بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21330
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده عزیز: نظرتان راجع به این سخنان استاد میرباقری چیست؟ انتقاد استاد میرباقری از عرفان مبتنی بر معرفت النفس آیت الله سید محمد مهدی میرباقری در سخنرانی شب دوم محرم الحرام ۱۴۳۹ قمری (۱۳۹۶ شمسی) در مدرسه فیضیه حوزه علمیه قم، ضمن تاکید بر لزوم وصول مومنین به امام معصوم علیه السلام از عرفان های مبتنی بر معرفت نفس انتقاد نمود. بخشی از سخنان ایشان را در ذیل مشاهده می کنید: انسان تا به امام نرسیده در حجاب است، دنبال خداوند متعال می گردد، خودش را پیدا می کند، به درونش نگاه می کند خودش را می بیند و در بیرون سایر مخلوقات را، انسانی که با خودش در عالم سیر می کند، هم خودش حجاب خودش می شود هم عالم حجاب انسان می شود و آن انسان در تاریکی است. ولی همین که انسان به امام رسید و این خورشید را درک کرد به تعبیر امام رضا علیه السلام: الْإِمَامُ کَالشَّمْسِ الطَّالِعَهِ الْمُجَلِّلَهِ بِنُورِهَا لِلْعَالَم‏… [۱] این خورشیدی که عالم را روشن کرده، وقتی این خورشید دیده شد و هم در درون انسان روشن شد، به تعبیر امام باقر علیه السلام به ابوخالد کابلی : امام قلب مومن را روشن می کند و نور امام در قلب مومن از خورشید در روز روشن آشکارتر است؛ وَ اللَّهِ یَا أَبَا خَالِدٍ لَنُورُ الْإِمَامِ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِیئَهِ بِالنَّهَار[۲] اگر کسی به امام رسید از درون نورانی می شود الْمُؤْمِنُ یَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ [۳] و با نور الهی به عالم نگاه می کند. وقتی به امام رسید و از نفس خودش و شیاطین و حجاب های ظلمانی خارج شد، سیرش با امام شروع می شود. عنایت بکنید معرفت نفس جز از این طریق واقع نخواهد شد، اینکه می گویند انسان باید به معرفت نفس برسد، معرفت نفس وقتی است که انسان به امام برسد، تمام هدایت ها از امام ناشی می شود. امام آن خورشیدی است که خداوند متعال در عالم روشن کرده است. اگر آن خورشید بر وجود انسان نتابد، انسان عوالم خودش را نمی بیند. معرفت نفس هم جز با معرفت امام، هدایت امام و همراهی با امام حاصل نمی شود. اینکه کسی خیال بکند خود انسان شروع می کند و از طریق معرفت النفس، من عرف نفسه فقد عرف ربه، نفس خودش را پیدا می کند و خدا را پیدا می کند اینها توهمات است اینها [ناشی از] ریاضات است. اینها خود حجاب بر روی حجاب است. انسان تا به امام نرسد و همراه با امام علیه السلام نشود نمی تواند معرفت نفس پیدا کند و نمی تواند آیات انفسی و آفاقی را ببیند. همه عالم ظلمات می شود. درون خودش و بیرون را تاریک می بیند. قوای ظاهری خودش را هم نمی بیند تا چه رسد به باطن و معرفت النفس! معرفت النفس نیز مانند سایر آیات است. این احتیاج به ارائه الهی دارد. سنریهم آیاتنا فی الافاق[۴] و ارائه آیات با نور امام علیه السلام واقع می شود. انسانی که به امام رسید از الان در وادی بهشت سیر می کند. نقطه مقابل هم سیر با نفس است. سیر با ائمه نار و اولیای طاغوت. اگر با آنها سیر کردید، سیر انسان در وادی ظلمات است. هر چه اتصال انسان به آنها شدیدتر شود، ظلمات بعضها فوق بعض [۵] حجابهای ظلمانی او بیشتر می شود. هم قوای درونی او تاریک تر می شود هم در بیرون. در زندان ظلمات اولیای طاغوت زندانی می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان سخنان استاد هستم. ولی امثال علامه طباطبایی که در کتاب ارزشمند «رسالة الولایه» بر معرفت نفس تأکید دارند در همان بستری که ائمه اشاره می‌کنند، بر معرفت نفس تأکید می‌کنند. پس نباید به‌کلّی معرفت نفس را نفی کرد. در این مورد خوب است به کتاب «رسالة الولایه» رجوع شود. موفق باشید

