بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
39320
متن پرسش

باسمه تعالی
کاربران محترم عنایت داشته باشند که این سایت وظیفۀ خود را تنها در محدودۀ جواب دادن به سؤالات معرفتیِ کاربران می‌داند و از این‌که نمی‌توانیم جوابگوی سؤالات شخصی و حالات فردی کاربران محترم باشیم؛ عذرخواهی می‌شود.
طاهرزاده

متن پاسخ

.

42272
متن پرسش

سلام بر حضرت استاد طاهرزاده غرض از ارسال آن لینک تصمیم دوستان حوزوی-انقلابی مشهد برای مقابله با فتنه جدید در دانشگاه با نقش افرینی یکی از مقامات وزارت علوم بود. ضمنا خوب است اشاره نمایم که با سقوط فاجعه بار علی الطاهر هم آیا هنوز میتوان به تحلیل های امثال آقای محمدی دل بست؟ ایشان اول سقوط علی الطاهر را انکار و بعد آن را پذیرفت و گفت چاره ای نبوده و باید با این شکست کنار بیاییم و اینکه اگر مجموعه نظام فکر میکرد با مداخله ایران میتواند ورق را برگرداند این کار را میکردند. این در حالی است که مجموعه نظام شامل دولت است که اخیرا رئیسش اظهار کرد با ادامه جنگ مخالف است. آیا به جای اعتماد تام به جریان وفاق نباید به فکر ایجاد گفتمان مبارزه بزرگ با اسرائیل و آمریکا و‌تذکر برکات پیروزی در این مبارزه برای ما و بشریت برآمد؟ عجالتا اشاره می نمایم که قرائن بر اینکه ترامپ لعین همان سفیانی موعود در روایات است جدی است! پس چرا نباید به جای همراهی با گفتمان مذبذب وفاق، آرمان نبرد بزرگ سرنوشت ساز با شیطان را‌ تبیین کرد؟ بدیهی است تبیین چنین امر خطیری از عهده سیاسیون و اقای محمدی خارج است. علمای بصیر دین باید ورود نمایند به جای اینکه فقط بخواهند با جریان‌های سیاسی به رغم خطاها و ضعف های جدی شان همراهی کنند. اگر مقام معظم رهبری هم بر اعتماد به مسئولان تاکید کردند این نافی خطاهای دولت یا کار تبیینی و معرفتی جدید در جبهه دین و انقلاب نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دلسوزیِ عزیزان هیچ شک و شبهه‌ای نیست. آنچه بسیار مهم است توجه به آغاز بزرگی است که پیش آمده. و در همین راستا رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای«حفظه‌الله‌تعالی‌علیه» بر «ایرانِ هرچه قوی‌تر»  تأکید می‌فرمایند و لازمۀ آن تمدنی فکرکردن به موضوعات این ایران عزیز است که اخیراً در خدمت بعضی از اهل نظر عرایضی شد که خوب است نظری به آن مطالب بیندازید https://eitaa.com/matalebevijeh/23735  موفق باشید

42271
متن پرسش

سلام استاد عزیز. وقتتون بخیر. مدتیه با بازارهای مالی آشنا شدم. متاسفانه گویا ذات این بازارها مبتنی بر رقابته. مثلا از نظر مالی کسی باید ضرر کنه تا من نوعی صسود کنم. چون مقداری پول در جامعه وجود داره و اون پول بین مردم دست به دست میشه. از یکی گرفته میشه و به فرد دیگه ای داده میشه. در بازارهای مالی همه ی این اتفاقات به طور مجازی می افته. این با فطرت سازگاری نداره که من نوعی از قِبَل ضرر کردن دیگران سودی کنم. و امروز متوجه شدم به طور کلی گویا اقتصاد سرمایه داری مبتنی بر رقابته و برای من که از نزدیک این رو می‌بینیم خیلی دردناکه. من در مسائل تخصصی سررشته ندارم تا بتونم کار جدی ای در جامعه انجام بدم، ولی در حیطه فردی چه پیشنهاداتی دارید برا من؟ حس میکنم رقابت با فطرتم سازگار نیست و همه ی انسان ها برابرند. چرا باید یکی ضرر کنه تا من نوعی یا هر کس دیگه ای سود کنیم؟ یکی باید زمین بخوره تا یکی دیگه از زمین بلند شه. استاد حالم خوب نیست. ممنون میشم برام دعا کنید خدا راه رو بهم نشون بده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این احوال، همچنان که در کتاب «جایگاه رزق در هستی» به کمک آیات و روایات عرض شد؛ رزق انسان‌ها مقسوم است و از قبل تعیین شده است و تنها به کمک آن رزق، انسان می‌تواند بندگی کند به جای این‌که برای به دست آوردن رزق، بندگی را رها کند. پیشنهاد می‌شود سری به آن کتاب بزنید. https://lobolmizan.ir/book/79?mark=%D8%B1%D8%B2%D9%82   موفق باشید

42270
متن پرسش

سلام استاد عزیزم خدا حفظتان کند ۱_ استاد راز این مطلب چیست که علامه حسن‌زاده آملی عزیزم زیاد می‌فرمودند « قربان تان بروم فدای شما بشوم پدر قربان » چه سری در این امر نهفته است ؟ ۲_ اگر مقدور هست لینک چگونگی ارتباط با تفسیر المیزان را ارسال بفرمایید که نتوانستم پیدا کنم . ۳_ استاد حضوری که خدمتتان رسیدم عرض کردم من ده دوازده سال با دکتر روازاده پیگیر طب سنتی بوده ام و با حضرتعالی تا مصباح الهدایه فصوص و منازل آمده ام شما فرمودید حیف است که المیزان را نخوانم ۱۰ سال دیگر میفهمم المیزان چیست. و همچنین توصیه به کتاب معرفت نفس علامه حسن‌زاده آملی فرمودید این کتاب را خواندم چونکه در این کتاب مشاهدات و شکارهایی با عنوان واقعه از علامه موجود است فکر کردم شاید هدف تان ترغیب به شکار و حضور بیشتر است . استاد چرا به من این دو مطلب را فرمودید. ( اگر این سوال موجب رنجش خاطر عاطرتان میشود پاسخ نفرمایید) دست بوستان هستم. استاد از عمق دل دوستتان دارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حکایت صفای آن عزیز است که دلدادۀ هر آن کسی است که دلش آمادۀ نورانیت بوده است 2- «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86  3- حقیقتاً علامۀ ذوالفنون در مباحث «معرفت نفس» انسان را در وسعتی حاضر می‌کنند که گویا خود را در اکنون‌اش، بیکرانه و جاودان احساس می‌کند به همان معنایی که قیامت خود را احساس می‌نماید. موفق باشید

