باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم باید تا آنجا که ممکن است با شبکههای اجتماعیِ خودی کار کرد ولی عنایت داشته باشید که مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» اخیراً در تاریخ 19/8/95 که با جبههی انقلاب فرهنگی داشتند؛ در جواب سؤالی که از ایشان شده بود، میفرمایند: «دربارهی استفاده و ورود به شبکههای اجتماعی و مجازیِ خارجی، ورود هوشمندانه به شبکههای اجتماعی و مجازی خارجیها – که سؤال شده است – خوب است اما به شرطی که خودمان غرق نشویم و مثال آن غلام و آب جو نشود «شد غلامی که آب جوی آرد/ آب جوی آمد و غلام ببرد» ورودِ تهاجمی لازم است و گرفتن میدان از دست دشمن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حیوانات در عین آنکه دارای نفس هستند و در رابطه با نفس شعور خاص خود را دارا میباشند مثل درک خود و داشتن شعورهای بدیهی، ولی تعقل به آن معنایی که در انسان هست و موجب انتخاب انسان میشود در آنها نیست، بلکه بر اساس هدایت غریزی آن کار را میکنند و آن مورچه در آن صحنه نیز با همان شعور تکوینی متوجه آن صحنه شد حتی میتوان گفت این شعور مربوط به تنها آن هدهد نبود، ولی چون در دستگاه حضرت سلیمان رفت و آمد داشت آن گزارش را آورد در حالیکه فکر میکرد حضرت سلیمان از آن سرزمین بیخبرند که این نشانهی شعور محدود آن هدهد است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زود قضاوت نکنید و قطع رابطه ننمایید. اینها توبه میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علم حضوری بیرون از ترکیب قضایای حصولی است که حدّ واسطه داشته باشد. علم حضوری از جمله قضایایی است که «قیاساتها معها» قیاس آنها با آنها است نه آنکه مقدمهی قیاس از نتیجهی آن جدا باشد و بیشتر یک نوع احساس است تا یک نوع فکر، و با تذکر بهدست میآید. به یک معنا گزاره هایی نظری هستند، ولی حد وسط آنها در ذهن حاضر است؛ مانند این که «چهار زوج است». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید وقتی جایگاه وجودی حضرت مهدی«عجلاللّهتعالیفرجه» مقام واسطهی فیض است، هر وقت اراده فرمودند برای خودشان بدن ایجاد میکنند 2- در آن کتاب عرض شده که قلب مبارک امامان معصوم«علیهمالسلام» عین حقیقت قرآن است و عملاً با نظر به آن عزیزان میتوان به طور حقیقی از قرآن استفاده کرد و انسان شد 3- حقیقت قرآن اصل همهی انوار الهی است و عظمت ائمه«علیهمالسلام» به جهت اُنس قلبی آنها است با حقیقت قرآن و یا همان کتاب مکنون که فوق صادرهی اول است و مقام اسماء حسنای الهی است. همانطور که حضرت صادق«علیهالسلام» فرمودند: «لَقَدْ تَجَلَّى اللَّهُ لِخَلْقِهِ فِي كَلَامِهِ وَ لَكِنْ لَا يُبْصِرُون » خداوند در کلاماش برای خلقاش تجلی کرده ولکن آنها نمیبینند. ائمه«علیهمالسلام» در قرآن خدا را ملاقات میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باید علمِ شناخت قواعد طبیعت را در کنار علمِ قواعد عالَم ملکوت بشناسیم تا مقهور طبیعت نباشیم. مشکل غرب در علم، مربوط به نگاه آن ها است که به جای تعامل با طبیعت، مقابله با طبیعت را دنبال میکند و موجب بحرانهای زیستمحیطی میشود. در کتاب «تمدنزایی شیعه» عرض شده «وقتى امامان مىفرمايند: «عَلَيْنَا إِلْقَاءُ الْأُصُولِ إِلَيْكُمْ وَ عَلَيْكُمُ التَّفَرُّع»؛[1] يعنى وظيفهى ما است كه اصول را به شما بگوئيم و بر شما است كه در حواشى آن سير كنيد و تدبّر نمائيد. همه ى اينها نشان مىدهد كه بستر اصلى را خدا و رسول (ص) و ائمه (عليهم السلام) طرح مىكنند و جزئيات و كاربردى كردن آن را برعهدهى عقل مؤمنين و اجتهاد آنها قرار داده اند. مثلًا ما را موظف كردهاند كه به طبيعت احترام بگذاريم و چون طبيعت توسط خداى حكيم خلق شده نبايد با نظام طبيعت مقابله كرد ولى بايد استعدادهاى آن را كشف نمود، نمونه ى آن حفر قنات است كه بدون مقابله با طبيعت، جريان آبِ بسترهاى زيرزمينى را به طرف دشت جارى مىكنيم.». موفق باشید
[1] ( 1)- بحار الأنوار، ج 2، ص 245.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم، در آیهی مذکور همانطور که قرآن متذکر است خلیفهی الهی است و طبق قاعده ى «النهايات تُرْجَعُ الَيَ الْبِدايات» كه مى گويد: هر صورت انتهايى برگشت دارد به حقيقت غيبى ابتدايى اش. مثل اينكه صندلى موجود در خارج برگشت دارد به صورت صندلى موجود در ذهن. يعنى در ابتدا بُعد غيبى آن صندلى در ذهن به صورت كامل موجود است و سپس در طول زمان به كمك نجّار آن صندلى به صورت كامل در انتها ظاهر مى شود. بر اساس همين قاعده است كه مى گوييم در طول تاريخ، ظهور همه ى انبياء و اولياء شرايط ظهور آن حقيقت نهايى مى باشند كه در انتهاى تاريخ ظهور مى كند. در همین رابطه شیخ محمود شبستری می گوید و چه خوب می گوید:
