بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
167

بدون عنوان**بازدید:

متن پرسش
درباره برهان علیت ومعلول بودن انسان توضیح دهید.
متن پاسخ

سلام علیکم
به شرح کتاب از برهان تا عرفان رجوع فرمائید .موفق باشید

25293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: در کتاب لیله القدری فاطمه زهرا (س) در یک روایت اشاره کردید جبرئیل به حضرت آدم در خصوص فاطمه زهرا (س) همسر و فرزندانش فرمود ۴ هزار سال قبل از خلقت شما آنها را آفریده در روایت دیگر در خصوص سوالی که از رسوال خدا (ص) در باره عالین شده اشاره به خلقت دو هزار ساله آن بزرگواران شده تفاوت این سالها در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً این روایات نظر به کثرت دارند و نه به تعداد مخصوص. موفق باشید

13639
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز، بی ادبی مرا در سؤال قبلی ام ببخشید (سؤال 13615). خداوند در قرآن کریم دو بار فرموده: «یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة» (سوره ی جمعه آیه ی 2 و سوره ی آل عمران آیه ی 164» اما یک بار در قرآن فرموده: «یعلمهم الکتاب و الحکمة و یزکیهم» (سوره ی بقره،آیه ی 129) دلیل این تفاوت در چیست؟ چرا در دو آیه، تزکیه را مقدم بر تعلیم کرده است ولی در آن یک آیه، تعلیم را مقدم بر تزکیه کرده است؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت اللّه جوادی«حفظه‌اللّه» می‌فرمودند که از آن‌جایی که تزکیه نیز نیاز به علم مخصوص به خود را دارد، قرآن در آیه‌ی 129 سوره‌ی بقره، تعلیم را مقدم داشته تا انسان به کمک کتاب و حکمت، علمِ به تزکیه را بیاموزد و حال چنین انسانی که تزکیه شده است را منوّر به علم و حکمت می‌کند و در چنین حالی است که کتاب و حکمت برای او و برای جامعه مفید می‌افتد. موفق باشید

13043

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد بزرگوار بنده علاقه مند به ورود به حوزه هستم (البته شاید هم علاقه مند به مباحثه دینی هستم و فکر می کنم به طلبگی علاقه مندم) اما خب شرایط جسمانی حقیر و شاید هم مقداری از نظر سبک به حوزه نمی خورم یعنی فکر می کنم که شاید به مشکل برخورد کنم! و اینکه الان با این نگاه می خواهم وارد حوزه شوم که احتمالاً ملبسم نشوم (به دلایل جسمانی)! آیا ورد بنده به حوزه درست است یا اینکه خودم مباحث را پیگیری کنم و وارد حوزه نشوم!؟ چون فکر می کنم شاید صحیح نباشد پول امام زمان(عج) برای بنده خرج شود!! امکان حضور مستمع آزاد هم دارم یعنی می توانم مستمع آزاد دروس حوزه را شرکت کنم! استاد اگر امکان دارد به بنده مشورت دهید و راهنمایی کنید! با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهت حضور در حوزه لازم نیست که شخص حتماً معمم شود و منبر رود. در حوزه کسانی هستند که بدون ملبس‌شدن به لباس روحانی در حال تدریس هستند. ولی اگر تشخیص داده‌اید که نمی‌توانید حوزه بروید لازم نیست همه‌ی دروس را دنبال کنید، دروسی که مبانی عقیدتی و اخلاقی شما را شکل می‌دهد، پیگیری نمایید. موفق باشید

12876
متن پرسش
با عرض سلام و وقت بخیر: 1. من به تازگی با سیر مطالعاتی شما آشنا شده ام و کتاب های «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» را مطالعه کرده ام و برخی از حقایق برایم روشن شده است و دیدم نسبت به دنیا و مرگ تا حدودی تغییر کرده همین موضوع باعث شده که به دیگرانی که با این مسائل اشنا نیستند و از معارف بهره ی چندانی ندارند و دنبال کسب آن هم نیستند به چشم حقارت بنگرم و شاید خود را برتر از آنها بدانم و گاهی این سوال ذهنم را درگیر می کند که چرا خدا مرا هدایت کرده و می کند ولی بعضی ها را نه. و این که چطور عرفا با این که واقعا به مراتب بالایی دست یافته بودند دچار خود بزرگ بینی نمی شدند؟ 2. چه کنیم با وجود موفقیت در امری (مثلا قبولی در کنکور) دچار غرور نشویم؟ و آن را وسیله ای برای پز دادن قرار ندهیم؟ 3. وقی خبر فوت شخصی را می شنویم باید برای او خوشحال شویم یا ناراحت؟ و اینکه در کتاب آشتی با خدا آورده اید که امام سجاد (ع) می فرمایند: وقتی بدن مومن را غسل می دهند به روح او گفته می شود آیا دوست داری به بدنی که در آن بودی برگردی؟ می گوید چه خواهم گرفتاری و غم و اندوه را؟ منظور از مومن چه جور مومنی است؟ باید حتما در حد عرفا مثلا آیت اله بهجت باشد که چنین پاسخی بدهد یا همین که یک انسان معمولی باشد که به نماز و روزه و واجبات مقید بوده (مثل اکثر مردم) او هم دیگر طالب بازگشت به بدنش نخواهد بود؟ و اینکه در قرآن می فرماید: چون مرگ یکی از آنها فرا رسد گوید مرا به دنیا باز گردان که اگر برگردم عمل صالح انجام دهم پس این آیه درباره ی چه کسانی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- گفت: «هر عنایت که داری ای درویش / هدیه‌ی حق بدان، نه کرده‌ی خویش!» ما چه می‌دانیم، شاید آن‌هایی که ما به ظاهر لااُبالی می‌دانیم حق برایشان روشن نشده است نه آن‌که معاند باشند 2- چرا موفقیت‌های دنیایی را مهم بدانیم که دچار غرور شویم؟! 3- وقتی شخص مورد اُنس ما رحلت می‌کند به جهت آن‌که مأنوس خود را از دست داده‌ایم اشک می‌ریزیم، نه آن‌که نگران آن باشیم. آری! انسان مؤمنی که شوق ارتباط با خدا را دارد در جواب ملائکه‌ای که به او می‌گویند، می‌خواهی برگردی، می‌گوید: چه می‌خواهم دنیای غم و دردسر را؟ برعکسِ کافران و معاندان که التماس می‌کنند «فرجعونی لعلی اعمل صالحا» و دروغ می‌گویند. موفق باشید