42269
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی من در آستانه ۳۰ سالگی هستم ولی هم‌چنان سرگردانم که نقش من در این عالم چیست و خداوند متعال به چه منظور و برای انجام چه کاری مرا خلق کرده است. چندین راه متفاوت را طی کرده‌ام اما هنوز نمی‌دانم باید در چه مسیری متمرکز شوم تا بتوانم در مسیر بندگی خدا و خدمت به انقلاب اسلامی باشم. وقتی به شهدایی که در راه علم و دانش یا در حوزه دفاعی و نظامی جان خود را تقدیم کرده‌اند، می‌نگرم؛ عمیقا حسرت می‌خورم. به حال امثال شهید طهرانی‌مقدم‌ها یا شهیده مهسا طاهری بسیار غبطه می‌خورم. مگر جز این است که اگر خداوند طلبی را در انسان قرار می‌دهد حتما توان و استعدادش را هم می‌دهد؟مگر جز اینست که خود رهنما می‌شود؟ چرا من نمی‌توانم مسیر درست را پیدا کنم و تشخیص دهم در کدام حوزه باید فعالیت کنم عرصه دانش یا عرصه فرهنگ؟چگونه می‌توانم راه را بیابم؟ چگونه شهدای عزیز از ابتدا در مسیر منحصر به خودشان قرار می‌گرفتند و می‌دانستند باید چه بکنند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که به لطف الهی در طلب هرچه بیشتر معنویت هستید را، لطف الهی بدانید و با نظر به سیرۀ علماء مانند کتاب «کهکشان نیستی» و از آن مهم‌تر با مطالعۀ کتاب «انسان 250 ساله» که سیرۀ اولیای معصوم هست؛ راه‌ گشوده می‌شود. از تفسیر «المیزان» غفلت نشود. روش کار با تفسیر المیزان را در جزوۀ «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» که روی سایت هست دنبال فرمایید. https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86  موفق باشید

42268
متن پرسش

با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرانقدر. استاد بنده بیشتر علاقه مند به مطرح کردن مباحث معرفتی هستم تا مباحث دیگر ولی چون بحث حجاب یا پوشش در جامعه کنونی ما خیلی داغ است خواستم به عنوان کسی که شناخت خوبی نسبت به جامعه غرب و عملکرد غربیها در این مسائل دارد، به اندازه عقل و فهم خودم کمی به آسیب شناسی در این باب پرداخته باشم. برای همگان آشکار است که غرب سالهاست بوسیله ابزار رسانه و اخیراً فضای مجازی سبک زندگی غربی و الگوی زن غربی را در جوامع ما ترویج می کند. اگر با خود روراست باشیم و نگاهی به کف شهر بیاندازیم باید اقرار کنیم که در این چند سال غربیها در این شیطنت به زعم خودشان بسیار موفق عمل کرده اند. حال باید از خود بپرسیم غرب در جا انداختن سبک زندگی غربی و ترویج برهنگی چگونه عمل کرده است؟ چیزی که این حقیر به آن رسیده ام این است که راهبرد اصلی غرب روی تغییر ذهنیت ها نسبت به پدیده هاست!!! غرب هیچوقت در رسانه خود، کسی را جلوی دوربین نمی گذارد تا مردم را به بی حجابی و برهنگی نصیحت کند و مثلاً بگوید دخترم اگر میخواهی آزادی عمل داشته باشی و راحت تحرک داشته باشی برو بی حجاب شو؛ در عوض در فیلمها و حتی آگهی های تبلیغاتی دختران بی حجاب و برهنه را نشان می دهد که با آزادی عمل و شاد و سر و حال دارند از دنیا کامجویی می کنند و این در بیننده ایجاد یک ذهنیت می کند و آن ذهنیت این است که بی حجابی و برهنگی = آزادی و راحتی و لذت بردن از زندگی. یعنی غرب رسانه را ابزار قرار می دهد تا الگو و سبک زندگی خود را جا بیندازد و آنهم از طریق تغییر ذهنیت فرد بیننده! حال باید از خودمان بپرسیم چرا عملکرد ما در ترویج حجاب و الگوی زندگی ایرانی اسلامی آنقدر که باید موفق نبوده. به نظر بنده ما در ایجاد ذهنیت و در الگوسازی صحیح در جامعه کم کاری کرده ایم و از ابزار رسانه در این عرصه استفاده بجا و صحیح نکرده ایم. از شما پنهان نیست که در این دوران یک دختر بی حجاب را با نصیحت و ترس از جهنم دیگر نمی توان باحجاب کرد، چه رسد به بگیر و ببند و گشت ارشاد. ما باید در دختر بی حجاب ایجاد یک ذهنیت صحیح از حجاب و پوشش کنیم آنوقت است که خودش با دل و جان حجاب را بر می گزیند. شاید اگر از برکت وجود امثال شهید آوینی ها محروم نشده بودیم شاهد ساخت فیلم هایی بودیم که وقار و کرامت یک زن باحجاب مسلمان را در یک کشور غربی به تصویر بکشد و این به تصویر کشیدن است که ایجاد ذهنیت می کند طوری که بیننده می خواهد شبیه آن الگو شود و به سمت آن سبک زندگی حرکت کند. بگذارید یک مثال دیگر بیاورم. چرا گاهی شاهد آن بودیم که بخشی از جامعه وقتی رهبری صحبت می کردند اصلاً گوش نمیکردند و حتی کانال را عوض می کردند؟ آیا بخاطر آن بود که استدلالات رهبری را گوش کرده و با عقل آن را رد می کردند؟ خیر، چراکه اصلاً حاضر به گوش کردن نبودند، چرا؟ چون غرب بوسیله رسانه ذهنیت فرد را نسبت به رهبری تغییر داده بود و رهبر در ذهن و نگاه آن فرد یک دیکتاتور و مسبب مشکلات کشور دیده می شد. به طوری که آن فرد حاضر نبود حتی یک جمله رهبری را بشنود. لذا چیزی که عقل ناقص بنده به آن رسیده است این است که در مورد تغییر وضعیت حجاب در جامعه ما باید تمرکز را روی یک چیز بگذاریم و آن این است: تغییر ذهنیت، تغییر ذهنیت، تغییر ذهنیت. ما باید اسلحه غربیها را بگیریم و به سمت خود آنها شلیک کنیم و بدانیم که از این اسلحه باید استفاده کرد تا بتوان در عرصه فرهنگ موفق شد. جویای نظر استادمان در این خصوص هستیم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ اصلی در جهان غرب که انسان خود را گُم کرده است و به دنبال کسی می‌گردد که آن را معنا کند، حقیقتاً همان است که فرمودید که انسان گمشده از خود و در خود، فردی را که تبلیغات برای او به نمایش می‌آورد به عنوان نمونه‌ای برای بودن خود انتخاب می‌کند و ملاحظه می‌کنید که به گفتۀ صاحب‌نظران غربی، غرب نسبت به جایگاه متعالی انسان به‌کلّی غفلت کرده و معلوم است که از طریق مانکن‌ها و سلبریتی‌ها، دختران را به سویی می‌برند که عین بی‌آیندگی و پوچی است. و حال این ما هستیم که اولاً: بیرون از جهان غرب نمی‌باشیم و ثانیاً: نمی‌خواهیم غرب باشیم. همان‌طور که می‌فرمایید باید در نسبت با دختران‌مان، شخصیت‌هایی را  برایشان آشنا و آشکار کنیم که بتوانند در انتخاب خود که زندگی را جز آزادی و انتخاب نمی‌دانند؛ کسانی را انتخاب کنند که ابعاد متعالی آنان را با آن‌ها در میان گذارد آن هم با زبان فاخری که آوینی‌ها به میان آوردند. در یک کلمه مائیم و روایت از الگوهایی که آن الگوها در منظر آن‌ها صفای انسانیت را به ظهور آورد، ولی نه با زبان تکلیف و از ترس جهنّم، بلکه نسل جدید در اوج انسانیت و آزادی احساس کند آن شخصیتی که به دنبال او بود مثلاً خانم سحر امامی می‌باشد که چگونه در آن طوفان حمله به ایستگاه صدا و سیما آن‌چنان موضع‌گیری کرد که هنوز برای روایت‌کردن کار او آوینی‌ها دست به کار نشده‌‌‌اند https://eitaa.com/matalebevijeh/19654. پس باز باید در نسبت با این نسل، روایت زنانی را به میان آورد که به قول عمّان سامانی مردانه در میدان هستند و این یعنی باز زینب و باز فاطمه زهرا«سلام‌الله‌علیهما» وقتی درست روایت شود و از دیروزین بودن آن‌ها به امروزین‌بودن‌شان هجرت کنند و این یعنی همسر شهید مصطفی عارف و نامه‌ای که به سید مجید موسوی نوشت. https://eitaa.com/matalebevijeh/23723   در این رابطه است که به سخن امام شهید ایران فکر کنید که فرمودند: «... به هر حال، این مسئله قطعاً حل خواهد شد» https://eitaa.com/arshiv3133/411 . وقتی روایت کنیم آنچه را که باید روایت کرد. وقتی از زنان و دختران حماسه‌ساز و سلحشور روایت کنیم که چگونه دختران و زنان ما در اوج معرفت و زبانشناسی یافته‌اند چگونه باید جهانی باشند به وسعت همه انسانیت انسان‌ها تا گرفتار آن نوع  بی بندوباری‌ها نگردند و با دختران فریب خورده به گفت و گو بنشینند تا آنها متوجه شوند خود را باید در جایی بسی گسترده‌تر از حضوری که جهان غرب برای زنان و دختران مطرح کرده دنبال کنند  و جایگاه پوشش را ابتدا در جان انسانی خود کشف نمایند و سپس راه خود را به سوی خدا بگشایند.https://eitaa.com/matalebevijeh/23578     اخیرا در محضر رفقا بحثی تحت عنوان«تمدن اسلامی و عبور از کشف حجاب و عریانی» https://eitaa.com/matalebevijeh/23735 مطرح شد که امید است بتوانیم در موضوع عریانی پیش آمده با تفکر تمدنی و با نظر به آینده پیش رو بیندیشیم. موفق باشید.

