بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8199
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز می خواستم بدونم که آیا سلامتی امام زمان عجل الله را چیزی تهدید میکند که دعای سلامتی میخوانیم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: سلامتی امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» اولاً: به نفوذ مبارک ایشان در عالم است. ثانیاً: واقعاً آن حضرت در به در بیابان‌ها هستند و اگر جان مبارکشان تهدید نمی‌شد و امکان ظهور برایشان بود حتماً ظهور می‌کردند. به همین جهت در سلامی که به آن حضرت«روحی‌لتراب‌مقدمه‌فدا» می‌دهید عرضه می‌دارید: «اَلسَّلام عَلیْکَ اَیُّهَا المُهذَّبُ الْخائِف» سلام بر تو ای انسان پاک و پاکیزه‌ای که در خوف هستی. که جای بحث زیادی دارد. خدایا به حقیقت محمد و آل محمد یک لحظه ما را از وجود مبارک اماممان غافل مگردان. موفق باشید
7619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز میخواستم اطلاعاتی در مورد عالم ذر کسب کنم لطفا راهنماییم میفرمایید؟ با سپاس فراوان-بادافره
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آیت‌اللّه جوادی«حفظه‌اللّه» در مجلدات تفسیر قرآن به قرآن و در تفسیر آیه‌ی 173 سوره‌ی اعراف نکات خوبی دارند. موفق باشید
1434

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز تر از جانم. به پوچی عجیبی گرفتار شدم. توصیه های اخلاقی دوایم نیست. چه کنم؟ توصیه به حفظ شریعت نفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: زمین بروی، آسمان بروی تا روح تعمق در معارف الهی را در خود رشد ندهی و با صبر مدام بر رعایت حرام و حلال الهی مقیّد نباشی هیچ چاره‌ای برای نجات از پوچی پیدا نخواهی کرد. موفق باشید
1376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: بعضی از افراد متدین سؤال می‌کنند چرا جمهوری اسلامی این‌همه اصرار دارد بر وحدت با سایر مسلمانان و چرا این‌همه بر دفاع از فلسطین وقت صرف می‌کند؟ آیا این به نفع شیعه است و یا با این کار شیعه در اتحاد اسلامی هضم می‌شود؟
متن پاسخ
علیک السلام:: امروز امت اسلامی نیازمند باز تولید حوادث شگرف صدر اسلام و چراغ وجود مکرم پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» است. امروز امت اسلام سرگردان است، فقر و بی‌عدالتی و عقب‌ماندگی در میان امت ما است، حق امت اسلامی را ضایع می‌کنند و امت اسلامی نمی‌تواند از حق خود دفاع کند، نمونه‌ی آن اشغال فلسطین است. امروز دشمنان اسلام و مسلمین بیشترین تکته‌شان روی تفرقه است تا امت اسلامی به فکر علاج مشکلات خود بر نیاید. امروز ابزارهای مدرن را در خدمت این تفرقه قرار داده‌اند تا از نکته‌ اصلی که همه‌ی مسلمانان باید متوجه‌ی آن باشند غافل بمانند و آن اسرائیل است، ماجرای غصب فلسطین باید ما را به هم نزدیک کند و بفهمیم سال‌ها در بی‌خبری به‌سر برده‌ایم. هیچ یک ازمذاهب اسلامی در این تردید ندارند که وقتی سرزمینی از مسلمانان مورد تجاوز قرار گرفت دفاع از آن سرزمین بر همه‌ی مسلمانان واجب است و در این رابطه باید به‌شدت به فکر وحدت جهان اسلام بود. جمهوری اسلامی دوچیز را برای خود اصل قرار داده؛ یکی اتحاد مسلمین و دیگری آزادی فلسطین. ملت ما دفاع از فلسطین را به‌عنوان یک واجب می‌داند و مطمئن است اگر غدّه‌ی سرطانی اسرائیل از پیکر جوامع اسلامی بیرون آورده شود بسیاری از مشکلات جوامع اسلامی مرتفع خواهد شد و نقش تاریخ‌ساز تشیع ظهور می‌کند زیرا مسئولیت شیعه آن نیست که بقیه‌ی مسلمانان را به تشیع دعوت کند، بلکه مسئولیت شیعیان آن است که جهان اسلام را از بیگانگی نسبت به اسلام، به اسلام برگرداند همان‌کاری که مولای ما حضرت امام حسین«علیه‌السلام» انجام دادند و جهان اسلام را از چنگال امویان آزاد کردند. در چنین شرایطی چهارهزار دانشمند مسلمان که اکثراً غیر شیعه بودند به امام باقر و امام صادق«علیهماالسلام» رجوع کردند و فرهنگ اسلامی در جهان اسلام قوت گرفت. موفق باشید
793

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم توصیه ی شما به زوج هایی که تازه ازدواج کرده اند با توجه به اینکه می گویند در ابتدای زندگی مشترک فرصت مناسبی است برای خودسازی ورشد چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» در قسمت ازدواج؛ تولدی دیگر عرایضی داشته‌ام امیدوارم مفید باشد. موفق باشید
22808

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: نظر شما در خصوص اینکه مطالعات دینی من فقط شامل حفظ قرآن هفته ای یک صفحه و مطالعه تفسیر المیزان بر اساس الگویی که شما در جزوه مربوطه فرموده اید، باشد، چیست؟ آیا فعلا اینکار کافیست یا توصیه دیگری دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوبی است ولی از مباحث معرفت نفس غافل نشوید. موفق باشید

