بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
477

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ضمن سلام و احترام خدمت استاد گرامی. با توجه به این که هم اکنون فساد در دستگاه های دولتی و غیر دولتی ما به شدت زیاد شده است از جمله فساد مالی یا فساد های دیگر . فرضا در روزگاری که فساد مالی بویژه در مجلس بالا گرفته ، فساد هایی که در مجلس ششم که به رهبری نامه نوشت" جام زهر را بنوش و برو " چنین فساد های مالی وجود نداشت ، فرضا وقتی که یک جوان 19 ساله میتواند نیمی از مجلس را رشوه بدهد و یا میتواند سه قوه ی ما را بخرد و .... موارد زیادی که جناب عالی بیشتر از بنده مطلع هستید و نهایتا هم برخی آقا زاده ها میگویند آن پول صدقه بوده است نه رشوه ! منظور این که نهایتا هم همه چیز به اسم دین تمام میشود . ...و بخو ر بخور آقا زاده ها تمام شدنی نیست ... میخواهم بدانم که ما تا کجا باید پای این نظام بایستیم ؟ حد اقل زمان شاه اگر این کار ها صورت میگرفت به اسم دین نبود ولی العان ... شاید بهتر باشد ابتدا بپرسم که آیا شما اصلا حد و مرزی برای این مفاسد و جنایات قائل هستید یا نه ؟ اگر حد و مرز قائلید ، خط قرمز اشتباهات و مفاسد را تا کجا میدانید ؟ یعنی تا کجا ما باید پای این نظام به دلیل اسلامی بودن آن بایستیم و در حفظ آن کوشا باشیم ؟ از کجا معلوم که آقازاده ها بیشتر از آمریکا کشور ما را غارت نکنند ؟ باتشکر از این که سوالم را جواب میدهید. التماس دعا.
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی عنایت داشته باشید که همان‌طور ک تنها راه برای اصلاح انسان‌ها شریعت اسلام است، تنها راه برای اصلاح امور جامعه، نظامی است که با ولایت فقیهی متقی و شجاع پا برجا باشد. درست است که فساد هست، ولی در عینی که آن فسادها را نباید به حساب نظام اسلامی گذاشت، باید در تقویت نظام اسلامی تلاش کنیم تا با قوت‌گرفتن نظام، فاسدان طرد شوند. یک روز شخصی را که برای دزدی لباس طلبگی پوشیده بود تا بهتر دزدی کند را گرفتند، به حضرت آیت‌الله بروجردی عرض کردند؛ طلبه دزدی کرده. فرمودند: دزد آمده در لباس طلبه تا بهتر دزدی کند پس نباید از طلبگی دست برداشت، باید فضای طلبگی را طوری اصلاح کرد که دزدان نتوانند بیایند در لباس طلبگی دزدی کنند. موفق باشید
14678
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید و زیارتتان هم قبول: 1. المیزان را تحویل گرفتم و بسیار دعا گوی شما و آقای مرادی هستم. دستتان درد نکند. انگیزه ای شد که بنده با پشتکار بیشتر مقدمات المیزان را در خودم آماده کنم برای ورود به آن کتاب شریف. 2. بنده زیاد از شما سوال می پرسیدم از این جهت بود که: اطلاعاتم بجز موارد فلسفی عرفانی (که کمی چیزها می دانم از آن). تقریبا در حد صفر بود. یعنی بجز مسائل فلسفی و عرفانی در هیچ بعدی بنده رشد نداشتم و از این جهت هم سوالاتم بسیار عوامانه بود و بعضا خارج از بحث. ولی بحمدلله با این حال که استاد وقتشان کم بود منت گذاشتند وت قریبا همه آنها را جواب دادند و باعث شدند بنده بسیاری مسائل را که نمی دانستم بدانم و در بسیاری موارد عجله نکنم تا راه پیدا شود. 3. در مورد پرسش و پاسخ هایی که با شما داشتم به این جمع بندی رسیدم: الف) به نوع قوی طلبگی را جدی بگیرم و کمتر به حواشی بپردازم. فقط کمی از مباحث شما را به آرامی و حوصله دنبال کنم که از این سو هم قطع نشوم ولی بیشتر وقت و تمرکز روی درس و بحث. ب) به خودم زیاد دغدغه تحمیل نکنم (مثل نوشتن مقاله و شرکت در فلان آزمون و مسابقه و کار فرهنگی کردن و...) چون این ها هم خود متن را به حاشیه می کشد در طلبگی. ج) از حوزه منقطع نشوم و تا درس خارج حداقل بخوانم. چ) ادبیات عرب را قوی بخوانم هم برای المیزان و فصوص و... و هم برای قرآن و حدیث. ان شاءالله ح) آن دسته طلابی که عجله در تبلیغ می کنند معمولا یا پشیمان می شوند یا کار خاصی نمی توانند بکنند ولی اگر صبر کنیم و آرام مشغول وظیفه شویم خود راه نمایانگر بقیه راه می شود. د) در عرفان و سلوک هم عجله به خود راه ندهم به وقتش بسیاری چیزها را خواهم خواند و خواهم فهمید. (پله به پله) ذ) برای اینکه در بسیاری موارد بتوانم ورود و خروج خوبی داشته باشم حتما درس خارج را باید حس کنم چند سال... ر) کمتر مزاحم استاد بشوم. این جمع بندی بنده بود در مشورت با شما استاد گرامی. البته معذرت می خواهم اگر طولانی شد و معذرت می خواهم که شما رو اذیت کردم. بنده شما رو قلبا بسیار دوست دارم و به واقع یکی از موثرترین افراد در زندگی بنده شما هستید. به امید اینکه بنده را دعا بفرمایید. التماس دعا. یا علی
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که مزاحم بنده نبوده‌اید و بحمداللّه در این جمع‌بندی که می‌فرمایید به نتایج خوبی نایل شده‌اید. از خداوند عاجزانه می‌خواهم که شما را در این عزم بزرگ یاری فرماید. موفق باشید.

12219

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد با توجه به اینکه یک مکان مذهبی مثل تخت فولاد و گلستان شهدا در شهرمان وجود دارد و در دسترس هم هست اصلا از شما چیزی در مورد این مکان مقدس و علمای مدفون در آن ندیده ام. چند روزی است که به شدت دوست دارم که ساعاتی طولانی در خلوت ترین مکان تخت فولاد در یکی از تکیه ها بروم، دلیلش را نمی دانم یک حالت خاصی است نه خوب است نه بد نمی دانم چه کنم. لطفا بگویید آیا می توانیم از تخت فولاد برای تهذیب نفس و سیر و سلوک استفاده کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده متأسفانه در این مورد کاری نکرده‌ام ولی نباید از این موضوع غافل بود و نسبت به تجریدبخشیدن به روح خود کوتاهی کرد. موفق باشید

