باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی اینطور جواب داده شد:
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جوابگویی به این سوالات باید وقت زیادی صرف بفرمایید. پیشنهاد بنده کار بر روی سیر مطالعاتی است که بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوعی است که جناب ملاصدرا در «حرکت جوهری» بهخوبی اثبات میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظم غرب جهت اهداف خود یک بحث است که علامه طباطبایی هم از این جهت نظر مثبت به آن دارند، ولی چون اهداف علامه قدسی است، متوجهی ظلم و استعمار هستند و این در تفسیر المیزان بهخوبی نمایان است. اگر کسی اصالت را به انسان یعنی اومانیسم دهد، نمیتواند از غرب عبور کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه نوعی از تفکر است که نظر به جایگاه وجودی موضوعات دارد. حال اگر به موضوعاتی نظر شود که اسلام مدّ نظر بشریت قرار داده آن فلسفه، فلسفهی اسلامی است مثل کاری که از فارابی شروع شد تا ملاصدرا. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! امام مظهر یگانگی خداوند است و نور اوست که ما را متوجهی حضرت احد میکند 2- بعضی از مظاهر شدت بیشتری دارند مثل صورت که بهتر از کف پا حالات روحی انسان را نشان میدهد 3- استغفارِ ائمه، جهت دفع است تا گناه، به سراغ آنها نیاید و استغفار ما جهت رفع است تا خداوند گناهی که مرتکب شدهایم را رفع کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما موظف هستیم دعا کنیم و راهِ گشودهی خدا را در مقابل خود هرگز بسته نپنداریم، ولی شاید تقدیر ما چیز دیگری باشد. لذا افقِ ارتباط با خداوند را محدود به یک یا چند آرزو نکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجهاید برای عبور از تاریخ غربی نمیتوان بهکلّی از بستر غربی جدا شد. ولی با نظر به اهداف انقلاب اسلامی و اصالتندادن به فرهنگ غربی و شیفتهی آن نشدن، میتوان کار را جلو برد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به چیز قابل اعتمادی در این مورد برخورد نکردهام. ولی فکر میکنم عرایضی که در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است، کمککار باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه مطلبی که ارسال فرمودید، شدم. عنایت داشته باشید انسان در حقیقت خود منوّر به عقل نظری و عقل عملی است و حقیقت انسان است که در هر دو عقل، با حق روبهروست. لذا به همان معنایی که با عقل نظریِ خود متوجه بودنِ حق میشود، با عقل عملیِ خود متوجهی پرستش او میگردد. با اینهمه آن جوابی که عرض شد، دقیقتر از این جوابی است که بر مبنای حکمت مشاء دادم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول جناب اقبال لاهوری؛ نیچه دارای قلبی ایمانی و عقلی کافرانه است و این جملات در مقابل افراط کلیسا از وجه عقل کافرانهی او ظهور کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شاید برای آن است که یک نحوه احساس از شرایط وجود مقدس حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» برای آن بزرگان نیز حاصل شود 2- هیچوقت حقیقت موضوعات با سؤال و جواب و فکر ظهور نمیکند، باید رویکرد ما با رفع حجاب اَنانیت به سوی حقیقت باشد تا نفس ناطقهی ما با آن حقیقت مأنوس گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً نیز در جواب سؤالات کاربران عرض شد، باید تلاش کنید تا در یک دستگاه فکری قرار گیرید و بتوانید بسیاری از شبهات خود را جواب دهید. بنده مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین را پیشنهاد میکنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنجا که فرمود اولیای الهی را خوف و حزنی نیست؛ به اعتبار اعمال دینی خودشان است که طوری به لطف الهی عمل میکنند که نه آنها را پشیمانی اعمال گذشته فرا میگیرد، و نه در مسیر دینداری نسبت به آینده نگرانی دارند. ولی در موضوع آنچه برای اولیاء پیش میآید، آری! از قضای الهی راضیاند و نه از مقضی. در کربلا از عبیدالله و یزید و ظلمی که کردند، راضی نیستند، ولی از اینکه خداوند چنین خواسته تا یزیدیان رسوا شوند، راضیاند.
