سلام علیکم و رحمت الله: ضمن آرزوی سلامتی و بهره مندی از ماه رجب. حضرت استاد طاهرزاده در مباحثشون میفرمایند وقتی انسان از دنیا رفت و سنگ لحد گذشته شد نفس از بدن قطع امید یا قطع تعلق میکند در حالی که گویا حضرت آیت الله جوادی آملی میفرمایند سالها طول میکشه تا قطع تعلق حاصل بشه و آنچه ما از مردن میبینیم یک مرگ پزشکی است. لطفاً راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز نفس از بدن خود قطع تعلق نمیکند. به همین جهت میتوان بر سر مزار متوفی حاضر شد و بنا به گفتۀ حضرت رضا «علیهالسلام» برای او دعا کرد و او هم برای ما دعا میکند. آری! با قراردادن سنگ لحد، امیدش نسبت به توجه به بدن و تدبیر آن تمام میشود و همین امر موجب میگردد که متوجۀ جهانی شود که فرشتگان نکیر و منکر با او روبرو میگردد. نکتهای که حتی در جزوۀ «اعتکاف و چگونگی ورود به عالم آن» متذکر آن برای معتکف شده است. https://lobolmizan.ir/leaflet/173?mark=%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81 موفق باشید
سلام علیکم: این سخن از خواهریست: به نظرم قبل از اینکه بپرسیم زن چرا باید حجاب داشته باشه یا چرا نداشته باشه؟ باید یه سؤال اساسیتر رو جواب بدیم اصلاً زن رو چقدر میشناسیم؟ زن فقط ظاهر و مو و لباسش نیست که همه بحثها برسه به حجاب. زن یه انسانه با شخصیت، فکر، احساس، انتخاب، عزت و هویت خودش. وقتی هنوز زن رو درست نشناختیم، اینکه فقط درباره پوشش اون بحث کنیم، یه جور نگاه کردن از یه زاویه خیلی کوچیکه. حجاب هم اگر قراره دربارهش حرف بزنیم، باید از دل شناخت جایگاه زن، نگاه به کرامتش و فلسفه این انتخاب فهمیده بشه؛ نه اینکه فقط بگیم چون باید یا چون نباید سؤال اصلی شاید این نباشه که زن چرا حجاب داره یا نداره؟؛ سؤال اینه که زن کیه که اینهمه دربارهش تصمیم میگیریم، قضاوتش میکنیم و دربارهش حرف میزنیم، ولی هنوز درست نشناختیمش؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زن را روحانیتی خاصی میباشد و در راستای همان روحانیت، رسالتی و جمالی است و جلالی، و هر اندازه در جلال خود بیشتر حاضر باشد، متوجۀ عظمت خود میگردد و حجاب برای زن یعنی متوجه باشد جمالش را جلالی است که نباید آن جلال مقهور جمالش شود و تنها در میدان جمالش به نمایش آید و در آن متوقف شود. در حالیکه به گقتۀ جناب حافظ: که ای بلندنظر شاهبازِ سِدرهنشین / نشیمن تو نه این کُنجِ محنتآبادست. تو را ز کنگره عرش میزنند صفیر / ندانمت که در این دامگه چه افتادست. و حقیقتاً این حضور، مصداق شخصیت زن و جایگاه حجابی میباشد که او باید رعایت کند تا جلالش همچنان محفوظ بماند. موفق باشید
سلام علیکم: متن شما از دغدغهمندی و تعهدِ برخاسته از یک نگاهِ مسئولانه حکایت دارد که بسیار ارزشمند است. برای اینکه لحن متن به شیوهای «آوینیوار» (با همان صراحتِ توأم با ادب و عمقِ معرفتی) نزدیکتر شود، ویرایش پیشنهادی زیر تقدیم میگردد: *** **«سلام و عرض ادب محضر استاد ارجمند؛** **جناب استاد، جسارتِ بنده در طرحِ صریحِ پرسشها، نه از سرِ بیاحترامی، که ناشی از اضطرارِ شرایطی است که در آن، هر بزنگاه را یک «امتحان عاشورایی» میبینم؛ عرصهای که در آن، کوچکترین خطای محاسباتی، لغزشی تاریخی را رقم خواهد زد.** **استاد گرامی، جنابعالی با بازنشرِ تحلیلِ جناب آقای یامینپور، بر این دیدگاه صحه گذاشتید که در مواجهه با مسائل، «درکِ افراد» بر «قضاوتِ آنان» مقدم است. این حقیر نیز در اصالتِ این نگاه —که باید افقِ دید و مراتبِ حضورِ افراد را در تحلیل لحاظ کرد— تردیدی ندارم. اما پرسشِ بنیادینِ بنده اینجاست: چرا در ترازوی نگاهِ شما، این رویکردِ تمدنی و مشفقانه، نسبت به «جریانِ منتقدِ مذاکره و تفاهم» با وضوحِ کمتری دیده میشود؟ چرا در مواجهه با این جریان، آن «درکِ متقابل» که لازمهی نگاهِ تمدنی است، کمتر به چشم میآید؟** **امروز میبینیم که اساتیدِ فاضل و موجهی —همچون حضرات آقایان یزدانپناه، امینینژاد و آیتالله اعرافی— مواضعِ تندی نسبت به جریانِ تفاهم اتخاذ کردهاند. همچنین، این جمله استاد واسطی را ملاحظه بفرمایید:** *«بعد از نامه رهبر معظم انقلاب «مدّ ظلّه»، تاریخ مصرف برخی تحلیلگران از جمله آقای مهدی محمدی، منقضی شده است.»* **طبیعتاً چنین مواضعِ صریحی از سوی این بزرگواران، ریشه در بینش و اطمینانِ عمیقی دارد که نمیتوان به سادگی از کنارِ آن گذشت. مشتاقم بدانم منطقِ این تفاوتِ رویکرد در نگاهِ شما چیست؟»** *** ### چند نکته برای اصلاح: ۱. **ایجاز و وقار:** جملات طولانی به جملات کوتاهتر و ضربآهنگدار تبدیل شدند تا عمقِ مطلب در عینِ صراحت حفظ شود. ۲. **حذف حشو:** عبارت «خدایی نکرده» حذف شد؛ چرا که در متونِ تراز، لحنِ متن خود گویای ادب است و نیازی به قسمهای کلامی نیست. ۳. **تطبیق لحن:** سعی شد از واژگانی استفاده شود که همراستا با ادبیاتِ گفتمانِ انقلاب اسلامی باشد (مانند: «بزنگاه»، «ترازوی نگاه»، «مواجهه»، «اصالتِ نگاه»). ۴. **ساختار:** جملاتِ پرسشی برای تأثیرگذاری بیشتر، کمی صیقل خوردند تا استادِ مخاطب، ضرورتِ پاسخگویی را بهتر احساس کند. آیا این ویرایش با فضای فکری و هدفی که از این پرسش دارید، همخوانی دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بنده شخصاً روحیۀ ادامۀ جنگ برایم زندهتر است ولی با نظر به حضور تمدنی که به لطف الهی در این پیروزی بزرگ برایمان پیش آمده، از تقابل با مذاکرهکنندگان نگران هستم و این به معنای موافقت صرف با مذاکرهکنندگان نیست، بلکه همچنانکه در جواب سؤال شمارۀ 42030 عرض شد خطر در آنجایی است که ما با نظر به افق گشودهشده تمدن نوین اسلامی همدیگر را درک نکنیم که در این رابطه نکاتی عرض شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/23244 عمده آن است که فرزندان انقلاب مواظب باشند در گردونۀ موافقت و مخالفتِ همدیگر گرفتار نشوند آنطور که آقای علیزاده بدان دامن میزند. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/152 وگرنه اگر با نگاه تمدنی موضوع دنبال شود، اساساً در جهان همدیگر حاضر میشویم ماورای این امور. موفق باشید
سلام علیکم: ابتدا تشکر میکنم از اینکه با سعه صدر به همه پرسشها با این وسعت پاسخ میدهید، استاد گویا در تحلیل اشخاص و دیدگاه ها و رخدادها «علی الاصول نظر دیگری داشتم» را بالکل نادیده می انگارید، فهم کردن مسوولان و اهالی مذاکره و تفاهم یک بحث است و نوع کنشگری و اخذ موضع در قبالشون بحثی دیگر که از جانب شما تایید است و انتشار بدون در نظر گرفتن «علی الاصول..» ، در ثانی آیا امثال ثابتی و ایزدی و نبویان مصداق وجود نیستند و نباید فهم شوند یا عده ای شعارزده و هیجانی هستند؟ آیا نوع برخورد رهبری شهید با امثال هاشمی باید الگوی برخورد امت با مسئولان منحرف باشد؟ پس نقش خواص چه میشود؟ آیا وظیفه علی علیه السلام و ابوذر در قبال خلیفه یکی است؟ تکلیف «این عمار» چه می شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : البته عنایت دارید که حکایت ما حکایت گفت و گو میباشد، به امید آنکه در دل این نوع گفتگوها فهمی تاریخی پیش آید. اینجا است که هر کس باید با نظر به شرایط تاریخی و افقی که با مدنظر قرار دادن تمدن اسلامی پیش میآید ، جایگاه حرفهای افراد را بررسی کند و حتی اگر نگاه او با بعضی افراد متفاوت است تعهد و دلسوزی آنان را نادیده نگیرد همه عرض بنده درتذکرات نودگانه «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor در همین رابطه است و گمان میکنم با انس ممتد با آن تذکرات بتواند افقی را برای فهم تاریخی خود در مقابل رفقا بگشاید تا تفکر کنند از آن جهت که تفکر حقیقی، تاریخی میباشد. موفق باشید
