بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
643
متن پرسش
سلام ، دختری هستم 25 ساله مجرد که توی خانواده ای بزرگ شدم که پدر و مادرم اهل نماز خوندن و روزه گرفتن هستن خمس و زکات مالشون رو هم پرداخت میکنند و کلاً مسایل دینی براشون اهمیت داره و مقید هستن بهش. تقریباً تا دو سال پیش قبل از اینکه وارد دانشگاه بشم هم نماز میخوندم و هم روزه میگرفتم و خدا رو دوست داشتم و لایق پرستش میدیدم و احساس میکردم هرچی خدا گفته حتی اگه من نمیفهمم باید بهش عمل کنم ولی یه سری از مباحث دینی مثل حجاب واسم حل نشده مونده بود ، زیاد دوست نداشتم برم مسجد چون رفتارهای خوشایندی نداشتند البته اگه فرصتی پیش میومد میرفتم مثلاً شبهای قدر، معمولاً هم با بعضی از دوستام یا اقوام راجع به این مسائل بحث میکردم ولی زیاد درگیر نمیشدم. تا اینکه وقتی وارد دانشگاه شدم ( مقطع کارشناسی ارشد) با یه نفر هم اتاق شدم که خیلی از تمایلات و علایقش شبیه من بود با این تفاوت که به نظر نسبت به اعتقاداتش از من پایبندتر بود و محجبه بود . طبق معمول وقتی مباحث مذهبی پیش میومد احساس میکردم جوابهای متفاوتی میده که به دلم میشست ! ولی باز خیلی از جوابهای من بی پاسخ میموند و متقاعد نمیشدم مثلاً راجع به حجاب حرفهاشو قبول داشتم ولی اینقدر تاثیرگذار نبود که بهش عمل کنم ، قسمت شد عید نوروز پارسال مشرف شدم حج انگار خدا دعوتم کرده بود که جواب سوالاتم رو بده، من اونجا فهمیدم که بیرون بودن مو یعنی زینت ! اونجا عاشق معارف دعای کمیل شده بودم و با کسایی آشنا شده بودم که واقعاً آدمای عرفانی با اعتقادات قشنگ بودند. وقتی برگشتم خیلی از مسائلی که برام اهمیتی نداشت مهم شده بودند تا جایی که به نظر بقیه تغییر کرده بودم تا مدتها در حال و هوای حج به سر میبردم ، پر از سوال بودم و دنبال جواب، واسه جواب اکثر سوالاتم به دوستم پناه میبردم ، خیلی راحت بگم که آدمای مذهبی جذابیت که ندارند هیچ ترجیح میدم زیاد باهاشون دم خور نشم ولی بعد از حج و آشنایی با دوستم همیشه دوست داشتم با کسی ازدواج کنم که دل قشنگی داشته باشه ، پاک باشه و واقعاً کسی باشه که باعث پیشرفتم بشه در اعتقاداتم ... چند مورد پیشنهاد ازدواج داشتم ، کسایی که معمولاً بعضی از شرایط رو داشتند که میشد واقعاً راجبشون فکر کرد، تقریباً با همشون در زمینه اعتقادی طرز فکر متفاوتی داشتم،‌ بعد از حج خیلی چیزا برام جالب بود و دوست داشتم واقعاً راجبشون فکر کنم و به جواب برسم، ارتباط با امام حسین، امام زمان، مسئله توسل،‌ ارتباط با قرآن، حتی مسئله شهادت با اینکه تقریباً خیلی ابتدایی ازشون میدونستم مسائلی بودند که تمایلات همسر آینده ام نسبت بهشون برام مهم شده بود. حتی آرزوی کربلا رفتن داشتم و یه بار تصمیم گرفتم حافظ قرآن بشم و تفسیر قرآن رو بخونم ولی به خاطر حجم درس تا الان موفق نشدم . کسانی که پیشنهاد میدادند یا تازه شروع کرده بودند به نماز خوندن و یا به خاطر من میخوندند! معمولاً نسبت به این مسائل دید بدی نداشتند و میگفتند که من با این اعتقاد و افکار براشون کاملاً محترم هستم و شاید در آینده اونا هم تغییر کنند و به این سمت و سو ها کشیده بشند، ولی چون کلاً نسبت بهشون احساس خاصی نداشتم همین مسئله اعتقادات رو در میون میزاشتم و جواب منفی میدادم . چند مورد هم بود که کسانی بودند که مذهبی و مومن بودند ولی اصلاً نمیتونم با این جور آدما ارتباط برقرار کنم . احساس میکنم دنیاشون خیلی با من متفاوته و به تمامشون جواب رد دادم. تا اینکه اخیراً موردی پیش اومده که با شناخت سطحی که نسبت به ایشون داشتم همیشه دوست داشتم همسرم این طوری باشه ، کاملاً خوش برخورد و با صداقت و واقعاً مهربون و شوخ طبع،‌ کلاً شخصیت ایشون رو خیلی دوست دارم از آدمای پر شور خیلی خوشم میاد. وقتی ایشون پیشنهاد ازدواج دادند طی چند جلسه در مورد خیلی از مسائل که صحبت کردیم به این نتیجه رسیدم که اشتراکات اخلاقی زیادی با هم داریم و به شخصیتی که من دوست دارم خیلی نزدیک هستند از کسانی هم که باهاش برخورد داشتند هم نظرشون رو سوال کردم همه تائیدش کردند.تا اینکه به مسئله اعتقادات رسیدیم و باز هم سطح متفاوت اعتقادی،‌ مادر ایشون خیلی مومن هستن ولی خودش تازه نماز میخونه وقتی از علتش پرسیدم گفت "چون میدونستم ازم سوال میکنی و این موضوع برات اهمیت داره منم شروع کردم به نماز خوندن" ، به من گفتند که اگر اعتقادات من باعث شده که دختر نجیبی باشم و باهاشون به آرامش برسم و در کل خروجی قشنگی داره ایشون هم میتونند به این سمت کشیده بشند ولی نه به این سرعت، ‌فعلاً فقط نماز میخونند ولی گفتند ازش نخوام مسجد بیاد چون حرفهای مسجدی ها رو قبول نداره. حتی راجب به سوره نساء از من پرسید که گفت با زدن زن موافقم ؟!!! ایشون دنبال منطق برای خیلی از مباحثه دینی میگرده تا بپذیردشون ! نمیدونم بدبینی باعث شده که نسبت به مسائل مذهبی اینطور فکر کنه یا اینکه بی اعتقاده !؟ من کلاً اهل بحث کردن توی این موارد نیستم بعد از تغییر پیدا کردنم حتی با خواهر و برادم هم بحث نمیکردم، ترجیح میدم با رفتارم تاثیرگذار باشم . به این شخص هم گفتم توی اعتقاداتم منطقی رو دنبال نمیکنم با احساسم و میشه گفت با تمام وجودم فکر میکنم درست هستند و بهشون پایبندم . به نظر ایشون من افکار صلبی دارم اجازه پذیرفتن فکر جدید را به خودم نمیدم. نظر این شخص اینه که چون با مادرشون که افکاری متفاوت داره کاملاً راحته و هیچ مشکلی نداره اگر طرز فکرهامون متفاوت باشه هم با هم مشکلی نخواهیم داشت.حتی راجب به فرزند هم سوال کردم ! ایشون میگند روی بچه نرم افزار نسب نمیکنم که از نظر اعتقادی این طوری باش ! ولی کمکش میکنم رشد کنه و راهش رو پیدا کنه . الان نسبت به خودم شک کردم ! نمیدونم من درست فکر میکنم یا واقعاً خیلی سختگیر شدم و خیلی آرمانی فکر میکنم؟! از کجا میتونم بفهمم که این شخص در آینده میتونه تغییر کنه یا نه؟ میشه به ایشون اعتماد کرد؟ اصلاً روی مسئله اعتقادات تا چه حد باید پافشاری کنم ؟ ممنون میشم اگه راهنمایی کنید با سپاس فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: اساس شخصیت انسان اعتقادات حقیقی اوست، لذا بی‌اعتقادی و بداعتقادی هر دو یک نحوه بی‌هویتی به همراه دارد و به همین جهت اگر جنابعالی اعتقادات دینی خود را تمام شخصیت خود می‌دانید، نمی‌توانید با کسی زندگی کنید که در اعتقادات دینی جدّی نیست. چون یا مجبور می‌شوید شما هم از جدیّت در امر اعتقادات دست بردارید و عادی زندگی کنید و یا در کنار آن فرد اذیت می‌شوید. اگر می‌شد مردم را به خودشان واگذاریم چرا پیامبران این‌همه جدّی وارد می‌شدند و سعی می‌کردند روابط اجتماعی را بر اساس دستورات الهی شکل دهند؟ در اصول اعتقادی اگر جدّی و سخت‌گیر نباشیم، وارد عالَم دینی نمی‌شویم و از حیات دینی که نشانه‌ی خاص خود را دارد محروم می‌شویم. موفق باشید
