بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11276
متن پرسش
سلام و خدا قوت خدمت استاد محترم. من دختر و دانشجو پزشکی هستم. استاد؛ من کتاب زن آنگونه باید باشد، شما را مطالعه کردم و حقیقتا استفاده کردم و از شما متشکرم. من مدتی هست در زمینه شخصیت زن و حقوق آن مطالعاتی رو مشتاقانه انجام میدم، چیزی که بنده رو به این سمت سوق داد شبهاتی بود که به واسطه خواندن نهج البلاغه در باب زن در من ایجاد کرد!!! دنبال شبهاتم رفتم خدا رو شکر پاسخ همه اش را گرفتم واقعا لازم می دیدم به عنوان یک دختر مسلمان بیشتر در باب شخصیت زن و حقوقش بدانم و از حقوق خود درباره ی افراد نادانی که از برتری مرد بر زن می گویند با تکیه بر دین عزیزم اسلام از حقوقم دفاع کنم و وظایف خودم را به عنوان زن در پیمودن مسیر کمال بهتر بدانم. کتابهایی مثل کتاب شهید مطهری در باب زن، مجموعه سخنرانی های رهبری درباره زنان و کتاب های پرسش و پاسخ های دانشجویی درباره زن رو مطالعه کردم البته کتابهای دیگری هم در برنامه دارم برای مطالعه. مثل کتاب آیت الله جوادی آملی و... ولی هنوز یک نگرانی در من باقی هست واقعا قبول دارم و می دانم وظیفه اصلی زنان که مطابق با فطرت آنها و در راستای کمال واقعی و آرامش خود آنهاست خانواده داری شان هست همسرداری و تربیت فرزندان. زن وظیفه اصلی اش انسان سازی هست تربیت نسل هست که وظیفه ای بسیار مهم و ارزشمند هست. ولی خوب زنان در جامعه کنونی وظیفه اجتماعی هم بر دوش دارند _ پس وظیفه اجتماعی شان چه؟؟؟؟ مقاله هایی که در باب اشتغال زنان می خوانم در بالای 90 درصد محتوای مقاله از نکات منفی اشتغال می گویند گاهی به اشتباه در درونم القا می شود اصلا اشتغال و فعالیت اجتماعی شان گناه هست مثل اینکه!!! در سخنان حضرت آقا بارها با افتخار از حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماعی و... کشور یاد شده بالاخره نصف جمعیت کشور زنان هستند حضورشان در عرصه های اجتماعی لازم هست مخصوصا در مسایل مربوط به خودشان در اجتماع. مثلا آیا ما پزشک زن، معلم زن، پرستار زن و.... که حداقل نیاز های خود جامعه زنان را رفع کنند نیاز نداریم؟؟؟؟ شخص محترمی می گفتند ولی خوب این دلیل نمی شود زن خانواده خودش و فرزندان و همسرش و در یک کلام زندگی اش را برای دیگران فدا کند! می گویند باید شغل زن به خانواده ش لطمه نزند، ما لطمه به زندگی را دقیقا چه تعریف می کنیم؟ لطفا با ذکر مثال هایی بفرمایید! مثلا کسی که پرستار هست و این شغل شیفت شب را ایجاب می کند چه کند؟؟؟ شغلش را رها کند؟ پس اگر هر زن مومنی اینگونه بیاندیشد پس پرستار زن متدین و مومن نباید داشته باشیم. یا پزشکان زن که واقعا شغل های سخت و پرمشقتی دارند. مثلا یک پزشک زنان یا پزشک زن قلب یا و.... من با مشاوری مشورت می کردم نگرانی مرا که دید گفت برای تخصص سراغ تخصصی برو که شیفت شب نداشته باشه مثل پزشک خانواده یا سونوگرافی!!! با خودم فکر کردم بالاخره آیا نباید پزشک مربوط به بیماری های زنان داشته باشیم؟ پس چه زنانی باید سراغ این تخصص ها بروند؟!! واقعا گاهی نا امیدی به سراغم می آید احساس نگرانی. من همیشه دوست داشتم در عین اینکه همسر و مادر خوبی باشم و یه بنده خوب و مومن به خدایم، به کشورم و مردمم صادقانه خدمت کنم گره ای را باز کنم دوست داشتم پزشک زنان و زایمان بشوم دوست داشتم پزشکی اسلامی را اجرا کنم ولی حالا درونم پر از تضاد هست. گاهی فکر می کنم این آقایان متدینی که تماما اشتغال زنان را می کوبند یا با اکراه زیاد سخن می گویند حاضر می شوند کوچکترین کار پزشکی همسرشان مثل آمپول یا سرم زدن را یه آقا انجام دهد!! استاد خواهش می کنم کمکم کنید. خیلی به کمکتون نیاز دارم. من می خواهم زندگی الهی داشته باشم رضایت خداوند متعال از هر چیز مهم تر هست. خیلی ممنونم از شما. ببخشید از اطاله کلام ولی خوب نگرانی و درد و دل بنده بود. خدا قوت. یاعلی مدد. التماس دعا زیاد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده سعی کردم در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» روشن کنم که زنان باید متوجه حفظ عالَمی که برای تربیت فرزند و حفظ فضای توحیدی خانه نیاز است، باشند و این را در فضای زندگی امروزی تعریف کنند و نه در فضای زندگی چهارصدسال گذشته. بنابراین می‌شود پزشک فعّالی بود و شیفت شب هم داشت ولی آن عالَم را حفظ کرد، همان‌طور که عارفان باللّه در عین حضور در عالَم کثرات، حضور خود با خدا را نگه می‌دارند. هنوز هم معتقدم «زن؛ گمشده‌ی تاریخ ما است» و لذا باید یا راه برگشت به گذشته را در مقابل او قرار دهیم و یا راه تقلید از زندگی زنان غربی را، و مطمئن باشید این دو راه راه‌های شکست انقلاب اسلامی را به همراه می‌آورد. کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» را به این امید نوشتم که ما از این بن‌بست نجات یابیم. موفق باشید
10672
متن پرسش
سلام: می خواستم بدونم نظرتون درباره ی جزوات حاج آقای نیک اقبال چیه؟ (از لحاظ اعتقادی و مبنایی) آدرس سایت ایشون هم میزارم خدمتتونnikeghbal.ir/ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید این کار احتیاج به صرف وقت دارد و برای بنده امکان ندارد، چنانچه در مورد نکته‌ی خاصی سؤال دارید با کپی‌کردن آن متن می‌توانم در خدمتتان باشم. موفق باشید
9762

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا. سلام استاد: اگه اشکالی نداره می خواستم بدانم عضو هیات علمی جایی هستید؟ و در کدام دانشگاهها یا حوزه های علمیه تدریس دارید؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بازنشسته‌ی تربیت معلم هستم، 18 سال هم در دانشگاه اصفهان، معارف اسلامی تدریس می‌کردم و به جهت کارهایی که دارم هیچ‌کاری را نمی‌توانم بپذیرم. موفق باشید
8556