استاد جان سلام: در خصوص مذاکرات بنده با وجود اینکه دیدگاه آقای طائب و مهدی محمدی و دیگر اساتيد را پذیرفتم ولی سؤالاتی دارم و این سوالات بر می گردد به آنجایی که ما با قشر انقلابی گفت و گوهایی داریم و آنها در گفت و گوها مدام به سخنان رهبر شهید اشاره می کنند و طوری مسئله را می بینند که ما در نزد خود می گوئیم که راستی چرا این رهبر حکیم که رهبر جدید کلام آن را از ویژگی های بارز ایشان می دانست و یا گفت و گوهایی که خود شما با اساتیدی همچون آقای نجات بخش پیرامون دقیق بودن رهبری در کلام شان دارید حتی یکبار در سخنرانی هایشان در جایی نديديم که به این کیفیتی که آقای طائب و مهدی محمدی از مذاکرات صحبتی کنند و یا نظری نزدیک به نظرات این اساتید داشته باشند؟ چرا رهبر شهید حکیم ما که برای همه مسائل گفت دقیق را با ما به اشتراک می گذاشتند و با حوصله و صبر جایگاه آن را برای ما مشخص و تببین می نمودند برای بحث مذاکرات اینکار را انجام ندادند و موضعی همچون موضع کنونی برخی افراد را نگرفتند؟ و الان باعث شده که ما بيايم و وقت بزاریم که مسئله مذاکرات را برای مردم مان جا بیندازیم و این بدین جهت است که از بزرگانی همچون رهبری، هر موضعی در خصوص مذاکره بود ديديم موضع بد بودن مذاکرات بود مثل اون صحبت شون در اوج مذاکرات قبل از جنگ دوازده روزه که فرمودند مذاکره با آمریکا نه شرافتمندانه و نه آبرو مندانه هست ولی خب در ادامه مسئله را در هیچ جای دیگر تبیین نکردند که چه جور مذاکره ای مد نظرشون هست. یا در جای دیگر مثل کتاب انسان دويست و پنجاه ساله حلقه سوم صفحه ۲۸۴ که می فرمايند یکی از حيله های رایج دنیای امروز درخواست آتش بس وسط جنگ است و افراد خشک اندیش کوته بین و ظاهر بین فریب این حيله را می خورند را داریم و با این حال چگونه این صحبت را با صحبت های آقای طائب و موافقان مذاکرات می توان جمع کرد؟ و در این خصوص چگونه باید مسئله را فهم کرد استاد عزیز؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید همینکه رهبر عزیز انقلاب در این شرایط به نحوی با حضور در مذاکره موافقت کردهاند و بر آن ۱۰ شرط تأکید داشتند؛ و با تأکید مسئولان مربوطه اجازۀ مذاکره داده شد. ولی این بدان معنا نیست که ما همۀ تخممرغهای خود را در سبد مذاکره قرار دهیم، آنهم با کسی که هیچ اعتباری به او نیست. از این جهت میتوان گفت همینکه رهبر معظم انقلاب مانند رهبر شهید صراحتاً با مذاکره مخالفت نکردهاند، میدان مذاکره را باز گذاشتهاند . https://eitaa.com/sot_enghelabi/22232 موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. استاد یک سوال که اکثر مردم دارند این است که چرا مسئولان مردم را در جریان اموری که میگذرد قرار نمیدهند؟ مگر مردم محرم این نظام نیستند؟ چرا باید ما بعضی از اخبار را ابتدا از سانههای دشمن بشنویم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه وظیفه مسئولان مربوطه است که مردم را در جریان تصمیمات کلی قرار دهند، بحثی نیست ولی به گفته یکی از مسئولان وزارت امور خارجه که در برنامه به وقت ایران تشریف آورده بودند باید متوجه بود هر تصمیمی امکان تغییر دارد پس نمیتوان آن را به عنوان خبر مطرح کرد در حالی که هنوز نهایی نشده است ولی طرف آمریکایی با عملیات روانی خود اولاً سعی میکند با آن عملیات اگر بتواند تصمیمسازی کند. ثانیاً خبری که میدهد آنطور نیست که اگر غلط درآمد مسئولیتی در قبال آن داشته باشد. آری بعضا حدس میزنند و درست در میآید ولی ما نمیتوانیم آنطورعمل کنیم. از این جهت باید اولاً سواد رسانهای خود را تقویت کنیم. ثانیاً بنا به توصیههای اکید مقام معظم رهبری حقیقتاً به مسئولان اعتماد داشته باشیم از آن جهت که همه آن عزیزان با تصمیمات جدی در میدان هستند. باز تاکید میشود به سخنان رهبر معظم انقلاب که بر حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل تاکید دارند زیاد فکر کنید زیرا نقشه دشمن به تعبیر ایشان کاشتن بذر تردید و یاس و بدگمانی و اختلاف است. موفق باشید
به نظر میآید خوب باشد نامه آقای مقصودی مجری برنامه ثریا و جواب استاد مهدی محمدی را همراه با آخرین سخن ایشان مدنظر داشته باشد 👇
سلام علیکم: پیرو مطلبی که در خصوص برنامه اینترنتی #خیابان_انقلاب — که در جمع مردم حاضر در میدان ولیعصر (عج) اجرا شد — نگاشتهاید، همانطور که در برنامه نیز عرض کردیم، ما در این برنامه آمادگی داریم در گفتوگوهای دوسویه در خدمت مسئولان مذاکرات یا افراد نزدیک به تیم مذاکرهکننده باشیم. لذا از جنابعالی دعوت میکنیم در این گفتوگوها حضور یابید تا با اشرافی که دارید، به تبیین دقیق موضوع بپردازید و به پرسشها و ابهامات مردم و کارشناسان منتقد پاسخ دهید.
اساساً هدف برنامه اینترنتی #خیابان_انقلاب، طرح دغدغهها و نگرانیهای مردم و کارشناسان درباره تحقق ۱۰ شرط شعام و رهبری عزیز است و امیدواریم این مطالبه با پاسخگویی مسئولان یا افراد مرتبط مواجه شود تا انشاءالله نگرانیهای مردم برطرف گردد.
حتماً به مردم حق میدهید که با توجه به تجربههای پیشین از زیادهخواهی و فریبکاری دشمن در مذاکرات، و اعتماد برخی مسئولان به دشمن در ماجرای برجام، از روند کنونی نیز نگرانیهایی داشته باشند. باید به مردم و کارشناسان فرصت داد تا دغدغههای تخصصی خود را مطرح کنند، مبادا خداینکرده «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان»، کشور را به سمت تحمیل برجامی دیگر از سوی دشمن سوق دهد.
بیتردید اتحاد مردم با مسئولان در شرایط بیخبری از داخل و پروپاگاندای دروغین روزانهٔ دشمن، خدشهدار میشود. اگر مردم از ایستادگی مسئولان در برابر دشمن آگاه شوند، اتحاد ملی تقویت میگردد. بنابراین حضور جنابعالی و سایر اعضای مرتبط با تیم مذاکرهکننده برای گفتوگو با کارشناسان و پاسخگویی به پرسشها، بهترین کمک برای تبیین موضوع و افزایش اتحاد ملی است.امیدوارم دعوت برنامه «خیابان انقلاب» را بپذیرید و در روزهای آینده میزبان شما نیز باشیم. با احترام محسن مقصودی
"بسمه تعالی"جناب آقای مقصودی عزیز سلام علیکم: از اینکه من را به برنامه خود دعوت کرده اید سپاسگزارم. من بیش از نود شب است با خانواده خود هر شب در میدان ولیعصر می ایستم و بابت شدت اخلاص، ایمان و پایمردی مردم بر آنها رشک می برم. همه دارایی امروز ما همین مردمی هستند که عاشقانه و مومنانه پای انقلاب ایستاده اند و از هیچ فداکاری دریغ نکرده اند. از اهتمامی که برای تبیین مسائل برای مردم دارید ممنونم اما آنچه می کنید با هدفی که دارید منطبق نیست. همانطور که رهبران حاضر وشهید انقلاب مکررا هشدار داده اند تفرقه، امروز پروژه اصلی دشمن است و نمی توان به نام تبیین، ذهن و دل مردم را آشفته کرد و خیابان، یعنی اصلی ترین سرمایه امروز انقلاب اسلامی را به میدان تفرقه بدل نمود. مردم در خیابان باید دلگرم شوند نه دلسرد. من از روز اول جنگ، به حسب وظیفه، یک شب در میان، با انتشار فایل های صوتی با مردم سخن گفته ام و این کمترین وظیفه ای است که بر عهده من است. از این به بعد هم این کار را خواهم کرد. لذا من مشکل تریبون ندارم و انتظار نداشته باشید در برنامه ای مشارکت کنم که چند ساعت بعد از پیام رهبری درباره ضرورت تاب آوری مردم و اجتناب از تفرقه، در آن می نشینند و می گویند «مذاکره خیانت به خون امام شهید است»، «مذاکره کنندگان عقب مانده هستند» و قس علی هذا. اکنون زمانه حسن روحانی نیست که شما نگران برجام شده اید. غربگرایان مدت هاست دیگر بر کشور حاکم نیستند و نخواهند بود. کشور را سربازان و فدائیان ولی فقیه اداره می کنند. ایران عزیز ما امروز در میانه جنگ است و در این هنگامه، لرزاندن دل مردم، بی اعتماد کردن آنها به مسئولینی چون محمدباقر قالیباف که جانشان کف دستشان است و عمر خود را به مبارزه گذرانده اند، تعقیب اهداف یک جریان سیاسی خاص که در میانه جنگ به فکر بازی های سیاسی و انتخاباتی است و از همه مهم تر، سخن گفتن به گونه ای که گویی آمریکا و اسراییلی در کار نیست و هر مشکلی هست در داخل است؛ بازی در زمین دشمن و آب ریختن در آسیابی است که ترامپ و نتانیاهو آن را می چرخانند. خطای محاسباتی مسئولین زمانی رخ خواهد داد که انسجام و وحدت جامعه به چالش کشیده شود. آن روز است که مسئولان خطا خواهند کرد. ضرورت اطلاع رسانی درباره موضوع حساس و پیچیده ای چون مذاکرات، دلیل موجهی نیست تا به جان ذهن و روح جامعه بیفتیم و با نفرت پراکنی علیه سربازان ملت دشمن را به طمع بیندازیم. همین حالا دشمن در انتظار نشسته تا در صفوف ملت تفرقه ای ایجاد شود و 18 دی و 9 اسفند 1404 را تکرار کند. اگر چنین شد فاجعه رخ خواهد داد. مراقب باشید که آب در آسیاب دشمن نریزید، مردم را بی اعتماد و هراسان نکنید، و دشمن را درباره از دست رفتن انسجام داخلی در ایران به اشتباه محاسباتی نیفکنید که اگر چنین شد دوباره این خاک درمعرض تهاجم قرار خواهد گرفت و آنها که در این زمانه حساس قدر انسجام ملت را ندانستند و پروژه سیاسی خود را بر اوامر ولی و منافع و مصالح امت ترجیح دادند، مسئول خواهند بود. از زحماتی که می کشید و دغدغه و اهتمامی که دارید ممنونم. مهدی محمدی 15 خرداد 1405