یکی خط است از اول تا به آخر
بر او خلق جهان گشته مسافر
در این ره انبیا چون ساربانند
دلیل و رهنمای کاروانند
وز ایشان سید ما گشته سالار
هم او اول هم او آخر در این کار
احد در میم احمد گشت ظاهر
در این دور اول آمد عین آخر
ز احمد تا احد یک میم فرق است
جهانی اندر آن یک میم غرق است
بر او ختم آمده پایان این راه
در او منزل شده «ادعوا الی الله»
مقام دلگشایش جمع جمع است
جمال جانفزایش شمع جمع است
شده او پیش و دلها جمله از پی
گرفته دست دلها دامن وی
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با اینکه بنده نسبت به کمیتهی امداد بیاعتماد نیستم ولی سخن استادتان را بیشتر قبول دارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شکاکیت یا یک بیماری است و یا یک موضعگیری مصلحتی. ظاهراً گرگیاس دومی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث عقلی یک قاعدهای داریم که میگوید: «حکم الامثال فی ما یجوز و لا یجوز واحد...» یعنی اگر دو چیز شبیه هم بودند همان حکمی که این یکی دارد، آن دیگری نیز دارد و از آن جهت میتوان گفت فهم و عقل و حسّ همهی انسانها مثل هم است چون همه انساناند و نیز اگر یک انسان تلاش کند فهم برتری بهدست آورد این حکم برای دیگر انسانها نیز هست. از طرفی فهم ما تجلی نور علم خداوند است و از این جهت همه منوّر به آن علماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نمیدانم بدیهیات اولیه و ثانویه یعنی چه؟! بدیهی آن نحوه علم حضوری است که تصورش موجب تصدیقاش میشود زیرا در وجود انسان به صورت روشن هست، لذا اگر بتوانیم آن را احساس کنیم تصدیق مینماییم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر باید برای ادراک بدیهی دلیل آورد؟! همینکه وقتی با پدیدهای در خارج روبهرو میشوید و احساس میکنید که متوجه وجود آن شدهاید خبر از توان شما به علم به خارج میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی
سلام علیکم: فایل های صوتی بمرور زمان وباتوجه به اهمیت مطالب ودرخواست کاربران روی سایت قرار خواهد گرفت.ولی درصورتی که بخواهید دسترسی سریعتر به مطالب داشته باشید یا صوت جلسات دارای کیفیت صوت بالا(فایل اصلی) باشد بهتر است باآقای حسن نظری (09136032342)تماس بگیرید تا برایتان ارسال گردد.مدیریت سایت
باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیهی ظاهرگراییِ ما و اینکه دین را تنها در محدودهی وظایف ظاهری قبول کنیم؛ ما را شبیه بنیاسرائیل خواهد کرد و بدین لحاظ رسول خدا «صلواتاللّهعلیهو آله» میفرمایند: «سَيَكُونُ فِي أُمَّتِي كُلُّ مَا كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ حَتَّى لَوْ أَنَّ أَحَدَهُمْ دَخَلَ جُحْرَ ضَبٍّ لَدَخَلْتُمُوه»[1] به زودى در امت من آنچه كه در بنى اسرائيل واقع شد واقع مى شود حتى اگر يكى از آنها در سوراخ سوسمارى رفته باشد امت من نيز همان كار را مى كنند. اين به جهت آن است كه حضرت پيش بينى مى كنند روحيه ى يهودى گرى بر جامعه ى اسلامى سرايت مى كند و با توجه به همين روحيه كه در قرآن تبيين شده مى توانيم بفهميم چرا حضرت روحيه ى آن گروه از امت خود را به يهود تشبيه مى كنند. اگر بگوئيم فلان روشنفكر با اينكه ادعاى طرفدارى از انقلاب را دارد تفكر يهودى دارد نبايد تعجب كنيد، بهتر است با مقايسه ى تفكر او با شخصيت اشراقى حضرت امام ببينيد آيا همان نسبتى را با مكتب امام دارد كه يهود امت پيامبر با اسلام داشت؟ يهودِ مكتب امام در عين ادعاى اسلاميت، گرفتار نگاه سوبژكتيويته است و اگر ما مكتب امام را نفهميم نمى دانيم يهودِ مكتب امام چه تفكرى دارد. وقتى مكتب حضرت امام شناخته شود و معلوم شود امام از مجاز - با همه ى شكل هايش- عبور كرده و به حقيقتِ وجود رسيده، وقتى گفته مى شود اين مكتب و يا اين شخص بر مبناى سوبژكتيويته به عالم و آدم مى نگرد، راحت مى توانيد تكليف آن مكتب و آن شخص را با امام روشن كنيد. اميدوارم با روشن شدن اين دو نكته - يعنى شخصيت اشراقى حضرت امام و رجوعِ ايشان به «وجود» و شناخت روح سوبژكتيويته و نظر به مجاز - قدم بزرگى در شناخت زمانه و سير به سوى اهداف بلند الهى، برداريم.
2- نحوهی عذاب بنیاسرائیل، فرق کرده و آن همان محرومیت آنها از امکاناتی است که خداوند برای سایر ملل حرام ننموده است. نمونهی آن نداشتن سرزمینی معین. موفق باشید
[1] ( 1)- بحار الأنوار، ج 53، ص 127.