642
متن پرسش
به نام خدا با سلام استاد متاسفانه متوجه نشدم شما از درس و بحث های خود در حوزه سلوک و یا رمضان دنبال چه هستید. یعنی آیا در مباحث عملی دنبال باز شدن چشم های بچه ها( مکاشفه) هستید یا هدف اصلی شما و هدفی که برای دیگران در نظر دارید قرب به خداست. همچنین نمی دانم ما باید برای قرب به خدا تلاش کنیم یا مکاشفه. زیرا شما حرف از مکاشفات در صحبت هایتان دارید و می گویید که همه دوست دارند که چشمشان باز شود. به نظر شما اصلا این هدف درستی است و اگر درست است به نظر شما خدا با چله نشینی و ... این را می دهد؟ والسلام
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: خداوند می‌فرماید: «فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا»(سوره‌ی کهف، آیه‌ی 110) هرکس لقاء الهی را طلب می‌کند باید به اعمال صالح مبادرت ورزد و جز برای خدا برای اَحدی در عالم نقش قائل نباشد. چنانچه ملاحظه می‌فرمایید موضوع لقائ الهی وعده‌ای است که خداوند به انسان‌ها داده و معنی قرب الهی و مکاشفه‌ی حقیقی جز این نیست و راه رسیدن به آن جز رعایت حرام و حلال الهی نمی باشد. موفق باشید
641
متن پرسش
با سلام خدمت آقای طاهرزاده و تمامی دوستان گرامی که در این پایگاه اطلاع رسانی تلاش میکنند من کتاب زن آنگونه که باید باشد را دقیق مطالعه کردم و ضمن عرض تشکر از بیان مفاهیم عالی و عمیق و جایگاه درست زن و مرد در انتخاب همسر تا چه حد برای تشکیل خانواده توحیدی و رسیدن به منی که هدف از خلقت بوده میتوان به نداشته ها و بالقوه های طرف مقابل اعتماد کرد با توجه به اینکه هر دو خواستار این اصلاح در تفکر و رسیدن به کمال خود هستند و آیا وقتی تاکنون به این مسائل با این دید نگاه نکردیم میتوان روی بالقوه ها یی که هنوز بالفعل نشدند حسابی باز کرد؟
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی اسلام دین جامعی است که اگر انسان با صداقت با آن روبه‌رو شود نه‌تنها وعده داده: « مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما» کسانى که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مى‏کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است‏ .حتی اگر آماده شویم وعده داده: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ذلِکَ ذِکْرى‏ لِلذَّاکِرینَ» حسنات، سیئات(و آثار آنها را) از بین مى‏برند؛ این تذکّرى است براى کسانى که اهل تذکّرند! یعنی نه‌تنها آثار ضعف‌ها و کوتاهی‌ها به‌کلی می‌رود، بلکه به خوبی تبدیل می‌شود این معجزه‌ی مسلمانی است. خداوند آن را رزق همه‌ی ما بگرداند. موفق باشید
639
متن پرسش
با سلام . سؤال بنده از شما استاد عزیز این است که برای رفع نا امیدی چه می توان کرد ؟ هر چند این نا امیدی مانع از تلاش برای رسیدن به حضرت حق نمی شود . آیا این نا امیدی سودمند است یا خیر ؟ اگر احیاناً در ضمن پاسختان می فرمایید که انسان باید از خودش نا امید و به خداوند امید وار باشد ، چون خداوند رحیم و توّاب ... است ، این حقیر می گوید که شما بهتر می دانید که اسماء خداوند حتی اسم توّاب خداوند همه در درون ما است که قرار نیست از بیرون خداوند ما را ببخشد ، اگر ما خودمان در سلوک متخلق به این اسماء شویم در وجودمان کار خواهد کرد اما وقتی ابدا اثری از سلوک در خود نمی بینیم چه ؟ سوال دیگر بنده این است که قبلا گاها فکر می کردم جاهایی خبر هایی است اما بعد فهمیدم که همۀ خبر ها در خود من است و هیچ جایی هیچ خبری نیست . این باعث دوری از جمع می شود . یکی فامیل داریم روانشناس است . می گوید این تمایل به تنها بودن یک بیماری است !!! . از طرفی من می دانم که اعضای خانواده و سایرین از این بابت اذیت می شوند در حالی که من خودم در آرامش هستم . چه کار باید کرد ؟ هیچ وقت دیگران از من راضی نیستند . البته نمی گویم که مهم است که دیگران راضی باشند اما من رضایت خداوند را هم از خود احساس نمی کنم و این روند زندگی ام برای دیگران آزار دهنده است . خودم هم گاهی واقعا خسته می شوم چون یک جای کوچک با تعدادی آدم زندگی می کنم که همیشه مجبورم با آن ها حرف بزنم . حتی پاسخ به حرف های ضروری خیلی من را آزرده می کند . چه کار باید کرد ؟ آیا واقعا خداوند مصلحت من را دیده که در این شرایط باشم ؟ یا اینکه علت دیگری دارد ؟ چگونه باید به این مسائل نگاه کرد ؟ اگر کتابی در این مورد بفرمایید حتما مطالعه خواهم کرد انشاء الله . با تشکر . التماس دعا
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی هرکس متوجه باشد خداوند او را تنها نمی‌گذارد و اگر موانعی در جلو راه اوست می‌خواهد صبر و توکل او را امتحان کند، به جای ناامیدی صبر پیشه می‌کند و هرآنچه برایش فراهم است انجام می‌دهد تا خداوند به وقتش راه را بگشاید. ناامیدی از غیر حق چیز خوبی است فکر می‌کنم کتاب‌های حضرت آیت‌الله محمد شجاعی می‌تواند برایتان مفید باشد. در ضمن اُنس با بندگان خدا در حدّی که آن‌ها احساس کنند مورد توجه شما هستند موجب گشایش امور می‌شود. سعی کنید دلسوزانه با مردم برخورد کنید و حتی‌الامکان آن کاری که برای راحتی ان‌ها است انجام دهید. موفق باشید
637
متن پرسش
با سلام. نظر شما در مورد سخنان اقای اسفندیار رحیم مشایی در اجتماع ایرانیان خارج از کشور چیست ؟ در مخالفت با گفته های رحیم مشایی تا به حال جمعی از سرشناس ترین مخالفین احمدی نژاد در حکومت، که در ماه های اخیر کوشیده اند، چهره ی «معتدل» از «اصولگرایی» ارایه کنند و چه بسا گروهی از تحلیل گران آن ها را «پل واسط» بین موسوی و «نظام» فرض کرده اند، به میدان آمده اند. علی مطهری یکی از آن هاست. علی مطهری در یادداشتی که برای سایت «تابناک» ارسال کرده نوشته است: سخنان آقای اسفندیار رحیم مشائی در مراسم اختتامیه همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور، زنگ خطری است که باید همه دلسوزان انقلاب اسلامی را به خود آورده باشد. احمد توکلی از چهره های سرشناس دیگری است که به اعتراض برخاسته است. گفته است مجلس در قبال این مواضع سکوت نخواهد کرد. وی در عین حال از احمدی نژاد خواسته است تا تکلیف خود را با مشایی روشن کند. احمد توکلی اظهارات رحیم مشایی را توهمات ذهن بیماری خوانده است که با مبانی اسلام، با قانون اساسی و مصالح ایران عزیز سازگار نیست.
