاب، افقی از حقیقت در مقابل شما گشوده شود تا معنای انتظار حاکمیت حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در شما ظهور کند و خود را با ارتباط با ملکوت حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» آماده‌ی ظهور وجود مقدس مولایمان حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» بنمایید که این عالی‌ترین تعلق در این دنیا است و مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» فرمودند: « قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُه‏» ارزش هرکس به آن چیزی است که آن را نیک می‌داند. آیا نیک‌دانستن ظهور انسان کامل در این عالم بهترین ارزش ممکنه نیست؟ موفق باشید
9536
متن پرسش
سلام استاد عزیز: امیدوارم در سلامت و عافیت کامل باشید انشاالله. سوالاتی داشتم. بعضی ها بر این باورند که: 1) غیر معصوم(ع) نمی تواند حاکم باشد؟ (حاکم بایستی معصوم (ع) باشد تا بتواند در جامعه عدالت را برقرار نماید) و اینکه دزدی ها و... را در جامعه مربوط می دانند به رهبری. 2) نام اسلامی را نباستی اضافه کنند به جمهوری مگر زمان ظهور مهدی(ع) 3) و تا زمان ظهور کسی حق تشکیل حکومت را ندارد. با تشکر..
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً تنها معصوم باید برجامعه حاکم باشد و در زمان غیبت امام معصوم از آن‌جایی که خداوند هرگز امور بندگان را به حاکمان جبّار نمی‌سپارد امامان معصوم می‌فرمایند به فقهایی رجوع کنید با خصوصیات خاص که در روایت از حضرت امام حسن عسگرى (ع) داریم:«فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِکَ لَا یَکُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّیعَةِ لَا جَمِیعَهُم» و امّا آن کسى از فقهاء امّت ما که نگهبان نفس خود و حافظ دین خدا و مخالف هوا و هوس و مطیع أمر حضرت مولاى خود بود، بر عموم مردم لازم است از او تقلید کنند. و بعد حضرت در ادامه‏ى روایت مى‏فرمایند: و البته بعضى از فقهاى شیعه متّصف به این صفتند و نه جمیع آن‏ها. و این طور نیست که چون فقیه حاکم است، دزدی هست، در زمان حاکمیت علی«علیه‌السلام» نیز بدی‌ها بود نکته‌ی مهم آن بود که بدان حاکم نبودند و این در حاکمیت ولیّ فقیه نیز همیشه مدّ نظر بوده 2- وقتی نظام جمهوری در ذیل نظر فقها جلو رود و صِرف میل مردم نباشد دیگر جمهوری اسلامی است و با آن نوع جمهوری که در آمریکا است فرق می‌کند 3- خود امامان فرموده‌اند در زمان غیبت فقیه باید حاکم باشد که مشهور است به مقبوله عمر بن حنظله و در آخر کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت»، دلایل و روایت آن آورده شده. موفق باشید
6025
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز سلام عرض میکنم. سوالی دارم1- میخواهم مطالب شمار ا شروع کنم از کجا شروع کنم مبتدی و بدون پشوانه دینی از حوزه هر چه بلدم از دبیرستان بلدم . کتابی تحت عنوان 23 سال از اقای دشتی میباشد ظاهرا ایشان مطالب خطرناکی در این کتاب عنوان کرده فکر کنم اگه بتونید نقدی و جوابیه محکمی بر این کتاب بنویسید کار بسیار بزرگی کرده اید. هر چند یک کتاب هم نوشته شده ولی جواب قانع کننده ایئ در ان نیست .ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سیر مطالعاتی بر روی سایت هست إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود 2- این کتاب سراسر دروغ است و ساختگی است و ابداً چنین جلساتی با آیت‌اللّه درچه‌ای نبوده است. در زمان شاه ملعون این را جهت سست‌کردن باورهای دینی چاپ کردند و فکر می‌کنم اگر یک جوان متوجه معارف عالیه‌ی اسلام بشود خود به خود می‌فهمد نویسنده‌ی آن مأمور دشمن بوده است. موفق باشید
5324
متن پرسش
سلام گویا سوالم به دستتان نرسیده لذا دوباره می فرستم ببخشید استاد ایا روضه حضرت زهرا خواندن ظرفیت می خواهد ؟من چند وقتی جهت توسل سلامی به امام رضا میدادم وبعد روضه حضرت زهرا را بعد نماز هایم میخواندم اما درست همان وقایعی که برای حضرت افتاده بود برای من وخانواده ام می افتاد مثلا تصادف میکردم وبازویم اسیب میدید یا مادرم زمین می خوردند و صورتشان به شدت کبود میشد یا یکبار روی زمین خوردم واز ناحیه سینه اسیب دیدم این وقایع به چه معناست ؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال با توسل به حضرت زهرای مرضیه«سلام‌اللّه‌علیها» می‌توان موانع بسیاری را از مقابل خود برطرف کرد. این حادثه‌ها ربطی به آن روضه ندارد. موفق باشید
5035
متن پرسش
