بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9979

صله ارحامبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: جریانی از امام صادق (ع) خواندم که نصرانی که مسلمان شده بود از ایشان می پرسد آیا با خانواده ام معاشرت کنم؟ یا هم غذا شوم؟ ایشان می فرماید آیا گوشت خوک مصرف می کنند؟ نصرانی می گویدخیر. امام می فرماید اشکال ندارد. سوال:با ارحام خودکه می دانم گاهی ممکن است چیز حرامی یا همین کالباس خوک استفاده می کنند یا گوشت کوسه که فلس ندارد، باید معاشرت کنم؟ وقتی می گوییم حرام است میگن اینها را ازخودشان درآورده اند!!! مسلمان هستند نماز هم می خوانند. خسته شدم بخدا از صله ارحام به این شکل. و شما هم به استناد به آیات و روایات تاکید بر صله رحم و ایفای حقوق اینها دارید. چه کنم؟ من فکر می کنم مفهوم مخالف فرمایش امام صادق (ع) این بوده اگر خوک می خورند پس معاشرت نکن... بنده از کجا بدانم دستی که به آن گوشت گرفته شده، حتی اگر غذای دیگری برای من پخته باشد دستش را شسته یا نه وقتی اعتقاد به نجس بودنش ندارد. اکتفا به اصل براعت کنم؟ اگر هم یک جا غذا نخورم بدشان می آید و ناراحتی ایجاد می شود. ماهواره هم روشن... این صله ارحام است؟!!!!!!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل مسئله را باید از مرجع تقلید خود سؤال کنید ولی رویهم‌رفته فقها می‌فرمایند وقتی طرف مسلمان است، حرکات او را باید حمل بر برائت بکنید. موفق باشید
8595
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: برداشت ما از جمع بحث شما با بحث تفسیر المیزان و روایات این شده که ممکن الوجود در علم خدا هست ولی وجود نگرفته بعد واجب الوجود به ممکن وجود می‌دهد که می‌شود واجب بالغیر و در عالم «ذر» هر ممکنِ ظاهر شده را به نفسش گواه می‌گیرد که عین ربط به خداست و ممکن تایید می‌کند و دین را به صورت آتش ظاهر می‌کند طبق آیه 13 سوره حدید یک عده وارد می‌شوند و یک عده نمی‌شوند طبق این اتتخاب و ظرفیت امکانی هر کس در شهر زمان و مکان خاص وارد دنیا می‌شود. خدا خیرتان بده اگر برداشتمان غلط است راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اصل حرف درست است ولی نیاز نیست موضوع عالم ذر را وارد بحث کنید. زیرا در عهد الست، بحث حقیقت انسان مطرح است و اقراری که انسانیت انسان‌ها نسبت به ربوبیت خدا داشته‌اند. در حالی‌که بحث عین ثابته نظر به «امکان» هر موجودی دارد که هیچ موجودیتی برای آن در مقام امکانی‌اش نمی‌توان فرض کرد. موفق باشید
8410
متن پرسش
سلام. در بحث برهان صدیقین اثبات میشود که مخلوقات ، همه تجلی و تنزل یافته وجود حضرت حق میباشند. سوال من اینست که چطور میشود یک سری از این تجلی ها (یعنی انواع نجاسات) ، نجس نام میگیرند و با توجه به حقیقی بودن احکام ، ملکوت آنها هم نجس میشود؟ خبب هرچقدر هم که نقص در وجود نجاسات باشد ،‌ باز هم یک نوع تجلی عین وجود هستند! (این اشکال اصلا از جنس اشکالاتی که امثال مکتب تفکیک به اصالت وجود میگیرند نیست و فقط در مورد نجاسات و چگونگی تحلیل وجودی آنهاست)
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بعضی مخلوقات نسبت به همدیگر دارای تزاحم هستند ولی از آن جهت که مرتبه‌ای از وجود می باشند موقعیت‌شان فرق می‌کند. اگر از نظر وجودی به مخلوقات بنگرید که هیچ‌چیز بد نیست و ملکوت آن ها هم بد نیست، هرچند آن چیز نسبت به ما بد است و موجب اختلال در ملکوت ما خواهد شد. موفق باشید
7643
