بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7972
متن پرسش
سلام استاد چه جوری میشه حاجت گرفت؟ مرض مزمنی دارم که پنج-شش ساله امونم رو بریده. زندگی ام مختل شده و به شدت افسرده شدم. هم از لحاظ عصبی داغونم هم از لحاظ جسمی دارم تحلیل میرم. هر چی هم راز و نیاز و توسل کردم فایده ای نداشته. دیگه چیکار باید بکنم. مسئله ای نیست که بشه باهش کنار اومد چون با این وضعیت نه میتونم ازدواج کنم نه کار مناسبی گیرم میاد. آخه چرا باید این قدر شکنجه بشم. تا کی؟؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بگو خدا! حالا که همه‌کاره تویی، اگر قرار گذاشته‌ای من در زیر نظر تو این‌طوری امتحان دهم، سمعاً و طاعتاً. در ضمن سری به اطبای سنتی بزنید و پرهیز را فراموش نکنید و آینده را به خدا بسپارید و فراموش نکنید صبر بر قضای الهی آنچنان راه قلب شما را به سوی حق می‌گشاید که هرگز سلامتی مورد نظرتان چنین بهره‌ای به شما نخواهد داد. به قول اسرایی که از زندان‌های صدام آزاد شدند، حیف که آزاد شدیم و از آن فضای معنوی محروم گشتیم هرچند از نظر بدنی در زحمت بودیم. موفق باشید
5933
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید . من سوالی پرسیدم که شما جوابی فرمودید و شماره سوال 5871 می باشد . عرض کردم که کوچکترین چیزی که باعث حجاب قلب ام میشود را کنار میگذارم مثل (کتاب خواندن , و مخصوصا مباحث فلسفی , و هم نشینی با برادران دینی و مباحثه با آنان و سخنرانی های اخلاقی برای بچه های مسجد محل امان و. . . ) و شما در جواب عرض کرده بودید : مؤمن باید در مسیر توحید متوجه حضور و تأثیر حق باشد ولی این بدین معنا نیست که از وسائطی که خداوند قرار داده دوری کند. خوب است که مواظب هستید چیزی حجاب قلب‌تان نشود ولی باید در دل انجام وظایف شرعی سعی کنید توجه خود را به خدا بیندازید نه این‌که از ترس حجاب‌شدن کتاب یا صحبت‌ برای بچه‌های مسجد، کتاب‌خواندن را یا صحبت‌کردن را ترک کنید، باید سعی کنید توجه و نیت شما تغییر کند. به هرحال به ما دستور داده‌اند برای کسب علم تا چین هم بروید حالا شما تفکر بر روی حرکت جوهری را از ترس آن‌که فکرتان را مشغول می‌کند رها می‌کنید؟ در حالی‌که اگر با تفکر و تعقل عمیق‌تر با آیات و روایات روبه‌رو شوید از لایه‌های عمیق آیات و روایات آگاه می‌شوید و درجه‌ی توحید شما شدیدتر می‌شود. فکر کنم در آن سوال قبل قشنگ مطرح نکردم ولی خب با یکی از مثالهای خودتان در شرح نامه 31 از حضورتان سوال میکنم . آن قسمت از سخنرانی که فرمودید شمس به مولوی گفت همه چیز را کنار بگذار حتی کتاب و درس و بحث را , و مولوی کتاب ترمذی در آستین اش پنهان میکرد تا اینکه شمس فهمید و سپس فرمودید اگر بخواهید خدا باهاتان صحبت کند خیلی چیزها را نباید گوش بدهید و خیلی حرف ها را نباید بزنید و خیلی چیزها را نباید بخوانید . پس 1-نظرتان درباره ی این حرکت شمس تبریزی چه بوده است ؟ که ریشه های مولوی را از تعلقات قطع کرد و حتی همان درس و بحث را از او گرفت ؟ 2-آیا این همان صوفی گری است که از سمت اهل بیت (ع) مذمت شده است ؟ 3- اینکه فرمودید اگر بخواهید خدا باهاتان صحبت کند خیلی چیزها را نباید گوش بدهید و خیلی حرف ها را نباید بزنید و خیلی چیزها را نباید بخوانید منظورتان چه بود ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: 1- انسان در سلوک خود به جایی می‌رسد که باید از مفاهیم بگذرد و نظر به حقیقت بکند و پیشنهاد شمس از این قرار است و با این‌که باید ما نیز متوجه باشیم مفاهیم حجاب ما نشود فکر نمی‌کنم به معارفی رسیده‌ایم که دیگر نباید به کتاب رجوع کنیم 2- فکر نمی‌کنم، چون خود اهل‌البیت«علیهم‌السلام» علم خود را با کتاب به‌دست نیاوردند 3- هر چیزی که حجاب نظر به حقیقت شود باید رها کرد و به چیزی که ما را متذکر حقیقت می‌کند باید رجوع نمود. موفق باشید
4756
متن پرسش