12118
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و خدا قوت، در صورت صلاحدید می توانید در سایت قرار ندهید. با توجه به سفارشات رهبری مبنی بر خرید کالای ایرانی من فکر می کنم دلایل یا به عبارتی بهانه های زیادی برای خرید کالای خارجی وجود دارد. از جمله: ساخت ایران کیفیت ندارد و باعث اتلاف پول می شود، با توجه به اینکه درآمدم از خودم نیست بابت این خرید سرزنش و منع می شوم، شایع است که داروها و محصولات بهداشتی خارج موثرتر و با عوارض کمتر هستند،.... از این وسوسه ها خسته شدم. خجالت می کشم. حس می کنم نمی توانم در این امتحان که فرمانبرداری از امامم است پیروز باشم. چگونه درست فکر و عمل بکنم آیا درست است برای اطاعت جلوی همه چیز ایستاد اگرچه به ضرر باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در اطاعت از رهبری عزیز«حفظه‌اللّه» آن‌قدر برکات دنیایی و آخرتی هست که قابل مقایسه با این ضررهایی که می‌فرمایید نیست، و در پشت‌کردن به سخنان آن مرد الهی که حکم خدا را در این تاریخ برای ما روشن می‌کند، آن‌قدر ضرر هست که قابل مقایسه با آن ضررهایی که می‌فرمایید نمی‌باشد. دستور مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» را یک دستور سلوکی بگیرید تا حجاب‌های ظلمانی‌تان رفع شود. موفق باشید

11992
متن پرسش
سلام علیکم: پسر 5 سال و نیمه من مرتب در مورد حشر حیوانات می پرسد و هر حیوانی که می میرد سوال می کند که کجاست و بنده دقیقا اطلاعی از سرنوشت نفوس حیوانات پس از مرگ نداشتم. لطفا جواب صحیح را بفرمایید تا بنده پاسخش را صحیح و کودکانه بدهم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر موجودی که برای خود نفس دارد اعم از گیاه یا حیوان و یا انسان، روح او بعد از مرگ در عالم برزخ و قیامت حاضر است منتها در مورد گیاهان و حیوانات عموماً حشر آن‌ها کلّی است یعنی همه‌ی گیاهان به یک روح برمی‌گردند و عموم پرندگان به یک روح برمی‌گردند و همین‌طور سایر چهارپایان هرکدام به روح کلّی جنس خودشان برمی‌گردند زیرا انتخابی در زندگی زمینی نداشته‌اند که مثل انسان‌ها هرکدام یک شخصیت جداگانه داشته باشند. موفق باشید

