بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27979
متن پرسش
سلام: عرض ادب و خسته نباشید خدمت شما. حقیر یه دانشجوی هستم با ۲۶ سال سن. خانوادم و پدرم از کسایی هستند که شما رو قبول دارند و چندین و چندبار سخنرانی و تفسیرهای شما رو گوش دادند. و هنوز هم مباحث شما رو پیگیری می کنند. حقیر چون دانشجوام بنابراین درآمد آنچنانی ندارم. از پنج سال پیش تا الان با اصرار زیاد خواستم که برام خواستگاری بروند و هنوز دریغ از یک خواستگاری. دو سال پیش بخاطر اصرارهام گفتند یه خانم مذهبی و از فامیل رو در نظر گرفتند. از اون دو سال هر جایی می‌رفتیم مثلا هیئت یا کربلا می گفتند که اون خانم هم اونجاست. پاپیش نمی گذاشتند که بخاطر اصرارهام پنچ ماه قبل بهشون زنگ زدند. خانواده طرف مقابل هم که از فامیل بودند و حقیر رو دیده بودند اما دختر خانم ندیده بود. حتی اجازه خواستگاری ندادند و تلفنی رد کردند. یعنی دو سال فکر و انتخاب خانواده هیچ. الان هم هر کسی معرفی می کنند پدر میگن مادر و پدرش کجا کار می کنند. قبل از خواستگاری به دنبال تحقیق از طرف هستند که ببینند پدر و مادرش چه کاره هستند. این تحقیق بد نیست اما بعد از خواستگاری نه قبل از هیچ گونه حرفی و با همین بهونه ها ماه ها میگذره و هیچ اقدامی نمی کنند. یه حافظ قرآن پیدا شد که چون از طرف خانواده نبود چنان برخورد باهام شد که از متولد شدن خودم هم پشیمون شدم. پدر حقیر حتی این که شیر آب به کدوم سمت باشه که تابستون آب داغ نشه و پکیج روشن نشه براش این قدر اهمیت داره اما ازدواج حقیر هیچ. بهونه که میارند میگن باید طرف از فامیل باشه یا آشنا. الان بخاطر ترس از گناه روزی چند بار دعای مرگ می‌کنم. هر کاری هم فکر کنید انجام دادم چه نذر چه چله زیارت عاشورا و چه دعاهای دیگه و رفتن پیش یکی از علما واسه واسطه شدن برای ازدواج. الان نمی دونم چیکار کنم به خودکشی هم فکر کردم اما جرئتش رو ندارم و با عقایدم نمی خوره. لطفا راهنمایی کنید که یه دانشجوی ارشد چیکار کنه. اون وضع دانشگاه و اون وضع جامعه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه‌ی پدر و مادر و به‌خصوص وظیفه‌ی پدر است حتی‌الامکان شرایط ازدواج فرزند خود را فراهم کنند و انتخاب را تا حدّ ممکن به عهده‌ی خود فرزندشان بگذارند. این موارد را به نحوی باید از طریق فردی که آن‌ها قبول دارند، به گوش آن‌ها برسانید که نباید ازدواج فرزند خود را به بهانه‌های واهی عقب بیندازند. موفق باشید

26737

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ۱. با توجه به توصیه دین مبین به عدم طول امل و مبارزه آن و شناخت این امر، معمولا چه افرادی مبتلا به طول امل می شوند؟ ۲. راهکار مبارزه با این امر چیست و آیا مطلبی از حضرتعالی در این زمینه برای مطالعه هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده مشغول شدن به کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل است. موفق باشید

26537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد هر سال شما نظرتان را در مورد کاندیداهای اصلح می دادید و معرفی می کردید، امسال هم لطفا بزرگی کنید و فهرست کسانی رو که خودتون بهشون رای می دهید رو اعلام کنید. من شخصا آقای دکتر مقتدایی رو می شناسم به تقوا و پاکدستی و تعهد و تخصص و کاردانیش ایمان دارم. اما کس دیگه رو دقیق نمی شناسم، دکتر مهدی طغیانی هم مثل دکتر مقتدایی امام صادقی هستن و میگن با تقوا هستن، حجه الاسلام میرزایی هم میگن علم خوبی دارند، اما به جمع بندی نرسیدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً چون این دوره، خوبانِ زیادی نامزد شده‌اند کار، سخت شده و به راحتی نمی‌توان به جمع‌بندی نسبت به ۵ نفر رسید. موفق باشید

25961

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: در پناه حق موید و موفق باشید. استاد شما کتاب سه دقیقه در قیامت را که این روزها در موردش صحبت میشه و در مورد برزخ هست را اطلاع دارید؟ مطالبش رو چگونه ارزیابی می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خودم اصل کتاب را مطالعه نکرده‌ام ولی در جریان بعضی از موضوعات آن هستم و مشکلی در آن ندیده‌ام. موفق باشید

