بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27722

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته: ضمن تشکر از شما استاد بزرگوار بنده با مطالعه کتاب مقام لیله القدری حضرت زهرا سلام الله علیها و با توجه به وصیت آن بزرگوار به مولا علی علیه سلام مبنی بر اینکه: (علی جان سلام مرا تا روز قیامت به فرزندانم برسان) این سوال را دارم که آیا در مقام رجعت ائمه علیه سلام آیا حضرت زهرا هم رجعت دارند؟ و یا این وصیت به معنای عدم رجعت ایشان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً روشن نیست. هرچه هست فرهنگِ فاطمی حتماً رجعت دارد، چه با حضور شخصی آن حضرت باشد و چه نباشد. موفق باشید

27058
متن پرسش
با عرض سلام و ادب و تبریک حلول سال نو و ایام شعبانیه: چرا مسئولان فرهنگی ما بیش از آنکه مردم را متوجه آثار سوء فقر معنوی و ایمانی و لزوم خودآگاهی با شناخت اندیشه انقلاب اسلامی و غربشناسی نقادانه بکنند مردم را بیشتر می خواهند فقر مادی را اهم جلوه داده و به مسائل کم توجه و بیشتر برای فرافکنی سوق می دهند و گویی حتی غافل از این هستند حتی همین مباحث فقر مادی و حیات دنیوی اگر در بستر رجوع و احیا تفکر ناب شریعت نباشد، پیش می آید؟ واقعا چه راهکار فرهنگی وجود دارد تا مردم بیشتر متوجه فقر و غنای معنوی و توجه به اسماء الهی در ساخت مسیر خود و جامعه شان بشوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکر به مردم توسط مجامع فرهنگی و تلویزیون و متفکران جامعه راهی است که باید در پیش است. مشکل آن است که هنوز زبان مناسب این تاریخ در مجامع فکری و فرهنگی ما به ظهور نیامده است زیرا تفکر، تاریخی است و معانی گذشته‌ی الفاظ، پس از مدتی دیگر تأثیر گذشته را ندارد و در اینجاست که باید از نگاه هرمنوتیکی غافل نبود و این هنوز برای متفکران دینی ما به‌خوبی روشن نشده است. موفق باشید

26724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: دارویه امام کاظم (ع) برای کرونا است؟ یا حدیث جعلی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. موفق باشید

26027
متن پرسش
سلام: در ادامه پرسش شماره ۲۶۰۲۰ شما در جلسه ۲۲ مبانی نظری عرفان فرمودید جبرائیل با ششصد بال در خیال حضرت ظاهر شدند و این نشان می دهد انسان کامل از عالم خیال بیرون نیست و این دیگر برایتان حل می شود که چرا از یه جا دیگر جبرائیل نمی تواند جلوتر برود زیرا پیامبر می خواهند از مقام خیال جلوتر روند و به مقام وحدانی نائل شوند جایی که «دیگر مرتبه خیال نباشد » و توحید به عالی ترین شکل ظهور کند طبق فرمایش شما پیامبر جایی رفت که دیگر مرتبه خیال نیست، حال چگونه در این مرتبه که خیال نیست حقایق را مشاهده می کردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر این حقیر در آن روایت و جریان نظر به ششصدبالِ حضرت جبرائیل، منظور مرتبه‌ای از حضور است که خیال، قوت بیشتری دارد و از این مرحله عبورکردن، به معنای عبور کلی از خیال نیست از آن جهت که خیال، بُعدی از ابعاد انسان است. موفق باشید

25114

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز. من از سال ۹۵ پیگیر مباحث شما هستم. من با اینکه میدونم رذایلی مثل حسد خیلی بد هستن، ولی انگار اینها در وجودم نهادینه شدن. تازه ازدواج کردم و جهیزیه ام رو خیلی ساده و جنس ایرانی گرفتم و با یه مراسم کوچیک زندگیمون رو شروع کردیم. چون می خواستیم ساده زیست باشیم و در شان یه انقلابی نمیدونستیم که تجملی زندگی کنه. اما جاری من که بلافاصله بعد از ما جهیزیه گرفتن وسایل خارجی و بهتر از ما گرفتن و مراسمی مفصل. الان من میرم خونشون احساس ناراحتی و کمبودی رو دارم. دوست ندارم این حالت وجود داشته باشه چون شوهرم متوجه میشه و مطمئنا تاثیر میذاره رو زندگی. استاد من چیکار باید بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر عهد خود باید ماند تا إن‌شاءاللّه حقانیت موضوع بیش از پیش گشوده شود. موفق باشید