21043
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار: ببخشید استاد سوالی داشتم. من بارها و بارها کتاب آشتی با خدا رو خوندم و شروع کردم اما فقط تا فصل ۳ پیش رفتم. نمی دونم چرا شروع می کنم و باز رها می کنم. خودم خیلی ناراحتم. و اینکه چند تا از کتاب های شما رو هم مطالعه کردم مثل معاد و جوان و انتخاب بزرگ و روزه و ... و کاملا به مسائل معرفت نفس و تزکیه نفس و خودسازی علاقه مندم و سیره علمای بزرگ و شهدا رو بسیار دوست دارم. اما نمی دانم چرا همتی در من نیست تا شروع کنم. وقتی کتاب معاد رو خوندم کاملا اطلاع دارم از عالم برزخ و قیامت و شفاعت و اینها اما نمی دانم چرا به خودم نمیام. من خیلی دوست دارم که سیر داشته باشم و روز به روز بیشتر به خدا نزدیک بشم. استاد لطفا راهنمایی بفرمایید. واقعا دارم اذیت میشم. من ... ساله هستم و احساس می کنم بهترین دوران زندگیم داره به بطالت میگذره و به خودم نمیام. و استاد سوال دیگرم هم این است من متاهل هستم و خانه دار. چه کارهای مفیدی یک خانم خانه دار میتونه انجام بده تا وقتش تلف نشه؟ لطفا نظرتون درباره تلویزیون دیدن هم بگید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آرزوهای بلند دنیایی و پرحرفی، همت عمل به وظایف را کم می‌کند. در صورتی‌که اگر در همین دوران جوانی بر مبنای معارف عالیه عبادت نکنیم و نور معارف را با عبادات به جان‌مان نچشانیم، بعد از چهل سالگی کم می‌آوریم و دیگر در اختیار خودمان نیستیم 2- زمینه‌ی ایجاد یک زندگی که همراه با آرامش و صفا و محبت و امیدواری باشد؛ به عهده‌ی شماست. در کنار چنین فضایی سیر مطالعاتی را دنبال کنید. از صله‌ی رحم و ارتباط با مؤمنین غفلت نشود. بالاخره بعضی از برنامه‌های تلویزیون مثل برنامه‌های شبکه‌ی افق می‌تواند مفید باشد ولی با انتخاب ما، و نه با انتخاب تلویزیون که همچنان بخواهیم برنامه‌ها و سریال‌های آن را دنبال کنیم! موفق باشید

21022
متن پرسش
با سلام خدمت استاد : در دوران و عصر ما بعضی از اشخاص یا فرقه هایی پیدا شده اند که دارای ادعاهایی هستند و برای اثبات ادعای خود به خواب متوسل می شوند. یعنی به شخصی که در حال جذب او هستند می گویند فلان کارها را انجام بده و بعد در خواب چنین اتفاقی برای تو می افتد. حال می خواستم نظر اسلام رو در مورد خواب و حجیت خواب بدونم؟ در اسلام خواب اصلا حجت هست؟ اگر نیست چگونه رد می شود؟ اگر حجت هست برای چه کسانی حجت هست؟ آیا علما اگر خوابی دیدند برای آنها حجت هست و ما می توانیم به خوابشان استناد کنیم در حالی که دیگران را از توجه به چنین خواب هایی نهی می کنیم؟ با تشکر. اگر مقدور است مفصلا جواب بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ده  نکته از معرفت نفس» نکاتی در این مورد عرض شده که عیناً خدمتتان ارسال می‌شود. موفق باشید

 در قرآن از خواب هايى نام برده است كه از رابطه اى بين آنچه شخص در خواب با آن روبه رو مى شود و بين عالَم خارج حكايت دارد. مثل خواب حضرت ابراهيم «عليه السلام» نسبت به ذبح فرزندشان (105/ صافات)، و يا رؤياى حضرت يوسف «عليه السلام»، و يا رؤياى دو رفيق هم زندانى حضرت يوسف «عليه السلام»، و يا رؤياى پادشاه مصر، و يا رؤياى رسول خدا «صلواة الله عليه وآله» در رابطه با فتح مكه (27/ فتح)؛ كه تمامى اين رؤياها چنانچه مستحضريد رابطه اى با عالَم خارج دارد و صرف خيالات افراد نيست.

با اين همه رؤيا؛ امرى است ادراكى كه قوه خيال در آن مؤثر است و اگر قوه خيال تحت تأثير شديد عالَم خارج باشد، آن خيالات در رؤيا دخالت هاى شديد مى كند. همچنان كه صفات روحى شخص مثل عداوت و عجب و تكبر و حرص و طمع در خيالاتش تأثير مى گذارد. لذا اكثر رؤياها؛ تحت تأثير تخيلات نفسانى است. تخيلات نفسانى نيز تحت تأثير همين عوامل طبيعى يا اخلاقى است كه نفس را به تصور آنها واداشته است. پس در حقيقت نفس همان تأثيرات را در خودش حكايت مى كند و حقيقت ديگرى ندارد. بنابراين هر رؤيايى، حقيقت نيست هرچند هر رؤيايى تعبيرى داردكه تعبير آن، عوامل طبيعى و يا عوامل اخلاقى هستند. ولى رؤياهايى هم هست كه با حوادث خارجى و حقايق عالَم وجود ارتباط دارند.

