بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41604
متن پرسش

باسلام و احترام خدمت استاد گرامی؛ چندی پیش که در حال کلنجار با مبحثی بودم که به ذهنم رسیده بود، مطلبی در پایان برایم روشن شد که ربط زیادی به بحث اصلی نداشت. درحال کار روی قضیهٔ « نظر به گلاسنهایت و تفکر به امکان معاصرت بخشی به سنت ها» بودم که نوشتاری را در عنوان «بوتهٔ آتَر» نرد خود یافتم. خواستم قبل از هرچیز آنرا با جنابعالی درمیان بگذارم تا ببینیم که آیا زاویه دید مناسبی برای تفکر در این تاریخ می‌تواند باشد؟! ................................................................. «بوتهٔ آتَر¹» بسم الله الرحمن الرحیم [عصر تکنیک؛ پایانِ عشق² یا محک خلوصِ آن؟] روزگار تکنیک جهانی می‌سازد که در آن هر چیز باید قابل استفاده باشد؛ انسان، روابط و حتی معنویات. وقتی همه‌چیز به کارآیی تقلیل پیدا کند، عشق نمی‌تواند پشتِ عرف، سنت یا ساختار‌های تثبیت شده پنهان شود. اگر هست باید خودش را در عریان ترین شکلش نشان دهد. در گذشته عشق و ایثار و تعهد تاحدودی توسط ساختار مردمان حمایت میشد اما امروز اگر کسی بخواهد ایثار کند غالبا باید در جریان ضدمحاسبه حرکت کند. این یعنی ایثار و عشق دیگر عادت نیستند بلکه انتخابهایی آگاهانه اند و این همان جایی‌ست که آزمون آغاز می‌شود. در این روزگار عشق می‌بایست از سه آزمون بگذرد: ۱. محاسبه: آیا هنوز می‌توان انتخابی کرد که صرفه مادی نداشته باشد؟ ۲. سرعت: جهان شتاب‌زده است ولی عشق باتدریج؛ آیا هنوز می‌توان ماند، گوش سپرد و درنگ کرد؟ ۳. اختیار: اگر ایثار و عهدی وجود داشته باشد، آن از سرِ جبر است یا اختیار و آگاهی؟ خطر این آزمونها این است که جهان بالاخره تهدید می‌کند و برنمی‌تابد که چیزی در سیطره امکان های آن نباشد. پس خطر این است که عشق به احساسات زودگذر و هوس تقلیل یافته و معنای اصیل آن به حجاب رود. با این حال شاید این خطر و دشواری امکانِ خلوص را فراهم می‌کند. عشقی که در شرایط آسان زاده شود با اولین بحران فرو می‌ریزد ولی عشقی که در برابر محاسبه دوام آورد، چیزی بسیار عمیق‌تر است. برای تجربه زیستن عاشقانه نباید از در معرض قرار گرفتن بهراسیم. زیرا عشق تجربه ناارادگی و بی‌کنترلی هم هست و ما در این زمانه با کنترل کردن خو گرفته‌ایم. تجربه عشق مارا در معرضِ خطر قرار می‌دهد؛ خطر بی‌کنترلی در عصر کنترل؛ و این قسمتِ دشوار ماجراست. اگر عصرِ تکنیک را سراسر کژی بدانیم آنگاه هرآنچه درآن است از مهر تهی خواهد بود. در این نگاه تکنیک پایانِ عشق است؛ زیرا هر پیوندی به سود سنجیده می‌شود و هر پیمانی تا وقتی می‌پاید که کارا باشد. در گیتی آسان و بی‌فشار، مهر چندان محک نمی‌خورد. پیمان وقتی معنا می‌یابد که گسستن آسان باشد و تعهد در هنگامه آشوب خود را آشکار می‌کند. شاید این زمانه نه پایان عشق بلکه بوته آتر باشد. در این آتر، آنچه از سر عادت است می‌سوزد، آنچه از سر ترس است فرو می‌ریزد و آنچه از سود است دوام نمی‌آورد. اگر عشق از این آتش بگذرد و بماند، دیگر احساسی ناپایدار نیست. عقل محاسبه‌گر رخنه‌ای پدید آورده است، همه‌چیز را عریان کرده که اگر کسی بی‌حساب دوست بدارد، آن مهر آشکارتر از هر زمان می‌درخشد. اگر بنیاد های مهر در کنه گیتی پاینده است و کیهان بامهر در قرار است آنگاه تکنیک هرچند سترگ، توانایی خفه کردن آنرا ندارد بلکه آن‌را عاری از تعلقات و بیرون از عادات به‌ما تحویل می‌دهد. (گر تو با چشم ارادت نگری جانب دیو دیوت اندر نظر افرشته‌وش و حور لقاست؛ وگر از دیدهٔ انکار به یوسف نگری یوسف اندر نظرت زشت‌رخ و نازیباست³) .................................................................. [1. آتَر: آتش در زبان اوستایی] [2. عشق در اینجا به معنای کلی‌ترِ خیر، خوبی، مهر و... نظر دارد] [3. ملک الشعرای بهار] . .

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای کاش می‌دانستیم با روحیۀ حساب‌گریِ فرهنگ مدرنیته چه حضور و چه حقیقتی را از دست دادیم! و چه اندازه متنی که از «بوتۀ آتر» به میان آوردید دقیق و عمیق و شورانگیز بود وقتی با ما از عشقی سخن گفت که عطایی است الهی، تا آن‌جایی که اگر آنچه در آن متن به میان آمده است «فهم» شود تازه، آری! تازه متوجه می‌شویم چگونه جناب مولانا فرمود: «جمله بی قراری ات از طلب قرار توست / طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت». راستی! چه شد که ما در فضای تکنیک از مِهر، تهی شدیم و ندانستیم تا آن‌جا می‌توان با عشق زندگی کرد که خداوند در وصف آن کسی که او را به پیامبری برگزید، فرمود: «لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ أَلّا يَكُونُوا مُوْمِنِينَ» زیرا آن مرد الهی آنچنان غم انسان‌ها را نسبت به غفلت‌شان از حضور در آستانۀ خدا غمگین می‌شد که خداوند فرمود نزدیک است قالب تهی کند. سخن، بسیار و بسیار زیاد است در «فهم» و درکِ متنی که تحت عنوان «بوتۀ آتر» به میان آورده‌اید. امید است جمعی در کنار همدیگر بنشینند و به سطرسطرِ کلامی که معنای خلوص را در مقابل ما می‌گشاید، بیندیشند. بنده «امّی‌بودن» را که شرط بعثت است؛ از این نوع می‌دانم تا آن‌جایی که مدعیان تفکر، گمان می‌کردند چون مانند آنان فکر نمی‌کند، آن مرد الهی تحت تأثیر افراد است و متوجۀ روحانیت خاص آن حضرت نبودند. و در همین رابطه حضرت ربّ العالمین فرمود: «وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَکُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ»(توبه/61) که به گفتۀ علامۀ طباطبایی: «برخی از آنان کسانی هستند که پیامبر را آزار می دهند ومی گویند او گوش است (یعنی دهن بین و حرف شنو)بگو برای شما دهن بین خوبی است که بخدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می کند و برای افراد با ایمان شما مایه رحمت است و کسانی که پیامبر را آزار دهند برایشان عذابی دردناک خواهد بود)، بعضی از منافقان پیامبررا آزار می دهند و می گویند: او مثل گوش است ، یعنی به حرف همه گوش می دهد و هر حرفی را می پذیرد، می فرماید: به آنها بگو که او گوش بسیار خوبی است ، یعنی آنچه را خیر شما در آنست می شنود، مثلا وحی خدا را می شنود و خیر خواهی مؤمنان را می شنود و در هرصورت استماع آن جناب استماع خیری است و سخنان خوب شما را می شنود وسخنانی را هم که صحیح نیست گوش می دهد و هتک حرمت شما را نمی کند وبه خدا ایمان دارد و مؤمنان را شخصا تصدیق می نماید و خدا را در وحیی که به او می شود تصدیق می کند، اعم از اینکه سخن آنان را هم تصدیق کند یا خیر واین امر باعث خیر برای مؤمنان است ، همچنین او رحمتی برای مؤمنان است ،چون آنها را از شقاوت و هلاک نجات داده و راه فطرت را به آنها نمایانده است ودینی را برایشان آورده که هم از فرد حمایت می کند و هم از جامعه ، پس مراد ازرحمت در این آیه رحمت فعلی است ، یعنی مؤمنان عملا از رحمت وجودپیامبر(ص ) برخوردارند، امادر سوره انبیاء که می فرماید:(وما ارسلناک الا رحمه للعالمین ) ، مراد رحمت شأنی است ، یعنی وجود پیامبر چنان است که همه عالم می توانند از رحمت وجودش برخوردار شوند. و در نهایت خداوند کسانی راکه پیامبرش را آزارنمایند به عذابی دردناک تهدید می نماید.»
آری! ای رفیق! حکایت مردم عزیز ما در این شب‌ها نیز چنین است که آن‌ها را متهم به عوام می‌کنند. در حالی‌که بابعثتی به میان آمده‌اند که بنا است از تاریخ محاسبه‌گریِ عقل تکنیکی عبور کنند. و این است که باید بدانیم: 
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم / سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید/ هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور           موفق باشید              
 

