باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر آنکه در کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچیها» بحثی در رابطه با اشک بر امام حسین «علیهالسلام» شده است، در یادداشت ویژه نیز نکاتی عرض شده که در ذیل خدمتتان ارسال میشود: موفق باشید
جایگاه اشک بر حسين (ع)
قال الحسین (ع) : أ َنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ لَا يَذْكُرُنِي مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَر [1] من كشته ام براى اشك، مؤمن يادم نكند جز آنكه گريه اش گيرد.
اشكي كه در شيعه هست با ناراحتيهاي عاطفي و احساساتي فرق اساسي دارد، اشك براي حسين(ع) عامل رابطه انسان است با مقاصد قدسي و لذا نه تنها شادي و نشاط را از شيعيان نميگيرد، بلكه شادي و نشاط در زندگي شيعيان موج ميزند. ولي نبايد آن را با لذتگرايي يكي گرفت، زيرا تفاوت زيادي است بين آن شادي كه با پرهيزکاري همراه است و روح معنوي دارد با آنچه امروز در غرب هست كه لذتگرايي در آن مقصد و معبود شده است. در شيعه، شور زندگي با يادآوري غم غربت نسبت به عالم قدس همراه است و با فرهنگِ مرگ آگاهي راه خود را از قهقهههاي اهل غفلت جدا كرده و سعي دارد خود را در فرحِ حضورِ با حق حفظ كند و اشك بر حسين (ع) نوعي طلب آن فرح است و آنهايي كه غم غربت در اين دنيا را ميشناسند ميفهمند حزن مقدس چه حلاوتي دارد و مواظباند گرفتار لذتگرايي و خوشگذراني اهل دنيا نشوند و از ارتباط با حقايق وجودي عالم محروم گردند.
شیعه و غم و شادی و اشک
در زندگی شیعه شادی و طرب موج میزند، اما نباید آن را با لذتگرایی یکی گرفت، تفاوت زیادی است میان آن شادی که با پرهیزکاری همراه است و ویژگی معنوی دارد و آنچه امروز در فرهنگ غرب هست که در آن لذّتگرایی مقصد و معبود شده است.
در شیعه شور زندگی یا فرح، با یادآوری نوعی غمِ غربت نسبت به وطن معنوی، همراه است، که موجب حزن میگردد. این حالت از جمله حالاتی است که در اشعار عرفانی ما هویدا است و معلوم است که این حزن با ناراحتی عاطفی فرق بسیار دارد.
از آنجا که ما مرگ را در پیش داریم ناممکن است چون غافلان از غیب و قیامت از زندگی لذّت مستانه ببریم، و لذا فرهنگ شیعه در این «مرگآگاهی» راه خود را از قهقهههای مستانهی اهل غفلت جدا کرده است و با حزنی معنوی در فرحِ حضور است و متوجه است که ما در مقام موجوداتی معنوی با این عالم بیگانهایم و یک نحوه باطنگرایی را دائماً مدّ نظر داریم.
آنهایی که غم غربت را میشناسند در دل حزن مقدس، فرح و حلاوتی مییابند که قابل مقایسه با شادیهای اهل دنیا نمیباشد.
دیدگاه شیعه با پیروی از ائمه «علیهمالسلام» این نکته را دائماً مدّ نظر دارد که این جهان ناقصتر از آن است که بتوان با نور حقیقت به طور کامل ارتباط پیدا کرد.
اگر این غم مقدس نبود عناصر شادیبخش افراطی بر زندگی تشیع غالب میشد و به مردمی تبدیل میشدند که بیشتر لذتگرا و خوش گذرانند.
حزن شیعه نیز به جهت احساس غم غربت یا حزن معنوی او است که خود را و بقیه را در این غم شریک میبیند و اگر این حزن معنوی نبود، خیلی زود فرح، شکل شادیِ بیمحتوا به خود میگرفت و گرفتار لذّتجویی حسی میشد.
جایگاه عزاداری برای امام حسین «علیهالسلام»
۱. عزادران امام حسین«علیهالسلام» با حضور در مراسم عزای آن حضرت، در واقع خویشتن را مصیبتزده و داغدارِ حادثهی عاشورا مییابند، گریه سر میدهند و بیتاب میشوند.
۲. در اشک برای حسین«علیهالسلام» آرامشی ویژه و لذتی خاص هست متفاوت با غمها و اشکهای زندگی روزمرّه، غم معنویت، غم سوختن برای مظلوم، غمی است منشأ حرکت، و پویایی اجتماعی افراد را افزایش میدهد و به قلب و روح انسان نشاط همدلی با مظلوم را پدید میآورد و لذا از تکرار این غم و اشک ملول نمیشود.