رؤياها، يا خواب هاى حق: عبارت است از ارتباط نفس با سبب غيبى حادثه اى كه بعداً در ظرف مكان و زمان خاص محقق مى شود. نفس به علت تجردش با وجود برزخى يا عقلى يك حادثه در خواب ارتباط پيدا مى كند و بعداً آن حادثه در عالَم ماده حادث مى شود. البته نفس پاره اى از حقايق آن عالَم را به مقدار استعدادش دريافت مى كند. حال اگر نفس، كامل باشد و گرفتار وَهميات و آرزوها نباشد، حقايق عالَم غيب را آنطور كه هست به طور كليت و نورانيت در خواب پيش رويش حاضر مى بيند، ولى اگر نفس كامل نبود آن حقايق را به نحو حكايت خيالى و در صورت هاى جزيى كه با آنها مأنوس است مى يابد. مثل اين كه وقتى با معنى «عظمت» در آن عالم، روبه رو مى شود، در خيالش صورت «كوه» ايجاد مى شود، و يا معنى «مكر» در خيالش صورت «روباه» به خود مى گيرد، چون عظمت را به كوه، و مكر را به روباه مى شناسد. يا معنى «افتخار» را به صورت «تاج» و «علم» را به صورت «نور» و «جهل» را به صورت «ظلمت» مى بيند. و يا مثلًا چون رابطه اى بين اذان صبح در ماه رمضان با شروع روزه هست، با ديدن معنى «مؤذن بودن» در آن عالم، صورت «مهركردن دهان» مردم براى خود مى سازد. كه البته اين موضوع؛ رقايق و ظرايفى مخصوص به خود دارد به طورى كه گاهى از يك معنى كه در خواب مى يابد صورت عكس آن را در خود مى سازد. مثل اين كه در بيدارى گاهى با شنيدن لغت ثروت به معنى فقر فقرا منتقل مى شود.

پس گاهى خواب «صريح و بدون تصرف» است و يا «متمثل معنايى است كه نفس با آن روبه رو شده، در عين تصرف نفس» و يا «انتقال به چيزى است مناسب آن معنى يا ضد آن معنى» و گاهى آنچنان با تصورات شخص مخلوط شده كه اصلًا نمى توان فهميد از كدام يك از مبانى مأنوس شخصِ خواب بيننده تأثير گرفته، كه در اين حالت به اين رؤياها «اضغاث احلام» گويند.

در رؤياهايى كه نفس با اصل موضوع روبه رو مى شود و به صورت مناسب آن منتقل مى شود، در واقع انسان به اصل موضوعات آگاه شده، به طورى كه اگر ملاحظه كرد در حال جمع كردن كثافت است، در واقع صورت به دست آوردن مال زياد دنيا را به او نشان مى دهند، در عين آگاهى دادن به او كه اين مال سرگين و كثافت است. و يا وقتى روبه رو مى شود بر اين كه بدنش ورم كرده است، با صورت به دست آوردن مال زياد روبه رو مى شود در عين آگاهى دادن به او كه بدان! آن چرك و آلودگى است. همچنان كه اگر در خواب ديد در زندان است، در واقع با صورت شهرت يابى اش روبه رو شده در عين آگاهى دادن به او كه اين شهرت زندان است، همچنان كه اگر ديد در زنجير است، با صورت خوشى و خوش گذرانى دنيايى اش روبه رو شده در عين آگاهى دادن به او كه آن گناه است و گرفتارى و زنجير.

در هر صورت با اين احوال نمى توان به رؤيا اعتماد كرد، چون در حال خواب؛ صورت خياليه نفس آن قدر جولان دارد كه با ميل خود صورت ها را تغيير مى دهد و از جايگاه خود خارج مى كند.

صاحب كتاب «تحف العقول» از قول پيامبر «صلواة الله عليه وآله» آورده كه حضرت فرمودند: اگر رؤيا از كسى برداشته شد نبايد نگران باشد زيرا وقتى كسى راسخ در علم شود، رؤيا از او برداشته مى شود.

اين كه دستور داده اند انسان دائم در حال طهارت باشد و نيز با وضو بخوابد، به سبب آن است كه اين طهارت موجب طهارت باطن و آزادشدن از خواب هاى بى خود و باطل مى گردد.

مرحوم محدث نورى در جلد 4 كتاب دارالسلام مى فرمايد: اگر انسان نسبت به خوراكش مواظبت داشته باشد و دقت كند كه چه چيز بخورد و چه مقدار بخورد، روح او قدرت سير در اكناف آسمان ها را مي يابد وگرنه برعكس، پرخوري موجب جولان شيطان در قلب و خيالش در خواب و بيداري مي شود.

قال رسول الله «صلواة الله عليه وآله»: «الرُّؤْيا ثَلاثٌ: مِنْها اهاويلُ الشَّيطان لِيحْزَنَ بِها ابْنَ ادَمَ وَ مِنْها ما يهُمُّ بِهِ الرَّجُلُ فى يقْظَتِهِ فَيراهُ فى مَنامِهِ وَ مِنْها جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ ارْبَعينَ جُزْءً مِنَ النُّبُوَّةِ. يعنى خواب سه گونه است: يكى القائاتى كه شيطان مى كند تا فرزندان آدم را بترساند و نگران كند و يكى اين كه آنچه را در بيدارى مورد توجه قرار داده در خوابش آن را مى بيند (با تغييراتي از طريق صورت خياليه) و يكى هم خواب هايى است كه جزيى است از چهل و شش جزء نبوت.

امام صادق «عليه السلام» مى فرمايند: در مورد رؤيا فكر كن كه چگونه خداوند در مورد آنها تدبير به كار گرفته و راست و دروغ آن را به هم در آميخته، اگر همه رؤياها راست بود، مردم همه پيامبر بودند، و اگر همه دروغ بود، در رؤيا فايده اى نبود.

در فرمايش امام محمدباقر «عليه السلام» داريم كه: «رؤياى مؤمن بين زمين و آسمان در گردش است تا آن كه خودش آن را براى خود تعبير كند، يا ديگرى براى او تعبير نمايد، پس آنگاه كه تعبير كرد به زمين مى آيد و قطعى مى شود» (كافي ج 8 ص 336).

اين بود مختصري از بحث رؤيا كه شرح بيشتر آن را در بحث آيه 42 سوره زمر عرض كرده ايم و چون عموماً در حين بحث در مورد رؤياى صادقه سؤال مى شد، آن را در اين قسمت خدمت عزيزان عرضه كرديم.

