باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم بعد از ظهور با برکت حضرت، جهان به بلوغ خود میرسد و همچنان ادامه مییابد تا همهی قوههای آن بالفعل شود و معنیِ واقعی خلقت عالَم مشخص گردد. در این مورد خوب است به کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که بر روی سایت هست، مراجعه شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با شما کاملاً همنظر هستم. در عرایضی که تحت عنوان «سید شهداء مقاومت و یوم الفصل انقلاب اسلامی» تفاوت حضور تاریخی ما که با شهید حججی عزیز پیش آمد، با حضور تاریخی که با سردار شهید مقاومت پیش آمد، مطرح شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خود اسلام میفرماید با دینداریِ خود که ریشه در دین ابراهیم «علیهالسلام» دارد همه اعم از مسلمان و یهودی و مسیحی بر همان دین ابراهیم باشید و اسلام نیز اصراری ندارد که آنها مسلمان شوند؛ چرا ما راه دیگری را در مقابل آنها مطرح کنیم. فرمود: «مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لَا نَصْرَانِيًّا وَلَٰكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا.» موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از کتاب «آشتی با خدا» بگیر تا حالا، سعیام در همین روش است. تبیین دین، همان حساسیت نسبت به این موضوع است که افقِ جهانی که انسانها در آن زندگی میکنند را مدّ نظر قرار دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه کنید که توبه یعنی رفع آنچه نباید پیش میآمد و پیش آمد، و با توبه نوعی برگشت به آن اصل مینماییم بر اصلی که طالب آن هستیم. در مورد حق النّاس به هر حال باید آن حقّ اداء شود. ولی در حدّی که به قول شما اگر محدود به حلالیتطلبیدنی است که کار را بدتر میکند، موضوع متفاوت میشود و اینجا است که با استغفار برای طرف، کار حلّ میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. دکارت منشأ سوبژهشدنِ عالَم شد از آن جهت که گفت من فکر میکنم پس هستم. یعنی بودن انسان را محدود به فکرکردن نمود و عملاً انسان را از اگزیستانسِ خود محروم کرد. موفق باشید
با عرض سلام: در وحدت وجود میگوییم وجود امری بسیط است و صرف است و چون عدم تحقق ندارد وجود بینهایت است و ختم به حد عدم نمیشود. نتیجتا یک وجود بیشتر نداریم که نامتناهی وجودیست و موجودات دیگر به سبب آن وجود هستند و وجود آیتی و نشانه و سایه آن وجودند. آیا این اعتقاد من مشکلی دارد؟ حالا وقتی میگوییم «لا حول ولا قوه الا بالله» نتیجه اختیار ما چه میشود؟ اگر اختیاری که انسان دارد هم مخلوق خدا باشد آیا به جبر نمی انجامد؟ اگر اختیار جدای از خدا باشد وجود خدا محدود میشود اگر هم تحت قیومیت خدا باشد جبر ایجاد میشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در رابطه با «وجود» فرمودید، مطلب خوب و درستی است و با توجه به این امر، جناب علامه طباطبایی میفرمایند: «ما در مختاربودن، مجبور هستیم» یعنی وجودِ ما طوری است که «اختیار، ذاتیِ آن وجود است» و خداوند اختیار را به ما نداده است بلکه وجودی را به انسان داده که آن «وجود» در مقابل خود امکانات متفاوتی مییابد و همین، خود به خود منجر به اختیار میشود، در حالیکه برای حیوانات که امکانات مختلف در مقابل خود ندارند، وجودشان همراه با انتخاب و اختیار نیست. موفق باشید
