بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23685

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: این بیت حافظ بسیار به دل بنده می نشیند اگر وقت دارید توضیحی مختصر در موردش بفرمایید. من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان / قال و مقال عالمی می کشم از برای تو
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم است که جناب حافظ برای نظر به محبوب خود و دلِ او را به‌دست‌آوردن، در عین روح لطیفی که دارد حاضر است طعنه‌ی عالَمی را تحمل کند. رهبر معظم انقلاب این بیت را در مقابل امام خمینی «رضوان‌‌اللّه‌تعالی‌علیه» خواندند. موفق باشید

23663

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده در این کانال گزیده مطالبی از کتابهای شما رو منتشر می کنم. اجازه هست؟ @taherzadeh_gozide_asar
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر طور صلاح می‌دانید. از نظر ما مانعی نیست. موفق باشید

22054

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: حضرت استاد معنای ولایت مطلقه فقیه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آن‌که ولیّ فقیه واسطه و حامل ولایت خدا و رسول خدا است؛ عملاً ولایت او مطلق است یعنی همه‌ی آن‌چه که پیامبر خدا إعمال می‌کنند، ولیّ فقیه که حامل ولایت آن حضرت است دارای آن حیطه و احاطه هست زیرا او حرف خود را نمی زند. موفق باشید

21387
متن پرسش
سلام جناب استاد وقتتون بخیر. ببخشید دنباله جواب سوال 21142 فرمودید به گفته شما ولایت فقیه یا رهبر دینی می تواند برای رسیدن به وضع مطلوب اسلام، چشم خودش رو بر روی بی عدالتی های زمان خودش ببندد؟ و مردم تحت حکومت آن نظام باید رنج این مسیر را به دوش کشیده ولو به از دست رفتن خیلی مسایل. ممنون میشم در این مورد ما جوانان را روشن کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه بنده بر آن تأکید دارم، نقش تاریخیِ ولیّ فقیه است برای ساختن یک جامعه‌ی قدسی، نقشی ماورای امور اجرایی و موسمیِ کشور. به این معنا که اگر رهبری در امور جزئی ورود مستقیم بنمایند، آن کارِ اساسی می‌ماند. به قول مولوی: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب». موفق باشید

32753

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: وقت شما بخیر باشه. شخصی که با نام استاد کاوه در فضای مجازی (یوتیوب) شناخته شده است مطالبی رو درباره ماوراء الطبیعه می گه که برای من جالب بود در مورد اینکه چقدر این صحبت ها می تونه صحیح باشه و یا اینکه به دیگران معرفی کنم به نظر روشنی نرسیدم. خواستم ببیم آیا برای شما مقدور است یه نگاهی به صحبت های ایشان بیاندازید نظرتون رو بگین توضیحات تکمیلی: ۱. ایشان خودشون فعالیتی ندارند، یکی از افرادی که کانال یوتیوب داره بعنوان یک شاخه مباحث ایشان رو هم نشر میده. ۲. کانال یوتیوب مذکور بازدید زیادی داره و حدود سی هزار نفر دنبال کننده داره، هر مطلب حدود پنجاه هزار بار دیده میشه و نزدیک دو هزار لایک می خوره (یعنی موضوعی هست که عده قابل توجهی از علاقه مندان به امور ماورایی به اون علاقه نشون می دن و دنبال می کنن) این شخص خودش رو به اصطلاح خودشون صاحب دستور هم معرفی می کنه و بنظر در رشته خودشون از استاد های بنام ایران باشه حدود ۱۲ بخش مختلف هست هر قسمت نزدیک ۲۰ دقیقه موضوع هایی که مطرح میشه: جن - پرسش و پاسخ سحر و دفع سحر، تسخیر برزخ، روح مطالب صوتی و تصویری این صحبت ها در دو تا کانال تلگرامی @ostadkave @ostadkaveh و همچنین در کانال یوتیوبشون میشه پیدا کرد، چون کانال حاوی مطالب بسیار زیادی هست من فقط این آدرس ها رو گذاشتم اگر مقدور بود و وقت و فرصت داشتین نگاهی بیاندازید، اگرنه، به این صورت هم میشه که بعضی مطالب شاخص رو جدا کنم و بصورت پرسش مطرح کنم صلاحدید نظر خودتون رو در این مورد بفرمایید. با تشکر از شما استاد عزیر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با نگاه کلّی به جهت‌گیری‌های ایشان، حدّاقل می‌توان گفت که گرفتار توهّمات زیادی هستند. موفق باشید

