باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید کار تربیتی حُسن خود را دارد، ولی پرستار دلسوز، خودش را و بیمار را میتواند تا اوج آسمان معراجی کند و به انوار الهی منوّر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری از نظر مقام، همهی اولیاء معصوم در مقام نور عظمتاند هر چند از نظر مأموریت و شرایط ظهور کمالات، با هم متفاوت میباشند. در این رابطه است که حضرت باقر علیهالسلام میفرمایند: علی علیه السلام افضل از ما هستند. ۲. منظور کدام دو مقام است؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده ورود خوبی به آن جزوه داشتهاید و نتایج خوبی گرفتهاید. امید است با همّتی بلند هرکدام از عزیزان، جهانی باشند «بنشسته در گوشهای».
هر آنکس ز دانش برد توشه ای جهانی است بنشسته در گوشه ای
هر آنکس به دانش شد آراسته جهانی بود پر ز هر خواسته
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید اگر همانطور که فرمودید با سیکل وارد حوزه شوید و در این امر، جدّی باشید بهتر است. و تجربهی بنده در مورد بعضی از افراد که میشناسم، همین نکته را تأیید میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در این مورد خوب است به تفسیر المیزان رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با آنها همدردی کنید تا اهل محبت باشید. لازم نیست احساس شما هم در آن حدّ آنها باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم هم شامل نفس و هم شامل قلب شود، بستگی به درجهی افراد دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بعد از فهم و تدبّر در قرآن، رجوع به سایر ادیان مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف غیر منطقی نمیزنید. ولی فراموش نکنید که دعا و دوا هر دو باید در صحنه باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین قبض و بسط نشانهی امیدواری است و خبر از آن می دهد که حضرت حق به سویتان نظر دارد و در آخر، بالاخره شما را برای خودش میگیرد. ۲. مهربانی به همدیگر و رعایت حقالناس و مهربانی با ارحام. ۲. خود را در وسعتی بیکرانه بیاب، نه در لانهای تنگ. سوی دریا سیر کن زین آبگیر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فقط با رعایت شریعت و ایثار و تواضع و راضیبودن به رضای الهی راه، گشوده خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات ما بیش از همه بر صدقهی جاریه تأکید شده است. به همین معنا که انسان، پولی یا مالی را جهت اموری به طور دائم اختصاص دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر اخلاق بدون مبنای معرفتی میتواند همچنان سرزنده و پایدار بماند؟ اتفاقاً بعد از جنگ جهانی اول و دوم بود که متفکران مطرح کردند چون اخلاق مسیحیت پشتوانهی معرفتیِ محکمی نداشت و بیشتر بر اساس عواطف جلو میرفت، منجر به کینههایی شد که بیش از ۶۰ میلیون مسیحی همدیگر را به قتل رساندند. قرآن میفرماید: «إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ ۚ» (فاطر/۱۰) آنچه انسان را به سوی حقیقت صعود میدهد، کَلِم طیّب یعنی عقیدهی پاک است و عمل صالح و اخلاق منجر میشود تا انسان در آن عقاید پاک محکمتر جلو برود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید ادامهی بحث نیاز نیست و نباید به خودتان زحمت دهید. إنشاءالله به مرور به جمعبندیِ لازم میرسید. موفق باشید
قسمتی از فص یعقوبی را از فصوصی که روی سایت هست برایتان ارسال کردم شاید به تفکر در مورد آن به کار آید.
امام صادق (ع) فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ السَّعَادَةَ وَ الشَّقَاءَ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ خَلْقَهُ فَمَنْ خَلَقَهُ اللَّهُ سَعِيداً لَمْ يُبْغِضْهُ أَبَداً وَ إِنْ عَمِلَ شَرّاً أَبْغَضَ عَمَلَهُ وَ لَمْ يُبْغِضْهُ وَ إِنْ كَانَ شَقِيّاً لَمْ يُحِبَّهُ أَبَداً وَ إِنْ عَمِلَ صَالِحاً أَحَبَّ عَمَلَهُ وَ أَبْغَضَهُ لِمَا يَصِيرُ إِلَيْهِ فَإِذَا أَحَبَّ اللَّهُ شَيْئاً لَمْ يُبْغِضْهُ أَبَداً وَ إِذَا أَبْغَضَ شَيْئاً لَمْ يُحِبَّهُ أَبَداً»[1] بهراستى خدا پيش از آنكه آفريدههاى خود را بيافريند سعادت و شقاوت را آفريد، هركه را خدا خوشبخت و سعادتمند آفريد، هرگز او را دشمن ندارد، اگر بد كند كار او را دشمن دارد نه خود را، و اگر بدبخت و با شقاوت باشد، هرگزش دوست ندارد و اگر كار خوبى كند، كارش را دوست دارد و خودش را دشمن دارد به خاطر سرانجامى كه بهسوى آن مىرود، هرگاه خدا چيزى را دوست دارد هرگزش دشمن ندارد و هرگاه چيزى را دشمن دارد هرگزش دوست ندارد.