25391

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: بنده در حال نگارش پایان نامه ای با عنوان بررسی فقهی حقوقی تکالیف حکومت اسلامی در حفظ امنیت روانی شهروندان می باشم. در برخی کتب فقهی از جمله وظایف حاکم اسلامی حفظ ارواح و اجسام مردم ذکر شده است. حال سوال بنده این است آیا جسم و روان و روح در طول یکدیگرند و در واقع روح حد اعلی این سیر است؟ تفاوت روح و روان چیست؟ منظور از روح در اینجا روح غیر روح حیوانی است؟ لطفا کتاب و یا مباحثی که برای مطالعه و اشاره گذرا و مستند کردن می تواند به بنده کمک کند معرفی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌ی «روح» عربی و واژه‌ی «روان» فارسی است. در رابطه با معرفت روح یا نفس و یا روان، کتاب «ده نکته در معرفت نفس» بر روی سایت هست، ولی فکر نمی‌کنم ربطی به موضوع پایان‌نامه‌ی شما داشته باشد. موفق باشید

24148
متن پرسش
سلام: ۱. فرمودید ارتباط با خداوند بدون مظاهر محال است. حال در نماز که در یک حالت حضور و بقا هستیم این مظاهر چه می شوند؟ مثلا هنگامی که سوره حمد خوانده می شود یا وقتی در سجده هستیم؟ ۲. چرا بعد از آنکه می فرماید «قضا الذی لا یرد و لا یبدل» در خواست حج مقبول می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حضرت صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «وَ انْوِ عِنْدَ افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ ذِكْرَ اللَّهِ وَ ذِكْرَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نُصْبَ عَيْنَيْك» یعنی در هنگام شروع نماز یاد خدا و یاد رسول خدا باش و یکی از ائمه علیهم السلام را مد نظر قرار بده

قصّه‌ی «راز» همیشه همین‌طور بوده و هست؛ هم رُخ می‌نمایاند و هم رُخ برمی‌تابد و پنهان می‌شود. گفت:

با گلرخِ خویش گفتم ای غنچه دهان                هرلحظه مپوش چهره چون عشوه‌گران

زد خنده که من به عکس خوبان جهان           بی پرده نهان باشم و با پرده عیان

برای دیدن خوبان جهان باید پرده و مظهری در میان باشد تا خود را در آن منظر بنمایاند همان‌طور که خدا را با مظاهر اسماء‌اش می‌بینید. زیرا بی‌پرده «نهان» می‌باشد و با پرده «عیان» است. حقیقت، همیشه با پرده یعنی با جلوات و مظاهرش ظاهر می‌شود و از آن طرف هم همان مظاهر، حجابِ حقیقت‌اند. جمال حق را در گل می‌بینید ولی اگر به گل مشغول شدید همان گل، حجابِ نظر به حق می‌شود.

۲. آری! در بستر توجه به سنت‌های لایتغیّر و پذیرفتن نظام متقنِ آن سنن، حال باید خود را در دل آن سنن شکل دهیم و وظایف الهی خود را مطابق آن به انجام برسانیم و از خدا بخواهیم در انجام آن وظایف که از جمله‌ی آن‌ها حج مقبول است، ما را کمک نماید. موفق باشید 

23298
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت: یه سوالی خدمتتون داشتم، حضوری هم خدمت رسیدم منتها فرمودین که براتون ارسال کنم. راه درمان راحت طلبی چیه؟ این بی مسئولیتی، انجام نشدن کارها سر موقع و امثالهم. یه رذیله ی فردی است یا سوقات ظلمات زمانه است؟ چطور باید بهش نگاه کرد، چه راهی رو باید پیش گرفت که مجدد خودمون را در این رذیله نبینیم؟ ممنون از زحمتتنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به سعه‌ی رحمت الهی که در مقابل ما گشوده شده است، موجب می‌شود ما با همّتی که در راستای انجام وظیفه‌ی خود إعمال می‌داریم، با چیزهایی روبه‌رو شویم که فکر آن را هم نمی‌کردیم، و این است راهِ درمان تنبلی و بی‌مسئولیتی، به همان معنایی که به ما فرمودند: «گرچه بهشتت نه به همت دهند / آن‌قدر ای دل که توانی بکوش» کوشش ما، برنامه‌ریزی و امیدواربودنِ به سعه‌ی رحمت الهی است. نتیجه، بیش از آنی است که ما بخواهیم بر اساس تصورِ نتیجه اقدام کنیم. «آن‌قدر ای دل که توانی بکوش». موفق باشید

22659
متن پرسش
با سلام: تو رو خدا اگه امکانش باشه زود جوابشو بفرسیت ممنون: آیا امکان دارد عقل که بصورت یقینی می گوید اصل علیت در مورد الکترون ها و جهان زیر اتمی برقرار است ولی واقعیت و حقیقت این باشد که اصل علیت در مورد الکترون ها و جهان میکروسکوپی برقرار نیست آخه بعضی از دانشمندان فیزیک می گویند ممکنه اصل علیت در مورد الکترون ها و جهان زیر اتمی و ردنقض بشه آیا این امکان وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفی اصلِ علیّت به‌جز برای خداوند که عین وجود و عین علت است، برای موجود دیگر معنا نمی‌دهد. می‌ماند که جهان الکترون‌ها و جهان میکروسکوپی آن‌چنان مشهود نیست که بتوانیم علت‌ عکس‌العمل‌های آن موجودات را به راحتی بیابیم. موفق باشید

8209

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم استاد عزیز کودکان از چه سالی حدودا میتوانند سی دی ها و سیر مطالعاتی را شروع کنند ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مباحثی که بنده دارم و بیشتر برای دوره‌ی راهنمایی قابل استفاده است تنها مثل کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیاز به نبی» است . ولی بیشتر مباحث را دبیرستانی‌های آماده و طلاب و دانشجویان می‌توانند استفاده کنند. موفق باشید
31447
متن پرسش

