بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15007
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: با توجه به اینکه انتخاب اصلح واجب است اما گاهی اصلح رای نداشته و اگر به صالح مقبول رای ندهیم ممکن است کسی رای بیاورد که صلاحیت کمتری دارد با این توضیح بین اصلح و صالح مقبول باید به کدامیک شرعا رای داد؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته‌ی مهمی است. جناب آقای دکتر حداد عادل با توجه به همین نکته موضوع «صالح مقبول» را مطرح کردند، زیرا این یک نحوه عقلانیت است و به یک معنا، دفعِ افسد به فاسد می‌باشد. موفق باشید

14002
متن پرسش
1. چگونه می شود که محی الدین که یک فرد سنی مذهب است به این درجات شهودی برسد در حالی که در مورد مساله امامت سنی ها مشکل دارند چگونه با عقیده ی ناقص می شود به این مقامات رسید؟ 2. منظور آیت الله جوادی که می فرماید لقمه ی حرام تبدیل به اندیشه می شود چیست مگر می شود ماده تبدیل به چیز مجرد شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ آیت‌آلله جوادی صراحتا معتقد‌اند محیی‌الدین از نظر عقیدتی شیعه است و بعضی معتقد‌اند حتی از نظر فقهی نیز شیعه است ولی تقیه کرده و مرحوم آیت‌الله حسینی تهرانی در کتاب روح مجرد نظر علمایی که محیی‌ الدین و مولوی را شیعه می‌دانند آورده‌است وجناب آقای دکتر حسین غفاری در کتاب ارزشمند «جدال با مدعی» تحقیق بسیار خوبی در ساختار شیعی تفکّر محیی‌الدین کرده‌اند. 2ـ ماده به عنوان علت معدّه، بستری است تا نفس ناطقه قوه‌هایش را به فعل تبدیل کند؛ حال اگر نفس بستری را انتخاب کرد که سالم نیست، جهت تبدیل قوه‌ی آن به فعل، آن شخصیت، شخصتی انسانی و الهی نخواهد بود. موفق باشید

12304
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام: استاد طاهر زاده عزیز با توجه به اینکه بنده کسی را مانند شما و به سهولت در دسترس نداشتم تا حرفهایی که مربوط به وضع موجود است را باز گو کنم فرصت را مغتنم شمردم و از شما خواهش می کنم حتما این ایمیل را مانند سایر ایمیلها که جواب می دهید جواب دهید و شخصی هم پاسخ دهید. استاد گرامی بنده مباحث شما را پیگیری می کنم خدا را شکر تاثیر گرفته ام اما به وضع جامعه دینی خود مانده ام. من به سایر مسائلی که پیش آمده کاری ندارم مساله بنده که بیشتر درد قشر محروم است دلم را به درد آورده آیا این درست است که در جامعه دینی سالی چندبار گرانی راه بیندازند. آیا این عدالت است؟ آیا کسی که در این جامعه نه حقوقی دارد و نه بیمه ای به پای سایرین که هر ساله حقوقشان اضافه می شود گرانی را باید تحمل کند؟ آیا این درست است که مردم را هر لحظه با اینکه می خواهیم یارانه را برداریم به لرزه درآورند؟ این رعایت دین عزیز اسلام است در جامعه ما؟ چطور جامعه را دینی می دانیم؟ آیا این قهر های خدا را نمی بینیم؟ آیا نباید از اشک یتیم ترسید؟ آیا نباید از ناله درمانده به درگاه خدا ترسید؟ بیشتر مردم ما مانند طفلی هستند که دست به دست بزرگترها داده اند. استاد ببخشید مصدع اوقات شده ام اما وضع را چنان می بینم که گاهی انسانها باید ذلت را تحمل کنند به خاطر دیگران. آیا امام عزیز ما و رهبری عزیز این را می خواستند و می خواهند؟ ملتمس دعای خیرتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما باید در این امور از چند نکته غافل نباشیم یکی این‌که هرکس در وظیفه‌ی فردی خود نسبت به فقر فقرا باید کوتاهی نکند و عملاً فقر فقرا برای امتحان بقیه است، دیگر این‌که متوجه باشیم انقلاب اسلامی یک رویکرد کلّی در تاریخ ما است که اگر آرام‌آرام بسترِ تحقق آن فراهم شود تنها بستری است که امید آزادشدن فقرا از چنین مشکلاتی که برشمرده‌اید فراهم خواهد شد و راه اصلی همین است. سومین نکته در رابطه با دولت‌ها است که بعضاً دغدغه‌ی اداره‌ی کشور را دارند بدون آن‌که نسبت به فقرای جامعه نظر خاصی داشته باشند و بعضی از دولت‌ها تمام تلاششان آن است که در هر تصمیم و برنامه‌ریزی جانب فقرا رعایت شود و این وظیفه‌ی ما است که سعی کنیم در انتخابات این‌چنین دولت‌هایی تقویت شوند تا انقلاب اسلامی هرچه بیشتر به اهداف عدالت‌مدارانه‌ی خود برسد. موفق باشید

