بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41252
متن پرسش

سلام استاد معظم: لطفا دوباره به سوال ۴۱۲۳۵ پاسخ دهید؛ ولی خواهشا مبسوط‌تر و کامل‌تر و دقیق‌تر. زندگی چیست؟ معنا چیست؟ جزاکم الله خیر الجزا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «العاقلُ یکفی بالإشارة» در آینۀ شخصیت‌هایی که زندگی را معنا کرده‌اند، باید زندگی را جستجو نمود. و امروز آن آینه، شخصیت حضرت آیت الحق، امام خامنه‌ای می‌باشند. که در این مورد عرایضی در جواب سؤال شمارۀ 41255 شد. موفق باشید

41250
متن پرسش

استاد 😭😭😭

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایتی است. جهان پس از شهادت آن مرد، بسی بزرگ و بزرگ‌تر شد تا گوش‌های شنوا، حساس‌تر از پیش، شنیدنی‌هایی را که جهان استکبار نمی‌خواست تا مردم بشنوند؛ بشنوند.  استکبار جهانی که ۴۰۰ سال است خود را در علم و به اصطلاح رسانه تا این اندازه بزرگ کرده بود تا بدون هر گونه رقیبی آینده را از آنِ خود کند؛ چگونه در مقابل آن پیرمرد الهی این اندازه خود را ناتوان دید که مجبور شد به گمان خود، با شهادت او، خود را از بی‌آبروییِ دوران نجات دهد؟!  و بلکه آبروی از دست‌رفته‌اش را باز یابد؟ در حالی‌که در فردای جهان استکبار با شهادت آن مرد، چه فردای پوچی را تجربه خواهد کرد؟ وقتی خود را پیروز میدانی می‌داند که پیرمرد ۸۶ ساله‌ای را در کنار فرزندانش با هزاران تجهیزات مدرن شهید کرده است؟ چه چیزی برای بشریت این دوران دارد با این‌همه سرافکندگی؟ استکبار در این صحنه پیروزِ کدام میدان است؟! موفق باشید    

41249
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: سحری که دوست داشتم آفتاب طلوع نکند. چقدر ثانیه ها تند تند می گذرد اینک ماییم و دنیای بدون سید علی و چه دنیای وحشتناکیست...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه!! حال ما با شهادت آن مرد الهی در جهانی بسی گشوده‌تر حاضر و حاضرتر شدیم. سعی شد در متن  https://eitaa.com/matalebevijeh/21872 تحت عنوان «شهادت رهبر معظم انقلاب و حضورِ فعّال انقلاب اسلامی در جهان بشری»     https://eitaa.com/matalebevijeh/21870 از جهان و بشری که در پیش است عرایضی به اشاره داشته باشم. حال با لکنتی که در ارائۀ این مطلب در میان است؛ چه اندازه موفق بوده‌ام یا نه، نمی‌دانم. موفق باشید

41248
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار من می‌دانم که باید حتی در زمان جنگ به خدا توکل کرد ولی از شما خواهش می کنم این پیامم رو پخش کنید. پیامم اینه: مردم در زمان جنگ آمریکا و اسرائیل اینستاگرام، تلگرام، وی پی ان و ابزار های خارجی از این قبیل رو اگر تو گوشیهاتون دارید خواهش می کنم حذف کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. حقیقتاً مردم در این موردها از واقعیت‌ها فاصله می‌گیرند و گرفتار توهّمات می‌شوند. موفق باشید

41247
متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: آرزوی قبولی طاعات و عبادات. ببخشید مزاحم شدم من در این ایام جنگ و تجاوز با این که معرفت به جبهه حق دارم و جمهوری اسلامی را پرچمدار حق می‌دانم و هیچ شک و شبهه ای ندارم ولی در دلم خوف و دلهره ای هست که نمی‌دانم علت آن چیست. لطفا مرا راهنمایی بفرمایید یا ذکری عنایت کنید کمی آروم بشم. ممنون از لطفتون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور سنت‌های حضرت حق در مقابل جبهۀ کفر و نفاق بیندیشید و با نظر به سنت‌های لایتغیّر الهی عرض شد: «راز ایمان و آرامش رهبر معظم انقلاب در توجه ایشان است به سنت‌های لایتغیّر الهی، به جای توجه به فضای رسانه‌ای جهان مدرن که قدرت جهان مدرن را برجسته می‌کند. و این است تفاوت نگاه رهبر معظم انقلاب با نگاه لیبرال‌های وطنی و در نتیجه رهبر معظم انقلاب با آرامش تمام همانند کوه در مقابل جبهۀ استکبار و تهدیدهای آن ایستاده‌اند.» موفق باشید

41246
متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار: چه خوش است که در سالگرد وفات ام المومنین حضرت خدیجه ی کبری از زبان شما توصیفی درباره ی آن بانوی فداکار بشنویم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بصیرت را! که چگونه آن بانوی محترم در آن فضا، که همه چیز حکایتِ غلبۀ بت‌پرستی بود، می‌توانند به حضور تاریخی فکر کنند که تاریخ دیگری است و این‌جا است که آن حضرت، فقط همسرِ شوهرشان نبودند؛ بلکه همراه و یاور آخرین پیامبر بودند برای نهایی‌ترین حضور با بصیرت تاریخی و عزمی پولادین. و از این جهت باید به حضرت خدیجۀ کبری «سلام‌الله‌علیها» و بصیرت تاریخی و عزم پولادین آن بانوی بزرگوار اندیشه کرد. موفق باشید. 

