بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27738
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز تصور می‌کنم گریه های من در مجالس عزاداری تا به امروز از سر وهم و پندارهای خودم بوده. مثلا گریه کردن من برای مصیبت های کربلا، گریه کردن کسی بوده که دلش برای افرادی که در اون صحنه هستند میسوزه. در حالی که اهل بیت در اوج اقتدار و عزت این حادثه رو رقم زدن و نمیشه از سر ترحم برای اونها گریه کرد. گریه حقیقی باید چه گریه ای باشه و چطور به دست میاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر آن‌که در کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» بحثی در رابطه با اشک بر امام حسین «علیه‌السلام» شده است، در یادداشت ویژه نیز نکاتی عرض شده که در ذیل خدمتتان ارسال می‌شود: موفق باشید

جایگاه اشک بر حسين (ع)

قال الحسین (ع) : أ َنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ لَا يَذْكُرُنِي مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَر [1] من كشته‏ ام براى اشك، مؤمن يادم نكند جز آنكه گريه‏ اش گيرد.

اشكي كه در شيعه هست با ناراحتي‌هاي عاطفي و احساساتي فرق اساسي دارد، اشك براي حسين(ع) عامل رابطه انسان است با مقاصد قدسي و لذا نه تنها شادي و نشاط را از شيعيان نمي‌گيرد، بلكه شادي و نشاط در زندگي شيعيان موج مي‌زند. ولي نبايد آن را با لذت‌گرايي يكي گرفت، زيرا تفاوت زيادي است بين آن شادي كه با پرهيزکاري همراه است و روح معنوي دارد با آنچه امروز در غرب هست كه لذت‌گرايي در آن مقصد و معبود شده است. در شيعه، شور زندگي با يادآوري غم غربت نسبت به عالم قدس همراه است و با فرهنگِ مرگ آگاهي راه خود را از قهقهه‌هاي اهل غفلت جدا كرده و سعي دارد خود را در فرحِ حضورِ با حق حفظ كند و اشك بر حسين (ع) نوعي طلب آن فرح است و آن‌هايي كه غم غربت در اين دنيا را مي‌شناسند مي‌فهمند حزن مقدس چه حلاوتي دارد و مواظب‌اند گرفتار لذت‌گرايي و خوش‌گذراني اهل دنيا نشوند و از ارتباط با حقايق وجودي عالم محروم گردند.

شیعه و غم و شادی و اشک

در زندگی شیعه شادی و طرب موج می‌زند، اما نباید آن را با لذت‌گرایی یکی گرفت، تفاوت زیادی است میان آن شادی که با پرهیزکاری همراه است و ویژگی معنوی دارد و آنچه امروز در فرهنگ غرب هست که در آن لذّت‌گرایی مقصد و معبود شده است.

در شیعه شور زندگی یا فرح، با یادآوری نوعی غمِ غربت نسبت به وطن معنوی، همراه است، که موجب حزن می‌گردد. این حالت از جمله حالاتی است که در اشعار عرفانی ما هویدا است و معلوم است که این حزن با ناراحتی عاطفی فرق بسیار دارد.

از آن‌جا که ما مرگ را در پیش داریم ناممکن است چون غافلان از غیب و قیامت از زندگی لذّت مستانه ببریم، و لذا فرهنگ شیعه در این «مرگ‌آگاهی» راه خود را از قهقهه‌های مستانه‌ی اهل غفلت جدا کرده است و با حزنی معنوی در فرحِ حضور است و متوجه است که ما در مقام موجوداتی معنوی با این عالم بیگانه‌ایم و یک نحوه باطن‌گرایی را دائماً مدّ نظر داریم.

آن‌هایی که غم غربت را می‌شناسند در دل حزن مقدس، فرح و حلاوتی می‌یابند که قابل مقایسه با شادی‌های اهل دنیا نمی‌باشد.

دیدگاه شیعه با پیروی از ائمه «علیهم‌السلام» این نکته را دائماً مدّ نظر دارد که این جهان ناقص‌تر از آن است که بتوان با نور حقیقت به طور کامل ارتباط پیدا کرد.

اگر این غم مقدس نبود عناصر شادی‌بخش افراطی بر زندگی تشیع غالب می‌شد و به مردمی تبدیل می‌شدند که بیشتر لذت‌گرا و خوش گذرانند.

حزن شیعه نیز به جهت احساس غم غربت یا حزن معنوی او است که خود را و بقیه را در این غم شریک می‌بیند و اگر این حزن معنوی نبود، خیلی زود فرح، شکل شادیِ بی‌محتوا به خود می‌گرفت و گرفتار لذّت‌جویی حسی می‌شد.

جایگاه عزاداری برای امام حسین «علیه‌السلام»

۱. عزادران امام حسین«علیه‌السلام» با حضور در مراسم عزای آن حضرت، در واقع خویشتن را مصیبت‌زده و داغدارِ حادثه‌ی عاشورا می‌یابند، گریه سر می‌دهند و بی‌تاب می‌شوند.

۲. در اشک برای حسین«علیه‌السلام» آرامشی ویژه و لذتی خاص هست متفاوت با غم‌ها و اشک‌های زندگی روزمرّه، غم معنویت، غم سوختن برای مظلوم، غمی است منشأ حرکت، و پویایی اجتماعی افراد را افزایش می‌دهد و به قلب و روح انسان نشاط همدلی با مظلوم را پدید می‌آورد و لذا از تکرار این غم و اشک ملول نمی‌شود.