31798

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: وقتی رهبر مملکت جهان اسلام واکسن میزنه اونم برکت و حمایت از تولید داخل و در جواب سوال قبلیم گفتید رهبری برای زدن واکسن تیم مشاوره قوی داشته و حتما با مشورت ورود کردند و فرمودید کارهایی که با عقل رهبری هم راستاست انجام بدیم خوب تکلیف معلومه. سوالم اینه این همه طب اسلامی سنتی دارن تبلیغ میکنن هیچ مدل واکسن کرونا نزنین و عوارض داره، کلیپ های سخنرانی اساتید مطرح و سرشناس طب سنتی علاقه ای به زدن واکسن نشون نمیدند و نظر به نزدن واکسن دارند و می‌گویند بعدا دچار مشکل میشید. از اونور دولت آقای رییسی تلاش میکنن برای مهار کرونا از جمله وارد کردن واکسن و تشویق و دعوت به واکسن زدن میکنه الان تو خانواده ها تو ادرات و... مردم دودل شدن. بخشی حرف طب اسلامی سنتی رو قبول دارن بخشی میگن به دولت باید اعتماد کرد، چون آقای رئیسی با دولت قبلی فرق داره از طرفی رهبری گفت من صبر کردم واکسن تولید داخل رو بزنم و زد ولی الان هر جا میری واکسن مثلا برکت نیست و فقط دز دوم هست ولی کسی که واکسن نزده میگن چینی بزن الان جامعه رو گیج کردن هر جا میری چند دسته شده عده ای میگن واکسن باید زد تا این بیماری از بین بره حالا هر واکسنی شد عده ای میگن ترجیح میدیم واکسنی که رهبری زد رو بزنیم هم حمایته هم افتخار تلاش دانشمندان داخلی و واکسنی که بدست شیعه درست شده بهتر از واکسنی هست که بدست غیر شیعه مثل چین درست شده باشه. عده ای هم میگن دارن ملت رو گول میزنن تمام اطبا طب سنتی اسلامی میگن دور واکسن زدن رو خط بکشین چه داخلی چه خارجی. نگاه به الان نکنین بعدا عوارض میاد سراغتون خلاصه تو اینترنت تو کف شهر و جامعه این چندگانگی شدید به چشم میخوره. تو اخبار نشون داد جالب بود یه مادری از کرونا به رحمت خدا رفته بود پسرش می‌گفت برادرم نگذاشت واکسن بزنه اگه می زد زنده میموند اتفاقا این مشکل رو ما هم داریم. پدر ومادرمسنمون و بین خواهر برادر ها اختلاف نظر افتاده بخشی میگن مسنن واکسن واجبه بزنن بخشی میگن واکسن بزنن خطرناکه به کشتنشون می‌دید. اون بنده خداها با این دو نظریه گیج شدن موندن چکار کنن. من خودم دوست دارم واکسنی که رهبری زد رو بزنم الان چند وقته هر جا میریم برکت گیر نمیاد چینی و کره ای هست برای مدارس مردم دودل شدن چکار کنن فکر بچه ها هستند. استاد این چندگانگی چطور جمع میشه ١- اگه رهبر واکسن زد و گرای تولید داخل رو داد چرا الان نیست و چینی رو یه جورایی به زور میزنن به مردم. ٢- اگر واکسن واقعا ضرر داره چرا همه رو میزنند ٣- اگر ضرر نداره چرا پس اینقدر طب اسلامی سنتی دارن منع واکسن میکنن. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا در چنین شرایطی که به قول جنابعالی تفاوت نظرها در میان است، راهی بهتر از آنچه رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله» بر آن تأکید می‌کنند و آن پذیرفتن نظر ستاد کرونا است؛ می‌ماند؟! بنده نیز اگر در شرایط حاضر که می‌فرمایند واکسن برکت نیست، باید اقدام می‌کردم؛ همان واکسنی که فعلاً ستاد کرونا تأیید کرده است را می‌پذیرفتم. موفق باشید

30565
متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: متن زیر را در اینترنت خواندم: با بررسی تأثیر عشق در مراحل مختلف سلوک عرفانی به این نتیجه می رسد که بر اساس دیدگاه کارکردگرایانه، عشق مجازی سبب لطافت درون و آن نیز عامل ورود به سلوک عرفانی است؛ در اوایل سلوک، عشق مجازی آزمونی برای سنجش میزان پایبندی سالک به شریعت است؛ شریعتی که شاهراه طریقت است. در اواسط سلوک، عشق مجازی سبب گذر سالک از کثرات به وحدت است. برای عارف واصلی که به مقام جمع الجمعی رسیده، عشق مجازی سبب تعدیل عشق ربانی و آنگاه راه یابی او از مقام فنا به مقام بقاست. در نهایت سالک می تواند در هر مرحله از مراحل سلوک عرفانی عشق مجازی را تجربه کند که به لحاظ ماهوی و دلیل ظهور متمایز از مقامات مافوق و مادون است. سوالم اینجاست که دیده ام افرادی را که بسیار ایمان و اخلاص بالایی دارند، و احتمالا در موقعیت عشق حقیقی باید باشند، چون نور ایمان حاصل عشق حقیقی است، ولی باز هم عشق مجازی در مسیر آزمایش های آنها قرار می‌گیرد. آیا علتش همان توضیحات بالا هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عشق مجازی یعنی دل‌دادگی به زیبایی‌ها و خوبی‌ها در مظاهر عالم، که نمونه‌ی آن را در مردم نسبت به شهید حاج قاسم سلیمانی ملاحظه کردید. و در همین رابطه از جناب مولوی داریم: «مهر خوبان در میان جان نشان / جان مده إلاّ به مهر دل‌خوشان».

البته باید بین عشق مجازی و موضوعات جنسی تفاوت قائل شد در آن صورت، دل‌دادگی به جنس مخالف هم مسیری می‌شود برای اُنس با حقیقت و جناب مولوی در این رابطه این‌چنین می‌فرماید: عاشقی گر زین سر و گر زان سر است / عاقبت ما را بدان سو رهبر است. موفق باشید 

29511

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: اخیرا شبهه‌ای برای بنده مطرح شده است این که در زمان حمله مسلمانان با ایرانیان: ۱. شروع کننده جنگ مسلمانان بودند. ۲. در این جنگ جنایات زیادی رخ داد و چنین جنایاتی قابل توجیح نیست نمونه آن جنگ نهاوند. ۳. دقیقا کار داعش در آن زمان انجام شد و صد ها هزار زن و دختر ایرانی تحت عنوان برده فروخته شدند. ۴. چرا سلمان در آن زمان در جنگ شرکت کرد اگر حدیث «سلمان منا اهل البیت» درست است پس وجود سلمان تایید کننده این جنایات بود. ۵. آیا درست است که برای پایداری اسلام چنین جنایاتی صورت گیرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد باید با دقت موضوع را دنبال کرد و آن قسمت از حضور مسلمانان به رهبری سعد بن ابی‌وقاص و مذاکره‌ی او با رستم فرخزاد را با جریان‌های بعدی که به نام تبلیغ اسلام، غارت و غنیمت را دنبال می‌کردند، از هم جدا نمود. آری! واقعاً وقتی امام معصوم حاکم نباشد، چنین انحرافاتی پیش می‌آید. شرکت جناب سلمان و سایر صحابه مربوط به همان جبهه‌ای است که سعد ابن ابی وقاص فرماندهی آن را داشت و آن‌ها کاری کردند که موانع حضور اسلام در ایران برطرف شود و به همین جهت وقتی باز ایرانیان حکومت را در اختیار گرفتند، از اسلام عدول نکردند زیرا خودشان به دنبال اسلام بودند. موفق باشید

