بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1353

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام ورحمت ا... . کدام نسخه یا چاب اصول کافی راتوصیه و تایید میکنید می خاهم باکلام معصوم زندگی کنم چه بخانم. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بحمدالله همه‌ی آن‌ها که در بازار هست هر کدام یک حسنی دارد. اعم از ترجمه آقای مصطفوی یا ترجمه آقای کمره ای موفق باشید
1274

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی در مورد ازدواج فرزندان ادم مرحوم علامه می فرماید خواهران و برادران با هم ازدواج کردند در صورتیکه در کتاب علل الشرایع شیخ صدوق نوشته است وقتی شخصی این مطلب را برای امام صادق علیه السلام بیان فرمود ان حضرت ضمن تقبیح چنین بیانی فرمودند خداوند دو فرشته را به زمین فرستاد و انان با فرزندان حضرت ادم علیه السلام ازدواج نمودند زمانی از شما این سوال را پرسیدم شما بیان نمودید قضیه برای من هم روشن نیست ایا شما از این حدیث مطلع نبودید؟ یا اینکه ایرادی بر حدیث می بینید. البته در جایی خواندم علامه حسن زاده ضمن رد نظر علامه جوابی برای این مطلب دارند که نقل نشده بود اگر از ان جواب هم مطلعید لطف کنید بیان نمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده فکر می‌کنم علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» با توجه به آن نوع روایات و موثق‌نبودن آن‌ها، آن نظر را داده‌اند و بنده نظر علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» را نظر عالمانه‌ای می‌دانم زیرا ایشان متوجه‌اند بعضی دستورات الهی ریشه در نفس‌الأمر دارند و تشریع آن احکام مبتنی بر تکوینیات عالم است و بعضی از دستورات صرفاً بر مبنای مولویت حضرت حق اظهار شده تا عبودیت عبد به نمایش آید و موضوع تحریم ازدواج خواهر و برادر از نوع اخیر است و به همین جهت اشکال ندارد در زمان حضرت آدم حرام نبوده باشد. موفق باشید
1229

