باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوبی است ولی از مباحث معرفت نفس غافل نشوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- روحانیت باید نمونهی زندگی صحیح در این زمانه باشند، زندگی که در آن افراط و تفریط نباشد، نه تحجر و نه تجددِ غربزده 2- وسیله، برای رسیدن به هدف است، هرکس مطابق وظیفهای که دارد باید وسایل مناسب آن را اگر میتواند تهیه کند. ولی اشرافیت یعنی برای فخرفروشی به وسایل نظرداشتن 3- عرفِ طلبهی فعّال آن است که اگر میتواند وسیلهی مناسب زندگیاش را داشته باشد، نه اینکه بدون دلیل خود را به سختی بیندازد و کارهایش زمین بماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامهی طباطبایی ذیل آیهی 200 سورهی آلعمران مفصلاً در این مورد بحث کردهاند و بنده نیز در جزوهی «راز سقوط تمدنها» عرایضی داشتهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشرب و ذوق انسانها در سلوک الی الله متفاوت است. امید داشته باشید از طریق سلوک ِ وجودی - عقلی مثل تأمل در مباحث معرفت نفس، که روش سلوکی حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» بوده است، خود را جلو ببرید. پیشنهاد میشود در راستایِ این نوع سلوک، کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و بحث «برهان صدیقین» و کتاب «معاد» را همراه با شرح صوتی آن با حوصلهی تمام دنبال فرمایید و سپس کتاب «خویشتن پنهان» را مطالعه کنید. کتابها و شرحهای صوتی بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی بحث را با «وجود» به میان آوریم در مقابل آن جز عدم نمیماند و از این جهت، «وجود» است که همواره در صحنه است و نه «عدم». در این دستگاه است که میگوییم آنچه غیر از «وجود» میشناسیم، چیزی جز همان «وجود» نیست با تعینات مختلف که به آنها «ماهیات» گویند به آن معنا که «ماهیات» حدّ وجودند و لذا تنهایِ تنها آنچه هست، «وجود» است و نه ماهیت اصالت مییابد و نه چیزی که بین ماهیت و وجود باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. نفس در این موارد میخواهد به تجرد بیشتری نایل شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد نکتهی قابل توجهی را مطرح میکنند، بهخصوص که ایشان مبنای اخلاق را، عقایدِ نفسالأمری میدانند و مثل کانت، حوزهی اخلاق را از حوزهی عقاید جدا نمیکنند بلکه متوجهاند ما استعدادِ فهم اخلاق یا حُسن و قبح افعال را به صورت ذاتی داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی دیگر در غرب، زایشی و ابتکار جدیدی دیده نمیشود. خودش را در خودش تکرار میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دولت اگر ضعفهایی دارد که دارد، به این معنا نیست که مثل سعودیها با آمریکا سازش کرده است، ابداً اینطور نیست. آنها نیز برای خود در رابطه با انقلاب اسلامی و سخنان امام تعریفی دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جسم مبارک آن حضرت هم مثل جسم سایر امامان مریض میشود ولی دعا برای سلامتی آن حضرت بیشتر در رابطه با دعا برای تأثیر و حضور و ظهور بیشتر آن حضرت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم یادم نیست. ولی کتاب «مدرنیته و توهّم» را نگاه کنید نکاتی دارد. کتاب «زندگی در عیش، مردن در خوشی» از نیلپستمن نیز مفید است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد قبلاً در جواب سؤال10764 شده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن میفرماید: ای پیامبر تو آنچه را باید برسانی با منطق و دلیل و به زبان قوم، برسان و آنهایی که بنای نپذیرفتن دارند را به حال خود رها کن، تا در بازیگوشیهای خود بمانند: «قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ في خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ»(91) انعام. فراموش نکنید حقیقت بالاتر از آن است که برای هرکس رُخ بنمایاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که دوست جنابعالی متوجهاند و بعضی از علماء نیز برداشت کردهاند «متعمقین» بعضاً در روایات ما به معنای کسانی است که بیجا در هر ساحتی و بدون رسیدن و درک آن ساحت ورود پیدا میکنند و از این جهت این عنوان، یک نوع قدح است. ولی فکر میکنم در حدیث مذکور بتوان سخن ملاصدرا و حضرت آیت اللّه جوادی را پذیرفت، زیرا روایت میفرماید: خداوند شش آیهی اول سورهی حدید و سورهی توحید را برای آن متعمقین آورده است. و این نشان میدهد که این افراد انسانهای فرهیختهای هستند که میتوانند چنین فهمی از توحید داشته باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده یعنی طاهرزاده همهی متن را و گِلههای شما را از حضرت پروردگار که در متنتان مطرح کردهاید، میخوانم و تعجب میکنم که چطور به مرحلهای نرسیدهاید که آنچنان محو حق باشید که بدانید هرچه آن خسرو کند، شیرین کند و ندا سر دهید: «در بلا هم میچشم الطاف او/ مات اویم، مات اویم، مات او» در آن حدّ که به خود آیی و از خود بپرسی: «زیر دریا خوش بود یا روی او / لطف او بهتر بود یا قهر او؟». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: صغیرهبودنِ یک گناه بیشتر در نسبت به خود انسان با آن گناه شکل میگیرد. مثل آن کسی که از سر غلوّ خبری را بیش از حدّ بزرگ کند. نباید بگوییم ایشان دروغ گفته و دروغ گناه کبیره است. بسیاری از سهلانگاریهای انسان ها گناه صغیره است مثل سر وقت به وعده نیامدن، نباید بگوییم این یک نوع تضییع حق است و کبیره محسوب میشود، باید موضوع را نسبت به طرفی که آن را انجام میدهد بررسی کرد که آیا مستقیماً اراده کرده حقِ رفیق خود را تضییع کند یا تنها یک سهلانگاری کرده؟! در مورد خودمان باید سختگیری کنیم، ولی در مورد بقیه باید حمل بر صحت کرد. موفق باشید
