بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32057
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم ورحمة الله: ضمن عرض سلام و ادب و تسلیت ایام سوگواری سیدة النساء العالمين حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها خدمت استاد گرامی جناب آقای طاهر زاده طبق فرمایش متین جنابعالی در پاسخ به سوال شماره 32045، حضرت امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف و ارواحنا له الفدا ، مظهر نور کامل خداوند تبارک و تعالی هستند و علاقه به آن حضرت، عین علاقه به حضرت معبود است و متعاقبا رهبر معظم انقلاب آیت الله العظمی امام خامنه‌ای حفظه الله تعالی ، مظهر نور آن حضرت (امام زمان ) می‌باشند. این حقیقت بر ما دوستداران و به قول مرحوم شهید سلیمانی عزیز «سربازان ایشان» پوشیده نیست و بعضا نه از طریق براهین فقهی در باب ولایت فقیه و امثالهم، بلکه قلبا و با تمام وجود و با چشم یقین آن را دیده و عمیقا احساس می‌کنیم. اما سوال اینجاست که این مطلب بسیار مهم (که رهبر معظم انقلاب مظهر نور امام زمان عج الله تعالى فرجه الشريف هستند) را چطور بر قشر مذهبی که با امامین انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی زاویه دار هستند و خود را مذهبی و اهل بیتی هم می‌دانند اثبات کنیم؟ ۱. طبیعتا جمع کثیری از دلسوزان و مومنین انقلابی و همچنین طیف مخالف از مردمان عادی هستند، لذا ممکن است اثبات علمی دقیق و عمیق میسر نباشد. اگر نخواهیم از باب فقهی وارد بحث شویم، تکلیف چیست؟ چگونه این مظهریت و نیابت را اثبات کنیم؟ ۲. از منظر دقیق علمی و در مباحثات بین بزرگان و اساتید چطور؟ قبلا از عنایت جنابعالی صمیمانه سپاسگزارم علیرضا حلبیان

متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که فقه، صورت متعیَّنِ انوار نامتعیّن انوار الهی است تا انسان از طریق احکام فقهی به باطن انوار الهی منتقل شود و به همین جهت کسی دینداری را در محدوده صِرف فقهی متوقف کرد، خود را از حضور در عالم بالاتر محروم می‌کند. عرایضی در کتاب «در راستای بنیان حکمت حضور انقلاب اسلامی در «جهانی بین دو جهان» که در دست چاپ است، شده است. شماره 86  آن حکمت‌ها ذیلاً خدمتتان ارسال می‌شود. به امید آن‌که در راستای چنین گفتارهایی بتوان نسل آماده خود را متوجه موضوع مورد بحث بکنیم. موفق باشید

ايمان به ايمان و عبور از نقاب‌های ايمانی

بشرِ امروز نقاب‌هایی که بعضی از انسان‌ها به عنوان «ایمان» بر چهره‌ می‌زنند را می‌شناسد و چون نمی‌تواند آن نوع ایمان را انتخاب کند، در دو راهیِ قبول کفر نسبت به آن ایمان و یا قبول ایمانِ حقیقی قرار می‌گیرد و بین این دو نوع شخصیت سرگردان است، گاهی این است و گاهی آن، تا آن‌که با نظر به انسان کاملی که حضوری جهانی دارد، احساس کند خود را پیدا کرده است و انقلاب اسلامی درست بستر همان انسان کاملی است که هرکس می‌تواند آن باشد، ولی سوپرمن نباشد. مهم نیست حضور چنین انسانی چه مدت طول بکشد، مهم آن است که فرهنگی ظهور کرده که انسان می‌تواند بدون نقابی از ایمان که بر چهره می‌زند، به ایمان خود ایمان داشته باشد و بفهمد:

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت       حافظ این خرقه‌ پشمینه بینداز و برو

