بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29671

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: بنده در امر انتخاب شغل دچار اندکی سردرگمی شدم. بنده دانشجوی پرستاری هستم ولی احساس نیاز می کنم باید در امر تربیت وارد شوم حال به نظر شما ورود در مقطع دبستان تاثیر بیشتری دارد یا مقطع راهنمایی و اینکه آیا این تغییر رشته صحیح است یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید کار تربیتی حُسن خود را دارد، ولی پرستار دلسوز، خودش را و بیمار را می‌تواند تا اوج آسمان معراجی کند و به انوار الهی منوّر شود. موفق باشید

28556

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و احترام: طبق مباحث مطرح شده در کتاب حقیقت نوری اهل البیت علیهم السلام دو سوال داشتم: ۱. آیا می‌توان گفت در مجموع مقام رسول اکرم و امیرالمومنین علیهم السلام برابر هست؟ ۲. طبق عناوین مطرح شده در حدیث نورانیت که در هر مرحله دو مقام برای این ذوات مقدسه مطرح می‌شود. چگونه ذکر این دو مقام که تکمیل کننده هم هستند در دو ظهور رخ داده است و آیا این موضوع با جامعیت انسان کامل منافات ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری از نظر مقام، همه‌ی اولیاء معصوم در مقام نور عظمت‌اند هر چند از نظر مأموریت و شرایط ظهور کمالات، با هم متفاوت می‌باشند. در این رابطه است که حضرت باقر علیه‌السلام می‌فرمایند: علی علیه السلام افضل از ما هستند. ۲. منظور کدام دو مقام است؟ موفق باشید

28111
متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرانقدر بنده مقاله «قرارگرفتن در بود تاریخی خود» را از شما خواندم. آنچه نتیجه گرفتم درست است؟: ۱. در این تاریخ احادیثی چون «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم» بیشتر از قبل می‌درخشند چراکه تاریخ کنونی شرایطی را ایجاد کرده است که مردم در آن باید با دیدن حقیقت به آن دلبسته شوند. نظیر آنچه در تشییع جنازه حاج قاسم دیدیم. ۲. اینکه حضرت آقا اخیرا فرمودند تا می‌توانید جبهه انقلاب را گسترش دهید میسر نمی‌شود مگر اینکه بستر تفکر را برای دیگران باز کنیم چراکه حقیقت در این تاریخ به صورت ویژه ای خود را می نمایاند. هر ارگانی هم در این زمینه مسئول است. دانشگاهها با ایجاد کرسی‌های آزاد اندیشی، حوزه با ورود عالمانه به عرصه تولید علم دینی، صدا و سیما با تولید آثار فاخری که وجهه باطنی انقلاب را به دنیا نشان دهد و ... . ۳. اینکه در قضیه برجام فرمودند: «پشتوانه تجربی ملت ایران را بیشتر می کند» یا در ماجرای گرانی بنزین از سران قوا حمایت کردند یا از ابتدای شروع کرونا همه چیز را به تشخیص پزشکان منوط دانستند، حتی در اینکه ماه رمضان روزه باشد یا نباشد (با اینکه خودشان اعتقاد دارند روزه سلامت جسم را نیز تامین می‌کند و این را از فتوای قبل از شروع ماه رمضانشان می‌توان فهمید)، ناظر به همین پیچ تاریخی بزرگ است که در پس آن قرار است عقلانیت ظهور کند چراکه آخرالزمان دوره تفکر است نه تعبد محض همانطور که اصحاب مهدی (عج) از روی پوست و مرکب حق را می شناسند و این نوع شناخت قطعا نشانه تفکری بسیار عمیق است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده ورود خوبی به آن جزوه داشته‌اید و نتایج خوبی گرفته‌اید. امید است با همّتی بلند هرکدام از عزیزان، جهانی باشند «بنشسته در گوشه‌ای».

 هر آنکس ز دانش برد توشه ای           جهانی است بنشسته در گوشه ای

هر آنکس به دانش شد آراسته              جهانی بود پر ز هر خواسته

موفق باشید

27579

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و عرض ادب خدمت شما، بنده نوجوانی ۱۴ ساله هستم که در پایه نهم دبیرستان تحصیل می‌کنم و قصد انتخاب رشته دارم. بنده علاقه بسیار شدید به حوزه علمیه دارم و تمام ارزش ها و علاقه ها و ... مانند عرفان، سلوک، اخلاق و... را در این راه و مسیر می‌دانم اگه بخواهم به صورت بسیار ساده عرض کنم الگو آیت الله سید علی قاضی رضوان الله علیه است و می‌خواهم مثل این بزرگوار بشم که هم بتوانم برای امام زمانم و انقلاب و .... مفید باشم و به درجات عالیه برسم ولی مشکلی که وجود دارد این است که علاقه قلبی من این است که از همین سن و بعد از اخذ سیکل وارد حوزه بشوم ولی خانواده بنده با ورود من با این سن مشکل داشته و می‌گویند بعد از گرفتن دیپلم وارد حوزه بشوم ولی بنده مطمئن مطمئن هستم که آنها با مشاوره با یک عالم راضی می‌شوند سوال بنده این است که با این وضعیت من با چه سنی وارد حوزه بشوم (گفتنی است که بنده خیلی برام سخته که از دیپلم وارد بشم چون معتقدم اون موقع دیر هست) یا اصلا با این اهداف من وارد حوزه بشوم یا دانشگاه (برای مثال دانشگاه امام صادق) در آخر گفتنی است بنده علاقه زیاد به خادم شدن آستان های معصومین نیز هستم و یکی از اهداف من بعد از گذراندن درجات عالی حوزه این است که همراه با حوزه خادم آستان یکی از معصومین بشوم. با آرزوی توفیق و برکات برای شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید اگر همان‌طور که فرمودید با سیکل وارد حوزه شوید و در این امر، جدّی باشید بهتر است. و تجربه‌ی بنده در مورد بعضی از افراد که می‌شناسم، همین نکته را تأیید می‌کند. موفق باشید

26909

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی: می خواستم در مورد معنی این آیه «وَ لا يَأْمُرَکُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِکَةَ وَ النَّبِيِّينَ أَرْباباً أَ يَأْمُرُکُمْ بِالْکُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» تحقیق جامعی کنم تا معنی آن برایم روشن شود بیشتر با این محوریت که اتخاذ ملائکه به ربوبیت، و اتخاذ نبی به ربوبیت به چه معناست اگر راهنمایی و یا منبعی معرفی بفرمایید عالیست. فایل های یادداشت ویژه شما رو در باره اهمیت ماه رجب خوندم با برادرم امروز رو روزه گرفتیم، تشکر فراوان از شما. خدا خیرتان دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در این مورد خوب است به تفسیر المیزان رجوع فرمایید. موفق باشید