16981
متن پرسش
این طور که بنده فهمیدم در زمان یونان باستان و بعد از ارسطو، عقل مدرن و ابزاری از عقل قدسی جدا میشه. سوالم اینه که چطور عقل میتونه تحت تسلط وحی قرار بگیره. بنده در ذهنم این طور شکل گرفته که عقل ذاتا منقطع از وحی هست ولی به صورت پسینی (نه پیشینی) میشه با وحی محدود و هدایتش کرد و.... نه این که عقل تحت ولایت و تسلط وحی دربیاد. اصن اگه شرع و وحی بر عقل حکومت و ولایت داشته باشه که دور به وجود میاد. چون که ما دین رو با عقل اثبات می کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ابتدای امر دین، با عقلِ ما با ما سخن می‌گوید و عقل متوجه‌ی جایگاه متعالی وَحی می‌شود و می‌فهمد که اشارات وَحی، بالاتر از مفاهیم عقل است و لذا تا آخر، نظر به اشارات وحی دارد، بدون‌ آن‌که بخواهد همه‌ی ابعاد وحی را در سیطره‌ی خود قرار دهد – این یک نوع، بی‌ادبیِ عقل است نسبت به وحی - علاوه بر این وقتی دین الهی بر اساس قلب در جان انسان شکل گرفت، انسان منوّر به عقلی می‌شود که با اشارات قلب جلو می‌رود که این همان، عقلِ قدسی نبوی است که قرآن در آیه‌ی 46 سوره‌ی حج بدان اشاره دارد آن‌جا که می‌فرماید: «قُلُوبٌ‏ يَعْقِلُونَ‏ بِهَا»  قلب‌هایی که بدان تعقل می‌کنند. موفق باشید

14932

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: دبیر معارف اسلامی دبیرستان در شهر اصفهان هستم. با دانش آموزانی سر و کاردارم که هم خواهان اسلامند و هم شبهات زیاد پیرامون دین خود دارند و عده ای طالب مطالعه می باشند. آنها در بعد شناخت دین،ب سیار ضعیفند زیرا تازه امسال اهمیت دین را درک کرده اند از من خواستند تا راهنمایشان کنم تا در مسیر درست قرار گیرند. استاد از محتوای کتب دینی مطلع هستید اما این مطالب برای اقناع ذهنی و ایجاد باور نوجوانان و جوانان این نسل کافی نیست. به آنها پیشنهاد مطالعه کتب شهید مطهری دادم ولی می گویند سخت است و نمی فهمیم. لطفا منابع روان و کامل و جذاب معرفی کنید. اگر توصیه ای هم دارید بفرمایید هم برای خودم و هم دیگران.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر از طریق معرفت نفس جلو بروید هم دانش‌آموزان جذب می‌شوند و هم خودشان به‌راحتی جوابِ شبهات خود را خواهند داشت. کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن بر روی سایت هست. از جمله کتاب «آشتی با خدا» و «چه نیاز به نبیّ» و «جوان و انتخاب بزرگ» می‌تواند کمک‌کار باشد. موفق باشید

14533

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده از آن جهت که طلبه ام و روضه خوانی را هم پیش رو دارم باید مقتل بخوانم و کار کنم. حال با توجه به این که با کتب شما فهمیدم که بعد اصلی ماجرای کربلا معنوی است نه مادی. اگر من بیایم و در منبر برای مردم بعد معنوی را تبیین کنم و آخر سر روضه مادی بخوانم تناقض ایجاد نمی شود در اذهان؟ یا اینکه می شود روضه اباعبدلله را هم با رویکرد معنوی خواند؟ راهنمایی بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقاتلی مثل کتاب «لهوف» عین تذکر به حقایق معنوی است که از طریق ذوات مقدس اولیاء الهی در کربلا به صحنه آمده است. موفق باشید

13769
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: جناب استاد آیا رابطه ای بین انکار معاد و انکار خدا وجود دارد یا نه؟ از قبیل عموم و خصوص من وجه است یا از قبیل عموم مطلق است؟ آیا آیه ای دلالت دارد بر این امر یا نه؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که قرآن می‌فرماید: «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَميعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا يُشْرِكُونَ (67/ زمر) رابطه‌ی کاملی بین شناخت خدا و قیامت هست و در واقع آن کسی که خدا را به عنوان رب‌العالمین قبول نداشته باشد نمی‌تواند متوجه ابدیت مخلوقات حضرت رب‌العالمین باشد. موفق باشید