24972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: سبب کوتاهی مردم در زمان خلافت حضرت امیر علیه السلام نسبت به ایشان بعد از جنگ صفین چه بود؟ که راحت از دستور جهاد حضرت سرپیچی می کردند و اینگونه به زمین چسبیده بودند (جدا از خوارج و عثمانی ها)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل آن‌ها سال‌های قبل از خلافت علی علیه السلام بود و این‌که تربیت لازم جهت مقابله با لشکر معاویه به عنوان یک معاند پیدا نکرده‌ بودند. به هر حال این نکته‌ای است که باید در یک تحقیق تاریخی متوجه‌ی روانی شد که بر یک ملت تحمیل می‌شود و آن را متزلزل می‌نماید. موفق باشید

23764
متن پرسش
سلام و احترام محضر استاد فاضل: ۱. احتراما، در روان شناسی یکی از راههای درمان اختلالات روحی را ایجاد حس اعتماد به نفس در بیمار روحی می داند. آیا اعتماد به نفس با اعتماد به خدا منافات ندارد؟ ۲. آیا روایت یا آیه‌ای یا کلام بزرگان در تایید اعتماد به نفس وجود دارد؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر با نظر به نصرت الهی باشد، می‌توان آن را پذیرفت. ۲. علامه طباطبایی صرف اعتماد به نفس را شرک می‌دانند ولی انسان مؤمن به اعتبارِ اعتماد به خدا می‌تواند با اعتماد به نفس به میدان آید. موفق باشید

19163
متن پرسش
سلام استاد: درباره روح زمانه توضیحات خیلی خوبی دادید اما تعریف خود روح زمانه برام روشن نشد؟ توضیحات شما درباب اهمیت اون و روایات بود، ولی خود روح زمان یعنی چی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع وجودی و وجدانی است و تعریف‌بردار نیست، بلکه انسان باید آن را احساس کند. مباحث شرح کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» برای چنین احساسی کمک خواهد کرد. موفق باشید

31862

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ارادت خدمت شما: ۱. استاد من کارشناسی بهداشت دارم، تا به حال هم مصمم بودم که برای استخدامی آموزش و پرورش بخوانم و واقعا هم به شدت مطالعه می کردم البته به مدد الهی ولی نمی‌دانم به درست یا غلط متوجه تقدیری که برایم رقم زده شده است شدم از آن زمان دیگر هیچ میلی نه به مطالعه دروسم نه به هیچ چیز دیگری ندارم حتی با علاقه مندی تمام برای خدمت داوطلبانه می رفتم اما حالا هیچ میلی برای آن هم ندارم باید چکار کنم که از این حالت در بیایم و با این تقدیر کنار بیایم؟ اصلا نمی‌دانم شاید اشتباه متوجه شده باشم! ۲. حس می کنم باید در راستای خدمت و کمک به مردم به خصوص در حیطه سلامتی کاری انجام دهم، گاهی به ذهنم می رسد که برای استخدام آموزش و پرورش شرکت کنم گاهی به ذهنم می رسد که برای وزارت بهداشت بخوانم و گاهی به ذهنم می رسد که باید در صورت محیا شدن شرایط لیسانس به پزشکی شرکت کنم و در ادامه پزشکی مدرن را با طب سنتی ترکیب کنم (کاری مشابه کار حکیم ابوعلی سینا و شما در ذهنم هست و تنها چیزی که به ذهنم می رسد این راه است) و گاهی هم آشفته هستم و گاهی هم به همین بودن در خانه راضی می شوم! نظر شما چیست؟ کدام راه درست است؟ خواهش می کنم به خواندن جزوه ارجاع ندهید و مرا از سردرگمی در بیاورید. با تشکر از لطف شما. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مائیم و انتظار راهی که در مقابل ما همواره گشوده می‌شود و بدین لحاظ نباید از کوشش خود باز بمانیم و نباید هم یک راه را برای خود تعیین کنیم و لا غیر. بدین شعر حافظ که جناب ملاصدرا دائماً به خود متذکر می‌شدند فکر کنید که می‌فرماید: «گرچه وصالش نه به کوشش دهند / آن‌قدر ای دل که توانی بکوش». موفق باشید