11055
متن پرسش
سلام علیک استاد بزرگوار: بنده مدتی است که اهمیت خواندن نماز برام از بین رفته و این در حالیه که پیش از این خداوند توفیق داده بود که به خواندن نماز در اول وقت اشتیاق داشته باشم و نمازهام را اول وقت بخونم. البته حدود یک سال بود به دلیل بچه دارشدن و کم‌شدن ساعت خوابم در شبانه روز که به 3 ساعت اون هم پراکنده نه پشت سر هم، رسیده بود، نماز صبحم اغلب قضا می‌شد. استاد: نمی‌دونم چرا یکدفعه این طور شد، همه‌چیز داشت خوب پیش می‌رفت، چند ماهی بود که خدا توفیق داده بود بعد از نماز با فرازهای اول زیارت آل یاسین به مولامون حضرت صاحب الامرعلیه السلام سلام بدم و کم‌کم احساس می کردم که از این طریق دارم با امامم ارتباطی هرچند کوچک برقرار می‌کنم. محرم امسال هم از خدا خواستم که توفیقم بدهد تا با معرفت بیشتر برای امام حسین‌علیه‌السلام اشک بریزم، خداوند هم اجابت فرمود و محرم امسال برام عالی‌تر از همیشه شد، از لحاظ معرفت به واقعه‌ی کربلا. حتی بعد از دهه‌ی اول ماه محرم هم خدا توفیق داد از محضر عالم بزرگواری که مورد تایید شما هم هست، فیض ببرم. ولی نمی‌دونم چرا یکدفعه همه‌چیز به‌هم ریخت و اهمیت نماز برام از بین رفت و زیاد پیش میاد روزی که همه‌ی نمازهام قضا میشه، چون به دلیل بچه‌داری به‌تنهایی و بدون کمک تقریبا وقت فراغت در طول شبانه روز ندارم. البته ناگفته نماند که حرف‌های اون عالِم، تلنگری به نفسم زد تا دوباره عقاید و اعمالم را بازخوانی کنم. این‌که قلباً از بی‌اهمیت‌شدن نماز در نظرم و قضاشدن نمازهام ناراحت نمیشم بیشتر نگرانم میکنه، لطف کنید و راهنماییم فرمایید تا از این وضع خارج بشم، می‌بخشید که طولانی شد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکال در شرایط جدیدی که برای انسان پیش می‌آید آن عقاید قبلی نیاز به بازخوانی دارد و إن‌شاءاللّه همین‌که در رعایت وظایف الهیه پایداری کنید، استیلای نور حق خود به خود شما را متوجه روحانیت جدید می‌کند. در ضمن فراموش نکنید تا زمانی که مادر به فرزندش شیر می‌دهد خداوند گناهی برای او ثبت نمی‌کند، بدین معنا که از کوتاهی‌های او که با بچه داری برایش پیش می آید اغماض می‌کند. موفق باشید
9416
متن پرسش
سلام علیکم: میخواستم نظر جناب عالی در مورد این مقاله با نام «خودسازی و دیگرسازی» بدانم. http://www.rajanews.com/detail.asp?id=195041
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این یک حرف اساسی و منطقی و راه‌بردی است اگر معتقد باشیم که انقلاب اسلامی باید با هویت اسلامی‌اش ادامه یابد. موفق باشید
8914
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز. نظر شما در خصوص تحولات عراق و هجوم وحشیانه داعش چیست؟جایگاه تاریخی این افراط گرایی مذهبی را در کجا می دانید؟ آیا این موضوع یک پدیده صرفاً سیاسی است که توسط غرب و عربستانبه وجود آمده است یا اینکه خواستگاه دینی و مذهبی هم دارد که یکی از عوامل بروز آن زندگی در دوران قبل از ظهور است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه تحلیل‌گران مطرح می‌کنند در رابطه با افراط‌گرایی دینی و تحریکات غرب و ارتجاع عرب، آن چیزی است که ما باید مدّ نظر داشته باشیم و امیدوار باشیم از این طریق جبهه‌ی ارتجاع عرب بیش از پیش ضعیف گردد و موضوع حوادث قبل از ظهور را فعلاً نمی‌توان مدّ نظر داشت. موفق باشید
7851
متن پرسش
سلام علیکم. نظر شما در مورد سخنرانی حضرت آقا در حرم رضوی چیست؟ به نظر شما آقا چه کدهایی را دارند به نیروهای انقلابی و کسانی که در کارهای فرهنگی هستند میدهد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین طور که متوجه اید که احتیاج است ان‌شاءالله به طور مفصل مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد تا اشتباهی که حزب الله سال گذشته کرد و با سخنان رهبری درست برخورد نکرد پیش نیاید و در رابطه با کار فرهنگی عنایت داشته‌باشید ما اهدافی داریم که باید بر روی آن اهداف و موانعی که حجاب آن اهداف هستند وقت بگذاریم آن هم بدون تخریب دولت و به امید اصلاح روش‌ها و بدون برخورد حزبی با موضوع به این شکل که در جاده‌‌ی عده‌ای بیفتیم که با انتقاد از دولت رویکرد انتخاباتی دارند. موفق باشید
7595
متن پرسش
با عرض سلام سوال حقیر پیرامون احادیثی است که به برتری برخی معصومین ع بر دیگران می پردازد؛ اگر کلنا نور الواحد و اگر اولنا محمد اوسطنا محمد و اخرنا محمد و....بشود نتیجه گرفت نور معصومین ع واحد است که می شود آیا درباره احادیثی که حضرت علی ع را از دیگر ائمه برتر می دانند باید چه گفت؟ اگر این برتری به روح ایشان و میزان اتصال روح ایشان به نور واحد است که داریم در زیارت جامعه که ارواح و طینت هم علاوه بر نورشان واحد است(اگر گفته شود اینجا منظور اصل روح ایشان است که این سخنی واضح است و همراهی با نور در آن کمی جای تامل دارد)؛ و اصلا در آن عالم که به مجردات نظر کنیم و نور واحد مد نظر باشد و قاعدتا نور واحد هیچ تفاوتی ندارد و تعدد در مجردات به شدت وجودی آن هاست، پس تمایز معصومین ع به چه چیزی می شوذ؟ به نظرم چون ایشان به اسم اعظم و مقام تعین اول و این ها رسیدند نمی توان گفت که رجوعشان به اسامی الهی هم شدت و ضعف داشته است. پس این احادیثی که ائمه ع را در قیامت و بهشت ها توصیف می نمایند به چه چیز اشاره دارند؟ نور واحد در قیامت چگونه حسین ع است در حالی که حسن ع هم است؟ دیگر اینکه آیا احادیثی مبنی بر افزوده شدن علم ائمه ع در شب جمعه ناظر به این است که ایشان تا ابد علمشان افزوده می شود و این فاصله آیا بین روح و حقیقت نوری ایشان است؟ و آیا حقیقت نوری مصداق انسانی(روحی) در عوالم دیگر که از حضرت محمد ص عالم ما اتصال بیشتری داشته باشد دارد(مثلا بگوییم تا به حال بی نهایت معصوم ع در عوالم قبل و بعد از عالم ما بوده اند و شاید با رجوعشان به نور واحد همه باقی به آن نور و به مقام ابدی خویش ساکن شده اند)؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حقیقت ائمه«علیهم‌السلام» نور واحد است ولی ظهور آن حقیقت در آن‌ها به جهت شرایطی که داشته‌اند متفاوت است و افضلیت علی«علیه‌السلام» با توجه به ظهور کامل‌تر آن نور واحد می‌باشد. در مورد اضافه‌شدن علم ائمه«علیهم‌السلام»، این مربوط به نفس ناطقه‌ی آن‌ها است مثل آن‌که نماز می‌خواندند. موفق باشید