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام و قبولی طاعات باعرض معذرت به جواب این سوال فوری نیاز دارم بنده ازدانشجویان رشته شیعه شناسی دانشگاه ادیان ومذاهب قم هستم مدتی است به دنبال موضوع بایان نامه میباشم در این راه به موضوع ظرفیتهای تشیع برای جهانی شدن برخوردم ولی اساتید به دلیل اینکه این موضوع جنبه های زیادی دارد مرابرحذر داشتند اما وقتی کتابهای شمارا دراین رابطه دیدم دغدغه ام بیشتر شد به خصوص بانگاه جدیدی که به امام از کتابهای شما گرفتم سوالم این است ایامیتوان موضوع زیر رادر قالب بایان نامه بررسی کرد ظرفیتهای تشیع برای جهانی شدن ازکلام امام لطفن درانتخاب یک موضوع خوب درابن رشته کمکم کنید نیاز مبرم دارم باتوجه به اینکه احساس میکنم اصلن از بشتوانه مطالعاتی لازم برای انتخاب موضوع برخوردار نیستمازحضرت معصومه خواستم شماراواسطه برای اینکار قراردهد لطفن راهنماییام کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: به نظرم امکان این موضوع در متون و روح تشیع هست، اگر دنبال کنید به نتیجه می‌رسید به‌خصوص در کتاب «امام امامت در تکوین و تشریع»که در زیر چاپ است . حضرت رضا«علیه‌السلام» نکات ارزشمندی را مطرح می‌کنند. نهایتاً برای آن‌که موضوع پایان‌نامه را بپذیرند بنویسید «جهانی‌شدن از منظر لیبرال دموکراسی و فرهنگ اسلام» و در مورد اسلام مباحث تشیع را مطرح بفرمایید. موفق باشید
22340
متن پرسش
سلام استاد عزیز: دو سوال داشتم از خدمتتان: یک: به تفسیر آیه «الرجال قوامون علی انساء» در تفسیر المیزان رسیدم. استاد، حضرت علامه در تبیین بسیاری از آیاتی که درباره اختلاف بین زن و مرد یا همان فضلی که خداوند به مردها نسبت به زنها داده است که همین باعث تفاوت احکام شریعت بین زن و مرد مثلا در خصوص قانون ارث و یا قیومیت مردان نسبت به زنان در حکومت و قضاوت و سرپرستی زنان شده است، بر روی عقل بیشتر مردان و کمی عقل خانمها تاکید بسیاری دارند مثلا در این قسمت می فرمایند: «هيچ دانشمندى از چنين شريعتى و با مطالعه همين مقدار از احكام آن جز اين توقع ندارد كه در مسائل كلى و جهات عمومى و اجتماعى زمام امر را به كسانى بسپارد كه داشتن عقل بيشتر امتياز آنان است، چون تدبير امور اجتماعى از قبيل حكومت و قضا و جنگ نيازمند به عقل نيرومندتر است، و كسانى را كه امتيازشان داشتن عواطف تند و تيزتر و اميال نفسانى بيشتر است، از تصدى آن امور محروم سازد، و نيز معلوم است كه طايفه مردان به داشتن عقل نيرومندتر و ضعف عواطف، ممتاز از زنانند، و زنان به داشتن عقل كمتر و عواطف بيشتر ممتاز از مردانند.» در صورتی که شما در تبیین سخن امیرالمونین (ع) در نهج البلاغه در خصوص کمی عقل خانمها به استناد سخن آیت الله جوادی آملی فرمودید مخاطب در این خطبه عایشه است. بالاخره آیا واقعا چنین برتری عقلی برای آقایان نسبت به خانمها از نظر اسلام وجود دارد یا نه؟ اگر ندارد پس چرا جناب علامه اینقدر با قاطعیت از این برتری سخن می گویند و یکی از علل عمده تفاوت احکام شریعت بین زن و مرد را کمی عقل خانمها نسبت به آقایان می دانند. این عقل در اینجا کدام عقل است؟ عقل فلسفی و استدلالی یا عقل معاش و مدیریت؟ یا اینکه اصلا مشکل در عقل نیست و عقل هر دو یک اندازه است بلکه ازدیاد عواطف و احساسات در خانمها باعث می شود عقل نتواند مدیریت لازم خود را در تصمیم گیری داشته باشد. چون این سوال خیلی از خانمهاست. سوال دوم اینکه استاد وقتی به خود تفسیر مراجعه می کنم و از طرفی صوت سخنرانی های شما را در تفسیر این سوره گوش می دهم می بینم که به بعضی از آیات اصلا ورود نمی کنید و به مباحث حضرت علامه در خصوص انها نمی پردازید. مثلا همین آیات. یا آیات مربوط به متعه و یا چند همسری در اسلام. آیا عبور از این قسمتها دلیل خاصی دارد؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظر بنده نتیجه‌ی آخری که گرفته‌اید، نتیجه‌ی درستی است که در روایات مذکور و یا نظرات امثال علامه، بحث در کمیِ عقل زنان نیست، بلکه بحث در عواطف بالای آن‌ها است که برای یک مدیریت سخت و جدّی کارساز نیست 2- عنایت داشته باشید علامه در بعضی موارد در شرایط دفاع از اتهاماتی است که به اسلام می‌زدند و امروز شبهات و اتهامات دیگری در میان است که باید به آن پرداخت و ممکن هم هست بنده بعضاً از موضوعی غفلت کرده باشم. موفق باشید

19530
متن پرسش
با سلام و احترام و آرزوی قبولی طاعات اللهم بلغنا مقام الشهدا سوالی پرسیده بودم در خصوص پیوند اعضا که جنابعالی به سوالات 22 و 4219 و 9808 ارجاع فرمودید. برداشت بنده از مطالعه سوالات ارجاعی این بود که نظر جنابعالی این می باشد که بهتر است پیوند به دلیل اینکه باعث آزار روح می شود انجام نشود. سوالات یاد شده از جنبه مباحث معرفت نفس می باشد لکن سوال بنده از جنبه دیگر مطرح شده است لذا سوال مجددا ارسال می گردد خواهشمند است پاسخ بفرمایید: (با علم به اینکه روحمان در اثر پیوند آزار می بیند ولی حاضر باشیم آن را تحمل کنیم.) با سلام و آرزوی قبولی طاعات می خواستم کمی در مورد اهدای عضو افرادی که دچار مرگ مغزی شده اند صحبت بفرمایید. 1. آیا ثوابی بر آن مترتب است؟ بنظر می رسد شبیه آن است که انسان لباس های کهنه خود را که دیگر استفاده نمی کند به فقرا بدهد. 2. افرادی که در قید حیات هستند و یکی از کلیه های خود را می فروشند آیا ثوابی هم می برند؟ چون واقعا نمی توان برای عضو مبلغی مشخص نمود. 3. اگر در طول عمری که فرد پس از دریافت عضو پیدا می کند اعمال ثوابی انجام دهد و یا مرتکب گناه شود آیا اهداکننده هم در آن اعمال شریک است؟ بنده قصد دارم کارت اهدای عضو دریافت کنم تا پس از مرگ اعضایم اهدا شود ولی تردید دارم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده نمی‌دانم ما حق داریم چنین تصمیمی برای بدن خود بگیریم یا نه؟ به همین جهت است که نمی‌دانم ثوابی برای آن کار مترتب است یا نه؟ 2- در مورد فروش کلیه و یا هدیه‌دادنِ آن، چون رویهمرفته مشکل چندانی برای انسان پیش نمی‌اید، می‌توان گفت موجب کمک به بقیه شده و بی‌اجر و ثواب نیست 3- ثواب و عقاب مربوط به نیّت انسان است و ربطی به اعضای بدن او ندارد. موفق باشید 