41245
متن پرسش

سلام علیکم: فکر آدم را مشغول میکنه که چه کردند اغتشاشگرها! آیا به خود می‌آیند که چه کردند و می‌کنند؟ بی تعارف بعنوان یه آدم دلم نمی‌خواد تو دنیایی باشم که اغتشاشگرهایی این چنین درونش هستند. مایه‌ی ننگ است. حال انسان از این همه بدی بهم می‌خورد. شهدای امنیت اغتشاشهای اخیر پاک ترین والاترین انسانهای زمان بودند و امروز زنده تر از همیشه آمدند تا بگویند: دلی نزد این انقلاب و رهبری از همه طلب کاریم! که آن دل را جز به تسلیم حق شدن بدست نمی‌آورید و شمایی که همگام شدید با آمریکا و اسرائیل، شما فرصتی دارید کوتاه. شهدا هدیه های زندگی کردنی گران‌بها و کم یابی را دارند که وای بحال آنها که لیاقتش را بدست نیاورند. و آن هدیه محبت است که انسان در خود به خود میابد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکتۀ مهم و تاریخی فکر بفرمایید که چگونه خداوند بنا دارد از طریق این انقلاب، با نظر به توانایی‌های ظاهری جبهۀ استکبار، با این همه قدرت رسانه‌ای و قدرت اسلحه‌ها، حضور دیگری را در آیندۀ بشر نشان دهد، هر چند آنان تصور می‌کنند آینده از آنِ آن‌ها است. در حالی‌که شکست پروژۀ اغتشاش به همان معنای کودتا که رهبر معظم انقلاب فرمودند، شکست جدیدی برای جبهۀ استکبار و درخشش دیگری شد برای حضور هرچه بیشتر انقلاب اسلامی در آیندۀ تاریخی بشر آخرالزمان. از این جهت چه اندازه زمانۀ زیبایی است که راه ورود در حق و جدایی از باطل تا این اندازه روشن شده است. موفق باشید 

41244
متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به شما استاد طاهرزاده بزرگوار طاعاتتون قبول. یک مشکلی برام پیش اومده می‌خواستم اگر ممکنه راهنماییم کنید. پسرم ۱۳ سالشه پایه هفتمه، تا قبل از اینکه پایه هفتم بیاد درسش خیلی خوب بود، البته بازیگوش و با تمرکز ضعیف و عجول در درس خواندن و دقت پایین، مثل خیلی پسرهای دیگه. اما باهوش ولی ساده، عاشق هیئت و مؤذن مسجد، چند روزی فهمیدم که توی مدرسه شون چند تا پسری که پایه های بالاترند به بچه های مدرسه سیگار الکترونیکی یا پاد می‌فروشند و پسر من هم (اینطور که خودش میگه به من) خریده تا بکشه ببینه چیه. مامان یکی از همکلاسیهاش که همسایه طبقه بالایی مون هست امروز اومده بود با پسر من دعوا می‌کرد که چرا برای پسرم سیگار خریدی و پسرش هم گفته بوده که اینها مال من نیست مال علی (پسر من) هست. پسرم گفت که پسر همسایه (دوستش) سرکار می‌رفته و پولاشو جمع کرده و پادهای گرون قیمت می‌خریده و می‌کشیده. درصورتیکه من و همسرم اصلا پول به پسرمون نمیدیم، نهایتا ماهی یا دو ماه یکبار ۲۰۰ تومن میده همسرم تا اگه ساندویچ یا تنقلاتی یا لوازم تحریر خواست بتونه بخره. از همسرم خواستم تا بره مدرسه با مدیر صحبت کنه و این جور بچه هایی که سیگار میارن و می‌فروشند رو جلوشونو بگیره. حتی پسرم میگه همه توی مدرسه می‌کشند و گوشی دارند، (پسر من گوشی نداره). واقعا این مدرسه رفتن ها جز فساد اخلاقی هیچی برای بچه هامون ندارها. من به حرفهای پسرم گوش دادم تا منو همراز خودش بدونه، ولی بهش گفتم خودت باید بتونی با توجه به اهدافت در آینده دوست خوب و بد رو تشخیص بدی و راه درست و خطا رو. دیگه نمی‌دونم چطوری باهاش برخورد کنم؟ اجرتون با حضرت زهرا سلام الله علیها

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید در دل همین طوفان‌ها، جوانان خود را به بصیرت لازم رساند. آری! حساسیت به آن ضعف‌هایی که فرمودید لازم است در ضمن در این رابطه عرایضی در پرسش و پاسخ شمارۀ 41242 شده است خوب است به آن رجوع فرمایید. موفق باشید

41243
متن پرسش

سلام و درود استاد عزیزم برای اینکه زیرساخت راه سلوکی محکم باشه راهنمایی بفرمایید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال بعد از مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و شرح کتاب «معاد، بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» این شمائید و رجوع به قرآن با «المیزان» عزیز که خوب است قبل از آن به جزوۀ «تفکر قرآنی» رجوع شود  https://eitaa.com/matalebevijeh/21839 . موفق باشید

41242
متن پرسش

سلام و درود محضر استاد عزیز..بنده خانم ۴۸ساله ای هستم که سه تا دختر دارم و دختر سومم ۱۳سال و ۴ماه دارند و بنده مدتیست به لطف ویژه خداوندمشعول خودسازی شدم این دختر ۱۳ساله من متاسفانه با پسران زیادی چت عیراخلاقی میکنه و بنده هم هیچکاری از دستم بر نمیاد ومشاوره های زیادی میبرمش و ورزش و....اما دست بردار نیست و همین موصوع مرا دچار استرس و ناراحتی زیادی کرده که از یک طرف نگران عاقبت او هستم و از طرفی از خودم ناراحتم که بعنوان یه مادر بد پیش رفتم که این نتیجه اش است و با خودم میگویم که تو اگر میخواهی سلوک کنی باید طرفیت داشته باشی و با وجود خدا نگرانی بی دلیل است و از طرفی احساس میکنم توان این را ندارم ببینم دخترم داره به بیراه میره و من کاری برایش کنم و به بن بست رسیدم لطفا کمکم کنید چه اقدامی مفیداست چکار کنم؟ ارامش ندارم نگرانی همه زندگیم رو گرفته با خودم میگم تو اگر ایمانت قوی بود اینجوری نمیشدی و در همین چرخه گیرم .

