باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوبی است ولی از مباحث معرفت نفس غافل نشوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آرزوهای بلند دنیایی و پرحرفی، همت عمل به وظایف را کم میکند. در صورتیکه اگر در همین دوران جوانی بر مبنای معارف عالیه عبادت نکنیم و نور معارف را با عبادات به جانمان نچشانیم، بعد از چهل سالگی کم میآوریم و دیگر در اختیار خودمان نیستیم 2- زمینهی ایجاد یک زندگی که همراه با آرامش و صفا و محبت و امیدواری باشد؛ به عهدهی شماست. در کنار چنین فضایی سیر مطالعاتی را دنبال کنید. از صلهی رحم و ارتباط با مؤمنین غفلت نشود. بالاخره بعضی از برنامههای تلویزیون مثل برنامههای شبکهی افق میتواند مفید باشد ولی با انتخاب ما، و نه با انتخاب تلویزیون که همچنان بخواهیم برنامهها و سریالهای آن را دنبال کنیم! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ده نکته از معرفت نفس» نکاتی در این مورد عرض شده که عیناً خدمتتان ارسال میشود. موفق باشید
در قرآن از خواب هايى نام برده است كه از رابطه اى بين آنچه شخص در خواب با آن روبه رو مى شود و بين عالَم خارج حكايت دارد. مثل خواب حضرت ابراهيم «عليه السلام» نسبت به ذبح فرزندشان (105/ صافات)، و يا رؤياى حضرت يوسف «عليه السلام»، و يا رؤياى دو رفيق هم زندانى حضرت يوسف «عليه السلام»، و يا رؤياى پادشاه مصر، و يا رؤياى رسول خدا «صلواة الله عليه وآله» در رابطه با فتح مكه (27/ فتح)؛ كه تمامى اين رؤياها چنانچه مستحضريد رابطه اى با عالَم خارج دارد و صرف خيالات افراد نيست.
با اين همه رؤيا؛ امرى است ادراكى كه قوه خيال در آن مؤثر است و اگر قوه خيال تحت تأثير شديد عالَم خارج باشد، آن خيالات در رؤيا دخالت هاى شديد مى كند. همچنان كه صفات روحى شخص مثل عداوت و عجب و تكبر و حرص و طمع در خيالاتش تأثير مى گذارد. لذا اكثر رؤياها؛ تحت تأثير تخيلات نفسانى است. تخيلات نفسانى نيز تحت تأثير همين عوامل طبيعى يا اخلاقى است كه نفس را به تصور آنها واداشته است. پس در حقيقت نفس همان تأثيرات را در خودش حكايت مى كند و حقيقت ديگرى ندارد. بنابراين هر رؤيايى، حقيقت نيست هرچند هر رؤيايى تعبيرى داردكه تعبير آن، عوامل طبيعى و يا عوامل اخلاقى هستند. ولى رؤياهايى هم هست كه با حوادث خارجى و حقايق عالَم وجود ارتباط دارند.
رؤياها، يا خواب هاى حق: عبارت است از ارتباط نفس با سبب غيبى حادثه اى كه بعداً در ظرف مكان و زمان خاص محقق مى شود. نفس به علت تجردش با وجود برزخى يا عقلى يك حادثه در خواب ارتباط پيدا مى كند و بعداً آن حادثه در عالَم ماده حادث مى شود. البته نفس پاره اى از حقايق آن عالَم را به مقدار استعدادش دريافت مى كند. حال اگر نفس، كامل باشد و گرفتار وَهميات و آرزوها نباشد، حقايق عالَم غيب را آنطور كه هست به طور كليت و نورانيت در خواب پيش رويش حاضر مى بيند، ولى اگر نفس كامل نبود آن حقايق را به نحو حكايت خيالى و در صورت هاى جزيى كه با آنها مأنوس است مى يابد. مثل اين كه وقتى با معنى «عظمت» در آن عالم، روبه رو مى شود، در خيالش صورت «كوه» ايجاد مى شود، و يا معنى «مكر» در خيالش صورت «روباه» به خود مى گيرد، چون عظمت را به كوه، و مكر را به روباه مى شناسد. يا معنى «افتخار» را به صورت «تاج» و «علم» را به صورت «نور» و «جهل» را به صورت «ظلمت» مى بيند. و يا مثلًا چون رابطه اى بين اذان صبح در ماه رمضان با شروع روزه هست، با ديدن معنى «مؤذن بودن» در آن عالم، صورت «مهركردن دهان» مردم براى خود مى سازد. كه البته اين موضوع؛ رقايق و ظرايفى مخصوص به خود دارد به طورى كه گاهى از يك معنى كه در خواب مى يابد صورت عكس آن را در خود مى سازد. مثل اين كه در بيدارى گاهى با شنيدن لغت ثروت به معنى فقر فقرا منتقل مى شود.
