بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
12784
متن پرسش
با سلام: نظر به اینکه چمران همان امام خمینی (ره) است در موطن جنگ و امام خمینی (ره) همان چمران است در جماران به دلیل سلوک چمران ذیل شخصیت امام و انقلاب اسلامی، حال سلمان و اباذر که هر دو ذیل شخصیت پیامبر (ص) تربیت یافته اند اختلاف سلمان و اباذر در درجه ایمان چیست؟ (باتوجه به روایتی که فرمودید کهاتین، یعنی هر دو ذیل حقیقت امام یکی می شوند) با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت آن بزرگواران در قرارگرفتن در ذیل نور رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در عین شدت و ضعف، نه آن‌که یکی در ذیل نور حضرت باشد و دیگری نباشد! مثل نور بیرنگِ شدید و ضعیف که هر دو بیرنگ‌اند و این‌که حضرت آن‌ها را از جنس خود می‌دانند، نه به معنای آن است که آن‌ها در عرض رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» باشند. موفق باشید

12053
متن پرسش
با سلام: لطفا معنای عزت نفس در روان شناسی را بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عزّت نفس در آموزه‌های دینی به آن معنا است که ارزش انسان بالاتر از آن است که بنده غیر از خدا باشد و خود را در مقابل خلق خدا جهت جلب منافع مادی تحقیر کند. موفق باشید

11440
متن پرسش
سلام علیکم: سی دی های شرح نهج البلاغه و تفسیر قرآن یا چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی و آن‌گاه كه فعاليت‌هاي فرهنگي پوچ مي‌شود، رو در تهران چطور میشه تهیه کرد؟ آیا این مواردی که عرض شد برای دانلود روی سایت قرار می گیره؟ آیا مکتوب دروس شرح نهج البلاغه یا تفسیر قرآن هم هست یا فقط صوتش هست؟ ممنون از زحماتتون، اجرتون با عالم آل محمد (صلی الله علیه و آله)، امام رضا (علیه السلام).
متن پاسخ

باسمه تعالی. با سلام: آن دسته از فایل های صوتی که  هم متقاضی داشته باشد و هم دارای کیفیت مناسب باشد به مرور زمان روی سایت قرار خواهد گرفت، ولی بهتراست که با شماره تلفن«09136032342»(پخش آثار استاد) جهت تهیه و ارسال آن تماس بگیرید. بعضی از دروس شرح نهج البلاغه یا تفسیر قرآن نیز بصورت کتاب با عناوینی مثل فرزندم و... چاپ شده است. «مدیریت سایت»

10853
متن پرسش
سلام حضرت استاد: خسته نباشید. چرا علما اشعار را حفظ می کردند؟ همین میزان که انس با دیوان شعرا برای تربیت خیال و رشد عقل و تذکر قلب کافی بود چه اصراری بر حفظ ابیات زیاد داشتند و این را فضیلت به شمار می آوردند؟ به خاطر این نبوده که داشتن دایره وسیعی از لغات و آشنایی با ترکیب اینها به ایشان در خوب حرف زدن و اینکه کلامشان در صراط مستقیم که فصاحت و بلاغت است باشد؟ و ضمنا با یادآوری اینها خیال به شعف صادق می رسید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است و از طرفی نظر به شعر شعرای بزرگ نظر به عالم شاعر است که عالمی است ماوراء صدق و کذب. کتاب «شعر و همزبانی» از دکتر رضا داوری در این مورد کتاب خوبی است و کتاب «زبان در تفکر هایدگر» از خانم دکتر مرضیه پیراوی نکات خوبی دارد. موفق باشید
10368
متن پرسش
با سلام و عرض تسلیت ایام خدمت شما استاد گرامی: امام خامنه ای در صحبتهایی که راجع به موضوع زن داشتند فرمودند: این رشته‌هاى بشدّت رقیق و نازک اعصاب کودک را فقط سرْانگشت ظریف و لطیف مادر است که می تواند از هم جدا کند که عقده به‌وجود نیاید، گره به‌وجود نیاید؛ هیچ کس دیگر نمی تواند» سوال من این است که اگر مادری نتوانست یا از سر جهل به این عمل مادرانه نپرداخت مسئول است؟ دوم اینکه فرزندی که با این فضا روبه رو بوده و دچار مشکلات شخصیتی و روحی است می تواند این عقده های روحی و روانی را که مانع زندگی سالم دنیوی و سیر و سلوکش هست برطرف کند؟ مثلا شخصی را دیده ام که با اینکه مذهبی است و تلاش می کند بماند، دچار عدم ثبات روحی است، گاهی به شدت عصبی است، تمرکز ندارد و خودخوری می کند، به طوری که مورد تمسخر یا تخطئه سایرین قرار می گیرد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «خدا گر زحکمت ببندد دری / ز رحمت گشاید در دیگری» بالاخره اگر خداوند تربیت خاص مادر را از بعضی می گیرد، شریعت الهی که مادرِ مادرها است به کمک او می‌آید و دست‌اش را می‌گیرد. ما با رجوع هرچه بیشتر به شریعت الهی ضعف‌های خود را باید جبران کنیم. شریعت راه نجات از خودخوری‌ها و عصبی‌شدن‌ها و تمسخر سایرین را نشان داده است. موفق باشید
6154
متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد محترم، شمادرپاسخ به یکی از پرسشها توصیه به ادامه تحصیل در دانشگاه برای یک کنکوری داشتید با توجه به ضعفی که در سیستم آموزشی حوزه خواهران وجود دارد برای فارغ التحصیلان این سیستم چه توصیه ی دارید؟آیا ادامه تحصیل در دانشگاه می توان تا حدودی جبران کننده ی این ضعفها باشدیا بایدتحصیلات رسمی را رها کرده وبه مطالعات شخصی پرداخت .باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک توصیه برای همه‌ی خواهران نمی‌توان داشت. عده‌ای شاید اگر همین تحصیلات حوزوی را ادامه دهند و با مطالعات شخصی در معارف در مسیر نظام‌سازی وارد شوند درست باشد، عده‌ای باید به موقعیت خود نگاه کنند که آیا می‌توانند وارد دانشگاه شوند و از آن طریق فعالیت کنند. توصیه‌ای که بنده در مورد آن خواهر داشتم یک توصیه‌ی عمومی نبود، ولی چون ایمیل نداشتند عرایض بنده در معرض عموم قرار گرفت. موفق باشید
4102

