بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26456

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا می توان گفت که این من کیستم را خوب که دقت کنیم آخرش این من خدا می شود؟ یعنی از دریچه من متوجه می شوی که در حقیقت در هستی فقط یک من است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. می‌فهمیم عین اتصال به حضرت حق هستیم. موفق باشید

26255
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان همچنان گفت بر روح تکنیک و تکنولوژی و تصمیم سازی های مدرن و لیبرال_دموکراسی، آن نوع دیدگاه انسان ابزار ساز بیکن حاکم است و همچنان بشر مدرن می کوشد تا برای ارضای خواسته هایش جهان را تغییر داده و معرفت توهمی را بر سنن عالم و طبیعت غالب کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز مسلّم وضع دنیای غرب چنین است ولی هایدگر معتقد است در دل تکنیک، انکشاف مستتر است و روح بشر در دل انکشاف، نظر به حقیقت دارد و با رشد منجی این امکان هست که تکنولوژی از سیطره‌ی گِشتل، آرام‌آرام خود را آزاد کند. موفق باشید 

26138
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: شهادت سردار سلیمانی عزیز رو خدمتتون تسلیت عرض می کنم، استاد بنده سردار رو فقط در صفحه نمایش دیدم نه از نزدیک، اما حال خیلی عجیبی دارم که یادم نمیاد تا حالا در سوگ عزیزی از نزدیکان این حس رو داشته باشم، انگار دلم از اعماق سوخته و هیچ تسلایی پیدا نمیکنه ،خیلی خیلی احساس دلتنگی می کنم و در طول روز و شب چندین بار گریه و زاری دارم و اصلا آروم نمیشم مثل آدمای ماتم زده هستم، میدونم ایشون به سعادت بزرگی رسیدن اما تکلیف ما با این دلتنگیها چیه؟ چه جور توی دنیایی نفس بکشیم که سردار نیست، حس غریبیه، انگار نگام به مرگ و آخرت بیشتر جلب شده و دیگه از مرگ نمی ترسم و شاید برام لذت بخش هم باشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این اشک‌ها، قصّه‌ی گشوده‌شدن درهای آسمان است. بد نیست به صوت «سیّد شهداء مقاومت و یوم‌الفصل انقلاب اسلامی» و مقاله‌ی «سیّد شهداء مقاومت و افقی که در پیش است، رجوع فرمایید. موفق باشید

26056

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: ۱. پس اینکه فرمودید در خواب ملکات می ماند واقعا باعث امیدواری من شد. پس اگر دایما در خواب خود را در حال پرواز و ذکر اسماء الاهی ببینیم و یا در حال برطرف کردن مشکلات اعتقادی دیگران و یا کمک به دیگران می توانیم امیدوار باشیم که این صفات را کسب کرده ایم شیطان بسیار از راه خود کم بینی و نا امیدی از خود به من نزدیک می شود، آیا اینگونه خواب ها می تواند نشانه ای باشد از خدای رحمان برای رشد ما، البته رشدی که هنوز جا برای ادامه دادن دارد؟ ۲. و اینکه اگر انسان در خواب با اختیار حرکت کند و امور آزار دهنده را به امور دلچسب تغییر دهد با توجه به اینکه می داند که در خواب است، آیا می تواند نشانگر تقویت اراده انسان در طول زندگی باشد، چون از شما پرسیدم و فرمودید، اراده انسان که مد نظر امام در کتاب معاد بوده اراده ای در جهت خدایی نمودن افعال است؟ ۳. در حالی که در چندین جا از شما شنیده ام انسان در خواب و برزخ اختیار ندارد، ولی برای خودم بارها پیش آمده که اشکالی می خواهند در خواب مرا آزار دهند که در خواب می فهمم از خیال خودم هست ولی من یا اراده خود آنها را به نیکوترین چهره ها تبدیل کردم، چهره های که در کنارم دعا بخوانند و کمک من کنند برای پرواز در آسمان ها و ذکرهایی که تمام جانم را پر از لذت و شعف می کند؟ حضور خود را در این خواب ها به خوبی حس می کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌همه، همچنان‌که مکرر خدمت کاربران عرض شده است، بنده تعبیر خواب نمی‌دانم و قسمت دوم و سوم سؤال جنابعالی نیاز به تعبیر دارد. موفق باشید