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم کسانی را که امین خود در رسیدن سوالات به خودتان قرار داده اید امانت را رعایت نکرده اند شاهد ارسال شدن سوال بودم و مطمئنم سوالم ارسال شد اگر سوال را به شما ارجاع ندهند حلال نمیکنم و به خدا شکایت میبرم از آنان ببرسید موضوع چیست و گرنه در حظورتان موضوع را عرض میکنم و آنگاه متوجه میشوید که ای وای چند بار ممکن است این کار تکرار شده باشد و چه سوالاتی که شما روحتان هم از آنان خبر ندارد. در مورد حلال نکردن جدی هستم موفق باشید!!!!!! پیامی هم به شاگردان اخصتان کمی از استادتان در تواضع وخوش رویی یاد بگیرید این قدر مقرورانه حرف نزنید ای حواریونی که آخرش استادتان را به صلیب اعمالتان میکشید تنها خوبهای دنیا شما نیستید!!!!!!. در سوالم برای ارجاع به شما خدایی نکرده هیچگونه جسارتی نبود که نخواهند به شما بدهند التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده اولین کسی هستم که سؤال را از سایت می‌گیرم و به سؤال جواب می‌دهم و به ایمیل افراد ارسال می‌کنم، و کس دیگری وارد نمی‌شود. بفرمایید سؤال‌تان چه بوده که چنین ذهنیتی را در شما ایجاد کرده؟ موفق باشید
7980
متن پرسش
باسلام در غیر انبیا و معصومین، ظاهرا سیر تکامل معنوی وجود دارد. یعنی طول عمر زندگی دنیایی بستری برای رشد معنوی و قرب آنهاست. مثلا آیت الله بهجت در 40 سالگی بیشتر از 30 سالگی تکامل معنوی و قرب الهی دارند. یعنی در غیر معصومین، انسانها در طول عمر، با عمل به دستورات الهی ، هر روز بر درجات معنوی و قرب الهی شان افزوده می شود. مثلا آیت الله قاضی در 50 سالگی چندین برابر 20 سالگی شان رشد معنوی و مقامات دارند. حال سوال اینست در مورد انبیا و 14 معصوم به چه شکل است. آیا آنها هم در بستر زمان رشد می کنند یا اینکه از همان اولین روز حضور در دنیا در انتهای مقام معنوی و تکوینی خود قرار دارند. مثلا حضرت زهرا (س) در یک روزگی با ده سالگی با 18 سالگی به لحاظ مقام تکوینی و قرب الههی تفاوت دارند؟ آیا عمل به دستورات شریعت توسط معصومین و انبیا سبب رشد معنوی آنها می شود یا صرفا موجب حفظ آنها در همان مقام معنوی که در همان روز نخست حضور در دنیا داشتند می شود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این بحث را بحمداللّه در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» داشته‌ایم. عصمت ائمه«علیهم‌السلام» موهبی است. یعنی کمال انسانی را به آن‌ها می‌دهند و آن‌ها باید در طول عمر آن را حفظ کنند و کمال آن‌ها به حفظ آن عصمت است که کار فوق‌العاده مشکلی است. زیرا در عین داشتن خصوصیات انسانی، مثل غضب و شهوت باید آن عصمت را حفظ کنند. بر عکس ملائکه که عصمت آن‌ها با ابعاد بشری روبه‌رو نیست. موفق باشید
6407
متن پرسش
با سلام اینکه گفته شده جن خیال محض است در مقابل ملائکه که عقل محض اندصحیح است؟اگر درست باشد چطور شیطان توانست از برخی ملائکه هم جلو بزند و معلم ملایکه شود؟آیا اصلا این معلم ملائکه شدن شیطان حقیقت دارد؟با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال از آن‌جایی که می‌فرماید: به ملائکه گفتیم به آدم سجده کنید و همه سجده کردند مگر شیطان، معلوم می‌شود شیطان در آن مرحله در مرتبه‌ای بوده که ملائکه نیز بوده‌اند و به گفته‌ی علامه طباطبایی خطاب به مقامی بوده که شیطان نیز در آن مقام بوده و ملائکه نیز در مقامات مختلف جای دارند از زمین تا بالاترین مقامات که مقام ملائکه‌ی مقرب است، شیطان در آن مرحله در جایگاهی از ملائکه بوده که مقام ملائکه بوده و تقسیم خیال محض برای جنّ و عقل محض برای ملائکه شاید لازم نباشد. اگر هم شیطان در آن مقام معلم ملائکه بوده در محدوه‌ی خاصی این کار عملی می شده که میتوانسته کفر خود را پنهان کند چون قرآن می‌فرماید: «وَ کانَ مِنَ الْکافِرین‏» او از اول کافر بود ولی کفر خود را می‌توانست در آن مقام پنهان کند و تنها خلیفة‌اللّه بود که کفر او را بر ملأ کرد. در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» در این موارد عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
5635
متن پرسش
با سلام. در سوال 5606 یک آقایی پاسخ هایی به یک خانمی داده بودند. باید عرض شود که اولا ایشان هیچ دلیلی اقامه نکردند که مخالفت زنان با زن دوم ریشه ی حسادت دارد و فقط نظر خودشان را گفتند، لذا ما هم می توانیم مثلا بگوییم چون مردان تنگ نظر هستند نمی توانند ببینند زنشان از مرد دیگری تعریف می کند. که البته این طور نیست نه در رابطه با زن و نه در رابطه با مرد. ثانیا ایشان فرموده اند که منابع فقه کتاب و سنت و ... است و اگر بنا باشد .... ، درحالی که "نگاه" مهم است، با نگاه زمان شناسانه به زعم آن خانوم، به این منابع ممکن است نتایج دیگری گرفته شود. ایشان هم نگفتند که باید منابع فقه را تغییر داد، می گویند باید با نگاه زمان شناسانه به این منابع نظر کرد. متأسفانه بعضی افراد به جای این که به حرف و معنای آن توجه کنند و پاسخی برای آن بیابند با نگاه انحراف یابی و برچسب زنی به صحبت افراد می نگرند . در سوال 5579 درمورد زمانه ی امروز بحث شده نه کل تاریخ که آقای سوال 5606 فرمودن ایشان به نواب خاص و فقهای کل تاریخ لعن کرده اند! . اما استاد عزیز، ذکر چند نکته خالی از لطف نیست. خوب است بدانید من با همسرم ساعت ها درمورد این مسئله صحبت کردیم که واقعا ببینیم حقیقت چیست. در پاسخ به سوال 5579 چند نکته مطرح فرمودید . نکته ی اول فرمودید این که اگر مردی برای ازدواج مجدد احساس واجب شرعی کند ، ترک واجب جایز نیست. استاد سر این اصلی که فرمودید بحث نیست. بله ترک واجب جایز نیست اما صحبت آن است که امروزه ، شرایط زمانه به گونه ای است که هرگز شرط این اصل محقق نمی شود که نتیجه اش یعنی واجب بودن ازدواج مجدد محقق شود. این حرفی که می زنم نتیجه ی ساعت ها تأمل و بحث با افراد صاحب نظر هست. شما یک شرایط خاصی را مثال بیاورید که ازدواج مجدد واجب باشد. بنده و دوستان هرچقدر می اندیشیم به حالتی دست پیدا نکردیم. از آن جا که بنده هنوز به این نتیجه نرسیدم که حرف زدن با کسانی که زن دوم را حلال می دانند، بی نتیجه است، سعی می کنم منظورم را تبیین کنم. یک جمله ای مطرح کردید که از شما بعید می نماید. فرمودید : "با این‌همه وقتی کارشناسان خطر آینده‌ی کشور ما را پیرشدن جامعه می‌دانند و این‌را خطری حتی بزرگ‌تر از مشکلی که جنگ برای ما به‌بار آورد پیش‌بینی می‌کنند و تأکید مقام معظم رهبری در تلاش برای تولد فرزندان بیشتر است و خداوند نیز دختران و زنانی را پروریده است که در صورت ازدواج با آن‌ها این مشکل برطرف می‌شود، آیا نباید در این مورد هم تأمل نمود؟ ".و از مقام معظم رهبری هم در این کلامتان خرج فرمودید. این حرف شما از زوایای مختلف قابل اشکال است. مقایسه اجمالی بین شرایط جنگ و شرایط امروز از زاویه ی مطرح در این سوال : آسیب جنگ این می شود که تعداد مردان از زنان کمتر می شود. لذا اگر مردان چند زن نگیرند جمعیت کثیری از زنان مجرد باقی می مانند پس آسیب جنگ در تحقق نیافتن اصل ازدواج است. اما پیرشدن جامعه به دو دلیل است اولا به دلیل این که به خاطر شرایطی که غرب به ما تحمیل کرده خیلی اوقات ازدواجی محقق نمی شود که بچه ای در کار باشد. حداقل خود من ده تا پسرخاله دارم که چون پول ندارن سنشون بالا رفته ولی ازدواج نکردن. خب کسی که برای ازدیاد نسل ازدواج مجدد می کند و همسر اولش را دق می دهد پولی که بناست خرج ازدواج مجدد برای ازدیاد نسل کند به این افراد کمک کند تا با ازدواج اولشان هم زن بگیرند هم بچه داشته باشند. اما دلیل دوم پیرشدن جامعه ، نه به ازدواج بلکه به غربی شدن هرچه بیشتر جوامع برمیگردد. یعنی ازدواج صورت گرفته اما تعداد بچه ی حاصل از ازدواج کم است. پس با ازدواج مجدد مسئله حل نمی شود چرا که ازدواج مسئله ی کمبود نسل را حل نکرده است بلکه مسئله ی اصلی تبعاتی است که غربی شدن جامعه بر ما تحمیل کرده است. باز خیلی ها هستند که به خاطر موانعی که مهم ترینش موانع مادی است بچه دار نمی شوند خب به جای ازدواج مجدد برای افزایش نسل ، به افرادی کمک کنن که به خاطر پول نداشتن بچه دار نمی شن. یک نمونه اش خود ما هستیم که اگه یکی دو میلیون پول داشتیم انقدر برای بچه دار شدن دو دل نبودیم و