حضور در جهانِ انسانی و انسانیت، نقطه‌ شروع ایمانی است که فریب‌کارانه و متحجّرانه نیست. در این نقطه است که انسان می‌فهمد چه هست و چه می‌تواند باشد و چگونه می‌تواند قدم در قلمروی از ایمان بگذارد که هرچه بیشتر خودش باشد، در عین پاس‌داشتِ وجودی از خود، در بستر عبودیت و نزدیکی به انسان کاملی که در پیش است، در عین بودن در تاریخی که در آن قرار دارد و لذا بیش از آن‌که بخواهد خود را بفهمد، خود را حسّ می‌کند ولی احساسی که از معرفت جدا نیست، معرفتی که رو به سوی حقیقت دارد و انسان را از فروافتادن در ایمانی که نقاب او شود محفوظ می‌دارد؛ در ایمانی مستقر است که تنها بودن خود را دنبال می‌کند، بدون متوقف‌شدن در ماهیتی خاص، زیرا در حقیقت، ماهیتِ آن ایمان همان بودنِ آن است، یعنی «ماهیّتُةُ اِنّیّتُهُ» ماهیت آن ایمان همان بودنِ آن است و سر و کار انسان با وجودِ آن ایمان است و امکانات تمام‌ناشدنی که در پیش دارد برای ایمانی بیشتر به ایمانی که یافته و در این رابطه به آینده بیکران خود نظر دارد و درک وجودی خویش در عالم و تعلق عمیق‌تری که با حضرت معبود در عهد ازلی یعنی در وجود خود با او دارد که در نسبت عبودیت انسان و معبودبودن خدا محقق می‌شود، امری که در ارتباطی متقابل اتفاق می‌افتد و انسان خود را در چنین جایگاهی که قابل توصیف نیست، احساس می‌کند و تنها می‌تواند با زبان جناب لسان الغیب بگوید:

دلم رميده شد و غافلم من درويش                    که آن شکاري سرگشته را چه آمد پيش

چو بيد بر سر ايمان خويش مي‌لرزم       که دل به دست کمان ابرويي‌ست کافرکيش

بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ     خزانه‌اي به کف آور ز گنج قارون بيش

این به جهت آن است که در ایمان حقیقی، «وجود» با تجلیّات خود به سراغ انسان می‌آید و آماده قبول جان ما است، تا خود را در مقابل آن تجلیات گشوده نگه دارد و خود را در تقدیری که باید در آن مستقر شود حفظ کند، جایگاهی که جایگاه حضور در محضر حضرت حق است، در عین حاضربودن نزد خود. خطر آن‌جا است که انسان از وجودِ خود در این رویداد بیگانه باشد؛ در آن صورت چگونه آن رابطه متقابل رخ دهد تا انسان خود را در آغوش خدا احساس کند و چشم‌اندازی توحیدی وقوع یابد و زهد ریایی و نقاب ایمانی که همان خرقه پشمینه است، فرو افتد؟

اگر تاریخ جدید، نرم، نرم پا پیش می‌نهد و ابتدا روح‌ها را متوجه خود و آینده‌ای که در پیش دارند می‌کند، چرا به سخن آنانی که متوجه طلوع تمدنیِ غیر از تمدن غربی شده‌اند، گوش فرا ندهیم؟ چرا به آن‌هایی که خبر از بازگشت خدا به زندگی را داده‌اند توجه ننماییم؟ اگر حقیقتِ دین باز درخشش آغاز کرده تا معنای آداب دینی با روحی تازه به میان آید، نباید گفت این عبادات نیز پوسته‌های دین است، نه! حقیقت از طریق همین آداب و اخلاق است که به ظهور می‌آید، تا امری نامتعیَّن به امری متعیّن تبدیل شود و به جای آن‌که گمان کنیم «تئولوژی» پایان یافته است متوجه باشیم با انقلاب اسلامی و با برافروختن مشعل شهادت، تئولوژی و آداب دینی جای خود را پیدا می‌کند و آینه‌هایی می‌شوند برای ظهور امور قدسی. راستی را! مگر همین تئولوژی‌ها و ایدئولوژی‌های حاکی از امور قدسی نیستند که به انسان‌های مؤمن به حقیقت جهت می‌دهند تا دین خدا تمام ابعاد وجودی انسان را فرا گیرد؟

آیا با مدرنیته، تئولوژی پایان یافت و اگر مدرنیته در این تاریخ جای‌گیر شده، چاره کار تسلیم‌شدن در مقابل مدرنیته نیست. چاره کار عبور از تاریخ غیاب خداوند است و رجوع به حقیقت، به نور اسمای الهی و ذیل حضور خداوند با رعایت احکام و آداب شرع، حضور خداوند را در زندگی و در مناسبات انسانی نهادینه کنیم تا انسان در حضور بیکرانه اکنون جاودانه خود که گوهر فراموش شده او است، باز گردد. آیا رسالت انقلاب اسلامی در این تاریخ چنین نیست که انقطاع زمین از آسمان را جبران کند؟       