 

20954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده قبلا سوالی را در سایت مشاهده کردم که کاربری در مورد جناب دکتر باقری از خدمت شما سوال کرده بودند و شما ایشان را در زمینه تربیت اسلامی مورد تایید قرار داده بودید. در حال حاضر با دیدگاه تعدادی از شاگردان ایشان آشنا شدم که نقطه نظرات خود را به مبانی آقای دکتر باقری مستند می کنند و حتی در قالب گروه های تربیتی در اصفهان، شروع به کار برای کودک و نوجوان نموده اند. متاسفانه با توجه به آشنایی ای که با مباحث حضرتعالی دارم، دیدگاه این دوستان بزرگوار را شدیدا مقهور تفکر نظام سلطه و غیرمنطبق بر معارف ناب شیعی دیدم. موردی را مصداقا خدمت حضرتعالی می فرستم و از محضرتان استدعا می کنم، اگر چه مقداری از وقت شما گرفته می شود اما چون این قضیه را فتنه ای جدید علی الخصوص در شهر فرهنگی اصفهان می دانم، نظر صریح خود را قاطعانه بفرمایید تا برای عده زیادی از خانواده ها خصوصا خانواده های مذهبی فصل الخطاب و روشنگر راه باشد. چندی پیش گروه تربیتی ساقه که منتسب به ایشان است، کتابهایی را برای معرفی و فروش به یک نمایشگاه کتاب کودکانه در یکی از مدارس ابتدایی آورده بودند که تقریبا صددرصد کتب، ترجمه شده و دارای نویسنده و تصویرگر خارجی بود. متاسفانه تصاویر این کتب، دارای صحنه های نامناسب من جمله بدن های نیمه عریان خانم ها و ... بود و در خوش بینانه ترین حالت تداعی کننده سبک زندگی غربی در ذهن کودکان بود. در متن داستان ها انواع مختلف کلمات زشت و رکیک به کار رفته بود و باز مملو از آداب و رفتارهای خاص غربیها و در خوش بینانه ترین حالت، ایجاد کننده اخلاق سکولار در بچه ها بود. برای مثال در یکی از این داستان ها که با هدف رفع خجالت در کودک نوشته شده بود از ابتدا تا انتها شخصیت اصلی داستان به رقص تشویق می شد تا بر حس کم رویی خود غلبه کند. بعد از اعتراض تعدادی از خانواده های مذهبی جوابیه جناب دکتر مدنی فر از تهران به دوستان اصفهانی این بوده است: [Forwarded from محمدرضا مدنی فر] سلام: دغدغه های شما قابل تقدیر است. اما فکر می کنم در مفهوم تربیت تفاوت نظرهایی داریم. شما انسان را تا حدی شبیه دیگر موجودات عالم می بینید که معیار قضاوت در مورد خوبی یا بدی آنها وضعیت موجود آنها است نه چگونگی رسیدن به این وضعیت. بطور مثال عطری مه خوشبو است دیگر مهم نیست که چگونه و با چه فرایندی خوشبو شده مهم این است که بوی خوب می دهد. این در حالی است که برای آدمی مهم تر از این که چه هست این است که چگونه به این وضعیت رسیده؟ آگاهی و خواست و اراده او در رسیدن به این وضعیت چقدر دخیل بوده و خود این فرد چه نقشی در وضعیت خودش داشته است. (لیس للانسان الا ما سعی). آیا آنچه دارد ناشی از محیط است؟ آیا ورودی های او کنترل شده؟ انسان عامل است و بر خلاف دیگر اشیا باید وی را بر اساس عملی که انجام می دهد ارزش گذاری کرد. او ارزش ها و ضد ارزش ها را دریافت نمی کند بلکه "کسب" می کند (ما کانوا یکسبون)، "اتخاذ" (اتخذ الا ربه مابا) می کند. پس مهم تر از این که ورودی های انسان چه هستند این است که او در مقابل این ورودی ها چه واکنشی از خود نشان می دهد و چه مهارتی در حفظ خود دارد. کودکان هم از این قاعده کلی مستثنا نیستند فقط شدت موضوع متفاوت است و الا مسیر همان است. مهارت کسب از بیرون باید از همان ابتدا مورد توجه قرار گیرد. [Forwarded from محمدرضا مدنی فر] من منکر اهمیت دادن به ورودی ها نیستم. اما پرسش اصلی معطوف به میزان این توجه و نسبت آن با مهارت "کسب" از محیط است. خواه ناخواه وقتی به شکلی افراطی به کنترل ورودی ها توجه شود، سهم مهارت مواجهه با ورودی ها دچار تفریط می شود. من حساسیت هایی از نوع که مبادا ودک بفهمد که در جای دیگری از دنیا برای ابراز شادی و هیجان از رقص استفاده می شود را افراط در کنترل ورودی ها می دانم. خود رقص ذاتا ناپاک نیست بلکه در موقعیت های خاصی ناصواب است پس از آن جنس نیز که یک ورودی ذاتا آلوده محسوب شود. دوم این که در موقعیتی که در آن کتاب تصویر شده حرف از رقصیدن یک کودک بوده که اساسا در شرع حرام شمرده نشده. سوم این که کودک دبستانی قطعا با مفهوم رقص در گذشته آشنا شده و یا در آینده ای نزدیک مواجه می شود و والدین لازم است آن را برای او تبیین کنند. دقت کنید که آنچه در کتاب آمده چه بوده؟ به همین ترتیب در مورد واژه هایی مثل "خنگ". واقعا ما چه تصوری از کودکان خود داریم؟ کودکان در جمع های خصوصی خود حرفهایی به مراتب بدتر را با هم مبادله می کنند. تحریم کردن کودک از بیان این حرف ها فقط او را پنهان کار تر و جسور تر می کند. کودک را کنجکاوتر و حریص تر می کند. کودک دیر یا زود احساس می کند که از همسالان خود بی اطلاع تر بوده و منزوی است. همین احساس کمبود او را بر این می دارد که بسیار زیرکانه اطلاعات خود را از منابع دیگر کسب کند و این خود شروع مشکلاتی دیگر است. اتفاقا در چنین مسائلی نباید سخت گیری کرد و کودک را ایزوله کرد. فرض کنیم حالا کودک از سر شیطنت چند حرف زشت هم بزند. چه اهمیتی در مقابل دیگر آسیب های بزرگی دارد که در کمین او است؟ توجه به امور جزئی و کم اهمیت توجه ما را از موضوعات مهم تر منحرف می کند. خطراتی به مراتب مهم تر در کمین کودکان ما است و انرژی تربیتی خود و کودک را نباید صرف امور پیش پا افتاده کرد. و در انتها کلیه صحبتهایشان را مستند به مبانی دکتر باقری نموده و کتاب «تربیت دینی در قرن 21 ام» دکتر باقری را جهت مراجعه ارسال کرده اند که قسمتی از آن را در ایمیل بعدی خدمتتان ارسال می کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با اولین کتاب ایشان که تحت عنوان «نگاهی دوباره به تعلیم و تربیت اسلامی» روبه‌رو شدم که مبتنی بر آیات و روایات بود؛ و بعد هم که در همان سال‌ها در چندین جلسه‌ی مناظره‌ی تلویزیونی شرکت کردند، نقصی در سخنان ایشان ندیدم. یک‌سال پیش هم یک سخنرانی در کانال‌شان گوش دادم، چیز منفی به نظرم نیامد. ولی با توجه به آن‌چه می‌فرمایید بیشتر حساس می‌شوم و صحبت‌های ایشان را دنبال می‌کنم. اگر مطلبی و یا نوشته‌ای هست که در این امر به بنده کمک کند، متشکر می‌شوم. موفق باشید

