بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18446
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: این داستان خواب آیت الله مرعشی نجفی و استاد شهریار واقعیت دارد؟ نمی دانم چرا اینگونه داستانها را تا از خود شخص یا از طریق واسطه ای صادق و موثق نشنوم باور نمی کنم. کلا اصل داستان با جزئیاتش از چه قرار است؟ استاد واقعا ببخشید وقتتون رو می گیرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بنده را مشغول این سؤالات نکنید، فرصت بهتری جهت جواب به سؤالات معرفتی خواهم داشت. موفق باشید

18114

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من متاهلم و یه بچه دارم الانم بیکارم. نمیدونم چرا هر جا میرم سر کار نمیتونم اونجا کار کنم. از اول که میرم کار رو می بینم دلم میگیره تمایلی به اون کار ندارم. استاد چکار کنم؟ تو خونه پدرم دارم زندگی می کنم و سرمایه ای هم ندارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان مسئول زندگی خود حتی اگر عملگی هم بکنید، کار بدی نکرده‌اید زیرا از همین طریق شخصیت خود را شکوفا نموده‌اید. موفق باشید

17619
متن پرسش
با سلام: ممنون استاد بابت جوابی که در مورد آسمانهای هفتگانه فرمودید اما من هنوز به خوبی معنای حرفتان را نفهمیدم. آیا منظورتان این است که هفت آسمان مادی هستند یا بعضا مادی؟ بعد ببخشید استاد یک سوال دیگه داشتم و اون اینکه 1. وقتی در قرآن گفته شده که پیش از تولد حضرت رسول (ص)، جنیان می توانستند به درجات بالای آسمان بروند و خبرهایی را از ملائکه استماع کنند، یعنی جنیان وارد آسمان دوم یا سوم می شدند؟ 2. ببخشید استاد آیا ملائکه که مجرد هستند، می توانند وارد آسمان اول که مادی است، بشوند؟ 3. آیا آسمان عالم ماده با توجه به مادی بودنش امکان دارد که بی نهایت باشد؟ یا چون مادی است، حتما محدود است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان‌طور که عرض شد خوب است که بحث سوره‌ی «قاف» را دنبال بفرمایید تا با بینشی وسیع‌تر مطلب مورد بررسی قرار گیرد. 2- عنایت داشته باشید که موقعیت آسمان اول نسبت به زمین، مثال موقعیت نفس ناطقه یا روح انسان است نسبت به بدن. و موقعیت آسمان دوم نسبت به آسمان اول مثل موقعیت عقل است نسبت به مرتبه‌ی نفس. بر این اساس آسمان اول چیز مادی نیست که بخواهیم به مشکلی گرفتار شویم که چگونه عالم ماده وسعت بی‌نهایت دارد. موفق باشید

