بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41635
متن پرسش

🔺️مطلب جالبی از دکتر امیر امینی، پزشک مقیم آلمان (و از منتقدان جمهوری اسلامی): ما در جهانی زندگی می‌کنیم که مردم، در سراسر کرهٔ زمین، نمایش بی‌پایان وحشتناکی از جنگ‌های غیرقانونی، اشغال، پاک‌سازی قومی، نسل‌کشی، جنایت‌های جنگی هولناک را یکی پس از دیگری تماشا می‌کنند — به‌صورت زنده از صدها پلتفرم خبری و شبکهٔ اجتماعی — در حالی که تقریباً همه دولت‌ها در جهان یا مستقیماً از آن حمایت می‌کنند یا به‌طور غیرمستقیم با روی گرداندن، سکوت کرده‌اند. یا به مردم خود می‌گویند آنچه را با چشمان خود می‌بینید واقعاً رخ نمی‌دهد! و انتقاد از آن اشتباه است — و اغلب بهایی سنگین هم دارد. به همین دلیل است که جهان ناگهان عاشق ایران شده است: به نظر می‌رسد تنها کشوری است که به‌اندازه‌ای دیوانه است که بایستد و بگوید «نه — نه به این وضع لعنتی» — تنها ملتی که تأیید می‌کند شما معترضان به این وضع دیوانه نیستید — که چشمانتان دروغ نمی‌گوید، و اینکه در تماشای وحشت‌زدهٔ این صحنه‌ها، این که جهان می‌سوزد تنها نیستید. ایران قطعاً کشور بی‌نقصی نیست. هیچ‌کس تا به حال چنین ادعایی نکرده. اما این جنگ دربارهٔ مشکلات و کشمکش‌های داخلی ایران نیست، بلکه دربارهٔ نابودی تنها کشوری در جهان است که به‌اندازه‌ای دیوانه است که در برابر این جنون عادی‌شده مقاومت و مبارزه کند، حتی به قیمت نابودی خودش. هیچ تحریم، بمب، تهدید و تبلیغاتی نمی‌تواند یک روایت شکست‌خورده را درست کند یا یک جنگ ناعادلانه را ببرد. و ایالات متحده از ۲۸ فوریه (روز اول جنگ) این جنگ را باخته است. @yaminpour

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و همیشه حضور تاریخیِ یک ملت این‌گونه آغاز شده و مردم ما به لطف الهی در جان خود با همان برانگیختگی بعثت‌گونه متوجۀ چنین حضوری هستند که دارند تاریخ دیگری را برای همۀ جهان پیش می‌آورند و معلوم است که برای توصیف چنین حضوری، زبان خاصی که زبان اشاره و تذکر است نیاز است تا هرکس در ناخودآگاه خود احساس کند که چه اندازه به همۀ آزادگان جهان نزدیک است و چه اندازه آنان به ما نزدیک می‌باشند https://eitaa.com/tasnimnews/326125  یگانگی را! . موفق باشید  

41634
متن پرسش

سلام استاد: خدا قوت. با توجه به شرایط موجود و تاریخ جدیدی که در آن حضور پیدا کردیم و توصیه های موکد رهبر شهید در باره تشکیل تشکل های مردمی و ظرفیت به وجود آمده در خیابانها و میادین در اثر خون رهبر شهید آیا وظیفه عالمان، صاحب نظران، اندیشمندان، مفسران و افرادی چون شما نباید نقش ایفا کنید، نباید سازمان داد و نقش داد به مردمی که تشنه فرصت برای کمک هستند، ولی خلاصه شدند در چند ساعت تجمع که اگر در این شرایط فریاد در سکون باقی بمانند هم حضور کم رنگ خواهد شد و هم اثرش کم می‌شود. مثلا از ۲ماه بیشتر مردم در میدان هستند که می‌توانست هر می‌دانی تبدیل به یک سکو باشد در مدیریت با فضای مجازی، تشکیل کانالی مخصوص خود آن میدان، ورود افراد با نفوذی چون شما یا گروه مکتب الصادق و امثالهم. می‌توان همه میدانها را مجهز به چنین ارتباطی کرد و سر حلقه ها باهم خط دهی کنند. فضا را و مطالبه گری با چه لحن و قلمی و از چه کانالی و پیگیری تا رسیدن به جواب. می‌شد مردم نظر دهند و بهترین نظرها روش تحقق شود و مردم را امیدوار کرد با مسولیت دادن به آنها مثل رسد کردن گرانیها و اعلام آن در خود کانالها و بعد مثلا سوق دادن مردم به خرید نکردن بعضی موارد و از این دست کارها که دست مافیا بسته شود. دولت متوجه حضور مردم بصورت میدانی و کاربردی شود الان این فرصت هست و امثال شما که خون دلها خوردید و این انقلاب به این میدان رسید را می‌توان بهتر و سریعتر به اهداف عالیه و وعده داده شده رساند. البته حقیر در جایگاهی نیستم که به بزرگانی چون شما توصیه داشته باشم فقط از روی دلسوزی پیش نهاد داده شد، البته این پیشنهاد جای چکش کاری دارد ولی به نظر می‌رسد می‌توان بهره خیلی بهتر از حضور مردم برد. التماس دعای فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله مردم حقیقتاً در کلیّت خود متوجه هستند که جایگاه این حضور، فعلاً تثبیت حضورِ مردمی در مقابل جریان‌های متأثر از فرهنگ دشمن است و همین حضور را باید سخت پاس بداریم و بدانیم امیدِ دشمن آن است که با اغتشاشات داخلی، به آرمان‌هایش برسد و حقیقتاً مردم ما در جان خود متوجۀ جایگاه خود برای خنثی‌کردن امید دشمن شده‌اند. آری! هر اندازه بهتر جایگاه تاریخی این حضور، تبیین شود؛ ما برای عبور از دیگر مشکلات‌مان آماده‌تر خواهیم شد. باید بدانیم راههایی در میان است برای هرچه مردمی‌کردنِ اقتصاد کشور، و این با نظر به آینده‌ای دیگر که شروع شده است باید معنای خود را بیابد و از این جهت این نکتۀ بسیار مهمی است که باید نسبت به آن آیندۀ دیگر غافل نبود هرچند، اکنون نباید ذهن‌ها را متوجۀ آن‌ها کرد. و در همین رابطه سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor روزانه با رفقا در میان گذاشته می‌شود. موفق باشید    

41633
متن پرسش

سلام: سعید لیلاز: در مورد آثار اقتصادی منفی جنگ اغراق می‌شود. اگر جرات ندارید در شرایط جنگی از جمهوری اسلامی دفاع کنید، حداقل "زر" نزنید! ⏪ احمد زیدآبادی هم خطاب به سعید لیلاز: کشور چقدر خسارت بدهد تا شما رضایت بدهید؟ ✍جبهه بندی های جدیدی در اردوگاه اصلاحطلبان در حال شکل گیری است. جبهه ای که همچنان به مذاکره و توافق با آمریکا امید دارد و هیچ راهی را جز مسیر مذاکره با آمریکا قبول ندارد و در مقابل جبهه جدیدی میان اصلاحطلبان شکل گرفته که گزینه مقاومت و ایستادگی را انتخاب کرده اند و مذاکره و رسیدن به توافق با آمریکا را سراب و توهم و خسارت محض ارزیابی می‌کنند. جالب اینست که همین جبهه بندی در جریان اصولگرایی هم شکل گرفته و شاهد جریانی هستیم که با گزارش نویسی بدنبال سیاه‌نمایی از وضعیت کشور هستند تا تنها نسخه و راه حل را توافق با آمریکا معرفی کنند و این جریان مذاکره را نوعی مبارزه عنوان می‌کند. این جریان هم مخالفان مذاکره را مورد هتاکی و تخریب قرار می‌دهند و مقاومت و ایستادگی را خیالپردازی و جنگ طلبی معرفی می‌کنند. البته تجربه ۲۰ سال مذاکرات و بیانات امام شهید در باب مذاکره با آمریکا تکلیف را مشخص کرده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله راهی که در راستای عبور از سیطره و ابرقدرتیِ آمریکا از طریق ایران بزرگ شروع شده، بسیار مهم‌تر از آن است که افرادی از سر ترس از هر جریانی که باشند، بخواهند برای این ملت حرفی برای گفتن داشته باشند. مردمِ زمان‌شناس ما امروز و هر روز سرزنده‌تر از دیروزشان متوجۀ تاریخی شده‌اند که آغاز شده و عجیب است که مردم جهان بخصوص مسلمانان با غیرت ما در کلّ جهان این را فهمیده‌اند. https://eitaa.com/bazneshasteganenaft/5812 . موفق باشید    