26674

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر خدمت شما استاد بزرگوار: بنده شاغل در بیمارستان هستم و به خاطر شغلم بیمار و همراه بیمار زیاد دیدم. شاید به خاطر همین یه سری مسائل برام عادی شده. مثل اینکه همراه بیمار بسیار هراسان و نگران بیمار خودشون رو میارن و طوری رفتار میکنن که انگار دنیا به آخر رسیده خب درسته هر کس تو این دنیا عزیزانی داره و تحمل دوری و بیمارشون براش سخته اما من احساس می کنم خدا خیلی خوشش نمیاد از این رفتار بنده اش که دیگه تا این حد خودش رو درگیر بنده دیگه بکنه، خب انسان تا حدی در قبال دیگران مسئوله حتی در قبال نزدیک ترین افراد زندگی هر شخص. پس دیگه نیازی به این همه بی تابی نیست حالا نمیدونم به علت تکرار زیاده دیدن این صحنه ها برای من عادی شده و کم عاطفه شدم و یا واقعا همینطوره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با آن‌ها همدردی کنید تا اهل محبت باشید. لازم نیست احساس شما هم در آن حدّ آن‌ها باشد. موفق باشید

26033
متن پرسش
سلام: تعبیر «ضمیر ناخودآگاه» کدام یک از ابعاد انسان در مبانی عرفان اسلامی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم هم شامل نفس و هم شامل قلب شود، بستگی به درجه‌ی افراد دارد. موفق باشید

25178

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت: استاد با توجه به مباحثی که فرمودید حالا اگر بنده بعنوان انسان فطری به دنبال برنامه و راهی برای پاسخ دادن به جان و حفظ نسبتهای اصیل خود داشته باشم برای پیدا کردن برنامه ای که حضرت رب العالمین ارایه داده است و اطمینان به صدق نبوت این برنامه برنامه ای برای مطالعات و نحوه مطالعه در زمینه ادیان و مکاتب ارایه می فرمایید؟ یا منابع و افرادی را معرفی می فرمایید؟ و همچنین برای افزایش طلب و ظرفیتمان باید چکار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بعد از فهم و تدبّر در قرآن، رجوع به سایر ادیان مفید باشد. موفق باشید

25167

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: عقل سالم در بدن سالم است. متاسفانه چند ماهی است بیمار شدم (دیسک گردن (عمل کردم) و کمر دارم و دست و پاهایم گزگز شدید و بی حسی دارند). از خواندن دعاها خسته شدم. چون تاثیری نداشتند. از خدا ناامید نیستم ولی دنبال انسان پاک دلی هستم که دعا کند تا شفا بگیرم. آیا حرف غیر منطقی زدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف غیر منطقی نمی‌زنید. ولی فراموش نکنید که دعا و دوا هر دو باید در صحنه باشد. موفق باشید

24985
متن پرسش
سلام و درود محضر استاد گرانقدر: استاد عزیز چند سوال داشتم از محضرتون: ۱. ۲۹ سال از عمرم می گذرد، در تضادی باتلاق گونه گیر افتاده ام که مثل خوره زمان و عمرم را تاکنون بلعیده. تضادی از جنس عدم ثبات. گاهی رومی رومم گاهی زنگی زنگ. نه مسلمان مسلمانم، نه منتقد پیرو راه. اول سال قمری که می شود مسلمان می شوم. از ماه سوم منش و علقه و عقیده ام رنگ دیگر می گیرد تا شروع ماه رمضان. بلبشویی شده ام هفتاد رنگ. به قول حسین منزوی جمع اضدادی شده ام برای خودم. شعر می گویم. ساز می زنم (نی). خط می نویسم. آواز می خوانم. گاهی پیرو مکتب خونین عاشورا هستم و گاهی منتقد تند سر تا ته همه چیز. گاهی اصلاح طلب محضم و گاهی اصول گرای صرف در سیاست و عقیده. می دانید هر موضوع لذتبخشی بعد از مدتی از چشمم می افتد (هم مادی و هم معنوی). چندین و چند مرتبه خواستم سیر مطالعاتی شما را شروع کرده و ادامه دهم منتها فقط شروع کننده خوبی هستم. قصه کوتاه کنم که به «من به تنگ آمده ام از همه چیز». دلم یکرنگی و یکجایی می خواهد. حالا هر جا که باشد. چه کنم که بتوانم ثبات فکر و عقیده در درونم ایجاد کنم؟ با اینکه می دانم راهی که شما مرا می برید مرا به سرمنزل می رساند اما گاهی دلم می خواهد دوباره ساز دست بگیرم و لاجرعه از موسیقی ایرانی می بنوشم. چه کنم از این سرگردانی؟ ۲. خداوند فرزندی به من عطا فرموده و این ایام، سومین ماه بارداری همسرم است. چه رویه ای پیش بگیرم تا اولادی صالحی بشود؟ اکنون که در رحم مادر است و خداوند من و مادرش را واسطه حضورش در دنیا قرار داده چه اعمال و کرداری در منزل داشته باشم تا بیشترین تأثیر مثبت را روحش دریافت کند؟ و بیشترین جلوه انسانی شدن را پیش بگیرد؟ ۳. مورد دیگر اینکه شخصیتاً و خلقا انسانی هستم که زود از کوره در رفته و جوش می آورم. گاهی اژدهایی هفت سر می شوم سراسر خشم و فریاد. چه کنم که ریشه را درمان کرده باشم؟ خدا مرا ببخشد که گاه خشم مطلق چیزی جز ناسزا به زمین و زمان از دهانم برون نمی آید. ارادتمندتان بوده و هستم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین قبض و بسط نشانه‌ی امیدواری است و خبر از آن می دهد که حضرت حق به سوی‌تان نظر دارد و در آخر، بالاخره شما را برای خودش می‌گیرد. ۲. مهربانی به همدیگر و رعایت حق‌الناس و مهربانی با ارحام. ۲. خود را در وسعتی بیکرانه بیاب، نه در لانه‌ای تنگ. سوی دریا سیر کن زین آبگیر. موفق باشید

23992

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: راه رسیدن به شهادت از منظر قرآن چیست؟ لطفا راهکار دهید که در جامعه کنونی چطور می شود به مقام شهادت رسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فقط با رعایت شریعت و ایثار و تواضع و راضی‌بودن به رضای الهی راه، گشوده خواهد شد. موفق باشید

21806

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام: آيا از ديدگاه اسلام اگر ما مي توانيم يك نفر را در طول عمرمان از لحاظ مالي تامين كنيم و فقرش را برطرف كنيم مطلوبيت دارد يا صدقات و خيرات روزانه و متفرقه. لطفا مستند ديني را هم ذكر فرماييد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات ما بیش از همه بر صدقه‌ی جاریه تأکید شده است. به همین معنا که انسان، پولی یا مالی را جهت اموری به طور دائم اختصاص دهد. موفق باشید