41603
متن پرسش

سلام و عرض ادب استاد گرانقدر طی مطالبی که تحت عنوان شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی فرمودید ما و دوستانمون بر آن شدیم بحث مهم سنت های الهی در قرآن رو مورد نظر قرار داده ودر خود قرآن و روایات و از جمله بیانات رهبر شهیدمون به گفتگوبپردازیم به امید سنت هدایت و امداد حق تعالی ... و برای ظهور بیشتر سنت ظهور حق در جانمان و جمعمان از شما استاد گرانقدر تقاضا داریم در خصوص مطالعه منابع مورد نیاز و روش راهنمایی بفرمایید و من الله التوفیق لکم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مکرراً عرض شده یکی از شاخصه‌های تفسیر قیّم «المیزان» برای هرچه بیشتر مأنوس‌شدن با حقایقی که قرآن با ما در میان می‌گذارد؛ توجه به سنت‌های الهی می‌باشد. نمونه‌اش جزوۀ «سنّت سقوط تمدنها از نظر قرآن در الميزان»https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/1550 می‌باشد و این تازه ابتدای کار است به همان معنایی که عرض شد راز آرامش آن رهبر شهید چیزی نبود جز توجه به سنت‌های الهی و اراده‌ای که حضرت حق برای نابودی جبهۀ استکبار اراده کرده است. https://eitaa.com/matalebevijeh/22373 موفق باشید

41599
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده 1_خداوند چگونه انسان ها را مبعوث می کند؟ 2_در این عالم چه انسان‌هایی چه در ظاهر و چه در باطن وارد زندگی انسان می شوند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعثت، امری نیست که انسانها بتوانند خودشان در آن مورد اراده کنند و چگونگی آن را بیابند، نوعی حضور است که خداوند در جان انسانها ماورای ارادۀ آنها ایجاد می‌کند 2- نمی‌دانم. موفق باشید      https://lobolmizan.ir/special-post/1771

41597
متن پرسش

سلام استاد وقت بخیر بارها رهبری و بسیاری دیگر بر اهمیت فضای مجازی تاکید داشتند (کشتارگاه ) الان سالهاست پیام رسال داخلی توسعه داده اند نزدیک دو ماهه اینترنت بین الملل رو هم که بسته اند میری تو همین پیام رسان های داخلی (روبیکا) جستجو میزنی لینکدونی گروه: چندین سایت برات میاد هرکدوم که می خای عضو شو بلافاصله مطالب جنسی بسیار زشت و زننده ارسال می شه افرادی که در حال رد و بدل کردن محتوای جنسی -مکالمه جنسی و در اون مایه ها هستند و یا گاهی توهین به مقدسات و پیامبر اکرم ، امیرالمومنین و ... بسیار بدتر و شنیع تر و بی ضابطه تر از فضاهای مجازی خارج از ایران (اونایی که ما دیده بودیم) علت رو یه توضیحی می فرمایید؟! دقت فرمایید من نگفتم در یک فضا دور افتاده وضع اینگونه بود اغلب فضا ها و اینکه مطمئنا کسی که فضایی مثل روبیکا دستشه کاملا اشراف داره چقدر از مطالب جنسی و پورن و مشابه اون هستند اینها چیزی نیست که مخفی باشه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند نظام اسلامی در حدّ توان موظف است فضای مجازی را مدیریت کند، ولی عنایت داشته باشید که عمدۀ مطلب در آن است که بتوانیم مردم را آگاه کنیم که برای حفظ روان و روح خود، خودشان چشم و گوشش‌شان را نسبت به چنین میدان‌هایی حفظ کنند به همان معنایی که رهبرانقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای متذکر آن شدند و فرمودند: «مراقبت از گوشهایمان که پنجره مغز و قلب است در مقابل  رسانه های تحت حمایت دشمن یا همسوی با ایشان امری لازم است. مسلماً  آن رسانه ها خیر خواه کشور و ملت ایران نیستند و این معنا بارها ثابت شده  است. بنابراین یا اساساً مواجهه و استفاده از آنها را ترک کنیم یا اقلاً با سوء ظن  فراوان با هر چیزی که ارائه میدهند برخورد کنیم.» موفق باشید

41595
متن پرسش

بسم‌الله الرحمن الرحیم و به نستعین آیه ۷ سوره بقره که در حرز ۲۲ امام سجاد علیه السلام نیز ذکر شده است خَتَمَ اللهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَ عَلَی سَمْعِهِمْ گویی این روزها بیش از هر زمان دیگری معنای عینی پیدا کرده است؛ حقیقتی که به چشم می‌بینیم و دربرابر آن، عده‌ای همچنان از باور به حماسه‌ها و خیزش‌های دوباره این امت سرباز می‌زنند. پناه بر خدا گویی چشم‌هایی برای دیدن و گوش‌هایی برای شنیدن حقیقت ندارند. این روزها تفاوت‌ها به‌طرز عجیبی برجسته شده است. از سویی کودکانمان را می‌بینیم که زود بزرگ شدند دانش‌آموز شهیده ای که گویی از ملاقات خود با رهبرش خبر می‌دهد، یا طفل خردسالی که در خیل جمعیت، پیش‌گامِ بزرگ‌سالان شده و سرودِ مقاومت می‌خواند. و در سوی دیگر، متأسفانه شاهدیم که برخی بزرگ‌سالان گویی در کودکیِ خویش متوقف شده و با گذشت بیش از ۵۰ روز، همچنان در سردرگمی‌ها و بازی‌های کودکانه خود مانده‌اند. شدت و ضعف ایمان‌، امروز شفاف‌تر از همیشه نمایان است؛ جایی که هم‌وطنانی درگیرِ چه کنم‌های بی‌پایان‌اند، و یا عده‌ای معدود، همچون منافقان و وطن‌فروشان، در ظلمتی کور فرو رفته و به امیدهای واهی دل خوش کرده‌اند. خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کن و امام زمانمان را برسان اللهم عجل لولیک الفرج

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیبایی زندگی و تاریخ در همین است که با نور اسلام و با شرافت انسان‌های معصوم، هرچه بیشتر حق از باطل جدا و جداتر شود تا آن‌جایی که ان شاءالله در نهایی‌ترین منزل دوران زمینیِ آدم، اوجِ حق در مقابل اوج باطل قرار گیرد که بحمدالله به خوبی در تاریخ آن حضور قرار گرفته‌ایم. آیا شرافتی بالاتر از این می‌شود که مقابل ما خبیث‌ترین جریان یعنی استکبار و صهیون قرار گرفته‌اند؟ خدا می‌داند همۀ پیامبران و همۀ انسان‌های آزاده با هر سبک و دینی به دنبال چنین حضوری بودند و این‌جا است که باید با وقار و دلسوزی و امید به آینده، جداییِ این دو جبهه را هرچه بیشتر نشان داد. موفق باشید

41594
متن پرسش

سلام ارادت شبتون بخیر خداقوت از معرفت نفس میخوام برسم به جنگ به جنگ ناتمام حق و شجره طیبه با باطل و شجره خبیثه از اولش که جدال ابلیس و ملائکه بود تا الان یعنی انقلاب اسلامی و امریکا به جنگ ناتمام در روند احتناک ذریه حضرت آدم ع و اینکه جمهوری اسلامی بخاطر انسان ایستاده و مقاومت میکنه و چرا باید بجنگم چرا باید هزینه بدم و استرس بکشم چرا اونا به ما حمله کردن چجوری باید این استرس ها رو تحمل کنم به چه صورت داخل یک متن کوتاه مثلا تراکت تبیین میشه کرد این رو با معرفت نفس؟ انسان بدون هیچ برهان و استدلالی خودشو حس میکنه دیگه و حتی اگه بخواد به همه چی شک کنه، به اونی که داره شک میکنه که شک نداره بنظرم برای صحبت با کسایی که فکری باهامون همسو نیستن و اصطلاحا خاکسترین مناسب هست شاید در حد تشکیک در عقاید مخاطب و جرقه ای برای ورود به بحث و گفتگوی تفصیلی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است که به میان آورده‌اید. زیرا به هر حال انسان‌ها در تاریخ جدید، خودشان با خودشان مسئله‌دار شده‌اند و با طرح اشاراتی که متذکر کرامت انسانی‌شان باشد، می‌توان با آن‌ها گفتگو کرد. در این رابطه سلسله مباحث «تقابل آزادی و حجاب چرا؟» می‌تواند کمک‌کار باشد.https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&tab=sounds  موفق باشید