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهر زاده جناب استادمیرباقری می فرمایند غرب فعلی توسعه یافته حکومت بنی امیه است. و نیز می فرمایند ائمه نهضت ترجمه را هرگذ امضا و تایید نکردند و نیز فرموده اند منظور از دارالحکمه های حکام بنی عباس ایجاد قطب های اجتهاد در مقابل ائمه بود . و درنهایت ایشان غرب فعلی را حکومت تام شیطان میداند در مقابل دیدگاه تمجید آقای دکتر شریعتی در رابطه با وجود آزادی در دوره خلفا که ملحدین براحتی می توانستند اظهار نظر کنند و آزاد بودند (البته فراموش کرده اند که ائمه کوچکترین آزادی نداشند) و نیز آقای رحیم پور ازغدی که غرب جدید را مدیون کسب علوم مختلف از جهان اسلام توسط غرب قرون وسطا از طریق آندولس می داند . اول خواستم نظر حضرتعالی را نسبت به مطلب حضرت استاد میرباقری بدانم دوم علت این اختلف فاحش بیناین بزرگواران که دغدغه دینی هم داشته یا دارند چبست . ایا فقط مشکل در شناخت درست از غرب است ؟ آیا شناخت درست از غرب بین عموم اهل فکر ما مشکل حادی است ؟ یا مشکل در موضوع دیگری مانند رجوع آنان به حقیقت ولایت الهیه وجود دارد ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مسلّم نظرات استاد بزرگوار جناب آقای میرباقری عالمانه و کارشناسانه است و باید خدا را شاکر بود از وجود چنین افرادی. ولی فکر می‌کنم این سخنان با سخنان آقای رحیم‌پور ازغدی عزیز قابل جمع است، چون اگر هم غرب حرف‌هایی دارد در رابطه با ارتباط با اسلام بود، ولی همان علوم وقتی در غرب رفته با روحیه اموی که در آن جا حاکم است، شیطانی شده و از بستر اصلی‌اش خارج گشته و آقای رحیم‌پور ازغدی مخالف این موضوع نیستند. موفق باشید
7285
متن پرسش
باسمه تعالی سلام خدمت استاد بنده مباحث انسان شناسی شما را تاحدودی(قبل از معاد) کارکردم اما جلوترنرفتم می خواستم ببینم چقدرباید آدم به غیر ازمطالعه تمرین کند که این وجودی دیدن برای فرد ایجاد شود؟یک عمر؟چه تمرینی کنم توبحث برهان صدیقین گفتید این حس بدبختم کرده هی وارد حیطه عقل می شود نه من را من می گیرم وکارشب وروز من وبازم پوچی؟ وشاید این لقمه ها برای دهان حقیر بزرگ بوده ونباید می خوردم که ورم کردم. خلاصه تقاضای تمرین واذکری وراهنمایی داشتم؟ ادامه شرح حال من(اگرفرصت داشتین) بنده حتی با مطالعه ودانستن یه دفعه خودم که گم می شوم در مسائل وخداهم که گم می شود باید جه کار کرد با این اوضاع آیا همه ی این ها نتیجه سخنتونه که می گید ساحت انسان عوض شود وعالم تغییر کند عمری طول می کشد آخر اگر این طور باشد کی انسان ببیند وبچشد و صرف قیل وقال حس میکنم یه جوربازی شده از وجود حرف زدن واصالت آن و جلوه وحرف های قشنگ قشنگ... خیلی شرمنده طولانی شد. ایمیل هم فرستادم... باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول حافظ: «اَلا یا اَیُهَا السّاقی اَدِرکأساً و ناوِل‌ها .... چه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها» مگر بنا است موضوع به‌راحتی حل شود و حجاب فی‌الفور مرتفع گردد؟! کار می‌برد. بعد از معاد و شرح آن إن‌شاءاللّه کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» با شرح آن با شما حرف دارد. موفق باشید
6452
متن پرسش