بسم رب الشهداء سلام علیکم: استاد عزیز متن زیر از نادر طالب زاده است! خواهشن اگر تکمله‌ای‌، شرحی، بسطی دارید که به ما کمک کند بفرمایید که گوش جان می‌سپارم. آنچه شهید آوینی اشاره کردند، در مورد تعارض بین فرهنگ نفسانی و فرهنگ دینی، تا زمانی که این دو در عرصه سینما در کنار هم باشند جمع نمی شوند، ملغمه ای از سینمای دینی است که نفسانی است و آن بوی خوش و عصر ولایی را نخواهد داشت ولی فعلا احساسم این است که در کار سینمای داستانی، شبیه سینمای دینی داریم، نه آن سینمای ناب ولی شبیه آن را داریم. شاید لازمه آن این باشد که کسی بتواند تصرف کند و غالب بر تکنیک شود، همه چیز را تسخیر کند یک آیت الله العظمی می خواهد و اگر این چنین نباشد خیلی مشکل است و به نظر من این دستگاه و این ابزار این قابلیت را نخواهد داشت ولی اگر هم بخواهد این سینما متحقق شود شروطی دارد، شروط بسیار سنگین. من یک بار از شهید آوینی این را سوال کردم ایشان با خنده پاسخ داد آخر هم باید خودمان کاری بکنیم، شاید نزدیکترین کار به سینمای دینی کارهای مستند باشد، در واقع برشهایی از واقعیت که کنار هم قرار می گیرند بهترین نوع است، ولی هر چه کار کنیم شبه سینمای دینی است، ولی من معتقدم باید در این زمینه تجربه کرد و این جرات را داشت، یا علی گفت و وارد این عرصه شد، و زمان را باید پیدا کرد البته خیلی مشکل است، ولی کار مستند با فرهنگ دینی مانوس تر است ولی در سینما کارهای زیادی می توان کرد; حتی با قصه می توان به سینمای دینی رسید ولی چگونه؟ در سینمای جهان هم تجربیاتی دارند با توجه به تکنولوژی پیشرفته، زمینه های نفسانی فرهنگ خود را با زمینه های قصه پردازی، می آمیزند و یک کار بی حقیقت به انجام می رسد ولی به واسطه تصرف کامل روی ابزار توفیقاتی دارند، در سینمای جهان هم مورد خاص ندارم که بگویم و با آن سینمای دینی فاصله بسیار زیاد دارد. ممکن است عده ای به انگیزه تبلیغ دین وارد این عرضه شوند; مثلا اصحاب کهف بسازند این خیلی با ارزش است ولی باز با آن سینمای دینی خیلی فاصله دارد. ساخت اصحاب کهف با انگیزه تبلیغ دین است، سینما این قابلیت را ندارد من هر چه فکر می کنم شخص آیت الله جوادی املی وارد این عرضه شود با آن عرفان بعید می دانم، بسیار بعید است بالاخره این ابزار در این زمانه به کار می آید، شاید گوشه چشمی به صاحب ابزار کنند کشف هایی بر او بشود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعاً همین‌طور است و حقیقتاً انقلاب، راهی در مقابل ما گشوده است و ما را در سنتی قرار داده است که سینمای آینده، سینمایی است مثل شخصیت حاج قاسم سلیمانی و این‌که سید مرتضی عزیز فرمود باید آیت الله بود؛ منظور باید معارف حقه الهیه مطابق زمان را در اختیار داشت.

همان‌طور که اگر مار نتواند پوست بیندازد می‌میرد، اگر ذهن انسان برای تغییر دچار مانع باشد، دیگر ذهن نیست، انبار اطلاعات است. مردان نظام اگر خود را در آینده‌ تاریخ خود حاضر نکنند و همچنان در گذشته متوقف باشند، عملاً گور خود و نظام را پیشاپیش کنده‌اند، زیرا در برابر آنچه در حال رشد و بالندگی است، کور و نابینا شده‌اند. مردانی می‌خواهیم که معنای سعه‌ی توحیدیِ انقلاب اسلامی را بفهمند که چگونه انقلاب، اقیانوس شده است و دوره‌ دریاچه‌ بودنش به‌سر آمده. زیرا وقتی خود را در مرحله‌ای از تاریخ پیدا می‌کنیم باید سعی کنیم گاه به گاه خود را گم کنیم تا دوباره از نو بازیابی شویم. این است آن شدنِ ابدی که بودنی خشک و ساکن نمی‌باشد.

متفکر تنها به یک اندیشه واحد نیاز دارد تا از آن یکتا اندیشه یعنی امری که باید به آن پای‌بند باشد، در شیوه‌ای در خور سخن بگوید و این وقتی محقق می‌شود که همانی را بگوید که از جانب همان یکتا اندیشه پیش آمده است و او از جانب همان اندیشه واحد فراخوانده می‌شود که در عین بی‌مرزی، قاطع‌ترین مرز است، مثل اندیشه حضور بیکرانه انسان در اکنونِ خود که در این اندیشه، ذات انسان شایسته تفکر است و می‌تواند با آن به وَجد آید و از چنین آغازی به سوی دیگر موضوعات آغازِ راه می‌کند، راهی که همواره انسان را از خود می‌ستاند و سپس به هویتی برتر پس می‌دهد.