41593
متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار ان شاءالله سلامت باشید ببخشید مزاحم وقت شریف شدم یک سوالی از خدمتتون داشتم. ما قصد داشتیم یک کار تبیینی در قالب انتشار نوشته(تراکت) و گفتگوی چهره‌به‌چهره داشته باشیم و مخاطبمون هم تمام اقشار باشند یعنی چه افرادیکه نسبتی با اسلام و انقلاب دارند و آنهایی که تنها وجه مشترکشان با ما که باعث میشه پای گفتگو بنشینند، فقط مسئله ایران و دفاع از خاک هستش نه بیشتر. برای این مدل افراد، ما چطور میتونیم اون نگاه‌های بلند و آرمانهای اصیل رو مطرح کنیم؟ یعنی بطور مثال برای کسیکه ۱۸دی و بهمن‌ماه۱۴۰۴ یا سال ۱۴۰۱ در دانشگاه و خیابان اعتراض کرده ولی الان بخاطر جنگ، یا سکوت کرده یا حتی درکنار حاکمیت ایستاده چطور میشه مسئله رو از بحث ایران فراتر برد؟ خیلی از این افراد صرفا بخاطر اینکه ترس از تجزیه ایران جدی شد و یا اینکه جایگزین قدرتمندی برای حاکمیت وجود نداره(عدم اعتماد به پهلوی)، در جنگ درکنار حاکمیت ایستادند وگرنه دلیلی برای همراهی با حاکمیت نداشتند. الغرض؛ چند سوال مشخص به ذهن حقیر رسید که شاید پاسخ به اونها بتونه کمک کنه تا بتونیم باب گفتگو رو با این افراد باز کنیم که جسارتا خدمتتون ارسال میکنم. ببخشید که وقت شما رو میگیریم🙏🏻 ۱_اصلی‌ترین آرمانهای انقلاب ما چه بوده؟بالاخص برای این قشر که احتمالا مسئله ذهنیشان این موارد نیز هست: _مثل حجاب و نقش زن _چرایی وجود محدودیت‌های اجتماعی امثال مباحث حجاب و موتورسواری بانوان و... _چرا برای مقاومت در منطقه هزینه میدهیم، چشم‌انداز ما چیست؟ ظهور یا رفاه اجتماعی؟ _چرا باوجود همه‌ی نقایص و ظلم‌های حکومت، همچنان باید در این جنگ درکنار پرچم ایران ایستاد؟ _چطور میشود مخالف حکومت بود اما در جنگ درکنار او ایستاد؟ ۲_اگر جایگزینی برای این نظام وجود داشت که اقتصاد بهتری را ایجاد میکرد کافی بود تا ما آن را بپذیریم؟ اگر یک جایگزین بهتر از پهلوی برای این حکومت بود، بهتر بود که مردم آنرا سر کار بیاورند؟ درواقع اینکه مردم درکنار حاکمیت میجنگند بخاطر قوّت و ایدئولوژی حاکمیت است یا بخاطر ضعف گزینه‌های جایگزین آن؟ ⬅️⬅️⬅️

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این موردها مفصل است 1- آری! انقلاب اسلامی با نظر به کرامت انسانی و مقابله با جبهۀ استکبار، تاریخی را در مقابل انسان‌ها گشوده است و در این رابطه جمهوری اسلامی در راستای کرامت انسان، حکومتی تشکیل داده است و این مبنای اصلی نظام اسلامی می‌باشد و نباید ضعف بعضی از مسلمانان را به حساب اسلام و نظام اسلامی گذارد. معلوم است که رعایت دستورات اسلامی برای هرچه بیشتر به کمال‌رساندن انسان‌ها می‌باشد. باید با چنین فضایی گفتگوها با مخاطب صورت گیرد و یا جملاتی اشاره‌گونه نوشته شود 2- حقیقت، امری نیست که جایگزین داشته باشد هرچند ممکن است ما در مسیر رسیدن به حقیقت در ابتدای آن باشیم و بدین لحاظ نظام اسلامی چیزی نیست که برایش جایگزین تصور شود مگر هرچه بیشتر آن نظام از نقص‌ها به سوی کمالش سیر کند. شاید در سلسله مطالبی که تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» تهیه شده است و اشاراتی که در آن نوشتارها پیش می‌آید؛ بتواند وسیلۀ گفتگو و یا تهیۀ نوشتار بشود. https://eitaa.com/bartarin_hozoor  موفق باشید

41591
متن پرسش

خدمت استاد گرامی حاج آقای طاهرزاده سلام علیکم و رحمه الله . گروه جهادی نورالزهرا سلام الله علیها، با توجه به شرایط «جنگ تحمیلی سوم»، در نظر دارد خدمت رسانی خود را به اقشار مختلف مردم گسترش دهد. محورهای اصلی فعالیت عبارت است از: ۱. خدمات پزشکی و توانبخشی · تأمین کپسول اکسیژن · تهیه ویلچر و تجهیزات کمکحرکتی · تأمین داروهای ضروری ۲. لوازم منزل · لوازم آشپرخانه · پتو و سایر ملزومات گرمایشی ۳. اقلام ضروری و مواد غذایی برای اثربخشی بیشتر، نیازمند همراهی مردم در این مسیر هستیم. لذا خواهشمند است نکات و راهنمایی های خود را درباره اعتلای مشارکت مردمی در چنین شرایط حساسی، بیان بفرمایید بفرمایید. با تشکر از توجه جنابعالی گروه جهادی نورالزهرا سلام الله علیها شماره کارت واریز کمک های مردمی ۶۱۰۴۳۳۷۸۶۷۸۵۸۷۱۲ علی نوجوکی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله با حضور درمیدان مقابله با استکبار و صهیون، خداوند عنایت خاص خود را به ملت ایران کرد تا در همۀ صحنه ها، آری! در همۀ صحنه ها به میدان بیایند اعم از مقابلۀ مستقیم با آن جبهۀ ضد انسانی تا حضور در میدان های دیپلماسی و حضور در میادین و حضور در انواع ایثارها که در این رابطه عزیزانمان سر از پا نمی شناسند و گروه جهادی نورالزهرا سلام الله علیها از آنگونه هستند و شایسته است عزیزان هرکس در حدّ امکان خود، آن گروه محترم را که سابقۀ خوبی در کمک رسانی به اهلش دارند؛ یاری کنیم. و جناب آقای علی نوجوکی از افراد بسیار مطمئن و دلسوز هستند. موفق باشید 

41590
متن پرسش

سلام و علیکم آقای طاهرزاده 1_ توحید از سه بخش ذات،صفات،افعال تشکیل شده؛ چگونه توحیدم رو قوی کنم؟ 2_ با توجه به حدیثی که امام صادق فرمودند اعرف امامک و... چرا باید امام زمان رو بشناسیم؟ 3_برای مطالعات در عرصه مهدویت ، چه موضوعاتی رو پیشنهاد می کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- توحید حقیقی همان توحیدی می‌باشد که به حکم «من عرف نفسَهُ عرف ربّه» با معرفت نفس پیش می‌آید و این تقسیمات سه گانه مربوط به مباحث استدلالی در مقابل منکران توحید است 2- امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» نهایتِ انسانیت انسان می‌باشند و از این جهت باید آن جایگاه، شناخته شود. 3- در این مورد می‌توانید به کتاب «بصیرت و انتظار فرج»https://lobolmizan.ir/book/244 رجوع فرمایید. موفق باشید