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار کارِ سلوکی خود که پیش آمده، خوب است به طور ظریف مباحث معرفت نفس از جنس مباحث «جوان و انتخاب بزرگ»را با او در میان بگذارید. https://eitaa.com/tafakorism/3776 و با دقت کامل باید متذکر سنت‌های جاری در هستی شد. امری که فرزندان ما متوجه شوند قاعدۀ این عالَم را فضای مجازی تعیین نمی‌کند بلکه سنت‌های توحیدی در میان است که خداوند از آن طریق، ربوبیت خود را انجام می‌دهد. https://eitaa.com/matalebevijeh/21846 و https://eitaa.com/matalebevijeh/21547 . در مورد سنت‌ها زیاد و زیادتر باید با جوانان‌مان سخن بگوییم. به گفتۀ مرحوم شهید مطهری؛ سنت‌ها مانند قانون علیّت است و همان‌طور که نمی‌توان به میل خود از قوانین علیّت جدا شد و گمان کنیم هرچیزی را با هر علتی که بخواهیم می‌خواهیم ایجاد کنیم؛ در مورد دیگر عوامل هستی نیز با میل صاحبان رسانه و تبلیغات آنان، آنچه را بخواهند محقق نمی‌شود و در این مورد خداوند در قرآن کریم با ما سخن‌ها گفته است. موفق باشید    

41241
متن پرسش

باسلام و احترام خدمت استاد گرامی و سپاس از لطف شما -باتوجه به اینکه نفس تدبیر بدن می‌کند و از این جهت که عالی‌ست (به نسبت جسم) با استفاده از ابزار جسم افعال خود را در عالم ماده به ظهور می‌رساند؛ -باتوجه به اینکه اعمالی همانند نمازشب در کلام معصوم(علیهم السلام)، چهره انسان‌را نیکو و زیبا می‌کند؛ چند مسیر برای تفکر باز می‌شود: ۱) آیا صرف داشتن چهره زیبا، دال بر شدیدتر بودن جایگاه نفس آن شخص نمی‌تواند باشد؟ برای مثال زیبایی چهره حضرت یوسف(علیه‌السلام) را ناشی از نفس مدبره عالی‌تر ایشان نسبت به سایرین بدانیم؟ ۲) از آنجایی که جسم چیزی جز تجلی نفس در عالم ماده نیست، فلذا تجلی اسماء جمالی در دل یک انسان در نشئه جسمانی‌ست که موجب زیبایی ظاهر می‌شود. ولی در تاریخ زیبارویانی وجود داشتند که افعال سوء از آنها سر می‌زده است. ۳) آیا می‌توان از دیدِ مشارب به این قضیه نگریست؟ مثلا نفسی که مشربش موسوی باشد، جسمش قدرتمند است یا اویی که یوسفی‌ست چهره زیبایی دارد و... که این امر، سلوک آن فرد را از عالم ماده-به تبع مشربش- ممکن می‌سازد؟ ۴) آیا اینطور نیست که تجلی نفس در عالم ماده -به‌حسب تجلی خدا به اسمی در آن نفس- دارای ویژگی هایی‌ست؟ مثلا قدِ بلند را -که در عرف نشانه سلطه و قدرت تلقی می‌شود- تجلی اسمی به همان معانی بدانیم؟ یا چهره زیبا را تجلی اسم جمال و...؟ ۵) موردی که پیش می‌آید اینست که مثلا فردی هیچ نشانه‌ای در جسم خود مبنی بر قدرت، جمال و... نمی‌بیند و مثلا فقط تجلی اسم حیات را می‌نگرد. این فرد به‌لحاظ شدت وجودی از آنهایی که قدرت و جمال ظاهر دارند، ضعیف‌تر است؟ ۶) البته به این توجه هست که بهره‌مندی هرکس به میزان شدتی‌ست که در سیر خود می‌گیرد. عمده بحث اینجا بود که صفات کمال ظاهری(رنگ، قد، تناسب و...) که در جسم افراد مشاهده می‌شود، به سبب فیض بیشترست نسبت به سایرین؟ ۷) اگر نشانه فیض شدیدتر است که این افراد ارجمندتر هستند نسبت به کسانی که درین ویژگی‌ها ضعیف‌ترند. افراد صاحب جمال و قدرت، بطور ذاتی دارای جذبه اند و میل انسانی به مسئله زیبایی و قدرت، موجب جذب بسوی ایشان می‌شود. حال موردی که پیش می‌آید اینست که گاها این افراد در جبهه مقابل حق قرار گرفته‌اند و به سبب کشش جمالی و قدرت خویش، مردمان را اغوا می‌کنند. سالک باید از چه منظری روبه‌رو شود که هم جمال و قدرت ظاهری را تماما تجلی حق ببیند و هم مقهور و تحت تاثیر زیبایی و قدرت افرادی که مقابل جبهه حق اند قرار نگیرد؟ ۸) دلم رضا نمی‌دهد که بگویم زیبایی ظاهری بعضی از افراد از جانب شیطان است-البته متکی به احساس نیستم-. (این مورد مسئله خوبی در مواجهه با رسانه است، زیرا افرادی که در رسانه های معاند فعال اند غالبا زیبا، خوش‌صدا، بلندقد و... هستند و سالک هم میخواهد آنهارا هم تجلی حق ببیند و هم نمی‌خواهد مقهور سخنان ناروای اینان بشود). باتشکر فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2 - نفس انسان به حکم: «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا» در ذات خود در تعادل کامل است که در شرح آیۀ مذکور در سورۀ «شمس» تا حدّی در مورد نکتۀ «سوّی بودن» نفس عرایضی شده است و همۀ حرف را باید بر این مبنا دنبال کرد 3- نمی‌دانم می‌توانیم در این مورد به موضوع فکر کرد یا نه؟ 4- آری! ولی به زمینه‌های ظهور استعدادهای نفس در دوران جنینی و به استعدادهای طبیعتی که انسان در آن رشد می‌‌کند و حتی به تاریخی که در آن قرار دارد؛ می‌توان فکر کرد 5- فکر نمی‌کنم. زیرا نشانۀ نگاه ما به آن جسم ضعیف این‌چنین است ولی معلوم نیست که در جای خود چنین باشد 6- به طور کلی نمی‌توان به این نتیجه رسید ولی قابل توجه است 7- مهم، اصالت شخصیت است و جسم به خودی خود هر اندازه هم که زیبا باشد، زمینه و مُعِدّات به حساب می‌آیند و نه علت و ملاک حقانیت در جان‌ها  8- مهم، استفادۀ منفی این افراد است از استعداهای‌شان و اتفاقاً این افراد در خطر هلاکت بیشتری قرار دارند و قرآن مکرراً متذکر به این افراد است نسبت به استعدادهایی که برای امتحان‌دادن به آن‌ها داده. در این مورد چه اندازه جناب حجت‌الاسلام استاد سید محمد باقر طباطبایی‌نژاد، در برنامۀ محفل قرآن شبکۀ 3، این موضوع را خوب و خوب‌تر روشن نمودند و خدا را شکر که چنین افراد آگاه به قرآن در کنار دیگر داوران عزیز قرآنی در میدان هستند. موفق باشید             

