تعالی: سلام علیکم: ۱. از مطهری بزرگ هرگز غافل نباشید. ۲. در مورد سیر مطالعاتی نسبت به تاریخ اسلام، چیز مدونی در ذهن و فکر خود ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در استرجاع و رجوع به حق در ذکر «انا لله و انا الیه راجعون» عملا انسان خود را در محضر حق قرار می دهد تا خداوند به نور فرشتگان قلب او را به سوی خود بکشاند ولی اگر مثلا در نماز بخواهیم با ارادههای جزئی خود تلاش کنیم تا حضور قلب پیش بیاید همان تلاش ما نوعی حجاب برای ما میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به یاد این جملهی هایدگر در کتاب «درآمد به متافیزیک» افتادم که میگوید: «اگر ایمان، پیوسته خویش را در معرض امکانِ بیایمانی قرار ندهد، ایمان نیست، بلکه آسودگی است». به این اشعار عطّار در معنیِ ایمان فکر کن که میگوید:
دی زاهد دین بودم سجاده نشین بودم
ز ارباب یقین بودم سر دفتر دانایی
امروز دگر هستم دُردی کشم و مستم
در بتکده بنشستم دین داده به ترسایی
نه محرم ایمانم، نه کفر همی دانم
نه اینم و نه آنم، تن داده به رسوایی
دوش از غم فکر و دین یعنی که نه آن نه این
بنشسته بدم غمگین شوریده و سودایی
ناگه ز درون جان در داد ندا جانان
کای عاشق سرگردان تا چند ز رعنایی
روزی دو سه گر از ما گشتی تو چنین تنها
باز آی سوی دریا تو گوهر دریایی
پس گفت در این معنی نه کفر نه دین اولی
برتو شو ازین دعوی گر سوختهٔ مایی
هرچند که پر دردی کی محرم ما گردی
فانی شو اگر مردی تا محرم ما آیی
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت علی «علیهالسلام» قبلاً ایمان آورده بودند، پس صحنه، صحنهی تقدم یا تأخر ایمان نیست، بلکه بیشتر صحنهای است تا رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» خبر از آیندهای بدهند که باید افرادِ آن جمع بدانند رهبری و جانشینی پیامبر چه کسی باید باشد، با توجه به اینکه پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» میدانند در آینده اکثر آن جمع ایمان خواهند آورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در اعتماد به خدا و رعایت حقوق مردم، خود را رشد دهیم همهچیز به نفع ما تمام میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید امثال آیت الله جوادی «متعمّقون» در روایت امام سجاد «علیهالسلام» را به عنوان کسانی میدانند که آمادگی عمیقشدن در فهم دین را بهتر دارا هستند و این از خود آن روایت برمیآید که چگونه سورهی توحید و شش آیهی اول سورهی حدید را خداوند برای آنها نازل کرده. مگر میشود گفت این آیات برای فضولها نازل شده؟! در حالیکه دارای عمیقترین مطالب توحیدی میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی نه در گذشتهی خود حاضر باشیم و نه در جهان جدید، همین است که ملاحظه میفرمایید. در این راستا مباحث «انقلاب اسلامی؛ طلوع بین دو جهان» خدمت رفقا مطرح شده. «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بین دو جهان» میخواهد جوابگوی این پرسش باشد که چه فهمی باید از خود و از ایران و از دیانت در این تاریخ داشته باشیم، تا بتوانیم در این تاریخ، آری! در این تاریخ، ولی با هویت قدسی زندگی کنیم؟ شواهدی در کتاب به میان آمده است که حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» نهتنها خودشان چنین فردی بودند، حتی چنین راهی را روبهروی ما گشودند و آن نوعی جهانمندی است در مقابل جهانمندیِ مدرن و اینکه معیارهای توسعهیافتگیِ جهان مدرن، توسعهیافتگی ما نیست، هرچند نباید از توسعهیافتگی جهان مدرن بیگانه بود ولی ما به آن نوع توسعهیافتگی یا پیشرفتی نیاز داریم که با گذشتهی تاریخی خود در آن حاضر باشیم و این حضور، با حضوری که امثال ژاپن و یا کرهی جنوبی در آنها حاضر شدند، متفاوت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب تشخیص دادهاید. آری «طالب شرحی چنانم کو به کو» که البته هنوز پیدا نشدهاست و گرنه با عرفانِ مولوی مطالبی به ظهور میآید که حتما برای روح شیعهی ایرانی بسیار کارساز تر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر کدام را که احساس کنید در کنار درآمدی جهت زندگی، روحیهی معنوی شما را بهتر حفظ میکند و رشد میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از شروح حُسنی دارند ولی هر دو بزرگوار، بزرگتر از شرحهای موجود هستند. شرح مرحوم علامه محمدتقی جعفری و آقای کریم زمانی برای مولوی میتواند شروع تفکر باشد، ولی برای جناب حافظ چیزِ دندانگیری ندیدم. بالاخره حافظ از عهدِ ازلی ما سخن میگوید، کیست که در عهد ازلیاش حاضر باشد تا با حافظ بهسر ببرد؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً نیز عرض شد آن موارد جزیی که در آن کتاب هست حالات روحی خود فرد است و اساساً هنوز فرشتهی قبضی به میان نیامده است و نکیر و منکری در صحنه نیست. و آنچه باید بر اساس آن احوالات خود را بررسی کرد و برای ما حجّت است، مطالبی است که از طریق آیات و روایات به ما رسیده است. پیشنهاد میشود چنانچه مایل باشید در موضوع معاد مطالعه فرمایید، مباحث صوتی کتاب «معاد، جدّیترین زندگی» را دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نظر به رأفت خاص حضرت زهرا «سلاماللّهعلیها» و تواضع کامل ما در مقابل آن رأفت در سجده و نظر به واسطهفیضبودنِ آن بزرگوار، آن ذکر را در سجده بهتر بتوان مؤثر کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که آیا عدهای مجتهدِ مجتهدشناس یعنی اعضای خبرگان، بهتر میتوانند ولیّ فقیه را در این تاریخ با پیچیدگیهایِ حساس این زمانه تشخیص دهند که چه کسی باید باشد؟ یا یک فرد؟ از طرفی اگر علی «علیهالسلام» امروز در قید حیات بودند، مطابق امروز، نسبت به بودجهی کشور و ادارات تصمیم میگرفتند؟ یا اینکه هر روز عصر، کفِ بیتالمال را جاروب میکردند و تشریف میبردند مسجد؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید اگر مدتی با نامهی ۳۱ نهجالبلاغه مأنوس باشید، مطلوب خود را مییابید. در این مورد بد نیست به دو جلد کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» نظری بیندازید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدنی که امام، إنشاء میکنند غیر از بدنی است که روحشان با تدبیر آن بدن در طول زندگی به کمالات خاص خود میرسد، هرچند که آن بدن هم به عنوان هویت مادی خود حرکت جوهری خود را دارا است. ولی نفس امام نسبت به آن بدن، غیر از رابطهای است که با بدنی دارند که از مادر متولد شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امیرالمؤمنین «علیهالسلام» میفرمایند جناب زرتشت پیامبر بوده، ولی او را شهید کردند و کتابش را نیز سوزاندند. شواهد تاریخی هم خبر از آن دارد که بعدها مُغان، گاتاهایِ اوستا را جمعآوری کردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در مورد جزء جزء این مطالب بحث کرد. چیزی نیست که بتوان در یک سؤال و جواب گنجاند. معتقدم اگر همچنان مباحث ایشان را ادامه دهید، به مرور روشن میشود که چرا میگوید مسیحیت افلاطونی است؟ عرایضی تحت عنوان «انسان و زمانمندی» در «موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی» شده است. در آخر آن مباحث، معنای افلاطونیشدنِ نگاه دینی تا حدّی بیان شده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره انسان قبل از تولد، عهدی با اولیاء داشته و با نظر به آنها و با نظر به سخنان قدسیِ عرفا، آن عهد زنده میشود و فیلش هوای هندوستانش را میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به خدا اطمینان دارید که در مسیر توحید وعدههای او محقق میشود؛ مثل آنکه مطمئن هستیم آمریکا در مقابل انقلاب اسلامی هیچ غلطی نمیتواند بکند؛ این اطمینانِ به خدا است. ولی از مکر خدا نباید در امان بود، مربوط به وقتی است که بدون دلیل اعمال خود را بهترین اعمال بدانیم و به جایِ باقیبودن بین خوف و رجاء، فقط در رجاء بهسر ببریم. آری! باید به خدا حسنظن داشت از آن جهت که خوبیِ بندگانش را میخواهد و رحمت او واسع است. ولی خوف از اینکه ما کوتاهی کنیم، سرِ جایش محفوظ است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خودتان را خیلی به جزئیات مشغول نکنید. کلیات بحث را بگیرید و جلو روید. موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله: استاد جانم با اینکه من می دانستم دکتر جلیلی عزیز، برنامه و انگیزه های لازم رو دارند، منتهی حسم میگفت که هنوز جامعه ما، حتی طبقه حزب الهی، آمادگی ریاست جمهوری امثال جلیلی رو ندارند، فلذا تصمیم رأی دادن به آقای رئیسی بود چون انگار موعد، موعد تبلور گفتمان انقلاب اسلامی با این شخص است. اما هنگامی که آقای جلیلی انصراف دادن، دلم گرفت! انگار خبر شهادتش رو بهم دادن! و حتما ایشون با قربانی کردن اهداف و آرمانهاشون در جهت تحقق آرمانهای بزرگتر، به مقام شهادت هم دست یافتند. استاد جان نظر شما چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در انتخاب بزرگ ایشان بود که حاکی از خلوص و تقوا و زمانشناسیِ ایشان به حساب میآید و در همین رابطه بنده عرایضی ذیل بیانیهی جناب آقای جلیلی داشتم که عینا خدمتتان ارسال میشود. موفق باشید
بسمه تغالی
آری! فرزندان انقلاب هرگز به خود و نمایشدادن خود فکر نمیکنند. چه کسی از چنین تصمیم بزرگی میتواند غافل باشد؟ خدا میداند این مرد بزرگ هزاربرابرِ آنکه پایش را در جبهه حق مقابل باطل از دست داد، در این صحنه بزرگ مقابل با خود، خود را فدای انقلاب کرد تا معلوم شود فرزندان انقلاب چه کسانیاند و انقلاب، تنها و تنها با چه کسانی ادامه مییابد. دیدید که تنها یک حاج قاسم نداریم، هزاران حاج قاسم سلیمانی توسط مکتب حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» پروریده شدهاند تا هرگاه میدانی برای ظهورشان باشد، خود را در آن میدان فدای حقیقت انقلاب اسلامی بنمایند که تنها آینه حقیقتِ آن دوران است. خوشا به حال سعید جلیلیها و خوشا به حال آنهایی که تصمیم گرفته بودند به او رأی دهند و حال، حاضرند تسلیم آن چیزی شوند که آن مرد بزرگ تسلیم آن شد.