با سلام خدا قوت از اینکه در ایام اعتکاف می خواستم مزاحم شوم وخداوند توفیق داد و حاصل نشد شاکرم اما سوال در یکی از بند های دعای صحیفه سجادیه (( الْحمْد لله الذی لوْ حبس عنْ عباده معْرفه حمْده علی ما ابْلاهمْ منْ مننه الْمتتابعه ، و اسْبغ علیْهمْ منْ نعمه الْمتظاهره ، لتصرفوا فی مننه فلمْ یحْمدوه ، و توسعوا فی رزْقه فلمْ یشْکروه . و لوْ کانوا کذلک لخرجوا منْ حدود الْانْسانیه الی حد الْبهیمیه فکانوا کما وصف فی محْکم کتابه «انْ همْ الا کالْانْعام بلْ همْ اضل سبیلا . » الف )معرفت به حمد فصل انسان از بهیمیه است . ب)این معرفت خود از طرف پروردگار است یا خود حمد ج)آیا لازم هر حمدی شناخت نیست حتی در حد جمادات آن هم تکوینآ آیا معرفت به حمد در مورد انسان با شناخت در مورد حمد وتسبیح موجودات دیگر طول هم هستند یا خیر . اگر هم صورت سوال ها غلط است بفرمایید تا استفاده کنیم 2- سوال دیگر رابط بین حمد و تسبیح که ایا حمد اعم تر از تسبیح است یا تسبیح لازم حمد است . در پایان اگر صورت سوالات هم غلط است . فرمایید تا استفاده نماییم .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت سجاد«علیه‌السلام» روشن می‌کنند استفاده از نعمت بدون حمد یک نوع زندگی حیوانی است و لطف خدا به انسان‌ها آن بوده که شعوری به آن‌ها داده که منعم را می‌شناسند و در راستای حمد خداوند با نعمت‌ها برخورد می‌کنند. خداوند در ما شعوری قرار داده که بتوانیم با نظر به نعمت‌ها متوجه او باشیم و لازمه‌ی هر حمدی شناخت منعم است ولی این نوع شناخت همان‌طور که حضرت می‌فرمایند مخصوص انسان است 2- شاید بتوان گفت در حمد نظر به کمالات خداوند داریم ولی در تسبیح تلاش برای سیر و حرکت به سوی خداوند در میان است با این اعتبار که تسبیح را به معنای شناکردن به سوی مقصد تلقی کنیم. موفق باشید
2994

اعیان ثابتهبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و اظهار ارادت محضر استاد معظم 1-لطفا کلیت مقوله ی" اعیان ثابته" را برایم شرح دهید. 2-این عبارات تا چه حدی درست است ؟ "اراده ی حضرت حق بر این استوار شده است که این قرن -قرن 15 هجری- قرن اسلام باشد و انسانهایی که خویشتن خویش را شایسته ی آئینگی نموده اند(در تشریع) یعنی به مقام فنای فی الله نائل آمده اند به سوی جذبه ی حق -که همان امکان ذاتی شان و عین ثابته ی قبل از عالم خلق(تولد) خودشان است- شیداوار جذب می شوند و تقدیر و اراده ی محبوب حقیقی خویش را که خداست عاشقانه در آغوش می کشند و اینجاست که اراده ی عبد در اراده ی معبود فانی می شود و انطباق تکوین و تشریع صورت متعین می یابد و از این رهگذر است که می توان علم الهی امام حسین (ع) به همه ی مصائب نهضتشان را با انتخاب های ایشان هماهنگ و متحد دید. 3-لطفا کلیت مقوله ی "رجعت" را برایم شرح دهید.آیا منظور از رجعت بازگشت فرهنگ و سیره ی اهل بیت پیامبر (ص) به متن جامعه ی بشری است یا در کنار این معنا بازگشت جسمانی آن بزرگواران هم صورت می پذیرد؟ 4-آیا درک غیر معقول مقوله ی" رجعت" مساله ی "تناسخ" را توجیه نمی کند؟ 5-لطفا سؤالات اینجانب را فقط و فقط شخص" استاد اصغر طاهرزاده" پاسخ دهند.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- بحث اعیان ثابته بحثی است که باید در کتاب‌های عرفانی مطالعه فرمایید اگر سؤالی برایتان پیش آمد بنده در خدمتتان هستم ولی بحثی نیست که در یک سؤال و جواب بگنجد. شاید جواب شماره‌ های 2170و 1899 و1363 کمک کند 2- کسی که این سخن را فرمود مسلّم متوجه چنین حقیقتی شده، این سخن، سخنی نیست که از سر حدس و گمان گفته شده باشد 3- احتمالاً علاوه بر سیره‌ی آن‌ها شاید برگشت جسمانی هم باشد و یا لااقل بعضی از امامان خودشان رجعت بفرمایند. البته در هر حال روایات رجعت روایاتی تأویلی است و نظر به باطن موضوعات دارد 4- تناسخ از آن جهت غلط است که بگوییم یک روح که به فعلیت لازم خود رسیده دوباره به بدنی برگردد و یک حیات دیگری را ادامه دهد، بدون آن‌که به قیامت و حشر و صراط نظر داشته باشد ولی رجعت به معنی آن است که اگر روحی امکان فعلیت‌یافتن همه‌ی قوه‌هایش را ندارد و مایل است به دنیا برگردد و آن را کامل کند، این امکان را به او بدهند و سپس در قیامت و حشر و صراط وارد شود 5- قسمت سؤال و جواب به عهده‌ی خود بنده یعنی طاهرزاده است و تا حالا کسی دیگری در این مورد وارد نشده. موفق باشید
2924
متن پرسش
طلبه پایه چهارم و21سال سن دارم، آن ترتیبی که برای سیرانسان شناسی را که فرمودید را دیدم ولی بخاطر اینکه می خواهم از کتابهای دیگر شما هم استفاده بشود آیا سیر ذیل خوب است که پیگیری کنم اگر اشکالی داشت یا کتب بالاتر از فهم ما بود تذکر دهید و اصلاح بفرمائید:1.جوان و انتخاب بزرگ2.آشتی باخدا3.ده نکته از معرفت نفس همراه صوت4.جزوه انسان در اسلام همراه صوت.5.ازعرفان تا برهان همراه صوت.6.خویشتن پنهان7.معرفت النفس والحشر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: خوب است ولی پیشنهاد می‌کنم بعد از کتاب «از برهان تا عرفان» کتاب «معاد» را مدّ نظر قرار دهید و بعد از آن کتاب«خویشتن پنهان» را شروع کنید، در آن صورت شاید بسیاری از مطالب معرفت‌النفس و الحشر را به‌دست آورده باشید. در ضمن جزوه‌ی «انسان در اسلام» با ویرایش جدید در دست چاپ است، بگذارید کتاب که چاپ شد آن را مطالعه فرمایید. موفق باشید