پس گاهى خواب «صريح و بدون تصرف» است و يا «متمثل معنايى است كه نفس با آن روبه رو شده، در عين تصرف نفس» و يا «انتقال به چيزى است مناسب آن معنى يا ضد آن معنى» و گاهى آنچنان با تصورات شخص مخلوط شده كه اصلًا نمى توان فهميد از كدام يك از مبانى مأنوس شخصِ خواب بيننده تأثير گرفته، كه در اين حالت به اين رؤياها «اضغاث احلام» گويند.
در رؤياهايى كه نفس با اصل موضوع روبه رو مى شود و به صورت مناسب آن منتقل مى شود، در واقع انسان به اصل موضوعات آگاه شده، به طورى كه اگر ملاحظه كرد در حال جمع كردن كثافت است، در واقع صورت به دست آوردن مال زياد دنيا را به او نشان مى دهند، در عين آگاهى دادن به او كه اين مال سرگين و كثافت است. و يا وقتى روبه رو مى شود بر اين كه بدنش ورم كرده است، با صورت به دست آوردن مال زياد روبه رو مى شود در عين آگاهى دادن به او كه بدان! آن چرك و آلودگى است. همچنان كه اگر در خواب ديد در زندان است، در واقع با صورت شهرت يابى اش روبه رو شده در عين آگاهى دادن به او كه اين شهرت زندان است، همچنان كه اگر ديد در زنجير است، با صورت خوشى و خوش گذرانى دنيايى اش روبه رو شده در عين آگاهى دادن به او كه آن گناه است و گرفتارى و زنجير.
در هر صورت با اين احوال نمى توان به رؤيا اعتماد كرد، چون در حال خواب؛ صورت خياليه نفس آن قدر جولان دارد كه با ميل خود صورت ها را تغيير مى دهد و از جايگاه خود خارج مى كند.
صاحب كتاب «تحف العقول» از قول پيامبر «صلواة الله عليه وآله» آورده كه حضرت فرمودند: اگر رؤيا از كسى برداشته شد نبايد نگران باشد زيرا وقتى كسى راسخ در علم شود، رؤيا از او برداشته مى شود.
اين كه دستور داده اند انسان دائم در حال طهارت باشد و نيز با وضو بخوابد، به سبب آن است كه اين طهارت موجب طهارت باطن و آزادشدن از خواب هاى بى خود و باطل مى گردد.
مرحوم محدث نورى در جلد 4 كتاب دارالسلام مى فرمايد: اگر انسان نسبت به خوراكش مواظبت داشته باشد و دقت كند كه چه چيز بخورد و چه مقدار بخورد، روح او قدرت سير در اكناف آسمان ها را مي يابد وگرنه برعكس، پرخوري موجب جولان شيطان در قلب و خيالش در خواب و بيداري مي شود.