8213
متن پرسش
سلام استاد لحن پاسخ گوییتان تغییر کرده.انشاالله خبریه؟؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حتماً خبری هست، مگر نشنیده‌اید فرشتگان در آسمان‌ها هرکدام صدها دُهل به صدا در آورده‌اند زیرا روز به روز زمینه‌ی برگشت نور اهل‌البیت«علیهم‌السلام» بیشتر فراهم است و انقلاب اسلامی بستر ظهور انوار الهی شده. حقیقتاً «صد دهل می‌زنند در دل ما... بانگ آن بشنویم ما فردا». موفق باشید
8054
متن پرسش
با سلام با توجه به پاسخی که به سوال 8030 فرموده اید،مطلب برای من هنوز جا نیفتاده است.مگر تری را میتوان از آب گرفت که بتوان سوزانندگی را آتش گرفت؟آتش یعنی سوزانندگی.آقای موسویان میگفتند با توجه به حرکت جوهری وجود ابراهیم شدید شد که آتش او را نسوزاند.نظر شما چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نه می‌توان تری را از آب گرفت و نه می‌توان سوزندگی را از آتش . بلکه حرف این است که در آن صحنه تنها آتش در صحنه نیست، مجموعه‌ای از عوامل در صحنه است تا سوزندگی آتش نقش اصلی را نداشته باشد و ابراهیم«علیه‌السلام» محفوظ بماند که به تعبیری حرف آقای موسویان درست است چون تقوای حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» مانع آن می‌شود که تنها آتش در رابطه با حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» در میان باشد. موفق باشید
29621
متن پرسش
باسمه تعالی. عرض سلام و ادب خدمت استاد: سوالی داشتم در مورد کسانی که اخلاق را مخرج مشترک تمام ادیان می دانند و اعمال و مناسک دین را مخصوص زمان و اقلیم خاص زمان گذشته می داند که به درد ما نمی خورد و قسمت سوم دین را افسانه و تاریخ و قصص و داستان می داند که تحریف شده و به درد ما نمی خورد و اقتدا به شخص خاصی نباید کرد بلکه اخلاق را حتی از آتئیستها هم که شده بگیرید و بروید جلو؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر اخلاق بدون مبنای معرفتی می‌تواند همچنان سرزنده و پایدار بماند؟ اتفاقاً بعد از جنگ جهانی اول و دوم بود که متفکران مطرح کردند چون اخلاق مسیحیت پشتوانه‌ی معرفتیِ محکمی نداشت و بیشتر بر اساس عواطف جلو می‌رفت، منجر به کینه‌هایی شد که بیش از ۶۰ میلیون مسیحی همدیگر را به قتل رساندند. قرآن می‌فرماید: «إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ ۚ» (فاطر/۱۰) آنچه انسان را به سوی حقیقت صعود می‌دهد، کَلِم طیّب یعنی عقیده‌ی پاک است و عمل صالح و اخلاق منجر می‌شود تا انسان در آن عقاید پاک محکم‌تر جلو برود. موفق باشید

29414

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چندی پیش سوالی در زمینه عین ثابت پرسیدم قانع نشدم. سوالات کاربران در این مورد را در سایت جستجو و بعضا دنبال کردم باز حل نشد. به بعض کتابها درین زمینه رجوع کردم نشد. فایلی در این زمینه با عنوان پیامبران خدا و نظر به آغاز آغازها داشتید گوش کردم با اینکه نفس حقیر تقریبا بنحویست که فقط با مطالب عرفانی می‌تواند انس بگیرد و حتی به صدرا با اینکه به عرفان نزدیکست رغبت ندارم (فقط عرفان خالص و جناب محی الدین روحی له الفدا) با این وجود این تنها بحث عرفانی بود که در طول استماعش مدام نفسم آن را پس می‌زد و آن شبی که به فایلتان گوش کردم بسی رنج و ملالت کشیدم و در آخر قانع نشدم دائما بودن و نحوه ی بودن را تکرار کردید بدون اثبات و عجب این چه بحثی است که اینقدر گریزپاست وحدت وجود را به راحتی با نظر به بینهایت بودن حق لااقل می‌توان تصدیق کرد ولو تصورش سخت باشد باری این بحث را تاکنون نتوانستم بپذیرم و خود راهکار دیگری را ارجح می‌دانم و این چه نحوه خداییست که نحوه هایش را دیگران رقم می‌زنند به زعم حقیر از آنجا که جز حق وجود دیگری نیست کیست که بخواهد با حق محاجه کند یک وجودست به هر لباسی خواست درمی آید در ثانی اگر نگاه عرفانی را یکسو نهیم و با دید عرفی نظر کنیم حضرت حق خود نحوه ی بودها را می‌بخشد و پاسخ هم دارد که یا نباید عالم ماده را خلق می‌کردم که درین صورت خیر کثیری فوت می‌شد یا حال که آفریدم گریزی نیست که نیمی زن باشند و نیمی مرد و از آنجا که به آدمی اختیار دادم والدین برخی افراد ناصالح خواهند شد و بدتر برخی نامشروع خواهند شد بنظر حقیر مهم اینست که به اثبات رسانیم که کسی که در بدترین شرایط متولد شده اگر بخواهد می‌تواند به همان سعادتی برسد که بهترین‌ها می‌توانند برسند البته بنظر من که هرچه آن خسرو کند شیرین بود همه سبل سعادت را حق اگر به ناحق مسدود کند باز بر سبیل سدیدست. عشق بازی می‌کنم من با صفات قهر او می چشم مستانه هر دم جام تلخ زهر او
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید ادامه‌ی بحث نیاز نیست و نباید به خودتان زحمت دهید. إن‌شاءالله به مرور به جمع‌بندیِ لازم می‌رسید. موفق باشید

قسمتی از فص یعقوبی را از فصوصی که روی سایت هست برایتان ارسال کردم شاید به تفکر در مورد آن به کار آید.

امام صادق (ع) فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ السَّعَادَةَ وَ الشَّقَاءَ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ خَلْقَهُ فَمَنْ خَلَقَهُ اللَّهُ سَعِيداً لَمْ يُبْغِضْهُ أَبَداً وَ إِنْ عَمِلَ شَرّاً أَبْغَضَ عَمَلَهُ وَ لَمْ يُبْغِضْهُ وَ إِنْ كَانَ شَقِيّاً لَمْ يُحِبَّهُ أَبَداً وَ إِنْ عَمِلَ صَالِحاً أَحَبَّ عَمَلَهُ وَ أَبْغَضَهُ لِمَا يَصِيرُ إِلَيْهِ فَإِذَا أَحَبَّ اللَّهُ شَيْئاً لَمْ يُبْغِضْهُ أَبَداً وَ إِذَا أَبْغَضَ شَيْئاً لَمْ يُحِبَّهُ أَبَداً»[1] به‌راستى خدا پيش از آن‌كه آفريده‌‏هاى خود را بيافريند سعادت و شقاوت را آفريد، هركه را خدا خوشبخت و سعادتمند آفريد، هرگز او را دشمن ندارد، اگر بد كند كار او را دشمن دارد نه خود را، و اگر بدبخت و با شقاوت باشد، هرگزش دوست ندارد و اگر كار خوبى كند، كارش را دوست دارد و خودش را دشمن دارد به خاطر سرانجامى كه به‌سوى آن مى‏‌رود، هرگاه خدا چيزى را دوست دارد هرگزش دشمن ندارد و هرگاه چيزى را دشمن دارد هرگزش دوست ندارد.