19433
متن پرسش
سلام استاد جان عزیز: بگذارید راحت بغض گلویم را بگشایم و مشکل چند ساله خودم را بگویم به امید اینکه از کلام شما نوری برای قلب خاموشم متجلی شود. استاد چندین ماه بود که راهم را خراب رفتم بودم و بر یک گناه بسیار اصرار ورزیدم تا جایی که یک سالی است هرچقدر می خواهم نجات پیدا کنم نمی شود و گویا خلود در این عذاب پیدا کرده ام. (فعلا به هیچ وجه امکان ازدواج ندارم و تقریبا به خودم فهماندم که باید از راهی جز ازدواج نجات پیدا کنم). توبه هایم چندین روز بیشتر دوام ندارد و دوباره آن را می شکنم. قوه خیالم بسیار وحشی شده و قدرت فکر را از من گرفته، استاد امانم را بریده است. والله بعضی روزها از عذاب این خیال آشفته طلب مرگ می کنم. قبلا ها چنین نبودم که از نزدیک شدن شب قدر یا اربعین یا اعتکاف یا... چنین حس اضطرابی داشته باشم ولی اکنون چنین شده ام. استاد من ناامید نشده ام ولی راه را هم پیدا نمی کنم، احساس می کنم خدای من دیگر بر من تجلی نمی کند، او را گم کرده ام. من خودم و کس دیگر را مدتهاست آلوده کرده ام ولی خدا شاهد است که حالم از خودم بهم می خورد از بس گناه و توبه کرده ام. استاد ابتدای ماه مبارک است شما را قسم می دهم به همین ماه مبارک نجاتم دهید. خواهش می کنم مفصل راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسیحا دمی بالاتر از سخن خدا در این مورد نیست که در آیه 53  سوره «زمر» با لحنى آکنده از نهایت لطف و محبت، آغوش رحمتش را به روى همگان باز کرده و فرمان عفو همه گنهکاران را صادر نموده، مى فرماید: «به آنها بگو اى بندگان من که بر خودتان اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى بخشد که او بخشنده و مهربان است» (قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ اَسْرَفُوا عَلى اَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللّهِ اِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیم). دقت در تعبیرات این آیه، نشان مى دهد که از امیدبخش ترین، آیات قرآن مجید نسبت به همه گنهکاران است، شمول و گستردگى آن، به حدى است که طبق روایتى، امیرمومنان على(علیه السلام) فرمود: «در تمام قرآن آیه ‌اى وسیع‌تر از این آیه نیست» (ما فِى القُرْآنِ آیَهٌ اَوْسَعُ مِنْ یا عِبادِىَ الَّذِیْنَ اَسْرَفُوا...). دلیل آن نیز روشن است زیرا: 1 ـ تعبیر به «یا عِبادِىَ» (اى بندگان من!) آغازگر لطفى است از ناحیه پروردگار. 2 ـ تعبیر به «اسراف» به جاى «ظلم و گناه و جنایت» نیز لطف دیگرى است. 3 ـ تعبیر به «عَلى اَنْفُسِهِم» که نشان مى دهد گناهان آدمى همه به خود او باز مى گردد، نشانه دیگرى از محبت پروردگار است، همان گونه که یک پدر دلسوز، به فرزند خویش مى گوید: این همه بر خود ستم مکن! 4 ـ تعبیر به «لاتَقْنَطُوا» (مایوس نشوید) با توجه به این که: «قنوط» در اصل به معنى مایوس شدن از خیر است، به تنهائى دلیل بر این است که گنهکاران نباید از «لطف الهى» نومید گردند. 5 ـ تعبیر «مِنْ رَحْمَهِ اللّهِ» بعد از جمله «لاتَقْنَطُوا» تاکید بیشترى بر این خیر و محبت مى باشد. 6 ـ هنگامى که به جمله «اِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ» مى رسیم که با حرف تاکید آغاز شده و کلمه «الذنوب» (جمع با الف و لام) همه گناهان را بدون استثنا در بر مى گیرد، سخن اوج مى گیرد و دریاى رحمت مواج مى شود. 7 ـ هنگامى که «جَمِیْعاً» به عنوان تاکید دیگرى بر آن افزوده مى شود امیدوارى به آخرین مرحله مى رسد. 8 و 9 ـ توصیف خداوند به «غفور» و «رحیم» که دو وصف از اوصاف امیدبخش پروردگار است، در پایان آیه، جائى براى کمترین یاس و نومیدى باقى نمى گذارد. آرى، به همین دلیل، آیه فوق گسترده ترین آیات قرآن است، که شمول آن هر گونه گناه را در بر مى گیرد، و نیز به همین دلیل، از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید محسوب مى شود. و به راستى، از کسى که دریاى لطفش بیکران و شعاع فیضش نامحدود است جز این انتظارى نمى توان داشت. از کسى که «رحمتش بر غضبش پیشى گرفته» و بندگان را براى رحمت آفریده، نه براى خشم و عذاب، غیر از این چشم داشتى نیست. چه خداوند رحیم و مهربانى! و چه پروردگار پر مهر و محبتى!! آیا می‌توان در مقابل چنین خدایی بر خلاف نظر مبارک او گناه کرد و عصیان نمود و توبه نکرد و باز توبه نکرد و باز توبه نکرد و از رحمت واسعه‌ی او مأیوس بود؟!!! موفق باشید