42267
متن پرسش

با سلام و عرض ارادت خدمت استاد گرامی. استاد بنده توفیق داشته ام که چند سال به صورت مدون سخنرانی های شما را گوش کنم؛ گاهی بارها و بارها یک سخنرانی جنابعالی را گوش کرده ام و در تمام این مدت یک سوال ذهن مرا به خود مشغول کرده است و آن سوال این است که «چرا سخنرانی های استاد برایم تکراری نمی شوند؟» استاد میدانم که از تمجید و تعریف گریزانید و بدون آنکه بخواهم به قصد تمجید و ستایش صرف، سخنی به میان آورده باشم، در سخنان شما متاعی یافت می‌شود که شاید در کلام کمتر کسی از دعوت کنندگان به دینداری در عصر امروزی میتوان یافت. پی بردن به عمق مطالب شما نه بوسیله عقل دکارتی و استدلال صرف ممکن است و نه علم کلام و فقه در این عرصه راهگشاست. تفکر است ولی نه تفکر از نوع تفکر محض فلسفی، که بیشتر نوعی تذکر و تدبر است و نوعی نگریستن در عمق وجود خویش در رابطه با پدیده هایی که در زندگی با آنها مواجه می شویم. مطالب شما گاهی به بیدار شدن یک عقل گمشده و پروراندن یک استعداد نهفته در وجود انسان منجر می شود؛ عقل گمشده و استعدادی در اعماق وجود انسان که چون در این دوران مدرن پرورش و رشد و نمو نیافته، به صورت نهفته و بالقوه باقی مانده و با تدبر و تفکر در سخنان شما این استعداد و این گوهر درونی بیدار میشود و انسان با چشمی دیگر به عالم و به خویشتن می نگرد. در این خصوص خواستم نظر خود استاد را جویا شوم که آیا این به علت نوع رویکرد شما در دعوت به دینداری ست که به نظر این حقیر همان نوع رویکرد قرآن است نسبت به دعوت به دینداری؟ چراکه عرایض جنابعالی یک نوع دعوت به تفکر از طریق تذکر است همانند تذکرات قرآنی و لذا با تکراری گوش کردن به هیچ وجه تکراری نمی شوند چراکه یک نوع شیوه ابلاغ و تذکر از نوع قرآنی ست. آیا شما به این اصل قائل هستید که مبلغین باید برای ترویج و تبلیغ دین از قرآن الگو بگیرند چون بهترین مبلغ دین، خود خداست و از طریق قرآن؟ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌جا حکایت، شخص طاهرزاده نیست؛ بحث در نگاهی است که در معارف عالیۀ دینی با ما در میان گذاشته می‌شود که آن معارف، اشاره به افق‌های متعالی می‌باشد و معلوم است که آن‌گاه که با نظر به حقیقت، میدان‌های مختلف را آینۀ ظهور حقیقت دانستیم، حال مائیم و دریایی از حقیقتی که تنها و تنها در افق زندگی به ظهور می‌آید بدون آن‌که تصور کنیم که فردا، صاحب آن حقیقت می‌شویم و بدون آن‌که گمان کنیم نسبت به آن حقیقت بیگانه هستیم. و این البته با حضور در تاریخی پیش می‌آید که تاریخ برگشت خدا به جامعه و برگشت انسان به خود است. آنچه به طور کامل و اکمل در مولای‌مان علی«علیه‌السلام» یافتیم که چگونه حضرت به خوبی متوجه شدند با اسلام دو چیز در حال طلوع و تولد است. یکی «حقیقت» و دیگر «انسان»، و خود را با اُنس هرچه بیشتر به قرآن با رویکرد اُنس با اشارات کلام الهی و خود را به سجایای انسانی با رویکرد آنکه هر اندازه بزرگی از خود نشان دهند در واقع بیشتر به خود نزدیک شده‌اند. و حال مائیم و نوعی از زندگی که باز روبه‌روشدن با افقی که با انقلاب اسلامی در مقابل ما برای نظر به «حقیقت» گشوده شد و مائیم و انسانیتی که بیش از پیش باید در خود و در دیگر انسان‌ها تجربه کنیم. آیا این نوع حضور می‌تواند تکرارپذیر باشد؟ و آیا این نوع حضور می‌تواند منحصر به افراد عادی مانند امثال بنده باشد؟ موفق باشید              