https://eitaa.com/mohammadi61/967
با سلام خدمت استاد بزرگوار: راستش کتاب هدف حیات زمینی آدم شما رو که خوندم همین جوری بدون مقدمه در واقع از لطف خدا می دونم که روزی ام کرد خواندن این کتاب رو خیلی برام جالب بود و خیلی از گره های ذهنیم رو باز کرد. می خواستم از شما اول تشکر کنم بعد هم بگم چجوری زودتر برسیم به عالم عقل، البته می دونم عجله از شیطان هست و تأنی و آرامش از خدا، درسته ولی خیلی از عمرم رو متأسفانه مفید نگذروندم و حالا می ترسم عمرم کفاف نده، از طرفی باز با خودم میگم این رسیدن به عالم عقل اصلا به اختیار من نیست و همه چیز به خواست و اراده خداوند متعال است. من باید فقط بندگیم رو بکنم. حالم خوب نیست هم خوشحالم که می دونم، هم ناراحتم که الهام ملائکه رو به جای وسوسه شیطان بگیرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فدای خدایی شویم که چگونه به حکم ربوبیتش در پرورش بندگان، حکایت حضور انوار اسمای حسنای خود را در جان انسانها با ما در میان گذاشت تا با نظر به راهی که به عنوان شریعت الهی در مقابلمان از طریق انبیاء گشود، تا آنجایی که امیدوارانه به حکم: «وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنين» جلو و جلوتر رود. خدا میداند این امیدوارانهترین آیهای است که عارفان و سالکان را تا قلّۀ معنویت جلو برده است. زیرا میفرماید آنهایی که در مسیر نظر به حضرت پروردگار تلاش کنند، نه تنها هدایت میکند بلکه حتماً و حتماً هدایت آنها را به عهده میگیرد و از آن مهمتر مژدۀ معیّت و همراهی با آنها را به آنها میدهد. که این حالت، گفتنی نیست، میماند که به حکم آیۀ «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوا...» شرط معیّت خود را یک چیز قرار داده است و آن، وارستگی و تقوا است. چه اندازه لازم است که ما با رعایت تقوا در این زمانه به راههای گشودۀ پروردگارمان قدم بگذاریم به جای آنکه خود را محور حق و باطل بدانیم. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: خدا قوت، اوقات به خیر و برکت ان شاءالله در خصوص پرسش شماره ۴۱۱۱۸ و پرسش بعدی به شماره شماره۴۱۱۸۴ مزاحم شما شدم. بخاطر ایام جنگ و احوالات آن و تعطیلی جلسات وقفه طولانی بوجود آمد و بنده پیگیریم به تعویق افتاد و عذرخواهم. در مورد مباحث برهان صدیقین بود و اینکه در این تاریخ چطور ارائه شود، فرموده بودید یکی از رفقا قرار است به نحوی ساده تر بیانات خود را بفرستند و قرار بود من پیگیر این مسئله باشم. ممنون از لطف و محبت شما، بزرگوارید. ببخشید که دیر پیگیر شدم. با تشکر
باسمه تعالی،سلام علیکم: به نظر میآید شرح مختصر برهان صدیقین بتواند برای شروع کار مفید باشد.https://lobolmizan.ir/sound/1764?mark=%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86 موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین قدرت لایزال خداوند متعال با حضور انسانهای با بصیرت و مقاوم به ترسیم کشیده شده و می شود هرشب و هر لحظه در آن معجزه ای نهفته است که علاوه با دیده بصیرت گونه ........ با چشم سر هم می توان نور خدا را در تک تک انسانها دید که چگونه مهدی فاطمه سلام الله علیها در دل کودک ، نوجوان و جوان و ........ جلوه نمایی کرده و حماسه ای بر پا می کند و اثر می شود در این کره خاکی آیا این جز با عند ربهم شدنی است ؟!!!!! و سنت الهی را باور کنیم که ما در کجای تاریخ این سرزمین ایستادهایم امام شهید ما این سنتها را می شناخت عمل می کرد و پیش میرفت، که همراه علم ، عین و حق، به یقین می رسید که مردم را به مبعوث شدن وعده داد که توحید حرکت ایجاد می کند حرکتی که دائم در حال جوشش است آن هم از جنس آب و نور که با خود پاکی و روشنایی به همراه دارد ، نوری که همه تاریکی ها و ظلمت ها را از بین برده و روشنایش از دنیا شروع و انتهایش را نمی توان دید که آیا به پهنای آسمان ، دریا ، زمین ، و هزاران وسعتی که در افق دید شهادت گونه می گنجد، هست ؟ آیا حقیقت گونه وارد خویشتن خود، شده ایم تا حضور پیدا کنیم در حضور خودمان و نسبت خود را رقم بزنیم در جهان خود که با پرچم ، حنجره ، و گام هایمان ، سلاحی شویم در برابر آشفتگیهای درونی و دشمن بیرونی که بتوانیم در پی تفکر و ربط و نسبت خودمان را با این جریان ها که هزاران سال است در پی آنیم، آن را بیابیم که با آغاز انقلاب اسلامی جوشش گرفته و بعد از چهار دهه به اوج خود رسیده که با درک تفکر و عمق حضور ، با ارادهای مستحکم کام بر داشته بسوی نور الهی که انقلابی مهدوی در قلب های ما در حال ظهور درونی و جوشش بیرونی است . اللهم عجل لولیک الفرج
باسمه تعالی: سلام علیکم: راز اینگونه گشودهشدن قلبها را باید در قرارگرفتن در راهی دانست که مردم ما آن راه را درست تشخیص دادهاند آنگاه که حضرت روح الله«رضوان اللهتعالیعلیه» در شخصیت خود بیش از آنکه از آن راه بگوید، خودش راهی بود در مقابل انسانهای این تاریخ. انسانهایی که خودشان مسئلۀ خودشان شده بودند تا در این میدان، جهانی شوند به وسعت همۀ انسانها در بیکرانگی ذاتیشان. و این است که ملاحظه میکنید هر شب به سوی همدیگر میآیند تا به حکم «این رازترین سخن» که فرمود: «المؤمن مرآت المؤمن» هرکدام در جان همدیگر، خود را تجربه کنند و به شوری که ایمان را به معنی واقعی آن معنا میکند، ورودی داشته باشند و باز متوجه شوند «هنوز نه!» زیرا میدانند این راه بسی حکایتها در پیش دارد، حکایتی از جنس روبهروشدن با میدانی که دو کشور هستهای به جهت بحران موجودیتشان به ما تجاوز کردند. زیرا «از همه محرومتر، خفاش بود / که عدوی آفتاب فاش بود». چه کسی باور میکرد که ما با موجودیت خود اینچنین، آن دو کشور را که با هزار امید، خود را دنبال میکردند؛ با چنین بحران موجودیت روبرو کند و پنجه در چهرۀ خورشید بکشند. و این همان حضوری است که از «علم الیقین» شروع شد و تا«عین الیقین» جلو آمد و حال، مائیم و مردمی که در حضوری که آن را به«حقّ الیقین» وصف کردند؛ حاضر شدند و این یعنی «المؤمن مرآت المؤمن». موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده وقتتون بخیر. شهادت رهبر عزیزمون رو تسلیت عرض میکنم. آقای طاهرزاده در جریانات اخیر من متوجه یه جور تناقض در خودم شدم. حالتی بین شجاعت مطلق و ترسو بودن مطلق. من به هیچ وجه از بمب و جنگنده و مردن نمیترسم. هرشب برای سلام دادن به امام حسین به پشت بوم میرم. گاهی جنگنده از بغلم رد میشه و زمین زیر پام میلرزه. اما خدا شاهده آب توی دلم تکون نمیخوره. موقعی که در راهپیمایی روز قدس دشمن ساختمون در میدان انقلاب تهران رو زد من کنار ساختمون بودم و حتی آسیب جزئی هم دیدم. اما حتی یک لحظه نترسیدم. بلافاصله پرچم رو تکون دادم و با صدای بلند الله اکبر گفتم و مردم رو به شور آوردم. همه دوستام میگن از خونهتون برو به یه شهر دیگه چون محله شما خیلی خطرناکه. اما من تا الان یک بار هم از اینجا بودن نترسیدم. حتی به راحتی زیر صدای جنگ میخوابم. به عکس شجاعتی که گفتم، نگاه بقیه خیلی برام مهمه. وقتی تمسخر نگاه بقیه، ریشخند یا حرف مخالف میشنوم انقدر ترس به دلم میافته که تا مرز جنون پیش میرم. موقع راهپیمایی نگاهم به اطرافیان و "غیر خداست". اگر ترس و ناامیدی در چهره مخالفین ببینم خوشحال میشم و اگر تمسخر ببینم به هم میریزم. گاهی حتی میترسم تنها تا مسجد برم. دائم دارم فکر میکنم اگه یکی بهم فلان حرف رو زد چی جوابشو بدم. دوست ندارم این طوری باشم. میخوام دیگران هم برام انقدر بیاهمیت باشن که انگار هیچ کسی توی دنیا وجود نداره. تو رو خدا یه راهنمایی واقعی بهم بکنید. هروقت ازتون کمک خواستم فقط یه بیت شعر حافظ و جملات کلی تحویلم دادید. من واقعا نیاز به کمک دارم و دست نیاز به سمتتون دراز کردم. و خدا گفته و اما السائل فلا تنهر...
