بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7482

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام .در صورت امکان اگر می شود جهت روشن شدن موضوع قضایای نسبت به آیت الله آذری قمی را تشریح بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوعات دارای وسعتی است بیرون از یک سؤال و جواب و نمی‌دانم منظورتان از قضایایی که می‌فرمایید چیست. موفق باشید
7108
متن پرسش
سلام علیکم با وجود این وهابیها تکلیف شیعه چیست؟ با وجود حکمهایی که صادر می کنند . آیا می توان با دعا برای ظهور فرج را در خواست کرد. شما دعای فرج را کافی می دانید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه هر روز بیشتر از روز قبل لطف خدا در راستای نشان‌دادن ضعف اسلام قلابی وهابیت در صحنه است و ما هم با دعا برای ظهور مولایمان نه‌تنها فرج تامّ آن حضرت را نزدیک می‌کنیم بلکه موجب هرچه بیشتر نورانی‌تر شدن منطق نایب آن حضرت می‌شویم تا جهان اسلام با راهنمایی‌های رهبری عزیزمان از این معضلات رهایی یابد. موفق باشید
6968
متن پرسش
سلام علیکم میبخشیدمزاحم وقت گرانقدرتان میشوم .سالهاست که گاهی شبهه های اعتقادی ازذهنم میگذردکه یک حالت بدی در من ایجاد میکندجواب ان شبهه را میدانم اما همچنان مرا ازار میدهد گاهی هم از درونم با واژه های زشت مورد هجوم قرار میگیرم گاه با توسل برطرف میشود اما هست هر چند اکنون ضعیف شده است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید بعد از آن‌که عقل توانست جواب شبهات را بدهد و حقیقت برایش روشن شد، قلب به میدان بیاید و با حقایق معنوی مأنوس شود. در این راستا کتاب‌های آیت‌اللّه محمد شجاعی به‌خصوص کتاب « پنج رساله» إن‌شاءاللّه کمک می‌کند. موفق باشید
6179
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد استاد ما در سیر انقلاب در زمینه مقام اول اجرایی کشور همواره رو به پیشرفت به سمت نزدیک شدن دیدگاههای روسا به دیدگاههای حضرت امام (رض) و در نتیجه کشف حجابهای ظلمانی مدرنیته و ظهور تدریجی نور انقلاب بوده ایم. ابتدا بنی صدر که رسما میتوان او را جزو اردوگاه غرب دانست، پس از آن شهید رجایی که البته به دلیل فرصت بسیار کوتاه تا شهادت شاید نتوان ایشان را در این سیر قرار داد، پس از آن آقای موسوی که البته اسما حضرت آقا رییس جمهور بودند ولی در واقع مقام اجرایی کشور آقای موسوی بودند. ایشان دیدگاهی تماما غربی داشتند البته غرب چپ! ولی تلاش میکرد خود را انقلابی جلوه دهد. پس از آن آقای هاشمی رفسنجانی که می توان دیدگاه ایشان را التقاطی نامید و از این جنبه بر آقای موسوی برتری داشتند. ایشان سعی در هماهنگ سازی اسلام با مولفه های دنیای مدرن (مدرنیته) داشتند که البته می دانیم این امر به دلیل تعارض ذاتی انقلاب با عالم غربی نهایتا به تقابل با اصل انقلاب خواهد انجامید. پس از او آقای خاتمی با دیدگاههای شفافتر و صریحتر نسبت به آقای هاشمی آمد. در اینجا عده ای آقای خاتمی را نسبت به آقای هاشمی دورتر از انقلاب می دانند ولی بنده فکر می کنم دیدگاه آقای هاشمی نسبت به انقلاب دورتر از آقای خاتمی است زیرا آقای هاشمی پایه و اساس التقاط را وارد در بخشهای بسیاری از نظام کردند و در واقع می توان آقای خاتمی را میوه آقای هاشمی دانست. از این نظر بنده آقای هاشمی را دورتر از انقلاب می دانم. پس از آقای خاتمی یک بازگشت رادیکال (به معنی مثبتش) به اصل انقلاب صورت گرفت. ولی پس از آقای احمدی نژاد، با انتخاب آقای روحانی به نظر می رسد این سیر در مسیر خلاف خود حرکت کرده است. مگر آنکه آقای روحانی را در پرانتز قرار دهیم و ایشان را عاملی برای به وقوع پیوستن حوادثی خاص و فوق العاده و البته رادیکال که نهایتا منجر به بازگشت اساسی به اصل انقلاب خواهد شد بدانیم. سوالات اینجانب از جنابعالی: 1- آیا شما این روند و سیر را در تاریخ انقلاب را می پذیرید؟ 2- نظر شما درباره دیدگاه بنده نسبت به آقای هاشمی و آقای خاتمی چیست؟ 3- اگر این سیر را می پذیرید جایگاه آقای روحانی در این سیر کجاست؟ 4- اگر این سیر را نمی پذیرید لطفا جایگاه تاریخی آقای روحانی را مقداری توضیح دهید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- این سیر در نظام اجرائی ظاهراً همین‌طور است که می‌فرمایید و آقای هاشمی به‌خصوص در این اواخر نشان دادند که پذیرفته‌اند انقلاب اسلامی در ذیل غرب به‌خصوص آمریکا خود را حفظ کند ولی این سیر در مردم متفاوت است و نیروهای انقلاب در شرایط فاصله‌گرفتن هرچه بیشتر از نگاه آقای هاشمی و نزدیکی به رهبری هستند 3- آقای روحانی در شرایط بینابینی، بین آقای هاشمی و رهبری قرار دارند در عین‌ آن‌که حد اقل از نظر عده و عُده در اردوگاه اصلاح‌طلبان جای دارند، زمینه‌ی پذیرش رهنودهای رهبری را در خود از بین نبرد‌ه‌اند تا ببینیم در ادامه چه کار می‌کنند. موفق باشید
5943
متن پرسش
سلام.یکی از آشناهای ما خوابی دیده است.این فرد بسیار محترم و مومن است اما اهل فلسفه و اصطلاحات عرفانی نیست.ایشان خواب یک پیرمرد را دیده بودند و گفته بودند تو کیستی و او گفته بود:من امام زمانم، من پیامبر زمانم، من بایزید زمانم و به سوی آسمان رفته بود.مدت ها بعد دوباره خواب آن شخص را دیده بود و پرسیده بود منظور شما از آن تعابیر چیست و او گفته بود من جمیع صفات الهی هستم(بنده در سوالی جدا همین قسمت را پرسیدم و گفتم ممکن است فرشته ای جمیع(نه جامع)صفات الهی باشد؟ که فرمودید ظاهرا چنین چیزی نیست و در احادیث نداریم).علت این که می دانم این خواب صادق است این است که آن فرد اصلا با این مفاهیم ارتباط و آشنایی ندارد که بگوییم خیالات خود اوست.نظر شما در مورد این خواب و تعابیری که آن پیرمرد در مورد خودش به کار برده چیست؟البته اصل خواب این شکلی است که در خواب می بیند آن پیرمرد زیر یک درخت دراز کشیده و او سر بالینش می رود و به خیال آن که مرده است برایش گریه می کند که ناگهان آن پیرمرد بیدار می شود و می گوید چرا گریه می کنی؟مگر نمیبینی فصل بهار است؟اولیا الله هیچ وقت در بهار نمی میرند.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بنده علم تعبیر خواب ندارم. موفق باشید
5799
متن پرسش
باسلام1)باتوجه به اینکه قرآن بطون مختلفی داردلطفا آیه6سوره طلاق راتفسیری عرفانی بفرمایید2) از عرفاکرامات زیادی نقل می کنندمثلا شنیدن تسبیح کل موجودات عالم.لطفاتوضیحی در این باره بفرمایید3)شیعه قائل به تکامل برزخی است آیا این یعنی در برزخ قوا به فعلیت می رسند؟چون فرمودیدوقتی قیامت شد دیگر عالم عالم ثبات است نه حرکت
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: 1- چیزی در مورد این آیه در رابطه با نگاه عرفانی نمی‌دانم 2- این منحصر به عرفا نیست. قرآن و به‌خصوص ائمه«علیهم‌السلام» خبر از تسبیح موجودات می‌دهند جای بحث آن این‌جا نیست. إن‌شاءاللّه در مباحث فلسفه و عرفان نظری وارد شوید برایتان روشن می‌شود. 3- در برزخ تکامل به معنای رفع حجاب است، نه‌این‌که انسان در آن‌جا هنوز دارای اراده است و می‌تواند به معنای دنیایی آن تکامل یابد، در کتاب معاد عرایضی در این مورد داشته‌ام. عنایت داشته باشید در بحث سؤال و جواب‌ها نمی‌توانیم درس بدهیم می‌توانیم سؤالاتی را که در حین مطاله‌ی یک موضوع عقیدتی برای کاربران عزیز پیش آمده جواب دهیم. موفق باشید
5205
متن پرسش
باسلام.ا1)ینکه انسان دعا میکنه واز خداچیزی رو میخواد چه جوریه؟خداکه میدونه ماچی میخوایم خودش اجابت کنه دیگه.2)درصلوات خدا دورود میفرسته یعنی چی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعضی از چیزهایی که خداوند می‌خواهد به بنده‌اش بدهد مشروط به تقاضای بنده است 2- در کتاب « صلوات بر پیامبر(ٌص)عامل قدسی‌شدن روح» عرایضی در این مورد داشته‌ام به آن کتاب رجوع فرمایید. موفق باشید
3397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی مدتی است تفکراتی مذهبی و جدید توسط گروهی که خود را وابسته به شخصی به نام علی یغقوبی از تهران می دانند مطرح می شود و در اصفهان و شهرهای دیگر جلساتی با عنوان کاروان حسینی دارند که مطالبی در خصوص نظام بشر و نظام ظهور و ملک خداوندی و تفسیر قران مطرح می کنند. این گروه ایراداتی عمده به تفاسیر قبلی و رفتار و گفتار علما می گیرند و راه خودشان را صحیح تر می دانند. مدتی است در فضای مجازی نقد هایی بر این تفکرات وجود دارد ولی هیچ عالم و اهل معرفتی پاسخی به درستی یا اشتباهی این مطالب نداده اند . قابل ذکر است که یکبار در شبکه دوم سیما در برنامه به سوی ظهور از این شخص(علی یعقوبی )به عنوان مدعی رابطه با امام زمان اسم برده شد. خواهشمندم اگر نقدی بر تفکرات ایشان هست ذکر بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده مطالعات کافی در این مورد ندارم. موفق باشید
1777
متن پرسش
سلام استاد عزیز من سیر مطالعاتی شما را شروع کردم آیا سیر شما سیر افاقی و عقلی هم محسوب می شود اگر صرفا سیر قلبی محسوب می شود آیا با توجه به جمله علامه حسن زاده که قریب به این مضمون فرمودند کسی اگر از سیر عقلی به سیرقلبی نرود سطح انحراف اسفار قلبیه به شدت افزایش پیدا می کند بعده ها مشکل ساز نمیشه - ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام همه‌ی تلاش ما آن است که با تأسی به بزرگان علم و عمل، عقل‌ها و قلب‌ها را مخاطب قرار دهیم و لذا ابتدا سعی می‌شود عقل در رابطه با موضوع مورد بحث قانع شود و سپس قلب به جستجوی حقیقتِ وجود آن موضوع بپردازد. موفق باشید
470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در صفحه ٤۶از کتاب« معاد» اینگونه امده است. «افرادی در عین لقای رب از وجه کریم پروردگار محجوبند وبا اسم غضب پروردگارروبه رو می شوند» ازاین جمله اینگونه برداشت می شود که حتی معاندین که مستوجب غضب و اتش هستند نیز به لقای حضرت رب العالمین می رسند در حالی که تصور بنده تا کنون وبا توجه به ایه ۳٥سوره«ق»این بود «لقای رب»عالی ترین مرتبه بهشت است که تنها به گروهی خاص از مو منین تعلق می گیرد وبه همین خاطر است که در ایه ۳٥«ق» (لدینا مزید) از دیگر نعمت های بهشتی جدا شده است .(لطفا توضیح بفرما یید)
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی همان طور که در کتاب متوجه شده‌اید حضرت رب‌العالمین اسماء متفاوتی دارد، از یک طرف رحمان و رحیم است و از طرف دیگر ذوالانتقام. آن لقایی که نور چشم اولیاء الهی است، لقای اسماء حسنیای الهی است، وگرنه اهل جهنم هم با اسم ذوالانتقام الهی روبه‌رو می‌شوند چون همه به سوی خدا بر می‌گردند ولی همه به سوی لطف الهی بر نمی‌گردند. موفق باشید
138