31766
متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی و بزرگوار و با تشکر از زحمات شما. آقای صمدی آملی در سخنرانی به نظرم شرح ادب مع الله بود یا طهارت درست خاطرم نیست می فرمایند نوافل و تسبیحات حضرت زهرا (س) برای عوام است و خواص چون نمازشان کامل است نیازی ندارند به اونها در صورتی که اهل بیت (ع) بیشترین مستحبات و نوافل را داشتند و اصلا تسبیحات حضرت زهرا (س) برای خود ایشون از وجود مقدس نبی اکرم (ص) صادر شده بود! بنده متوجه نمیشم، اگر توضیح بفرمایید متشکرم. متن این صحبتها: بعضی از اولیاء الله در مسیر کارشان نوافل را بر می‌دارند! می‌گن: نوافل باعث می‌شه که ما در واجباتمان کوتاهی کنیم! باید اونی که اصل هست رو محکم انجام داد، نماز ظهر و عصر باید خوب پیاده بشه، چرا من نماز را ناقص به‌جا بیاورم و برای جبران نقص نماز ظهر و عصر، نافله بخوانم؟ یا برای جبران نماز ظهر و عصر تعقیبات بخوانم؟! معلوم میشه که دستور العمل تعقیبات و نوافل برای عموم مردم است نه برای خواصّ. ما بعدها پی بردیم که چرا حضرت آقا فرمودند ما چهارده سال که در خدمت مرحوم قمشه ای بودیم، به محض اینکه نماز مغرب و عشاشون تمام می‌شد، تعقیب نماز ایشون، درس بود! این نماز دیگه سبحان الله نمی‌خواد! این نماز تسبیحات [حضرت زهرا سلام الله علیها] نمی‌خواد! این نماز تعقیبات نمی‌خواد! این نماز خودش تامّه، خودش کامله. نقصی نداره که انسان بیاد برای جبران نقص این نماز دنبال مستحبات راه بیفته. آنچه باید اهمیت بدهیم، واجباته، و آدم به سرّ این کلمات علمای اخلاق، عارفان بالله، آنهایی که به حقّ نزدیک شده اند، می‌رسد که می‌فرمایند: آقا در مسیر عملتون اگر می‌خواهید به جایی برسید، واجبات را انجام بدهید بسه، نیاز نمیشه کار دیگری انجام بدهید. فایل صوتی؛ http://ia800301.us.archive.org/2/items/samadi-www.ebnearabi.com/samadi-navafel-www.ebnearabi.com.mp3
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر نماز کامل خواندن و محقق شدن آن نماز کامل در اخیار ما است که از مستحبّات مستغنی باشیم؟ مائیم و رجوع به حضرت حق، حال اوست که چگونه بنده‌پروری می‌کند، گاهی با نور جمالش می‌آید و گاهی با نور جلالش «تجلی گه جمال و گه جلال است.». آری! اگر امر مستحبی بر امر مستحبی رجحان داشت، عاقلانه آن است که آن امر مستحبی که رجحان دارد را انتخاب کنیم. مثل آن‌که مثلاً بعد از نماز واجب به درس و بحث پرداخته‌اند. ولی این بدان معنا نیست چون نمازشان کامل بوده است، نیاز به عمل مستحبی نداشته‌اند. موفق باشید

31654

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: با توجه به اینکه مرحله حق الیقینی را فرمودید مرحله آخر سلوکی است و من الحق الی الحق فی الخلق هست. ۱. مبحثی که در مورد اربعین و حق الیقین تاریخی فرمودید که انسان همنشینی خود را با امام حس می کند و حضور عرشی خود را احساس می کند، یعنی این همان سفر آخر سلوکی او می شود؟ ۲. آیا اسفار اربعه به این صورت است، که یک سفر کاملا تمام شود و سفر دوم آغاز گردد، یا نه؟ هر ماهی این سفرها، تا حدودی به حد ظرفیت برای هر کس پیش می آید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! این همان «یشرب به المقربون» است که به نور توحید امام، «رحیق مختوم» همراه با توحید «شراب تسنیم» که صورت توحید ائمه است؛ نوشیده می‌شود. ۲. حالت دوم درست است که هر منزلی در چشم‌اندازِ خود منازل بعدی را مدّ نظر دارد. موفق باشید