تا الآن بچه دار شده بودیم . خیلی از دوستان من هم همین طورند. طلاب امروزه شرایط سختی دارند ، آدم های خدانشناسی که با ازدواج مجدد می خواهند نسل زیاد کنند یک اطلاعیه بزنند که مثلا حاضرند برای افزایش نسل هزینه ی زایمان و ... را به مدت یک سال برای یک زوج طلبه که واقعا نیازمندند را تأمین کنند. البته این فقط یک پیشنهاد است و من خیلی روش فکر نکردم . پیشنهادهای خیلی زیاد دیگری هم می شود مطرح کرد برای کسانی که به خاطر ازدیاد نسل ازدواج مجدد می کنند. ساده ترین پیشنهاد همین است که کمک کنند تا زوج هایی که فرزند ندارند بچه دار بشن یا کسانی که نتوانستند ازدواج کنند ، را به هم برسانند تا زوج جدید بچه دار شوند. خودتان قطعا راه های بهتری هم به نظرتان می رسد ولی همه ی منظور بنده این هست که شما را متوجه کنم دچار چه اشتباه بزرگی هستید و متأسفانه خیلی ها رو در اجتماع آدم می بینه که هوس بازی می کنند به اسم این که پیامبر چند زن داشتند. اما اگر فقها با نگاه زمان شناسانه "مثلا" این حکم ابتدایی را می دادند که " ازدواج مجدد حرام است مگر در شرایطی که شهوت به مردان غلبه کند و در این صورت با اجازه ی حاکم شرع ازدواج مجدد بلامانع است" و در صورت نیاز چند تبصره هم به آن اضافه می کردند . در این صورت دیگر شهوت رانی به اسم اسلام نمی شد. مردی که ازدواج مجدد می کرد برای خود و همسرش واضح بود که به خاطر شهوت رانی دست به این کار می زند. درحالی که شخصا موارد زیادی در دوستان دیدم که به اسم اسلام و تکلیف شرعی، شهوت رانی می کنند و مشکلات زیادی را برای خود و خانواده و فرزندانشان ایجاد می نمایند. شاید در مثال های بنده انقلت بیاورید لطفا اگر اصل حرفم درست است بپذیرید. مثال ها را فقط برای این آوردم که منظورم واضح تر بشه. در انتها عرض کنم که بنده قصد پایین آوردن جایگاه مراجع را ندارم و اگر در جایی حرفی زدم که موجب این شده عذر می خوام و به صحبت بنده با نگاه علمی بنگرید نه نگاهی که از موضع دفاع از مراجع برآید. بیایید با هم بیاندیشیم تا در شناخت حقیقت این موضوع به هم کمک کنیم. عنایت داشته باشید که در سوال 5579 هم اصل مسئله ی ازدواج مجدد را انکار نکرده اما بحث روی شرایط امروز به لحاظ تاریخی و منطقه ای است چرا که قضاوت نسبت به تاریخ گذشته و مناطق دیگر، بیشتر از این ها اطلاعات می خواهد. با تشکر که وقت خود را در اختیار بنده و دوستان می گذارید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 5627 عرض کردم نباید موضوع را کش داد، تنها جواب جنابعالی را منعکس می‌کنم تا شرایط تفکر بیشتر در این موضوع به صورت همه‌جانبه فراهم شود هرچند در بعضی موارد با نظر جنابعالی موافق نیستم. البته موضوع به این‌سادگی‌ها هم نیست که هرکدام بر وجهی که در ذهن داریم تأکید کنیم و نسبت به نکته‌ای که طرف مقابل فکر کرده سریعاً بگذریم. موفق باشید
4735
متن پرسش
سلام علیکم فرموده اید هنر جبهه پایداری این است که به حزب تبدیل نشود لطفا الزامات این رهنمون را تا حد مقدور بیان بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذیل نظام ولایت فقیه وظیفه‌ی ما تعالی کمال انسانی است و تربیت انسان‌هایی که مدّ نظر اسلام است و در حالی‌که نظام مدرنیته گرفتار اراده‌ی معطوف به قدرت است و همه‌ی مناسبات خود را در این فضا معنا می‌کند وظیفه‌ی ما است با حاکمیت ولایت فقیه، اراده‌ی معطوف به حق و عدالت را مدّ نظر قرار دهیم که مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» در جمع دانشجویان در کرمانشاه فرمودند: «ما با تحزّب مطلقاً مخالفتی نداریم و معتقدیم تحزّب با وحدت جامعه منافاتی ندارد؛ به شرط آن‌که با نگاه درست ایجاد شود. اگر حزبی برای کانال کشی وکادرسازی و هدایت فکری جامعه در زمینه‌های سیاسی، دینی، عقیدتی و دیگر عرصه‌ها به‌وجود آید و قصد خود را در دست گرفتن قدرت قرار ندهد، کاری خوب و مورد تأیید است که البته اینگونه احزاب، اگر در رقابت‌های سیاسی هم وارد شوند، به طور طبیعی برنده می‌شوند» و منظور بنده از این‌که عرض کردم جبهه‌ی پایداری باید مواظب باشد به حزب تبدیل نشود، حزب به معنای معمول آن است که در دنیا مطرح است و اخوانی‌ها در جهان اسلام و حزب مؤتلفه در ایران گرفتار آن شد که معمولاً اراده‌ی معطوف به قدرت بر اراده‌ی معطوف به حق در مبنای آن عزیزان غلبه دارد هرچند به عنوان اولین کسانی که خواستند در مقابل کفر دوران یک تشکیلات دینی درست کنند کارشان مورد تقدیر است. موفق باشید
3293
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز چند وقتی است دو نفر از دوستان من شبهاتی که چند مورد آن را بیان خواهم کرد بیان میکنند و پس از شنیدن جواب چون بنده تسلط بر مباحث ندارم کاملا قانع نمیشوند و تقاضای کتاب یا سخنرانی در مورد عالم ذر نموده اند. لطفا مرا راهنمایی کنید مثلا میپرسند چرا خدا همه را با ظرفیت مثل هم نیافریده ودر این جهان بیاورد تاامتحان خود را در شرایط برابر بدهند واین با عدالت خدا سازگار نیست ویا اینکه اگر خدا میدانسته ما چگونه امتحان پس خواهیم داد پس چرا ما را خلق کرد ویا اینکه اصلا عالم ذر کجاست چرا در قران بیان نشده است و یا اگر شده اشارات کمی به ان شده است و شرح ان چیست ویا اینکه مثلا اگر یک زن ومرد زنا میکنند و انان گناه را انجام داده اند اما چرا فرزند دچار محدودیتهایی مانند دوری از حب اهل بیت میشود مگر فرزند چه گناهی داشته؟ و یا میپرسند چرا بعضی از افراد ناقص از نظر جسمی و عقلی به دنیا می ایندو امثال این مباحث به نظر حضرتعالی مشکل فکری این گونه افراد ازکجاست و ایا راه درمانی دارد و راه درمان ان چیست باتشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به نظرم کتای «عدل الهی» از شهید مطهری کمک می‌کند تا این شبهات جواب داده شود. موفق باشید
3069
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی 1) به لطف خداوند تقریبا در حال اتمام سیر مطالعاتی کتب حضرت عالی هستم. ( اگر چه با بیشتر کتب شما باید زندگی کرد و نمی توان به یکبار و دو بار مطالعه بسنده کرد) برای ادامه مطالعه به نظر حضرت عالی چکار کنم؟ یعنی برای مطالعه به کتب کدام یک از اساتید و بزرگان مراجعه کنم؟ حضرت امام(ره)، مرحوم طباطبایی(ره)، مطالعه مجدد کتب خودتان و کار عمیقتر و یا .... 2) حکمت متعالیه ملاصدرا را در چه کتبی مطالعه کنم؟ و آیا برای دانشجویانی که کتب حضرت عالی را مطالعه کرده اند، قابل فهم هست؟ از خداوند طول عمر و توفیق بیشتر در هدایت نسل جوان را برای شما خواستارم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: تفسیر المیزان را با تأمل کامل مطالعه کنید به روشی که در جزوه‌ی «روش کار با المیزان» عرض شد و سپس بامطالعه شرح تفسیر سوره‌ی حمد امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» همراه با سی‌دی، زمینه‌ی نزدیکی به افکار امام را در خود فراهم کنید 2- اگر نخواهید تخصصی کار کنید اصل اندیشه‌ی حکمت متعالیه را در کتاب‌های «از برهان تا عرفان» و «معاد» و «خویشتن پنهان» می‌توانید داشته باشید و به طور تخصصی مطالعه‌ی «بدایة‌الحکة» و «نهایة‌الحکمة» و «اسفار اربعه» ضروری است. موفق باشید
2597
متن پرسش
سلام استاد. عده ای جوان حزب اللهی در شهرضا ادعا می کنند که تکنولوژی شیطانی است و بزگترین ظلمات آخرالزمان، تکنولوژی است و در جامعه ی مهدوی چیزی به نام تکنولوژی وجود ندارد. در اثبات ادعای خود، به یکسان بودن تفکرشان با شما اشاره می کنند. آیا گفته ی اینها صحیح است و تفکرشان با شما همسان است؟ یا حق
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده هرگز بدون مقدمه چنین ادعایی ندارم مسلّم چنین روشی را نمی‌پسندم مگر آن‌که آقایان دلایل خود را در یک فضای خارج از جدل برای مخاطب خودمطرح کنند تا او قانع شود. بنده عرایض خود را در کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» عرض کرده‌ام. موفق باشید
2394
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز اگر ممکن است نحوه تکثیر نسل انسان را از زمان حضرت آدم علیه السلام رابیان فرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» می‌فرمایند در آن زمان ازدواج بین خواهر و بردار حرام نبوده و فرزندان آدم با همدیگر ازدواج کرده‌اند. موفق باشید
1753