۳. مهر و محبت به امام معصوم در ژرفای احساسات و عواطف شیعیان آن حضرت جای دارد و با تلاش شیعیان این پیوندِ عمیق عاطفی هرسال تکرار میشود، آنهم تلاش برای پیوندی عمیقتر. و لذا رسول خدا«صلواةاللهعلیهوآله» فرمودند: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا» [2] برای شهادت حسین «علیهالسلام» در قلوب مؤمنین حرارتی است که هرگز خاموش و سرد نمیشود.
۴. با توجهِ عاطفی به حضرت امام حسین «علیهالسلام» سایر ابعاد شخصیت امام و اسلام مدّ نظر قرار میگیرد تا علاوه بر نظر به آزادگی و ظلمستیزی و ایثار و حقیقتجویی که غذای جان انسان است، به مقام امامت نیز نظر شود و آن دری میشود برای فهم معارف اسلامی از طریق روایات آن بزرگان، و فربهشدن در فضائلی چون صبر و حلم که زمینهی نزدیکی به امامان معصوم میگردد و مرز تولّی و تبرّی که عامل نجات جامعهی اسلامی است شکل میگیرد و معنویت به عنوان یک ارزش جا باز میکند.
5- گریه بر امام حسین «علیهالسلام» از نوع گریههای نیمهشب اولیاء الهی است که حسین «علیهالسلام» توانست آن را برای عموم مردم عملی کند و خودِ آن حضرت بهخوبی متوجه بودند که صحنهی کربلا عامل چنین گریههایی باید باشد تا زمینهی اُنس قلب با حقایق فراهم شود و حجابها بین عبد و معبود رفع گردد. چرا که هرکس ناظر آن اندازه زیبایی وفاداری بین حسین «علیهالسلام» و ابوالفضل عباس یا بین امام حسین «علیهالسلام» و حرّ شود، از عمق فطرت گریه سر میدهد تا از اتصال به این زیباییها محروم نباشد و موجب پایداری بر عهد خود با حقیقت میشود و پیوندی جاودانه را که بین جان انسان است با دل اولیاء الهی به صحنه میآورد.
بنا به فرمایش امام خمینی «رضواناللهعلیه»؛ «هر مکتبی تا پایش سینهزن نباشد، تا پایش گریهکن نباشد، حفظ نمیشود. گریهکردن بر عزای امام حسین «علیهالسلام»، زنده نگهداشتن نهضت و زنده نگهداشتن همین معنی است که یک جمعیتِ کمی در مقابل یک امپراتوری بزرگ ایستاد... آنها از همین گریهها میترسند. برای اینکه این گریهای است که گریه بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است».
با لباس سیاه به تنکردن و سینه و گریه جمعی نهایت تعلق خاطر را نشان میدهد که تا چه اندازه به آرمانهای شخص مظلوم وفادار است و نیز کودکان این جامعه را متوجه چنین تعلق خاطری میکند و با نمادهای کربلا و عاشورا آشنا مینماید.
رسول خدا (ص) فرمودند: «كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ- إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْن»[3] هر چشمى فرداى قيامت گريان است غير از چشمى كه در مصيبت حسين «علیهالسلام» گريه كند.
روایت فوق خبر از عمق تأثیر اشک بر امام حسین «علیهالسلام» در عمیقترین ابعاد انسان میدهد که در قیامت ظاهر میشود.
آنکس که عاطفهی خود را درست مدیریت کند و بخواهد بهترین مصداق را جهت تغذیهی عواطف بیابد، میپذیرد اشک برای اباعبدالله «علیهالسلام» موجب صیقل قلوب و گشادگی روح میشود و عامل رشد ایمان و حفظ آن از یک طرف، و دوری از دنیا و صفات رذیله از طرف دیگر میشود.
اشک برای حسین «علیهالسلام» نمونهی به فعلیترسیدن ایمان است، زیرا ایمانی که به پاککردن قلب و زلالساختن دل و دگرگونی آن منتهی نشود، ایمانِ فعلیتیافته نیست و نمیتوان به وسیلهی آن، انس با خدا را از یک طرف، و ایثار و فداکاری و جهاد از طرف دیگر بهدست آورد.
اشک برای حسین«علیهالسلام» موجب احیاء قلوب و آزادی عقل از اسارت هوسها و غفلت ها است و در همین راستا حضرت رضا «علیهالسلام» به «دعبل خزایی» میفرمودند: قصیدهی خود را در رابطه با شهادت حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» بخواند و حضرت با تمام وجود اشک میریختند و دو بیت نیز به آن اضافه نمودند.