10309
متن پرسش
سلام علیکم: 1. چرا حضرات معصومین علیهم السلام در احادیثشان گاهی بعد از لفظ الله. جل جلاله و تبارک و تعالی استفاده می کردند و گاهی بدون این عبارات بکار می بردند. آیا به مقام بقا و فنایشان مربوط بوده؟ 2. چرا حضرت رسول (ص) فرمودند به اهل زمین رحم کنید تا آن که در آسمان است به شما رحم کند؟ آیا وجود اینگونه مکان مند به نظر نمی رسد و وجود واسع به حجاب نمی رود؟ 3. من گاهی که به مرگ فکر می کنم و اخبار مربوط به مراقبه را متذکر می شوم تصمیم می گیرم که قید رابطه با هر موجودی را اعم از انسان و غیر انسان و آشنا و غیر آشنا را به حد صفر برسانم و فقط به حد وظیفه با محیط و وجود اطرافم مرتبط باشم. و کاربرد زبان را به حد صفر برسانم نظرتان چیست؟ اگر بفرمایید اینگونه انسان از جامعییت می افتد عرض می کنم پس با فاصله گرفتن از حضرت حق و دور شدن از مراقبه و حال بسیار بد شب و قبض شدن چه کنم. در نهایت دیده ام که در جمع بودن باعث سیاهی عجیبی است. هر چند اعتراف می کنم که فاصله از دیگران باعث ناراحتی نفس اماره ام می شود اما در عوض فطرتم به وجد می آید و شب حالم بهتر است. کلا نظرتان در مورد محاورات زبانی روزمره چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین‌طور که می‌فرمایید گاهی در معرض تجلی خاصی قرار می‌گیرند و مطابق آن حضرت حق را توصیف می‌کنند و یا فضای سخن آن عزیزان طوری است که شائبه‌ی کم‌حرمتی به حق پیش می‌آید که با توصیف جلال حق آن را جبران می‌کنند 2- در این توصیه بحث ایجاد زمینه جهت تجلی انوار اسم رحمان است که ما با برخورد خوب با مردم در خود ایجاد می‌کنیم 3- در سفر من الخلق الی الحق این کار که انجام می دهید لازم است، ولی در سیری که باید حق را در مظاهر بیابید و با او مأنوس شوید نیاز است که از خلق فاصله نگیرید بلکه در خلق، حق را بیابید که إن‌شاءاللّه با دنبال‌کردن مباحث منازل‌السائرین قدم‌های جامعی برمی‌دارید. موفق باشید
10030

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله ارحمان الرحیم با سلام خدمت استاد: سوال: در روایات چه دعاهایی وارد است که در سجده نماز خوانده شود برای زیادی رزق و روزی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ذکر «سبحان ربّی الأعلی و بحمده» به صورت کثیر بسیار کارساز است، فقط فراموش نکنید که باید ضریب 1 و 3 و 5 و 7 و 9 رعایت شود. موفق باشید
7822
متن پرسش
سلام علیکم . در جواب عزیزی فرموده بودید :‌تفکر فلسفی یک نوع تفکر است. مگر ما در دین تفکری دیگری هم جز تفکر فلسفی داریم ؟ یعنی اینکه ما مدل های دیگری از تفکر را هم داریم که تفکر فلسفی نباشد ؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حتماً این‌طور است. همین‌طور که تفکر ریاضی نسبت به تفکر فلسفی محدودتر است و یا تفکر منطقی نسبت به تفکر و فلسفی انتزاعی‌تر باشد. تفکر حضوری و قدسی خیلی بالاتر از تفکر فلسفی است هرچند مغایر تفکر فلسفی نمی‌باشد. عرفا سخت مواظب‌اند با تفکر فلسفی سیر خود را مخلوط نکنند. موفق باشید
7820

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . استاد اگر میشود به دکتر قدوسی بفرمایید که در قسمت جزوات نیز جزوه ی تاریخ فلسفه غرب و کلام جدید و چند جزوه ی دیگر شاتباه بر روی سایت قرار گرفته است و هنگام دانلود جزوه ی مطهری فردای تاریخ ما 1,2,3 دانلود میشود . با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مسئول محترم سایت
5746
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی سوال آن دوست عزیز در مورد حضور قلب در شماره 5730 باعث شگفتی شد! آیا حضور قلب جسم انسان را تحت فشار قرار میدهد؟ این که انسان به خاطر عظمت خدا و گناهان خودش دچار غم شود به نظر طبیعی می آید اما قلب هم درد می گیرد؟ همه دچار این حالت می شوند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: ظاهراً مربوط به همه است. داستان این قلب صنوبری در درون سینه‌ی ما بسیار پیچیده است. بد نیست زندگی‌نامه‌ی آیت‌اللّه انصاری همدانی را در کتاب «سوخته» مطالعه بفرمایید. موفق باشید
5395
متن پرسش
چرا مومنین اصیل انقلابی همچون جلیلی و لنکرانی این همه تهمت می خورند؟مگر مومنین انقلابی چه حجابی یر حقیقت انوری انقلاب اسلامی هستند؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دیدید عده‌ای در قالب انسان‌های متدین دیگر متدینین را نفی می‌کنند بدانید دین را به عنوان یک حزب انتخاب کرده‌اند و نه وسیله‌ای برای سلوک الی اللّه. موفق باشید
5245

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. بنده خیلی تمایل دارم زبان عربی را یاد بگیریم. ولی نمیدانم دنبال چه کتابی یا سی دی و... بروم که آموزش زبان عربی را ساده شروع کند و مرحله مرحله سطحش بالا تر رود. اگر جزوه آموزشی یا کتاب مناسبی و... میشناسید به بنده معرفی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً جزوات و کتاب‌ها و سی‌دی‌هایی که جامعة‌الزهراء در بخش آموزش غیر حضوری ارائه می‌کند مناسب است. موفق باشید
3829

ظهورعبودیتبازدید:

متن پرسش
سلام.شما در تفسیر سوره (فکر کنم قصص یا شعرا ) گفته بودید که یه وقت آدم گیر میکنه که یه جا یه حرفی رو بزنه بهتره یا سکوت کنه. شما جواب دادید که مراجعه کنه به نفسش . اگه نفسش تایید کرد بدونه که کار باطلیه. مشکل همینجاست که والا ما هر چی رجوع میکنیم نمیدونیم که این پیشنهاد , پیشنهاد نفس است یا وجدان.جدا گیر کردیم و مطمئنا این حلال خیلی از مشکلات ماست . گاهی کار به یه جاهایی میرسه که حتی عقل هم جواب نمیده و سریع احساسی برخورد میکنیم و این خیلی ناراحت کننده است. استاد خواهشا دقیق بگید چطور بدونم که این ندا , ندای حق است یا باطل.تشخیص صدای فطرت چگونه است ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر عبودیت ما را ظهور می‌دهد، آن کار الهی است ولی اگر خود ما در آن کار مطرح هستیم در انجام آن کار باید احتیاط کرد تا إن‌شاءالله جنبه‌ی عبودیت آن کار غلبه کند. موفق باشید
3718