41240
متن پرسش

سلام و عرض احترام: ۱. اگر مردم ایران نظام جمهوری اسلامی را به هر دلیلی نخواهند چگونه می‌توانند آن را تغییر یا سرنگون کنند؟ ۲. بنظر شما اکنون آیا مردم این خواسته را ندارند؟ لطفا بر پایه آمار برایم استدلال کنید. سپاس گزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41228 عرض شد بحث در نظر در سنت‌های لایتغیّر الهی در میان است و این‌که مواظب باید بود تحت تأثیر رسانه‌ها، گمان نکنیم فضا، فضایی است که رسانه‌ها دامن می‌زنند. در حالی‌که مسلّماً به حکم آیۀ «إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقين‏»، آینده از آنِ اهل تقوا می‌باشد و ملاحظه فرمودید در ۲۲ دی‌ماه و ۲۲ بهمن‌‌ماه که رسانه‌های جبهۀ استکبار طوری تبلیغ کرده بودند که مردم از نظام جمهوری اسلامی منصرف شده‌اند؛ چگونه بسیار بیشتر از سال‌های قبل برای دفاع از نظام به میدان آمدند و از این جهت باید اساساً فریب این نوع ادبیات را که مردم نظام اصیلی که متذکر انسانیت انسان است؛ نمی‌خواهند، نخورد. آری! معلوم است که بنده و امثال بنده انتقادها و اعتراض‌هایی نسبت به ترکِ فعل‌ها و کوتاهی‌های نظام اجرایی داریم، ولی راه حل رفع مشکل، تغییر نظام نیست، بلکه اصلاح امور است در بستر همین نظام که مسلّماً بهترین نظام موجود در این زمانه در روی زمین است و خار چشم دشمنان انسانیت. موفق باشید 

41239
متن پرسش

سلام و عرض احترام: شما در پاسخ به سوال ۴۰۱۸۲ فرمودید «ملت‌ها با رژیمی روبرو خواهند بود که هیچ حقی برای آن ملت‌ها قائل نیست اگر آن حق، موجب استقلال و تواناییِ آن ملت در مقابل رژیم صهیون که نماد کامل استکبار در این زمانه است؛ باشد.» بنظر می‌رسد این امر طبیعی باشد. زیرا هر ملتی تلاش می‌کند توانایی دشمنان خود را تضعیف کند. پس رژیم صهونیستی نیز نباید حقی برای ملت هایی که قصد نابودی آن را دارند قائل شود. ایراد این استدلال چیست؟ سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی زیبایی زندگی در آن است که هر ملتی و هر دولتی نسبت به حقوق دیگر ملت‌ها احترام قائل باشد و این غیر از آن است که عده‌ای به بهانۀ قومِ برگزیده، زندگی مردمانی همچون مردم فلسطین را نادیده بگیرند. موفق باشید

41238
متن پرسش

سلام علیک: با آرزوی قبولی طاعات و عبادات. آیا صحیح است که بگوییم کار شیطان صورت دادن به نقاط ضعف انسان و نفسانیات از طریق قوه وهم و خیال می‌باشد که آن ضعفها به صورت حدیث نفس یا صورت خیالی عارض بر انسان شده و شخص را به سمت عمل سوق می‌دهد و حال اینکه انسان عمل بکند یا نکند تابع اراده خودش می‌باشد اگر پاسخ مثبت است در ماه رمضان که شیاطین در رنجیر هستند این مسایل نباید در نفس ایجاد شود و تصورات شیطانی نمی‌باست وجود می‌داشت ولی هست و این را چگونه باید توجیه کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! شیطان از آن جهت که بتواند انسان را تا مرز ارتکاب به گناهان بکشاند، در ماه رمضان در محدودیت است. ولی به هر حال وسوسۀ شیطان در جای خود همواره در میان است و انسانِ روزه‌دار به خوبی می‌تواند بر وسوسه‌های این شیطان غلبه پیدا کند. موفق باشید