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد عزیز یک پیشنهاد داشتم و ان این که پاسخ سئوالات را با رنگ سیاه بگذارید چرا که پشت زمینه صفحه قهوه ای است رنگ نو شتار هم قهوه ای است و خواندن آن مخصوصا برای کسانی که مشکل دارند خصوصا در پاسخ های بلند خیلی سخت است با عرض تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت ملاحظه فرمایید.
2649
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم من طلبه هستم....می خواستم شیوه ی استنباط و براشت شما رو از یک روایت بدونم.....یعنی الگوریتم برداشت از یک روایت.....خواهشمندم توضیح دهید چون سبک شما برایم خیلی مهم است......مثلا اگر در قدم اول به کتب لغوی رجوع می کنید....کدام کتب لغوی برای شما دارای اعتبار است.....مثلا التحقیق فی کلمات القرآن الکریم....و .... مثلا برداشت و استنباط شما از این روایت چیست : العلم مصباح العقل اینجا تعریف علم چیست ؟ تعریف عقل چیست ؟ و..... اجرکم عندالله و رسوله یا حق
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ابتدا باید مبانی معرفتیِ خوبی نسبت به معارف اسلامی داشته باشیم تا روح آیات و روایات را بشناسیم، سپس باید یک دور قرآن را از طریق تفسیری معتبر مثل المیزان مرور کنید و همین طور روایات غیر فقهی را باید رویهمرفته در ذهن خود داشته باشید. با این فضا اگر به روایتی برخورد کردیم می‌توانیم إن‌شاءالله جایگاه آن را بفهمیم. این‌که حضرت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: علم چراغ عقل است؛ می‌خواهند روشن کنند آن عقلی که هرکس دارد اگر با علم و معارف همراه باشد می‌تواند در ظلمات روزگار جلو برود و گرفتار شبهات نگردد. در این روایت ملاحظه می‌کنید که فرض گرفته‌اند شما علم و عقل را می‌فهمید، می‌خواهند ضرورت استفاده از علم را گوشزد کنند که چگونه علم به عقل قدرت و بصیرت می‌دهد. عقل همان استعدادی است که هر انسانی برای جمع‌بندی امور در خود دارد و علم در این رابطه بیشتر به معنای معارف الهی است زیرا این نوع معارف است که عقل را روشن می‌کند. موفق باشید
261

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی ضمن عرض سلام و تبریک به مناسبت اعیاد شعبانیه در پایان جلسه ی کلاس تفسیر آن استاد ارجمند -که شنبه ی بعد از سخنرانی آقای رفسنجانی در نماز جمعه ی تهران- در جواب سوالی مبنی بر چگونگی خواندن نماز به امامت آقای هاشمی فرمودید -به این مضامین- که ممکن است که آن شخص از نظر یک نفر عدالت داشته باشد لذا اقتدا می کند و کسی که بداند آن شخص عدالت ندارد اقتدا نمی کند؛ حال این سوال پیش می آید که این همان پلورالیسم که شما خود منتقد به آن هستید نمی شود؟ چون اگر در این زمینه باب شود که هر کس بگوید به نظر من عدالت دارد یا ندارد این باب می شود که هر کس هرجا نظز خود را ملاک بگیرد. با توجه به این که داشتن عدالت منوط به احراز شرایطی از طرف شخص است پس آن شخص یا آن شرایط را دارد و عادل است یا آن شرایط را ندارد و عادل نیست؛ پس نمی تواند هم عادل باشد و هم نباشد- از دیدگاه دو نفر- می توان گفت که بستگی به میزان شناخت ما از طرف مقابل دارد، حال این سوال پیش می آید مگر رهبر که می بایست به شخصی آشنایی کامل داشته باشد که او را برای نماز جمعه انتخاب کند پس چون منصوب رهبری است باید شرایط را داشته باشد؟- و اگر خدایی نکرده نداشته باشد آیا ضعف برای رهبری نیست؟- و سوال آخر آیا رهبر در نصب ایشان برای مجمع تشخیص و نماز جمعه مصلحت سنجی نمی کنند؟ و در صورت وجود اشکال به نماز کسانی که به نظر ایشان اطمینان کرده اند این به گردن رهبر نیست؟ با تشکر ما -را در این ایام مبارک از دعای خیر خود محروم نکنید.- فرهادی
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام: معنی پلورالیسم آن است که فکر کنیم در عینی که هیچ حقیقتی وجود ندارد،‌یک چیزی را به میل خود قبول کنیم، ولی در موضوع فوق،‌بحث بر سر وظیفه‌ای است که در عمل با آن روبه‌رو می‌شویم، در این موارد فقها می‌فرمایند اگر از نظر شما عدالت امام جماعت احراز نشده،‌شما نمی‌توانید درنماز به او اقتدا کنید ولی برای آن‌کس که عدالت او احراز شده، مشکلی نیست ، هرچند در واقعیت یا عادل است و یا نیست. مثل دخول وقت ظهر شرعی که اگر برای کسی محرز شده که ظهر شده می‌تواند نماز خود را بخواند ولی ‌کسی که هنوز زمان ظهر شرعی برایش محرز نشده نمی‌تواند نماز را شروع کند. ‌پس موضوع برمی‌گردد به وظیفه‌ی مکلّف، در عین حال انسان‌ها در طول زندگی مراحل مختلفی دارند، مشکل آقای هاشمی از وقتی شروع ‌شد که به صورت علنی به مخالفت ‌با آقای احمدی‌نژاد اقدام کرد، در حالی که رهبری به کرّات آقای احمدی‌نژاد را تأیید می‌کردند. موفق باشید
17098