13309
متن پرسش
سلام: می خواستم برنامه استاد را بدونم که چه روزایی و کجا کلاس دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شنبه‌ها بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد انبیاء، سه‌راه سیمین بحث قرآنی. دوشنبه‌ها بعد از نماز مغرب و عشاء مسجد خدیجه‌ی کبری«سلام‌الله‌علیها»، قائمیه محله‌ی گلزار، بحث دعا و روایت. چهارشنبه‌ها کتابخانه‌ی مرکزی شهرداری شرح «مصباح الهدایه» از حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» ساعت 4 الی 5 از اول مهرماه. موفق باشید

13299
متن پرسش
سلام: من سوالی دارم. آیا شما دینداری ملت براتون مهم تره یا انقلابی بودن و طرفداری از رهبری عزیر چه رسد به رئیس جمهور و.... رسول الله مهمتره یا خامنه ای؟ جواب من ندین والله تمام اسلام سیاست است که جوابتون میدم ظرفیت ملت را مراتبی ست قلب ها برای پذیرش رسول خدا آماده اما برای خمینی کبیر نه خیلی گاهی. این پر واضحه بعد که طرف محب دین اسلام شد جایگاه انقلاب را میفهمه حداقل از شدت دشمنیش کم میشه. چندبار دیگه من بهتون گفتم کاربران دیگر هم تذکر میدن زشته مای جوجه به عارف و حکیمی چون شما تذکر بدیم. خودتون را خرج هیچ جناحی نکنید ترا قرآن قدرخودتون را بدونید. کاری که ایت ا.. مصباح کرد نکنید که بنده ای که قبل از سال 85 و... می گفتم من حاضرم با دین مصباح یزدی بمیرم الان دیگه اصلا ایشون را نمی پسندم خداوند همه ما را عاقبت بخیر کند. جوابی دارید بهم بدین منتها شخصی با ایمیل، منتشر نشود ابدا این مطلب. استاد سفارشی برای من دعا کنید. یا علی
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: سید محسن عزیز! بنده توصیه‌ی دلسوزانه‌ی شما را با تمام جان درک می‌کنم و همین‌طور که  همه‌مان معتقدیم حتماً اسلام مهم‌تر از انقلاب است و امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» خاک پای رسول‌اللّه«صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» حساب نمی‌کند و همین طور که می‌فرمایید دینداری فردی به مزاق مردم بیشتر نزدیک است تا دینداریِ اجتماعی. ولی دینداری واقعی وقتی به صحنه می‌آید که خدا ملاقات شود و خداوند طبق آیه‌ی «کلّ یومٍ هو فی شأن» در هر روز و تاریخی مطابق نور خاص و اسماء خاصی ظهور می‌کند که ظرف امروزین این ظهور، انقلاب اسلامی است در جمال حضرت امام و مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» است. از این جهت اگر بخواهیم مردم را به جای اُنس با خدایِ ذهنی، با خدای واقعی مأنوس کنیم چاره‌ای جز این نداریم همان‌طور که خودتان متوجه‌اید در نهایت ذهن‌ها و قلب‌ها را به سوی رهبری و امام معطوف داریم. موفق باشید

در ضمن قسمت‌های اولیه‌ی سؤال‌تان را از روی سایت حذف کردم و تنها از آن‌جایی که می‌فرمایید «من سؤالی دارم» را در اختیار کاربران قرار دادیم.

12648
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: استاد گرامى ازتون در خواست داشتم اگر براى شما مقدور است جمله اى هم مضمون جمله ى تاريخى حضرت امام (ره) که فرمودند اگر هر کدام مسلمان ها يک سطل آب بريزند اسراييل را آب مى برد عرض بفرماييد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این جمله‌ی مبارک خبر از آن می‌دهد که اگر مسلمین اتحاد لازم را داشتند اسرائیلی در صحنه نمی‌ماند و این روزها بیش از پیش حقّانیت این جمله ثابت شد. موفق باشید