10504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام لطفا مقالات و مطالب جدید برای ایمیل بنده بفرستید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت
10045

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: حضرت استاد در کتاب جوان پرورِ «جوان و انتخاب بزرگ» تقریبا در انتهای کتاب نام دو پیامبر بزرگ الهی حضرت عیسی و ادریس علیهما السلام آورده شده است به عنوان دو پیامبری که زنده اند و به آسمان رفته اند به گمان حقیر نام الیاس نبی به اشتباه ادریس کتابت شده است چون پیامبری که مانند عیسی علیه السلام عروج کردند الیاس علیه السلام است. در روایتی آمده روزی عزرائیل نزد الیاس (ع) آمد تا روحش را قبض کند، الیاس (ع) گریست. عزرائیل گفت آیا گریه می کنی با این که به سوی پروردگارت باز می گردی. الیاس گفت: گریه ام برای مرگ نیست، بلکه برای فراق از شبهای طولانی زمستان و روزهای تابستان است که دوستان خدا این شب ها را به عبادت می گذرانند و با محبوبشان خدا، راز و نیاز می کنند و لذت می برند. ولی من می خواهم از صف آنها جدا گردم و اسیر خاک شوم. خداوند به الیاس چنین وحی کرد: تو را به خاطر آن که علاقه به مناجات داری و می خواهی در خدمت مردم باشی تا روز قیامت مهلت می دهم. المخازن سید عباس کاشانی، ج 1، ص 286. برای این متذکر شدم که اگر اشکال بنده درست بود در چاپ های بعدی اصلاح شود. یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از تذکری که فرمودید. قیصرى در شرح فصوص می‌فرماید: إدریس بسیار از بدن منسلخ مى‏شد و صاحب معراج گردیده بود و با أرواح و ملائکه‌ی مجرده آمیزش داشت. بعضى گفتند مدت شانزده سال خواب نکرد و چیزى نخورد تا عقل مجرد شد و میل بشری - مثل خواب و غذا - از او زایل گشت. هرچند مختص آسمان چهارم است ولی معراج‌هایی تا آسمان هفتم داشت. از این جهت بنده آن مطلب را عرض کردم. موفق باشید
8843
متن پرسش
یه استادی داره آیت الله بهجت به نام : آیت الله قاضی .. ایشون میگه : اگه کسی نمازشو اول وقت بخونه و به جایی نرسه بیاد تف کنه تو صورت من .. منظورش مقام و مرتبه معنوی بوده یا هم دنیایی و معنوی؟ اگه فقط یکی از این دو بود باید تو سخنشون بیان می کردند!! میشه توضیح بدید؟ سالهای زیادی هست که نمازم اول وقت هست و در نماز تا حدودی توجه دارم ولی توفیقی حاصل نشده!!!؟؟علت چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: در نماز اول وقت، انسان درست در آن زمان همان کاری را می‌کند که باید بکند و درنتیجه خداوند هم همان برخوردی را با بنده می‌کند که مصلحت بنده است و خداوند از این طریق هزاران مانع را بدون آن‌که ما بدانیم از جلو ما برطرف کرده و آرام‌آرام هزاران جاده‌ای که سعادت ما در آن است را در جلوی ما می‌گشاید. موفق باشید
7385