]فَلو خَدَمَ الإرادةَ الإلهيَّةَ ما نَصَحَ و ما نَصَحَ إِلّا بِها أعْني بالإرادةِ. فالرَّسُولُ و الوارِثُ طَبيبٌ أُخْرويٌ لِلنُّفُوسِ مُنقادٌ لِأمْرِ اللهِ حِينَ أمَرَهُ، فَيَنْظُرُ فِي أمْرِه تعالى و يَنْظُرُ فِي إِرادَتِهِ تعالى، فيَراهُ قَدْ أمَرَهُ بِما يُخالِفُ إِرادَتَهُ و لا يَكُونُ إِلّا مَا يُريدُ، و لِهذا كانَ الأمرُ. فَأرادَ الأمْرَ فوَقَعَ، و ما أرادَ وُقُوعَ ما أمَرَ بِهِ بِالمأمُورِ فَلَمْ يَقَعْ مِنَ المأمُورِ، فَسُمِّيَ مُخالَفَةً و مَعْصِيَةً.[
شیخ اکبر در ادامه میفرماید: اگر رسول صرفاً در خدمت اراده تکوینی بود نصیحت نمیکرد، و رسول نصیحت نمیکند مگر در فضای اراده تکوینی. پس رسول و وارث او که طبیب اُخروی نفوساند، مُنقادِ امر تشریعی حقاند- هنگامی که خدای سبحان امر تشریعی نموده- پس از یک جهت به امر تشریعیِ حق نظر میکنند و در ارادهی تشریعی حق نظر میکنند -که هدایت همگان را اراده کرده است- و از جهت دیگر به ارادهی تکوینی او که مخالفِ ارادهی تشریعی حق است و تحقق پیدا نمیکند مگر آن چه را تکویناً اراده کرده است، و از این جهت امر تشریعی محقق میشود که خدا وقوع آن امر را اراده کرده پس آن امر به واسطهی عبد واقع میشود و یا خدا اراده نکرده وقوع آنچه را امر کرده به عبد، پس آن امر، از طریق عبد واقع نمیشود که به آن مخالفت و معصیت گفته میشود.
با توجه به امر فوق اگر سؤال شود پس فائده امر تشریعی در این حالت چیست باید گفت در عین ثابته هر کس نوشته شده به من از راه نبوت تکلیف کن و این اقتضای عین ثابته همهی انسانها است ولی عین ثابتهی کفار اقتضای انکار دارد. از این جهت تمیز کفار از مؤمنین با رسالت محقق میشود و در این جا ظهور اقتضاء در میان است که عین ثابتهی کدامیک از افراد اقتضای اطاعت دارد و کدامیک اقتضای انکار.
]فالرَّسُولُ مُبَلِّغٌ: و لِهذا قالَ شَيبتْنِي سورة«هودٍ» و أخَواتُها لِما تَحوي عَليْهِ مِنْ قَوْلِهِ «فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ» فَشَيَّبَه «كَما أُمِرْتَ» فإِنَّهُ لا يَدرِي هَلْ أُمِرَ بِما يُوافِقُ الإرادَةَ فيَقَعُ، أوْ بِما يُخالِفُ الإرادَةَ فَلا يَقَعُ[
پس رسول در امر تشریعی رساننده آن امر است - چه خداوند از نظر تکوین اراده کرده باشد که افراد بپذیرند و چه اراده نکرده باشد- که افراد آن امر را بپذیرند و بدین لحاظ رسول خدا (ص) فرمود: «شيّبتنى هود و أخواتُها»[2] سورهی هود و همانند آن مثل سورهی شوری مرا پیر کرد. به جهت آنکه در آن سورهها هست، «پس نسبت به آنچه امر شدهای استقامت بورز» و اینکه فرمود «آنطور که به تو امر شده» او را پیر کرد زیرا حضرت نمیداند آنچه تشریع شده موافق ارادهی تکوینی است پس واقع میشود، یا مخالف ارادهی تکوینی است و واقع نمیشود و عبد نمیپذیرد.