سلام علیکم.خسته نباشید جناب استاد طاهرزاده. سوالی داشتم از جنابعالی. استاد چاره‌دان در جلسه‌ای که طلاب و دانشگاهیان در آن شرکت داشتند چند جمله فرمودند که جنابعالی نظرتان چیست؟ جملات را بسط دهید.1- اولیاء الهی از هوالاول، هوالآخر، هوالظاهر، هوآلباطن است و چون مظهریت این را دارد ابدیت را می بیند. انسانی که عالم مادیت برون آمد تا برزخ انسان که هیچ تا قیامت انسان را دیده است، چون که قیامتش قیام در همین دنیا قیام کرده است. 2- انسان در عرف عرفان مظهر مقام جامعیت الهی و صفات الهی دارد ولی درتمدن ظلمانی فرهنگ مدرنیته و در عرف آن منسوخ شده نگاه ماتریالیستی است.3- مهم‌ترین چیزی که انقلاب اسلامی را با خطر مواجع کرده است علوم سکولار است در سینما، سیاست، اخلاق، دانشگاه، اداره‌جات، موسسات علمی نفوذ کرده است. علم سکولار انسان را در عرف فرهنگ مدرنیته سوق می‌دهد. سالک الی الله با توجه به جنبه و ذات قدسیِ عرفانی خود از تمام بندهای ناسوتی برون می‌آید. البته ایشان مباحثات جدیدی هم گفتند که در آینده از جنابعالی سوال خواهم کرد. لطفاً مبسوط جواب دهید. ایشان از کسانی است که بارها فرمودند که از نوجوانی در بیعت علامه حسن زاده آملی هستم. نظرتان در مورد استاد چاره‌دان چیست؟ ایشان از مرتبطین با استاد علامه حسن زاده آملی است. نظر ایشان در مورد جنابعالی هم که وب همیار ولایت که از وب های فرمانده در عرصه جنگ نرم هست جای تأمل دارد و عمیق است. نظرتان را مبسوط بیان کنید.
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سؤال اول را به طور مفصل در کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» دنبال فرمایید آن جا سخن رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» بحث می‌شود که چرا حضرت می‌فرمایند: «الآن قیامتی قائم» هم‌اکنون قیامت من قائم است 2- همین‌طور است، چون قرآن برای انسان مقام خلیفة‌اللهی قائل است و به آدم به عنوان خلیفة‌الله، تمام اسماء را آموخت. موضوع را در کتاب «انسان و خلافت الهی» از آیت‌الله شجاعی دنبال بفرمایید 3- حرف درستی است، خطری که آینده‌ی انقلاب اسلامی را تهدید می‌کند نگاه سکولاریستی به عالم و آدم است. مبسوط آن را در کتاب «تمدن‌زایی شیعه باید دنبال بفرمایید 4- بنده وبلاگ همیار ولایت را دیدم، کار مفیدی بود ولی با استاد چاره‌دان آشنایی ندارم. موفق باشید
2469
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد استاد بنده دو سوال از خدمتتان داشتم: 1)یک شخص در یک نگاه کلی باید چه خصوصیاتی داشته باشد تا شرایط گذاشتن کلاس تفسیر قران را داشته باشد؟و از کجا بفهمیم کلاس تفسیر قرانی که شرکت میکنیم کلاس خوبی است؟برای مثال استاددانشگاه ما که رشته اش برق است وانصافا شخصیت خوبی هم در دانشگاه از لحاظ رفتاری دارد کلاس تفسیرقران گذاشته است وما شرکت میکنیم و برایمان جذاب است ودیدی که از قران به ما میدهد خیلی همراه با ارامش ولطافت وزیبایی است اما سوال از انجا پیش می اید که مثلا فلان استاد هم که استاد دانشکده الهیات است او هم کلاس تفسیر گذاشته است وما در کلاس او هم شرکت کرده ایم وکلاس اوهم خوب بوده و او هم دیدی به ما نسبت به خدا میدهد که دیدی است همراه با احساس ارامش اما اخرش یه جورایی حس میکنی هرکدام از منظر دید خودشان به جهان و تجربه زندگی شخصی خودشان در طول عمرشان دارند قران را تفسیر میکنند وحالا من می خواهم بدانم ایا این مورد اشکالی دارد؟ 2)وقتی تفسیر المیزان را می خوانیم تفسیر المیزان خیلی تخصصی است و همه چیزرا موشکافانه توضیح داده است حالا ایا بر گردن ماست که تنها از تفسیر المیزان وبه همان اندازه تخصصی از تفسیر قران به عنوان یک مسلمان استفاده کیم یا نه چنین کلاس هایی که در بالا نام بردم هم میتوانند مفید باشند هرچند کم عمق تر وسطحی تر از تفسیر المیزان؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مقدمات فهم قرآن علاوه بر علم به ادبیات عرب و تاریخ اسلام و علم به کلام اسلامی، آگاهی از روایاتی است که در زمان رسول خدا«صلواة‌الله علیه‌وآله» جهت تبیین قرآن رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرموده‌اند و قرآن هم این کار را به عهده‌ی رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» گذاشته و می‌فرماید: «.... لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون‏» یعنی آنچه را خداوند برای مردم نازل کرده است پیامبر خدا باید برای مردم تبیین کند و بعد از رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» این کار به عهده‌ی ائمه«علیهم‌السلام» است و لذا مفسر قرآن باید با داشتن چنین احاطه‌ای کار را شروع کند به همین جهت امثال ما سعی می‌کنیم با رجوع به تفاسیر مفسرینی که دارای چنین احاطه‌ای هستند چیزی از قرآن بگیریم و نباید ما را در زمره‌ی مفسرین قرآن به‌حساب آورد. از جمله تفاسیری که انصافاً در این امر خدمت بزرگی کرده المیزان است. بنده تا تفسیر سوره و آیه ای را در المیزان نبینم به خودم جرأت نظردادن نمی‌دهم، هرچند بعد از اطمینان از فهم آیه‌ی قرآن تدبر و تفکر در آیات را به عهده‌ی ما گذاشته و بنا نیست ما مقلد مفسران باشیم. موفق باشید
165