با سلام و درود خدمت جناب عالی سوالی داشتم که خواهشمندم که در صورت امکان به تفصیل پاسخ دهید. نظر شما درباره رضا داوری اردکانی چیست؟ آیا در مبانی نقد غرب و نگاه به مدرنیته تفاوتی در نظر شما هست؟ در نگاه به آینده و راه برون رفت نظر شما و ایشان یکی هست یا خیر؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم جناب آقای دکتر داوری جایگاه ارزشمندی در فضای نظام اسلامی دارند و با نظر به رویکردی که انقلاب اسلامی نسبت به عبور از غرب دارد، تفکر ایشان در نقد غرب قابل ستایش است. با توجه به روحی که حضرت امام در عبور از غرب به تاریخ ما داد بنده جهت تفصیل آن روح به جناب آقای دکتر داوری رجوع کردم و بهرهای زیادی بردم و ایشان را نه‌تنها فیلسوفی یافتم که در نقد غرب بسیار موفق است بلکه با دیدن کتاب « انقلاب اسلامى و وضع کنونى عالم‏.» او را شیعه‌ای یافتم که دغدغه‌ی موفقیت انقلاب اسلامی جهت ساختن نظامی غیر از نظام غربی دارد. با این‌همه همواره بنده ایشان را در نسبت با انقلاب اسلامی ارزیابی می‌کنم و این‌طور نیست که مطلقاً همه‌ی آنچه ایشان فرموده‌اند را پذیرفته باشم، هرچند معتقدم دکتر داوری یک‌پارچه فکر است و فکر می‌کنم هرگز او نمی‌تواند فکر نکند. نمی‌دانم دکتر داوری در رابطه با حضور حکمت صدرایی برای ادامه‌ی انقلاب چقدر با بنده موافق است؟ زیرا احساس می‌کنم او فلسفه را وجهی از دینداری نمی‌داند حتی فلسفه‌ی صدرایی را، در حالی‌که به نظر بنده حکمت متعالیه؛ تفکری است در ذیل دین اسلام و فرهنگ اهل‌البیت«علیهم‌السلام». چقدر خوب بود اگر مذهبی‌های ما که می‌خواهند اهل تفکر باشند با اندیشه‌ی دکتر داوری آشنا بودند. موفق باشید
5491
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر از این که برای پاسخگویی به سوالات ما وقت شریفتان راصرف می‌کنید ممنونم چند سوال داشتم ممکن است هیچ ربطی با هم نداشته باشد:1- چرا رهبری وجود سلایق مختلف سیاسی در حاکمیت را پدیده مبارک و به قول مبارک خودشان عید می‌دانند البته من دنبال حکمت صحبتشان هستند نه تعرض و خرده‌گیری بر ایشان، چرا که رهبری را آدمی حکیم و بصیر و با تقوا و دل‌کنده از دنیا می‌دانم مختلف را پدیده مبارک می‌دانند؛ چرا وجود سلایق مگر نه این است که ما دو خط سیاسی داریم اصول گرا و اصلاح طلب مگر نه اینکه افکار برخی اصلاح طلبان و رفتارشان برای دشمنان اسلام امیدوارکننده و خرسندکننده است 2- آقای خسروپناه در سایتشان برای علوم عقلی سیر مطالعاتی مشخص کرده اند نظرتان درباره‌ی آن سیر وشخصیت ایشان چیست؟ اگر فردی بخواهد فیلسوف شود حتما باید طبق آن سیر و کتب پیش رود؟ 3 - نظرتان درباره فیس بوک و ماهیت و تاثیر آن چیست؟ 4- نظرتان در مورد هفته نامه نه دی و همچنین شخصیت آقای رسایی مسئول آن چیست؟ با تشکر ملتمس و محتاج دعای خیر شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به این‌که هیچ‌یک از گروه‌های سیاسی موجود نتوانستند آزاد از تنگ‌نظری به اهداف انقلاب متمرکز شوند شاید نگاه‌ها و سلایق مختلف هر جریان موجب تصحیح جریان دیگر شود. و از این جهت وجود هرکدام برای نظام مبارک است و این غیر از جریان‌هایی است که به‌کلی بیرون انقلاب‌اند 2- جناب آقای خسروپناه را استاد شایسته‌ای می‌دانم ولی سیر مطالعاتی که می‌فرمایید را ندیده‌ام 3- هیچ ورودی به فیس‌بوک ندارم ولی آن را در شرایط حاضر برای اظهار نظرات علمی سیاسی نفی نمی‌کنم 4- آقای رسایی را روحانی متعهد و دلسوز و آگاه می‌دانم. موفق باشید
3730
متن پرسش
سلام / با علم به اینکه پس از گذشت زمان، کاغذهای مطبوعات چندان محافظت نمی‌شود؛ مثلا در روزنامه سبزی با گِل می‌پیچند؛ از لحاظ شرعی درست است مطالبی بنویسم که در آن آیات قرآن بکار رفته است؟ / چه تدبیری برای نوشتن از آیات قرآن بیندیشیم که مشکل فوق و عذاب وجدان بعدش پیش نیاید؟ / سپاسگزارم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید از مرجع تقلیدتان بپرسید، چون شاید کسی با استفاده از روزنامه به این شکل قصد بی‌حرمتی نداشته باشد و مردم به زحمت بیفتند. موفق باشید
3497