]فَلو خَدَمَ الإرادةَ الإلهيَّةَ ما نَصَحَ و ما نَصَحَ إِلّا بِها أعْني بالإرادةِ. فالرَّسُولُ و الوارِثُ طَبيبٌ أُخْرويٌ لِلنُّفُوسِ مُنقادٌ لِأمْرِ اللهِ حِينَ أمَرَهُ، فَيَنْظُرُ فِي أمْرِه تعالى و يَنْظُرُ فِي إِرادَتِهِ تعالى، فيَراهُ قَدْ أمَرَهُ بِما يُخالِفُ إِرادَتَهُ و لا يَكُونُ إِلّا مَا يُريدُ، و لِهذا كانَ الأمرُ. فَأرادَ الأمْرَ فوَقَعَ، و ما أرادَ وُقُوعَ ما أمَرَ بِهِ بِالمأمُورِ فَلَمْ يَقَعْ مِنَ المأمُورِ، فَسُمِّيَ مُخالَفَةً و مَعْصِيَةً.[

شیخ اکبر در ادامه می‌فرماید: اگر رسول صرفاً در خدمت اراده تکوینی بود نصیحت نمی‌کرد، و رسول نصیحت نمی‌کند مگر در فضای اراده تکوینی. پس رسول و وارث او که طبیب اُخروی نفوس‌اند، مُنقادِ امر تشریعی حق‌اند- هنگامی که خدای سبحان امر تشریعی نموده- پس از یک جهت به امر تشریعیِ حق نظر می‌کنند و در اراده‌ی تشریعی حق نظر می‌کنند -که هدایت همگان را اراده کرده است- و از جهت دیگر به اراده‌ی تکوینی او که مخالفِ اراده‌ی تشریعی حق است و تحقق پیدا نمی‌کند مگر آن چه را تکویناً اراده کرده است، و از این جهت امر تشریعی محقق می‌شود که خدا وقوع آن امر را اراده کرده پس آن امر به واسطه‌ی عبد واقع می‌شود و یا خدا اراده نکرده وقوع آنچه را امر کرده به عبد، پس آن امر، از طریق عبد واقع نمی‌شود که به آن مخالفت و معصیت گفته می‌شود.

با توجه به امر فوق اگر سؤال شود پس فائده امر تشریعی در این حالت چیست باید گفت در عین ثابته هر کس نوشته شده به من از راه نبوت تکلیف کن و این اقتضای عین ثابته همه‌ی انسان‌ها است ولی عین ثابته‌ی کفار اقتضای انکار دارد. از این جهت تمیز کفار از مؤمنین با رسالت محقق می‌شود و در این جا ظهور اقتضاء در میان است که عین ثابته‌ی کدامیک از افراد اقتضای اطاعت دارد و کدامیک اقتضای انکار.

]فالرَّسُولُ مُبَلِّغٌ: و لِهذا قالَ شَيبتْنِي سورة«هودٍ» و أخَواتُها لِما تَحوي عَليْهِ مِنْ قَوْلِهِ «فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ» فَشَيَّبَه «كَما أُمِرْتَ» فإِنَّهُ لا يَدرِي هَلْ أُمِرَ بِما يُوافِقُ الإرادَةَ فيَقَعُ، أوْ بِما يُخالِفُ الإرادَةَ فَلا يَقَعُ[

پس رسول در امر تشریعی رساننده آن امر است - چه خداوند از نظر تکوین اراده کرده باشد که افراد بپذیرند و چه اراده نکرده باشد- که افراد آن امر را بپذیرند و بدین لحاظ رسول خدا (ص) فرمود: «شيّبتنى هود و أخواتُها»[2] سوره‌ی هود و همانند آن مثل سوره‌ی شوری مرا پیر کرد. به جهت آن‌که در آن سوره‌‌ها هست، «پس نسبت به آنچه امر شده‌ای استقامت بورز» و این‌که فرمود «آن‌طور که به تو امر شده» او را پیر کرد زیرا حضرت نمی‌داند آن‌چه تشریع شده موافق اراده‌ی تکوینی است پس واقع می‌شود، یا مخالف اراده‌ی تکوینی است و واقع نمی‌شود و عبد نمی‌پذیرد.

رسول خدا (ص) از حیث نشئه‌ی عنصری‌اش که آن نشئه حاجب اطلاع دائمی از حقایق است، نمی‌داند آیا امر تشریعی موافق اراده‌ی تکوین حق است تا مخاطب و یا مخاطبانِ او منقاد امر او گردند یا نه.     

]و لا يَعْرِفُ أحَدٌ حُكْمَ الإرادةِ إِلّا بَعْدَ وُقُوعِ المُرادِ إِلّا مَنْ كَشَفَ اللهُ عَنْ بَصِيرَتِهِ فَأدرَكَ أعيانَ المُمْكِناتِ فِي حالِ ثُبُوتِها عَلى مَا هِيَ عَلَيْهِ، فَيَحْكُمُ عِنْدَ ذلِكَ بِما يَراهُ. و هذا قَدْ يَكُونُ لآحادِ النّاسِ في أوقاتٍ لا يَكُونُ مُسْتَصْحِباً. قال: «ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ» فصَرِّحْ بِالحجابِ،[

احدی حکم اراده‌ی تکوینی را نمی‌داند مگر بعد از وقوع مراد الهی و آنچه او اراده کرده إلاّ کسی که خداوند از بصیرتش کشف حجاب کرده باشد و بتواند اعیان ممکنات را به همان شکلی که در مقام ثبوت هستند ببینند. پس حکم کند مطابق آنچه در اعیان ثابته ممکنات دید که این کشف برای افراد نادری - مثل کمَّل انبیاء و اولیاء- هست آن هم در بعضی اوقات نه همیشه و لذا رسول خدا (ص) بنا به دستور حضرت حق در سوره‌ی احقاف آیه‌ی 9 [3] مأمور است که بگوید من نمی‌دانم بر من و بر شما چگونه عمل می‌شود. پس با گفتن این جمله تصریح کن به بودن حجاب. حضرت همیشه در مقامِ علمِ به تفصیلِ همه‌ی حقایق نیستند ولی هر وقت بخواهد خدا به ایشان آن علم را می‌دهد یعنی «إذا شاءَ عَلِمَ عَلِمَ» چون بخواهد بداند می‌داند.