29153

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: ببخشید در بحث صوتی جنود عقل و جهل امام خمینی (ره) در وسط مباحث کتاب تمام میشه آیا برای بقیه مبحث این کتاب جلد دوم دارد یا از منبع دیگه ای استفاده کرده اید؟ با تشکر و امید به توفیقات روزافزون شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل روایت که ادامه دارد را در مباحث صوتی ادامه دادیم. موفق باشید

28478
متن پرسش
سلام استاد عزیزم خدا قوت: در پناه خدا همواره موید باشید، سوال یکی از خواهران مدیر را عینا خدمتتان ارسال می کنم پاسخهایی دادم ولی ظاهرا قانع کننده نبود. مدتی است که فکرم مشغول سئوالی در مورد مقام معظم رهبری است. و آن اینکه چرا رهبر طی این سالها در مورد اختلاسهای میلیاردی که باعث رنجش روح و روان مردم شده و آنها را آزار می‌دهد سخنی نگفته اند؟ و بطور جدی با آن برخورد نکرده اند؟! ذر این مسئله که ایشان و خانواده شان پاکدست هستند حرفی نیست در این مسئله که سالهاست از اقتصاد مقاومتی سخن می‌گویند خوب حرفی نیست، اما وقتی ما به حکومت علی (ع) نگاه می‌کنیم حفاظت از بیت المال خیلی برایشان مهم بوده، اما ما یک سخنرانی از رهبر بیاد نداریم که اعتراض جدی به اختلاسها و برنامه ایی برای پیشگیری از اختلاسها داشته باشند! دوست دارم یک جواب منطقی بشنوم. و اگر پاسخ بدید ممنون میشم. بخشی از وظیفه رهبر جامعه در این است که بطور جدی از اموال و سرمایه های کشور محافظت کنه و حتی زمانی را بیاد دارم اختلاس بزرگی شده بود و رهبر آن را مسئله کوچک و بی اهمیت خواندند! و من خیلی تعجب کردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اولاً: طبق قانون اساسی رهبر انقلاب جایگاه خاصی دارند و نباید ایشان را با امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» در امورات اجرایی مقایسه کرد. ثانیاً: به این فکر کنید که برای آبادکردن دهی، نباید شهری را خراب کرد. مهم، حفظ انقلاب است در طوفان امواجی که انقلاب را به صورت‌های مختلف تهدید می‌کند. زیرا ذات انقلاب اسلامی و حضور تاریخی آن، آن‌چنان توانا می‌باشد که بالاخره از این انحرافات با حکمت نایب الإمامیِ آیت اللّه خامنه‌ای عبور می‌کند. نمونه‌اش ظاهرشدن بستری است که امروزه شما شاهد محاکمه‌ی اختلاس‌کنندگان هستید. آیا با توجه به همین حکمت خاص ایشان نیست که می‌توان به آینده‌ای مبرّا از این اختلاس‌ها امیدوار بود و در دل آن معلوم کرد که جریان‌های به اصطلاح اصلاح‌طلبی چه اندازه به چهره‌ی این انقلاب ضربه زده‌اند؟ و در همین راستا امثال آقای خوئینی‌ها و تاج‌زاده‌ها برای معلوم نشدن ضربه‌هایی که آن‌ها به انقلاب زده‌اند، سعی می‌کنند رهبر انقلاب را مقصر خطاهای خودشان قلمداد کنند. در حالی‌که هنر فوق‌العاده حکیمانه‌ی رهبر معظم انقلاب آن بود که این افراد برای ارائه‌ی خود و نظرات خود میدان کامل داشته باشند و همین امر موجب می‌شود که نتوانند مقصر امور را رهبر انقلاب بدانند و از آن طرف رهبر معظم انقلاب در آن حدّ که جهت کلّی انقلاب محفوظ بماند، بر امور نظارت داشتند و دارند. موفق باشید

28165
متن پرسش
یا رب با عرض سلام و ادب: سوال بنده از محضر شما ناظر است به نگاه ما به کودک و کودکی. امروزه ظاهرا به کودک و کودکی بسیار توجه می شود اما گویی همچنان در غربت است شاید به این دلیل است که کمتر به حقیقت کودکی پرداخته می‌شود. در یک نگاه، کودکی دوره تمهیدی ست برای آینده، که در آن باید کودک را تجهیز کرد به آن چه بر اساس این نگاه برای آینده اش مفید است تا انسان موفقی شود. اما گویی به نحو دیگری نیز می توان به کودک و کودکی نگریست، از این منظر کودکی دیگر دوره تمهیدی برای آینده نیست بلکه بستر رشد انسان است؛ بستر رشدی که نباید از آن گذر کرد بلکه باید آن را به خوبی یافت تا بتوان آن را در حقیقتش بسط داد. کودکی گویی امکان زیست انسان با حقایق است؛ حقایقی از جنس بساطت و وحدت عالم، همان که گم شده بشر امروز است. همان که در نگاه غالب، در سیر رشد از دست می رود و انسان بزرگ شده در این سیر را با آفتهای سنگین آن مواجه می کند. کودکی گویی الست انسان است که در آن زیست توحیدی را تجربه می‌کند و خود را نه گسسته که در پیوستگی عالم می‌یابد، اما به خاطر نگاه اشتباه به عقلانیت تمایز محور، این سرمایه عظیم در سیر به اصطلاح بزرگ شدن، به خفی می‌رود. غافل از این که می توان در نگاهی دیگر به حقیقت کودکی، عقلانیت توحیدی را یافت و آن را تفصیل داد. در این جا دیگر بزرگ شدن، فراموشی قابلیت کودکی نیست بلکه تفصیل درک پیوستگی و توحید کودکی است در بسترهای زندگی، تا آن جا که می تواند علم و تمدن تکوینی موحدانه را در عالم محقق کند. نکته قابل تامل در این نگاه، تاکید بر کودکی ست تا صرف کودک، یعنی برای این که کودک را از ساحت بساطتتش خارج نکنیم باید کودکی خود را یافت کنیم تا بتوانیم در آن ساحت با کودکان تعامل کنیم و این یافت با رویکرد پدیدارشناسی به حقیقت کودکی دسترس پذیر می شود. مشتاقانه شنوای راهنمایی های شما در مورد این نگاه به کودک و کودکی هستم. با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوب و قابل توجهی را متذکر هستید از آن جهت که کودک را در منظر خود باید جهانی دید با ابعاد اصیل انسانی. ساده نیست که رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «اُحِبُّ الصِّبيانُ لِخَمسٍ : الأوَّلُ : أنَّهُم هُمُ البَكَّاؤونَ ، وَالثّاني : يَتَمرَّغونَ بِالتُّرابِ، وَالثّالِثُ : يَختَصِمونَ مِن غَيرِ حِقدٍ ، وَالرّابِعُ : لا يَدَّخِرونَ لِغَدٍ شَيئا، وَالخامِسُ : يُعَمِّرونَ ثُمَّ يُخَرِّبون » ۱. گریه می کنند چرا که گریه کلید بهشت است. ۲. قهر می کنند ولی زود آشتی می کنند چرا که دلی بی کینه دارند. ۳. چیزی را زود خراب می کنند چون دلبستگی به دنیا ندارند. ۴. با خاک بازی می کنند چون غرور ندارند. ۵. هر چه دارند می خورند چون غم فردا ندارند.

