بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5602

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حاج آقا خوب هستین؟ من سوالی خصوصی ازتون پرسیدم که بی جواب موند البته یکبار جواب دادید که از شانس بد من با فونت عجیبی جوابتون اومد که قابل خوندن نبود و من براتون فرستادمش اما دیگه جوابی ندادید. 1- کسی که از بچگی ذاتا به جنس موافق علاقه داره باید چه خاکی تو سرش بریزه؟ توضیح بدبد لطفا 2- آیا شاهدبازی بین عرفا وآقای ملاصدرا بوده؟ توضیح بدبد لطفا تورو خدا جواب بدید. به کمکتون نیاز داریم بخداااااااااااااااااااا.......
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض کردم در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرض کرده‌ام که این نوع گرایش‌ها انسان را تا هلاکت جلو می‌برد چون قوه‌ی واهمه در میان است و قوه‌ی واهمه محل ورود شیطان است. در همان کتاب راه‌ حل عبور از قوه‌ی واهمه داده شده است در بحث عشق به زیبارویان که در عرفان مطرح است در جایی است که انسان به مقام فنا می‌رسد و همه‌ی عالم را مظهر حق می‌یابد. در آن حال خودی برایش نمانده و آن نکته را که در مورد ملاصدرا گفته‌اند با کمال بی‌انصافی مطرح کرده‌اند زیرا بحث در صور برزخی است که بر قلب سالک تجلی می‌کند و موجب اتحاد آن صور با نفس سالک می‌شود. ملاصدرا عشقی را مطرح می‌کند که به‌کلی از شهوت و منفعت بر کنار باشد تا گذرگاهی به سوی معبود حقیقی گردد و لازمه‌ی چنین سیری معرفت کامل از حضور حضرت حق در عالم است. موفق باشید
5087
متن پرسش
باسلام خدمت استاد 1- استاد شما آیا این دیدگاه فلسفه تاریخی رامی پذیرید که آینده تاریخ ما روبه حق می باشد وبه نوعی تکاملی است؟درصورت خیر نگاه شما به فلسفه تاریخ و روند حرکت جامعه وتاریخ چگونه است؟ودر صورت بله چه برهانی برآن دارید و آیا این می تواند به یک نظریه تبدیل شودبا توجه به دیدگاه متفاوت سایر بزرگان مانند آیت الله مصباح علامه جعفری و... یا درحد یک فرضیه می باشد و قابل تردید؟ 2- آیا شما جامعه شناسی وفلسفه غرب خواند را با همین فضای غربی برای جوانان جایز می دانید تا به همه چیز نگاه ایدوئولوژیک نداشته باشند و بتوانند بانگاهی باز وپدیدارشناسانه مسائل راتحلیل کنند؟ 3- استاد در تحول اندیشه ای - فرهنگی که به دنبال ان هستیم اندیشه های علامه جعفری را درچه جایی می دانید و به نظرشما به چه علتی اندیشه های علامه جعفری مانند شهید مطهری و ایت الله مصباح ایت الله جوادی و... مطرح نیست آیا مشکل علمی داشتند یا...(تقاضا می کنم درپاسخ در رابطه باشخصیت علامه جواب مرقوم نفرمایید من به دنبال دیدگاههای علمی ایشان و این سکوت درقبال اندیشه ایشان هستم) 4- استاد شما وضعیت جامعه مارا درکدام پارادایم سنت، مدرنیته یا پست مدرن ارزیابی می کنید وبه چه دلیل؟ با آرزوی قبولی طاعات
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما رویهمرفته معتقد به حرکت خطی تاریخ هستیم به این معنا که تاریخ به سوی حاکمیت حق و ظهور نهایی آن در جمال انسان کامل یعنی حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» به شکوفایی اصلی خود می‌رسد ولی این بدین معنا نیست که حق در مسیر تاریخ گاهی به خفا نرفته و نمی‌رود ولی دلایل عقلی و نقلی حکایت از آن دارد که مسیر تاریخ به صورت خطی به ظهور حق منجر می‌شود. دلایل عقلی آن را در کتاب «آخرالزمان؛ ظهور باطنی‌ترین بُعد هستی» عرض کرده‌ام و دلایل نقلی آن را در کتاب «دعای ندبه؛ زندگی در فردایی نورانی». 2- این درست است . باید با نگاهی صحیح جایگاه هر حادثه‌ای را در مسیر تاریخی که در پیش است تعیین کرد 3- به نظرم افق نگاه علامه جعفری«رحمت‌الله‌علیه» به نحوی خاص حضوری است و آن نگاه انسان‌هایی را دعوت به خود می‌کند که تا حدّی از نگاه انتزاعی آزاد باشند. مسلّماً در آینده با خلاء‌هایی روبه‌رو می‌شویم که علامه جعفری می‌توانند آن خلاء‌ها را پُر کنند 4- فکر نمی‌کنم این تقسیم‌بندها بتوانند روح کلی جامعه‌ی ما را که تاریخ جدیدی را در افق خود اراده کرده است، تعریف کند، حتی سنت چیز دیگری است. بنده فکر می‌کنم در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» روشن شده است که در کجای تاریخ هستیم و به کجا می‌رویم. موفق باشید
4896
متن پرسش
یُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا یَشْعُرُونَ چرا خداوند در ان آیه می گوید دارند سر خود را شیره می مالند..؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم:آیه می‌فرماید این‌ها گمان می‌کنند نسبت به خدا و مؤمنین خدعه می‌کنند در حالی‌که نسبت به خودشان خدعه می‌کنند بدون آن‌که بفهمند.مثل آن‌که شما معتقد باشید آب قدرت سیراب‌کردن ندارد در این حال خودتان را از سیراب کردن محروم می‌‌کنید.آن‌هایی که نقشی برای خدا قائل نباشند ویا مؤمنین را منحرف بدانند بر انحراف خود افزوده‌اند.موفق باشید.