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی آنچه از سخنان آقای مشایی برمی‌آید که مکتب ایران را به جای مکتب اسلام قرار می‌دهد، با هر توجیهی که به آن بنگریم جز این نیست که ایشان اسلام را در ذیل ایران قرار داده و این یک نحوه به حجاب‌بردن اسلام است، و یک نحوه فاصله‌گرفتن از مقصد نهایی هر مسلمانی است که به حکم قرآن باید به جایی برسد که: «ادْعُوهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ » تماماً اسلام مدّ نظر او باشد، فارغ از هر محدودیت و پیش‌فرضی و مسلّم با نگاه اصالت‌دادن به مکتب ایران به همان معنایی که ایشان می‌گوید، یعنی برداشت فکر ایرانی از اسلام، دیگر انتخاب‌ها انتخاب‌هایی به گستردگی اسلام ناب نیست، آیا برداشت‌های محی‌الدین‌بن‌عربی اندلسی که امثال ملاصدرا با افتخار سخنان او را نقل می‌کند و اندیشه‌ی خود را به آن متصل می‌گرداند، و یا علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» که می‌فرمایند: بعد از معصوم هیچ سخنی به عمق سخنان محی‌الدین از اسلام نیست و یا حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که بر فصوص‌الحکم او شرح می‌نویسند، باید چون متعلق به مکتب ایران نیست از دایره بیرون باشد، در حالی که عالمان مسلمان ایران که ما به آن‌ها افتخار می‌کنیم همه وامدار اویند. حرف آقای مشایی به هرصورت حجاب‌هایی را ایجاد می‌کند که موجب تصمیمات غلطی خواهد شد که مسلماً برای نظام اسلامی ضرر دارد. البته بنده هرگز اندیشه‌ی او را به جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد متصل نمی‌دانم و فقط معتقدم ضرورت کارهای اجرایی آن دو را به همدیگر نزدیک کرده است و با دقت به سخنان آقای احمدی‌نژاد، ملاحظه می‌شود که آن سخنان از جنس اسلام و انقلاب و ارزش‌های اصیلی است که روحانیت اصیل اسلامی بر آن تأکید دارند. در حالی که سخنان آقای مشایی بعضاً این طور نیست. در عین این‌که منتقدین نشان داده‌اند همیشه از سر انصاف سخن نگفته‌اند و دیده می‌شود روزنامه‌هایی دارند به این مسئله دامن می‌زنند که نه به روحانیت اعتقاد دارند و نه به انقلاب و لذا باید مواظب بود در جاده‌ای قرار نگیریم که منجر به تقابل با رئیس جمهور ارزشی گردد رئیس جمهوری که ممکن است در بعضی مواضع شان اشکال باشد ولی انحراف نیست . به امید آن که نهی از منکر و امر به معروف ما بهانه ای برای جدا کردن راه یا تعارض و تخریب دولت نگردد موفق باشید
636
متن پرسش
ضمن سلام و ادب ، در یادداشت ویژه با عنوان "هشدار که ماه شعبان آمده" در مورد روزه مطالبی را فرمودید . ما چه کار کنیم که مامانمون نمی ذاره روزه بگیریم ؟ من روزه های از بچگی هم دارم که نگرفتم ، از مرجع تقلید هم که پرسیدم گفت در صورت نارضایتی والدین باز هم واجب است بگیرید. اما اون ها چون من روزه می گیرم به مرجع تقلید من هم فهش نثار می کنند !!! چون فکر می کنند من ضعیف می شوم با روزه !!! . در کل می خواهم بدانم کسی که شرایط عبادی را ندارد باید چه کار کند ؟ مگر ما چقدر اراده داریم که بدون روزه گرفتن ، بتوانیم شب زنده داری کنیم ؟ پس یه جورایی از همه چیز محرومیم . چه کار باید کرد ؟
متن پاسخ
در ضمن احترام به پدر و مادر در واجبات باید دستور خدا را عمل کرد و اگر مطمئن نیستید که روزه‌ی ماه رمضان برایتان ضرر دارد واجب است که روزه بگیرید. سعی کنید در حدّی که خداوند شرایط عبادی برایتان فراهم کرده کوتاهی نکنید، بقیه را خداوند حل می‌کند، کسی که خدا را دارد از هیچ‌چیز محروم نیست. موفق باشید
635
متن پرسش
در راستای تلاش برای فهم جایگاه دستورات دین در روح وقلب انسان دست به دامن مباحث عقلی وخواندن کتابهای شما شدیم در این مسیر تاحالا شاید هزار بار کافر شدم ودوباره با تلقیناتی مومن سوال بنده این است که ما در آن حالت کفری که بر فلبمان حاکم می شود مرتکب گناهانی می شویم که فقط علماً می دانم آن عمل گناه است ولی چون قلب ایمان نیاورده است از عمد آن گناه را مرتکب می شوم مثل کسی که با خودش دعوا دارد شاید علت این امر به خاطر محیطهای خشک مذهبی ماست که اکثراً باخدای خشک جهنم آفرین زندگی می کنند یکی از آن افراد پدرم است که با توجه به اینکه ادعای مسلمونی دارد وهمیشه قران می خونه ولی ظاهراًایشون هیچ ارتباطی با فلب مانداره یادم نمی رود که در کودکی به ما می گفت که توضیح المسائل بخون وماهمیشه دوست داشتیم که پسر بدی باشیم یواشکی سیگار می کشیدیم و....استاد به نظر شما این حرف درسته که تا قلب ما در تایید کناه وثواب در صحنه نیست ما نباید بافکرمان خودمان را عذاب یا وعده بهشت بدهیم .استاد آیا شما هم در این مسیری که طی کردید شده که از عمد گناه کنید یعنی کافر شوید وپشت پا بزنید به تمام عقایدتان ؟! استاد انسان نیاز به انس دارد ما چطور باید به اینکه می شود با دستورات اسلامی می شود با خدای جامع اسماء انس گرفت ایمان آورد استاد آیا شما الان از وجود خودتان راضی هستید یعنی هیچ کم وکاستی ندارید؟!لطفاًجواب بدهید.تشکر..