10842

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز و بزرگوار: واقعا ممنون از لطفتون که سوالا رو جواب میدید سوال: بحث ظهور صغری رو که علامه حسن زاده و آیت الله مکارم ازش صحبت کردن رو میشه یه خورده توضیح بدید؟ و اینکه نظر شما راجع به این نظریه چیست؟ البته بنده از شنیدن ای حرف خیلی خوشحال شدم. یا مهدی دستتون درد نکنه ایمیل کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم منظورتان از ظهور صغروی چه موضوعی است؟ موفق باشید
10406
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در عوامل نحوی در قسمت حروف جر ما یک حرف (الی) داریم و یک حرف (حتّی). که هر دو حرف به معنای انتهای غایت می باشد. یعنی انتهای مسافت. اما در حرف (الی) معلوم نیست که خود مقصد را هم شامل می شود یا خیر. مثلا وقتی گفته می شود. (سرت من البصره الی الکوفه) یعنی اینکه از بصره به سمت کوفه رفتم. اما معلوم نیست که داخل خود کوفه شد یا نشد. ولی وقتی گفته می شود (اکلت سمکت حتّی رأسها) یعنی ماهی را خوردم حتی سرش را. یعنی ما بعد حتی را هم شامل می شود. حال در آیه ی انالله و اناالیه راجعون. الی در این آیه اگر به معنای انتهای غایت باشد (با توجه به احکام الی که در شرح عوامل جرجانی گفته می شود) توحید ذاتی چگونه توجیه می شود؟ من اینگونه برداشت کردم که شاید انسان در لقای الهی به توحید اسمائی و افعالی و صفاتی برسد اما چون (ه) در الیه به الله برمی گردد و از طرفی هم (الی ) آمده است و (حتّی) نیامده است و با توجه به احکام (الی) در شرح عوامل جرجانی برداشت کردم که انسان نمی تواند به الله (منظورم همان مقام ذات است چون الله اسم ذات است) برسد پس اگر حتّی می آمد توحید ذاتی و رسیدن به الله یعنی همان مقام ذات را می شد توجیه کرد ولی با آمدن حرف الی نمی توان این برداشت را کرد. این برداشت بنده بود و می دانم که ممکن هم هست که اشتباه باشد، چون علما و عرفای بزرگی توحید ذاتی را تبیین کردند. از همین حیث از جنابعالی خواستم برای بنده توضیح دهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی را مطرح فرموده‌اید. علاوه بر آن عنایت داشته باشید حضرت حق به یک معنا چیزی نیست که رسیدن به او معنا داشته باشد در آن حدّ که رسول خدا«صلوات‌علیه‌وآله» عرضه می‌دارند: «مَا عَبَدْنَاکَ حَقَّ عِبَادَتِکَ وَ مَا عَرَفْنَاکَ حَقَّ مَعْرِفَتِک‏» پس همواره همه تا ابد به سوی خدا در حرکت‌اند و هیچ‌وقت رسیدن به معنای دست‌یابی به انتها معنا ندارد. موفق باشید
8313

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام اینکه مرحوم قاضی فرمودند اگر کسی نمازش را اول وقت بخواند و به مدارج عالیه نرسد مرا لعن کند، شامل حال کسانی که نماز ظهر و عصر (یا مغرب و عشا) را با هم بخواند (نه در نوبت های مجزا) نیز می شود؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: منظورشان همین‌طوری است که علماء شیعه به ما فرموده‌اند که جمع هم می توانیم بخوانیم. موفق باشید
7213
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید برای شناخت امیرالمومنین به نورانیت چه کنیم؟ بنده کتاب القطره و احادیثی مانند نورانیت و تنتجیه و ... را خوانده ام ولی بنظرم شناخت مولا فرای اینهاست ! لطفا راهنماییم بفرمایید . چه کتبی در این باره مطالعه کنیم؟ ایا حقیقت علویه را در قلب باید پیدا کرد؟ به چه کیفیت ؟ باتشکر - اجرکم عندالله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت«علیهم‌السلام» را همراه با شرح آن مطالعه بفرمایید. و سپس «الغدیر» علامه امینی را مطالعه فرمایید. یکی از فضلای قم «کتاب الغدیر» را به طور قابل قبولی خلاصه کرده‌اند به طوری که به اصل مطلب لطمه‌ای نخورده است. موفق باشید
6958