17502
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار و تشکر از عنایت شما: حقیقت این است که بین جهت و سیره عملی رهبر انقلاب حفظه الله با امام خمینی سلام الله علیه هیچ تفاوتی در هیچ ساحتی مشاهده نمی شود و گویا رهبر انقلاب حفظه الله تفصیل و امتداد امام خمینی سلام الله علیه هستند. با توجه به اینکه در انطباق عملی در این سطح از گستردگی و پیچیدگی حتما انطباق فکری و معرفتی در حد عمیق لازم است و این در حالی است که ظاهرا رهبر انقلاب حفظه الله در مباحث معرفتی از امام خمینی سلام الله علیه تلمذ نکرده اند. این وحدت مبنایی که گویا از یک منبع سرچشمه دارد چگونه توضیح داده می شود؟ آیا با تبیین از ولایت فقیه به شکل مرسوم قابل تفسیر است یا نیاز به سطح بالاتری از تبیین است؟ منایع آن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «سلوک ذیل....» شواهدی آورده شده حاکی از آن‌که مقام معظم رهبری به‌خوبی حکمت متعالیه را کار کرده‌اند ولی بنا نداشته‌اند به عنوان استاد فلسفه و عرفان مشهور شوند. جناب آقاى دكتر حداد عادل‏ در رابطه با آشنائى رهبر انقلاب با فلسفه مى فرمايند: درباره‏ ى آشنايى آيت‏الله خامنه ‏اى با حوزه‏ ى فلسفه - چه فلسفه‏ ى غرب و چه فلسفه‏ ى اسلامى - من يك جمع‏ بندى اجمالى از جايگاه فلسفه در ذهن ايشان دارم. ايشان برخلاف اين‏كه از حوزه ‏ى مشهد برخاسته ‏اند، نظر رايج در حوزه‏ ى مشهد نسبت به فلسفه ‏ى رسمى را ندارند. در حوزه‏ ى مشهد - نگاهى كه به مكتب تفكيك موسوم شده - با فلسفه بر سر لطف نيستند؛ البته به درجات گوناگون. آقاى خامنه‏ اى هم به همان حوزه تعلق دارند و در آن‏جا نشو و نما كرده‏ اند اما نظر منفى نسبت به فلسفه ‏ى اسلامى پيدا نكرده‏ اند؛ بلكه نظر مثبت دارند. ايشان در فلسفه، به اعتبارى، فرزند فكرى علامه‏ ى طباطبايى هستند، نه فرزند آقاشيخ مجتبى قزوينى كه البته بسيار براى اين بزرگوار احترام قائل هستند. ايشان به من مى‏ فرمودند ما در محضر آقاشيخ مجتبى دو تا درس مى‏ خوانديم. ساعت اول ايشان فلسفه و منطق به ما درس مى‏ داد؛ خيلى دقيق، درست و فنى. ساعت بعد همان حرفها را مطابق نظريه‏ ى مكتب تفكيك رد مي كرد. بنابراين آقاى خامنه ‏اى هر دو نگاه را در حوزه ‏ى مشهد تجربه كرده است. ولى خطى كه ايشان دنبال كرده و نسبت به آن نظر دارد، خط يا مشرب فلسفى علامه‏ ى طباطبايى و آقاى مطهرى است. ايشان بار اولى كه مي خواستند در سال 1360 رئيس‏ جمهور شوند، در تلويزيون راجع به خودشان صحبت كردند. آن‏جا ايشان به نحوه ‏ى استفاده خودشان از محضر علامه‏ ى طباطبايى اشاره مى‏ كنند. اصولًا يكى از جهاتى كه ايشان با آقاى مطهرى آن‏ همه رفاقت، انس، همكارى و همفكرى داشتند، همين هم ‏افقى و ديد مشترك نسبت به فلسفه‏ ى اسلامى است. البته ايشان تا كنون اثر فلسفى‏ اى ننوشته‏ اند و درس فلسفه هم داير نكرده‏ اند اما فلسفه‏ ى اسلامى را خوب مي دانند. هنگامى كه ايشان رئيس‏ جمهور بودند، گاهى ما در حضور ايشان جلساتى داشتيم تا مشخص كنيم در كتاب‏هاى معارف اسلامى دانشگاه چه مطالبى بايد بيايد؟ و چگونه بايد اين كتاب‏ها را نوشت؟ بحثهاى كلى زياد بود. يك روز بحث به مسائل خاص، فنى و دقيق فلسفه كشيده شد. اشخاصى كه آن‏جا بودند - برخى دانشگاهى و برخى ديگر حوزوى - كسانى بودند كه بالفعل مشتغل به فلسفه بودند. آن زمان هم دوران سخت جنگ بود و مرتباً اخبار خوش و ناخوش جنگ حتى در ميانه‏ ى جلسات اينچنينى به آقا مي رسيد. گاهى در ضمن جلسات پوشه‏ اى به دست ايشان مي دادند و خبر مى ‏رسيد كه مثلًا يك هواپيما سقوط كرده يا يك حمله‏ اى عليه ما شروع شده است. ايشان اين‏گونه اشتغالات ذهنى بسيار داشتند اما به آن مباحثه‏ ى فلسفى وارد شدند و من ديدم كه كاملًا حاضرالذهن هستند و با استدلال خوب و روشن ديدگاهشان را مطرح كردند. انگار كه هيچ كار ديگرى غير از آموزش فلسفه ندارند! اين براى من خيلى تعجب‏ آور بود و نشان مى ‏داد كه ايشان فلسفه‏ ى اسلامى را خوب خوانده و فهميده‏ اند و به آن اعتقاد دارند. از نشانه‏ هاى ديگر اهميتى كه ايشان به فلسفه‏ ى اسلامى مي دهد، تشويق طلاب است نسبت به جدى گرفتن فلسفه و كلام اسلامى و نيز كمك به مؤسساتى كه فلسفه‏ ى اسلامى را آموزش مى‏ دهند و يا در اين حوزه پژوهش مي كنند كه يكى از آن‏ها «بنياد حكمت اسلامى صدرا» ست كه با حمايت ايشان تأسيس و فعال شده است. ايشان ضمن آن‏كه توجه دارند كه در مواجهه با تمدن غرب، صرفاً استناد به نقل كارساز نيست و بايد در اين ميدان چهره ‏ى عقلانى و استدلالى تمدن اسلامى به ميدان بيايد، اعتقادشان به فلسفه‏ ى اسلامى، صرفاً از باب محاجه و احتجاج و رفع شبهه نيست و نگاه ابزارى به فلسفه و ترويج آن ندارند ... (پايگاه اطلاع‏ رسانى دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت ‏الله خامنه‏اى 1/ 1/ 1388). موفق باشید