]و لَيسَ المَقْصُودُ إِلّا أنْ يَطَّلِعَ فِي أمرٍ خاصٍ لا غَيْر.[

و مقصود از این کشف چیزی نیست مگر این‌که حق تعالی عبد را بر بعضی از امور آگاه کند نه به اندازه‌ای که خودش می داند به همین جهت فرمود: کسی هیچ احاطه‌ای به علم او ندارد مگر به اندازه‌ای که خودش می‌خواهد[4] و لذا انبیاء و اولیاء به بعضی از اسرار آگاه‌اند.

ملاحظه شد که انبیاء در خدمت اراده‌ی تشریعی حق‌اند و نه در خدمت اراده‌ی تکوینی خداوند، و در اراده‌ی تشریعی موضوعِ دعوت به خیر جدّی است و در اراده‌ی تکوینیِ حق نیز در عین آن‌که هم خیر، متعلقِ اراده‌ی حق است و هم شرّ، آنچه ترجیح دارد خیر است و در نظام اَحسنِ الهی، مزاج عالم، شرّ را نیز تحمل نمی‌کند و خیر را رشد می‌دهد.

 


[1] - الكافي، ج‏1، ص: 152

[2] - پيام پيامبر، متن‏عربى، ص 786.

[3] - «قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْري ما يُفْعَلُ بي‏ وَ لا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى‏ إِلَيَّ وَ ما أَنَا إِلاَّ نَذيرٌ مُبينٌ» (احقاف/9) بگو: «من پيامبر نوظهورى نيستم؛ و نمى‌‏دانم با من و شما چه خواهد شد؛ من تنها از آنچه بر من وحى مى‌‏شود پيروى مى‌‏كنم، و جز بيم‌‏دهنده آشكارى نيستم!»

[4]- «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً  إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُول ...»‏(جن/ آیات 27- 26).

29254

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد، خداوند توفیق حفظ قرآن را به من داده است و در حال حفظ هستم، می‌خواستم بپرسم اگر همزمان با حفظ تفسیر هم بخوانم خوب است؟ خودم تصور می‌کنم تفسیر را بگذارم برای بعد از اتمام حفظ کامل، چون نیازمند توجه و تفکر عمیق است. ممنون می‌شوم راهنمایی بفرمایید. سوال دوم ربطی به این قضیه ندارد و در خصوص رابطه با خواهرزاده ها و برادرزاده هاست. استاد آنها هر روز به خانه ما می آیند و خیلی شلوغ می‌کنند و واقعا مادر پدرم هم راضی نیستند آنها هر روز بیایند و هر چه قدر هم به شوخی و جدی می گویند واقعا دیگر سن ما سنی نیست که تحمل این همه شلوغ کاری بچه های شما را داشته باشیم ولی فایده ندارد و این باعث می‌شود ما گاهی سر بچه ها داد بزنیم و امر و نهی و داد و بیداد. هر چند خود من سعی می‌کنم صبور باشم و رأفت و مهربانی دخترانه ام را داشته باشم اما گاهی از کوره در می‌روم و سرشان داد می‌زنم و بعد خیلی ناراحت می‌شوم و از خدا طلب بخشش می‌کنم، می‌دانم این بی صبری ها و ترش رویی ها آدم را عقب می اندازد. اما نمی‌دانم باید چه کنیم؟ ممنون می‌شوم راهنمایی کنید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در حین حفظ قرآن، تنها باید در کنار حفظ متوجه‌ی مفاهیم آیات بود ولی تفسیر آن را به بعد موکول کرد. ۲. به نظر می‌آید آن‌ها خانه‌ی مادربزرگ‌شان را مأوای کودکانه‌ی خود می‌دانند. با خوشرویی می‌توانید آینده‌ی آن‌ها را آباد کنید. موفق باشید

29090

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: استاد احساس می‌کنم خدا این روزا شدیدا به کبیرایی جلوه کرده و اصلا محلمون نمیده. وضع و اوضاع زمانه خیلی سخت و غم انگیزه، این کرونا انگار تجلیه جلال حق هست، انگار خدا این روزا به ما میگه برید. مسجد که انگار خانه من بود حالا انگار منو از خانه ام بیرون کردن و سرگردانم. وضع بی دینی مردم هم حالمو خیلی گرفته، روز به روز از خدا دورتر میشن. حس اون سائلی دارم که در شهر غریب تک و تنهاست. نا امید نیستم اما پر از غم هستم، استاد احساس می‌کنم از بس گناه کردیم خدا دیگه ولمون کرده. هرچی درد داریم از بی خدایی است. دلم گرفته. آیا در پس این شب سیاه، طلوعی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً همین‌طور است که احساس می‌کنید. گویا در شرایطی هستیم که باید ایمان‌های‌مان امتحان شود تا معلوم گردد چه اندازه تحت تأثیر فضا و جوّ بوده و چه اندازه اصیل و جدّی است. آری! در پس این شب سیاه، طلوعی بس بسیار روشن است. موفق باشید

28783
متن پرسش
سلام علیکم: در رابطه با نقش تمدنی حادثه عاشورا و ارتباطش با تمدن نوین اسلامی و بالاتر از آن تمدن مهدوی (علیه الصلاه و السلام) که آرمان تمام انبیاء و اولیاء الله است، چه می‌توان گفت و عاشورا چه نقطه ای از مسیر تمدن سازی انبیاء الهی و حضرات معصومین است؟ آیا نقطه عطفی است که خودش مبدای برای تمدن نهایی کره ارض یعنی همان تمدن مهدوی است یا جریانی است در دل جریان سازی تاریخی و عهد پیامبران و امامان تا این مسیر به کل به محاق و زیر پوستین منافقین نرود و یک خون تازه ای باشد تا دوباره مسیر تمدنی الهی جان بگیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کربلا نشان داد که اگر انسان‌ها در ظاهر دین بمانند، آن‌چنان تنگ‌نظر می‌شوند که جز خودشان را نمی‌بینند حتی اگر آن دیگری امامی معصوم باشد. این اوج خودخواهی است که با دین سطحی پیش می‌آید زیرا به گفته‌ی شهید آوینی: «دل‌خوش به نمازی غراب‌وار و دعایی که بر زبان می‌گذرد، اما ریشه‌اش در دل نیست». خداوند اینان را به بلای به قتل‌رساندن امام معصوم دچار می‌کند زیرا به گمان خود پشتوانه‌ی آن‌ها دینِ خدا است. در حالی‌که به خود و به خدا دروغ می‌گویند. پشتوانه‌ی آن‌ها فهم سطحی از دینی است که باید راهی به سوی حقیقت از آن دین می‌گرفتند تا حقیقت را در جلوه‌های مختلف در هر جایی که به ظهور می‌آمد، می‌دیدند. آری! وقتی از دین خدا فقط به ظاهر آن چسبیده شده، خداوند انتقام خود را از آن‌ها آن‌طور می‌گیرد که به دست آن‌ها امامی را به شهادت می‌رسانند و حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» به خوبی متوجه شدند برای نجات جهان اسلام از «ریا» و «دروغ» و «تحجر» باید با شهادت خود یزید را شکست داد تا جهانی دیگر در مقابل بشر گشوده شود. امام حسین «علیه‌السلام» جهان اسلام را به خودآگاهیِ از دست‌رفته متذکر شدند تا وضع خود را بازیابی کنند. و این است که بعد از آن شهادت، آن‌چنان جهان اسلام متحول شد که به فرزند آن حضرت یعنی حضرت صادق «علیه‌السلام» رجوعی آن‌چنانی شد که ۴۰۰۰ از علمای اهل سنت به آن حضرت رجوع داشتند و پایه‌ی تمدنی که با امام حسین«علیه‌السلام» شروع شد ما را امروز با انقلاب اسلامی روبه‌رو کرده است. در انتظار فردایی که بشر امروز به خود آید که غفلت از حقیقت در هر صورتی که باشد، چه به گونه‌ی متحجرانه و یا به گونه‌ی لیبرال‌منشانه، جامعه‌‌ی اسلامی را به بحران می‌کشاند. موفق باشید    