41632
متن پرسش

سلام علیکم: آیا باور کنیم که پس از این همه هزینه و خسارت، باز هم ما اعتقادی به خائن و اجنبی و منافق در داخل کشور نداشته باشیم و کاری از پیش نبریم؟ چرا اسم نفاق و خیانت را اختلاف سلیقه و عقیده و نظر می‌گذاریم؟ ما قائلیم که زباله به هیچ عنوان نباید در منزل بماند زیرا برای خانواده خطرناک است و آن را به بیرون می اندازیم اما چگونه به خطر زباله برای اجتماع قائل نیستیم؟ آیا اردوغان اشتباه کرد که بعد از کودتای نافرجام، طیف وسیعی از مزدوران تندروی مخالف و محاربین پنهان نظام خود را قلع و قمع کرد و حتی معلم را از کلاس درس بیرون کشید؟ اگر نمی‌کرد دوام می‌آورد؟ چرا نباید امثال عباس عبدی و آخوندی و ظریف و روحانی و اکوایران ها که صرفا نظرات مخالف ندارند و مسجل شده که در تیم دشمن بازی می کنند حداقل اخراج شوند؟ آیا این اسمش دموکراسی است یا خیانت به نظام و مردم؟ اصلا ما در کشورمان مرز مخالف با معاند و مزدور داریم؟ صادق زیبا کلام یکی از ذلیل ترین و خودتحقیرترین ها که حتی روی پرچم اسرائیل راه نمی رود، در این مملکت استاد دانشگاه است و مغز جوانان معصوم را مسموم می‌کند، این را به کی بگوییم؟ کرباسچی رانت خواری که از پای چوبه دار فراری اش می دهند در این حکومت صاحب روزنامه می‌شود و انتقام خود را از آن طریق از حاکمیت و مردم می‌گیرد .. وای خدای من! بحث، بحثِ عقیده است؛ آن خانم ناقص پوشی که شب ها پرچم به دست در خیابان است بر خلاف محاربان و منافقان بی عقیده ای که در لایه های مختلف دولتی و غیردولتی همزمان با محاصره دریایی شروع به گران کردن دلار و انواع سنگ اندازی ها در معیشت مردم کرده اند به وطن عقیده دارد. چرا هنوز باید کسانی را که نه به جمهوری اسلامی و نه به آرمان هایش کوچکترین اعتقادی دارند صاحب منسب باشند یا اصلا باشند؟ نکته مهم اینکه اکنون که خود مردم درخواست جاروی این غبارها را دارند هنوز هم حاکمیت محافظه‌کاری می کند و این غیر از ظلم به مردم هیچ چیز دیگری نیست... سوال بنده از شما اینست که آیا این جنگ پرهزینه و این بیداری و تنبه بی نظیر مردم یک آزمایش بزرگ برای حاکمیت نیست و عدم بهره وری کافی از آن به نفع ملت مؤاخذه الهی را به همراه نخواهد داشت؟ قطعا خداوند چک سفید امضا به کسی نداده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دغدغه‌های بسیار ارزشمندی است و حقیقتاً هم کوتاهی‌هایی شده. ولی و صد ولی «برای آبادکردنِ دهی نباید شهری را خراب کرد» از آن جهت که ما در حال شکل‌گیری تمدنی هستیم که مسلّماً افرادی که نام بردید دیر یا زود به حاشیه می‌روند و از این جهت ابداً نباید کار آقای اردوغان را حجّت گرفت زیرا بحمدالله هم اکنون ما هزاران هزار مرتبه از ترکیه، جلو و جلوتر هستیم و ملاحظه فرمودید که بحمدالله مسئولین مربوطه تا حدّی برای به حاشیه بردن رانت‌خواران اقداماتی کرده‌اند و باید امیدوار بود تا از طریق همین نهضتی که در خیابان‌ها پیش آمده است، به کلی ما از مواردی که فرمودید عبور کنیم. البته و صد البته اگر گرفتار اختلافات داخلی و اتهاماتی که متأسفانه به همدیگر می‌زنیم؛ نباشیم و نیروهای انقلاب با تأکید بر انسجام قوای سه‌گانه، همدیگر را بفهمند. موفق باشید https://kayhan.ir/fa/news/330962/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2

41630
متن پرسش

سلام علیکم: در مورد سخنان آقای حاج عظیم ابراهیم پور در به روز رسانی تحلیل جنگ در حادثه ربودن اورانیوم در اصفهان. منابع مطلع بیان کردن که مطلب کاملا خلاف واقع بوده و فقط لطف خدا بوده که طبس ۲ اتفاق افتاد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که آقای حاج عظیم ابراهیم‌پور - مسئول قرارگاه پیشرفت و آبادانی کشور- در جریان نکات ریزی هستند که باید از آن زاویه به سخنان ایشان فکر کرد. https://www.hawzahnews.com/news/1045539/%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%BA%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D9%84%D8%AD-%DB%B5   موفق باشید

41629
متن پرسش

سلام استاد: من الان تقریبا در سن ۱۵ سالگی هستم. از سن کم (قبل از رسیدن به سن بلوغ شرعی) وارد وادی فلسفه و عرفان شدم. اما به جای رسیدن به آرامش، ذهنم درگیر سوالات بنیادینی مثل جبر و اختیار، حقیقت متافیزیکی و نقد مکاتب مختلف شده. حتا شک به اسلام و وجود خدا و... حس می‌کنم نمی‌توانم از این پرسش‌ها فرار کنم، ولی در عین حال می‌ترسم در این راه گم شوم. می‌خواهم حقیقت را کشف کنم، نه صرفاً اطلاعات جمع کنم. راهنمایی کنید چگونه از این سرگردانی فکری بیرون بیایم بدون اینکه از عقل و منطق فاصله بگیرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دغدغه‌ها، دغدغه‌های مبارکی می‌باشد و از این جهت باید راهی را در مقابل خود بگشایید و همواره در آن راه‌ها موارد مدّ نظر را به میان آورید. ابتدا جوان باید از طریق معرفت نفس متوجۀ جهان معنویت بگردد تا تصوری از عالَم غیب داشته باشد. و سپس متوجۀ جایگاه نبوت بگردد که مسیر رجوع به خداوند است. در این مورد کتاب «چه نیازی به نبیّ» و کتاب «نامه‌های بلوغ» از مرحوم استاد على صفایى حائرى می‌تواند راهگشا باشد تا ان شاءالله آرام‌آرام با سوره‌های کوچک قرآن و تدبّر مختصر در آن سوره‌ها، افق اُنس با حضرت پروردگار از آن طریق برایش گشوده شود. موفق باشید