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در مورد آزادی بیان عموماً استدلال ها و استنادات به حدیث «انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال» و آیه ی « فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه» میباشد. چند سوال : 1- آیا این حدیث صحیح السند است ؟ و تفسیر آن گوش دادن به هر سخن میباشد 2- آیا تفسیر این حدیث و آیه باز گذاشتن فضای عمومی جامعه بر روی هر تفکر و عقیده ای است؟ 3- منظور از عباد در آیه بالا چیست؟ آیا این عباد با عباد آیات آخر سوره فجر ارتباط ندارد؟ 4- تفاوت تفکر و عقیده چیست؟ 45از نظر شما آیا این سخن که «فکر را باید با فکر جواب داد» درست است؟ با تشکر از حوصله و وقت گذاری شما
متن پاسخ
باسمه تعالی جواب: سلام علیکم : سخن قابل پذیرشی است ،به این عنوان که در نظر به سخنان افراد، اندیشه‌ی خود را تعطیل نکنیم. در جامعه‌ی سالم باید هر سخنی قابل ارائه باشد ولی گاهی حرف‌ها سخن نیست تهمت یا اطلاعات دروغ است. واقعاً جامعه‌ی سالم جامعه‌ای است که اندیشه‌ها امکان ظهور داشته باشند ولی حرف مفت را نباید اندیشه نامید. در آیه‌ی فوق می‌فرماید: به بندگانم که به چنین خودآگاهی رسیده‌اند که قدرت تشخیص عالی‌ترین اندیشه را دارند تبریک بگو، زیرا این‌ها به دنبال هر سخنی – حتی اگر درست باشد – نمی‌روند، بلکه بهترین سخنان و اندیشه‌ها را دنبال می‌کنند. اگر انسان مقید شد تا اندیشه و فکر خود را عملی کند آن فکر بر جان او گره می‌خورد و جزء عقیده‌ی او می‌شود. آری فکر را باید با فکر جواب داد. توصیه می‌کنم جزوه‌ی امام صادق«علیه‌السلام» و شبهه‌شناسی را که جدیداً ویرایش شده را مطالعه بفرمایید، شاید بتواند جواب سؤال‌هایتان را بدهد. موفق باشید
76
متن پرسش
با سلام بنده دانشجو هستم بین انتخاب حوزه وادامه دانشگاه مشکل دارم آیا دروس دانشگاه میتواند از علومی باشد که ما را به خدا نزدیک کند آیا میتوان بین علوم حوزه ودانشگاه جمع بست من خود به هر دو علاقه دارم ولی کدام میتواندراه درست باشد کدام نیاز فعلی دوره غیبت مام زمان (عج) است
متن پاسخ