31884
متن پرسش

استاد گرامی سلام: سه سوال را یکجا ارسال می کنم که زیاد وقت شما را نگیرم . ۱. در خصوص رویای صادقه که انسان حوادث آینده را می بیند سوالم را با یک مثال مطرح می کنم: وقتی انسان از مسیری عبور می کند اماکنی در مسیرش وجود دارد که با طی زمان به آن ها می رسد. آیا حوادث و رویدادها نیز مانند این مکان ها قبلا ایجاد و مستقر شده اند ؟ ۲. اگر پاسخ سوال یک مثبت است پس نقش اختیار انسان در ایجاد حوادث و رویدادها چیست؟ ۳. ذکر خیر المنزلین فقط برای این دنیا کاربرد دارد یا برای داشتن بهترین جایگاه در آخرت نیز مفید است؟ با تشکر التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! انسان در رؤیای صادقه با مبانی آن حوادث روبرو می‌شود که بحث آن در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح آن تا حدّی گذشت. ۲. همین انسان با همین اختیار با اموری که با نفس خود اختیار می‌کند قبل از وقوع آن حوادث در عالم ناسوت، روبرو می‌شود تا آن حدّ که بزرگان فرموده‌اند ما همه آینده خود را در عین ثابته خود انتخاب کرده‌ایم، هرچند که هر لحظه می‌توانیم به جهت ذات انتخابگری خود، انتخاب دیگری بکنیم. ۳. همیشه قضیه همین طور است که او «خیرالمنزلین» است. موفق باشید

31844

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب: بنده طلبه هستم چندین سال است سیر مطالعاتی و مباحث شما را دنبال می کنم الحمدالله بسیار مفید و عالی است احساس می کنم باید کتب دیگر از نویسندگان دیگر را هم ان شاءالله مطالعه کنم اول اینکه شما سیر مطالعاتی موضوعی را پیشنهاد می دهید یا اینکه در هر سیر کتب یک نویسنده مطالعه شود دوم اینکه کتب کدام علما را پیشنهاد می کنید؟ خداوند عمر با برکت به شما عنایت کند

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال از تفسیر قیّم المیزان غافل نباشید. خودْ راه بگویدت که چون باید کرد. موفق باشید

31763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به سوال قبل اثر حسان بن ثابت اینقدر که من دیدم نظم محسوب می‌شود نه شعر، شعر کلام خیال انگیز است به اثر توجه کنیم کاملا جملات را فقط در قالب وزن ریخته اند ینادیهم یوم الغدیر نبیهم بخم و اکرم بالنبی منادیا یقول فمن مولاکم و ولیکم فقالوا و لم یبدوا هناک التعادیا الهک مولانا و انت ولینا و لن تجدن منا لک الیوم عاصیا فقال له: قم یا علی فاننی رضیتک من بعدی اماما و هادیا فمن کنت مولاه فهذا ولیه فکونوا له أتباع صدق موالیا هناک دعا اللهم وال ولیه و کن للذی عادى علیا معادیا اما حضرت فکر نکنم گفته باشند حضرت جبرئیل کمک کرده است بلکه فرمودند «لا تزال یا حسّان مؤیّداً بروح القُدس ما نصرتَنا بلسانک» گویا دعاییست برای آینده ی ایشان بنابرین شعر ممدوح اسلام را تشریح فرمایید. اگر این نظم بالا مطلوبست جایگاه سخن ارسطو چیست که شعر را گویا کلام مخیل می‌دانند همچنین بحث هنر برای هنر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مخیل‌بودن شعر بحثی نیست، بحث در خیالی است که متعالی است یا خیالی که منجر به اشعاری می‌شود که قرآن در وصف شاعران آن اشعار می‌فرماید: «وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ» و شاعران را گمراهان پيروى مى‌كنند. و این غیر از آن است که رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: إنَّ مِنَ الشِّعرِ لَحِكمَةً ؛ برخى از شعرها حكمت است. آری! «آن خیالاتی که دام اولیاست / عکس مه رویان بستان خداست» .