سلام استاد گرامی: پیشاپیش عذرخواهم در مورد همچین موضوعی سؤال میپرسم. در قشر جوان ما چنان که در مطلب زیر از کانال خرمگس اشاره شده ظاهرا یک حالت عقده به لذت طلبی افراطی و شهوت رانی ایجاد شده است. ظاهراً از بعضی جهات قشر جوان ما دارد از امریکایی ها جلو میزند و کلا پدیده عجیبی است که در خاورمیانه ما شهره شدیم به این که از لحاظ فرهنگ عمومیِ مردم، ما آمریکایی ترین کشور خاورمیانه هستیم و شاید از آمریکایی ترین کشورهای دنیا. این غیر از این است که در این سی سال سبک معماری و شهرسازی و حتی سیاست های توسعه مان هم از آمریکا گرفته شده و شاید یک علت این فرهنگ عمومی همین سیاست های آمریکایی باشد (نمونه ای از الناس علی دین ملوکهم). سؤالم این است آیا این را فقط پدیده ای باید بدانیم که ناشی از سیاست های لیبرالی کارگزاران و اصلاح طلبان و تاثیر ماهواره ها و شبکه های اجتماعی ولنگ و باز ما است یا سیاست های دینی و تبلیغی ضعیف ما هم نقشی داشته؟ ظاهراً دقیقاً عکس آن چیزی که مد نظر امام و رهبری بوده در جامعه ما اتفاق افتاده و این تناقض خیلی آزاردهنده است. البته بالا رفتن سن ازدواج هم ظاهرا در اینها دخیل است اما این فرهنگ تجرد هم بی ارتباط با سیاست های فمینیستی و جذابیت زندگی شهری و فرهنگ عیاشی فارغ از مسئولیت خانوادگی نیست. خلاصه اوضاع وانفسایی است و واقعا باعث سرافکندگی حکومت دینی است. [Forwarded from خرمگس] [ Photo ] فکر نمیکنم هیچ کشوری در دنیا بتوان یافت که در آن به اندازه ایران بازیگران پورن و افراد عیاش، شهرت داشته باشند. امروز نگاهی به صفحه اینستاگرام و کامنت های زیر پست های این شخص (با نام بلیزریان) که تنها هنر او قمار و زندگی در کاباره ها است داشتم. مسئله باور نکردنی آن بود که بیش از نیمی از کامنت های زیر تصاویر و عکس های عیاشانه این فرد به زبان فارسی است که همگی حسرت سبک زندگی او داشته و به حال او غبطه خورده اند. (جالب آنکه یک کامنت به زبان چینی یا هندی که بیش از یک میلیارد جمعیت دارند دیده نمی شد) در صفحات مربوط به بازیگران پورن، کیم کارداشیان یا دختر و همسر ترامپ هم شرایط به همین گونه است. "ناخوداگاه بیرون است" ایرانیان به قهرمانان صفحات پورن و ابتذال تبدیل شده اند و با افتخار آن را فریاد می زنند. و این عبرتی برای ماست. درس عبرت برای جامعه ای که با اعدام و آتش زدن خانه روسپی ها می خواست سردمدار اخلاق و معنویت در جهان باشد. @kharmagaas
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری ای برادر! شرایط، شرایطِ آخرالزمانی است آنهم در امّ القرایی که مهد ظهور نور آن حضرت است و به همین جهت در این کشور نور کامل ایمان از یک طرف و ظلمات غلیظ آخرالزمانی در حال ظهور است و همین امر موجب شده تا بنده کراراً عرض کنم در شرایطی نیستیم که با آموزههای دینی متوسط بتوانیم این نسل را در مقابل آن ظلمات قرار دهیم. آیا اینکه حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در سالهای آخر عمر مباحث عرفانی سوره «حمد» را مطرح کردند، بیحساب میدانید؟ جالب است که اتفاقاً این نسل در مواجهه با ظلمات آخرالزمانی است که متوجه ظرفیتهای بس بزرگ حقالیقینی خود میشود. موفق باشید
سلام علیکم استاد گرامی: پیرامون اسفار اربعه صحت و سقم برداشتم رو میخواستم از شما جویا شوم بلکه اصلاحش فرمایید، ممنون می شوم: بجز سفر چهارم سیر سالک انفسی و باطنی هست که در سفر اولش از بطون ملکوت و جبروت و عالم اسماء گزر کرده به صقع ربوبی ورود پیدا می کند و تا مقام واحدیت اوج می گیرد و بعدش سفر سوم رو از اسماء تا اعیان ثابته طی می کند۔ علاوه ازین وقتی سفر چهارم رو سفر من الخلق الی الخلق بالحق عنوان می کنیم مراد از خلق اول اعیان ثابته در صقع ربوبی هست و خلق بعدش خلق خارجیست۔ لطفاً بفرمایید آیا درست متوجه شده ام۔ اگر مقدور باشد لطفاً با پاسخ کوتاه و مختصر بسنده نفرمایید۔ پیشاپیش خیلی سپاسگزارم۔
باسمه تعالی: سلام علیکم: برداشت خوبی است و البته باید مبانی آن روشن شود. حتماً میدانید که اسفار «من الحق الی الخلق» با زاویههای گوناگونی مطرح شده است. در این مورد خوب است به مقدمه شرح «منازل السائرین» جناب عبدالرّزاق کاشانی رجوع شود. بنده در جواب یکی از کاربران سؤالی فرموده بودند و جوابی داده شد که ذیلاً سؤال و جواب را خدمتتان ارسال کردم.