آیا این همان جهانی نیست که هر انسانی باید خود را در آن پیدا کند؟ چرا متوجه نباشیم که بنا نیست انسان‌ها از کودکیِ خود جدا شوند و چرا باید انسان‌ها را از کودکی‌شان بگیریم؟ موفق باشید

26685

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: سؤالی داشتم. ‌طلبه پایه دومی هستم که پیام تعطیلی مدرسة علمیّة به دستم رسید. مطالعه های آزادم رو تا الآن تحت نظر اساتیدی که کتب علّامه مطهری رو پیشنهاد می کردند پیش می بردم. اتفاقات دیگری برایم افتاد و سخن مقام معظّم رهبری به گوشم رسید که فرمودند: جوانان، گوشتان به دهان امام باشد و ببینید امام چه می گوید. از طرفی گفته شده است کسی که هرکس می خواهد در حوزه حرفی برای گفتن داشته باشد باید مطالعهٔ آثار شهید مطهری را پیش بگیرد. از طرفی دیگر علاقه به مطالعه کتب روایتی (نهج البلاغه و الغدیر و...) و کتب آیت الله خامنه ای دارم. و چه و چه... چه ملاکیست برای مطالعه غیر درسی یک طلبه؟ اولویت را با چه ملاکی باید چید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مواردی که نام برده‌اید همه را باید ورود کنید ولی فعلا ببینید ذوق شما در کدام مورد است، همان را فعلا دنبال بفرمایید. موفق باشید

25815
متن پرسش
سلام علیکم: در جامعه اسلامی، آیا ولی فقیه به‌عنوان زعیم جامعه هم باید در برابر عملکردش پاسخگو باشد؟ اگر باید این پاسخگویی باشد، روش پی بردن به صحت عملکرد او چیست؟ رهبری از ابتدای رهبری خود تا کنون نه کنفرانس خبری و جلسه پرسش و پاسخ داشته اند که بشود درباره عملکردشان مبتنی بر اصول قانون اساسی سوال کرد، پس چگونه می توان گفت ایشان شخصی پاسخگو و عامل به قانون است وقتی راهی برای فهم نحوه عملکردشان نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس نسبت به مسئولیت خود در مقابل کسانی که او را شایسته‌ی آن مسئولیت می‌دانند، پاسخگوست. رهبر معظم انقلاب که بر مبنای شرع موظفند عمل کنند و باید در مقابل آن‌ها که از شرع خبر دارند، یعنی مجتهدین مجلس خبرگان، جوابگوی اعمال خود باشند که ظاهراً این‌چنین است. همین‌طور است که یک متخصص قلب در مقابل علم به عکس‌العمل‌های قلب و متخصصین مربوطه، جوابگوست که دلایل اعمال خود را چگونه بر اساس علم به قلب انجام داده است. ولی همان‌طور که یک متخصص قلب نمی تواند دلایل کار خود را برای مردمی که اطلاعاتی از آن علم ندارند، بازگو کند؛ رهبر معظم انقلاب نیز که بر مبنایِ آموزه‌های شریعت الهی و قرآن و روایت اعمال خود را انجام می‌دهند، باید دلایل اعمال خود را به متخصصان احکام و آموزه‌های شریعت ارائه دهد. و این چیزی است که انجام می‌شود و مسلّم موضوعاتی نیست که بتوان آن‌ها را رسانه‌ای کرد. موفق باشید 

24704
متن پرسش
R.soleimani: سلام علیکم حاج آقا. ببخشید یک سوال داشتم. وضعیت بی حجابی و فساد و... در ایران تا آخر مسیر طی شده غرب رو طی خواهد کرد یا تا جایی پیش خواهد رفت و بعد پشیمان می شوند مردم و به اصطلاح سرشان به سنگ می خورد و قدر اسلام و احکامش را خواهند فهمید و برگشت خواهند کرد؟ با توجه به فرمایشات رهبری که مدام می فرمایند آینده از آن جمهوری اسلامیست، این سوال را پرسیدم. آخر وقتی بنیان خانوادها و جامعه متزلزل شود آن هم در ایران، چه افرادی جامعه سازی خواهند کرد؟ سایر کشور ها که دیگر وضع بدتر است. اوضاع فرهنگی کشور، مدارس، فضای اینستا، الگو گیری های نوجوانان از غربیها در پوشش و سبک زندگی و همه چیز... ما رابسیار نگران می کند. به کجا خواهیم رفت؟! شخصی مثل من چه کاری می تواند بکند. مگر با این هجمه اصلا می توان این قافله رو به سقوط را نگه داشت!؟ سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم بد نیست در مقابل آن ریزش‌ها، نگاهی به رویش‌های جدّی و مصمم بیندازید و از آن طرف، به تزلزل جبهه‌ی بی‌بند و باری نظر کنید. در ضمن خوب است به بحث «نقش فرآیندی در تاریخ انقلاب اسلامی» که بر روی سایت هست، توجه شود. موفق باشید