بدون عنوان**بازدید:

متن پرسش
1.faslsafeye vojode horiehaye beheshti kamelan nasezegar ba vojode zan hast.yani zanha ba in hesab dar behesht hamjensgara khahand bood.man be yaghin resideam ke hazrate mohammad dar barabare aarab ke havase zanparasti dashtan intor farmordeand.nazare shoma chist? 2.be nazare bandeye haghir az dide erfan balatar az legha va didar ba khodavand zamani nist.dar eslam in masale namaz hast.aya ma hazer mishavim hatta ba eshghe zaminimon ke zanemon hast dar zamani moshakhas va ya saati moshakhas ba harfhayi moshakhas harf bezanim hamintor ke ostade eshgh mifarmayand:ajaba namaze mastan to begoo dorost hast an..........ke nadanad o zamani nashenasad o makani...........ajaba 2 rekaatast in .....ajaba ke hashtomin ast..........ajaba che sore khandam cho nadashtam man zabani kollan manzooram ine: ke eshgh be khoda haddo hasr nadare dolate eshgh az hame diha jodast asheghan ra mellato mazhab khodast befarmayid javabesho ke yade khoda va eshghe be khoda balatare ya serfan kalamati arabi ke bazia nemidoonan manish chi mishe ba zamani moshakhas? thanks
متن پاسخ