41589
متن پرسش

عرض سلام خدمت استاد محترم استاد احساس می کنم در شرایط فعلی و در موقعی که بحث مذاکرات پیش آمد موقعیتی پیش آمد تا جامعه ی حزب اللهی ما به جمع بندی درستی بین جمع نظر ولی فقیه و مردم برسند و از افراط وتفریط فاصله بگیرند،که نه به بهانه ی اینکه ولی حکمی را داده از آتش به اختیار بودن و مطالبه ی مردم غفلت شود ونه به بهانه ی آتش به اختیار بودن مردم،نسبت به حکم ولی بی تفاوت باشیم و نهایتا حکم ایشان را برحسب تحمیل و جام زهر به ایشان بدانیم. سوال دوم ام هم در خصوص اعزام‌حجاج است که بعضی آقایون بحث خیانت مسئولان نفوذی در سازمان حج را عامل تصمیم اعزام حجاج می دانند،در حالی که وقتی این نهاد ذیل ولی فقیه تصمیم می گیرد نباید چنین اتهامی زده شود،نهایتا مردم به اختیار خود وبررسی شرایط روحی شان می توانند تصمیم بگیرند ،نروند اما چنین اتهامی راهم نزنند. نظرتون را بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید که هر دو طرف در میدان پیروزی در مقابل جبهۀ استکبار دو نگاه دارند. امری که در پرسش و پاسخ https://eitaa.com/matalebevijeh/22405  عرض شد و اخیراً استاد مهدی محمدی در موضوع برنامۀ دشمن برای ایجاد اختلاف نسبت به موضوع مذاکره و عدم مذاکره نکات دقیقی فرموده‌اند که خوب است به آن نکات توجه شود. https://eitaa.com/mohammadi61 2- در این رابطه می‌توانید به جواب پرسش شمارۀ 41586 رجوع فرمایید. موفق باشید

41588
متن پرسش

سلام وقتتون بخیر استاد اینکه در نوشته های اخیرتون اشاره به اینکه در انقلاب مرگ تبدیل به شهادت شده و بل احیا عند ربهم یرزقون رو میفرمایید که مربوط به برزخ و.. نیست که همه دارن بلکه یه حضور خاصیه، منظورتون اینه که با رفتنش در همین دنیا حضورش فقط نظم بازی استکبار رو بهم میزنه یا اینکه این حضور رو شهید یا میتی که در حضور انقلاب از دنیا رفته رو خودش درک میکنه؟ و بعد از مرگ در این حضور باقی هست در برزخ و... خودش؟ یعنی میخواستم بپرسم اینکه فرمودید حضورش مربوط به برزخ همه اموات نیست ، اما خب همون حضور خاص توحیدی رو خودش بالاخره در برزخش حس میکنه، درسته؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت حضور شهید بعد از شهادت، همانی است که رهبر شهیدمان از آن خبر دادند و فرمودند: «شهدا مایه‌ رونق حیات معنوی‌اند در کشور. حیات معنوی یعنی روحیه، یعنی احساس هویّت، یعنی هدفداری، یعنی به سمت آرمان‌ها حرکت‌کردن، عدم توقّف؛ این کار شهدا است؛ ... وقتی می‌روند، با جان خودشان: «وَ یَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا‌ هُم یَحزَنون؛» ... وقتی می‌روند، معنویّت‌شان، صدای‌شان تازه بعد از رفتن بلند می‌شود. نطق شهدا بعد از شهیدشدن باز می‌شود، ... با ماها دارند سخن می‌گویند... اگر این پیام را بشنویم، روحیه‌ها قوی خواهد شد، حرکت، حرکت جدّی‌ای خواهد شد....»(۱۴ آبان ۹۷) و این، نوعی حضور در همین دنیا می‌باشد. موفق باشید

41587
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز، این روزها همه چیز ما را به اندیشیدن می‌خواند و همه چیز تأمل برانگیز است... داشتم به بعثت مردم می‌اندیشیدم. اول اینکه آیا این بعثت برای همه‌ی مردم است یا برای آنان که در انتظار راهی بودند و در کوران حوادث این تاریخ چشم به راه حضوری و حیاتی و خدمتی بودند؟ گویا حتی این بعثت مراتبی دارد، مثلا حس می‌کنم تا وقتی در نسبت با هم و با ایمان و امید و وحدتی که امام شهیدمان ما را رهنمون داد و برای تعالی ایران امام رضایی قوی و آزاد از خویشتن خویش چون قطره‌ای افتاده در بیکرانه دریای انقلاب اسلامی هستیم در این بعثتیم و دیگر بحث فرد و جمع نیست، ما امت شده‌ایم و وجودمان برانگیخته شده و در عزم و اراده‌ای خدایی خویش را سپرده‌ایم و اراده‌مان جز اراده او نیست... نشانه‌اش احوال تجمعات و احوال تشیع شهدا و مراسمات پی در پی و نحوه حضور مردم است... و البته زبان‌هایی که گاهی در قالب شعار و شعر و گاهی در قالب متن و گاهی حرفهایی بسیار ساده با زبان عامیانه مردم بیان می‌شود... حتی گاه به اینکه بعثت امری است امی‌وار نه امری علمی می‌اندیشم ... یعنی هرکس در فقر و طلب بیشتری است و دلسوزی جدی‌تری دارد، بیشتر بهره‌مند است... خلاصه جای صحبت بسیار است... امیدوارم فرصت گفتگویی فراهم شود... پیرو یک گفتگوی کوتاه با دوست اهل تفکری اینگونه به زبانم جاری شد: آری، هر بعثتی با إقرأیی همراه است، و حال در چه صورتی این گفتی که به صحنه آمده است دچار گشتل نمی‌شود یا در قاب بُرده نمی‌شود!؟ مثالی می‌زنم تا بتوانم سؤالم را مطرح کنم طلبی غرب را فرا گرفته بود که می‌خواست با آن حق را در طبیعت رؤیت کند، گویا این طلب برایش بعثتی بود، حالا این بعثت به جایی رسید که نفس اماره به صحنه آمد و به جای اینکه با طبیعت مواجه شود خواست طبیعت را در تسخیر خود در آورد و شد آنچه که دیگر آب را آب نمی‌بینیم و آن را نیروگاه می‌بینیم و درخت را درخت نمی‌بینیم و الوار و چوب می‌بینیم و دیگر حقیقت را با طبیعت نمی‌بینیم. حال عرض بنده اینجاست، اتفاق عظیم بعثت مردم پیش آمده است و یک عده می‌خواهند آن‌را به چنگ بکشند و به دست آورند، در حالی که پدیده بعثت مردم در دست نمی‌آید، و به خاطر همین خیلی سعی می‌کنند بقیه را با خود همراه کنند. می‌خواهند آن‌را مصادره به مطلوب خودشان کنند و جالب آن است که مردم دلزده می‌شوند، یعنی به قول دوستی نفسانیت افراد تو ذوق می‌زند، احوال نفسانی‌شان پیداست و آزار دهنده است و حتی مردم می‌خواهند که با این‌ها یک جوری برخورد بشود متوجه شوند و دست بردارند. آری امت مبعوث شده خواهان حفظ و تعالی بخشیدن بعثت خویش است. آیا شعارها و حرفهایی که زده می‌شود همه از جنس بعثت است؟ یا بر اساس زاییده‌های ذهن قبلی ماست؟ کدام زبان، زبان بعثت است و صاحب اثر و کدام نه!؟ کدام إقرا از بالاست و از بُعد حقی ماست و کدام از پایین و بُعد نفسانی ماست؟ دوم اینکه گویا تاریخ انقلاب اسلامی، تاریخ و وقت بعثت‌هاست، بعثت‌های فردی بسیار دیده‌ایم، حتی اربعین هم گویا بعثت است، آن هم بعثت مردم اما این بعثت، بعثت عجیبی است، عجیب و پرسوز و بشارت آور، صراط همین جاست، کجایند منتظران تاریخ؟ کجایند شهدای عزیز تاریخ از صدر تا اکنون؟ البته همه حاضرند در تمام این لحظات باشکوه و چرخانندگان همه‌ این میدان‌ها آنان‌ند. ان شاء الله بیناتر و شنواتر و بصیرتر و عاقل‌تر شویم تا بیشترین بهره را از این ایام ببریم. ان‌شاءالله زبان آوینی‌ها گشوده شود و جان‌های آزادگان جهان بهره‌مند. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد بعثت مردم حتی شهید مطهری عزیز می‌فرمایند: «وقتی کسی مبعوث میشه، از درون خودش اون ماموریت رو پیدا میکنه و انگیخته میشه. یک انقلاب روحی و درونی در خودش ایجاد میشه که حرکت ایجاد میکنه.» و البته این نوع بعثت، نسبتی است که انسان با حضور تاریخی‌اش در انقلاب اسلامی برایش به ظهور می‌آید و لذا اگر انسان توانست خود را در فرهنگ «مقاومت» معنا کند و زندگی را ماورای زنده‌بودن و یا شهیدشدن احساس نماید، در بودنِ خود منوّر به إشراقی می‌شود که یا شهید آوینی است و یا شهید عماد مغنیه و یا شهید حاج قاسم سلیمانی، و از همه مهم‌تر رهبر شهیدمان.  زیرا در معرض نفحات ایّام دهرِ خود قرار گرفته‌اند که رسول خدا«صلّی‌الله‌علیه‌‌وآله» از آن خبر دادند و فرمودند: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ ألا فَتَعَرَّضُوا لَهَا». این است معنای حضور هنرمندانه در این تاریخ. زیرا همان‌طور که فرموده‌اید چشم به راه حضور و حیاتی بودند و البته این «بعثت»، حضور در یک تاریخ است در دل مردمی که امّت شده‌اند با هویتی که «آزمودم عقلِ دور اندیش را / بعد از آن دیوانه سازم خویش را». این نوع جنون، یعنی آزاد از حساب‌گری‌های عقل فضولی. در عرایضی که با «رادیو وارستگی» شد متذکر آن شدیم   https://eitaa.com/varastegi_ir/2219 . 
این‌جا است که در همان فضای «امّی‌بودن» ندایی به گوش می‌رسد و گفتنی آغاز می‌شود که با آن گفتن، تولدی در میدان تاریخی که در آن حاضر شده‌ایم به ظهور می‌آید و هر «گفتنی»، تولدی را. یعنی «امرِ قُل زان آمدت کی راستین / کم نخواهد شد، بگو دریاست این». و این است معجزۀ «إقرأ» که با آخرین پیامبر که صلوات خدا بر او باد، آغاز و گشوده شد و چه اندازه جای تأسف است که با سقیفه، آری! با سقیفه ادعای «حسبنا کتاب الله» مطرح شد و این یعنی سقیفه و این یعنی بن‌بست، و این یعنی مولایمان علی«علیه‌السلام» که حکایت عدم جدایی از کتاب الله بود، به حاشیه رفت، و این یعنی لیبرالیسم و روشنفکری غرب‌زده که همۀ تلاشش آن بود تا ندای عزیز دلمان را نشنوند. به امید آن‌که سید علیِ شهید را به حاشیه برد، آن مردی که به گفتۀ فرزند حکیم‌اش او را «نیز قدرت خلق معانی از طریق  ساختِ به هنگام واژگان و ترکیب‌های بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل می‌کرد» داشت. و این یعنی گفتن‌هایی که گفتنی نبود، هرچند که تحجّر و تعصب، بخواهند امام شهیدمان را به گفتۀ جنابعالی، مصادرۀ به مطلوب بکنند. چه اندازه رهبر شهید ما از اینان نیز دور و دورتر بودند و به آن بانویی که نمی‌دانست کشف حجاب او به جهت حیلۀ دشمن است، نزدیک و نزدیک تر بود.
آری! بعثتی ظهور کرده ولی «هنوز نه!» از آن جهت که «صراط» است و همواره باید از حضرت پروردگار بخواهیم «اهدنا الصراط المستقیم» تا زبانی گشوده شود و آن زبان، متذکر «تبعیت از رهبری» و «تأکید بر انسجام داخلی» و «حضور مردم در میدان‌ها» باشد با ادبیاتی آوینی‌گونه.  موفق باشید           
 