41237
متن پرسش

سلام و عرض ادب: شرمنده مزاحم وقت گرانبهاتون شدم. من ۱۷ سالمه و توی محله و عموم به عنوان بچه حزب‌اللهی و بسیجی شناخته میشم. متاسفانه من دچار بی انگیزگی و افسردگی شدم طوری که دلم به انجام هیچ کاری نمیره و فکر می‌کنم دیگه چیزی نتونه روی این زمین من رو خوشحال کنه. حقیقتا من چند بار خواستم تو اغتشاشات اخیر شرکت کنم و در کنار بقیه بچه بسیجیا از مملکت دفاع کنم اما به خاطر مخالفت شون و به دلیل نگرانی واسترس خیلی زیادی که مادرم داشت منصرف شدم. خیلی تلاش کردم که همین و سالانه رو از هیجان کاذب در بیارم و بیارمشون تو راه درست و با مباحث آشناشون کنم اما شکست خیلی بدی خوردم. هرروز شاهد بی غیرت تر شدن بچه محلام هستم چون گناه و روابط نامشروع خیلی تو محلمون زیاد شده. قبلاً در حد تذکر و برخورد کافی با توجه به نوع عملشون خودم به تنهایی داشتم اما الان تا به سمتشون میرم سریع اقدام به ضرب و شتم میکنن و میخوان سریع نفر جمع کنند تا محله رو به هم بریزند از یه طرف مسئولیت هایی که دارم و استرس و فشارهایی که برای درس مدرسه دارم امونم رو بریده. من چند وقته که جز افسردگی و بی انگیزگی اخیرا دچار پرخاش و عصبانیت شدید نسبت به کوچکترین اتفاق ناگواری، نقد یا هر مخالفتی با اطرافیانم شدم و این امر چون روزه هم می‌گیرم چه بسا به جایی که بهتر بشه بیشتر هم شده. می‌خواستم لطف کنید منت روی سر بنده حقیر بزارید و برای کنترل عصبانیت و پرخاش راهی رو نشونم بدید و برای بی انگیزگی و افسرگیم هم بنده رو راهنمایی بفرمایید. چون الان نماز شبم ترک شده نماز به زور میخونم قرآن خوندم ترک شده و حتی کار کردن مباحث که در حال حاضر اول معاد هستیم هم کم شده ممنون میشم راهی جلوی دلم بزاری کوچیک شمام.🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این آیۀ عزیز قرآن فکر کنید که حضرت حق به پیامبر خدا و به همۀ ما وعده داده است: «فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقين‏» بر راهی که راه ایمان و تقوا است، بدون سستی و با پایداریِ تمام بمانید و باز بمانید، زیرا آینده از آنِ اهل تقوا می‌باشد درست بر عکسِ جبهۀ استکبار که حاضر است هر جنایتی را مرتکب شود تا آینده از آنِ آن‌ها باشد. و این‌جا است که باید با همان افرادی که می‌فرمایید گرفتار آن نوع خیالات منفی شده‌اند، با حوصله و دلسوزی و متانت برخورد کنیم و بدانیم که بالاخره آینده از آنِ اهل تقوا می‌باشد و از این جهت نه جای عصبانبت و پرخاش است و نه جای افسردگی. موفق باشید

41236
متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد گرانقدر و بزرگوار بنده حقیر ۱۷ سال سن دارم و الحمدلله در مسجد محل فعالیت کوچکی دارم. همیشه در ماه رمضان مسجد آبجوش نبات برای روزه داران تهیه و درست می‌کنم این مسئولیت رو من و یکی دو تا از رفقا پذیرفتیم و این مسئولیت به نماز جماعت من ضربه میزنه و من مجبورم که نماز عشاء رو فرادا بخونم و اگر بخوام نماز جماعت بخونم خب تقریبا کار پیش نمیره و مردم اگر به موقع آبجوش بدستشون نرسه، متاسفانه شروع به سر و صدا و اعتراض میکنن من متوجه مقام نماز جماعت هستم و پدرم هم میگه نماز جماعت واجب تره و حتی اگر تو نماز رو فرادا بخونی و به این کار بپردازی به هیچ عنوان ثوابی نداره خودم هم فکر می کنم کارم هیچ نفعی برای خودم نداره. خواستم اگه شما بنده حقیر رو قابل بدونید از شما کسب تکلیف کنم و از این دوراهی در بیام که الان باید به کدوم مسئله بپردازم نماز جماعت یا رسوندن پذیرایی به روزه دارا؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بنده به جای جنابعالی بودم افتخار می‌کردم که برای روزه‌دارانِ عزیز آن آبجوش و نبات را تهیه کنم و با افتخار به آن‌ها تعارف نمایم و نماز عشاء را با حوصله و فرادا بخوانم. حال، خود دانید. موفق باشید

41235
متن پرسش

زندگی چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی یعنی طلوع انسان در میدانِ آخرین دین. و این یعنی طلوع مولای متقین «علیه‌السلام» در بستر اسلام. و زندگی یعنی طلوع انسان در بستر انقلاب اسلامی. و این یعنی شهید حاج قاسم سلیمانی. و زندگی یعنی مقابله با استکبار در بستر هویت دینی و قدسی. و این یعنی شهید یحیی سنوار و کتاب «خار و میخک». موفق باشید        

41233
متن پرسش

با سلام: استاد به نظرمیرسه خیلی مباحث دینی و حتی بعضا کلاسهای سطح بالای عرفانی حالا اینطورکه من فهمیدم انطورکه باید فرد را به حرکت برای متحقق شدن به اعمال دینی و رعایت مباحث دینی سوق نمیده و نداده. بعضی میگن باید موضوعات مباحثه بشه ولی من فکرمی‌کنم اونم تازه از یه طرف دیگه فرد را توی یه حالت خوابی میبره، شاید علت این باشه فرد مباحث فلسفه را نخونده و یا اصلا مباحث را نمیگیره، بعضی مبحث تربیت را برای بیدار کردن افراد جلو میبرن، ولی گمانم آنچه بیشتر ازهمه فرد را هم به دنیای عقل میبره هم باعث میشه به مسایل دینی اش عمل کنه همان بحث تفکر هست، یعنی گاه فرد یه حدیث با تعقل و تفکر بفهمه چقدر جلوتر از آنی هست که هزار کلاس عرفان و.. طی کرده، استاد به نظر شما هم اینطوره؟ یعنی اگر فرد بخواد روی مباحث دینی وقت بگذاره بهترنیست اینطور پیش بره تا در افراد دین داشتن محقق بشه و از طرفی رفتار دینی تولید بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بخصوص در این زمانه تفکر حِکمی در افقی که جناب صدرالمتألهین مطرح فرموده‌اند، برای حیات متعالی و معنوی بسیار مهم است و از آن طرف هم باید عنایت داشته باشید که مباحث عرفانی باید از طریق اساتید مربوطه به صورت سینه به سینه منتقل شود و مطالعۀ کتاب‌های عرفانی کافی نیست. موفق باشید