24344

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به مشاهداتى كه در حالت كما (به دليل تصادف) داشتم و مطابق قرآن بود جذب اسلام شدم و تحقيق هاى زيادى كردم، لذا با صحنه هايى روئيت كردم متوجه عجيب بودن عوالم شدم! حال سوالى كه ذهن بنده را درگير كرده عوالم قبل از خلقت آدم ابوالبشر است، آيا امكان توضيح در ارتباط با سرگذشت ارواح قبل از خلقت هست؟ ممنونم از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیات ۱۷۲ و ۱۷۳ سوره‌ی اعراف به طور کلی بحث روبه‌رویی انسان با حضرت رب‌العالمین را قبل از خلقت انسان به میان آورده است به این معنا که انسان مشاهده کرد حضرت رب‌العالمین چگونه در ابعاد زندگیِ انسان‌ها حضور دارد. که البته بسیار به صورت اجمال بیان شده است در ضمن علامه‌ی طباطبایی سخنانی در کتاب «انسان از آغاز تا انجام» دارند که می‌تواند نکاتی را متذکر شود. موفق باشید

24212
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: در کتاب ده نکته از معرفت نفس (نکته اول)، مطرح شد که: در هنگام خواب در عین اینکه خداوند نفس انسان را تمام و کمال گرفته تدبیر بدن توسط نفس از بین نمی رود. و نکته مهم تر اینکه فرمودید: اینکه ما خودمان را در بدن احساس می کنیم نه به این جهت است که ما در بدن ایم، بلکه به خاطر این است که ما نظر به تن داریم. سوال اینکه: اگر ما اساساً در بدن حضور نداریم و فقط متوجه بدن هستیم یعنی نظرمان به بدن است، پس این توفی و گرفتن، به معنای انصراف توجه نفس از بدن است. نه خارج شدن نفس از بدن چون اساسا داخل در آن نبوده که خارج شود. اما در انتهای صوت شماره یک تدریس، درضمن سوالی که از شما پرسیده شد درباره معلولیت یک عضو از بدن، شما فرمودید که به دلیل آن است که نفس از آن قسمت از بدن خارج گردیده. (در حالی که فرمودید داخل در بدن نیست) مگر اینکه منظور شریفتان این باشد که توجه نفس از آن قسمت از بدن خارج گردیده. سوال دیگر اینکه: اگر توجه نفس از چیزی منصرف شد آیا می‌توان توجه آن را باز هم به آن شئ برگرداند؟ مثلا رفع معلولیت. و اساسا چه می شود که نفس توجه خود را از عضوی منصرف می کند. بدون آنکه انسان قصد آن را کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که متوجه شده اید خارج شدن نفس از بدن به معنای انصراف از آن است. اری به همین جهت اگر زمینه ی تدبیر عضو معلول شده فراهم شود نفس تدبیر خود را اعمال می کند. موفق باشید

23753

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
اسلام و احترام: استاد بر فرض قصد توسل به حضرت جوادالائمه (علیه السلام)، کدامیک از دو رویکرد زیر در امر توسل بهتر و صحیح تر است؟ چرا؟ فرقشان چیست؟ ۱. خداوندا به حق اسم «جواد»ت، که در امام جواد (علیه السلام) به ظهور آمدی و او را با ظهور اتم این اسم مورد عنایت خویش قرار دادی، ما را نیز صاحب جود و کرم بفرما تا حامل این اسم شویم. ۲. یا امام جواد (علیه السلام) به ما کمک کن که ما نیز مانند شما حامل اسم جود و کرم خداوند باشیم. (خودم فکر می کنم که مورد نخست به آیه ی شریفه‌ی «و لله الاسماءالحسنی فادعوه بها» نزدیک تر است و در واقع طبق امر خداوند او را با اسمائش می‌خوانیم _ شبیه داستان حضرت زکریا (علیه السلام)_. اما این حقیقت که «ائمه به سبب شدت روح مجرد و نفس طیبه ای که دارند نافذ هستند و می‌توانند در عالم تصرف کنند»، ذهن بنده را از رویکرد اول دور و به رویکرد دوم نزدیک می کند. ۱. آیا در جواب، این صحیح است که بگوییم در مورد اول وقتی پای امام جواد (علیه السلام) را به میان می آوریم، با نظر به اسم الهیِ جواد در مظهرش به عالم غیب و معنویت بهتر متصل می شویم و با اسم الهی جواد در مرتبه و شدتی بالاتر یگانه می شویم و به این ترتیب به رنگ آن اسم در می‌آییم و این _یعنی مظهریت اسماء بودن_ همان معنای تصرف امام است؟! ۲. اگر مورد اول صحیح هست، اساسا چرا توجه به مظهر اسم در امام ما را بهتر و سریعتر با آن اسم مرتبط می کند؟ آیا به سبب اینکه امام ظهوری از جنس بشریت است و به ما نزدیک تر و ملموس تر است؟! ۳. اگر در عصر امام بودیم کدام شیوه بهتر بود؟ آیا اینکه نزد معصوم رویم و از او بخواهیم ما را به برکت اسم اعظمش به رنگ اسم جواد در آورد _یا برآورده کردن هر حاجتی دیگر_ هم مصداقی از وسیله در آیه‌ی شریفه‌ی «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» بود؟ اگرهست، اکنون نیز امام حاضر است با همان نافذیت، مع الوصف شیوه‌ی دوم افضل است؟!)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده با نظر به وجه متعيّن اسم «جواد» یعنی حضرت جواد علیه‌السلام بهتر می‌توان از انوار اسم «جواد» حضرت حق بهره‌مند شد. اگر در زمان آن حضرت هم ما در قید حیات بودیم سعی می‌کردیم به آن حضرت نزدیک شویم زیرا ایشان پرتو اسم «جواد» حضرت حق بودند. موفق باشید

20692
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: چرا گفته می شود پرسش از زمان وقوع قیامت اشتباه است؟ به هر حال هنگامی که تمام بالقوه ها بالفعل می شود قیامت می شود و این در عالم ماده در زمانی که آخرین ثانیه یا میلیونیوم ثانیه است اتفاق می افتد مثلا فرض کنیم در یک ثانیه بخصوص چند سال دیگر یا حتی همین امروز این اتفاق بیفتد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی همه‌ی بالقوه‌ها به بالفعل تبدیل شد دیگر زمانی نمی‌ماند تا بپرسیم در چه زمانی قیامت می‌شود. موفق باشید