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرانقدر: حضرت علامه طباطبایی «رحمةاللهعليه» راجع به آیه ۲۲ سوره اعراف ميفرمايند: «همين كه از آن درخت چشيدند، عيبهايشان بر ملا شد: «فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْءاَتُهُمَا» به علت نزديكي به طبيعت، نقصهاي آنها پيدا ميشود، حالا هر چه بيشتر به آن نزديك شوند- به اميد بر طرف شدن نياز- نيازشان بيشتر ميشود». در کتاب شریف «هدف حیات زمینی آدم» توضیحات بسیار خوبی در این باره ایراد فرموده اید. با الهام از آن توضیحات و مطالعاتی که بنده در حال انجام آن هستم، برداشتی از این آیه شریفه داشتم که نظر جنابعالی را در این زمینه جویا هستم (اینکه آیا چنین برداشتی می تواند صحیح باشد؟): حکما و محققین در رابطه با ارتباط میان نفس و بدن بیان کرده اند که نفس با قطع نظر از تعلقی که به بدن دارد، «عقل» است و صفات عقلى، مَلكى است و به اقتضاى سرشت خود ناظر به كمال و ديار مناسب خود است كه: «العقل ما عُبد به الرحمن، و اكتسب به الجنان»... بدین سبب گرفتاری انسان به اخلاق و عاداتی که مانع از این اتصال به عالم اعلی می شود به سبب تعلقی است که بعد از کینونت عقلی خود به بدن می یابد. یعنی تا در عالم عقل و آن بهشت نزولی است غرق در تماشای جمال یار است اما به محض تعلق به بدن، گرفتار نقائص مزاجی خود می شود و تا بر اقتضائات این مزاج غلبه نکند و قوای حیوانی را تحت حاکمیت عقل به اعتدال نرساند در بند تعلقات بدنی و مادی خود گرفتار خواهد بود. حال سوال بنده این است که آیا این حالتی که برای آن موجود عقلی و مَلکی بعد از هبوط در عالم طبیعت پیدا می شود، به علت همان قاعده ای است که در این آیۀ شریفه ذکر شده؟ یعنی انسانی که در کینونت عقلی خود موجودی ربانی است، به علت نزدیک شدن به شجرۀ ممنوعه و کثرات عالم طبیعت، انسانی طبیعی می گردد که در طبیعت خود حائز نقص های مختلف است که همین نقائص مانع از شهود حق می گردد در حالی که در عالم قبلی این نقائص آشکار نبودند یا مزاحم وصل او به مبدآ ایجادی اش نمی شدند؟ همچنین: و آیا این تقریر صحیح است که چون هر موجودی مظهر اسمی از اسماء الهی است و این اسماء در مقایسه با اسم جامع الله دارای نقص می باشند، اگر از عالم وحدت و آن بهشت نزولی به عالم کثرت هبوط کنند، همین نقصی که در جامعیت اسمائی خود دارند در عالم طبیعت نمودار می شود و عدم اعتدال ناشی از نقص در مظهریت اسماء برای انسانی که مستعد ظهور همۀ اسماء است بصورت عدم اعتدال در مزاج و ترکیب جسمانی نمودار شده و او را به سوی عادات حیوانی و جاذبۀ مادی سوق می دهد؟ و انسان در مواجهه با این مزاج باید روشی را پیش بگیرد که نقائص مزاجی خود را با قاهریت و حاکمیت نفس بر آن به اعتدال نزدیک کند تا بدین صورت از تاثیر آن خلاصی یابد و نقص اسمائی خود را در فرصت حیات زمینی جبران نماید؟ با تشکر فراوان از شما استاد عزیز