۳. مهر و محبت به امام معصوم در ژرفای احساسات و عواطف شیعیان آن حضرت جای دارد و با تلاش شیعیان این پیوندِ عمیق عاطفی هرسال تکرار می‌شود، آن‌هم تلاش برای پیوندی عمیق‌تر. و لذا رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا» [2] برای شهادت حسین «علیه‌السلام» در قلوب مؤمنین حرارتی است که هرگز خاموش و سرد نمی‌شود.

۴. با توجهِ عاطفی به حضرت امام حسین «علیه‌السلام» سایر ابعاد شخصیت امام و اسلام مدّ نظر قرار می‌گیرد تا علاوه بر نظر به آزادگی و ظلم‌ستیزی و ایثار و حقیقت‌جویی که غذای جان انسان است، به مقام امامت نیز نظر ‌شود و آن دری می‌شود برای فهم معارف اسلامی از طریق روایات آن بزرگان، و فربه‌شدن در فضائلی چون صبر و حلم که زمینه‌ی نزدیکی به امامان معصوم می‌‌گردد و مرز تولّی و تبرّی که عامل نجات جامعه‌ی اسلامی است شکل می‌گیرد و معنویت به عنوان یک ارزش جا باز می‌کند.

5- گریه بر امام حسین «علیه‌السلام» از نوع گریه‌های نیمه‌شب‌ اولیاء الهی است که حسین «علیه‌السلام» توانست آن را برای عموم مردم عملی کند و خودِ آن حضرت به‌خوبی متوجه بودند که صحنه‌ی کربلا عامل چنین گریه‌هایی باید باشد تا زمینه‌ی اُنس قلب با حقایق فراهم شود و حجاب‌ها بین عبد و معبود رفع گردد. چرا که هرکس ناظر آن اندازه زیبایی وفاداری بین حسین «علیه‌السلام» و ابوالفضل عباس یا بین امام حسین «علیه‌السلام» و حرّ شود، از عمق فطرت گریه سر می‌دهد تا از اتصال به این زیبایی‌ها محروم نباشد و موجب پایداری بر عهد خود با حقیقت می‌شود و پیوندی جاودانه را که بین جان انسان است با دل‌ اولیاء الهی به صحنه می‌آورد.

بنا به فرمایش امام خمینی «رضوان‌الله‌علیه»؛ «هر مکتبی تا پایش سینه‌زن نباشد، تا پایش گریه‌کن نباشد، حفظ نمی‌شود. گریه‌کردن بر عزای امام حسین «علیه‌السلام»، زنده نگه‌داشتن نهضت و زنده نگه‌داشتن همین معنی است که یک جمعیتِ کمی در مقابل یک امپراتوری بزرگ ایستاد... آن‌ها از همین گریه‌ها می‌ترسند. برای این‌که این گریه‌ای است که گریه بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است».

با لباس سیاه به تن‌کردن و سینه و گریه جمعی نهایت تعلق خاطر را نشان می‌دهد که تا چه اندازه به آرمان‌های شخص مظلوم وفادار است و نیز کودکان این جامعه را متوجه چنین تعلق خاطری می‌کند و با نمادهای کربلا و عاشورا آشنا می‌نماید.

رسول خدا (ص) فرمودند: «كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ- إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْن»‏[3] هر چشمى فرداى قيامت گريان است غير از چشمى كه در مصيبت حسين «علیه‌السلام» گريه كند.

روایت فوق خبر از عمق تأثیر اشک بر امام حسین «علیه‌السلام» در عمیق‌ترین ابعاد انسان می‌دهد که در قیامت ظاهر می‌شود.

آن‌کس که عاطفه‌ی خود را درست مدیریت کند و بخواهد بهترین مصداق را جهت تغذیه‌ی عواطف بیابد، می‌پذیرد اشک برای اباعبدالله «علیه‌السلام» موجب صیقل قلوب و گشادگی روح می‌شود و عامل رشد ایمان و حفظ آن از یک طرف، و دوری از دنیا و صفات رذیله از طرف دیگر می‌شود.

اشک برای حسین «علیه‌السلام» نمونه‌ی به فعلیت‌رسیدن ایمان است، زیرا ایمانی که به پاک‌کردن قلب و زلال‌ساختن دل و دگرگونی آن منتهی نشود، ایمانِ فعلیت‌یافته نیست و نمی‌توان به وسیله‌ی آن، انس با خدا را از یک طرف، و ایثار و فداکاری و جهاد از طرف دیگر به‌دست آورد.

اشک برای حسین«علیه‌السلام» موجب احیاء قلوب و آزادی عقل از اسارت هوس‌ها و غفلت ها است و در همین راستا حضرت رضا «علیه‌السلام» به «دعبل خزایی» می‌فرمودند: قصیده‌ی خود را در رابطه با شهادت حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» بخواند و حضرت با تمام وجود اشک می‌ریختند و دو بیت نیز به آن اضافه نمودند.