استفتا کنیدبازدید:

متن پرسش
سلام من نمی دانم در دانشگاه تدریس کنم یا نه. اگر بخواهم درس بدهم مجبورم به دختر ها هم نگاه کنم و ان ها هم معمولا حجاب درستی ندارند من چه کار باید کنم ایا در دانشگاه تحصیل نکنم که گرفتارگناه نشوم و سلوکم لطمه نخورد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از دفتر مرجع تقلیدتان استفتا کنید، هر آن‌چه آن فقیه بگوید همان در سلوک شما مؤثر خواهد بود. موفق باشید
2854

عقل و جهلبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم 1.در مباحث جنود عقل و جهل گفته شد اولین مخلوق عقل است . مگر ساحت قلب بالاتر از عقل نیست ؟چرا اولین صادره قلب نیست 2.نیز گفته شد خداوند جهل را از دریای ظلمانیو... آفرید مگر چیزی غیراز خدا و جدای از او هم هست؟اصلا چرا باید جهل از خداوند صادر شود؟(اگر عقل وجهل را رابطه نور و سایه در نظر بگیریم یعنی بگوییم جهل نبودن عقل است باز این سوال مطرح میشود که چرا نباید عقل باشد؟) 3.در بحث مدرنیته فرموده اید وجود ماشین این توهم را در بشر ساخت که از خانواده اش دور شود و مثلا در فلان استان زندگی کند . نمیشود گفت افزایش جمعیت باعث شد که بشر ماشین بسازد . در اینصورت برای رفع نیازش ماشین ساخته نه صورت دادن به توهماتش؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- آن حدیث عقلی را مطرح می‌فرماید که عین تبعیت از فرامین حق است و انسان با چنین عقلی می‌تواند به خدا رجوع کند و به مقام اُنس به حق برسد و در مقام قلب وارد شود و از این رو عقل است که باید در میان باشد تا انسان صاحب قلب شود 2- هیچ مخلوقی جدا از خدا نیست بلکه همه‌ انوار الهی اند ولی خلقت جهل به تبع است به آن معنا که حضرت حق اراده می‌کند که در انسان آن عقلی که عین تبعیت از حق است ظهور نکند و چون این نحوه عدم عقل نیز به اراده‌ی حق می‌باشد، گفته می‌شود جهل را خلق فرمود 3- اگر انسان‌ها به طور طبیعی در کنار هر چشمه و مزرعه‌ای مسکن می‌گزیدند ازدحام جمعیت پیش نمی‌آمد تا مجبور باشند به ماشین متوسل شوند. موفق باشید
2147
متن پرسش
5- از نظر حضرتعالی دوستانی که به این مباحث می‌پردازند چه افقی را باید در نظر داشته باشند و چه نقش تاریخی می‌توانند برای خود در نظر بگیرند؟
متن پاسخ
ما همگی مأمورِ نظر به توحید حضرت حق هستیم و هرگونه حجابی را که مانع تجلی حضرت حق باشد بر نمی‌تابیم، چه آن حجاب ابوسفیان باشد و فرهنگ جاهلیت و چه فرهنگ مدرنیته باشد. در راستای نظر به حق و انصراف از شرک، زندگی خود را معنا می‌کنیم و عملاً تاریخ خود را می‌سازیم و نقش تاریخی خود را ایفاء می‌کنیم. به حکم رجوع به حق با مباحث معرفت نفس به حضور خداوند در عالم اشاره می‌کنیم تا قلب خود و دیگران را از حضرت معبود بر نداریم و به حکم پشت‌کردن به جاهلیت مدرن و شرک، فرهنگ مدرنیته را نقد می‌کنیم که صورت لعنت الهی بر قوم ظالم است و با این کار زندگی خود را معنا می‌کنیم و نقش تاریخی خود را ایفا می‌نماییم. بنابراین ما از طریق این مباحث، سلوکی را اراده کرده‌ایم که آن را به سلوک انبیاء و اولیاء(ع) نزدیک‌تر از سلوک فردی می‌دانیم که بعضی از اهل دل در تاریخ گذشته - که امکان چنین سلوکی نبود- به آن پرداخته‌اند و آن را نهادینه کرده‌اند به طوری‌که گویا تنها سلوک همان سلوک معهودی است که قبلاً بوده و گویا قدیسان تنها کسانی هستند که به حضور اجتماعی دیانت کمتر پرداخته‌اند.
2137

هایدگربازدید:

متن پرسش
با سلام.آقای طاهر زاده، اگر امکان دارد نظرتان را به صورت مشروح در مورد هایدگر بیان فرمایید.ایشان چقدر می تواند راهگشای ما به سمت خداوند باشد؟بالاخره ایشانن یک دیندار است؟اهل حضور و توحید است؟یا صرفا یک فیلسوف و متفکر؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مسلماً هایدگر یک فیلسوف است ولی موضوعی که در فلسفه‌اش مدّ نظر دارد «وجود» به همان معنایی که خودش مطرح می‌کند و سعی دارد روشن کند تمام تاریخ غرب تاریخ غفلت از وجود بوده و از این جهت یک نوع هم‌زبانی با مباحث اصالت وجود ملاصدرا در فلسفه‌ی او هست و از آن جهت که روشن می‌کند «وجود» در حضور و خفا می‌رود می‌توان گفت فلسفه‌ی وجود به نگاه توحیدی نزدیک است ولی هیچ فیلسوفی به اعتبار فلسفه‌اش دیندار نیست بلکه هرکس با عهدی قلبی که با خدا و شریعت الهی پیدا می‌کند دیندار می‌شود،‌آری دین الهی انسان را دعوت به تعقّل می‌کند تا بهتر متوجه مقاصد دین بگردد و گرفتار خرافه نشود. موفق باشید
1755

کمال امامبازدید:

متن پرسش
با سلام جناب استاد متنی را مطالعه کردم که شبهه ای برایم ایجاد کرد "به تعبیر دیگر، اگر «امام» عبارت باشد از «انسان تمام» که شایستگی امام بودن برای همه‌ی مردم را به‌گونه‌ای مطلق داشته باشد، نمی‌تواند حضوری عینی و مادی داشته باشد. زیرا از نگاه دینی هر انسانی هنگامی که به تمامیت و کمال رسیده باشد، زمان رجعت او هم به سوی خداوند فرا می‌رسد و آنچه از او برای مردمان به‌جای می‌ماند تصویری ایده‌ال و کمال یافته است که همین تصویر به عنوان «امام» مطرح می‌شود." امام را ما به عنوان انسان کامل میشناسیم، از طرفی وقتی نفس به تمامیت رسید از دنیا میرود. حال آیا امام(ع) در امام تمامیت ندارد و پیشرفت میکند؟ و یا این مسئله برای امام مستثناست؟چرا؟ از طرفی هم تمام ائمه شهید شده اند. این پیشرفت امام تا به تمامیت رسیدن و کمال کنونی را نمی تونم حل کنم. ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام این بحث در موضوع کلام در قسمت «امامت» بحث شده. آنچه به طور خلاصه می‌توانم عرض کنم آن است که توجه بفرمایید همه‌ی انسان‌ها دارای جسم و نفس ناطقه‌اند که از طریق به‌کارگیری جسم در دنیا مابالقوه‌های نفس ناطقه را به فعلیت می‌رسانند ولی امام علاوه بر جسم و نفس ناطقه به جهت مأموریتی که دارند به تعبیر امام صادق«علیه‌السلام» دارای نور عظمت هستند که مقامی است فوق جبرائیل و میکائیل، و امام بر اساس نور عظمت امامت می‌کنند و به هدایت خلق مشغول‌اند و با حفظ نفس ناطقه‌ی خود در مقام عصمت به کمال لازم می‌رسند، به این معنا که ما با هدایت پیامبر و امام به تدریج به کمال خود می‌رسیم ولی خداوند امام و پیامبر را به اراده‌ی خود در مقام کمال و عصمت قرار می‌دهد و آن‌ها وظیفه دارند آن عصمت را حفظ کنند و کمال آن‌ها حفظ عصمت است ولی کمال ما رسیدن به عصمت است. (مفصل این بحث را در مباحث امامت دنبال کنید). موفق باشید
1737
متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم شما در جزوات شیعه و تمدن زایی داستان برخورد خود با یکی از روحانیون را که مسئولیتی داشته اند را ذکر کردید که ان حاج اقا میز را کنار گذاشته بود تا احساس برتری نسبت به ارباب رجوع برای خودش و ارباب رجوع به وجود نیاید و شما به ایشان گفتید که این کار را نکند و این را شما یک جور برهم زدن تقارن می دانستید هر چند این تقارن شیطانی باشد اما برهم زدن تقارن در نظر شما بدتر از وجود تقارن شیطانی است این کمی برای بنده نامفهوم است و از شما درخواست دارم که مقداری مطلب را باز کنید ایا رجوعی که امروز به طب سنتی دارد صورت می گیرد را شما از جنس همین بر هم زدن تقارن می دانید و اگر این گونه است پس تکلیف ما با پزشکی صنعتی چیست
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام منظورم از به‌هم‌خوردن هماهنگی اداری در آن موضوع بود که مردم وقتی به آن آقا رجوع می‌کردند به مشکل می‌افتادند وگرنه وظیفه‌ی ما است که در بستر صحیح هرچه زودتر از بستری که مدرنیته برای ما فراهم کرده است فاصله بگیریم. موفق باشید
1257