42263
متن پرسش

سلام علیکم با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: از حضرتعالی عالی آموختیم اشخاصی نظیر مقام معظم رهبری شخصیت جامعی دارند و تجلی اسم الله هستند. بنابراین می‌شود نتیجه گرفت اگر کسی محبت خدا به قبلش رسیده باشد قطعا ایشان را دوست دارد. در مورد حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای این طور حس می‌شود که تجلی خوبی و‌ محبوبیت در ایشان شدت خاصی دارد. از حضرتعالی درخواست دارم بفرمایید، حکمت و اراده الهی در جذبه خاصی که در شخصیت ایشان تجلی یافته چیست؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید بسی شکر کرد که چگونه در قلب مبارک رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی‌‌علیه» نوری را متجلی کرده است که حاصل آن، بصیرتی این‌چنین است که متوجۀ حضور تاریخی ما ذیل انقلاب اسلامی این‌‌گونه حکیمانه هستند و حکایت نوری که بر قلب این مردم مبعوث‌شده است را این‌چنین حکیمانه در پیام‌های خود بر زبان جاری می‌کنند که مردم، حقیقتاً احساس می‌کنند حکایت عمیق‌ترین ابعاد وجودی آن‌ها در این پیام‌ها به ظهور می‌آید. گویا قصۀ تبیین همان انواری است که بر جان انسان‌های این دوران نازل شده، به حکم آن‌که خداوند به پیامبرش فرمود: «...وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (نحل/۴۴) و این‌جا است که مردمِ مبعوث‌شده احساس می‌کنند آنچه را باید در این تاریخ بیابند و در آن حاضر شوند را در کلام رهبر معظم انقلاب احساس می‌کنند. مگر این نکته، نکتۀ ساده‌ای است که ایشان در پیام‌شان می‌فرمایند: 
«یکی از امور ضروری برای دستیابی به این هدف، علاوه بر تلاش شبانه‌روزی و ابتکار مستمر، تبیین و روایت قدرت و قوّت ایران و ملّت عزیز آن می‌باشد. ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجسته‌سازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامه‌ریزی و اقدام برای رفع و حلِّ مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعف‌های خود در وقتی که دشمن به روحیّه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است و ای بسا دلهای دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیّر سازد. بلی، هرگاه شنونده‌ی این بیانهای صادقانه تنها مردم و دلسوزان ما باشند، اِشکال تقلیل می‌یابد. امّا قوّت و قدرت و نقاط مثبت به‌موجب آموزه‌ی قرآنیِ «و امّا بِنِعمَة ربِّکَ فَحَدِّث» نیازمند روایت و برجسته‌سازی است.»
هزار نکتۀ باریک‌تر ز مو در این فراز از پیام ایشان در هفتۀ دولت نهفته است که متذکر ارادۀ الهی برای درک «ایران هرچه قوی‌تر» هستند تا ما به جای مطرح‌کردن ضعف‌ها و بهانه‌گرفتن‌ها به عظمت راهی بیندیشیم که خداوند در مقابل ما گشوده است. موفق باشید      
 

42260
متن پرسش

با سلام خدمت استاد و تشکر از وجود ارزشمند شما: در ضمن مطالعه حدیث عقل و جهل به نکته ای برخوردم که ذهن بنده را درگیر خودش کرد. در یکی از جلسات فرمودید که نفس انسانی زن یا مرد نیست و به همین سبب روز قیامت زن بودن یا مرد بودن در شخصیت انسانی لحاظ نمی شود. در صورتی که طبق نظریه جسمانیه الحدوث بودن نفس و روحانیه البقا بودن، نفس انسانی در پایین ترین مرتبه خود جنسیت دارد. ممنون می شوم در این زمینه علاوه بر توضیح منابعی برای مطالعه لطف بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «النّفس جسمانیّۀ الحدوث» است. یعنی مطابق جسمی که امکان حدوث و ظهور آن است در عالم حادث می‌شود مانند آن‌که روح یک زن در مقامِ حدوث‌اش به صورت زن حادث می‌شود ولی همان روح در مقام خود همچنان که آیت الله جوادی در کتاب خوب «زن در آینۀ جلال و جمال» می‌فرمایند نه زن است و نه مرد. با این‌همه اگر گرایش آن روح بر آن جسم که جسمِ زن‌بودن است در آن نبود؛ مسلّماً جنس زن‌بودن را انتخاب نمی‌کرد تا همان جسم را تدبیر کند. موفق باشید

42258
متن پرسش

سلام استاد عزیز: خدا قوت: ممنونم از شرح برهان صدیقین که انصافا بنده هر دفعه که مباحث رو مرور می کنم باب تازه ای از معرفت به روی عقل و قلبم باز میشه و تشویق میشم که بار دیگر هم این مباحث رو مرور کنم. در جلسه هشتم شما یک موضوعی رو مطرح کردید که برای بنده خیلی جالب است. در مورد اینکه همه ی موجودات عالم در هر سطحی از هستی و کمال که هستند، به همان اندازه جلوه صفات خداوند می باشند. یعنی مثلا درخت وجودی است که حکایت از سطح نازله ای از علم و حیات و قدرت خداوند می باشد. بنده از این مباحث برداشت های مختلفی هم برای خودم به دست آوردم. یکی از برداشت هایی که دارم رو میخوام با شما به اشتراک بذارم که در صورت صحیح بودن تایید بفرمایید و در صورت غلط بودن اصلاح بفرمایید. بنده مثال حضرت میکائیل را می‌زنم. با توجه به موضوعی که فرمودید حضرت میکائیل هم در سطح خودش جلوه ی حیات و علم و قدرت خداست. اما به جز این یک ظهور دیگری هم دارد. و آن ظهور صفت روزی دهندگی خداوند است. یعنی ایشان علاوه بر اینکه صفات ذاتی خداوند را در سطح خودشان دارند، یک صفت غیرذاتی و به تعبیری یک صفت فعلی هم دارند که روزی دهندگی است. درست متوجه شدم. با این تفاسیر در مورد انسان قضیه از این هم بالاتر می‌رود. انسان صرف بودنش نشانه و مظهر علم و حیات و قدرت خداست و همچنین به میزانی که به خدا نزدیک و نزدیک تر شود تمام صفات ذاتی و فعلی خداوند را در مرتبه اعلی نمایانگر می شود. یعنی هم علم و حیات و قدرت خداوند را در سطح اعلی نشان می دهد و هم صفاتی مثل ستار بودن، رحمان بودن، رحیم بودن، بخشندگی و ... درست متوجه شدم؟ ممنونم از شما و لطفی که در حق ما می کنید. خدا بهتون خوشبختی دنیا و آخرت رو عنایت کنه 🤲🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «وجود» در ذات خود تشکیکی است و در هر مرتبه، همۀ صفات کمالیه را در همان محدوده و مرتبه دارا است و آن کمالات، در صحنه است. منتهی بحث در امکانِ ذاتی مخلوق است که هر مخلوقی در ذات خود امکانِ خاصی دارد و به حکم «ربنا الذی اعطی کل شیئ خلقه» خداوند به هر شیئ خلقت او را به او می‌دهد و به همین جهت هم به زنان، خلقتِ زن بودن‌شان را و به مردها خلقت مردبودن‌شان را می‌دهد. موفق باشید

42257
متن پرسش

سلام و عرض ادب: حضور بنده در مهمانی منزل برادر شوهر که دخترشون بی حجاب هست و تذکر هم دادم ولی اثر نداره جایز است؟ اشکال شرعی دارد؟ همسر همراهی نمی‌کنند و میگن حرف بیجا می‌زنم و هر چقدر بنده اصرار دارم شما برید و من نمیام ایشون متوجه نیستند. تکلیف بنده چیست؟ اکر حرام است که دیگر اینجا ولایت پذیری معنا پیدا نمیکنه. درسته؟ اگر حرام است انجام نمی‌دهم و نهایت ایشون یه جاهایی کمه بنده میذاره و اشکالی نداره... فقط میخوام بدونم حرف خدا اینه یا نه تا با دل قرص و امن ان‌شاءالله انجام بدم. بسیار ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا می‌شود قطع رحم نباید پیش بیاید بخصوص که برای شما به عنوان یک زن، زیرا عدم رعایت حجاب برای بانوان در چنین محفل‌های که از آشنایان تشکیل می‌شود، برای بانوان مشکلی پیش نمی‌ آورد  در حالی که ترک رحم بسیار خطرناک است. چرا  امثال شماها با سبکی که محبت و دلسوزی باشد آنان را متمایل به حجاب و عفاف  ننمایید؟ موفق باشید