41628
متن پرسش

معلمی شغل نیست؛ عشقست، ای عاشق روزت مبارک! ای معلم تو را سپاس؛ که گفت «لئن شکرتم لأزيدنّكم». قلبی که پس از بیست سال تپیدن آموخت، دستی که پس از عمری بخشیدن آموخت، فکری که پس از سالیان سال شکوفا شد، قدمی که بعد از گذر از دالانی تاریک و ظلمانی، در راه حیات و طروات گذارده شده، همه و همه مرهون شیرین سخنی توست. همه و همه در دستان پر مهر توست، در صورت برافروخته و لبخند های جان فزای توست. و تو چه کردی که انسانی در پرتو حضورت منور به حیات شد، قلبش مطمئن به توکل شد. روحش مالامال از ریحان شد. من تا پیش از دیدنت جز «تن» در بساط نداشتم، لکن اینک در راهی پیش می‌روم که جز «تن» بساطم سرشار از عشقست و جوانی! راست می‌گویم! ۲۴ سال از عمرم می‌گذرد اما تنها ۴ سال است که زنده ام! و اینک همچو پروانه می‌گردم دنبال شمع دل افروز مهدی موعود در این ایرانی که روح الله (ره) فرمود بر بال فرشتگان نشسته است. ایرانی که سراسر وسعتش همه نور است و شور. که هرگونه و در هر جا و در هر شکلی که او را التیام بخشی، جزایش خودِ ذات الله تعالی است از تو آموختم که ایران را جان خود بدانم و جانانه بنوازمش، معلم تو را سپاس.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با آرزوی توفیق برای جنابعالی. آری! حکایت همۀ ما آن است تا راهی را که یقیناً حضرت ربّ العالمین در مقابل‌مان می‌گشاید را بیابیم و حکایت‌مان آن شود که: «اول قدم آن است که او را یابیم / آخر قدم آن است که با او باشیم» و از این جهت آن رهبر شهید را، راهی می‌دانم که باید همواره مدّ نظر باشد.  آیا بعد از شهادت آن مرد، بازخوانی شخصیت‌شان به همان معنایی نیست که ماورای شهرت‌شان به آن شخصیت فکر کنیم؟ شخصیتی که به فراتر از زمانۀ خود نظر داشت و در جستجوی فردایی بود که نسبت به آن بیگانه نبود و می‌دانست از دلِ ویرانه‌ها حوادث نویی می‌شکوفد و از این جهت می‌توان گفت هیچ چون و چرایی در آن نیست که دوران دیگری در پیش است که انسانیت انسان‌ها مدّ نظر خواهد بود. امید است که او به عنوان یک راه، همواره مدّ نظرمان باشد و گفتنی‌هایی با همدیگر داشته باشیم. موفق باشید              

41627
متن پرسش

سلام و رحمتة الله خدمت شما استاد عزیز: خداوند شما را حفظ کند. استاد اگر شما بخواهید برنامه ای برای جوانان لحاظ کنید در آن چه چیزهایی را ذکر خواهید کرد؟ و آن را با چه سبکی توصیه می کنید؟ و نحوه جدی مواجه شدن با آن و حفظ کردن و استمرار در آن را نیز چگونه ترسیم می‌کنید؟ گاها انسان در انجام برنامه عزم جدی ندارد و یا با برنامه ای که لحاظ کرده نمی تواند خودش را تطبیق دهد. اگر مواردی دیگر هم مد نظر دارید آن را هم متذکر شوید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا جوان باید از طریق معرفت نفس متوجۀ جهان معنویت بگردد تا تصوری از عالَم غیب داشته باشد. و سپس متوجۀ جایگاه نبوت بگردد که مسیر رجوع به خداوند است. در این مورد کتاب «چه نیازی به نبیّ» و کتاب «نامه‌های بلوغ» از مرحوم استاد على صفایى حائرى می‌تواند راهگشا باشد تا ان شاءالله آرام‌آرام با سوره‌های کوچک قرآن و تدبّر مختصر در آن سوره‌ها، افق اُنس با حضرت پروردگار از آن طریق برایش گشوده شود. موفق باشید

41626
متن پرسش

در ارتباط با صحبتهای آقای طایب که حتی ترجمه و تحلیل آیاتشون کاملا اشتباه بوده ولی در یک پیام کوتاه نمی‌گنجه، اکتفا می‌کنم به صحبت رهبری در ۲۶ مرداد ۱۴۰۲ مطالعه کنید در مورد همین آیه هست و صحبتهای امام خمینی (ره) در فیلم زیر https://www.aparat.com/v/wfb4x3x

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی حیف شد که متوجۀ دقت‌های حکیمانه و عالمانۀ حجت الاسلام طائب در رابطه با آیاتی که مطرح کردند و دقایقی که در رابطه با موقعیتِ امروزین ما متذکر شدند؛ نشده‌اید! تا اتفاقاً در آن رابطه متوجۀ جایگاه صحبت‌های رهبر عزیز شهیدمان و حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» هم می‌شدید. پیشنهاد برادرانۀ بنده آن است که با دقت کامل به آن صحبت‌ها و به فرمایشات آقای سردارحاج عظیم ابراهیم پور توجه فرمایید https://eitaa.com/matalebevijeh/22491    . آری مشکل ان است که رفقا با پیش فرض های خود به دقت های قرآنی آقای طائب فکر نکردند و اگر ما خدای ناکرده در این جنگ شکست بخوریم به جهت بی دقتی های کسانی است که متوجه دقت های همه جانبه  آقای مهدی طائب و امثال ایشان نشدند. چه اندازه خوب است که رفقا علاوه بر بحث اخیر استاد طائب برای آشنایی با اندیشه تاریخی و قرآنی ایشان به  کانالشان سر بزنند   https://eitaa.com/ostad_taeb  موفق باشید

41624
متن پرسش

سلام و خدا قوت محضر استاد بزرگوار: می‌خواستم‌ بدانم برای اینکه موقتی بودن دنیا و یاد مرگ کاربدی بینش ما در زندگی بشه و اینکه به موت اختیاری برسم چه کار کنم و برنامه عملی چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر اندازه بیشتر جایگاه معرفتی معاد و ابدیت را درک کنیم، بیشتر می‌توانیم مرگ را به عنوان دریچه‌ای به آن حضور ابدی زیبا مدّ نظر قرار دهیم و در این رابطه پیشنهاد می‌شود کتاب «معاد؛ بازگشت به جدی‌ترین زندگی» را همراه با شرح صوتی آن که روی سایت هست دنبال فرمایید 2- همین‌که انسان حقیقتاً در شریعت الهی قرار گیرد و ارادۀ حضرت حق را بر اراده‌های خود و آرزوهای دنیایی غلبه دهد؛ عملاً در موت اختیاری قرار گرفته است. موفق باشید

41623
متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: کتاب ادب خیال را خواندم ولی ی مشکلی که دارم. نمی دانم چرا گاهی مثلا یه کلاسی که در گذشته می رفتم را، به جای هزار خاطره خوب. یک خاطره بدش، حال مرا به شدت بد می کند. و یا حتی گاهی نسبت به یک شخص اینطورم!

