بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2253

غیر مربوطبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام وارادت مادر همسر م بسیار به ایشان وابسته است البته ایشان نسبت به دیگر فرزندان توجه بسیار ی به مادرش دارد وهمین توجه به مادر این وابستگی را ایجاد کرده است همسر من آرامش ورفاه مادی ومعنوی خود وهمسرش را در شهر دیگری می بیند من نیز به این نتیجه رسیده ام تنها گیر و مانع این مسافرت و جابجایی مادر ش است در ضمن چهار فرزند داریم ودر این شهر از نظر مالی هم تحت فشاریم اما در شهر مد نظر شرایط بهتری خواهیم داشت مادر ش بر حسب ظاهر نه نمی گوید اما قلبا بسیار ناراحت می شود وقتی مسأله را جدی می بیند اگر امکان دارد راهنمایی بفرمایید چه کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این‌چیزی نیست که بنده بتوانم جواب دهم. با کسی مشورت کنید که از نزدیک زندگی شما را می‌شناسد. موفق باشید.
2226

سیاست خارجیبازدید:

متن پرسش
باسلام. استاد سوالی از محضرتان داشتم که سوال خیلی از دوستان است و آن اینکه چرا رسانه ملی کشورمان و مقامات کشور در برابر کشتار مسلمانان در میانمار موضع چندان محکمی ندارند و یا در مورد کشتار مسلمانان چچن و یا در مورد کشتار مسلمانان آذربایجان؟ اما اگر یک فلسطینی زخمی یا کشته شود روزی هزار بار تصاویرشان در تلویزیون پخش می شود. استاد مگر مسلمان با مسلمان به لحاظ نژاد فرق دارند؟ اگر مسلمانان میانمار و آذربایجان و چچن اهل تسنن هستند فلسطینی ها هم اهل تسنن هستند. دلیل این فرق گذاری فاحش چیست؟ جز اینکه احتمالا ممکن است مسائل و مقاصد سیاسی پشت قضیه باشد؟ مگر رسول الله صلی الله علیه و آله نفرمود اگر مسلمانی فریاد دادخواهی مسلمانی را بشنود و کمک نکند مسلمان نیست؟مسلمین باهم چه فرقی دارند که حکومت ما -به عنوان ام القرای جهان اسلام- اینقدر تفاوت برایشان قایل است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: گاهی درگیری‌ها به اختلاف قبیلگی برمی‌گردد و باید مواظب باشیم دشمنان اسلام آن را به جنگ بین مسلمانان و غیر مسلمانان تبدیل نکنند، کاری که وزارت امور خارجه سعی می‌کند در میانمار انجام می دهد این است که موضوع به شکل رفع اختلاف دو قبیله حل شود . گاهی جنگ بین مسلمانانی است با روحیه‌ی القاعده که القاعده در چچن مأمور است برای تضعیف روسیه در جوامع بین المللی به نفع امریکا جنگ بین چچن‌ها و دولت روس راه بیاندازد که نظام دیپلماسی ما در این موارد به شکلی موضع‌گیری می‌کند که با همان بلندگویی که سعودی با روسیه برخورد می‌کند، برخورد ننماید و در آذربایجان نیز ظرائف خاصی هست که باید رعایت شود و بحمدالله دستگاه دیپلماسی خودش مواظب است ولی قضیه‌ی فلسطین یعنی تقابل با اسرائیل و اسرائل همه‌ی کفر است و باید با تمام وجود از فلسطین دفاع کرد تا با همه‌ی کفر درگیر شد. موفق باشید.
1630

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام شما در جایی فرموده بودید که حداقل خوردن گوشت سه روز یکبار است حال میخواستم بدانم تخم مرغ هم جزء گوشت حساب میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: علماء اخلاق توصیه می‌کنند هر روز گوشت مصرف نکنید، یک روز در میان مصرف شود تا قوه‌ی بهیمیه غلبه نکند ولی در مورد تخم مرغ بنده چیزی نشنیده‌ام. شهید اول در کتاب دروس مى گوید: ((انه یستحب فى کل ثلاثة ایام ، و لو دام علیه اسبوعین و نحوها لعلة و فى الصوم فلا باس و یکره اکله فى الیوم مرتین خوردن گوشت در هر سه روز یکمرتبه مستحب است و اگر به واسطه کسالت و بیمارى یا بواسطه گرفتن روزه به خوردن آن هر روز ادامه داه شود ایراد و اشکالى ندارد و دو مرتبه خوردن آن در روز مکروه و ناپسند است .موفق باشید
1584