25806

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: در تفسیر المیزان در ذیل آیات مربوط به سوره توبه جناب علامه (ره) می فرمایند: «رواياتى كه پيرامون تفسير آيات است اگر واحد باشند حجيت ندارند، مگر اينكه با مضمون آيات موافق باشد، كه در اين صورت بقدر موافقتشان با مضامين آيات حجيت دارند، و اين خود در فن اصول، حلاجى شده است، سرش هم اين است كه حجيت شرعى دائر مدار آثار شرعيه اى است كه بر آن حجت مترتب مى شود، و وقتى چنين شد قهرا حجيت روايات منحصر مى شود در احكام شرعى و بس. و اما آنچه روايت در باره غير احكام شرعى از قبيل داستانها و تفسير وارد شده و هيچ حكم شرعى را در آن متعرض نشده بهيچ وجه حجيت شرعى نخواهد داشت. و همچنين است حجيت عقلى يعنى عقلائى، زيرا بعد از آنهمه دسيسه و جعلى كه در اخبار و مخصوصا اخبار تفسير و قصص سراغ داريم و خود المنار هم به آن اعتراف كرده و از احمد نقل كرده كه گفته است : اين روايات اصلى ندارند ديگر عقلا كجا و چگونه به آن اخبار و صحت متن آنها اعتماد مى كنند؟ پس در نزد عقلا هم حجيت ندارد، مگر آن روايتى كه متنش با ظواهر آيات كريمه موافق باشد. پس كسى كه متعرض بحث روايات غير فقهى مى شود در درجه اول بايد از موافقت و مخالفتش با كتاب بحث كند، آنگاه اگر ديد روايتى با ظاهر كتاب موافق است آن را اخذ كند و گر نه طرح و طرد كند. پس، ملاك اعتبار روايت تنها و تنها موافقت كتاب است، و اگر موافق با كتاب نبود هر چند سندش صحيح باشد معتبر نيست و نبايد فريب صحت سندش را خورد. پس، اينكه مى بينيم بسيارى از مفسرين عادت كرده اند بر اينكه بدون بحث از موافقت و مخالفت كتاب، سند روايت را مورد رسيدگى قرار داده و بصرف سند حكم مى كنند به اعتبار روايت، آنگاه مدلول آن را بر كتاب خدا تحميل نموده و كتاب خدا را تابع و فرع روايت مى شمارند روش صحيحى نيست، و هيچ دليلى بر صحت آن نداريم. تازه نامبردگان در روايتى كه جنبه قرينه دارد بحث سند را هم پيش نمى آورند. ببخشید استاد برداشت بنده درست است: ۱. اگر روایتی واحد باشد اما درباب احکام شرعی باشد و سند آن صحیح باشد حجیت عقلی و شرعی دارد. ۲. اما اگر روایتی واحد باشد و در غیر احکام شرعی (مثلا تفسیر آیات و یا شأن نزول آیات) باشد حتی اگر سند آن هم صحیح باشد، حجیت شرعی و عقلی ندارد مگر اینکه با آیات قرآن منطبق باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. از آن‌جایی که در حدیث ثقلین «کتاب اللّه و عترت» را برای ما حجت قرار داده‌اند، اگر مطلبی را قرآن متعرض نشده و امام معصوم متذکر شده‌اند، برای ما حجت است. ۲. این حرف درستی است زیرا در این مورد ملاک قرآن است. موفق باشید

25523
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: من نوجوانی ۱۷ ساله هستم که در مسجد منطقه مون الحمدلله توفیق یافتم برای مباحث معرفت دینی حول کتاب داستان راستان، برای نوجوانان دیگر صحبت کنم و تا حد توان به شبهاتشون پاسخ بدم. خدا رو شکر موفقیت هایی هم حاصل شده و بسیاری مباحث حل شده است و دوستان انس خوبی با داستانهای جذاب کتاب پیدا کردند. بسیار از کتب و جزوات و یادداشت های شما بهره برده ام و همواره دوستان را به مطالعه آثارتان توصیه کردم و توفیق داشتم از محضرتون فیض ببرم. استاد، علیرغم این مطالعات گاهی نسبت به حقیقت هدایتگری انبیاء و انقلاب اسلامی و ولایت فقیه شک می کنم و با برخی شبهات و مباحث خودم دلم میلرزه. متاسفانه بسیاری حضرات، با عینک لیبرال_دمکراسی انقلاب را می نگرند و حتی تفاوتی بین افق تمدنی انقلاب نیستند و گاهی با کمال تعجب میگند کره شمالی و کوبا برای ‌آمریکا مهم تر از ایران هست و عادت کردند اتهام تحجر به مدافعان افق تمدن انقلاب بزنند. استاد، بسیار سعی کردم با مطالعه کتاب و افزایش معرفت و آزاداندیشی و پرسش از متخصصین، واقع بینانه و نه کورکورانه خدای ناکرده با انقلاب و اسلام ناب محمدی و ولایت فقیه و امام و حضرت آقا برخورد کنم اما گاهی اوقات عجیب دلم سست می شود و می گویم نکند من اشتباه می روم و واقعاً دین از سیاست جداست و یا انقلاب اسلامی هم انقلابی است مثل خیلی انقلابهای دیگر که دورانی دارد و گذار می کند. این رو تو خیلی دوستان هم دیدم که علیرغم مطالعه اصولی مبانی اسلام و انقلاب و این مکتب و پذیرش مبانی، اما دلشون بسیار میلرزه و انگار از درون هم درگیرن. وقتی هم که بسیاری نا بهنجاری های جامعه رو می بینن بسیار دلسرد میشند. استاد شما به عنوان شخصیت مجاهد در جبهه فرهنگی و ایمانی که صاحب تجربه هم هستید، به من چه توصیه ای برای تقویت اعتقاد قلبی دارید و اینکه با چه دیدی نسبت به انقلاب و افق تمدن نوین اسلامی برخورد کنم و آیا اساسا این جدال های دورنی امثال من در این سن و سال درباره مسائل اساسی زندگیمون ویژه در باب اوضاع اجتماعی طبیعی هست یا نه؟ با تشکر و التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم همین شبهات موجب می‌شود تا جایگاه انقلاب اسلامی را سیاسی و سطحی در نظر نگیریم. بالاخره باید این نکته روشن شود که «آینده‌ی ما چه آینده‌ای است؟» بد نیست در این مورد به متن مذکور همراه با صوت آن سری بزنید. موفق باشید