16995

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد یکی از از اقوام ما که اخیرا در خواب فوت کردند کاغذی در جیبشان بود که نوشته بود. بسمه تعالی من عزرائیل را دیدم گفتم مرا چگونه می بری گفت با سکته قلبی. جالب این که نتایج کالبد شکافی او نیز همین نکته را تائید کرد از طرفی او یک انسان معمولی بود و خیلی هم خود را گرفتار مادیات و حرص و بدهکاری و....کرده بود حال می خواستم لطف بفرمائید این نوشته چه تحلیلی دارد؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا باید به موضوعاتی که هیچ مبنایی ندارد مشغول شویم؟! مگر اگر کسی حضرت عزرائیل را ببیند، از رؤیتِ خود گزارش می‌دهد و آن‌هم به صورت کتبی آن را می‌نویسد؟!! موفق باشید

14644

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام: به لطف الهی بنایمان را گذاشتیم کار بر روی المیزان، اگر هر روز یک یا دو صوت از مباحث شما را گوش دهیم زیاد است؟ در روز حداکثر چند ساعت وقت بگذاریم؟ اگر بخواهیم مباحث غرب را کار کنیم چه روشی بهتر است؟ فرموده بودید با آثار شهید آوینی شروع کنیم یعنی خواندن آثارشان؟ شما مباحث غرب شناسی کار نکرده اید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هفته بیش از یک جلسه یا دو جلسه همراه با شرح و مباحثه، لازم نیست 2- مباحث غرب شناسیِ بنده را بعد از کتاب «مبانی توسعه و تمدن غرب» مرحوم شهید آوینی کار کنید ان شاءاللَه مفید است. مباحث غرب شناسی بنده را از کتاب «گزینش تکنولوزی» شروع کنید خوب است. موفق باشید

14535

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خوب هستید استاد؟ کتاب «توحید علمی و عینی» و کتاب «الله شناسی» و کتاب «رساله سیر و سلوک» بحر العلوم از علامه طهرانی را می شود بدون استاد خواند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مقدمات لازم فراهم باشد هر سه کتاب، کتاب‌هایی ارزشمندی است. موفق باشید

14497

بدون عنوان*بازدید:

متن پرسش
سلام: نظرتان در مورد كتابهاي مرحوم محمد علي صالحي غفاري چبست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌شناسم. موفق باشید