موفق باشید

30897

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من با دیدن برنامه زندگی پس از زندگی و هم چنین تفکر زیاد تصمیم گرفتم بنده خوبی بشم و توبه کنم و درست تر از قبل زندگی کنم‌. حالا سوالاتی برایم پیش آمده. یکی اینکه گناهان گذشته را چطور جبران کنم؟ مخصوصا حق الناس یا غیبت مخصوصا متأسفانه غیبت و نمیتونم که برم به تمام آدم ها بگم و حلالیت بخوام. و هم چنین نماز و روزه های قضا که اونم متاسفانه زیاده و این ها باعث ناامیدی من شده. چون من بچه کوچک دارم و صبح تا شب درگیر اونم و عملا وقت کمی دارم برای همین خیلی نگرانم که چطوری پاک بشم و گناهانم را جبران کنم؟ خواهش می‌کنم کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: در حدّ توان تصمیم بگیرید که جبران مافات بکنید، بخصوص در عبادات، هر آن‌قدر که فرصت دارید قضای آن‌ها را انجام دهید. ثانیاً: در مورد حق‌الناس در حدّ ممکن آن‌هایی که می‌شناسید و می‌توانید، جبران کنید و آن‌هایی که نمی‌شناسید و یا نمی‌توانید، برایشان استغفار کنید و اگر موجب فتنه نمی‌شود از خودشان حلالیت بطلبید. عمده تصمیم و عزمی است که می‌گیرید و خداوند به نیّت و عزم شما نظر می‌کند. موفق باشید

28736

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام به محضر استاد معظم (حفظه الله تعالی): پس از اتمام دروس حوزه و دانشگاه، مشغول مطالعه آثار شهید مطهری و آثار حضرتعالی و فلسفه و عرفان نظرى هستم. به لطف حضرت حق، این معارف، خود، سبب پیشرفت علمى و معنوی و عملی گردیده. حدود دو چله فرصت تا چهل سال قمری دارم. اولین چله را ان شاء الله از روز عاشورا تا اربعین قصد خواندن زیارت عاشورا به نیت سرعت سیر علمی و عملی دارم. شنیده ام که چله زیارت عاشورا آثار روحی خاصی دارد و نباید بدون اذن استاد انجام داد. حضرت استاد بفرمایید: ۱. این چله برای بنده مجاز است؟ ۲. بهترين نيت براى اين چله در این مقطع از عمرم چیست؟ جزاکم الله خیر الجزاء
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون در این مورد تجربه‌ای نداشته‌ام، نمی‌توانم نظر دهم. موفق باشید

28633
متن پرسش
سلام استاد عرض ادب: برای فهم کتاب گلشن راز شیخ محمود شبستری، چه کار کنیم؟ چه کتاب هایی و شرحی مطالعه کنیم؟ خصوصاً فهم این بخش : تفکر رفتن از باطل سوی حق به جزو اندر بدیدن کل مطلق حکیمان کاندر این کردند تصنیف چنین گفتند در هنگام تعریف که چون حاصل شود در دل تصور نخستین نام وی باشد تذکر وز او چون بگذری هنگام فکرت بود نام وی اندر عرف عبرت تصور کان بود بهر تدبر به نزد اهل عقل آمد تفکر ز ترتیب تصورهای معلوم شود تصدیق نامفهوم مفهوم مقدم چون پدر تالی چو مادر نتیجه هست فرزند، ای برادر ولی ترتیب مذکور از چه و چون بود محتاج استعمال قانون دگرباره در آن گر نیست تایید هر آیینه که باشد محض تقلید ره دور و دراز است آن رها کن چو موسی یک زمان ترک عصا کن درآ در وادی ایمن زمانی شنو «انی انا الله» بی‌گمانی محقق را که وحدت در شهود است نخستین نظره بر نور وجود است دلی کز معرفت نور و صفا دید ز هر چیزی که دید اول خدا دید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقدماتی مثل «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و شرح تفسیر حمد حضرت امام، آمادگیِ ارتباط با فرهنگ عرفانی شیخ محمود را به شما می‌دهد تا إن‌شاءاللّه با شرح لاهیجی بتوانید به سوی فهم کتاب «گلشن راز» شیخ محمود بروید. موفق باشید

28556

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و احترام: طبق مباحث مطرح شده در کتاب حقیقت نوری اهل البیت علیهم السلام دو سوال داشتم: ۱. آیا می‌توان گفت در مجموع مقام رسول اکرم و امیرالمومنین علیهم السلام برابر هست؟ ۲. طبق عناوین مطرح شده در حدیث نورانیت که در هر مرحله دو مقام برای این ذوات مقدسه مطرح می‌شود. چگونه ذکر این دو مقام که تکمیل کننده هم هستند در دو ظهور رخ داده است و آیا این موضوع با جامعیت انسان کامل منافات ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری از نظر مقام، همه‌ی اولیاء معصوم در مقام نور عظمت‌اند هر چند از نظر مأموریت و شرایط ظهور کمالات، با هم متفاوت می‌باشند. در این رابطه است که حضرت باقر علیه‌السلام می‌فرمایند: علی علیه السلام افضل از ما هستند. ۲. منظور کدام دو مقام است؟ موفق باشید