42256
متن پرسش

سلام استاد وقت شما بخیر: چطور می‌تونم گناهان جنسی رو ترک کنم؟ روش‌های مذهبی و درمان‌های مدرن رو سال‌هاست دارم استفاده می‌کنم. دیگه خسته شدم. گاهی هنگام گناه به پاداش ترک یا عقوبت الهی فکر می‌کنم. اما من نمی‌خوام به خاطر تعبیر خواب، بهشت یا هر پاداش دیگه‌ای گناهم رو ترک کنم. آخه اینکه ترک گناه نیست. دلم می‌خواد به خاطر خود خدا اصلا حتی ذهنم به اون سمت و سو نره. از طرفی من همین الان هم توی جهنم هستم. دیگه خودمو از چی بترسونم؟ به علاوه عمیقأ باور دارم خدا انسان رو می‌بخشه و هدایتش می‌کنه. اما خب اینا دلیل نمی‌شه که من حق خدا رو به جا نیارم. همه اینا رو می‌دونم و دائم بهشون فکر می‌کنم. اما به طرز وحشتناکی در معرض افکار و اعمال شیطانی هستم که خودم هم ازشون استقبال می‌کنم. چی کار باید بکنم که نجات پیدا کنم؟ تا کی این ادامه پیدا می‌کنه؟ می‌ترسم تا آخرش هم موفق نشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست باید این نکتۀ مهم را در اندیشۀ خود داشته باشیم که «هرچه در این راه نشانت دهند / گر نستانی، بِه از آنت دهند». بدین معنا که اگر نگاه‌های غیر شرعی خود را کنترل کنیم در جان ما نورانیتی طلوع می‌کند که با نظر به معنویتی که در خود داریم، بیش از آن‌که با آن تصاویر ذهنی به‌سر ببریم، با آن معنویات زندگی می‌کنیم. در این مورد نکاتی در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، مطرح شده که خوب است بدان رجوع شود. موفق باشید

42254
متن پرسش

در چمن آیید و بربندید دید
تا نیفتد بر جماعت هر نظر
من زیان‌ها کرده‌ام من دیده‌ام
زخم‌ها از چشم هر بی‌پا و سر
چشم بد دیدیم ما کز زخم او
روسیه گردد عیان شمس و قمر
دور باد از رزم شیران چشم سگ
دور باد از مهد عیسی کون خر
تیر پرانست از چشم بدان
خلوت آمد تیر ایشان را سپر
لیک چشم نیک و بد آمیخته‌ست
قلب را هر کس بنشناسد ز زر
زاهدانش آه‌ها پنهان کنند
خلوتی جویند در وقت سحر
لیک این مستان به حکم خود نیند
نیستشان جز حفظ حق حصنی دگر
باد کم پران مزن لاف خوشی
باد آرد خاک و خس را در بصر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «خلوت آمد تیر ایشان را سپر» زیرا در آن تنهایی‌ها که اگر با هزاران خلق به‌سر می‌برند، جان آن ها متصل به خداوند است. و این حکایت مردم و ملتی است که با بصیرت خود می‌دانند خداوند اراده کرده است تا این ملت را در مقابل استکبار پیروز گرداند. ایران در جنگ رمضان و با حضور شبانه مردم در میادین نشان داد یک ملّت به معنای واقعیِ آن در صحنه است. مردم ما در وجدان تاریخی خود متوجۀ حضور دیگری شدند که همان حضور «تمدنی  در عین قدسی بودن» می‌باشد و احترام به انسانیت انسان‌ها، نکته‌ای که نباید از آن غفلت کرد. و این یعنی این مردم «لیک این مستان به حکم خود نِی‌اند» مبعوث‌شده‌گانی هستند ذیل ارادۀ الهی. موفق باشید  

42253
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار این روایت یعنی چی؟ امام باقر علیه السلام فرمودند: «خدا در روز قیامت نسبت به بندگان خود به اندازه ی عقلی که به آنها داده خرده گیری می کند.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین‌طور است. همان‌طور که در سؤال 42252 ملاحظه می‌فرمایید حضرت یونس «علیه‌السلام» فقط در آن حدّ که خدا به آن حضرت نفرموده بودند برود، و رفتند؛ این‌چنین سخت‌گیری شد. حضرت یونس «علیه‌السلام» کجا و بنده‌های عادی کجا! موفق باشید

42252
متن پرسش

عرض سلام و احترام: پرسشی پیرامون «ذکر یونسیه» و نسبتِ میانِ «رنجِ وجودی» و «اقرار به ظلم» برایم مطرح شده ممنون می‌شوم اگر دیدگاهتان را در این باب بفرمایید: ۱. ماهیتِ ایمان به «تنزّه الهی»: آیا این باور که «خداوند منزه از ظلم است» (سبحان‌الله) یک اصلِ موضوعه و پیشینی است که ایمان‌مان را با آن آغاز می‌کنیم؟ یا حقیقتی است که تنها در کورانِ رنج و تجربه‌ی زیسته‌ی بشر به‌دست می‌آید؟ آیا حضرت یونس (ع) در آن لحظاتِ بحرانی، به حقیقتی «نو» رسید یا حقیقتی کهن را به «جان» چشید؟ ۲. مسئله «رنجِ تحمیلی/غیر انتخابی» و اقرار به «إنی کُنتُ مِنَ الظالمین»: در مواردی که انسان «قربانی»ِ ظلمِ دیگران یا حوادثِ بی‌رحمانه‌ی جهان است (مثل کودکی در خانواده‌ای آسیب‌دیده یا فقدانِ عزیزان)، اقرار به «من از ستمکاران بودم» چگونه تفسیر می‌شود؟ آیا اینجا باید به معنای «پذیرشِ گناهِ فردی در ایجادِ آن رنج» باشد؟ اگر نه، چطور می‌توان میانِ «تنزّهِ خدا» و «واقعیتِ رنجِ ناعادلانه» جمع کرد، بدون اینکه بارِ سنگینِ تقصیر را بر دوشِ فردِ آسیب‌دیده گذاشت؟ مرزِ میانِ «مسئولیتِ وجودی» و «تقصیرِ اخلاقی» در این دعا کجاست؟ سپاس از وقت و راهنمایی شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که عزیز دل ما حضرت یونس «علیه‌السلام» وقتی بالاخره با آن صحنه‌ای که در شکم آن ماهی به خود آمدند و ذکر مبارک «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» به میان آوردند؛ بدین معناست که با نظر به یگانگیِ حضرت محبوب با گفتن «سبحانَکَ» نظر به جلال حضرت حق انداختند که متأسفانه بعضی از مترجمین آن را به «منزه بودن از ظلم» معنی کرده‌اند. در حالی‌که جان مبارک حضرت یونس «علیه‌السلام» در آن اوج معنویت، از یک طرف نظر به جلال خداوند کردند که بسی بلندمرتبه از آن است که خودشان تصمیم بگیرند آن‌طور که بدون اذن الهی قوم گنهکار را رها کردند و از طرف دیگر عرضه می‌دارند: «إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» بدین معنا که در مقابل جلال ربّانی من از ظالمین خواهم بود که حدّ جلال پروردگاریت را رعایت نکرده‌ام و خوشا به حال حضرت یونس «علیه‌السلام» که پروردگارش از او خبر می‌دهد که فرمود: «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ» و این‌گونه تقاضای عبور از غضب الهی را از او پذیرفتیم و این، حکایت هر آن کسی است که در إزای غفلت از فرمان الهی متوجۀ غفلت خود بگردد و عزیزانی که این کلام حضرت یونس «علیه‌السلام» را به عنوان «ذکر یونسیه» پیشنهاد می‌کنند که چه پیشنهاد خوبی است؛ می‌خواهند تا انسان با نظر به وعدۀ الهی که فرمود: «وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ» با ادامۀ آن ذکر امیدوارِ نجات خود از مشکلاتی باشند که به جهت غفلت‌ها و ضعف‌ها برای‌شان پیش آمده. البته ادامۀ این بحث را می‌توانید در عرایضی که در شرح سوره یونس در سایت هست، دنبال فرمایید. بنابراین مباحثی مانند آن‌که بخواهیم طوری سبحان اللهیِ خدا را معنا کنیم که به معنای منزه‌بودن خداوند از هر عیب و نقص است؛ واژه را تقلیل داده‌ایم. موفق باشید