باسلام خدمت سوال کننده محترم:

لطفا سوال را فارسی تایپ بفرمائید تا استاد بتوانند آنرا براحتی خوانده ودر صورت لزوم جواب آنرا بدهند.
با تشکر

گروه فرهنگی المیزان

18103

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در هر تاریخی که شروع می شود (مخصوصا تاریخ مدرن) آیا مسئله ریاضیدان هم به تاریخش مربوط می شود؟ مثلا چرا «گراف و درخت» که از مباحث ریاضیات گسسته است در تاریخ مدرن اهمیت ویژه یافت تا آنکه کاربرد آن را اکنون در راه سازی و کامپیوتر و ... مختلف می توان یافت؟ یا اینکه ریاضیدان گوشه خانه نشسته و دارد مسائل و قضایای ریاضی را کشف می کند و به تاریخش بی توجه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر تمدنی که بخواهد در تمام ابعاد جوابگوی بشر باشد باید در موضوع تفکر ریاضی نیز، تدبّر لازم را داشته باشد مثل حضور شیخ بهائی در به‌صحنه‌آوردنِ تمدن صفوی. موفق باشید

18053

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در پایان نامه ای در تفاوت دیدگاههای بین ملاصدرا (ره) و علامه جعفری (ره) این مورد ذکر شده، ممنون میشم نظرتون رو در مورد این اظهار نظر بفرمایید: «در نظام معناداری ملاصدرا اندیشه یونانی به ویژه تفکر مشایی و نو افلاطونی به طور جدی حضور دارد، عناصری از قبیل عقل فعال، تقسیم چهارگانه عقل منفعل، فضائل اربعه و توسط در قوای سه گانه عقلی، غضبی و شهودی، پلیدی ماده و کمال بودن دوری از هیولی و ... همگی در نظام معناداری ملاصدرا جایگاه ویژه ای دارند، در حالی که در دیدگاه جعفری در باب معنای زندگی، عناصر و اندیشه های یونانی حضور خاصی نداشته و تقریبا می توان گفت این ندیشه ها تاثیر مستقیمی بر دیدگاه جعفری در باب معنای زندگی نداشته اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم علامه‌ی جعفری دستگاه خاصی ندارند که بتوان با نظام فکری مرحوم ملاصدرا مقایسه کرد. علامه‌ی جعفری بیشتر تحت تأثیر فلسفه‌ی مشاء هستند که البته نگاه عرفانی ایشان جای خود دارد و نمی‌شود نگاه عرفانی را با معانی و مفاهیم فلسفی مقایسه کرد. موفق باشید

17506
متن پرسش
با عرض سلام و تحیت خدمت استاد: بنده چند وقتی است با مطالعه متون فلسفی سوالی در ذهنم متبادر شده است؛ اینکه چه تفاوتی است بین «تشکیک وجود در فلسفه و وجود ممکنات را رقیقه وجود حق دانستن» و «وحدت شخصیه وجود در عرفان که همه چیز را تجلی و نمود حضرت حق می دانند نه عین حق و خدا» توضیح اینکه؛ در عرفان تلویحا پذیرفته شده است که وجود ممکنات وجه تمایزی با حضرت حق دارند (چرا که عین حق نیستند) و تنها تجلی و ظهور وی هستند و در فلسفه نیز همین مطلب بگونه ای دیگر است که تفاوت را ناشی از شدت و ضعف وجود می دانند. اگر در تقریر وحدت شخصیه وجود معتقد به همه خدایی نباشیم باید وجه تمایز موجودات از ذات حق را چه چیزی بدانیم؟ چیزی غیر از شدت و ضعف وجود؟ که این همان مطلب فلسفه اسلامی است. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این بحث مهمی است. همین اندازه عنایت داشته باشید که در وحدت شخصی وجود کسی نمی‌گوید آن‌چه از ممکنات در صحنه است، خداوند است بلکه گفته می‌شود حق، از طریق ممکنات و در محدوده‌ی ممکنات ظهور می‌کند و عارف بصیر از یک طرف متوجه‌ی محدوده‌ی ممکنات است و از طرف دیگر متوجه‌ی ظهور حق در آینه‌ی ممکنات، و بدین لحاظ می‌گوید حق در صحنه است، نه این‌که ممکنات حق‌اند. در تشکیک وجود تنها وجودِ مطلق حق است و سایر وجودات به نحوی غیر حق و جدای از حق می‌باشند و این با بی‌نهایت‌بودنِ خدا نمی‌سازد. موفق باشید    