13827

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرانقدر در روزهای گذشته سئوالی از محضرتان پرسیدم و متعاقب آن تقاضای پاسخ از حضرتعالی داشتم اما متأسفانه پاسخی دریافت نکردم. عرض کردم که تمام لحظات زندگی بنده به واسطه بزرگی مصیبتی که بر بنده وارد شده تحت الشعاع قرار گرفته به طوری که به مرز جنون رسیده ام. و عرض کردم پاسخ حضرتعالی می تواند آبی باشد بر آتش درون حقیر. و شاید نجات من باشد از گرفتار شدن در ورطه هلاکت و وهمیات شیطانی. هرچه تلاش می کنم (با روزه، نماز، قرآن و ذکر) آرام نمی شوم. شاید قبل از این فکر می کردم در برابر هر مصیبتی قوی باشم و زانویم نلرزد، اما ...لذا مجدداً خواهش می کنم پاسخ سئوالات بنده را مرقوم بفرمایید. به حرمت خون شهدا جواب بدهید. برادر بنده سالک الی الله، حافظ بیت المال، اهل نماز شب، ذاکر با اخلاص امام حسین (ع) و عاشق اهل بیت (ع) و سرباز ولایت بود. اما متأسفانه او را از دست دادیم. خانواده بنده را به منزله یک پیکر تصور کنید که چشم او کور شده! این را گفتم تا جایگاه ایشان را بهتر درک کنید. نه تنها در خانواده، بلکه در محله، سپاه و شهر..
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤال جنابعالی طی شماره‌ی 13795- به این شکل جواب داده شده بود: باسمه تعالی: سلام علیکم: (شخصی) رحمت و برکات الهی نصیب او باد که خود را برای پاسداری از اسلام مجهز کرد تا به بهترین شکل دینداری کند. وقتی کسی در حین مأموریت برای مقابله با کفر به میدان آمده است، مصداق این آیه است که می‌فرماید: «وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً الى اللَّه وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوتُ فَقَدْ وَقَعَ اجْرُهُ عَلى اللَّه.(نساء/ 100) آری! اجر چنین افرادی فقط با خدا است و او اجر خود را از خدا گرفته است ولی نه به آن معنا که خدا خواسته است شما را تنبیه کند، او زندگی خود را در مسیر ابدیت‌اش شروع کرد و شما هم باید زندگی خود را در این دنیا ادامه دهید. خیلی نباید ذهن خود را مشغول خاطرات او کنید. زیرا او از این خاطرات عبور کرده است و در دنیایی دیگر با تعلقات مخصوص به آن دنیا زندگی می‌کند، شما نیز سعی کنید در دنیای خودتان و با تعلقات معنوی این دنیا زندگی کنید. طلب مغفرت برای او وظیفه‌ی شما است. موفق باشید

13441

جایگاه برزخبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی، در مبحث معاد دو سوال داشتم: 1. با توجه به اینکه هر انسانی برزخی را طی می کند تا به قیامت برسد آیا می توان گفت که برزخ عالم ماده همان زمان ظهور حضرت حجت و رجعت می باشد؟ 2. چه تفاوت و یا چه تداخلی میان قیامت عالم ماده و قیامت نفس هر انسان وجود دارد؟ مثلا چطور می شود که قیامت عالم ماده برسد در حالی که نفس شخص قیامتی نشده باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برزخ برای عالم ماده معنا ندارد و انسان برای رسیدن به قیامت باید در برزخ آمادگی‌های لازم را پیدا کند، حتی وقتی که تمام دنیا، آخر می‌شود مدتی طول می‌کشد تا با نفخه‌ی دوم، قیامت کبری ظهور کند. موفق باشید

13132
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: این که در پاورقی صفحه 171 کتاب «هدف حیات زمینی» آقای جوادی می فرمایند امر به سجده نمی تواند حقیقی باشد، چون در آن حالت تکوینی است یا تشریعی، که در حالت تکوینی قابل عصیان نیست و تشریعی فرشتگان اهل تکلیف نیستند، پس باید امر به سجده را به تمثیل حمل کرد، بدین معنی که حقیی معقول و معرفتی غیبی به صورت محسوس بازگو شده است، لطفاً توضیح فرمائید منظور آقا چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده عرض کرده‌ام که می‌شود یک حکم در عین تکوینی‌بودن اگر محلِ نزول آن، موجود مختاری باشد، همان حکم در حیطه‌ی موجود مختار حالت تشریعی دارد. مثل الهاماتی که بر قلب انسان می‌شود که در عین تکوینی‌بودن، انسان را مخیّر به انجام و یا عدم انجام می‌کند و به نظر بنده با توجه به این امر آن محذور پیش نمی‌آید که حضرت استاد می‌فرمایند. موفق باشید

13126
متن پرسش
سلام: خواندن چندین کتاب عرفان عملی باعث تشتت در عمل نمی شود؟ پس چگونه کتب عملی را باید خواند و عمل کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید از طریق متون قابل اعتماد عرفان نظری را دنبال کرد و سپس بر مبنای عرفان نظری و مطابق ذوق و استعداد خود از کتاب‌های عرفان عملی استفاده کرد، وگرنه سرگردانی به‌بار خواهد آورد. موفق باشید

11939
متن پرسش
استاد گرامی سلام: خواستم درخواست کنم جزوه‌ای در مورد روش پژوهشی خود و کلا روش پژوهشی مورد تایید خود بنویسید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد چیزی ندارم، شاید جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» بتواند در سایر امور نیز کمک کند. در ضمن قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» هم نکاتی دارد. در سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست عملاً کاربر متوجه روش معرفت النفسی می‌گردد زیرا در روش معرفت النفسی انسان در آینه‌ی خود هم خودش را می‌یابد هم نظر به حقایق عالم می‌تواند بیندازد. پس بهتر است بگوییم در روش معرفت النفسی، روش با موضوع یکی است ولی در علوم حصولی این دو از هم جدا است.  موفق باشید