جواب: سلام علیکم؛ همچنان که خودتان می دانید جامعه امام زمانی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» هم نیازمند کسانی است که دروس دانشگاهی را گذرانده باشند، و هم نیازمند کسانی که عالم به علوم دینی باشند. منتها شما به قلب خود نگاه کنید و ببینید خداوند کدام‌یک از آن دو را بر قلب شما غالب کرده است، چرا که:
هر کسی را بهر کاری ساختند..... میل آن اندر دلش انداختند
فکر این را نکنید که کدام یک از شغل‌ها درآمد دنیایی‌اش بیشتر است،‌ رزق دست خداست و با اندک فعالیت به ما می‌رسد. عمده؛ پیداکردن راهی است که بتوان بندگی خدا را بهتر انجام داد.
البته جمع بین دروس دانشگاهی و حوزوی بدین صورت ممکن است که جنابعالی در کنار دروس دانشگاهی ادبیات عرب را تا حدی کامل کنید و سپس از آثار بزرگانی چون حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» و حضرت علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» به‌خصوص تفسیر قیّم المیزان استفاده نمایید. موفق باشید.

12418

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
در مورد شخصیت حضرت زهرا (س) چه کتابهایی را مطالعه کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالبی در کتاب‌های «بصیرت حضرت زهرا(س)» و «مقام لیلة القدری فاطمه(س)» مطرح شده و در آخر هرکدام از کتاب‌ها در قسمت منابع، آدرس کتاب‌های مهمی را در این رابطه خواهید یافت. موفق باشید

12335
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به مسایل مطرح شده در چهارشنبه گذشته چند سوال دارم که از استاد زحمت پاسخ به آنها را می خواهم که مورد به مورد پاسخ بفرمایند گرچه سوالاتم ابتدایی و ناشی از کم اطلاعی و عدم درک صحیح مسئله است ولی با طرح این مسایل توسط استاد در محفل عمومی خود به خود این شبهات پیش می آید و گاها ذهن را آزار می دهد: 1. حدیثی که می فرماید «اول ما خلق الله نوری» آیا الله در این حدیث هویت غیبیه است اگر آری، مگر نگفتید آن مقام «لا اسم له و لا رسم له» هستند و مگر الله برای اسم جامع جمیع صفات و اسما به کار نمی رود و اگر منظور مقام تعین اول هستند که با توجه به مباحث خود مقام نوری همان مرتبه تعین اول است و دیگر مبحث خلق الله مطرح نیست. 2. حدیثی که می فرماید برای ما حالاتی است که ما اوئیم و او ما... ، این (ما) در این حدیث حقیقت نفسی ائمه است یا مقام نوری؟ 3. اگر از صحبتهای شما برداشت شود که الله محتاج حقیقت نوری اهل البیت (ع) و یا انسان کامل است درست است و آیا این مطلب با ظواهر شرع می خواند و چرا در قرآن که کتاب هدایت به تمام معنا است از آن حقیقت مهم که نبودش باعث نبود الله است به طور روشن نامی برده نشده؟ 4. این که ائمه (ع) فرمودند ما را رب ندانید و درباره ما هر چه می خواهید بگویید این کدام مقام ائمه (ع) است؟ از طرفی طبق مباحث در مقام نوری مگر رب نیستند که حتی بالاترند؟ 5. ما در نمازهایمان با کدام مقام خدا راز و نیاز می کنیم؟ ذات - حقیقت نوری و یا الله؟ 6. اساسا آیا این تقسیم بندی ها انتزاع ذهن نیست و در خارج ما یک خدا داریم که خدایی می کند مثل وجود و ماهیت که در خارج وجود درخت و ماهیت درخت نداریم آنچه که هست درخت است و اگر این نیست اختلافی که بین بزرگان عرفا است برای چیست؟ مثلا قیصری مقام ائمه (ع) را تا تعین ثانی بیشتر نمی داند ولی بزرگانی دیگر مقام آنان را تعین اول می دانند؟ 7. این که گفته می شود ممکن امکانش از خودش است آیا امکان چیزی هست یا نه اگر چیزی هست چگونه می توان چیزی چیز باشد و از خودش باشد این که با توحید نمی سازد و اگر حقیقتا چیزی نیست که خوب چیزی نیست دیگر چگونه می فرمائید خود شما بودید که در اعیان ثابته بودید مگر اعیان ثابته چیزی جز همان علم خداست؟ علم خدا هم که همان خداست دو گانگی وجود ندارد که ما شخصیت مستقل داشته باشیم و با اراده شخصی خود چیزی را انتخاب کنیم؟ با تشکر فراوان از استاد گرامی و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جلسات شرح تفسیر سوره‌ی حمد حضرت امام خمینی به طور مفصل عرض شد در عرفان باید انسان موضوعات را و اشارات را احساس کند و بدان نظر نماید نه آن‌که فکر کند و سؤال نماید. به همین جهت می‌فرمایند با سؤال‌کردن انسان در همان علم حصولی قبلی‌اش متوقف می‌شود و در همین رابطه حضرت خضر«علیه‌السلام» نیز به حضرت موسی«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «فَإِنِ اتَّبَعْتَني‏ فَلا تَسْئَلْني‏ عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً» اگر بخواهی در این مسیر همراه من باشی باید ابداً سؤال نکنی – حتی مواظب باشی در ذهن تو نیز سؤال خانه نکند – تا آن‌که خودم متذکر آن چیزی شوم که تو باید با آن مرتبط شوی یعنی حتی در آن مورد هم حضرت خضر نمی‌خواهند حضرت موسی را در موطن علمِ حصولی جواب‌گو باشند. آری! این‌جا است که باید گفت:

چون گهر در بحر گويد بحر كو

 

وآن خيالِ چون صدف‏ ديوار او

گفتن آن كو، حجابش مى‏شود

 

ابرِ تابِ آفتابش مى‏شود

موفق باشید.