4601
متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی چند سال پیش استاد مطیع در دانشگاه اصفهان نقل میکرد زمانی مرحوم امام از مرحوم ایت الله شاه ابادی پرسیده بودند برای تفسیر قران به چه کتابی رجوع نمایم ایشان فرموده بود دیوان حافظ و تا حدی مثنوی. با عنایت به اینکه شروح موجود یا از ناحیه اساتید ادبیات نوشته شده که چندان راهگشا نیست چون از عرفان نظری و عرفان عملی بی بهره هستند و اظهاراتشان در این زمینه رجم به غیب است و انصافا بیخود مانند شرح دکتر استعلامی بهروز ثروتیان حتی شرح سودی هم به قول دکتر خرمشاهی سودی ندارد زمانی حقیر مقداری انرا مطالعه میکردم به همین نتیجه رسیده بعد دیدم خرمشاهی هم چنین گفته هر چند حافظ نامه خودش هم راهی به جایی نمیبرد شروح عرفانی مانند ختمی لاهوری هم بسیار از اصطلاحات عرفانی استفاده کرده و برای ما قابل استفاده نیست حتی جمال افتاب مرحوم سعادت پور هم با اینکه ایشان هم عرفان نظری و هم عرفان عملی را کار کرده اند خیلی قابل استفاده نیست و ظاهرا ان مرحوم به خوبی از عهده کار برنیامده البته تا جایی که بنده میفهمم برای همین پیشنهاد بنده این است که جنابعالی با توجه به اینکه هم با مبانی عرفانی اشنا هستید هم با قران و هم با دیوان حافظ مانوس و هم قلم روان و قابل استفاده دارید اگر در این زمینه قدمی بردارید با توجه به حرف امام به عنوان یک کتاب تفسیر قران فکر کنم گام موثری بشود در حافظ شناسی چون هم با روحیات و اهداف شما سازگار است هم از عهده کار بر میایید امید است خدا خیری بدست شما در این زمینه جاری فرماید.با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: امیدوارم جامعه آمادگی آن را داشته باشد که بتواند با کتاب قرآن و عترت، با حافظ مأنوس شود و متذکر غزلیاتی باشد که در آن غزلیات هستی به زبان آمده است. موفق باشید
3879
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت قلبی استاد گرامی ، برای شروع سیر مطالعاتی (به صورت دقیق و عمیق) کتب وآثار شما (از برهان صدیقین ،حرکت جوهری ،معاد،تا سلوک دینی و..) با توجه به این که پایه ششم حوزه هستم آیا نیاز به کتابی، به عنوان مقدمه ی سیر ،وجود دارد(مثل بدایه الحکمه و نهایه یا کتب معرفتی مثل کتب شهید مطهری و غیره..) ممنون از لطف بی انتهایتان.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای سیری که در سایت هست نیاز به مقدمه ندارد ولی به عنوان طلبه ضرورت دارد که هروقت فرصت شد کتاب بدایه و نهایه را حتماً مطالعه کنید و از کتاب‌های شهید مطهری در هیچ زمانی فاصله نگیرید بنده دلایل خود را در جزوات «مطهریِ فردای تاریخ ما» عرض کرده‌ام. موفق باشید
3006
متن پرسش
با سلام آیا می توان سیر مطالعاتی شمارا از طریق پست سفارش و درب منزل تحویل گرفت اگر می شود لطفا نحوه آن را توضیح دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این سؤال را از گروه فرهنگی المیزان بپرسید به شماره‌ی 09136032342. موفق باشید
567
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی. شما در کتب متعددی همچون آشتی با خدا به بیان لزوم زندگی فرد در زمان حال پرداخته اید. و اینکه توجه به گذشته و آینده توجه به عدم را ایجاب می کند و سبب از دست رفتن حال می شود. از طرفی یکی از توصیه هایی که در اسلام برای سعادت به ما شده انجام اصول مشارطه، مراقبه و محاسبه در هر روز است. در اصل محاسبه لزوم نظر به روز گذشته برای حساب کشیدن از خود مشاهده می شود. اصلاً اصل محاسبه باید در پایان روز انجام شود؟ حال بفرمایید که این دو امر چگونه با هم قابل تجمیع خواهند بود. خدا اجرتان دهد. یا علی...
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در کتاب «عالم انسان دینی» این بحث و جواب سؤال حضرت‌عالی آمده است که از چه زاویه‌ای باید خود را از دست «زمانِ فانی» آزاد کرد. آری محاسبه و برنامه‌ریزی برای آینده یک چیز است، همواره در گذشته و آینده به‌سربردن و از «حال» محروم‌بودن یک چیز دیگر. موفق باشید
17114

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد عزیز: مطالبی منتسب به علامه حسینی طهرانی پیرامون مخالفت ایشان نسبت به امام خطاب کردن حضرت امام خمینی سلام الله علیه و مرجعیت و رهبری حضرت امام خامنه ای حفظه الله و حتی گفتن اینکه خودشان «علامه طهرانی» گفته اند من خصوصیات امیرالمومنین علیه السلام را در خودم می بینم. شما انتساب این حرف ها را به علامه را تایید می کنید؟ اگر تایید می فرمایید کمی در مورد این سخنان برای حقیر توضیح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم بیشتر وظیفه‌ی ما است که از شخصیت علمی و آثار مکتوب ایشان استفاده کنیم و حضرت امام روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را برای ظهور در تاریخ توحیدی انقلاب اسلامی مدّ نظر قرار دهیم تا با خدایِ حیّ و حاضر مأنوس گردیم، نه خدایِ مفهومی و غایب. موفق باشید

10850
متن پرسش
با سلام: در خطبه 123 نهج البلاغه نوشته شده است که: (هر کدام از شما در صحنه نبرد با دشمن ،در خود شجاعت و دلاوری احساس کرد، و برادرش را سست و ترسو یافت، به شکرانه این برتری باید از او دفاع کند، آنگونه که از خود دفاع می کند، زیرا اگر خدا بخواهد، او را چون شما شجاع می کند) بنده با مطالعه این خطبه این طور برداشت کردم که شجاع بودن یا ترسو بودن انسان خواست خداست و اراده انسان در آن دخالتی ندارد و این موضوع با آنچه که در متون دینی خواندم که در آنجا گفته می شود که شجاعت یک فضیلت اخلاقی است و انسان می تواند آن را کسب کند. حالا سوال بنده این است که :1) منظور حضرت علی (ع) از بیان این گفته چه بوده؟ 2) شجاع بودن و ترسو بودن دست خود انسان است یا خدا ، یعنی انسان ترسو می تواند ، شجاع شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شجاعت در بسیاری موارد یک موهبت الهی است، انسان باید آن را مثل امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در جهت صحیح به کار برد و از طرفی وقتی انسان مطابق دستورات دین عمل کند و به خدا توکل کند شجاعانه عمل کرده. موفق باشید