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد ما میگفتند درست است که در قیامت زمان وجود ندارد اما دهر هست.تفاوت زمان و دهر چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع دهر یک موضوع تخصصی است. معتقدین به آن از جمله میرداماد، «دهر» را حدّ زمان و حقیقت آن می‌دانند، مثل ماهیت که حدّ وجود است. موفق باشید
5471
متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد محترم با توجه به اینکه برزخ تجلی صور اعمال انسان ها است پس مباحثی چون حور العینّّّّ و ازدواج در آن عالم چه جایگاهی دارد؟باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حورالعین صورت عقاید و اعمال توحیدی مقربین است همان‌طور که فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ. صورت عقاید و اعمال توحیدی اصحاب یمین می‌باشد. در تفسیر سوره‌ی واقعه عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
4780
متن پرسش
سلام استاد. این احمدی نژادی که شما تازه به کنهش پی بردید برای ما خیلی وقته دستش رو شده بود. آقای طاهرزاده دوباره بیندیشید شاید احمدی نژاد را شناختید. 8 سال از عمر من جوان گذشت با صدای بلند از دولت می پرسم برای من چه کردی؟ وقفوهم انهم لمسئولون.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا با قرارگرفتن در ذیل رهنمودهای رهبری و هشت سال از دولتی دفاع کردید که به تعبیر رهبری عزیز «کارهای برجسته‌ای انجام داده» هشت سال عمر باطل‌کردن است؟ نکند شما هم تحت تأثیر حرف‌های بعضی از نامزدها و ماهواره‌ها قرار گرفته‌اید؟ چرا ماوراء این تبلیغات، خودتان فکر نمی‌کنید. با تمام امید به حماسه‌ای فکر کنید که خداوند برای این ملت بزرگ مقدر کرده. «أَ لَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیب»؟ موفق باشید
4353
متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز میخواستم بدانم ایا هدف از خلقت هستی(حیوانات وکوه وجنگل واسمان و زمین و....) برای کمک کردن انسان برای رسیدن به مقصد(تعالی انسان) است ؟ چگونه میخواهم از زبان خودتان بشنوم باتشکر از شما استاد گرامی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق از آن جهت که عین خوبی و کمال است جز به خوبی نظر ندارد و لذا در مسیر نظر به خود خواست که خود را در آینه‌ی اسماء حسنایش بنگرد و آدم را خلق کرد تا آینه‌ی نمایش اسماء حسنایش را خلق کرده باشد تا خود را در اینه آدم ببیند. از طرفی این آینه اگر بخواهد در عالمِ عین ظهور کند و اسماء الهی را بنمایاند باید شرایط ظهور آن‌که همان عالم ماده و عالم شهود است فراهم گردد و از این جهت این عالم با تمام لوازمش خلق شد تا بستر ظهور کمالات انسان گردد که باید کمالات خلیفة اللهی پروردگارش را بنمایاند. از این جهت حضرت حق به پیامبرش فرمود: «لولاک لما خلقتُ الأفلاک» اگر بنا نبود که تو باشی هرگز افلاک و هرآنچه در عالم است را خلق نمی‌کردم. موفق باشید
3754
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی، در احادیث به حکومتی اشاره شده است که زمینه ساز ظهور حضرت مهدی هستند حدیثی از امام باقر در بحارالانوار ارائه شده است که به قیام مردی از قم اشاره دارد آیا می توان این حدیث را بر حکومت جمهوری اسلامی انطباق داد؟ در خاطرات همسر شهید اندرزگو آمده است که این شهید بزرگوار فرموده اند بعد از دو سال از انقلاب سید علی نامی رییس جمهور خواهد شد و پس از آن منتظر ظهور حضرت مهدی باشید. همچنین آیت الله بهجت در چند سال پیش از رحلت فرمودند ظهور امام زمان بسیار نزدیک است. در تاریخ نیز یک عارف به نام شاه نعمت الله ولی در شعری به پیشگویی وضعیت ایران پرداخته است و اشاره کرده که پس از 40 سال از حکومت اسلامی در ایران حضرت مهدی ظهور خواهد کرد خواهشمندم در رابطه با شعر این عارف بزرگوار نیز توضیح بفرمایید البته در برخی از سایتها بیتهای شعر جابه جا شده است و ممکن است معنی متفاوتی بدهد اگر متن واقعی آن در دسترس شماست ممنون می شوم با ارائه آن و توضیحات در این رابطه بحث اتصال حکومت ایران به ظهور امام زمان را تکمیل نمایید. با تشکر
متن پاسخ
ه تعالی: سلام علیکم: بنده هم نسبت به شعر «شاه ‌نعمت‌الله ولی» مشکوک هستم ولی جمهوری اسلامی را طلیعه‌ی ظهور مولایمان می‌دانم و امیدمان به تسریع ظهور حضرت در این‌سال‌ها بیشتر شده ولی در هرحال با وجود چنین نظامی یک لحظه از الطاف مولایمان حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» محروم نیستیم. موفق باشید
2548
متن پرسش
صورت برزخی غفله درقیامت چگونه است؟ایادرقیامت برای غفله مواخذه ای است یافقط ازمراتب معنویت جا مانده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی می‌فرماید: «کلُ نفس بما کسبت رهینه» هرکس رهن آن چیزی است که خودش به‌دست آورده. تفاوت غفله و غیر غفله و گناهکارانِ آگاه به گناه همه در شخصیتی است که خودشان برای خودشان شکل داده‌اند. موفق باشید
2009
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد شمادر جلسه تفسیرقران روز شنبه فرمودید که کسب این معارف قرانی در دنیا شاید کمی طولانی شود مثلا 2سال اما بعد از مرگ 700هزار سال طول میکشد تا انسان متوجه همان معارف شود. سوال بنده این است که چرا بعد از مرگ زمان بسیار طولانیتری باید بگذرد تا این معارف برای ادمی حاصل شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در دنیا انسان با اراده و اختیاری که دارد می‌تواند با کمی پشت کار به کمالات خوبی دست یابد ولی در برزخ که تنها ملکات انسانها در میان است بسیار طول می‌کشد تا خیالات انسانی فرو نشیند و حجاب‌ها برطرف شود و انسان متوجه حقایق بگردد. موفق باشید
992