25479

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اگر علم داشته باشیم شخصی که می آید وسط نماز به ما سلام می کند برای این است که عکس العمل ما را ببیند و این کار تقریبا همیشگی باشد آیا جواب سلام واجب است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً نه. ولی بهتر است از دفتر مرجع تقلیدتان بپرسید. موفق باشید

32972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله. سلام علیکم: رابطه تقوی و تهذیب و اسلام فردی با اسلام سیاسی و کارهای اجتماعی و تمدنی چیست؟ جزو مفروضات ماست که تمدن نوین با نرم افزار و سخت افزارش و تمام وصفیاتی که حضرت آقا فرموده اند باید ایجاد شود. یکی از وظایف یک حوزوی در این داستان گسترش فقه های نظام می‌باشد. یعنی طرف، دروس مقدمات و... را سفت بخواند و اجتهاد خود را بجای فقه رایج چندصدساله در فقه نظام بکار ببندد. بیانات حضرت آقا در منشور روحانیت بسیار بسیار روی مساله خودسازی و معنویت و تقوا تاکید دارند. (ایشان در دیدار با قشر روحانیون است که دیده ام مطالب عرفانی نیز مطرح کرده اند. نظیر عرفان نظری/عملی؛ مذاق عرفانی؛ نفس گرم؛ و...) حضرت آقا در پیامهای تسلیت برای برخی از بزرگان روحانی، بحثهای اخلاقی و معنوی را شاخصه آنها می‌دانند. (حال یا بهمراه فعالیتهای سیاسی اجتماعی یا بدون آن) سوال: مسئله معنوی بودن و متقی و مقرب بودن یک فرد حوزوی به خداوند، در این کارهای فیزیکی و علمی و خروجی ای که در آینده خواهد دا شت واقعا چه تاثیری دارد؟ کار علمی و سیاسی و اجتماعی کسی که دارای اینهاست با آنکه دارای اینها نیست چه فرقی دارد؟ (بحثم سر اثرات مستقیم نیست. مثلا کسی که تقوی را در خود نهادینه نکرده باشد ممکن است در کارهای فرهنگی و... کارهای خلاف اسلام رسوخ بکند یا کارش سست مبنا باشد یا... بحثم سر اینست که فقط اثر فرد مجری چقدر است؟ کسیکه متقی است در گوشه ای دارد فلان کار را برای نظام می‌کند و کسیکه اتقی است نیز در گوشه ای دیگر دقیقا همان را و کار هر دو بدون عیب است. لکن می‌خواهم بدانم خود اختلاف نورانیت این دو نفر، در نتیجه و اثر کار چگونه دخیل است؟) می‌خواهم به این برسم که کارهای عبادی و امثالهم که پیش میاید را باید به چه کمیت و کیفیتی انجام داد و بالاخره در کاری که ما می‌خواهیم بکنیم (نظام و تمدن سازی) چقدر دخیل است؟ با تشکر فراوان و عرض معذرت بابت طولانی شدن.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال یک طلبه در کنار دروس رسمی حوزه، لازم است که در قرآن از طریق تفسیر «المیزان» و در روایات تدبّر کند و پس از آن راهی که در مقابلش گشوده می‌شود همان راهی است که او را به نتیجه لازم می‌رساند. موفق باشید