فراموش نکنیم که جناب آقای دکتر جلیلی خود به خود نهتنها دارای وزنه رأی آوری زیادی بودند که قابل مقایسه با سایر نامزدهایی که منصرف شدند، نیست. عده زیادی از افراد نیز تعلق خاطر زیادی به ایشان داشتند و ایشان خود را وامدارِ آن افراد میدانستند و از همه مهمتر به خوبی معلوم بود که برای ریاست جمهوری برنامههایی اساسی و زنده و فعّال داشتند و با اینهمه حاضر شدند اینچنین عمل کنند در آن حدّ که میتوان گفت کار بزرگ ایشان از بزرگی انتخابات سال ۱۴۰۰ کمتر نبود. طاهرزاده
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در خارج و در واقعیت هست، تنها و تنها وجود است منتها در مظاهر مختلف. و انسان اگر متوجهی این امر نباشد به آن مظاهر نه به اعتبار وجود، بلکه به اعتبار محدودیت امکانیشان، اصالت میدهد. در حالیکه آنها ماهیتهایی هستند که ذهن مفهوماً آنها را میشناسد و نه اصالتاً. و باید از این موضوع غفلت نشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از آیات مذکور در جایگاه خود، پیام خود را دارا میباشند. در آیهی ۱۰۹ سورهی مائده نظر به علم مطلق الهی و علاّمالغیوببودنِ حضرت حق دارد که علم انبیاء در مقابل آن علم، علم به حساب نمیآید. به گفتهی علامهی طباطبایی این آیه نفی علم مطلق و همهجانبهی انبیاء را مدّ نظر میآورد و در آیهی ۱۱۷ سورهی مذکور حضرت عیسی «علیهالسلام» در محضر حق عرض میکنند من وظیفهی خود را طبق امری که فرمودید انجام دادم و در این رابطه ناظر بر حرکات آنها بودم، ولی چون مرا گرفتی، تو همواره در راستای حضور مطلق خود، ناظر بر آنها بودی از آن جهت که حضرت عیسی «علیهالسلام» نحوهی حضور مطلق خدا را در این آیه متذکر میشوند. و این غیر از آن است که انبیاء در آن حدّ که اذن دارند، شاهد بر اعمال پیروانشان نباشند. میماند که آیا اساساً بحث «شاهد اعمال» در چنین رابطهای باید مورد بحث قرار گیرد، یا جای و جایگاه دیگری دارد؟ در این مورد عرایضی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کاری که با نور توحید شروع شود در ابتدا با روحیهی مردمی که گرفتار روزمرّهگی شدهاند همراهی ندارد. ولی اگر با حوصله ادامه یابد و بیمحلیهای مردم، انسان را خسته نکند؛ چون آن حرکت توحیدی با فطرت انسانها همراه است بالاخره نتیجه میدهد. به همین جهت فرمودهاند نسبت به اذیتها و بیمحلیهای مردم صبر پیشه کنید. نمیبینید بعضیها چگونه نسبت به دلسوزترین فردشان در این تاریخ یعنی رهبر معظم انقلاب سخن دشمنان ایشان را میپذیرند؟!! ولی رهبر معظم انقلاب میدانند که باید برای همهی آنها دلسوزی کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. هگل بر مبنای آموزههای مسیحیت به حضرت عیسی «علیهالسلام» فلسفهی خود را تدوین کرده است و سعی نموده آن عقاید را که عیسی «علیهالسلام» به یک معنا خودِ خداوند است که متعیَّن شده، عقلانی نماید. عمده دغدغهی اوست جهت حضور بشر در جامعهی مدرن در عین اخلاقیبودن و رساندن بحث به انسانیت که همان عیسی «علیهالسلام» است و اینکه همه باید با احساس عیسیبودنِ خود انسانیت را در جامعه مدّ نظر قرار دهند. هوشیاری او در توجه به جامعهی مدرن است که چگونه از آفاتی که در دل جامعهی مدرن پیش میآید، رها شد. آن دغدغه را باید فهمید و با آموزههای خودمان بدون فرار از جامعهای که خواسته یا ناخواسته با آن مواجه خواهیم بود؛ راههایی را پیشنهاد کنیم. در حالیکه آموزههای دینی ما و یا به اعتباری، قرائتی که از دین در قبل داشتهایم، برای چنین حضوری کافی نیست ولی دیانت اسلام در ذات خود چنین تواناییهایی را دارد و امید بیش از حدّ هگل به آموزههای مسیحیت منجر شد که طرح او موفق نباشد، هرچند دغدغههای او و طرح کلّی او قابل توجه و قابل تأمّل است. موفق باشید