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد، خسته نباشید: از استادتان جناب علامه حسن زاده آملی حفظه الله، نظریه ی تخت بودن زمین را شنیده اید؟ برخی سایتها شروع به انتشار مطالبی می کنند مبنی بر این که ابوریحان هم اثبات کرده است که زمین مسطح و تخت است، و گرد نیست، و می گویند جناب علامه و استاد صمدی هم این موضوع را در دروس علم هیئت و نجوم مطرح کرده اند، و مورد تایید مرحوم علامه شعرانی هم بوده است، می گویند: اگر زمین گرد باشد هیچگاه قبله صحیح نخواهد بود، اگر می شود راهنمایی بفرمایید، چون مطالب بسرعت درحال انتشار در فضای مجازی است، و اگر انحرافی و اشتباهی در مطالب باشد، ما و دوستان کمی می توانیم جلوی آن را بگیریم، التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نشنیده‌ام و این هم استدلالِ درستی نیست که اگر زمین کروی باشد، در درک قبله اختلال پیش می‌آید. فقهای ما برای هر پیش‌امدی حکمی دارند. موفق باشید

13358
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیزمان: خدای مهربان را بر نعمت وجود استاد و راهنمای خوبم بی نهایت شکر می کنم و ان شاء الله ذات باری حالا حالا حالاها این نعمت را برای ما حفظ کند. بزرگان می گویند از خدا جز خدا را نخواهید از طرف دیگر وقتی به ادعیه امامان عزیزمان مراجعه می کنیم حتی در دعاهای عارفانه مثل دعای عرفه از خدا خواسته های دیگر همچون وسعت رزق و... را می خواهند این دو چگونه با هم جمع می شوند؟ با کمال تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی همه‌ی ذکر و فکر انسان خدا شد و او را منشأ همه‌ی کمالات یافت، دیگر هرچه می‌خواهد برای حفظ آن حضور است و در چنین فضایی اولیاء معصوم تقاضای وسعت رزق یا رفع بلا و دفع مصیبات می‌کنند تا اولاً: جز به او مشغول نشوند و ثانیاً: در وسعت رزق خود و رفع بلا و دفع مصیبات، نیز او را ببینند، آن‌طور که مولایمان حضرت سجاد«علیه‌السلام» ندا سر می‌دهند: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ صُنْ وَجْهِي بِالْيَسَارِ، وَ لا تَبْتَذِلْ جَاهِي بِالاقْتَارِ فَأَسْتَرْزِقَ أَهْلَ رِزْقِكَ، وَ أَسْتَعْطِيَ شِرَارَ خَلْقِكَ، فَأَفْتَتِنَ بِحَمْدِ مَنْ أَعْطَانِي، و أُبْتَلَى بِذَمِّ مَنْ مَنَعَنِي، وَ أَنْتَ مِنْ دُونِهِمْ وَلِيُّ الْإِعْطَاءِ وَ الْمَنْعِ».

 اي خدا! بر نمونه‌هاي كامل بندگي‌ات - يعني محمّد و آل او - سلام و درود بفرست، كه اينان قطب جان هر انساني است كه مي‌خواهد تو را بندگي كند، و نیز آبرويم را با سهولت كامل حفظ كن، و منزلتم را با تنگ‌دستي مبتذل مساز، كه مجبور شوم از كساني رزق خود را طلب كنم كه خود آن‌ها روزي‌خوار تواند و يا از كساني تقاضاي عطا كنم كه بدترين انسان‌هايند، و در نتيجه مبتلا شوم به ستايش كسي كه به من عطا كرده و به ذمّ و بدگويي كسي كه به من چيزي عطا نكرده، در حالي‌كه تو ماوراء آن‌ها، در دادن و ندادن، سرپرست من هستي.

خطري كه موجب مي‌شود توحيدِ انسان ضعيف گردد، عبارت است از غفلت از مبادي امور عالم، حال اگر انسان پرده‌هاي ديده خود را كنار زد و بدون تحريكات عجولانه شيطاني، نظر به اصل و اساس همة حركات عالم نمود، جز خدا را صحنه‌گردان امور نمي‌بيند.