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ورحمت الله وبرکاته: من در حین دیدن سریالی که اخیرا در ماه رمضان با نام سقوط یک فرشته که با مضمون شیطان و راه های نفوذ آن در شخص وخانواده پخش می شد با سوالاتی مواجه شدم: 1)آیا این سریال(که ان شاء الله که دیده باشیدش) از منظر عرفانی و نظر جناب عالی بطورصحیح ساخته شده, است یعنی منظورم این است که می توان بعضی نکات آن را محور تفکرات خود قرار داد؟ مثلا :یکی از نکات در این سریال این بود که شیطان می تواند مثل یکفرد عادی متمثل شده با افراد صحبت کند خوب از ظاهراین نکته این گونه برمی آید که من بایدبه همه مشکوک باشم که آیا شیطان است یا یک فرد عادی ! 2)آن طوری که من از این فیلم برداشت کردم وسوسه های شیطان برپایه ی استدلالات عقلانی است فی المثل : دراین سریال شیطان می گفت اگر انسان گناه کندو بعد توبه کند به خدا نزدیک می شود (خوب مسلما این حرف درستی ایست) پس تو تا میتوانی گناه کن وپس از هر گناهت توبه کن و تو به این صورت به خدانزذیک و نزدیکتر می شوی..... خو ب اگر ما درباره ی این مو ضوع فکر کنیم یاخود میگوییم شیطان را چه به دعوت به تقرب خدا پس این مطلب وسوسه ی شیطان نیست درنتیجه این کار یک کار صحیح بوده و موجب تقرب میشود . حال درخواست من اینجاست که با توجه ظرافت موجود در وسوسه های شیطان آیا راهی یا قائده ایی یافرمولی( در حد یک جمله) برای خنثی سازی وسوسه های شیطان میشناسید(مثلا ماننداینکه درمورد آرزو ها : فقط آرزوی رسیدن وتقرب به خداصحیح و مابقی ازجانب شیطان است) ؟ 3) آیا شیطان میتواند در امیال و غرائز انسان دخول کند و آن ها تاثیرگذارد مانند اینکه : با اثرگذاشتن بر شهوت این میل وغریزه را به اوج ولع خودبرساند و انسان را به سمت کاریکه نباید بکند بکشاند ؟و درصورت امکان چنین حالتی خواهشمندم مانند سوال بالا برای جلوگیری از این حالت نیز یک قائده مطرح کنید. 4) من در حال حاضر در حال مطالعه برای کنکور هستم خوب طبیعتاً بعد آنهم دانشگاه و بعد آن سرکاررفتن و بعد آن ازدواج وبعدآن پدر شدن و مسئولیت های سنگین زندگی است و من فکر نمی کنم که بتوانم اینگونه از مسائل عرفانی را دقیقاً مورد مطالعه و عمل قرار دهم ... حال از منظر جناب عالی برای بهره مندی از دقیق و کامل از مسائل عرفانی چه راهکاری راباید پیش گرفت(یعنی دقیقامنظورم این است که من که فرجه ی کافی جهت مطالعات دقیق عرفانی را ندارم چگونه ازآن سیر وسلوک و منازل رفیع عرفانی که به تقرب به خدامیرسند عقب نمانم؟) (و در آخرازاستادعزیز خواهشمندم که حتی المکان به سوالات پاسخ دهند زیرا من به دلیل مشغله ی درسی زمانکافی برای مطالعه ی کتاب های خاص برای یافتن پاسخ سوالاتم را ندارم) و با عرض پوزش جهت درد آوردن سر جناب عالی باسوالات زیاد!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- بنده آن سریال را ندیده‌ام، آری شیطان می‌تواند طوری در خیال انسان متمثل شود که انسان فکر کند آن را در بیرون می‌بیند – همان‌طور که شما در خواب گمان نمی‌کنید آنچه می‌بینید در درون خودتان است – ولی شیطان آزاد نیست که هرطور خواست ما را اغفال کند ابتدا زمینه‌ی تأثیر شیطان را ما در خودمان فراهم می‌کنیم. روح شیطان استکبار در مقابل دستورات الهی است قران می‌فرماید: «اَبا واسْتَکْبَر» در پذیرش حکم خدا إبا و استکبار کرد، پس هرکس به اندازه‌ای که روحیه‌ی بندگی خدا را در خود قوی کرده باشد به همان اندازه از وسوسه‌های شیطان و تأثیر او در امان خواهد بود، به همین جهت در سوره‌ی ابراهیم«علیه‌السلام» خداوند قول شیطان را می‌آورد که در قیامت به افرادی که تحت تأثیر او قرار گرفته‌اند می‌گوید: خود را ملامت کنید چون من شما را دعوت کردم و پذیرفتید و خدا شما را دعوت کرد و نپذیرفتید. 2- فرمولی که وسوسه‌های شیطان را در عین ظاهر عقلانی به ما می‌شناساند آن است که هر توصیه‌ای که موجب شدت بندگی ما شود غیر شیطانی و الهی است و هر سخنی که بندگی ما را از ما بگیرد شیطانی است، آیا آن‌کس که می‌گوید فعلاً گناه کن و سپس توبه کن ما را به دوری از بندگی خدا نمی‌کشاند؟ 3- شیطان به اندازه‌ای که زمینه‌ی نفوذ خود را در ما دید در امیال ما تأثیر می‌گذارد و به همین جهت فرمودند به نامحرم نگاه نکنید و یا با نامحرم خلوت نکنید که موجب حضور شیطان در جان و روان شما می‌شود. 4- بالاخره فرصتی بگذارید جهت آشناشدن نسبت به معارف اسلامی و شریعت الهی. موفق باشید
14063
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: می خواستم بپرسم برای اینکه مبلغ خوبی شویم باید در چه زمینه ای مجتهد شویم؟ مثلا در بحث طهارت و روزه هم نیاز هست مجتهد شویم؟ اجتهاد در تبلیغ یعنی چه؟ ممنون و زیارت قبول
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجتهادی که بحمداللّه در حوزه‌های علمیه‌ی ما جریان دارد برای مبلغ‌پروری است، إلاّ این‌که بعضی بخواهند با ادامه‌ی کار به اجتهاد برسند. موفق باشید

13885
متن پرسش
با عرض سلام: سوالی که در خصوص اتحاد شخص پیامبر (ص) با صادر اول در قوس صعود پرسیده شده و شما پاسخ آیه الله جوادی را تایید کردید به این دلیل هست که شخص پیامبر هم با ورود به دنیا تشخص پیدا کردند و قبل از آن در قوس نزول تعین نداشته اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» و عین ثابته‌ی انسان کامل مرز بین امکان و وجوب است و خلیفه‌ی اسمِ جامع اللّه می‌باشد و از این جهت در همه‌ی عوالم حاضر است و نمی توان آن را محدود به قوس نزول یا صعود کرد. با ظهور حضرت محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» در عالَم شهود آن حقیقت تعییّن پیدا می‌کند. موفق باشید