متن پاسخ
باسمه تعالی .علیکم السلام 1- در این‌که در مسیر دین‌داری همواره انسان باید قلب خود را به نور حقایق آشنا کند بحثی نیست، و در این‌که در این مسیر بعضاً قلب همراهی نمی‌کند هم بحثی نیست، ولی چرا وقتی قلب نمی‌آید حکم عقل خود را تعطیل کنیم و وقتی عقل ضرورت بندگی را پذیرفته خود را گرفتار عصیان از فرمان الهی بنماییم؟ 2- مسیری که اهل‌البیت«علیهم‌السلام» در جلو ما قرار می‌دهند راه انس با حق است و حبّ آن ذوات مقدس راه اُنس با خدا را می‌گشاید. فکر می‌کنم کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل بیت«علیهم‌السلام» راه‌گشاست. 3- بنده هرگز از وضع خودم راضی نیستم ولی امیدوار به خدایی هستم که شریعت محمدی«صلواة‌الله‌علیه» و مسیر اهل‌البیت«علیهم‌السلام» را به ما گوشزد فرمود تا در راه نمانیم. موفق باشید
633
متن پرسش
عالم ربانی کیست؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی. علیکم السلام عالم ربّانی به عالمی گفته می‌شود که نسبت خود را با ربّ‌العامین محکم کرده باشد و اندیشه و قلب خود را بر اساس هدایت الهی جلو ببرد. موفق باشید
632
متن پرسش
با سلام و احترام. جناب استاد، با توجه به اینکه امروزه پیشرفت علم به همانندسازی DNAمنجرشده و بشر قادر شده حیوانات و حتی انسان را از این طریق ایجاد کند،‌مسئله دمیدن روح توسط خداوند در چهارماهگی در رحم برای جنین انسان چگونه توجیه می‌شود؟برخی روشنفکرنمایان مردم را از این طریق منحرف می سازند که "مسئله خلقت نیز حل شد و انسان خودش قادر به خلقت انسان شده است". استاد چگونه پاسخ این شبهات راباید داد؟ جناب استاد، من عمیقا ائمه را دوست دارم اما گاهی که مطالب اهل سنت و حتی روایات خود ائمه در کتب شیعه را می خوانم احساس می کنم گاهی در مورد ائمه غلو میکنیم. مثلا آیا واقعا ایشان قطب دایره امکان هستند؟ آیا واقعا خدا خلقت را برای ایشان انجام داد؟ آیا واقعا وجود ایشان در آفرینش اینقدر مهم و بی بدیل است؟ چرا در قرآن نام ایشان ذکر نشد همانگونه که نام پیغمبر صل الله علیه و آله ذکر شده است؟جناب استاد چرا در روایات اشاره مستقیمی به قضیه حضرت زهرا (سلام الله علیها) نشده است و جای شک و شبهه باقی مانده است؟جناب استاد، خدا میداند که چقدر مایلم شک و تردید نداشته باشم و به یقین برسم اما همیشه در امور مربوط به خدا و ائمه شک میکنم. چکار کنم که از این شک برهم؟چکار کنم که حضور امام زمان را احساس کنم؟ لطفا این بنده خدا را راهنمایی کنید. مؤید باشید.
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی 1- در هر حال تمام فعالیت‌هایی که از طریق DNAو سایر فعالیت‌ها انجام می‌شود، ایجاد شرایطی است تا روح به عنوان موجود مجرد در آن بدن تجلی کند و نفخه‌ی روح انجام گیرد، چه آن شرایط در رحم مادر فراهم شود و روح تجلی کند و چه در بیرون رحم در شرایطی شبیه رحم. 2- در مورد جایگاه ائمه«علیهم‌السلام» پیشنهاد می‌کنم به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل بیت«علیهم‌السلام» رجوع فرمایید تا إن‌شاءالله روشن شود عقل و برهان ثابت می‌کند اولین مخلوق باید انسان کامل باشد. وقتی موضوع از نظر عقل و استدلال ثابت شد آیا مصداقی دقیق‌تر از پیامبر خدا و حضرت علی و سایر ائمه«علیهم‌السلام» برای انسان کامل می‌توان پیدا کرد؟ 3- در مورد علت این‌که قرآن نام ائمه«علیهم‌السلام» را در قرآن نیاورده خوب است به تحقیقی که علامه‌طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» فرموده‌اند رجوع فرمایید که بنده در جزوه‌ی «مبانی نظری نبوت و امامت» خلاصه‌ی آن را آورده‌ام، مبنی بر این‌که آن‌قدر مشرکین تازه مسلمان‌شده مخالف امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» بودند - به جهت آن‌که اکثرا پدر و برادرانشان در جنگ بدر و احد به دست حضرت کشته شده بودند- که اگر نام حضرت در قرآن می‌آمد مستقیماً با قرآن مقابله می‌کردند. در این مورد به ترجمه‌ی کتاب «الغدیر» قسمت وقایع بعد از واقعه‌ی غدیر رجوع فرمایید. یا به تفسیر المیزان در ذیل تفسیر سوره‌ی معارج رجوع فرمایید تا نمونه‌ای از دشمنی مسلمانان با علی«علیه‌السلام» روشن شود. 4- با آن‌همه خفقانی که ایجاد کردند باز مورخین اهل سنت با زحمت زیاد روایات مفصلی در مورد قضیه‌ی حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» دارند. حداقل به کتاب «بصیرت حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» رجوع فرمایید. بنده در آن کتاب سعی کرده‌ام اکثر روایات را مستند به کتاب‌های اهل سنت بیاورم. 5- پیشنهاد می‌کنم چنانچه برایتان مقدور است سیر مطالعاتی را که در سایت هست دنبال کنید. إن‌شاءالله نتایج خوبی در امور معرفتی به‌دست می‌آورید. موفق باشید
631
متن پرسش
سلام علیکم.سوال من در ارتباط با جن است.خانواده ما (عمع-عمو پدر بزرگ /پدر و فرزندانشان)معمولا کم وبیش جنیان را در زمان ها و اوضاع مختلف رویت می کنند.اما مزاحمت زیادی برایشان ندارند. ولی من را خیلی آزار می دهند.طوری که چند سال پیش مدام آنها را در صور و مکانهای مختلف میدیدم ،وسایلم را می بردند و حتی یکبار اقدام به خفه کردن من شد که با رسیدن خواهرم و توسل به قرآن و... آزاد شدم.مدتی بود(حدود 1سال)که راحت بودم و جز یکی 2 بار سراغم نیامده بودند اما الان مجدد خیلی شدید آزارم میدهند.(مثلا چند روز پیش یکی ازآنها درظاهر کودکی 10-11 ساله روی پایم نشسته و با شدت بالا و پایین می پرید و من را میزد.)با توجه به اینکه من فعلا خارج از ایران دانشجو هستم و هیچ دسترسی به کسی یا جایی ندارم راهنماییم کنید زیرا ادارم حالت جنون پیدا می کنم.متشکرم.