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است و به همین جهت بعد از آنکه فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في أَحْسَنِ تَقْويم» پس از آن میفرماید: «ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلين» حقیقتاً انسان را در بالاترین قوام خلق کردیم، سپس او را به پایینترین پایینها ارجاع دادیم؛ این سؤال پیش میآید چرا خداوند اگر قوام ما را در ابتدا آن بالا بالاها قرارداده و سپس گرفتار پایینترین پایینها کرده است؟ عجیب است که میفرماید خودمان آنها را به «أَسْفَلَ سافِلين» ارجاع دادیم و پایین آوردیم. آیا این آیه خبر از آن ندارد که اگر مقام «أَحْسَنِ تَقْويم» را چشیدی، حال باید در دل یک تاریخ آشفته، «أَسْفَلَ سافِلينِ» هزار ساله را نیز تجربه کنی؟ تا ابر مردی بشوی به وسعت همهی عالم و همهی تاریخ. اینکه ما را در «أَسْفَلَ سافِلين» آورد، جز این است که میخواست ما در همهی عوالم حاضر باشیم؟
حتماً دربارهی چهار منزل عرفانی فکر کردهاید. منزل اول «سیر من الخلق الی الحق» است. سپس سیر «من الحق فی الحق» میباشد که انسان در این منزل چه عشقی با خدا میکند. اصلاً کاری به کار مردم ندارد. در سیر سوم که سیر «من الحق بالحق الی الخلق» است، سالک در عین حضور در عالم انوار، بنا است در عالم سافل نیز حاضر شود تا این عالم را نیز تجربه کند و تا اینجا سیر سالک جریان دارد تا سلوکش کامل شود و با نور خدا در جامعهی بشری حاضر گردد. ولی سیر چهارم مأموریت است برای هدایت بشریت و مربوط به نبوت و نبیّ میباشد، پیامبر میآید تا رسالت خود را نسبت به مردم انجام دهد و از این جهت در واقع نوعی مأموریت است. آنچه سلوک را کامل میکند منزل سوم است که انسان جرأت خطرکردن داشته باشد و در این جهان حاضر شود تا بداند بر مردم چه میگذرد. خداوند ما را نیافریده است تا شیخی باشیم در گوشهای پنهان. اگر فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في أَحْسَنِ تَقْويم» و ما را در جایگاه خوب و خوشی آغاز کرد، مانند اوایل انقلاب و حالت خوشی که فضا را فرا گرفته بود ولی یک مرتبه در تهاجم فرهنگی و تهاجم نظامی قرارمان داد تا برای حضور در جهان، این سختیها و تنگناها را تجربه کنیم و آن تجربهی حضور خودمان در «أَسْفَلَ سافِلين» است ولی با حفظ هویت «أَحْسَنِ تَقْويم». در این حالت است که ظلمات به نور تبدیل میشود و انسان آتش را ابراهیم گونه برای خود گلستان میکند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: در کتاب مقالات شمس استشهاد به قرآن و کلام رسول الله زیاد دیده میشه. اما چیزی که برام سوال شده اینه که معنی برخی عبارات ایشون مثل اینکه گفتن که من از خواندن رساله محمد تاریکتر میشم مرا رساله خود باید. یا توی برخی عبارات میگن عارفان صوفیان به محمد احتیاجی ندارند و... اینا رو به چه معنی باید فهمید؟ یکی از شماره صفحه هایی ک به خاطر دارم صفحه ۲۷۰ مقالات شمس تصحیح محمد علی موحد هست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. احتمالاً باید مطلب را در فضای خودش معنا کرد. آری! بعضی مواقع قرآن برای عدهای چنین است که فرمود: «وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا) (اسراء/82) و اینجا سالکِ عالم به وضعیت و موقعیت خود میفهمد که در نسبت با قرآن به جهت عدم آمادگی روحیاش، چه برایش پیش میآید. ۲. و شاید بحث در آن باشد که رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» راه را نشان دادهاند و من باید خودم آن راه را طی کنم. موفق باشید