16729

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: برخی در تعریف حکمت الهی گفته اند: فلسفه الهی یعنی معرفت انسان به نفسش. حال این را چگونه می شود با الهّیات اخصّ که هدف حکمت است جمع کرد؟ بالاخره موضوع فلسفه اوست، یا نفس؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در معرفت به نفس، معرفت به ربّ نهفته است و تعریف‌کننده‌ی فوق نظر به فلسفه به معنی‌الأخص داشته است. موفق باشید

16034
متن پرسش
سلام: خسته نباشید. آیا می توانیم بگوییم دکارت با طرح نظریه (من می اندیشم پس هستم) سوبژکتیویسم را مطرح کرد؟ یا اینکه باید بیشتر بررسی کرد؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. زیرا تا قبل از دکارت اساساً بحث بر سر آن بود که خداوند است که اندیشه‌ها را عنایت می‌فرماید و محوریت با خدا بود و نه با انسان. موفق باشید

15185

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا و با سلام: امروز به لطف خداوند بزرگ کتاب «فرزندم اینچنین باید بود» جلد دوم را به اتمام رساندم و افقی جدید در وجودم به لطف خدا احساس کردم و دعا گوی شما همیشه عمر خواهم بود. استاد قصد دارم تفسیر المیزان قرآن مجید را شروع کنم به چه صورت و چگونه آغاز نمایم. آیا از همان جلد یک و سوره حمد تا به آخر یا نظر دیگری در مورد شروع دارید؟ سوال دوم: استاد بسیاری از ما جزو افراد طلبه نیستیم بلکه کارمندیم با شرایط دولتی که به نظر می رسد برای تهجد و استاد دیدن باید برنامه دیگری داشته باشیم خواهشمند با توجه به اینکه خودتان هم شغل دولتی داشته اید چه برنامه ای را پیشنهاد می کنید؟ در پناه خدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» را در ابتدای امر مطالعه فرمایید و سپس المیزان را شروع کنید 2- وقتی به لطف الهی خداوند معارفی مثل تدبّر در قرآن را در مقابل شما قرار داد، در متن چنین وظیفه‌ای برنامه‌ی شما را نیز مشخص می‌کند. موفق باشید

14684
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد گرامی: خدا قوت سوال: در جزوه چگونگی حیات بدن اخروی بیان می کنید بدن محشور در آخرت همين بدن دنيوي است ولي نه از حيث ماده، بلكه از حيث صورت. (از قول ملاصدرا در جلد 9 اسفار) اینکه صورت بدن اخروی مانند صورت بدن مادی است به چه علت است؟ آیا ناشی از وابستگی نفس به بدن در عالم ماده است و یا اینکه چون نفس به وسیله بدن به کمال رسیده همان صورت را پذیرفته است. آیا در قیامت تنها کسانی که در دنیا می شناخته ایم را خواهیم شناخت؟ (به علت صورت بدن مادی)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- زیرا همیشه نفس است که صورت خود را می‌سازد و همین نفس در انجام فعالیت‌های خود، شکل برزخی خود را به‌وجود می‌آورد و از آن‌جایی که در قیامت همه‌ی ابعاد انسان، ظهور دارند به‌راحتی هرکس به هرشکلی در آمده باشد شناخته می‌شود که چه کسی است. موفق باشید