30398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به سوال 30353 جسارتا پاسخ استاد قانع کننده نبود. اول اینکه نگاه عموم علما و مفسران تا پیش از قرون جدید، بطلمیوسی بود و خود می دانید که آیات را طبق هیئت قدیم تفسیر می‌کردند. دوم اینکه من در آن سوال کار به قرآن نداشتم نظر به کتب عرفا داشتم که وقتی به عالم ماده می رسند آن را مطابق علوم زمانه شان بحث می‌کنند که اکنون منسوخ شده است. کافیست به گلشن راز مراجعه شود که به تفاریق از هیئت قدیم سخن رانده است. راهکار حقیر چون کشف عرفا را یقینی و علوم جدیده را ظنی می‌دانم پذیرش حقانیت هیئت قدیم است. حال شما اگر نظر بر علوم ظنیه جدیده دارید منتجا می پذیرید که کشف عرفا نسبت به عالم ماده باطل بوده است؟ و بدین منوال اگر عارفان در کشف عالم پیش پا افتاده ماده به خطا رفته اند چگونه بپذیریم که شهودشان نسبت به عوالم اعلی صائب بوده است؟ مطالب کانت را به خاطر آوریم که چقدر عقل چون از موارد محسوس فاصله گیرد دچار تزلزل می‌شود و بعضا گرفتار جدل الطرفینی ها، بگذریم که عارفان (اگر علوم جدید را بپذیریم) حتی در محسوسات هم مسجون مشهورات زمانه اند و تخته بند زمان و به قول شاعر «کسی کو در طبیعیات عاجز چگونه در الهیات فائز» باری حقیر چون با عارفان اندک الفتی دیرینه دارم و عالم آنان را پذیرفته ام و در آن فضا نفس می‌کشم نمی‌توانم بپذیرم که شهود راستین عارفان مبنی بر وجود گنبد شیشه ای که در یکی از سوالات از قول آیت الحق قاضی در شرح دعای سمات و نیز بقیه مطالب حقه ای که ایشان منطبق بر هیئت قدیم فرمودند باطل باشد. همانطور که در طب جدید این چنین نیست که بطلان طب سنتی را ابتدائا اثبات و بعد منسوخش کنند در هیئت هم وضع به همین صورت است کوپرنیک فرض را بر خورشید مرکزی نهاد نه اینکه واقعا گردش ارض به گرد شمس را مشاهده کرده باشد یا در هندسه اقلیدسی بجای یکی از فرضها فروض دیگری نهادند هندسه های نااقلیدسی پدیدار شد باری غرض از تطویل کلام اینست که بشخصه نمی‌توانم شاهد باشم عارفان در تبیین عالم ساده ماده بر خطا باشند و و آنگاه سخن از صقع ربوبی بمیان آورند نه بازی بازی همه یا هیچ است و چون در عوالم اعلی نظر عارفان را صائب می‌دانم بنظرم به طریق اولی در عوالم ادنی نیز صادق اند. به یاری حق فالحق والحق اقول والسلام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد در شهود عرفانی، واقعاً آنچه عارف می‌یابد همان حضور اوست در آن عوالِم، منتها ممکن است با زبان عُرف بگوید. به همین جهت عرض شد واقعاً عارف، هفت آسمان را در منظر خود می‌یابد، حال چه هیئت بطلمیوسی تصدیق کند و چه نکند. موفق باشید