27831

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد وقت به خیر: پیرو سئوال ۲۷۸۱۰ که فرمودید نماز جوری بخونید مثل اینکه با همدیگر صحبت می‌کنید. خوب استاد در صحبت کردن با همدیگر بالاخره یک چیز من میگم یه چیز اون طرف مقابل میگه صحبت شکل میگیره و آدم به همدیگر توجه داره اما در نماز علی الظاهر ماییم که با خدا داریم صحبت می‌کنیم او چیزی به ما نمیگه به خاطر همین رابطه یک طرفه میشه و حواس انسان پرت میشه چون فقط ماییم که صحبت می‌کنیم و جوابی نمی‌شنویم نظرتون چیه در این باره این مشکل رو چیکارش کنیم؟ موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره به جای نشستن و گفتنِ چطور و چطور، باید وارد شد تا إن‌شاءاللّه خداوند هم با شما نجوا کند. صبر در عبادات به همین معناست. موفق باشید

27271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: بنده سوالی با عنوان «سوال درباره کیفیت استقرار حجاب در کشور» بیان کردم که پاسخش چنین داده شد: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که بحث «حجاب» در محافل علمی به صورت مفصل مطرح شده است. حدود دو سال پیش در جلسه‌ای که صاحب‌نظرانِ مسئله‌ی تربیت و خانواده خدمت مقام معظم رهبری داشتند که از جمله‌ی شرکت‌کنندگان آقای دکتر بانکی بودند به گزارش آقای بانکی بعضی از شرکت‌کنندگان از سر دلسوزی نکاتی شبیه نظرات شما را مطرح می‌کنند و پیشنهاد می‌نمایند بندِ نافِ انقلاب اسلامی را به حجاب گره نزنیم. و رهبر معظم انقلاب سختْ مخالفت می‌نمایند و می‌فرمایند اگر در مورد حجاب کوتاه بیاییم، شیرازه‌ی خانواده از هم می‌پاشد. علاوه بر این، بحث بر سر آن است که اگر نمایندگان یک ملتی که رویهمرفته مظهر اراده‌ی آن ملت‌اند؛ حجاب را در کشور جدا از معصیتِ بی‌حجابی، به عنوان قانون مطرح کردند، آیا به عنوان یک شهروند، جایی برای مخالفت با حجاب می‌ماند؟ موفق باشید. چند نکته در جواب هست که لازم دانستم متذکر شدم: ۱. بنده نظرات پیرامون حجاب در محافل علمی را بررسی کرده ام. نه نظرات حقوق بشری غرب‌گرا را قبول دارم (بی طرفی حکومت) و نه کیفیت فعلی. این در عرایضم کاملا مشهود بود. لذا «بند ناف انقلاب اسلامی را به حجاب گره نزنیم» را هم مردود می دانم چون به نظرم طراح این جمله، بیشتر همین رویکرد غربی را دنبال می کند. در حالی که ما قائلیم حجاب نه تنها واجب، بلکه ضروری دین و مذهب ماست. ۲. این که مقام معظم رهبری فرمودند اگر درباره حجاب کوتاه بیاییم، شیرازه خانواده از هم می پاشد هم کاملا قبول داریم. بنده هم معتقدم وقتی برای حجاب به صرف قانونگذاری خطاب به مردم بسنده می شود و مسئولان مربوطه نیز از سیاستگذاری و سیاستگزاری درباره حجاب شانه خالی می کنند، نتیجه آن می شود که می بینیم. یعنی حجاب در عین بی‌حجابی و گسست روابط خانوادگی. حال آنکه قوانین مربوط به حجاب باید به طور مستقیم ناظر به مسئولین باشد و آنها را ملزم به تدبیر درباره بسط و نشر فرهنگ حجاب کند و اجرای آن از جانب قوه مجریه و دستگاه قضا را تضمین کند و در حقیقت به طور غیر مستقیم متوجه مردم شود. شما تصور کنید وزارت ارشاد مجاب و یا با قانون ملزم شود اکران فیلم هایی که حقیقتاً آدم رویش نمی شود با خانواده اش ببیند را متوقف کند و یا لااقل حمایت نکند (حذف معافیت های مالیاتی برای تهیه‌کنندگان، عدم پخش تبلیغات تلوزیونی برای آن ها، نصب تبلیغاتشان در پلها، معابر و ...)، آن وقت منظور بنده را کاملا متوجه خواهید شد. یعنی نیاییم قانون حجاب وضع کنیم و از آن طرف طبق قوانین موضوعه مجلس شورای اسلامی که مظهر اراده ملت است، رسانه های ما الگوی بدحجابی عرضه کنند. ۳. و اما درباره اینکه فرمودید: «علاوه بر این، بحث بر سر آن است که اگر نمایندگان یک ملتی که رویهمرفته مظهر اراده‌ی آن ملت‌اند؛ حجاب را در کشور جدا از معصیتِ بی‌حجابی، به عنوان قانون مطرح کردند، آیا به عنوان یک شهروند، جایی برای مخالفت با حجاب می‌ماند؟ موفق باشید». خواهشم این است که درباره چند نکته زیر تأمل فرمایید: الف. اینکه می فرمایید مجلس مظهر اراده ملت است و قانونی را وضع کرده است و برای شهروندان از جمله بنده لازم الاتباع است (و البته ما هم قبول داریم)، ایجادگر چند سوال اساسی است: * اگر همین مظهر اراده ملت روزی تصمیم گرفت حجاب اختیاری شود، آیا باز هم بر سر استدلال خود خواهید بود؟ آن وقت اگر شورای نگهبان آمد رد کرد، من حق دارم بگویم در برابر مظهر راده ملت چرا می‌ایستید و شورای نگهبان مظهر اراده ملت نیست؟ (شش نفر حقوقدان منتخب مجلس هستند و شش نفر فقیه منصوب مقام معظم رهبری که در مورد حجاب فقط فقها می توانند رای بدهند چون مسئوله در دایره شرعیات است (مراجعه شود به قانون اساسی و آیین نامه داخلی شورای نگهبان). اگر استدلال کنید فقهای شورای نگهبان هم به واسطه انتخاب ولی فقیه از جانب مجلس خبرگان و به دلیل انتخاب اعضای این مجلس از جانب مردم، عملا نمایندگان مردم هستند، آن وقت باید قائل بود مدیر کل یه اداره در شهرستان هم منتخب مردم است. چون او را وزیر، وزیر را رئیس جمهور (با تأیید مجلس) و رئیس جمهور را هم مردم انتخاب کرده اند. لذا مراقب استدلالیمان باشیم. ** در ادامه باید گفت: مصوبات مجلس شورای اسلامی التزام علمی می آورد، نه التزام نظری. در عمل مادام که قانون حجاب است، هیچکس حق تخلف علمی ندارد. اما حق نقد این قانون محفوظ است. کما اینکه به قانون تصویب برجام در مجلس اصولگرا با آن کیفیت که حتما به آن واقف هستید اعتراض های نظری فراوانی شد. اغلب هم از جانب اشخاصی که داخل در گفتمان انقلاب اسلامی و ولایت فقیه قرار دارند از جمله خود ما بود. و هزاران قانونی که هم اکنون وجود دارد و به آن اعتراض نظری می شود (نظیر قانون حذف دادسراها که کمر قوه قضائیه ما را شکست و بعد از مدت ها با اعتراض های حقوقدانان و قضات کشور مجدد احیا شد). ولی مادام که قانون فعلی حجاب با قانون جدید نسخ یا اصلاح نشود، باید همگی ملتزم باشند که به قول مقام معظم رهبری قانون بد بهتر از بی قانونی است (اصل حاکمیت قانون / دیدار با مردم قم؛ ۱۹ دی ۹۰) *** رویکرد نقادانه بنده به قانون حجاب کاملا بر اساس گزاره های شرعی و نظری بود. چه اینکه استدلال کردم که در شرع هستند اموری که حکماً واجب و ضروری هستند ولی کیفیت استقرار آن ها با ساز و کارهای فرهنگی و اخلاقی است. خدای ناکرده نگفتم منشور ملل متحد گفته است که هر کس در انتخاب پوشش آزاد است و از این حرف ها که متأسفانه بعضا بدون در نظر گرفتن فرهنگ ملی و دینی ما می زنند و صرفا دنبال گرته‌برداری از غرب و شرق هستند. ** بنده حقیقتاً متأثر و متأسف شدم که شما فرمودید «اگر نمایندگان یک ملتی که رویهمرفته مظهر اراده‌ی آن ملت‌اند؛ حجاب را در کشور جدا از معصیتِ بی‌حجابی، به عنوان قانون مطرح کردند، آیا به عنوان یک شهروند، جایی برای مخالفت با حجاب می‌ماند». العیاذ بالله آیا بنده با «حجاب» مخالفت کردم؟ احتراماً آیا واقعا عنوان و محتوای سوال بنده را با دقت خوانده‌اید؟ بنده عرض کردم حجاب نه تنها واجب بلکه ضروری دین و مذهب ما (تشیّع) است. روی سخن بنده با کیفیت استقرار بود. چه کسی از مخالفت با حجاب دم زد؟! اگر من مخالف حجاب باشم که با توجه به قائلیت به ضروری بودن آن در دین و مذهبم یا دچار تناقض هستم یا خدای ناکرده ارتداد نهایتاً تأکید بنده با توجه به صراحت متون ارسالی این است که هیچ کس از جمله بنده حق دعوت به نقض قانون از جمله قانون حجاب ندارد. ولی نقد و آسیب‌شناسی قانون حقی است غیرقابل انکار. چه اینکه صرفا احکام شرعی منصوص و یا نظر و رأی معصوم هستند که غیرقابل نقد و خدای ناکرده انکار هستند. حال تصمیمات مجلس شورای اسلامی که جای خود دارد. ولی به هر حال مادام که قانون هست لازم است اطاعت شود. با عرض پوزش، بنده بعید می دانم استاد گرامی آقای طاهرزاده که بنده خود از مطالعه‌کنندگان آثارشان بوده‌ام و هستم و حتی در دوره ای توزیع‌کننده و معرفی‌کننده کتاب های ایشان بوده ام، آن پاسخ را داده باشند که قطعا اگر ایشان پاسخ داده بودند، حقیری چون من قادر نبود اینقدر اشکال کند و از آن مهمتر اینکه قطعا پاسخ مطروحه اینقدر خارج از سوال بنده نمی بود. ممنون بابت توجهتان و معذور بابت اطاله کلام ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۹
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مستحضرید در ابتدا عرض شد بحث آن مفصل است و حتی مفصل‌تر از این‌ حرف‌ها. به همین جهت بنده نخواستم به طور مستقیم وارد بحث شوم، خواستم با گفتن آن دو نکته تنها جنابعالی را در جریان بگذارم که ما چه موضع‌گیری‌هایی باید در مورد حجاب داشته باشیم و اجازه بدهید در مورد این سؤال‌تان نیز ورود مستقیم نداشته باشم، چرا که اساساً ظرفیت سؤال و جواب‌ها در حدّ بحث و بررسی چنین موضوعی نیست. موفق باشید