6505
متن پرسش
با عرض سلام و ادب محضر استاد بزرگوار جناب آقای طاهر زاده(زید عزه) پیشاپیش از اینکه مصدع وقت حضرتعالی می شوم پوزش می طلبم. 1. آیا در ادعیه ماثور می توان تصرف کرد؟ مثل تغییر ضمیر داد یا بخش هایی که متناسب با حال و معرفت داعی است قرائت کرد؟در این صورت آیا دعای قرائت شده ماثور است یا از حال ماثور بودن خارج می شود؟ 2. آیا در ادعیه ماثور اجازه از عالم،عارف و ... لازم است یا خیر؟ 3. در صورت نیاز به اجازه شامل کدام عناوین و موضوعات می شود؟مستند روایی یا قرآنی برای این موضوع وجود دارد؟ 4. آیا اجازه در اجابت دعا یا ذکر موثر است؟ 5. نسبت دادن منشاءعلوم غریبه به حضرات معصومین بخصوص امیرالمومنین صلوات الله علیه چقدر صحت دارد آیا در منابع معتبر روایی روایتی نقل شده است؟ با سپاس فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر بخواهیم خود را در ذیل قلب مبارک اولیاء معصوم قرار دهیم نباید در دعا تصرف کنیم. ولی یک وقت می‌خواهیم به کمک ادعیه‌ی صادرشده از اهل‌البیت«علیهم‌السلام» زبان حال خود را به خدا اظهار کنیم، در این حالت است که می‌توان ضمائر را تغییر داد در این صورت نباید به عنوان دعای مأثوره به آن نگاه کرد و از این جهت جایز است ولی اگر امام جهت امر خاصی دستوری داده‌اند صرفاً باید مطابق دستور عمل کرد 2- دعاهایی که خصوصی نیست اجازه نمی‌خواهد، ولی اگر استادی را در این امور پذیرفته نباید بدون اجازه‌ی ایشان عمل کند 3- مثل آن‌که حضرت خضر«علیه‌السلام» به حضرت موسی«علیه‌السلام» دستور دادند سؤال نکنند تا خودشان به حضرت موسی«علیه‌السلام» خبر دهند. 4- وقتی کسی در ذیل استاد سلوکی در این امور قرار دارد اجازه‌ی استاد موجب حضور قلب بیشتر می‌شود ولی همین‌که اساتیدی مثل امام و یا علامه طباطبایی یا آیت‌اللّه جوادی و یا آیت‌اللّه حسن‌زاده و آیت‌اللّه ملکی تبریزی و شهید مطهری و امثال این بزرگان توصیه به دعایی بکنند مثل آن است که اجازه داده‌اند 5- حضرت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» که در مقام حقیقت خود ،واسطه‌ی فیض به عالم هستی هستند و در همه‌ی عوالم از همه‌ی موجودات حاضرترند صاحب همه‌ی علوم‌اند ولی آیا علوم غریبه واقعاً علم است و یا توحید علم است. به نظرم کتاب «در کوی بی‌نشان‌ها» که وجهی از زندگانی آیت‌اللّه انصاری همدانی را مطرح کرده، در این رابطه نکته‌ی خوبی دارد. موفق باشید
6325
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی جلسه ای است که اعضای تشکیل دهنده آن تعدادی از دانش اموزان مقطع ابتدایی و راهنمایی هستند جنابعالی چه کتابی را جهت بحثهای معرفتی برای انها پیشنهاد می فرمایید.با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «چه نیاز به نبی» کمک کند. موفق باشید
6098
متن پرسش
سلام.چند روز پیش در برنامه ای دیدم که آیت الله قاضی حدیثی را در جمع شاگردان می خوانده اند که مضمونش این است:اگر شنیدید کوهی جا به جا شده آن را بیشتر باور کنید تا شنیده باشید خلق و خو و ملکات انسانی تغییر کرده.استاد منبع این حدیث و متن عربی آن را میدانید؟
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: منبع آن را نمی‌دانم ولی این در اخلاقیات بحث مهمی است و نیاز به سند ندارد که اگر کاری و یا صفتی برای کسی ملکه شد تغییر آن بسیار مشکل است به همین جهت باید از ابتدا مواظب بود ملکات نیکو در ما ریشه بگیرند. موفق باشید
5783
متن پرسش
سلام.حضرت امیر در نهج البلاغه می فرمایند:....و کمال الاخلاص له، نفی الصفات عنه...آیا منظور از این حرف نفی جدایی صفت از ذات است؟یا واقعا موصوف کردن خداوند به هر صفتی اشتباه است؟اینکه مثلا شما مهربان هستید و طبق درکی که از مهربانی دارید آن را به خداوند نسبت بدهید و بگویید جنس مهربانی خدا هم همین است درست است؟آیا این ما نیستیم که برای خداوند صفت درست می کنیم؟این تقسیم از جانب ماست؟
متن پاسخ
- باسمه تعالی‌: سلام علیکم: از آن‌جایی که صفات حضرت حق عین ذات اوست پس هرگز نباید یک خدا تصور کرد و مجموعه‌ای صفات، بلکه او را همان حیّ مطلق و علیم مطلق دید و از این جهت حضرت متذکر می‌شوند کمال اخلاص آن است که او را یک حقیقت بیابی که همه‌ی صفات را دارد ولی هیچ‌کدام از صفات هم در مقابل ذات نیست بلکه وحدتی است که عین کثرت است. همه‌ی کمالات از جمله رئوف‌بودن از آن خدا است و ما به او این صفت را نداده‌ایم ولی سخن علی«علیه‌السلام» آن است که در سطحی بالاتر متوجه وحدت حضرت حق باشیم ،وحدتی که صفات او او را از یگانگی خارج نمی‌کند. موفق باشید
5080
متن پرسش
1- در دعای شعبانیه چه چیز باعث می شود از اوج مکارم لطف به حضیض بی آبرویی فرو افکنده شویم؟ 2- در دعای شعبانیه چه چیز باعث می شود که انسان از آمادگی دیدار معبود باز ماند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون سالک بصیر می‌بیند که هرچه هست لطف پروردگار است پس چرا نگران بی‌آبرویی خود در قیامت و در منظر اهل محشر نباشد مگر آن‌که این دنیا با تقاضا از حضرت حق خود را از آن خطر برهاند و همین امر در مورد عدم آمادگی نسبت به دیدار پروردگارش برایش هست که نکند توفیق طلب ملاقات پروردگار را نداشته باشد. موفق باشید
3527