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به حکم آن‌که شیطان با وسوسه‌هایش همواره در صراط مستقیمی که انسان قرار می‌گیرد؛ به سراغ انسان می‌آید، این نوع وسوسه‌ها و خطورات را به فال نیک بگیرید و با تذکر به نور توحیدی که خداوند مقابل شما گشوده است، راه را ادامه دهید و امیدوار باشید. موفق باشید

41622
متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده: برای ترک همه گناهان چه کار باید بکنم و ترک همه گناهان چقدر طول می‌کشه؟ برای ترک همه گناهان چند تا کتاب لازمه؟ لطفا نام ببرید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که با نظر به حضرت حق در بستر شریعت محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» قدم بگذارید و کار را شروع کنید و به لطف الهی در این مسیر همچنان نورانی و نورانی‌تر شوید و این یعنی: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس». موفق باشید

41621
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. استاد بزرگوار روز معلم را به شما و دیگر معلمان با تاخیر تبریک عرض می کنم و شهادت آیت الله مطهری رو به شما و بقیه تسلیت عرض می کنم. استاد بزرگوار خواستم سیر ایشون رو شروع کنم به نظرتون از کدوم کتابشون شروع کنم سیرشون رو‌؟ ۲. معلم در دین اسلام استاد بزرگوار چه جایگاهی دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر فراوان از لطفی که فرموده‌اید. ۱. در مورد آثار گرانقدر مرحوم شهید مطهری عنایت داشته باشید که به جز کتابهایی که تخصصاً در مورد مباحث فلسفی سخن فرموده‌اند؛ بقیۀ آثار ایشان از هر جایی که شروع بفرمایید، بسیار با برکت و ارزشمند است. ۲. در رابطه با معلّم و جایگاه معلّم سخن بسیار است. عرایضی در رابطه با پیشوایی معلّم و معنای شغل انبیاء بودنِ معلمی، شده است. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C&tab=sounds و همچنان که آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای رهبر عزیز در پیام اخیرشان فرمودند: «دانش‌آموزان و دانشجویان و طلّابی که در کنار هر معلمی رشد می‌کنند، در آینده نه‌چندان دور، مهارتهای آموخته و دانشهای یادگرفته خود را به‌کار بسته و اِی بسا در خُلق‌وخو و رفتار و گفتار خود در انواع عرصه‌ها از محفل گرم خانواده تا محیط کار و کوچه و خیابان چون آینه‌ای، نمایش‌دهنده‌ی رفتارها و گفتارهای معلمین خود خواهند بود.» و به گفتۀ ایشان: «معلمان مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی و کارگران از مؤثرترین عناصر در نبرد اقتصادی خواهند بود؛» موفق باشید

41620
متن پرسش

با سلام و احترام: مطلبی تحت عنوان ضرورت اعزام حجاج فرموده بودید به دلیل نشان دادن اقتدار ِ آیا برای نشان دادن اقتدار مثلا بهتر نبود جلسات مجلس بصورت علنی برگزار می‌شد؟ منظور بر این است که مردم سپر بلا نشوند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی است که با اعتماد به مسئولین نظام که حقیقتاً بنا دارند ذیل نظر رهبر عزیز انقلاب امور را جلو ببرند؛ با اعتماد به آنها باید به عهدۀ خودشان گذاشت. سخنان اخیر حجت الاسلام آقای مهدی تائب، برادرِ جناب آقای حسین تائب (رئیس سازمان اطلاعات سپاه) می‌تواند اندیشه‌ساز باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/22490  موفق باشید

41619
متن پرسش

سلام و عرض خدا قوت: میگن که زمانی انسان دچار قبض می‌شود، اصلاً نه می‌تواند نمازی بخواند، نه می‌تواند عبادتی کند، نه می‌تواند جایی برود، نه می‌تواند بگوید، نه می‌تواند بخندد. این ها رشحاتی از حال قبض در وجود انسان است. در این مواقع باید متوجه باشیم وجود ما با وجود پیغمبر اکرم (صلی‌الله) و با وجود امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) ‌خلق شده است. آن لحظه که بی‌دلیل دل‌مان می‌گیرد، مفتاح و کلید گشایش این حال و انقباض، فرو رفتن درون خود و جستجوی مقام ولایت است. اگر به آن نزدیک شدیم، این نور گسترش پیدا می‌کند و قلب را می‌گیرد و انفتاح پیدا می‌شود. چطور و چگونه از کلید قفل قبض ها استفاده کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در «بسط» و گشوده‌شدن قلب به سوی حضرت معبود، مائیم و شکر. و در «قبض» و تجلیِ جلال او، مائیم و صبر، به همان معنایی که فرمودند: «در بلا هم می‌چشم الطاف او / مات اویم مات اویم مات او» و این حالت، همان توجه وجودی به حضرت محبوب است بدون نظر به حتی اسمی خاص از اسمای الهی. موفق باشید

41617
متن پرسش

سلام و ادب و تبریک روز معلم خدمت شما: آیا امر به معروف و نهی از منکر در مورد حجاب در زمان حال باعث دوقطبی در جامعه می‌شود و پیگری حجاب در حال حاضر به ضرر جامعه است با توجه به اینگه الان دیگر از بی حجابی به بی حیایی رسیده ایم واقعا نمی‌دانیم چکار درست است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله بسیار حساس است. از یک طرف نسبت به آن‌هایی که با دلسوزی نسبت به ایران عزیز و شهادت رهبر بزرگوارمان در عین عدم رعایت کامل حجاب، به نظام نزدیک شده‌اند؛ که فعلاً می‌توان نسبت به ظاهر آن‌ها اغماض کرد و از طرف دیگر با کسانی روبرو هستیم که گویا مأمور تظاهر به بی‌حجابی هستند، که بالاخره بعد از این جنگ و با پیروزیِ قاطع نظام اسلامی و تحقیر هرچه بیشتر نظام استکباری باید این افراد، تکلیف خود را با این نظام و این مردم که می‌خواهند کشورشان کشوری مستقل و آزاد باشد؛ تعیین کنند. موفق باشید 

41616
متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه معلم هستی و همچنین استاد طاهرزاده عزیز. روز معلم رو به شما استاد گرانقدر تبریک عرض می‌کنم. کلماتی برای تشکر از رنج و زحمت و خون دلهایی که در راه تربیت و تعلیم و پرورش فرزندان سرزمین کشیدید و خوردید، پیدا نمی‌کنم و واقعا از خدای قادر و علیم و مهربان می‌خواهم که اجر شما رو به شیرینی و شایستگی بدهد. ان‌شاءالله که همیشه در پیشگاه مادر سادات حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها سربلند باشید و هر آن مقرب درگاه الهی باشید و بهترین تقدیر برای شما رقم بخورد به دستان مبارک حضرت حجت ارواحنا فداه. کاش من یک نشانه ای پیش شما داشتم که هیچوقت اسمم رو برای دعا فراموش نمی‌کردید. خدای بزرگ عزت تان رو بیش از پیش کند. بهترین درسی که من از شما گرفتم و امیدوارم با دعای شما و امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در موفق این مسیر باشم شور و شعور توحیدی هست. همه جا با اهل بیت علیهم السلام بودن و به تعبیر بهتر عین اهل بیت بودن، سلمان بودن، اباذری بودن، عمار بودن، خمینی بودن، حاج قاسم بودن و اکنون خامنه ای بودن. استاد دلمان خیلی برای آقا تنگ شده است. خوش به حال اونایی که حضرت آقا رو از نزدیک می‌دیدند، مراوده داشتند، خوش به حال فرزندان شون که از نسل ایشون هستند، آه حسرت دارم تا ابد و این جگر سوخته ما با هیچ چیزی آروم نمی‌شود. التماس دعا در نماز شب‌های تان و هر لحظه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر فراوان از الطاف جنابعالی. به امید اجابت دعاهای مخلصانه و ارزشمندی که لطف فرموده‌اید. امید است که خداوند توفیق عطا فرماید و دعاگوی امثال جنابعالی باشم تا آن‌جایی که در ذیل ایمان، آری! ایمان، این غیر قابل توصیف‌ترین حقیقتِ هستی، همچنان جلو و جلوتر رویم. موفق باشید