«والسلام»

27692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم استاد سلام بر شما: لطفا بفرمایید برای درک شبهای قدر از هم اکنون چگونه تدارک ببینیم؟ از همدلی و راهنمایی هایتان سپاسگزارم. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم نکات روی بنرِ سایت در رابطه با شب‌های قدر، تذکراتی که إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود، هست. موفق باشید

27076
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: ۱. در مورد آیات ۲۷ و ۲۸ سوره مبارکه شورا «ولو بسط الله الرزق لعباده لبغوا فی الارض ولکن ینزل بقدر ما یشا انه بعباده خبیر و بصیر» و «و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما اقنطوا و ینشر رحمته و هو الولی الحمید.» دو تفسیر مطالعه کردم، اما در مورد اشاره به غیبت و ظهور امام زمان (عج) چیزی نیافتم، آیا نمی توانیم رزق را بودن امام در نظر بگیریم که بخاطر ظلم برخی انسانها از ما گرفته شد و با توجه به اینکه در انتهای آیه دوم، اسم ولی آمده نزول باران را ظهور رحمت او به اسم ولی بدانیم. ۲. استاد عزیز، آیا می توانیم اینطور بگوییم که قبل از انقلاب اسلامی، جهان شاید تبدیل به یک کفر واحد شده بود و طبق سنت الهی که اگر خداوند برخی از مردم را بوسیله برخی دیگر نابود نکند، کفر فراگیر می شود، با ظهور انقلاب اسلامی و ماهیت کلی آن که طبق فرموده بنیانگدار کبیر آن این است که حکم خداوند در کشور حکمفرما باشد، جبهه ای ایجاد شد که همچون رقیقه ای و پیشواز ظهور تام امام زمان (عج) است که دشمنان خط کلی جبهه انقلاب در اصل دشمنان امام زمان (عج) بوده اگر انقلاب را درست فهمیده باشند، که با ایجاد این جبهه ها اراده های مدافع انقلاب در مقابل دشمنان واقعی انقلاب، دو جبهه ای هستند که با شدت گرفتن جنگ بینشان، یاران و دشمنان زمان ظهور امام از این جبهه ها ساخته می شوند. ۲. استاد عزیز نطر شما در مورد این مطلب چیست؟ ۳. آیا بسته به میزان شدت اراده در جبهه دشمن، میزان اراده در جبهه حق شکل می گیرد؟ ۴. در آخر اینکه اگر ظهور امام زمان (عج) را ظهور باطنی ترین بعد هستی بدانیم که برای غلبه بر پلید ترین دشمنان تاریخ بشریت ظهور می کنند و ایجاد حکومت صالح، اگر طبق سوال ۳ بخواهم بپرسم آیا می توانیم بگوییم که بنیان جبهه یاران امام زمان (عج) با انقلاب اسلامی گذاشته شده آیا به موازات شدت گرفتن جبهه دشمنان، اراده جبهه حق قوی شده و در اوج این شدت ها باید منتظر ظهور شد؟ آیا این درست است که مبنا را در میزان شدت جبهه باطل گرفته و به موازات آن هم که جبهه حق قوی می شود؟ ۵. آیا می توانیم بگوییم در عین خودسازی که ما باید داشته باشیم، هر وقت پلیدترین بشر تاریخ ظهور کرد برای غلبه بر آن ظهور اتفاق می افتد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده جا دارد که این‌طور نسبت به آیات که فرمودید فکر شود ۲. حرف خوبی است. ولی بعضی از سر جهالت با انقلاب اسلامی مخالفت می‌کنند، این‌ها را نباید دشمن بدانیم. ۳. همین‌طور است. ۴. هرچه جبهه‌ی حق با صفای بیشتر، حق را بنمایاند، مخالفانِ آن خود به خود بیشتر در باطل‌بودنِ خود فرو می‌روند و آن را ظهور می‌دهند تا در زمان حضور حضرت، حیرانی بشر چندان نسبت به جبهه‌ی حق و باطل شدید نباشد. ۵. تشخیص پلیدترین افراد، کار مشکلی است و به همین جهت نمی‌توانیم به آن بپردازیم، مگر آن وقتی که حضرت ظهور کنند و سردمدارانِ جبهه‌ی مقابله با حضرت به میدان بیایند. موفق باشید

26888
متن پرسش
سلام علیکم استاد: در این زمانه، طلبه ای مثل ما که دغدغه هایمان دمخور مباحث حضرتعالیست چگونه وارد دروس رسمی شویم که متوقف در حواشی و فرعیاتی که دست و پاگیرند نشویم و از طرفی به مشکل هم برنخوریم؟ از سیوطی و منطق گرفته تا فقه و اصول و فلسفه و دیگر دروس لازم با این نحوه ارائه مرده در بعضی جاها چطور گلیم خوزره از آب بیرون بکشیم؟ اگر بصورت جزئی تر و مصداقی ورود نمی فرمایید افرادی با بصیرت مناسب را جهت مشورت و راهنمایی معرفی می فرمایید؟ حالا در اصفهان خودمان یا جای دیگر. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که انسانِ این زمانه دارای وسعتی فوق‌العاده است. رهبر معظم انقلاب را در نظر بگیرید که هم «رسائل المکاسب» در دوران جوانی درس می‌دادند و هم «رمان» می‌خواندند و هم در شعر و شاعری ورود می‌کردند و هم در سیاست. اگر متوجه‌ی وسعت خود بشوید، به راحتی دروس رسمی حوزه را با دقت دنبال می‌کنید بدون آن‌که از سایر امور باز بمانید. موفق باشید