پرده‌هاي ديـده را داروي صبـر            هم بسوزد هم بسازد شرح صدر

آينه‌ی دل چون شود صافي و پاك         نقش‌ها بيني برون از آب و خـاك

هم ببيني نقـش و هم نقـاش را           فرش دولـت را و هــم فراش را

وقتي انسان متوجّه شد خداوند براي آبرومند كردن بندگانش راه‌هايي قرار داده است كه فقط انسان‌هاي مؤمن مي توانند به آن راه‌ها دست يابند و انسان‌هاي غيرمؤمن هر چه تلاش كنند به بي‌راهه مي‌روند و در بي‌آبرويي زندگي را به انتها مي‌رسانند، از خدا مي‌خواهد كه: «صُنْ وَجْهِي بِالْيَسَارِ»؛ خدايا! آبروي مرا از طريق آسان‌ترين راه‌ها حفظ كن، زیرا در آبرومندي است كه انسان مي‌تواند سرزنده و بانشاط زندگي را ادامه دهد.

«وَ لا تَبْتَذِلْ جَاهِي بِالاقْتَارِ»؛ قدر و منزلتم را با تنگ‌دستي از بين مبر، به طوري كه نتوانم اهل بخشش و سخاوت و كمك‌ به فقرا باشم. من كه مي‌دانم از طريق الطاف تو مي‌توانم با شرافت و بزرگواري زندگي كنم، چرا از تو نخواهم كه مرا شامل چنين الطافي نمايي، و چگونه اميدوار نباشم در حالي‌كه دوستان خودت را به چنين منزلت‌هايي رسانده‌اي؛ و چرا بر اين تقاضاي خود اصرار نورزم؟ چون خطرات محروم‌شدن از چنين لطفي بسي بزرگ است و آن خطر اين است كه گرفتار مدح و ذمّ اهل دنيا خواهم شد. لذا در چند فراز بعدي همين خطرات را به خودت متذكر مي‌شوي تا در طلب خود از خدا با اصرار بيشتر پايداري كني.

مي‌گويي: «فَأَسْتَرْزِقَ أَهْلَ رِزْقِكَ، وَ أَسْتَعْطِيَ شِرَارَ خَلْقِكَ، فَأَفْتَتِنَ بِحَمْدِ مَنْ أَعْطَانِي، و أُبْتَلَى بِذَمِّ مَنْ مَنَعَنِي» خدايا! من به ضعف خود آگاهم كه اگر منزلت مرا با تنگدستي مبتذل نمايي، به سوي مخلوقات تو - همان‌هايي كه روزي‌خوار تواند - روي مي‌آورم و از اهل دنيا - همان مال‌دوست‌ها و مال‌جمع‌كن‌ها و حاكمان ظالم - كه بدترين مخلوقات تواند، تقاضا مي‌كنم تا به من چيزي بدهند و از اين طريق وارد مهلكه‌اي مي‌شوم كه در اثر آن، هركس كه به من چيزي داد، حمد و ستايشش مي‌كنم و هركس به من چيزي نداد، بدگويي‌اش را مي‌نمايم، و واي كه چقدر چنين زندگي زشت و آزاردهنده است. خدايا! آيا راضي مي‌شوي اين بندة تو به روزي بيفتد كه صاحبان ثروت را ارزشمند و فقرا را پست بداند؟[1]  مسلّم تو چنين هلاكتي را براي بنده‌ات نمي‌پسندي، پس امورات مرا به غير خودت واگذار مكن، زیرا به گفته‌ی علي (ع): هركس در مقابل اهل دنيا فروتني و ستايش نمود، تقوايِ خود را رها كرده،[2]  و اين در حالي است كه تو به عنوان سرپرست واقعي من، ماوراء صاحبان دنيا، عهده‌دار بخشيدن‌ها به من و يا خودداري كردن بخشش‌ها به من هستي، پس چرا تو را رها كنم و غير تو را بگيرم و چرا مايحتاج خود را كه از طريق واسطه‌ها از تو مي‌گيرم، از تو نخواهم و به تو نظر نكنم؟ تويي كه به‌واقع سرپرست و برنامه‌ريز داده‌ها، و نداده‌ها به من هستي، پس خودت آبرويم را حفظ بفرما و منزلتم را محفوظ بدار و گرفتار عطاهاي اشرارم مگردان . موفق باشید

 


[1] - حضرت سجّادu در دعاي 35 صحيفه عرضه مي‌دارند: «وَاعْصِمْني مِنْ اَنْ اَظُنَّ بِذِي عَدَمٍ حَسَاسَةً اَوْ اَنْ اَظُنَّ بِصَاحِبِ ثَرْوَةٍ فَضْلًا»؛ خدايا! مرا حفظ فرما از اين‌كه در مورد فقرا و ناداران گمان حقارت كنم، يا اين‌كه نسبت به ثروتمندان گمان فضيلت داشته باشم.