41586
متن پرسش

با عرض سلام از نظر استاد تکلیف کسانی که درحج امسال ثبت نام کرده اند با شرایطی که به وجود آمده چیست آیا باید انصراف بدهند در صورتی که توانایی برای رفتن حج را دارند

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته در این موارد با رجوع به دفتر مرجع تقلید خودشان باید مطلب را دنبال کنند. بعضی از مراجع اعلام نظر فرمودند از جمله آیت الله مکارم شیرازی به استفتائی درباره‌ تشرف به بیت‌الله الحرام و سفر حج با توجه به شرایط کنونی پاسخ دادند: «کسانی که امسال تمکن از حج پیدا کرده، ولی به خاطر شرایط موجود نسبت به این سفر دچار خوف و ترس شده اند (ترس از خطر جانی، ناامنی جدی و مانند آن)، استطاعت شرعی آنان برای انجام حجة الاسلام حاصل نیست. کسانی که استطاعت آن‌ها مربوط به سال‌های قبل بوده، اگر اکنون نسبت به رفتن به حج، خوف و نگرانی عقلایی دارند می‌توانند سفر را به سال بعد موکول کنند.» موفق باشید

41585
متن پرسش

باسلام و احترام در موضوع مذاکرات و مطالبات مردمی، چند نکته به‌نظرم رسید که گفتم با جنابعالی در میان بگذارم: مورد۱:« قطعا تهمت زدن و خائن خواندن مسئولان نظام، امری بسیار پلید و امری نکوهش‌شده می‌باشد و در این مورد بر هیچکس پوشیده نیست که یکی از اهداف دشمن، ایجاد اختلاف بین ملت و دولت است.». مورد۲:« اینکه مردم حاضر در خیابان مطالبه کنند که مسئولان در اجرای ده بند قاطع باشند قطعا چیزی نیست که نفاق به‌بار بیاورد. عده‌ای مردم را به بهانه اختلاف‌پراکنی ساکت می‌کردند و تذکرات بجای ایشان درباره مذاکره را عملی در راستای ایجاد اختلاف برمی‌شمردند. بااینکه تجربه مذاکراتی ایجاد نگرانی می‌کند و این نگرانی بسیار بجاست. دقت کنیم که این نگرانی با نفی مذاکره متفاوت است. برای مثال اینکه مردم می‌گویند زیر سایه تهدید نباید مذاکره کرد یک حرف از هوای نفس نیست، بلکه کلامی از رهبر شهید و منطبق با منطق است». مورد۳:« بعضا تذکرِ مردمْ به مسئولین را مایهٔ نفاق تلفی می‌کنند در صورتیکه اینچنین نیست. مردمِ مبعوث‌شده ماموریتی دارند و با بصیرت و هوشیاری ایکه در آنها وجود دارد، این مأموریت به آنها واگذار شده است. این مردم کشور را راهبری کردند». مورد۴:« بعضی می‌گویند که عوام نباید راجع‌به مذاکرات صحبت کنند و این موضوعی تخصصی است که متخصصان باید به آن بپردازند. البته اینکه مذاکره موضوعی تخصصی‌ است کاملا واضح است منتها اینطور نیست که مردم را ساکت کرد که درباره آن نظر و پیشنهاد نداشته باشند». مورد۵:« امام خامنه‌ای فرمودند که فریاد های شما در نتیجه مذاکرات مؤثر است. این کلام نه‌تنها دعوت به سکوت در موضوع مذاکره نمیکند، بلکه مردم را تشویق به مطالبه، آن‌هم با فریاد می‌نماید. انسان زمانی فریاد می‌کشد که نظری مهم دارد، نگران است و بیمِ تجربیات گذشته را دارد. امام خامنه‌ای با این کلام، مردم را پای میز مذاکرات بردند که همگان بدانند که طبق مبانیِ «جمهوریت»، مسائل ایران اسلامی با فریاد های مردمش اتخاذ می‌گردد». مورد۶:« باید حق داد که مردم نگرانِ مذاکرات باشند و باید در قبال مطالبات ایشان انصاف داشت. تک تکِ جملات رهبر شهید در آیینه وجود این مردم انعکاس دارد. مثلا آنجا که فرمودند:« از مذاکره‌ی با آمریکا هیچ مشکلی حل نمیشود. دلیل: تجربه. ما در دهه‌ی ۹۰ نشستیم حدود دو سال با آمریکا مذاکره کردیم... یک معاهده‌ای هم تشکیل شد... همین شخصی که حالا الان سر کار است، این معاهده را پاره کرد... امتیاز دادیم، کوتاه آمدیم، امّا نتیجه‌ای را که مقصودمان بود به دست نیاوردیم... با یک چنین دولتی مذاکره نباید کرد؛ مذاکره کردن عاقلانه نیست، هوشمندانه نیست، شرافتمندانه نیست.» ۱۴۰۳/۱۱/۱۹.» مورد۷:« ساده پنداری است که بگوییم آمریکای سال ۱۴۰۵ مهربان‌تر و منطقی‌تر از آمریکای سال ۱۴۰۳ و دهه ۹۰ است. او وحشی‌تر و جسورتر شده است. نگرانی مردم ذیل این است که یک چنین آمریکایی با چنین صفات پلیدی را می‌شناسند». مورد۸:« همه مردم با هر اختلاف بنیادینی هم که داشته باشند، ذیل امر ملی و سه رکنِ جمهوری اسلامی ایران اتفاق نظر دارند. اگر به این توجه کنیم آنوقت همه را محکوم به ایجاد اختلاف نمی‌کنیم و با سعه صدر همه نظرات را می‌شنویم». مورد۹:« اتحاد و وحدت ملی زمانی موضوعیت دارد که اختلافاتی وجود داشته باشد. امام خامنه‌ای در شعارِ سال به وحدت ملی اشاره نمودند. این وحدت ملی یعنی باتوجه به اختلاف های بنیادینی که هست و هیچکس منکر و نفی کننده اینها نیست، در زیر سایه امر ملی همگان اتحاد داشته باشند». مورد۱۰:« مطالبات و نکات مردم راجع‌به مذاکرات، چیزی جز پایبندی ایشان به ایرانِ عزیز را نمی‌رساند. آن ۱۰ شرط، ناموس ملی ایرانیان است که چه با مذاکره و چه با جنگ باید محقق گردد». مورد۱۱:« اگر ذیل امر ملی متحد شدیم، آنگاه هر چیز که زمانی به ضررِ ایران بوده است مارا نگران می‌کند. باز تاکید می‌کنم که حسن ظن به آمریکا ساده‌لوحی است و اینکه گمان کنیم آن به اصطلاح ابرقدرت به‌سادگی از منافعش می‌گذرد و اعلام شکست می‌کند و می‌رود، امری ساده‌انگارانه است. مذاکرات با آمریکا در یک دوره چند ده ساله نتیجه‌ای برایمان نداشته است و اتفاقا مایه وحدت مان، یعنی کشورمان ایران را به سختی کشانده است؛ برای همین است که مایه نگرانی است و این بیم را باید به‌حق شمرد». مورد۱۲:« عده‌ای میگویند که باید اعتماد صد درصدی به مسئولان و نمایندگان مذاکره‌کننده داشت. خواستم بگویم که اتفاقا مردم اعتماد کامل را دارند که امید دارند که ایشان خواسته های ملت را عملی کنند. این مطالبات یعنی ای مسئولان! ما به شما اعتماد داریم که شما میتوانید مطالباتِ مارا به‌اجرا درآورید. انتقاد هایی که بعضا می‌شود نیز در همین راستاست. در راستای اعتماد به مسئولین برای اجرای مطالبات و لحاظِ انتقادات». باتشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم، طرز مطالبه است که خدای ناکرده موجب دوگانگی نشود. به همین جهت عرض شد: «مطالبه آری، ولی توهین نه». فدای مردمی شویم که با همان روحیۀ ایمانیِ حاکی از بعثت با خُلق محمدی«صلوات الله‌علیه‌وآله» متوجۀ افق‌های متعالی و گشوده‌ای شده‌اند که با مقابله با جبهۀ استکبار پیش آمده است و نگرانند که این حضور با آن نوع مذاکراتی که نوعی باج‌دادن به آمریکا بود، به حاشیه رود. و این ظلم به این مردم است که آن‌ها را عوام بنامیم. 
آری! در رابطه با مذاکرات باید تفکر تاریخی نسبت به آن موضوع، همواره در میان باشد از آن جهت که ما پس از دفاع مقدس سوم در تاریخِ دیگری حاضر شده‌ایم و حال این مائیم که برای مذاکره، شرط تعیین می‌کنیم برعکسِ تاریخ گذشته که آمریکا برای ما شرط تعیین می‌کرد . در دل همین مذاکرات ما می‌توانیم حاضر شویم و شروط خود را به میان آوریم؛ ضعف دشمنان را نشان دهیم و معلوم است که نتانیاهو سخت، از این موضوع نگران است و این است که ملاحظه کردید با بمبارانِ شدید و بی‌سابقه به مردم لبنان خواست تا این جریان را به هم بزند و این هوشیاری تیم مذاکره و مسئولان حزب الله بود که متوجه شدند نباید برای دفاع از مردم عزیز لبنان در مسیری قرار گرفت که نتانیاهو دنبال می‌کرد و ملاحظه کردید که به هر حال مسئله آن‌قدر مهم است که دولت مزدور لبنان حاضر شده است با اسرائیل بر سر آتش بس مذاکره کند به امید آن‌که سخن مذاکره کنندگان ایرانی که جبهۀ مقاومت را یک‌پارچه می‌دانند؛ به حاشیه ببرد. و البته و صد البته موضوع، بسیار حساس و مهم است و نباید از یگانگیِ دیپلماسی و میدان که به خوبی پیش آمده است و ملاحظه فرمودید که وقتی با روحیۀ حماسی و درکِ تاریخی وارد آن مذاکره شدیم؛ با کوچک‌ترین بهانه‌ای که دشمن پیش آورد، آن مذاکره و مذاکرات بعدی را رها کردیم. 
چه اندازه این سخن که فرمودید اساسی است که ذیل امر ملّی و سه رکن جمهوری اسلامی، مردم ایران اتفاق نظر دارند و این همان سعۀ صدری است که به عنوان عنایت الهی بر مردم ما عنایت شده است. موفق باشید https://eitaa.com/khandehhhalal/24552  
 