«والسلام»
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم نکات روی بنرِ سایت در رابطه با شبهای قدر، تذکراتی که إنشاءاللّه مفید خواهد بود، هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده جا دارد که اینطور نسبت به آیات که فرمودید فکر شود ۲. حرف خوبی است. ولی بعضی از سر جهالت با انقلاب اسلامی مخالفت میکنند، اینها را نباید دشمن بدانیم. ۳. همینطور است. ۴. هرچه جبههی حق با صفای بیشتر، حق را بنمایاند، مخالفانِ آن خود به خود بیشتر در باطلبودنِ خود فرو میروند و آن را ظهور میدهند تا در زمان حضور حضرت، حیرانی بشر چندان نسبت به جبههی حق و باطل شدید نباشد. ۵. تشخیص پلیدترین افراد، کار مشکلی است و به همین جهت نمیتوانیم به آن بپردازیم، مگر آن وقتی که حضرت ظهور کنند و سردمدارانِ جبههی مقابله با حضرت به میدان بیایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که انسانِ این زمانه دارای وسعتی فوقالعاده است. رهبر معظم انقلاب را در نظر بگیرید که هم «رسائل المکاسب» در دوران جوانی درس میدادند و هم «رمان» میخواندند و هم در شعر و شاعری ورود میکردند و هم در سیاست. اگر متوجهی وسعت خود بشوید، به راحتی دروس رسمی حوزه را با دقت دنبال میکنید بدون آنکه از سایر امور باز بمانید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برعکس، باید با حضور در نظام الهی هر قدمی که برمیداریم جایی برای آنکه حضرت حق وکالت ما را بر عهده بگیرد و بهتر از ما کار را به ثمر برسانند؛ بگذاریم. آری! با توکل زانوی اُشتر ببند، یعنی در همان کار هم، جای خدا را باز نگه دار. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً خداوند آیت اللّه شجاعی را با عنایت خاصی پرورانده بود و او نیز با نگاه خاصی به حضرت معبود نظر داشت. امید است که رفقا با توجه «رازبینانه» آثار آن مردِ بزرگ را دنبال کنند، چه آثار مکتوب ایشان و چه صوتهایی که از ایشان باقی مانده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید در این مورد کتابهای آقای دکتر موسی نجفی و آقای دکترموسی حقّانی کتابهای قابل اعتمادی باشد. در ضمن در این مورد میتوانید با حجتالاسلام آقای کاظمی به شمارهی ۰۹۱۳۲۹۴۳۷۴۹ مشورت کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در جریان فرمایشات و آثار ایشان نیستم. ۲. مسیر، مسیر حضور محبوب است، در چنین حضوری بحث و نظر هر دو زیباست. هزار بار صلوات و هزار بار سورهی قدر و هزار بار سورهی توحید با نظر به جمال اولیاء معصوم و سپس نظر به حضور ملائکة اللّه در سورهی قدر و نظر به صِرف توحیدِ ناب که همهی عالم را گرفته است، إنشاءاللّه کارساز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند با لطف خود امامان معصوم را که در قول و فعل معصوماند، در مقابل ما قرار داده است تا در قول و فعل و فکر، تحت تأثیر آنها خود را از القائات شیطانی نجات دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی اینطور جواب داده شد: «نمیدانم. اطلاعی از ایشان ندارم. موفق باشید» البته اجازه بدهید ما در رابطه با سوالات عقیدتی و معرفتی در خدمت دوستان باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی در ایمیلتان اینطور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: شما به عنوان عبادت و کسب روزی حلال، کمی ساعت کار را افزایش دهید، إنشاءاللّه نتیجه میگیرید. موفق باشید
سلام: آقای صمدی آملی در جایی میگوید اصل جمله دکارت که «من فکر میکنم پس هستم» مربوط به ابن سینا هست که به نظر ایشون دکارت باید ذکر میکرده که بوعلی این جمله را گفته حال سوال من اینست که اگر این حرف درست باشد پس تاریخی با دکارت شروع نشده و روح جدیدی در تاریخ با آقای دکارت دمیده نشده نظر شما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه اینطور نیست. آنچه ابنسینا میگوید اساساً با جمله دکارت متفاوت است. جناب ابنسینا در اینکه انسان با نظر به علم به خود به صورت حضوری امکان شک برایش منتفی است، سخن به میان آورده. و این غیر از آن است که جناب دکارت بنا دارد مبنای سوبژگیِ انسان را به میان آورد که از طریق کانت به رشد کامل رسید و عملاً تاریخ جهان انسان مدرن پیش آمد. درک سخن دکارت با فهم