28775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: یکی از اندیشمندان در مورد منطق ارسطویی گفته بودند که تاکید بر روی این منطق مانع از پیشرفت علوم شده است. می خواستم از حضرتعالی که بعضی از حیطه هایی که منطق ارسطویی قادر به پاسخ گویی آن نیست را برای دقت روی این موضوع بفرمایید. با تشکر فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منطق ارسطویی یکی از انواعِ نظم فکری است. آری! اگر همه‌ی تفکر را بخواهیم از این نوع متد فکری به‌دست آوریم، بسیاری از ابعاد تفکر مورد غفلت قرار می‌گیرد. به همین جهت هگل موضوع منطق دیالکتیک را برای فهم تاریخ مطرح می‌کند و یا اساساً مباحثی که با علم حضوری به‌دست می‌آید در منطق ارسطویی که صغری و کبری و نتیجه در آن مطرح است، نمی‌گنجد. به قول خودش در این موارد «قیاساتها معها». موفق باشید

28583
متن پرسش
با سلام ممنون که وقتتون رو در اختیار من قرار دادید. سوالی از خدمتتون دارم. من خانمی هستم که برای پسرم به خاستگاری دختر خانم شایسته ای از یک خانواده ی مذهبی رفتیم. بعد از اولین جلسه ی ملاقات به این نتیجه رسیدیم که دختر خانم و پسر من از جهت هم کفوی و عقیده و بعضی مسائل دیگر اشتراکات زیادی دارند. ولی وقتی برای هماهنگی دومین جلسه تماس گرفتم؛ مادر دختر خانم فرمودند که: ما با یک حاج اقایی که دوست خانوادگی ماست مشورت کردیم و ایشون هم استخاره کردند و هم با علمی که دارند گفتند که ستاره های این دختر و پسر با هم جفت نیست و بعدا زندگی آنها با عدم تفاهم و مشاجره همراه خواهد بود. با این وجود خانواده ی دختر به ما جواب منفی ندادند و گفتند که نمیدونند چه تصمیمی باید بگیرند. حالا سوال من از جناب عالی این است که: آیا اهمیت دادن به این مطالب درست است و در آینده این عدم تفاهم در زندگی آنها وجود خواهد داشت و یا با توجه به این که ظاهرا هم کفوی و هم عقیدگی وجود دارد، اجازه دهیم تا خاستگاری روند عاقلانه خود را طی کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی عقل به گفته‌ی حضرت باقر «علیه‌السلام» حجتِ باطنی است و چیزی را مشخص کند، استخاره چرا؟ پشت به استخاره حرام نیست، ولی پشت به عقلِ صریح، حرام است. موفق باشید

27979
متن پرسش
سلام: عرض ادب و خسته نباشید خدمت شما. حقیر یه دانشجوی هستم با ۲۶ سال سن. خانوادم و پدرم از کسایی هستند که شما رو قبول دارند و چندین و چندبار سخنرانی و تفسیرهای شما رو گوش دادند. و هنوز هم مباحث شما رو پیگیری می کنند. حقیر چون دانشجوام بنابراین درآمد آنچنانی ندارم. از پنج سال پیش تا الان با اصرار زیاد خواستم که برام خواستگاری بروند و هنوز دریغ از یک خواستگاری. دو سال پیش بخاطر اصرارهام گفتند یه خانم مذهبی و از فامیل رو در نظر گرفتند. از اون دو سال هر جایی می‌رفتیم مثلا هیئت یا کربلا می گفتند که اون خانم هم اونجاست. پاپیش نمی گذاشتند که بخاطر اصرارهام پنچ ماه قبل بهشون زنگ زدند. خانواده طرف مقابل هم که از فامیل بودند و حقیر رو دیده بودند اما دختر خانم ندیده بود. حتی اجازه خواستگاری ندادند و تلفنی رد کردند. یعنی دو سال فکر و انتخاب خانواده هیچ. الان هم هر کسی معرفی می کنند پدر میگن مادر و پدرش کجا کار می کنند. قبل از خواستگاری به دنبال تحقیق از طرف هستند که ببینند پدر و مادرش چه کاره هستند. این تحقیق بد نیست اما بعد از خواستگاری نه قبل از هیچ گونه حرفی و با همین بهونه ها ماه ها میگذره و هیچ اقدامی نمی کنند. یه حافظ قرآن پیدا شد که چون از طرف خانواده نبود چنان برخورد باهام شد که از متولد شدن خودم هم پشیمون شدم. پدر حقیر حتی این که شیر آب به کدوم سمت باشه که تابستون آب داغ نشه و پکیج روشن نشه براش این قدر اهمیت داره اما ازدواج حقیر هیچ. بهونه که میارند میگن باید طرف از فامیل باشه یا آشنا. الان بخاطر ترس از گناه روزی چند بار دعای مرگ می‌کنم. هر کاری هم فکر کنید انجام دادم چه نذر چه چله زیارت عاشورا و چه دعاهای دیگه و رفتن پیش یکی از علما واسه واسطه شدن برای ازدواج. الان نمی دونم چیکار کنم به خودکشی هم فکر کردم اما جرئتش رو ندارم و با عقایدم نمی خوره. لطفا راهنمایی کنید که یه دانشجوی ارشد چیکار کنه. اون وضع دانشگاه و اون وضع جامعه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه‌ی پدر و مادر و به‌خصوص وظیفه‌ی پدر است حتی‌الامکان شرایط ازدواج فرزند خود را فراهم کنند و انتخاب را تا حدّ ممکن به عهده‌ی خود فرزندشان بگذارند. این موارد را به نحوی باید از طریق فردی که آن‌ها قبول دارند، به گوش آن‌ها برسانید که نباید ازدواج فرزند خود را به بهانه‌های واهی عقب بیندازند. موفق باشید