هایدگربازدید:

متن پرسش
سلام علیکم..ضمن عرض خداقوت و تشکر.با توجه به اینکه تفاسیر مختلف ومتناقضی درباره هرمنوتیک فلسفی هایدگر ارایه شده است به نظر حضرتعالی تفسیر صحیح کدام است ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در سایت در قسمت یادداشت‌ ویژه عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
2951
متن پرسش
سلام استاد. من پرسشی داشتم: استاد بنده حقیر از طرفداران نظام جمهوری اسلامی و معتقد به اصل ولایت فقیه هستم. یک زمانی قاطبه مردم ایران طرفدار برقراری نظام اسلامی بودند، اما همانطور که خودتان می دانید بخش کثیری از مردمکشور ما دیگر عقیده ای به ولایت فقیه و و جمع دین و سیاست نیستند. آنها نوع تفکر و نگرش ما را نمی پذیرند آنها اسلام را در حد شخصی و حیطه قلب خود می خواهند. دلشان نمی خواهد روحانیون بر ایشان حکومت کنند. دوست ندارند قوانی قرآن بر آنها حاکم باشد (البته ناگفته نماند بخش عمده ای از این موضوع به عملکرد غلط پاره ای از مسئولین و سوءاستفاده ایشان از موقعیت خود می باشد و اینکه انتظارات مردم از یک حکومت اسلامی بر آورده نشد و اینکه ریا و دوری زیادی را از بخشی از افراد حکوتی دیند که اتفاقا اقدامات آن عده تاثیر زیادی بر زندگی مردم گذاشت). خلاصه استاد من که واقعا شیفته نظام اسلامی هستم و دلم میخواهد جمیع مردم هم یکدل و همصدا همینگونه باشند ولی به هر دلیل دیگر اینطور نیست. در بعضی جاها آمده است پیامبر چندین بار به رای مردم رجوع کردند و یا امام علی علیه السلام تا زمانی که مردم نخواستندشان حکومت نکردند و بعد هم مردم نخواستند و رها کردند و... آیا ما باید به قیمت نارضایتی مردم به فکر حفظ نظام باشیم؟ مگر ما حدیث نداریم که با کفر می شودحکومت کرد ولی با ظلم نه؟ آیا یک حکومت لائیک بهتر از حکومت اسلامی نیست که بخش عمده ای از مردم آن را نمی خواهند؟ اگر واقع بینانه نگاه کنیم و نخواهیم خودمان را گول بزنیم به این واقعیت می رسیم که بخش قابل توجهی از مردم ما این شیوهحکومت را قبول ندارند. حال یا آن را درک نمی کنند، یا هرچیز دیگر...ایا اگر ائمه بودند به هرقیمتی حکومت را حفظ می کردند؟ چه اشکال دارد یک رفراندوم بگیریم و حداقل دیدگاههای سایرین را هم لحاظ کنیم؟باستاد نظر شما چیست؟(هرچند تاکید می کنم من مایلم حکومت شیعی ما بماند نام علی بماند، ام القرای جهان اسلام باشیم، اما مگر صرفا امثال من حق داریم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به این دلیل بنده معتقدم مردم اصل نظام اسلامی را نسبت به سایر نظام‌های موجود ترجیح می‌دهند که بیش از پنجاه‌درصد در انتخابات شرکت می‌کنند، چون شرکت در انتخابات به معنای آن است که معتقدند در همین بستر می‌توانند به نتایجی که می‌خواهند برسند. از طرفی هیچ‌وقت هیچ نظامی برای بود و نبود خودش اقدامی انجام نمی‌دهد، رفراندم برای آن است که بخواهند یکی از رویکرد های نظام را تغییر دهند مثل رفراندمی که در اخر عمر حضرت امام جهت تغییر بعضی مواد قانون اساسی انجام شد. ولی تغییر نظام چیز دیگری است ،مثل همان‌طور که مردم با نظام شاهنشاهی درگیر شدند و معلوم شد آن نظام پشتوانه‌ی مردمی ندارد. اگر فکر می‌کنید واقعاً مردم نظام را نمی‌خواهند باید کار به این‌جا بکشد، مثل همان چیزی که در مصر به‌وجود آمد. این تصور که مردم نظام اسلامی را نمی‌خواهند در تصور مجریان فتنه‌ی سال 88 بود و فکر کردند اگر بستر را فراهم کنند مردم همان‌طور عمل می‌کنند که بعداً در مصر پیش آمد، ولی ملاحظه کردید وقتی مردم برای نظامشان احساس خطر کنند مثل 9 دی همه به پشتیبانی نظام می‌آیند هرچند انتقاد داشته باشند. موفق باشید
19815
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: در این چند سالی که با شما آشنا شدم می بینم که هر موقع پای عرفان ناب شیعی در این زمانه مطرح می شود، شما مخاطبین را به سمت عرفان حضرت امام خمینی رضوان الله علیه سوق می دهید. خب بنده یک جوان طلبه بیست و چند ساله هستم. چطوری باید به نور عرفان حضرت امام رضوان الله علیه حرکت کنم؟ مقداری آثار امام را مطالعه کردم (مثل آداب الصلاة، شرح چهل حدیث) و حالاتی که وقتی آثار حضرت امام (ره) رو کار می کردم عجیب تر بود تا وقتی آثار علامه تهرانی و علامه حسن زاده رو کار می کردم که به توصیف در نمیاد. کتاب ادب خیال عقل و قلبتون رو خوندم مخصوصا بارها فصل دومش رو خوندم که در مورد مطالعه هست و البته سیر پیشنهادی کتب حضرت امام رو هم دیدم ولی بنده برنامه مطالعاتی دارم و فعلا برنامه مطالعاتی کتب امام رو نمیخوام، بلکه فقط میخوام بدونم چه کنم تا به همه شخصیتم، رنگ و بوی عرفان امام و زندگی توحیدی به سبک امام را بزنم؟ مدتی به سمت کتب بزرگان عرفانی مانند علامه تهرانی و علامه حسن زاده رفتم. راستش استاد نمیدونم بگم یا نه، عرفان هایی مثل عرفان علامه حسن زاده و علامه تهرانی رو که کار می کردم در عین حالی که الحمدلله خدا حالات خوشی نصیبم می فرمود ولی، مدام با کنایه های دوستان و اطرافیان مواجه بودم که می گفتند این بزرگان عرفانشان از سیاست جداست، اخلاقی که اینها می گویند و عرفان اینها، عارف هم تربیت کند، اما عارف انقلابی و مجاهد پرورش نخواهد داد و بنده از پاسخ دادن عاجز بودم خلاصه فعلا نمیدونم چیکار کنم. یعنی عرفان مگه چیه آخه؟ یعنی مگه عرفان اون ها، عارف برای این زمانه تربیت نمیکنه؟! مگه همه از قرآن و روایات این عرفان ناب رو استخراج نکردند؟! خب مگه یک شخصیت های بزرگی مثل علامه تهرانی که آقای سید هاشم حداد در وصفشون فرمودند «سید الطائفتین» و علامه حسن زاده‌ای که خود شما می فرمایید عرفانی که برای تمدن اسلامی نیاز داریم رو ایشون دارن تنظیم میکنن، عرفانشون و راهشون غیر از حضرت امام (ره) است؟! خیلی گیج شدم استاد چند وقتیه؟ به نتیجه درستی نمی رسم. هر کاری لازمه برای فهمیدن عرفان امام و اینکه چطور به سمت عرفان امام پله به پله حرکت کنم می فرمایید استاد؟ برخی ها، مثلا علامه تهرانی رحمةالله‌علیه رو میگن از امام (ره) هم بالا تر هستند و غیره، ولی من کاری به این کارا که میشینن مقام تراشی میکنن و مقایسه الکی میکنن بین بزرگان ندارم و میدونم هر کدومشون طبق وظیفه خودشون عمل کردند ولی فکر می کنم برای جوانی مثل من و در زمانی مثل این زمان با توجه به انقلابی که شد، باید راه امام (ره) را پیش بگیرم. نمیدونم چیکار باید بکنم؟! هم علاقه‌مند به عرفان و سیر و سلوکم. هم میخوام بهترین راه رو پیش برم که ضرر نکنم و حسرت نخورم. راستی صحبت از مکتب عرفانی امام بزرگوار که میشه، برخی میگن، شهداء نمونه خوبی برای نمایش این مکتب عرفانی هستند ولی برخی هم میگن شهدا که به اون مقامات بسیار بلند نرسیدند ولی مثلا علامه تهرانی به مقام بقاء بعد از فنا _ که من نمیدونم چی هست این مقامات _ رسیدند و شاگردانی که در سیر ایشون رشد میکنن خیلی جلو می افتند ولی شهدا درسته به مقامات بالایی رسیدند ولی هرگز به پای امثال علامه تهرانی و علامه حسن زاده و سیرهای اون طوری نمیرسن. یه جمله ای هم آقای لاریجانی شاگرد علامه حسن زاده حفظه الله که شبکه چهار میان می فرمودند درباره دلدادگی حضرت علامه حسن زاده به شهدا و نقل می کردند که (قریب به مضمون) یه روز با استاد رفتیم گلزار شهدای آمل، به محضی که استاد به قبر شهدا رسیدند مانند مادر فرزند مرده گریه می کردند و اشک می ریختند و بعدش من پرسیدم آقا مگه شهدا چه حقیقتی دارند؟! فرمودند اینها بالاتر از عرفا هستند، عارف تلاش میکنه به مقام فنا برسه، ولی اینها از اولیا هستند و به فنا رسیدن. البته بماند که شخصی این مسئله رو تأویل برد و گفت حضرت علامه این کلام را قبل از رسیدن به توحید گفتند، وگرنه افرادی که به توحید می رسند درباره شهدا از این حرف ها نخواهند زد!! ببخشید استاد زیاد نوشتم. خیلی حرف ها داشتم در این موضوع و واقعا این برام یک سنگ راه شده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده می‌توانید در بستر انقلاب اسلامی و برای عبور از ظلمات زمانه و چنگال‌های شیطان در همه‌ی ابعاد آن به اساتیدی مثل آیت اللّه حسن‌زاده و علامه طهرانی رجوع فرمایید تا إن‌شاءاللّه خودتان متوجه حقیقتی که از طریق شهداء به این تاریخ برگشته است، بشوید. و اتفاقاً هر اندازه به توحید نزدیک شوید، در زیارت شهداء بیشتر بهره می‌گیرید. همان‌طور که متوجه‌اید این مقام‌تراشی‌ها برای امثال علامه طهرانی یک نوع فرقه‌بازی است و نه عرفان. موفق باشید 