11654
متن پرسش
استاد عزیز سلام: از اینکه با حوصله جواب سوالات بیشمار من رو می دهید خیلی ممنونم. در پاسخ به سوال در مورد وجود حضرت زهرا (س) در فردوس اعلی این رو فرموده بودید: «مظهریت زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» به صورت خانم بوده و این غیر از مقام تعیّن اول است که هیچ‌گونه دوگانگی نیست تا دوگانگیِ ملاقات حضرت آدم وحوّا«علیهما‌السلام» از حضرت زهرا «سلام‌‌الله‌علیها» در میان باشد.» میشه این قسمت رو بیشتر توضیح بدید؟ مظهریت حضرت زهرا (س) به صورت خانم رو اصلا نفهمیدم. چون تا اونجا که در معرفت النفس خوندیم دیگه اونجا همه چیز مجرد هست و زن و مردی وجود نداره. سوال بعدیم در مورد حدیثی هست که در کتاب مقام لیلة القدری حضرت زهرا (س) آوردید از قول امام باقر علیه السلام: خانه علی و فاطمه حجره رسول الله است و سقف خانه شان عرش رب العالمین ..... شاید این حدیث بیان کند که تغذیه روحی و نورانی خمسه طیبه با اسماء اعظم الهی هست درسته؟ یا این حدیث میتونه تاویل آیه 36 سوره نور باشه؟ «فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیه سمه و یسبح له بالغدو و الاصال» یا اینکه مقام اهل البت (ع) را بیان می کند که هر چه زیر عرش الهی است مقام و تجلی آنهاست مثل چیزی که در برهان صدیقین خوندیم که از وجود، اشد الوجود نور می گیره و او هم به نوبه خودش به شدید الوجود نور می ده و دیگر مراتب ایجاد می شود. بالای عرش هم مقام پروردگار است طبق این آیه که می فرماید: «الرحمن علی العرش الستوی»؟ آیا این برداشت درست است؟ در ادامه حدیث امام باقر (ع) هست که: در انتهای خانه شان شکافی است به سوی عرش و پرده از معراج وحی برداشته شده. آیا منظور این هست که اهل خانه حضرت زهرا (س)، نزول وحی را می فهمیدند و شهود می کردند؟ همان گونه که پیامبر (ص) به حضرت علی (ع) فرمودند تو آنچه من می شنوم می شنوی و آنچه من می بینم می بینی؟ آیا منظور از معراج وحی صعود وحی از خانه حضرت زهرا (س) به بالا بوده؟ یا همان نزول وحی بوده. این رو نفهمیدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اصل این موضوع را در مباحث عرفانی باید دنبال بفرمایید. کتاب «مبانی و اصول عرفان نظری» از حجت‌الاسلام و المسلمین استاد یزدان‌پناه در این مورد خوب است. در بحث حضرات خمس این نکات روشن می‌شود که چگونه مجردات در هر عالمی ظهور خاص خود را دارند 2- به نظرم همه‌ی این برداشت‌ها که از حدیث حضرت باقر«علیه‌السلام» کردید خوب است 3- همین‌طور است، اهل خانه‌ی زهرای مرضیه«سلام‌اللّه‌علیها» حقیقت وَحی  را با صورت نزولی‌اش احساس می‌کردند 4- به نظرم علاوه بر نزول، صعود و یا معراج وَحی را نیز می‌یافتند زیرا آن‌ها صاحب قوس نزول و صعود عالم هستی‌اند، مثل کسی که معانی را با لفظ خود به سمع افراد می‌رساند و سیر آن معانی از سمع به قلب افراد را هم می‌شناسد. موفق باشید