2152

اصالت وجودبازدید:

متن پرسش
سلام.استاد،آیا اصالت وجود یک نظریه است؟یا یک اصل متقن خلل ناپذیر؟من در بعضی کتب دیده ام که نوشته شده نظریه اصالت وجود.اگر اینگونه است ممکن است روزی در آینده کسانی به کلی این نظریه را ابطال کنند.و نیز به این معنی است که تا قبل از ملاصدرا بسیاری یک خدای دیگر را می پرستیدند.چه بسا خدایی که ملاصدرا و پیروان او بدان معتقد هستند نیز در آینده توهمی بیش نباشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی عقل متوجه حقیقتی تحت عنوان اصالت وجود شد دیگر معنا نمی‌دهد آن حقیقت یک نظریه باشد. جناب ملاصدرا موضوع را به صورت دقیق‌تری تدوین کرد و گرنه سیخ‌الرئیس و شیخ اشراق نیز به نحوی همان را می‌گفتند به همین جهت گفته می‌شود حکمت متعالیه‌ی ملاصدرا تکامل‌یافته‌ی تفکر فلسفی گذشتگان است. موفق باشید
1768

ریا یا حلمبازدید:

متن پرسش
با سلام. استاد گرامی دختری هستم که سعی دارم در سایه سار مذهب زندگی کنم. با توجه به اینکه محجبه هستم قاعدتا اطرافیان و مردم هر کاری که میکنم به اسم اسلام قلمداد می کنند.گاهی سعی می کنم چون افراد قشر مذههبی را نماد اسلام می دانند مثلا در جایی که از دست کسی عصبانی میشوم به خاطر اسلام و اینکه مردم به دین بدبین نشوند این عصبانیت را بروز ندهم و کارهایی از این دست. استاد آیا این ریاست؟ گاهی بخود میگویم نکند این ریا باشد. تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام «ریا» آن است که عملی را که صورت مذهبی دارد بدون اعتقاد به آن ،جهت جلب نظر مردم انجام دهید تا شما را هم جزء کسانی بدانند که معتقد به آن عمل هستند. در صورتی‌که شما عملی را انجام می‌دهید که به حقانیت آن اعتقاد دارید هرچند هنوز تماماً متخلق به آن عمل نیستید و این «ریا» نیست. این مثل آن توصیه‌ای است که امام صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «إذا لَم تَکُن حَلیماً فَتَحَلَّمْ» اگر هنوز به مقام حلم نرسیده‌ای، پس حلم را بر خود تحمیل کن تا حلیم شوی.
15239
متن پرسش
سلام: این سوال را ناظر به سوال 15220 مطرح می کنم. شهید آوینی در مقاله «ویدیو در برابر رستاخیز تاریخی انسان» چنین می گویند: ... چه کسی می تواند اثبات کند که ضرر ویدیو از کامپیوتر بیش تر است؟ هیچ کس. مشکل اینجاست که که ما فقط با معیار اخلاق ظاهری به محصولات تمدن تکنولوژیک غرب می نگریم نه با معیار حکمت و حقیقت دین. روزگار ما روزگار اسارت در چنگ ابزاری است که هویت فرهنگی دارند. محصولات تمدن غرب همگی کم و بیش، صورت هایی مجسم از فرهنگ غرب هستند و آن چه مارشال مک لوهان در این باره می گوید درست است. به اعتقاد من اگر با چشم حکمت به محصولات تکنولوژیک بنگریم، کامپیوتر را بسیار خطرناک تر از ویدیو خواهیم یافت. کامپیوتر «بَعل ذَنوب» است: بت بزرگ. ... نخست، چرا کامپیوتر بعل ذنوب است و چرا سینما این گونه نیست؟ دوم، آیا در آینده تکنولوژی جدیدتری خواهد آمد که از کامپیوتر پیچیده تر باشد؟ در ادامه مقاله شهید آوینی پاسخ هایی می دهند ولی بنده می خواهم شما از دیدگاه خودتان پاسخ دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی علم در اسارت تکنیک است و علم، در میانه‌ی راه است اگر مسیر خود را تغییر ندهد و همچنان در اسارت تکنیک برای ظهورِ تکنیک برتر بماند، آینده گرفتار تکنیک‌هایی هستیم که می‌خواهد تمام آن‌چه بشر در یک لحظه تصور می‌کند، به همان شکل در خارج از ذهن، صورت‌بخشی نماید. زیرا بشر امروز از صورت‌ها بالاتر نمی‌رود تا از تکنیک عبور کند و کامپیوتر از آن جهت که فضای گسترده‌تری برای تحمیل صورت‌های ذهنی ما در آن فضا است، معلوم است که همان بت بزرگ است که حالا‌حالاها ما را به خود مشغول می‌کند و از توحید بازمان می‌دارد. موفق باشید

13427
متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: رهبری در تاریخ 22/12/1379 در دانشگاه امیر کبیر در جواب سوالی این چنین فرمودند: در حال حاضر با توجه به شبهه‌افکنیها و ریاکاری بعضی از مسؤولان و در نتیجه آلوده کردن چهره‌ی نظام اسلامی، چه راهکارهایی را برای در امان ماندن از غفلت یا تندروی های بیجا، و تصمیم‌گیریهای خداپسندانه و مبتنی بر اسلام پیشنهاد می کنید؟ فرمودند: «من کلّاً به جوانها و بخصوص به دانشجویان و طلاّب توصیه می کنم که آگاهیهای خودشان را افزایش دهند. بسیاری از این کجروی هایی که شما ملاحظه می کنید، ناشی از کمبود آگاهی است. نسل امروز - به‌ویژه نسل جوان ما - باید از تاریخ کشورش اطّلاع داشته باشد؛ بخصوص از زمان مشروطیت به این طرف را بداند. شما در هر رشته‌ای که تحصیل می کنید، چون جزو نخبگان جامعه هستید - بعد از این هم ان‌شاءاللَّه جزو نخبگانِ برتر خواهید بود - باید بدانید که کشور شما در چه موقعیتی قرار داشته و دارد. شما باید بخصوص تاریخ رژیم گذشته را بدانید. نسل امروز ما درست نمی داند که انقلاب اسلامی چگونه این کشور را از چنگال آن رژیم خلاص کرده است. این را ما که با همه‌ی پوست و گوشت و همه‌ی هستىِ خود آن رژیم را حس کردیم، خوب می دانیم. اینها باید منعکس و گفته شود. البته در این زمینه، چیزهایی هم نوشته شده است. رژیم گذشته، رژیمی فاسد و صددرصد وابسته و به‌کلّی دور از عدالت بود. برای آن رژیم مسأله‌ی مردم در کشور به‌هیچ‌وجه مطرح نبود. برای آن رژیم ارزش یک مستشار امریکایی یا یک سیاحتگر صهیونیست، به مراتب بیشتر بود تا جمعیت عظیمی از مردم ایران! عناصر آن رژیم به مفت خوری، زیادی خوری، غارت منابع ملی و استفاده‌ی نامشروع از همه‌ی امکانات کشور عادت کرده بودند. آن رژیم بر پایه‌ی نامشروعی بنا شده بود؛ یعنی کسی که در آن زمان در رأس قدرت بود - که تقریباً سیوپنج سال هم حکومت کرد - فقط با این اعتبار به حکومت رسیده بود که پدرش قبل از او حاکم بوده است! شما ببینید چه منطق غلطی برای حاکمیت یک نفر وجود داشت. همه‌ی قدرت ها و ثروت ها در اختیار او بود و اگر گفته می شد که شما با چه استدلالی روی کار آمده‌ای، پاسخ این بود که چون پدرم قبل از من در این‌جا حاکم بوده است! او با پشتوانه و خواستِ مستقیم انگلیسی ها بر سرِ کار آمد و سی و پنج سال هم حکومت کرد؛ بدیهی است که مملکت متعلّق به آن کسانی باشد که او را بر سر کار آوردند یا از او حمایت کردند. ما چنین رژیمی را پشت سر گذاشتیم. پدر او چرا روی کار آمده بود؟ چون یک کودتای انگلیسی شده بود و آنها این‌طور خواسته بودند. شما باید اینها را بدانید. شما باید تاریخ کودتای رضاخان در اسفند ۱۲۹۹، بعد رسیدنش به سلطنت در ۱۳۰۳، بعد جانشین شدن محمدرضا را بدانید. البته در تلویزیون هم برنامه‌های خوبی گذاشتند و اینها را تشریح کردند. در کتابهایی هم این مطالب نوشته شده است. آگاهی های شما از مسائل جهان باید بالا برود. من گمانم این است هر کسی، هر جوانی و هر دانشجویی که بداند این انقلاب و این نظام، کشور را از دست چه گرگ های خون‌آشامی گرفته و چه زحماتی را در این بیست‌ودو سال تحمّل کرده تا به این‌جا رسیده و چه دشمنی هایی با آن شده و الان هم در کمین آن است، کاملاً می فهمد که در این نظام چه باید بکند. یعنی وظیفه‌ی خودش را حس می کند و تشخیص می دهد. جوان ایرانی، هم روشن‌بین و باهوش است، هم سیاسی است. لذا جای ابهام باقی نمی‌ماند. بنابراین، علاجی که من پیشنهاد می کنم، کتابخوانی، افزایش مطالعه و کشاندن اجتماعات دانشجویی به بحثهای صحیح و حقیقی - نه بحثهای انحرافی - است. البته بحث خودسازی و درون‌سازی و نورانی کردن دل و امثال اینها هم بحثهای مفصّلی است که در جای خود باید مورد تأکید قرار گیرد.» سوال این است که چه جوری سطح آگاهی خود را بالا ببریم و یا از تاریخ کشور به خصوص از مشروطه به این طرف مطلع شویم؟ آیا شما کتابی سراغ دارید یا آیا خودتان کتابی نوشته اید در این زمینه؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید امروز کتاب‌های بهتری در رابطه با تاریخ صدساله‌ی گذشته‌ی ما در بازار باشد ولی رویهم‌رفته کتاب‌هایی مثل «تحلیلی از نهضت امام خمینی» از آقای حمید روحانی و یا کتاب‌های آقای موسی حقّانی و موسی نجفی کمک‌کننده در این امر هستند. جزوه‌ی تحلیلی از انقلاب اسلامی که بنده تنظیم کرده‌ام انشاءاللّه می‌تواند مفید باشد. کتاب «از سید ضیاء تا بختیار» از آقای بهنود نیز نکات خوبی دارد به‌خصوص که این کتاب را قبل از پیوستن به اصحاب بی‌بی‌سی نوشته است. موفق باشید

12487
متن پرسش
با سلام: جایگاه کتاب سلوک ذیل اندیشه امام بعد از کتب غرب شناسی است یا اینگونه که اول غرب شناسی بعد کتب انقلاب اسلامی بعد سلوک ذیل اندیشه امام؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جلسه‌ی 16 کتاب سلوک، جایگاه مباحث معرفت النفس و مهدویت و انقلاب اسلامی و غرب شناسی مشخص شده‌است؛ به نظر بنده ابتدا باید یک دور کتاب سلوک را مطالعه کرد تا جایگاه مباحث مذکور مشخص شود و به مباحث مذکور بپردازید و سپس بعد از آمادگی لازم با عمق بیشتری کتاب سلوک را بازخوانی کنید. موفق باشید