32606
متن پرسش

سلام استاد طاهرزاده: من دانشجوی شما بودم. یک سوال دارم نظر شما درباره مهاجرت افغانها به ایران چیست که مشکلات زیادی برای کشوری ایجاد میکنن و سوال دوم آیا درسته به کشورهای همسایه کمک مالی کنن در حالیکه هر روز مردم ایران شاهد گرانی وسختی بیشتری هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نقشه بسیار پیچیده دشمن است که با خارج‌شدن از افغانستان جنگِ ایرانی افغانستانی راه بیندازد و با آگاهی به این مسئله وظیفه ما است که با سعه صدر لازم با برادران افغانستانی خود برخورد کنیم و هر اندازه خیر ما به عنوان تمدن ایرانی، خسروانی و شیعی به همسایگان‌مان برسد، بزرگ و بزرگ‌تر می‌شویم و شامل رحمت الهی قرار گرفته مسائل‌مان نیز حل خواهد شد. پیشنهاد می‌شود به مصاحبه آقای علیزاده با آقای علیرضا کمیلی در کانال «جدال» در تلگرام رجوع فرمایید. https://t.me/jedaal/1261 موفق باشید

 

32489
متن پرسش

سلام: اکنون که برایت می‌نویسم به زور حساب روز و ساعت و سال را به خاطر می‌آورم و تلاش بی‌ وقفه‌ای برای دم و بازدم دارم و نمی‌دانم تو هم در طلوع‌های بیداریت یا کوه‌ جمعه صبح‌هایت یا آن زمان که در جوانی‌ات برای انقلاب اسلحه به دست گرفته بودی، التماس بازدمِ دم را کشیده‌ای؟ تا کنون تمامی آنچه گفتی و نوشتی را رو به رویت قرار دادی و در انتظار آنچه هیچ کس نگفته ماندی و مثل من معلق بین زمین و زمان شدی؟ یا با یک بالاخره باید عبور کرد، عبور کردی؟ من مدت‌هاست به دنبال خودم در گفته‌هایت می‌گردم، در آینده‌ای که می‌گویی می‌گردم و نمی‌دانم چطور و چگونه جسارت گفتن فردا را بدون زجر و درد امروزم داری؟ تو چگونه ترسیم می‌کنی بدون این که بغضی از امروز در گلویت صحبت را برایت سخت کند؟ چگونه بدون من، بدون مایی که در هیچ زمینی زیرپایمان سفت نمی‌شود و با هیچ نسخه‌ی از پیش گفته شده‌ای و با هیچ لفظی دلمان آرام نمی‌شود جهان فردا را رو به رویمان قرار می‌دهی؟ من دیگر دلم و جانم آرام به جهاد و تمدن و رسالت و چه و چه نمی‌شود، من آرام به ساختن فلان دستگاهِ به قول خودشان هایتک نمی‌شوم. من دیگر در قالب موسسه و شرکت و مجموعه و... نمی‌گنجم تا ردیف به ردیف پروژه و کار به انتها برسانم ودلم خوش به انجام وظیفه‌ام شود. من زنم! منِ آواره، کجای امروز و فردای تو هستم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم حضورِ «پس‌فردایی» را تجربه کرده‌ای؟ «پس‌فردایی» که ادامه دیروز و فردا نیست، بلکه ظهورِ پریروز است، پریروزی که ما در مأوای سنت محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» بودیم و چشم به «پس‌فردایی» داشتیم و داریم که از ظلمات دنیای مدرن عبور کرده‌ایم و باز حضور در سنت محمدی، ولی با روحی که توانسته‌ است اگر خسته از «دیروز» و «فردا» هست از آن دیروز و فردا بگذرد. این‌جا است که عرض کرده‌ام و باز می‌گویم باید در حین استقرار در انقلاب اسلامی بگذریم تا پیش آید آنچه در حالِ پیش‌آمدن است و «انتظار»، این مقدس‌ترین حضور در دلِ طوفانی که در حال تجربه آن هستیم، همه معنی زندگی خواهد بود و این است راز امیدواری ما به آینده‌ای که گویا شروع شده است. پیشنهاد می‌کنم اگر بتوانید مباحث «بنیان‌های حکمت حضور در جهان بین دو جهان» را دنبال کنید، امید این هست که معلوم شود این نوع آواره‌گی که در خود حسّ می‌کنید نوعی سر و سامانی در درون خود دارد. در ضمن خوب است سری به سؤال و جواب شماره 32494 بزنید. موفق باشید

31844

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب: بنده طلبه هستم چندین سال است سیر مطالعاتی و مباحث شما را دنبال می کنم الحمدالله بسیار مفید و عالی است احساس می کنم باید کتب دیگر از نویسندگان دیگر را هم ان شاءالله مطالعه کنم اول اینکه شما سیر مطالعاتی موضوعی را پیشنهاد می دهید یا اینکه در هر سیر کتب یک نویسنده مطالعه شود دوم اینکه کتب کدام علما را پیشنهاد می کنید؟ خداوند عمر با برکت به شما عنایت کند

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال از تفسیر قیّم المیزان غافل نباشید. خودْ راه بگویدت که چون باید کرد. موفق باشید