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد.این که انسان میتواند با اراده ی خود و تمرکز کار های غیرممکن را ممکن سارد تا چه حد درست است؟ آیا هر کسی می تواند این کار را بکند؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی هرکس بتواند ذهن خود را از گرایش‌های پراکنده آزاد کند در آن حدّی که خداوند اجازه دهد می‌تواند با تمرکز ، یک نحوه توحید در خود ایجاد کند – چه بداند تمرکز یک نحوه توحید است و چه نداند – و توحید نافذ است و تأثیرگذار. عمده آن است که آیا جان خود را در یگانه‌ی مطلق متمرکز کنیم که هستی مطلق است بهتر است و یا در امور وَهمی؟ موفق باشید
21080
متن پرسش
با سلام: لطفا تفاوت عرض ذاتی با عرض لازم را بیان کنید. آیا برای خداوند تصور عرض ذاتی امکان پذیر است؟ اگر نه چرا در «رساله ولایت» علامه طباطبایی در فصل 4 مثال می آورند. و اگر امکان پذیر است لطفا مثال بزنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تعریف تفاوت چندانی بین عرض ذاتی و عرض لازم پیش نمی‌آید إلا این‌که عرض ذاتی طوری است که اگر از شیئ گرفته شود، آن شیئ امکانِ بقاء ندارد مثل گرما برای آتش. و عرض لازم طوری است که همراه با شیئ است مثل درجه‌ای از حرارت برای آب، هرچند لازمه‌ی آب‌بودن درجه‌ای از حرارت نیست، ولی هرگز آب بدون درجه‌ای از حرارت پیش نمی‌آید. برای خداوند بایداز صفاتی سخن گفت که عین ذات است، حالا اگر اسم آن را عرض ذاتی هم می‌گذارند؛ منظور صفات ذاتی است. موفق باشید

19582
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: طاعاتتون قبول. ببخشید مزاحم وقت جنابعالی میشم. بعد از یک سال دنبال نفس رفتن راهی هست تا بشه ان شاءالله شب قدر رو درک کرد؟ من همیشه برای مناسبتها و اعمال استرس دارم. الانم نمیدونم اون تقدیراتی که درخواست می کنیم برامون رقم میخوره؟ گمان می کنم اینطور نبوده! آیا این درسته که فقط برای حضرت دعا کنیم؟ به دیگران التماس دعا داشته باشیم؟ تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شب قدر شب گشایش آغوش حضرت حق است به سوی هرکس که در آن شب به او رجوع کند و از آن جهت که بهترین رجوع، رجوعِ مولایمان صاحب الأمر و زمان حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» است کافی است ذیل رجوع آن حضرت، رجوع ما واقع شود. به این معنا که حسّ خود را با حضور آن حضرت در محضر حق بیاوریم، بقیه‌اش مربوط به خداوند است و این‌که بدانیم: «تو مگو ما را بدان شَه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». قبلاً عرایضی در مورد شب قدر شده است عیناً آن را خدمتتان عرضه می‌دارم: موفق باشید

بسم الله الرّحمن الرّحیم

جایگاه معرفتی شب قدر

این که دوستان سؤال می‌فرمایند، با چه نوع آمادگی‌هایی با شب قدر برخورد کنیم تا بهترین بهره را بگیرند، عرض می‌شود:

1- ابتدا باید به موضوع شب قدر، معرفتی در حدّ موضوع داشت یعنی متوجه بود که آن شب یک حقیقت قابل درک به کمک قلب و به علم حضوری است، و همین‌که خواستیم با علم حصولی و مفهومی با آن روبه‌رو شویم آن حقیقت از منظر ما در حجاب می‌رود. ولی اگر به قلبْ آموخته باشیم باید به حقایق نگاهی ماوراء نگاه به ماهیات و مفاهیم نمود، متوجه می‌شویم شب قدر ظرفی است برای نظر به عالی‌ترین حقایق قدسی. گفت:

نظر را نغز کن تا نغز بینی

 گذر از پوست کن تا مغز بینی

2- قرآن می‌فرماید: ملائکه و روح در آن شب نازل می‌شوند؛ پس اولاً: ملائکه و روح به عنوان موجودات مجرد بر جنبه‌ی مجرد انسان‌ها نازل می‌شوند و قلب‌‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند. ثانیاً: چون ملائکه حامل اسم یا اسمایی از حضرت «الله» هستند و با نزول خود جان انسان‌ها را با اسماء الهی آشنا می‌کنند و موجب توجه قلب انسان‌ها به اسماء حسنای الهی می‌شوند، در آن شرایط قلبْ مستعد پذیرش تجلیات اسماء الهی می‌گردد. ثالثاً: چون می‌فرماید علاوه بر ملائکه «روح» هم نازل می‌شود و روح نسبت به ملائکه در مقام جامعیت و قرب بیشتری است و خداوند در قرآن در رابطه با «روح» می‌فرماید: «يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ»[1] خداوند ملائکه را از طریق «روح» نازل می‌کند که از امر اوست؛ این آیه می‌رساند ملائکه در عین متفاوت‌بودنشان در تجلی اسماء الهی، همه و همه از مقام «روح» صادر می‌شوند که عالی‌ترین مخلوق است، و لذا این‌که می‌فرماید: در شب قدر علاوه بر ملائکه، روح هم نازل می‌شود، مژده‌ی بزرگی است به بشریت، حاکی از آن‌که اسماء الهیه به صورت جامع در آن شب بر قلب‌های مستعد نازل می‌گردند و انسان‌ها با خداوند به صورتی که فوق تجلیات اسماء کثیره است آشنا می‌شوند. و معنی «مِنْ کلِّ امر» از طریق «روح» بهتر محقق می‌گردد.