41615
متن پرسش

سلام: در قران آمده که از بین پیامبران بر جسته. خداوند با حضرت موسی بی واسطه صحبت کرده، ولی با حضرت محمد جبرایل صحبت می کرد. این یعنی مقام حضرت موسی از حضرت محمد بالاتره، پس نباید دینی پس از حضرت موسی می اومد که کامل تر باشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً چنین نیست. به همین جهت وقتی حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» از حضرت حق تقاضا کردند که او را ببینند، و حضرت حق فرمود چنین نیست بلکه از طریق تجلی انوار او بر کوه، خود را به آن حضرت با آن واسطه نمایاندند. «وَ لَمَّا جاءَ مُوسی لِمیقاتِنا وَ کلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنی أَنْظُرْ إِلَیک قالَ لَنْ تَرانی وَ لکنِ انْظُرْ إِلَی الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرانی فَلَمَّا تَجَلَّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکا وَ خَرَّ مُوسی صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَک تُبْتُ إِلَیک وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنینَ »(اعراف، ۱۴۳) در حالی‌که از پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» داریم: « لِی‌ مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یَسَعُنِی‌ فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» این «وقتِ» حضور وسعتی دارد فوق وسعت فرشتگان مقرب که تنها در محدودۀ اسم خاصی حاضرند و فوق نبیّ مرسل، که مانند حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» مأمور تذکر به احکام الهی هستند، بدون حضور در مقام حضرت خضر که حضوری است ماورای پرسیدن و دانستن به همان معنایی که حضرت خضر «علیه‌السلام» به حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» فرمودند: «فَلا تَسْئَلْني‏ عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً»  (کهف/۷۰) آری! اموری است که باید تنها حضور و ذکر آن امور پیش آید و از این جهت پرسیدنی نیست و در وقتِ محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آن حضور پیش می‌آید، حضوری که «لایسعنی ملک المقرب و لا نبیّ المرسل» این است حضور نهایی که با اسلام و آخرین پیامبر برای آنانی که به وقت محمدی نظر دارند، پیش می‌آید. حضوری ماورای حضور حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» که مأمور رعایت احکام شریعت می‌باشند، امری که البته هیچ انسانی نباید از آن غافل باشد ولی حضور دیگری هم هست که باید در افق شخصیت حضرت خضر آن را یافت و در این تاریخ با حضور در وقتِ جامع محمدی می‌توان در آن حاضر شد. موفق باشید

41614
متن پرسش

سلام استاد: تبریک بابت روز معلم، به خاطر چیزهای زیادی که از شما یاد گرفتم اما حقیقتا موضع گیری های شما سر بحث مذاکرات مرا ناامید کرد و ناامیدتر آنوقت که به عنوان استاد اخلاق دلواپسی ها و نگرانی های افراد دلسوز و انقلابی را با الفاظ به تو چه جواب می‌دادید، حتی اگر این دلسوزی ها درست نبوده باشه که البته زمان نشان خواهد داد که کاملا درست بوده شما نباید با این تندی جواب می‌دادید، بگذریم. حسن روحانی: برای ما این مهم بود که بفهمید تنها راه، مذاکره است! الحمدلله فهمیدید! مذاکره مستقیم با آمریکا بعد از تجاوز دوم و ترور امام‌مان آن هم با هیاهوی ۸۷ نفره و بستن دهان منتقدان، تابو را شکست و راه را بست بر انتقاد به هر سازشی که در دولتهای آینده رقم خواهد خورد! دست ظریف‌ها تا ابد باز شد! خب بالاخره مالک اشتر یا ابن عباس یا هرکس‌ دیگه ای هم به حکمیت می‌رفت بازهم بازی توی پلن و زمین معاویه بود...! مثل اینکه یادتون رفته که اصل این مذاکره از کجا اومده و از چه خطوط فکری نشئت گرفته؟! مذاکره از موضع قدرت تون چرا هیچ خروجی نداره و با یه سری خزعبلات نمایشی و تبلیغاتی پوچ دارید سر مردم رو گرم می‌کنید؟! راستش حمایت الان شما از مذاکرات و آقای قالیباف مرا یاد حمایت های شما از هاشمی رفسنجانی در صوت های قدیمی تان می‌اندازد آنهم با چه الفاظ و تعابیری! البته الان زمان روی دور تند می‌گذرد و به زودی متوجه اشتباه خود خواهید شد با احترام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از لطفی که نسبت به بنده دارید؛ در این‌که مسلّماً آنچه فرمودید از سر دلسوزی می‌باشد حرفی نیست، ولی عنایت داشته باشید وقتی این پیروزیِ بزرگ که در مقابله با استکبار برای‌مان به عنوان یک سرمایه می‌ماند که بتوانیم آن را در داخل کشور و در مناسباتی که نسبت به همدیگر داریم، درست معنا کنیم و بنگریم چگونه جریان‌های به ظاهر با روحیۀ انقلابی و مقابله با استکبار با نظام اسلامی همراهی نداشتند، همچون آقای شمس‌الواعظین‌ها در کنار ملت انقلابی و نظام اسلامی قرار گرفته‌اند. خطر در آن‌جا است که ما هنوز آن جریان‌ها را غیر خودی بدانیم و به بهانۀ مذاکرات قبلی با آمریکا که حقیقتاً با نوعی سازش همراه بود، در این زمان و در این تاریخ هم آن‌ها را متهم کنیم و از خود برانیم. غافل از این‌که اساساً مسیر کشور ایران تغییر کرده و شهادت رهبر انقلاب از یک طرف و حضور مردمِ مبعوث‌شده در میدان‌ها از طرف دیگر؛ صحنه را تغییر داده و همه متوجۀ ایرانِ دیگری شده‌ایم. این است آن حضوری که نباید از آن غفلت کرد، حال چه به مذاکرات در چنین فضایی موافق باشیم و چه موافق نباشیم، شایسته است که به جای نفیِ همدیگر، همدیگر را «فهم» کنیم. 
اگر با نگاه پدیدارشناسی و نظر به جایگاه تاریخی موضوعات و افراد بیندیشیم حتماً متوجۀ مسیر تاریخی شخصیت آقای هاشمی خواهید بود که یک‌جا رهبر شهید انقلاب فرمودند: «هیچ کس برای من آقای هاشمی نمی‌شود» و یک‌جا در نمازی که برای ایشان خواندند جملۀ معروف «اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا» که عموماً برای متوفی می‌خوانند برای ایشان نخواندند و در همین راستا حتماً جزوۀ «چه شد که کار به قتل امام حسین «علیه‌السلام» کشیده شد؟» را در
کتاب راز شادی امام حسین در قتلگاه صفحه 13 
«  https://eitaa.com/kotobtaherzadeh/1341 » ‌
که آن سال ها مطرح شد را ملاحظه کرده اید که در جزوه اصلی مقایسه‌ای بین خلیفۀ دوم و آقای هاشمی شده که به جهت سختگیری های ارشاد نام ایشان را حذف کردیم، و همۀ حرف آن است که پدیده‌ها و رخدادها و اشخاص را در بستر تاریخی که در آن هستند و در آن هستیم، بنگریم تا متفکرانه زندگی کنیم.  https://eitaa.com/mohammadi61/915   موفق باشید   