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم 1- لطفا نظرتون را درمورد علامه محمد کاظم عصار و مقالات ایشان بفرمایید. (مخصوصا رساله بداء) 2- درمورد مسأله بداء آیا علمایی به صورت تفصیلی کتابی منتشر کرده اند که بتوانیم از آن استفاده بکنیم. 3- یک مقدار درمورد مساله بداء بنده رو راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای محمدکاظم عصار از اساتید ارزشمند و دانشمند معاصر هستند و تا آن‌جا که یادم هست رساله‌ی بداء را در نقد آخوند خراسانی نوشتند و نکات دقیقی را مبتنی بر اصالت وجود مطرح کردند 2- محاضرات استاد سید محسن خزاری در این مورد نکات خوبی دارد . ملا صدرا در اسفار مفصلا بحث کرده.3- اگر پس از مطالعه‌ی مباحث بداء سؤالی دارید بفرمایید، ولی اصل بحث نیاز به مقدماتی دارد که در سؤال و جواب نمی‌گنجد. موفق باشید
5952
متن پرسش
سلام علیکم. یکی از دوستان نقدی وارد کرده بود به این مضمون که آیت الله جوادی اسلام را خیلی خوب فهمیده است ولی در مبحث غرب شناسی ضعیف هستند ولی آیت الله مصباح غرب را خیلی خوب فهمیده است ولی در مباحث داخلی نظام و اسلام منطبق با ان (تمدن اسلام و...) زیاد قوی نیستند و درک واقع بینانه ای ندارند. لطفا اگر ممکن است نظر خود را در مورد نظرات بالا اعلام بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: به نظرم این مقایسه‌ها خیلی مفید نیست. هرکدام از این بزرگان مظهری از حقیقت اسلام‌اند که بنا به وظیفه‌ی خود قلب‌شان محل تجلی انوار الهی شده و مطابق نوری که از خدا دریافت کرده‌اند مخاطب خود را هدایت می‌کنند. موفق باشید
4143
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار. دختری هستم که به لطف خدای تبارک و تعالی، ذیل برکات ولابت فقیه زندگی می کنم. از فرامین و دستورات آقا، آنچه را عللش را درک می کنم، به دیده منت انجام می دهم و آنچه را نمی فهمم براساس اصل ولایت پذیری می پذیرم. اما خانواده ام-براثر تاثیرپذیری از دیگران- مخالف ولایت فقیه هستند(البته در زبان و قلب؛ ونه در عمل). منتهی گاهی خیلی اذیت می شوم. من واقعا ولایت رهبری را پذیرفته ام و حاصل این امر آرامشی است که دارم. استاد من دوست ندارم اگر زمانی ازدواج کردم دوباره مهجور و مطرود باشم و همسرم هم مخالف ولایت فقیه باشد.دوست دارم در امر ولایت فقیه همفکر و همسو باشیم. استاد گرامی،1- اهمیت مسأله ولایت فقیه در ازدواج چقدر است؟2- دوم اینکه با توجه به اینکه یک دختر باید انتخاب شود و خودش انتخابگر ابتدا به ساکن نیست؛ حالا اصلا چند درصد آقایان آماده ازدواج مدهبی اند و چند درصد از مذهبی ها، ولایت پذیر...آیا دعا و یا ذکری هست که خداوند در این خصوص راه حلی جلوی پای کسانی مانند من بگذارد و همسری مومن و ذیل نور ولایت فقیه نصیبمان کند؟با تشکر از لطف شما؛ بنده حقیر را از دعای خیرتان محروم نفرمایید لطفا.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین‌که خواستگار شما مخالف ولایت فقیه نباشند کافی است 2- در صورتی که در مورد خواستگار زیاد سخت نگیرید، مداومت بر ذکر شریف آیت الکرسی و ذکر لا إله إلاّ الله، کارساز است. موفق باشید
3399

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام استادعزیزبنده یک جوان23ساله هستم دانشجوی نر افزارومداح اهلبیت وبسیجی وبزرگ شده دریک خانواده کاملا مذهبی چندساله دنبال یه دخترطلبه با ایمان برا ازداوح هستم امانتونستم کسی رو پیدا کنم شایددرست نباشه از این طریق اقدام کنم امابنده همه چی رو در دست خداوند میدونم واینکه اتفاقی وارد سایت شما روهم همچنین خیرمیدونم میخواستم اگه شما دخترخوب ومذهبی وبا ایمانی میشناسیدبه من معرفی کنید ممنون اگه خواستیدبه من کمک کنیدبه ایمیلم یک پیام بزنیدتاشماره تماسم روبراتون بفرستم .التماس دعا...
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در این امور امکاناتی ندارم . موفق باشید
1369