رسول خدا (ص) از حیث نشئهی عنصریاش که آن نشئه حاجب اطلاع دائمی از حقایق است، نمیداند آیا امر تشریعی موافق ارادهی تکوین حق است تا مخاطب و یا مخاطبانِ او منقاد امر او گردند یا نه.
]و لا يَعْرِفُ أحَدٌ حُكْمَ الإرادةِ إِلّا بَعْدَ وُقُوعِ المُرادِ إِلّا مَنْ كَشَفَ اللهُ عَنْ بَصِيرَتِهِ فَأدرَكَ أعيانَ المُمْكِناتِ فِي حالِ ثُبُوتِها عَلى مَا هِيَ عَلَيْهِ، فَيَحْكُمُ عِنْدَ ذلِكَ بِما يَراهُ. و هذا قَدْ يَكُونُ لآحادِ النّاسِ في أوقاتٍ لا يَكُونُ مُسْتَصْحِباً. قال: «ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ» فصَرِّحْ بِالحجابِ،[
احدی حکم ارادهی تکوینی را نمیداند مگر بعد از وقوع مراد الهی و آنچه او اراده کرده إلاّ کسی که خداوند از بصیرتش کشف حجاب کرده باشد و بتواند اعیان ممکنات را به همان شکلی که در مقام ثبوت هستند ببینند. پس حکم کند مطابق آنچه در اعیان ثابته ممکنات دید که این کشف برای افراد نادری - مثل کمَّل انبیاء و اولیاء- هست آن هم در بعضی اوقات نه همیشه و لذا رسول خدا (ص) بنا به دستور حضرت حق در سورهی احقاف آیهی 9 [3] مأمور است که بگوید من نمیدانم بر من و بر شما چگونه عمل میشود. پس با گفتن این جمله تصریح کن به بودن حجاب. حضرت همیشه در مقامِ علمِ به تفصیلِ همهی حقایق نیستند ولی هر وقت بخواهد خدا به ایشان آن علم را میدهد یعنی «إذا شاءَ عَلِمَ عَلِمَ» چون بخواهد بداند میداند.
]و لَيسَ المَقْصُودُ إِلّا أنْ يَطَّلِعَ فِي أمرٍ خاصٍ لا غَيْر.[
و مقصود از این کشف چیزی نیست مگر اینکه حق تعالی عبد را بر بعضی از امور آگاه کند نه به اندازهای که خودش می داند به همین جهت فرمود: کسی هیچ احاطهای به علم او ندارد مگر به اندازهای که خودش میخواهد[4] و لذا انبیاء و اولیاء به بعضی از اسرار آگاهاند.
ملاحظه شد که انبیاء در خدمت ارادهی تشریعی حقاند و نه در خدمت ارادهی تکوینی خداوند، و در ارادهی تشریعی موضوعِ دعوت به خیر جدّی است و در ارادهی تکوینیِ حق نیز در عین آنکه هم خیر، متعلقِ ارادهی حق است و هم شرّ، آنچه ترجیح دارد خیر است و در نظام اَحسنِ الهی، مزاج عالم، شرّ را نیز تحمل نمیکند و خیر را رشد میدهد.
[1] - الكافي، ج1، ص: 152
[2] - پيام پيامبر، متنعربى، ص 786.
[3] - «قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْري ما يُفْعَلُ بي وَ لا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى إِلَيَّ وَ ما أَنَا إِلاَّ نَذيرٌ مُبينٌ» (احقاف/9) بگو: «من پيامبر نوظهورى نيستم؛ و نمىدانم با من و شما چه خواهد شد؛ من تنها از آنچه بر من وحى مىشود پيروى مىكنم، و جز بيمدهنده آشكارى نيستم!»
[4]- «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُول ...»(جن/ آیات 27- 26).
