بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1662

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خداقوت در ایام عید و دیدو بازدید آیا میتوان از غذتی همه افراد امیل خورد؟ حتی آن افرادی که شک داریم خمس میدهند یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام تا یقین نداشته باشید این مال همان مالی است که خمس آن داده نشده، در حکم مال حلال است. البته بهتر است این نحوه سؤالات را از دفاتر مراجع بپرسید. موفق باشید
1196

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام وعرض خسته نباشید بنده 2 سوال دارم 1- شما عوامل رکود مسلمانان در قرون گذشته را چه می دانید و عواملی اصلی و حوادثی که در بیداری اسلامی چه در ایران( انقلاب اسلامی)و چه در کشورهای خاورمیانه موثر بود را چگونه تحلیل می کنید و آینده این انقلاب ها را چگونه ارزیابی می کنید. 2- من هر چند وقت یکبار دچار حالتی می شوم که حوصله انجام اعمال مستحبی را ندارم و این حالت همواره بعد از مدتی که در این امور فعال هستم صورت می گیرد و این موضوع خیلی بنده را اذیت می کند می خواستم بدانم این نتیجه انجام گناه خاصی است که اعمال از من سلب توفیق می شود یا عامل دیگری در مین است ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- دویست ساله‌ی اخیر حاکمان جهان اسلام سخت تحت تأثیر غرب قرار گرفتند و یک نوع از خودباختگی از خود نشان دادند و با رویکردی که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» نشان دادند سرنوشت جهان اسلام إن‌شاءالله تغییر می‌کند. 2- نمی‌توان علت آن را حتماً ارتکاب گناه دانست، شاید قلب توان ادامه‌ی آن را ندارد. به ما دستور داده‌اند در این موارد به خود فشار نیاورید و به انجامواجبات بسنده کنید. موفق باشید
1168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد طاهرزاده‌ی عزیز چندی پیش، توفیق مطالعه‌ی کتاب «جایگاه رزق انسان در هستی» نصیبمان شد. در رابطه با مجموعه سخنرانی‌‌هایی که در این کتاب گردآوری شده‌اند، سؤالی برایم پیش آمد. فرمایش حضرت علی (علیه السلام) خطاب به فرزندشان، امام حسن (علیه السلام)،«واعلم یا بنی! ان الرزق رزقان: رزق تطلبه و رزق یطلبک»، را این گونه ترجمه و تفسیر فرموده‌اید: «ای فرزندم! رزق دو نوع است، یکی آن رزقی که تو به دنبالش می‌دوی تا آن را بیابی، و یکی هم رزقی که خودش به دنبال توست. رزق اولی چون برای تو تقدیر نشده، به آن نمی‌رسی، هرچند همواره به دنبال آن باشی، ولی رزقی که دنبال توست و برای تو مقدر شده، حرکت می‌کند تا به تو برسد.» (صفحه‌ی 22 کتاب) و در صفحه‌ی بعد، مجدداً تأکید نموده‌اید که: «سخن امیرالمؤمنین (علیه السلام) به فرزندشان این بود؛ یک رزق است که به سراغ تو می‌آید و یک رزقی هم هست که به سراغ تو نمی‌آید، هرچند هم به دنبالش بدوی، به آن نمی‌رسی.» سؤال این است که آیا این ترجمه و تفسیر با فرمایش آن حضرت مطابقت دارد؟ با توجه به این که این فرماش حضرت امیر (علیه السلام)، در ابتدای 4 فصل از مجموع 5 فصل کتاب آمده است، به نظر می‌رسد، فهم صحیح از این فرمایش، از اهمیت بسزایی برخوردار باشد. درست است که سخن امام معصوم، از عقل قدسی نشأت گرفته است و اگر عقل معمولی (وهم) آن را تصدیق نکرد، باید آن وهم عقل‌نما را عوض کرد؛ لیکن همانگونه فرموده‌اید باید تک‌تک حرف‌هایی را که امام معصوم زده است بگیریم و بر آن‌ها دقت کنیم و ببینیم منظور آن حضرت چه بوده است. (صفحه‌ی 23) به نظر می‌رسد، ترجمه و تفسیر جناب استاد، از فرمایش حضرت امیر (علیه السلام) با منظور آن حضرت، تفاوت‌هایی دارد. 1-به نظر حقیر ترجمه‌ی صحیح‌تر فرمایش حضرت علی (علیه السلام)، چنین می‌تواند باشد که رزق دو قسم است، قسمی که بسته به تلاش و فعالیت فرد حاصل می‌شود و قسمت دیگر که مقدر است و هرچند شخص در طلب آن نباشد، آن رزق در طلب اوست. 2-در متن فرمایش حضرت، در مورد رزق نوع اول، عبارت «به آن نمی‌رسی» اساساً وجود ندارد. 3-برداشت جناب استاد، بیشتر شبیه برداشتی جبرگرایانه از قضا و قدر است که رزق را به صورت امری تقدیر شده و محتوم تلقی می‌نماید؛ تا تفکر اهل بیت (علیهم السلام) که بر «امر بین الامرین» تأکید می‌ورزد و ضمن رد اندیشه‌ی جبرگرایانه به تفویض کامل هم معتقد نیست. 4-مؤید این مسأله، حدیث منقول ازحضرت امام رضا (علیهم السلام) در صفحه‌ی 167 همین کتاب است که می‌فرمایند: «و بدان که رزق دو نوع است؛ رزقی که به دنبال توست و رزقی که تو به دنبال آن هستی، پس آن رزقی که تو به دنبال آن هستی، از طریق حلال آن را دنبال کن که اگر آن را از راه درست طلب کرده باشی برایت حلال است و الا اگر از راه حرام به دست آورده باشی، استفاده از آن حرام است.» و رزقی را که فرد آن را طلب می‌کند «دست یافتنی» می‌داند و توصیه می‌فرماید که آن را از طریق حلال به دست آورید. 5-مسأله‌ی کار و کوشش و کسب درآمد را ظاهراً حضرت استاد، صرفاً جهت تأمین معاش می‌دانند و در صفحه‌ی 36 توصیه می‌فرمایند که «شما عموماً مال مناسبی که بتوانید لباس و مسکن و غذا برای خود تهیه کنید، دارید، بقیه اوقاتی را که صرف بیشتر کردن این مال می‌کنید باید صرف معرفت و عبادت خدا کنید» در حالی که اگر حضرت علی (علیه السلام) به میزان مایحتاج اندکی که از دنیا از خوراک و پوشاک مصرف می‌فرمودند، می‌خواستند کار کنند، قائدتاً دلیلی بر آن همه تلاش و کار و کوشش و آباد کردن زمینهای بسیار و کندن آن همه چاه نبود. فی‌الواقع عبادت را نمی‌توان در شکلهای خاصی مثل نماز و تلاوت قرآن و ... محصور کرد. و همان گونه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمود: عبادت ده جزء دارد، نُه جزء آن در طلب حلال است. به نظر حقیر به جای تشویق مردم به رها کردن تلاش و کوشش اضافه بر نیاز شخصی باید به اصلاح نیت‌ها همت گماشت و انگیزه‌هایی مثل کمک به نیازمندان، آبادانی و پیشرفت نظام اسلامی، خودکفایی از کفار و دشمنان در زمینه‌های مختلف و ... را تقویت نمود. در پایان از محضر استاد بزرگوار بابت تصدیع وقت و جسارت سؤال پوزش می‌طلبم و استدعای دعای خیر در این ایام و لیالی ماه مبارک رمضان دارم.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی ضمن تشکر از دقت و توجهی که نسبت به متن کتاب فرموده‌اید، عنایت داشته‌باشید که مبنای بحث را در آیات قرآن داریم که می‌فرماید: رزق بعضی را بسط داده‌ایم و رزق بعضی را محدود کرده‌ایم« اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِر» و این جبر به معنای آن که ما نتوانیم سرنوشت خود را تغییر بدهیم نیست، مثل آن که انسان ها را در دو جنس خلق کرده‌اند. در سوره‌ی فجر ملاحظه فرموده‌اید که خداوند می‌فرماید برای امتحان انسان‌ها بعضی را « إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ » رزق او را محدود قرار می‌دهند. این نوع انسان‌ها باید متوجه این موضوع باشند که در محدود بودن رزق خود بندگی خود را ادامه دهند. ولی این‌که فرموده‌اید از بعضی روایات بر می‌آید که انسان‌ها می‌توانند ماوراء رزقی که برای آن‌ها مقدر شده، رزق به دست آورند حرف درستی است. عمده آن است که این ها بدانند عمر خود را گرفتار کثرت گرایی کرده‌اند و این غیر از آن است که تصور شود چون رزق مقسوم است پس تلاش لازم نیست، آری هم تلاش برای رشد معارف باید داشته‌باشیم و هم همین‌طور که فرموده‌اید برای رونق اجتماع و ایجاد ثروت برای جامعه باید تلاش کرد. موفق باشید
17333