با توجه به فرمایش رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌توان فهمید امکان آن‌که شاعر در تأیید الهی شعر بسراید، هست. موفق باشید

31678

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم رب الشهدا و الصدیقین با عرض سلام و احترام ضمن تشکر از شما استاد گرانقدر. در پاسخ به پرسشهای چندی پیش مطرح نموده بودید جلسه ایی در مورد نحوه مواجهه با مساله حجاب با فعالین جبهه انقلاب داشته اید. مساله ایی که از دغدغه‌های امروز می باشد، اینکه اولویتهای امر به معروف و نهی از منکر در گام دوم انقلاب اسلامی چیست و چگونگی تحقق آن کدام است؟ حال در موضوع حجاب اولویت چیست و مدل و قائده صحیح و روشمند با توجه به مقتضیات آن کدام است تا دچار افراط و تفریط در روش امر به معروف و نهی از منکر نشویم و یا در پازل دشمن بازی نکنیم. لطفا در صورت امکان نتایج و یا راهنمایی در این زمینه بفرمایید تا ان شاءالله تکلیف خود را بهتر بشناسیم. با تشکر (در صورتی که محدودیتی در انتشار وجود دارد، لطفا به ایمیل ارسال شود)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی به یاد ندارم. شاید مباحثی که در رابطه با «زن» شده است و جزوات آن روی سایت هست، بتواند کمک کند. موفق باشید

31645

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نظر شما درباره عمل لقاح مصنوعی (IVF) چیست؟ با توجه به اینکه شرایط خاصی بر عمل حکمفرماست به این صورت که آقا باید در همان بیمارستان منی خود را خارج کند (استمناء همراه با زوجه) و سپس این اسپرم به داخل رحم خانم تزریق می شود و همه اینها در ملأ صورت می‌گیرد. درحالیکه درباره آداب جماع همه آن آداب به سمت مخفی کردن و در خفا انجام دادن آن هستند. البته شاید از زوایای دیگر هم اشکالاتی وارد باشد. لطفا ما را روشن بفرمایید. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به عنوان وظیفه فقهی باید مرجع تقلید افراد نظر بدهند. موفق باشید

31484

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: برای شخصی که ۳۳ سال سن دارد و تا کنون با جلسات دینی و مساجد ارتباط خاصی نداشته و فقط در حد همان نماز و روزه بوده و تصمیم به خواندن قرآن و تفسیر گرفته کدام تفسیر را پیشنهاد می‌دهید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفسیر نمونه تفسیر ساده‌ای است. ولی اگر بتوانید در ابتدای امر، صوت تفسیر سوره کهف که روی سایت هست را استماع فرمایید، مقدمه‌ای می‌شود برای اُنس بهتر با تفاسیر. آدرس http://lobolmizan.ir/sound/1222 . موفق باشید

31369

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: حضرت حافظ در غزل ۳۰۱ می‌فرمایند که: چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک دقیقا منظور حضرت چیست؟ من فکر می‌کنم به آزادی و آزادی خواهی اشاره داشته باشند آیا چنین برداشتی صحیح است؟ متن کل غزل: ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک حق نگه دار که من می‌روم الله معک تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک در خلوص منت ار هست شکی تجربه کن کس عیار زر خالص نشناسد چو محک گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک بگشا پسته خندان و شکرریزی کن خلق را از دهن خویش مینداز به شک چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک چون بر حافظ خویشش نگذاری باری ای رقیب از بر او یک دو قدم دورترک
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جناب حافظ بنا دارند در مقابل تنگناهایی که زمانه بر ایشان تحمیل می‌کند تسلیم نشوند و متوجه راهی شوند که باید طی کنند. موفق باشید