26288
متن پرسش
با عرض سلام و ادب: مفهوم توکل بین جوامع اسلامی یک مفهوم پویا و دینامیک است یا یک مفهوم انفعالی است که در جایی کاربرد دارد که دیگر هیچ کار و اقدامی از دست انسان برنمی آید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برعکس، باید با حضور در نظام الهی هر قدمی که برمی‌داریم جایی برای آن‌که حضرت حق وکالت ما را بر عهده بگیرد و بهتر از ما کار را به ثمر برسانند؛ بگذاریم. آری! با توکل زانوی اُشتر ببند، یعنی در همان کار هم، جای خدا را باز نگه دار. موفق باشید

26055
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: ضمن تسلیت خدمت شما به علت چهارمین سالگرد رحلت آیت الله محمد شجاعی رحمةالله‌علیه دلنوشته‌ یکی از عزیزان از شاگردان ایشان رو محضر شما می فرستم و امید دارم خداوند در این یاد از ما دستگیری فرماید و شما هم برای ما دعا بفرمایید استاد تا آنچه باید بشود، بشود. #دلنوشته ای در فراق استاد استاد بزرگوار سلام: چهارسال گذشت، چهار سال از یتیم شدن ما می گذرد، چهار سال درد یتیمی را، چهار سال درد بی پدری خود را در سکوت فریاد کردیم. استاد عزیز شما برای همه شاگردانتان چون پدری مهربان بودید. استاد بزرگوار چهار سال گذشت، ای ولیّ خدا چهار سال، دلتنگی، برایمان چهل سال گذشت، اما با وجود تمام دلتنگیهایم هنوز رفتنتان را باور نمی کنم، هنوز چهره زیبا و ملکوتی و صدای دلنشین و الهی شما، بر گوشم طنین انداز است. هنوز وجود نازنینتان را احساس می کنیم، شما هستید، اما دیگر چشمانم لیاقت دیدار شما را ندارد. استاد عزیز دلتنگم، دلتنگ نگاه مهربان و الهی شما، دلتنگم، آنقدر دلتنگ، که دلتنگیم، در هیچ جمله و واژه ای نمی گنجد، استاد بزرگوار، ما شما را در اوج نا باوری از دست دادیم، ما در تدارک بر آوردن نذوراتمان بودیم که آسمان بر سرمان و زمین زیر پایمان خراب شد. استاد بزرگوار ندیدنتان و به ظاهر نبودنتان بر ما سخت و گران گذشت. سخت است برای کسی که حتی تاب لحظه ای فکر کردن به این را نداشت که در دنیایی نفس بکشد، که شما استاد بزرگوار و آیت الله بهجت در آن به ظاهر نباشید، حتی فکر آن هم برایم سخت بود. اما اکنون، آه ... در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود. کاش لحظه ای، فقط لحظه ای می توانستم، چهره زیبا و ملکوتیتان را ببینم و با شما سخن بگویم. در این چهار سال چه حرفهای بسیاری که در دلم ماند که ماند، و با کسی یارای گفتن نیست، و چه بغضهای سنگین و گلو گیری که امانمان را بریده و می برد و بر قلبمان سنگینی می کند. سوختیم، آقا، سوختیم، شاید برخی ندانند که بر ما چه می گذرد، معنای سوختن را کسانی می داند که شعله های آتش را، چشیده و یا از نزدیک دیده و درک باشد. چهار سال در آتش هجران و فراق سوختیم و سوختیم و چهار سال سوختم در آتش حسرت و ندامت اینکه چرا شما را نشناختم و چرا از انفاس قدسی شما استفاده نکردم. استاد عزیز و بزرگوار من طفل نوپایی بودم، در این راه، که می خواستم راه رفتن بیاموزم، که با رفتنتان زمین خوردم، در این داغ کمرم شکست. اما بوی گل را از چه جوییم از گلاب، گر چه شما استاد عزیز و بزرگوار از میانمان پر کشیدید. البته به ظاهر، چرا که «العماء باقون مابقی الدهر». شما زنده اید، نام و یادتان همیشه زنده و باقی است. و آثار ارزشمندتان که همه برگرفته از آیات و روایات وارده از حضرات معصومین (علیهم السلام) است، (به اذن الله) راه گشای هر طالب صادق است. و این را هم می دانم، که نمی توانم رفتنتان را، بهانه کرده و از راه رفتن دست بردارم. شما حجت را بر همه ما تمام نمودید، در آثار ارزشمندتان، هر آنچه لازمه راه هست را مطابق با آیات و روایات وارده از حضرات معصومین (علیهم السلام) بیان نمودید، و دیگر عذر و بهانه ای برای هیچ یک از ما باقی نگذاشته اید، چه آنهایی که چهره زیبا و ملکوتی شما را دیده اند و می سوزند و چه آنهایی که ندیده اند و می سوزند. اما استاد عزیز و بزرگوار، با دلِ تنگم چه کنم؟ با دل بهانه گیرم چه کنم؟ به دل وعده وصال داده بودم و در سر هوای وصال داشتم، اما وقتی به اعمال ناپسند خود می نگرم، می نگرم من کجا و دیدار چون شمایی کجا؟!. باید دیدار شما را به خواب ببینم، آن هم اگر ببینم. آقا کاش در ظاهر هم بودید، کاش. سخت است، قاب عکسی به جایتان سخت است. بارالها! تو را سپاس، بخاطر همه نعمتهایت تو را سپاس، بخاطر تمام لحظه های سخت زندگیم که در کنارم بودی و مرا تنها نگذاشتی، تو را سپاس. پروردگارا! تو را سپاس، که پروردگارم تویی، ای مهربان بی همتا. بارالها برسان صاحب زمان «عج» را، برسان منجی بشریت را، برسان حضرت بقیة الله الاعظم «عجل الله تعالی فرجه الشریف» را. پروردگارا ظلم بیداد می کند، شیعیان و مسلمانان، و مظلومان و کودکان بی جرم و بی گناه کشته و یا یتیم می شوند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً خداوند آیت اللّه شجاعی را با عنایت خاصی پرورانده بود و او نیز با نگاه خاصی به حضرت معبود نظر داشت. امید است که رفقا با توجه «رازبینانه» آثار آن مردِ بزرگ را دنبال کنند، چه آثار مکتوب ایشان و چه صوت‌هایی که از ایشان باقی مانده است. موفق باشید