20815
متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهرزاده: جناب استاد دینانی در جلسه مورخ 22 آبان 96 شرح کتاب ماجرای فکر فلسفی (http://www.irip.ir/Home/Single/61957 ) فرمودند مساله وجود ذهنی که هیچ کس بدان فکر نمی کند مشکلترین مساله عالم است. همچنین شهید مطهری در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم این مساله را یکی از غامض‏ترين و پيچيده ‏ترين مسائل می دانند. ایشان در کتاب شرح منظومه غرر هفتم می فرمایند انكار وجود ذهنى مساوى است با سوفسطائى‏ گرى و سقوط در درّه ايدئاليسم و در کتاب مقالات فلسفی بیان می کنند که تنها با نظر مخصوص عرفا در باب وجود و مراتب و تنزلات آن و اينكه هر نشئه ‏اى حضرتى است و تطابق عوالم و اينكه ماهيت واحده عين ثابتى دارد و از لوازم اسماء و صفات الهيه است و در آن مرتبه وجود دارد، وجودى ديگر در عالم ارواح و وجودى در عالم مثال و وجودى در عالم حس و وجودى در اذهان انسانى دارد، مى ‏توان مسأله وجود ذهنى را روى پايه محكمى گذاشت. تنها با نظر عرفاست كه به حقيقت و بدون شائبه مجاز مى ‏توان گفت كه انسان با علم به حقيقت اشياء عالمى مى ‏گردد مشابه با عالم خارجى. چنانكه بعداً خواهيم ديد نظر ماهوى تنها با قبول نظر عرفا قابل توجيه است و اشكالات وجود ذهنى نيز تنها مطابق اين نظر قابل رفع و حلّ است و از طرفى خواهيم ديد كه نظر ماهوى يگانه نظرى است در باب علم و ادراك كه قابل قبول و قابل دفاع است. می بینید استاد گرانقدر برای سوفسطایی نبودن چه راه طویلی باید پیمود خدا وکیلی تمام کسانی که این متن را می خوانید این راه را پیموده اید که می گویید سوفسطاییان بر باطلند. استاد به ما حق بدهید که نتوانستیم مشکل ترین مساله عالم را حل کنیم و سرگردان ماندیم تازه حل آن منوط است به فهم اعیان ثابته، نشئه، حضرت، عالم مثال و ... که پس از سالها خواندن منطق، کلام، فلسفه مشا، اشراق و متعالیه و نهایتا عرفان و تازه پس از این مسیر طویل معلوم نیست واقعا سخن شهید مطهری صحت داشته باشد و به حل این مساله غامض نائل گردیم و پس از حل مگر کار به اتمام رسیده هزاران مساله دیگر در راه است این فقط یک مساله بود که ظاهرا شما بارها در سایت با عنوان اینکه بدیهی است سعی در رفع مساله داشتید. الله اکبر که علم آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از دانشمندی پرسیدند ماهیت اختیار چیست؟ فرمود تا نپرسیده‌اید به علم حضوری متوجه‌ی اختیار خود هستم، ولی وقتی در ساحت علم حصولی بخواهم آن‌را تفهیم کنم با چندین و چند سؤال روبه‌رو خواهم شد. موضوع درک واقعیت از همین نوع است. اگر کسی با احساس بدیهی خود همراه شود، به راحتی می‌پذیرد که آن‌چه در بیرون هست همانی است که او بدان معرفت دارد. ولی اگر همین موضوع را بخواهد با عقل حصولی بیابد، همان راه طولانی که فرمودید را باید طی کند تا برسد به این‌که نفس ناطقه‌ی او با روبه‌روشدن با شیئ خارجی آماده می‌شود تا صورتی مطابق آن شیئ به کمک واهب الصور در خود إبداع کند که بحث آن مفصل است. موفق باشید

18349
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز اینکه فرمودید عین ثابت هر انسان انتخاب بنیادین اوست، اول اینکه منظور از انتخاب بنیادین انسان کدام انتخاب است؟ دوم اینکه من هر انتخاب خود را با گذر زمان چه بسا عوض کنم اینکه دیگر ثابت نیست که من بعنوان عین ثابت انسان در نظر بگیرم. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ابتدای امر شخصیتی را برای خود می‌پذیرد که چنین باشد و چنان، هرچند می‌تواند تغییر دهد ولی گویا آن را برای خود اصل گرفته است. موفق باشید