11405
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: شما در جواب سوال 11391 فرمودید: «باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگوی شما هستم. این‌که در آخرین جواب عرض کردم؛ بهترین راه بی‌توجه‌شدن نسبت به آن توهّم است، یکی از بحث‌های مهم در سلوک است که می‌فرمایند همان‌طور که نباید بپرسی نور کو؟ و با همین پرسیدنت نور از منظرت در خفا می‌رود، نباید در امور بدیهی سؤال کنی فقط باید ببینی و احساس کنی.» چرا فلاسفه برای اثبات همین امور بدیهی مثل عالم خارج از ذهن و ... دلیل می آورند؟ وجود خداوند هم بدیهیست چرا برای وجودش دلیل می آورند؟ آیا فکر کردن در امور بدیهی و دنبال دلیل بودن برای این بدیهیات ،خطرناک است؟ یا اینکه اصلا از اساس کار عقلانی نیست و انسان دچار توهم و انحراف از مسیر و هدر رفت عمر و سرمایه الهی نفس می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امور بدیهی آنچنان نیست که فکرکردن در موردشان معنا داشته باشد، آنچه در مورد تطابق امور ذهنی با امور خارجی بحث می‌شود در رابطه با جایگاه و نسبت امور ذهنی با نفس ناطقه است که چگونه نفس از طریق صورت علمیِ محسوسات که در ذهن است به وجودات خارجی پی می‌برد که ملاصدرا روشن می‌کند صورت علمی محسوسات، نفس ناطقه را آماده می‌کند تا خود نفس با وسعتی که دارد صورت مناسب محسوس را در خود ابداع کند. موفق باشید