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی 1- إن‌شاءالله که ابتدا کتاب «جایگاه جن و جادوگر و شیطان» را خوانده‌اید، اگر مطالعه نفرموده‌اید از روی سایت لب المیزان بگیرید و دقیق مطالعه کنید. 2- هر اندازه در قرآن تدبّر کنید و با معارف قرآنی مأنوس شوید آن‌ها از حوزه‌ی روح شما فاصله می‌گیرند. 3- بدن خود را تقویت کنید تا نتوانند از طریق قوه‌ی واهمه شما را تحت تأثیر قرار دهند. 4- یک قرآن کوچک همراه داشته باشید. 5- در حاشیه‌ی مفاتیح حرز امام رضا«علیه‌السلام» هست آن را بنویسید و در نزد خود بگذارید. 6- اگر به عالمِ سادات دسترسی دارید هفته‌ای یک‌بار در جلسه‌ی ایشان شرکت کنید و از ایشان بخواهید برایتان دعا کنند و اگر می‌توانید هدیه‌ای برای ایشان ببرید یا در ایران بگوئید این کار را برایتان انجام دهند و عالمِ سادات برای شما دعا کنند. موفق باشید
630
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب خدمت استاد طاهر زاده آیا ارتباط رب مقید و رب مطلق و اینکه نیازهایی که هر انسانی دارد توسط رب مقید انجام می شود که توسط حضرت استاد علامه حسن زاده (روحی فدا) بیان می فرمایند همان ارتباط خودِ انسان با پروردگار متعال است که جنابعالی در دروس خود اشاره می فرمائید ؟ از اینکه مزاحم وقت شریف شما پوزش می خواهم . با تشکر و تقدیم احترام
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی مسلّم در همه‌ی این موارد موضوعِ ارتباط با رب‌العالمین در میان است منتها حضرت استاد«مدّ‌ظله‌العالی» نظر به تجلیات خاص دارند که حضرت حق بر اساس سِعه‌ی عبد با او برخورد می‌کند، مثل آن‌که خداوند با طالب رزق به اقتضای ربوبیت در جلوه‌ی رزّاق برخورد می‌کند که می‌گوییم رزّاق‌بودن خداوند جلوه‌ی ربّ است در قید رزّاق‌بودن او. موفق باشید
629
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت آقای طاهر زاده و دیگر دوستان در کتاب درسی رشته ی علوم تربیتی پیام نور با نام فلسفه ی تربیت از دکتر عیسی ابراهیم زاده که از منابع ارشد نیز میباشد در فصل آخر کتاب که مربوط به بررسی مکتب اسلام میباشد گفته شده که اصطلاحات قرآنی علم الیقین و عین الیقین همان علم حصولی در فلسفه ی اسلامی که علم الیقین علم قیاسی و استنتاجی است و عین الیقین از طریق حواس حاصل میشود و مبتنی بر استقرا میباشد آیا با قرآن در تناقض نیست لطفا مطلب را شرح دهید با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی قرآن می‌فرماید: «کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ، لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ»(سوره‌ی تکاثر، آیات 5 و 6) اگر «علم‌الیقین» داشته باشید جهنم را حتماً خواهید دید. آیه‌ی بعد می‌فرماید: «ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَیْنَ الْیَقِینِ» سپس اگر این مسیر ادامه یابد – چه در سیر و سلوک دنیایی، یا در سیری که به قیامت می‌انجامد – با «عین‌الیقین» جهنم را خواهید دید. چنانچه ملاحظه می‌کنید موضوع رؤیت جهنم است که باطن دنیا است، پس رؤیت آن نیز رؤیت باطنی است، حال یا با شعور عقلی که همان «علم‌الیقین» است و یا با شعور «قلبی» که همان «عین‌الیقین» باشد، لذا ممکن است بتوان «علم‌الیقین» را با علم حصولی به قیامت تطبیق کرد ولی «علم‌الیقین» یک شعور باطنی و حضوری است و نفس ناطقه‌ی انسان با وجود جهنم روبه‌رو می‌شود و نه با مفهوم آن. موفق باشید
628
متن پرسش
سلام علیکم دو انگیزه اصلی سبب شد تا این نوشته را برایتان بنویسم. اولی حرام علنی است که در جامعه اتفاق می افتد.منظورم بد حجابی است. من به علت اینکه در خوابگاه دانشگاه ساکن هستم چندان به داخل خیابانهای شهر نمی آیم ولی هنگامی که کاری پیش می آید یا قصد شرکت در جلسه تفسیر شما را دارم وارد شهر می شوم، اما با دیدن پوشش بد عده ای از افراد عصبانی و شوکه می شوم.شاید چون خیلی داخل خیابانها رفت و آمدی ندارم این موضوع برایم هنوز عادی نشده است. ولی من دوست ندارم هرگز دیدن چنین صحنه هایی برایم عادی شود. من هم با نظر شما موافقم که کار در زمینه حجاب زور بردار نیست. بلکه باید در این زمینه کار فرهنگی کرد. اما کار فرهنگی بر عهده کیست؟ بخش مهمی از آن بر عهده رسانه ها است و رسانه ها تشکیل شده از رسانه های عمومی مانند صدا و سیما و رسانه های خصوصی که خود ما شهروندان هستیم. تک تک ما یک رسانه هستیم و باید در زمینه حجاب فرهنگ سازی کنیم. مثلا تذکر دادن یکی از فعالیتهای رسانه ما می تواند باشد، عده ای از دوستان من از روش تذکر لسانی استفاده می کنند اما این روش نیازمند مهارت صحیح در برخورد با فرد بد حجاب است تا اثر سوئی نداشته باشد و موجب در گیری لفظی و بالا تر نشود. من به دنبال راه مناسبی برای تذکر دادن می گردم که چندان تنش زا نباشد و تذکر را به طرف مقابل منتقل کند. به این فکر افتادم تا راه تذکر صامت را انتخاب کنم به این صورت که جمله ی " بد حجابی جرم است."(تیتر یکی از روزنامه ها و از قول دادستان کل کشور) ، " بدحجابی گناه است."را بر روی یک تکه کاغذ به گونه ای که از فاصله ده متری هم دیده شود، نوشته ام و قصد دارم آن را درون جیب پیراهنم قرار دهم و با دیدن فرد خاطی در حین عبور و عوض اینکه سر در گریبان بگیرم این کاغذ را به او نشان دهم. انگیزه دوم مشورت کردن با شما استاد عزیز است که در صورت موافق بودن شما با این شیوه تذکر ، آن را تایید بفرمایید و چون شما چهره ی تاثیر گزاری در شهر اصفهان هستید و در طول هفته جلسات سخنرانی دارید این نوع تذکر دادن را که قابلیت گسترش در سطح جامعه را نیز دارد ، تبلیغ بفرمایید. امیدوارم امام زمان(عج) خشنود شوند. با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی در این‌که باید هرچه زودتر کارهایی که باید در مورد دفع بدحجابی می‌کردیم را شروع کنیم حرفی نیست وگرنه وضع از این هم بدتر می‌شود. مشکل اصلی آن است که نظام فرهنگی ما عزمی تمام عیار در این مورد نگرفته، وگرنه این دختری که امروز شما با او روبه‌رویید تا دیروز در مدرسه‌ی راهنمایی آمادگی کامل جهت محجوب‌شدن داشته، ولی نه معلمان را در جهت این امر حساس آموزش دادیم و نه برنامه‌های صدا و سیما در راستای این امر کاری اساسی انجام داد. و لذا چون کاری که پیشنهاد می‌کنید دارای زمینه‌ی لازم نیست ممکن است موجب وَهن جنابعالی شود. برداشت من از صحبت آقای احمدی‌نژاد نیز همین بود که همه‌ی دستگاه‌های نظام باید با تمام جدّیت وارد برنامه‌ی دفع بدحجابی شوند. موفق باشید
626
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوارم بنده دانشجویی هستم و به جهت بحث تولید نرم افزار اسلامی و مباحث جنبش نرم افزاری قصد ورود به حوزه را دارم.چند سوال داشتم؟ 1-حضرت آقا در مورد دروس حوزه نظراتی دارند از جمله اینکه در دروس فعلی وقت طلبه هدر می رود و می توان دوره سطح را کوتاهتر کرد و ... ، اکنون سوال من این است که با توجه به هدف من و صحبت های آقا با دروس فعلی چه باید کرد؟ آیا خواندن درسی مثل سیوطی که هدف آن اجتهاد در عربی است برای من لازم است؟ آیا گذراندن سریع دروس مقدماتی کار درستی است؟ آیا خواندن همه ی دروس فعلی لازم است؟ 2- در انتخاب حوزه اصفهان و قم در شک هستم؟ برای تحصیل قم بهتر است یا اصفهان؟ 3- با توجه به هدف من اگر نکته و توصیه ای برای امثال ما (که کم هم نیستیم) دارید دریغ نفرمایید؟
متن پاسخ