خودسازیبازدید:

متن پرسش
باسلام /آقای طاهرزاذه/ بسیارلطف می کنید اگر مرا راهنمایی کنید که بتوانم هم خودم را از دست خودم نجات بدهم هم بقیه را نمی دانم چطور از شر زبانم خودم ودیگران را نجات دهم چون نگرانم که مبادا با زبانم خودم را از عاقبت به خیری محروم کنم یا ازالطاف الهی و... آزار دادن دیگران چه با زبان یا هرچه برایم کوله بار سنگین حق الناس میگذارد که من اگربتوانم خودم راپیش ببرم خیلی خیلی هنر کرده ام چه رسدبخواهم حق الناس با خودم حمل کنم متاسفانه زیاد هم در اموری که مربوط به من نیست دخالت میکنم واصلا دلم نمیخواهد موجب لطمه به دیگران وزندگیشان باشم ولی متاسفانه بعضی وقتها هستم من آراسته به اخلاق پسندیده اصلا نیستم ولی به این وضعیت هم راضی و قانع نیستم /تحمل مثل خودم برایم بسیاردشوار یا ناممکن است اما نمیدانم چه کنم هیچ راه درستی را تابه حال یکسره پی گیری نکرده ام/ گاهی میبینم درعالم چه مسائل مهمی هست ومن خودم راتاچه حدگرفتارکرده ام وآگاهانه یا غافلانه خودم را بازی میدهم یا بازیچه کرده ام /من یک نفرم وکسی هم مثل ایت الله جوادی یک نفربنده ی خدا/اما من تاچه حد خوابم وبی خبر وایشان تاچه حد آگاه و آماده/مگر هردو در یک دنیا زندگی نکردیم... ایشان ذنیا را وسیله دیدند وبازیچه ومن وسیله وبازیچه ی دنیا شدم /من به فکرم غذایم وخوابم و...چه میشود و مردمانی به فکر دینشان وابدیتشان/ من سالها دردنیا ماندم اما فقط الطاف و نعمات و فرصتهایم را تباه کردم /کاش میشد یکسره این خودم درهم شکسته شود استاد شرمنده ام که حقیقتا شماراهم ازسرخودخواهی یا غفلت یاجهل اذیت میکنم میدانم که جز افسوس وشرمندگی چیزی در پیشگاه حضرت حق ندارم اما باهمه ی نداری هایم آرزوهای بسی بزرگ دارم ازخدامیخواهم شهادت نصیبم کند شهادتی که پشتوانه اش شرافت باشدشهادتی که نتیجه ی ایمان و آگاهی واستواری برای حضرت حق باشد/ چه کنم؟(محتاج دعای همه ی حق جویان و حق پویان هستم) ازنظرمن هم تاسرحدعصمت زیستن افسانه نیست -اما خودم چگونه اینگونه شوم؟ نمی دانم با این کارهایم روزی چگونه می خواهم جوابگوی ایثار وخدمات و زحمات بزرگوارانی چون حضرت عمار وسلمان وابوذر گرفته تاامام خمینی وشهدای عزیز ورهبری و...وازآن طرف انبیا وائمه و...باشم دغدغه هاوغصه های من کجاودغدغه هاوغصه های پیامبر وامام حسین وحضرت زینب و...کجا باسپاس از اینکه وقتتان رابرای ما میگذارید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام پیشنهاد می‌کنم دستورالعمل رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» به اباذر«رحمة‌الله‌علیه» را دنبال کنید. سی‌دی آن تحت عنوان «ای اباذر» در اختیار گروه فرهنگی المیزان است. موفق باشید
1454