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا سلام علیکم استاد . باتوجه به داستان موسی ع وخضر ع چرا اکثر خیر از راه بظاهر بد میرسد چه سری هست که خیر از چیز هایی که اکراه داریم برسد .کتاب رزق را خوانده ام چرا نتیجه اعمال بزرگی مانند قرائت برخی سوره های شریفه زیاد شدن روزی قرار داده شده ایا زیاد شدن روزی اینقدر اهمیت دارد
متن پاسخ
این طور نیست که اکثر موارد خیر از راه به ظاهر بد برسد، عجیب این است که امور به ظاهر بد هم برای انسان مؤمن خیر خواهد بود. گفت: «دیگران را تلخ می‌آید شراب عشق و ما...آن ز دست دوست می‌گیریم و شکّر می‌شود». آن زیادشدن رزقی که می‌فرمایید با قرائت بعضی از سوره‌ها و یا ادعیه، به معنی گشایش رزق است تا برای زندگی دینی گرفتار رزق دنیایی‌تان نباشید. موفق باشید
538

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی با توجه به کمک و راهنمایی شما , با مطالعه کتاب چگونگی ادب خیال و عقل و قلب که باعث شد طریقه طی کردن راه برای رسیدن به خدا و ائمه معصومین علیه السلام روشن بشود ؛ خواستار قبول کردن شاگردی بنده و نعمتهای به دریغ خداوند که به واسطه ائمه معصومین علیه السلام , علمای دین و استادان خاص خود همچون شما , نسیب بندگان خود می کند , در این راه طولانی راهنمای ما باشید . در درجه اول برای شروع مطالعه از کدام بخش کتابها و جزوات استاد عزیز (مباحث توحید , معاد و قیامت - تعلیم و تربیت - مباحث مهدویت - غرب شناسی و ...) برای استفاده بهتر در جهت شناخت ابعاد انسانی و قرار دادن خود در اختیار قرآن و ائمه معصومین علیه السلام و درک حقایق کنیم و از ثمره زندگی محروم نمانیم ؟ میتوانم از شما کمک بگیرم در برخورد با همسرم در طی کردن این راه ؟ چگونه می شود از گناهان گذشته ای که انجام داده ام و اطرافیان هنوز آنطور که باید این تغییرات در حالات و رفتارها را باور نکردند و گذشته ها را به یاد می آورند , جبران نمایم ؛؟ و درک این موضوع که ما همگی بنده الله هستیم و تمام کمال باید در اطاعت از او سیر کنیم و وسیله هایی که ما را از او دور میکند فاصله بگیریم , برای همه ما سخت شده است . در مورد شجره نامه توضیح کوتاهی بدهید (و درمورد راهنمایی بفرمایید )؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- اگر ابتدا از مباحث معرفت النفس مثل کتاب «آشتی با خدا» و «ده نکته از معرفت نفس» همراه با سی‌دی آن شروع بفرمایید خوب است. سپس تفسیر سوره‌ی زمر و عنکبوت را گوش بدهید تا آماده‌ی فهم بحث برهان صدیقین از کتاب «از برهان تا عرفان» شوید و سپس به شرح مباحث توحیدی خطبه‌های 1 و 113 نهج‌البلاغه بپردازید تا آماده‌ی بحث معاد شوید و بعد از آن کتاب «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» و کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» را مطالعه بفرمایید و از آن پس به سیری که در سایت هست رجوع فرمایید و به مطالبی بپردازید که مطالعه نشده. 2- رابطه‌ی بین خودتان و خدا را با توجه و استغفار اصلاح کنید و امیدوار باشید که خداوند نظر رحمت و لطف به شما دارد، و رابطه‌ی بین مردم و خودتان را به عهده‌ی خدا بگذارید، خودش اصلاح می‌کند و اصلاً نگران نباشید که مردم به شما به چشم شخصیت قبلی می‌نگرند، چنین نیست. 3- در مورد شجره‌نامه چیزی نمی‌دانم و دنبال این امور نرفته‌ام. موفق باشید
227