12417
متن پرسش
چگونه راه وسوسه های شیطانی را سد کنیم که با توجه به داشتن همسر وسوسه نگاه به نامحرم و غیره در ذهن ما می آید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالبی در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» هست مبنی بر این‌که انسان در چنین شرایطی باید با کنترل نگاه خود به نامحرم قدرت وساوس شیطانی را کم کند. موفق باشید

8310
متن پرسش
سلام علیکم در مورد ایت الله انصاری همدانی گفته شده /منقول از ایت الله قاضی رحمت الله علیه/ که ایشان توحید را مستقیم وبدون واسطه از خدای متعال بدست اورده اند لطفا کمی توضیح دهید با تشکر صمیمانه التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: یک بحث تخصصی عرفانی است، إن‌شاءاللّه مطالب توحید نظری را دنبال بفرمایید پس از چندسال معنای این سخن روشن می‌شود. موفق باشید
7172
متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز بنده در مرز تغییر رشته از مهندسی به علوم انسانی هستم. اما با یک دوگانگی مواجه شده ام. علاقه شخصی بنده ضمن علاقه به مطالعه در متون و معارف دینی ، بیشتر در زمینه نظریه پردازی در علوم اجتماعی می باشد. احساس میکنم باید به رشته علوم اجتماعی بروم و از طریق نقد و مطالعه نظریات علوم اجتماعی غربی و نیز مطالعه در معارف دینی به تولید نظریات اجتماعی اسلامی رسیده و به نظریه پردازی در بحث سبک زندگی دینی بپردازم در حد توان خودم. از طرفی با توجه به ماجرای منقول از زبان آیت الله ناصری از قول آقای بهجت و نیز برخی سخنان جناب پناهیان و نیز مشاهده وضعیت جهان و منطقه و نیز این احساس که پرچم را آیت الله خامنه ای به حضرت صاحب خواهند داد و اینکه رهبری با توجه به سن بالایشان، احتمالا ظهور باید نزدیک باشد تا ایشان بتوانند پرچم را بدهند. بنابراین اگر ظهور به زودی اتفاق بیفتد، دیگر مطالعه غربشناسی و نقد نظریات غرب و تفکر پیرامون تولید نظریات سبک زندگی دینی بیهوده خواهد بود. چرا که با ظهور حضرت نه غربی خواهد ماند و نه سبک زندگی غربی. خود ایشان سبک زندگی دینی را برای بشریت تبیین خواهند کرد. مثلا فرض کنید ما به رشته علوم اجتماعی برویم و پس از 10 سال مطالعه در این رشته و اجزایش ، حضرت ظهور کنند. آنوقت تمتم زحمات ما بی نتیجه خواهد شد. لذا این فکر که ظهور خیلی نزدیک است بنده را به سمت مطالعه صرف در علوم و معارف اسلامی اعم از علوم حدیث، اعتقادات، تفسیر قرآن، مباحث حضرتعالی و این دست مطالعات سوق می دهد. خلاصه بنده در این دو راهی گیر کرده ام. اینکه بنابر نیاز امروز و نیز بلند مدت جامعه به سمت علوم اجتماعی بروم یا با فکر نزدیکی بسیار زیاد زمان ظهور و برچیده شدن بساط غرب، فقط به سمت رشته هایی نظیر علوم قرآن وحدیث بروم. لطفا پاسخ کامل بفرمایید. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن آن بزرگان می‌تواند معنای دیگری داشته باشد حاکی از این‌که مسیری که حضرت آیت‌اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» باز می‌کنند بالاخره به حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» می‌رسد و لذا شما طبق وظیفه‌ای که تشخیص می‌دهید عمل کنید و وقتی هم که حضرت تشریف بیاورند ما باید به عنوان کارشناسان آن نظام آمادگی‌های لازم را در خود ایجاد کرده باشیم. موفق باشید
6059
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم استاد اگر امکان دارد نظرتان را در مورد این مطلب هم که روی وبلاگم هست بگویید چگونه میتوان لایق شد؟... اینجا عکس جمکران است و بعد از اون این مطالب گر عفو کنی یا نکنی حق داری گر نامه ام امضا نکنی حق داری با این همه عصیان و گناهکاری ما گر چهره هویدا نکنی حق داری دوباره دارم به تو فکر میکنم و به خودم فکر میکنم وبه انبوه آدم هایی که میگویند به انتظار آمدنت لحظه شماری میکنند و به نیامدنت که سالهاست بزرگترین اندوه نشسته به دلهاست... فکر میکنم و در می یابم تو خوبتر از آنی که خیال نیامدن داشته باشی اما پس چرا نمی آیی؟ چرا نمی آیی تا بساط شعرهای فراق جمع شود و دیگر نخوانیم: یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور حتماً عیب از ماست که هنوز به جایی نرسیده ایم که سایه مهربان شما را برسر داشته باشیم... چه باید کرد؟ چگونه باید به آن لحظه رسید؟ فکر می کنم و فکر می کنم و آه می کشم. نمی دانم بی مدد شما میتوان به کوچه های سبز حضور رسید... ای مهربان...ای بهترین بهترین ها... به ما بیاموز که چگونه میتوان لایق شد؟ لایق آن همه مهربانی که برای دیدارش بی تابی می کنیم. خوبست که ماه آسمانت باشی پروانه بی قرار جانت باشی ای شیعه مراقبت کن از اعمالت تا زینت صاحب الزمانت باشی استاد محترم یکی از خوانندگان نظرش در مورد این مطلب این بوده: (أَلَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿١٠٤-توبه﴾ آیا هنوز ندانسته‌اند که خداست که توبه بندگانش را مى‌پذیرد و صدقات را مى‌ستاند، و خداست که توبه‌پذیر و مهربان است؟ ***************************************** هرچه در این آیه دقت کردم نتوانستم بفهمم که چرا شما عکس جکران در قم را گذاشته اید و از کس دیگری تقاضای پذیرش توبه میکنید؟؟!!!!!!) به نظر شما من چه جوابی به ایشون بدهم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بفرمایید حتماً خدا توبه‌پذیر است ولی رضایت اولیاء الهی از ما سبب قبول توبه از طرف خدا می‌شود و از طرفی قرآن می‌فرماید: «انما یتقبل الله من المتقین» خداوند از طرف متقین هرچیزی را می‌پذیرد. عجیب است وقتی ما را به تقوا دعوت می‌کند می‌فرماید: « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ وَ جاهِدُوا فی‏ سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون‏ » با نظر به واسطه‌ها آن تقوا را به‌دست آورید. پس آیا راه درست آن نیست که ما در محضر امام معصوم حیّ و حاضر اظهار ندامت کنیم تا او واسطه‌ی اُنس ما با خداوند شود؟ موفق باشید
6048
متن پرسش
با سلام و عرض ادب.به من بگویید یک انسان کامل یا یک عارف واصل توحید افعالی را چگونه می بینید و توصیف می کند؟اینکه باید منشا همه افعال و آثار را خداوند بدانیم به چه معنا است؟شما به من بگویید اگر یک انسان کامل هم اکنون جای من باشد و این کلمات را با کیبورد تایپ کند آن را چگونه به خداوند نسبت می دهد؟(یک انسان کامل نه فرد دیگر)غیر از این است که در غایت و نهایت توحیدش می تواند بگوید خداوند به من حیات و قدرت و اراده و توانایی و علم داده و هم اکنون من خودم با انگشتان خودم و با علمی که به من داده شده است دارم تایپ می کنم؟آیا فراتر از این ممکن است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید یک حقیقت است و هرکس به هر اندازه که بتواند در مسیر شریعت الهی با خلوص کامل قدم بزند آرام‌ارام از خود فانی و به حق باقی می‌گردد و از علم الیقین به عین الیقین و در نهایت به حق الیقین می‌رسد تا آن‌جایی که در عین کثرت وحدت می‌یابد و در عین وحدت کثرت. مثل آن‌که شما در عین آن‌که خودتان هستید، قوای سامعه و باصره شمایید بدون آن‌که دوگانگی در میان باشد. به هر حال توحید افعالی در مقام علم الیقین همان است که شما می‌فرمایید ولی این راه همچنان ادامه می‌یابد تا آن‌جایی که در هر فعلی حضور حق را می‌یابید بدون دوگانگی بین آن فعل و آن حق و بدون آن‌که نفی مظاهر کنید بلکه حق از طریق آن مظاهر فعل خود را انجام می‌دهد. که بحث مهمی است و باید در جای خود و با مقدمات طولانی به آن برسید و از حد سؤال و جواب بیرون است. موفق باشید
5789
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و بزرگوار در نماز های خود به سفارش شما در محضر ائمه اطهار نماز را شروع می کنم و به آنها متوسل می شوم و انصافاً تاثیر بسزائی در تجرد نفس و حضور قلب داشته است فقط چند مشکل وجود دارد 1- نمیدانم چرا اکثر ائمه در این مسیر کمک نمی کنند و برخی بهتر جواب می دهد از جمله صاحب الزمان (عج)و امام حسن مجتبی(ع) بهتر در این حضور قلب کمک من کرده اند در حالیکه همگی نور واحد هستند 2- از اینکه از افرادیکه منجمله امام خمینی ره و سید علی قاضی برای حضور قلب کمک بگیرم علت آنرا نمی دانم در حالیکه از ائمه اطهار علیهم السلام می توان کمک گرفت
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: این به جهت آن است که روح شما در این شرایط امکان اُنس با نور آن بزرگواران برایش راحت‌تر است. إن‌شاءاللّه آماده‌ی اُنس با نور سایر مظاهر مقدس هم خواهید شد 2- با نظر به حضرت امام و رهبری و مرحوم قاضی با تجلی تفصیلی مظاهر مقدس ائمه به نحو خاص مرتبط می‌شوید. موفق باشید
5292
متن پرسش