3- از طرفی مقام اصلی انسان «روح» است که تا حدّ نفخه در بدن،نازل شده و در مقام «مِنْ روحی» جای گرفته، حال که در شب قدر «روح» نازل شده تا راه انسان را به سوی جامعیت حق بگشاید و او را بالا ببرد، عملاً از این طریق انسان را به حقیقت خود برمی‌گرداند تا از حالت «ثُمَّ رَدَدْناهُ اَسْفَلَ سافِلین» آزاد شود و خود را در حیطه‌و ساحتی بیابد که از یک جهت عالی‌ترین مخلوق است به عنوان «روح»، و از جهتی بازگشت به خودِ راستین است، به عنوان موجودی که حقیقت او همان «روح» است. برای تقریب به ذهن، نزول ملائکه مثل تجلیات نورهای سبز و زرد و سفید و آبی و قرمز و نیلی و بنفش از منشور است، که هر کدام از نورها، نوری هست و نورها نیست. ولی نزول روح مثل تجلی نور بی‌رنگ است بدون واسطه‌ی منشور، که در عین این‌که هفت نور را در خود دارد، در وحدت و جامعیت قرار دارد و با نزول خود در عین بی‌رنگی، از شدیّت خود ضعیف می‌شود ولی کثیر نمی‌گردد.

4- وقتی ملائکه و روح نازل شدند دل انسان با حقایق عالم به صورت جلوات کثیره‌ی اسماء الهی در منظر ملائکه از یک طرف، و به صورت حقیقتی جامع در منظر روح از طرف دیگر، آشنا می‌شود و چنین انسانی توان رؤیت کثرت در وحدت، و وحدت در کثرت را می‌یابد. و از آن مهم‌تر قلب مستعد در شب قدر با نزول ملائکه و روح به نحوی کامل با خدای خود آشنا می‌شود و حق را در هر امری از امور عالم مشاهده می‌نماید و به لطف خدا راه زندگی به سوی پروردگارش را خواهد شناخت. به طوری که در آن شب «یُفْرَقُ کُلُّ اَمْرٍ حکیم»[2] هر امری که در عالم غیب به صورت حکیم و به جامعیتِ خاص مستقر بود نازل می‌شود و در راستای نزولش حقایق موجود در آن، متمایز و قابل شناخت می‌گردد. همان‌طور که قرآن از مقام حکیم و جامعیتِ خاص، در آن لیله‌ی مبارکه نازل شد و موجب تمایز حقایق برای قلبی شد که در آن شب قرآن برایش نازل گشت. البته این نزول از مقام حکیم و جامعیت یک نوع نزول است که در عین تمایز حقایق، کثرت الفاظ در آن‌جا نیست،[3] ولی نزول از غیب در طول 23 سال، نزولی است که تا حدّ کثرت در الفاظ موضوع تنزل یافته.

5- حقایق قرآنی از مقام قلم اعلی که جامعیت محض است بر لوح محفوظ نازل گشت که در عالم اَنفسیْ لوح محفوظ، حکم قلب انسانِ کامل را دارد و بالتّبعِ آن قلب، قلب مؤمنین است که نسبت خود را با حضرت صاحب‌الزّمان«عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه» محفوظ داشته‌اند و از منظر قدسیِ قلب آن حضرت خود را مستعد ریزش فیوضات ملائکه و روح گردانده باشند. گفت:

اسرار شریعت نشود حلّ به سؤال / نی‌نیز به درباختن حشمت و مال

تا دیده و دل خون نکنی پنجه‌سال / از قال تو را ره ننمایند به حال

جهت دیده و دل را از عادت ‌ نگاه‌کردن به پدیده‌های محسوس از طریق حسّ، و پدیده‌های معقول از طریق عقل و مفهوم، باید آنچنان تغییر داد که خودِ قلب با وجودِ حقایق مرتبط شود. که گفت:

بس بلا و رنج بایِست و وقوف / تا رهد آن روح صافی زین حروف

این حروف واسطه‌ای یار غار / پیش واصل خوار باشد، خوارِ خوار

باید به دنبال رویکردی بود که دل نظر به حقایق بکند که در این حالت آن لحظه از هزارماه و به عبارت دیگر از یک عمر بهتر است، چون تمام عمر برای آن است که انسان بتواند با حقیقت مرتبط گردد و شب قدر شرایط چنین ارتباطی است. تمام دستوراتی که ما را از نظر به دنیا و محسوسات و وَهمیات به نظر به حق دعوت می‌کنند برای تغییر رویکرد ما است از محسوس و مفهوم و ماهیات، به حقیقت و وجود. (موضوع فوق را می توانید در کتاب «آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود» دنبال کنید).