علیکم السلام.باسمه تعالی 1- در هر صورت جنابعالی باید همین دروس رسمی حوزه را مطالعه بفرمایید. وظیفه‌ی برنامه‌ریزان حوزه هست که هرچه سریع‌تر رهنمودهای مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» را عمل کنند، ولی شما به تنهایی نباید از نظام حوزوی خارج شوید. منتها وقتی رویکرد شما مشخص است معطل فرعیات و حواشی نمی‌شوید. 2- بستگی به خود شما دارد که در کجا راحت‌تر می‌توانید به علومی که می‌خواهید دست یابید، ولی رویهمرفته زمینه‌ی کار در قم بیشتر است. 3- اگر خداوند میل رفتن به حوزه را در قلب شما انداخته و استعداد شما هم خوب است در این امور جلو بروید، خودِ خداوند در حین کار راهنمایی‌های لازم را می‌کند. موفق باشید
625
متن پرسش
با سلام خدمت آقای طاهرزاده و تمامی دوستان عزیزی که در این پایگاه اطلاع رسانی تلاش میکنند من دانشجوی رشته معماری هستم و به لطف خدا توسط استاد الهی قمشه ای با عرفان اسلامی و درچند سال بعد با پیوند عمیق این رشته با زندگی انسانها و اهمیت آن در تعالی بشر نیز آشنا شدم ،متاسفانه دانشگاه های کشور نسبت به این موضوعات و پیوند ها کمتر توجه میکنند ،و نتیجه اش میشود تقلید کورکورانه. تا اینکه کتاب "فرهنگ مدرنیته و توهم"استاد رو مطالعه کردم و ایشان به نکات بسیار مهمی اشاره کردندکه بسیار من را راهنمایی کرد،از استاد تقاضا دارم که اگر کتاب هایی در این زمینه میشناسند به ما معرفی کنند تا بتوانیم کمی بیشتر بر روی این موضوع کار کنیم . با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در مورد غرب‌شناسی؛ کتاب‌هایی مثل «نگرش بر تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» و «علل تزلزل تمدن غرب» پیشنهاد می‌شود. در ضمن کتاب « فرهنگ و توسعه» از شهید آوینی نکات دقیقی را گوشزد می‌کند. موفق باشید
624
متن پرسش
یا هو با عرض سلام خدمت استادطاهرزاده؛ بنده دانشجوی برق دانشگاه صنعتی اصفهان هستم و خداوند توفیق حضور در جلسات تفسیر حضرتعالی را نصیبمان کرد. همواره دغدغه بیرون افتادن از فضای آرمانی و حضور در جلسات تفسیر و ... را داریم؛ خصوصا پس از فراغت از دانشگاه. حضرت رب العالمین طلبه باسوادی را در شهرمان جلوی راه ما قرار داده که واقعا کار درستند و نیز دغدغه تشکیل جمعی برای امور قرآن عزیز و اهل البیت (ع) را دارند. حالا استاد ازکجا شروع کنیم؟ چه طور دانشجویان شهرمان را گرد هم جمع کنیم؟هر توصیه ای بفرمایید گوش می کنیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حضور در جلسات معرفت دینی باید برای ما شخصیتی بسازد که همواره در افق شخصیت خود اتصال به عالم معنویت مدّ نظرمان باشد و در راستای حفظ چنین افقی سیره‌ی علمی و عملی حضرت روح‌الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در تمام عمر می‌تواند ما را تغذیه کند که نه‌تنها در راه نمانیم، بلکه راه‌های ناگشوده را بگشاییم. در سیره‌ی عملی باید تا آخر در خط سربازی انقلاب و دشمنی با استکبار بمانیم و در سیره‌ی علمی باید کارمان به درک قلبی کتاب‌هایی مثل چهل حدیث و سرّالصلواة و مصباح‌الهدایه بکشد و کتاب‌هایی مثل حدیث جنود عقل و جهل را هدف متوسط خود بدانیم. در مورد قسمت دوم سؤال؛ بنده همان سیر مطالعاتی که در سایت «لب المیزان» هست را پیشنهاد می‌کنم، ولی شما با شرایط خودتان ببینید کدام‌یک از مباحث نسبت به آن شرایط مناسب تر است. موفق باشید
623
متن پرسش
سلام لطفا کل معارف و علوم موجود در دنیا را دسته بندی کاملی بفر مایید و نسبت دین با انها را بیان کنید--------کدام علومند که اگر ندانیم ضرر کرده ایم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فکر می‌کنم بهترین جواب در این امر را حضرت رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» داده‌اند که می‌فرمایند: « إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آیَةٌ مُحْکَمَةٌ أَوْ فَرِیضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ» علم واقعی علم به سه چیز است: علم به آیه‌ای محکم، یا فریضه‌ای عادل و یا سنتی قائم، و خارج از این سه همه فضل است و نه علم. پس طبق سخن رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» یا باید بتوانی با نور آیه‌ای از آیات الهی مرتبط شوی، و یا واجباتی را بشناسی و دل را در مسیر آن قرار دهی و یا سنت قائمه‌ای را بیابی و در عالَم آن زندگی کنی و صاحب «وقت» شوی. یعنی ابتدا باید انسان آیه و نشانه‌ی محکم خدا شود، نه این‌که نشانه‌های خدا را صرفا بخواند و بداند. به عبارت دیگر باید جان ما منوّر به عقاید توحیدی گردد. فریضه‌ی عادله یعنی واجبات تعدیل کننده، که قوای نفسانی و حیوانی را در فضای فطری متعادل می‌کند و ما را از افراط و تفریط دور می‌کند و جان ما را موصوف به اوصاف الهی می‌گرداند، که این دومین نوع علم است. سومین نوع علم، سنت قائمه است یعنی روشی که بر حلال و حرام الهی قائم باشد تا ما را به توحید برساند و این غیر از علم به حلال و حرام خداست، عالم کسی است که آن‌ها را در وجود خود قائم کند و جان او مستغرق اوامر و نواهی الهی گردد. در اثر این سه نوع علم است که انانیّت انسان نفی گشته و توحید الهی بر همه‌ی مراتب وجود او سایه می‌افکند. حضرت با طرح این روایت خواستند جهت علم‌آموزی افراد مشخص شود تا به اسم علم، گرفتار علم غیر مفید نگردند. البته فضای روایات روشن می‌کند موضوع مورد بحث، علومی است که به نام علوم دینی مطرح است، وگرنه دانستن فنونی مثل علوم تجربی، در صورتی که موجب رفع حوائج دنیایی انسان شود بدون اشکال است. اشکال در این فنون موقعی پیدا می‌شود که گمان کنیم با دانستن چنین فنونی عالِم شده‌ایم و دیگر علمی که راه قلب ما را به سوی عالم قدس باز کند نیازمان نیست. حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در کتاب شریف چهل حدیث، حدیث شماره‌ی 24 به طور مستوفی در اطراف حدیث شریف سخن فرموده‌اند تا اولاً بین علم و فضل تفکیک شود. ثانیاً: جهت اصلی خود را که اتصال قلب به عالم غیب و معنویت است فراموش ننماییم. موفق باشید
622
متن پرسش
با سلام و ادب. چگونه می توانم مطمئن باشم که از مدافعان مقام معظم رهبری محشور خواهم شد؟ در حالی که وقتی با افراد بی اعتقاد با این امر و امواج تهمت ها و ناروا گفتن های آنان به ایشان مواجه میشوم ، زبانم لال می شود ؟ اما بعد تا ساعت ها برای این که مبادا با آنان محشور شوم گریه می کنم .چه کار کنم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اگر شرایط مناسب بود و افراد آمادگی سخن حق را داشتند وظیفه است که از رهبری دفاع کرد، ولی اگر چنین نیست به این جمله در جواب این افراد اکتفا کنید: «آیا جواب این حرف‌ها را در قیامت دارید، آیا نگران قیامت خود نیستید؟» اگر شرایط گفتن این جمله هم نبود آن‌ها را همراهی نکردید إن‌شاءالله وظیفه‌ی خود را انجام داده‌اید. موفق باشید
620
متن پرسش
ضمن سلام و احترام . این روز ها در صحبت با عده ای سخن های عجیبی به گوشم می رسد. میخواهم ببینم آیا صحت دارد یا خیر و نظر شما چیست؟ 1) می گویند آیت الله مرعشی به هر حال مرجع تقلید بوده اند و در هر حال قتل یا اعدام ایشان جایز نمیباشد. از طرفی میگویند امام (ره) دستور اعدام ایشان را داده اند ! 2) می گویند گنبد طلایی که روی حرم مطهر امام (ره) بوده است را مدتی است برداشته اند و اصرار داشتند که ما برویم ببینیم . میگویند میخواهند آن را برای مرقد(!خدا نکرده) رهبر عزیزمان استفاده کنند(معاذالله) . با تشکر .