41230
متن پرسش

با سلام و احترام و ضمن قبولی طاعات: جناب طاهرزاده در پاسخ پرسش41228 ⁉️... در ادامه فرموده اید، به طوری که توجه به فضای رسانه‌ای جهان مدرن برای انسان برجسته می‌گردد و قدرت جهان مدرن به چشم می‌آید. تفاوت نگاه رهبر معظم انقلاب و توجه ایشان به اصالت سنت‌های لایتغیّر الهی، با نگاه آقای مرحوم هاشمی رفسنجانی و پیرو ایشان آقای شیخ حسن روحانی و جریان‌های لیبرالِ وطنی، در این است که فردی مانند رهبر معظم انقلاب با نظر به حضور لایتغیّر سنت‌های الهی، با آرامش تمام همانند کوه در مقابل جبهۀ استکبار و تهدیدهای آن ایستاده‌اند بدون هر اضطرابی. و جریان‌های مرعوب از غرب، برعکسِ مقام معظم رهبری، دائماً در اضطراب به سر می‌برند و به اصطلاح «از ترسِ مرگ، خودکشی می‌کنند» واقعا یعنی امثال اقای هاشمی خود کشی کرده اند؟ درسته جنابعالی بگونه ای با اصطلاحات خواستید مطلبی را بیان کنید ولی مصداق آن ناخداگاه به ذهن آقای هاشمی میاید واقعا اگر امثال اقای هاشمی در این جامعه نبودند که راه تعادل را پیش بگیرید به نظر شما انقلاب اسلامی در همین تاریخش هم معنا پیدا می‌کرد؟ چرا همیشه یک طرفه به قضاوت می‌نشیند و هیچ‌وقت نخواستید راجع به اصولگراهای تند رو که سنگ رهبری را به سینه می‌زنند ولی در عملکرد هایشان برخلاف ایشان عمل می کنند حرفی بمیان بیاورید؟ شما اهل قلمید ودر قبال این مطالب باید به عقل انقلاب اسلامی پاسخ دهید. کتابهایتان را که می‌خوانیم با پاسخ‌ها یتان منافات دارد و این باعث سردرگمی می‌شود که بالاخره شما چه مسیری را برای انقلاب تعریف می‌کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در بدی و خوبیِ افراد نیست. بحث در توجه به سنت‌های الهی می‌باشد و تفاوت افرادی که متوجۀ سنت‌های الهی هستند با افرادی که بیشتر با فضای رسانه‌ها و تحلیل‌های آنچنانی به‌سر می‌برند. عرض بنده آن است که عموماً این افراد از ترس مرگ، خودکشی می‌کنند به آن معنا که خود را از مسیر ایمانی که امثال حضرت امام و رهبر معظم انقلاب در آن قرار دارند؛ محروم می‌نمایند. حتماً در جریان مواردی که بین رهبر معظم انقلاب و آقای هاشمی تفاوت نظر بوده، هستید. آیا حکایت این تفاوت نظرها ریشه در همین نکته ندارد که رهبر معظم انقلاب متوجۀ سنت‌های الهی هستند «ولو بلغ ما بلغ» و آقای هاشمی و امثال این افراد خود را در جای دیگری تعریف کرده‌اند؟ و این غیر از بحث در بدی و خوبی افراد است. موفق باشید

41229
متن پرسش

بسمه تعالی استاد گرامی، جناب آقای طاهرزاده سلام علیکم و رحمةالله وقت حضرت‌عالی بخیر. به لطف الهی مدتی است در گروهی، مباحث مربوط به اسماء الهی را پیگیری می‌کنیم. کتاب «اسماء حسنی» حضرت‌عالی را مباحثه کرده‌ایم و فایل‌های صوتی مربوطه را نیز با دقت گوش داده و درباره آن‌ها گفتگو داشته‌ایم. این مسیر برای ما بسیار راهگشا و الهام‌بخش بوده است. با این حال، احساس می‌کنیم برای انس عمیق‌تر با اسماء الهی و فهم حضوری‌تر آن‌ها، نیازمند راهنمایی بیشتری هستیم. به‌ویژه مشتاقیم بدانیم چگونه می‌توانیم در سلوک فردی و جمعی خود، تشخیص دهیم که در هر موقعیت، کدام اسم الهی در حال فعلیت‌یافتن است و چگونه آگاهانه‌تر با آن همراه شویم. اگر صلاح بدانید، خواهشمندیم ما را در این مسیر راهنمایی فرمایید؛ چه از جهت منابع تکمیلی، چه شیوه‌ی مطالعه و مباحثه، و چه تمرین‌های عملی برای توجه اسمایی در زندگی روزمره. از وقتی که برای مطالعه این پیام اختصاص می‌دهید صمیمانه سپاسگزاریم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، حضور در راهی است که حضرت محبوب را از طریق انوار اسمای حسنایش در مظاهر مختلف به تماشا بنشینیم و این با هرچه بیشتر تدبّر در قرآن پیش می‌آید. در این مورد خوب است سری به جزوۀ «تفکر قرآنی» بزنیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21839 موفق باشید