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام با توجه به مباحث کتاب ده نکته وجوان شما سوال من کو؟را مطرح کرده اید ودر کتاب ده نکته در باره نفس نکاتی را ذکر کرده اید وگفته اید که این دستگاه معرفتی علم حضوری است نه حصولی سوال:مگر معرفت به نفس با خواندن کتاب حل می شود این که باز علم حصولی است اینکه می گویند طرف آدم خود آگاه وخود هوشیاری است آیا او کتب معارف نفس خوانده؟آیا آیت الله قاضی هم که می گویند همین دستکاه را سفارش می کردند منظور خواندن کتابهای معرفت النفس بوده است؟یعنی اگر کسی سواد نداشت نمی تواند خودش را بشناسد؟چرا شما اینقدر روی کتاب 10نکته تاکید دارید؟خواهشمند است به تک تک سوالاتم جواب دهید. با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی علیک السلام: مباحث معرفت‌النفس اگر به صورت حضوری طرح شود دیگر به صورت محفوظات در نزد نفس نخواهد بود، بلکه به صورت تذکر است تا انسان آن نکات را در درون جان خود به صورت حضوری پیدا کند و کتاب «ده نکته» سعی شده بر مبنای تذکر حضوری تدوین و شرح داده شود، حال اگر کسی سواد هم نداشت باید از طریق کسی که حجاب‌های بین او و نفس‌اش برطرف شده متذکر شود. موفق باشید
15554
متن پرسش
سلام و خسته نباشید: آیا از تفسیر المیزان می توان برای کشف آرای سیاسی و اداری علامه (ره) استفاده کرد؟ و اصلا به طور کلی می توان پژوهشی در خصوص علم سیاست و علم مدیریت از نظر علامه (ره) انجام داد؟ اگر پاسخ حضرتعالی مثبت است لطفا منبع معرفی فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که به تعبیر حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» همه‌ی اسلام، سیاست است و قرآن منعکس‌کننده‌ی سیاستِ واقعی است و علامه‌ی طباطبایی در این تاریخ، حقیقتاً مفسر قرآن‌اند؛ بهترین منبع برای فهم سیاستِ دینی در نگاه قرآنی علامه‌ی طباطبایی، تفسیر قیّم «المیزان» است. رهبر انقلاب در یکی از سخنرانی‌هایشان در نماز جمعه فرمودند: ما با مطالعه‌ی المیزان بهتر توانستیم وارد دنیای سیاست شویم. موفق باشید

14974
متن پرسش
سلام علیکم: سوالی را در خصوص موسیقی به یکی از عزیزان جواب داده بودید. بنده قسمتی از جواب را نفهمیدم و این قسمت که فرموده بودید: «جریان فارابی چیز دیگری است. او توانسته با ارتعاشاتی که ایجاد می‌کند همان چیزی را در نفس و روان انسان پدید آورد که پدیده‌های مادی به نحوی آن را پدید می‌آورد.» حال سوال این جاست که یعنی چه که چیزهایی که پدیده های مادی در نفس انسان ایجاد می کند. آن چیزها چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً مطلعید که مواد مخدّر به عنوان پدیده‌های مادی بر روی اعصاب تأثیر می‌گذارند و حالاتی را برای روح و ذهن افراد شکل می‌دهند. افرادی مثل جناب آقای فارابی توانسته بودند با نبوغ خاصی که دارا هستند، از طریق ایجاد ارتعاشاتی خاص، حالاتی را برای روح و ذهن ایجاد نمایند. لذا با ایجاد نوعی از موسیقی، همه را در یک جلسه خنداندند، و با نوعی دیگر همه خوابیدند. البته امروز مطابق آن‌چه بعضی از سایت‌ها می‌گویند؛ به روشی شیطانی، موسیقی‌هایی ایجاد شده که روی سلسله‌ی اعصاب، همان کاری را می‌کند که موادّ مخدّر انجام می‌دهد. موفق باشید

14219
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز ان شاء الله همیشه سلامت باشد. در مورد برنامه دکتر سلام که فرمودید مفید است سوال داشتم و آن اینکه دلایلتان برای اینکه در این برنامه غیبت و مسخره کردن مومن و اهانت به مومن نمی شود چیست؟ با اینکه نه تنها بنده بلکه دوستان دیگر بنده هم می گویند این عیب ها را دارد ولی مولفه های خوبی از جمله بصیرت افزا است و آدم احساس تنهایی در دفاع از آرمان های انقلاب نمی کند. با تشکر
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه طنز به موضوعات با مسخره‌کردن و عیب افراد را شایع‌نمودن؛ فرق دارد. به نظر بنده برنامه‌ی «دکتر سلام» بیشتر، نقد بود با زبان طنز، و این مسخره‌کردن به حساب نمی‌آید. موفق باشید

13443
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر و عرض تبریک به مناسبت عید غدیر: حضرتعالی در کتاب خویشتن پنهان می فرمایید: «حضور مطلق خدا چيزي است بالاتر از حضور حضرت جبرائيل و عزرائيل؛ چون آن‌ها بر اساس استعداد ما بر ما تجلي مي‌کنند امّا حضرت حق با حضور مطلق خود در صحنه است، کافي است متوجه چنين حضوري باشيم و جهت جان خود را به او بيندازيم، او به جهت رحمت واسعه‌اش بر ما تجلي مي‌کند.» آیا این درک حضور مطلق خداوند و ارتباط حضوری با خداوند بی واسطه صورت می گیرد یا از طریق ارتباط و رجوع به مظاهر جامع خداوند که همان ائمه (ع) و در مرتبه پایین تر ولی فقیه است، متذکر حضور خداوند می شویم؟ همانطور که حضرتعالی در کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) می فرمایید: «اگر بخواهيم به خدا رجوع کنيم به مظهر تامّ حضرت حق بايد رجوع کنيم که همان خليفه‌ي الهي است.» با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد نسبت خدا با ما بدون حجاب و بدون واسطه است که در این رابطه فرمود: «إنّی قریب»، ولی نسبت ما با خدا از طریق مظاهر و واسطه‌ها ممکن است. موفق باشید