9133
متن پرسش
شما در توضیحِ «غایت مفقود محال است» می‌فرمایید: «جوانی برای کودک، یا پیری برای جوان، به‌عنوان غایت به شکل بالفعل در خارج هست‌.»، من نفهمیدم: «پیری در خارج موجود است» یعنی چه؟! مسلماً پیریِ دیگران به ما ربطی ندارد که کسی بگوید: «یعنی پیرهایی در خارج هست»، و لذا نمی‌تواند پیریِ دیگران غایت ما قرار بگیرد. و به نظر حقیر خیلی هم بعید است که پیری یک مابه‌ازائی در عالم غیب داشته باشد؛ چرا که اصلاً پیری واقعیتی نیست تا ما بازاء خارجی داشته باشد، بلکه همان فرسوده‌شدن سلول‌های بدن در اثر بالا رفتن سنّ است. بدن واقعیت دارد، اما حالت بدن، واقعیتی مستقل از بدن نیست تا ما بازاء مستقلی داشته باشد!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: محال‌بودن غایت مفقود از این قرار است که هرجا حرکتی هست آن حرکت به سوی غایتی باید باشد، زیرا حرکت، تبدیل قوه به فعل است. و در هر حرکتی قوه‌های مشخصی در میان است که در اثر حرکت به فعل تبدیل می‌شود، زیرا اگر بی‌نهایت قوه در میان باشد که لازم می‌آید بی‌نهایت عدم در میان باشد که در آن صورت چیزی نمی‌ماند که بخواهد حرکت کند. از طرفی قوه‌ها، قوه‌های خاصی هستند در راستای همان موضوعی که در حرکت است. مثل آن‌که قوه‌های حرکت انسان غیر از قوه‌های حرکت گوسفند است. در هرحال وقتی در هر حرکتی غایت مفقود نیست و قوه‌ها به سوی هدفی خاص در حال تبدیل‌شدن به فعل هستند، می‌گوییم محال است غایت مفقود باشد و مثال پیری برای جوانی که ارسطو می‌زند به این لحاظ است نه از جهت ظهور پیری که گفته شود فرسایشی است، چون در نگاه فلسفی فرسایش معنا ندارد، آنچه واقعیت دارد تبدیل قوه‌ها به فعل است، هرچند در ظاهر مثل گندیدن سیب آثار انسانی بر آن مترتب نباشد که در بحث قوه و فعل کتاب نهایه مورد بحث قرارداده‌اید. موفق باشید
2656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی.اینجانب قصد ازدواج نموده ام و فرد خاصی مدنظرم می باشد اگر امکان دارد برایم استخاره بزنید آیا رضایت خداوند در این انتخاب هست؟آیا مصلحت اینجانب هست؟از شما برای این امر خطیر و فراهم شدن شرایط و رفع موانع التماس دعا دارم .ان شاالله مساله همگان در این زمینه به زیبایی حل شود.متشکرم.پیشاپیش شهادت امام محمد تقی علیه السلام را تسلیت عرض می نمایم و پس از آن سالروز ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها را تبریک.خدانگهدار.من الله توفیق.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ( در خانه برای کسی استخاره نمی‌کنم. موفق باشید
1415

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم اگر بخواهیم در تاریخ به صورت عام، و تاریخ اسلام و انقلاب به صورت خاص سیر مطالعاتی داشته باشیم شما چه سیری را پیشنهاد می کنید؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده در قسمت اول و دوم سؤال شما تخصصی ندارم و از آخرین کتاب‌هایی که در آن رابطه در بازار هست مطلع نیستم ولی در مورد انقلاب اسلامی اگر از جلد اول کتاب آقای حمید روحانی تحت عنوان «تحلیلی از نهضت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه»» شروع کنید إن‌شاءالله نتیجه بگیرید. موفق باشید
1135