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: معذرت می خواهم از اینکه وقت شریفتان را می گیرم. به نظر شما برداشتِ حقیر از این حدیث شریف امام امیر المومنین علیه السلام صحیح است؟ «الروح فی الجسد کالمعنی فی اللّفظ» 1. می توانیم بگوییم برهان صدیقین و مبانی آن از این حدیث گرفته شده است، 2. با توجه به اینکه (روح) در فرهنگ دینی ما به معنای روح در فارسی بکار نمی رود، این حدیث را می توانیم یک قاعده کلی در عالَم بدانیم که بر کل عالم حاکم است و یک روح و یک لفظ یا جسد وجود دارد که این جسد یا لفظ به خودی خود اصلا معنی ندارد و روح معناست که به آن لفظ معنا می دهد. یعنی در واقع لفظ نیست و فقط معناست. اگر معنا نباشد لفظ هیچ است. «هویت تعلقی». 3. اینکه پیامبر (ص) فرمودند: «الفقرُ فَخری» فقر به معنای عرفانی آن است؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- روایت فوق بحث حضور «وحدت در کثرت» را و جریان توحید در همه‌ی عالم را مدّ نظر قرار می‌دهد 3- فقر در روایت فوق به هر دو معنا می‌باشد؛ هم به لحاظ این‌که نظر به هویتِ تعلقی‌شان دارند و هم به معنای این‌که نخواهند ثروت‌مند باشند بدون آن‌که بخواهند محتاج مردم گردند. موفق باشید

16713
متن پرسش
سلام استاد عزیز: پیرو سوال این حقیرکه پیرامون ورودبه حوزه بود، حضرتعالی فرمودید که روحانیت به ویژه وقتی که «ملبس» باشد می تواند «تاریخ و جامعه ساز» باشد. حال سوالم این است که آیا این فرمایش شما یک «سنتی» لا یتغیر است یعنی یک انسان کت و شلواری نمی تواند هم چون حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه تاریخ ساز شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لباس روحانیت به جهت ریشه‌ی تاریخی‌اش بارِ فرهنگیِ خاصی را به همراه دارد و موجب ایجاد رفتارهای معنوی در جامعه می‌شود، هرچند افرادِ غیر ملبسی مثل جناب آقای ازغدی هم در جای خود، در ارائه‌ی معارف اسلامی می‌توانند موفق باشند. ولی نقش ایجاد رفتارهای اجتماعی در حدّ گسترده‌ی آن از طریق روحانیون ممکن است. موفق باشید

