باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان سخنان استاد هستم. ولی امثال علامه طباطبایی که در کتاب ارزشمند «رسالة الولایه» بر معرفت نفس تأکید دارند در همان بستری که ائمه اشاره میکنند، بر معرفت نفس تأکید میکنند. پس نباید بهکلّی معرفت نفس را نفی کرد. در این مورد خوب است به کتاب «رسالة الولایه» رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ابتدای امر دین، با عقلِ ما با ما سخن میگوید و عقل متوجهی جایگاه متعالی وَحی میشود و میفهمد که اشارات وَحی، بالاتر از مفاهیم عقل است و لذا تا آخر، نظر به اشارات وحی دارد، بدون آنکه بخواهد همهی ابعاد وحی را در سیطرهی خود قرار دهد – این یک نوع، بیادبیِ عقل است نسبت به وحی - علاوه بر این وقتی دین الهی بر اساس قلب در جان انسان شکل گرفت، انسان منوّر به عقلی میشود که با اشارات قلب جلو میرود که این همان، عقلِ قدسی نبوی است که قرآن در آیهی 46 سورهی حج بدان اشاره دارد آنجا که میفرماید: «قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا» قلبهایی که بدان تعقل میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم اگر از طریق معرفت نفس جلو بروید هم دانشآموزان جذب میشوند و هم خودشان بهراحتی جوابِ شبهات خود را خواهند داشت. کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن بر روی سایت هست. از جمله کتاب «آشتی با خدا» و «چه نیاز به نبیّ» و «جوان و انتخاب بزرگ» میتواند کمککار باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقاتلی مثل کتاب «لهوف» عین تذکر به حقایق معنوی است که از طریق ذوات مقدس اولیاء الهی در کربلا به صحنه آمده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه قرآن میفرماید: «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَميعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ (67/ زمر) رابطهی کاملی بین شناخت خدا و قیامت هست و در واقع آن کسی که خدا را به عنوان ربالعالمین قبول نداشته باشد نمیتواند متوجه ابدیت مخلوقات حضرت ربالعالمین باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شنبهها بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد انبیاء، سهراه سیمین بحث قرآنی. دوشنبهها بعد از نماز مغرب و عشاء مسجد خدیجهی کبری«سلاماللهعلیها»، قائمیه محلهی گلزار، بحث دعا و روایت. چهارشنبهها کتابخانهی مرکزی شهرداری شرح «مصباح الهدایه» از حضرت امام«رضواناللّهتعالیعلیه» ساعت 4 الی 5 از اول مهرماه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سید محسن عزیز! بنده توصیهی دلسوزانهی شما را با تمام جان درک میکنم و همینطور که همهمان معتقدیم حتماً اسلام مهمتر از انقلاب است و امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» خاک پای رسولاللّه«صلیاللّهعلیهوآله» حساب نمیکند و همین طور که میفرمایید دینداری فردی به مزاق مردم بیشتر نزدیک است تا دینداریِ اجتماعی. ولی دینداری واقعی وقتی به صحنه میآید که خدا ملاقات شود و خداوند طبق آیهی «کلّ یومٍ هو فی شأن» در هر روز و تاریخی مطابق نور خاص و اسماء خاصی ظهور میکند که ظرف امروزین این ظهور، انقلاب اسلامی است در جمال حضرت امام و مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» است. از این جهت اگر بخواهیم مردم را به جای اُنس با خدایِ ذهنی، با خدای واقعی مأنوس کنیم چارهای جز این نداریم همانطور که خودتان متوجهاید در نهایت ذهنها و قلبها را به سوی رهبری و امام معطوف داریم. موفق باشید
در ضمن قسمتهای اولیهی سؤالتان را از روی سایت حذف کردم و تنها از آنجایی که میفرمایید «من سؤالی دارم» را در اختیار کاربران قرار دادیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این جملهی مبارک خبر از آن میدهد که اگر مسلمین اتحاد لازم را داشتند اسرائیلی در صحنه نمیماند و این روزها بیش از پیش حقّانیت این جمله ثابت شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- براهین عقلیِ محکمی در راستای وجود انسان کامل داریم که در این مورد میتوانید به کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید 2- محیالدین بن عربی که موضوع انسان کامل را مطرح میکند و مصداق آن را در حال حاضر حضرت مهدی«عجلاللّهتعالیفرجه» میداند متذکر میشود که در شهود خود آن حضرت را در محروسهی دمشق ملاقات کرده، در حالیکه محیالدین شیعه مذهب نیست و مبتنی بر روایات شیعه موضوع را دنبال نمیکند 3- روایات مطمئنی در این مورد از خود پیامبر هست که شخصی مثل جابر از ان حضرت نقل میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به آخرین آیهی سوره احزاب اشاره دارد که میفرماید «انه کان ظلوما جهولا» یعنی انسان هم ظالم است به نفس خود از آن جهت که باید آن را تذکیه کند و هم جاهل است به غیر حق و جاهل اینجا به معنای جاهل به غیر حق است و عالم به حق. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! میز و دیوار به اعتبار میز و دیواربودن، حقیقتی غیر از وجود مادی ندارند و چون با نگاه وجودی به عالم بنگریم، بحث وجود مطلق و مظاهر وجود مطلق به میان میآید که با وحدت شخصی وجود میخواند و تشکیک در مظاهر به میان میآید و نه تشکیک در مراتب وجود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چگونه میفرمایید اگر کسی دزدی کرد قدرت برگشت ندارد؟ بستگی به آن دارد که چه نوع شخصیتی را برای خود انتخاب کرده و میخواهد آن را ادامه دهد. خداوند به حضرت موسی«علیهالسلام» میفرماید: «اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى، فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى، وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى(17 و 18 و 19/ نازعات) یعنی ای موسی به سوی فرعون حرکت کن، فرعونی که در مقابل خدا طغیان کرده و به او بگو آیا تو را طلب و میلی هست که پاک و تزکیه گردی و به سوی پروردگارت هدایت شود؟ ملاحظه کنید که حتی خداوند برای فرعون نیز به جهت فطرت الهیهای که دارد، جایی برای برگشت گذاشته است و به همین جهت باید هیچ انسانی را چه در شخصیت خوبی که فعلاً دارد و یا در شخصیت بدی که فعلاً برگزیده است، بلوکه نکرد و کار را تمامشده ندانست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اختیار یعنی انجام فعل و ترک آن؛ و این در ذات انسان است. یعنی بنیادِ انسان با اختیار شکل میگیرد و عرشی و فرشیبودنِ آن در متن اختیار او نهفته است. و این است که به شخصیت انسان شکل میدهد. و وجوهی که در اختیار انسان نیست، مثل زن و مردبودن، ربطی به شخصیت او ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «شیعه و تمدنزایی» شده است. شاید در این مورد بتواند کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر شما وقتی چشمتان به آدمهای بدحجاب میافتد، چشمچرانی میکنید و به دنبال آنها راه میافتید؟! که میفرمایید مرتکب گناه میشوید!! مگر وقتی چشممان به آنها خورد و نگاه خود را دنبال نکردیم، مرتکب گناه شدهایم؟! موفق باشید