تاریخی که او در آن است ممکن است. نباید سخن متفکران غربی را در دل فلسفه خود تفسیر کرد زیرا در این صورت باز در محدوده فلسفه خود میمانیم و توصیه بنده به رفقایی که فلسفه اسلامی میدانند آن است که گمان نشود فقط یک فلسفه داریم، غافل از آنکه فلسفهها داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اصل، توحید است و امام مظهریتِ متعیّن توحیدِ الهی است و انسانهایی که در جستجوی نور توحید هستند، آن را باید در امامی که مظهر آن نور است دنبال کنند وگرنه باور توحیدی آنها در حدّ مفهوم متوقف میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خواندن کتابهای ایشان خوب است و ایشان تحت تأثیر آقای کربن نگاه به تشیع و عرفانِ شیعی دارند. ولی به گفته خود ایشان، کتابها را از موضع یک پژوهشگر مینویسند و نه یک شیعه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مولوی خوب است به سؤال و جوابهای شمارهی 25473 و 25735 و 27449 و 27468 و در مورد ابن عربی به سؤال و جوابهای 25311 و 26420 و 26811 و 28667 و 30108 رجوع فرمایید. در ضمن به نامهی حضرت امام خمینی به گوباچف فکر کنید که فرمودند مطالب ابن عربی، معارفی است که از مو باریکتر است. و از این جهت میتوان گفت هرکسی متوجهی ظرایف سخنان او نمیشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از نگاه خوب جنابعالی، عنایت داشته باشید که فرزند علامه فرموده بودند نظر علامه نسبت به انقلاب منفی نبوده. و به همین جهت ملاحظه میکنید در همین خانواده، فرزند آیت الله قدوسی که نوادهی علامه به حساب میایند، اهل جبهه و جهاد هستند و شهید میشوند و داماد خود علامه یعنی آیت الله قدوسی اولین دادستان انقلاب هستند که به دست منافقین شهید میشوند. به نظر نمیآید اگر علامه مخالفتی با این فضا داشتند، این روحیهها شکل میگرفت بخصوص که شخصیت علامه، شخصیت تأثیرگذار بر اطرافیان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید این دو لغت در محاورههای ما مترادف هستند، مگر اینکه در جملهای خاص معلوم شود گوینده یا نویسنده به چه وجهی نظر دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مشکل بسیار بزرگی است که عملاً انقلاب اسلامی با این نگاه مقدسمآبانهی تنگنظرانه، بیشتر ضربه میخورد تا از دشمن. آنچه انقلاب را نگه میدارد، سعهی صدری است که رهبر معظم انقلاب «حفظهالله» قهرمان آن هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اموری مثل صلهی رحم، خوش خُلقی، تواضع و صداقت راهگشا هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور مشخص و منظم عرایضی نداشتهام. در شرح کتاب «آداب الصلواة» حضرت امام در موضوع آسمان اول عرایضی شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حضرت متذکر تجلی اسم رئوف و رحیم خداوند در امور میباشد. ۲. در دعا و نماز مطابق محتوای دعا و نماز، حضرت معبود را مقصد خود قرار میدهیم از آن جهت که ما فقیر إلی اللّه هستیم و او غنی و حمید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کلیّات حضور تاریخی صفویه، یکی از مراحل مهم و ارزشمند تاریخ ما میباشد. ولی متأسفانه نتوانستیم آنطور که باید و شاید آن را پاس داریم و حکمت و عرفانی که میتوانست به حضور تاریخیِ تشیع رونق ببخشد، به حاشیه رفت و ما محدود شدیم به دیوارهای تنگِ باورهای فردیِ خودمان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین طور است. وقتی قرآنِ مجسم یعنی امام معصوم در ابعاد مختلفاش درک نشود، حتماً قرآن مهجور خواهد ماند. زیرا امام است که باید قرآن را به ظهور آورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم:چرا که نه! مگر علمای ما در هر زمانی مطابق روح آن زمان، حقیقت را به میان نمیآوردند؟ علامهی طباطبایی «رحمتاللّهعلیه» در مواجهه با دنیای جدید و موضوعاتی که بعد از مشروطه به میان آمد، قرآن را مطابق چنین شرایطی به نطق آوردند و حقیقت را مطابق روح این زمان ظاهر کردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن صحبت مقام معظم رهبری اینطور فهمیدم که اگر توان جوابگویی در حدّ مقابله با فتنهها را داشته باشیم، حضور آن نوع نوشتهها کمک میکند تا مردم ما رشد کنند و منفعل نباشند. موفق باشید