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام ودرود خدمت استادارجمند ازدیدگاه غرب آنتروپی(بی نظمی)جهان همواره مثبت یامساوی باصفرخواهدبودوهرچه به طرف آینده می رویم افزایش می یابدلطف بفرماییدبگویید که دیدگاه اسلام دراین مورد چیست. باتشکرفراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: از ظاهر آیات برمی‌آید که خداوند از آینده‌ای خبر داده که نظام امروزی عالم ماده به هم می‌خورد و پس از آن قیامت در شرایطی دیگر شروع می‌شود چون در سوره انفطار می‌فرماید: «إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ × وَ إِذَا الْکَواکِبُ انْتَثَرَت‏ » یعنی آن وقتی که آسمان شکافته می‌شود و ستارگان پراکنده می‌گردند. موفق باشید
698
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب خدمت حضرت استاد طاهرزاده در دروس معاد فرموده اید آنچه در عالم برزخ موجود است اعمال انسان که صورت پیدا می کند ، حال سوال این است که کسانی که بعد از تولد و یا در سنین کودکی از دنیا می روند و عملا اعمالی ممتد برای ساختن تن برزخی ندارند ، وضعیت آنها در برزخ و قیامت چگونه است ؟ با تشکر و تقدیم احترام
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: همین‌که در دوران جنینی نفس آن‌ها بدنی برای خود ساخته، یک هویت خاص و مشخص پیدا نموده و به تعبیر ملاصدرا«رحمة‌الله‌علیه» آن کودک همواره با وجود خودش به‌سر می‌برد. و از طرفی وجود و کمال یکی است پس همواره در نحوه‌ای از کمال قرار دارد. موفق باشید
20734
متن پرسش
با سلام: با توجه به اینکه وجود حضرت مهدی از نظر تاریخی ظاهرا قابل اثبات نیست پذیرش اینکه ایشان وجود خارجی داشتند منوط می شود به رجوع به روایات حتی اگر عقل و قرآن نیز دلالت کلی بر وجود ایشان داشته باشد تعیین مصداق منوط به رجوع به تاریخ و روایت است و چون راه تاریخ بسته است میماند راه روایت، راه روایت هم مشکل اینست که شرط صحت روایت، اثنی عشری بودن راویست و در این مورد که وجود حضرت صاحب ثابت نیست اگر راوی اثنی عشری باشد موجب ضعف حدیث می شود کما اینکه هرآنچه اسماعیلیان از جانب خود روایاتی در مورد امامت اسماعیل بیاورند هیچ حجتی ندارد بنابرین باید به روایاتی رجوع کرد که راوی بی طرف باشد که باز اگر راوی غیر از شیعه اثنی عشری باشد موجب ضعف سند می شود و اگر اثنی عشری باشد موجب نقض بی طرفی و روایات متواتر که همه فرق تایید کرده باشند هم نداریم والا مسئله از نظر تاریخی ثابت می شد دقت داشته باشید که ما فعلا کار به امامت ایشان نداریم که بتوان با کلیات عقلی و ... ثابت کرد بلکه می خواهیم بدانیم امام عسکری پسری داشت یا نه فارغ از این که امام بود یا خیر و می بینید که باب تحقیق بسته است مگر آنکه تبع لآبا ایمان بیاوریم و آن ایمان را چه ارزشیست نمی دانم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- براهین عقلیِ محکمی در راستای وجود انسان کامل داریم که در این مورد می‌توانید به کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید 2- محی‌الدین بن عربی که موضوع انسان کامل را مطرح می‌کند و مصداق آن را در حال حاضر حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» می‌داند متذکر می‌شود که در شهود خود آن حضرت را در محروسه‌ی دمشق ملاقات کرده، در حالی‌که محی‌الدین شیعه مذهب نیست و مبتنی بر روایات شیعه موضوع را دنبال نمی‌کند 3- روایات مطمئنی در این مورد از خود پیامبر هست که شخصی مثل جابر از ان حضرت نقل می‌کند. موفق باشید