ما در دعاها از حضرت حق تقاضا میکنیم شرایطی بهوجود نیاورد که زمینهی اُنس با خودش برایمان مختل شود و از او میخواهیم تا غمِ دوری از خودش را با رفع حجابها برطرف کند. زیرا بین قضا و مقضی فرق میگذاریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حضور فرشتگان به معنای وجود مکانی آنها غیر از توجه خاصی است که به جایی و یا به شخصی دارند. ۲. انسانهای بزرگ میتوانند برای خود بدنهای متعدد خلق کنند. البته بنده نمیدانم چنین توانایی در مورد علامه طباطبایی واقعیت دارد یا نه! ولی در مورد امیرالمؤمنین «علیهالسلام» داریم که در یک زمان در ۴۰ مکان حاضر بودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «برهان صدیقین» روشن میشود که علم خداوند به ذات خود عینِ علم اوست به همهی مخلوقات، زیرا وجود همهی مخلوقات، از تجلیات وجود خداوند است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تمرکز بر خود و حالات خود به خودی خود اشکال ندارد ولی آنچه ما را به نتیجهی متعالی میرساند، درکی است که از خود داشته باشیم در حدّ یافتنِ حقیقت خود در عوالم بالا، در آن راستا که اولیاء معصوم «علیهمالسلام» خود را در ابدیت حسّ میکردند و فرمودند: «الآن قیامتی قائم». در این مورد مطالبی در کتاب «فعلیتیافتن باورها» هست. ۲. برای آن نوع حضور، نیاز به درک سنت اولیای الهی داریم که در بستر سیره و سنت آنها حرکت کنیم، وگرنه در حدّ قوای نفس ناطقه متوقف میشویم مثل کاری که مرتاضها انجام میدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه برای ورود به بهشت باید از پل صراط عبور کرد در حالیکه پل صراط بر روی جهنم است، باید برای ورود به علوم انسانیِ مطلوب و ورود به آنچه در این تاریخ مدّ نظر انقلاب اسلامی است؛ از متن همین دنیایِ مدرن و از متن جهانِ توسعهیافته عبور نمود و با تجربه و درکِ آن نحوه بودن، بودنِ دیگری را مدّ نظر قرار داد. فرار از توسعهیافتگی شرطِ راه نیست، عبور از آن شرط راه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها و تنها با راهنماییهای نایب امام زمان «عجلاللّهتعالیفرجه» میتوانیم وظیفهمان را نسبت به مولایمان انجام دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد معنای معاد جسمانی کمی فکر کنید. زیرا منظور از جسم، جسمِ مثالی است و نه جسم مادی. در جزوهی «چگونگی حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست شواهدی در این مورد مطرح شده است 2- چرا بهشت آدم را بهشت عالم مثالِ نزولی ندانیم؟ 3- آنچه در قوس نزول هست مابإزاء آن در قوس صعود میباشد منتها قوس صعود را انسان با اختیار خود طی میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آن شش روز از شش روزهای عادی نیست. زیرا روزهای عادی با بودنِ زمین و خورشید شکل میگیرد. آری! در شش مرحله تجلیات الهی جهت تحقق زمین و آسمانی که غیر مجردند ظهور کرده و این تقدّم و تأخر نسبت به عالم ماده، حالتی بعد از حالتی یا خلقی بعد از خلقی است هرچند که نسبت به حضرت حق با یک اراده همراه باشد، به همان معنایی که فرمود: «وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» امر و ایجاد ما، یک امر واحدی است مثل یک چشم برهمزدن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهدی که ما را به نظرِ فوق متمایل میکند حضور امروزین ادیان ابراهیمی در عالم است که همهی آن ادیان از غرب آسیا ظهور کردهاند. مثل همین امروز که آن طرف دنیا هم نظر به معادلاتِ جاری در خاور میانه دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شمارهی 20106 در این مورد شد. تأکید بنده آن است که امروز راهِ ما راهی است که حضرت روح اللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» در مقابل ما گشود و حججیها رهروانِ آن راه هستند و بدین لحاظ در مؤثرترین نحوهی زندگی قرار گرفتند و امید را به جامعه برگرداندند زیرا انسان با درراهبودن هستیِ خود را معنا میبخشد و «امید» با درراهبودن به جامعه برمیگردد و از این جهت عرض شد که شهید حججی یک شخص نیست، یک «راه» است آنهم در زمانی که «راه» گم میشود و بدین لحاظ است که ملاحظه میکنید حضور فداکارانهی او برای همهی اقشار جامعه معنا پیدا کرده است زیرا معنای خود را در «راه» یافتهاند و راهِ امروزین ما، شهید حججی شده است به همان معنایی که اهلالبیت «علیهمالسلام» برای کلّ تاریخ، راه و سبیل میباشند و شما در دعای ندبه با «همُ السبیل» متذکر این امر خواهید بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چون خود فرد در این نوع رؤیاها با تعبیری که میکند، خود را در تعبیر دخالت میدهد بعضاً برای خود آن تعبیر را به صورت تقدیر خود در میآورد 2- رؤیای رحمانی اساساً آنچنان نیست که اجازهی تعبیر به ما بدهد 3- رویهمرفته حرف درستی است مضافاً آنکه هر معصیتی معلوم نیست که منجر به عذاب شود، بعضاً مشمول رحمت قرار میگیرند. موفق باشید