قال رسول الله «صلواة الله عليه وآله»: «الرُّؤْيا ثَلاثٌ: مِنْها اهاويلُ الشَّيطان لِيحْزَنَ بِها ابْنَ ادَمَ وَ مِنْها ما يهُمُّ بِهِ الرَّجُلُ فى يقْظَتِهِ فَيراهُ فى مَنامِهِ وَ مِنْها جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ ارْبَعينَ جُزْءً مِنَ النُّبُوَّةِ. يعنى خواب سه گونه است: يكى القائاتى كه شيطان مى كند تا فرزندان آدم را بترساند و نگران كند و يكى اين كه آنچه را در بيدارى مورد توجه قرار داده در خوابش آن را مى بيند (با تغييراتي از طريق صورت خياليه) و يكى هم خواب هايى است كه جزيى است از چهل و شش جزء نبوت.
امام صادق «عليه السلام» مى فرمايند: در مورد رؤيا فكر كن كه چگونه خداوند در مورد آنها تدبير به كار گرفته و راست و دروغ آن را به هم در آميخته، اگر همه رؤياها راست بود، مردم همه پيامبر بودند، و اگر همه دروغ بود، در رؤيا فايده اى نبود.
در فرمايش امام محمدباقر «عليه السلام» داريم كه: «رؤياى مؤمن بين زمين و آسمان در گردش است تا آن كه خودش آن را براى خود تعبير كند، يا ديگرى براى او تعبير نمايد، پس آنگاه كه تعبير كرد به زمين مى آيد و قطعى مى شود» (كافي ج 8 ص 336).
اين بود مختصري از بحث رؤيا كه شرح بيشتر آن را در بحث آيه 42 سوره زمر عرض كرده ايم و چون عموماً در حين بحث در مورد رؤياى صادقه سؤال مى شد، آن را در اين قسمت خدمت عزيزان عرضه كرديم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با اولین کتاب ایشان که تحت عنوان «نگاهی دوباره به تعلیم و تربیت اسلامی» روبهرو شدم که مبتنی بر آیات و روایات بود؛ و بعد هم که در همان سالها در چندین جلسهی مناظرهی تلویزیونی شرکت کردند، نقصی در سخنان ایشان ندیدم. یکسال پیش هم یک سخنرانی در کانالشان گوش دادم، چیز منفی به نظرم نیامد. ولی با توجه به آنچه میفرمایید بیشتر حساس میشوم و صحبتهای ایشان را دنبال میکنم. اگر مطلبی و یا نوشتهای هست که در این امر به بنده کمک کند، متشکر میشوم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از دانشمندی پرسیدند ماهیت اختیار چیست؟ فرمود تا نپرسیدهاید به علم حضوری متوجهی اختیار خود هستم، ولی وقتی در ساحت علم حصولی بخواهم آنرا تفهیم کنم با چندین و چند سؤال روبهرو خواهم شد. موضوع درک واقعیت از همین نوع است. اگر کسی با احساس بدیهی خود همراه شود، به راحتی میپذیرد که آنچه در بیرون هست همانی است که او بدان معرفت دارد. ولی اگر همین موضوع را بخواهد با عقل حصولی بیابد، همان راه طولانی که فرمودید را باید طی کند تا برسد به اینکه نفس ناطقهی او با روبهروشدن با شیئ خارجی آماده میشود تا صورتی مطابق آن شیئ به کمک واهب الصور در خود إبداع کند که بحث آن مفصل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ابتدای امر شخصیتی را برای خود میپذیرد که چنین باشد و چنان، هرچند میتواند تغییر دهد ولی گویا آن را برای خود اصل گرفته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همینطور است. به تعبیر حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» ملتی که منتظر مصلح است خود باید صالح باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به قسمتهای قبلی سخن باید متوجهی این بیت بشوید که میگوید عموم سلامها با طمعی همراه است مگر سلام خدا و سلام اولیاء الهی یعنی سلامِ باقیان که بویِ سلام خدا را میدهد. و از این جهت در ادامه میفرماید سلام اولیاء الهی را خوشتر از جانم مینوشم و از آن استقبال میکنم. البته بنا را بر این بگذارید که خودتان به کمک