17961

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در مورد اینکه جامعه برای ظهور آقا امام زمان (عج) باید خوب بشود یا بد آیا این توضیح درست است کهاز نظر شرایط خارجی و اجتماعی و... شرایط بسیار خطرناک و بد می شود اما این شرایط بد بیرونی باعث می شود که انسانهایی که سرمایه ی وجودی خود را هنوز از دست نداده اند با قرار گرفتن در شرایط بد بیرونی به اوج تنفر از بدی رسیده و از درون اتصال به امام زمان (عج) رسیده و اینجا فهم و ظرفیت ظهور آقا فراهم آمده حداقل کمی درک وجود امام زمان میسر شده و آقا ظهور می کنند در اینجا، آیا در زمان ظهور پیامبران قبلی هم اینگونه بوده؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همین‌طور است. به تعبیر حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» ملتی که منتظر مصلح است خود باید صالح باشد. موفق باشید

17613
متن پرسش
با سلام لطفا بیت زیر از شعر خبر دادن خروس از مرگ خواجه، دفتر سوم مثنوی را معنی بفرمایید. وین سلام باقیان بر بوی آن / من همی نوشم به دل خوش تر ز جان (بر بوی آن)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به قسمت‌های قبلی سخن باید متوجه‌ی این بیت بشوید که می‌گوید عموم سلام‌ها با طمعی همراه است مگر سلام خدا و سلام اولیاء الهی یعنی سلامِ باقیان که بویِ سلام خدا را می‌دهد. و از این جهت در ادامه می‌فرماید سلام اولیاء الهی را خوش‌تر از جانم می‌نوشم و از آن استقبال می‌کنم. البته بنا را بر این بگذارید که خودتان به کمک شرح‌های مثنوی، جواب این نوع سؤالاتتان را به‌دست آورید. موفق باشید

17528
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم خدمت استاد عزیز. در این ایام عظیم محرم در روضه ی سید الشهدا علیه السلام، سوال بسیار مهم و اساسی برایم پیش آمد. چه چیزی باعث شد کسانی که تا شب عاشورا همراه سید الشهدا علیه السلام بودند ولی در شب عاشورا هنگام خاموش شدن مشعل ها، امام زمانشان را تنها گذاشتند و بالعکس، کسانی که تا لحظه ی آخر در لشکر یزید ملعون بودند، ناگهان مسیرشان را عوض کردند و به سید الشهدا پیوستند. در دفاع مقدس هم همینطور بود؛ یعنی خیلی از آنهایی که ادعای دینداری داشتند و به ظاهر حزب اللهی هم بودند و شرایط جنگیدن هم برایشان فراهم بود (یعنی عذری نداشتند) حتی یک بار هم پایشان به جبهه باز نشد ولی خیلی از همین جوانهای کف خیابان و ظاهرا سوسول که نه ریش بلندی بر صورت داشتند و نه انگشتر عقیقی در دست، که برخی، آنها را گمراه و منحرف و اراذل اوباش می نامند، یک باره قدم آخر را خوب برداشتند و دعوت پیر خمین را لبیک گفتند. استاد به راستی منشأ این تحول و تغییر مسیر ناگهانی - چه آنهایی که خوب بودند ولی قدم آخر را بد برداشتند و چه آنهایی که بد بودند ولی قدم آخر را خوب برداشتند - در کجاست؟ به عبارت دیگر، آنهایی که تا شب عاشورا همراه با سید الشهدا بودند ولی در آن شب، امام زمانشان را رها کردند چه خصلت مذمومی در وجودشان بود که در لحظه ی آخر، مانع از این شد که با سید الشهدا همراه باشند و چه سرّی در درونشان نهفته بود که در یوم تبلی السرائر، آشکار شد و سید الشهدا علیه السلام تنها شد؟ چه خصلتی داشتند که با اینکه ایمان داشتند ولی نتوانستند «آمنوا» را به «عملوا الصالحات» گره بزنند؟ حقیقتا می ترسم که نکند من که ادعای ولایی بودن دارم، در لحظه ی آخر و در همان یوم تبلی السرائر که باید امام زمان علیه السلام و نائبش را یاری کنم، یکدفه تغییر مسیر بدهم. یعنی می خواهم بدانم که آنهایی که شب عاشورا امام علیه السلام را تنها گذاشتند چه مشکلی داشتند؟ تا من هم ببینم که اگر آن مشکل را داشتم، اصلاح نمایم که نکند امام زمانم را در لحظه ای باید یاری نمایم، تنها گذارم. و بالعکس؛ آنهایی که در لحظه ی آخر از لشکر یزید ملعون، به سید الشهدا علیه السلام پیوستند، چه مرام و مسلک و سرّی و صفت خوبی در درونشان بود که آشکار شد و آنها را به امام علیه السلام رسانید. چه کنیم در لحظه ای که باید وظیفه را بشناسیم و به آن عمل کنیم، دچار غفلت نشویم؟ منشأ این تغییر مسیر ناگهانی در کجاست؟ شاید این حرفم درست نباشد که اگر درست نباشد خدا مرا ببخشد ولی من نه دوست دارم حُر بشوم و نه مختار و نه از توابین باشم بلکه می خواهم از ابتدا تا انتها با امام زمانم باشم و لحظه ای او را تنها نگذارم. خیلی می ترسم. آخه از بزرگی شنیدم که یوم تبلی السرائر، روز غدیر است و به تعبیر دیگر، روز ولایی شدن و ولایی ماندن است که در این روز خیلی ها سرّشان آشکار می شود و... ببخشد طولانی شد. یا علی مدد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان از ابتدا معنای بودن خود را در این دنیا درست تعریف کند و خود را بنده‌ی خدا بداند و سعی کند همواره این معنا را عمیق نماید، صحنه‌های حق و باطل را به‌خوبی خواهد شناخت. عمده عمیق‌شدن در بندگی است و دینداریِ عقلی همراه با درک قلبی. در این صورت حق از باطل برای او روشن خواهد بود. موفق باشید