[2] - «مَنْ تَذْلِلِ الْاَبْناءَ الدُّنيا، تَعْرَي مِنْ لِباسِ التَّقْوي»

11491
متن پرسش
سلام:. لطف بفرمایید کتابی معتبر در زمینه تاریخ تشیع و امامان معصوم معرفی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های زیادی در این مورد هست از همه مهم‌تر «بحارالأنوار» است و در کتاب‌های فارسی، کتاب «زندگی پیشوایان» از استاد پیشوایی و کتاب «منتهی الآمال» از مرحوم شیخ عباس قمی و مجموعه‌ی کتاب‌های مرحوم آیت اللّه اشتهاردی در مورد زندگی معصومین خوب است. موفق باشید

11266
متن پرسش
سلام علیکم چند سؤال پیرامون مسئله سینما: 1. آیا اساسا انقلاب اسلامی برای پیشبرد اهداف خود به سینما نیاز دارد؟ 2. مواجهه انقلاب اسلامی با سینما باید به چه نحو باشد؟ 3. به نظر شما این حرف شهید آوینی درسته: سینما ماهیتا به کفر و شرک نزدیکی بیش‌ تری دارد؟ 4. با اقتضائات سینما و مسائلی از قبیل جذابیت، زن و مسائل آن، ابتذال، فردگرایی و ... چگونه می توان کنار آمد؟ 5. چه راهکارهایی برای تحول در سینما پیشنهاد می‌ کنید؟ سؤالات زیادی ذهنم را درگیر کرده است. ممنون می شوم اگر پاسخ دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید آوینی در کتاب ارزشمند «حکمت سینما» روشن می‌کند که اگر حدّ و توان سینما را بشناسیم و با خودآگاهی لازم به جای آن‌که آن در ما تصرف کند، ما در روح سینماتصرف کنیم، می‌توانیم تا حدودی پیام خود را از طریق سینما به مخاطب برسانیم، ولی نه آن‌که گمان کنیم سینما و تلویزیون ظرفیت اظهار هر سطح از معارف و حقایق را داشته باشند و عده‌ای گمان کنند با ارتباط با سینما و تلویزیون از ارتباط با استاد و کتاب مستغنی می‌شوند. ولی در هر حال نباید نقش سینما را در خلق آثاری چون «مریم مقدس» و امثال آن در این اواخر از جمله «شیار 143» نادیده گرفت. موفق باشید
8889
متن پرسش
با سلام: آیا استاد خود را منتسب به جبهه پایداری می دانند؟ در بین احزاب کنونی کدام یک بیشتر منطبق با عقاید شما هستند؟ این حرف اصلاح طلبان که این جبهه افراطی هستند را چگونه باید پاسخ داد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: بنده سعی دارم در فضای معرفت دینی و تقویت جبهه‌ی فرهنگی انقلاب منتسب به جریان‌های سیاسی هرچند بعضی از آن‌ها را لازم می‌دانم، نشوم و به توصیه‌ی مقام معظم رهبری عمل کنم که معتقدند در امور فرهنگی باید از حرکات موسمی و فصلی و جناح‌بندی فاصله داشت. با این‌همه رویهمرفته مواضع جبهه‌ی پایداری را برای انقلاب لازم می‌دانم. موفق باشید
8743
متن پرسش
سلام در مورد مطلبی که یکی از عزیزان درباره ثروت سوال کرده بود. سوال داشتم. در مورد کنز ثروت از نظر فقهی آمده است هر مالی که حقوق واجبش پرداخت نشده باشد کنز مال گفته می شود. اگر کسی حقوق واجبش را پرداخت کرد ولی آنرا از چرخه تولید خارج کرد و کار آفرینی نکرد باز هم حرام است؟ متشکرم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: یکی از مصداق‌های «کنز» همان است که فرموده‌اند. در هر حال آیه می‌فرماید اگر طلا و نقره در جایی جمع شود و در مسیر کارآفرینی قرار نگیرد، کنز است. ولی مسلّم مصداق آن چند سکّه و زیت الات زنان نیست. موفق باشید
6624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
از رسول خداروایت شده که بخاطر حضورنیافتن بعضی ازمسلمانان در نماز جماعت تهدید به ا تش زدن خانه های انهاکرد لطفا بفرمایداین روایت درکدام کتاب وجوددارد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که به یاد دارم در آن تاریخ در مدینه یک جریان بوده که حالت مقابله با رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را داشتند در کتاب‌های تاریخ به دنبال آن بگردید. موفق باشید
3542
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی در کتاب اصول فلسفه در مقاله علم و ادراک مرحوم علامه مطلبی دارند تحت عنوان اینکه علم با تغییر و دگر گونی سازش ندارد بعد در اخر اشاره می کنند مثلا در یک عمر هفتاد ساله چند بار سلولهای مغز و اعصای تغییر میکنند بعد من جایی اینرا بیان کردم گفتند اصلا سلولهای مغز و اعصاب جایگزین نمیشوند و خلاصه اینطور کلام علامه را رد نمودند نظر جنابعالی چیست؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: دانشمندان فیزیولوژی می‌گویند پس از مدتی همه‌ی بدن تغییر می‌کند و این غیر از آن است که گفته شود سلول‌های مغز و نورون‌ها که از بین رفتند ترمیم نمی‌گردد. علامه قسمت اول را برای اثبات نظر خود فرموده‌اند و حرف درستی است. موفق باشید
3292