13508
متن پرسش
با سلام: بنده علاقمند به ورود به حوزه هستم اما با مخالفت پدرم روبرو هستم. به مباحث فلسفی علاقه دارم آیا رشته (فلسفه اسلامی) در مقطع ارشد می تواند پاسخگوی عطش روحی من نسبت به حقایق باشد؟ مباحثی مثل معرفت نفس و... که از طریق سایت شما با آنها آشنا شدم در این رشته ی دانشگاهی وجود دارد؟ یا اینکه صبر کنم تا ازدواج کنم که از ولایت پدرم خارج شوم و بتوانم در حوزه مشغول باشم. من به شدت دچار سردرگمی هستم که چه باید بکنم چه رشته ای بخوانم اگر می شود راهنمایی ام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رشته‌ی خوبی است ولی به شرط آن‌که زمینه باشد تا خودتان تلاش کنید. زیرا در هر صورت دانشگاه آن‌طور نیست که بتواند مباحث معرفتی را عمیقاً در اختیار جنابعالی قرار دهد. فرصتی است که اگر کسی خواست خودش تلاش علمی کند، زمینه فراهم باشد. موفق باشید

13024
متن پرسش
سلام استاد: آنهایی که می آیند فلسفه را نقد می کنند آیا خدا را می فهمند؟ اصلا عارفی در تاریخ داشته ایم که تفکر فلسفی و امثالهم نداشته باشد؟ بنده خیلی فکر کردم. به نتیجه ای رسیدم که: اگر هم داشتیم یا طرف عارف نبوده است. یا آن تفکرات را داشته منتها علنی نکرده. چون احساس می کنم یک انسان بدون آن تفکر همیشه در حجاب حضرتِ حق است کسی که در حجاب است چگونه می تواند حق را بفهمد. و ریشه نفهمیدن آنها را هم از این قضیه می دانم. یعنی آن حجاب عظیم باعث شده که به جهل مرکب بیفتند. و برای منِ حوزوی. زجر آور است که می بینم برخی با این تفکر درس اخلاق هم می گویند. و خدای قوم یهودی به طلاب و مردم معرفی می کنند. بعضی وقتها با خودم می گویم: آنها استاد تواند آیت الله هستند و.... ولی در انتها نمی توانم قبول کنم و می گویم استاد هستند که باشند. حرفی که می زنند اشتباه است. سعی دارد حجاب خودش را به بقیه هم انتقال دهد. و به نظر می رسد با این تفکرات زمینه ورود به تفکر تجدد و مدرنیته نیز فراهم می شود ناخواسته. نظر شما را در مورد عرایضم می خواستم بدانم استاد عزیز. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفکر فلسفی یکی از انواع تفکر است که نظر به وجود دارد و اصل وجودی هر موضوعی را به صورت مفهومی مدّ نظر قرار می‌دهد و بالاتر از آن تفکر عرفانی است که در آن قلب نظر به حقیقت موضوعات می‌اندازد و پایین‌ترین معرفت، معرفتِ حسی است. در معرفت حسی بسیاری از معارف عالیه در حجاب می‌رود. با توجه به این عرایض می‌خواهم عرض کنم نمی‌توانیم بگوییم اگر کسی تفکر فلسفی نداشت از طریق آگاهی‌های فطری نمی‌تواند حقایق دین را تصدیق کند. ولی آن‌هایی که تفکر فلسفی را نفی می‌کنند مسلّم ضعف‌هایی در بصیرت خود برای خود شکل می‌دهند. موفق باشید

12904

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد در يكي از كتاب هایتان مرقوم داشته ايد كه اگر شخصي توجه به اسمي كه متناسب با عملش هست نداشته باشد، در وهمش آن كار را انجام داده است. مثلا اگر در حال خوردن است اگر توجه به اسم رزاق نداشته باشد در وهمش غدا خورده است. لطف مي كنيد توضيح مبسوط تري بفرماييد. با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از این‌که نباید در استفاده از غذا غفلتی نسبت به اسم رزاق صورت بگیردبه این است که در هرحال مبنای همه‌ی افعال حضرت اللّه است وگرنه ما با وَهمیّات خودمان اصالت و استقلال را به مخلوقات می‌دهیم. موفق باشید