15598
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد: عاجزانه التماس می نمایم گره کار بنده حقیر را باز کنید که با حالی نزار خدمتتان رسیده ام. بعد از استمداد از حضرت حق تعالی و توسل به ساحت مقدس پیامبر اکرم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین (علیهم السلام)، اینک دست یاری بسوی شما دراز کرده ام، باشد که خداوند این بنده ی حقیر را توسط شما از ضلالت و گمراهی نجات دهد. سالها پیش، در سن ۱۴ سالگی، با لطف و توفیق الهی شروع کردم به نماز خواندن. همین طور که روزها می گذشت به وضوح ید الهی را می دیدم که مرا بسمت قرب خودش پیش می کشید. کم کم نمازهایم در اول وقت و در مسجد اقامه می شد. تمام واجبات را انجام می دادم و کوچکترین گناهی مرتکب نمی شدم. بعد از مدتی شک و شبهاتی برای اینجانب در مورد خداوند و نبوت حضرت ختمی مرتبت پیش آمد که برای اقناع ذهنی مجبور گشتم به کتب کلامی پیرامون توحید و نبوت و معاد رجوع کنم و مدتی مشغول آن بودم که البته مطمئنا این شکیات از جانب باری تعالی بوجود آمده بودند زیرا هم کنترل شده بودند و هم اینکه اینجانب بدنبال مطالعه ی کتب ضاله نبودم که برایم شکی بوجود بیاید و بطور یقین خواست خدا بود برای تقویت ایمانم که الحمداله به اقناع ذهنی و فکری رسیدم. با هر گره ی ذهنی که برطرف می گشت گویی بیشتر به معنای آیه ی «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» پی می بردم و کاری جز سجده بر آستانش نمی توانستم انجام دهم. اما مسائل فلسفی و کلامی ارضا و سیرابم نمی کرد و فقط برای اقناع ذهنم مفید بود، از این رو قدم در راه عاشقی با او نهادیم که صراط مستقیم و مسیر قرب الهی را در اینجا یافتم. به مرور زمان مستحبات را نیز انجام داده و از مکروهات اجتناب نمودم. در تمام روز چشمانم به احدی از نامحرم نمی افتاد. نماز شب و تهجدم ترک نمی شد. چنان از حلاوت و شیرینی مناجات سیراب می شدم که ترک غیرالله نمودم. بیشتر اوقاتم در مسجد سپری می گشت. به هنگام نماز حضور قلبی کامل داشتم و از خطورات قلبی و نفخات الهی، حظ لازم را می بردم. از استهزاء دیگران باکی نداشتم و هدفم در زندگی که قرب الهی بود برایم کاملا بصورت ملکه در آمده بود، و با جان و در سیر درونی که باخود داشتم به این هدف متعالی رسیده بودم  پس به کارهای بیهوده و معاشرت با افراد لاابالی مشغول نمی شدم. هر از چند گاهی بابی از ابواب معرفت بر من گشوده می شد و چیزهایی از حقایق قرآن و یا عبادت و یا معرفت خدا بصورت آنی بر قلبم وارد می گشت که هیچ پیش زمینه و مطالعه ای، مسبب آن نبود. هر روز بصورت ناخودآگاه مراقبه انجام می شد، بدون اینکه اصلا بدانم مراقبه چیست، گویی نیرویی خارجی به هنگام نزدیک شدن به مناهی و معاصی و مکروهات در گوشم زمزمه می کرد که نزدیکش نشوم. در واقع سیر و اطوار مختلف نفسم را بطور کامل درک می کردم. روحم به قدری لطیف شده بود که کوچکترین کدورتی حضور قلبم در نماز را بهم می زد. گاهی گمان می کردم مخاطب خاص قرآن مجید منم زیرا آیات کریمه ای کاملا منطبق بر نفس و حالات نفسانیم بود. تعجب تمام سراپای وجودم را می گرفت وقتی می دیدم مردم لذت نماز و مناجات را رها کرده و به امور دنیوی مشغولند. ۴، ۵ سال به این منوال گذشت و من هر روز با عهدی که با رب العالمین بسته بودم، پای بند تر می شدم, می توانم بگویم در طول این مدت کوچکترین مکروهی از من سر نزد. اما... در سن ۱۹ سالگی (بعد از گذشت 5 سال)، هنوز نمی دانم در کدام امتحان الهی شکست خوردم و شیطان رجیم به کدامین فریب مرا گمراه نمود (شاید به خاطر همین منیت و عجب و غروری که در سطور بالا به چشم می خورد که سراپای مرا فرا گرفته بود) ناگهان تمامی حالات روحانیم به یکباره از بین رفت، احساس می کردم خداوند دیگر به من نظر نمی کند، من که لذت معاشقه با یار را چشیده بودم، اینک نمی توانستم این بی مهری را تحمل کنم، گمان می کردم  به استدراج مبتلا شده و در عرض مدت بسیار کمی به همان ترتیب که پله های قرب را طی نموده بودم، به همان ترتیب نزول نمودم، اصلا نفهمیدم چه شد ولی تا به خود آمدم از آن همه مراعات شرعیه چیزی نمانده بود، هیچ و هیچ و هیچ. (ناگفته نماند این مرحله با ورود این بنده ی حقیر به دانشگاه شروع شد و البته محیط فاقد طهارت دانشگاه و همچنین برخورد با نامحرم و جایگزین کردن عشق زمینی با عشق الهی تاثیر بسیار مخربی بر روح بنده داشت). نه تنها مستحبات بلکه واجباتم نیز ترک شد. این حالت عصیانگری در من از ۲۰ تا ۲۶ سالگی ادامه داشت. الامان من مکر الله. وای بر من! که آن توفیقات را از خود دانستم و ندانستم که اوست که اراده فرموده کم بخورم و کم بخوابم و کم بگویم. وای بر من از این تکبر و غرور. این حقیر عاصی در اثر جهل به عظمت و غنای خداوند و عجب به عمل و تکیه به خود، خود را به عجز و نیازمندی و حقارت نشناختم، به عمل خود دلخوش گردیده، ترس از دل بیرون کردم، غافل از اینکه چه عمل های بزرگی که فقط در نزد صاحبش بزرگ است و نه نزد خداوند. من روسیاه کی گمان می کردم از این توفیقات محروم گردم؟ وای بر من! گیرم که بابی هم از ابواب معرفت گشوده شده بود، اما حقیر از غرور و تکیه به فهم و کسب خود نترسیدم و در اداء شکر جل جلاله کوتاهی و سستی نمودم، آنگاه از فضل خدا محروم و به خذلان مبتلا گشتم و به بلای حجاب و فراق که نزد اهل معرفت، اشد عذاب است دچار شدم که آنقدر سنگین است که جوان را پیر می کند و پیر را فرتوت. می خواهم بگویم از آن نوجوان با تقوا اینک به پست تر از حیوان رسیده بودم. تا اینکه در سن 26 سالگی ازدواج نمودم. اینک که این نامه را می نویسم ۲۷ سال  دارم و دوباره آن ذوق و شوق الهی مانند دوران نوجوانی ام در من شعله کشیده است. آرام و قرار ندارم. می خواهم دوباره قدم در راه قرب الهی بگذارم. قسم می خورم هیچ فردی به اندازه ی این بنده ی حقیر بخاطر 6 سال از عمرش، اینچنین حسرت نخورده و نمی خورد. اینک می اندیشم که اگر این مسیر متعالی قرب الهی را گم نکرده بودم اینک بسیار به خدا نزدیک تر بودم و این فکر و حسرت و حسرت و حسرت هر لحظه می آزاردم. به زیارت شمس الشموس، امام رضا (ع) رفتم و در بارگاهش به درگاه خداوند توبه نمودم شاید که مقبول گردد. اینک خدا را مهربان یافتم و امیدوارم از گناهانم بگذرد، اما با این 6 سال خسران و گمراهی چه کنم؟ وای بر من.... ولله قسم که حجت بر من تمام شده بود (با وجود آن حلاوت ها، خطورات قلبی و نفحات الهی) چگونه می شود که کسی اینها را با قلبش درک کند و سپس گمراه شود؟ بخدا اگر از داغ این مصیبت بمیرم رواست. اینک نمازهایم را اول وقت و در مسجد می خوانم و از محرمات و مکروهات کناره گرفتم، وارد حوزه علمیه شده ام  و مانند گذشته می خواهم پا در مسیر قرب الهی بگذارم اما..... حسرت این 6 سال هر لحظه می آزاردم. هر لحظه بغضی در گلو دارم که به یک آه می شکند. آن الطاف و نفخات الهی کجاست؟ گویی دیگر از آن عشق بازی ها خبری نیست. بنده به حضرتش امیدوارم و صد امید دارم که این سراپا تقصیر را ببخشاید، اما به آن ذات لایزال الهی قسم، حاضرم مرا به سخت ترین عذاب ها گرفتار سازد ولی لحظه ای و آنی نگاهش را از من نگیرد که مرا تاب و توان تحمل فراقش نیست. (فهبنی یا الهی و سیدی و مولای و ربی صبرت الی عذابک فکیف اصبر علی فراقک). اینک به عنوان فردی سراپا تقصیر از حضرتعالی درخواست کمک دارم. اینک پر از خوف (و رجاء) هستم که آیا آن ارحم الراحمین توبه ام را می پذیرد؟ اما بزرگتر از این حزن و خوف و حسرت، اینست که نمی دانم با این 6 سال خسران چه کنم؟ مرا درک می کنید؟ 6 سال از جوانی و بهترین سالهای عمرم که می توانستم بسیار به خدا نزدیک شوم را در وادی گمراهی و ضلالت به سر بردم. اینک بفرمائید چه کنم تا در مقام جبران این سالهای از دست رفته ی بی بازگشت بر آیم؟ در صورت بخشش آن ذات بی همتا، آیا هنوز می توان از بندگان مقرب خداوند شد؟ این 6 سال را چگونه جبران کنم؟ بفرمائید آیا اصلا امکان جبران وجود دارد؟ چگونه می توان دوباره در مسیر سلوک الی الحق قرار گرفت؟ آیا باید از ابتدا شروع کرد؟ آیا اعمال آن 5 سال که در مسیر قرب بودم احباط شده و هیچ تاثیری در حالات کنونی من ندارد؟ خدمتتان تکرار کنم که اینک حالت نفسانی خاصی جز حسرت بر گذشته ندارم. استاد گرامی، در یک کلام، حال من خوب نیست. باور کنید خوب نیستم. هر لحظه انتظار مفارقت روح از بدنم را دارم. حسرت این 6 سال که می توانستم به خدا بیشتر نزدیک شوم، دارد ذره ذره مرا آب می کند. نمی دانم از کجا باید شروع کنم؟ الان که طلبه شده ام. حسرتم افزون نیز گشته. کاش بجای دانشگاه از ابتدا به حوزه علمیه می رفتم. آه از حماقت.... التماس می کنم این بنده ی حقیر را راهنمایی و دعا بفرمائید. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته بنده گنهکار عاصی ....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حداقل آن‌چه خداوند در این رابطه به ما فرموده است این است که می‌فرماید: «انّ الحسنات یُذهبنّ السیئات» به همان معنایی که اگر شریعت الهی را ادامه دهیم، سیئات برده می‌شود و از آن مهم‌تر آن‌جا است که می‌فرماید: « مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً ( فرقان70) در این آیه آن‌چنان ما را دلگرم و امیدوار می‌کند که در قیامت، گناهان ما تبدیل به حسنات شده است. زیرا دل‌کندن از گناهانی که نفس امّاره سخت، طالب آن است کارِ کمی نیست. از آن طرف درست است که آدم از بهشت رانده شد و از آن فضای روحانی محروم گشت و با ندای «إهبطوا» گرفتار سختی زمین شد، ولی به او فرمود: «فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (38)/بقره) چنان‌چه در تنگنای زمین از هدایتی که برایتان فرستاده می‌شود، تبعیت کنید، شما را خوف از آینده و غمِ از گذشته جایی ندارد. موفق باشید