31953
متن پرسش

سلام، ادب و خدا قوت محضر استاد عزیز و مجموعه فرهنگی المیزان ضمن آرزوی ظهور بهترین مبانی زندگی متناسب زمانه امروز ذیل دعای حضرت حجت «ارواحنا له الفدا» از دریچه قلوب انسان هایی که در عین دل نبستن به وضع موجود عالم، در هوای دغدغه آزادگی حقیقی نفس می کشند و در انتظار گشایش نسبت به حقیقت روزگار سر می کنند، سؤالاتی با همین دغدغه اصیل محضر استاد عزیز تقدیم می شود به امید تذکراتی راه گشا نسبت به گذشته، حال و آینده پیشرویی که نه چندان عیان است که بتوان دقیقا گفت چگونه آینده ای است و نه آنچنان از افق قلب و فهم انسان آخرالزمانی دور است که احساس بیگانگی به او دست دهد بلکه همچون خورشید در حال طلوع سوسوی روشنایی می‌زند و نوید صبح طلوع حقیقت را می‌دهد آن هم به وقت و در وقت تاریخی انقلاب اسلامی (احساس حقیقی انسان های این زمانه که خود سالیان سال با انواع روحیه ها و سلیقه هایی که دارند، با آنها نفس کشیده ام، شاید که نگویند انقلاب اسلامی یا ندانند آنچه در جستجوی آنند همان انقلاب اسلامی است) تا گرمای نور خورشید حقیقت به صبح حقیقی عالم یعنی ظهور تام حقیقت در گرم ترین وجود انسان آخرالزمانی یعنی انسان کامل منتهی شود و نسیم روشنای حقیقت جایگاه ظلمتکده هایی را که تکیه بر مطلع خورشید زده و روح ظلمت را به عالم روا می‌دارند، عیان گرداند و انسان آخرالزمانی جز به گرمای تابش نور حقیقت دل نسپرد و تنها در گفت و گوی با این نور احساس حیات کند و زندگی کند و زندگی و زندگی... این نوشتار درد دل انسانی است که سالیان سال از دین و مذهب، تحصیل، هنر، عشق، عقل، لذت، درد و رنج و شادی و غم و... هر آنچه انسان آخر الزمانی تجربه کرده است را با خود دارد اما در جسجوی صبح حقیقی، دیگر از سحر انتظار می‌کشد انتظار و انتظار... ۱. احساس خود و با خود بودن را به کدام اقلیم تفسیر ببرم تا دمی مرا با خود روبرو کند و مزه بودن را بچشم بدون هر آنچه خود را بودن من جا می‌زند و نیست... ۲. بود خدا را در عالم چگونه به تماشا بنشینم؟ دانستن و مفهوم نه تاریخ ماست دیگر و نه جوابگوی دغدغه و عطشی که بر جان ما افتاده. احساس به سوی او بودنی که او هم می‌کشد هم می‌کشد و جز این خوشتر زندگی ای نباشد. تماشگری ای که او می‌خواهد خود را با بازیگری ما به تمامه در ما در عالم به تماشا بنشیند که این خود رازی است که نه درک کرده ایم و نه درک خواهد شد مثل انقلاب اسلامی و دو رهبر حکیم آن، شاید آن یار تمام چهره بتواند فرجی کند و الا ما ساحل نشینان حجاب را چه به راز تماشای او... ۳. و در این رفت و شد عالم چه کنم با این ندا که گویی انسانی هست که مرا به خود می‌خواند و تمام گم گشته هایم را با خود دارد؟ نه می‌توانم بگویم تنها احساسی است که می آید و می رود و نه می توانم آن وجود گرمابخش را از آن خود ببینم. این انسان گویی همه کس و همه چیز است نه بهتر بگویم اصلا انگار خود بـودن و هست و حقیقت است، هم جان می ستاند و هم جان می‌دهد همچون قرآن که مانده ام در تماشای یک روح در دو جلوه قرآن و آن انسان گرمابخش دعوتگر چنان سرگشتگی ای به ما داده اند که دیگر نه می‌توانیم به گفته ها و گوینده های این زمانه دل بسپریم و قدم در راه نهیم و نه آنچنان شده ایم که ما را به آن می‌خوانند و ما این حال را در هوا و وقت انقلاب اسلامی احساس می‌کنیم چرا و چگونه نمی‌دانیم شاید همان که می‌خواند خود روزی بگوید شرح این حکایت. حالیا ما مانده ایم میان این گفت و گوهای زمانه و آن انسان کشنده و کلام دوست تا کی مرغ دل هوای پرواز کند و پنجره ای به سوی آن حقیقت گمگشته ی حاضر در دوردست ها باز کند تا نسیم نور این حقیقت در سرزمین ظلمت زده ی تاریخ ما وزیدن بگیرد... ۴. حال ماییم و نسبت با تمام عالم و نحوه زندگی در آن بدون آنکه ذره ای از آن نادیده گرفته شود هر ذره ای که جلوه ای از حیات و آن وجود گرمابخش دارد. این را چه کنیم که قلب می‌تپد که طعم بهترین نسبت زندگی با عالم را بچشد؟ و گرنه قلب جز در جریان خونی بیش نخواهد بود که گفته اند و می گویند در حالی که روح حماسی انسان آخرالزمانی به دنبال جاری شدن این خون برای آن وجود گرما بخش است در تمام مظاهر خصوصا حقیقت انسان و انسانیت نه جریان خون برای ادامه زندگی ای که خود شماره های مرگ است و هوای نیستی را می دمد. در این زمانه در جستجوی بهترین نسبت با تمام عالم در انتظار طلوع صبحی باشیم که در وقت سحرگاهی انقلاب اسلامی، نوید صبح حقیقی و شروع روز حقیقت را می‌دهد؟ گرچه تاریکی های هنگامه سحر( ظلمت موجود و هر آنچه از آن دفاع می‌کند) مذبحانه می‌دمند که شب است هنوز و وقت ظلمت باقی است. غافل از آنکه در نیمه های شب ستارگان آسمان بهتر می درخشند و راه را به روی زمینیان می گشایند تا انسان، زمینی آسمانی باشد همچون وجود دختر خانه نبوت که بهشتی زمینی بود و در دل شب امت پیغمبر، به ماه آسمان اشاره می کرد و افسوس که امت نبی همچون ما دل در تاریکی شب گرو داده بودند... ماییم و انتظار جانسوز برای این بهترین نگاه به عالم و زندگی با آن و مهمترین قسم آن درک انسان های دیگر است در وسعت جهانی و تمدنی با محوریت خانواده و اجتماع آنگونه که آن انسان گرمابخش و آن کلام یار چنان است با اشاره به «بود و حقیقت» هر کس و چیزی در عالم... که البته بی هیچ پیشفرض و قضاوتی گویا حضرت امام (رض) و رهبری عزیز(حفظه الله) آینه این بهترین نسبت و نگاه به عالمند در این زمانه، افسوس که ما آنچنان که باید و شاید دل در پاسداشت آنان نسپرده ایم و شهدای انقلاب خوب دریافته اند که... سخن بسیار است، زمان مختصر و ما هم نه گوینده ای قابل از استاد عزیز صمیمانه تشکر می‌کنم بخاطر وقتی که در اختیار ما می‌گذارند و التماس دعای خیر داریم در این راه... ذیل هر کدوم از سؤالات اگر استاد شخصیت ها، اندیشه ها و کتاب هایی رو جهت مراجعه بنا به ترتیب خاصی لازم بدونن بفرماین ممنون میشم. البته با این پیش شرط که این حقیر دغدغه تفکر و معلمی جامعه انسانی رو دارم و در این مسیر میخوام ادامه حیات بدم به امید خدا و از هرگونه راهنمایی و لطف شما کمال استقبال رو دارم. به قول آن بزرگوار: خدایا مرا دریاب پیش از آنی که هیچ چیز از دل نماند جز هیچ.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می دانید که حرف در این مورد مفصل است اجازه دهید تنها بابی باز شود.