16191

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: در زیر مقاله ای تحت عنوان مضرات چای از سایت دکتر حسین رضازاده آورده شده، چند واقعيت تلخ در مورد چای: 1. بوته چای جزو معدود گياهانی است که به دليل وجود سموم فراوان در بافت آن، در طبيعت هيچ آفت جدی به جز انسان ندارد! مزارع اين گياه نياز به سمپاشی ندارند و هيچ چرنده، پرنده، حشره و ... به آن نزديک نمی شود. اگر در بين علوفه چهارپايان (هر نوع که باشند) حتی کمی برگ چای باشد، حيوان به محض جويدن آنها را از دهانش بيرون می ريزد! 2. در بسياری از مناطق کشاورزی، براي آن که احشام و ساير حيوانات به مزارع و کشتزارهای مختلف نزديک نشده و زراعت را خراب نکنند، اطراف آنها را بوته چای می کارند. حيوانات با مشاهده بوته چای به مزرعه نزديک نمی شوند! 3. اولين وارد کننده تخم اين گياه به ايران در اوايل دوره قاجار انگليسی ها بودند که با همکاری عناصر خودفروخته اي در دربار قاجار، کشت اين گياه و نوشيدن دم کرده آن را در ايران رواج دادند. عکس العمل علماء و حکماي سليم النفس آن دوران در برابر اين حرکت پليد استعماري شديد بود. در يکی از نامه هایی که به دربار قاجار نوشته شده است آمده: «چرا می خواهيد گياهی را در ايران رواج دهيد که حتی الاغ ها از نزديک شدن به مزارع آن خودداری می کنند! چای مولد سودا در بدن و سودا مقدمه سرطان است!». واقعيت آن است که حکمای ايران زمين از چند هزار سال قبل با اين گياه آشنایی داشته و به خوبی می دانستند که اين گياه ارزش غذایی نداشته، بلکه مصرف غير دارویی آن مضر است. 4. موادی که در اصطلاح علم شيمی ساختار مولکولی حلقوی دارند (مواد آروماتيک) سرطان زا هستند. «پلی فنول» يکی از مواد آروماتيک است که چای هم اين ماده را دارد. فنول چيست؟ فنول يک ماده دارای ترکيبات حلقوی است که بر روی پوست، کبد و سيستم گوارش اثرات نامطلوبی می گذارد. جالب اينجاست که قريب به اتفاق مواد معطر شيميایی که در کارخانجات به چاي اضافه می کنند هم جزء مواد آروماتيک و سرطان زا هستند! (گل بود به سبزه هم آراسته شد!!) 5. مصرف چای (خصوصاً پس از غذا که سال هاست عادت بسياری از ايرانيان شده است) جلوي جذب آهن معدنی موجود در غذاها توسط بدن را می گيرد که در نتيجه منجر به بروز بيماری کم خونی مزمن در مصرف کنندگان می شود. چای دارای ترکيباتی به ‌نام تانن است که مزه‌ تلخ چای را ايجاد مي کند. تانن‌ها با آهن، ايجاد رسوب مي‌ نمايند و اين رسوب به دليل درشتی ملکول و سنگينی، غير قابل جذب توسط بدن است. لذا در صورتی که غذای مصرفی دارای آهن بوده و بلافاصله بعد از آن چای مصرف شود، از جذب آهن آن جلوگيری می کند. فراموش نکنيد که عارضه کم خونی خود باعث ده ها بيماری ديگر در بدن می شود. 6. همان گونه که گفته شد چای دارای ماده اي است به نام تانن. اين ماده بسيار مدر است و به همين خاطر مايعات بدن را دفع کرده و پلاسما غليط می شود. آنزيم ها در پلاسمای غليظ نمی تواننند فعاليت کنند و به همين خاطر مواد زاید در بدن انبار شده و موجب بيماری های گوناگون مي شود. ضمناً تانن موجب فعاليت بيش از حد سلول های اپيتليال کليه شده و کليه را به مرور از کار می اندازد! 7. گياه چای داراي ماده ای است به نام اگزاليک اسيد، که مسموم کننده بوده و اختلالات متابوليسمي ايجاد می کند. اين ماده در کليه رسوب کرده و سنگ های کليوی اگزاليک را موجب می شود. 8. مصرف زياد چای دندان ها را لك دار و سياه می كند. 9. چاي ترشح اسيد معده را تحريک مي كند و همچنين به دليل ماهيت اسيدی خود، در بروز زخم معده مؤثر است. 10. در هر فنجان چاي بين 60 تا 75 ميلی گرم «کافئين» وجود دارد که LDL خون را افزايش مي دهد و عاملی می شود برای انفارکتوس های قلبی و مغزی، ولی البته آرام بخش است و در دراز مدت اعتياد ايجاد می کند! 11. به دليل وجود مقدار زيادی از ماده کافئين در چای، براى عده اى باعث تحريك اعصاب و يا تپش قلب می شود. همچنين نوشيدن چاى پررنگ براى خانم ها احتمال ابتلا به سرطان سينه را افزايش مى دهد. 12. ماده آرام بخش ديگری در چای وجود دارد به نام «تئين» که محرک سيستم اعصاب سمپاتيک است و موجب افزايش ترشح آدرنالين می شود. تئين موجب کاهش مقدار منيزيم داخل سلول ها می شود. منيزيم ماده ای است که در سلول قرار دارد تا با انواع سرطان ها مبارزه کند و با نوشيدن چای اين ماده مفيد از بدن خارج می شود. 13. به نظر شما چرا اغلب افراد چای خور جدی، هنگامی که تصميم به ترک چای می گيرند با علایمی مشابه با علایم معتادان مواد مخدر در هنگام ترک مواد مذکور (همچون سردرد، بی خوابی، بی حوصلگی، آشفتگی روحی و ...) مواجه می شوند؟! آيا اين موضوع که ادعا شده است سال هاست توليد کنندگان چای در کشورهای خارجی براي حفظ مشتريان خود به چای مواد افزودنی مضر و اعتيادآوری اضافه می کنند قابل اعتنا نيست؟ 14. چند نفر معتاد به مواد مخدر را می شناسيد که سيگاری نباشند؟ و چند نفر سيگاری را می شناسيد که چای خورهای قهاری نباشند؟! چای به دليل مواد افيونی طبيعی که در خود داشته و مواد شيميایی که در فرآيند توليد توسط بسياری از توليدکنندگان به آن اضافه می شود، مقدمه ای براي آمادگی بدن جهت پذيرش انواع اعتيادها به مواد مضر ديگر است. 15. اگر دقت کنيد قريب به اتفاق مواد سمی در طبيعت دارای طعم تلخ می باشند. شايد پروردگار مهربان با اين گونه خلقت خواسته است به موجودات هشدار دهد که چه موادی خوراکی نيستند و بايد از آنها پرهيز کنند. چاي يکی از تلخ ترين گياهان موجود در طبيعت است که البته با روش های مختلف سعی در کاهش اين تلخی و صد البته عادت دادن ذایقه مردم به آن دارند. 16. همه اين ها که گفته شد برای چای سبز که خشک شده سريع برگ سبز چای می باشد صادق است. چای سياه که دم کرده مضرتری از چای سبز است با انبار کردن برگ سبز چای در مکان های گرم، پوسيده شدن و تخمير اين برگ ها، تغيير رنگ آنها به قهوه ای و سياه (مشابه عملی که باغبانان در وسط باغ با بر روی هم تلنبار کردن برگهای درختان انجام می دهند تا پوسيده شده و تبديل به کود گردند)، سپس خشک کردن اين برگهای پوسيده بدست می آيد! 17. بدتر از چای سبز و چای سياه، چای هاي جديد طعم داری هستند که دارای اسانس های شيميایی مختلف بوده و تمامی مضرات دو نوع چای قبلی را دارند بعلاوه مضرات مواد شيميایی عطری و طعم دهنده های مصنوعی! (هرچه خوبان همه دارند تو يک جا داری!!) 18. يکی از موارد مرسوم در جامعه ما (خصوصا در مراسم، جشن ها، سمينارها و ...) مصرف بسياری از نوشيدنی ها در ليوان های يک بار مصرف پلاستيکی است. اين ظروف به خصوص در مجاورت با نوشيدنی های داغ به سرعت