18422

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: منظور حافظ از دیوانه در اشعارش مثلا این بیت شعر زیر چیست؟ آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه کار به نام من دیوانه زدند در این بیت شعر حافظ به کجا اشاره دارد و در کجا سیر دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به آخرین آیه‌ی سوره احزاب اشاره دارد که می‌فرماید «انه کان ظلوما جهولا» یعنی انسان هم ظالم است به نفس خود از آن جهت که باید آن را تذکیه کند و هم جاهل است به غیر حق و جاهل این‌جا به معنای جاهل به غیر حق است و عالم به حق. موفق باشید

18410
متن پرسش
سلام استاد عزیز: در تفسیر سوره حمد هنگامی که بحث وحدت شخصی وجود مطرح می شود می فرمایید مثلا میز یا دیوار چیزی نیستند که بخواهند شامل این بحث شوند اما بالاخره این دو وجود مادی یعنی پایین ترین مرتبه وجود را که دارند و با این دید می توانند مظهر الله باشند لطفا بفرمایید آیا این مطلب درست است یا خیر؟ با تشکر از جنابعالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! میز و دیوار به اعتبار میز و دیواربودن، حقیقتی غیر از وجود مادی ندارند و چون با نگاه وجودی به عالم بنگریم، بحث وجود مطلق و مظاهر وجود مطلق به میان می‌آید که با وحدت شخصی وجود می‌خواند و تشکیک در مظاهر به میان می‌آید و نه تشکیک در مراتب وجود. موفق باشید

17356
متن پرسش
در جواب نامه با شماره های 17324 و 17339 و 17348 شما چنین پاسخ داده اید: باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانی که مبادرت به دزدی هم می‌کند با فطرت خود می‌فهمد که دزدی یعنی زیرپاگذاردنِ حقوق دیگران و آن یک کار ناپسند است و لذا با اختیار خود می‌تواند بین پیام فطرت و گرایشِ نفس امّاره، یکی را انتخاب کند و از این جهت مسئول عمل خود می‌باشد، زیرا مجبور به هیچ‌کدام از طرفین نبود. موفق با... فرمایش شما درست ولی بحث من این است که چرا دزد با این که می داند - چرا آن سمت می رود و یا اگر رفت قدرت بازگشت ندارد من نمی دانم توانسته ام سوالم را روشن بیان بدارم چون هنوز نتوانسته ام در طی چند نامه به جواب قاطع برنده و قانع کننده ای برسم حتی المقدور سعی شود جواب بصورت میکروسکوپی و روشن بررسی شود چون ریزه کاری های انحراف هر انسان در آزمایشگاه مهم است البته جمله آخر فقط برای تاکید جمله ماقبل آخر است. با تشکر از الطاف و حسن نیت شما بزرگوار.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چگونه می‌فرمایید اگر کسی دزدی کرد قدرت برگشت ندارد؟ بستگی به آن دارد که چه نوع شخصیتی را برای خود انتخاب کرده و می‌خواهد آن را ادامه دهد. خداوند به حضرت موسی«علیه‌السلام» می‌فرماید: «اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى،‏ فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلى‏ أَنْ تَزَكَّى، وَ أَهْدِيَكَ إِلى‏ رَبِّكَ فَتَخْشى(17 و 18 و 19/ نازعات)‏ یعنی ای موسی به سوی فرعون حرکت کن، فرعونی که در مقابل خدا طغیان کرده و به او بگو آیا تو را طلب و میلی هست که پاک و تزکیه گردی و به سوی پروردگارت هدایت شود؟ ملاحظه کنید که حتی خداوند برای فرعون نیز به جهت فطرت الهیه‌ای که دارد، جایی برای برگشت گذاشته است و به همین جهت باید هیچ انسانی را چه در شخصیت خوبی که فعلاً دارد و یا در شخصیت بدی که فعلاً برگزیده است، بلوکه نکرد و کار را تمام‌شده ندانست. موفق باشید