برای تکمیل بحث خلاصه نظر حضرت آیت‌الله جوادی«حفظه‌الله» در شب قدر را خدمتتان عرضه می‌دارم. ایشان می فرمایند: «شب قدر يعني شبي که «خيرٌ مِنْ اَلفِ شهر» از هزار ماه برتر است، ولي «وَ ما اَدْراکَ مَا لَيلَةُ الْقدر» چه مي‌تواني درک کني از شب قدر؟ اگر فهميدن آن مشکل است، پيداکردن آن مشکل‌تر است، منتها اگر کسي با «مفهوم» انس گرفت، درک اين معاني براي او مشکل است... عقل نمي ‌تواند بفهمد يک‌شبه مي‌شود ره صدساله رفت. عقل با مفهوم و برهان و استدلال کار دارد. از عميق‌‌ترين برهان تا سطحي‌ترين دليل، همه را عقل مي‌تواند درک کند. اما پرکشيدن، ديدن، همين‌جا که نشسته است بهشت را ببيند، همين‌جا که نشسته است جهنم را ببيند، ناله جهنمي‌ها را بشنود، اين نه کار دست و پا و چشم و گوش است، نه کار عقل، اين کار دل است. اين کار در درون انسان‌ها تعبيه شده است. هيچ‌کس با «دانايي» به جايي نرسيد تا علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) در باره آن‌ها بفرمايند؛ «فَهُمْ وَالْجَنَّةُ کَمَنْ قَدْ رَاها فَهُمْ فيها مُنَعِّمُون»؛[4] آن‌ها همين حالا که در دنيا نشسته‌اند، دارند بهشت را مي‌بينند و از نعمت‌هاي آن بهره‌مند مي‌شوند. هرکس به اين مقام رسيد از «دارايي» رسيد، نه از «دانايي». يعني با مفهوم نمي‌شود بهشت را ديد، با دل مي‌شود بهشت را ديد. در ديار دل، اين معارف فراوان است. و ليلة‌‌القدر براي آن است که انسان، اين دلي را که خوابيده است بيدار کند، اين بندها را از دست و پايِ دل بردارد، اين مرغ باغ ملکوت را آزاد کند، يک‌شبه ره صدساله را طي کند. ما با بار گناه و با بار خيال و وَهم توان پَرش نداريم، بايد شستشو کنيم. آنچه به عنوان توبه، به عنوان نيايش در اين شب‌ها مطرح است براي شستشو و رُفت و روب و گردگيري است، منتها شستشوي ملکوتي- نه اين‌که خاک‌ها را از اين‌جا پاک کنيم و در جاي ديگر قرار دهيم - شستشو، اما با کيمياگري و محو و اثبات که کار ملکوتي ذات اقدس إله است و ليلة‌‌القدر هم شب کيمياگري و شب محو و اثبات است. ما اگر مي‌خواهيم گناهانمان را با توبه شستشو کنيم، مثل جاروکردن نيست که اين آلودگي را از خود منتقل کنيم به جاي ديگر، ما تبديل مي‌کنيم، به محو و اثبات. اين‌که ذات اقدس إله سَيئات را به حسنات تبديل مي‌کند، کيمياگري است[5]

با التماس دعا


[1] - سوره نحل، آیه 2

[2] - سوره دخان، آیه 4

[3] - این مرتبه از نزول همان حالتی است که مولوی در وصف آن می‌گوید:

ای خدا جان را تو بنما آن مقام کاندر او بی‌حرف می‌روید کلام

[4] - «نهج‌البلاغه»، خطبه 193 (خطبه متقين).

[5] - روزنامه کيهان 9/7/86، سخنراني مراسم إحياء شب قدر، حرم مطهر حضرت معصومه(س).

 

14036
متن پرسش
سلام استاد: این سیوطی و مغنی بد جور اعصابم را بهم ریخته. اصلا نوری در آنها نیست. نه حسی نه نوری. هیچ، مثل چوب خشک است. قال ابن جنی. قال ابن خباض. قال سیبویه. قال ابن هشام و.... البته منطق هم تقریبا همینطور است ولی باز ازینها بهتر است چون کمی به عقل اضافه می کند چارچوب عقلی می دهد ولی اینها آدم را دیوانه می کند. بجای قال الله قال الرسول و... اینها را گذاشته اند و مجبوریم به خواندن آن. دو سوال داشتم در این مورد: 1. بنده اینها را شب امتحانی می خوانم. ایراد شرعی دارد؟ منظورم این است که وقت کم می گذارم و فقط اصل مطلب را می گیرم و می نویسم و بیشتر روی متن نمی مانم تا اذیت شوم. و کم مطالعه می کنم. 2. جمله ای از علامه حسن زاده شنیدم که مضمونش این بود که اینگونه دروس را با رویکرد ریاضت بخوانید برای خدا. ریاضت عقلی. آیا می شود؟ 3. بنده در ادبیات قرآن را تجزیه و ترکیب می کنم. این کار چطور است بنظرتان؟ هم ادبیاتم قوی می شود هم کلام معشوقه را می خوانم و به چشمم می خورد... بحمدالله. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ادبیاتِ عرب چیزی نیست که بشود شب امتحان خواند باید چندین سال همواره ممارست کرد تا بتوانیم از عهده‌ی فهم متون دینی که به صورت عربی نوشته شده است، برآییم و در این صورت است که به‌خوبی وظیفه‌ی خود را انجام داده‌ایم و از برکات تبلیغ دین بهره‌مند شده‌ایم 2- همان‌طور است که استاد فرموده‌اند 3- کار خوبی است إن‌شاءاللّه موفق باشید. موفق باشید