مواد فوق العاده سمی و خطرناک نفتی را آزاد می کنند. برای امتحان می توانيد در يکی از اين ليوان ها چای داغ بريزيد و چند دقيقه ای کنار بگذاريد تا سرد شود. خواهيد ديد که پرده ای از مواد نفتی روی آن می بندد! 19. در انواع چای هاي بسته ای (معروف به Teafix يا Lipton)، ضايعات / ته مانده های چای که قابل ارایه به شکل عادي نيستند در بسته های کاغذی که براي جلوگيری از وارفتن آنها در آب جوش، پروسه های شيميایی مختلفی روی آنها انجام شده و آغشته به انواع مواد مضر هستند قرار می گيرند. پاره ای از مواد شيميایی موجود در کاغذ مذکور در آب جوش حل شده و وارد بدن مصرف کننده می شوند! 20. مي دانيم که انصافاً دين اسلام کامل ترين دين است و حتي در مورد جزیی ترين موارد زندگي شخصی و اجتماعی دهها و صدها حديث و روايت در کتب ديني ما نقل شده است. حال با فرض اين که ادعاهای بوقهای تبليغاتی تبليغ کننده مصرف چای صحيح باشد و مصرف اين گياه باعث آن همه منافع ادعایی آنها باشد، آيا به نظر شما عجيب نيست با وجود آن که گياه چای از پنج هزار سال قبل شناخته شده بوده است حتي يک مورد هم از معصومين و بزرگان دينی درباره خواص چای و توصيه به مصرف آن مطلبی در هيچ کتاب معتبری به ما نرسيده است؟! برعکس، همان گونه در بالا هم اشاره شد، علما و حکماي هوشيار ما اولين اقشاری بودند که در مورد ورود چای به کشور عکس العمل منفی نشان داده و به مخالفت برخاستند. 21. ابو علي سينا (نابغه طب اسلامي) در طب سنتی از چای به عنوان ماده پست غذایی نام می برد و از آن فقط برای مصارف درمانی در شرايط خاص استفاده می كرده است. 22. ممکن است عليرغم خواندن موارد فوق به دليل تبليغات زيادی که در قالب مقالات و اخبار مختلف شبه علمی به خورد جامعه داده می شود، هنوز باور نکرده باشيد که مصرف اين نوشيدنی همه جا تا اين حد مضر است. بسياري می پرسند که اگر واقعاً چای مضر است پس چرا اين قدر در رسانه ها از آن تعريف شده و در همه جا مصرف می شود؟ پاسخ آن است که اولاً ما نفي نمی کنيم که چای فوايد اندکی نيز دارد، اما این فواید قابل مقايسه با مضرات فراوان آن نيستند. مانند شراب و قمار که خداوند متعال در قرآن کريم در مورد آنها می فرمايد: «از تو در مورد شراب و قمار می پرسند، بگو در آنها منافعی هست، اما ضررهای آنها بسيار بيشتر است». ثانياً فراموش نکنيد که تجارت چای گردش مالی ميلياردی در سراسر جهان دارد. به نظر شما مافياها و کارتل های تجاری بزرگی که از اين راه منافع و سود سرشاری می برند به اين راحتي اجازه می دهند که حقايق برای مردم آشکار شوند؟! فراموش نکنيد که در اوايل قرن بيستم شرکت های سازنده سيگار و دخانيات به پاره ای از دانشمندان بی وجدان مخفيانه پول می دادند تا مقالات به ظاهر علمی در رد خطرات دخانيات و حتی طرح فوايد استفاده از آن نوشته و در مجلات معروف علمی آن زمان چاپ کنند. اسناد اين تبانی های بزرگ و کثيف در اواخر قرن بيستم منتشر شد، يعنی زمانی که همه ذينفعان ماجرا مرده بودند و مضرات بلای خانمانسوز دخانيات بر همه آشکار شده بود! دور از واقعیت نیست که گفته شود مشابه چنين اتفاقاتی در زمانه ما هم برای چای، موبايل، نوشابه، سوسيس، کالباس و ساير موارد مشابه رخ می دهد و اين ما هستيم که بايد عقلمان را قاضی کرده و سلامتی خود و اطرافيانمان را فدای مطامع مادی عده ای از خدا بی خبر نکنيم. 23. بعضي می پرسند اگر مصرف چای اين قدر مضر است چرا خداوند آن را آفريده است؟! پاسخ ساده است: خداوند حکيم هيچ موجودی را در عالم بدون دليل و حکمت خلق نکرده است، اما اين به معنی آن نيست که هرچه آفريده شده خوردنی و دارای ارزش غذایی است!! بوته چای يکي از بهترين گياهانی است که می تواند هوا را از انواع آلودگی ها پاک کرده و حجم زيادی اکسيژن توليد کند. دليل آن که هوای مزارع چای بسيار مطبوع است نيز همين واقعيت می باشد. در حقيقت بشر امروز اگر عاقلانه فکر کند بايد به جای خوردن برگهای چای، بوته آن را به عنوان يک تصفيه کننده عالی هوا در سرتاسر معابر شهرها بکارد. شايد يک دليل ديگر برای آن که مصرف خوراکی چای مضر است همين باشد که اين گياه سموم موجود در هوا را به خود جذب می کند! همچنين به دليل اين که گياه چای اسيدی است، ماده ضد عفوني کننده خوبی می باشد. لذا براي شستشوی چشم های عفونی و لثه های عفونی مفيد است. در طب سنتی برای درمان چشم عفونی شده نوزادان در عوض انواع و اقسام داروهای شيميایی و آنتی بيوتيک های دارای اثرات مضر جانبی فراوان، با استفاده از آب جوشانده چای چشم نوزاد را طی چند نوبت شستشو می دهند. 24. اگر می پرسيد که چه بايد کرد، عرض می کنم: اولاً اطلاع رساني وسيع در بين همه آنها که دوستشان داريم. ثانياً رواج ده ها دم کرده طبيعی خوش طعم، مفيد و باصرفه که جانشينان بسيار مطلوبی براي چای مضر هستند در سطح جامعه (براي شروع از خانه خود و نزديکانتان شروع کنيد). به عنوان مثال می توانيد به تناوب از جوشانده بادرنج بويه (گياه مورد علاقه زنبور عسل که جوشانده آن مورد استفاده حضرت اميرالمؤمنين علی عليه السلام نيز بوده است)، دم کرده برگ گياه به ليمو (گياهی با برگ های شبيه نعنا، با شربت به ليمو اشتباه نکنيد)، دم کرده ميوه نسترن، دم کرده گل گاوزبان، دم کرده بابونه، جوشانده تخم گشنيز (به صورت آسيا شده)، دم کرده پونه، دم کرده زنجبيل، دم کرده زيرفون، دم کرده برگ تيول و ... ده ها جوشانده و دم کرده طبيعی و مفيد ديگر که به تفصیل در بخش مقالات درج شده است، استفاده کنيد. مجید تجملیان 1. حال باتوجه به این مقاله چرا اینقدر جوانهای ما بخصوص قشر مذهبی این سم کشنده و مهلک را مصرف می کنند. در صورتی که به حکم مراجع خوردن هر چیز که برای بدن ضرر دارد حرام است و حتی یکی از علما که تشرفی به محضر امام زمان (عج) داشتند موقعی که به حضرت چای تعارف کردند حضرت فرمودند ما اهل بیت (ع) از فضولات نمی خوریم. آیا نباید بیدار شویم؟ دشمن در تغذیه ما کامل دستکاری کرده و به طرق مختلف سعی در تخریب و تضعیف عمر شیعیان دارد. وقتی تغذیه تن درست نباشد روح نخواهد تنواست سیر کند و دچار همین بدن خواهد شد. حال با توجه با این مسائل چه باید کرد؟ لطفا راهنمایی کنید و کمی این مسئله را شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که افراط در چای‌خوردن چیز بدی است، بحثی نیست ولی نظر مبارک‌تان باشد که همسر علامه‌ی طباطبایی می‌فرمودند چای‌خوردن ایشان هیچ‌وقت منقطع نمی‌شد و یا حضرت امام تا حدّی اهل چای‌خوردن بودند و خودم مکرر شاهد بودم که سماور آیت اللّه بهاءالدین در طول روز خاموش نمی‌شد. ظاهراً استعداد بدن‌ها نیز متفاوت است. موفق باشید