2015

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم حضرت عالی حاج آقا مجتبی موسوی را در درچه می شناسید،؟ تفکر ایشان را چطور می بینید و چگونه از ایشان اسفاده تمام را ببریم؟ممنون.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: درست نمی‌شناسم. موفق باشید
1421

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد خوبم! من جوانی 20 ساله هستم و عاشق مباحث شما ولی مشکل از انجایی شروع شد که در راهنمایی دوستانی مرا با (شرمنده ام که می گویم) استمناء آشنا کردن با این کار شهوت من بیش از بیش شروع به خودنمایی کرده گاهی در حرم و حریم امام رضا.ع. یا شبهای قدر یا راهیان نور یا کتابهای شهدا یا جلسات شما نوری به قلبم می خورد که دست بردار و تمام کن که باید راه امام و امامان معصوم و انبیاء و شهدا را در راه توحید عالم و ظهور آن پیش ببری ولی چند روزی می گذرد که دوباره لذت جنسی سراغم می آید و مرا زمین گیر گناه و پستی می کند شاید بگویید عجب این است که تو همه این ها را می دانی ولی باز در لذت گناه هستی، استادم! بارها خداوند لذت مناجاتش را به من چشاند بارها شد که به اندازه یک هفته و یا بیشتر با خدا بودم و سراغ این کار نمی رفتم ولی باز همان.... در شرایطی هم نیستم که ازدواج بتوانم بکنم از شما کمک و راهنمایی می خواهم نه توصیه یا پند و یا اندرز نه برنامه بمن بدهید راه نشانم بدهید پا به پای شما خواهم آمد فقط مرا دریابید که سخت اسیرم! والسلام علیکم،التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در هر صورت بدانید که می‌توانید از آن معضل خلاص شوید. خداوند با نوری که به قلب شما می‌اندازد فراموش می‌کنید که چنین میلی دارید، چون میل های غریزی اصیل نیستند. خود را به بسیج و درس و مطالعه و ورزش و جلسات دینی بسپارید و کمی مقاومت کنید آن عمل به‌کلی از صحنه‌ی ذهنتان پاک می‌شود و چون قهرمانان بر آن میل مسلط می‌شوید. موفق باشید
389

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد معظم بسیار به دانستن و مطالعه کردن علاقه دارم . کتاب های خوب زیادی نیز در اختیار دارم اما آسیبی که دچار آن شده ام ، کم حوصلگی و برخورد کسالت آمیز با مطالعه درسی و غیر درسی است . به نوعی طاقت مطالعه زیاد و چند ساعته را ندارم . حالا من مانده ام و یک عالمه کتاب و اطلاعات انباشته و نخوانده . این مشکل را چگونه حل کنم ؟ راه برنامه ریزی صحیح چیست ؟ خواهشمندم در صورت امکان راهنمایی اجرایی نمایید . باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام 1- برای خود یک برنامه‌ی نه‌چندان سخت‌گیرانه بریزید. 2- در آن برنامه جایی برای ورزش هر روزی قرار دهید. 3- در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بحث «ضرورت مطالعه و نحوه‌ی آن را مطالعه بفرمایید و مطابق آن به نحوه‌ی مطالعه‌ی خود شکل دهید. إن‌شاءالله مشکل حل می‌شود. موفق باشید
194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد محترم بنده وقتی مطالب شمارا می خوانم و آن چهره ای که از عالم معنا ترسیم می کنید با آن وصفهای عمیق و بی کران از دریای معارف اهل بیت و معرفت نفسی که شما جلوی چشم مارقرار می دهید وبا این همه بعد که به خودم نگاه می کنم بسیار مأیوس می شوم از خودم چرا راکه روحم را آنقدر با گناه آلوده کرده ام که قدم گذاشتن در این عوالم را برای خودم بسیار بعید می دانم زیرا این معرفتها برای نفوس مستعده ای است که عمری را به پاکی گذران کرده اند و حالا جانشان را با این معارف بالاتر می برند ولی مثل منی که با وجود دانستن این مطالب ولی عدم توانایی در مقابله بانفس خبیث اماره و شیطان مکاره باید چه کنیم که از این گوهرها نفیس که فقط اسمشان و وصفشان را می شنویم بی نصیب نمانیم حقیقت آن است که بنده در دوران جوانی و سرکشی نفس مرتکب گناهان کبیره ای شده ام که ذکر آن خودم و شما را آزار می دهد و هر وقت هم که به یاد ان گناهان می افتم آنقدر از خودم بدم می اید که قابل وصف نیست خصوصا بعد از سالهاکه گذشته و فکر می کردم از نفس در این مورد ازاد شده ام و صفای قلبی پیدا کرده ام اما باز می بینم که مرا دوباره به گناه وا می دارد و دست از سرم بر نمی دارد و هر دفعه به طور قاطع تصمیم می گیرم که توبه کرده وگناه نکنم و مدتی را در این تصمیم می مانم اما نمیدانم که چه می شود که دوباره راه گناه باز می شود و من بدبخت را بدبخت ترمی کند و در موقع انجام گناه نمی فهم هر چند که بلافاصله بعدش متوجه خطا وخسارت می شوم ولی پشیمانی چه فایده که دوباره دانسته خودم را بیچاره کردم ترسم از این است که نتوانم توبه حقیقی کنم و این خویهای بد در نهانخانه دل و جانم مانده باشد و با این حال وارد محشر شوم نمی دانم که با این وصفی از من ایا راهی هست که من هم با امام زمان که حی و حاضر به کارها ی من است رابطه برقرار کنم چرا که اگر امام زمان با خوبانی که پاکند در ارتباط است هر چند که من هم فرضا از الان خوب شوم آیا می توانم موفق به درک این معارف شوم یا اینکه این گذشته و حال مرا از گشودن در این معارف محروم میکند نمی دانم چه بگویم که با اینکه خیلی چیزها را عقل نظریم می داند ولی عقل عملیم بسیار ضعیف و گرفتار خاک و زیر خاک است به طور مشخص به دو سوالم جواب دهید: 1-چگونه از دست این نفس اماره در خصوص یک خصلت بدی که در جانم تارتنیده است آزاد شوم؟ 2-برفرض توفیق الهی و ترک و معاصی ایا راه برای کسب حقیقی معارف و قدم گذاشتن در راه اولیا الهی باز است یا اینکه این معاصی قلب را از بین برده وهرچند که بکوشم به ان نتیجه ای پاکان می رسند نمی رسم و واقعا این قلب مجروح امید داشته باشد که نزدیک قلب امام زمانش بشود؟ در مناجات شبتان ودر قنوت نماز عشقتان این بنده عاصی را دعا کرده و از خدا برایش توفیق راه یابی به درگاهش نمایید واگر هم یاداوری این بنده عاصی در کنار ذکر 40 خوب نماز شبتان شمارا آزار می دهد لااقل بعد نماز دعایم کنید