14866

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد خسته نباشند ان شاءالله. در مورد سوال 14854: یعنی اینکه معصومین هم کرارا به خاطر استفاده از بدیهیات هستی و ثابتات در بدیهیات برای اثبات امری مهم تر ما را متوجهِ این کردند که اینگونه می شود رفتار کرد و به حقیقت رسید. (همانگونه که در حدیث مفضل امام صادق (ع) استفاده می کنند از این قضیه). همینطور است استاد. ۲- عین ثابت موجب محدودیت مخلوقات است نسبت به خالق؟مفصل این را در کدام صوت شما بیابم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث در عرفان نظری و فصوص‌الحکم بحث می‌شود. کتاب «عرفان نظری» استاد یزدان‌پناه در این مورد کتاب خوبی است ولی خوب‌تر از آن، آن است که شما به عنوان یک طلبه در حال حاضر گِردِ این مطالب نگردید، وگرنه از دروس اصلی بدون آن‌که ملکه‌تان شود، از دروس عبور می‌کنید. موفق باشید

13840

در اربعینبازدید:

متن پرسش

سلام: لطفا در چند سطر عظمت پیاده روی اربعین را بیان بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اخیراً عرایضی در قسمت صفحه‌ی اول سایت قرار گرفته. موفق باشید

13735

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید بنده در رشته روانشناسی در یکی از دانشگاه های آمریکا مشغول به تحصیل هستم. با استادی کار می کنم که خانمی است که شاید به دلیل حجاب اسلامی و تاکید بنده بر عدم حضور در جلساتی که مشروبات الکلی وجود دارد و غیره، مدام بر ارزش های اسلامی و حکومت حاکم بر ایران توهین می کند. حتی یک بار گفت که حکومت شما یک حکومت شیطانی است. مدام مسائلی مانند تسخیر لانه جاسوسی در ایران را دستاویز قرار می دهد و گوشه کنایه می زند. بنده اکنون مرحله اولیه تحصیلم را دارم به پایان می رسانم و با دشواری هایی امکان عوض کردن این استاد شاید برایم وجود داشته باشد ولی از آنجا که این خانم استاد برجسته ای در زمینه کاری بنده به حساب می آید و کلیه مسیر تحصیلی ام دچار تغییر می شود بسیار بر این امر مردد هستم. از طرفی شکنجه روحی می شوم و احساس می کنم عزت من تحت شعاع قرار گرفته و از سوی دیگر اگر بتوانم با توجه به سطح علمی او شرایط را تحمل کنم، شاید بتوانم خدمات ارزنده ای ان شاءالله بعد از بازگشت به میهن داشته باشم. نمی دانم در این امر باید کدام را در نظر بگیرم. عزت یک مسلمان و یا وضعیت علمی آینده ام. می ترسم از سر خودخواهی و هوای نفس تصمیمی بگیرم که متضرر شوم. لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد این افراد به جهت جهل و نادانی‌شان این‌طور قضاوت می‌کنند. بدون این‌که لازم باشد کلاس را ترک کنید، در فرصتی مناسب او را دعوت کنید به ایران تا خودش راحت‌تر قضاوت کند. موفق باشید

12591
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: سوال بنده در مورد محرمات اعتقادی است. کیفیت این محرمات چیست و چگونه می توان این محرمات را در خود بیابیم و به اصلاح آن بپردازیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: محرمات اعتقادی یعنی آن‌چه که ما را از حقایق عالَم محروم می‌کند. مثل شرک که ما را از حقیقت حضرت حق غافل می‌نماید و یا مثل عدم اعتقاد به نبوت و معاد و امامت که برای درمان هرکدام در کتب اعتقادی راه‌کارهای خاص خود را مطرح فرموده‌اند. موفق باشید

12373
متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: اینجانب 39 ساله، کارمند و دارای مدرک لیسانس هستم. می خواهم به صورت غیر حضوری و اگر بشود حضوری بعد از ساعت اداری کارم به حوزه بروم. آیا با توجه به شرایطم در دروس حوزوی موفق می شوم یا اینکه همان سیر مطالعاتی که شما ارائه کرده اید را ادامه بدهم؟ باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید ادبیات عرب را که در واقع زبان متون دینی است به نحوی کار کنید و سپس با مباحث معرفتی، زمینه‌ی فکری خود را آماده‌ی اُنس با قرآن و روایت کنید به مقصود خود خواهد رسید. موفق باشید