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در خصوص سوال 1128 من از آقای لنکرانی تقلید میکنم و همانطور که میدانید ایشان در قید حیات نیستند لطفا راهنمایی بفرمایید . در صورت امکان منبعی برای اینجانب معرفی نمایید . ممنون
متن پاسخ
1135 علیکم السلام، باسمه تعالی سؤال شما به لحاظ دو محدوده‌ی زمانی، به دو سؤال تقسیم می‌شه. یکی درست بودن یا نبودن تقلیدتون در زمان حیات مرجع تقلیدتون و یکی تکلیف تقلیدتون بعد از وفات ایشون. اما در مورد قسمت اول باید گفت که اگر مرجع تقلید شما شخصی بوده که اگر در آن زمان هم تحقیق می‌کردید به این نتیجه می‌رسیدید که ایشان اعلم هستند و یا در بین کسانی هستند که از جهت علمی با همدیگر مساوی و اعلم از سایرین می‌باشند، در این صورت تقلید شما صحیح بوده. بنابراین در ابتدای تکلیفتان که تقلید خود را از مرحوم آیت‌الله فاضل شروع کردید اگر این‌چنین بوده که در صورت تحقیق، ایشان را به عنوان اعلم یا یکی از مراجع اعلم به شما معرفی می‌کرده‌اند تمامی اعمالتان صحیح بوده و نیازی به اعاده و قضاء ندارد. و اما در مورد قسمت دوم، باید گفت: شخصی که مرجع تقلیدش فوت می‌نماید لازم است از مرجع زنده‌ی اعلم تقلید کند. حال یا به اذن او (با توجه به شرائطی که در ابتدای رساله، ـ‌احکام تقلید‌ـ ذکر شده) به تقلید از مرجع میت باقی می‌ماند و یا تمامی احکام خود را از مرجع زنده تقلید می‌نماید. بنابراین شما تحقیق کنید و مثلا از دو نفر عالم عادل که می‌توانند اعلم را تشخیص دهند بپرسید و... (راه‌های تشخیص اعلم در ابتدای رساله مراجع تقلید ذکر شده) و از مرجعی زنده تقلید کنید و سپس یا با اذن او با توجه به شرائط، بر تقلید از مرجع سابق‌تان باقی بمانید و یا تمامی احکام‌تان را از مرجع جدید پیروی نمایید. (بنده سوالتان را از یکی از طلاب که در امور فقهی اطلاع داشتند پرسیدم. از این به بعد سوال‌های فقهی‌تان را از مرکز ملی پاسخ‌گویی، به شماره تلفن 09640 بخش پاسخ به سوالات فقهی جویا شوید.) موفق باشید.
1031

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وظیفه کنونی ما به عنوان یک دانشجو یا طلبه نسبت به مردم مظلوم لیبی وبحرین چیست؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی به نظرم وظیفه‌ی ما پشتیبانی از همان کاری است که نظام اسلامی انجام می‌دهد. موفق باشید
22862
متن پرسش
جناب استاد با عرض سلام و پوزش: پزشک معالج گفته که در شرایط شما می شود از تخمک و یا جنین های اهدایی استفاده کرد و ممکن است به این روش باردار شوی ولی من که حتی در زمان اقدام به بارداری کوچکترین جزئیات توصیه شده در روایات را سعی می کردم رعایت کنم چگونه می توانم بچه ای را که نمی دانم از کدام زن تخمک آن گرفته شده بعنوان فرزند خودم در رحم خود پرورش دهم؟ نظر حضرتعالی برایم بسیار مهم است که راهنمایی بفرمائید در این شرایط رضای خدا در این است که بچه دار نشدنم را بپذیرم و کلا منصرف شوم یا اینکه با این روشهای عجیب جدید باز هم تلاش کنم؟ با تشکر و التماس دعای فراوان
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید این روح فرزند است که کدام رحم را برای خود انتخاب کند و اگر تقدیر نباشد که روحِ فرزندی این رحم را انتخاب کند، فعالیت‌های پزشکی کارساز نیست. به همین جهت فعالیت‌های شما باید در آن حدّ باشد که اصرارِ بیش از حدّ به حساب نیاید. موفق باشید

سلام استاد عزیز پیرو سوال 22862 در مورد نازایی داروهای طب اسلامی خیلی موثر هستن اگه میشه این پیام رو به اون خانوم بفرستین از داروهای طب اسلامی استاد تبریزیان برای ناباروری استفاده کنن