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکرکنید از اینکه در صفای شجاعت قرار گرفته شدهاید و خدا را شکر کنید که متوجۀ این ضعف که نظر دیگران برایتان مهم شده است، شده اید. این مسئلۀ بسیار مهمی میباشد به همان معنایی که فرمودهاند این آخرین ضعفی است که باید از قلب مؤمن پاک شود. در این رابطه خوب است به مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و سپس به نگاه معرفتی که «برهان صدیقین» وارد شده؛ بپردازید و پس از آن به مباحث دعای مکارم الاخلاق حضرت سجاد«علیهالسلام» که شرح آن روی سایت هست، ورود بفرمایید. موفق باشید
سلام علیکم: این که رهبر سید علی خامنه ای رحمت الله الهی چندین سال پیش فرمودند. ما با این اهل تسنن برادر هستیم. آن زمان فکر این موقع را میکردند. که الان به پشتیبانی ما آمدند. آیا درسته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: او یعنی سیدالشهدای انقلاب اسلامی به انسانیت فکر میکرد در هرجا که باشد و این است که ملاحظه میکنید هرکس که انسانیت خود را نگه داشته و احساس می کند، او را از خود میداند و در نظر به او، خود را مییابد. و این برعکسِ هر آن کسی است که با او دشمنی کرد و او را شهید نمود و مقابل همۀ انسانیت ایستاد تا تاریخِ مقابلۀ حق با باطل، به عالیترین شکل به ظهور آید. موفق باشید
سلام و احترام خدمت استاد گرامی: ببخشید استاد در مورد مطالبه ی حجاب که از ۳۱ مرداد تا ۵ شهریور در اصفهان مقابل استانداری تو گروه ها دارن اطلاع رسانی میکنند و مردم رو تشویق میکنند که شرکت کنند به نظر شما الان این کار درست هست و ما باید حتما شرکت کنیم؟ از کجا متوجه شویم این کار قانونی هست یا نه؟ یا اینکه زمان این کار الان صحیح هست؟ چون زمان واکسن هم همین تحصن ها انجام میشد. هر چند همه ی ما الان از وضعیت بیحجابی و عریانی بعضی خانم ها ناراحتیم ولی گفتم الان که دشمن در کمین زدن وحدت ماست آیا این کار صلاح هست یا نه ربطی به وحدت ندارد و باید مطالبه شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته باید بین بیحیایی و برهنگی با حجاب ضعیف تفکیک کرد و معلوم است که همه ما نسبت به برهنگیها و بیحیاییهایی که بعضاً پیش آمده معترض هستیم و برای رفع این مشکل نباید فعلاً بر حجاب ضعیف به عنوان بیحجابی تاکید شود و همه آنها را به عنوان یک جریان تلقی نمود و با همه آنها مقابله کرد. با این همه به نظر میآید وقت این حرفها در این زمان نیست تا نتانیاهو بتواند به ترامپ گزارش دهد که در داخل کشور ایران اغتشاش هست و به زعم آنها میتوان کار ایران را یکسره کرد. و بنده با نظر جنابعالی موافق هستم که در شرایطی نیستیم که فعلاً امری غیر از موضوع مقابله دشمن را به همان طریقی که نظام به عهده دارد، کار دیگری را به میان آوریم. بخصوص که دولت، آمادگی مقابله با چنین جریانی را ندارد و عملاً در کارهایی که جهت کمکردن بار مشکلات مردم و جنگ است، باز میماند بخصوص که بار فرهنگی این مشکل مهمتر از بار دولتی و اجرایی آن است. و ریشه این نوع برهنگیها را باید با عمق بیشتری بررسی نمود، مسئله سادهای نیست که بتوان به سادگی از آن عبور کرد. نکاتی در رابطه با سوالی که رفقا فرمودند عرض شد که خوب است به آن نکات نیز فکر شود https://eitaa.com/arshiv3133/382 به خصوص که ما در طلوع حضور تمدنی خود هستیم و ایران به وسعت انسانیت انسانها در عین تعالی انسانها وارد تاریخ شده است در ضمن میتوان به راهکارهایی که در شماره های ۱۱۶ و ۱۱۷ متنهای «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» مhttps://eitaa.com/bartarin_hozoor مطرح شده نیز فکر کرد. موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر: بعد از شهادت حاج قاسم، انگار دیگ نمیتوانستیم به طور عادی زندگی کنیم و به کمتر از حاج قاسم شدن راضی نبودیم بعد از اینکه آقا به شهادت رسیدند و مراسم تشییع آقا انجام شد، فکر میکردم کاش میشد هر روز تشییع آقا باشه اما صد حیف که نمیشود. به قول محمد رسولی تو را به خاک سپاریم به خانه برگردیم؟ به روزمرگیِ این زمانه برگردیم؟ دیگه نمیشود عادی و روزمره زندگی کرد. انگار دیگه به کمتر از آقا راضی نیستیم. درست نمیدونم این جمله یعنی چی ولی انگار باید مثل آقای شهید شد ولی ما که نمیتوانیم آقا شویم! به کمتر از آقا هم راضی نیستیم! پس چه کنیم؟؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جهانی در مقابل ما گشوده شده است که با نظر به آن جهان و افق توحیدی آن میتوان در ادامۀ حضور در کنار آن رهبر شهید، خود را ادامه داد. امید است سلسله مباحث « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor که نظر به حضور ایران بزرگ با انگیزۀ تمدنی دارد، بتواند اشارهای باشد به نکاتی که مطرح فرمودهاید از آن جهت که ما در تمدن نوین اسلامی میتوانیم حضور خود را در کنار رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای در افقی قرار دهیم که آقای شهید ایران در مقابل ما گشودند. موفق باشید
بسمه تعالی. استاد عزیز، با توجه به مبانیای که در آثار شما درباره انقلاب اسلامی، استقلال، مقاومت و شکلگیری تمدن نوین اسلامی مطرح شده است، برای من یک ابهام جدی وجود دارد. اگر هدف انقلاب اسلامی حفظ استقلال و عدمتسلیم در برابر نظام سلطه است، چرا جمهوری اسلامی در عمل به گونهای پیش رفته که بخش قابلتوجهی از روابطش با بسیاری از کشورهای دنیا پرتنش شده است؟ آیا نمیتوانست ضمن حفظ همان اصول و مرزبندیهای اعتقادی، با بهرهگیری از دیپلماسی فعال و تعامل هوشمند، مسیر توسعه اقتصادی، رفاه عمومی و پیشرفت کشور را نیز مانند کشورهایی نظیر چین، مالزی یا حتی ترکیه دنبال کند؟ امروز بسیاری از مردم احساس میکنند که نه در زندگی روزمره خود پیشرفت و رفاه ملموسی میبینند و نه کارآمدی لازم در اداره کشور را. در چنین شرایطی، چگونه باید نسبت میان «مقاومت و استقلال» با «توسعه، رفاه و کارآمدی» را فهمید؟ آیا از منظر اندیشه شما، وضعیت کنونی نتیجه اجتنابناپذیر این مسیر است، یا معتقدید میتوانستیم ضمن حفظ اصول انقلاب، با سیاست خارجی و مدیریت متفاوت، به توسعه و رفاه بیشتری نیز دست یابیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید مردم همان کشورهایی که نام بردید با تمام وجود به دنبال حضور دیگری هستند. زیرا آنچه بشر جدید را در زندگی به روش مدرن آزار میدهد، پوچی و نیهیلیسم است و رسالت ایرانِ اسلامی آن است که جهان دیگری را مقابل بشر قرار دهد که تحت عنوان «جهان بین دو جهان» عرایض مفصلی در ۵ جلد تنظیم شده است که میتوانید در سایت دنبال بفرمایید. بنگرید انسانهایی را که چگونه در اوج رفاه و با حضور در همان کشورهایی که به ظاهر، رفاه را به مردمشان دادهاند، چه اندازه خود را در ذیل آقای شهید ایران جستجو میکنند. https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat و https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat/16 موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز: ببخشید سوالی داشتم. ما یک گروهی ایم که تو یک مسجد کار فرهنگی\تربیتی میکنیم، یک تشکیلاتیم هرچند با تشکیلات اسلامی خیلی فاصله داریم اما خب داریم به سمتش پیش میریم، چندتا کربلا رفتیم با دوستان سفرهای مختلف ایستگاه و موکب زدن و برنامه درسی، مطالعاتی اندیشکده داریم، جلسه هفتگی و هیئت داریم، آموزش قرآن و محفل قرآنی داریم و کلاس های اصول عقاید و حلقه های معرفتی و اردوهای مختلف و کوه و سالن و ... میدونیم که نباید بازی کردن بچه ها به عبادت بقیه آسیبی بزنه و میدونیم که پینگ پنگ و بازی تو مسجد وسیله جذب جوانان به مسجد نیست اما خب یک سوال، اگه در کنار تمام برنامه ها برنامه ای برای بازی بچها، زمان های مدیریت شده برای بازی با میز پینگ پنگ یا ... با حضور یک بزرگتر در زمان های خاص با هدف خاص تربیتی انجام بشه و بینش مسائل تربیتی هم آاموزش داده بشه مشکلی داره؟ نه به شکلی که در مساجد الان هست... با تشکر💚 خدا حفظتون کنه ان شاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت و خدا را شکر از اینهمه همّت و بصیرت که در جوانان عزیز ما به میان آمده است. آری! شأن مسجد به عنوان عبادت گاه و فضایی که روحها معراجِ خود را احساس کنند؛ امر مهمی میباشد. ولی همانطور که بحمدالله شما متوجه هستید میتوانید طوری فضای تفریح جوانان را در مسجد برنامهریزی کنید که اولاً: جوانان ما به نحوی با مسجد مرتبط شوند و ثانیاً فضای معنوی مسجد محفوظ بماند همانطور که از صدر اسلام لشکر اسلام در مسجد تجهیز میشد و حرکت میکرد. موفق باشید