25418

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیزم سلام: در سوال قبلی که خدمتتان ارسال کردم از شما خواستم کتاب هایی را برای شروع مطالعه تاریخ اسلام و تاریخ معاصر پیشنهاد دهید و شما لطف نمودید و کتاب فروغ ابدیت و جزوه ریشه های انقلاب را برای شروع معرفی نمودید. اما یک چیز جا ماند، برای مطالعه تاریخ، خیلی دست به عصا حرکت می کنم، چون نمی شناسم جریانات مسئول آن را و می ترسم گرفتار آدم های نادان شوم، لطفا اگر میسر است استادی را هم در زمینه تاریخ اسلام و هم تاریخ معاصر معرفی نمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید در این مورد کتاب‌های آقای دکتر موسی نجفی و آقای دکترموسی حقّانی کتاب‌های قابل اعتمادی باشد. در ضمن در این مورد می‌توانید با حجت‌الاسلام آقای کاظمی به شماره‌ی ۰۹۱۳۲۹۴۳۷۴۹ مشورت کنید. موفق باشید 

25297
متن پرسش
باسمه تعالی سلام خدمت استاد عزیزم ایام را تسلیت عرض می کنم. دو مطلب را می خواستم سوال کنم: ۱. نظر شما در مورد آقای دکتر علی اکبر خانجانی چیست آیا آثارشان مفید است؟ ۲. عازم اربعین حسینی هستم، توصیه ای می خواستم در مورد این که بتوانم بیش تر فضای حضوری آن جا را درک کنم مخصوصا سال های پیش که رفته بودم یک احساس حضور زیبایی به من دست داد که هنوز شیرینی اش در کام من هست. با تشکر و عذر می خواهم وقت شریفتان را گرفتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در جریان فرمایشات و آثار ایشان نیستم. ۲. مسیر، مسیر حضور محبوب است، در چنین حضوری بحث و نظر هر دو زیباست. هزار بار صلوات و هزار بار سوره‌ی قدر و هزار بار سوره‌ی توحید با نظر به جمال اولیاء معصوم و سپس نظر به حضور ملائکة اللّه در سوره‌ی قدر و نظر به صِرف توحیدِ ناب که همه‌ی عالم را گرفته است، إن‌شاءاللّه کارساز است. موفق باشید

24852
متن پرسش
استاد گرامی با سلام: با توجه به اینکه شیطان می تواند در اندیشه و تفکر ما تاثیر بگذارد و القائاتی به ما داشته باشد، ما در مسیر تفکر خود چگونه می توانیم مطمئن باشیم در تفکر ما شیطان دخالت نکرده و درست است و به خطا نمی‌رویم و گمراه نمی‌شویم با توجه به اینکه چه عابد ها و زاهد ها که با دخالت شیطان و القائات شیطان گمراه شدند، مانند برصیا عابد و ...،ملاک تمیز اندیشه و عقیده صحیح و درست از نادرست چیست؟ البته ناگفته نماند که همانطور که از جانب شیطان به ما القا می شود از جانب ملائکه هم به ما الهام می شود. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند با لطف خود امامان معصوم را که در قول و فعل معصوم‌اند، در مقابل ما قرار داده است تا در قول و فعل و فکر، تحت تأثیر آن‌ها خود را از القائات شیطانی نجات دهیم. موفق باشید

24461

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار وقتتون بخیر و خسته نباشید، استاد ببخشید بنده برای سوالم با شماره ۲۴۴۴۷ پاسخی دریافت نکردم، ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد: «نمی‌دانم. اطلاعی از ایشان ندارم. موفق باشید» البته اجازه بدهید ما در رابطه با سوالات عقیدتی و معرفتی در خدمت دوستان باشیم. موفق باشید

24188

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ممنون به پاسخگویی شما عزیز. از خدای مهربان برای شما شهادت در رکاب امام زمان (عج) خواستارم جواب «۲۴۱۶۹» را ندادید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی در ایمیل‌تان این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: شما به عنوان عبادت و کسب روزی حلال، کمی ساعت کار را افزایش دهید، إن‌شاءاللّه نتیجه می‌گیرید. موفق باشید