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیا این برداشت ما از «مبادی» درست است؟ مبادی، در عقل نظری، بدیهیات نظری است که از جنس گزاره و تصدیق است، اگر چه انسان تفصیلاً متوجه اجزاء قضیة بدیهی نباشد. و در عقل عملی، همان عالم انسان و شخصیتِ پذیرفته‌شده توسط اوست.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم خوب است. موفق باشید
3407
متن پرسش
نظرتان درمورد پیش گویی های فردی در سایت ظهور که با علم ابجد واز قرآن است چیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده به به این ادعا ها اعتماد نمی‌کنم. اصل حرف ابجد یک ابداع بشری است . موفق باشید
3012
متن پرسش
باسلام 1.به نظرشما یکطلبه بعد از چه مدت درس خواندن باید ملبس شود وچه وقت تبلیغ را شروعکند؟ 2-آیا ازدواج برای طلاب باید در چه سنی باشد؟ 3-ملاک عنوان آیت الله گفتن به اشخاص چیست؟ 4.بااینکه درروایات توصیهای به خواندن فلسفه نشده چرا ما باید فلسفه را بخوانیم؟ 5.شروع سیرمطالعاتی شما از چه سن و باچه میزانسواد میباشد؟ 6.درپاسخ یکی از سئولات فرموده بودید فلسفه خواندن را زود شروع نکنیندبلکه بعد ازمدتی که در حوزه بودید شروع کنید ولی در برخی کتابهایشما در پاورقی توصیه شده به کتاب معرفتالنفس والحشررجوع شود آیافهماین کتاب کار هرکسیاست و شروع آن برای چه سن و سالی وبا چه مدرکی می باشد؟ 7.آیا ما مجازهستیم به آن دسته از افرادی که فلسفه وعرفانراقبول ندارند اهانت کنیم؟در بعضی از آثار علامه طهرانی دیده می شودکه به برخی ازافراد ایشان مثلا گفته اند چیزی از فلان مطلب نفهمیده یا الفاظ دیگری گفته شده دلیل اینگونه برخوردها چه بوده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1ـ ظاهرا در سوالتان اصل معمم شدن یک طلبه را لازم گرفته اید که به نظر می رسد کلام صحیحی است به این معنی که اگر طلبه ای با مشکل خاصی مواجه نیست، بنا را بایستی بر این بگذارد که پس از مدّتی ملبّس گردد چرا که مدّتی از سرمایه های مادّی، علمی و معنوی حوزه استفاده کرده و به جاست به عنوان ثمره ای از حوزه، بین مخاطبین حوزه ظاهرگردد. البته این که آن مدّت زمان چه مقدار است، به نظر می رسد به دست آوردن چند امر قبل از ملبّس شدن لازم است که عبارت باشد از یک: از جهت اخلاق شخصی و اجتماعی در حدّ مطلوبی باشد. دو: از جهت علمی اولا: بتواند به سوالات فقهی شایع مردم ـ با توجه به آگاهی اجمالی به اختلاف فتاوی و اطلاعی اجمالی و کوتاه از مبانی احکام (در حدّ کتب نیمه استدلالی مثل شرح لمعه) ـ پاسخ دهد. ثانیا: نسبت به سوالات متداول کلامی و اعتقادی و اخلاقی و تاریخی و ... و جواب آن ها بیگانه نباشد. ثالثا: توانایی مراجعه به منابع مثل قرآن، کتب روایی و تفسیری را داشته باشد. سه: همچنین از آن جهت که محل مراجعه قرار می گیرد از امور اجتماعی و سیاسی آگاهی ـ حتی به صورت اجمالی ـ داشته باشد. در صورتی که این امور را درخود مشاهده نمود، به نظر می رسد زمان مناسبی برای معمم شدن می باشد. همچنین باید توجه داشت که ملبّس شدن را نبایستی از زمان مناسبِ خود به تأخیر انداخت چرا که چه بسا منشأ وساوس شیطانی شده و به بهانه های مختلف بدون توجه به سرمایه هایی که حوزه برای این شخص نموده موجب دوری از حوزه می گردد. البته ممکن است شرایط هر شخصی با اشخاص دیگر متفاوت باشد. و اما در مورد تبلیغ، همان طور که مشخص است، به خاطر مخاطب خاص و موقّت بودن در امر لباس پوشیدن، مسأله، ساده تر از ملبّس شدن دائمی است و شخص با کسب و احراز حدّاقل هایی از اموری که قبلا اشاره شد ـ مناسب با محل تبلیغ ـ می تواند به امر تبلیغ بپردازد. 2ـ در مورد ازدواج باید گفت با توجه به این که وظیفه ی عالم شدن طلاب از اهمّ وظایف ایشان است و دوران مجرّدی غالبا فضای مناسب تری جهت تحصیل فراهم می کند، بهتر است همان طور که مرحوم شهید ثانی فرموده، طلاب علوم دینی ازدواج را به تأخیر بیاندازند. البته بدون شک این تأخیر در صورتی است که بحث وجوب شرعی اقدام به ازدواج در بین نباشد. 3ـ ملاک اطلاق عنوان «آیت الله» به یک شخص، پس از آن است که وی، با تلاش فراوان توانایی استنباط احکام را از منابع، به صورت ملکه به دست آورده باشد البته چه بسا شخصی این توانایی را یافته باشد ولی در السنه به او «آیت الله» گفته نشود. به هر حال این ها عناوین و نام گذاری هایی است که ملقب نمودن و یا ملقّب ننمودن یک شخص به این القاب اضافه و یا کاستی در پی ندارد. 4- فلسفه مثل علم اصول که قواعد تفکر در اصول عملیه است، قواعد تفکر در اعتقادات و هستی‌شناسی است و به همین جهت بزرگان دین از جمله حضرت امام و مقام معظم رهبری بر آن تأکید دارند 5- عموماً بعضی کتاب‌ها مثل «جوان و انتخاب بزرگ» را افراد از دوره‌ی راهنمایی نیز می‌توانند شروع کنند و کتاب‌هایی مثل «ده نکته» و «آشتی با خدا» را از دوره‌ی دبیرستان. 6- پاورقی‌ها به آن معنا است که اگر کسی در شرایط مناسب خواست به موضوع مطرح‌شده با تفصیل بیشتر مراجعه کند باید به آن کتاب‌ها مراجعه نماید ولی به معنای آن نیست که الزاماً در حین خواندن همان کتاب به کتابی که در پاورقی معرفی شده است باید رجوع نماید. 7- به هر صورت ما هرگز به کسی که فلسفه را قبول ندارد نباید هیچ توهینی بشود ولی اگر منتقدین فلسفه بدون این‌که معنا و مقصود فیلسوف را بفهمند انتقاد نمایند معلوم است که می‌توان گفت منتقد مطلب را نفهمیده ولی این توهین به شخص منتقد نیست. موفق باشید
185