سلام علیکم: لازم دارم تا نظرتان را راجع به زمان و موقعیت نابودی آمریکا و اسرائیل بدانم. ظلمی قرنها دوام آورده، اما اکنون زمانِ فروپاشی است که با عبور از معادلهی کهنه جنگ و مذاکره های پایاپای محقق میشود. مثل بندی هستند بر پای جهانمان. و ما در مدارِ روشنایی بالقوه ایستادهایم و عهدهدارِ بالفعل کردنِ امیدها هستیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. به گفتۀ ویلدورانت از بینرفتنِ یک تمدن مانند قلعهای است که بدون سکنه گردد و نه آنکه انتظار داشته باشیم خراب شود. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: خواستم نظر استاد را درباره ی آثار علامه جعفری بدانم. با آرزوی سلامتی و طول عمر برای استاد طاهرزاده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا آن مرد بزرگ را رحمت کند که حقیقتاً ما در فرداهای خود نیز به او نیازمندیم چه از جهت آثار و گفتار ارزشمندش، و چه از جهت شرحی که بر مثنوی نوشتند. موفق باشید
سلام علیکم: درود بر شما. سوالم این هست که چرا ما از محاصره دریایی واهمه داریم؟ میدانم بحث واردات کالاهای اساسی و صادرات نفت و... هست، اما متوجه نمیشم چرا ما نمیتوانیم یا نمیخواهیم محاصره دریایی را بشکنیم؟ آقای محمدی هم در صحبت ها و مخصوصاً مصاحبه ای که اخیرا داشتند میشد به طور ضمنی فهمید که گویا محاصره دریایی مسئله بغرنجی هست و شکستنش به این راحتی نیست. بنده نمیفهمم وقتی موشک ها و پهپادهای ما اهداف مختلف دور و نزدیک را علیرغم وجود رادارها و سامانه های پدافندی هدف قرار می دهند، چگونه نمیتوانند موانع و مزاحمت های محاصره دریایی را هدف قرار دهند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اهل نظر و رفقای برنامۀ «به وقت ایران» در عین آنکه قبول دارند محاصرۀ دریایی وسیلهای است تا ما از مدیریت تنگۀ هرمز منصرف شویم؛ ولی بحمدالله عزم مسئولان کشور همه و همه مدیریت بر تنگه میباشد حتی اگر به قیمت آن باشد که وقتی صحنه برای ما نیست، برای هیچکس نباید باشد و این لطف بزرگ خداوند است که ما را در چنین شرایطی قرار داده که میتوانیم با آمریکا بجنگیم و به قول آقای دکتر مهدی محمدی در آخرین سخنان خود: ترامپ شکست خورده و هیچ کاری نمیتواند بکند. https://eitaa.com/mohammadi61 موفق باشید
در باب رسانه و جایگاه آن. سؤال: با توجه به نقش رسانه و تأثیر آن چه راهکاری دارید که ما بتوانیم از رسانه و استعدادی که دارد، استفاده کنیم ولی گرفتار انحرافات آن نگردیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آگاهی از جایگاه رسانه برای جبهۀ انقلاب، فراتر از یک انتخاب، یک ضرورت تاریخی است. ولی مسئلۀ بنیادین اینجاست که توجه داشته باشید ما عموماً در فضای «تکنیک غربی» تنفس میکنیم که دارای سیطره و هیمنۀ خاص خود است. اگر فعالیت رسانهای با تأمل عمیق فکری همراه نباشد، فعالان این حوزه علیرغم تسلط بر فنون و ابزارهای تولید محتوا، ناخواسته در پازل رقیب بازی کرده و در «پرتگاه» هویتزدایی سقوط خواهند کرد و با توجه به اینکه رسانه در ذات خود پیچیدگیهایی دارد که اگر به درستی درک نشود، عملاً به نام مبارزه با رسانه در مسیری قرارمیگیریم که رسانه به دنبال آن است. در حالیکه چالش اصلی، تقابل میان «جهانی که رسانه میسازد» و «جهانی است که خداوند بر بستر سنتها بنا نهاده است». رسانههای مدرن بر پایۀ مدیریت ارادههای بشری، جهانی در راستای توهّمات بشری خلق میکنند؛ اما در اندیشۀ اسلامی، رسالتِ رسانه توجه به جهانی است که خداوند ساخته است و تفاوت ماهوی میان رسالت پیامبر اکرم«صلواتاللهعلیهوآله» و رویکرد ابوسفیان در مفهوم «تغییر جهان» نهفته است. ابوسفیان نماد تمدنی پیچیده بر بنیاد جاهلیت بود که حتی در قالب «سقیفه» و با پوستهای از شعائر دینی (همچون نماز) بازتولید شد؛ جهانی که در آن ارادههای بشری بر جایگاه حق تکیه میزنند، در حالیکه اسلام و دنقلاب اسلامی در این تاریخ، مخاطب را به سوی «سنن الهی» سوق میدهد. این همان مرز باریک میان «تفکر انقلابی» و نگاههای «ظاهرگرایانه» مانند جریان حجتیه است که آینده را صرفاً در تغییر صوریِ حاکمان میبینند، نه در استقرار انسانیت ذیل توحید. رسانه نباید ابزاری برای سرگرمیِ صرف یا تشدید تنشهای بیحاصل باشد. هدف غایی، ارائه یک «سیره» یا «سبک حیات» قدسی است که در آن «حضور در سنتهای الهی جاری در هستی» تجربه شود. ولی برنامههایی که صرفاً به دنبال مشغولسازی مخاطب هستند - حتی با تغییر ظاهرِ مجری از بیحجاب به باحجاب- همچنان در ساحت جهان مدرن باقی ماندهاند؛ چرا که جهان مدرن برای پوشاندن پوچیِ ذاتی خود، ناگزیر از «مشغولسازی» مداوم انسان است. مواجهِ با فضای مجازی به مراتب دشوارتر و پیچیدهتر از مبارزه با بتپرستی در صدر اسلام است. برای عبور از این بحران، بازگشت به «تفسیر المیزان» به عنوان یک ضرورت استراتژیک مطرح میشود. علامه طباطبایی در این اثر، قرائتی از دین ارائه میدهند که بر حضور در «سنن لایتغیّر الهی» استوار است. در صورتی که بدون تکیه بر آن مبانی نظری، حتی ممکن است فعالیتهای کثیر رسانهای رفقا به سلبریتیزدگی و استحاله در فرهنگ جهانی منتهی شود؛ اگر ذیل سنتهای الهی خود را قرار ندهیم و بر مبنای آن سنتها کار را دنبال ننماییم. راز آرامش و اقتدار امام خمینی و رهبری شهید«رضواناللهتعالیعلیهما»، زیستن در افق سنتهای الهی و داشتن «نگاه تاریخی» به پدیدههاست. فعالیت رسانهای زمانی ارزشمند و «عبادی» خواهد بود که در ذیل تاریخِ آغاز شده با انقلاب اسلامی و در جهت ظهور انسان کامل معنا شود. فعالان رسانهای باید متوجه باشند که آیا در تاریخ جدیدی که با انقلاب اسلامی و حضور تمدنی آن پیش آمده، تنفس میکنند، یا همچنان در اسارت زمانپریشیِ جهان مدرن هستند؟ تنها با این خودآگاهی تاریخی است که میتوان از دام چالههای رسانهای عبور کرد و به سوی حقیقت رهنمون شد، که این اول بحث است در سلسله بحثهای «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه»، در این بعثت تاریخی» عرایضی در این مورد شده که خوب است به آن مباحث رجوع شود. https://lobolmizan.ir/special-post/1771?mark=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA%20%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C#sound-row-5886 اینجا است که باید به هستیشناسیِ رسانه در افق انقلاب اسلامی نظر کرد و متوجه تقابل «سنن الهی» و «تکنیک مدرن» بود تا در رابطه با بحران تکنیک، ضرورت تأمل معرفتی در جبهۀ فرهنگی بیش از پیش جدّی گردد. موفق باشید