31109

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده چند سالی است کتاب های شما را مطالعه می کنم و به اندیشه هایتان علاقه مندم و پیرو شما طرفدار نظام و عاشق رهبرم. استاد بنده همسر یکی از استادید دانشگاه آزاد اسلامی هستم. نمی دانم شاید خبر وضعیت معیشتی اساتید دانشگاه آزاد را شنیده باشید. استاد جان از وقتی آقایان اصول گرا و انقلابی مدیریت این دانشگاه را به عهده گرفته اند وضع ناگواری برای ما ایجاد شده در حدی که به بسیاری از اساتید حقوق کارگری می دهند و با اعمال بخش نامه های ظالمانه حقوق ما را به شدت پایمال کرده اند. از ۸ ماه پیش اساتید به نوشتن نامه های فراوان به رهبر، رئیس مجلس و جمهور خواستار عزل این مدیران ظالم و رسیدگی به وضع حقوقیشان شده اند، اما استاد هیچ کس هیچ جوابی نمی دهد حتی رهبر هم که همه چشم امیدمان به ایشان است. هیچ کس به داد ما نمی رسد. استاد حتی اساتید در شهر های مختلف تجمعاتی هم داشتند اما هیچ کس به داد ما نمی رسد. حتی اظهار همدردی هم نمی کند. استاد این چه عدالتی است در نظامی که اسمش اسلامی است؟ استاد چرا رهبر جامعه اسلامی باید توجهی به حال ما نداشته باشد؟ چرا آقای ولایتی که از نزدیکان رهبر هست و دانشگاه آزاد را به نابودی کشانده با او برخوردی نمی شود؟ استاد ما با این که از وضع موجود خیلی ناراضی هستیم به خاطر رهبر رای دادیم، اما استاد این همه ظلم را که در جامعه می‌بینم دیگر روی این را ندارم به پیروی شما از نظام دفاع کنیم. استاد ما را توجیه کنید فساد و بی عدالتی جامعه را گرفته چه کسی به داد دردمندان می رسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بحث در کلّیت نظام است که مدّ نظر ما می‌باشد و باید به آینده آن امیدوار بود. نه این‌که این نوع نقیصه‌ها را ما منکر باشیم و البته حتماً می دانید که رهبر معظم انقلاب در امور جزئی نظام ورود نمی‌کنند بلکه سعی می‌فرمایند با اصلاح ساختاری نهادها، مسائل رفع شود. موفق باشید

31051

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطفا اسامی نامزدهای مورد نظر استاد را منتشر کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عذر خواهی می‌شود که در فرصت مناسب نتوانستم جواب سوال جناب‌عالی را بدهم و اکنون نیز فرصت آن گذشته است.

30933

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: استاد این دو آیه قرآن رو چطوری میشه با هم جمع کرد؟ یه جا می‌فرماید «انما الدنیا لعب» و یه جا می‌فرماید «ما خلقت هذا باطلا» بالاخره ما چیکار کنیم به چشم بازی نگاهش کنیم یا به چشم حکمت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌فرماید در دل همین دنیا باید به اهداف بلندی فکر کرد که برای آن خلق شده‌اید و دنیا را هدف قرار ندهید بلکه آن را محل امتحان و عبور بدانید. موفق باشید

30855
متن پرسش
با عرض سلام خدمت حضرتعالی: ما معتقدیم که خداوند حکیم است و کار بیهوده انجام نمی دهد و هيچ چيز او عبث و بیهوده نیست. از روایت قدسی تلویحاً یا صراحتاً می توان یافت که علاقه شدیدی خداوند متعال به انسان دارد. پس حتماً انسان چیزی در انسان هست به نظر حضرتعالی حکمت این عشق به انسان دارای فقر ذاتی از سوی ذات لایتناهی حق چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن عربی در فصّ «آدمی» روشن می‌کنند که حضرت حق انسان را نمایش اسمای حسنای خود نمود تا خود را تفصیلاً به نمایش بنشیند. به گفته جناب حافظ: «نظری کرد که بیند به جهان صورت خویش / خیمه در مزرعه آب و گِل آدم زد». موفق باشید

30766

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: تا حدی کتبتان را مطالعه کردم آیا امکان دارد دستورالعملی را برای اینکه دل را در حضور حق ببریم ارائه فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود به سراغ کتاب «با دعا در آغوش خدا» بروید. کتاب فعلاً روی بنر سایت هست. موفق باشید.

30609

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
در ادامه سوال 30604 یعنی اگر کسی دین رو هم قبول ندارد ولی ذاتا انسان مسئولیت پذیر و وظیفه شناسی هست چنین کسی کار برایش جهاد در راه خداست؟! و اگر حین انجام وظیفه از دنیا رفت شهید از دنیا می‌رود؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره چنانچه انسان موحد نباشد مسیر خود را در همین دنیا به سوی خدای رحمان نگشوده است تا زیر سایه‌ی رحمت الهی باشد. آری! ممکن است در عذاب کم‌تری قرار داشته باشد. موفق باشید

30578
متن پرسش
سلام استاد: خدا خیرتون بده که کلام نافذ تون قشنگ میشینه همون جایی که باید. پیرو سوال ۳۰۵۷۴ از ضعفم هست که از دلم پاک نشده. با وجود تمرینات ماه رجب و تذکرات شما نتونستم از افکارم رها بشم. اگر توصیه ای در راستای تحقق امرتون مبنی بر گذشت برام دارید دریغ نفرمایید. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله همّت کنید در ورود به عرایضی که نسبت به شرح کتاب «جنود عقل و جهل» حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه»، تا به لطف الهی عرش، در فرشِ وجودمان نقش‌آفرینی کند.