متن پاسخ
بسمه تعالی علیک السلام مگر بناست هر حرف بی دلیلی را ما بپذیریم؟
619
متن پرسش
ba salam khedmate ostad taherzade soale man in ast keh dar sharayete konoony vazifeheye man be onvane yek dokhtare mosalman chist? aya tahsil dar yek reshteye mohandesi dar sharayete feliye daneshgahha ,manye bandegie maneh? ba tashakor .eltemase doa...
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی هدف اصلی حیات زمینی ما بندگی خداوند است تا راهی به حقیقت محض و کمال مطلق بر جان خود بگشاییم، منتها بستر بندگی برای هرکس فرق می‌کند. ببینید خداوند چه چیزی پیش می‌آورد، اگر بندگی در بستر خانه‌داری و همسرداری را پیش آورد، از آن استقبال کنید و اگر بندگی در بستر فعالیت‌های دانشگاهی را پیش آورد، از آن استقبال کنید. در هر حال: «در تمام کارها چندین مکوش ..... جز به کاری که بُوَد در دین مکوش» موفق باشید
617
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم در شرح نامه 31 نهج البلاغه آنجا که سخن به مبحث رزق می رسد، در یکی از جلسات در پاسخ به سوالی راجع به وضعیت رزق آفریقایی ها مطالبی فرموده اید که آماری از سازمان جهانی غذا را هم شاهد گرفته اید بر اینکه خود آفریقایی ها در این قضیه مقصرند. ولی متاسفانه چون این پاسخ در آخر جلسه بوده، نوار تمام شده و پاسخ به صورت کامل ضبط نشده است و در کتاب رزق نیز به آن پرداخته نشده است. اگر ممکن است پاسخ این سوال را بفرمایید(فکر می کنم در ذهن اکثر افراد ظلم استعمارگران باعث این وضعیت برای آفریقایی ها شده است یا به عبارت دیگر حق آفریقایی ها در گلوی ظالمان و قدرتمندان گیر کرده است) با تشکر 17 / 4 / 1389
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: مسلّم نمی‌توان به جهت کوتاهی‌های مظلومان، ظالمان را تبرئه کرد ولی بحث بر سر آن است که ریشه‌ی قحطی‌های آفریقایی که زمین در آن منطقه آمادگی چند نوبت محصول در سال را دارد ، به پای خداوند بگذاریم و بگوییم چرا خداوند رزق این مردم را نداده. عنایت داشته باشید که این مردم قرن‌ها در همین سرزمین به روش سنتی غذای خود را به‌دست می‌آوردند و زندگی می‌کردند، ولی با روش‌های استعماری و غفلت از حیله‌های آن‌ها بود که نظام ان‌ها به‌هم خورد و این شده است که فعلاً با آن روبه‌رو هستیم که می‌خواهیم به کمک همان روش‌های استعمارگران مشکل را حل کنیم به این صورت که روزی چند ظرف غذا به آن‌ها بدهیم تا نمیرند، غافل از آن‌که خداوند غذای آن‌ها را از قبل آماده کرده باید بروند آن را از دل زمین بیرون بیاورند. و روایات رسیده از طرف ائمه‌ی معصومین«علیهم‌السلام» متذکر این مسئله است. موفق باشید
616
متن پرسش
تضاد بین مدرنیته و سنت یک توهم است «مقام معظم رهبری» آیا این جمله ایشان تضاد آشکاری با مباحث شما ندارد؟ (البته به لحاظ نظری اختلاف نظر نه تنها اشکالی ندارد بلکه سازنده نیز هست)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: سخن مقام معظم رهبری«حفظه‌الله‌تعالی» در مورد شهید چمران«رحمة‌الله‌علیه» بود که فرمودند: « در وجود یک چنین آدمى، دیگر تضاد بین سنت و مدرنیته حرف مفت است؛ تضاد بین ایمان و علم خنده‌آور است.». بنده از این جمله به یاد سخن شهید آوینی«رحمة‌الله‌علیه» افتادم که می‌فرماید: اگر انسان به خودآگاهی برسد می‌تواند از تکنولوژیِ فرهنگ مدرنیته استفاده کند بدون آن‌که تحت تأثیر فرهنگ مدرنیته قرار گیرد. و مرحوم شهید چمران را مصداق انسانی می‌دانم که به خودآگاهی و دل‌آگاهی رسیده بود. از طرفی باید این سخن مقام معظم رهبری را با محکمات ایشان تفسیر کرد که می‌فرمایند: توسعه به روش غربی یقیناً ناموفق بوده. پس نمی‌توان تصور کرد ایشان مایلند مدرنیته را به همان صورتی که غرب را جلو برد، جلو ببرند و بخواهند عالم و آدم را شیئ قابل تصرف به‌شمار آورند که بدون هیچ حسابی در آن‌ها تصرف نمایند. از طرفی فراموش نفرمایید که بعضی‌ها اصرار دارند چون بین مدرنیته و سنت تضاد هست ، اگر می‌خواهید به مدرنیته به معنای پیشرفت برسید باید از سنت و تفکر دینی خود دست بردارید، شاید ایشان بخواهند بفرمایند امثال چمران در عین آن‌که در عمق تفکر علمی دنیای مدرن نفوذ کرد، از روح دینی و معنوی خود ذره‌ای عدول نکرد. موفق باشید
615
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گران قدر 1) همانطور که می دانیم اسم آدمی برای او یک نسبت محسوب می شود و طبق ایه "فاذا نفخ فی الصور فلا انساب بینهم یومئذ"نتیجه گرفته میشود که اسم آدمی از بین میرود از طرفی در حدیثی از حضرت رسول داریم که فرزند حقوقی بر والدین دارد و یکی از انها گزینش نام نیکو است و در ادامه می گویند چون او را در حشر با این نام می خوانند ، این دو به ظاهر متناقض چگونه قابل جمع هستند؟ 2) بنده طرفدار گفتمان دکتر احمدی نژاد هستم و با بسیاری از تفکرات اصلاح طلبان مخالفم ولی ایا درست است که افراد تندرو ،اصلاح طلبان را رافضی یا کافر و غیر مسلمان می خوانند با توجه به ایه 94 سوره نساء "و لا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومنا" آیا این خلاف نص صریح قرآن نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- اسم انسان به اعتبار معنای خوبی که دارد موجب توجه نفس ناطقه‌ی انسان به آن معنا می‌شود و انسان سعی می‌کند متخلق به معنای اسم خود شود چون یک نحوه اتحادی با آن معنا در خود احساس می‌کند و این نسبت فوق جسم و بدن اوست و با از بین‌رفتن نسبت‌های دنیایی آن نسبت پایدار می‌ماند. 2- مسلّم ما چنین حقی نداریم و اگر بعضی از اصلاح‌طلبان طوری عمل می‌کنند که دیگر نمی‌توان آن‌ها را متعلق به اهداف انقلاب اسلامی دانست و از روحیه‌ی تشیع که همواره به اهدافی بلند نظر دارد، فاصله گرفته‌اند، این را نباید به عموم آن‌ها نسبت داد و موجب شقاق در جامعه‌ی مسلمین شد. موفق باشید