12323
متن پرسش
سلام علیکم: 1. خداوند هادی است و حتی به پیامبر (ص) می فرماید هدایت دست خداست و خدا هر که را بخواهد هدایت می کند حال ما در زیارات اما اهل البیت (ع) را هادی می دانیم منطور از هادی اینجا چیست؟ 2. علمای ربانی که شاگردان خود را هدایت می کنند آیا صرفا وسیله هدایتند یا اینکه خود به نوعی هادی محسوب می شوند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هدایت امامان و علماء به معنای تذکر قلبی است تا انسان‌ها با رجوع به فطرت خود که مُهرِ خدایی دارد به خدا رجوع کند، به همان معنایی که به رسول خود فرمود: «وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى‏ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنينَ» و پيوسته تذكّر ده، زيرا تذكّر مؤمنان را سود مى‏بخشد. موفق باشید

9142

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت: فرمودید در دو روز 1 وعده گوشت، سوال بنده اینست که دکتر گیاهی مان می گویند این فرمایش شما نسبت به اشخاص متفاوت است. در مورد بنده و بچه هایم ایشان می گفتند هر روز هم که استفاده کنید باز نیاز بدنتان است. نظر حضرتعالی چیست؟ 2- آیا با وجود کم بودن میزان گوشت، باز هم 2 روز 1 وعده بیشتر نشود؟ ملتمس دعای خیرتان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بنده عرض کردم مطابق روایت است و مربوط به افرادی است که مشکل خاصی نداشته باشند. اگر مشکل خاصی در میان باشد موضوع فرق می‌کند. موفق باشید
8635

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام. لطفا بفرمایید علت این همه توهین به دولت قبل و آقای احمدی نژاد چیست؟ چرا بعد از گذشت یک سال هنوز علیه او می نویسند و میگویند؟ علت این همه کینه چیست؟ چرا صدا و سیما که حاضر نیست حتی توافق نامه ژنو را نقد کند در برنامه های مختلف مثل شناسنامه یک نفر را می آورند تا علیه احمدی نژاد حرف بزند آیا اینها خلاف شرع و اخلاق نیست؟ چرا دولت مورد تایید رهبری را آنقدر می کوبند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر این کار را نمی‌کردند امید می‌رفت این‌ها هم وجهی دیگر از انقلاب باشند. ولی با این کار نشان می‌دهند بعضی از دولتی ها غریبه‌هایی هستند که فعلاً جای خودی‌ها نشسته‌اند. هرگز صاحبان اصلی انقلاب در سلیقه‌های مختلف این‌طور به یاران به حق انقلاب نمی‌پرند. موفق باشید.
7818

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. نظر شما درباره کتاب مبانی تربیت اسلامی و برنامه ریزی درسی بر اساس فلسفه صدرا نوشته دکتر جمیله علم الهدی چیست؟تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مطالعه نکرده‌ام ولی با توجه به عنوانی که دارد، باید ابتکار ارزشمندی باشد. موفق باشید
7677