31763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به سوال قبل اثر حسان بن ثابت اینقدر که من دیدم نظم محسوب می‌شود نه شعر، شعر کلام خیال انگیز است به اثر توجه کنیم کاملا جملات را فقط در قالب وزن ریخته اند ینادیهم یوم الغدیر نبیهم بخم و اکرم بالنبی منادیا یقول فمن مولاکم و ولیکم فقالوا و لم یبدوا هناک التعادیا الهک مولانا و انت ولینا و لن تجدن منا لک الیوم عاصیا فقال له: قم یا علی فاننی رضیتک من بعدی اماما و هادیا فمن کنت مولاه فهذا ولیه فکونوا له أتباع صدق موالیا هناک دعا اللهم وال ولیه و کن للذی عادى علیا معادیا اما حضرت فکر نکنم گفته باشند حضرت جبرئیل کمک کرده است بلکه فرمودند «لا تزال یا حسّان مؤیّداً بروح القُدس ما نصرتَنا بلسانک» گویا دعاییست برای آینده ی ایشان بنابرین شعر ممدوح اسلام را تشریح فرمایید. اگر این نظم بالا مطلوبست جایگاه سخن ارسطو چیست که شعر را گویا کلام مخیل می‌دانند همچنین بحث هنر برای هنر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مخیل‌بودن شعر بحثی نیست، بحث در خیالی است که متعالی است یا خیالی که منجر به اشعاری می‌شود که قرآن در وصف شاعران آن اشعار می‌فرماید: «وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ» و شاعران را گمراهان پيروى مى‌كنند. و این غیر از آن است که رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: إنَّ مِنَ الشِّعرِ لَحِكمَةً ؛ برخى از شعرها حكمت است. آری! «آن خیالاتی که دام اولیاست / عکس مه رویان بستان خداست» .

با توجه به فرمایش رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌توان فهمید امکان آن‌که شاعر در تأیید الهی شعر بسراید، هست. موفق باشید

31641
متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به سوال قبل چرا می فرمایید همه موجودات آگاهی از خالق خود دارند و نمی فرمایید آگاهی از خود دارند درحالیکه نمی‌شود از خالق آگاه بود و از خود نبود (مگر در مراتب بالای فنا که آنهم لابد تجرد بالایی می‌خواهد) به هر حال اگر از خالق هم فقط آگاه باشند این آگاهی نشان از تجرد دارد در آن سوال حقیر کار به آیات تسبیح نداشتم (که همان تسبیح هم نشان از تجرد است گر چه حقیر همه ی این امور که بوی تجرد می‌دهند را مادی می‌دانم) روی سخنم بر دو دسته آیات بود یکی آیاتی که زمین و آسمان سخن می‌گویند یا آیه امانت یا سوره اذا زلزلت، دسته دیگر صحبت حیوانات که فوق تجرد مثالیست که صدرا مطرح می‌کند به داستان هدهد نگاه کنید هدهد واقعا از تجرد مثالی فراتر است و به وضوع تجرد عقلی آن‌هم در چه رتبه بالایی مشخص است «وَجَدْتُهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ» مطلب بعد نفوس فلکی که سابق مطرح می‌شد و در عرفان نیز پذیرفته شده است را چه می‌کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه داشتن روح و تجرد آن، بودن نفس یا روحی است که بدنی را تدبیر کند. در این مورد خوب است به آیه‌ای که می‌فرماید: «فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ» (ص/۷۲) نظر بفرمایید. موفق باشید

31461

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چند ساله پدرم رو از دست دادم. زمانی‌که در قید حیات بود تا زمانی که از دنیا رفت من کنار ایشون زندگی نکردم یعنی اصلا کاری بمن نداشت. زندگی خودش رو می‌کرد. نه خرجی من رو متقبل می‌شد نه چیزی، جر اواخر که دو سه بار پول یارانمه ام رو بهم داد و من واقعا در مضیقه زندگی می‌کردیم. من و مادرم اون شهر دیگه بود و ما شهر دیگه، منزل جد مادریم تا بزرگ شدم و ایشون از دنیا رفت. من دائما گله می‌کردم حتی بعد از فوتش و گاهی هم از شدت ناراحتی نفرین می‌کردم حالا حس می‌کنم ایشون از من ناراضیه و شاید عاقم کرده. حالا چکار کنم؟ لطفا جواب در کانال گذاشته شود ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما برای ایشان صدقه بدهید بلکه به او کمک شود. فکر نمی‌کنم عدم رضایت ایشان با توصیفی که می‌فرمایید جهت سلوک و سیر شما اختلالی ایجاد کند. موفق باشید

30908

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: وقتتون بخیر. طاعاتتون قبول. استاد این متن رو خوندم در جایی "فرشته بنت اسد:
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام متن؟!!! موفق باشید