27271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: بنده سوالی با عنوان «سوال درباره کیفیت استقرار حجاب در کشور» بیان کردم که پاسخش چنین داده شد: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که بحث «حجاب» در محافل علمی به صورت مفصل مطرح شده است. حدود دو سال پیش در جلسه‌ای که صاحب‌نظرانِ مسئله‌ی تربیت و خانواده خدمت مقام معظم رهبری داشتند که از جمله‌ی شرکت‌کنندگان آقای دکتر بانکی بودند به گزارش آقای بانکی بعضی از شرکت‌کنندگان از سر دلسوزی نکاتی شبیه نظرات شما را مطرح می‌کنند و پیشنهاد می‌نمایند بندِ نافِ انقلاب اسلامی را به حجاب گره نزنیم. و رهبر معظم انقلاب سختْ مخالفت می‌نمایند و می‌فرمایند اگر در مورد حجاب کوتاه بیاییم، شیرازه‌ی خانواده از هم می‌پاشد. علاوه بر این، بحث بر سر آن است که اگر نمایندگان یک ملتی که رویهمرفته مظهر اراده‌ی آن ملت‌اند؛ حجاب را در کشور جدا از معصیتِ بی‌حجابی، به عنوان قانون مطرح کردند، آیا به عنوان یک شهروند، جایی برای مخالفت با حجاب می‌ماند؟ موفق باشید. چند نکته در جواب هست که لازم دانستم متذکر شدم: ۱. بنده نظرات پیرامون حجاب در محافل علمی را بررسی کرده ام. نه نظرات حقوق بشری غرب‌گرا را قبول دارم (بی طرفی حکومت) و نه کیفیت فعلی. این در عرایضم کاملا مشهود بود. لذا «بند ناف انقلاب اسلامی را به حجاب گره نزنیم» را هم مردود می دانم چون به نظرم طراح این جمله، بیشتر همین رویکرد غربی را دنبال می کند. در حالی که ما قائلیم حجاب نه تنها واجب، بلکه ضروری دین و مذهب ماست. ۲. این که مقام معظم رهبری فرمودند اگر درباره حجاب کوتاه بیاییم، شیرازه خانواده از هم می پاشد هم کاملا قبول داریم. بنده هم معتقدم وقتی برای حجاب به صرف قانونگذاری خطاب به مردم بسنده می شود و مسئولان مربوطه نیز از سیاستگذاری و سیاستگزاری درباره حجاب شانه خالی می کنند، نتیجه آن می شود که می بینیم. یعنی حجاب در عین بی‌حجابی و گسست روابط خانوادگی. حال آنکه قوانین مربوط به حجاب باید به طور مستقیم ناظر به مسئولین باشد و آنها را ملزم به تدبیر درباره بسط و نشر فرهنگ حجاب کند و اجرای آن از جانب قوه مجریه و دستگاه قضا را تضمین کند و در حقیقت به طور غیر مستقیم متوجه مردم شود. شما تصور کنید وزارت ارشاد مجاب و یا با قانون ملزم شود اکران فیلم هایی که حقیقتاً آدم رویش نمی شود با خانواده اش ببیند را متوقف کند و یا لااقل حمایت نکند (حذف معافیت های مالیاتی برای تهیه‌کنندگان، عدم پخش تبلیغات تلوزیونی برای آن ها، نصب تبلیغاتشان در پلها، معابر و ...)، آن وقت منظور بنده را کاملا متوجه خواهید شد. یعنی نیاییم قانون حجاب وضع کنیم و از آن طرف طبق قوانین موضوعه مجلس شورای اسلامی که مظهر اراده ملت است، رسانه های ما الگوی بدحجابی عرضه کنند. ۳. و اما درباره اینکه فرمودید: «علاوه بر این، بحث بر سر آن است که اگر نمایندگان یک ملتی که رویهمرفته مظهر اراده‌ی آن ملت‌اند؛ حجاب را در کشور جدا از معصیتِ بی‌حجابی، به عنوان قانون مطرح کردند، آیا به عنوان یک شهروند، جایی برای مخالفت با حجاب می‌ماند؟ موفق باشید». خواهشم این است که درباره چند نکته زیر تأمل فرمایید: الف. اینکه می فرمایید مجلس مظهر اراده ملت است و قانونی را وضع کرده است و برای شهروندان از جمله بنده لازم الاتباع است (و البته ما هم قبول داریم)، ایجادگر چند سوال اساسی است: * اگر همین مظهر اراده ملت روزی تصمیم گرفت حجاب اختیاری شود، آیا باز هم بر سر استدلال خود خواهید بود؟ آن وقت اگر شورای نگهبان آمد رد کرد، من حق دارم بگویم در برابر مظهر راده ملت چرا می‌ایستید و شورای نگهبان مظهر اراده ملت نیست؟ (شش نفر حقوقدان منتخب مجلس هستند و شش نفر فقیه منصوب مقام معظم رهبری که در مورد حجاب فقط فقها می توانند رای بدهند چون مسئوله در دایره شرعیات است (مراجعه شود به قانون اساسی و آیین نامه داخلی شورای نگهبان). اگر استدلال کنید فقهای شورای نگهبان هم به واسطه انتخاب ولی فقیه از جانب مجلس خبرگان و به دلیل انتخاب اعضای این مجلس از جانب مردم، عملا نمایندگان مردم هستند، آن وقت باید قائل بود مدیر کل یه اداره در شهرستان هم منتخب مردم است. چون او را وزیر، وزیر را رئیس جمهور (با تأیید مجلس) و رئیس جمهور را هم مردم انتخاب کرده اند. لذا مراقب استدلالیمان باشیم. ** در ادامه باید گفت: مصوبات مجلس شورای اسلامی التزام علمی می آورد، نه التزام نظری. در عمل مادام که قانون حجاب است، هیچکس حق تخلف علمی ندارد. اما حق نقد این قانون محفوظ است. کما اینکه به قانون تصویب برجام در مجلس اصولگرا با آن کیفیت که حتما به آن واقف هستید اعتراض های نظری فراوانی شد. اغلب هم از جانب اشخاصی که داخل در گفتمان انقلاب اسلامی و ولایت فقیه قرار دارند از جمله خود ما بود. و هزاران قانونی که هم اکنون وجود دارد و به آن اعتراض نظری می شود (نظیر قانون حذف دادسراها که کمر قوه قضائیه ما را شکست و بعد از مدت ها با اعتراض های حقوقدانان و قضات کشور مجدد احیا شد). ولی مادام که قانون فعلی حجاب با قانون جدید نسخ یا اصلاح نشود، باید همگی ملتزم باشند که به قول مقام معظم رهبری قانون بد بهتر از بی قانونی است (اصل حاکمیت قانون / دیدار با مردم قم؛ ۱۹ دی ۹۰) *** رویکرد نقادانه بنده به قانون حجاب کاملا بر اساس گزاره های شرعی و نظری بود. چه اینکه استدلال کردم که در شرع هستند اموری که حکماً واجب و ضروری هستند ولی کیفیت استقرار آن ها با ساز و کارهای فرهنگی و اخلاقی است. خدای ناکرده نگفتم منشور ملل متحد گفته است که هر کس در انتخاب پوشش آزاد است و از این حرف ها که متأسفانه بعضا بدون در نظر گرفتن فرهنگ ملی و دینی ما می زنند و صرفا دنبال گرته‌برداری از غرب و شرق هستند. ** بنده حقیقتاً متأثر و متأسف شدم که شما فرمودید «اگر نمایندگان یک ملتی که رویهمرفته مظهر اراده‌ی آن ملت‌اند؛ حجاب را در کشور جدا از معصیتِ بی‌حجابی، به عنوان قانون مطرح کردند، آیا به عنوان یک شهروند، جایی برای مخالفت با حجاب می‌ماند». العیاذ بالله آیا بنده با «حجاب» مخالفت کردم؟ احتراماً آیا واقعا عنوان و محتوای سوال بنده را با دقت خوانده‌اید؟ بنده عرض کردم حجاب نه تنها واجب بلکه ضروری دین و مذهب ما (تشیّع) است. روی سخن بنده با کیفیت استقرار بود. چه کسی از مخالفت با حجاب دم زد؟! اگر من مخالف حجاب باشم که با توجه به قائلیت به ضروری بودن آن در دین و مذهبم یا دچار تناقض هستم یا خدای ناکرده ارتداد نهایتاً تأکید بنده با توجه به صراحت متون ارسالی این است که هیچ کس از جمله بنده حق دعوت به نقض قانون از جمله قانون حجاب ندارد. ولی نقد و آسیب‌شناسی قانون حقی است غیرقابل انکار. چه اینکه صرفا احکام شرعی منصوص و یا نظر و رأی معصوم هستند که غیرقابل نقد و خدای ناکرده انکار هستند. حال تصمیمات مجلس شورای اسلامی که جای خود دارد. ولی به هر حال مادام که قانون هست لازم است اطاعت شود. با عرض پوزش، بنده بعید می دانم استاد گرامی آقای طاهرزاده که بنده خود از مطالعه‌کنندگان آثارشان بوده‌ام و هستم و حتی در دوره ای توزیع‌کننده و معرفی‌کننده کتاب های ایشان بوده ام، آن پاسخ را داده باشند که قطعا اگر ایشان پاسخ داده بودند، حقیری چون من قادر نبود اینقدر اشکال کند و از آن مهمتر اینکه قطعا پاسخ مطروحه اینقدر خارج از سوال بنده نمی بود. ممنون بابت توجهتان و معذور بابت اطاله کلام ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۹
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مستحضرید در ابتدا عرض شد بحث آن مفصل است و حتی مفصل‌تر از این‌ حرف‌ها. به همین جهت بنده نخواستم به طور مستقیم وارد بحث شوم، خواستم با گفتن آن دو نکته تنها جنابعالی را در جریان بگذارم که ما چه موضع‌گیری‌هایی باید در مورد حجاب داشته باشیم و اجازه بدهید در مورد این سؤال‌تان نیز ورود مستقیم نداشته باشم، چرا که اساساً ظرفیت سؤال و جواب‌ها در حدّ بحث و بررسی چنین موضوعی نیست. موفق باشید