41613
متن پرسش

روز معلم بر شما مبارک باد، استاد گرامیِ من، جناب طاهرزاده. نخست: در تمام روزگارِ تحصیلم و در میان همه آن استادان، چه در این سرزمین و چه در دیار غربت، تأثیر وجود شما از همه ژرف‌تر و ماندگارتر بود. این سخن، نه مدحی قالبی که اقرارِ دلی است برخاسته از تجربه. دوم: جنسِ فهمِ شما را دوست می‌دارم؛ فهمی که مانند آب روان، زلال و حیات‌بخش است و چونان سنگِ سرد، گرفتگی و ایستایی در آن راه ندارد. سوم: وقتی شما هستید، بودنِ من ناگاه معنا می‌یابد. گویی حضور شما، آینه‌ای است که «من» را به «خودِ من» بازمی‌نماید. چهارم: در مکتب شما بود که دین را دیگرگونه فهمیدم؛ دریافتم که دین نه فقط باوری قلبی، که تفکری زنده است؛ هم ایمانی است گرم و هم اندیشه‌ای سترگ. پنجم: با یاری شما، هرچند لنگان‌لنگان و هرچند در رنج، گام برمی‌دارم تا با کفرِ خویش روبه‌رو شوم. شاید این بزرگ‌ترین خدمتی باشد که یک استاد به شاگردش می‌کند: نه پنهان کردن‌ها، که یاد دادن رویارویی با آن‌ها. ششم: سرانجام اینکه، با شما دریافتم معنای آن سخن هایدگر را که «هستَم، اما هنوز نَه». هستم، ولی هنوز آغاز کرده‌ام. هنوز طلب دارم. هنوز راه. و این «هنوز» را از برکت حضور شما دارم. و در آخر از شما درخواست می‌کنم چه کنیم که بودمان را در بستر معلمی شدت دهیم؟ روزتان مبارک، استاد. زنده باشید و چون همیشه، دریچه‌ای به حقیقت امید هادیان برسیانی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند خود را شایستۀ چنین الطافی نمی‌دانم ولی انسان امیدوار می‌شود که عزیزانی مانند جنابعالی چگونه به بهانۀ عرایض بنده، به چنین حضوری نایل می‌شوید که دیگر مشغول مفاهیم نیستید که مانند متحجّرین راه را تمام‌شده بدانید. و این امر بسیار مهمی می‌باشد و البته در این رابطه، نگفتنی‌هایی که حالت اشاره دارد در پیش است و همۀ عرض بنده در آن است که باید جهان همدیگر را دریابیم و تجربه کنیم و هر کدام، دیگری را آینه‌ای بدانیم که باید در او به تماشا نشست. در جلسات «ما و ادب گفتگو در امروز تاریخمان» https://eitaa.com/matalebevijeh/22255  و «دیالوگ با بشر امروز در نظر به غیب» https://varastegi.ir/4235/ . این حقیر بسیار تلاش کرده‌ام تا این حضور را که گفتنی نیست، بگویم تا معلّمی را که امری جز «اشاره» به افق‌ها نمی‌باشد؛ بازگو کرده باشم. موفق باشید        

41612
متن پرسش

سلام خدا قوت: در فصل دوم کتاب امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه در سر عنوان «حکمت متعالیه و زیر ساخت های فکری تمدن اسلامی» الی آخر فصل که به مباحث عشق و عشق مجازی و حقیقی و مباحث علوم و فنون و صنعت و اکتشاف و اختراع، همچنین در ادامه در نظر به سیره امام و تامل در آینده الی آخر فصل: در سراسر مطالعه این عناوین گویا از نظر به عالم غربی در کنار عالم خودمان و تمدن اسلامی ناگزیر بودم_شاید علتش هنوز تسخیر تکنیکی و تکنولوژی غربی باشد_ و دائم مد نظرم مباحث دکتر داوری به خصوص خرد سیاسی در زمان توسعه نیافتگی است. و همچنین تذکراتی که در کتاب عقل تکنیکی و مباحث آن مد نظر می‌آید. به نظرم رسید بد نباشد بعد از شهادت حضرت آقا که ورود به مرحله‌ی جدیدی از تاریخ‌مان است، خصوصا که هنوز در نهادها و سازمان‌هایمان و حتی در خود سازمان‌های نظامی‌مان، به خصوص آن‌ها که در بطن تکنیک و تکنولوژی و صنعت بوده و درگیر این چنین مباحث هستند، برای ادامه راه آینده و نحوه بودن‌مان فکر کنیم. و نیاز به بازخوانی داریم. به خصوص استقامت در امر دانش بنیان_که به نظر بنده خیلی راه داریم_ و عزم طی کردن این راه که چگونه میسر خواهد بود. و من‌الله توفیق

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را بسی شکر که به یک معنا، ما را از روزمرّگی و بن‌بست‌های توهّمی که همان بی‌آیندگی می‌باشد و غرب‌زدگی؛ به نور اسلامِ امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و اسلام رهبر شهیدمان عبور داد و چه عبوری! و چه صراطی! سال‌ها از خدا طلب می‌کردیم که «اهدنا الصراط المستقیم» و حال به خود آمده‌ایم که چه طلب بزرگی را با این جمله، به میان می‌آوردیم و نمی‌دانستیم آن صراط، راهی است که این مردان بزرگ به ما نمایاندند و خودشان نیز همان «صراط» بودند. آری! و این‌جا است که بازخوانی، معنا می‌دهد زیرا همچنان باید رفت و رفتنی که منقطع از دیروز نیست، ولی توقف در آن نیز نمی‌باشد. و حال ما و ایرانی جدید و حضوری که همه چیز باید با این حضور جدید، معنای دیگری پیدا کند. از دانش و علم بگیرید و اخلاق و سلوک،  تا در این حضور ما به وسعت انسانیتِ آخرالزمان در نسبت با همدیگر و نسبت با دیگر مردمان جهان حرف‌های گفتنی داشته باشیم مانند حرف‌های آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» در پیام‌شان به مناسبت روز خلیج فارس و روز بزرگداشت کارگر و معلّم؛ که اگر با دقت و با تعمّق کافی به آن‌ها نظر کنیم، دقیقاً همان سخنی می‌شود که فرمودید به عنوان «آغازی پس از آغاز». موفق باشید                      

41610
متن پرسش

با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: استاد بنده در سیر معرفتی و خودشناسی مطالعات روزانه ای دارم می‌خواسم از محضرتان در رابطه با موضوعی که جوابش را از نگاه توحیدی پیدا نمی‌کنم بپرسم که وظیفه ی توحیدی و ولایی ما در زمانی که اشخاصی با انرژی های منفی و دنیوی (افرادی که با کلمات و حتی نگاهشان آدمی را رنج می‌دهند) که باعث کدورت خاطر می‌شوند و اصرار به رفت و آمد هم دارند چیست؟ آیا باید نفاق را کنار گذاشت و صریحا از پذیرش آنها جلوگیری کرد؟ و یا امتحان الهی است برای صیقل دادن روحمان و نشان دادن تاریکی های خودمان؟ باید از رفت و آمد با چنین افرادی که بعد از هر دیدار دچار تنگی نفس و پریشانی خیال و حالت منفی می‌شویم امتناع کنیم و وقتی می‌خواهند بیایند نگذاریم و ممانعت کنیم و یا خیر باید صبر پیشه کنیم و بپذیریم و رشدمان در این است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آنکه نباید قطع رحم کرد و در عین آنکه باید با افرادِ ناآگاه مدارا نمود؛ آری! باید طوری با این افراد مواجه شد که فضا، فضای روزمرّگی ها نباشد و با طرح نکات معنوی و یا تعریف از انسانهای الهی، مجلس را به نوعی در اختیار گرفت به همان معنایی که رفت و آمدها نیز با این افراد، محدود باشد، به اصطلاح می فرمایند نباید با این افراد مخلوط شد. در هر حال باید طوری باشد که اگر به خود آمدند شماها را مأمن بدانند و ناامید نباشند از اُنس با شماها. موفق باشید  