30353
متن پرسش
سلام بر استاد طاهرزاده: در برخی سوالات در مورد نگاه عرفا به عالم مادی که منطبق بر هیئت قدیم است پرسیده شده است و شما سعی بر ارائه توجیهاتی چون وجه قدسی و... دارید لکن چه دلیلی دارد که وجه قدسی عالم دقیقا منطبق بر هیئت قدیم باشد و مثلا فلک چهارم قدسی عرفانی اتفاقا شمس باشد که در هیئت قدیم مطرح شده است. واقعیت اینست که ما به کتب عرفا همچون مصباح که مراجعه می‌کنیم واقعا در مباحثی که در مورد عالم ماده دارند سعی بر تبیین مادی آن را دارند نه اینکه بخواهند وجه قدسی را مطرح کنند و بنظر می‌رسد که اگر کشف عرفا مساعد هیئت قدیم باشد (و دلیلی ندارد که عرفا نتوانند امور تجربی مادی را کشف نکنند) و مطالب علوم جدید که به اعتراف خود غربی ها و فیلسوفان علمشان یقینی نیست و فرضیاتیست که در عمل بهتر بکار می آید چه دلیلی دارد که ما آنقدر غرب زده باشیم که مکاشفات یقینی عارفان را فدای این قبیل مشهورات غربی کنیم در یکی از سایت ها مطلبی دیدم در مورد محمد علی حکیم: آقای صدوقی سُها نوشته است: «… دیدم و شنیدم که مرحوم دکتر مهدی حمیدی شیرازی…، گاهی به خنده فراوان خطاب به مولانا [= حکیم شیرازی] گفت که: آقای حکیم! آپولو هم که به فضا رفت! و آنانی که می دانستند که مولانا با فَلَکیّاتِ قدیم سخت پایبند است ـ و البته شخص شخیصِ مرحوم دکتر حمیدی نیز از آن زمره می بود ـ به خنده اندر آمدند و چنین شنیدند از آن بزرگوار [=حکیم شیرازی] که: ها! شیره سرتان می مالند! دخترِ شاه پریان نشانتان می دهند!» پایان نقل قول. اگر به این نقل دقت شود بخوبی مشخص است که نگاه عارف بصیری چون جناب حکیم به عالم بطلمیوسیست نه این که صرفا نگاه قدسیشان به عالم ماده اینگونه باشد و حال که پس از دهه ها تشکیک هایی که در سفر به ماه می‌شود و بعضا آن را مجعول می‌دانند را مشاهده می‌کنیم به بصیرت ایشان پی می‌بریم گر چه آن زمان به ایشان می‌خندیدند و شما اگر به کتاب زیر رجوع فرمایید که در مورد مسطح بودن زمین است می‌بینید که لااقل در کنار نظرات رایج علوم غربی بدیل هایی نیز وجود دارد که می‌تواند مورد التفات قرار گیرد. https://s17.picofile.com/file/8413956100/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87_111_%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF_%D9%88_%D9%85%D9%82%DB%8C%D8%A7%D8%B3_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C_%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%B3%D8%B7%D8%AD_.pdf.html
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به آیه‌ی «اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ» فکر کنیم با توجه به این‌که برای زمین هم مانند آسمان هفت مرتبه قائل شده، می‌فهمیم قضیه‌ی هفت آسمان ربطی به علم هیئت بطلمیوسی ندارد. مثلاً ما در ورایت داریم رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در سفر معراجی، حضرت عیسی «علیه‌السلام» را در آسمان چهارم زیارت کردند. پس همان‌طور که هفت آسمان، هفت مقامِ طولی به سوی حقیقت است، هفت زمین نیز، هفت سقوط طولی به سوی رذالت می‌باشد. موفق باشید

30040

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز: شش سال است که مقالات و کتب متعدد در زمینه خداشناسی فلسفی را دارم می‌خوانم. از برهان تا عرفان بگیرید تا رحیق مختوم و عین نضاخ. هر جا می‌رسند به اینجا که هر ناقصی علت دارد، دلیلی نمی آورند و صرفا گفته می‌شود که هر ناقصی نیازمند است و هر نیازمند هم علت می‌خواهد. در صورتی که ممکن است موجودی نیازمند به کمال باشد ولی علتی که نیازش را برطرف کند نباشد. یا حرف های دیگر گفته می‌شود که هیچ‌کدام قابل قبول نیست. برهان وجودی هم که تکلیفش مشخص است. ای کاش از همان اول به ذکر و ورد و فتوحات شیخ می‌پرداختیم تا این جهنم کم یقینی شعله اش کمتر می‌شد. هر چند برای خدای لیس لصفته حد محدود ما، نیاز به این دلایل نیست اما انتظار داشتم که فیلسوفان حداقل یک دلیل بیاورند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حال یا باید خداوند کمال مطلق نباشد و یا بخل بورزد که نیاز به کمال برای موجودی باشد و آن نیاز را رفع نکند. موفق باشید