30855
متن پرسش
با عرض سلام خدمت حضرتعالی: ما معتقدیم که خداوند حکیم است و کار بیهوده انجام نمی دهد و هيچ چيز او عبث و بیهوده نیست. از روایت قدسی تلویحاً یا صراحتاً می توان یافت که علاقه شدیدی خداوند متعال به انسان دارد. پس حتماً انسان چیزی در انسان هست به نظر حضرتعالی حکمت این عشق به انسان دارای فقر ذاتی از سوی ذات لایتناهی حق چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن عربی در فصّ «آدمی» روشن می‌کنند که حضرت حق انسان را نمایش اسمای حسنای خود نمود تا خود را تفصیلاً به نمایش بنشیند. به گفته جناب حافظ: «نظری کرد که بیند به جهان صورت خویش / خیمه در مزرعه آب و گِل آدم زد». موفق باشید

30324
متن پرسش
با سلام: ببخشید استاد عزیز بنده اشخاص زیادی را می شناسم که در انجام سلوک فردی بسیار کوشا هستند و به مقاماتی رسیده اند اما هیچ کاری با انقلاب و شرایط روز ندارند مگر این سلوک فردی نباید انسان را به سلوک اجتماعی برساند و اگر اینگونه است چرا این افراد که عموما محرمات الهی و انجام واجبات و مستحبات را به جا می اورند به همچین سلوکی که شما در این تاریخ با انقلاب اسلامی می فرمایید نمی‌رسند مشکل آن ها کجاست و آیا این که این افراد به چنین جایی نمی‌رسند ضعفی برای آنان است چون آنان به واقع فکر می کنند به تمام دین دست پیدا کرده اند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سلوک فردی به تنهایی یک امر فکری است و البته در جای خود مفید می‌باشد. ولی سلوکی که در بستر تاریخی باشد که با انقلاب اسلامی شکل گرفته، سلوک قلبی است و موجب شور ایمانی می‌شود و راه شهدا را در مقابل ما می‌گشاید.

با حضور انقلاب اسلامی در تاریخ، منابع هویت‌بخشیِ ما که در جهان مدرن در حال بیرنگ‌شدن و فراموشی بود، امکان بازخوانی یافت و توانستیم از آینده‌ی تیره و تاری که جهان مدرن گرفتار آن است، به آینده‌ای دیگر نظر اندازیم و آن‌چنان با به ظهورآمدن انسانیت توسط شهدا، روحی انسانی چشم‌ها را به خود جلب کرد که امیدواری به حقیقت دل‌ها را گرم نمود و این یعنی باز انسان می‌تواند در اندیشه‌های متعالی مأوا بگیرد و باز خداوند در جان‌ها حاضر شود و زندگی از سرگردانی و بی‌جهتی، جهت خود را پیدا کند. زیرا پس از سال‌ها روشن شد آن‌جا که معنا و حقیقت نباشد، آدمی نمی‌ماند. آدمی زیر سایه‌ی حقیقت مأوا می‌گیرد و از پوچیِ دنیای مدرن فاصله می‌گیرد تا گرفتار زندگی روزمرّه نگردد و به هر چیز تن ‌دهد. و از این جهت در این زمانه نیاز به سلوکی داریم در بستر انقلاب اسلامی. موفق باشید    

29896

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در سوالات دیدم چندین بار آوردید که امام فرمودند پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد. اما ظاهرا امام چنین جمله ای نفرمودند هرچند مشابه آن را فرموده باشند ولی در نقل قول ها می‌بایست دقت شود و مطلبی که امام نفرمودند به ایشان نسبت ندهیم. اگر سندی برین سخن دارید بیان فرمایید والا با توجه به آدرسی که ارائه می‌شود دقیقا آنچه امام فرموده اند را بهمان صورت بیان فرمایید تا تحریفی رخ ندهد. http://www.imam-khomeini.ir/fa/c76_15106/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4_%D9%88_%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE/%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C/%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1_%C2%AB%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D8%AA%D8%A7_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%AA_%D8%B4%D9%85%D8%A7_%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8_%D9%86%D8%B1%D8%B3%D8%AF%C2%BB_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست ما به جهت موقعیتی که در آن سال‌ها با سخنان حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» مأنوس بودیم، همان مطلب از آن سخنان استنباط می‌شد و بی‌حساب نیست که در گفتمان‌ها به همان مضمون ردّ و بدل می‌شود و تا به یاد دارم بیش از یک بار ایشان چنین مضامینی را مطرح کرده‌اند. موفق باشید