به گفته‌ی جناب مولانا:

ما را سفری فتاد بی‌ما

آن جا دل ما گشاد بی‌ما

آن مه که ز ما نهان همی‌شد

رخ بر رخ ما نهاد بی‌ما

چون در غم دوست جان بدادیم

ما را غم او بزاد بی‌ما

ماییم همیشه مست بی‌می

ماییم همیشه شاد بی‌ما

موفق باشید

30411
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به سوالی فرمودید که اطلاعات مربوط به نفس می‌شود در حالی که بر اساس علم جدید بعضی اطلاعات مثل جدول ضرب یا اسامی پایتخت کشورها در قسمتی از مغز کد گذاری شده و نفس با مرتبط شدن به همان قسمت پاسخ این سوالات را میابد و به نظر شما اگر از روح میتی که تازه فوت کرده از اینگونه امور پرسیده شود می‌تواند پاسخگو باشد با توجه به اینکه یک ضربه به سر انسان گاهی همه این اطلاعات را از بین می‌برد و با توجه به اینکه شخص میت اسم امام و پیامبر خود را به یاد نمیاورد هر چند در اینجا حفظ بوده لذا فکر نمی‌کند علوم طبیعی مستقیما با مغز مرتبط بوده و با مرک از بین می‌رود ولی علوم ماورا طبیعی آن هم به شرط اینکه از طریق تهذیب و با علم حضوری باشند باقی می‌مانند؟ سوال من هم این بود که با فرض تایید مطالب ذکر شده اگر مغز دو انسان عوض شود چه خواهد شد؟ آیا من همان من است با اطلاعات جدید؟ خصوصا اینکه به گفته حکما بدن مادی بدن اصلی انسان نبوده و با بدن اصلی که همان جسم برزخی است اتحاد انضمامی دارد و این مطلب را پیچیده تر می‌کتد! اگر تفکیک علم را به دو دسته طبیعی و ماورا ضبیعی بپذیریم که یکی با مغز مادی مرتبط است و یکی مستقیما با نفس مرتبط است در صورت عوض شدن مغز می‌شود گفت هر یک از این دو نفر خودشان را همان شخص قبلی ادراک می‌کنند ولی درحوزه خصوصیات اخلاقی و اعتقادی ثبیت شده و ملکه شده در نفس تغیییری ایجاد نمی‌شود ولی در حوزه اطلاعات مادی شخص خودش را با اطلات جدیدی روبرو می‌بیند نظر جنابعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت نمی‌کند. زیرا آنچه هویت علمی داشته باشد، حتی علومی مثل ریاضیات، مربوط به نفس ناطقه می‌باشد. می‌ماند که اگر انسان ابزار ارائه‌ی آن را به هر دلیلی از دست بدهد، نفس نمی‌تواند آن را در عالَم بیرون ظاهر کند و یا ارائه دهد. مثل قوه‌ی بینایی که مربوط به نفس ناطقه است. ولی اگر چشم از بین برود، نفس نمی‌تواند از آن قوه در دیدن پدیده‌های خارج از ذهن خود استفاده کند. پیشنهاد می‌شود در این رابطه بحث «ده نکته در معرفت نفس» دنبال شود. موفق باشید

30203

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: متاسفانه جواب سوال 30191 برام ارسال تشده و توی جواب ها هم پاسخ این سوال نبود. ممنون میشم به بنده هم جواب بدید؟ شاید اینکه گفتم احتمال داره پای اجنه درمیون باشه فقط یه توهم هست. در هر صورت این حالت در من هست و نمیدونم چیه و راه درمانش کدومه؟ بنده واقعا نیاز به راهنماییتون دارم تا ان شالله به یاری خداوند بتونم خودم رو پیدا کنم و با محبت خدا و اهل بیت علیه السلام قدم بردارم. حتی اگر پاسخم رو به ایمیل ارسال نمی‌کنید تو لیست سوالات هم قرار بدید مطالعه اش می‌کنم. ممنون از توجه شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به ایمیل‌تان این‌طور جواب داده شد:

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید با حضور در جلسات مذهبی و با ورزش و تغذیه‌ی مناسب جهت تقویت بدن و ارتباط با رفقای خوب، خود را وسعت دهید. موفق باشید

30034

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: استاد درسته که نباید این سوال را بپرسم، ولی استاد شما چیزی بگویید تا که میل خدا چه باشد! پانزده ساله نفس تنگی دارم و گاهی تا قبض روح پیش میرم، استاد خسته شدم. همه فوق تخصص های قلب و ریه و... رو هم رفته ام میگن قلب و ریه و... سالم است و دلیلی برای نفس تنگی نیست. استاد باید چه کرد در این مواقع؟! نه تنها صبر می کنم بلکه فدای یک لحظه خشنودی رب العالمین اگر اینچنین می پسندد. ولی استاد گاهی اوقات سختم می شود و خسته می شوم. شما چیزی بگویید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه باشید اگر خدا نمی‌خواست زندگی کنید، نَفَسی که فرو می‌رفت، بالا نمی‌آمد. پس می‌خواهد زنده باشید. پس نفس بکشید. موفق باشید

29868

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا مردگان در برزخ صعودی قرار دارند؟ اگر آری با توجه به صعوبت دسترسی به این عالم و غیب محالی بودن آن، در خواب که افراد با اموات مواجه می‌شوند در حقیقت با چه چیز روبرو می‌شوند؟ و آیا این صعوبت فقط برای ماست یا برای اموات هم ارتباط با احیا در خواب دشوار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اموات در عالم برزخ در آن حدی که اذن دارند به سراغ زندگان می‌آیند و از احوالات خبر می‌دهند. موفق باشید

29821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: ببخشید استاد اینکه میگن یه جا بایستید و مطالب رو از یه استاد بگیرید درسته؟ استاد بنده اولا نه اینکه نخوام یه جا باشم شرایط یه جا موندن برام ایجاد نمیشه اول. دوم اینکه اکثر مثلا مباحث هم سوی هم رو دنبال می‌کنم ولی از افراد مختلف، استاد این اشکال داره چون بنده شرایط پیش نمیاد. مثلا به حوزه برم و مثلا ریشه ای به قول بعضی که نظرشون اینه مباحث رو جلو ببرم و از طرفی چون یه خانم هستم از یه طرف اگر بخوام در خانواده هم باشم و خدا بخواهد تشکیل خانواده دهم خانواده را هم مدیریت کنم با توجه به اینکه الان فضای حوزه های علمیه نزدیک مکان زندگی افراد نیست و اینها زمان میبره مجبورم اینطور ادامه بدم به امید اینکه اگر صحیح است زمانی برسد بانو امین هایی در هر محله حوزه علمیه بزنن و آن هم دیگر دچار تحریفات و آسیبها نشود تا زنان ضمن علم معرفت به امر خانواده و مسایل بانوان هم رسیدگی کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروزه باید به این جمله‌ی آیت الله بهجت فکر کنید که فرمودند: «علم تو، استاد توست». إن‌شاءالله ذیل ولایت الهی در این تاریخ می‌توانید از معارف مکتب حضرت امام «رضوان‌الله تعالی‌علیه» بهره‌مند شوید. موفق باشید

28610

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است: هر که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وی واگذار می‌کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائی اش ازدواج نماید، در او چیزی را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وی به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامی این مزایا را برای او جمع می‌کند. (وسائل الشیعه) من خانواده دخترهایی را بهم معرفی می کنند که از لحاظ قیافه می پسندم ولی از لحاظ مذهبی نمی پسندم خودم هم کسایی را از لحاظ مذهبی می پسندم ولی خانواده قبول نمی کنند، البته خودم هم اونهایی را که از لحاظ مذهبی می پسندم از لحاظ ظاهری کاملا نمی پسندم که بتوانم با قدرت دفاع کنم، استاد دختری را که من از لحاظ مذهبی دوست دارم چه میزان باید از لحاظ ظاهری بپسندم؟ چرا دل ما با وجود این احادیث آروم نمیشه تا بتونیم ازدواج کنیم؟ التماس دعا یا علی (ع)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال نباید در هیچ‌کدام از وجوه قضیه افراط کرد. آری! همان‌طور که به ما فرموده‌اند باید رویهمرفته از ظاهر طرف خوشمان بیاید، ولی اصرار بر صِرفِ زیبایی نباشد. موفق باشید