17473
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده: علامه طباطبایی در شرح آیه 264 بقره می فرمایند: يا ايها الذين آمنوا لا تبطلوا صدقاتكم ... «اين آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه آزار و منت بعد از صدقه اجر آن را حبط كرده و از بين مى برد، و بعضى با اين آيه استدلال كرده اند بر اينكه هر معصيت و يا حداقل هر گناه كبيره باعث از بين رفتن و بى اجر شدن اطاعت هاى قبل از آن معصيت مى شود، و ليكن ما چنين دلالتى در آيه نمى بينيم، و دلالت آيه تنها در بى اجر شدن صدقه به وسيله خصوص منت و اذيت است، كه گفتار مفصل اين بحث در مبحث حبط گذش.» مبحث علامه طباطبایی درباره حبط آرایش خوبی به ذهن من داده است و ایشان فرمودند موارد حبط در قرآن مشخص شده است و هر عمل اجر خود و گناه عقاب خود دارد و شما هم این موضوع را تایید کردید ولی جایی به شخصی فرمودید صدقه شامل اعمال خیر دیگر می شود و با اذیت و منت باطل می شود. با توجه به اینکه نظرات جنابعالی با تفسیر المیزان منطبق است این نظر شما باعث شد آرایش ذهنی ما به هم بریزد. از طرفی چون پاسخ و نظر علامه طباطبایی کاملا روشن است و کاملا صراحت دارد جسارتا با نظر حضرتعالی قابل جمع نیست و حضرتعالی هم چون حق را بیان می فرمایید منتظر رفع این ابهام هستم. اگه کسی صدقه را با نیت خیر می دهد و می داند بعد دچار منت و اذیت هم می شود. ایا با توبه اجر صدقه بر می گردد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به معنای صدقه که عبارت است از عملی که موجب تصدیق وعده‌ی الهی می‌باشد نمی‌توان صدقه را منحصر به موضوعات اقتصادی نمود و در نتیجه معنای«لا تبطلوا صدقاتکم» تا آن‌جا وسعت می‌یابد که مواظب باشید اعمال دینی شما که نشانه‌ی تصدیق وعده‌های الهی است باطل نگردد. چرا که مثلا در ورایت داریم: «المتکبر مع المتکبر الصدقه» یعنی این‌که انسان در مقابل شخص متکبر تواضع نداشته باشد نیز یک نوع تصدیق حکم خدا است که فرموده‌ است مؤمن باید عزت خود را حفظ کند. پس اگر خدمت فرهنگی هم با تکبر همراه باشد، عملاً آن خدمت بی‌نتیجه خواهد بود به همان معنایی که در روایت داریم انسان متکبر، بوی بهشت هم به مشامش نمی‌رسد، یعنی عمل او قبول نمی‌شود 2- إن‌شاءاللّه با توبه آن مشکل حل می‌شود. موفق باشید

16558
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. ببخشید استاد،1. برای گوش دادن به کتاب مصباح الهدایه در سایتتون، قبل از آن چه کتاب هایی باید سپری شود؟ 2. شرح کتاب مصباح الهدایه در سایتتون، حدودا تا زمان اتمام کتاب، چند جلسه طول میکشه؟ مممون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم است مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقن» و شرح حمد حضرت امام، همه را با صوت دنبال بفرمایید 2- احتمالاً جلسات زیادی در پیش نباشد. موفق باشید

16391
متن پرسش
سلام علیکم: دو سوال از خدمت تان داشتم اول اینکه نطر جنابعالی در باب پوشش انقلابیون تحت شرایط امروز که مد و جذابیت ارزش است چیست؟ دوم اینکه لباس شهرت به لباس هایی که با تیراژ محدود تولید می شود می توان گفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لباس و پوشش افراد متدین انقلابی باید در عین آراستگی و وارستگی، جدا از تجددزدگی باشد. یعنی در عین سادگی، آن‌چنان آراسته باشد که به‌خصوص خواهران در عین حجاب کامل، متهم به بدسلیقگی در پوشش خود نباشند. در مورد لباس شهرت باید انسان لباسی که در عرف حالت انگشت‌نمایی به خود بگیرد، نباشد. موفق باشید

15241
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: استاد در بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با خبرگان فرازی از مناجات شعبانیه را خواندند و منقلب شدند این فراز جه معنایی دارد که منقلب شدند؟ حقیر متصورم که خودشان را مخاطب این فراز دیدند و در حضور رفتند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن فراز این‌چنین است که: «کَاَنّی بِنَفسی واقِفَةٌ بَینَ یَدیک فَقَد اَظَلَّها حُسنُ تَوَکُّلی عَلَیکَ فَقُلتَ ما اَنتَ اَهلُه‌ُ وَ تَغَمَّدتَنی بِعَفوِک» سالک خود را در محضر حق آن‌چنان حس می‌کند که سایه‌ی توکل بر حضرت حق بر سر او قرار دارد و امیدوار است که حضرت حق آن‌چنان که او اهل رحمت و لطف است، با او برخورد کند و عفو او، سالک را در حالی‌که در محضر حق قرار گرفته و از دنیا به سوی آخرت روی آورده است در برگیرد. موفق

13428
متن پرسش
سلام استاد: این جمله که می گویند: سلامتی امام زمان (عج) صلوات. این جمله ایراد ندارد؟ مگر امام ما جسم است؟! یا بعضی می گویند امام زمان (عج) مریض می شوند؟!!؛ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جسم مبارک آن حضرت هم مثل جسم سایر امامان مریض می‌شود ولی دعا برای سلامتی آن حضرت بیشتر در رابطه با دعا برای تأثیر و حضور و ظهور بیشتر آن حضرت است. موفق باشید