41584
متن پرسش

بسمه تعالی، سلام علیکم با توجه به پاسخ پرسش۴۱۵۵۸و رجوع به کتاب آیت الله حائری شیرازی، اینگونه میتوان گفت که میتوان درست برعکس بستر انتخاب کرد و پیش رفت اما بستر جدای از جهت گیری ها ظرفیت هایی دارد؛ هیچ گاه ماهی در جوی و رود و برکه نمیتواند نهنگ شود، اما در دریا و اقیانوس میتواند. حاصل اینکه جهت گیری هارا میتوان تغییر داد اما ظرفبت ها را نه! ؛ که تمام کفر در برابر تمام ایمان وجود میگیرد و لا غیر. پس کسی همچو من حتی بخواهم برخلاف شرایط نیمبند و ضعیف منفی پیش روم، نمیتوانم جهت مثبت را از آن شرایط نیمبند و ضعیف خارج کنم... نهایتا این ایمان ما تا نوک دماغ مارا نشان دهد، و چیزی جز حسرت و درد نمی ماند. لطفا بگویید اشتباه فهمیدم و منطقی در اختیارم دهید که بتوانم واقعا در خود ایمانی وسیع و عمیق غرص کنم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال با همّتِ توحیدی می‌توان ماورای شرایط بیرونی و درونی، راهی که فطرت انسان که اصیل‌ترین حضور انسان است نزد خود؛ را پیدا کرد و جلو رفت به همان معنایی که با همّت، جهان انسان‌ها نیز تغییر می‌کند. به جناب اباذر بیندیشید که چگونه در غفارِ سراسر کفر و بت پرستی  به ایمانی رسید که می‌دانید. و به حضرت موسی«علیه‌السلام» بیندیشید که چگونه در دربار فرعون، محیطی آنچنان آلوده نتوانست بر روح توحیدی آن حضرت مؤثر باشد. به این نکته فکر بفرمایید که رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «الآن قیامتی قائم» بدین معنا که آن حضرت ماورای حضور در دنیا و یا حضور در آخرت، بدون حضور در دنیا، از حضوری خبر می‌دهند که در اکنونِ خود، در حضور بیکرانۀ خود حاضر شده‌اند و این حکایت شریعت محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌باشد. و هرکس حقیقتاً در این مسیر حاضر شود با چنین حضوری در خود روبه‌رو می‌گردد بدون آن‌که زندگیِ دنیایی را ترک کند و دوری از دنیا را پیشه نماید. در این رابطه همۀ سخن در آن روایت مشهور نهفته است که می‌فرماید: «موتوا قبل ان تموتوا». موفق باشید