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ؛ معنای حضرت زهرا سلام الله علیها را در عالم نمی فهمم چون در هر زمانی یک انسان کامل نیاز جامعه هست در زمان حضرت زهرا(س) امام علی علیه السلام انسان کامل بودند حضرت زهرا (س) چه استفاده ای برای ما انسانها دارند ؟ ما به عین انسانیت نیاز داریم که امام بودند من نمی توانم جایگاه حضرت زهرا را برای خودم هضم کنم به همین خاطر نمی توانم ایشان را صدا بزنم یک جا فرمودید ایشان عین بندگی بودند ما در بندگی باید از ایشان کمک بگیریم اما باز برایم قانع کننده نیست چون در جای دیگر ملایکه را عین بندگی دانستید و فرمودید در بندگی باید از ملک کمک گرفتدر جایی که ملک هست چرا حضرت زهرا را صدا بزنم ؟ لطف کنید جواب بدهید و اگر قانع نشدم راهنماییم کنید که چگونه عقلم را ساکت کنم چون شبهه ذهنم در مورد حضرت نمی گذارد بنده با ایشان ارتباط برقرار کنم و راحت ازشان کمک بگیرم . . با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: ما در عین آن‌که معتقد به حضور خدا و همه‌کاره‌بودن خدا هستیم متوجه‌ایم باید از طریق مظاهر اسماء الهی با حضرت حق مأنوس شد، انسان کامل مظهر همه‌ی اسماء الهی است به جامعیت و حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» نیز از این جهت نظر به امامت حضرت علی«علیه‌السلام» دارند ولی از طرف دیگر انسان کامل در ذات حق عین عبودیت‌اند و نظر کامل به حضرت معبود دارند و حقیقت هر انسانی عبودیت اوست. در این رابطه حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» مظهر آن عبودیت‌اند و رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌و‌آله» نیز صورت کامل عبودیت خود را در حضرت صدیقه‌ی طاهره«سلام‌الله‌علیها» می‌نگرند و از این جهت زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» محورند و در حدیث کسا نسبت همه‌ی اصحاب کساء با زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» معنی شده. حال که رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» عبودیت خود را در حضرت فاطمه«سلام‌الله‌علیها» می‌نگرند، چرا همه متوجه نور زهرا«سلام‌الله‌علیها» نباشیم تا عبودیت خود را بیابیم و به حقیقت خود نزدیک شویم؟ موفق باشید
1211