26838
متن پرسش
با عرض سلام: مخالفین ولایت و ولی فقیه تا کجا می توانند آزادی عمل داشته باشند و تا کجا باید آنان را تحمل کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جایی که موجودیت نظام مورد تهدید قرار نگیرد، تحمل اندیشه‌های مخالف به خودی خود یکی از زیبایی‌های سعه‌ی صدر نظام اسلامی است که متأسفانه هنوز آن‌طور که شایسته‌ی نظام اسلامی است توسط طرفدارانِ انقلاب رعایت نمی‌شود. موفق باشید

26589
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: سوالی از خدمتتان داشتم اینکه، در شرایطی مانند مشکلات، انسان صبر پیشه می کند، در برابر گناه تقوی پیشه می کند، آیا در این حالات انسان در خود به صورت حضوری در حال لقاء الله است؟ یا در حال لقاء ملائکه ای است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند؛ در هر صورت انسان تحت تأثیر انوار الهی مفتخر به تقوی می‌شود. موفق باشید

26444

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت استاد عزیز با تشکر از زحمات شما برای تقویت مبانی نظری جبهه انقلاب. خیلی مدیون شما هستم. سوالی که داشتم اینکه ما بعد از مراسم بزرگداشت یوم الله ۲۲ بهمن به همراه گروه های جهادی عازم سیستان و بلوچستان هستیم از طرفی انتخابات مهم و سرنوشت ساز مجلس شورای اسلامی مصادف می شود با حضور ما در مناطق سیل زده و به همین دلیل دچار ترید شده ام که بروم یا بمانم؟ آیا قابل جمع هست یا بمانم و پس از انتخابات بروم؟ بعد اینکه لطفا توصیه ای برای بهتر جهاد کردن در مناطق سیل زده برای ما بفرماید. یا زهراء
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در اردوهای جهادی به‌خصوص در منطقه‌ی شرق ایران، به دلایل مختلف بسیار عالی است. می‌ماند که اگر رقابت‌ها در انتخابات آن‌چنان غلیظ نباشد که عدم انتخاب شما در آن منطقه، تقویت جبهه‌ای باشد که مصلحت اسلام را نمی‌داند؛ ترجیحاً حضور در اردوهای جهادی بهتر است. موفق باشید

26331
متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم: می خواستم نظرتان را در مورد کلاس های موفقیت غربی بدانم که از احادیث و آیات ما برای تطبیق بر مطالبشان استفاده می کنند؟ آیا تفسیر به رای نیست؟ مثلا یکی از آن ها آیه «لیس للانسان الا ما سعی» را به تلاش ذهنی تفسیر می کرد و می گفت ۹۹ درصد باید تلاش ما ذهنی باشد آن ۱ درصد جسمی. ممنونم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً در این موارد عرض شده، آن دستگاه‌ها مربوط به ما و فرهنگ و دیانت ما نیست، هرچند در بعضی موارد حرف‌های درستی دارند ولی فرهنگ ما اُنس با قرآن و روایت است که می‌تواند زندگی ما را معنا ببخشد. هنر ما باید در تدبّر در آیات و روایات به ظهور آید. موفق باشید

25877
متن پرسش
سلام استاد: قسمت زیادی از شرح مناجات شعبانیه شما رو گوش دادم. عالی بود. بعدش آمدم شروع کردم به شرح مناجات شعبانیه آیت الله جوادی آملی، ایشون در شرح فراز «و بیدک لا بید غیرک زیادتی و نقصی و نفعی و ضری» می فرمایند معناش اینه که نظام آفرینش جوری طراحی شده که اگر انسان راه درست رو انتخاب کنه خداوند سعادت و نفع نصیبش میکنه و اگر راه غلط رو انتخاب کنه خداوند شقاوت و ضرر نصیبش میکنه. و از این جهت است که ائمه (ع) در این فراز می فرمایند نفع و ضرر انسان به دست خداست! استاد سوالی که برام پیش اومده اینه که اگه معنای این فراز این باشه باید بگیم که نفع و ضرر انسان به دست خود انسان هست تا اینکه به دست خدا باشه و اصلا اگه معناش این باشه نیاز به گفتن نداشت و یه چیز بدیهی بود و فقط کاری که خدا کرده اینه که یه هستی به شدت قانونمند آفریده و اصلا اگه اینجوری باشه آدم به یه آرامشی میرسه. من فک می کنم باید یه معنای فراتر از این داشته باشه. خواهش می کنم مبسوط یرام توضیح بدید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که با اظهار آن فراز از مناجات، حضورِ حضرت ربّ العالمین را در تمام مناسبات خود مدّ نظر داریم و می‌خواهیم اظهار کنیم ما هیچ توجهی به غیر از تو در مناسبات خود نداریم. و این قصه‌ی اُنس ما با حضرت معبود است. موفق باشید