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد ارجمند بنده بزودی قرار است انشاء الله مسئولیت بسیج یکی از دانشگاههای کشور که جمعیتی حدود ...... نفر را دارد به عهده بگیرم .از شما راهنمایی می خواستم و همین چند برنامه عملی برای ایجاد یک فضای قرانی و اشنا کردن خود و دانشجویان با معارف اسلامی. به نظر شما مهمترین وظیفه بسیج در زمان ما چیست؟
متن پاسخ
جواب: سلام علیکم : باسمه تعالی بسیج آن شجره‌ی مبارکی است که همواره باید به عنوان مدافع اسلام، از حقانیت اسلام پاسداری کند، آن‌گاه که به مرزهای کشور اسلامی حمله می‌کنند، دفاعِ نظامی پیش می‌آید، و آن‌گاه که به مرزهای عقیدتی حمله می‌کنند دفاع عقیدتی پیش می‌آید. در راستای دفاعِ از نوع دوم ،مباحث معرفت‌النفسی را مقدمه‌ی خوبی می‌دانم و لذا بعد از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ»، کتاب «آشتی با خدا» و سپس کتاب «ده نکته از معرفت‌النفس» را پیشنهاد می‌کنم تا آرام‌آرام عزیزان بتوانند با تفکر قرآنی آشنا شوند و در این رابطه مطالعه‌ی جزوات «ضرورت مطالعه و نحوه‌ی آن» و «روش کار با المیزان» را مؤثر می‌دانم. موفق باشید
15582
متن پرسش
با عرض سلام و احترام: سال گذشته از یکی از اساتید، سوالی پرسیدم در رابطه با اینکه بعضاً خواب‌های ترسناک می‌بینم. ایشون توصیه هایی کردند مثل تقویت جسمی و ورزش و بویژه «ترک جدی هر گونه مستحبات» . گفتند به خاطر مستحباتیه که انجام میدم. هر ذکر و مستحباتی رو نهی کردند و گفتند حتی نماز واجب رو هم تند بخونم و خیلی روی آن متمرکز و متوجه نشم. از موقع توصیه ی ایشون، دیگه اون مدل خواب ترسناک رو ندیدم و مشکلم حل شد ولی خیلی از خدا دور شدم چون نمازهای خیلی تند و بی اهمیت بدون هیچ ذکر و دعایی، خیلی باعث دوری از خدا شد. می خواستم ماه رجب با یاری و توفیق خدا، از نو شروع کنم و تلاش برای نزدیکی به خدا رو از سر بگیرم ولی حرفای ایشون منو کمی ترسونده. آقا راهنمایی کنید اگه الآن مداومت کنم به اذکار ماه رجب ممکنه دوباره خواب‌های ترسناک رو ببینم؟ می ترسم فرصت ماه رجب از دستم بره و اصلاح نشم، واقعا چه باید کرد؟ منی که هر هفته دعای کمیل و ندبه ام ترک نمی شد، مدت هاست که حتی یک دعای ندبه و کمیل هم نخوندم، و به خاطر توصیه ی ایشون مستحبات رو ترک کردم کاملا. نظرتون چیه؟ زیاد گفتن ذکر استغفروالله، با توجه خاص به این ذکر، چه عوارضی داره؟ لطفا یه کتاب هم توصیه کنید که تو ماه رجب، روزی یکی دو ساعت روش وقت بذارم. منتظر راهنمایی خوبتون هستم. خیلی التماس دعا. یاعلی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار شیطان ترساندنِ انسان‌ها است و با ایجاد آن حالت می‌خواسته است شما را از ادامه‌ی سلوک منصرف کند. راه‌کارِ اصلی آن است که شما عبادات خود را ادامه دهید تا از آن نقشه‌ها و حیله‌ها که شیطان می‌آفریند، عبور کنید. مولوی این موضوع را در بحث «مسجدِ مهمان‌کُش» که بنده در کتاب «هنر مردن» آورده‌ام، به‌خوبی تبیین می‌کند. کتاب «المراقبات» در رابطه با پاس‌داشتِ ماه رجب کمک می‌کند. موفق باشید. 

قسمتی از کتاب «هنر مردن» را خدمتتان ارسال می‌دارم. مسجد مهمان‏ كُش‏

در راستاى آن كه بايد زندگى را ماوراء مرگ بشناسيم و از آن ديدگاه با آن برخورد كنيم، مولوى داستان مسجد مهمان كُش را در مثنوى مطرح مى كند. او در اين داستانِ بلند در راستاى تحليل صحيح از مرگ براى خوب زندگى كردن، نكات ارزنده اى را به بشريت هديه كرده است و كسى كه‏ دغدغه ى درست فهميدن زندگى را دارد، مى تواند از نكات اين داستان استفاده هاى خوبى ببرد كه بنده خلاصه ى آن را عرض مى كنم، به اميد آن كه زواياى خوبى در درست زندگى كردن به ما ارائه دهد. مى گويد:

يك حكايت گوش كن اى نيك پى‏

 

مسجدى بُد بر كنار شهر رى‏

     

 

هيچ كس در وى نخفتى شب ز بيم‏

 

كه نه فرزندش شدى آن شب يتيم‏

     

 

هر كسى گفتى كه پريانند تُند

 

اندر او مهمان كشان با تيغ كُند

     

 

در مورد رمز كشته شدن مهمانان در آن مسجد شايعاتى بر سر زبان ها بود، عده اى مى گفتند: جنّيان بدون آن كه با تيغ سر ببرند، آن مهمانان را مى كشند.

آن دگر گفتى كه سحر است و طلسم‏

 

كين رصد باشد عدوّ جان و خصم‏

     

 

و عده اى هم مى گفتند: كه با هنرِ سحر و جادو، جان هاى مهمانان گرفته مى شود. بالأخره در چنين فضايى كه شهرت مهمان كشى آن مسجد به همه جا رسيده بود:

تا يكى مهمان درآمد وقت شب‏

 

كو شنيده بود آن صيتِ عجب‏

     

 

گفت: كم گيرم سرو اشكمبه اى‏

 

رفته گير از گنج جان، يك حبّه اى‏

     

 

عمده تفاوت در همين موضع گيرى نسبت به مرگ و زندگى است كه اين فرد جديد نسبت به قبلى ها داشت كه گفت: گيرم اصلًا اين تن را نداشتم و از گنج جان يك حبه اى كم بشود، مگر چه مى شود؟ گفت:

صورت تن گو برو من كيستم‏

 

نقش، كم نايد چو من باقيستم‏

     

 

اگر صورتِ تن برود، جان من كه يك حقيقت باقى است كه نمى رود.

چون تمنّوا موت گفت: اى صادقين‏

 

صادقم، جان را بر افشانم برين‏

     

 

خدا فرمود: اگر در دوستى خدا صادقيد، تمناى مرگ كنيد، حالا من مى خواهم به جهت اثبات دوستى ام به حق، جانم را بدهم و لذا مرا از مرگ نترسانيد.

قوم گفتندش كه هين اين جا مَخسب‏

 

تا نكوبد جان ستانت همچو كسب‏

     

 

كه غريبى و نمى دانى ز حال‏

 

كاندر اين جا هر كه خفت، آمد زوال‏

     

 

مردم آن شهر به او گفتند: اين جا نخواب وگرنه مثل تفاله كنجد كه وقتى روغنش را گرفته باشند به آن «كسب» مى گويند، جانت گرفته مى شود و استثناء هم ندارد. مردم آن مرد را از مرگى مى ترساندند كه براى او ترس آور نبود و رمز موفقيت آن مردِ غريب در برخورد با اين مسئله ى دنيايى يعنى مرگ، همين نوع موضع گيرى خاصش بود.

گفت او: اى ناصحان! من بى ندم‏

 

از جهانِ زندگى سير آمدم‏

     

 

منبلى ام، زخم جو و زخم خواه‏

 

عافيت كم جوى از منبل به راه‏

     

 

من مثل آن منبلى هستم كه اگر هر روز چند زخم چاقو نخورم، اصلًا راحت نيست.

مرگ شيرين گشت و نَقلم زين سرا

 

چون قفس هِشتن، پريدن مرغ را

     

 

من مثل كارى كه مرغ مى كند و قفس را مى گذارد و مى پرد، مرگ را مى بينم.

آن قفس كه هست عين باغْ در

 

مرغ مى بيند گلستان و شجر

     

 

مثل يك قفسى كه در وسط باغى است و اطراف آن هم مرغ ها آزاد در حال خواندنِ قصه و سرود آزادى خويشند.