متن پاسخ
اسمه تعالی علیک السلام به گفته‌ی مولوی: تو مگو ما را بدان شه راه نیست با کریمان کارها دشوار نیست حضرت استاد حسن‌زاده‌آملی«حفظه‌الله‌تعالی» می‌فرمودند: باید گدای سمجی باشید. آری! گناه می‌آید ولی عزم ترک گناه، شدت آن را کم می‌کند تا إن‌شاءالله صورت ذهنی آن، آن‌قدر ضعیف گردد که دیگر توان تحت تأثیرقراردادن انسان را نداشته باشد، و در آن وقت است که چون یک سردار پیروز که دشمن خود را شکست داده، فتوحات قلبی ظهور می‌کند. از نماز و روزه کمک بگیرید، حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» عاشق کمک به ما هستند، زیارت ائمه‌ی معصومین«علیهم‌السلام» موجب تجلی عصمت آن بزرگواران بر جان و قلب ما می‌شود. موفق باشید
15489
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد معظم جناب اقای طاهرزاده: غرض از مراحمت، بنده از مبحث عین ثابت برداشتی کردم لطفا حضرتعالی در جاهایی که خلط یا اشتباه کرده ام تصحیح و در جاهای مورد نیاز توضیح بفرمایید. 1. گویا اینطور است که خداوند برای انسان مناسب با امکان ذاتی اش، ظرفیت وجودی اراده کرده است که برای هرکس متفاوت با دیگریست. بعد انسان یک سعه وجودی ذاتی دارد که به وسیله علم و عمل می تواند آن را افزایش دهد تا جایی که سعه وجودی او در نهایت به اندازه عین ثابتی که خداوند برای او اراده کرده است، می شود. خواستم از شما بپرسم که مگر علوم بی نهایت نیستند؟ پس انسان می تواند با کسب علوم، مدام سعه وجودی خود را زیاد کند. پس عین ثابت. که محدو کننده سعه وجودی است چه می شود؟ 2. همانطور که در پاسخ برخی از سوالات فرمودید، امکان ذاتی صدام بر اساس عین ثابتش؛ با اختیار خود می تواند شهید خرازی شود ولی هرگز امام خمینی نمی تواند شود. خواستم ازتون بپرسم که منظورتان از هرگز امام خمینی نمی شود اینست که عین ثابت صدام در نهایت آنقدر نیست که به اندازه عین ثابت امام حمینی (ره) شود یا منظورتان اینست که قابلیت رسیدن به مقام امام خمینی را ندارد که در اینصورت با آن مطلب که همه انسان ها قابلیت رسیدن به کمال دارند، منافات پیدا می کند و همچنین از آن جمله که فرمودید می تواند با اختیار خود شهید خرازی شود یعنی نهایت ظرفیت عین ثابت او آنقدر است که اگه تقریبا تمام استعدادات عین ثابتش را به فعلیت برساند در نهایت به مقام شهید خرازی می تواند برسد؟ لطفا توضیح دهید. 3. وقتی انسان گناه می کند از سعه وجودی او کم می شود. یعنی مقداری از استعدادات خود را می سوزاند و دوباره با توبه آن ها را خداوند به او می دهد. و می تواند با کسب علم و عمل به نهایت سعه وجودی خود که همان عین ثابت خود است، برسد؟ لطفا توضیح دهید. و همچنین بفرمایید که سعه ذاتی و عرضی چیست و گناه کردن، کدام را کم می کند؟ باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- انسان در همان سعه‌ی قلبی‌اش تا بی‌نهایت می‌تواند جلو رود زیرا قلب او برای درک حقایق عالم ظرفیت بی‌نهایتی دارد به همان معنایی که خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: «لا يَسَعُني اَرْضِي وَلا سَمائي و لَكِنْ يَسَعُني قَلْبُ عَبْدِي المُؤمِن» زمين و آسمانم گنجايش مرا ندارند ولى قلب بنده مؤمن من دارد. و از این جهت انسان‌ها تفاوتی نسبت به همدیگر ندارند 2- هرکس در مقام امکانِ ذاتی خودش به کمال لازم می‌رسد. حال اگر امکانِ ذاتی‌اش انسان باشد، می‌تواند به کمال ذاتی خود برسد، چه امام خمینی باشد و چه صدام. زیرا از نظر انسان‌بودن و داشتنِ ظرفیت تجلی همه‌ی اسماء تفاوتی ندارند 3- همین‌طور است. انسان با گناه، از سعه‌ی اصلی انسانی خود دور می‌شود و با توبه جبران می‌گردد 4- سعه‌ی ذاتی همان مقام امکانی افراد است و سعه‌ی عرضی آن چیزی است که انسان با اراده‌ی خود به‌دست می‌آورد. موفق باشید

9377

خانوادهبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: خسته نباشید. خیلی از ازدواجها بعد از مدتی به عادت کردن به همدیگر می رسد و از دوستی اولیه خبری نیست جز آنها که بصورت جدی در مسیر تهذیب نفس اند و جلوی وسوسه های شیطان را گرفته اند و به قسمتشان راضی اند. درست است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان سعی کند بر اساس دستورات شریعت الهی با همسر خود برخورد کند آن دوستی اولیه به صورتی دیگر دوباره ظهور می‌کند. موفق باشید
7676