26013

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جانم: مراد از ترادف، الفاظ مترادفی چون قلب و فؤاد که عده ای قائل به عدم وجود ترادف شده اند و برای مثال همین قلب و فؤاد را مترادف نمی دانند بلکه مثلا می گویند: قلب به معنای چیزی که سمت راست بدن قرار گرفته است و فؤاد: به معنی قلبی که متوجه حقایق می شود. اگر ما ترادف را نپذیریم بسیاری از کلمات قرآن، دارای معنای دقیقی می شوند که ما به عنوان اینکه مترادف است از کنارش عبور می کنیم و قلب و فؤاد را یک چیز می گیریم. ولی از جهت دیگر واقعا ما در خارج مترادف می بینیم، مثلا در زبان فارسی خودمان خانه و منزل و ... حال سوال این است که علامه طباطبایی (ره) در تفسیر المیزان قائل به کدام از این دو نظر هستند (البته نظر سومی هم وجود دارد که اصل با عدم ترادف باشد که این دسته قائل به این هستند که ترادفی وجود دارد ولی اصل را بر عدم ترادف قرار می دهند) ببخشید وقتتون رو گرفتم استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده حضرت علامه «رحمت‌اللّه‌علیه» چون الفاظ را در دلِ آیات می‌نگرند و عموماً به مفردات راغب و لسان العرب رجوع دارند، به ریشه‌ی لغات نظر می‌کنند که روح آن‌ها در بین عربِ آن زمان به چه چیزی اشاره داشته است. و این برای فهم متون گذشته لازم است و امروزه تحت عنوان اتیمولوژی مورد بحث می‌باشد. موفق باشید

25064

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یک اتفاقی برای بنده داره میفته که حقیقتا جالبه و من رو متحیر می کنه. چند روزی هست یک سری کارهایی انجام می دهم که از کنترلم خارج میشه، و واقعا نمیدونم چرا انجام دادم، مثلا یک حرفی می زنم و نمی توانم کنترلش کنم باور کنین می توانستم حتی ۱۰ روز حرف نزنم یا یک کاری می کنم که نمی خواهم و من رو متحیر کرده. همشونم گناه هست. باور کنین تک تک کار هام تحت کنترلم بود و وهمم رو هم پدرم دراومد تا بگیرم و نگذارم جایی بره و الان این اتفاق. هر چه قدر فکر می کنم نمی فهممشون چیزیه که نبوده قبلا و الان داره اذیتم میکنه جالبه از روزی ۲ یا ۳ تا هم بیشتر نشده عمدتا. بسیار درگیرم کرده و واقعا‌ نمی خواهم گناه بکنم و می نشینم تعجب می کنم و گریه می کنم و نمی فهمم چیه. لطفا کمکم کنین و اگر نیاز بود حضوری هم بفرمایین میام خدمتتون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در این مورد بتوان گفت ملکات انسان بر انسان سیطره پیدا می‌کند، چیزی که در برزخ و قیامت پیش می‌آید. فکر می‌کنم چیز زودگذری باشد زیرا به هر صورت «الیوم، یوم العمل و غداً یوم الحساب». موفق باشید

نمایش چاپی