41609
متن پرسش

سلام علیکم; یه مشکلی داشتم: من کتاب جوان و انتخاب بزرگ رو خوندم ولی پس از تمام شدن هیچی متوجه نشدم و هیچی دستگیرم نشد، جزئیات رو خوب متوجه نشدم ولی در کل فهمیدم تن انسان من اصلی نیست؛ همین؛ چیکارکنم؟ و مشکل دیگه ای که دارم اینه که وقتی کتاب هارو میخونم، حین مطالعه میفهمم چی میگه ولی تا بقیه رو میخونم ، قبلیا حین مطالعه از یادم میره و یادم میره داشتم چی میخوندم و اینکه وقتی کتاب تموم میشه نمیتونم مطالب رو در یه خلاصه باهم جمع بندی کنم. لطفا راهنماییم کنید🙏

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: نیاز نیست آن مطالب را در حافظه داشته باشید. همین‌که متوجۀ نکاتی که آن کتاب‌ها متذکر می‌شوند؛ بشوید کافی است. ثانیاً: بنا به گفتۀ کتاب خوب «امامت و رهبری» از شهید مطهری، این روش خوبی است که نکات اصلی هر متنی را یادداشت‌برداری کنید. موفق باشید

41607
متن پرسش

باسلام و احترام خدمت استاد گرامی؛ در پیام اولی که راجع به مذاکرات و مطالبات مردمی خدمتتان ارسال نمودم نکاتی فرمودید که بسی مایه امیدواری بود. این مطلب را در ادامه آن ارسال میکنم. جایی که افرادی در لباس ملی-مذهبی و به‌ظاهر دلسوزِ میهن و انقلاب، سعی در ساکت کردنِ مردمِ مجاهدِ حاضر در خیابان می‌کنند! ابتدا مطلبی از دکتر منان رئیسی را میگذارم تا باتوجه به آن، ادامه دهیم: [دکتر منان رئیسی، نماینده مردم شریف استان قم در مجلس شورای اسلامی در کانال بله خود فرمودند:« تا اطلاع ثانوی هر نوع روشنگری ممنوع (حکایت یک سانسور عجیب!) 🔹امروز ظهر مهمان شبکه خبر بودم؛ نزدیک به یک هفته پیگیری می‌کردند و تماس می‌گرفتند که بیا و نهایتا بعد از چند بار پیگیری آنها، عرض کردم که امروز ظهر می‌آیم. حدود ۲۰ دقیقه گفتگو با بنده را درباره اهمیت حضور مردم، اهمیت اقتصادی و امنیتی تنگه هرمز و ‌... ضبط کردند و البته ضمن نقدی ملایم و بسیار کوتاه به برجام، تذکراتی محترمانه هم به دولت در خصوص لزوم مدیریت بازار و قیمتها دادم. قرار بود برنامه را امروز عصر پخش کنند اما پس از برنامه، در کمال تعجب مطلع شدم که احتمالا به برنامه حقیر اجازه پخش نخواهند داد! پرسیدم چرا؟! گفتند چون از برجام انتقاد کردی! یاللعجب! کار به کجا رسیده که نقد ملایم و کوتاه به موضوعی که بارها توسط رهبر شهیدمان صراحتا نقد شده است اکنون به خط قرمز رسانه ملی تبدیل شده است؟! 🔹اما آنچه بنده گفتم و به مذاق آقایان خوش نیامده چه بود؟! گفتم که گرچه حضور مردم در صحنه بسیار ضروری و لازم است اما اولا از مردم درخواست دارم که اگر نقدی هم دارند در تجمّعات خود به مسئولان کشور اهانتی نکنند چون بارها رهبر شهیدمان در این خصوص تذکر دادند؛ ثانیا معنای تقاضای حقیر برای عدم اهانت این نیست که وظیفه مردم فقط تکبیر گفتن و تایید کردن تصمیمات مسئولان است زیرا لزوما همیشه همه تصمیمات مسئولان درست نیست؛ نمونه‌اش برجام است که گرچه تصمیم مسئولان بود اما به تصریح رهبر شهیدمان جزییات این تصمیم مورد رضایت ایشان نبود؛ و یا تصمیم تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای که طبق خاطرات مرحوم هاشمی رفسنجانی، مورد رضایت رهبر انقلاب نبود. 🔹حالا با خودم می‌اندیشم که اگر مدیران رسانه ملی، تحت فشار برخی مسئولان کشور، حتی این نوع نقدهای ملایم‌، محترمانه و روشنگرانه را هم نمی‌توانند تحمل کنند پس کاش قبل از دعوت از هر مهمانی (به ویژه آن دسته از مهمانانی که حرّیت دارند و نیامده‌اند تا همه تصمیمات قبلی و آتی را توجیه و ماست‌مالی کنند) به آنها اعلام کنند که تا اطلاع ثانوی هر نوع روشنگری ممنوع! تا به این ترتیب، مهمانانی که می‌آیند تا حرفها و مطالبات مردم کف خیابان را بزنند از قبل تکلیفشان را بدانند و وقتشان را برای آمدن به استودیوهای سیما تلف نکنند! 🔹گاهی فکر می‌کنم شاید امثال بنده که مطالبات مردم کف خیابان را پیگیری می‌کنیم و گروه خونی‌مان به ماله‌کشی و ماست‌مالی نمی‌خورد در نظام حکمرانی کشور زیادی هستیم و بهتر است به دانشگاه برگردیم و عطای سیاست را به لقایش ببخشیم تا نظام حکمرانی کشور یکدست بشود و هیچ صدای مطالبه و نقدی بلند نشود! اما هرچه هست دلم به حال این ملت مبعوث شده می‌سوزد که نزدیک به ۲ ماه است که برای محافظت از انقلابشان با زن و بچه کف خیابان هستند و حالا حتی انعکاس برخی از واضح‌ترین و کم‌ترین مطالباتشان هم در سیمای ملی تحمل نمی‌شود! اما بدانند که یکبار که هیچ، صد بار دیگر هم اگر امثال بنده را سانسور کنند انشاءالله دست از پیگیری مطالبات مردم برنخواهیم داشت. 🔹نمی‌دانم، شاید هم این چند سطر سبب شود که آقایان برای تبرئه خودشان هم که شده روزهای بعد این برنامه را پخش کنند! اما آنچه مهم است اصلاح روند فعلی حاکم بر سیما است که اگر می‌خواهد واقعا ملی باشد نباید در دام محافظه‌کاری‌های کُشنده گرفتار شود و از مطالبات مردم کف خیابان فاصله بگیرد و بداند که این‌مردم مبعوث شده، دیگر وظیفه‌شان را فقط تایید کردن و تکبیر گفتن نمی‌دانند!»] 1. پس از این مطلب براستی خواستم بدانم که علت این تنگنایی و عدم سعه برای چیست که حرفها شنیده نمیشود، مردم را عوام می‌نامند، صدای فریاد های این مردم را ساکت می‌کنند و گوشی برای شنیدن خواسته هایشان نیست؟ 2. مردم با اصل مذاکره مشکلی ندارد. چیزی که مشکل است مذاکره توأم با تهدید با آمریکایی‌ست که جز به تسلیم ایران عزیز نمی‌اندیشد. هرگاه برخلافِ این گمان کردیم، رکبِ دشمنِ آمریکایی را خوردیم و کلاه گشادی به سرمان رفت! 4. آری! میدانیم که تاریخ جدیدی آغازیدن گرفته است که ما برای مذاکرات شرط تعیین میکنیم. ولی آیا بسنده کردن به همین مورد برای ما کافی است؟ مایی که بیش از این را هم به لطف خدا و اراده او می‌توانیم به‌دست آوریم؟ و این همان پیروزیِ کاملِ نهاییِ با اقتدار است. 5. ما تجربه تلخی از مذاکرات داریم. باید منصف بود و نگرانی مردم را در قبال مذاکرات محترم دانست که براستی نگرانی آور است. 6. امروز اتفاق عجیبی افتاد که خواهشمندم به آن توجه کنید؛ مشرق نیوز و تسنیم مطلبی را منتشر کردند که در آن مطلب، ده شرطِ رهبرِ انقلاب را به لوبیای سحرآمیز تعبیر کرده بودند و آنرا به تمسخر گرفته بودند. 7. وقتی جریاناتی اینچنین پلید در مطبوعات حضور دارند، به حق و انصاف است که مردم عزیز راجع به مذاکرات مطالبه‌ای نکنند و ساکت و ساکن شوند؟ 8. خدمت شما بگویم؛ بنده در تجمعات شرکت میکنم و مردم عزیز و بزرگوار، دست‌نوشته هایی بسیار محترمانه و عزتمندانه و مطالبه گرانه در دست دارند و درحال مطالبه گری هستند. بعضی از به‌ظاهر دلسوزان، سعی در جمع آوری این دستنوشته ها کرده بودند. دستنوشته هایی که روی ده شرط مذاکرات پافشاری داشتند و دستنوشته هایی که موجب اقتدار مسئولان در مذاکرات میشد. این پلاکارد ها به جرم مطالبه‌گریِ معقولانه مردمِ عزیز جمع‌آوری می شدند. 9. نمیدانم این جمله رهبر عزیز را چگونه باید فهم کنیم که :«فریاد های شما در نتیجه مذاکرات مؤثر است!». این بدان معنا نیست که اتفاقا مردم باید و باید و باید راجع به مذاکرات مطالبه نمایند، آنهم با فریاد کشیدن؟ فریاد را نمیتوان استعاره از این گرفت که صدایتان بایست به گوش مذاکره کنندگان-چه دوست و چه دشمنِ آمریکایی- برسد؟ باتشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بخواهیم و نخواهیم مردمی و مطالباتی به صحنه آمده که حکایت تاریخی است که تاریخ شکست آمریکا از طریق این ملت است و از این جهت به لطف الهی انقلاب اسلامی راه خود را بازیافته و با همان روح آرامش و پایداری از اهداف عالیه‌ای که غرب‌زدگان به حاشیه بردند، کوتاه نمی‌آیند. مسلّماً صدا و سیما در این میدان قدم‌های خوبی برداشته، ولی با اینهمه باید متوجه بود که روحیۀ انقلابی مردم را نباید به جهت ترس بعضی از جریان‌های محافظه‌کار به حاشیه برد از آن جهت که «من چه غم دارم که ویرانی بود / زیر ویران گنج سلطانی بود». باید دیوارهای ترس از آمریکا که در روح و روان بعضی رخنه کرده، با نظر به گنج‌های شور ایمانی مردم فرو ریزد و از این جهت این، اول کار است بدون هرگونه افراط و مطالبات غیر واقعی از آن جهت که بدنۀ این مردمِ مبعوث‌شده حکیم‌تر از آن است که میدان را به عده‌ای بدهند که با شعارهای افراطی بخواهند خود را مطرح کنند. موفق باشید