21915
متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده تقریبا 30 سالمه و کارشناسی ارشد دانشگاه دارم و 5 ساله که حوزه هستم، با انگیزه تولید علوم انسانی وارد شدم و به ضرورت فقه و اصول معتقدم کما اینکه رهبری می فرمایند که بی مایه فطیر است. اما به فقه و اصول زیاد علاقه ندارم گرچه علی الظاهر استعدادش را دارم، کارهای اجرایی و طرح های اجرایی الحمدلله خوب به ذهنم می رسه ولی چون مشغول درسم دنبالش را نمی گیرم. سال بعد وارد سطح می شوم و الان سوال جدی مرا درگیر کرده که آیا فقه و اصولی که علاقه ندارم ولی ضرورت دارد را در این دوران سطح بخوانم یا نه؟ از طرفی اگر بخوانم نمی دانم با این وضع علاقه می توانم آنچه باید کسب کنم کسب کنم یا اینکه خودم را بازی می دهم و وقت هدر می دهم؟ و یا اینکه وارد کارهای اجرایی شوم که هم علاقه است و هم استعداد علی الظاهر که در این صورت هم کلام رهبر مانع است که بی مایه فطیر است! به نظر شما چه کنم تا راه درست را انتخاب کنم؟ نظر شخص شما چیه؟ خدا خیرتان دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهید مطابق آموزش‌های دینی و در بستر اشارات دینی فعالیت کنید، عقل فقهی - اصولی یکی از پیش‌زمینه‌های لازم و مفید است. به هر حال نمی‌توان از عقل فقهی و- اصولی ساده گذشت و باز تفکر دینی را به میان آورد. موفق باشید

20253

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: ببخشید جوابی که به سوال ۲۰۲۳۷ داده اید برایم خیلی قانع کننده نبود. چون اگر خوردن گوشت گاو مکروه است پس چرا حضرت ابراهیم گوشت گاو بریان شده برای مهمانان آورد تا هم خود از آن بخورد و هم مهمانان؟ گوشت گاو هم چیزی نیست که بگوییم در زمان حضرت ابراهیم ضرر نداشته ولی در زمان ما ضرر دارد پس در نتیجه در زمان ما مکروه است ولی در زمان حضرت ابراهیم مکروه نبوده (البته منظورم این نیست که علت تامه کراهت گوشت گاو ضرر داشتن آن است). مگر اینکه بگوییم در آن لحظه حضرت ابراهیم برای پذیرایی مهمانان هیچ چیزی به جز گاو نداشته و به ناچار این کار را کرده که باز هم این توجیه، توجیه دقیقی نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید همین‌که شریعت الهی آن را مکروه کرده است، به جهت آن است که رخصتی در آن نهفته می‌باشد. موفق باشید

19807
متن پرسش
با سلام حضور استاد عزیز: چند سوال داشتم ۱. من مدت چند سال وقتی در مراسمهای مذهبی حضور پیدا می کنم وقتی اسامی معصومین میاد مانند حضرت زهرا (ع) یا امامان معصومین دیگه یا حتی بزرگان دین همچون حضرت امام (ره) یا حضرت آقا امام خامنه ای فکرهای خیلی خیلی بد سراغم میاد جوری که پیش خودم میگم که الان که خدا عذاب شدیدی بر من وارد میکنه آیا فکر ها ی بد گناه کبیره محسوب میشه؟ آیا اصلا گناه است؟ چون ناخاسته این فکرها سراغم میاد. حال می گویید چه کنم که چگونه این افکار سراغم نیاد؟ باور کنید خسته شدم. لطفا راهنماییم کنید و کمکم کنید. ۲. مدتی ضررهایی بهم میخوره الحمدالله مالی بوده نه جسمی صدقه میدم تا میتونم و توانم برسه کمک مالی هم به فقرا می کنم ولی این اتفاقها می افتد. ۲ سالی هم هست خمس مالم را می دهم در این زمینه هم راهنماییم کنید. ۳. چه کنم که عاقبت بخیر شوم؟ به خاطر اینکه یکی از آرزوهایم اینه از خدا هم زیاد خواستم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فکر گناه، گناه نیست. شیطان می‌خواهد ارادت شما با اولیاء الهی را کم کند. پیشنهاد ما آن است که به مطالعه‌ی کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت» بپردازید 2- در حدّ خود مواظب باشید، إن‌شاءاللّه خیری در آن است 3- صداقت، انصاف، احترام به والدین، صله‌ی رحم و رعایت حرام و حلال الهی موجب عاقبت به خیری است. موفق باشید