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در حین حفظ قرآن، تنها باید در کنار حفظ متوجهی مفاهیم آیات بود ولی تفسیر آن را به بعد موکول کرد. ۲. به نظر میآید آنها خانهی مادربزرگشان را مأوای کودکانهی خود میدانند. با خوشرویی میتوانید آیندهی آنها را آباد کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً همینطور است که احساس میکنید. گویا در شرایطی هستیم که باید ایمانهایمان امتحان شود تا معلوم گردد چه اندازه تحت تأثیر فضا و جوّ بوده و چه اندازه اصیل و جدّی است. آری! در پس این شب سیاه، طلوعی بس بسیار روشن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کربلا نشان داد که اگر انسانها در ظاهر دین بمانند، آنچنان تنگنظر میشوند که جز خودشان را نمیبینند حتی اگر آن دیگری امامی معصوم باشد. این اوج خودخواهی است که با دین سطحی پیش میآید زیرا به گفتهی شهید آوینی: «دلخوش به نمازی غرابوار و دعایی که بر زبان میگذرد، اما ریشهاش در دل نیست». خداوند اینان را به بلای به قتلرساندن امام معصوم دچار میکند زیرا به گمان خود پشتوانهی آنها دینِ خدا است. در حالیکه به خود و به خدا دروغ میگویند. پشتوانهی آنها فهم سطحی از دینی است که باید راهی به سوی حقیقت از آن دین میگرفتند تا حقیقت را در جلوههای مختلف در هر جایی که به ظهور میآمد، میدیدند. آری! وقتی از دین خدا فقط به ظاهر آن چسبیده شده، خداوند انتقام خود را از آنها آنطور میگیرد که به دست آنها امامی را به شهادت میرسانند و حضرت اباعبداللّه «علیهالسلام» به خوبی متوجه شدند برای نجات جهان اسلام از «ریا» و «دروغ» و «تحجر» باید با شهادت خود یزید را شکست داد تا جهانی دیگر در مقابل بشر گشوده شود. امام حسین «علیهالسلام» جهان اسلام را به خودآگاهیِ از دسترفته متذکر شدند تا وضع خود را بازیابی کنند. و این است که بعد از آن شهادت، آنچنان جهان اسلام متحول شد که به فرزند آن حضرت یعنی حضرت صادق «علیهالسلام» رجوعی آنچنانی شد که ۴۰۰۰ از علمای اهل سنت به آن حضرت رجوع داشتند و پایهی تمدنی که با امام حسین«علیهالسلام» شروع شد ما را امروز با انقلاب اسلامی روبهرو کرده است. در انتظار فردایی که بشر امروز به خود آید که غفلت از حقیقت در هر صورتی که باشد، چه به گونهی متحجرانه و یا به گونهی لیبرالمنشانه، جامعهی اسلامی را به بحران میکشاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منطق ارسطویی یکی از انواعِ نظم فکری است. آری! اگر همهی تفکر را بخواهیم از این نوع متد فکری بهدست آوریم، بسیاری از ابعاد تفکر مورد غفلت قرار میگیرد. به همین جهت هگل موضوع منطق دیالکتیک را برای فهم تاریخ مطرح میکند و یا اساساً مباحثی که با علم حضوری بهدست میآید در منطق ارسطویی که صغری و کبری و نتیجه در آن مطرح است، نمیگنجد. به قول خودش در این موارد «قیاساتها معها». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی عقل به گفتهی حضرت باقر «علیهالسلام» حجتِ باطنی است و چیزی را مشخص کند، استخاره چرا؟ پشت به استخاره حرام نیست، ولی پشت به عقلِ صریح، حرام است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفهی پدر و مادر و بهخصوص وظیفهی پدر است حتیالامکان شرایط ازدواج فرزند خود را فراهم کنند و انتخاب را تا حدّ ممکن به عهدهی خود فرزندشان بگذارند. این موارد را به نحوی باید از طریق فردی که آنها قبول دارند، به گوش آنها برسانید که نباید ازدواج فرزند خود را به بهانههای واهی عقب بیندازند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مستحضرید در ابتدا عرض شد بحث آن مفصل است و حتی مفصلتر از این حرفها. به همین جهت بنده نخواستم به طور مستقیم وارد بحث شوم، خواستم با گفتن آن دو نکته تنها جنابعالی را در جریان بگذارم که ما چه موضعگیریهایی باید در مورد حجاب داشته باشیم و اجازه بدهید در مورد این سؤالتان نیز ورود مستقیم نداشته باشم، چرا که اساساً ظرفیت سؤال و جوابها در حدّ بحث و بررسی چنین موضوعی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده حضرت علامه «رحمتاللّهعلیه» چون الفاظ را در دلِ آیات مینگرند و عموماً به مفردات راغب و لسان العرب رجوع دارند، به ریشهی لغات نظر میکنند که روح آنها در بین عربِ آن زمان به چه چیزی اشاره داشته است. و این برای فهم متون گذشته لازم است و امروزه تحت عنوان اتیمولوژی مورد بحث میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در این مورد بتوان گفت ملکات انسان بر انسان سیطره پیدا میکند، چیزی که در برزخ و قیامت پیش میآید. فکر میکنم چیز زودگذری باشد زیرا به هر صورت «الیوم، یوم العمل و غداً یوم الحساب». موفق باشید