14518
متن پرسش
سلام استاد: دو سوال داشتم اگر لطف کنید و راهنماییم کنید ممنون می شوم. 1- آیا برداشت من درست است؟ حضرت حق وجود مطلق است، شعور مطلق است که از طریق من، شما و سایر موجودات خودش را بروز داده است، به بیان دیگر ما همه یک شعور هستیم که در فرم های مختلف نمایان شدیم. یعنی خدا جایی بیرون از من نیست، بلکه همین پس زمینه ای است که همه ی موجودات (از جمله من) در آن ادراک می شوند. 2. استاد بنده متوجه شدم که خود واقعی من فقط شاهد و ناظر این عالم است، یعنی خود واقعی من فقط مدرک است و بقیه ی افعال، افکار و اتفاقات در درون این آگاهی رخ می دهد. سوال بنده این است که نقش اختیار در اینجا چیست؟ افکار با اختیار من ایجاد نمی شوند، بلکه در میدان آگاهی من ایجاد می شوند. آیا منظور عرفا از نداشتن اختیار همین موضوع نبود؟ در پس آینه طوطی صفتم داشته اند آنچه استاد از گفت بگو می گویم با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خدا به عنوان یک موجود در کنار سایر موجودات نیست، بلکه وجودی یگانه و برتر است که همه‌ی موجودات را در عین یگانگی در بر دارد. نمی‌دانم واژه‌ی زمینه برای حضور خدا مناسب است یا نه. 2- همین آگاهی که «من» را تشکیل می‌دهد به خودی خود طالب مرتبه‌ی برتری از خود است و این جز همان اختیار برای او نیست. آری! سالک به جایی و درجه‌ای می‌رسد که با اختیار خود، اختیار خود را محو اختیار حق می‌کند و در این حالت است که می‌گوید: «در پسِ آینه طوی‌صفتم داشته‌اند». موفق باشید  

13991
متن پرسش
سلام و ارادت استاد فرزانه فردی که 40 سال گناهکار بوده و توبه کرده است دچار ناامیدی شده است وی فکر می کند وقت زیادی برای کسب فضایل اخلاقی و کسب علم ندارد و هر چقدر تلاش کند نمی تواند فاضل و مخلص شود. وی می گوید علما از 10 سالگی سیر و سلوک می کنند ولی من از 40 سالگی شروع کرده ام لذا وقتی برای سلوک نیست. راهکار بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معارف الهی نور است با هر قسمت آن روبه‌رو شویم با همه‌ی آن روبه‌رو خواهیم شد، پس جای نگرانی نیست. موفق باشید

12252

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد می خواستم بدانم که آیا این مراسمات مرسومی که تحت عنوان سفره ی ائمه اطهار علیه السلام در برخی از خانه ها برگزار میشه، در اسلام مبنای روایی و یا تاریخی داره؟ یا اینکه بصورت مدلی «نو» ، در فرهنگ عزاداری های ما ظهور کرده؟ اگر سندی در این رابطه موجود هست لطفا ذکر بفرمائید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم در دین چنین چیزهایی داشته باشیم. عموماً این کارها ما را از آن فضایی که باید در آن فضا دین‌داری کنیم خارج می‌کند. موفق باشید

12045
متن پرسش
با سلام: کارشناس یک مرکز توانبخشی هستم و گاهی از طرف بیماران یا همکارها سوالاتی در مورد حکمت این بیمارها و درد و.... می شود که نمی توان مطلب را بخوبی و روان بحث کرد. کتاب عدل الهی شهید مطهری را مطالعه کرده ام اما نمی توانم آن را به زبان یک فرد معمولی ساده ترجمه کنم. آیا راه حل دیگری هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید عرایض بنده در مورد عدل الهی که به صورت صوت در دی‌وی‌دی‌های اصول عقاید هست قواعدی را در اختیار شما بگذارد. اهل ايمان با يك جواب مختصر و در عين حال دقيق، خود را از اين اشكال‌ها مي‌رهانند. آنها معتقدند چون ادله‌اي قاطع وجود خداي قادر و حكيم و عليم را اثبات كرده و چون ريشة ظلم، يا جهل است و يا فقر و خدا نه جاهل است و نه فقير، پس انگيزة ظلم در خداوند نيست و آنچه هست يا ريشه در اعمال خود انسان‌ها دارد و يا بنا به مصلحتي است كه براي ما روشن نيست؛ يعني « سِرِّ قدر » است.