12894
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام خدمت استاد گرامی: آیا به استناد موارد زیر می توان این قاعده را بیان کرد که: نظام تشریع، سلسله مراتبی (در طول یکدیگر) بوده و قواعد تشریعی مربوط به هر مرتبه از نظام تشریع، حاکم بر مراتب پایین تر است: 1. به استناد آیه شریفه: «أو كظلمات في بحر لجّي يغشاه موجٌ من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض اذا اخرج يده لم يكد يراها ومن لم يجعل الله له نورا فما له من نور» که حاکی از سلسله مراتبی بودن موانع تجلّی غایت در جامعه است. بنابراین، برای رفع هر مرتبه از موانع، مرتبه ای از تشریع باید طراحی شود. 2. به استناد قاعده مقام اجمال و تفصیل، تشریع در هر عصر باید از اجمال به تفصیل آید و طبعا این تفصیل دارای مراتب طولی خواهد بود. 3. به استناد باطن تشریع (تکوین) که دارای وحدت تشکیکی است و این تشکیک به تشریع هم – البته به همان معنایی که عرض شد - تسرّی پیدا می کند. در صورتی که این قاعده صحیح باشد، می توان نتیجه گرفته که اهداف هم (هدف: تجلی مرتبه ای از غایت در جلوه ای خاص در جامعه اسلامی) دارای سلسله مراتب طولی هستند. بنابراین یک روش بسیار کلیدی و مهم در طراحی نرم افزارهای تمدن اسلامی حاصل می شود و آن عبارت است از اینکه به منظور طراحی نرم افزار در خصوص حصول هر هدف معینی، می توان سلسله مراتب طولی هدف مربوطه را (در مراتب پایین تر از هدفِ مدنظر تا عملیاتی ترین هدف؛ و در مراتب بالاتر از هدف مدنظر، تا بالاترین هدف) استخراج کرده و سپس قواعد تشریعی و تکوینی مربوط به هر هدف را از منابع دینی و بیانات ولیّ امر استخراج کرد. سپس بایدها و نبایدهای رسیدن به هدف را منطبق بر قواعد استخراج کنیم. طبیعتا اهداف، دارای کثرت عرضی هم خواهند بود که این کثرت برای یک مرتبه از هدف، همان جلوات مختلف مرتبه ای معین از غایت (باطن هدف) است. بسیار ممنون می شوم اگر نظر خود را در مورد این برداشت بفرمایید. با تشکر فراوان و من الله التوفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نکته‌ای است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. مگر آن روایاتی که مؤمنین را تقسیم می‌کنند به خائفین از جهنم و طمع‌دارانِ به بهشت و آن‌هایی که حقیقتاً خدا را به جهت خودش عبادت می‌کنند، همین را متذکر نمی‌شوند؟ علامه طباطبایی در کتاب گرانسنگ «رسالة الولایة» تلاش می‌کنند تا بفرمایند اگر شریعت با زبان اعتبار سخن می‌گوید و نظر به حقیقت دارد، موضوعات را در سطوح مختلف طوری مطرح می‌کنند که هرکس بر اساس رویکرد و سطحِ خود از آن موضوعات شرعی بهره‌ی تشریعی خود را ببرد. به امید آن‌که تاریخی شروع شود و معنای دقیق سخن علامه‌ی طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» به صحنه‌ی فهم جامعه برگردد تا شما نیز در ارائه‌ی آن‌چه که مسئولیت در آن احساس می‌کنید، در زحمت نباشید. موفق باشید