42251
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد کسانی که در قیامت حسرت می‌خورند دو دسته اند: ۱. کافران: که دو دسته اند: ۱. منافقین ۲. کسانی که هم در ظاهر و هم در باطن مشرکند، ۲. نیکوکاران غیر از چهارده معصوم. ۱. آیا نیکوکاران (غیر از چهارده معصوم) حسرت شان از بین می رود؟ اگر آری کی، کجا و چگونه از بین می رود؟ ۲. آیا پیامبران هم حسرت می‌خورند؟ ۳. آیا اگر انسانی که تا الآن گناه کرده بخواهد کاری کند که در قیامت اصلا حسرت نخورد، می‌تواند این کار را بکند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آن‌گاه که انصراف از حقیقت توحید در میان باشد چه در مشرک و چه در منافق، هیچ نسبتی در هیچ جهانی بین او و حضرت توحید در میان نیست. ولی آن کس را که جانش نظر به توحید ربوبی دارد، اگر در میدان «یوم الفصل» که به خود می‌آیند می‌یابد که کوتاهی‌هایی کرده است ولی کلیّت شخصیت او از جنس بندگی پروردگار است؛ همین‌که به لطف الهی وارد بهشت شد، حضرت محبوب به فرشتگان دستور می‌دهند آن احساس پشیمانی را از ذهن و جان او بزدایند که البته بحث در این مورد مفصل است و معلوم است که اولیای الهی و پیامبران ربّانی که تمام جان‌شان توحید است را، حسرتی نیست. موفق باشید  

42250
متن پرسش

با سلام: رفقا در گروه جهادی نورالزهرا سلام الله علیها فعالیت‌هایی جهت کمک به نیازمندان انجام می‌دهند که در جای خود ارزشمند است. حال سوال شده است که آیا باید این نوع فعالیت‌ها را به اطلاع دیگر افراد برسانند و یا بی سر و صدا انجام دهند؟ با تشکر باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی که خداوند می‌فرماید: «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» آری! باید به کمک همدیگر در کارهای خیر شرکت کنیم. و از این جهت بقیه را در جریان قراردادن، نوعی کمک کردن به آن افراد است تا در این امور خیر شرکت کنند و این نوع تبلیغ، غیر از خودنمایی و ریاکاری می‌باشد که افراد بخواهند خود را مطرح کنند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که قبلاً عرض شد https://eitaa.com/matalebevijeh/22414  به همان معنایی که خداوند می‌فرماید: «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» آری! باید به کمک همدیگر در کارهای خیر شرکت کنیم. و از این جهت بقیه را در جریان قراردادن، نوعی کمک کردن به آن افراد است تا در این امور خیر شرکت کنند و این نوع تبلیغ، غیر از خودنمایی و ریاکاری می‌باشد که افراد بخواهند خود را مطرح کنند. موفق باشید

42249
متن پرسش

بسم الله. در بحث اخیر در موضوع هوش مصنوعی: اولا از جهان صحبت می‌کنیم. باید جهان و حضور در جهان و عالم داشتن را درک کنیم. یعنی کسی که درکی از جهان بودن خویش ندارد شاید جهان‌گونه با هوش مصنوعی برخورد نکند. مطلب بعدی اینکه چگونه می‌توان جهان‌گونه اندیشید و آن طور که بحث شد چطور باید بحث هوش مصنوعی را دنبال کرد که از آن جهان او نشد؟ گویا به زبانی برای درک جهان خویش در عین داشتن جهان تکنیک نیاز داریم. خوب بنده و رفقایمان در مسائل فنی و تکنیک مشغول هستیم و در محافل گوناگون در پیشبرد اهداف ساخت و تولید ادوات تکنیک با هوش مصنوعی درگیر هستیم اما این درک که نیست_البته احساس بنده این است_ منظورم جهان‌گونه ایستادن. نگرانی بنده این است که شاید اگر این درک نباشد دچار روزمرگی بشویم و در نهایت فرهنگ مقاومت تبدیل به شعار بشود و نشود دیگر به معنای قرانی و اسلامی آن ادامه داد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که عرض شدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23667 تأکید بر توجه به سنت‌های الهی، اولین شرط است تا در مواجهه با رهنمودهای هوش مصنوعی آن‌ها را با توجه به جهانی که با نظر به سنت‌های الهی مدّ نظر داریم؛ مقایسه کنیم. شاید مباحثی که تحت عنوان «شهادت رهبر انقلاب و تقابل جهان سنت با جهان ساختگی رسانه در این بعثت تاریخی» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%B3%D9%86%D8%AA&tab=sounds مطرح شده، در این مورد راهگشا باشد. موفق باشید

42248
متن پرسش

سلام علیکم با عرض ادب و‌احترام محضر استاد طاهرزاده در سالروز ولادت رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله مجتبی خامنه‌ای مناسبت دیدم به این آیه نظری شود: يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِه وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ. کافران امروز یعنی آمریکا و اسرائیل خواستند با موشک و سلاح ( بِأَفْوَاهِهِمْ) رهبر ما را شهید و به ظن خود خاموش کنند(لِيُطْفِئُوا نور الله) ولی اراده الهی بر این قرار گرفت که با مرد الهی دیگر یعنی حضرت آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای این مسیر نورانی ادامه یابد ( مُتِمُّ نُورِه) و عصبانیت و نامیدی دشمنان اسلام را بهمراه داشت ( وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ.). ‌ وانشالله این مسیر انقلاب اسلامی به اتمام کامل نور الهی یعنی ظهور حضرت حجت ابن حسن می انجامد . این برداشت بنده بود و درس پس دادنی بود تا از نظر حضرت عالی بهره مند شویم با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با شکر بسیار از تولد مولودی عزیزالقدر که در این زمان رهبریِ این نهضت را با بصیرت خود ادامه می‌دهند؛ به حکم آیه‌ای که اشاره کردید دقیقاً حکایت مسیر توحیدی و سنت الهی چنین است که هرگاه دشمنان انوار الهی بنا داشته باشند برای راحت‌شدن از آن، آن را خاموش کنند؛ نه‌تنها موفق نمی‌شوند، بلکه «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِه». و این عجیب است که نور دیروزین با چهره‌ای بسی عمیق‌تر و جلوه‌ای بسی گسترده‌تر به میان می‌آید. زیرا آنان با تصور دیروزین خود از نوری که به میان آمده بود، گمان کردند با نوعی تبلیغات و بیان رسانه که از نیروی نظامی شدیدتر است، می‌توانند آن نور را در آن حدّی که بود خاموش کنند. غافل از آن‌که حال که آن‌ها شکل مبارزه را تغییر دادند و به جنگ شناختی رو آوردند، حال این خداوند است که نور خود را مناسب مقابله با آنان شدت می‌بخشد و این است که امید جبهۀ غرب برای فریب‌دادنِ مردم ما توسط بعضی از سیاسیون سادۀ دیروزین، خنثی می‌شود و امیدواریِ سران آمریکا که به چراغ سبز این افراد امیدوارِ اغتشاش داخلی هستند، تماماً خنثی می‌شود. بنابراین در یک کلمه به این قسمت آیۀ شریف دوباره نظر کنید که فرمود: «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِه وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» نه‌تنها در این مقابله، چهره‌های خاصی از اسلام در مقابل رسانه‌های قدرتمند آنان به صحنه می‌آید، بلکه دقیقاً صحنه به حکم: «وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»، صحنه‌ای خواهد شد که دشمنان گمان آن را هم نمی‌کردند. موفق باشید        