13372
متن پرسش
سلام علیکم: آقای طاهرزاده خیلی عذر می خواهم که مزاحم شدم. آقا من می خواهم در شب قدر آینده نهایت سیر را داشته باشم و نهایت استفاده را هم ببرم. خواهشا راهنمایی ام کنید. در برنامه ام چه دستورات العمل و معرفتی را با چه نیت و نگاهی انجام دهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌کار خاصی نمی‌خواهد انجام دهید. تنها با آرامش کامل وظایف الهی خود را در حدّ توانتان انجام دهید و در شب قدر هم، خود را به تقدیر الهی بسپارید «هرچه آن خسرو کند، شیرین کند». شما کاره‌ای نیستید و کاری هم نمی‌توانید بکنید، مگر امید به رحمت الهی. گفت: آن یکی بازی که بد من باختم/ خویشتن را در بلا انداختم. در بلا هم می‌چشم لذات او / مات اویم مات اویم مات او. موفق باشید

11058
متن پرسش
سلام علیکم: آیا برای تسخیر تکنولوژی فناوری اطلاعات(IT) به فلسفه مابعدالطبیعه مسلط شویم؟ آیا می شود در کنار تحصیل این رشته به طور جد به فلسفه پرداخت یا کار بی فایده ای است و باید زحمت را به دوش متفکران گذاشت؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ما با مبانی هستی‌شناسی وارد این علوم شویم در درست تجزیه و تحلیل‌کردن موضوع دچار خطای پوزیتیویست‌ها نمی‌شویم. موفق باشید
9388
متن پرسش
سلام علیکم استاد: به نظر بنده به هر دو نظریه وحدت تشکیکی وجود و وحدت وجود با تشکیک در تجلی اشکالات اساسی وارد است. اگر معلول مرتبه پایین یک حقیقت واحد اما مشکک است، آیا این حقیقت مشکک به علت همین تشکیک محدود نمی شود؟ چون وجود دارای تشکیک از یک طرف به وجود مطلق (خدا) و از طرف دیگر به وجود مقید و محدود (نازل ترین مخلوقات) ختم می شود. اما از آن جا که مخلوقات محدود و مقید هستند پس وجود نیز به همین اعتبار محدود و مقید می شود و اطلاق مرتبه عالی را نیز مخدوش میکند. هر چه فکر میکنم نظریه تشکیک در وجود تصوری به غایت سست و بچه گانه است! اما در وحدت شخصی وجود نیز که مخلوقات به مثابه تجلی و ظل وجود مطلق در نظر گرفته می شوند همین اشکال وارد است. اشکال این است که آیا وجود مطلق در تجلیات خود حاضر است یا نه؟ اگر نباشد که نقص است و اگر باشد هم نقص است چون تجلیات محدود و مقید هستند پس وجود مطلق با حضور یا حتی ظهور در تجلیات به مرتبه محدود می رسد و مقید می شود. این که با حضور محدود می شود مشخص است. اما با ظهور نیز محدود می شود چون خود ظهور وجود دارد و اگر وجود ظهور غیر از وجود ذات است آن گاه ذات دو تا می شود و بساطت وجود هم مخدوش می شود چون بین ظهور و ذات تباین ایجاد می شود. اشکال دیگر این است که در قاعده بسیط الحقیقه کل اشیاء و لیس بشیء منها که جزء نظریه وحدت وجود است هم باز نقص برای وجود پیش می آید. چون میدانیم که اشیاء دارای نقص هستند. یعنی کمالاتی را ندارند، حالا اگر بگوییم وجود بسیط حقیقی کمالات اشیاء را دارد، نتیجه این می شود که کمالاتی که اشیاء ندارند را ندارد و این نقص است. نتیجه این که قائل شدن به هر نقص و محدودیتی برای موجودات مقید، وجود مطلق را نیز محدود میکند. و تجلی نامیدن مخلوقات نیز مشکلی را حل نمیکند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم همه‌ی این موجودات وجودشان را از حضرت حق گرفته‌اند و لذا حضرت حق عین وجود است وگرنه باید حضرت حق هم وجودش را از آن چیزی که عین وجود است بگیرد. حال وقتی همه‌ی موجودات وجودشان را از حق گرفته باشند و عین وجود نباشند، این موضوع پیش می‌آید که وجود مخلوقات ، نازله‌ی وجود حق‌اند و چون بعضی مخلوقات در مرتبه‌ی برتری نسبت به بعضی دیگر هستند – مثل فرشتگان که نسبت به عالم ماده در مرتبه‌ی دیگری می‌باشند – پس باید وجود، شدت و ضعف داشته باشد. اگر این نکته خوب فهمیده شود مشکلات فوق پیش نمی‌آید. بنده در شرح کتاب «از برهان تا عرفان» عرایضی برای رفع این اشکالات داشته‌ام. می توانید به سی‌دی مربوطه رجوع فرمایید. موفق باشید
9367

