باسمه تعالی: سلام علیکم: با این عزم و برنامه که ریختهاید، إنشاءاللّه خداوند مدد لازم را مقدّر میدارد. شرح «مقالات» را به اوقات تعطیلی حوزه مثل تابستانها موکول کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً اشکال ندارد ولی بنده در این امور دارای تخصص لازم نیستم. خوب است که موضوع را با آقای حجتالاسلام اشترانی دروبلاگ « مزرعه ایمانی و علمی » در میان بگذارید. موفق باشید
سلام علیکم: استاد بنده طلبه هستم، همانطور که می دانید اساتید حوزه برای درس دادن خیلی زحمت می کشند و حوزه هم برای طلاب هزینه ها می دهد و شهریه هم که برای درس خواندن طلاب است، حال اربعین شروع می خواهدبشود و پیاده روی اربعین، به نظر شما ما درس و بحث را رها کنیم و به زیارت بیاییم یا اینه درس را مقدم بداریم؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: درس وبحث هم برای برافراشتن پرچم اسلام است و امروز یکی از نمودهای برافراشتگی و بیرق اسلام پیادهروی اربعین است توسط عَلَمدارهای امروز تاریخ ما، لذا هر دو کار خوب است و بستگی به خودتان دارد که کدام را انتخاب کنید. موفق باشید
بسمه تعالی
علیک السلام
سوالات مذکور دریافت نشد
در مورد زن ؛کتاب «زن ،آنگونه که باید باشد» انشاء الله مفید است.در موردنکته دوم کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر در عالم» که زیر چاپ است انشاء الله مفید است
باسمه تعالی: سلام علیکم: راهکارهای مفصلی بر روی سایتها در مورد رفع وسواس فکری هست. ببینید {کدام} مطابق روحیه و شخصیت خودتان برای شما کارساز است. فکر میکنم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در این راستا به شما کمک کند. و در مورد استاد اخلاق، جزوهی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» نکاتی جهت راهنماییهای لازم در اختیار شما میگذارد. به قسمت جزوات سایت رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بزرگانی مثل مولوی در چنین تنگنایی قرار داشتند که یکمرتبه هدایت الهی کارشان را به جایی رساند که در اُنس با خدا، مثنوی معنوی را پدید آوردند که قصهی رهایی از همهی این فشارها و کابوسها است. به قول خودش: «به طریق ترجمانی به نهان از او بپرسم به شما جواب گویم» کاری کنید با مثنوی مولوی مرتبط شوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همینکه شما بدون هرگونه تأملی با بنده گفتگو میکنید در جان خود به صورتی بدیهی پذیرفتهاید که بنده در بیرون هستم و شما هم به راحتی و به صورتی بدیهی با بنده گفتگو میکنید، مشکل از آنجا پیش میاید که از این ساحت خارج میشوید و میپرسید: «آیا خارج از نفس در زمرهی امور بدیهی است؟» یعنی شما از ساحت ادراک بدیهی خود خارج میشوید و آن را به یک موضوع ذهنی تبدیل مینمایید. مثل آن کسی که مدتها با ریش بلند خود به راحتی میخوابید و نمیپرسید ریش خودم را زیر لحاف بگذارم یا روی لحاف، تا اینکه شخصی از او این سؤال را کرد، از این به بعد بود که هروقت میخوابید با این سؤال روبهرو میشد و مدتها با خود درگیر بود که بالاخره ریش خود را روی لحاف بگذارد یا زیر لحاف. 2- بحثی در فلسفه در رابطه با امور ذهنی مطرح است که اگر صورتهای ذهنی عارض بر نفس میشوند نفس چگونه میپذیرد، این عَرَضْ حکایت آن جوهر خارجی است که عرض کردم ملاصدرا چگونه مشکل را حل میکند، در عین بحث از حمل اوّلی ذاتی در کنار حمل شایع صناعی. موفق باشید