 با توجه به نسبت ما با خدا، وقتی به ذات خود بیندیشیم و هویت تعلقی خود را در نظر آوریم، به نیستی خود پی می‌بریم و این‌جا است که هستی ما به عنوان عطای الهی به ظهور می‌آید به همان معنایی که جناب عطّار می‌فرماید:

نیست شو تا هستی‌ات از پی رسد        تا تو هستی، هستْ در تو کی رسد

این نحوه «وجود» و «هستی» که انسان از هستی خود آزاد است و به هستی خدا در عالَم حاضر است، انسان را به یک معنا بی‌تعیّن می‌کند و همچون آینه، تنها قدرت آشکارکردن کمالات الهی را دارد و لذا جناب مولوی فرمود:

آینه هستی چه باشد؟ نیستی       نیستی بَر، گر تو ابله نیستی

نتیجه این نوع نیستی، هستیِ دیگری است که همان هستی غنیّ مطلق است و در دل این هستی که با نیستی به ظهور می‌آید، انسان منشأ خیررساندن به سایرین می‌شود و وجودش بسط می‌یابد و لذا جناب مولوی فرمود:

هستی اندر نیستی بتوان نمود       مال‌داران بر فقیر آرند جود

وقتی انسان با امکان ذاتی خود که فقیر إلی الله است به سوی خداوند رفت، خداوند به پیش انسان می‌آید و انسان آنچنان از حضور خداوند بهره‌مند می‌شود که می‌خواهد همه انسان‌ها را از خود بهره مند کند و مگر زندگی جز این است؟ پس جستجوی زندگی در آن نیستی است که جناب مولوی متذکر شدند و ما به همان اندازه که «نیستیم»، «هستیم». زیرا انسان بخشی از میدان نیستی است و انسان‌های اصیل با نیستی خود که عبودیت حضرت حق است، ارتباط دارند و این عطای پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به بشریت است.

تصور می کنم اگر سری به کتاب «انقلاب اسلامی و چگونگی تحقق آينده دين‌داری ما» که اخیرا چاپ شده و روی سایت هست به خصوص به مقدمه آن بزنید، بد نباشد.

30992
متن پرسش
سلام: در ادامه سوال 30984 ضمن تشکر از نکات بسیار خوبی که متذکر شدید عرض کنم این نکاتی که فرمودید رو می‌شود با افرادی که مقداری اهل تفکر باشند درمیان گذاشت ولی چطور می‌شود با همکاران و مردم عامه که به قول شما عقل غرب زده ای دارند و اهل تفکر نیستند و اصلا رویکرد وجودی ندارند و در زندگی یک نماز و روزه ساده و مسئله اقتصادی برایشان مهم است این مطالب را مطرح کرد؟ آیا اصلا متوجه اینگونه سخن گفتن می‌شوند؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به رفقا متذکر شوید بالاخره رینگ گذشته و روحیه نئولیبرالیستی کارش به این‌جا می‌کشد چه ما با مذهب رفیق باشیم و چه نباشیم. موفق باشید

30351

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: نظر شما در مورد برگزاری اعتکاف با عده ای بسیار محدود و رعایت کامل شرایط بهداشتی چی هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر صراحتاً انجام اعتکاف را ممنوع کنند، نباید به صورت علنی که عنوان اعتکاف داشته باشد، انجام گیرد. موفق باشید

29958

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استادعزیز: ۱. اگر بخواهیم بحث تاریخ را پیگیر باشین تاریخ تشیع منابعی دارید یا همان تاریخ اسلام رو سایت را دنبال کنم مکان زندگیم هم «اصفهان» هست میخام بتونم مدیریت لازم را هم داشته باشم. ۲. «در ضمن توفیق دارم از سلسله سادات باشم ان‌شاءالله بتونم مایه زینت اهل بیت باشم اگر بخواهم مطالبی هم در تاریخ تو این موضوع دنبال کنم بهتره از کدوم منبع استفاده کنم؟ ۳. استاد آیا حوزه های علمیه بحث تاریخ بخصوص برای خانم ها قوی هست نیاز هست روی این موضوع بازنگری هایی باشه بخصوص که گویا بعضی شهرها نمی‌دانم درست می‌فهمم یا نه رده هایی از تشیع در زمانهای قدیم را بنده تو آدم ها و افراد می‌بینم، استاد در اصفهان خیلی ظرفیتها به نظرم هست. التماس دعا استاد عزیزم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. رویهمرفته آثار آقای دکتر موسی نجفی و یا آقای استاد رسول جعفریان کمک‌های خوبی در این مورد می‌توانند بکنند. ۲. مباحث آقای استاد غنوی که در حدود ۱۰۰ جلسه بحث کرده‌اند نکات خوبی دارند که خلاصه‌ی آن را در جزوات «هویت گمشده‌ی شیعه» می‌توانید دنبال کنید. ۳. در این مورد اطلاعات قابل توجهی ندارم. موفق باشید