سلام چند سوال راجع به به لیلی ومجنون/خسرو وشیرین داشتم آیا این منظومه ها واقعی است 2آیا اینها غیر از رابطه دختر پسری است که امروز به وفور یافت مشود/شهوت در آن چه جایگاهی دارد/3شخصیت نظامی چگونه است آیا عالم وعارف بوده4هدف از خلق این منظومه ها چیست 5من وقتی میخواندم گریه ام گرفت و حالت عشق واقعی با حضرت ولی عصر در ذهنم آمد آیا میشود با این منظومه ها به عشق حقیقی والهی رسید؟6در کل نظرتان در مورد آنها چیست ببخشید وقتتان را گرفتم ملتمس دعای خیر شما هستم تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعید است که واقعی باشد این‌ها طرح صورت ایده‌آل سراینده‌ی منظومه‌ها است تا اوج محبتی که انسان نیاز دارد به محبوب خود داشته باشد را ظهور دهد و از بعضی از قسمت‌های خسرو و شیرین برمی‌آید که نظر به محبوب معنوی دارد نه محبوب جسمانی، و به همین جهت هم ماندگار شده چون بسیاری مثل شما با امثال این اشعار به امامان معصوم«علیهم‌السلام» به اعتبار آن‌که باید محبت خود را خرج آن ذوات مقدس کرد، منتقل می‌شوند. موفق باشید
4287

کنترل واهمهبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد من به یک شخصی عشق مجازی پیدا کردم که همجنس خودمه. استاد هرچه روزه میگرمو عبادت میکنم تعلقم از بین نمیره ایا خوبه که باهاش قهر کنم یا رابطمو باهاش کم کنم یا کاری کنم که کمتر ببینمش. یا سعی کنم همین طور که رابطه صمیمیمو باهاش دارم خودمو اصلاح کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید قوه‌ی واهمه‌ی خود را کنترل کنید و نگذارید یاد ایشان همواره در ذهن‌تان باشد. شاید توصیه‌های کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کمک کند. البته قهر، چاره‌ساز نیست. موفق باشید
2328
متن پرسش
سلام علیکم. استاد بفرمایید اول ما خلق الله نور محمد(ٌ ص) بوده یا ارواح معصومین؟ در حدیثی داریم اول ما خلق الله نوری در حدیث دیگر ارواحنا. میدانیم که بین روح و نور محمد (ص) فرق است.اما طبق این دو حدیث ما به این نتیجه میرسیم که روح همان حقیقت نوری است.در این مورد توضیح بفرمایید.2آیا روحی که فوق ملائکه هست فرشته هست یا خیر حقیقتی بالا تر از ملائکه است؟ (تنزل الملائکت والروح)در این مورد توضیح مفصل بفرماییددر صورت امکان برای اثبات خود دلیل بیاورید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- اگر روایات را ملاحظه بفرمایید می‌فرمایند: «إِنَّ فَضْلَ أَوَّلِنَا یَلْحَقُ بِفَضْلِ آخِرِنَا وَ فَضْلَ آخِرِنَا یَلْحَقُ بِفَضْلِ أَوَّلِنَا وَ کُلٌّ لَهُ فَضْلٌ» زید بن الشّحَّام از حضرت صادق(ع) سؤال می‌کند: از حسن و حسین کدام‌یک افضل‌اند؟ حضرت صادق(ع)فرمودند: فضیلت و برترى اولین ما ملحق به برترى و فضیلت آخرین ما مى‏شود و فضیلت آخرین ما به اولین ما برمی‌گردد، هر کدام را فضلى است. عرض کردم: فدایت شوم توضیح بیشتر بفرمایید؛ به خدا قسم من چون جویاى فضل و منقبت شما هستم این سؤال را مى‏پرسم. حضرت فرمودند: ما از شجره‌ی طیبه‌ای هستیم که خدا ما را از یک طینت به‌وجود آورد، فضل ما از جانب خدا و علم ما از اوست، ما امین خدا میان مردم هستیم و دعوت‌کنندگان به سوى دین خدائیم و نگهبانان و واسطه‏ها بین خدا و مردم می‌باشیم. ای زید! هنوز هم برایت توضیح بدهم؟ عرض کردم آرى. فرمود: سرشت ما یکى و علم ما یکى و فضل ما یکى است و همه در نزد خدا یکسانیم، عرض کردم بفرمائید چند نفر هستید؟ فرمود: ما دوازده نفریم در اطراف عرشِ پروردگار در شروع آفرینش خود، اول ما محمّد، وسط ما محمّد و آخر ما نیز محمّد است.چون در مقام غیب کثرت نیست یک حقیقت است که در شرایط مختلف ظهور مختلف دارد 2- در روایت داریم روح، عظیم‌تر از ملائکه است. در این رابطه به کتاب «خویشتن پنهان» صفحه‌ی 308 به بعد رجوع فرمایید. موفق باشید
2290
متن پرسش
سلام استاد.نظر شما درباره ی حرفی که رهبری در مورد علم و بی طرف بودن آن مطرح کردند چیست؟آیا این حرف ایشان در مورد اینکه در کشف واقعیت علمی پیشفرض راه ندارد ناصحیح نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مقام معظم رهبری حفظه‌الله در مقابل آن‌هایی که می‌گویند علم باید بی‌طرف باشد و به این بهانه دانشگاه‌های ما را از خدمت به نظام باز می‌دارند فرمودند «علم در کشف حقیقت باید بی‌طرف باشد» به این معنی که به اسم علم نباید اندیشه‌ها و تئوری‌های دستوری را طرح کرد؛ چیزی که استالین دستور داده‌بود که هر نتیجه‌ی علمی که با مارکسیسم لنینیسم مخالف است نباید طرح شود. رهبری فرمودند علم در کشف حقیقت نباید تحت تأثیر فکر و یا ایدئولوژی خاصی باشد ولی در استفاده از آن مسلّم باید علم در خدمت مردم و نظامی باشد که در خدمت مردم است این غیر از آن است که در فلسفه می‌خوانید نگاه غربی مبتنی بر مبانی آن است نسبت به عالم هستی و نگاه دینی مبتنی بر نگاه آن است نسبت به عالم هستی که در یک نگاه اراده‌ی تخریب طبیعت نهفته‌است و در نگاه دینی اراده‌ی تعامل با طبیعت نهفته‌می‌باشد. موفق باشید.