سلام جناب استاد گرامی وقت عالی بخیر: یک تأمل نظری داشتم درباره مفهوم کمیت که در بیانات شما به کرات برای نقادی فرهنگ مدرن به کار میرود. به نظرم استناد به این مفهوم نیازمند دقتهایی است. این طور نیست که بشر مادیگرای جدید فقط به دنبال کمیتها است. ما کمیت را با پول و خانه و ماشین و این جور مادیات شناسایی میکنیم اما همین امور را برای لذتهای حسی و وهمی طلب کنیم که این لذات از سنخ کیفیت هستند نه کمیت! به علاوت کیفیات قابل اشتداد هستند و از این جهت خودشان قابل کمیت هستند. لذا است که میشود از «مقدار» ایمان افراد مثلا سخن گفت همان طور که از «مقدار» خودخواهیشان. میشود از «بزرگی» قصر بهشتی و «عده» خادمین بهشتی آنها سخن گفت چنان که از «مقدار» ثروت دانلد ترامپ و «اندازه» پنتهوسهایش! لذا تعبیر دقیقتر از خصوصیت فرهنگ مدرن انحصار زندگی به کمیتها و کیفیتهای حسی و خیالی است و غفلت از کمیتها و کیفیتهای معنوی نه غفلت از مطلق کیفیتها. این اشکالی بود که با مطالعه سیطره کمیت رنه گنون نیز در ذهنم پدیدار شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که میفرمایید در جای خود صحیح است ولی عرایض بنده مربوط به جهان کمیتها و جهان کیفیتها است. به طوری که در جهان کمیتها هر کیفیتی هم رجوع به جهان کمیتها دارد و برعکس، جهان کیفیتها طوری است که هر کمیتی با روح کیفی آن مدّ نظر قرار میگیرد. موفق باشید
با سلام: آیا میتوانیم کتاب برگزیده ترجمه تفسیر المیزان را مطالعه کنیم اگر بله ترجمه چه کسی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کتاب «خلاصه تفاسیر» که جناب آقای عباس پورسیف زحمت آن را کشیدند، کتاب ارزشمندی است و حقیقتاً ایشان در نسبت با المیزان دقتهای خوبی داشتهاند. موفق باشید
حاج آقا وقتتون بخیر: جوانی هستم ۳۰ ساله و متاهل، با اینکه رشته تحصیلی من علوم معارف هست اما متاسفانه اهل معصیت (عموما جنسی) هستم. با اینکه میدانم در محضر خداوند هستم و اعمال من ضبط میشه و با اینکه میدانم گناه خواری دنیا و عذاب آخرت را به دنبال دارد، با اینکه میدانم ابدیت در پیش داریم و در این فرصت محدود دنیا باید برای ابدیتمان تلاش کنیم اما مع الاسف با اینکه میتوانم اما در برابر وسواس نفسانی و شیطانی مقاومت نکرده و به راحتی مرتکب گناه میشوم. و در موقع گناه هیچ چیزی از قبیل شاهد بودن خدا، یاد مرگ و عذاب های اخروی و ... بروی من موثر نیست. رزائل اخلاقی و راه های دفع آنها را تا حدودی میدانم اما مشکل اصلی این است که اراده و عزمی برای تقوا و پرهیز از گناه ندارم، چه باید بکنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه متذکر گناهبودنِ این اعمال هستید، آن را لطف خدا بدانید که حضرت حق شما را به خود واگذار نکرده و البته متوجه باشید گناهانی که دین الهی متذکر آن میشود، عواملی است که انسان را از حضور در عوالم پاک و جهانهای معنوی محروم میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همینطور است. در مسیری که اراده الهی، روح شهدا را احاطه کرده است و مطابق آن احاطه الهی، آن شخص و شخصیت به ظهور آمده، می توان قدم زد و در آینه حرکات آنها اراده و انوار الهی را دید و هنرمندانه وصف کرد. اخیراً در رابطه با پیام امام نسبت به شهدای هنرمند که در تاریخ ۳۰ شهریور سال ۶۷ دادند در اینستاگرام عرایضی شد. امید است که مفید افتاده باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در زیارت و