11802
متن پرسش
سلام استاد: بنده مشکلاتی در حرکت جوهری دارم 1- اینکه می گویید این عالم تکامل می یابد دلیلی برای این کار وجود ندارد و چون قیامت یکدفعه اتفاق می افتد نمی شود گفت تکامل. یعنی اینطور نیست که به تدریج دارد تکامل می یابد ما آن را احساس نمی کنیم. 2- اینکه می گویید قوه های عالم بالفعل می شود آن وقت شما عالم را چیزی فرض کرده ای که حرکت دارد. 3- این فیض تمام نمی شود اینکه بگویید آن فیض بقا است و این فیض دیگر بازی با الفاظ است بنظرم. بلکه فیض دائما وجود دارد و آن موقع همان قوه است یعنی ما عین نیازیم. 4- چطور در قیامت جسم وجود دارد ولی حرکت نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قوه‌های عالم به تدریج به فعلیت تبدیل می‌شوند ولی تا عالم دارای قوه است هنوز از جنس ماده می‌باشد و وقتی دیگر قوه‌ای نداشت از حالت ماده‌بودن در می‌آید و به این معنا گفته می‌شود عالم دارد قیامت می‌شود نه این‌که در حال حاضر دنیا مقداری از عالم قیامت را با خود دارد. جسم اگر از جنس ماده باشد دارای حرکت است ولی اگر از جنس ماده نباشد مثل جسمی که صورت‌های ذهنی دارند، حرکت برای آن‌ها معنا ندارد. موفق باشید

7144
متن پرسش
سلام علیکم . استاد میخواهم در زمینه عین ثابته یک مطالعه کامل و کاربردی انجام دهم در مباحث شما این مطلب پیدا میشود ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «عرفان نظری» حجت‌الاسلام و المسلمین آقای یزدان‌پناه خوب است ولی تا فصوص خوانده نشود و فصّ شیثی خوب حلاجی نگردد، این موضوع حضوری نمی‌گردد. موفق باشید
6750
متن پرسش
تفاوت نظریه شیعه و اهل سنت در رابطه با خصوصیات رهبر چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شیعه معتقد است خداوند رهبری جامعه را با امام معصوم جلو می‌برد و در زمان غیبت آن رهبری از طریق رهنمودهای امامان معصوم با ولایت فقیه عملی می‌شود ولی متأسفانه اهل سنت به‌کلی معتقد به این امر نیستند که باید بعد از رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» رهبری جامعه به کمک انسان‌های معصوم صورت گیرد. موفق باشید
6081
متن پرسش
باسلام استاد انچه که ما در نقد مدرنیته بیان می کنیم بسیاری از جهات ان را هم دراندیشه مارکسیسم می بینیم مثل اعتراض به سرمایه داری استعمار حتی حلقه فرانکفورت پوزیتیویسم راهم زیر سوال بردند به فردگرایی هم اعتراض کردند حتی اگرتفسیر مارکس ازدین را به طور کامل نپذیریم درخیلی جهات می تون اشتراک پیداکرد ماهم مانند برخی مارکسیست ها قائل هستیم غرب با عنوان های ایدوئولوژکی مانند ازادی و دموکراسی و... سایه ای استعماری وسنگین برروی جهان انداخته که باید با ان مبارزه کرد؟ حال سوال اینجاست که 1-مارکس از نقد دنیای مدرن به ان جهان بینی مادی رسید یاازجهان بینی مادی به این نقد ها رسید وما چگونه به نقد مدرنیته رسیدیم واصولا چرا ما ومارکسیست ها جهات مشترکی در نقد داریم 2-چگونه میتوان جریان مارکسیست راهم جریانی مدرن دانست ولیبرالیسم را هم که کاملا مخالف هستند بازهم مدرن دانست این تناقض چگونه حل می شود 3-اگربرای مارکسیسم ولیبرالیسم وجوه مشترکی بیابیم وهردورامدرن بدانیم پس اشتراک ما ومارکسیست در باره نقد مدرنیته چگونه توجیه می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مارکس شاگرد هگل است، هگل معتقد به سنت‌های معنویِ جاری در هستی است و مارکس در عین آن‌که تحت تأثیر استادش بود موضوع را به قول خودش وارونه کرد و گفت قواعدی در عالم هست تحت عنوان دترمینسم تاریخی و آن سنت‌‌‌‌‌‌‌‌‌های معنوی را به قواعد جبریِ جاری در تاریخ تغییر داد و بدین لحاظ به همه‌چیز نگاه مادی پیدا کرد و در راستای قواعد جبری تاریخ معتقد بود روح سرمایه‌داری مقابل قواعد تاریخ است و مرحوم شهید مطهری در کتاب «فلسفه‌ی تاریخ» خود این موضوع را به‌خوبی روشن می‌کنند. با توجه به این امر می‌توان گفت همواره مارکس مادی بوده و با همان نگاه مادی مدرنیته را نقد می‌کند ولی نه از آن جهت که مدرنیته خود را از ارتباط با عالم قدس منقطع کرده و لذا ما با مارکس در نقد مدرنیته هیچ اشتراکی نداریم حتی آن‌جایی که اِلْیِنه‌کردن انسان توسط روح مدرنیته را مطرح می‌کند. موفق باشید
5908
متن پرسش
سلام استاد .انسان برای تکامل خود باید چه کاری انجام دهد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: در ذیل شریعت الهی خود را مقید به بندگی خدا نمایید تا پله‌پله به قرب الهی نایل شوید. موفق باشید
5438
متن پرسش
با سلام خدمت استادگرانقدرم لطفا در رابطه با حد امر به معروف ونهی از منکر در رابطه با گناهانی که اعضای خانواده مرتکب ان می شوند وبه تذکر های ما هم توجهی نمی کنند راهنمایی کنید باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به تذکرات شما توجهی نمی‌کنند وظیفه‌ای ندارید. حرکاتتان طوری باشد که نشان دهید با آن‌ها همراه نیستید. موفق باشید
1766
متن پرسش
سلام علیکم خدا قوت ببخشید می خواستم ببینم نظر شما راجع به فیلم قلاده های طلا چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده نتوانسته‌ام آن را ببینم. موفق باشید
1410