31994
متن پرسش

سلام: آقای صمدی آملی در جایی می‌گوید اصل جمله دکارت که «من فکر می‌کنم پس هستم» مربوط به ابن سینا هست که به نظر ایشون دکارت باید ذکر می‌کرده که بوعلی این جمله را گفته حال سوال من اینست که اگر این حرف درست باشد پس تاریخی با دکارت شروع نشده و روح جدیدی در تاریخ با آقای دکارت دمیده نشده نظر شما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه این‌طور نیست. آنچه ابن‌سینا می‌گوید اساساً با جمله دکارت متفاوت است. جناب ابن‌سینا در این‌که انسان با نظر به علم به خود به صورت حضوری امکان شک برایش منتفی است، سخن به میان آورده. و این غیر از آن است که جناب دکارت بنا دارد مبنای سوبژگیِ انسان را به میان آورد که از طریق کانت به رشد کامل رسید و عملاً تاریخ جهان انسان مدرن پیش آمد. درک سخن دکارت با فهم تاریخی که او در آن است ممکن است. نباید سخن متفکران غربی را در دل فلسفه خود تفسیر کرد زیرا در این صورت باز در محدوده فلسفه خود می‌مانیم و توصیه بنده به رفقایی که فلسفه اسلامی می‌دانند آن است که گمان نشود فقط یک فلسفه داریم، غافل از آن‌که فلسفه‌ها داریم. موفق باشید      

31137

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد گرامی در حدیث امام رضا علیه السلام که فرمودند: «لااله الا الله حصنی و..... به شرطها و شروطها و انا من شروطها» اگر منظور حضرت از انا، اشاره به مقام ولایت است، چرا فرمودند «من» شروطها؟ یعنی بقیه شرطها چی هست؟ ممنونم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اصل، توحید است و امام مظهریتِ متعیّن توحیدِ الهی است و انسان‌هایی که در جستجوی نور توحید هستند، آن را باید در امامی که مظهر آن نور است دنبال کنند وگرنه باور توحیدی آن‌ها در حدّ مفهوم متوقف می‌شود. موفق باشید

30906

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: طاعات قبول باشه. نظر شما چیه درباره‌ی کتاب‌های دکتر محمدعلی امیرمعزی: «تشیع: ریشه‌ها و باورهای عرفانی» و «راهنمای ربانی در تشیع نخستین» «سرچشمه‌های عرفانی در اسلام» و...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خواندن کتاب‌های ایشان خوب است و ایشان تحت تأثیر آقای کربن نگاه به تشیع و عرفانِ شیعی دارند. ولی به گفته خود ایشان، کتاب‌ها را از موضع یک پژوهش‌گر می‌نویسند و نه یک شیعه. موفق باشید

30495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: برخی از بزرگان شاگردان خود رو از رجوع به ابن عربی و مولوی منع می‌کردند. علت منع آنها هم این بود که مولوی و ابن عربی سنی مسلک هستند و تا زمانی که منابع عظیم شیعه در دسترس هست، رجوع به امثال مولوی و ابن عربی جایز نیست. در کتاب کهکشان نیستی خواندم که سید مرتضی کشمیری که استادِ آیت الله قاضی (ره) بودند به آقای قاضی فرموده بودند که شما نباید به ابن عربی و مولوی و امثالهم رجوع کنید و آیت الله قاضی هم از توصیه ایشان پیروی کردند. اگر مولوی سنی بوده پس چطور این اشعار عرفانی ناب رو گفته و این همه در مسیر توحید رشد کرده؟ مگه میشه کسی مثل ابن عربی و مولوی سنی باشند و راه توحید رو که لازمه اش ولایت امام علی علیه السلام هست رو طی کنن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مولوی خوب است به سؤال و جواب‌های شماره‌ی 25473 و 25735 و 27449 و 27468 و در مورد ابن عربی به سؤال و جواب‌های 25311 و 26420 و 26811 و 28667 و 30108 رجوع فرمایید. در ضمن به نامه‌ی حضرت امام خمینی به گوباچف فکر کنید که فرمودند مطالب ابن عربی، معارفی است که از مو باریک‌تر است. و از این جهت می‌توان گفت هرکسی متوجه‌ی ظرایف سخنان او نمی‌شود. موفق باشید