16152

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بهترین روش برای تزکیه نفس چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهترین روش تزکیه رعایت تقوای الهی است. به نظر بنده سه جلد کتاب «مقالات» مرحوم آیت اللّه شجاعی«رحمة‌اللّه‌علیه» در این مورد کمک می‌کند. موفق باشید

15986
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد معزز: جناب استاد در مناجات شعبانیه دو فراز آمده که انگار با هم نمی خواند از یک طرف حضرت می فرمایید «الهی ما اظنک تردنی فی حاجه قد افنیت عمری فی طلبها منک» و در فراز دیگری می فرماید «و قد افنیت عمری فی شره السهو عنک و ابلیت شبابی فی سکره التباعد منک» حال چگونه این دو با هم جمع می شود؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در فراز اول، مناجات‌کننده با نظر به رجایی که نسبت به خدا دارد با حضرت معبود سخن می‌گوید که گمان نمی‌کنم مرا در طلب آن‌چه عمری در پیِ آن بودم از درگاه خود برانی. ولی در فراز دوم، نظر به خودش دارد که چگونه دستش خالی است و از خود هیچ ندارد. لذا عرضه حال به حضرت معبود می‌کند که من با خودم چنین و چنان کردم. و از این طریق، رحمت پروردگارش را به شور می‌آورد. موفق باشید

15124
متن پرسش
سلام علیکم: بیماران جسمی دو گونه اند یه دسته در شرایطی هستند که طبیب دستوراتی می دهد و بیمار با انجام آنها روند بهبود را طی می کند و دسته دوم بیماران در حال بیهوشی و کما هستند که طبیب بدون توضیح و مساعده بیمار به تنهایی اقدامات لازم را در راستای بهبود انجام می دهد من بیمار دسته دوم می باشم که قدرتی برای انجام هیچ کاری ندارم جز طلب نجات، من هلاک شدنم را احساس می کنم و نمی خواهم تسلیم این نابودی بشم و توانم هم تمام شده حتی استغفار عادی برایم سخت است احساس می کنم من برای شقاوت خلق شدم و هر راهی برای رسیدن به سعادت به بن بست ختم می شود امید و اعتمادم به روایات و کلمات منقول از ائمه را از دست دادم هر چه می توانستم برای تغییر این وضعیت کردم تا جایی که ضعف کردم و از هوش رفتم از فرط خستگی و درد مصیبتی بالاتر از مصائب وارده بر همه خوبان بالاتر اینه که آدم تنها امید و تکیه گاهش رو از دست بده، وضعیت قریب جنون و ناامیدی کامل پیدا کردم پیش از بریده شدن این مو اگر می توانید کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ کاری نمی‌خواهد بکنید. تنها در این شرایط است که حقیقت طلوع خواهد کرد. همیشه وقتی اضطرار به نهایت رسید؛ طلوع آغاز می‌شود. موفق باشید

14961
متن پرسش
با سلام: حصرت استاد فرمودید که آن چه که بنده گفتم که دارای اجزاء هست از میز و صندلی و... همه ماهیات هستن و وجود بسیط هست حتی وجودات خاصه. سوال: 1. آیا در لسان فلاسفه وجود صرفا به اون حیثیت منشایت اثر در هر موجودی گفته میشه که حقیقتش به ذهن هم نمیاد؟ 2. آیا اون حیثیت منشایت اثر همون اسماء الله هست که وجود هر موجودی هست؟ 3. بنده مباحث حرکت جوهری رو تا جلسه 12 پی گرفتم اما بهر حال آقایون دیگر بعضا مثلا آقای فیاضی حرکت جوهری رو صرفا اشتدادی نمیدونن... و برای خودمم باز جای سواله که اگر حرکت جوهری اشتدادی هست یعنی دم به دم کمال گیری هست چرا ما در حرکات عرضی حرکت های رو به زوال می بینیم مثل پیری بدن یا خشک شدن برگ درختان یا ... مگر نمیگید که در خارج یه موجود داریم و این ذهنه که جوهر و عرض رو از هم تفکیک میکنه پس این زوال ها چیه؟ مگر این امکان هست که اعراض رو به زوال برن و جوهر رو به کمال؟ در حالی که فرمودین دو چیز هم نیستن و در خارج یک موجوده که میشه ازش جوهر و عرض رو انتزاع کرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عقل می‌تواند متوجه‌ی «وجود» شود ولی ذهن، عموماً با مظاهر وجود تحت عنوان ماهیت روبه‌روست که در برهان صدیقین بدان پرداخته شده است 2-  آری 3- حرکت جوهری، حرکت ذات عالم ماده است از قوه به فعل، و همین‌که اعراض حرکت دارند چه از نظر ظاهر آن حرکت به سوی کمال باشد و چه نباشد، دلیل بر آن است که ذات عالم در حرکت است و حرکت بدون تبدیل قوه به فعل معنا ندارد و وقتی در ذات شیئ و جوهر آن، این تبدیل واقع شود حتماً اشتدادی است. موفق باشید

14541
متن پرسش
با سلام: در مورد سوال قبلی در مورد نزول فرشتگان در شب قدر، آیا این شب فقط یک یا چند شب است؟ و در مورد نزول روح و فرشتگان فرمودید احساس برتری بدنبال دارد یعنی احساس برتری و حالت برتری نسبت به وضعیت و حالات گذشته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شب قدر به صورت خاص مربوط به شب‌های 15 شعبان و 19 و 21 و 23 و 27 ماه رمضان است که به صورت تشکیکی در این شب‌های خاص، ظهور دارد. ولی به صورت عام، مربوط به خود انسان است که چه شبی را با اعمال و رفتار روزانه‌ی خود، به شب قدر خود تبدیل کند و منوّر به نزول ملائکه و روح گردد و در احساس و شعور برتری نسبت به حقایق عالَم وارد شود. موفق باشید  