سلام علیکم: مجدداً بر حضرت استاد طاهرزاده تا همینجا خیلی مصدع شدم و همانطور که فرمودید این بحث دامنهدار و مفصل است. با این حال با توجه به اشتراک حداکثری در مبانی فکری و قرابت فکری با مخاطبان حضرت عالی، بنده مناسب دیدم با ذکر برخی دیگر از یافتههایم در عالم جزئیات و صغرویات بحث را ادامه دهم چون سخت معتقدم بدون شناخت عالم جزئی و عینی، بصیرتهای کلی ضامن توفیق و گشایش نیست الا ما رحم ربی. چارچوب تحلیلی استاد گرامی متشکل از اصولی چون توجه دادن به افق حیات معنوی متعالی برخاسته از لایههای عمیق معارف دینی است که اغلب چهرهها و پیروان انقلاب از آن غافل یا جاهل هستند. تأثیر حیاتبخش و نجاتبخش لمس این معارف آنچنان است که استاد گرامی مدارای سیاسی با جریان غربگرا را برای ظهور یک اجماع معرفتی جدید برای عبور از غرب و غربگرایی توصیه میکنند. این خلاصه آنچیزی است که بنده از مجموع تألیفات و فرمایشات شما در این سالها برداشت کردم و در این مختصر قابل بیان است. حالا بنده این تجویز کلی و کلنگر و آیندهگرایانة جناب استاد که با چاشنی خوشبینی عرفانی و مهدوی همراه است (و قطعا بیوجه نیست) را در کنار شناخت جزئی میدانی خود از گذشته و اکنونِ کارنامة حکمرانی فاجعهبار نظام و ارگانهایش میگذارم که شدیداً متأثر از فعالیت شبکه گسترده و مرتفع و عمیقِ نفوذ بوده که پیشاپیش امکانات سختافزاری و نرمافزاری شکلگیری هر اجماع معرفتی انقلابی را نیز از بین برده است! این بحث بسیار مفصلی است اما اجمالا برخی سرفصلهای کلی آن را ذکر مینمایم. این مطالب را به طور مفصلتر در کانالم در ایتا @criticalknowledge توضیح داده ام. ۱. سابقه فعالیت شبکه اطلاعاتی ناتو (خاندان ریپورترها) و شبکه زیتون (خاندان عالیخانی) در نظام سیاسی ایران قبل و بعد انقلاب با نظر به تحقیقات محققینی چون عبدالله شهبازی و پیام فضلینژاد. مطالب در کانال با هشتگ #شبکه_زیتون قابل دسترسی است. در ادامه نمونههای مهم از کارنامة نیرنگآمیز و خونین این شبکه را در جمهوری اسلامی ذکر میکنم. ۲. دستکاری و جرح و تعدیل در نیروی انسانی نخبه و فکور در جمهوری اسلامی از طریق: ۲.۱. قتل نخبگان انقلاب (مطهری و بهشتی): دلایل: نقش عامل اطلاعاتی ناتو از فرانسه در تشجیع گودرزی به ترور شهید مطهری؛ ۲.۲. شواهد فعالیت شبکه اطلاعاتی ناتو و شبکه زیتون در پوشش مجاهدین خلق طبق الگوی عملیات گلادیو در ایتالیا که ترورهایی چون ترور شهید بهشتی و دیگران به اسم گروههای چپ تمام شود و نه سرویسهای غربی. نتیجة فرعی: مشروعیتزدایی از ایدئولوژی چپ با هدف اعاده هژمونی لیبرال. ۲.۳. تماس برقرار کردن با چهرههای سیاسی طرفدار سازش چون هاشمی و روحانی در ماجرای مکفارلین ضمن ایجاد روابط سازمانی مخفی و حمایت سیاسی از آنها با هدف تغییرات اساسی ضدانقلابی در سیاستهای پسا-خمینی. کد خاص: شبکه زیتون اسرائيل واسطه مذاکرات هاشمی-روحانی با دولت نومحافظهکار یهودی ریگان است. منوچهر قربانیفر از اعضای این شبکه است. ۲.۴. انزوای اجباری نخبگان انقلابی باقیمانده برای حذف موانع تجدیدنظرطلبی ضدانقلابی: نمونهها از دیروز: انزوای سید مرتضی آوینی و سید عباس معارف و داوری اردکانی بعد از جنگ. نمونههای اخیر: تبلیغات عجیب داير بر دروغ و هتاکی در فضای رسانهای و مجازی علیه چهرههای سیاسی نخبه انقلاب مانند احمدینژاد، جلیلی، حسین شریعتمداری، فؤاد ایزدی، رسایی، ثابتی، صمصمامی، جبرائيلی و ..... شاهد: در برخی از اکانتهای هتاک به نخبگان انقلابی، سوابق قضایی و امنیتی دیده میشود که به نظر میرسد آلت دست شبکه نفوذی در دستگاه اطلاعاتی و قضایی شدهاند ۲.۵. شاهد خاص برای اینکه یک برنامه سازمانیافته تحت هدایت شبکه اطلاعاتی دشمن برای استحاله فکری نخبگان در جریان بوده است: سیل ترجمه کتب اندیشه سیاسی لیبرال بعد از انقلاب به دست عزتالله فولادوند فرزند یکی از عوامل بلندپایه رژیم سابق در وزارت نفت که پایگاه منافع کنسرسیوم بود و سابقه همکاری فولادوند با انتشارات بهایی قبل انقلاب. (منبع: ارتش سری روشنفکران، پیام فضلی نژاد) ۲.۶. برکشیدن چهرههای فکری نفوذی مؤتلف با طبقه حاکمه غرب در نظام دانشگاهی و تصمیمسازی جمهوری اسلامی با هدف استحاله فکری فارغالتحصیلان دانشگاهی و دادن مشورتهای استعماری به مسئولین بلندپایه. نمونه خاص قابل اثبات: محمود سریعالقلم با روابط سازمانی نزدیک و واضح با شبکه اندیشکدههای خاندان راکفلر (داووس، بیلدربرگ، کارنگی) و دیدار شخصی (طبق اعتراف خودش) با دیوید راکفلر ملعون که مؤتلف آمریکاییِ بزرگِ خاندان یهودی روچیلد اروپایی، مؤسسین اسرائيل هستند. ۳. بسیار مهم: توطئههای ترکیبی شناختی-امنیتی برای بیآبرو کردن جریان انقلاب و حزباللهی و اثبات عینی تبلیغات ناتوی فرهنگی دایر بر اندیشه لیبرال جدید و دال بر بدعاقبتی ایدئولوژیهای آرمانگرا: ۳.۱. قتلهای زنجیرهای با عاملیت نفوذی بلندپایه شبکه زیتون، سعید امامی، بهایی و یهودی مخفی متظاهر به اسلام و تقوا در وزارت اطلاعات. ۳.۲. حادثه کوی دانشگاه با آلت فعل کردن برخی جوانان حزباللهی و هدایت آنها به داخل کوی و ضرب و شتم دانشجویان کوی با زنجیر و میلگرد!! (این جنایت نه توجیه دینی داشت نه توجیه سکولار سیاسی یا امنیتی. دانشجویان معترض به قتلهای زنجیرهای و بستن روزنامه سلام بعد از یک تظاهرات مسالمتآمیز در بیرون کوی با شعارهای نه چندان تند، به کوی برگشته بودند و داشتند میخوابیدند!). ۳.۳. این دو حادثه مشکوک عجیب که علی الظاهر به دست نیروهای حزباللهی انجام شد موجب طلاق عاطفی و فکری گسترده و دائم جامعه دانشگاهی و فعالین سیاسی و رسانهای با نظام ولایت فقیه و جریان انقلابی شد و تصویر ناتوی فرهنگی از انقلاب دایر بر آرمانگرایی سرکوبگر، وحشی و متحجر را جا انداخت. با این حال، این همه، حاصل طراحی و هدایت شبکه زیتون بود با حضور جدی در وزارت اطلاعات کشور! یکی از واکنشهای سیاسی بزرگ موارد ۲.۵ و ۳، ظهور جریان تجدیدنظرطلب اصلاحات بود که به آرمانهای انقلاب پشت کرد و تا امروز بر کشور حاکم است. ۴. ترویج سیستماتیک فساد مالی در بین مسئولین برای نمکگیر کردن آنها و امکان کنترل و تأثیرگذاری بر آنها. شاهد عام: سونامی عجیب فساد در نظام برآمده از انقلاب اسلامی و ولایت فقیه. شاهد خاص: افشاگریهای آقای احمدینژاد از حضور شبکه زیتون در وزارت اطلاعات و نقش آن در ترورها و سرکوبها و شورشها و مفاسد مالی مسئولین: https://eitaa.com/criticalknowledge/2744 https://eitaa.com/criticalknowledge/3330 https://eitaa.com/criticalknowledge/6252 https://eitaa.com/criticalknowledge/6286 ۵. از دهه ۱۳۸۰ با ظهور موفقیتهای فوقالعاده نیروهای نظامی در عرصه موشکی و منطقهای شبکه زیتون اقدامات ترور گسترده خود را علیه دانشمندان و سرداران آغاز کرد. ترورها به راحتی با توجه به حضور شبکه در وزارت اطلاعات و دسترسی به تمام اطلاعات محرمانه کشور صورت میگیرد. آقای احمدینژاد در این باره مطالب خاصی را افشا کرده است در همان لینکهای بالا. ۶. از دستکاری شبکه در اندیشه اقتصادی پساجنگ نیز بگذرم. اجمالاً اشاره میکنم به برنامه تبادل دانشجوی گروه اقتصاد شریف تحت ریاست مسعود نیلی با دانشگاه شیکاگو (متعلق به خاندان راکفلر) که جالبترین خروجی آن مدنیزاده وزیر اقتصاد فعلی است! ۷. در رابطه با جزئیات عملیاتی، احتمال جدی استفاده از پرستوهای موساد برای مسئلهدار کردن