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توفیق خدا در شهرک ما دارد کار فرهنگی می شود دوره های آموزشی دارالقرآن / روانخوانی و مفاهیم در حال برگزار شدن است برای تابستان ۹۳یک جلسه ی سخنرانی درسی ان شا الله اگر بخواهد برگزار شود ، به نظر شما مهمترین موضوع چیست ؟ اعضا زیر ۲۰ سال و عمده ی آنها نوجوانان ۱۰تا ۱۵ ساله هستند. یاعلی
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شاید کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مفید افتد. موفق باشید
7602
متن پرسش
سلام فرق عصمت انبیا با عصمت اهل بیت(14 معصوم ) در چیست؟؟ در کتاب"مبانی نظری امامت و نبوت" نوشته شده بود که هردو موهبتی است. خودتون گفتید که عصمت درجه دارد.میخوام بدونم درچه عصمت اهل بیت با دیگر انبیا چه فرقی دارد؟؟ 2-آیا جریان آتش زدن خانه حضرت زهرا(س) بعد از ایراد خطبه ایشان در مسجد مدینه است؟؟ آیا سقیفه درست در روز دوشنبه که پیامبر رحلت کرد،تشکیل شد یا فردای آن روز سه شنبه؟؟؟ آیا جمله حضرت زینب در عصر عاشورا که همه را متوجه روز دوشنبه میکند،مربوط به رحلت پیامبر است یا تشکیل سقیفه؟؟ ممنون یاعلی مدد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- درجه ی عصمت انبیاء به درجه ی توحیدی است که در کتاب آسمانی آن‌ها هست و از آن جایی که قرآن عالی‌ترین درجه ی توحید را داراست و قلب مبارک ائمه منطبق بر قرآن است عصمت ائمه از عصمت همه ی انبیاء شدیدتر است 2- بلی 3- هنوز رسول خدا (ص) را دفن نکرده بودند و علی(علیه السلام) مشغول غسل حضرت بودند که عازبن براء خبر آورد که ابابکر خلیفه شد. در حالی که عصر روز سه شنبه یعنی روز بعد از رحلت و غسل رسول اللَه (ص) آن حضرت را دفن کردند. 4- معلوم است که اشاره ی حضرت زینب(س) به روز دوشنبه است که سقیفه کار خود را کرد. موفق باشید
6572
متن پرسش
باسلام وخداقوت مدتی دریک تشکل اسلامی درحال فعالیت بودم درحقم ظلم شدوبابی انصافی ازمن خواسته شدکه مجموعه راترک کنم یک سال برای اثبات بی گناهی خودتلاش کردم نتیجه ای بدست نیاوردمالان بسیارآشفته هستم فقط دلم میخواهدگریه کنم هم ازبیکاری رنج میرم وهم ازاین اتفاق خیلی تلاش کردم مجموعه دیگری برای فعالیت بروم ولی نشد لطفاراهنماییم کنید باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم:از کجا می‌دانید مصلحت شما فعالیت در آن‌جا بوده. چرا متوجه نیستید خداوند راه دیگری را جلوی شما گشوده است. راه رجوع به خدا به عدد انفاس خلایق است. موفق باشید
5512
متن پرسش
با سلام.استاد تو رو به خدا این مبانی عقلی و شرعی ولایت فقیه را توضیح بدین جوری که ما هم بفهمیم.طوری که اطمینان قلبی حاصل بشه.به خدا ما آقا رو دوست داریم(حتی آماده حکم جهاد ایشون هستم).میدانم نظر ایشون چیزی جز پیاده سازی اسلام عزیز در این سرزمین نیست.ولی از این جنبه الهی دادن به ولایت فقیه سر در نمی آورم.مثلا شما در جواب یکی از دوستان در مورد ازدواج فرمودید اگر طرف مقابلتان به ولایت فقیه اعتقاد دارن جلو بروید.به خدا ماندم.مگر جزء اصول دین است.چگونه امام عزیز میفرمایند جز این حکومت طاغوت است.یعنی یک شیعه کار درست که به این شکل رهبری را قبول ندارد کافر است؟تا همین دویست سال پیش مگر این همه عالم دینی نبودند مانند ملاصدرا و..مگر شیخ بهایی با شاه عباس خوب نبودند..یعنی همه آن همه آدمهای خوب طاغوت.حتی من از کسی شنیدم شیعه ها تا همین دویست سال پیش مرجع نداشتند و به این شکل قبول نداشتند.برای نمونه کسی که اطلاعات دینی زیادی داشت بهم میگفت ما باید تابع بی چون و چرای ولی فقه باشیم.به او گفتم اگر ولی فقه بی دلیل بگوید برو و سر پدرت را ببر میروی.گفت نه دیگر عقل حکم میکند از او پیروی نکنیم چون از مسیر خارج شده.گفتم عقلی که در سطح بالا و آخرش میتواند تشخیص دهد از او دیگر تبعیت نکند مگر از اول چه مشگلی داشته که باید تابع بی چون و چرا باشد.و وقتی ما باید با عقل خود باید ایشان را بسنجیم چطور ولایت مطلق فقیه توجیه میشود؟البته بودن حاکم با ایمان و عادل و گوش کردن به حرفش برای اداره جامعه حکم عقل است برای حکومت دینی ولی نه اینکه بگوییم او حکم از خدا دارد و به آن جنبه الهی بدهیم.(و هی بر آن پا فشاری کنیم مانند کارهای صدا سیما).مانند داستان آیت الله منتظری.فکر کنید ایشاد رهبر شده بودند.آیا باید بی چون و چرا تابع ایشان میبودیم با آن شاهکارهایشان.آخر مگر این آدم ها امام علی(ع)هستند و معصوم که عاری از خطا باشند و به قول خودشان به راههای آسمان وارد تر باشند تا راههای زمین.و اینکه چرا اینقدر اصرار داریم بگوییم ولی امر مسلمین جهان!!!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این روزها کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» از زیر چاپ درآمده، از صفحه‌ی 195 کتاب تا آخر بحث مبانی حکومت دینی و ولایت فقیه شده. پیشنهاد می‌کنم بررسی بفرمایید ببینید آیا عقل شما قانع می‌شود که در حال حاضر حق خود را در ولایت فقیه نمایانده و اگر امروز نسبت به آن بی‌تفاوت باشیم عملاً راه را برای شیطان باز کرده‌ایم؟ موفق باشید
1969

عالم خیالبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. . . سلام علیکم. . . استاد عزیز،با توجه به مطالعه مباحث معرفتی حب اهل البیت علیهم آلاف تحیه و الثناء به قسمت عالم خیال رسیدیم. . . خواستم بپرسم ویژگی این عالم یه چه صورت است؟. . . هر چه میخواهم در موردش فکر کنم میترسم با ندانستن اصول این عالم،معارف اشتباهی را مد نظر قرار دهم،اگر میشود توضیحی جامع بفرمایید تا مشکلاتمان در مورد تعریف این عالم و شناخت آن حل شود،یا اگر مجالش نیست کتابی معرفی بفرمایید،یا مثالی بزنید. . . هر طور صلاح میدانید. . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فکر می‌کنم اگر سی دی شرح کتاب «حب اهل البیت علیهم السلام» را گوش بدهید تا حدی موضوع خیال و جایگاه آن روشن شود. کتاب «عوالم خیال» از ویلیام چیتیک کمک می کند. موفق باشید
98
متن پرسش
ضمن عرض سلام به استاد عزیزم . بعد از مطالعه سیر غرب شناسی و تمدن زایی حضرت عالی فهمیدیم تمدن آینده اولا تمام ابعاد بشر را باید پاسخ گو باشد و در ثانی بتواند با طبیعت موانست داشته باشد . حال سوال این است علومی همچون فیزیک و مکانیک که بشترین ضربه را به طبیعت می زنند آیا قابل اصلاح هستند( با تغییر نگاه ما نسبت به عالم) ؟ آیا برای اینگونه نگاه به عالم بخصوص برای دانشجویان فیزیکی که می خواهند در تمدن اسلامی_ ایرانی آینده نقش موثری داشته باشند منابع قابل رجوع وجود دارد؟
متن پاسخ