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: نفس ناطقه ممکن است به جهت اختلالات در وهمیات نتواند از بدن خود درست استفاده کند،منظور از اختلالات در وهمیات چیست که باعث اختلال عملکرد نفس میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس انسان وقتی دنیا را مطلوب خود قرار داد وَهمیات او قوت می‌گیرد و از حقایق دور می‌شود. موفق باشید
9189
متن پرسش
در همان ابتدای بحث قوه و فعل بدایه علامه میفرماید: «وجودُ الشىءِ فِى الأعیانِ، بحیثُ یترتبُ علیه آثارُهُ المطلوبةُ منهُ، یسمّى «فعلاً» و یقالُ: إنّ وجودَهُ بالفعلِ; و إمکانُهُ الذى قبلَ تحققِهِ یسمّى «قوّةً».» یعنی «قوه» امکانِ قبل از تحقق است؛ یعنی بالاخره هنوز در خارج محقق نشده. شما چطور میفرمایید: «صورت بالفعلِ پیریِ من، الآن محقق شده است.»؟! البته من بدایه یا نهایه را به دقت نخوانده ام و چند سالی است که قصد دارم نهایه را به دقت بخوانم، اما هنوز فرصت نشده. البته مباحث «حرکت جوهری» شما را حدود دوازده سال قبل چند بار به دقت گوش دادم و خلاصه برداری کردم، و دو سال قبل هم در جمع دوستان در قم مباحثه کردیم. کجای بدایه یا نهایه علامه فرموده اند که صورت بالفعلِ آن چیزی که بالقوه است، همین الآن بالفعل موجود است؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: انتظار آن است که مباحث گذشته را به‌خصوص آن‌جایی که موضوع بالصراحه بحث شد، فراموش نشود. عنایت داشتید که عرض شد فعلیت برای موجودی که در حال حاضر نسبت به آن فعلیت در حال بالقوه است بعداً محقق می‌شود ولی آن فعلیت در خارج از آن موجود موجود است. آن وقت جنابعالی رفته‌اید سخن علامه را آورده‌اید که چون فعلیت برای این شیئ بعداً محقق می‌شود، پس آن فعلیت در خارج محقق نشده؟!! شما این دو نکته را با خود حل کنید تا موضوع روشن شود. اولاً: در بحث قوه و فعل، نگاه وجودی را مورد غفلت قرار ندهید مثل سیر از حیات مادون به حیات برتر و مثال‌های اعتباری را مدّ نظر قرار ندهید. ثانیاً: ملاحظه فرمایید بالاخره این قوه وقتی در حال بالفعل‌شدن است به چه سمتی حرکت می‌کند. آیا به آن سمتی که حرکت می‌کند باید در خارج موجود باشد یا نه؟ مثال حرکت از حیات مادون به سوی حرکت برتر را از نظر دور ندارید و سیر انسان به سوی حضرت حق به عنوان غایت سیر در راستای وجود خدا در خارج معنی می‌دهد وگرنه گرفتار یک نوع سوبژکتیویته‌ی خطرناکی خواهیم شد. در مورد قوه و فعل بدایه باید کلّ بحث دنبال شود. موضوع غایت داشتن حرکت از بدیهیات کتاب‌های فلسفی در مورد قوه و فعل است که قوه به سمتی که حرکت می‌کند نمی‌شود موجود نباشد وگرنه لازم می‌آید حرکت سمت و سویی نداشته باشد و این مساوی با بی نهایت قوه و مساوی با عدم حرکت است. موفق باشید
6810
متن پرسش
سلام علیکم در این تهاجم فرهنگی , در این فسادهای اقتصادی و اجتماعی , و تمام مشکلات جامعه چه از نظر اقتصادی و چه سیاسی و اجتماعی و با در نظرگرفتن سطح بصیرت مردم ( مردمی که از آنها امید میرود توحیدی فکر کنند و در زیر سایه ی رهبری در برابر تحریم ها ایستادگی کنند , همانطور که مردم صدر اسلام در زیر سایه ی پیامبر در شعب ابی طالب در برابر تحریم ها ایستادگی کردند اما متاسفانه از خیلی ها میشنوی که میگویند چرا با آمریکا نباید رابطه برقرار کنیم .من که یک عضو عادی این جامعه هستم و اطلاعات زیاد بالایی ندارم با شنیدن این حرفها از مردم ناامید میشوم خدا به درد دل حضرت حجت برسد ) از طرفی دیگر محیط های انحرافی و رسانه ای زندگی مردم را چنان جذب خود کرده که رهایی از آن ممکن نیست . و با توجه به اینکه چند وقت پیش یکی از بزرگان فرموده بود حوزه های علمیه مشهد و قم حوزه هایی منفعل هستند نظر شما چیست ؟ مباحث عظیم و سنگین شرح اسفار و شرح فصوص و تفاسیرقرآن علامه جوادی مدظله العالی برای افرادی مثل من و شما و مخاطبین این سایت که به دنبال یقین است کارآیی دارد ولی یک فرد عادی با یک شغل آزاد را چگونه میتواند توحیدی کند؟ یک عضو جوان این جامعه که اسیر فیس بوک و هزارتا سایت دیگر است چطور میتواند توحیدی کند؟ یک زن خانه دار که از مباحث علمی دور است را چگونه میتواند توحیدی کند ؟ چرا عصاره ی آثار توحیدی بزرگان فلسفه و عرفان در جامعه پخش نمیشود که جامعه را معطر کند؟ آیا واقعا باید بپذیریم که حوزه های مشهد و قم حوزه هایی منفعل است ؟من که خودم یک دانشجو هستم در جوامع دانشجویی میبینم که دانشجویان نسبت به مباحث و سخنرانی های افرادی مثل آقای رحیم پورازغدی ( که واقعا زحمت میکشند و اجرشان با حضرت حجت)بیشتر شناخت دارند تا با مباحث آیت الله جوادی و یا مباحث شما . مرحوم شریعتی که مربوط به سی سال پیش میشود و چامعیت هم نداشت و عمق اسلام را هم معرفی نمیکرد مردم و تیپ روشنفکر برایش سینه چاک میدهند اما این درد است که امثال آیت الله جوادی را در بین عموم مردم ما زیاد نمیشناسند . سوال من این است که فلسفه صدرائی و عرفان صاحب فصوصی چه زمانی میخواهد فلسفه مضاف بدهد و برای سیستم هایی از قبیل آموزش و پرورش , بهداشت و درمان , نظام آی کیو پرور , تفریح ورزش , حوزه فرهنگ , اقتصاد, سیاست و.... برنامه ای جامع و کامل بدهد ؟ آیا فلسفه و عرفان در زمینه سیاست و اقتصاد برنامه ای دارد و آیا کسی تا به حال بر روی این قضیه کار کرده اند ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری فلسفه و عرفان شدیداً برای تحقق جامعه‌ی آرمانی و تمدن اسلامی حرف دارد و می‌تواند انسان‌هایی همچون امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» تربیت کند ولی فراموش نکنید که ما در کجای تاریخ قرار داریم. ما در شرایطی هستیم که تقابل بین ایمان و کفر شروع شده و مسلّم کفر جهانی در همه‌ی چهره‌هایش به صحنه آمده و تلاش می‌کند. اما جبهه‌ی توحید هم به‌خوبی به صحنه آمده و مسلّم تاریخ آینده‌، تاریخی نیست که بتواند جوان ما را تحت تأثیر فیس بوک قرار دهد. همین اندازه حضور علمایی مثل آیت‌اللّه جوادی که اشاره به حقایق دارد زمینه را فراهم می‌کند که نخبه‌گان فرهنگی نگذارند فضای جامعه منفعل فرهنگ کفر شود و در تغییر تاریخی که در آن هستیم حوزه‌ها از طریق طلاب جوان در حال نقش‌آفرینی هستند. موفق باشید
5503