ملاقات امام معصوم و یا امامزاده، سلام به کسی میدهند که در محضر او هستیم و در زیارت فوق، در محضر حضرت علی اکبر «علیهالسلام» حاضریم و در خطاب به آن حضرت که پایین پای مبارک حضرت سیدالشهدا «علیهالسلام» دفن هستند، سلام میدهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح انسان در سیر تکوینی خود در مرحلهای خاص آماده است تا جایگاه تکالیف الهی را درک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنجایی که ما اراده کنیم که به خود ضربه بزنیم، حرم ائمه و غیر حرم ائمه ندارد. ولی میتوان گفت سیطره معنویت حرم ائمه، نقش مخرّب آن ویروس را کم میکند. با اینهمه نباید نسبت به آنچه وظیفه داریم در کنترل آن ویروس، کوتاهی نماییم و از آن طرف هم از ترس حضور آن ویروس، نباید زندگی را و بخصوص حضور در اعمال عبادی و یا سفر اربعینی را تعطیل کرد. که به نظر بنده از طریق آن ویروس، زندگی را تعطیل کردهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با کسب معارف عالیه و اخلاق فاضله، قلب آرامآرام رقتی مییابد که مأواگرفتن زیر سایه امامام معصوم برای او بهترین نحوه بودن و شدن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی اینطور جواب داده شد: 30856- باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز خاصی به نظر بنده نمیرسد خودتان فکر کنید شاید نکتهای برایتان پیش آید. باید در این موارد به خود سختگیری نکرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در آن حدّ که به راز و فلسفهی اعمال عبادی نزدیک شویم، با حضور بیشتر آن اعمال را انجام خواهیم داد. ولی اصل اطاعت و عبودیت هم در جای خود خِردی به حساب میآید که بسی راهگشا است و برکات خود را دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جایی که در بستر اسلام عزیز در هر تاریخی مطابق آیهی «کلّ یَومٍ هو فی شأن» خداوند در هر تاریخی شئونات الهی خود را مطابق آن تاریخ به ظهور میآورد، پس اسلام در ذات خود در هر زمان و زمانهای به میان میآید و این یعنی اسلام در ذات خود انقلابی است و انقلاب اسلامی یکی از شئونات الهی است در این تاریخ که تاریخ مواجههی اسلام با عقل مدرن میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کعبه محاذیِ بیتالمعور است و بیت المعمور محاذی عرش است و عرش بر چهار اسمی که در تسبیحات اربعه متذکر میباشد، حمل میشود و از این جهت کعبه قبلهی مسلمانان میباشد. آری! مولایمان علی «علیهالسلام» مظهر انوار عرشی بیت المعمور است ولی آن حضرت که نمیشود قبلهی مسلمانان بشود. ۲. نمیدانم. ۳. مسئول سایت إنشاءالله توجه فرمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد حضور ذهن ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در زمرهی افراد اخیر هستم که به تبعیت از مقام معظم رهبری، دستورات ستاد کرونا را در حدّ ممکن انجام میدهم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در رابطه با شیطان میفرماید: در مقابل فرمان مستقیم الهی تکبّر ورزید. و این درست در مقابل حقیقت هر مخلوقی است که باید در مقابل حضرت حق بندگی کند. به همین جهت جناب مولوی میفرمایند:
ذلّت آدم ز اشکم بود و باه
وآن ابلیس از تکبر بود و جاه
لاجرم او زود استغفار کرد
وآن لعین از توبه استکبار کرد
موفق باشید