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام به محضر استاد شاید این متن کمی طولانی باشد ازاین بابت پوزش میخواهم .دانشجویی 22 ساله از مازندرانم که الان در یکی از دانشگاه های تهران مشغول تحصیلم الان حدود یک سال است که باسیر مطالعاتی شما اشنا شده وتقریبا در عمل هم موفق بوده ام از اول سعی کردم نماز رو درست کنم وبعد در خوردن غذا خیلی دقت کردم بعد هم شب زنداری ها رو شروع کردم وبعد خدا کمک در ماه رجب تونستم 25 روز را روزه بگیرم اما همه ی اینها زمانی که دا خل تهرانم مثلا وقتی تابستان رفتم خونه دیگه نتونستم ازنها رو تکرار کنم حتی خیلی از نمازهای صبحم قضا شد کنترل رو غذا نداشتم وهمه چیز از دست رفت تا اینکه دوباره امسال شروع شد باز خدا کمک دزباره شروع کردم دوباره کنترل روی غذا و زبان شروع کردم حتی دهه اول ذی الحجه رو روزه داشتم اما باز دوباره رفتم خونه همه چیز از دست رفت باز نتونستم خودم رو کنترل کنم خودتون هم میدونید این بالا پایینها خیلی ادم رو عقب میندازه نمیدونم اشکال از خودمه یا از فضای خونمونه فضای خونمون هم فضای مثبتی نیست بامن مقابله میکنن با طولانی کردن نماز هایم با روزه گرفتن با نرفتن به عروسی وچیز های دیگه . اقای طاهرزاده کمکم کنید که چطوری میتونم از این اشتباهات بیرون بیام اگه استاد اخلاقی رو هم تو تهران میشناسید به من معرفی کنید یا شماره ای از خودتزن به ما بدید تا ان شا الله ما بتونیم بهتر این راه رو ادامه بدیم باز هم عذرخواهی میکنم . برام زیاد دعا کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنا را بر این بگذارید که به جامعیت برسید تا بر شرایط ‌های مختلفی که پیش می‌آید حکومت کنید. با این‌همه به خودتان سخت نگیرید و در شرایط خانه مطابق آن شرایط دینداری کنید نه مثل وقتی که در دانشگاه اختیار دست خودتان است و لازم است در خانه در امور مباح با بقیه هماهنگ باشید. موفق باشید
925