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نظر شما آیا سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال شیعیان افغانستان در طول سالهای پس از انقلاب صحیح بوده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده چندان در این موضوع ریز نشده‌ام ولی می‌دانم اراده‌ی کلی نظام اسلامی آن است که تا آن‌جایی که شرایط اجازه می‌دهد از یاری به شیعیان افغانستان کوتاهی نکند. موفق باشید
3805
متن پرسش
با سلام ایا پروتکل های منتشر شده یهود جعلی هست یا حقیقت دارد؟خواهش میکنم حقیقت را بگویید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد تحقیق نکرده‌ام ولی از حرکات و سکنات رژیم صهیونیستی و صهیونیست‌های دنیا برمی‌آیدزما که برنامه‌ای برای آینده‌ی خود در آن ن داشته‌اند. موفق باشید
3765
متن پرسش
سلام علیکم اگر بخواهیم نسبت به تاریخ بعد از انقلاب اعم از شخصیتها و جریانات سیاسی شناخت صحیح و تحلیلی پیدا کنیم؛ مطالعه چه کتابهایی را پیشنهاد می کنید؟ تاریخ معاصر قبل از انقلاب را مطالعه داشته ام. اساسا با چه رویکردی و چه روشی این مطالعه می بایست صورت بگیرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کتاب «تحلیلی از نهضت امام خمینی» از آقای حمید روحانی کمک کند که تا در نظر به انقلاب اسلامی، رویکرد نظام‌سازی امام را مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید
3214
متن پرسش
وقتی ما از شما پرسیدیم: «چه اشکالی دارد که (طبق دستورالعمل آیت‌الله بهجت) از طریق «ترک معاصی» به قرب برسیم و از حضرت امام فقط چند گزارة حصولی بگیریم؟»، شما در پاسخ فرمودید: «خلطی بین مبادی عملی با نظری شده‌است» و با توجه به ادامة پاسخ‌تان (که قبولیِ عبادات مشروط است بر ولایت ائمه) منظورتان این بوده که در سلوک إلی الله و عبادات فردی‌مان باید نظر به حضرت امام داشته‌باشیم. ما در سؤال‌مان این را انکارنکردیم، بلکه گفتیم در چند گزارة حصولی در امور اجتماعی به حضرت امام نظر داریم. اولاً آیا چند گزارة حصولی از حضرت امام گرفتن، نظرداشتن به ایشان است؟ ثانیاً آیا برای آن که از طریق عبادات‌مان قرب پیداکنیم، علاوه بر این که چند گزارة حصولی از حضرت امام بگیریم، نیاز داریم به این که بیشتر از این به حضرت امام نظر داشته‌باشیم؟ این نظرداشتنِ بیشتر چگونه است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همچنان‌که در کتاب عرض شد باید امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» مبادی شخصیت ما شوند که یک موضوع حضوری است. موفق باشید
2317
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی 1- چگونه به نماز قضاها نگاه کنیم که سختی آنها قابل تحمل شود و حتی انگیزه برای خواندن نماز قضاها ایجاد کنیم؟ (با توجه به این که برای خواندن نمازهای واجب یومیه و نمازهای مستحبی هم تنبلی داریم) 2- آیا برنامه ریزی برای خواندن نماز قضا لازم است و بهترین برنامه ریزی به نظر شما چگونه است ؟ 3- اشکالی دارد اگر مستحبات نماز قضا را انجام ندهیم ؟ و کدامیک را می توانیم انجام ندهیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- هر نماز واجبی خلائی از ما را در مسیر رجوع الی‌الله برطرف می‌کند و حجابی از ما در سیر قرب الهی رفع می‌شود. برنامه بریزید با هر نماز واجب یک نماز قضا بخوانید، نگران بقیه‌اش نباشید. 2- می‌توانید مستحبات را انجام ندهید ، مستحبات را در رساله‌ی عملیه مطالعه‌ کنید. موفق باشید
1998
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم اینجانب پایه 1 حوزه علمیه می باشم باتوجه به تاکیدات مقام معظم رهبری، به نظر حضرتعالی از چه پایه ای باید مطالعه فلسفه را شروع کرد و از چه کتابی؟ چه مدتی باید بر روی فلسفه سرمایه گذاری کرد؟ بسیار ممنون و متشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: پس از گذراندن ادبیات و ملکه‌شدن در آن خوب است که بدایه و نهایه را به مرور بخوانید، ولی اسفار را چند سال که درس خارج را گذراندید شروع کنید. شاید برای ابتدای کار کتاب «ده نکته از معرفت نفس» و «از برهان تا عرفان» قسمت برهان صدیقین همراه با سی‌دی کافی باشد. موفق باشید
1117