29196

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام خدمت استاد گرامی: برای خواندن تاریخ فلسفه غرب چه کتابی را پیشنهاد می کنید؟ به دنبال کتابی می گردم که صرفا نظریات فلسفی را بازگو نکرده باشد بلکه قدری هم به زمینه و بسترهای تاریخی فرهنگی اجتماعی زمانه فیلسوفان پرداخته باشد. ترجیحا تا آنجا که به اصل بحث ضربه نزند روان و قابل فهم باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار آسانی نیست. از جزوات «تاریخ فلسفه‌ی غرب» که روی سایت هست می‌توانید شروع بفرمایید. موفق باشید

28108

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: بنده دانشجوی رشته علوم قرآن و حدیث هستم. متاسفانه دروس رسمی ما، نه اینکه بگویم اصلا به درد نمی‌خورد، بلکه این مقدار که دانشگاه روی آن وقت می‌گذارد نیاز نیست. حدود ۱۴ ترم تنها و تنها رجال حدیثی و مصطلح الحدیث و ... که می توان در ۲ ترم همه آنها را حلاصه کرد. و نیز متاسفانه تفسیر هم که می خوانیم بسیار پراکنده و براساس تفاسیری که دیگر در این زمانه با آمدن المیزان و تسنیم منسوخ شده اند و هیچ فایده ای برای روح و جان ما ندارند. استاد گرامی من با پیگیری مطالب شما به این نتیجه رسیدم که در این تاریخ بستری ویژه برای خودسازی فکری و عملی ما فراهم شده است. آیا رواست ما عمر خود را بیهوده در این دروس تلف کنیم؟ من نتوانستم با خودم کنار بیایم که چرا باید این همه وقت صرف این دروس در دانشگاه بکنم. نمرات آخر ترمم در این دروس همیشه پایین است در عوض وقت خود را صرف خواندن فلسفه و معرفت نفس و ... می‌کنم. آیا کار من درست است؟ پیشنهاد شما چیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» فرمودند نظام آموزشیِ کشور نیاز به تحول دارد. به نظر می‌آید روش شما خوب باشد که کلیّات دروس را بشناسید. موفق باشید

27742
متن پرسش
با سلام: با توجه به این که نقش اخلاص در یک کار خیر بین امیال مختلف انسان از جمله خودنمایی بعضی مواقع کمرنگ است برای تقویت اخلاص چه باید کرد؟ اگر کاری با اخلاص نباشد و سایر امیال برای انسان اجتناب ناپذیر باشد آیا باید آن کار خیر را انجام داد یا نه؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به وسوسه‌های شیطان بی‌محلی کرد و کار را ادامه داد. «اگر حرص بنالد بگیریم کَری‌ها»، وقتی نفس امّاره به میان می‌آید نباید کار را ترک کرد، باید نفس امّاره را بی‌محلی کرد. موفق باشید

27615
متن پرسش
سلام علیکم: در چه اموری باید با زنان مشورت کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کلیّه‌ی امور خانوادگی. در آن روایتی که از مشورت با زنان نهی می‌شود، مربوط به موضوعات جنگ و اموری است که در آن زمان تنها مردانه بوده است. ولی امروز اگر در امور جدّی زندگی، مردها تنها تصمصم بگیرند، زندگی خود را عقیم می کنند. موفق باشید

27594

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: علامه طباطبایی در جلد سوم تفسیر المیزان، می نویسند که آنچه مي‌كند بر طبق آنچه مي‌داند نيست، بلكه بر طبق آن ملكات خوبي و بدي است كه در نفسش پديد آمده. منظور از ملکات چیست و چگونه می‌شود ملکات بر اساس آنچه می‌داند شکل نگیرد؟ آیا ابلیس را می‌توان نمونه این مطلب دید که علیرغم علم به توحید و معاد و اینکه منبر توحید در بین ملائکه داشت، ولی بعلت منیّت و اینکه سعی نکرد تمام وجودش را الهی کند و با نور توحید به وحدت شخصیت برسد، در برابر امر حضرت حق مقاومت کرد و سجده نکرد و از درگاه خدا رانده شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان‌ها در منش و شخصیت پذیرفته‌ی خود مستقرّند تا در دانایی‌های‌شان. و به همین جهت در توصیه‌های دینی به ما می‌فرمایند باید معارف به‌دست‌آمده‌ی خود را به قلب برسانیم تا جزء شخصیت و بصیرت و منش و ملکه ما شود. موفق باشید