12528
متن پرسش
سلام استاد: در روایت داریم که معصوم می فرمایند از تنبلی بپرهیز که موجب میشه حقی ادا نشه و از بی حوصلگی بپرهیز که موجب میشه دنیا و آخرت تباه بشه. بنده متاسفانه هم تنبلم هم بی حوصله، می خواستم بدونم شریعت که از این دو نهی کرده آیا این رو هم گفته که چه عواملی موجب تنبلی و بی حوصلگی میشه؟ اگه روایتی هست لطفا مقرون بفرمایید و لطفا نظر شخصی خودتون رو هم بنویسید که چه عواملی زمینه تنبلی و بی حوصلگی میشه؟ سوال دوم استد عزیز بنده روی ماه رمضون خیلی حساب باز کرده بودم و می خواستم کم کاری ها و غفلت های طول سال رو جبران کنم اما نه شوری نه حال مناجاتی نه سوزی نه دعایی، من محبوس الدعا شدم، من در زندان بی خدایی حتی در رمضان هم اسیرم و سهم من از رمضان شده فقط تشنگی و گرسنگی و مانند گاو بغدادی فقط پوست خربزه می بینم چه کنم استاد مرض من چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در رابطه با روایات مربوط به تنبلی می‌توانید به کتاب «علم اخلاق» یعنی ترجمه‌ی کتاب «جامع‌السعادات» رجوع فرمایید. روی‌همرفته تنبلی به جهت توجه نداشتن به اهداف عالیه از یک طرف، و کینه‌ورزی و پرحرفی و پرخوری از طرف دیگر، پیش می‌آید 2- به خودتان سخت‌گیری نکنید همین‌که توفیق انجام وظائف الهی و روزه‌داری را در ماه رمضان دارید، امیدوار به رحمت الهی در پیش روی خود باشید. موفق باشید