جمع مرغان از برون گِرد قفس‏

 

خوش همى خوانند ز آزادى قصص‏

     

 

مرغ را اندر قفس، زان سبزه زار

 

نه خودش مانده است، نه صبر و قرار

     

 

سر ز هر سوراخ بيرون مى كند

 

تا بود كين بند از پا بركند

     

 

حال اگر چنين مرغى را در چنين حالتى از قفس آزاد كنند چه خدمتى به او كرده اند؟

چون دل و جانش چنين بيرون بود

 

آن قفس را درگشايى، چون بود؟

     

 

در واقع مى گويد: شما نوع تحليل تان از مرگ، غير از تحليلى است كه من از مرگ دارم، شما از ترس مرگ هر روز مى ميريد، برعكس آن مرغ كه خود را در ميان قفسى مى داند كه در وسط باغ است، شما مرگ را رها شدن مرغ از قفسى مى دانيد كه اطرافش را گربه هاى عربده جو احاطه كرده اند و

لذا اين مرگ برايتان جانكاه است، و آرزو مى كنيد كه نه در يك قفس بلكه در صد قفس باشيد.

نه چنان مرغِ قفس در آن دهان‏

 

گِرد بر گِردش به حلقه گربكان‏

     

 

كى بود او را در اين خوف و حزن‏

 

آرزوى از قفس بيرون شدن؟

     

 

او همى خواهد كزين ناخوش حصص‏

 

صد قفس باشد به گرد اين قفس‏

     

 

وقتى انسان آزادشدن خود از قفس تن را چنين ديد كه با بيرون آمدن از آن با انواع سختى ها و هلاكت ها روبه رو مى شود تمام آرزويش اين است كه از اين دنيا بيرون نرود و هر چه بيشتر دنيايش را محكم مى كند و كلًا نوع زندگى اش، بيشتر فرورفتن در سوراخ هاى دنياست و دنيا را وطن اصلى خود مى گزيند و به آن دل مى بندد.

مرغ جانش موش شد، سوراخ جو

 

چون شنيد از گربكان او، عرَّجوا

     

 

گويا دارد از گربه هاى اطراف قفسِ تن مى شنود كه دارند مى گويند: بيا بالا تا تو را بدرانيم، بيرون رفتن از تن را اين طور مى بيند.

 

زان سبب جانش وطن ديد و قرار

 

اندرين سوراخ دنيا موش وار

     

 

هم در اين سوراخ بنّايى گرفت‏

 

در خور سوراخ، دانايى گرفت‏

     

 

پيشه هايى كه مر او را در مزيد

 

اندر اين سوراخ كار آيد گزيد

     

 

جهان بينى اش در حدّ سوراخ دنيا و مطلوبش در حد وسعت دادن به اطلاعات دنيايى گشت، همّتش در حدّ بيشتر دانستن از دنيا شد و همه ى آن را صرف دنيا كرد و كارآيى خود را در حدّ موفقيت در دنيا ارزيابى كرد و چون جهت جان خود را به طرف عالم غيب نينداخت، آرام آرام راه هاى رهيدن از دنيا و وصل شدن به عالم غيب نيز برايش پنهان شد.

زآن كه دل بركند از بيرون شدن‏

 

بسته شد راه رهيدن از بدن‏

     

 

ولى بالأخره چه؟!

عاقبت آيد صباحى خشم وار

 

چند باشد مهلت؟ آخر شرم دار

     

 

 

جستن مهلت، دوا و چاره ها

 

كه زنى بر خرقه ى تن پاره ها

     

 

فرصتِ آماده شدن براى ابديت را به هر چه بيشتر بر تن وصله زدن تبديل كردى!

عذر خود از شه بخواه اى پر حسد

 

پيش از آن كه آنچنان روزى رسد

     

 

در حالى كه وظيفه ى تو آن است كه چشم خود را باز كنى و قبل از آن كه با مرگِ سختى روبه رو شوى به سوى خداوند برگردى و استغفار كنى.

بالأخره آن مرد غريبه براى مردم آن شهر روشن كرد كه موضوعِ شما مرگ نيست، چراكه از مرگ، گريزى نيست، مشكل، نوع نگاهى است كه به مرگ داريد. شما از نوع نگاه خود مى ترسيد.

قوم گفتندش مكن جَلدى برو

 

تا نگردد جامه و جانت گرو

     

 

در جواب مردم كه به او مى گفتند: اين جا جاى بى باكى نيست، اين جا قصه ى مرگ و زندگى است، گفت:

اى حريفان! من از آن ها نيستم‏

 

كز خيالاتى در اين ره بيستم‏

     

 

من از آن هايى نيستم كه با خيالات و وَهميات از مسير خود برگردم. با چنين روحيه و تحليلى نسبت به مرگ، به قصد خوابيدن در مسجد وارد مسجد شد.

خفت در مسجد، خود او را خواب كو؟

 

مرد غرقه گشته چون خسبد بجو؟

     

 

نيم شب آواز با هولى رسيد

 

كايم آيم بر سرت اى مستفيد

     

 

در مقابل اين صداهاى ترسناك تهديدآميز، آن مرد:

بر جهيد و بانگ بر زد كى كيا

 

حاضرم، اينك اگر مردى بيا

     

 

همين كه خود را نباخت و جان بر كف با آن تهديد مقابله كرد، شرايط برايش تغيير كرد.

در زمان بشكست ز آوازش طلسم‏

 

زرهمى ريزيد هر سو قِسْم قِسْم‏

     

 

بل زر مضروبِ ضرب ايزدى‏

 

كو نگردد كاسد، آمد سرمدى‏

     

 

وقتى تهديد مرگ را به چيزى نگرفت، پرده ها در مقابلش فرو ريخت و حقايق عالم و آدم برايش آشكار شد و ديگر

روحيه ى تنگ دنيادوستى و محدود كردن خود در حدّ دنيا در او نماند، زرهاى بصيرت و روشنگرى جان او را فراگرفت.

آن زرى كه دل از او گردد غنى‏

 

غالب آيد بر قمر در روشنى‏

     

 

شمع بود آن مسجد و پروانه او

 

خويشتن درباخت آن پروانه جو

     

 

در واقع نظر به مرگ، نظر به روشنايى برترِ سير حيات است تا با ابتكار زندگى كنى، و با شجاعت بميرى. اين جاست كه عرض مى كنم تمدن غربى آنچنان مقاصد انسان را دنيايى كرده كه هنر مردن از انسان گرفته شده به طورى كه بيمارستان ها وسيله ى غفلت از مرگ گشته و بشر را در پاى مرگ ذليلانه به التماس واداشته اند، حاصل كار بيمارستان ها بيش از آن كه درمان حقيقى باشد، تحقير كردن انسان در مقابل مرگ است وگرنه اصل درمان با هنر مُردن تضادى ندارد. چرا بايد اين همه از مرگ ترسيد؟ چرا بايد فضاى ترس از مرگ، سراسر زندگى بشر را اشغال كند؟ و از بصيرتى كه مى توان در زندگى با عبور از مرگ به دست آورد محروم شويم؟