13397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من قبلا در یکی از کتاب های شما نقل قولی خوانده بودم که خیلی جالب بود و موضوعش در مورد انسان های زمان ما بود که همه دوست دارند کودک باشند و دنبال سرگرمی های کودکانه هستند، مثل فوتبال، و این حتی تبدیل به ارزش هم شده و .... و خیلی دلم می خواست که اون مطلب رو انتشار بدم ولی هر چی فکر کردم یادم نیومد توی کدوم کتاب خواندمش، لطفا اگر شما حضور ذهن دارید کمکم کنید. خدا حفظتان کند ان شاء الله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم یادم نیست. ولی کتاب «مدرنیته و توهّم» را نگاه کنید نکاتی دارد. کتاب «زندگی در عیش، مردن در خوشی» از نیل‌پستمن نیز مفید است. موفق باشید

12197

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سر آنکه نماز ها و به بیان دیگر روز عبادی را از نماز ظهر و عصر شروع می کنتد و به نماز صبح ختم می کنند چیست؟ و برای بهره گیری بیشتر از این سیر چه باید کرد؟ چون ما عادتا صبح را شروع روز می دانیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روز شرعی از جهتی با غروب آفتابِ روز قبل شروع می‌شود. مثلاً ماه رجب از غروب آفتاب آخرین روز جمادی‌الآخر شروع می‌شود. اهمیت صلات وسطی به جهت آن است که انسان باید در حین روز خود را از کار بِکَند و به نماز بایستد. موفق باشید

11890
متن پرسش
سلام استاد و خدا قوت: استاد ببخشید با اجازتون میخوام یه مطلبی رو در تایید حرف دوستان به عزیزان منتقد تندرو عرض کنم البته نه منتقدین منصف و دلسوز ... بهشون عرض می کنم که لطفا کتاب انسان دویست و پنجاه ساله مقام معظم رهبری رو با حوصله و از اول تا آخرش مطالعه کنن تا به سیره و روش اهل بیت (ع) در اداره کردن و پیش بردن مکتب تشیع در دل تاریخ و رسوندن اون تا این مرحله اشنا بشن و اینقدر بیقراری نکنند و جلوتر از ولی زمان خودشون حرکت نکنن رفقا مطالعه کنید که جهل بزرگترین دشمن انسان هست و باعث تمام انحرافات و هلاکت آدم میشه این رو گفتم چون که اکثر این آقایون منتقد تند رو که من حداقل اطراف خودم می شناسم اهل تفکر و مطالعه نیستن اگه هم باشن خیلی سطحی در حد همون کتاب های درسی حوزه و دانشگاه اما اصلا مطالعه ریشه ای در مورد غرب شناسی، سیره اهل بیت (ع)، حقیقت انقلاب و این چیزها رو ندارن ... استاد معذرت و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:همان طور که در جواب شماره 11881 عرض شد ما باید در هر زمانی به بهانه‌های مختلف جامعه را به سوی تفکری دعوت کنیم که اقتضای تاریخی است که در آن زندگی می‌کنند و از این طریق می‌توان به شکل حضوری در ذیل اراده‌ی الهی قرار گرفت. آیا در این کار موفق هستیم یا نه؟! موفق باشید

10599

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده سی دی معرفت النفس و الحشر شما را دارم. می خواستم ببینم این شرح کتاب معرفت النفس است یا نه، و به نظر شما این سیدی را گوش بدهم یا نه کتاب کفایت می کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی شرح کتاب «معرفت نفس و حشر» است ولی کیفیت ضبط آن بسیار ضعیف است. موفق باشید
7534
متن پرسش
با سلام در کتاب امام و مقام تعلیم ملائکه نوشته اید:"خدا بحق خود اهل بیت نصیب ما بکند که فرشته ای بالی تکان دهد تا در اثر آن،نور کبریایی حضرت رب العالمین بر قلب ما تجلی کند"منظور از این تکان دادن بال ملک چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بال ملائکه مظاهر اسماء الهی‌اند که متعیّْن شده‌اند و زمینه‌ی اُنس با حضرت حق را راحت‌تر فراهم می‌کنند. موفق باشید
7330
متن پرسش
باسلام 1.بنده میخواهم المیزان را شروع کنم به نظر شما در کنار المیزان از تسنیم هم استفاده کنم به این صورت که هر آیه را که تفسیرش را از المیزان می خوانم همان آیه را بروم از تسنیم هم بخوانم چون تسنیم شرح المیزان است؟ و اگر جواب مثبت است صوتی گوش بدهم یا از روی کتابش بخوانم؟ 2.بعضی قائل به این هستند که در کنترل نفس دوری از مسائلی که برای نفس ضرر دارد بکنیم اما در شیوه امام خمینی ما شنیدیم پرهیز به این معنا نمی کردند بلکه در عین داخل شدن تقوا را هم حفظ می کردند ولی اقای قاضی مثلا 40 سال سنگ ریزه بر دهان داشتند برای ترک غیبت کدام بهتر است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر فرصت دارید که در کنار المیزان، تسنیم هم مطالعه کنید خیلی خوب است وگرنه لااقل یک دور به همان روشی که بنده در جزوه‌ی «روش کار با المیزان» عرض کردم، المیزان را مطالعه فرمایید. در مورد مطالعه‌ی تسنیم، مطالعه‌ی کتاب بهتر است چون حضرت آیت‌اللّه جوادی روی کتاب کار کرده‌اند 2- در هر صورت اگر هم بنا است در میدان عمل باشیم باید در حدّ وظیفه در میدان باشیم. در ضمن بنده هم شنیده‌ام مرحوم آیت‌اللّه قاضی سنگ‌ریزه زیر زبان‌شان گذاشته‌اند ولی ظاهراً چهل سال نبوده. موفق باشید
نمایش چاپی