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی هدف از نوشتن این مطلب فقط برای خلاص شدنم از وسوسه های شیطان است. استاد؛ متاسفانه فقط شما را به عنوان طبیب جان خود میشناسم. می خواستم با شما تلفنی صحبت کنم تا حرفهای شما بیشتر در عمق جانم نفوذ کند. اما شرم داشتم که به خاطر هیچ و پوچ وقت شما را بگیرم هرچند خود این مطلب نیز اطاله کلام است. مرا ببخشید چاره دیگری نداشتم . استاد عزیزم متاسفم که مجبورم با جزئیات مطالبم را بنویسم. خرداد ماه بعد از مشورتی که با شما داشتم رضایت کامل برای ترخیص فرزندم دادم. همان طور که می دانید به رحمت خدا رفت شاید این حادثه برای خیلی ها تعجب برانگیز بود و به گفته بعضی ها ما قتل انجام دادیم به لطف خدا سعی کردیم در این مصیبت صبر کنیم هرچند باز هم تحملش سخت است . از همان خردادماه انگار تمام بدبختی های عالم به سراغم آمد. فرزندم را از دست دادم همسرم بیکار شد( بعلت تعدیل نیرو که علت اصلی آن تاثیر سوء اقتصاد بر شرکتشان بود والبته با نگاه کاملا متفاوت بامن بیکاری خود را پذیرفت نظرشون این است که تا به حال خداوند روزی مرا اینجا قرار داده بود و حالا جای دیگر)و منهم به خاطر یک ماه مرخصی که گرفته بودم ورشکست شدم (در هفته نامه مشغول بکار بودم علت ورشکستگی وضعیت خراب اقتصادی از لحاظ کاغذ و بعد بی تدبیری یکی از همکاران و شاید اگر بخواهم نگاهم را عقلانی و منطقی کنم امتحان الهی) تمام شرایط مصادف بود با نقل و مکان اینجانب به خانه پدری همسرم. از همان خرداد ماه من و همسرم بعد از آن وقایع که کمی روحیه خود را بدست آوردیم سعی کردیم به زندگی عادی خود برگردیم و درد بی فرزندی خود را به روی همدیگر نیاوریم انگار هیچ اتفاق تلخی نیفتاده است ولی متاسفانه زندگی به روال عادی برنگشت. دست به هرکاری زدیم با شکست روبرو شدیم تا جایی که اگر یادتان باشد 4 ماهه پیش وقتی تلفنی با شما صحبت کردم گفتم از مشکلات دنیایی خسته شدم انگار تمام بشو نیست و من فرصت خود را دارم ازدست می دهم به لطف خداوند مباحث را شروع کردم اما از لحاظ فکری نتوانستم خودم را از افکار سوء نجات دهم. هر دوی ما تا توانستیم دعا و استغفار کردیم اما نتیجه ای نداد حالا حرفهای دیگران کم کم دارد روی ما اثر منفی می گذارد به من می گن این خانه برای شما شگون نداشته یا می گن دچار سحر و جادو شده اید تا از این خانه نروید آش همین است و کاسه همان . یک روز تصمیم گرفتیم از این خونه برویم اما با کدام پول؟ نمی خواهم ادعا کنم در این 6 سال گدشته زندگیم در اوج رفاه بودم اما زندگی بدی نداشتم ولی در این 9 ماه طعم تلخ فقر را چشیدم هرچند صورت خود را با سیلی سرخ نگه میداریم و نمی گذاریم کسی متوجه این فقر شود و اگرنزدیکان همسرم حرفی می زنند صرفا به خاطر شرایط ایجاد شده همسرم است و راجع به من چیزی نمی دانند و از طرفی خانواده خودم اصلا از بیکاری همسرم خبر ندارند و فقط شرایط مرا می دانند که البته اهمیتی نمی دهند چون فکر می کنند همسرم مشغول به کار است و درآمد خموبی داردو من چون در آمدم از همسرم خیلی بیشتر بود در این چند سال همیشه پیش خانواده ام ادعایم این بود که درآمد آنچنانی ندارم و فقط کارم جنبه سرگرمی است ( علتش این بود که اگر یادتان باشد در زمان خواستگاری یکی از ایرادهایی که خانواده من می گرفتن بحث درآمد بود.) فکر می کردم اگر به مشکلات فکر نکنم ولی تلاش کنم و توکل همه چیز حل می شود ولی نشد! حالا کم کم گذشته به یادم می آید که چقدر پدر و مادرم با این وصلت مخالف بودن و می گفتن روزگار طوری نیست که بتوانی با فقر و نداری زندگی کنی در واقع بعد از 6 سال درست با چیزی روبرو شدم که خانواده ام از آن به شدت وحشت داشتند وحالا گاهی حس پشیمانی از انتخابم به سراغم می آید !برای خلاصی از این افکار منفی کتاب جایگاه رزق در هستی را مجددا خواندم کمی تحمل کردم و مدام این فکر را در ذهنم تکرار می کنم این امتحان الهی است اما این حرفها فقط مثل مسکن عمل میکند چند روزی آرامم می کند و بس. به خودم می گم حتما دلیلی دارد که اگر تلاش می کنیم به نتیجه نمی رسیم ولی متاسفانه عمق این حرفها در جانم بی تاثیر است به هر دری زدیم گشایشی ندیدم اگر ضرر ندهیم خودش خیلی هنر است سودش پیشکش. نگاههای ترحم آمیز دیگران به خاطر نداشتن فرزند از یک سو، بچه دار نشدن ما و احتمال خطر مجدد همان واقعه از سوی پزشکان عذابم می دهد فشار مالی و هروز شرمنده دیدن همسرم از سوی دیگر طاقتم را کم می کند خودم به هر دری که زدم با در بسته روبروشدم .پیشنهاد خنده دار همکاران قدیمی که چشم امید دارند تا کاری دست و پا کنم و مجدداهمه دور هم جمع شویم مرا به وسوسه می اندازد آنها پیشنهاد فال و دعا و.. را دارند اما نمی تونم مثل آنها فکر کنم چطور می توانم با همین اعتقادات ناچیز نخ نمایم به سراغ فالگیر و پیشگو و این مسائل بروم (کتاب جایگاه جن، شیطان و جادوگر در عالم را مطالعه کردم شاید برای همین است که حرفشان برایم خنده دار است) باور این حرفها سخت به نظر می آید اما من اصلا انتظار چنین مسائل و مشکلاتی را در زندگیم نداشتم باورم نمی شود من در این ازدواج به خدای خود توکل کردم در روز عقدم عاجزانه به خدا گفتم در این وصلت حتی چوب کبریت زندگیم را از خودت می خواهم ولی...؟بارها به خودم میگم من یاد گرفتم که بفهمم نه خوشی های دنیا می ماند نه سختی های آن ولی وقتی کم میارم و دعام مستجاب نمیشه گشایشی نمی بینم با تمام اعماق وجودم می فهمم که دارم نا امیدم میشم و گله و شکایت من به خدا فقط کار شیطان است اما خیلی سخته که نمی دونم در این شرایط سخت چکار باید بکنم؟ و چقدرسخته به جای اینکه از لحاظ معنویت رشد پیدا کنم راه رهایی خود را نفهمم و از پس این امتحان بر نیایم وخدایی نکرده گرفتار این رمال و فالگیر و.. شوم! استاد عزیز تر از جانم چگونه بپذیرم این همه بدبیاری فقط برای نقل مکان است؟ در حالی که معتقدم حتما گناهی کردم که دعایم مستجاب نمی شود یا گناهی سبب تاخیر در اجابت شده است که اگر این طور باشد نمی دانم چیست؟ هرچند بارها استغفار کردم. یا اصلا بحث استجابت نیست زمان اجابتش فرانرسیده .اگر این امتحان الهی است چطور خود را در این امتحان رشد دهم و از این همه وسوسه و نا امیدی رها شوم؟هرچند نمیدانم تاکی می توانم این شرایط را تحمل کنم؟ نمی خواهم درمطالعاتم مجددا وقفه ایجاد شود شاید باور نکنید اما خیلی سخت است وقتی انسان دعا کند اجابت نشود و همان موقع شیطان او را در ورطه نا امیدی و شک بیندازد بارها در این مدت چنین اتفاقی افتاده اما لطف خدا شاملم بوده سریع بر این نا امیدی غلبه کردم اما خیلی امیدوار نیستم لطفا هم مرا موعظه بفرمایید و هم راه درمان را نشانم دهیدکه چطور بتوانم از این گرفتاری ها خود را نجات دهم؟ با تشکر فراوان و التماس دعای خیر از شما