12941
متن پرسش
سلام علیکم: در ادامه سوال قبل (معنای راوی حدیث) سوالم این است که: آیا ولایت سیاسی جدای از فقاهت و معرفت الله است؟ و به صورت مجزا تعریف می فرماییید؟ یا لازمه ولایت سیاسی، جامعیت فقیه در فقاهت و معرفت الله (معرفت به نبی (ص) یا معرفت به امام (عج)) است و در غدیر خم اینها در کنار هم توسط رسول الله (ص) تبیین شده است؟ مخصوصا با توجه به معنای عرفی و تحت الفظی این کلمه (راوی حدیث) آیا می توانیم اصل اتصال و همجواری با نبی (ص) یا با امام حی (ع) را که ناظر بر ارتباط معنوی با اولی الامر است از این کلمه حذف کنیم؟ با توجه به این جمع بندی به نظر حقیر قاعدتا معنای راوی حدیث ناظر بر جامعیت یک فرد در فقاهت و معرفت الله (اتصال معنوی با نبی (ص) یا امام (ع)) است؟ یا آنکه به نظر شما فقاهت به تنهایی در فرد می تواند مصداق معنای (راوی حدیث) باشد بدون آنکه امام زمانش را شناخته باشد و متصل باشد؟ و یا یک عارف نیز صرفا به اعتبار علم باطنی اش به تنهایی می تواند مصداق معنای راوی حدیث در یک صنفی از اصناف و نحله های سلوکی باشد؟ و یا آگاهی سیاسی یک فرد نیز به تنهایی می تواند مصداق شان راوی حدیث و ولایت سیاسی باشد بدون آنکه لزوما فقیه باشد؟ یا می فرمایید راوی حدیث جامعیت در فقاهت و معرفت الله دارد (فقیه جامع الشرایط باشد) و این جامعیت در فقاهت و معرفت الله است که ولایت سیاسی را نیز معنی می بخشد؟ کما اینکه نواب اربعه را امام زمان (عج) راوی حدیث خود نامیدند نه به اعتبار صرفا شم سیاسی آنها یا صرفا به اعتبار علم به احکام دین یا صرفا به دلیل ارتباطشان با امام حی (عج)! بلکه به اعتبار جامعیت در فقاهت و معرفتشان به امام زمان (عج) ! (فقیه جامع الشرایط ) که البته در زمان غیبت کبرا قاعدتا این سنت اهل بیت نباید تغییر کرده باشد و معنای راوی حدیث در زمان غیبت همان معنایی را دارد که در زمان غیبت صغرا امام زمان (عج) احیا فرمودند و عملا متذکر شدند الا آنکه نوع ارتباط راوی حدیث در طول زمان غیبت کیفیتش متفاوت است و یا از حالت خاص به عام تبدیل می شود اما این به معنای تغییر کردن معنای راوی حدیث در سنت اهل بیت (ع) است؟!! لذا اصل ارتباط راوی حدیث با نبی (ص) یا امام حی (ع) (ولو حسب تزکیه نفس و معرفت باطنی به آن حضرات) یک اصل و سنت است و تنزل نیافته است. لذا امام (عج) بر کلمه راوی حدیث تاکید فرمودند نه بر کلمه فقیه یا عالم یا ... ! لطفا پاسخ قبلی خود را با توجه به مطلب اخیر، شفاف تر بفرمایید و نظر حقیر را نقد بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرطور در نظر بگیریم در هرحال راوی حدیث به آن معنایی که در روایت هست کسی باید باشد که معارف لازم را در فهم حدیث داشته باشد، حتی اگر صرفاً نظر به روایات فقهی هم دارد معرفت نسبتاً لازم را در اصول دین دارا است هرچند لازم نباشد در موضوعات دیگر مثل توحید و معاد، متخصص باشد. و فقیهی که باید در امور سیاسی هدایت جامعه را به عهده بگیرد، علاوه بر مقدمات لازم که در تفقّه در روایات باید داشته باشد اطلاعات لازم از تاریخ و مسائل جاری در جامعه را نیز نیاز دارد و این غیر از آن است اگر کسی آگاهی سیاسی از جامعه و تاریخ را داشته باشد بدون زیربنای فقهی بتواند موضع‌گیری صحیحی را ارائه دهد. موفق باشید

12560
متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز: 1- شما در کتاب «امام خمینی (ره) و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» آورده اید که: «بنده بعضا تاسف می خورم که چرا بعضی از مومنین و انقلابیون چطور حرف خود را می فهمند اما صحت حرف طرف مقابل را نمی فهمند. حتی در این حد هم به توحید نرسیده اند که بتوانند وجوه مختلف یک حقیقت را جمع کنند. .. توحید تا اینجاها انسان را در جمع اضداد جلو می برد...» می خواستم اگر ممکنه در مورد عبارات بالا توضیحات بیشتر و جامع تری رو بدید. چرا که بنده خودم هم به نحو حضوری درستی این حرف رو درک می کنم و اونو احساس کردم. اما برای تقریر زبانی اون، احساس می کنم که باید بیشتر در مورد این حرف و ادعا توضیح داده بشه و به نظر میرسه که این حرف، جای تفصیل زیادی داشته باشه. آیا بر طبق این قاعده میشه گفت که ما اساسا در عالم چیزی به نام حرف به کل غلط نداریم؟ 2- احتمالا شما هم شنیدید که بعضا گفته میشه: «مردم ما که در عصر غیبت از ولی غیر معصوم تبعیت می کنند و ولایت مدارند؛ پس به طریق اولی اگر امام زمان (عج) و ولی معصوم ظهور کنند هم ولایت مدار خواهند بود. پس می توان گفت ارزش کار آنها حتی از ولایت پذیری انسان کامل و ولی معصوم هم بیشتر است.» خب این حرف اگرچه در نگاه اول جالب به نظر می رسه اما به نظر می رسه چندان هم صحیح نیست. مخصوصا اگر از این زاویه نگاه کنیم که ولی معصوم مظهر تمام اسماء الهی است و ظهور اون یعنی ظهور تمامی اسماء الهی و این یعنی مردمی که می خواهند شایستگی ظهور ولی معصوم رو داشته باشند باید شایستگی ظهور تمامی اسماء الهی رو داشته باشند. پس با این حساب، این امر امکان پذیر و بلکه محتمل هست که مردمی ولایت یک انسان غیر معصوم رو بپذیرند اما آن چنان شایستگی در آن ها نباشد که ولایت ولی معصوم رو بپذیرند. یعنی این قاعده که مردمی که ولایت غیر معصوم رو بپذیرند به طریق اولی ولایت معصوم رو هم می پذیرند؛ قاعده غلطی هست. می خواستم نظرتون رو در این رابطه بدونم. البته بنده نظر به قاعده کلی دارم و لزوما منظورم مصداق ملت ایران نیست. 3- در مورد علم معصوم میخواستم بدونم که حد علم پیامبر (ص) و ائمه (ع) تا کجاست؟ ما تو قرآن آیه داریم که پیامبر (ص) خودشون می فرمایند که من غیب نمی دونم و گرنه کاری می کردم که شری به من نرسد. (آیه تو جزء دوازدهمه اگر اشتباه نکنم.) از سویی خدا پیامبرش رو مامور به مشورت با مردم میکنه. سوال اینجاست که دعوت خدا به مشورت پیامبر (ص) با مردم امری صوری هست یا اینکه نه این طور نیست و دلیلشم اینه که پیامبر (ص) هم در شناخت و بررسی پدیده ها دچار محدودیت هست و به همین دلیل با مردم مشورت می کند. التماس دعا.
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید که بنده در آن جمله عرض کرده‌ام بعضی از مؤمنین و انقلابیون متوجه صحت حرف طرف مقابل که او هم فردی انقلابی و مؤمن است، نمی‌شوند! این غیر از آن است که نتیجه بگیریم حرف غلط در عالَم نداریم، زیرا که در هرجا سخنی باشد که موجب در حجاب‌رفتنِ حق و حقیقت شود آن سخن، سخن غلطی است. ولی حرف این است که اگر ما از طریق سلوک ذیل شخصیت امام و با مدّ نظرقراردادنِ سیره‌ی ملکوتی ایشان با حقیقت در این تاریخ آشنا شویم، متوجه وجود حق در سخن و رفتار بسیاری از افرادی که مؤمن به انقلاب اسلامی هستند می‌شویم و در این مورد باید حساسیت خود را رشد دهیم تا از جبهه‌بندی‌ها و دوگانگی‌هایی که موجب عدم درک یکدیگر می‌شود آزاد شویم 2- در یک روایت از حضرت سجاد«علیه‌السلام» داریم که مردم آخرالزمان با این‌که امام و پیامبر را ندیده‌اند و به آن‌ها ایمان دارند، از سایر مردم برترند. ولی این بدین معنا نیست که چون همه‌ی اسماء الهی در آن‌ها ظهور کرده است شایسته‌ی ظهور حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» شده‌اند. آری این وجه دیگری است که کسی می‌تواند تابعیت کامل امام معصوم را داشته باشد که زمینه‌ی تجلی همه‌ی اسماء الهی را در خود فراهم کرده باشد و مفتخر به قبول همه‌ی ابعاد انسانی در خود باشد و مسلّم بعضی از افراد آخرالزمان – همان 313 نفر از یاران خاص آن حضرت – در چنین شرایطی هستند که همه‌ی حرف‌های امام را می‌فهمند 3- در مورد علمِ امام در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تحت همین عنوان و با نظر به روایات مطرح‌شده در این مورد عرایضی داشته‌ام. فکر می‌کنم اگر بعد از مطالعه‌ی آن سؤال‌تان را مطرح کنید، بهتر نتیجه خواهید گرفت. ولی همین قدر می‌توان گفت که مشورت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» با مردم در عین آن‌که تحقق یک سیره‌ی مثبت برای جامعه‌ی اسلامی است، ممکن است که موجب به تفصیل‌آمدنِ علم آن حضرت باشد. موفق باشید