مسئولین مانند پرونده جفری اپستین وجود دارد. کد جالب: جفری اپستین با عدنان قاشقچی از دستاندرکاران معاملات ایران-کنترا ارتباط داشت و از نقش شبکه زیتون اسرائيل نیز در مذاکرات مکفارلین پیشتر گفتم. ۸. لذا شبکه زیتون اسرائيل و شبکه اطلاعاتی ناتو از انگلیس (تحت هدایت روچیلدها) با یک دستکاری گسترده در نظام سیاسی و اندیشهای کشور از طریق عملیاتهای ترکیبی شناختی-امنیتی، ترورها، حذف یا انزوای چهرههای نخبه انقلاب و برکشیدن متفکرین وابسته استعماری، نظام را به قهقرا برده است. ۹. نتیجه نهایی اینکه بدیهی است رسیدگی به این هیولای امنیتی نفوذ و فریبخوردگان و وابستگان و آلت دستهای مستقیم یا غیر مستقیم آن (مانند پزشکیان و قالیباف)، خیلی با بحثهای اندیشهای و فلسفی ممکن نیست. شبکه نفوذ با امکانات سختافزاری و عواملش، اصولا اجازه شکلگیری دیالوگهای معرفتی که موجب تنبه جریان روشنفکری شود را نمیدهد و به افرادی که توان دیالوگ معرفتی دارند نیز میدان نمیدهد. عاقبت خونین شهید مطهری و بهشتی و عاقبت شاگردان مرحوم فردید شاهدی بر این امر است. اگر راه معرفتی ممکن باشد تنها با افشای تاریخ ناگفته عملیات پیچیده شناختی شبکه نفوذ مسیر است که آن هم اغلب با استنکار و انکار جریان روشنفکری/اصلاحات تحت عنوان تئوری توطئه مواجه میشود. حملات عجیب به صدا و سیما برای حذف آخرین پل ارتباطی جامعه فکور انقلابی با عامه مردم در این راستا است. انگ تندرو زدن به چهرههای نخبه انقلاب نیز در همین راستا است. ۱۰. نتیجه نهایی: بدون رسیدگی پژوهشی و عملیاتی به نقش گسترده شبکه نفوذ در شؤون مختلف نظام و کشور، دیالوگهای معرفتی و فلسفی به تنهایی بسیار بعید است تحولی در تفکر سیاسی غالب کشور ایجاد کند. چنانکه قبلا عرض شد بنده در کوتاه مدت نیز برخود انتقادی جدی با جریان وفاق که متأثر از تفکر استعماری و شبکه نفوذ است را ضروری میدانم چون دقیقاً در راستای نجات اسرائيل و فرصت دادن به دشمن برای طرحهای براندازانه بعدی عمل میکند. عذرخواه از تصدیع و تشکر از حسن توجه استاد ربانی
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که درhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23124 عرض شد ما را گفت و گویی در میان است بدون آنکه بنده بخواهم امری را به جناب عالی و امثال جناب عالی آموزش دهم .
نمیدانم باید سبکی که ما در جهان باید حاضر شویم را مدارای سیاسی بنامیم یا تذکر به افقی که بشر جدید در معنای خود سخت بدان نیاز دارد. مطالب آقای فضلی نژاد و مطالب مربوط به آن نگاه را سالهای گذشته دنبال میکردم و البته مهم افقی است که از طریق انقلاب اسلامی در مقابل مردم ما گشوده شد و در این راستا بسیاری از نقشههای جریانهایی که متذکر شدید به طور طبیعی خنثی شد و ملاحظه فرمودید که چگونه افراد و جریان هایی که نام بردید به حاشیه رفتند به همان معنای عبور از آنها در عین آگاهی کلی از نقشه آنها که رهبر شهیدمان تحت عنوان تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی به طور معجزه آسایی انقلاب را از آن نقشههای بسیار پیچیده عبور دادند و حال ما بودیم که با حضور انقلابی مردم آنان را در میدان انفعال هرچه بیشتر مجبور کردیم تا با ناشیگریهای هرچه بیشتر جایگاه خود را خراب و خرابتر کنند هرچند تا آنجایی نفوذ داشتند که گویا آن رهبر شهید فرموده باشند حتی در پشت اتاق من هم جاسوس هست و عجیب است که ما را حضور دیگری در این تاریخ به میان آمده که اگر بر آن تاکید نماییم همانطور که اسلحههای آنها با همه آن قدرت کاری از پیش نبرد سایر فعالیتهای آنان با همه پیچیدگی هایش کاری از پیش نمیبرد مشروط بر آنکه بر افق قدسی و تمدنی خود بسیار حاضر باشیم آنطور که آن رهبر شهید بر آن تاکید داشتهاند اینجا است که باید بر مسیر اصلی انقلاب اسلامی تاکید شود وگرنه همانطور که متذکر شدهاید امثال آقای احمدی نژادها با روبرو شدن با آن باندها گمان میکنند که انقلاب در همین محدودهها متوقف میشود و به جای آنکه همانند آن رهبر شهید سعی کنند با روحی که در کلیت نظام و انقلاب دمیده میشود جهتگیری مردم ما را به سویی ببرند که هزاران حججیها و حاج قاسمها به میان آیند که گوششان بدهکار آن جریانی که متذکر آن هستید نباشند، امری که بنده نیز در طول زندگی خود آن را تجربه کردهام. راستی اگر آقای احمدی نژاد ذیل آن رهبر شهید خود را ادامه میداد بهتر بود و یا اینکه راه دیگری را دنبال کرد و نتیجه آن بیثمری شد با آن همه استعداد؟ چه شد که آقای احمدی نژاد با روبرو شدن با آن جریانهای فاسد که به نامهای مختلف در انقلاب نفوذ کرده بودند خود را باخت؟ آیا به جهت عدم درک حضور تاریخی انقلاب اسلامی نبود که کلیات موضوع را متوجه نشد؟ اینجا است که اجازه دهید باز تاکید شود آری صغرویات در جای خود مهم است ولی به جای مشغول شدن به آنها باید با تاکید بر جایگاه قدسی و تمدنی انقلاب اسلامی به طور معجزه آسایی از آنها عبور کرد. تجربه بنده که بیگانه نسبت به انقلاب و به جهت مسئولیتهای اجرایی که داشتهام نسبت به آنچه فرمودید نیستم، تاکید بر آن دارم که به حضور نرم انقلاب اسلامی بسیار باید بیندیشیم تا آنجایی که ملاحظه فرمودید چگونه عراقی که صدام حسین از آن خود میپنداشت و آنگونه به ما حمله کرد امروز این چنین به استقبال رهبر شهید آمدند و این است جایگاه ما برای عبور از همه صدام حسین های داخلی با حضور مردمی که در دل اجتماع شبها در میادین و حضور در آن تشییع فوق العاده ما نه تنها از اقتصاد لیبرالی عبور میکنیم حتی مطمئناً نظام اداری فردای ما نظام سیطره بروکراسی نمیباشد https://eitaa.com/matalebevijeh/23127 و البته نظر بنده نسبت به آقای قالیباف با نظر جناب عالی متفاوت است و همین جا است که اگر تمدنی بیندیشیم به جای حضور در تاریخ ردّ و یا قبول افراد سعی بر فهم و نگاه آنان خواهیم داشت و به آیندهای نظر میکنیم که در رابطه با آن آینده رهبر شهید مان فرمودند: «اگر ایراندوست هستید، یکی از علائم و شاخص های ایراندوستی شما این است که امیدآفرینی کنید؛ اگر یاسآفرینی کردید، نمیتوانید بگویید ایراندوستید. شاخصِ عمدهی ایرانستیزی یاسآفرینی است، امیدسوزی است، القای ناتوانی است، القای بنبست است؛ اینها شاخص های ایرانستیزی است.» ( ۱۴۰۱/۰۸/۲۸). با آرزوی توفیق برای جناب عالی و احترام به دغدغههای ارزشمندتان. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار وقت شما بخیر: متن سوال یکی از دوستانم رو خدمتتون ارسال میکنم، ممنون میشم در حد اقتضا پاسخی مبسوط ارائه بفرمایید: «از استادتون بپرس: من یه دوستی دارم جاهله چکار کنه مادر جاهلتری نباشه و بتونه از حجاب و ... برای بچه اش ضد خدا درست نکنه؟»
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ حساسی است. عرایضی تحت عنوان «تقابل آزادی و حجاب چرا؟» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&tab=sounds شده است. امید است که این مادرِ دلسوز و فهمیده، بتواند در دلِ یک گفتگو فرزند خود را به انتخاب حجاب برساند. عرایضی تحت عنوان «چادر، یا حجاب کامل بدون چادر» در سؤال و جواب شمارۀ 41802 شده است، خوب است به آن رجوع شود. موفق باشید
سلام علیکم: اخیرا صوتی از آقای نبویان در رابطه با مواردی که باید با آمریکا در مذاکره پیش بیاید مطرح شده است https://eitaa.com/sabety_ir/6485 ظاهراً مفاد این متن به هیچ وجه با آرمانهای رهبر انقلاب و مردم خیابان و میادین نمیخواند. خواستم نظر جنابعالی را در این مورد بدانم.