17339
متن پرسش
با سلام: من نامه ای با شماره 17324 برای شما ارسال کردم که بدین شرح است: با سلام انسان ناقص :فریده شده پس اجبارا خطا می کند و در نهایت به صورت گناه ظاهر می شود. وقتی علت را جویا می شوی انسان را مقصر می کنند. در جواب شما این جواب را داده اید: باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ذات خود مختار است و حضرت حق تنها هادی انسان است. حال این انسان است که: «اِمّا شاکراً و اِمّا کفورا» می‌باشد. و در این رابطه پیامبران موفق بوده‌اند تا هدایت الهی را در معرض دید آن‌هایی که طالب هدایت الهی بوده‌اند، قرار دهند. موفق باشید خواستم عرض کنم انسان تمام وقت مختار نیست اختیارا می تواند در نماز بجای سوره توحید هر سوره ای بخواند و هیچ مشکلی پیش نمی آید اما آیا می شود اختیارا نماز نخواند، نفس نکشید یا غذا نخورد پس ما مجبور هستیم، منتها خداوند قوانین عالم را طوری 1. پیچیده 2. سری 3. موازی 4. مختلط طراحی کرده که نتیجه کارش در زمان آفرینش عالم - بعد از گذشت سالها مشخص می شود یعنی بعد از بینگ بنگ ششم و هفتم. بله اگر ما زمان را برش بزنیم و اول قصه یعنی همان خلقت را در نظر نگیریم و فقط آفرینش را از روز تولد همان انسان بر روی زمین در نظر بگیریم مثلا بگوییم انسان خود بخود و همین طوری بوجود آمده و در مورد آن تحقیق نشود و قبول کنیم شاید بتوان در مورد اختیار و عدم عاملیت خدا در خطا و گناه بحث کرد. آخر منی که خدا را نمی شناسم و اون هادی هم آن قدر بخود می پیچید تا بتواند آن دست ساز خدا را به خدا متوجه سازد آخر هم نمی تواند - من چه انتظاری می توانم از خود تنهایم داشته باشم که با این انرزی ناچیز به خدا برسم (خوش از چاهی که خود بیاورد اب) (خوش از ذاتی که خود بباشد از حق) چناچه انسانهای پیشین نرسیده اند. آخر این اختیار چه سیستم عاملی است و چطور کار می کند که برخی انسانها را به عرش و بعضی را به زیر فرش می کشاند براستی اختیار ما خرابه یا ما خرابیم در هر دو صورت خدای ما آنها را آفریده که باز رسیدیم به سر سوال. الا ایها الحال 1. جواب اینها نیست. 2. بسادگی هم نمی توان از خدا و قدرتش چشم پوشی کرد. 3. تنها ایرادی که می توانم بگیرم این است که این ایدولوژی در بلندی ها ایراد دارد چرا که وقتی خدا همه چیز را خوب آفریده باشد و خوب برنامه ریزی کرده باشد و همه چیز در سرجای خودش قرار داده باشد دلیلی وجود ندارد که کسی گناه کند اصلا اگر کسی گناه و خطا بکند جای ایراد دارد و تعجب آمیز است و حیرت آور اگر واقعا اینگونه باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اختیار یعنی انجام فعل و ترک آن؛ و این در ذات انسان است. یعنی بنیادِ انسان با اختیار شکل می‌گیرد و عرشی و فرشی‌بودنِ آن در متن اختیار او نهفته است. و این است که به شخصیت انسان شکل می‌دهد. و وجوهی که در اختیار انسان نیست، مثل زن و مردبودن، ربطی به شخصیت او ندارد. موفق باشید

17015

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: حضرت استاد بنده طرحی در باب تمدن سازی دارم که چون هیچ گاه استادی در اندازه حضرتعالی نیافتم می خواستم از جنابعالی که نظر شریف تان را در آن باب بفرمائید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «شیعه و تمدن‌زایی» شده است. شاید در این مورد بتواند کمک کند. موفق باشید

16022
متن پرسش
سلام: بنده اگر بخواهم برای نماز جماعت به مسجد بروم، احتمال گناه کردن در مسیر به علت وضع بد حجاب، زیاد است که تقریبا حتمی است که آلوده شوم، آیا بهتر نیست نمازم را در خانه بخوانم تا برای رفتن به کار مستحب به گناه نیفتم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر شما وقتی چشم‌تان به آدم‌های بدحجاب می‌افتد، چشم‌چرانی می‌کنید و به دنبال آن‌ها راه می‌افتید؟! که می‌فرمایید مرتکب گناه می‌شوید!! مگر وقتی چشم‌مان به آن‌ها خورد و نگاه خود را دنبال نکردیم، مرتکب گناه شده‌ایم؟! موفق باشید 

نمایش چاپی