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در هر حال مطمئن باشید خدا شما را فراموش نکرده، هر اندازه ابزارها را از جلو شما بردارد بیشتر خودش را به شما نشان می‌دهد. سعی کنید از همه‌ی نسبت‌ها و عنوان‌ها و رودربایستی‌ها خود را آزاد کنید و به ساده‌ترین زندگی راضی شوید و خدا را شکر کنید که آن خانه را فعلاً برای شما فراهم کرده. اگر توانستید این فقر زیبا را بشناسید و در نهایت رضایت‌مندی آن را از حضرت حق بپذیرید در آن صورت راهی خاص به سوی خدا برای خود گشوده‌اید. او می‌تواند سالک خود را به جایی برساند که در مقابل سختی‌ها شاکر شود و خوشی و سختی برایش مساوی گردد – زیرا آن سالک برکات سختی‌ها را چشیده-. از رسول خدا«صلواه‌اللّه‌علیه‌وآله» داریم: ««أَوَّلُ مَنْ یُدْعَى إِلَى الْجَنَّةِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ الَّذِینَ یَحْمَدُونَ اللَّهَ تَعَالَى عَلَى کُلِّ حَال‏» نخستین کسانى که روز قیامت به طرف بهشت خوانده مى‏شوند کسانى هستند که در هر حال خدا را سپاسگزارند. حقیقتاً « إِنَّ الْجَنَّةَ حُفَّتْ بِالْمَکَارِهِ » بهشت را در درون سختی‌ها قرار داده‌اند. چقدر خوشحال می‌شوم اگر حتی از این سختی‌ها هم شکایتی در درون خود نداشته باشید تا با نعمت‌های آسمانی آشنا شوید. موفق باشید
7515
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله در روایاتی که در باب رضایت زن از شوهر و رضایت شوهر از زن باشد؛ روایات شدت و حدت بیشتری دارد روی این مسأله که شوهر از زن راضی باشد تا زن از شوهر. برای نمونه روایت داریم: «وَ لَا شَفِیعَ لِلْمَرْأَةِ أَنْجَحُ عِنْدَ رَبِّهَا مِنْ رِضَا زَوْجِهَا»(الخصال ج2 ص588) حال در اینجا می گوید بهترین شفیع برای زن رضایت شوهرش است؛ اما مثلاً نداریم بهترین شفیع برای مرد رضایت همسرش است. یا برا نمونه روایت داریم: «عَنِ النَّبِیِّ ص قَالَ: مَنْ کَانَ لَهُ امْرَأَةٌ تُؤْذِیهِ لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ صَلَاتَهَا وَ لَا حَسَنَةً مِنْ عَمَلِهَا حَتَّى تُعِینَهُ وَ تُرْضِیَهُ وَ إِنْ صَامَتِ الدَّهْرَ وَ قَامَتْ وَ أَعْتَقَتِ الرِّقَابَ وَ أَنْفَقَتِ الْأَمْوَالَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ کَانَتْ أَوَّلَ مَنْ تَرِدُ النَّارَ ثُمَّ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ عَلَى الرَّجُلِ مِثْلُ ذَلِکَ الْوِزْر»(وسائل الشیعة ج20 ص163) خب در اینجا می گوید زنی که شوهرش را آزار دهد هیچ عملی از او قبول نمی شود حتی اگر کل دهر را روزه بگیرد و ... . اما همچین مطلبی در مورد مردی که همسرش را آزار دهد نداریم. یا روایت داریم: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: ثَلَاثَةٌ لَا یُرْفَعُ لَهُمْ عَمَلٌ عَبْدٌ آبِقٌ وَ امْرَأَةٌ زَوْجُهَا عَلَیْهَا سَاخِطٌ وَ الْمُسْبِلُ إِزَارَهُ خُیَلَاء»(الکافی ج5 ص507) و همچنین این: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: ثَلَاثَةٌ لَا تُقْبَلُ لَهُمْ صَلَاةٌ عَبْدٌ آبِقٌ مِنْ مَوَالِیهِ حَتَّى یَضَعَ یَدَهُ فِی أَیْدِیهِمْ وَ امْرَأَةٌ بَاتَتْ وَ زَوْجُهَا عَلَیْهَا سَاخِطٌ وَ رَجُلٌ أَمَّ قَوْماً وَ هُمْ لَهُ کَارِهُونَ.»(همان) حال عمل یکی از کسانی که بالا نمی رود عمل زنی است که شوهرش از او خشمگین است؛ اما مثلاً روایت نداریم عمل مردی که همسرش از او ناراضی و خشمگین باشد بالا نمی رود. یا روایت داریم: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: أَیُّمَا امْرَأَةٍ قَالَتْ لِزَوْجِهَا مَا رَأَیْتُ قَطُّ مِنْ وَجْهِکَ خَیْراً فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهَا.»(الفقیه ج3 ص440) حال چرا در مورد زنی که همچین حرفی به شوهرش بزند همچین روایتی داریم؛ اما نداریم اگر مردی به زنش بگوید من از تو خیری ندیده ام؛ اعمالش تباه شود!؟ در مجموع دلیل این تفاوت در بین زنان و مردان در چیست!؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ فرقی نمی‌کند هر کدام از زن و مرد نسبت به همدیگر حقوقی دارند که رعایت آن واجب است و عدم رعایت آن موجب خشم خداوند می‌شود و در جاهای دیگر می‌فرماید بهترین مردان شما آن‌هایی‌اند که برای زنانشان بهترین باشند، منتها چون فضای تاریخی آن طوری بود که باید به زنان چنین تذکری را می‌دادند تا با رعایت این دستورات فضای خانه در آرامشی مطلوب باشد، این طور تأکید می‌شده مثل همین امروز که اگر زنان متوجه چنین مسئولیتی باشند مسیر زندگی شکل بسیار مطلوبی به خود می‌گیرد. موفق باشید
6470
متن پرسش
سلام علیکم من نویسنده سوال 6363 هستم . وقتی محیط بد دانشگاه رو میبینم انگار بیشتر یاد امام زمانم میفتم از لحظه ورود حال خوبی ندارم ... ولی این موقعیت بد روی حجابم هیچ اثری نگذاشته ولی روی روابطم با مردان بیشتر نگران هستم نمی دانم تا چه حد میتوانم رابطه داشته باشم یعنی تا چه حد اجازه دارم احتیاج بیشتری به راهنمایی دارم ...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هراندازه سعی کنید با نامحرم مرتبط نباشید افق حضور در عوالم غیب و قیامت و نزدیکی به وجود مقدس حضرت صاحب ‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» برایتان گشوده‌تر است. ما فقط در حدّی که ضرورت دارد باید با نامحرم صحبت کنیم تا عالَم دینی ما برایمان حفظ شود. موفق باشید