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد گرامی به یاد دارم که از کودکی به نکات و مسائل ریز توجه داشتم نکاتی که شاید خیلی ها از انها غافل بودند. در عین حال به چند موضوع توجه می کردم و چند جا را زیر نظر داشتم .این مساله متاسفانه باعث مشکل من می شد به صورتی که در نماز و ... اصلا حواسم جمع نبود. با کوچکترین صذا یا مساله ای حواسم پرت می شد و وقتی به خودم می امدم که نماز تمام شده بود. در اثر عنایات اهل بیت کمی بهتر شده بودم ولی چند سالی است که هر روز بدتر از دیروز می شوم و الان به جایی رسیده ام که از نماز ، خواندن قران و دعا خسته ام. بعد از هر نماز احساس می کنم بیشتر از خدا دور شده ام مساولی به ذهنم می اید که حتی در غیر نماز هم به انها فکر نمی کنم. سعی می کنم فکر را دنبال نکنم ولی مساله ای دیگر می اید ونماز به همین گش و قوسهاطی می شود. خلاصه حسابی از خودم خسته شده ام. اصلا حالی برای نماز و... ندارم. معمولا بعد از هر نماز یا قران عصبی ام و این عصبانیت در رفتارم بروز می کند و باعث ناراحتی شوهرم و بدرفتاری با فرزند کوچکم می شود. خسته خسته خسته ام.لطفا مرا از دعای خیرتان محروم نکنید و راهنمایی ام کنید که چگونه از این مساله رها شوم که در این حال خسر الدنیا و الاخره ام
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی به خدا بگویید خدایا! من می‌خواهم نماز و قرآنی بخوانم که سراسر آن رجوع به تو باشد، حال هر اندازه که راهم می‌دهی به خودت مربوط است. بدون هیچ نگرانی نماز و قرآن خود را به حکم وظیفه انجام دهید بسیاری از آنچه می‌خواهید إن‌شاءالله در برزخ برایتان پیش می‌آید. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را نیز مطالعه کنید. موفق باشید
1010