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
السلام علیکم و رحمة الله . خواهشمندم به تک تک سوالات بسیار مهم زیر جواب مفصل عنایت فرمایید چرا که خودم ساعت ها در موردشان اندیشیده ام ، هم اکنون می خواهم بدانم نظر شما چیست. ملاک چیست ؟ به طور کلی در احادیث داریم اگر جوان مؤمن و خوش اخلاقی به خاستگاری شما آمد او را رد نکنید. از طرفی زمانی که فلسفه و کنه سفارشان دینی را بررسی می کنیم ، پی خواهیم برد هر آن چه دین به ما سفارش کرده عین صلاح ماست و برای ایجاد بستری برای بندگی است و کوچکترین بی توجهی به امور دینی بزرگترین پشیمانی ها را در پی دارد . از طرف دیگر یافته ایم در این زمانه برای رسیدن به قرب إلی الله ، مجاهده ی علمی و عملی در این مسیر از اوجب واجبات است . اگر چنان چه در انتخاب جوان مؤمن خوش اخلاقی ،احتمال دهیم شرایط زندگی به گونه ای می شود که انسان مجال بندگی خداوند را نیابد ، چه باید کرد مثلا این که دختر مجبور شود به خاطر مشکلات اقتصادی سر کار برود یا مثلا به دلیل تفاوت فرهنگی و عدم درک متقابل به خاطر بزرگ شدن در محیط های مختلف، یکی از طرفین مثلا دختر مورد بی مهری قرار گیرد و شور بندگی اش از بین برود چه باید کرد ؟ سوال :1) آیا باید گفت خداوند می گوید هر لحظه درست انتخاب کن ، فکر نامساعد بودن شرایط زندگی را نکن ، اگر فردا هم امتحانی پیش آمد باز ببین تکلیفت چیست و باز خدا را انتخاب کن، به مابقی ماجرا کاری نداشته باش ولو این که از کسب یا تدریس معرفت به دلایلی باز مانی ؟ آیا می توان گفت خداوند تو را در معرض امتحان قرار داده تا ببیند می توانی از خودت به خاطر خداوند بگذری و با وجود مشکلاتی که بر فرض در زندگی با شخص مؤمن است باز او را انتخاب کنی؟ 2) یا خیر، باید انسان در نظر بگیرد ازدواج با چه کسی شرایط را علی الظاهر برای بندگی او فراهم می کند ولو این که مرد منتخبش از درجه ی ایمانی کمتری برخوردار باشد ؟ یا هیچ کدام از این ها 3) آیا می توان گفت ازدواج با مؤمن حقیقی به بهای دادن هزینه ی سنگین، به این دلیل که فقط می توانیم با مؤمنین زندگی کنیم از روی نفس است نه برای خدا؟ 4) آیا این که انسان نمی تواند با انسان دیگری جز همان شخص مؤمن خوش اخلاق زندگی کند دلیل منطقی برای پاسخ مثبت به شخص مؤمن فرضی هست ؟ 5) یا نه اگر حقیقتا انسان نگاه درستی داشته باشد و بخواهد بندگی کند باید بتواند با هر آدمی زندگی کند همان طور که بسیاری از بزرگان عرفان تا کنون ، همسران معمولی داشتند و آن ها را تحمل می کردند ؟ 6) یا هیچکدام ، احیانا باید دید اگر نفس، ازدواج با انسان مؤمنی را به خاطر دلایل دنیوی نمی پسندد باید برای مخالفت با نفس ، زندگی با این مؤمن را برگزید ؟ ، 7) نظر به این که زندگی با مؤمن حقیقی مسئولیتی سنگین برای همراهی او بر دوش انسان می گذارد ، آیا باید در مسائل زندگی از کلیات تا جزئیات ، توان و وسع همراهی کردن شخص مؤمن را هم اکنون در خود ببینیم و ذره ای شک در توانایی خود برای همراهی نداشته باشیم که به او جواب مثبت بدهیم ؟ به عبارت دیگر آیا باید برای جواب مثبت دادن باید یقین داشته باشیم که در شرایطی که احتمالا او خواهد داشت می توانیم او را همراهی کنیم ؟ یا خیر ، همین که بنای دینداری کردن را داریم توکل به خداوند به او جواب مثبت بدهیم و از خداوند بخواهیم وسع همراهی او را به ما بدهد همان طور که تا کنون خداوند بوده که به ما ظرفیت و شوق تغییر و تحول نسبت به گذشته مان را داده است ؟ )8 آیا اگرکسی عقلا مسئله ای را برای خود حل کرده باشد، اما باز به استخاره روی آورد تا قلبش مطمئن شود، مشکل دارد ؟ اگر بله ، ریشه ی مشکلش چیست و برای رفع مشکلش فی الجمله باید چه کار کند ؟ 9) در نگاه عرفانی یک زن از ازدواج چه می خواهد ؟ یک مرد چطور ؟ امام خمینی (ره) چرا ازدواج کردند ؟ اجرکم عند الله و اهل بیته.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: به نظر بنده می‌شود در عین آن که جوان مؤمن و خوش اخلاق را رد نمی‌کنید شرایط خود را نیز قبل از عقد مشخص نمایید و از طرفی فکر نمی‌کنم اگر یک کار سالمی باشد که با روحیه‌ی خانم‌ها تناسب داشته باشد مشکلی در کسب معرفت و بندگی خدا به وجود آورد و همین‌طور که متذکر شده‌اید باید با مردی ازدواج کرد که بستر ایمانی ما را مختل نکند. به صرف این‌که مرد مؤمن باشد ولی نسبت به دینداری همسرش بی تفاوت باشد همسر خوبی نیست مگر این‌که چاره‌ای نداشته باشید. نمی‌توان به کلی در امر ازدواج به بهانه‌ی مخالفت با نفس با هر مرد مؤمنی ازدواج و به زیبایی‌های آن در حدی که تمایل نسبی داشته ‌باشیم نظر نکرد. در قسمت هفتم عرض بنده آن است که : ما همین که بنای دینداری داریم باید به خدا توکل کنیم. 8ـ اگر عقل انسان به عنوان حجت باطنی خداوند مورد را تأیید کرد معنی ندارد به استخاره که یک احتمال است متوسل شویم. آیا اگر استخاره بد آمد می‌توان عقل را زیر پا گذاشت و به استخاره عمل کرد؟ 9ـ بنده در حد خودم در کتاب «زن آن‌گونه که باید باشد» به خصوص در مقاله آخر عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
1042

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام من خیالاتی هستم انگار دارم خدای درون خود که یعنی همان خدای که در فطرت من است را می ÷رستم همش تو وهم وخیال هستم سر نماز اینگار وهم هایم شروع میشود راهنمای کنید
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی إن‌شاءالله با مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» زمینه‌ی تفکر صحیح روی موضوع فراهم می‌شود. موفق باشید
21221
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر: سالهاست که عشق میان دو انسان (زن و مرد) چه مفهومی دارد غالبا در این زمانه آن چیزی که از عشق میان مرد زن دریافت می کنم چیزی جز شهوت و آنچه که فروید از عشق انسان به اسان تعریف کرده است نمی یابم، البته متوجه عشق به پدر و مادر و خانواده هستم اما مفهوم عشق و دوست داشتن غیر شهوانی را در غالب ازدواج نمی فهمم. آن صورتی از عشق و علاقه میان دختر و پسر که غیر از شهوت و انتخاب های عقلانی خشک است، و به نظر می رسد که در این زمانه از بین رفته است، چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست نمی‌توان آن مودّتی را که خداوند بین زن و شوهر ایجاد می‌کند را، صرفاً شهوانی دانست. قرآن می‌فرماید: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» (21)/روم) و از نشانه‏ هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در اين نشانه‏ هايى است براى گروهى كه تفكّر مى ‏كنند. موفق باشید

18759
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد. نزدیک به دو سالی می شود که با مباحث شما آشنا شده ام و همراه با چند نفر از دوستان مباحث شما رو کار می کنیم. اوایل مات و مبهوت این مباحث بودم. کمی که گذشت رفته رفته به فکر رفع حجاب های ظلمانی و حب دنیا و دل کندن از پوچی ها شدم. الهی شکر دگرگونی هایی هم در بنده ایجاد شد که اگر قرار بود به یکباره این دگرگونی ها ایجاد می شد اصلا ظرفیتش را نداشتم. ولی استاد چند ماهی است که دیگر شور و شوق قبل را ندارم. هر چه جلوتر می روم خود را بیشتر غرق در حجاب و منیت و پوچی می بینم. حتی حوصله ای هم برای کار کردن مباحث نیست. اگر هم کار می کنم حصول است و حضور نیست، نه عزمی و نه تلاشی. استاد گرفتار مشتی الفاظ شده ام. به وضوح کم شدن و حتی قطع شدن رابطه ام با حضرت رب العالمین را می بینم. استاد شاید پرسیدن راهکار برای رفع مشکل در اینجا اشتباه باشد چرا که شما راهکار ها را در کتاب ها و مطالبتون گفتین. اما استاد عزیز راهکاری می خواهم تا بتواند همچون آبی زلال این قلب سیاه و آلوده به گناه من رو از آلودگی پاک کنه. شرمنده که مزاحم وقتتون شدم. التماس دعا. یا ستار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صبر در مسیر دین‌داری غوغا می‌کند. معلوم است که در این مسیر گاهی ما با بهارِ شور و شوق معنوی روبه‌روئیم، و گاهی با خزانِ آن. به قول مولوی: «ای برادر عقل یک‌دم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار». موفق باشید

17630
متن پرسش
سلام استاد عزیز: یک سئوالی ذهنم را مشغول نموده بود که گفتم به کتاب «تمدن زایی شیعه» رجوع کنم و آن را دریابم که البته با یک نگاه اجمالی و چشمی آن را نیافتم لذا مزاحم اوقات شریف شدم. آیا تحقق ظهور حضرت ولی عصر روحی له الفدا مستلزم تحقق تمدن نوین اسلامی است؟ علت مثبت بودن یا منفی بود پاسختان را هم ذکر نمایید. با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تعریف تمدن نوین اسلامی آن‌چه مدّ نظر است به صحنه‌آوردنِ بستری است که معلوم شود اسلام به خودی خود برای اداره‌ی بشر و تعالی همه‌ی ابعاد او برنامه‌ی عملی دارد و در متن چنین بستری است که امام معصوم می‌توانند برنامه‌‌های خود را مطرح کنند. و از این جهت می‌توان گفت تحقق تمدن نوین اسلامی، مقدمه‌ی امیدواریِ حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» برای ظهور خواهد بود. در کتاب «جایگاه واسطه‌ی فیض» نکاتی در این مورد مطرح شده است. موفق باشید