11185

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد عزیز: چند وقتی است خداوند به ما فرزندی عنایت کرده است و من و همسرم می‌خواهیم نام او را زینب بگذاریم اما با مخالفت شدید اطرافیان مواجهیم. بهانه‌های واهی می‌گیرند، می‌گویند بعداً افسردگی می‌گیرد و هی مصیبت برایش می‌بارد، و از این قبیل مسایل. لطفاً راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا اطرافیان متوجه شخصیت ماورائی آن بانوی بزرگ نیستند که وقتی فرزند شما نام خود را با نام آن بانو یکی دید، چه افتخاری در او پدید می‌آید. موفق باشید
10462
متن پرسش
سلام خدمت آقای طاهرزاده: عالم ذر چه عالمی است؟ آیا جز عوالمی است که ما قبلا بوده ایم؟ چرا چیزی به یاد نداریم؟ در روایات ما راجع به این عالم بحثی داریم؟ چرا این همه در مورد عوالم برزخ و قیامت روایت داریم یا در قرآن در مورد عالم ذر چیزی برخورد نکرده ایم؟ آیا این دلیل کم معرفتی بنده است؟ و این واژه عالم ذر اگر در روایات نیست پس از کجا بین مردم رواج پیدا کرده؟ و آیا جاهایی را یا افرادی را که می بینم و احساس می کنیم قبلا دیده ایم می توان به این عالم نسبت داد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً در مورد عالَم ذر در ذیل آیه‌ی 174 سوره‌ی اعراف روایات متعدد هست. بهترین تعبیر همان عهد اَلَسْت است که از قرآن گرفته شده و چون به حالت حضوری بوده و نه حصولی در حافظه نباید آن را جستجو کرد بلکه باید با تزکیه‌ی لازم آن عالم را حسّ کنیم. آیت‌اللّه جوادی در تفسیر آیه‌ی 174 سوره‌ی اعراف می‌فرمودند کسانی را می‌شناسم که آن صدا را می‌شنوند. موفق باشید
7725
متن پرسش
سلام علیکم جناب استاد عزیزتر از دل. سوال اول :‌استاد وقتی تفاسیر روایی از قبیل تفسیر منسوب به امام حسن عسگری و یا تفسیر البرهان را نگاه میکنی میبینی یک آیه را اهل بیت یک چیزی تفسیر کردند کردند و مفسرین ما چیزی دیگر تفسیر کردند . بعنوان مثال آیه (عن النباء عظیم )‌که از نباء بعنوان حضرت علی تفسیر شده است و در تفاسیر دیگر بعنوان روز قیامت . و یا سوره ی سباء آیه ی 18 که در تفاسیر روایی( قریه) را به اهل بیت تفسیر کرده اند یعنی آن شهرهایی که در آنها ایمن میگردید اهل بیت هستند . ولی در تفاسیر دیگر طوری دیگری تفسیر شده و یا به شهر مکه تفسیر شده است و یا منطقه شامات . در حالیکه وقتی امام باقر وقتی دید قتاده این آیه را به مکه تفسیر میکند بر او خرده گرفت . میشود در خصوص این تناقصات در خصوص تفسیر قرآن کمی توضیح دهید سوال دوم :‌فرق تفسیر با تاویل چیست ؟ سوال سوم :‌دکتر عباسی گفت در سایت ها و منابع فلسفی خود غربی ها آمده است آن کسی که به سقراط گفت برو خودت را بشناس و از همان لحظه فلسفه ی یونان کلید خورد شیطان بوده است . وقتی سقراط به کوه آلن میرود در معبد دلفی آن کسیکه به او میگوید برو خودت را بشناس نام اش دمون بوده است . دمون یکی از شیاطین چهارگانه ی خود غربی ها هست مثل لوسیفر . این را دکتر عباسی در مناظره ی خود با صادق زیبا کلام در چند سال پیش گفته بود وگفت من اینها را از خودم نمیگویم بلکه اینها در سایت ها و مطالب خود غربی ها آمده است . من سخنرانی را جدید شنیدم .در حالیکه حکمای ما از سقراط به بزرگی یاد میکنند مثل دکتر دینانی که سقراط را یک حکیم میداند . میشود کمی توضیح دهید با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- عنایت داشته باشید ائمه«علیهم‌السلام» در تفسیر آیات اولاً: بعضاً یک وجه از آیه را مطرح می‌کنند و امامِ دیگر، وجه دیگری را مطرح می‌نمایانند. ثانیاً: توان درک مخاطب را نیز در نظر می‌گیرند. ولی تفاسیری مثل المیزان با نظر به مجموعه‌ی این روایات و ظاهر آیات و سیاق سوره و تدبّر در قرآن ،آیه را تفسیر می‌نماید. این مثل فتوای مجتهد است که با نظر به مجموعه‌ی آیات و روایات یک فتوا را می‌دهد. ولی تأویل چیز دیگری است و امام توجه ما را به مبنایی که آیه بر اساس آن ظاهر شده برمی‌گردانند. در این مورد به تفسیر آیت‌اللّه جوادی از اول سوره‌ی عمران رجوع فرمایید 2- نظردادن در مورد سقراط و افلاطون و ارسطو و افلوطین بسیار مشکل است. آن‌قدر معارف بلند در سخنان آن‌ها هست که نمی‌توان گفت بدون ارتباط با پیامبران این سخنان از بشر صادر شده است. به همین جهت عده‌ای معتقدند این معارف تحت تأثیر حضرت موسی«علیه‌السلام» ارائه شده، مگر افلوطین که تحت تأثیر حضرت عیسی«علیه‌السلام» است. این‌که بگوییم دمون یکی از شیاطین چهارگانه است و معنای اساطیری موضوع را با معنای دینی تطبیق دهیم، کار بسیار خطرناکی است. موفق باشید
6593
متن پرسش
ﺳﻠﺎﻡ ﻋﻟﻴﻜﻢ.ﺑﻌﻀﻲ ﻫﺎ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﺷﻴﺦ ﺍﺣﻤﺪ ﺍﺣﺴﺎﻳﻲ و ﺍﻓﻜﺎﺭ ﺍﻭ ﻛﻪ ﻣﻌﺼﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﺑﺎﻟﺎ ﻣﻴﺒﺮﺩ ﻋﻠﺖ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻓﺮﻗﻪ ﺑﻬﺎﻳﻴﺖ ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻴﺎﻥ ﺑﻌﺪﻱ ﺷﺪ و ﺑﻌﻀﻲ ﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺸﺮﻙ ﻣﻴﺪﺍﻧﻨﺪ.ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﻧﻆﺮﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺷﻴﺦ ﺍﺣﻤﺪ ﺍﺣﺴﺎﻳﻲ و ﺍﻓﻜﺎﺭ ﺍﻭ ﺑﻴﺎﻥ ﻛﻨﻴﺪ.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل اصلی شیخ احمد احسائی این است که فراموش کرده ائمه«علیهم‌السلام» در ذات خود هیچ وجودی ندارند چه رسد به کمالی. فراموش کرده علت فاعلی فقط خدا است و عالی‌ترین واسطه‌ها ذوات مقدس معصومین«علیهم‌السلام» هستند و این خطا ها منشأ مشکلات بسیاری از جمله آن شد که علیمحمد باب را به خیالِ «باب‌اللّه»بودن انداخت. موفق باشید