41582
متن پرسش

سلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیز و گرامی آقای طاهرزاده؛ من سوالاتی راجع به حبط اعمال دارم؛ ۱_حبط اعمال چیست؟ ۲_آیا درسته که آیت الله سعادت پرور به خاطر یه بداخلاقی ۲۰ سال ناله هاش از بین رفت؟ اگه اینطوره که با یه گناه چیزی باقی نمیمونه؟ ۳_ چه چیزهایی باعث حبط اعمال میشه و چگونه از حبط اعمال جلوگیری کنم؟ ۴_کسی که مقید به موازین شرعی هست و اعمال صالح انجام میدهد ولی گناه هم میکند و بعد توبه می کند، یعنی هنوز مرحله اول سیر و سلوک رو طی نکرده، با یه گناه کردن همه اون زحمتی که برای عمل صالح انجام داده و ثوابی هم که گرفته، با یه گناه همه اون ثواب ها از بین میره؟ سوال دیگه ای که دارم اینه که چگونه موضوعات مبنایی و پایه ای اسلام مثل همین موضوع حبط اعمال ، توکل و موضوعاتی از همین قبیل رو پیدا کنم؟ متاسفانه ما مذهبی ها، از لحاظ مبنایی و ریشه ای اعتقاداتمون محکم نیست و شاید شما هم دیده باشید؛ مثلا برای زیارت امام رضا(ع) میریم ولی اصلا نمیدونیم توسل یعنی چی؟ واسطه فیض یعنی چی؟ یا مثلا آیا از امام حاجت خواستن شرک به خدا نیست؟ و موضوعاتی از همین قبیل؛ آقای طاهرزاده به این موضوعات چی میگن؟ آیا اسم این موضوعات مبانی اعتقادی هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به این روایت عزیزالقدر و امیدبخش با نظر به سعۀ رحمت الهی بیندیشیدکه از رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» داریم: «من تاب لذنب کمن لا ذنب له» هر آن‌کس که از گناهی توبه کند در آن حدّ است که گویا آن گناه را انجام نداده است. پس از این جهت با توبه، گناهان مانع حضور انسان ذیل رحمت او نخواهند بود. حال بستگی دارد که انسانِ تائب در مسیر سیر إلی الله چه اندازه همت به خرج دهد تا مصداق «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» باشد که تنها سیئات او با توبه برطرف می‌شود و یا مصداق «إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ  وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» باشد که حتی به جهت همت بلندش، گناهان او به حسنات تبدیل می‌شود و این مصداق همان جناب حرّ است. 2- ادامۀ مباحث معرفت نفسی و توحیدی در این رابطه بسیار مهم است در این حالت است که انسان حتی از عباداتی مانند زیارت اولیای معصوم، بیشترین بهره را نصیب خود می‌کند. در این مورد خوب است به سلسله مباحث «توحید و ایمان»https://lobolmizan.ir/sound/1712?mark=%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF  رجوع فرمایید. البته معلوم است که حاجت‌خواستن از امامان که مظهر رحمت الهی هستند، شرک به حساب نمی‌آید زیرا ما آن عزیزان را واسطه قرار می‌دهیم. موفق باشید

41577
متن پرسش

سلام علیکم در دعای سحر ماه مبارک رمضان ، که می فرماید اللهم انی اسئلک اللهم انی اسئلک اللهم انی اسئلک اخرش نمی فهمم چی اسئلک؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «اسماء حسنی دریچه های نظر به حق» https://lobolmizan.ir/book/241?mark=%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%A1  رجوع فرمایید. موفق باشید

41576
متن پرسش

سلام و وقت بخیر؛خیلی از کسایی که به دین اهمیت و نمیدن و اعتقادات خیلی ضعیفی دارن، به نظرم ۲ سوال اساسی دارن: ۱_ چرا باید به خدا اعتقاد داشته باشیم؟ چه نیازی به خدا داریم؟ بود و نبود خدا چه فرقی میکنه ۲_ چرا باید دین داشته باشیم خب آقای طاهرزاده چطوری به این سوالات جواب بدیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «آشتی با خدا... » در رابطه با سؤالات این‌چنینی تنظیم شده است. صوت آن کتاب برای ابتدای کار خوب است. https://lobolmizan.ir/sound/642?mark=%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C  موفق باشید

41575
متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده✋ من یه مشکلی دارم اونم اینه که اعتقادات و ایمانم به خدا تعصبی هست؛ البته نه اون تعصبی که قوم و قبیله ای یا به زور باشه؛ منظورم اینه که چون اعتقادات مذهبی دارم، این اعتقادات برام تعصبی شده و اصلا نمیتونم رها کنم(منظورم رهاکردن اعتقادات نیست) ؛ حتی اگه شبهات هم باشه، بازم به خودم میگم: حداقل قرآن درسته و از طرق مختلف تحریف نشدنش اثبات شده؛ حتی کتب اعتقادی و کتب شما هم وقتی میخونم، روم اثر اعتقادی و فکری نمیزاره و باعث تغییر نگرش و دیدگاهم نمیشه موقع تموم شدن کتاب به خودم میگم هرچی باشه کلیتش اینه که خب اعتقاد دارم دیگه حالا چه و مشکلاتی از این قبیل.... و این مشکل باعث شده حس کنجکاوی من از بین بره و راجع به دین به ندرت سوال برام پیش میاد و این برام آزار دهندس؛ اصلا ایمانم یه جوری شده یه جوری مثل پوست کلفت بودن😕 اره و این من رو اذیت میکنه؛ لطفا راهنماییم کنید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ مهمی است. در این مورد خوب است متوجۀ تاریخ جدید که تاریخ جهان مدرن و بشر مدرن است؛ باشیم و شاید کتاب «ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو» https://lobolmizan.ir/book/1599?mark=%D9%85%D8%A7%20%D9%88%20%D8%A8%D8%B4%D8%B1 متذکر این نکته باشد. با توجه به این امر، رجوع به قرآن برای جوابگویی به نیازهای بشر آخرالزمانی که در واقع خود ما نیز جزء آن هستیم؛ جواب می‌دهد. کاری که علامۀ طباطبایی در المیزان پیشه کرده‌اند. پیشنهاد می‌شود برای ارتباط با «المیزان» صوت عرایضی که در رابطه با سورۀ عنکبوت و سورۀ روم شده است، دنبال فرمایید. موفق باشید

41574
متن پرسش

سلام و عرض ادب. استاد عزیز در خصوص ازدواج، این مسئله برایم پیش آمده است که انسان آخرالزمانی که در این نهایی ترین حضور حق و باطل، به دنبال حضور اخرالزمانی و نهایی خویش می‌گردد، نسبت به جنسیت خودش چه الگو های حاضری می‌تواند داشته باشد؟ برای مثال، برادران عزیز می‌توانند به عالم دانش بنیان نظر کنند و وارد این عرصه از جهاد بشوند و آن حضور نهایی خویش را بیابند. این امر برای آنها، ایجاب می‌نماید که بلاخره در لبهٔ کارآمدی و حضور در دنیای جدید قرار بگیرند. اما برای خواهران عزیز چه؟ آنچه مشاهده می‌شود این است که ما از آنها می‌خواهیم که به بهانه های مختلف، استعداد ها و ظرفیت وجودی‌شان را شکوفا نکنند و به کمترین ها بسنده کنند. حال، با توجه به معضلات عدیده‌ای که ما در بحث آموزش و بعد در بحث آینده تحصیلی داریم و با نظر به معضلات و جو بسیار بد دانشگاه ها، آنها باید چه افقی را مد نظر داشته باشند؟ برای ازدواج صحیح، باید به دنبال کمال خود و کمال هم‌راه بود. کمال هم‌راه را باید در چه دید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دو نکته را باید مدّ نظر داشت. یکی اخلاق خوب و احترام به افراد و دیگر، دنبال‌کردن معارف اسلامی و قرآنی بدون آن‌که بخواهید در مورد مسائل سیاسی با افراد بحث و جدل داشته باشید. با چنین شخصیتی که پیشه نمودید، عملاً دل‌ها به سوی شما جذب می‌شود و مطمئن باشید که می‌یابند ریشۀ آن شخصیت وارسته در اسلام و انقلاب اسلامی می‌باشد و ناخودآگاه به اسلام و انقلاب اسلامی گرایش پیدا می‌کنند. از طرفی بانوان نیز در شرایط اجتماعی امروزه، دوش به دوش مردان می‌توانند در میدان‌های سیاسی و اقتصادی حاضر شوند و در دل آن وارستگی که دارند، خود به خود شخص مناسب شخصیت آن‌ها به آن‌ها رجوع می‌کند. موفق باشید