12516
متن پرسش
با سلام: نظر شما استاد در مورد صحبت چند روز پیش احمدی نژاد در مورد امام زمان چیست؟ به نظر شما هجمه های فراوان و ناجوان مردانه چند ماه اخیر به دکتر احمدی نژاد در چه راستای است؟ (یک تحلیل دیگر وجود دارد که نظام سلطه و شیطان در افق بلندتری مسایل را می بینند و تحلیل می کنند. بیش از آن که ما دنبال امام زمان (عج) باشیم آنها دنبال امام زمان (عج) هستند. آنقدر در دانشگاه های علوم انسانی آمریکا راجع به امام زمان (عج) تحقیق کرده اند که اگر من بگویم هزاران برابر مجموع کار حوزه های علمیه قم و نجف و مشهد، زیاد نگفته ام، بلکه کمتر گفته ام که شما باور کنید. با بسیاری از کسانی که به زعم آنان می توانسته اند با امام زمان (عج) ارتباطی داشته باشند تماس گرفته و با آنها مصاحبه و اطلاعاتشان را تخلیه کرده اند. به قول دوستی می گفت پرونده ی امام زمان (عج) را تکمیل کرده اند و برای دستگیری اش بسته اند، تنها عکسش را کم دارند. آنها می دانند که تنها خطر مبنایی و اساسی برای امپراطوری چند صد ساله آنها امام عصر (عج ) است.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره حیات تاریخی ما با نظر به وجود مقدس مولایمان حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» جلو می‌رود و این را دنیای استکبار خوب می‌داند. و لذا ما یک لحظه هم نباید از چنین حضوری در مورد مولایمان غفلت کنیم و نقش‌آفرینیِ آن حضرت را نادیده بگیریم! به‌خصوص که نایبی این‌چنین ارزشمند را همواره مدد می‌کنند و با نظر به رهبر معظم انقلاب قلب امام شاد و برنامه‌های استکبار پوچ و بی‌فایده می‌شود و از این جا است که متوجه‌ی نقش‌آفرینیِ حضرت مولا می‌شویم. مواظب باشید با نظر به امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» از نظر به شکل عملیِ ولایت آن حضرت که در رهبر معظم انقلاب ظهور دارد، غفلت نشود زیرا «دیده آن باشد که باشد شه‌شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس». موفق باشید

11117

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد همانگونه که می دانید انسان در راه سیر و سلوک هر ذکری را نمی تواند بگوید، بنده یک تقاضایی داشتم و آن اینکه طبق شرایط حقیر یک سری اعمالی را و همچنین اورادی را که از صبح تا شب باید انجام بدهم را بفرمایید تا نفس به حجاب رفته ام آزاد شود، در ضمن مباحث انسان شناسی و معاد و برهان صدیقین را هم کارکردم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بنده می‌دانم همین اذکاری است که در مفاتیح هست. مثل «صلوات» و «لاإله إلاّ اللّه» و «یا حیّ و یا قیّوم» و «قل هو اللّه احد» و «آیت الکرسی». این اذکار توجه قلب را به خدا و ائمه«علیهم‌السلام» می‌اندازد و به روح جهت می‌دهد. موفق باشید
10880

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من امسال دارم برای کنکور می خوانم اما احساس می کنم بهترین زمان عمرم را دارم از دست می دهم می خواستم چند توصیه و چند راهکار برای استفاده از امسال با وجود این شرایط ارائه کنید و همچنین می خواستم ببینم چه هدفی را باید داشته باشم برای ورود به دانشگاه خیلی ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این دروس به عنوان مقدمه چیز بدی نیست بالاخره باید این دروس را خوب بفهمید حتی اگر قبول نداشته باشید. موفق باشید
10088
متن پرسش
آیا نفرین ناحق دیگران بر انسان تاثیر می‌گذارد. به طور مثال اینجانب کارشناس امور اداری (کارگزینی) هستم و در قبال اجرای قانون ممکن است مورد نفرین ناحق همکاران قرار بگیرم. آیا نفرین آنها تاثیر دنیوی و... خواهد داشت با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر جنابعالی به حکم وظیفه و با رعایت ادب و احترام کار خود را انجام دهید مطمئن باشید هر نفرینی که به شما بکنند دعا محسوب می‌شود. موفق باشید
9503

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: می خواستم بدانم فحش و ناسزا به چه کلامی می گویند؟ متاسفانه بنده در هنگام عصبانی شدن تا چیزی به طرف نگویم آرام نمی شوم - حتی اگر او نشنود - خشمم ادامه می یابد. اولا من چه باید بکنم در عصبانیت تا آرام شوم و از آن حال خارج شوم؟ دوما اینکه زشتی و گناه و موانع سلوکی فحش دادن را می خواستم بدانم تا بلکه مانع انجام آن شوند و اینکه مصداق این عمل یعنی فحش دادن چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اظهار آنچه را عرف مردم فحش می‌دانند قبیح است و شأن انسان را فرو می‌کاهد و تنها با «حلم» باید اشکلات افرادی را که خطا می‌کنند به آن‌ها تذکر داد. ما در متون دینی داریم: «فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُبْغِضُ اللَّعَّانَ السَّبَّاب الطَّعَّانَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ الْفَاحِشَ الْمُتَفَحِّشَ .. خداى عز و جل لعن‏کننده دشنام گو و طعنه زن بر مؤمنان را دشمن دارد»‏ آری خداوند انسان‌های فحاش را دوست نمی‌دارد و اگر کسی از محبت خداوند محروم شد و به خود واگذارده شد هیچ راهی برای رسیدن به کمال برایش نمی‌ماند. موفق باشید
نمایش چاپی