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب آقای استاد. سلام و عرض ادب. سوالی داشتم. بنده در روابط اجتماعی سعی می کنم خیلی ساده عمل کنم؛ به این معنا که مثلا کلمت را نمی پیچانم که افراد را گیج کنم یا مثلا نشان بدهم انسان فرهیخته ای هستم یا با عبارات بازی کنم تا مقصود خود را بگویم و سعی هم نمی کنم مثلا یه بحث را به سمتی پیش ببرم که در نهایت به نفع خودم نتیجه گیری کنم و مثلا بگویم من هم که آدم آرامی هستم با این رفتار فلانی عصبانی شدم و قص علی هذا. دوستانی دارم که از این رفتارها دارند حالا اینکه در مورد خودشان اینگونه هستند را کاری ندارم و به خودشان مربوط است اما از این روش در مورد بنده نیز استفاده می کنند فرضا در یه بحث این نتیجه را می گیرند و می گویند فلانی چرا تو مرا می کوبی. این برخورد در دیگران این ذهنیت را ایجاد می کند که آهان پس فلانی اینگونه است. لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید که اولا آیا اینگونه رفتار صحیح است منظور همان نتیجه گیری به نفع خود. ضمن اینکه من فکر می کنم واقعا این طرز تفکر ذهن آدمی را همیشه درگیر می کند که دائما چطور حرف بزند که ضرری نبیند. دوم آنکه در مورد دوستانم باید چه کنم. با سپاس از شما استاد ارجمند
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- انصاف آن است که انسان حق را بگوید و سخن خود را در لفافه نپیچاند 2- با بقیه باید مدارا کرد و به موقع‌اش به آن‌ها تذکر داد. موفق باشید
3028
متن پرسش
سلام میخواستم بدونم دعای الهی عظم البلا اولامستند هست یاخیر .در ثانی چرا علما درسفارش کردن ویا توصیه نکردن به خواندن این دعااختلاف دارند/این دعا یک فراز دارد که میفرماید یا محمدیاعلی ویاعلی یامحمد چرا درقسمت دوم اسم امیرالمومنین بر پیغمبر اکرم مقدم شد...باتشکر فراوان ازشما استادبزرگوار
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: دعای «الهی عظم البلاء» را کفعمی در بلدالأمین آورده و می‌فرماید: این دعا را حضرت صاحب‌الزمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» به شخصی که محبوس بوده تعلیم کردند. برای نظر به ذوات مقدس معصومین تکرار اسم مبارک آن‌ها چیز خوبی است و لذا برای حفظ بلاغت یک بار گفته می‌شود یا محمد و یا علی و یک بار گفته می‌شود یا علی و یا محمد، عمده توجه به مقام قدسی آن بزرگواران است. موفق باشید
424

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بنده از شما یک درخواست دارم اگر شما که واقعا در مباحث نظری ایده ها و شرح های خوبی دارید مخصوصا در شرح تفسیر المیزان و نهج البلاغه ( من تقریبا اکثر سخنرانی ها و کتاب های شما را هم شنیدم و هم خواندم )داعیه دار عمل کردن به آنها هستیدپیشنهاد می کنم با آقایان ذیل که به نظر من در جنگ حق و باطل رزمنده های صف اول هستند تماسی بگیرید و مرتبط باشید تا ما در این جنگ نابرابر با اسلام قالبی شاهد تنهایی افراد زیر نباشیم سوال من این است آیا شما حاضر هستید در مبارزه با فکر التقاطی خدا و خرما با هم افراد زیر را بصورت عملی یاری دهید . خدا شاهد است که اینان در شهرهای خودشان به تنهایی با اسلام آمریکایی موجود در مسئولین مشغول مبارزه هستند تا آنجا که بزرگواری از شاگردان آیت اله بها الدینی به ما میگفت آیا کسی هست که هم فرد موثری باشد و هم 100 درصد در مسیر حق و آرمانهای امام ره / به اعتقاد ایشان دکتر ولایتی مه جز خوبان جمع است 80 درصدی است / حاج آقا روح در مشهد دکتر قاضی پور در شیراز سردار اسدی در تهران حاج آقا بنایی در فسا حاج آقا صدیقی در تهران اگر پاسخ شما مثبت بود بنده حاضرم این بزرگواران که از یاران گمنام آرمانهای امام ره هستند را با هم مرتبط کنم
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی چنین کاری در وسع و توان بنده نیست. موفق باشید
217