29821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: ببخشید استاد اینکه میگن یه جا بایستید و مطالب رو از یه استاد بگیرید درسته؟ استاد بنده اولا نه اینکه نخوام یه جا باشم شرایط یه جا موندن برام ایجاد نمیشه اول. دوم اینکه اکثر مثلا مباحث هم سوی هم رو دنبال می‌کنم ولی از افراد مختلف، استاد این اشکال داره چون بنده شرایط پیش نمیاد. مثلا به حوزه برم و مثلا ریشه ای به قول بعضی که نظرشون اینه مباحث رو جلو ببرم و از طرفی چون یه خانم هستم از یه طرف اگر بخوام در خانواده هم باشم و خدا بخواهد تشکیل خانواده دهم خانواده را هم مدیریت کنم با توجه به اینکه الان فضای حوزه های علمیه نزدیک مکان زندگی افراد نیست و اینها زمان میبره مجبورم اینطور ادامه بدم به امید اینکه اگر صحیح است زمانی برسد بانو امین هایی در هر محله حوزه علمیه بزنن و آن هم دیگر دچار تحریفات و آسیبها نشود تا زنان ضمن علم معرفت به امر خانواده و مسایل بانوان هم رسیدگی کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروزه باید به این جمله‌ی آیت الله بهجت فکر کنید که فرمودند: «علم تو، استاد توست». إن‌شاءالله ذیل ولایت الهی در این تاریخ می‌توانید از معارف مکتب حضرت امام «رضوان‌الله تعالی‌علیه» بهره‌مند شوید. موفق باشید

29815
متن پرسش
با عرض سلام: قسمتی از جوان و انتخاب بزرگ: «وقتی انتخاب بزرگ انسان قيامتي باشد آن انتخاب برای انسان یک نوع شادی و شعف درونی به همراه می آورد، زیرا هدفی را دنبال می کند که همواره قابل دسترسي است و حادثه هاي دنيايي نمي توانند آن را از او بگيرند تا ناراحت شود و به همین جهت تأکید می کنیم با انتخابِ زندگیِ ابدي، به عنوان اساسی ترین هدف، ديگر فرورفتگی و خردشدن در خود - که برای اهل دنیا هست- براي انسان پيش نمي آيد و گرفتار يأس و افسردگی نمی گردد. در شرايطي كه انتخاب اصلي انسان حيات ابدي اوست، يأس معنی ندارد. يأس با کفرِ به خدا و رحمت الهی پیش می آید و مربوط به كافران است. قرآن كريم می فرمايد: «اِنَّهُ لا يَيْأسُ مِنْ رَّوْحِ اللّهِ اِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرونَ» يعنی مأيوس و سرخورده از رحمت خدا نيستند، مگر كافران. چون آن ها جهت زندگي و هدف خود را غلط انتخاب كرده اند، دنيايي را مقصد گرفته اند كه همواره در حال گذران و ناپايداري است. دين اسلام به لطف خدا دين بسيار خوبی است زیرا انتخابی را در مقابل انسان قرار می دهد كه آن انتخاب مانع می شود تا ما در غم های امور دنيا بپوسیم و فرسوده شویم. از خود بپرسید آيا می توان غير از اسلام را دوست داشت؟!» این گزاره که انتخاب هدف قیامتی باعث میشه که برای انسان احساس یاس آشقتگی و حتی احساس پوچی پیش نیاید برای من اثبات نشده. مگر نه این است که خود فهم اینکه دنیا پوچ و گذرا و آخرت ماندگار هست احساس درد و پریشانی نمی آورد؟ اصلا نشانه خبر داشتن از پوچی دنیا را درد میدونند. مگر امام علی که هدفشان اخروی بود طبق نهج البلاغه نداریم که می‌گفتند:«یتململ کتململ سلیم یقول اه من قلة الزاد، و طول الطريق، و بعد السفر، و عظيم المورد.» و دوم اینکه اگر هدف اخروی باشه چه الزامی وجود دارد که به این هدف می‌رسیم؟ همین خودش باعث پریشانی می‌شود و احساس پوچی هم می آورد چرا که اگر نرسیم مانند اهداف دنیوی نیست که گذرا باشند بلکه یک عدم موفقیت هست که به حقیقت انسان مربوط هست. موفق نشدن حقیقی است. لطفا راهنمایی بفرمایید که چگونه احساس شعف درونی ناشی از انتخاب هدف قیامتی را درک کنیم با این تفاسیر. صمیمانه متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به اصل قضیه که فکر کنیم می‌یابیم که در هر حال، دنیاگرایی با بحران همراه است و آخرت‌گرایی با آرامش. و این‌که انسان در آخرت‌گرایی با خودش درگیر می‌شود تا خود را شایسته‌ی حضور در آن عالم بکند، نوعی تلاش مفید و نتیجه‌بخش است، برعکسِ تلاش دنیاگرایی که همواره با احساس نگرانی همراه است. موفق باشید