27403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
چگونه می توان گفت یک فیزیکدان ملحد علمش غیر دینی هست با اینکه فهم او از طبیعت می تواند کشف واقعیت کند؟! البته به قول علامه جوادی اگر حقیقتا علم باشد نه وهم و گمان و شک! نظر شما چیست؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن بسیار مفصل است. فکر می‌کنم هایدگر در مقاله‌ی «پرسش از تکنولوژی» ظرایفی در رابطه با این امر مطرح کرده است. جزوه‌ی مربوطه و شرح صوتی آن بر روی سایت هست. موفق باشید

27370

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اینجور که من متوجه شدم، علامه جوادی آملی برای دینی شدن علوم شرایط و لوازمی را مد نظر دارد، پس چه طور شما به این نتیجه رسیده اید که ایشون علوم غربی را پذیرفته اند! واسه من این بحث یه کم مبهم هست، لطفا کامل توضیح دهید. مثلا آیا امکان داره تمام دستاوردهای علمی غرب به خاطر نوع نگاهش به واقعیت های عالم همگی پوچ و بی فایده باشد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود علامه جوادی آملی جملاتی دارند حاکی از آن‌که این علوم نظر به آثار خداوند است. شاید آن‌که می‌فرمایید، مربوط به علوم انسانی باشد که فرموده‌اند باید دینی شود. موفق باشید

27107
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: با عرض تبریک اعیاد شعبانیه. استاد علت تفاوت در ظهورات مختلفه در عالم را در عرفان، به اعیان ثابته شان ربط می دهند حال علت تفاوت اعیان ثابته از کجا نشات می گیرد که عین ثابت یکی سنگیت است و دیگری چوبیت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دیگر به خود افراد برمی‌گردد. زیرا آغازِ آغازهای هرکس «عین ثابته»ی اوست و به جای دیگری انتخاب‌های او ربط ندارد که بخواهیم علت آن انتخاب‌ها را در آن‌جا جستجو کنیم. بد نیست در قسمت یادداشت ویژه‌ی سایت به بحث «رجوع به اصلِ اصل‌ها» نظری بیندازید. موفق باشید

26898
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به آیه شریفه «وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَخْشَ اللَّهَ وَ یَتَّقْهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُون»، خشیت الهی به عنوان یکی از شاخصه های مومنان واقعی ذکر شده است، تفاوت خوف و خشیت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت «خوف» وسعت بیشتری نسبت به «خشیت» دارد و بعضاً به جای خشیت نیز به‌کار رود از آن روی که «خشیت» نوعی از روحانیت درونی است که در ظاهر انسان نیز به ظهور می‌آید در حالی‌که «خوف» همیشه ممدوح نیست. موفق باشید

26751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده چند وقتی تفسیر المیزان را می خوانم بعد برایم خسته کننده و سنگین می شود ول می کنم و دوباره شروع می کنم یعنی دوست دارم بخوانم اما برایم سخت و سنگین است چی کار کنم؟ از طرفی شما توصیه به المیزان دارید و از طرفی خودم هم به کمتر از آن راضی نمی شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا به روشی که در جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» پیشنهاد شده، کار را جلو برده‌اید؟ موفق باشید

26640

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: دختر ۱۰ ساله ای دارم که نمازش را نمی خواند، علی رغم این که من از کودکی خیلی برایش کتاب های قرآنی خوانده ام و زندگی ائمه (ع) و خودم و پدرش از کودکی زیاد او را به مسجد برده ایم الان اعتقاداتش خیلی عالی است. شاید بیشتر از سنش، اما هر بار موقع نماز صدایش می زنم مشغول بازی است خودش هم می گوید دوست دارد بخواند اما حوصله ندارد و بازی را ترجیح می دهد نمی دانم چگونه در حد سن خودش به نماز علاقه‌مندش کنم نه با ترس و اجبار؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید احساس کند شما و پدرش از کار او بدتان می‌آید و باید از طریقی، کمِ او بگذارید، حتی با قهر. موفق باشید

نمایش چاپی