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید. آیا شنیدن موزیک ها و آهنگ هایی که متن آن را نمیدانیم ویا آهنگ های حارجی که متن شعری که خواننده آن می خواند را نفهمیم اشکالی دارد؟اگر می شود درباره این مبحث کمی توضیح دهید.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی این سؤال را باید از فتوای مرجع خودتان پیگیری کنید. موفق باشید
712

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد گرامی ((((((((خواهشا پاسخ فوری داده شود)))))) هر چند شما گفتید به سؤالات فلسفی و اعتقادی و عرفانی و قرانی پاسخ می دهید اماخواهشمندم درد دل این حقیر را گوش دهید و با ارائه راهکار این روح خسته ام را آرام کنید.من و همسرم مدت 1 سال است که با هم ازدواج کرده ایم همسرم بسیار متعهد و متدین دارای تحصیلات عالیه است از کسانی که در کلاسهای شما گاها شرکت می کند و بسیار علاقمند کتابهای شما می باشد.من هم بسیار او و زندگیم را دوست دارم او یک مشکل اصلی دارد و این اصلا اهل احساسات و عواطف نیست مثلا از زمان عقدمان با یکدیگر تا الان به هیچ بهانه و مناسبتی یک شاخه گل یا هدیه ای به من نداده . حتی روز تولد من یک تبریک ساده زبانی هم به من نگفت .خودش می گوید من اصلا هیچ اعتقادی به این مسائل ندارم اما چون دیدم شما علاقمند هستید خواستم به ظاهر احساسی شوم و برایت هدیه ای بگیرم اما فراموش کردم . بعضی وقتها به می گویم بیا با هم برویم تفریح می گوید این کارها یعنی چه ؟ استاد من این زندگی را با توسل و توکل آغاز کرده ام همه تلاش و سعی ام این بوده که رضایت خدا و اهل بیت را بدست آورم مجلس عقدم بدون گناه و ساده بودو مراسم عروسی نگرفتم که برکت زندگیم با گناه از بین نرود و به سفر نورانی مکه رفتیم .در ضمن من در مراسم خواستگاری با او در مورد عواطف و احساسات صحبت کردم او گفت که من چندان احساسی نیستم اما با همسرم قضیه اش فرق می کند و مشکلی دراین زمینه ندارم. استدعا دارم شما راهکاری به من و همسرم ارائه دهید چرا که دوست ندارم کانون گرم زندگی ام خدشه دار شود . با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام مسلم هراندازه انسان بیشتر به نور ایمان منور شود، بیشتر زیبایی‌ها را دوست دارد زیرا با زیباترین زیباها یعنی خدا مرتبط شده. ولی هرکس باید مواظب باشد بین زیبایی‌های ساختگی و وَهمی با زیبایی‌های واقعی فرق بگذارد، همان‌طور که یک گل واقعا زیبا است و همان‌طور که عشق و محبت زیباست، یگانگی و اتحاد نیز زیبا است. همان‌طور که «الله جمیل» است، و قلب انسان‌ها با اُنس با زیبایی‌ها تغذیه می‌شود و اوج می‌گیرد ولی اگر به جای رجوع به زیبایی‌های واقعی، فکر خود را مشغول زیبایی‌های من‌درآوری کردیم عملاً قلب خود را با زیبایی‌های واقعی تغذیه نکرده‌ایم. من نمی‌گویم روز تولد همدیگر به هم تبریک نگوییم و یا یک شاخه‌ی گل به همدیگر هدیه ندهیم، ولی آیا این کار یک عادت فرهنگ غربی است که وارد زندگی ما شده و یا ریشه در اصالت فرهنگی ما دارد؟ تا آن‌جا که می‌دانم یک کار وارداتی است. ممکن است بفرمایید در هرحال چون کار زیبایی است خوب است که ما انجام دهیم. بنده فکر می‌کنم عالَم ما عالَم دیگری است که با زیبایی‌های عمیق‌تری ارتباط دارد، آیا این‌همه وفاداری و ایثار که در خانواده‌های مذهبی هست زیباتر است یا این‌که به صورت احساساتی یک شاخه گل به همسرشان بدهند و از آن طرف هم به راحتی به نامحرمان نظر داشته باشند؟ می‌گویید زندگی خود را با توسل و توکل آغاز کرده‌اید، پس چرا نظر خود را به زیبایی‌های متعالی نمی‌اندازید تا خدای ناکرده شیطان با تحریک احساسات سطحی، شما را از داشتن یک زندگی توحیدی محروم کند؟ پیشنهاد می‌کنم بحث «ازدواج؛ تولدی دیگر» از کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» که برای زنان و مردان نوشته شده است را مطالعه بفرمایید. موفق باشید
نمایش چاپی