28205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر: در مورد عدالت اجتماعی و اقتصادی در اسلام و یا با دیدگاه مستقل چه منابعی را برای مطالعه معرفی می کنید. قویا به این موضوع علاقه دارم و می خواهم مطالعاتم در این زمینه را بیشتر کنم و افق دیدم بازتر بشه. یک گلایه هم از شما هست در این همه آثار شما چرا کمتر اثری از عدالت اقتصادی در اسلام می بینیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ذات عدالت را باید در ایمان به حقایق جستجو کرد تا حقایق معنوی مدّ نظر قرار گیرند در این حالت است که راه‌کارهای اقتصادیِ اسلام کاملاً جواب می‌دهد و سعی بنده آن است که در این رابطه تلاش شود. ۲. فکر می‌کنم رویهمرفته کتاب «اقتصادنا» از شهید صدر جوابگوی مطلبی که دنبال می‌کنید باشد. موفق باشید

28076

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به این که همه عالم مظاهر اسماء الهی اند ترامپ و شمر مظهر کدام اسم الهی اند؟ یعنی در نگاه به اینها چگونه انوار الهی را ببینیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این لعنتی‌ها مثل همه‌ی معاندان تاریخ، حجاب حضرت حق‌اند. موفق باشید 

27784

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سبو دیدمت استاد محترم: در کتاب ادب خیال فرمودید که ریشه خیالات سوء اثر استقلالی برای دیگران در نظر گرفتن است و در مطالب مربوط به ماه رمضان روی بنر سایت فرموده بودید، توحید یعنی مشاهده وحدت در کثرت و کثرت در وحدت. آیا اثر استقلالی برای انسان ها قائل نشدن و دچار بدبینی و سو ء ظن نشدن همان مشاهده وحدت در کثرت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آن‌گاه که ما همه‌ی کثرت‌ها را در هویت وحدانی بنگریم، دیگر برای کثرت‌ها استقلالی جدای آن هویت وحدانی نمی‌بینیم. مثل آن است که موج را در نسبت با دریا ببینیم. موفق باشید

27375

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد محترم: اینکه در پاسخ به سوال حقیر در مورد وسواس فرمودید، خود آن فرد باید به این مطلب برسد که یک فرد متدین را ملاک اعمال خود قرار دهد و در اموراتش مانند او عمل کند و نه طبق توهماتش؛ واقعا چطور می شود که فرد به این دست یابد، که یک فرد متدین را ملاک اعمال خود قرار دهد؟ چطور او را باید به این باور رسانید؟ وظیفه خانواده اش در این رابطه چیست؟ آیا صلاح است آن شخص چون به علت بروز نوعی اختلالات رفتاری یا بهتر بگویم بروز و ظهور نوعی رفتارهای غیر طبیعی، برای مدتی خانه نشین شود؟ اگر بله به چه نحو که آسیب هم نبیند و گستاخی هم نکند؟ اگر نه، پس چه باید کرد؟ با توجه به اینکه با رفتن به بیرون از منزل، نوعی تصویر بد از وی در ذهن دیگران نقش می بندد، به دلیل کارهای غلط و غیر معمول. ممنون می شوم جزئی تر پاسخ دهید، با تشکر فراوان. ارادتمند
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این امور هم روان‌پزشکی و هم عزیزانی که در روش‌های سنتی کار کرده‌اند، ورود کرده‌اند. یا باید به روان‌پزشک رجوع کنند و یا با مؤسسه‌ی «إنشاء» تماس بگیرند. شماره‌ی تماس 09135553661 می‌باشد. موفق باشید

27017
متن پرسش
سلام خسته نباشید: آیه ای هست که اشاره می کند به آرامش: «الا بذکرالله تطمئن القلوب» من هرچه در خودم و در جامعه دیدم نقض این آیه بوده است. انسانی که فشار روحی بر او غلبه می کند رو دیدم موقع گرفتاری به راه های گوناگونی چون موسیقی، سیگار و اعتیاد و.... اگه هم آدم مثبتی باشه ورزش و..... نمی خوام نعوذبالله کفر بگم ولی خدا نمی تونه آرومم کنه؟ می دونم اشکال از من هست ولی چکار کنم این مشکل رفع بشه؟ سوال دومم اینه که روانشناسان می گن برا آرامش، مراقبه یا مدیتیشن کنید این روش در دین چه جایگاهی دارد؟ سوال سومم این است که مثبت اندیشی با واقع بینی چه تفاوتی دارد؟ متاسفانه من اکثر مواقع سعی می کنم واقع بین باشم و مثبت اندیشی رو چیزی جز خیالات و اوهام می پندارم! نظر شما در این مورد چیست؟ ممنونم که حوصله بخرج می دهید برای جواب ها.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. گفت: «یک روز به اخلاص بیا در برِ ما / گر کام تو بر نیامد، آن‌گه گله کن».

 ۲. در دین، تمرکز بر حضور حق و تفکر در سنن الهی مطرح است.

۳. وقتی عالم در قبضه‌ی خداوند حکیم و مهربان است چرا نباید نسبت به آینده امیدوار باشیم. موفق باشید

نمایش چاپی