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام لطفا در مورد ارتباط با نامحرم و حد آن برای دختران جوان و مجرد توضیح دهید اینکه میفرمایند ارتباط زیاد با نامحرم تیرگی و قساوت قلب می آورد،آیا در یک محیط آموزشی نیز همین طور است مثلا من برای اموختن هنر خوشنویسی مجبورم استاد مرد اختیار کنم یا مثلا در محیط دانشگاه برای برخی مطالعه ها و تحقیقات در جمع ما پسران نیز حضور دارند نحوه برخورد باید چگونه باشد ؟اگر یافتن استاد خط خانم برایم مقدور نبود و با رعایت شئونات اخلاقی آیا خدا راضی هست با استاد مرد کار کنم؟2 ـ در مورد رهایی از آرزوهای بزرگ و زمان زدگی نقش دعا در این میان چگونه است (دعاهای غیر مأثوره و شخصی) اگر انسان آرزو و خواست را کم و کمتر کند و توکل بر خدا را سرلوحه امور خود قرار دهد دعا و درخواست و برگزاری ختم و امثال ان ـ که برای رفع حوایج مادی و معنوی بسیار سفارش شده است ـ چه جایگاهی دارد؟3 ـ اینکه فقط خدا در صحنه است، موثر حقیقی اوست و ... آیا به این معنی است که ما هیج نقشی در به ثمر رسیدن خواست خداوند نداریم مثلا در امر ازدواج ما نمیدانیم خواست خدا ازدواج ما هست یا نه ولی با این وجود انجام اقداماتی از قبیل زیاد کردن رفت و آمدها و ارتباط با دیگران یا تغییر محل زندگی و .... لازم و عقلانی و از نظر شرعی صحیح است؟ در توحید ناب جایگاهی برای قانون احتمالات وجود دارد؟ مثلا زوجی بچه دار میشوند،جنسیت بچه مشخص شده است ولی در مفاتیح دعایی برای تعیین جنسیت بچه وارد شده آیا با خواندن یک دعا در زمانی که جنسیت معلوم شده است قانون طبیعی که خدا قرار داده عوض میشود و با اتفاقی شبیه یه معجزه جنسیت عوض میشود میدانم که خدای بزرگ می تواند ولی آیا میخواهد ؟قوانینی در جهان حاکم است که از سنت های الهی به شمار می رود برخی می گویند خدا با این قوانین و سنتها جهان را اداره میکند و نمی آید برای یک نفر که دعایی خوانده است برخلاف سنت خود عمل کند نظر شما چیست؟3 ـ آیا در مسئله برطرف کردن حجاب ها و درک حضور و دیدن و مرتبط شدن با حقایق،استعدادهای همه یکسان است ؟یا وجود عواملی مانند پدر و مادر و شرایط قبل از تولد و ... در این امر دخیل است یا انکه کلا انسانها با استعداد متفاوتی در این زمینه به دنیا می آیند بگونه ای که دو نفر در یک شرایط یکسان در دو مرتبه معنوی در نزد خدا یک مقام دارند چون هر دو تا حد امکان و ظرفیت پیش رفته اند یا در مثالی دیگر آیا همه این استعداد را دارند که به مقامی که امام خمینی رسید برسند و نرسیدن فقط به خاطر مسائلی مانند تنبلی نبود آگاهی و شرایط مناسب است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی علیک السلام: در هر صورت اگر بیش از ماابتلاء، یعنی آنچه بدان مجبوریم، با نامحرم مرتبط باشیم، جهت روحانی ما مختل می‌شود. بالأخره انسان نیازهایی دارد که با دعاخواندن با خدا در میان می‌گذارد. در دعاهای مادی از خدا می‌خواهد که شرایط زندگی‌اش را در حدّ کفاف قرار دهد تا در امر بندگی مشغول غیر نباشد، که حضرت سجاد«علیه‌السلام» در دعای مکارم‌الأخلاق به زیبایی آن را مطرح می‌کنند. وقتی متوجه شدیم مؤثر حقیقی خدا است، بدون آن‌که خود را به آب و آتش بزنیم در حدّ وظیفه عمل می‌کنیم و به آنچه خدای مهربان برایمان مقدر کرده راضی می‌شویم. شاید چون می‌فرمایند: «بلا ندیده دعا را شروع باید کرد» دیگر وقتی تقدیر الهی واقع شده، جهت دعا باید در رابطه با صالح‌شدن آن کودک باشد. دعا، خود یکی از سنن الهی است، و لذا با دعا سنتی جای سنتی قرار می‌گیرد. در این‌که همه با فطرتی الهی خلق شده‌اند، شکی نیست، ولی باید توجه داشت که در عین یکسان‌بودن جهت فطرت‌ها، چگونگی افراد در راستای قرب الهی متفاوت است و محیط و پدر و مادر علت اصلی نیستند. آیت‌الله‌حائری‌شیرازی«حفظه‌الله‌تعالی» کتابی تحت عنوان «تربیت اسلامی» دارند که در آن مطالب خوبی در راستای جواب به سؤال شما هست. موفق باشید
15897
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: می خواستم بپرسم که آیا در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران گروه فرهنگی المیزان غرفه دارد که ما کتاب های شما را می توانیم بخریم؟! در صورت وجود لطف کنید آدرس غرفه را هم بدهید؟! ممنون و متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌ها را در  نمایشگاه کتاب تهران - دفتر نشر معارف‌ (آثار استاد طاهرزاده) سالن 2 – راهروی 7- غرفه‌ی 522 می‌توانید پیدا کنید. موفق باشید

12795
متن پرسش
سلام: شما در جواب سوال در مورد حضرت سلمان و ابوذر بحث شدت وضعف نور را مطرح کردید در حالی که بنابر اخبار گفته شده اگر ابوذر مقام سلمان را می فهمید او را می کشت در حالی که اگر بحث شدت و ضعف نور بود باید ابوذر فدایی سلمان بشود و او را طلب کند چون سلمان خود متعالی ابوذر است. به نظر می رسد بحث شدت و ضعف که شما گفتید مطرح نباشد و بحث نقص و کمال مطرح باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مقام شدت و ضعف‌بودنِ اولیاء الهی نسبت به حقایق همیشه مقام بالایی جایگاه مقام پایین‌تر را درک می‌کند ولی آن‌که در مقام پایین‌تر است مقام آن کسی که بالاتر است را نفی می‌نماید و نسبت جناب اباذر و سلمان در همین رابطه است به‌خصوص که در روایت مقام اباذر را هم «منّا اهل البیت» خوانده‌اند. پس نمی‌توان گفت مقام ناقصی است بلکه باید گفت در ذیل مقامات عالیه‌ی اهل‌البیت قرار دارد منتها نه در حدّ سلمان. موفق باشید