جواب: علیک السلام:
همچنان که در جلسات آخر بحث تمدن‌زایی شیعه عرض شد؛ اشکال فیزیک و مکانیک در رویکرد آن‌ها به طبیعت است وگرنه دقت‌های علمی به خودی خود چیز خوبی است، علاوه بر آن نگاه فیزیک و مکانیک به بُعدی از ابعاد طبیعت است ونه به همه ابعاد آن، ولذا بهره‌ی لازم را نمی‌تواند از پتانسیل‌های معنوی و حکیمانه‌ی طبیعت ببرد. در تمدن اسلامی می‌توان با تغییر رویکردِ علومی مثل فیزیک و مکانیک و توجه به ابعاد حکیمانه‌ی عالم قدم‌های مؤثری برداشت. وظیفه‌ی ما تعطیلی علوم موجود نیست، بلکه توجه به نقص‌های آن و رفع آن‌هاست از طریق نگاهِ توحیدی به عالم هستی. کاری که به عنوان مثال طبّ سنتی در درمان‌ بیماری‌های بدن انجام می‌دهد. «موفق باشید»

19150
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به اینکه چه در دانشگاه و چه حوزه علمیه در زمینه تاریخ کم کاری صورت گرفته شده است، به نظر حضرت عالی با توجه به مطالعات ویژه و تدریس که در این زمینه داشته اید چه حیطه اطلاعاتی و چه کتبی را باید مطالعه داشته باشد؟ (بنده جوان 23 ساله) لطفا به تفصیل بیان شود. (مثلا قبل از اسلام و بعد از اسلام و تاریخ ایران و جهان و غرب و انقلاب اسلامی و معاصر و.....چه دوره هایی را باید بلد باشد و بعد کتاب معرفی شود.) باتشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با مباحث حجت الاسلام غنوی کار را شروع کنید، شروع خوبی است. صوت جلسات ایشان، که از سیره‌ی پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» شروع کرده‌اند و تا امام هادی«علیه‌السلام» ادامه داده‌اند، بر روی سایت‌شان هست. موفق باشید

18395
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: پیرامون زنجیره تمدن اسلامی چند سئوال دارم. 1. به نظر حضرت استاد ما هم اکنون در کدامین از مراحل قرار داریم؟ 2. به نظر حضرت استاد دولت اسلامی نباید بعد از انقلاب اسلامی می بود چون به زعم بنده دولت اسلامی می تواند نظام سازی کند (البته اگر مطابق همین اصول قانون اساسی بخواهیم نظام سازی کنیم)، آیا با نظر این حقیر موافقید؟ 3. آیا تصور نمی کنید که ضروری ترین و اساسی ترین حرکت پرداختن به دولت اسلامی است؟ 4. آیا مقصود از تشکیل دولت اسلامی صرفا قوه مجریه است یا کلیت نظام؟ 5. آیا تشکیل دولت اسلامی باید ملهم و منطبق بر سیره و شیوه حکومت داری رسول مکرم اسلام (ص) و حضرت امیرالمونین (ع) باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ما هنوز در مرحله‌ی تثبیت انقلاب اسلامی و تلاش برای تحقق دولت اسلامی هستیم 2- به نظر بنده نیز همان‌طور است که جنابعالی می‌فرمایید 3- آری! ولی زیرساخت‌های معرفتی که به کمک آن انسانِ تراز انقلاب هنوز فراهم نیست 4- آری! در این‌جا منظور قوه‌ی مجریه است 5- حتماً باید این‌طور باشد ولی کارهای زمین‌مانده‌ی زیادی در این رابطه در پیش است. موفق باشید

17291

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام و آرزوی قبولی طاعات، 3 سوال از محضرتان داشتم: 1. ما سیر اسفار رو شروع کردیم ولی قبلش بدایه و یا نهایه رو کار نکردیم اشکالی نداره و به مشکلی بر نمی خوریم؟ 2. با توجه به بحث مطرح شده در شرح دستور العمل های آیت الله بهجت که ایشان رو استاد سلوکی این دوره معرفی می کنیم جایگاه استفاده از بقیه علما مثل این الله حسن زاده کجا قرار میگیره که این اساتید حرفهای عمیقی دارند که آیت الله بهجت نزدند. 3. یه بحثی هست که در سیر عرفانی مشکلات اخلاقی از ریشه درست می شود که اگر بخواهیم به تک تک امراض اخلاقی بپردازیم تا آخر عمر هم معلوم نیست برسیم درمان کنیم با توجه به این حرف جایگاه کتب جامع السعادات و دستورات اخلاقی دیگه کجاست و چی میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نه، با بحث «ده نکته» و «برهان صدیقین» می‌توانید جلو روید. 2- لازم نیست استاد سلوکی را تنها حضرت آیت اللّه بهجت بدانید. در ذیل حضرت امام خمینی و آیت اللّه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیهما» می‌توان به اساتید عزیزی رجوع داشت. 3- بحمداللّه در رابطه با دفع رذائل اخلاقی به طور کلّی از طریق عرفان، متوجه‌ی مطلب خوبی شده‌اید. با این‌همه، کتاب‌های اخلاقی در واقع کمک می‌کنند تا اجمالِ رذائل و فضائل، به تفصیل آمده و در دفعِ آن و فعلیت‌یافتنِ آن دیگر، موفق شوید. موفق باشید

15397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بهترین ترجمه صحیفه ی سجادیه از کیست؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ترجمه‌ی آقای حجت‌الاسلام شیخ حسین انصاریان با ویرایش استاد حسین ولیّ، خوب است. موفق باشید

نمایش چاپی