28525

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر: از باب مقدمه باید عرض کنم من از طریق همسرم با شما و جلساتتان آشنا و علاقمند شدم. در حال حاضر من و همسرم صاحب یک فرزند هستیم که یک سال و نیم سن دارد. استاد! من در حال حاضر خانه دار هستم و تمام روزهای هفته در کنار فرزندم با او بازی کرده و از او جدا نمی‌شوم و وجود خودم را از او محروم نمی‌کنم. ولی بنا به نیاز روحی که دارم، احساس می‌کنم نیاز دارم یک یا دو روز در هفته بمدت یک تا دو ساعت در روز، به فعالیت مورد علاقه خودم مشغول شوم که آن هم عبارت است از فعالیت در مجموعه جامعه زینب سلام الله علیها که در ارتباط با نوجوان فعالیت می‌کنم. و در این یکی دو ساعت جدایی از فرزندم، او را منزل مادرم میزارم و ایشون باهاش بازی می کنند و... ولی همسرم بطور جدی با این کار مخالف هستند و اعتقاد دارند نباید از او جدا بشوم مبادا او خلاء وجود بنده را بعنوان یک مادر، احساس کند و در تربیت و روحیه اش اثر سوء بگذارد. عاجزانه خواهش می‌کنم یا من را قانع کنید که حرکتم اشتباه است و یا از همسرم که بشدت حرف شما برای ایشان حجت است، پیام بنده را برسانید که ما زن ها هم بخدا از کار منزل و بچه داری دوست داریم هرزگاهی فاصله بگیریم و به فعالیت مورد علاقه مان بپردازیم گرچه اولویت را همسر و فرزند می‌دانم. سپاسگزارم و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این بهتر است که کودک با بقیه‌ی روح‌هایی که دلسوز او هستند، آشنا شود. موفق باشید

28464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: در خصوص آیات و روایات موجود درباره خمس توصیح دهید؟ اینکه چند آیه یا سوره از قران کریم در باره خمس وجود دارد‌؟ آیا بر اساس قران کرین خمس فقط به غنائم جنگ تعلق می‌گیرد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک موضوع مفصل فقهی است و بزرگان دین در این مورد مطالب گسترده‌ای مطرح کرده‌اند. به نظر بنده بتوانید در اینترنت جستجو کنید و جواب سؤال خود را بیابید. موفق باشید

28076

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به این که همه عالم مظاهر اسماء الهی اند ترامپ و شمر مظهر کدام اسم الهی اند؟ یعنی در نگاه به اینها چگونه انوار الهی را ببینیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این لعنتی‌ها مثل همه‌ی معاندان تاریخ، حجاب حضرت حق‌اند. موفق باشید 

27768

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درود خداوند بر شما: می‌خواستم ببینم چگونه می‌توان به یگانگی و حکمت و نظم خداوند اصطلاحا یقین پیدا کرد؟ چرا که اثبات های معروف؛ مثلا اگر دو خداوند وجود داشت پس می بایست در جهان بی نظمی وجود می‌داشت ازآنجایی که همه چیز نظم دارد پس خداوند یگانه است، از نظر من دارای خللهایی هستند. مثلاً ممکن است دو خداوند یا بیش تر از دو تا خداوند وجود داشته باشد که قبل از کارهایی که می‌خواهند انجام دهند، مشورت می‌کنند و نتیجتا بی نظمی به وجود نمی آید. یا در بحث نظم بعضی سیارات ناهماهنگ و برعکس سیارات دیگر می‌چرخند و نمی‌توان نظم کاملی در آن ها دید (اصلا تعریف نظم چیست؟). حتی حکمت الهی هم خودش خلل دارد که بعضی اشیا هنوز دلیلی برای ضرورت وجودشان مثل آپاندیس یا علف هرز پیدا نشده. اگر جواب قانع کننده ای دارید لطفاً جواب دهید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده «برهان صدیقین» جناب ملاصدرا در این مورد بسیار توانا است. کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح صوتی آن که هر دو بر روی سایت هست، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

نمایش چاپی