42247
متن پرسش

با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: بنده چون مقیم خارج از کشور هستم و به تازگی به کشور عزیزمان ایران آمده ام فقط چند روزی توفیق حضور در تجمعات خیابانی را پیدا کرده ام. حس عجیبی دارد همین حضور ساده در خیابان و این پرچم تکان دادن‌ به ظاهر معمولی. گویی انسان به نیابت از مظلومین و آزادگان جهان، هرچند کوچک ولی دارد کاری می کند. شوقی وصف ناشدنی در وجود انسان ایجاد می شود. این همان پرچم است که در مسابقه فوتبال هم آن را با افتخار بالا برده ایم ولی انگار این پرچم بالا بردن با آن پرچم بالا بردن حسی کاملاً متفاوت در انسان ایجاد می کند! شاید بخاطر این باشد که در خیابان این پرچم تبدیل به نماد حق شده است ‌ولی در مسابقه فوتبال تنها سخن از برد و باخت است و نه از حق و باطل! چیز دیگری که توجه مرا به آن جلب کرد نگاه هاست؛ نگاه های مردم به یکدیگر. وقتی در خیابان پرچم تکان می دادم و به ماشین ها و مردم مختلف نگاه می‌کردم یک تفاوت عمده را حس می کردم. مردمی که خود پرچم به دست بودند و ماشین هایی که پرچم داشتند نگاهی آشنا همراه با حب به یکدیگر به هم داشتند. گویی سالهاست همدیگر را می شناسند و در یک عالم بسر می‌برند ولی نگاه بی تفاوت ها به من غریب بود. گویی که اصلاً در این عالم نیستند، نه تنها نگاهشان به من، که بی تفاوت ها نگاهشان به یکدیگر هم آشنا نیست، غریب است. شاید به خطر باشد که در دنیای فردیت خود گرفتارند و نسبتی با یکدیگر و با این حضور تاریخی ایجاد نکرده اند. حسی که بنده داشتم این بود که ما و بی تفاوت ها در دو عالم متفاوت زندگی می کنیم. بی تفاوت ها از این نگاه ها بی خبرند. استاد عزیز راز این نگاه های همراه با همدلی و حب و شوق را در چه می دانید؟ با کمال تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نگاه تاریخی به رخدادها، هر حرکتی آینه‌ای خواهد بود به سوی آینده‌ای که آن حرکت، بدان اشاره دارد. حال یا به گفتۀ شما تکان‌دادنِ پرچم پیروزی یک تیم است در مقابل تیم رقیب و آینده‌ای که در ذهن‌ها می‌ماند بدون آن‌که حیات‌بخش باشد و به انسان وسعتی به گستردگی انسانیت بدهد و این درست برعکسِ حضور فوق‌العاده‌ای است که در دل جنگ رمضان برای ملّتی به ظهور آمد که در بنیۀ وجودی آن‌ها به نهایتی نظر داشتند که همۀ انسان‌ها ذیل انسانیت کامل، خود را در خود جستجو کنند. و این‌جا است که  تکان‌دادن پرچم‌ها توسط این ملت، حکایت حضور شبانه مردمی در میادین می‌باشد که آن ملّت به معنای واقعیِ یک ملّت در صحنه است. مردم ما در وجدان تاریخی خود متوجۀ حضور دیگری شدند که همان حضور «تمدنی  در عین قدسی بودن» می‌باشد و احترام به انسانیت انسان‌ها، نکته‌ای که نباید از آن غفلت کرد تا نسبت به آگاهیِ خاصی که در جان مردم جاری می‌باشد، به «خودآگاهی» نایل شوند. امری که در https://eitaa.com/bartarin_hozoor/118  و https://eitaa.com/bartarin_hozoor/127  بدان اشاره شد. و ضرورت روایت این حضور از طریق توجه به خودآگاهیِ این مردم عزیز، عاملی خواهد بود تا هرکس در جان خود انسان‌ها را دعوت به جهانی بکند که جهان آمریکایی نیست. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/246  موفق باشید  

42246
متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: بعد از شروع جنگ رمضان شهرستان ما خب خیلی مورد اصابت قرار گرفت و متاسفانه یکی از این اصابت ها در روز ۲۲ اسفند بر خانه ما بود و هفت نفر از اعضای خانواده ام به شهادت رسیدند هنوز چهلم شهدا نشده بود که پسر ۱۸ ساله برادرم هم به رحمت خدا رفت. حالا ۶ ماه از این موضوع میگذره با اینکه پدرم خیلی اهل قرآن هست آیات رو دائم میخونه اما خیلی خودش رو اذیت می‌کنه خیلی گریه می‌کنه من بارها براش صحبت می‌کنم اما خب فایده نداره میشه یه راهی به من معرفی کنید تا آرام بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گریه برای انس بیشتر با شهدا و احساس وسعتی که آنان در بین ما برای‌مان پیش می‌آورند؛ گریۀ شکست و مصیبت نیست. بنابراین در این شهادت‌ها به عظمت ایرانِ شیعه فکر کنند و توجهاتی که انسان‌ها در کل جهان به فرهنگ شیعه و اهل البیت «علیهم‌السلام» انداخته‌اند. تذکر به «صبر» و برکات آن در این موارد لازم است. موفق باشید