6438
متن پرسش
ایا نظر دکتر سروش درست تر نیست که ما نیاز به یک انقلاب انفسی داریم تا ظاهری؟چون رشد عقلی جهان به جایی رسیده که محتاج معرفت است نه تمدنی که در این سی و پنج سال نتوانسته یک خط هم علم اسلامی درست کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکالات دکتر سروش از این حرف‌ها بیرون است. چه ارزشی دارد وقت خود را صرف نظرات کسی کنیم که تا این حدّ سقوط کرده که متوجه نور وَحی الهی نیست و معتقد است؛ «قرآن حرف‌های خود محمد است و محمد می‌پنداشته است پیامبر است». یعنی همان اتهامی را به رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌زند که مشرکان به پیامبر زدند و گفتند جنّیان برروی ذهن حضرت تأثیر گذاشته‌اند. همان‌طور که در سخنرانی خود در روز تاسوعا تحت عنوان « جریان روشنفکری و تقابل آن با تمدن. » عرض کردم که متن سخنرانی را می‌توانید در صفحه‌ی اول سایت دنبال کنید؛ ما باید بیشتر به اشاراتی که یک سخن دارد توجه کنیم زیرا همواره هرکس با هر نیت منفی که داشته باشد به ظاهر حرف‌های خوبی می‌زند و بصیرت آن است که ببینیم جایگاه آن سخنان کجاست و به کجا اشاره دارد؟ اگر متوجه شدیم که دکتر سروش و امثال ایشان در عین حفظ تمدن غربی یک‌نوع دینداریِ اسلامی را در ذیل آن تمدن پیشنهاد می‌کنند و ما را از تمدنی که رجوع آن در نهایت به حاکمیت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» غافل می‌نماید دیگر نباید مشغول مفردات سخن او شویم و از کلیت آن سخنان غافل گردیم. موفق باشید
5313
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام به شما استاد گرامی یک سوال درباره ی درک شب قدر ار حضورتان داشتم.... در اون فایل صوتی تون که عرض کرده بودید گفته بودید که:(( وقتی انسان حضور در عالم معنا را جدی گرفت و سعی کرد در آن عالم بیشتر حضور داشته باشدقدرت جمع الجمع پیدا میکند...)) حالا سوال من از شما این است که این که میگویید انسان حضورش جدی بگیرد و خود را در ان عالم بیشتر حضور بدهد به چه معناست؟ اگه میشود بیشتر توضیح دهید.. حال ما چه کنیم در شب قدر؟؟؟؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث معرفت نفس روشن می‌شود که نفس ناطقه به جهت تجردی که دارد در همه‌ی عوامل حاضر است و تعلق به بدن مانع این حضور است، از طریق رعایت دستورات شرع مثل روزه‌، غلبه‌ی حکم بدن را کم می‌کنید و حضور نفس جدّی می‌شود. در همان فایل عرض شد جلسات 1 و 4 و 6 کتاب «رمضان؛ دریچه‌ی رؤیت» مطالعه شود. موفق باشید
4142
متن پرسش
سلام علیکم 1-با توجه به نوارهای موجود بدایه و نهایه الحمکه ، شما چه استادی را پیشنهاد می کنید؟ 2-نظرتان درباره خواندن شرح منظومه استاد مطهری ، چه زمانی است؟ 3-پیشنهادتان برای خوب خواندن بدایه و نهایه چیست؟ ممنونم التماس دعا
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در حال حاضر بهتر است در مورد استاد نهایه الحکمه از کسانی که بیشتر درگیر هستند بپرسید، بنده شرح آیت‌الله مصباح را می‌شناسم که شرح خوبی است 2- شرح منظومه‌ی شهید مطهری تألیف لطیف و ارزشمندی است 3- کتاب‌های فلسفی را باید بدون عجله و با بحث و تدبّر تعلیم گرفت. موفق باشید
3607
متن پرسش
ضمن عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار ابتدای امر می خواستم بدونم سوالها فقط توسط جنابعالی خوانده میشود در ثانی از شما طلب راهنمایی دارم.بنده به چه صورت می توانم تمام ذهن وفکرم را متمرکز حضرت حق کنم آیا نماز شب می تواند مرا به محبوب نزدیکتر کند؟واقعا در این دوره ای که ما زندگی می کنم هر لحظه افکار مختلف مغز انسان را درگیر می کند.سپاسگذار میشوم مرا راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سؤالات را صرف خود بنده یعنی طاهرزاده جواب می‌دهم 2- شاید کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شروع خوبی باشد تا بفهمیم چگونه با عباداتی مثل نماز شب می‌توان توجه قلب را متوجه حضرت حق کنیم. موفق باشید
2143
متن پرسش
باسمه تعالی با عرض سلام: با توجه به برگزاری دوره‌ی سه روزه‌ی تربیت مربی، دوستان تصمیم گرفتند جهت تبیین جایگاه مباحث حضرتعالی برای مربیان، سؤالاتی خدمتتان مطرح شود تا در صورت صلاحدید در اختیار مربیان قرار گیرد. 1- برخی از دوستان به بخش‌هایی از مباحث شما تأکید دارند مانند معرفت نفس و به مباحث غرب‌شناسی و انقلاب اسلامی توجه جدّی ندارند. آیا این نحوه برخورد موجب نمی‌شود همان مباحثی را که بر روی آن تأکید دارند را نیز از اثر بیندازد به گونه‌ای که مباحث معرفت نفس نیز آن تأثیری‌ را که باید داشته باشد از دست بدهد؟
متن پاسخ
هدف بحث از معرفت نفس، اولاً: توجه به حقیقتی است که در عین واقع‌بودن، مادی نیست و توجه به این نکته در فضای فرهنگی مدرنیته که سراسر حسّگرا است بسیار لازم است. ثانیاً: با معرفت نفس به خودی خود راه نظر به حقایق غیبی به شکل حضوری ظهور می‌کند و مزه‌ی اُنس با حقایق غیبی معنی خود را می‌یابد. در این مسیر اگر فرهنگ غربی به عنوان حجاب رجوع به حقیقت و اُنس با حقیقت در میان نیاید عملاً نتایجی که می‌خواهیم از معرفت نفس به‌دست آوریم حاصل نمی‌شود چون طرف نمی‌فهمد چرا در این زمان نمی‌تواند با آن‌چه از معرفت نفس به‌دست آورده زندگی کند. وقتی نگاه فرهنگ مدرنیته به عالم و آدم را شناخت، حجابِ رجوع به حقیقت را شناخته و عزم عبور از آن حجاب در او بروز می‌کند و عملاً از یک طرف معنی معرفت نفس و از طرف دیگر جایگاه انقلاب اسلامی معلوم می‌گردد. زیرا انقلاب اسلامی چیزی نیست جز بستر عبور از ظلمات دوران برای کسی که رجوع به حقیقت در جان او شعله‌ور شده.