41605
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین قدرت لایزال خداوند متعال با حضور انسانهای با بصیرت و مقاوم به ترسیم کشیده شده و می شود هرشب و هر لحظه در آن معجزه ای نهفته است که علاوه با دیده بصیرت گونه ........ با چشم سر هم می توان نور خدا را در تک تک انسان‌ها دید که چگونه مهدی فاطمه سلام الله علیها در دل کودک ، نوجوان و جوان و ........ جلوه نمایی کرده و حماسه ای بر پا می کند و اثر می شود در این کره خاکی آیا این جز با عند ربهم شدنی است ؟!!!!! و سنت الهی را باور کنیم که ما در کجای تاریخ این سرزمین ایستاده‌ایم امام شهید ما این سنت‌ها را می شناخت عمل می کرد و پیش می‌رفت، که همراه علم ، عین و حق، به یقین می رسید که مردم را به مبعوث شدن وعده داد که توحید حرکت ایجاد می کند حرکتی که دائم در حال جوشش است آن هم از جنس آب و نور که با خود پاکی و روشنایی به همراه دارد ، نوری که همه تاریکی ها و ظلمت ها را از بین برده و روشنایش از دنیا شروع و انتهایش را نمی توان دید که آیا به پهنای آسمان ، دریا ، زمین ، و هزاران وسعتی که در افق دید شهادت گونه می گنجد، هست ؟ آیا حقیقت گونه وارد خویشتن خود، شده ایم تا حضور پیدا کنیم در حضور خودمان و نسبت خود را رقم بزنیم در جهان خود که با پرچم ، حنجره ، و گام هایمان ، سلاحی شویم در برابر آشفتگی‌های درونی و دشمن بیرونی که بتوانیم در پی تفکر و ربط و نسبت خودمان را با این جریان ها که هزاران سال است در پی آنیم، آن را بیابیم که با آغاز انقلاب اسلامی جوشش گرفته و بعد از چهار دهه به اوج خود رسیده که با درک تفکر و عمق حضور ، با اراده‌ای مستحکم کام بر داشته بسوی نور الهی که انقلابی مهدوی در قلب های ما در حال ظهور درونی و جوشش بیرونی است . اللهم عجل لولیک الفرج

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راز اینگونه گشوده‌شدن قلب‌ها را باید در قرارگرفتن در راهی دانست که مردم ما آن راه را درست تشخیص داده‌اند آن‌گاه که حضرت روح الله«رضوان الله‌تعالی‌علیه» در شخصیت خود بیش از آن‌که از آن راه بگوید، خودش راهی بود در مقابل انسان‌های این تاریخ. انسان‌هایی که خودشان مسئلۀ خودشان شده بودند تا در این میدان، جهانی شوند به وسعت همۀ انسان‌ها در بیکرانگی ذاتی‌شان. و این است که ملاحظه می‌کنید هر شب به سوی همدیگر می‌آیند تا به حکم «این رازترین سخن» که فرمود: «المؤمن مرآت المؤمن» هرکدام در جان همدیگر، خود را تجربه کنند و به شوری که ایمان را به معنی واقعی آن معنا می‌کند، ورودی داشته باشند و باز متوجه شوند «هنوز نه!» زیرا می‌دانند این راه بسی حکایت‌ها در پیش دارد، حکایتی از جنس روبه‌روشدن با میدانی که دو کشور هسته‌ای به جهت بحران موجودیت‌شان به ما تجاوز کردند. زیرا «از همه محروم‌تر، خفاش بود / که عدوی آفتاب فاش بود». چه کسی باور می‌کرد که ما با موجودیت خود این‌چنین، آن دو کشور را که با هزار امید، خود را دنبال می‌کردند؛ با چنین بحران موجودیت روبرو کند و پنجه در چهرۀ خورشید بکشند. و این همان حضوری است که از «علم الیقین» شروع شد و تا«عین الیقین» جلو آمد و حال، مائیم و مردمی که در حضوری که آن را به«حقّ الیقین» وصف کردند؛ حاضر شدند و این یعنی «المؤمن مرآت المؤمن». موفق باشید  

نمایش چاپی