6509
متن پرسش
سلام خواهشا پیرامون لیبرالیسم فرهنگی توضیح دهید؟ویژه باشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان گرفتار فکر و فرهنگی شود که به مرز بین شرک و توحید و حق و باطل احساس نشود و بر اساس اهداف دنیایی مفید و مضرّ برایش مهم باشد گرفتار لیبرالیسم فرهنگی شده، بدین معنا که خود را آزاد می‌داند در نگاه فرهنگی خود هرچیز را مباح بداند. در کتاب « آنگاه که فعالیت‏هاى فرهنگى پوچ مى‏شود، ص: 23» عرض کرده‌ام : «فعالیت‏هایى که در عین ظاهر دینى سخت نظر به دنیا دارد و به جاى حرام و حلال و مستحب و مکروه، مفید و مضرّ و کمى مفید و کمى مضرّ را قرار مى‏دهد و با تغییر منظر انسان‏ها از حرام و حلال به مفید و مضرّ، خوفِ از حق از بین مى‏رود و نفس امّاره میدان بیشترى مى‏یابد و میدان فکر و ذکرِ حضورى تنگ و تنگ‏تر مى‏شود. زیرا توجه به حرام و حلال‏ بودن چیزها نظر را به آخرت معطوف مى‏دارد، ولى نظر به مفید و مضرّبودن آن‏ها نظر را به دنیا مى‏اندازد و در حالت اخیر انسان به احکام الهى احترام لازم را نمى‏گذارد، بلکه از منظر دستورات مفید به آن‏ها مى‏نگرد و درنتیجه از بازگشت به حقیقت غفلت مى‏شود و به جاى بندگى خدا یک نحوه خودخواهى به میان مى‏آید، ولى با رعایت حرام و حلال خدا، انسان‏ خود را در حضور حضرت حق مى‏برد و در نتیجه با تجلى ولایت حق، انسان از بى‏سرپرستى و لذت‏پرستى افراطى در میدان زندگى نجات مى‏یابد.». موفق باشید
6013
متن پرسش
سلام استاد عزیز خواستم زیاده عرضی داشته باشم در مورد عامل زیبایی در انتخاب همسر که یکی از دوستان در یکی از سوالات اخیر بابت آن نگرانی داشتند. به نظر من اگر زیبایی حقیقت انسان را درک کنیم و زیبایی زن و مرد را صرفا به ویژگی های عارضی و جسمانی آن ها کاهش ندهیم، آن گاه نفس معیت با همسر برای ما لذت بخش خواهد بود. انسان ها در ذات خود همگی فرشته هستند. حیف است که آن ها را به بدن تقلیل دهیم و به خاطر این که به زعم ما به اندازه کافی از جذابیت جسمی برخوردار نیستند محبت خود را از آن ها دریغ کنیم. آنگاه فرق ما به عنوان یک مسلمان با یک انسان بی خبر از حقیقت و ملکوت انسان چه خواهد بود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه رفقا به جایی برسند که ماوراء ظاهر همسرشان روح همراه با عطوفت آن‌ها را درک کنند ولی در هرحال اگر درست بنگرند آنچه در سایرین می‌بینند در همسر خودشان هست. موفق باشید
5701
متن پرسش
سلام استاد لطفا بفرمایید برای این که یک نوجوان بخواهد با قرآن انس بگیرد از کجا باید شروع کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: خوب است ابتدا با حفظ قرآن و مفاهیم آیاتی که حفظ کردید شروع کنید. موفق باشید
4951
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز دل... یکی از اساتیدما در درس کلام جدید می گفت که درست است که اصالت وجود حق است ولی چون در بحث اصالت وجود ما ماهیت را نادیده می گیریم به همین دلیل می بینیم که در فلسفه ملاصدرا طبیعیات و پرداختن به علوم طبیعی که شالوده نیازهای اجتماعی و نیازی مبرم برای تمدن سازی است نادیده گرفته می شود مثلا با بحث اصال وجود نمی شود ما بیاییم علم درخت شناسی درست کنیم چون طبق اصلات وجود توجهی به درخت بودن درخت نمی شود که حالا بخواهد مبنای تولید چنین علمی شوددر نتیجه ما بعد از حکمت متعالیه رشد علوم طبیعی را در جامعه اسلامی و با نگاه اسلامی نداریم ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چقدر خوب است کسی که از حکمت متعالیه چیزی نمی‌داند لا اقل نظر ندهد. این بنده‌ی خدا اصلا نفهمیده این که در حکمت متعالیه ماهیت را نادیده می‌گیرند یعنی چه، فکر کرده چیزی هست و حکمت آن را نادیده‌می‌گیرد. در حالی که همه‌ی مشکلات آن است که ما در بسیاری از موارد به چیزی نظر داریم که واقعیت خارجی آن مربوط به وجودش است و نه مربوط به محدودیت‌هایش که جنبه‌ی عدمی دارد. این چه هنری است که ما با جنبه‌های عدمی شیء بخواهیم شیء را بشناسیم؟ موفق باشید.
2815
متن پرسش
با عرض سلام خدمت حضرت استاد،این حقیر می خواهم در زمینه عرفان کار کنم از کجا شروع کنم و چگونه استاد عرفان پیدا کنم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به تعبیر آیت‌الله بهجت«رحمة‌الله‌علیه»: «علم تو استاد توست» حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» توصیه می‌کردند مقدمات عرفان، معرفت نفس و به تعبیری جلد 8 و 9 اسفار است. لذا اگر با «ده نکته در معرفت نفس» و سپس کتاب «آشتی با خدا» و بعد کتاب «برهان صدیقین» و سپس کتاب «معاد» و بعد کتاب «خویشتن پنهان» شروع کنید تا حدّی مقدماتی که حضرت امام مدّ نظرشان بوده است را طی کرده‌اید، سپس به فصوص الحکم محی‌الدین بپردازید. موفق باشید
نمایش چاپی