41228
متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: طاعات قبول حق. در پرسش و پاسخ شمارۀ 41212 تحت عنوان «ماه رمضان؛ ایمانی به ایمانِ رهبر معظم انقلاب»؛ از ایمانِ رهبر معظم انقلاب سخن گفتید که بسیار مسئلۀ مهمی است. سؤال بنده آن است که راز این «ایمان» چیست که بعضی مانند ایشان و امثال حاج قاسم عزیز در آن حاضرند؟ و بعضی دیگر که در انقلاب همراه ایشان بوده اند و برای انقلاب تلاشها کردند، مانند آقای هاشمی رفسنجانی با اینکه دغدغه انقلاب داشتند ولی این نوع ایمان در ایشان نبود به طوری که بعضی مواقع سخنانی می فرمودند حاکی از آنکه باید به نحوی با آمریکا کنار آمد https://www.aparat.com/v/a34337h و یا دیگر مواردی که حتماً در جریان هستید. سؤال بنده آن است که راز این تفاوت کجاست؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که شناخت ناقص زمانه و عدم شناخت درست انسان، ریشه در غفلت انسان نسبت به سنت‌های لایتغیّر الهی دارد، به طوری که توجه به فضای رسانه‌ای جهان مدرن برای انسان برجسته می‌گردد و قدرت جهان مدرن به چشم می‌آید. تفاوت نگاه رهبر معظم انقلاب و توجه ایشان به اصالت سنت‌های لایتغیّر الهی، با نگاه آقای مرحوم هاشمی رفسنجانی و پیرو ایشان آقای شیخ حسن روحانی و جریان‌های لیبرالِ وطنی، در این است که فردی مانند رهبر معظم انقلاب با نظر به حضور لایتغیّر سنت‌های الهی، با آرامش تمام همانند کوه در مقابل جبهۀ استکبار و تهدیدهای آن ایستاده‌اند بدون هر اضطرابی. و جریان‌های مرعوب از غرب، برعکسِ مقام معظم رهبری، دائماً در اضطراب به سر می‌برند و به اصطلاح «از ترسِ مرگ، خودکشی می‌کنند» و عملاً خود را همواره شکست‌خورده و مرعوب در تقابل ما با جبهۀ استکبار احساس می‌کنند. آیا تجربۀ این سال‌ها نشان نداد آنگاه که با ایمانِ رهبر انقلاب و توصیه‌های ایشان جلو نرفتیم، چوب آن را خوردیم؟! به عنوان مثال، آن‌گاه که ایشان سال‌های قبل فضای مجازی را به عنوان قتلگاه نوجوانان و جوانان یاد کردند و ملاحظه کردید که در فتنۀ اخیر چگونه با جوانانی روبه‌رو بودیم که به عنوان نسل مضطرب گرفتار فضای مجازی، بخصوص اینستاگرام بودند. این است راز تفاوت نگاهی که متوجۀ سنت‌های الهی و امیدواری به رحمت الهی در مقابله با سرکوبی جبهۀ استکبار است و نگاهی که با فضای رسانه‌ای غرب افکار خود را تغذیه می‌کند. موفق باشید.        

41227
متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: با توجه به مطالبی که از ماه رمضان خواندم و متوجه شدم. یعنی این ماه. ماه مظهر شدن می تواند باشد. مثلا خداوند بنده اش را هم مظهر و تجلی رازقی کند. چون بحث شکوفایی آدمی است به قولی از علما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ خوبی است. آری! اساساً جایگاه خلیفۀ الله‌بودنِ انسان چنین است که انسان با قرارگرفتن ذیل ارادۀ الهی و دستورات شریعت، مظهر اسماء و صفات الهی می‌گردد، امری که ما در اولیای الهی می‌یابیم و در همین رابطه می‌توان اولیای الهی و انسان‌های متقی را آینۀ ایمان خود که همان مظهر انوار الهی است بیابیم تا در نسبت با آنان خود را جلو و جلوتر ببریم. امری که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41212 تحت عنوان «ماه رمضان؛ ایمانی به ایمانِ رهبر معظم انقلاب» بدان تذکر داده شد. موفق باشید  

41226
متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: با آرزوی توفیق رو افزون و قبولی طاعات. در داستان هابیل و قابیل سیاق و ظاهر آیه نشان دهنده پشیمانی قابیل از کار خود است اما علامه طباطبایی (ره) تفسیر دیگری را بر گزیده اند که با ظاهر آیه جور در نمیاید و شما هم در تفاسیر همین را برگزیده اید. نکته دیگر اینکه هابیل می‌کوید من تو را نمی‌کشم اگر تو برای کشتن من دست دراز کنی ظاهر معنی این است که دفاع نمی‌کنم!!! نه اینکه پیش دستی در کشتن نمی‌کنم) (همان قصاص قبل از جنایت) و در پایان قابیل یک نفر را کشت چرا گناه آیندگانی که به همین نحو می‌کشتند که امروزه به آن حمله پیش دستانه می‌گویند به گردن قابیل است اگر بگوییم او پایه گذار یک سنت اشتباه بود درست است اما این سنت چگونه به نسلهای بعد منتقل شد آیا در ژنتیک نسلهای بعد منتقل شد؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست مطرح‌کردنِ آن اولین نزاع در قرآن، حکایت سنتی است که در بین جناب هابیل با قابیل پیش آمد تا معلوم شود چرا خداوند به آدم فرمود به زمین فرود آیید و در متن زندگیِ زمینی دشمنی‌ها در پیش است و هدایت الهی در مقابل این دشمنی‌ها، راه‌گشاست. در این مورد خوب است به آیات 36 تا 38 سورۀ بقره بیندیشید که می‌فرماید: «فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حينٍ (36) فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ (37) قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (38) فرمود: «قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حينٍ» که حکایت دشمنی‌های انسان‌ها در زندگیِ زمینی می‌باشد و سپس فرمود: «فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» که حکایت نقش شریعت است برای عبور از آن دشمنی‌ها. و این‌جا است که داستان جناب هابیل با قابیل معنای خاصی پیدا می‌کند. موفق باشید

41225
متن پرسش

با سلام و احترام فراوان از عنایات جنابعالی سپاسگزارم. دو متن زیر از دو منتشرشده شما می‌باشد. در ظاهر تفاوت جزئی ای پیداست ولی احساس می‌کنم در باطن وجه اشتراکی‌ای داشته باشند که بنده متوجه آن نیستم. یکجا ظهور اسم را موجب در خفا رفتن بقیه اسماء، و یکجا ظهور بقیه اسماء را -به اجمال- در ذیل سایه ظهور آن اسم خاص می‌دانید که این، مفهوم خفای اولی را نمی‌رساند. خواهش بنده تبیین این قضیه است. [ظهور و خفا ما همگی با «وجود» روبه‌رو هستیم که خود را در صفتی ظاهر و در سایر صفات مخفی می‌کند. در یک درخت صفت حیات خود را ظاهر می‌کند و با ظهور آن صفت، سایر صفات در خفا می‌روند در حالی که «وجود» جامع همه صفات است. جزوه عرفان نظری-صفحه ۱۲] [...در واقع در این فراز «ذات» را به نور عظمت می‌خوانیم، زیرا بنا بر قاعده ی «بسیط الحقیقة کُلُّ الأشیاء و لیس بِشَیئٍ منها» [۱] آن حقیقت بسیط از یک طرف به جهت وحدت ذاتی اش شامل همه ی اشیاء می‌شود و از طرف دیگر چون بسیط الحقیقة است هیچ کدام از اشیاء نیست و {به این اعتبار با تجلی یک اسم، انسان از تجلی سایر اسماء به صورت اجمال بهره مند می‌شود و به حقِّ مطلق می‌رسد، منتها از دریچه ی آن اسم خاص}. اسماء حسنی دریچه های نظر به حق-صفحه۹۶ و ۹۷] با تشکر و التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جان انسان‌های اهل تقوا «در دل انگور میّ را دیده‌اند» و به همین جهت علامۀ طباطبایی در قسمت آخر آیۀ « سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» می‌فرمایند این‌که فرمود: «أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» به آن معناست که انسان در هر چیزی او را می‌بیند از آن جهت که شهید، این‌جا به معنای مشهود است همان‌طور که بعضاً خلق به معنای مخلوق می‌باشد. موفق باشید