28824

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ما داشتیم از حوزویا ناامید می‌شدیم که خدا شما رو سر راهمون گذاشت. استاد جان الان در بعضی شهرستانای کوچیک هیئتا هیچ سخنران مناسبی ندارن. تو شهر ما از جاهای دیگه هم دعوت میکنن ولی واقعا طلبه ها سواد چندانی ندارن. یکیشون یبار اومد رو منبر داد زد گفت خانم شما شعور نداری تابلوی تو شهرتون رو بخونی که گفته حجابتو رعایت کنی؟ همون لحظه من دیدم یه دختر نوجوون که کمی موهاش پیدا بود دست کل خانوادشو گرفت و از مسجد رفت و یه چیزی به حاج آقا گفت. امسال باز یکی رو آوردن که دو ساعت جلسه بیش از یک ساعت حرف میزنه. حرفاشم منطق و سیر خاصی نداره از هر دری سخنیه. از این حاج اقا سرزنشیا. مثلا میگه رای دادی به روحانی حقته حالا اینجور شد. استاد یعنی تو جلسات اینا آدم فقط زجر میکشه. جای دیگه ای هم نیست آدم بره. بنده خودم تصمیم گرفتم بذارم سخنرانی تموم شه بعد برای مداحی برم‌.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین دلیل باید در بستر حوزه‌ی علمیه حاضر شوید و اسلامی را به میان آورید که حضرت امام و رهبر معظم انقلاب مطرح می‌کنند.

از آن‌جایی که حضرت محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله»  غم ملتی را می‌خوردند که در زمان جاهلیت کینه و دشمنی سراسر وجودشان را فرا گرفته بود و این حالت در سراسر جهان حاکم بود و از آن‌جایی که خداوند به حکم ربوبیت‌اش خواست بشریت را هدایت کند و رجوع به حقیقت را به جای دشمنی و کینه بنشاند تا انسان‌ها متوجه‌ی گوهر وجودی خود شوند و به همدیگر محبت بورزند؛ خداوند حضرت محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را به پیامبری برگزید.

با اسلام‌آوردنِ مردم جزیرة العرب صمیمیت و محبت سراسر وجود مردم را فرا گرفت[1] ولی متأسفانه با رحلت رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» آرام‌آرام آن صمیمیت‌ها و ایثارها رفت و با حاکمیت بنی‌امیه کینه‌ و دشمنی در جامعه‌ی اسلامی به اوج خود رسید. این‌جا بود که اصحاب رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به‌خصوص اهل‌البیت آن حضرت به فکر چاره بودند که چگونه تاریخ اسلام را به بستر اصلی خود برگردانند. موفق باشید

 


[1] - به برخورد انصار با مهاجرین و تقسیم اموال خود با مهاجران، و یا قضیه‌ی «يُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَة»(حشر/9) خودشان به آن آب در آن خونریزی و تشنگی نیاز داشتند، ولی دیگری را بر خود ترجیح دادند؛ نظر شود.

28792

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت: ۱. استاد سوالم اینه چطور میشه آدم ضمن فعالیت های مختلف دارای یک نوع وحدتی در وجود خود باشه و هرجا بتونه اون رو حفظ کنه و هرجایی شدت حضور خدا در وجودش کاهش پیدا نکنه ۲. استاد ورودم به مسایل سیاسی نمیگذارن اصلا زندگی توحیدی هم داشته باشم و خیلی اذیتم میکنه چه کنم؟ ۳. در مورد استقلال چطور باید از دیدگاه توحیدی به بحث استقلال نگریست به عبارتی عقیده ما در مورد بحث استقلال چی باید باشه مثلا در مورد آزادی تو کتاب شهید مطهری اگه درست فهمیده باشم گفته آدم اون وقتی آزاده که بنده خدا باشه حالا در مورد استقلال چه؟ ۴. استادبرای بنده دعا بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه بنده دعاگو خواهم بود. اگر در رجوع به معارف الهی مثل توحید و معرفت نفس جدّی باشید، و در این مسیر، تقوا را هم رعایت کنید به‌خوبی همه‌ی مسائل که فرمودید روشن خواهد شد. موفق باشید

27915
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله: شبهه ای را مطرح کرده اند که نیاز به یک جواب منطقی و قانع کنند دارد و آن این است که وقتی مسلمانان در چین در عذاب هستند چرا ما باید سکوت کنیم؟ در کشوری که ادعای وحدت امت اسلامی می شود و آرمان دفاع از مظلومان را در سر می پرورانند آیا مطلوب است که از مسلمانان چین حمایت نشود؟ نبی مکرم فرمود: «همه مسلمانان برادر یکدیگرند، به همدیگر ظلم نمی کنند و در مقابل دشمنان یکدیگر را رها نمی کنند و به خود وا نمی گذارند.» آیا جایز است بخاطر یک سری منافع سکوت کنیم و مسلمانان در چین مورد ظلم قرار بگیرند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه با وجود نظام اسلامی و در رأس آن ولیّ فقیه، مطمئن هستیم آن‌چه باید انجام شود از طریق خود کشور انجام می‌شود و اگر حضرت آقا تشخیص دادند که ما کاری را به عهده بگیریم، متذکر خواهند شد. در حال حاضر موقعیت ما با صد سال پیش که نظام اسلامی وجود نداشت فرق می‌کند. ملاحظه کردید که ایشان در سخنرانی روز قدس چگونه با صراحت فرمودند ما مردم غزه را مسلح کردیم و این نشان میدهد آن‌جایی که وظیفه‌ی اسلامی اقتضاء بکند نظام اسلامی ورود خواهد کرد. موفق باشید

نمایش چاپی