باسمه تعالی. سلام علیکم: بنده آن صوت را شنیدم و در نقد سخنان و برداشت ایشان خوب است که سخنان آقای احمد برزگر بفرویی، از کارشناسان مسائل سیاسی را هم بشنوید https://eitaa.com/barzegar1359/4012 اینجاست که باز باید تاکید شود که بیش از پیش باید ذیل حضور تاریخی خود که با این پیروزی بزرگ به دست آمده است فکر کنیم و همدیگر را بیشتر بفهمیم.
به خصوص که جناب استاد مهدی محمدی در فایل شماره ۴۵ خود در 17 خرداد 1405 https://eitaa.com/mohammadi61/969 از دقیقه هشتم آن فایل تذکر میدهند که در مذاکرات هیچ توافقی صورت نگرفته و به گفته ایشان با مواضعی که آمریکا گرفته اساساً معلوم نیست توافقی صورت بگیرد زیرا ما در موضع قدرت قرار داریم. میفرمایند این دوستانی که این حرفا را در مورد متن میزنند، نه متنی دیدهاند و نه از جریان مذاکرات باخبر هستند. آمریکا میدونه که باید به ما امتیاز بده و در این متن امتیازهای قابل توجه مطرح شده است هرچند هنوز توافقی وجود نداره. چطور آدما انقدر با قاطعیت ارزیابی میکنند و بارها گفتم چیزی نهایی نشده، یه جوری حرف میزنند که انگار کشور دچار تشدد و چند پارگی شده. روزهای آینده نشون خواهد داد که تا حالا اینجور نبوده و از این به بعدم اینجوری نیست و از این جهت ما باید از مشاجره داخلی خودداری بکنیم. بالاخره کار بزرگ هزینه داره دیگه همه ما باید آماده باشیم که بخشی از این هزینه باشیم و دلیلشم اینه که تو موضوعات کلیدی هنوز آمریکا اون امتیاز رضایت بخشی رو که باید بده نداده .
از جناب آقای ثابتی انتظار میرفت که اگر فایل سخن آقای نبویان را در کانال خود میگذارند، برای کمک به کاربرانشان نگاه و نظر افراد دیگر را که در این مورد نظر متفاوت دارند مطرح کنند در این حالت هست که میتوانیم همدیگر را بیشتر بفهمیم. امری که برای حضور در جهان آینده با شخصیت تمدنی باز میباشد. موفق باشید
سلام و علیکم آقای طاهرزاده 1_ توحید از سه بخش ذات،صفات،افعال تشکیل شده؛ چگونه توحیدم رو قوی کنم؟ 2_ با توجه به حدیثی که امام صادق فرمودند اعرف امامک و... چرا باید امام زمان رو بشناسیم؟ 3_برای مطالعات در عرصه مهدویت ، چه موضوعاتی رو پیشنهاد می کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- توحید حقیقی همان توحیدی میباشد که به حکم «من عرف نفسَهُ عرف ربّه» با معرفت نفس پیش میآید و این تقسیمات سه گانه مربوط به مباحث استدلالی در مقابل منکران توحید است 2- امام زمان«عجلاللهتعالیفرجهالشریف» نهایتِ انسانیت انسان میباشند و از این جهت باید آن جایگاه، شناخته شود. 3- در این مورد میتوانید به کتاب «بصیرت و انتظار فرج»https://lobolmizan.ir/book/244 رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده 1_انسان باید برای این که خدا را بشناسد باید خودش را بشناسد. به فرموده ی حضرت علی علیه السلام :من عرف نفسه و فقد عرف ربّه و يا به فرموده ی دیگر آن حضرت علیه السلام : کسی که خودش رابشناسد به نهایت هر علم و شناختی می رسد ولی برای خودسازی، انسان نیاز به ارتباط با انسان های دیگر و ارتباط با اشیاء دارد ولی هایدگر می گوید وجود انسان با وجود گیاهان ربط ندارد ولی این حرف هایدگر کاملا غلطه. نظرتون در رابطه با این حرف هایدگر چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. جایگاه سخن هایدگر جایگاه خاصی می باشد که نمیتوان به این راحتی ها نظر داد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی: میخواستم موضوعی را مطرح کنم که فکرم را مشغول کرده و نظرتان را بدانم. عادي شدن یاد امام زمان: انسان ها در سختی و مصیبت یاد خدا میکنند و ممکن است حتی ساعت ها با گریه و التماس و دعا از خداوند بخواهند امام زمان ظهور کنند، اما همین آدم به محض اینکه آسایشی بیاید یا اینکه به روال سختی اش عادت کند همه چیز را فراموش میکند و به زندگی خود در کمال آسایش ادامه میدهد. امروز که مدتی از بمباران ها میگذرد، حال خود را با حال روزهای ابتدایی مقایسه کردم که رهبر عزیزمان را شهید کردند، روز اول دستم به هیچ کاری نمیرفت و تمام فکرم مشغول این قضیه بود، غذا از گلویم پایین نمیرفت، اما حال میبینم دوباره این غذاها برایم رنگ و لعاب دارد، با خودم گفتم مسئله ظهور امام زمان همین است. بزرگان تذکر میدهند که باید منقطع شد، باید واقعا از ته قلب امام زمان را بخواهیم، نه اینکه احساساتی بورزیم و این احساسات با هر نسیمی به راحتی بیاید و برود، اما انقطاع به چند صباحی گریه و ناراحت بودن نیست، این آدم باید به جایی برسد که همچون یاران نزدیک ائمه (مانند سید عبد الکریم محمودی تهرانی) اصلا بدون امامش نتواند تصور کند چطور میخواهد زندگی کند و بدون امام دِق کند و بمیرد. وضعیت این آدم ها طوری است که اگر از همان ابتدا کشوری به نام اسرائیل یا آمریکا نبود، دور هم حتی تا ده ها هزار سال میتوانستند زندگی ای شان را با همین خوردن و خوابیدن و شغل و دانشگاه بگذرانند و هر دفعه ای یک دعای ندبه ای هم بخوانند، آنگاه امام زمان می آمدند و مردم میپرسیدند اصلا برای چه آمدید! احساس میکنم هنوز قلب ها به آن بلوغ نرسیده است که امام زمان را برای محبت به ایشان بخواهند، بلکه امام را جهت رفع حوائج و بلا ها میخواهند. مهم ترین مسئله اینکه این انسان ها اگر واقعا امام را میخواستند و از دنیا سیر بودند، ابتدا از گناهان خود توبه میکردن و نفوس خود را به رنج و سختی میانداختند، شهید شدن به این نیست که (بدون در نظر گرفتن تعریف فقهی شهادت) یک بمب بر سرمان بخورد و بمیریم، در حالی که کارنامه مان پر از سیاهی است، اعمال و افکار و نیاتمان پر از آلودگی و عدم طهارت است، شهید شدن یعنی عالم شدن و برای اسلام مفید بودن، برای خدا هیچ شدن، چه بسا علماء بدون اینکه دشمن آنان را بکشد، میمیرند اما شهیدند. شاید یکی از حکمت های اینکه این مسائل در هنگام رمضان پیش آمد و رهبر عزیزمان هم در این ماه شهید شدند و اینکه صیحه آسمانی قبل از ظهور در ماه رمضان و محرم است، این باشد که در این ماه ها به دلیل اینکه شیاطین اسیر هستند، انسان راحت تر میتواند به عالم معنا وصل شود. پس میفهمیم تمام ماجرا در این خلاصه میشود که انسان باید از هر چیزی دل بکند فقط خداوند را ببیند. البته با این همه زرق و برقی که در آخرت الزمان اطراف آدم ها را گرفته و این همه بستر عدم طهارت مانند بانک های ربوی، میتوان درک کرد که چرا پیامبر عزیز اسلام فرموده اند: زمانی بر مردم خواهد آمد که صبر نمودن در برابر مسائل دین ـ و عمل به دستورات آن ـ همانند در دست گرفتن آتش گداخته است. نتیجه اینکه باید انسان ها به درکی برسند که محبت گونه امام را بخواهند، به دور از احساسات زود گذر و نفسانی و با دل کندن از هر چیزی دنیایی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که صبر و پایداری تنها در بستر حضور در سنت معنا می دهد وگرنه انسان گرفتار شتابزدگی و تهاجمهای پیشدستانه میشود. در بستر صبر و با نظر به سنتهای لایتغیّر الهی، آینده بیش از حضوری که آغاز شده است ادامه مییابد و این است معنای «انتظار» در فرهنگ مهدیت که نه حضور در آن به صورت یک آرزو میباشد و نه در آن انتظار نوعی اُبژگی و باوری مفهومی در میان است و نه آنچنان است که آن حضور تماماً در نزد ما و در اختیار ما باشد، ولی با «صبر» و «پایداری» ما آن حضور به ظهور میآید، به همان معنایی که رهبر شهیدمان فرمودند: «اگر مقاومت کردید قلهای فتح میشود که از بعد از زمان رسول خدا تا الآن انجام نگرفته...». و اینجا است که باید در موضوع فرهنگ انتظار، بیش از پیش بیندیشیم و به آیندهای که در اکنونِ خود به آن فکر کردهایم، امیدوار باشیم. اخیراً عرایضی تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» شده است. ان شاءالله صوت آن در اسرع وقت در اختیار رفقا قرار میگیرد. موفق باشید https://eitaa.com/soha_sima/5591