9064

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده 25 سالمه و طلبه شدم و پایه اولم است و می خواهم ازدواج کنم ولی یک موضوعی مرا اذیت می کند خواهش می کنم راهنمایی و راه کاری ارائه فرمایید؟ 1- من در دوران مجردی سعی کردم که به نامحرم و همچنین نوجوانان با حسن وجه هیچگاه از روی لذت و هوس نگاه نکنم و در این زمینه فشار هایی را متحمل می شدم. اکنون نیز در مواجهه به همان موارد و حتی عکس و غیره نیز فشار بهم می آید چرایی اش را نمی دانم که چرا با اینکه نگاه نمی کنم فشار بهم وارد می شود؟ 2- حال که می خواهم همسر انتخاب کنم این استرس و اضطراب را دارم که نکند همسری که انتخاب می کنم دارای زیبایی نباشد و از همان اول زندگی مشتر ک را با افسردگی شروع کنم چرا که این چندین سال امید داشتم که این لذت را از طریق حلال با همسر پیدا کنم و حالا با کسی پیوند بگیرم که زیبایی را ندارد. از طرف دیگر هم در روایات داریم که اگر کسی بخاطر زیبایی با زنی ازدواج کند.... و همچنین بخاطر طلبگی نمی توانم خودم کسی که برایم زیباست انتخاب کنم و علاوه بر این بنده ملاک مهمتر را چیزهای دیگر می دانم که به تبع با توجه به آن ها وارد خواستگاری می شوم (بدون اینکه دختر را ببینم) حال تو این شرایط و احوال چکار کنم؟؟ واقعا این استرس را چکار کنم؟ 3- چکار کنم این حب لذت به چهره های زیبا در وجودم رخت بر کند/ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به خواستگاری کسی بروید که در عین متدیّن‌بودن، برایتان زیبا باشد والسلام. موفق باشید
5427
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار جناب آقای طاهرزاده این سؤال را از جهت عرضه عقاید بنده جواب بدهید. 1- با توجه به اینکه در معارف توحیدی ما می گوییم که با ذات خدا نمی توانیم ارتباطی برقرار بکنیم و همانگونه که در بعضی از احادیث نقل شده است؛ معرفت حقیقی نمی توانیم به خدا پیدا بکنیم و تنها ارتباط ما می تواند با اسماء و صفات الهی باشد. 2- از طرفی ولی خدا و انسان کامل تجلی اسماء و صفات الهی می باشد. این تفکر برای بنده به وجود آمد که تنها طریق ارتباط ما با خدا از سوی جانب ولی خدا می باشد. برای اینکه مصادیقش را ذکر بکنم: مثلا شب های قدر را شب ارتباط با ولی خدا در نظر گرفتم و حتی در یکی از سه شب با توجه به اینکه تجلی اعظم اسماء و صفات الهی، ولی اعظم الهی حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشند؛ دعای جوشن کبیر را خواندم (اسماء و صفات الهی را با توجه به ولی خدا می خواندم.) اما بعد از مدتی این سؤالات برایم به وجود آمد که: 1- آیا این نوع نگاه شائبه غلو ندارد؟! 2- ارتباط با خدا واقعا یعنی چه؟! یعنی چه که ممکنی می تواند با حقیقت و واجب الوجودی ارتباط برقرار بکند و با او مناجات بکند؟ 3- جایگاه امام و ولی خدا در تربیت اخلاقی ما و حرکت به سمت خدا چیست؟ مدتی به ذهنم می رسید که جایگاه امام در بعضی از کتب اخلاقی خالی می باشد. مثلا اخلاق را صرفا تنظیم قوای سه گانه و ... تعریف کرده بودند. آیا حقیقتی به اسم امام تنها در جایی که فردی به مشکلی می خورد باید وارد بشود؟!!! 4- مرز غلو چیست؟ (لا تتجاوزوا بنا العبودیة ، ثم قولوا فینا ما شئتم ولن تبلغوا، وإیاکم والغلو کغلو النصارى فإنی بریء من الغالین) 5- معنای واقعی و جدی شفاعت و توسل چیست؟ (منظورم بحث های ناظر به اثبات این دو امر برای برادران اهل سنت نیست بلکه به نظرم این دو مسأله را باید خیلی جدی بگیریم!!! مثلا این فقره (یا ولیَّ اللهِ انَّ بینی و بینَ اللهِ ذنوباً لا یأتی علیها الاّ رضاکُمْ) را خیلی عادی گرفته ایم.) ببخشید اگه سؤالاتم یه مقدار پراکنده است!!! یا مهدی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- قسمت اول را در سؤال های قبلی جواب داده‌ام 2- ممکن‌الوجود در ذات خود لا اقتضاء است بدین معنا که نه واجب است، و نه ممکن، حال اگر به‌وجود آمده در بقاء خود عین ربط به علت خود می‌باش و انسان در این رابطه با مناجات با پروردگار خود بُعد انسانی خود را پایدار نگه می‌دارد همان‌طور که بعد مادی او بر طور تکوینی با اتصال به حضرت حق باقی است. 3 و 4- با مطالعه‌ی کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهل البیت» إن‌شاءاللّه این قسمت از سؤالتان جواب داده می‌شود. موفق باشید
نمایش چاپی