10878
متن پرسش
چرا بعد از گذشت دو سال از دولت احمدی نژاد هنوز او و دولتش را می زنند؟ دیگر این یک دعوای حزبی و گروهی نیست. ریشه این مساله چیست؟ لطفا این مساله را باز کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به امید روزی که نیروهایی که به واقع معتقد به انقلاب هستند بفهمند نباید جای دیگر نیروهای انقلابی را تنگ کرد، زیرا انقلاب به همه‌ی آن‌ها نیاز دارد. این ضعف بزرگی است که دولت یازدهم گرفتار آن است. موفق باشید
9648
متن پرسش
با سلام: استاد گرامی مباحث غرب شناسی استراتژیک دکتر حسن عباسی را مفید می داتتد یا خیر؟ غرب شناسی استراتژیک با غرب شناسی حضرت عالی چه تفاوتی دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما سعی داریم نگاه هستی‌شناسی و فلسفی تمدن غربی را نقد کنیم، ولی در غرب‌شناسی استراتژیک نظر به روش‌های غرب دارد و لازم است عزیزان از این جهت نیز غرب را بشناسند. موفق باشید
7463
متن پرسش
باسلام من دانش آموزدوم تجربی هستم اندکی باطرزتفکرآقای صفایی آشناشدم 1.آیابرای من مطالعه آنهارا قبل از مطالعه کتب دیگر سفارش میکنید. 2.اگرنه من دراین مقطع برای رسیدن به کمال چه انجام دهم خواهشا حتما راهی پیشنهاد دهید.التماس دعا...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم آثار ایشان برای سن شما به‌خصوص کتاب «نامه‌های بلوغ» بسیار مفید است. موفق باشید
7156
متن پرسش
بسم الله سلام علیکم پایگاه پژوهشی تحلیلی راه بردی یکی از وظایف و شرح ماموریت های خود را، تهیه و توزیع سیرهای مطالعاتی قرار داده است و در این راستا دفتر اول کتاب مجموعه سیرهای مطالعاتی مسیر را نیز به انتشار رسانده است. سیرهای این پایگاه در دو قالب موضوعی و شخصیت محور تهیه می شوند. در قالب موضوعی، سیری در موضوعی خاص انتخاب می شود و در قالب شخصیت محور، به مخاطبان، سیری از آثار شخصیت های برجسته گفتمان فکری انقلاب اسلامی، پیشنهاد می شود. از همین رو، سیری در چهار موضوع «انقلاب اسلامی و جایگاه آن در جهان معاصر»، «مباحث اعتقادی، اخلاقی و تربیتی»، «مهدویت و انتظار»؛ «غرب شناسی» با توجه به کتاب های استاد طاهرزاده (چون تمرکز سیرها بر کتاب است، جزوات ذکر نشده است) با نگاهی به سیر ارائه شده در سایت و سایر منبع شناسی ها، تهیه شده است. خواهشمند است این سیر را بررسی کرده و اگر تغییراتی لازم هست لطفا هر چه سریع تر بفرمایید تا اعمال شود تا برای انتشار آماده گردد. با تشکر و من الله التوفیق کتاب ها در چهار دسته زیر با این ترتیب قرار گرفته اند: انقلاب اسلامی و جایگاه آن در جهان معاصر کتاب «انقلاب اسلامی؛ بازگشت به عهد قدسی» کتاب «جایگاه إشراقی انقلاب اسلامی در فضای مدرنیسم» کتاب «امام‌خمینی«رحمة‌الله‌علیه» و خودآگاهی تاریخی» کتاب «انقلاب اسلامی؛ برون‌رفت از عالَم غربی» سلوک در ذیل اندیشه‌ی امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» مباحث اعتقادی، اخلاقی و تربیتی: تعلیم و تربیت و آداب سلوکی آن: کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» کتاب «جایگاه رزق انسان در هستی» کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» جلد 1 و 2 کتاب «روزه؛ دریچه‌ای به عالم معنا» کتاب «ماه رجب؛ ماه یگانه‌شدن با خدا» مباحث اعتقادی و امام شناسی: کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» کتاب «مبانی نظری و روش‌های عملی حبّ اهل‌البیت» کتاب «مقام لیلة‌القدری حضرت فاطمه» کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» کتاب «جایگاه و معنی واسطه‌ی فیض» مهدویت و انتظار: کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» کتاب «جایگاه و معنی واسطة فیض» کتاب «دعای ندبه؛ زندگی در فردایی نورانی» کتاب «آخرالزمان؛ شرایط ظهور باطنی‌ترین بُعد هستی» غرب شناسی: کتاب «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» کتاب «فرهنگ مدرنیته و تَوهّم»، همراه با سی دی کتاب «خطر مادی‌شدن دین کتاب «تمدن‌زایی شیعه»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز هرچه فکر کردم بهتر از همین تقسیم‌بندی که عزیزان شکل داده‌اند به ذهنم نرسید. تأکید بنده تنها بر نوع رویکردی است که عزیزان باید متوجه آن باشند و آن عبارت است از: احساس «وجود» از طریق مباحث معرفت نفسی تا از یک طرف بتوانیم معنای واسطه‌ی فیض‌بودن مولایمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» را که اشاره به وجود حضرت حق است درک کنیم و از طرف دیگر فرهنگ غربی را که فرهنگ به حجاب‌بردن «وجود» و حقیقت است بیابیم و در چنین فضایی است که چشممان منور می‌شود به جایگاه تاریخی این هدیه‌ی الهی یعنی انقلاب اسلامی در آینه‌ی نورانی حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» که به نظر این حقیر در چنین فضایی است که می‌فهمیم در چه تاریخی زندگی می‌کنیم و چگونه باید فکر کرد که فکر کرده باشیم و نه ادای فکرکردن را به نمایش بگذاریم. موفق باشید
4609
متن پرسش