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز. تشکر بابت جوابگویی به سوالات در صفحه 114 کتاب آشتی با خدا جمله زیر گفته شده:"هستی ما که همان نفس ماست، دارای خیال و خصوصیات عقلی و سایر قواست" سوال: نفسی که دارای یکسری لوازم و متعلقات از جمله خیال و خصوصیات عقلی است، آیا نمی توان چیستی آن یا چیستی متعلقات آن را مطرح کرد؟ در صفحه 110 همان کتاب گفته شده: "نفس، زن و مرد بودن برایش معنی ندارد" آیا این موضوع تضادی با مساله جنسیت انسانها در بهشت ندارد؟ اگر بهشت جسمانی نباشد، وجود زن و مرد در آنجا به این معنی است که نفس انسان زن و مرد بودن برایش معنا دارد(یا می توان گفت جسم مثالی زن و مرد بودن برایش معنی دارد، در اینصورت جنسیت منحصرا مربوط جسم فیزیکی دنیایی نیست). تنها در صورتی می توان پذیرفت که "نفس، زن و مرد بودن برایش معنی ندارد" که بهشت هم جسمانی باشد. چون وجود زن و مرد و مطرح بودن جنسیت در بهشت بنا بر آیات قرآن اثبات شده است.(و زوجناهم بحور عین، فِیهِنَّ خَیْرَاتٌ حِسَانٌ و ...) اگر کتب دیگری برای تکمیل یا ادامه مباحث کتاب "آشتی با خدا" وجود دارد، لطفا معرفی بفرمایید. التماس دعا. در راه حق و قرآن موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر مباحثی که در رابطه با سوره‌ی واقعه شده است را استماع فرمایید جواب سؤال‌تان داده شود. موفق باشید
912

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد ، درس اصول مدیریت ما خیلی غربی است . بچه های سر کلاس هم چه از نظر فکری چه از نظر ظاهری غربی هستن. استاد ، به نظرتون وقتی سر کلاس بچه ها نظر می دهند لزومی داره که ما هم نظر بدهیم ؟ چون به هر حال هم استاد ، هم پسرهای کلاس نامحرم هستن . استاد ، نظر دادن مهم تره تو این وقتا یا این که خودمون رو از حرف زدن حفظ کنیم با شرایطی که بهتون گفتم؟ . استاد به رئیس جمهور عزیزمون تو نظرات توهین می شه.شایدم توهین نباشه. استاد ، تخصص مهمتره یا تعهد؟ استادمون میگن "بسته به شرایط داره 90 درصد تخصص." شما نظرتون چیه و چرا ؟ ای خدااا...
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- اگر شرایط طوری است که می‌توانید نظر اسلام را خوب ارائه دهید و زمینه‌ی توجه به آن فراهم است سخن‌گفتن بهتر از سکوت است، ولی اگر بنای نپذیرفتن دارند و با موضوع به صورت علمی برخورد نمی‌کنند سکوت بهتره 2- اساس هرکاری تعهد است ولی انسان متعهد در هرکاری که به عهده می‌گیرد باید متخصص باشد و شرعاً نباید در کاری که تخصص لازم را ندارد وارد شود. موفق باشید
894

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض تشکر بابت پاسخگویی به سوالات. مشکلی دارم که امیدوارم با راهنمایی شما حل شود. من فردی درونگرا هستم. البته از ابتدا اینطور نبودم. در تمام طول تحصیل و حتی الان هر کس به من مراجعه میکرد تا بهش توی درسا کمک کنم با کمال میل قبول میکردم. چون تنها چیزی بود که بلد بودم. از این طریق هرچند وقت یکبار دوستای جدید پیدا میکردم. ولی موقتی بود چون اونا فقط من رو برای یاد گرفتن درسا می خواستن. متاسفانه تا احساس میکنم یه کسی پیدا شده که می تونه کمک کنه همه اسرا رم را بهش میگم و بعد رفتارش با من عوض میشه. و خودش رو بالاتر از من میدونه. لطفا کمکم کنید. چطور میتونم مثل دیگران بشم در حالیکه دینم رو مانع میدونم، در حالیکه چیزی بلد نیستم. اینکه کی حرف بزنم چه حرفی بزنم با آدما چطور برخورد کنم خیلی سپاسگذارم
متن پاسخ
طبق وعده‌ی قرآن «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات‏» اعمال الهی و عبادات شرعی ضعف‌ها و کوتاهی‌ها و گناهان را از شخصیت انسان می‌زداید و اگر در معارف الهی تعمق بیشتر نماییم و در عبادات شرعی مراقبه‌ی کامل کنیم تا آن‌جا انسان جلو می‌رود که خداوند به او وعده می‌دهد: « َ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَنات‏ » یعنی ضعف‌های آن ها تبدیل به قوت می‌شود و با شخصیتی ممتاز وارد صحنه‌ی زندگی و ارتباط صحیح با سایر انسان‌ها می‌گردید. پیشنهاد بنده آن است در ذیل شخصیت حضرت روح‌الله خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» با کتاب‌های شهید آوینی ارتباط پیدا کنید. موفق باشید
نمایش چاپی