614
متن پرسش
بسمه تعالی.سلام علیکم.چند وقتی است که زمان حال را از دست داده ام لطفا مرا راهنمایی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اگر کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» را مطالعه نفرموده‌اید، مطالعه بفرمایید، فکر می‌کنم جواب سؤال خود را به صورت کامل دریافت کنید. و اگر مطالعه کرده‌اید همان دستورات را عمل کنید و نگران نباشید، چون بعضی مواقع نفس ناطقه‌ی انسان تحت تأثیر آثار تعلق به بدن خود قرار می‌گیرد ، اگر توانست با انواع ریاضت های شرعی این تعلق را کم کند باز به ذات مجرد خود برمی‌گردد و با سرمایه‌ی بهتری جلو می‌رود. موفق باشید
613
متن پرسش
با سلام و ادب و احترام . لطفا به شش بخش سوال ها توجه بفرمایید و در صورت دادن رفرنس ،برای هر قسمت جواب جداگانه ای بفرمایید و ازدادن جواب کلی برای همه سوال ها دوری کنید: 1) علامه محمد تقی جعفری در صفحه 32 کتاب قرآن نماد حیات معقول ، فرمودند : " برای رسیدن به وحدت و صلح در روابط انسانی ، جز شورای قضایی و شورای فتوایی راه دیگری وجود ندارد " . چرا هر عامل دیگری از جمله تبعیت از ولی فقیه برای رسیدن به وحدت و صلح در روابط انسانی مد نظر قرار نگرفته است و رد شده است ؟ 2) با توجه به پاسخ شما در سوال 595 پس فقط فقیه دیگری حق ندارد بگوید من میخواستم امور حسبیه را که ولی فقیه در اختیار دارد ( نه همه ی اموری که تحت ولایت ولی فقیه است) در اختیار بگیرم . پس هم اکنون منسب ولایت فقیه در جامعه به جز چند وظیفه ی محدود رهبری که مربوط به امور حسبیه است ، از گردن دیگر فقها ساقط نشده است . استاد انقلاب ما میفرمودند "یکبار در مجلس شورایی کردن ولی فقیه آن هم به صورت کشفی نه انتسابی مطرح شد اما به تصویب نرسید" . آیا میتوان علت مطرح شدن آن را مورد فوق دانست ؟ چه علت دیگری دارد ؟ 3) با توجه به این که تئوری های اسلامی از جمله نظریه ولایت فقیه ، باید در مقام تئوری صد در صد صحیح باشد و هیچ امری در تصحیح نظریه ولایت فقیه اثر نگذارد حتی آزمون عملی این نظریه ، اولا چرا جایگزینی یک شخص در منسب ولی فقیه با شورایی شدن این منسب در مجلس مطرح شد ؟ ثانیا استاد رحیم پور گفتند " امام ابتدا نظارت را مطرح کرد بعد از این حیث که دیدند نظارت فقیه جواب نمیدهد و انتظار ایشان را از نظریه ولایت فقیه بر آورده نمیکند ، ولایت فقیه را مطرح کردند " . آیا این به معنی تاثیر آزمون عملی در تئوری این نظریه نمیباشد ؟ 4) در اعیان الشیعه ج 6 ص 78 ،در ضمن دستور العمل های ابن اسینا به ابی سعید ابی الخیر میخوانیم " .....و آنگاه که این حالت برای او ملکه شد ......سکینه و آرامش به او افاضه میشود ، و بر اوضاع عالم ناسوت مطلع میشود ....." این در حالی است که بزرگان دیگری هم هستند که اطلاع از اخبار و اوضاع زمین را در ضمن سلوک تایید کردند بویژه پس از فرج شخصی . چطور شما میفرمایید که اوضاع عالم ناسوت به قلب شما اشراق نمیشود ؟ آیا مطالب فوق باطل است ؟ .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- در گزارشی که فقهای مجلس خبرگان می‌دادند به این نتیجه رسیده بودند که اداره کشور به صورت شورایی تصمیم‌گیری را سخت و کُند می‌کند و در صورتی که نتوانند به فردِ صاحب صلاحیت برسند به فکر شورای رهبری می‌افتند. افلاطون نیز مدیریت شورایی را موقعی معقول می‌داند که قانونی نباشد تا رهبر جامعه با تکیه بر آن بر جامعه حکم براند، در حالی‌که در نظام سیاسی جمهوری اسلامی کسی انتخاب می‌شود که به عنوان فقیه ،کارشناس کشف حکم خدا است و لذا نیاز به رهبری جامعه به صورت شورایی نمی‌ماند،با توجه به این‌که به‌واقع اگر شورای رهبری بود و می‌خواست در موردی تصمیم بگیرد با توجه به اختلاف نظر و سلیقه که به طور طبیعی بین افراد پیش می‌آید، تصمیم‌گیری بسیار کُند و غیر قاطع می‌شد. 2- وقتی فقیه در جامعه حاکم شد، امور حکومتی منوط به حکم اوست ولی مردم در امور فردی یعنی فتوا به هر فقیهی می‌توانند رجوع کنند. فکر نمی‌کنم اساساً موضوع شورایی یا غیر شورایی در امر رهبری در حیطه‌ی مجلس باشد، احتمالاً منظور استاد شما مجلس خبرگان بوده و موضوع همان بود که عرض شد. 3- نظریه‌ی ولایت فقیه به عنوان نظریه‌ای که می‌گوید: باید در زمان غیبت فقه آل محمد تکلیف جامعه و افراد را تعیین کند از جهت دلایل عقلی و نقلی یک نظریه‌ی خدشه‌ناپذیر است و چگونگی اجرای آن – چه فردی، چه شورایی – خدشه‌ای بر اصل آن وارد نمی‌کند. عنایت داشته باشید که همیشه سخن حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» ولایت فقیه بوده و نه نظارت فقیه و بحث ولایت فقیه را در سال 1347 در درس خارج خود در نجف کلاملاً بحث و حلاجی کردند. آری حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در ابتدا فکر می‌کردند همین‌که در قم باشند و رهنمود بدهند کارها جلو می‌رود، ولی بعداً روشن شد باید حضور فعّال‌تری داشته باشند. پس باز موضوع برمی‌گردد به چگونگی اجراء نظریه‌ی ولایت فقیه و به وثقاقت آن خدشه‌ای وارد نیست. 4- بنده معتقدم هر قلبی با تدبّر در قرآن و دل‌دادن به پیام آیات وَحی، قواعد و سنن الهی را می‌یابد و با استحکام تمام در این عالم زندگی می‌کند که نمونه‌ی شاخص چنین شخصی حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بودند. موفق باشید
نمایش چاپی