12239
متن پرسش
سلام: 1. شما در مورد روش سلوکی آیت الله سعادت پرور (پهلوانی) که به صورت استاد محور و بالینی است اطلاع دارید؟ 2. کتاب شرح دیوان حافظ ایشون برای مطالب عرفانی چگونه است؟ منظورم کتاب جمال آفتاب است. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در ذیل شخصیت اشراقی حضرت امام و با انطباق خود با رهبری انقلاب از اساتید عزیز اخلاق به‌خوبی بتوانید استفاده کنید. کتاب «جمال آفتاب» در جای خود شرح خوبی است. موفق باشید

7678
متن پرسش
سلام علیکم . در یکی ازجوابها فرموده بودید " که در رابطه با هر دوی این دو پیامبر خدا (ادریس و عیسی) بحث در آن است که آن‌ها با جسمی لطیف‌تر از جسمی که در عالم ماده هست در عالمی بالاتر از عالم ماده به‌سر می‌برند و جنبه‌ی روحانی آن‌ها بر جنبه‌ی مادی آن‌ها غلبه دارد. " اینکه جسم حضرت عیسی جسم مثالی نیست چون ایشان وارد عالم برزخ نشده اند . جسم مادی شدید هم نیست و فرموده اید که جسمی لطیف تر دارند و بر اساس برهان صدیقین جسمی است که شدت یافته است . و فرموده اید که روحانیت آن بیشتر است . پس ایشان دارای جسم مادی هستند ولی بطور لطیف و رقیق . این چگونه با بحث عالم مجردات قابل جمع هست ؟یعنی شما منظورتان چیزی شبیه به بخار است . یعنی جسمی رقیق .خب این جسم رقیق جایش کجاست ؟ به نظر من راهی نیست جز اینکه وجود حضرت عیسی را مجرد بدانیم و هیچ جنبه ی مادی برای ایشان قائل نباشیم . میشود کمی توضیح دهید . . و سوال دوم اینکه مگر جز عالم ماده ی ما و کهکشان راه شیری عالم ماده ی دیگری هم هست که رقیق و لطیف باشد با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- وقتی جسم لطیف شد برزخی می‌شود و همین حالا برزخ به عنوان یک مرتبه‌ی وجودی هست و نسبت این برزخ برای آن پیامبران غیر از برزخی است که هرکس بمیرد وارد آن می‌شود 2- خیر ، وقتی می‌گوییم ماده لطیف؛ منظورمان جسم برزخی و مثالی است، مثل جسمی که در خواب هست. موفق باشید
5876
متن پرسش
باسلام 1)دربحث حرکت جوهری شمافرمودید که اگرقوه محض باشد یعنی موجودیت ندارد مگر هیولای اول فوه محض نیست اما موجودیت دارد؟ 2)تعریف شما ازقوه چیست؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: 1- که با صورت ظهور پیدا می‌کند، به خودی خود وجود ندارد 2- قوه یعنی امکان و استعداد. موفق باشید
نمایش چاپی