16827
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوة خدمت استاد عزيز و بزرگوار طاهرزاده: چند وقت پيش سوالي از محضر جنابعالي پرسيدم كه جوابش را نداديد. احساس كردم كه شايد متن سوال ايراد داشته يا به دست شما نرسيده به همين دليل بازهم مي پرسم به اميد گرفتن جواب. استاد عزيز خداوند در چند جاي قرآن مردم را دعوت به اين كرده كه شبيه قرآن را يا شبيه به سوره اي از آن را بياوريد. حال سوال من اين است كه آيا خطبه اول نهج البلاغه و بعضي ديگر از خطبه ها و جمله هاي امام علي (ع) نه تنها در حد قرآن بلكه بهتر از آن (چه از لحاظ ادبي و چه تفسير ) نيست؟ به طور مثال مقايسه كنيد خطبه اول نهج البلاغه و سوره قل يا ايها الكافرون را اگه ميشه حتما جواب بديد. اگه به صورت عمومي نمي شود به ايميلم بفرستيد. با تشكر از زحماتتون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید قرآن می‌فرماید: «وَ إِنْ كُنْتُمْ في‏ رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ (23)/بقره). در آیه‌ی فوق موضوعِ  «مِنْ دُونِ اللَّهِ» را به میان آورده است یعنی بدون کمک‌گرفتن از خدا و فرهنگی که حضرت حق ایجاد کرده است. در حالی‌که اولاً: ادبیاتی که حضرت علی«علیه‌السلام» در نهج‌البلاغه به‌کار می‌برند به کمک همان فرهنگ قرآنی است و خودشان چنین ادعایی ندارند که کلماتشان رقیب قرآن است. ثانیاً: از نظر اهل ادب اگر تمام نهج‌البلاغه را جمع کنیم از جهت جامع‌بودن در حدّ سوره‌ی «قل یا ایهاالکافرون» حرف ندارد. به همین جهت اهل فن در وصف نهج‌البلاغه می‌گویند: «کلامی است مافوق کلام بشر و مادون کلام خدا». موفق باشید

16412

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: می خواستم نظرتون در مورد این متن رو بدونم. میشه گفت مهمترین ویژگی من بی نهایت طلبیش هست؟ یا اینکه ثابت بودنش هست؟ ما توی این دنیا مثل یک بنا هستیم که میخوایم ساختمون زندگی رو بسازیم. حالا اگه شانسی آجر ها رو روی همدیگه بزاریم بدون هیچ نقشه و طرحی به نظرتون این کار ما درست هست؟ از همه بدتر اینه ما در مورد زمین تحقیق نکنیم، مثلا بریم یک زمینی رو انتخاب کنیم ولی بعدها معلوم بشه روی گسل زلزله قرار داره، یا بعدها معلوم بشه زمینش مرطوبه، هم شناخت زمین مهمه، هم نقشه داشتن، زندگی های امروزی معمولا طوری شده که ما فقط آجرها رو روی همدیگه میزاریم، بدون اینکه بدونیم داریم چه ساختمونی می سازیم، اتاق هاش چه اندازه ای باید باشن، دیوارهاش چطور باشن، پنجره هاش کجا باشن، ما آجر علم، آجر رفیق، آجر همسر و فرزند، آجر شغل و هزاران هزار آجر دیگه رو روی هم میزاریم، اولین کاری که باید بکنیم چی هست؟ باید اول از همه بهترین و مناسبترین زمین رو انتخاب کنیم. بهترین نقشه ها رو روی زمین مرطوب اجرا کنیم به جایی نمیرسه، حتی اگه بهترین مصالح و بهترین بناها هم انتخاب کنیم اول باید زمین رو خوب انتخاب کنیم، این زمین چی باشه تا ما بتونیم زندگی خوبی داشته باشیم؟ اون زمین باید خودمون باشیم، اون زمین اگه حتی خدا هم باشه بازم ساختمونمون ممکنه خوب ساخته نشه، حالا این خودمون یعنی چی؟ این من که میگیم یعنی چی؟ ما توی روز هزاران بار میگیم من من من، پای من دست من عقل من درس من دوست من، این من یعنی چی؟ میشه گفت این من یعنی همین جسم ما؟ شما وقتی میخوابی جسم شما حرکتی نمیکنه ولی صبح بیدار میشی میگی من رفته بودم همدان یا تهران، اگه من یعنی جسم، چطور میگی من رفتم الان ثابت شده جسم ما هر هفت سال یک بار تمام سلولهاش میمیرن؟ یعنی ما در طول عمرمون نزدیک به 8 بار حداقل دچار مرگ جسمی میشیم و مرگ جسمی آخرمون همون مرگی هست که همه ازش میترسن درحالی که اکثر آدم ها این مرگ رو تجربه کردن، خواب هم نوعی مرگ جسمی هست و ما با اینکه جسم 20 سال پیشمون با الانمون فرق داره بازم وقتی خاطره میگیم میگیم من بودم که کلاس اول ابتدایی فلان کار رو کردم، الان هم میگیم من هستم دارم میرم مدرسه درس میدم، این من ثابته، ما اگه دو دست و دو پامون قطع باشه بازم میگیم من خیلی ناراحتم که دست و پاهام قطع شدن، یعنی من هنوز هست، پس این من جسم ما نیست، ما حتی وقتی میگیم روح من، یعنی روح مال من هست. انگار روح از من جداس، انگار من بزرگتره و روح جزو من هست. مهم نیست من چه جنسی داره، جسم هست، روح هست، آتیشه، خاکه از همه مهمتر اینه که من چه ویژگی داره، مهمترین ویژگی من که ما با اون ویژگی میشناسیمش چیه؟ مهمترین ویژگی من بی نهایت طلبی هست. ما آرامش میخوایم ولی چقدر؟ لذت میخوایم چقدر؟ محبت؟ رفاه؟ آسایش؟ از همه چیز بی نهایتشو میخوایم... این همون مهمترین ویژگی من هست. من یعنی موجودی که دنبال بی نهایت هست. مهمترین نیاز من بی نهایت هست
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا حقیقت انسان، مجرد است و تنها در ابدیت یعنی پس از مرگ به معنای واقعی برای انسان ظهور می‌کند و اگر کسی خود را از تعلقات دنیای مادی آزاد نکند، در حضور ابدیِ خود به زحمت می‌افتد. موفق باشید