شرحهای مثنوی، جواب این نوع سؤالاتتان را بهدست آورید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان از ابتدا معنای بودن خود را در این دنیا درست تعریف کند و خود را بندهی خدا بداند و سعی کند همواره این معنا را عمیق نماید، صحنههای حق و باطل را بهخوبی خواهد شناخت. عمده عمیقشدن در بندگی است و دینداریِ عقلی همراه با درک قلبی. در این صورت حق از باطل برای او روشن خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به معنای صدقه که عبارت است از عملی که موجب تصدیق وعدهی الهی میباشد نمیتوان صدقه را منحصر به موضوعات اقتصادی نمود و در نتیجه معنای«لا تبطلوا صدقاتکم» تا آنجا وسعت مییابد که مواظب باشید اعمال دینی شما که نشانهی تصدیق وعدههای الهی است باطل نگردد. چرا که مثلا در ورایت داریم: «المتکبر مع المتکبر الصدقه» یعنی اینکه انسان در مقابل شخص متکبر تواضع نداشته باشد نیز یک نوع تصدیق حکم خدا است که فرموده است مؤمن باید عزت خود را حفظ کند. پس اگر خدمت فرهنگی هم با تکبر همراه باشد، عملاً آن خدمت بینتیجه خواهد بود به همان معنایی که در روایت داریم انسان متکبر، بوی بهشت هم به مشامش نمیرسد، یعنی عمل او قبول نمیشود 2- إنشاءاللّه با توبه آن مشکل حل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم است مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقن» و شرح حمد حضرت امام، همه را با صوت دنبال بفرمایید 2- احتمالاً جلسات زیادی در پیش نباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: لباس و پوشش افراد متدین انقلابی باید در عین آراستگی و وارستگی، جدا از تجددزدگی باشد. یعنی در عین سادگی، آنچنان آراسته باشد که بهخصوص خواهران در عین حجاب کامل، متهم به بدسلیقگی در پوشش خود نباشند. در مورد لباس شهرت باید انسان لباسی که در عرف حالت انگشتنمایی به خود بگیرد، نباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن فراز اینچنین است که: «کَاَنّی بِنَفسی واقِفَةٌ بَینَ یَدیک فَقَد اَظَلَّها حُسنُ تَوَکُّلی عَلَیکَ فَقُلتَ ما اَنتَ اَهلُهُ وَ تَغَمَّدتَنی بِعَفوِک» سالک خود را در محضر حق آنچنان حس میکند که سایهی توکل بر حضرت حق بر سر او قرار دارد و امیدوار است که حضرت حق آنچنان که او اهل رحمت و لطف است، با او برخورد کند و عفو او، سالک را در حالیکه در محضر حق قرار گرفته و از دنیا به سوی آخرت روی آورده است در برگیرد. موفق
باسمه تعالی: سلام علیکم: جسم مبارک آن حضرت هم مثل جسم سایر امامان مریض میشود ولی دعا برای سلامتی آن حضرت بیشتر در رابطه با دعا برای تأثیر و حضور و ظهور بیشتر آن حضرت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم یادم نیست. ولی کتاب «مدرنیته و توهّم» را نگاه کنید نکاتی دارد. کتاب «زندگی در عیش، مردن در خوشی» از نیلپستمن نیز مفید است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روز شرعی از جهتی با غروب آفتابِ روز قبل شروع میشود. مثلاً ماه رجب از غروب آفتاب آخرین روز جمادیالآخر شروع میشود. اهمیت صلات وسطی به جهت آن است که انسان باید در حین روز خود را از کار بِکَند و به نماز بایستد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم:همان طور که در جواب شماره 11881 عرض شد ما باید در هر زمانی به بهانههای مختلف جامعه را به سوی تفکری دعوت کنیم که اقتضای تاریخی است که در آن زندگی میکنند و از این طریق میتوان به شکل حضوری در ذیل ارادهی الهی قرار گرفت. آیا در این کار موفق هستیم یا نه؟! موفق باشید