19802
متن پرسش
سلام: من طلبه پایه پنج هستم و حافظ قرآن متاسفانه در زمان حفظ و بخصوص الان خیلی انسان زودرنجی شده ام و دلیلم انست که باید طرف مقابلم را متوجه غلطش بکنم و حاضرم با صمیمی ترین دوستانم مدتی قهر کنم و اصلاحرف نزنم تا بحال دوستانم بهم گفتن تو زودرنجی ولی من فکر می کنم حفظ قرآن من و روحیه ام را لطیف کرده آیا این بده؟ راه حلش چیه چون اذیتم میکنه؟ دلیل زودرنجیم درسته؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع حفظ قرآن نباید آن‌چنان برایتان برجسته شود که شما از سعه‌ی صدرِ لازم محروم گردید. بالاخره انسان‌ها با انسان‌ها، انسان می‌شوند. موفق باشید

18525

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم استاد گرامی: حقیقتا استاد بنده دندانپزشک هستم و همسرم هم کارمند دولت هستند. حدود ۵ سال است که ازدواج کرده ایم و ۱ سال است که به خانه ای که والدین همسرم تدارک دیده اند رفته ایم. این خانه در طبقه فوقانی والدین همسرم قرار دارد و حدود ۲۵ پله دارد. حقیر در دوران باراداری برای رفت و آمد از این پله ها واقعا اذیت می شدم.داین خانه واقعا خانه خوبی است (۲۵۰ متر زیر بنا) و بنده هم از جهت بودن با خانواده همسرم مشکلی ندارم. اما به خاطر وجود این پله ها و عدم وجود فضای سبز (که همسرم برایم گلدان خریده است حقیقتا) ایشان را مجبور می کنم تا منزلی دیگر بسازد که مستقل و همکف باشد و دارای فضای سبزی در حیاط منزلمان باشیم. ایشان در جوابم می گوید حیف وقت و عمرمان که صرف خانه سازی شود و البته هزینه اش را هم فعلا نداریم ولی جواب ایشان به خاطر هزینه ها نیست. بلکه به خاطر تلف شدن عمرشان است. منتها برداشت من این است که احساس تنبلی می کنند از اینکه وارد مسیر ساخت خانه شوند. حال بفرمایید بزرگوار آیا این فکر حقیر و این تصمیم بجاست؟ یا پاسخ همسرم؟ لطفا راهنماییمان بفرمایید چون واقعا حیاتی است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به تجربه‌ی بنده در جمع‌بندی برای سال‌های آتی، بودن فرزندتان در کنار پدر و مادربزرگ آن‌قدر برکت دارد که جبران آن نقیصه‌ها را بنماید. موفق باشید

18417

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد بزرگوار اخیرا در جلسه ای در مورد چگونه تولیدات فرهنگی فاخر داشته باشیم صحبت می شد بنده هرچه فکر می کنم بیشتر به این نکته می رسم که ما اساسا نمی توانیم به یک تولید فاخر فرهنگی برسیم الا اینکه نسبت آن تولید را با فطرت درونی انسان و در حد اعلا با وجود خداوند منان تعریف کنیم، به عبارتی دیگر اگر یک تولید فرهنگی همه‌ معیارهای لازم از میزان مخاطب تا هزینه .. فرم قالب و را پاشته باشد اما نسبت این اثر با فطرت درونی انسان مشخص و‌ تبیین نشود همان فعالیتی می شود که پس از مدتها زجز و خستگی به قول حضرتعالی آنگاه پوچ می شود. اما می بینیم آثاری که در طول تاریخ این‌نسبت را خوب تعریف کرده اند حتی اگر به دنبال تولید فاخر هم‌نبوده اند اما اثر ماندگاری را تحویل داده اند. بسیاری از تولیدات فرهنگی ما چون نسبتشان را در ابتدا با فطرت خداحوی انسان تعربف نمی کنند عموما پوچ از آب در می آیند. مثلا با شروع می کنیم به تولید یک برنامه برای خنده بینندگان فارغ از اینکه این برنامه اگر از حد خود خارج شود اساسا به فطرت انسان همخوانی ندارد و مخاطب آن را پس می زند. لطفا نظرتان را در مورد برداشت بنده حقیر بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته‌ی بسیار مهمی است منتها همین موضوع را باید به روش هنرمندانه به صحنه آورد تا به صورت مستقیم نباشد و این، کار هر کسی نیست. موفق باشید

نمایش چاپی