24667

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام وقت بخیر: استاد خواندن سوالات سایت نتیجه ای داره یا ما هم سیر رو دنبال کنیم میتونیم پاسخ دهنده باشیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل را بر مطالعه‌ی مباحث بگذارید. اگر احساس کردید موضوع خود را در آرشیوِ سؤالات نیاز است دنبال کنید؛ به آن بپردازید. موفق باشید

24401
متن پرسش
جناب استاد با سلام: با توجه به جواب سوال ۲۴۳۹۷ : نفس این صورت ذهنی را حتما از روی داده های حسی یا همان صورت واقع در قوه مربوطه که توسط قوای حسی مثل قوه بینایی احساس شده می سازد، آیا همین داده های حسی یا صورت واقع در قوه بینایی مادی نیست؟ اگر این داده های حسی یا صورتی که در قوه بینایی هست مادی هست که نفس از روی آن صورت ذهنی مطابق با واقع را می سازد که این هم می شود ادراک مادی، چون وقتی می گوییم نفس با استفاده از صورت واقع در قوه بینایی صورت ذهنی مطابق را می سازد پس باید نفس قبل از ساخت صورت ذهنی آن صورت واقع در قوه بینایی را ادراک کرده باشد تا پی به وجودش برده باشد تا بتواند مطابق آن صورت ذهنی بسازد پس ادراک مقدم بر ساخت صورت ذهنی هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جای خود به طور مفصل بحث شده است که آن‌چه از طریق انعکاس قرنیه به شبکیه می‌رسد طول موجی از نور است و از آن به بعد نیز از شبکیه تا مغز، انعکاسی از الکتریسته است و همه‌ی این‌ها مُعدّات است تا نفس صورتی مطابق خارج ابداع نماید. اولین پیشنهاد بنده مطالعه‌ی کتاب «معرفتِ نفس و حشر» و سیری در آرشیو سؤالات در رابطه با معرفت نفس است. موفق باشید

24015

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد ببخشید وقت شریف شما را می گیرم در کتاب ادب عقل و خیال آمده که ابن سینا که استدلالی و عقلی بودند به گونه ای که حتی ملاصدرا هم این موضوع را قبول داشتند و آمده ملاصدرا با حالت گلایه می فرمایند چرا شیخ با این همه استعداد عقل خود را صرف چیزهایی کرده که بقیه هم می توانستند صرف کنند؟ منظور جناب ملاصدرا از صحبت چه چیزهایی هست؟مثلا طبابت یا ریاضی دانی و یا کدام؟ مثلا اگر طبابت بوده که خب طبابت شیخ الرئیس در دنیا تک است پس کدامین چیزها را می گفتند جناب ملاصدرای عزیز؟ و استاد یک سوال دیگر هم دارم اینکه استاد من کتاب را می خوانم مطالب را متوجه می شوم اما متاستفانه اصلا درک نمی کنم. یعنی نمی دانم که چطور هم عاقل باشم و هم با قلبم با حق ارتباط برقرار کنم و هم اینکه با این دو خیالم را تربیت کنم! استاد کمکی کنید واقعا از اینکه نمی فهمم و درک نمی کنم و نمی توانم دارم اذیت میشم. چجور عقلم را تربیت کنم؟ قلبم را چطور؟ خیالم را چطور؟ التماس دعا استاد عزیز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- موضوع جناب ملاصدرا در مورد طبابت‌های وقت‌گیرِ شیخ‌الرئیس است که با وقت‌صرف‌کردن برای دیدن ادرار افراد در قاروره‌ها فرصت کارهای مهم‌تر را از دست می‌داده. 2- با یادداشت‌کردن آن‌چه مطالعه می‌کنید به آموخته‌‌های خود نظم دهید. موفق باشید

22244

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: آیا تعبیراتی مانند نفس و روح و قلب که در مورد حقیقت غیرمادی انسان در آیات و روایات و کلام اهل فن موجود است همگی حکایت از یک حقیقت است؟ چون بعضاً بین آنها تفاوت گذاشته اند. مثلا در روایتی بین روح و نفس تفاوت گذاشته که می‌فرماید موقع خواب روح در بدن می‌ماند و نفس را خداوند قبض می کند و بعد دوباره به بدن برمی گردد، یا بین روح نباتی و حیوانی و انسانی تفاوت قائلند و روح نباتی و حیوانی را مادی فرض گرفته‌اند و روح انسانی را مجرد و می گویند روح نباتی و حیوانی موقع مرگ از بین می روند و روح انسانی از بدن قبض می شود، یا اینکه می گویند در ابتدای خلقت انسان روح نباتی تدبیر بدن را بر عهده دارد و بعد روح حیوانی و در چهار ماهگی روح انسانی تدبیر را برعهده می‌گیرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم: در مکاتب مختلف،‌این واژه‌ها معنای متفاوتی دارند و از خود جمله باید فهمید که این واژه‌ها به کجا اشاره می‌کنند. در نگاه فلسفه‌ی اسلامی «النفس فی وحدتها کل القوی» است و لذا تمام حالات مذکور به شئونات نفس بر می‌گردد ولی در آن‌جایی که شما متذکر شده‌اید، بعضاً مراتبی مد نظر است که نسبت تدبیر نفس با بدن را توجیه می‌کند و این ربطی به حقیقت نفس ندارد و لذا وقتی نفس از بدن جدا شد، دیگر بحثی به نام «روح بخاری» برای نفس معنا ندارد. موفق باشید

نمایش چاپی