12295

معاد کودکانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: با توجه به بحث معاد که طبق آیه قران تجلی قلب است، می خواستم بدانم افرادی که کم توان ذهنی هستند، و یا دیوانگان که هیچ مسئولیت شرعی در قبال افکار و رفتار خود ندارند اما از طرفی اعمال و حرکات و افکار آنها در حد خودشان است و صورت نفسشان می شود و در برزخ و در قیامت هم که تجلی نفس است نفس صورتهایی که با آنها متحد شده است را تجلی می دهد آیا دیونگان هم شامل این قاعده هستند و صورتهای نفسشان تجلی می کند و باعث عذاب آنها می شود یا بحث آنها در قیامت فرق می کند؟، در ضمن تکلیف این بچه هایی که تازه متولد می شوند و می میرند چگونه است؟ و این روایت که اشاره دارد که کودکان در برزخ آموزش می بینند، طبق قواعدی که در برزخ و قیامت حاکم است که عالم تکوین است منظور از این آموزش چیست؟ و در ضمن در جواب این سئوال که دیوانگان در دیوانه شدن خود هیچ نقشی نداشته اند و مقصر نبوده اند و در هر حال از مراتب، پایین بهشت برخوردار می شوند چه پاسخی بدهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در سؤال‌های مربوط به معاد در این مورد صحبت شده، به آن جواب‌ها مراجعه فرمایید. موفق باشید