14130

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: دبیرستان شنیدم هر کس یک سال سوره نبا را بخونند میره مکه اما در قرعه کشی اسمم در نیامد گفتم شاید پشت سر هم نخوندم شاید یادم رفته یک روز و... زمان گذشت فضیلت نماز اول را شنیدم در نتیجه تشویق میشم به استمرار نماز اول وقت خواندن خواندم از برکات سوره واقعه هر شب هرگز پریشانی نبیند اما خوب نمی دونم گفتند ذکر صلوات دور می کند شر انس - حدیث کساءگشایش دارد بیش از یک سال می خواندم به آن فراز که پیامبر قسم می خورد در اعتکاف هم خواندم در جمع آنها به حرمت آنها جواب بگیرم اما... حالا سئوالم اینه اینها چقدر راست و درسته؟ من با ناباوری به فضلیت نماز شب نگاه می کنم و یا فضیلت نیکی به پدر و مادر و... این احساس که تمام این مدت با این توصیه ها فریبم دادند - این احساس که برای همه گشایش هست اما من نه. احساس می کنم فراموش شدم در این عالم مستقیم جهنم اگه تقدیر است دعا چرا؟ اگه تقدیر مستقیم بگند تقدیر تو رسیدن به این فضیلت نماز شب می رسد تو در تقدیرت نیست بی خود کسی امیدوار نمی شه - استاد دیگه احساس آرامش نمی کنم وقتی می خونم کشف کربتی و... خوش به حال آنهایی که امام زمان (عج ) دوستشون دارند و هدایت می کنه استاد قسم دادن درست نیست اما خواهش می کنم جوابی هست به منم بگید اگر این حرف ها هست (فضیلت ها، کرامت، معجزه، عنایت و...) پس کو؟ (اگه مال آدم های خاصه خوش به حالشون چرا به عموم میگند؟) اگر نیست چرا ما را با این عقاید بزرگ کردن؟ استاد تمام عقیدم زیر سئوال رفته گیج و افسرده شدم - راهنماییم کنید لطفا. التماس دعا. یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام این دستورات با نظر به اقتضائات خودش صورت می‌گیرد مثل علت مُعِدّه است و نه علت حقیقی و لذا اگر حضرت حق مصلحت بنده را بداند عمل می‌شود وگرنه ثواب آن برای ابدیت او در قیامت می‌ماند. موفق باشید

13642
متن پرسش
سلام استاد: در مورد جواب سوال ۱۳۶۲۳ می خواستم دلیل شما رو از فاصله نگرفتن بدونم. چون برخی از بزرگان از رفتن به این جلسات نهی می کنند همچنین قصدم از آن سوال این بود که شما این مسئله و امثال این را برای ما تبیین کنید که وظیفه ما چیست به هر حال در انقلاب اسلامی و حرکت به سمت مقصد آن به این تبیین شما نیازمندیم که جایگاه استاد امجد و امثال ایشان در انقلاب روشن شود چون بعد از سال 88 کسانی که به جلسه ایشان می رفتند و حتی علما و بزرگان نسبت به ایشان دو گروه شدند عده ای تمام حرف های ایشان را درست می دانند و تقریبا شده اند چپی و منتقد نظام و عده ای مواضع ایشان را درست نمی دانند و از رفتن به جلسات ایشان نهی می کنند و هر دو گروه از بزرگان هستند و ما نمی دانیم حرف کدام یک را گوش کنیم مثلا مشهور است آیت الله خوشوقت که با ایشان رابطه عمیقی داشتند بعد از اینکه در جلسات سوگواری اباعبدالله استاد امجد امثال آقای محمد هاشمی شرکت می کردند ایشان را از راه دادن آقای هاشمی به جلسه نهی کردند و چون استاد امجد این کار را نکردند رابطه استاد خشوقت با ایشان قطع شد و هم اکنون هم استاد امجد با استاد فاطمی نیا هر ساله محرم در منزل آقای هاشمی جلسه دارند. البته استاد امجد گفته اند که من بدخواه و مخالف آیت الله خامنه ای را لعن می کنم و باید برای این سید دعا کرد چون بار بر روی دوش اوست ولی رویکرد ایشان در سال های اخیر بیشتر به سمت انتقاد رفته و معتقد است که با نقد هست که جامعه رشد می کند. مثلا ایشان می گویند: «انقلاب عظیمی شد به نام جمهوری اسلامی، متاسفانه [امروز] نه جمهوری است نه اسلامی! انقلاب بسیار بزرگ و عظیم و بی نظیری به رهبری یک عالم دینی رخ داد که به نقل یکی از معتبرترین مجلات فرانسه: «مردی که جهان را تکان داد» اما افسوس و هزاران افسوس ما دنیاپرستان خودپرست همه چیز را ضایع کردیم و آبرو و حیثیت پر ارزش خودمان را بر باد دادیم. این همه هزینه، این همه فداکاری، این همه شهدا، جانبازان، آزادگان و وفاداری مردم که از همه چیز برای نظام گذشتند.» یا می گویند: «ما امام را معصوم نمی دانیم که بگوییم حتی یک اشتباه لفظی نمی کند. امام نمی خواست حکومت کند. اما زمانی که مجاهدین به نزدش رفتند و با او دیدار کردند به آقای مطهری گفت اگر حکومت بخواهد به دست این ها بیافتد من به تلویزیون می روم و دست شاه راه در تلویزیون می بوسم.» مملکت و مردمی که در آن نقد و ناقد محترم نباشد و چاپلوس محترم باشد ساقط است. هیچ چیز برایش نمی ماند. ما نوع انسان را ضایع کرده ایم و علما مسئولند. پیش از این نیز گفته ام دو طبقه اگر سالم باشند جامعه سالم خواهد بود. علماء و امرا. منظور از علما همه ی دانشمندان و فرهنگیان است. از معلم مدرسه تا مرجع تقلید. بیایید همه به اسلام بازگردیم.» استاد رویکرد مقام رهبری بیشتر امید دادن و نقاط مثبت را دیدن است البته خودشان در سخنرانی های اخیرشان فرمودند که من از ضعف ها با خبرم .... اما در سخنان استاد امجد و امثال ایشان مثل استاد حکیمی بیشتر رویکرد نقد جلوه گر است غیر از سوالاتی که اول سخنم عرض کردم چند سوال مطرح است: 1. رویکرد ما در مسائل کشور چگونه باید باشد آیا باید منتقدانه باشد یا مانند رهبری باشد؟ با توجه به اینکه ممکن است این گونه رویکرد رهبری مخصوص خودشان باشد و وظیفه ما چیز دیری باشد؟ 2. آیا اینگونه انتقاد به شیوه استاد امجد و حکیمی صحیح می باشد؟ 3. آیا کوتاهی ای در مواضع رهبری حس نمی شود و آیا نباید قاطعانه و بیش از این رویکردشان، انتقاد از اوضاع کشور کنند؟ 4. آیا نباید در جامعه ای که می خواهد اسلامی باشد نسبت به ظلم هایی که در جامعه می شود حساس تر بود؟ ببخشید سخن طولانی شد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فکر می‌کنم اگر با هوشیاری و بصیرت سیاسی لازم از افرادی مثل جناب آقای امجد عزیزان فاصله نگیرند، بهتر می‌توان مسیر تمدن‌سازی انقلاب اسلامی را طی کرد. زیرا با دست خود چنین افرادی که بالاخره نسبت به انقلاب حساسیت مثبت دارند را از صحنه بیرون نکرده‌ایم تا ذهنیات آن‌ها نسبت به مسائل منفی تقویت شود. 2- آری! مسلّم انقلاب در ابتدای راه خود قرار دارد و با ضعف‌هایی از جهات مختلف روبه‌رو است. ولی همان‌طور که رهبر انقلاب فرمودند به جای آن‌که بخواهیم همه‌ی آرمان‌هایمان به زودی به ثمر برسد، انقلاب را در 40 ساله بودنش با 40 ساله‌بودن سایر انقلاب‌ها مقایسه کنیم و کشور را با سایر کشورهای اطراف خود مقایسه نماییم تا در عین تلاش برای رفع مشکلات اساسی از رویکرد درخشان و امیدوارانه‌ی انقلاب در تاریخ آینده‌ی جهان غافل نباشیم و در این رابطه است که رهبری عزیز انقلاب سعی دارند ضعف‌ها را آنچنان برجسته نکنند که حقیقت تاریخی انقلاب نادیده شود و دشمنان انقلاب امیدوار گردند. 3- آری! ظلم و ظلم‌های فراوانی هست ولی راه عبور از آن‌ها راه ترکیه و آل سعود است یا تأکید بر همین انقلاب و ارزش‌های آن؟! موفق باشید