532

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم استاد ارجمند جناب آقای طاهرزاده سلام علیکم؛ همان طور که حضورا عرض شد، از حضرتعالی درخواست می شود فرصتی را جهت انجام مصاحبه با موضوع "عشق" اختصاص دهید. سوالات مد نظر به شرح ذیل تقدیم می گردد. موجب امتنان است مواردی را که حائز اهمیت می دانید و در سوالات به آن پرداخته نشده است نیز در مصاحبه طرح بفرمایید. تقاضا مندیم در پرداختن به سوالات علاوه بر طرح مباحث مبنایی، به مصادیق عینی و راه های عملی نیز اشاره نمایید. طبق صلاحدید حضرتعالی سوالات زائد قابل حذف می باشد. خواهشمند است پاسخ ها را بر روی سایت قرار ندهید و به صورت خصوصی جواب دهید تا در صورت روشن نشدن موضوع سوالات دیگری نیز پرسیده شود و ارزش مصاحبه حفظ شود. 1- آیا عشق اگر از نوع تمناهای پست شهوانی نباشد حقیقی است؟ یا اینکه عشق به غیر خدا و ائمه هرچه باشد مجازی است؟ 2- آیا این تصور صحیح است که اگر عشق مجازی به گناه نینجامد مذموم نیست؟ آسیبها و خسارات عشق مجازی کدامند؟ 3- آیا عشق اختیاری است و می توان از عاشق شدن خود داری کرد؟ 4- راه های جلوگیری از مبتلا شدن به عشق مجازی چیست؟ 5- چه نوع الگوی تربیتی و روابط عاطفی خانوادگی پرورش دهنده افرادی است که بیشتر در معرض عشق مجازی قرار می گیرند و آسیب پذیرترند؟ 6- چه افرادی، و با کدام الگوی زندگی، بیشتر در معرض عشق مجازی قرار دارند و آسیب پذیر ترند؟ ( به عناون مثال کسی که اوقات فراغت زیادی دارد؟ کسی که در حیات فردی و اجتماعی خود اهل مبارزه نیست؟ کسی که ورزش نمی کند؟ مثالها صرفا برای بیان مقصود سوال است) 7- راه صحیح برخورد با عشق مجازی برای کسی که نتوانسته از آن پیشگیری کند و مبتلا شده است چیست؟ 8- آیا می توان با عشق مجازی مبارزه کرد و آن را از بین برد؟ 9- راه های نظری و روشهای عملی مبارزه با عشق مجازی چیست؟ 10- برخی روشها مانند مشغول کردن ذهن با بازی های کامپوتری یا با تخیلات یا شمارش معکوس اعداد از صد به یک یا جمع زدن اعداد دو رقمی در ذهن برای منصرف کردن ذهن بیان می شود. آیا استفاده از این روشها از نظر دین پذیرفته شده است یا کنترل ذهن و خیال روش دیگری دارد؟ 11- آیا افراد عادی می توانند به عشق حقیقی دست یابند؟ 12- راه دستیابی به عشق حقیقی چیست؟ به طور مشخص کسی که می خواهد گام در مسیری بگذارد که به عشق حقیقی دستیابد چه باید بکند و چه نباید بکند؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی . علیک السلام. بنده در این امر صاحب نظر نیستم، بیشترین حرف خود را در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت«علیهم‌السلام» زده‌ام که تا حدّی شامل جواب سؤالات جنابعالی می‌شود.
513

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در انتهای آیه ی 33 سوره بقره بعد از آنکه خداوند آدم را فرمان می دهد که اسما را به ملک بیاموزد می فرماید آیا به شما نگفتم که من از اسرار غیب آگاهم؟ و آنچه که پنهان می کنید یا فاش می کنید را می دانم؟ حال سوال این است که مگر ملائکه چه چیز را از خدای متعال پنهان کرده بودند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» مفصلاً بحث دنبال شده. ملائکه از نظر وجودی محل ظهور اسماء خاصی از اسماء الهی بودند و نه همه‌ی اسماء الهی، در حالی که خلیفه‌ی خدا باید همه‌ی اسماء الهی را ظهور دهد و لذا بعد از آن‌که خداوند به ملائکه فرمود می‌خواهد خلیفه‌ای در زمین قرار دهد و ملائکه گفتند: «وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ»(سوره‌ی بقره، آیه‌ی 30) ما که تسبیح و تقدیس تو را می‌کنیم شأن خلیفه‌بودن تو را داریم. خداوند به آدم اسماء را آموخت « ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکَةِ» سپس به ملائکه هم عرضه کرد و فرمود: «أَنبِئُونِی بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ» از این اسماء خبر دهید اگر راست می‌گویید که می‌توانید خلیفه‌ی الهی باشید. که ملائکه اظهار عجز کردند و سپس به آدم فرمود: «یَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ» و در این‌جا بود که فرمود: « أَلَمْ أَقُل لَّکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا کُنتُمْ تَکْتُمُونَ»(سوره‌ی بقره، آیه‌ی 33). موفق باشید
نمایش چاپی