با سلام ظاهرا در سوال عقل عملی و عقل فلسفی اخر جمله مقام معظم رهبری باید اینگونه باشد این سفره عام نیست فکر کنم باید اصلاح شود اگر بتوانید وقتی از سخنان رهبری استفاده یکنید ادرسش را هم بدهید بهتر است با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: صحبت رهبری در این مورد که فرمودند: «فلاسفه‌ی بزرگ از سفره‌ی گسترده‌ی عمومی انبیاء الهی بیشترین بهره را می‌برند» در دیدار جمعی از مداحان در تاریخ 11/2/92 بود و آن قیدی که شما می‌فرمایید را نداشت ولی در هرحال این قید به طور طبیعی هست، همان‌طور که هرکسی عقل ریاضی ندارد. موفق باشید
3597
متن پرسش
سلام وقت شما بخیر نماز شب در چه موقعی باید خونده شود؟ ایا اثری هم در نزدیکی به خدا دارد؟
متن پاسخ
3597 - باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هرچه به اذان صبح نزدیک‌تر باشد بهتر است – مثلاً یک ساعت به اذان صبح- رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: نماز شب برای اجابت دعا و قبول‌شدن اعمال مفید است و فرمودند: هنگامی که بنده ای از بستر خواب نوشین خود در حالی که چشمانش خواب آلوده است بر می خیزد تا خدای خود را با نماز شب گذاردن خشنود کند خدایش به او بر فرشتگان خویش مباهات می کند و می فرماید آیا این بنده مرا می بینید که از بستر خود برای نمازی که بر او واجب نکرده ام برخاسته است گواه باشید که او را آمرزیدم و همان حضرت فرموده اند آن کسی که نماز شب می خواند اگر تصور کند روز گرسنه و بدون روزی می ماند یاوه پنداشته است. 2- امام رضا(ع) در مورد فضیلت نماز شب فرمودند: بر شما باد به نماز شب. هیچ بنده مؤمنی در آخر شب بر نمی خیزد و هشت رکعت نماز و دو رکعت نماز شفع و یک رکعت وتر را نمی گذارد و هفتاد مرتبه در دعای دست خود استغفار نمی کند مگر این که خدایش او را از عذاب گور و عذاب دوزخ پناه می دهد و عمرش را می افزاید و روزیش را فراخ می دارد و سپس فرمود همانا خانه هایی که در آن نماز شب خوانده می شود،‌ پرتو آن برای مردم آسمانها همچون پرتو ستارگان برای اهل زمین است و می درخشد. 3- امام صادق(ع) در مورد فضیلت نماز شب فرمودند: یکی از جمله اموری که خداوند آن را وسیله شادمانی روح و نشاط قلبی مؤمن قرار داده است نماز شب می‏باشد. 4- حضرت علی(ع)در مورد فضیلت نماز شب فرمودند: نماز شب موجب خشنودی خداوند و محبت فرشتگان و نسبت پیامبران و نور معرفت و پایه ایمان و راحت ابدان و خشم شیطان و اسلحه بر علیه دشمنان و اجابت دعاها و قبولی اعمال و برکت روزی و شفاعت نزد ملک الموت و چراغ قبر و زیرانداز انسان در قبر و پاسخگویی نکیر و منکر و انیس و مونس انسان در قبر می باشد و در قیامت حائل بین او و آتش و وسیله سنگینی میزان اعمال و حکم عبور بر صراط و کلید بهشت می باشد. 5- امام صادق(ع) در مورد فضیلت نماز شب فرمودند: به سلیمان دیلمی فرموده است. ای سلیمان دست از شب خیزی بر مدار که مغبون آن کسی است که از قیام به هنگام شب محروم بماند. 6- رسول اکرم(ص): چون آخر شب فرا رسید خداوند سبحان فرماید آیا دعا کنندای هست تا اجابتش کنم؟ آیا سؤال کننده و خواهنده ای هست که خواسته اش را بدهم؟ آیا استغفار کننده ای هست تا او را بیامرزم؟ آیا توبه کننده ای هست تا توبه اش را بپذیرم؟. موفق باشید
3089
متن پرسش
با سلام و عذرخواهی از بابت مزاحمت بنده 27 ساله و یکسالیست که در مقطع فوق لیسانس مهندسی فارغ التحصیل شده و مشغول به کارم. از دوسال پیش با شما و کتاب های شما آشنا شدم و به فراخور زمانی که در اختیار داشتم از از آنها بهره می بردم. متأسفانه برخلاف تصورات وهم آلودم مبنی بر حرکت در مسیر سلوک دینی، در اثر واقعه ای به این نتیجه رسیدم که در این راه هیچ گونه موفقیتی حاصل نکرده ام. به این نتیجه رسیدم که شاید اینگونه تذکرات جای خود را در زندگی من پیدانکرده و من باید به صورت جدی در این مسیر گام بردارم. لذا به فکر تحصیل در حوزه علمیه قم افتادم تا هم بتوانم از شرایط تحصیل در آنجا استفاده کنم و نیز به دلیل دوری از خانواده کمی بهتر و جدی تر بتوانم خود را در این محیط پیدا کرده و ارزیابی نمایم تا پس از چندسال توانسته باشم خیلی از دانسته های خود را به باور تبدیل نموده و تبدیل به یک رویه ثابت درزندگی شود که به راحتی و بامرور زمان با مسائل غیرالهی جایگزین نشود. اما متأسفانه از هرکس در این زمینه مشورت می گیرم بدون استثنا اصرار دارند که در حوزه علمیه نمی توانی به دنبال معنویت بگردی. خواهش میکنم بفرمایید چه کار کنم. وقتی میبینم با این ظاهر به اصطلاح اسلامی هیچ فرقی به لحاظ فکری و عقیدتی با یک فرد غیر مذهبی ندارم و هنوز در زندگی به دنبال موفقیت های فردی در مجاری غیر الهی (والبته بدون تضاد با دین) هستم. متأسفانه یک مقدار دیگر بگذرد بایک ناامیدی مطلق رو به رو خواهم شد چون هرچه بیشتر می دانم کمتر عمل می کنم. ضمنا اگر در انتهای تحصیل در حوزه به هیچ چیز نرسم پنج سال از عمرم را هدر داده ام. چه کنم در آخر عمر احساس خسران نکنم؟ باید ببخشید این باره سومه که وقت شما رو برای مسائلی که دین به صورت واضح مشخص کرده می گیرم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نمی‌دانم تا حال کسی را دیده‌اید که در علوم دینی به معنای واقعی آن وارد شود و در آخر عمر پشیمان شود؟ و از آن طرف کسی را دیده‌اید که همت خود را صرف داشتن دنیا بکند و در انتها پشیمان نباشد؟ اگر درست وارد حوزه‌ی علمیه شوید و در کنار فقه به معارف الهی مثل عرفان و تفسیر و روایات بپردازید هر اندازه هم که آدم کم‌همتی باشید ضرر نخواهید کرد. موفق باشید
نمایش چاپی