11377
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار بنده سیر مطالعاتی بلند مدت شما را شروع کرده و خدا رو شکر تا مبحث حرکت جوهری رسیده ام و تاکنون مشکلی در فهم و درک این مباحث نداشته ام اما از شروع مبحث حرکت جوهری هر چقدر کتاب را می خوانم و مباحث را گوش می دهم، نمی توانم مثل بقیه ی مباحث درکش کنم، لذا خواهشمند است این حقیر را راهنمایی نموده و بفرمائید که باید چکار کنم؟ و با توجه به اینکه تعداد فایل صوتی شما مانند کتاب معرفت نفس برابر با تعداد دروس نیست، آن را چگونه باید گوش دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم فعلاً لازم نیست ذهن خود را مشغول مباحث حرکت جوهری کنید. بعد از برهان صدیقین، مباحث معاد را دنبال بفرمایید در بحث معاد عرایضی در رابطه با حرکت جوهری دارم إن‌شاءاللّه در آن‌جا مشکل حل می‌شود. موفق باشید

11142
متن پرسش
با سلام: اینجانب در درک مفهوم عدم مطلق دچار مشکل شده ام 1- اگر عدم مطلق هیچ چیز نیست، نه در ذهن و نه در خارج ذهن، پس چطور ما مفهوم عدم مطلق را درک می کنیم و از آن با خبر می شویم؟ 2- اولین بار مفهوم عدم مطلق چگونه توسط نفس درک می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مفاهیم، انتزاع ذهن است حال یا با نظر به آن‌چه در خارج است آن را می‌سازد مثل مفهوم انسان که مشترکات حسن و رضا و علی را انتزاع می‌کند و مفهوم انسان را می‌سازد یا مثل مفهوم عدم مطلق است که با نظر به محدودیت پدیده‌ها یک مفهومی که حاکی از محدودیت و نیستی مطلق است از آن‌ها انتزاع می‌نماید 2- انسان‌ها به مرور مفاهیم ذهنی خود را شکل می‌دهند و کامل می‌کنند. موفق باشید
10956
متن پرسش
سلام علیکم: در رابطه با پاسخ سئوال 10935عرایضی داشتم. شما فرمودید طلبه باید خوب درس بخواند خب در این هیچ شکی نیست که طلبه باید درس بخواند ولی صحبت سر این است که تقوی باید با امور معنوی همراهی و چه بسا امور معنوی بالاتر باشد. مقام معظم رهبری به طلبه یک دید جامعی دارند ایشان یکجا می فرمایند طلبه باید از ابتدا با کتب شهید مطهری مانوس باشد، باید کار سیاسی کند در یکجا می فرمایند همه چیز درس خواندن نیست، در جایی می فرمایند برخی بجای قرآن و دعا خواندن درس می خواندند ولی این کاردرست نیست بلکه معنویت به درس انسان برکت می دهد، برکت را علامه جوادی می فرمودند جدای از ازدیاد است می فرمودند امکان دارد طلبه ای زیاد درس بخواند ولی بخاطرنبود مباحث معنوی درسش برکت نداشته باشد، آیت الله ملکی تبریزی می فرمودند نماز شب با درس خواندن تنافی ندارد بلکه به درس خواندن برکت می دهد، امام می فرمودند هم قدم با درس باید اخلاق کار کرد، در ضمن سئوال کننده گویا می دانستند باید طلبه بسیار خوب درس بخواند ولی سئوالش این بود که کار فرهنگی را چکار کنم، شاید هفته ای یک جلسه با سلاح علم و معرفت به کانون مساجد رفتن خوب باشد بلکه به گفته رهبری این کار مؤید درس خواندن هم هست، حال اگر می شود کمی پیرامون این مطلب توضیح بفرمایید، ولی نباید از جامع نگری به طلبه غفلت شود آیت الله جوادی می فرمودند امروز اگر شیخ انصاری ها از حوزه در نمی آید بخاطر نبود تقوی است والا که درس همان درس است، البته بنده منکر این نیستم که درس خواندن عبادت است ولی درس بدون تقوی ره بجایی نمی برد، با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با نظر شما موافقم و در عین حال نگرانم که عزیزان طلبه دروس ادبیات و فقه و اصول را به بهانه‌ی آن‌که حال معنوی ندارند، دستِ کم بگیرند. در حالی‌که بعضی دروس جنبه‌ی طریقت دارند و همین‌که طلبه جهت تفقه بیشتر در دین، به این دروس می‌پردازد مورد عنایت خداوند قرار می‌گیرد. موفق باشید
نمایش چاپی