30469

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: نکته ای که در باب منش علمی حضرتعالی بسیار قابل تحسین است تفکیک بین حوزه های تخصص علماست. مشخصا این که در حوزه های اجتماعی و سیاسی پیرو امثال مرحوم امام هستید و در مسائل قرآنی و تفسیری پیرو مرحوم علامه طباطبایی هستید و به نوعی سایت خویش را هم لبّ کتاب ایشان معرفی کرده اید بسیار بلندمنشانه است. زیرا چنان که مطلع هستید مرحوم علامه به هیچ وجه با انقلاب اسلامی عقلا و شرعا موافق نبودند و جایز نمی دانستند، اما با این وجود حضرتعالی در مسائل تفسیری به ایشان رجوع می‌کنید و در مسائل سیاسی امام را مرجع می دانید. و این تفکیک خود درسی است که امثال حقیر باید از حضرتعالی بگیریم. وفقکم الله.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از نگاه خوب جنابعالی، عنایت داشته باشید که فرزند علامه فرموده بودند نظر علامه نسبت به انقلاب منفی نبوده. و به همین جهت ملاحظه می‌کنید در همین خانواده، فرزند آیت الله قدوسی که نواده‌ی علامه به حساب می‌ایند، اهل جبهه و جهاد هستند و شهید می‌شوند و داماد خود علامه یعنی آیت الله قدوسی اولین دادستان انقلاب هستند که به دست منافقین شهید می‌شوند. به نظر نمی‌آید اگر علامه مخالفتی با این فضا داشتند، این روحیه‌ها شکل می‌گرفت بخصوص که شخصیت علامه، شخصیت تأثیرگذار بر اطرافیان است. موفق باشید

30464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: فرق بین تعقل و تفکر را لطفا با مثال روشن فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید این دو لغت در محاوره‌های ما مترادف هستند، مگر این‌که در جمله‌ای خاص معلوم شود گوینده یا نویسنده به چه وجهی نظر دارد. موفق باشید

30095

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده در مجموعه فرهنگی فعالیت می‌کنم ولی واقعا خسته شده ام. تو این مجموعه احساس تنگنا و ناگشودگی می‌کنم. چنتا مثال خدمتتون عرض می‌کنم: مجموعه ما در مقابل کسانی که با رهبری و انقلاب ذره ای زاویه دارن موضع گیری سخت میکنه و اونها رو به شدت محکوم میکنه و... درحالی که بنظرم با این موضع گیری های سخت نمیتونیم حقیقت انقلاب رو به اونا بشناسونیم. یا مثلا میگن که ما حق همکاری با مجموعه های دیگه رو نداریم و اینکه با برخی افراد که مشکلی هم ندارن نباید رابطه داشته باشیم و اگه کسی همفکر ما نیست و طبق اصول ما جلو نره از مجموعه باید اخراج بشه و... میگن هر سیر مطالعاتی که ما گفتیم باید خونده بشه و...انگار نوعی تحجر و منیت تو این مجموعه هست. آیا اینا همون دیوار ها و حجاب هایی نیستن که نمیزارن ما با خدا ارتباط داشته باشیم؟ احساس می‌کنم این موارد باعث میشه که ما حاج قاسم وجودمون رو کشف نکنیم و نتونیم به وسعت بشریت باشیم و به سعه صدر برسیم. به نظرتون این فعالیت ها ما رو از حقیقت انقلاب دور نمیکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مشکل بسیار بزرگی است که عملاً انقلاب اسلامی با این نگاه مقدس‌‌مآبانه‌ی تنگ‌نظرانه، بیشتر ضربه می‌خورد تا از دشمن. آنچه انقلاب را نگه می‌دارد، سعه‌ی صدری است که رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله» قهرمان آن هستند. موفق باشید

29944

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: بفرمایید بنده پس از مدتی که تلاش زیادی در امور مادی و معنوی و تحصیلی انجام می دهم گره هایی در کارم می افتد که باعث می شود آن تلاش ها به نتیجه نرسد. و این چرخه ی اراده و تلاش و شکست خوردن دائما رخ می دهد. به نحوی که از حالت طبیعی خارج شده است. به نظر جنابعالی بنده باید چه کار کنم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اموری مثل صله‌ی رحم، خوش خُلقی، تواضع و صداقت راه‌گشا هستند. موفق باشید

29288

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام و آرزوی سلامتی شما بزرگوار: بحث در مورد آسمان های هفتگانه را در کدام یک از از بیانات شما می‌توان پیدا کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور مشخص و منظم عرایضی نداشته‌ام. در شرح کتاب «آداب الصلواة» حضرت امام در موضوع آسمان اول عرایضی شده است. موفق باشید

28401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی! استاد میشه این آیه رو توضیح بدین الإمامُ الرِّضا عليه السلام: lرأيتُ أبي عليه السلام في المَنامِ فقالَ ; يا بُنَيَّ ، إذا كُنتَ في شِدّةٍ فأكْثِرْ أنْ تقولَ ; «يا رؤوفُ يا رحيمُ»، و الّذي تَراهُ في المَنامِ كما تَراهُ في اليَقَظةِ» امام رضا عليه السلام: «پدرم را در خواب ديدم فرمود: پسرم! هرگاه در سختى و گرفتارى بودى جمله «يا رؤوف يا رحيم» را فراوان بگو و آنچه در خواب مى بينى چنان است كه در بيدارى مى بينى.» مُهج الدعوات : ۳۹۷. یه سوال دیگه هم داشتم، اینکه در نماز و یا دعا هامون خودمون رو نفی کنیم و به یاد اینکه هستی خداست و ما جلوه های خدا هستیم، بالخصوص که سوره توحیدی اخلاص رو می‌خونیم یا اینکه طبق گفته شما در کتاب چگونگی به فعلیت رسیدن باورهای دینی از طریق معرفت نفس پیش بریم و اینکه یه نفس داریم که مجرده و با نماز و دعا به فعلیت میرسه، کدومش بهتره؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حضرت متذکر تجلی اسم رئوف و رحیم خداوند در امور می‌باشد. ۲. در دعا و نماز مطابق محتوای دعا و نماز، حضرت معبود را مقصد خود قرار می‌دهیم از آن جهت که ما فقیر إلی اللّه هستیم و او غنی و حمید. موفق باشید