15857
متن پرسش
با سلام: آیا زمانی که آسمانها به شکل دود بوده زمین هم به همین صورت بوده؟ این جمله که انسان دنیایی سیر تکامل دارد و تعین ندارد یعنی چه؟ آیا انسان در عین ثابته اش تعین دارد و آیا با مرگ تعین می یابد؟ من کتابهای معرفت نفس و از برهان تا عرفان و خویشتن و... را مطالعه کرده ام ولی این سوالات را هم دارم. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی آسمان به صورت دود بود، هنوز زمینی خلق نشده بود. همه‌ی عالم با همان ماده‌ی «دود» شکل گرفت 2- تعیّن اولیه‌ی انسان همان عین ثابته‌ی اوست که در مقام «امکان» است. و تعیّن ثانویه‌ی او با اراده و انتخاب‌هایش شکل می‌گیرد. موفق باشید

14578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام: استاد فرزانه من به مطالعات معرفتی بیشتر از مناجات با خدا علاقه دارم. آنقدر که به مطالعات معرفتی علاقه دارم به مناجات و راز و نیاز در دل شب علاقه ندارم؟ در یک هفته 40 ساعت برای مطالعات معرفتی و اخلاقی وقت می گذارم ولی برای مناجات و گریه در دل شب با خدا یک ساعت در یک هفته وقت نمی گذارم. آیا این کار صحیح است؟ اگر نیست راهنمایی کنید. سپاس فراوان. من بیشتر آثار معرفتی شما را خوانده ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه این مسیر شما را به آن‌جا هم می‌رساند. موفق باشید

13828
متن پرسش
سلام ستاد: مرا ببخشید که زیاد مزاحمتان می شوم ولی چه کنم که جز شما کسی نیست که حرف دلم را بفهمد. طلبه ی پایه ی سوم هستم. تابستان امسال، حضوری خدمتتان رسیدم و از شما مشورت خواستم. شما وظیفه ی اصلی طلبه را ممحض شدن در دروس حوزه می دانید و کاملا حرفتان صحیح است. ولی من هر کاری می کنم و هرچه در این سه سال با خودم کلنجار می روم، نتوانسته ام با این درسها کنار بیایم. در این سه سال فقط درسهایم را شب امتحان می خواندم و نمره ی بالا هم کسب کردم. مشکلم در فهم دروس نیست بلکه به آنها علاقه ندارم و خوب می دانم که در آینده خیلی به این دروس احتیاج دارم. علاقه ی شدیدی به کتب حدیثی و اعتقادی و تحقیق و پژوهش دارم و این سه سال هم کارم فقط مطالعه ی از این قبیل کتب بوده است. اصلا نطق بیانم خوب نیست ولی در تحقیق و نوشتن و پژوهش خیلی استعداد بالای دارم. تحقیقی هم راجع به موسیقی نوشتم و سه تا از اساتیدم هم خیلی تأکید کردند که تو دست به قلمت خوب است و این راه را ادامه بده. اصلا وقتی دست به قلم می برم خیلی چیزها و معارفی که به ذهنم هم قبلا خطور می کرد بر روی کاغذ می نویسم. استاد از طلبه ها زده شده ام. خیلی وضعیت خراب است مدام در حجرات، غیبت و قهقهه زدن و مسخره بازی شده و دیگر بویی از اخلاق و تقوا نیست. اینهمه را گفتم که سؤال از محضرتان بپرسم استاد! حیران و سرگردان شده ام و نمی دانم در پیمودن رسالت تاریخی خودم در چه راهی قدم بگذارم و چطور انجام وظیفه کنم؟ این را خوب می دانم که وظیفه ام کار فرهنگی است ولی این را هم خوب فهمیده ام که کار فرهنگی از هزاران هزار جنگ، سخت تر است.احساس می کنم من آدم کار فرهنگی نیستم و بدرد طلبگی نمی خورم یعنی توان مقاومت در این جبهه را ندارم، می ترسم در این راه، شرمنده ی شهدا بشم چون کار تبلیغ دین و کار فرهنگی، مسئولیتی است دقیق و عظیم که اگر یک اشتباه کوچک انجام بدهی شاید عواقب خیلی سنگینی داشته باشد. تصمیم گرفتم هر طور شده راهی دفاع از حرم ام المصائب بشوم. فکر می کنم من مرد جبهه ی فرهنگی نیستم. نمی دانم کارم درست است یا نه از خودم و این دنیا خسته شدم. فقط می خوام جان بی ارزشم را فدای حضرت زینب سلام الله علیها کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصمیم بدی نگرفته‌اید. ولی اگر مطابق آن‌چه می‌فرمایید با نوشتن می‌توانید موضوعات فرهنگی را دنبال کنید، تلاش بفرمایید در همان حوزه بمانید و با زیربنای تفکر حوزوی کار را ادامه دهید تا سخنانتان با پایه‌های محکمی ارائه شود. موفق باشید

13574
متن پرسش
با سلام و احترام: ایرادی که به ولی فقیه می گیرند این است که تعداد زیادی از نمایندگان خبرگان نماینده رهبری در استان ها به عنوان امام جمعه هم هستند و این در بی طرف بودن ایشان نسبت به رهبر بی تاثیر نیست. دیگر این که اعضای شورای نگهبان که می توانند عضو مجلس خبرگان شوند وظیفه شان تعیین خبرگانی است که بعضا از رقبای سیاسی ایشان هستند. این ایرادها را چگونه جواب دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این طور اشکال کرده‌اند که: در خصوص نظارت مجلس خبرگان‏ دور مطرح است. اشكال اين است كه رهبرى، فقهاى شوراى نگهبان را نصب مى‏كنند، و فقهاى شوراى نگهبان صلاحيت اعضاى مجلس خبرگان‏ را بررسى و تأييد مى‏كنند و مجلس خبرگان‏ شخص رهبر را گزينش مى‏كنند. پس به اين ترتيب رهبر درصدر و ذيل اين سلسله، قرار مى‏گيرد و اينجا دور فلسفى يعنى توقف شئ بر نفس خود پيش مى‏آيد. به اين دليل كه صلاحيت فقهاى خبرگان‏ توسط فقهاى شوراى نگهبان تأييد مى‏شود و فقهاى شوراى نگهبان كسانى هستند كه توسط رهبر منصوب شده‏اند. در جواب باید گفت: اين حالت دور محسوب نمى‏شود و تالى فاسد دور را به همراه ندارد، چون وظيفه‏ى شوراى نگهبان در حدّ تأييد اجتهاد و عدم سوء پيشينه‏ى كانديداهاى نمايندگى مجلس خبرگان است و همه‏ى افرادى كه در حدّ اجتهاد هستند مى‏توانند خود را كانديدا كنند و مردم به هركدام كه صلاح ديدند رأى دهند. در حالى‏كه وقتى دور پيش مى‏آيد كه شوراى نگهبان عده‏اى را به عنوان مجلس خبرگان انتخاب كند - بدون امكان كانديداشدن مجتهدين - و بعد هم همان افراد، مجلس خبرگان را تشكيل دهند - بدون انتخاب مردم -. در رابطه با اشکالی که جنابعالی می‌فرمایید وقتی به جا است که متوجه نباشیم وظیفه‌ی خبرگان آن است که اگر عدم صلاحیت رهبری محرز شد، بتوانند آن را تشخیص دهند و او را عزل کنند. و مسلّم دین و تقوای عموم بالاتفاق چنین روحانیونی به آن‌ها اجازه نمی‌دهد که نسبت به امری این‌چنین مهم، مسامحه نمایند. موفق باشید

نمایش چاپی