11085
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: در کتاب آشتی با خدا اگر درست متوجه شده باشم شما فرمودین که هستی انسان مانند هستی خداوند است و خداوند فقط هست در واقع هستی است. حالا می خواستم از شما بپرسم در مورد انسان، هستی انسان از یک ابتدایی شروع شده است اما در مورد خداوند اینطور نیست؟ می خواستم از شما تقاضا کنم لطف کنید و مقداری توضیح بدین. ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در برهان صدیقین روشن می‌شود که خداوند عین هستی است و لذا هر موجودی عین اتصال به هستی مطلق یا عین هستی است، حال اگر انسان بتواند آزاد از چیستی‌های خود، نظر به هستی خود نماید یک نوع ارتباط وجودی با خدا در او از مسیر هستی‌اش برقرار می‌کند. موفق باشید
11080
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: واقعا نمیدونم چرا در پاسخ به پرسش ۱۱۰۱۰ که یک پرسش کاملا علمی است شما چنین جوابی داده اید و بجای اینکه از افکار بگویید از افراد گفته اید. سوالاتی که بنده مطرح کرده ام بیش از یک سال است دغدغه جمعی از ماست که هنوز هم جواب محکمی از هیچ کسی نگرفته ایم امیدوار بودم که شما بتوانید به ما کمک کنید ولی متاسفانه شما از دادن یک جواب علمی روشن شانه خالی می کنید. بنده از همه این عزیزانی که گفته اید بهره می برم و با برخی از نزدیک رابطه دارم اما این باعث نمی شود که افکارشان را دربست بپذیرم همانطور که عقاید شما را و سعی می کنم بهترین را برگزینم. احتیاط شما برای حفظ احترام دیگران را می توانم بفهمم اما گاهی شما با این احتیاط یک انسان تشنه حقیقت را از آبی که در دست دارید به آسانی محروم می کنید. خوش آمد و بد آمد چند نفر آدم متعصب چه اهمیتی در برابر هدایت چند انسان دارد. اگر شما که یک معلم دردمند هستید به ما کمک نکنید چه کسی باید کمک کند. لااقل می توانید یک جواب خصوصی به چنین پرسشهایی بدهید. ببخشید راستش دلم خیلی از این جواب گرفت ولی اصراری هم به پاسخ ندارم می ترسم که شما را برنجانم. ارادت همچنان باقی است. ما را دعا بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً هنوز سؤال خود را آن‌طور که در ضمیرتان هست آشکار نکرده‌اید وگرنه بنده در آن جواب، بحث را به حیات فعّال ذیل انقلاب اسلامی احاله دادم که یک نوع حیات دینی جامعی در ابعاد فردی و اجتماعی و سیاسی خواهد بود و این‌که افراد مذکور را نام بردم بدان‌جهت بود که هرکدام از آن‌ها نمودی از حیات فعّال دینی ذیل انقلاب اسلامی هستند. انقلابی که ظهور اراده‌ی الهی در این تاریخ است تا انسان‌ها برای اُنس با خدا از طریق مظهر اراده‌ی او به بهترین نحوة راه را طی کنند. موفق باشید
10488
متن پرسش
با سلام: شرح مقالات چند جلسه می باشد، و اگر امکان دارد جلسات را روی سایت برای دانلود بگذارید و اگر امکان ندارد بفرماید که از کجا باید تهیه کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح مقالات حدود 131 جلسه است و امکان قراردادن روی سایت نیست ولی اگر با گروه فرهنگی المیزان تماس بگیرید، در اختیار شما قرار می‌دهند. شماره‌ی تماس (09136032342) حاج آقا نظری می‌باشد. موفق باشید
9269
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام: چندین بار مبحث اصالت وجود رو خوندم اما هر بار کمتر متوجه میشم. یه جا گفته میشه خارج تنها توسط وجود پر شده و ماهیت از وجود توسط ذهن انتزاع می شود. در جای دیگر از اتحاد ماهیت و وجود در خارج سخن میگن. به نظر من این 2 کاملا با هم متفاوتن. آیا این دیدگاه دوم که به اتحاد ماهیت و وجود در خارج معروفه درسته و اصلا چگونه با دید گاه اول قبل جمع هست؟ ممنون میشم واضح توضیح بدین و به ایمیلم بفرستین. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی روشن شد تنها «وجود» در میان است نکته‌ی دوم نیز روشن می‌شود که آنچه به صورت ماهیات در عالم هست صورت‌های مختلف وجود است و اتحاد ماهیت و وجود به همین معنا است که ماهیات حدّ وجودند. در این مورد سعی کنید برهان صدیقین را با سی‌دی شرح آن دنبال کنید یا برهان صدیقین را با یک استاد پیگیری کنید. موفق باشید
8871
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی فرموده بودید که روح چون دارای وحدت ذاتی میباشد نمیتوان ویژگی ها و صفاتش رو تقسیم بندی کرد و اگر کسی مثلا شنوائی را به قسمتی از روح نسبت دهد مشخصا درک درستی از روح و صفات متجلی آن نداشته، حال سوالی مطرح میشود که آیا همین نسبت رو میتوان به دین توحیدی اسلام داد به این ترتیب که دین توحیدی اسلام چون دارای وحدت ذاتی میباشد پس اجزای آن(قرآن و اهلبیت ) قابل تقسیم و تفکیک نمیباشند و اهلبیت (ع) عین اسلام و اسلام عین اهلبیت (ع) است (و ایضا قرآن) و آیا میتوان گفت که تعبیر نبی مکرم اسلام (ص) در حدیث ثقلین که میفرمایند این دو هرگز و ابدا از هم جدا نمیشوند ناظر بر همین مطلب است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: مسلّم نمی‌توان اسلام را تقسیم کرد و به بعضی از قسمت‌های آن ایمان آورد و به بعضی از قسمت‌های آن کفر ورزید. همچنان که نمی‌توان نمونه‌های کامل دین‌داری یعنی اهل‌البیت«علیهم‌السلام» را از اسلام جدا کرد، در آن صورت از ظهور کامل اسلام درعالم غفلت کرده‌ایم. موفق باشید
8865
متن پرسش
سلام علیکم انسان با توبه از گناهان پاک می شود آیا در همین دنیا پاک می شود یا منظور در برزخ و قیامت است؟ متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: در همین دنیا نظرش دیگر متوجه آن عمل نیست و در همین دنیا پاک شده. موفق باشید
6216
متن پرسش
سلام.حضرت استاد این که گفته می شود عدم نمی تواند منشاءاثر باشدرا کمی توضیح دهید؟اگراین چنین است به عنوان مثال جهل عدم است ولی منشاءاثر می باشد؟ واین موضوع در مسئله شر در فلسفه چگونه بیان می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر فرصت بفرمایید کتاب شریف عدل الهی شهید مطهری را مطالعه کنید و یا سی‌دی مباحث بنده در مورد عدل الهی را گوش دهید، این مسائل برایتان بهتر روشن می‌شود. همین اندازه در جریان باشید که «عدم« به خودی خود منشأ اثر نیست ولی جهل به عنوان عدمِ ملکه است یعنی نبودنی که باید می‌بود. به عبارت دیگر علمی باید به جای این جهل بود و انسان به جهت آن که آن علم را ندارد اعمالی انجام می‌دهد که مناسب واقعیات عالم نیست همچنان که در مورد شرّ، گفته‌می‌شود سیل شر است چون منشأ عدم است در حالی که آب به خودی خود شرّ نیست. پس شر بودن شرور به نحوی ریشه در عدم دارد. موفق باشید.
نمایش چاپی