27719
متن پرسش
سلام علیکم: یک مطلبی مطرح شده که یکی از علت های سقوط صفویه رویکرد علامه مجلسی و فرزند ایشان است که اخباری گری را تقویت کردند ویژه فرزند علامه مجلسی که بسیار با عرفان و تصوف مشکل داشت و با آنها برخوردهای قاطع و حتی با قوه قاهره و سخت کرد و نوعی تعصب مذهبی را بوجود آورد و خودش در روند زوال صفویه و ایجاد تعصب موثر بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کلیّات حضور تاریخی صفویه، یکی از مراحل مهم و ارزشمند تاریخ ما می‌باشد. ولی متأسفانه نتوانستیم آن‌طور که باید و شاید آن را پاس داریم و حکمت و عرفانی که می‌توانست به حضور تاریخیِ تشیع رونق ببخشد، به حاشیه رفت و ما محدود شدیم به دیوارهای تنگِ باورهای فردیِ خودمان. موفق باشید

27577
متن پرسش
سلام استاد: امیرالمؤمنین فرمودند: من آن قرآنی هستم که مرا مهجور کردند.. وَقَالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً» فرقان/۳۰ میشه گفت که شکایت کردن پیامبر به خاطر مهجور بودن قرآن در واقع شکایت کردند از مخالفت ها با حجت خدا (علی علیه السلام) می باشد؟ و در این زمان اون قرآنی که نباید مهجور بشه امام زمان علیه السلام است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین طور است. وقتی قرآنِ مجسم یعنی امام معصوم در ابعاد مختلف‌اش درک نشود، حتماً قرآن مهجور خواهد ماند. زیرا امام است که باید قرآن را به ظهور آورد. موفق باشید

27491
متن پرسش
سلام علیکم: آیا تفسیر المیزان مرحوم علامه طباطبایی (ره) تفسیری هرمنوتیک محسوب می شود و می توان قلمداد کرد؟ من نظرم به شخصه این است علامه باور دارند حقیقت و سنن الهی و تجلیات حضرت الله در اعصار و زمان ها و تواریخ مختلف متناسب آن زمانه و ظرفیت و تغییر انفسی و عزم راسخ ملتها حاضر می شود کما اینکه در زمان امام رضا (ع) پس از سالها حصر و خانه نشین کردن ائمه تجلی الهی به میان آمد و نشان داده شد اگر جهت جامعه مسلمین و تمدن اسلامی با مکتب اهل بیت (ع) و امام هشتم باشد چگونه مسلمین به اعتلا می رسند و در زمان صفویه با وجود مسائل و نشیبهای آن زمان با تجلی حکمت شیعه و اینکه با تدبیر و هدایت شیخ بهایی و میرداماد و محقق کرکی بستر تحقق شریعت و تبدیل فرهنگ شیعه به ابزار و تمدن به صحنه آمد و در شرایط کنونی در بستر انقلاب اسلامی و سیره شهدا و ولایت دو فقیه جامع الشرایط تجلی یافته است. ولی علامه، پلورالیسم و تکثر در تفسیر قرآن که رویکرد اسحاق کندی هم به آن سمت و سو رفت و مورد انتقاد جدی امام حسن عسکری (ع) واقع شد، باور ندارند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:چرا که نه! مگر علمای ما در هر زمانی مطابق روح آن زمان، حقیقت را به میان نمی‌آوردند؟ علامه‌ی طباطبایی «رحمت‌اللّه‌علیه» در مواجهه با دنیای جدید و موضوعاتی که بعد از مشروطه به میان آمد، قرآن را مطابق چنین شرایطی به نطق آوردند و حقیقت را مطابق روح این زمان ظاهر کردند. موفق باشید  

26917

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در جزوه اخیرتان یعنی قرار گرفتن در بودن تاریخی خود، اشاره به دیدار حضرت آقا با وزیر وقت فرهنگ در دولت اصلاحات کردید و تمرکز دقیقی روی همین نکته مد نظر رهبر معظم انقلاب در ادامه بحث تان داشتید. سوالی اینجا مطرح میشه که آیا اگر آشنایی با شریعت الهی و مکتب اهل بیت هم چنین غرب شناسی و شناخت مدرنیته در سطح جامعه تقویت شود، انتشار کتب و محتوای رسانه ای زاویه دار با گفتمان انقلاب و اسلام ناب یا کُتُبی که محتوای حتی ضد گفتمان انقلابی و ولایی را نشر می دهد، بلامانع است و دیگر ابزاری برای تهاجم فرهنگی و نفوذ محسوب نمی شود. (ویژه اینکه بحث نفوذ فرهنگی و اهتمام به مقابله با آن هم در بیانات رهبری عزیز دیده می شود)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن صحبت مقام معظم رهبری این‌طور فهمیدم که اگر توان جوابگویی در حدّ مقابله با فتنه‌ها را داشته باشیم، حضور آن نوع نوشته‌ها کمک می‌کند تا مردم ما رشد کنند و منفعل نباشند. موفق باشید

نمایش چاپی