42243
متن پرسش

بسمه تعالی. استاد سلام. بفرمایید بر ما چه می‌گذرد و در چه شرایطی هستیم از یک طرف پنجه‌های خونین دشمن را می‌بینیم که چگونه دندان تیز کرده است که ما را بشکند و از طرف دیگر مردم امیدواری را در داخل کشور و در جبهه مقاومت ملاحظه می‌کنیم که گویا با تمام وجود در مقابل دشمنانی این چنین خونخوار ایستاده‌اند. همیشه از طریق شما متوجه شرایط تاریخی خود بوده‌ایم ،  حضوری که ماورای ظاهر صحنه‌ها با نظر به افق‌هایی که انقلاب اسلامی در مقابل بشر گشوده است ما خود را تجربه کرده‌ایم. البته بسیار امیدوار هستم اما دوست داشتم از شما  نیز بشنوم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درارزیابی متفکران درخود آمریکا معتقدند که آمریکا و اسرائیل جنگ را به انسجام داخلی ایران باخته‌اند، امری که حقیقتاً رهبر معظم انقلاب«حفظه‌الله‌تعالی» متوجۀ آن هستند و در همین رابطه بر انسجام داخلی  تأکید می‌‌کنند، زیرا دشمن جنگ را به مردم ایران باخته است و معلوم است که نهایت تلاش خود را در این رابطه به کار می‌گیرد و بصیرت ملت بزرگ ما نیز در همین موضوع باید بیش از پیش در صحنه باشد که کار بسیار مهم، دقیق و تمدن‌سازی می‌باشد. از این جهت به گفتۀ استراتژیست‌های ما، کلید استراتژی ترامپ در همین نکتۀ ایجاد دوگانگی در بین ملت است. ما مفتخریم که نه تنها در میدان نظامی دشمن را با همه تلاشی که حتی در محاصره دریایی به کار برده منفعل کرده‌ایم، افتخار می‌کنیم که بحمدالله مردم عزیز ما به نور بعثتی که در آن قرار دارند دشمن را  با حساس بودن نسبت به اختلافات داخلی از آیندۀ خود مایوس کرده است، زیرا حضور مردم در میادین یعنی حضور در میان انسان‌ها. آری! حضور میان انسان‌ها با وجه انسانی آن‌ها، آزاد از هرگونه انگیزه‌های سطحی و جزئی و خودنمایی. و این مهم‌ترین حضور تاریخی است که پیش آمده و موجب شدت روحیۀ جبهۀ نظامی ما گردیده تا به عملیات‌هایی دست بزنند که دشمنان تصور آن را هم نمی‌کردند. ای کاش ما متوجه جایگاه حضور خود در کنار هم به خصوص در میدان‌های شبانه باشیم که موجب غافلگیری دشمن و سربلندی ایرانی می‌شود که ایرانِ دیروزین نخواهد بود که بخواهد حتی مشکلات داخلی را که رانتخواران ایجاد کرده‌اند تحمل کند. این است برکات انسجام داخلی و توجه به آینده‌ای که تنها پیروزی نظامی بر دشمن نیست. به آینده بزرگی بیندیشید که ایران با حضور خود نه تنها با ناوهای آمریکایی که عامل محاصرۀ دریایی است ، درگیر می‌شود؛ مطمئناً مسئله حزب‌الله و لبنان را نیز به نحو شایسته‌ای حل خواهدکرد. به این نکته فکر کنید که محاصره دریایی ما که آمریکا بسیار بدان امید داشت در حال شکستن است و این یعنی حضور «ایرانِ هرچه قوی‌تر». وقتی حضور ایران را ماورای تبلیغات دشمنان، حضوری تاریخی بدانیم، کافی است که باور کنیم همه چیز حکایت از آن دارد که خداوند اراده کرده است  استکبار را سرشکسته و ایران را سرفراز نماید. شیرینی و شور زندگی جز این نیست که در چنین میدان‌هایی حاضر باشیم و زندگی را به معنی واقعی آن تجربه کنیم که چگونه خداوند اراده کرده است در میدان مقابله ما با آمریکا و اسرائیل هیچ مانع و بن‌بستی وجود نداشته باشد و هر نقشه‌ای از نقشه‌های پیچیده آن‌ها به راحتی خنثی شود. آری! جنگی چنین بزرگ بدون سختی نخواهد بود ولی یقیناً خداوند در کنار ما، ما را یاری می‌کند تا ایمانِ بیشتری را در نسبت با خداوند تجربه ‌کنیم. موفق باشید                https://eitaa.com/arshiv3133/400

42239
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار. این نگرانی و تصور بعضاً وجود دارد که با شدت یافتن و طولانی شدن جنگ، همان بلایی که بر سر غزه و مردمش آمد، بر سر ایران و ایرانی هم بیاید. حضرتعالی در مورد افق آینده این جنگ چگونه فکر می‌کنید و چه می‌بینید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نفرمایید که ما با انقلاب اسلامی جهانی و تاریخی را آغاز کرده ایم که جهان استکبار با حضور تاریخیِ ما، به جهت بی‌معناشدنش به ما حمله کرد به گمان این‌که این حضور جهانی و قدسی ما را لااقل به گفتۀ ترامپ محدود و متوقف کند و ملاحظه کردید که حکایت ما حکایت هرچه گسترده‌ترشدن این جبهه گردید و نه‌تنها نجات غزه، بلکه نجات بشر از سیطرۀ استکبار در راه است. مهم آن است که به آنچه در صحنه از طریق دست و پازدن‌های اسرائیل ملاحظه می‌کنید، با نگاه تاریخی بنگرید تا روشن شود به گفتۀ استاد سعدالله زارعی در یادداشت اخیرشان در روز شنبه، جبهۀ مقاومت هر روز با وسعت بیشتر و عمق بیشتر در صحنه است و جبهۀ استکبار به جهت خطر وجودی‌اش، به هر جنایتی دست می‌زند زیرا موجودیتش با تمام ابعاد به خطر افتاده است و بصیرت رهبر معظم انقلاب با عنوان «ایرانِ هرچه قوی‌تر» حکایت از چنین حضوری دارد. در سخنان و پیشنهادها و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به آینده‌ای فکر کنید با همان عنوان ایران هرچه قوی‌تر و این یعنی امید به آینده‌ای که در پیش است. موفق باشید

42238
متن پرسش

سلام استاد: عذر می خوام، اگه فرضاً با گسترش جنگ و قطعی برق و اینترنت، ارتباط مون با سایت لب المیزان قطع شد چه خاکی بر سر بریزیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئن باشید اگر این جنگ تا این حد که جناب عالی می‌فرمایید جلو رود به لطف الهی جهانی مقابل ما گشوده می‌شود هزار برابر وسیع‌تر و زنده‌تر از جهانی که استکبار بنا داشت آن را حفظ کند و بر این اساس رهبر معظم انقلاب بر «ایرانِ هرچه قوی‌تر» با ما صحبت می‌کنند. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/243 موفق باشید

42235
متن پرسش

سلام علیکم وقت بخیر: با توجه به اینکه شما هیچ توضیحی راجع به روان اعم از تعریف و اقسام ندادید و فقط منابع غربی از روان موجود است و باز با توجه به اهمیت این موضوع در مجامع علمی و درمان‌های عمیق روانکاوی که منجر به شفای بیماری‌های جسمی و روانی می‌شود و حتی به گفته بیماران شبیه به معجزه است آیا نباید به این موضوع بیشتر پرداخته شود و اگر در مباحث قبلی مستتر است بفرمایید تا جایگاه آن را پیدا کنیم. و چرا در مباحث معرفت نفس و عرفان اسلامی چنین رویکرد آماده و پله پله درمانی به صورت ملموس (برای جسم و روان) وجود ندارد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید روان‌شناسی و روان‌پزشکی هر دو از علوم تجربی هستند و با روش آزمون و خطا کاربرد خود را ادامه می‌دهند و نباید از این جهت از آن علوم منصرف شد. در حالی‌که معرفت نفس ما را متوجۀ حقایق وجودیِ خود و نسبتی که باید با حقایق داشته باشیم، می‌گرداند. موفق باشید

نمایش چاپی