2070
متن پرسش
باسلام واحترام محضراستادگرانقدر: بنظر حقیر روحانی خوب و تأثیرگذار باید در متن جامعه و مسجد و دانشگاه باشد تا بتواند زیبایی های دین رابه راحتی تبیین کند جنس این در متن بودن از جنس حرف زدن و ارتباط برقرار کردن و رفت و آمد است ، چگونه یک طلبه می تواند با حفظ عالم طلبگی خود این ارتباط نزدیک و تنگاتنگ را با اقوام و دوستان و آشنایان و حوزه و دانشگاه داشته باشد ، مخصوصا مردم جامعه امروز که بشدت اهل دنیا و مدرنیته شده اند.در صورت نیاز کتابها یا سیر مطالعاتی لازم را راهنمایی کنید.در صورت نیاز از دیگر اساتید هم لازم باشد راهنمایی نمایید.خدا انشاء الله حفظتون کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: قرآن می‌فرماید « رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ.....» مردانی هستند که فعالیت‌های اجتماعی آنان را از یاد خدا خارج نمی‌کند. چون توانسته‌اند به مقام جامعیت برسند مثل نور بی‌رنگی که جامع هفت نور است ولی هیچ‌کدام از آن نور‌ها رنگ خود را بر او غالب نکرده. طلبه باید با حفظ عالم طلبگی از وظائف اجتماعی خود کوتاهی نکند. موفق باشید
1994
متن پرسش
با سلام استاد بزرگوار شما فرمودید اول اندیشه اتان را محکم کنید بعد حرکت کنید و چون اکثریت خدا را قبول دارند نیازی نیست خدا را برایشان اثبات کرد : این حقیر در حال خواندن برهان صدقین می باشم در حین مبحث گاهی افکاری کفر گونه به سراغم می آید مثلا ایا تو خدارو قبول داری و شک در برخی موارد حتی بدیهیات و کتاب دارد به پایان می رسد و من هنوز از لحاظ عقلی و قلبی قانع شدم و یقین نکرده ام آیا این گونه جلو رفتن صحیح است و به سراغ دیگر کتاب ها بروم یا خیر. بسیار ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: جنگ بین عقل و قلب در این موارد جنگ مبارکی است، چون از یک طرف عقل قانع می‌شود و انسان گمان می‌کند پس کار تمام است که قلب به صحنه می‌آید و روشن می‌کند هنوز به هیچ‌چیز از نظر قلبی نرسیده‌اید به همین جهت تأکید می‌کنیم بعد از استحکام در امور عقلی از طریق رعایت احکام الهی قلب را به راه می‌اندازید تا آنچه را عقل فهمیده قلب بچشد. موفق باشید
753

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استادطاهرزاده بنده دانشجویی20ساله هستم ودرحدود2سال است به بیماری شک ووسواس فکری وعملی دچارشده ام وبامراجعه به روانشناس داروبرای من تجویزکرده اندولی با توجه به مضرات این داروها بنده نمیتوانم دارومصرف نمایم به لطف خدا اینجانب اراده قوی دارم وازاستادخواهش میکنم بنده راراهنمایی کرده تابر این بیماری که زندگی مرابسوی نابودی پیش برده پیروزشوم وهچنین ایات وروایتی که این مسئله رامذمت مینمایند رابرای اینجانب توضیح فرماید باتشکر
متن پاسخ
به جواب شماره‌ی 9 در سایت رجوع فرمایید با رعایت آنچه گفته شده إن‌شاءالله مشکل رفع می‌شود. موفق باشید.
370

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی جناب اقای طاهرزاده جنابعالی در جلسه تفسیر خود در مورد لبثتم فی کتاب الله فرمودید این آیه صوفی گری نیست بلکه حریت است بعد هم مطالبی در مورد اویس قرنی علیه رحمه فرمودید انسان وقتی به زندگی اویس از لحاظ معیشتی نگاه می کند بین او و زندگی صوفی گرانه تفاوتی نمیبیند مسائلی مانند دوری از خلق و اجتماع و وضعیت لباس و خوراک او مطالب صوفیه را در تذکره الاولیاء عطار یاداوری می کند و با تعالیم اهل البیت در موارد فوق مغایرت دارد با عنایت به احادیثی که از پیامبر اکرم ص در مورد اویس وجود دارد و شرکت او در جنگ صفین زندگی امثال او را چگونه باید توجیه کرد با توجه به اینکه شما در شرح خطبه 113 نهج البلاغه حتی زهد مورد نظر حافظ را هم نقد فرمودید.
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام شرایط اویس قرنی را در نظر بگیرید که بعد از رحلت رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» حاکمانی در یمن حاکم شدند که جایی برای فعالیت اویس قرنی نماند و لذا به عنوان یک نحوه مبارزه‌ی منفی از آن جامعه دوری جست، ولی آن‌جایی که حاکمیت امام معصوم یعنی علی«علیه‌السلام» به میان است خود را همچون سربازی فداکار به رکاب حضرت می‌رساند و در خدمت حضرت با دشمنان امام وقت مبارزه می‌کند. این نوع زندگی غیر از زندگی صوفیانه است که نسبت به سرنوشت جامعه و حاکمیت آن بی‌تفاوت می‌باشد. موفق باشید
286

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خسته نباشید . استاد طاهرزاده ، شما در جزوه "ضرورت مطالعه و نحوه آن" بسیار تاکید داشتید که استادی پیدا کنیم و با او هو افق شویم ، سوال من این است که چگونه استاد را پیدا کنیم ؟ همانطور در جزوه خودتان بسیار به عالمانی مثل امام (ره) ، علامه طباطبایی ، آیت الله طباطبایی و . . . اشاره کرده اید و چه بسا کسانی هم باشند که شما در جزوه اسمی از آنها نبرده اید و فقط کسانی که شما آنها را به عنوان استاد انتخاب کرده اید را نام برده اید ، حال ما چگونه استاد را انتخاب کنیم ؟ اول یک افق فکری را در نظر بگیریم وبعد دنبال استادش باشیم یا اول سراغ استاد برویم یا برعکس ؟ یک استاد خوب کیست ؟ ممنون .
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام موضوع اول که در مطالعات باید مورد توجه باشد، موضوعاتی مثل معرفت الله و معرفت النفس و معاد و روی هم رفته عالم غیب است. موضوع دوم این که نباید به سراغ استادها و کتاب هایی رفت که در موارد فوق فقط اطلاعات در اختیار ما قرار می‌دهند، باید در موضعات فوق کتاب‌ها یا استادهایی پیدا کرد که خودشان در این موضوعات یک نحوه ارتباط با آن موضوع پیدا کرده باشند. وقتی به نکات فوق توه فرمایید، با اندک تحقیقات می‌فهمید این کتاب یا این استاد در چه جایگاهی قرار دارد. موفق باشید
نمایش چاپی