41224
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد و التماس دعای فراوان برای این حقیر و خانواده. پرسش بنده برگرفته از صحبتهای دکتر عبدالکریمی با شما در مورد آینده انقلاب اسلامی هستش. اگر تامل بفرمایید شما فرمودید جای تامل و فکر کردن دارد. صحبتهای دکتر و از طرفی دکتر عبدالکریمی خطاهای انقلاب در مواجهه با همه مردم و انتظارات همان مردم از انقلاب هنگام اعتراض از هر نوعی صنفی، سیاسی، حقوقی و فرهنگی چیست؟ در اکثر این موارد برخلاف انتظار چه انقلابی و چه غیره انقلابی مواجه شدن با یک برخورد دور از بیان انقلاب و تعریف ذهنی که افراد دارند و برچسب زدن های سیاسی و غیره که اینجا به درستی دکتر اشاره کردند ندیدن حاکمیت اون اعتراض را به عنوان مثال عرض می‌کنم کارخانه ذوب آهن طبق قول مدیریت قرار بود مفاد طرح طبقه بندی را در عرض ۳ ماه در تقریبا ۲ سال پیش اجرایی کند که عدد رقمی در حقوق پرسنل ملاحضه می‌شد بعد از موعد مقرر مدیریت عوض شد و با نگرش صد درصد مدیریت جدید پرسنل دست به اعتصاب قانونی زدند. در تخیل هیچ یک از پرسنل انقلابی و غیره نمی‌گنجید با یگان ویژه در کارخانه پرسنل را کتک بزنند بعضی را دستگیر و به زندان ببرند این نمونه را عرض کردم چون لمس کردم و از این دست مثالها زیاد است. حالا از حضور تارخی انقلاب در تاریخ کنونی هرچه بگوییم دیگر اثر ندارد حاکمیت به دست خود بخشی از خودش را مقابل خودش قرار داد و حالا این را مقیاس کنید در کل کشور و اینجا که دکتر گفتند جاوید شاه نه اینکه به عقب بر می‌گردیم بلکه شما در رفتارتان بعضا از شاه هم بدترید اما پیشنهاد حقیر به شما و دوستان شما این است که در جهاد تبین این اعتماد از دست رفته را فریاد کنید. مثلا در موقع هر رویداد تاریخی شما مطلبی می‌نویسید اما در توجه به مسائلی مثل تعیین دست مزد کارگر یا نمیدونم افزایش نرخ ارز مطلبی نمی‌گویید اینجا می‌شود همان حرف دکتر که گفتند روحانیت حافظ گذشته ماست برای امروز ما چه دارید؟ امروز دشمن روی سربازهای شطرنج حساب باز کرده نه دنبال مهره های کلیدی، چون هر کدام از مهره ها که زمینه داشته باشند تو این دنیای دیده شدن لیدر همان سربازها می‌شوند حالا باید رفقا جمع بشیم و از همین مسائل کوچک ولی مهم شروع کنیم مثلا حقوق کارگر معلم و غیره تلاش کرد راه حلی مناسب پیشنهاد داد به دولت و مجلس و کار فرما. چطور می‌شود این بار سنگین اقتصادی را کم کرد. به عنوان مثال مسکن یکی از معضلات جامعه هست ولی چه میزان مسکن خالی وجود دارد؟ چه افرادی هستند که می‌توانند این تناقض را کم رنگ کنند؟ امروز باید به قول رهبری بعضی از دولتی ها را هم مثل تحریم دشمن دور بزنیم. امروز مردم باید طعم انقلاب را آنجور که معقول و انتظار دارند لمس کنند نه آنجور که وعده داده می‌شود و در یک کلام خلاصه کنم این هست که تفکر را باید به پایینترین قشر جامعه تعلیم نه بلکه هدیه داد با روش هایی مثل چاه کندن حضرت علی برای مردم کوفه. ببخشید زیادی نوشتم. امید به روزی که ایرانی در برابر ایرانی به جرم اعتقاد یا اعتراض نایستد که بعد از هر رویارویی در برابر هم فاصله ها و فتنه ها خواهد شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در همین رابطه پس از چند سال مدیریت اجرایی به این نتیجه رسیدم که ما در نسبت با انسان و حقوق انسانیِ انسان‌ها، همچنان در گردونۀ غرب و روح خودبنیادیِ فرهنگ لیبرال دموکراسی هستیم. لذا کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» با بیش از ۷۰ جلسه شرح مطالب آن به میان آمد و همۀ سخن آن است که ما برای عبور از غرب از یک طرف و تحجّر دینی از طرف دیگر باید به عمق انسانیِ انسان بیندیشیم و البته این کار عمیقی می‌باشد و با هرچه بیشتر متمرکزشدن به اهداف اصیل انقلاب اسلامی می‌توان از آنچه به عنوان اشکال فرمودید؛ عبور کرد وگرنه اگر آن بصیرت تاریخی که امثال حاج قاسم‌ها داشتند، پیش نیاید، باز تحجّر و باز لیبرال دموکراسی و بی‌حرمتی به انسانیت انسان. موفق باشید

نمایش چاپی