41573
متن پرسش

سلا و وقت بخیر یه سوالی داشتم خدمتتون: شرایط زندگی من به این صورته که من در شهری زندگی میکنم که اکثریت قریب به همه مردم از رهبر و ولایت فقیه و مسئولین و... بدشون میاد و بهشون بدبینن و چون شهر کوچیکیه، مردم همدیگه رو میشناسن؛ جوری که پدرم میگه غربی ها آدم پاکی هستن و ما ایرانیا دزد و خائن و آدم کش و جنایت کار؛ من خودم تو خانواده به ظاهر مذهبی زندگی میکنم و والدینم فقط بلدن دم از خدا بزنن؛ مادرم قبلا نماز میخونده دیگه نمیخونه و چادر رو کنار گذاشت؛ پدرم هم به ندرت فقط نماز میخونه؛ والدینم و نزدیکان همه از نظام و جمهوری اسلامی و سپاه و مسئولین و ولایت فقیه و رهبری بدشون میاد و متنفرن و بهشون خیلی بدبینن؛ دایی هام به پیغمبر(ص)و اهل بیت و روحانیون و رهبری توهین میکنند، هیچکدومشون حجاب درست و حسابی ندارند؛ فقط بنده حقیر این تفکرات رو دارم ولی دلیل و منطقی درست و حسابی و اعتقاد محکم و منطقی ندارم و اگه این روال همینطوری پیش بره ممکنه منم از اینی که هستم هم بدتر سقوط کنم؛ تو شهر ما موقع نماز صبح درب مسجدها بسته میشه و فقط نماز مغرب و عصر رو آدم میتونه تو مسجد بخونه بقیه بستس؛ آدم مذهبی درست و حسابی و ولایی خیلی خیلی خیلی کم داریم؛ روحانیونمون هم فقط ایام مراسمات و عزاداری ها میرن مسجد بقیه مواقع نمیرن و حتی وقتی به مسجد میرن خیلی از مردم به خاطر اینکه از روحانیون متنفرن، از مسجد میرن بیرون و عده کمی تو مسجد میمونن؛ رفع شبهه ای نمیکنن و اصلا معلوم نیست کجان؛ من تو مسجد تا حالا ندیدم شاید برن مسجد ولی من ندیدم؛ هرکی هم مذهبی باشه ازش فاصله میگیرن، مسخره میکنند، بهش میخندن، شماتت میکنند، براش لقب زشت درست میکنند و باهاش دشمنی میکنند و باهاش دعوا هم میکنند مخصوصا موقعی که بهشون تذکری داده میشه؛ خب آقای طاهرزاده من چجوری تو این شهر ترسناک بندگی و تهذیب نفس کنم که خدا و اهل بیت ازم راضی باشه؟ تو ایام مدارس چطوری تهذیب نفس کنم و میخوام آداب معاشرت و ارتباط و صحبت و رفتار و کارهای اجتماعی با مردم شهر خودم رو هم کامل بدونم تا بدونم تو هر شرایط چه کاری انجام بدم تا مشکلی پیش نیاد؟ ممنون میشم راهنماییم کنید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به چنین شرایطی که می‌فرمایید دو نکته را باید مدّ نظر داشت. یکی اخلاق خوب و احترام به افراد و دیگر، دنبال‌کردن معارف اسلامی و قرآنی بدون آن‌که بخواهید در مورد مسائل سیاسی با افراد بحث و جدل داشته باشید. با چنین شخصیتی که پیشه نمودید، عملاً دل‌ها به سوی شما جذب می‌شود و مطمئن باشید که می‌یابند ریشۀ آن شخصیت وارسته در اسلام و انقلاب اسلامی می‌باشد و ناخودآگاه به اسلام و انقلاب اسلامی گرایش پیدا می‌کنند. به همین جهت به ما فرموده‌اند آنچه در صدر اسلام آن جامعۀ خشن و متعصب را متمایل به اسلام کرد «خُلق با صفای محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» بود». موفق باشید

41572
متن پرسش

سلام برای اینکه گناهان رو بشناسم و ترکشون کنم، چه کتابایی بخونم؟ من الان کتابای: جامع السعادات، معراج السعاده، گناهان کبیره، قلب سلیم، چهل حدیث، شرح حدیث جنود عقل و جهل، قلب سلیم دستغیب، مقالات آیت الله شجاعی، گناه شناسی استاد قرائتی و کتاب واجبات و محرمات در شرع اسلام اثر آیت الله مشکینی رو خریدم؛ آیا به غیر از اینها برای گناه شناسی کتابای دیگه ای هم لازم هست؟ مبتدی هستم لطفا سیر این کتاب هایی که نام بردم رو از آسون به سخت برام بگین🙏

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از هرکدام که شروع بفرمایید خوب است و متذکر آن نکته‌ای که می‌خواهید، میشوید. «شرح حدیث عقل و جهل» که صوت شرح آن در سایت هست، اگر مشکل بود به کتاب «جامع السعادات» که شرح آن نیز روی سایت هست، می‌توانید رجوع فرمایید. موفق باشید

41571
متن پرسش

بسم رب الزهرا «قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ» گویند که جمیع خلایق و موجودات را بازگشتیست و بازگشت به سوی اوست انسان از ابتدای خلقت خویش در حال بازگشت است و این بازگشتن است که ما را به سوی او میخواند رجعت و بازگشتن همه گویای یک کلام است و آن خودِ بازگشت و یا باز_گشت است آری ما از مقام وحدت و انس و الفت جدا میشویم و هبوط به کثرت و غربت و دوری میکنیم تا باز گردیم آری بازگردیم و راز این همه بازگشتن است و به یاد آوردن و پاسداشتن دوباره قالو بلی مان. همه ما در سر آغاز هستی انسانی خویش در یگانگی با او و در مقام عهد و انس به او و عهد با او قالو بلی گفته ایم و این گشت انسان در هستی است که همواره بازگشت خویش را با بلی و یا هم بلاءِ او جستجو کند تا این عهد به تفصیل آمده و انسان در مقام اختیار و مختار بودن حق را به تفصیل و جامعیت انسانی خویش بجوید و او را در لابلای هزار حجاب و احتیاج و ابتلا باز جوید. آری همه ما در شهادت سید و مولایمان و رهبرمان بار دیگر قالو بلی مان را یافتیم و مرگ را اختیار کردیم و خود را در آیینه شهادتش فرا خواندیم. انسان در تطاول زمان و حیات محتاج همواره ذکر و یاد و خوانش دوباره قصه و داستان خویش است و گویند آدم نیز در غم و یاد و اشک به کربلا بود که توبه اش پذیرفته شد و بازگشت به سوی حق. شهادت سید و رهبر و مولای ما همانا جلوه ای دوباره از کربلا بود و توبه تاریخی ما به سوی او تا انسان امروز و فردا در یاد و روضه این شهادت قصه خویش را در جهان امروز باز جوید و همواره خود در کارزار کربلایی انقلاب اسلامی در مقاومت و ایستادگی در برابر جهان و جبهه تاریخی استکبار و کفرِ جهان امروز باز خواند و باز جوید. ما همه از آن اوییم و به سوی او باز می‌گردیم و این اوست که در ایام و ادوار تاریخی و هر زمان جلوه میکند و رنگ بر هستی تاریک ما میزند تا او را باز و باز لابلای اوراق زمان و تاریخ بتوانیم بازجوییم. آری این او بود که با شهادت رهبرمان به اسم اتم ظاهر و باطن به تاریخ ما جلوه کرد که او را با آیات و مظهریت تاریخی شهادت نهایی ترین انسان های تاریخ همواره باز خوانیم و باز جوییم. آری تا انسان انسان است و هستی هستیِ او، انسان حامل امانت تاریخی انسانیت است تا در مقام انس و یگانگی با حق در ادوار زمان و تاریخ اسم اتم او را خواند و به مظهریت اسما حسنی او ظاهر شود. خاتم الانبیا و پیامبر ما متصف به امین و امانت دار بودن است و رهبرمان به اقتدای بر او متخلص به امین؛ ما نیز اقتدا به مقتدای مان داریم و پاسبان و پاسدار عهد تاریخی مان با امام شهیدمان هستیم و امانت دار رسالت تاریخی انسان امروز خواهیم بود و خود را در شهادت کربلایی او باز و باز در یاد کربلا فرا خواهیم خواند. آری: چو ره به قبله‌ی امن است پایمردی کن خطا مکن، ز توهم به ناکجا مگریز چو تیر راه هدف گیر و بر هدف بنشین ز کجروی به حذر باش و از خدا مگریز «امین» خلق و امانت‌گزار یزدان باش به صدق کوش و خطر کن ز مدعا مگریز إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ ۖ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا صدق الله العلی العظیم..

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نهضت ایمانی امام حسین«علیه‌السلام»، مردمان به خود آمدند و معلوم شد چگونه خداوند حافظ دین خود می‌باشد زیرا با حضور ولیّ الهی در جهان، خداوند جهان را رها نکرده است و نمی‌گذارد که تاریکی و نومیدی بر جهان غلبه کند و فهمیدند هرچه قدرتِ ایمان شدیدتر باشد گذر از  شرّ نظمِ استکباریِ امویِ جهان عمیق‌تر است و در خودآگاهی جدید که با شهادت امام خامنه‌ای پیش آمد، طوری در جهان حاضر می‌شویم تا معلوم شود انسان، نه از دانش و تکنیک جدید بیگانه است و نه از دین، و به عالم چنان می‌نگرد که هرچیز را در نسبت با انسانیت انسان می‌بیند و نه در حجاب 150 سالۀ غرب‌زدگی و ما با نظر به چنین حضوری کربلا را در این تاریخ برای خود بازخوانی کردیم و توانستیم در مقابل تجاوز غرب متذکر جهان دیگری شویم که روحیۀ نژادپرستانۀ غرب که غیرِ خود را به چیزی نمی‌گیرد، نقش‌آفرین نباشد و گمان کند می‌تواند آخرین تصمیم باشد.
آیا به موقفِ تاریخی خود فکر کرده‌ایم؟ موقفی که خداوند ظهوری از اسماء الهی را اراده کرده است که ترامپ و غرب، حجاب آن ظهور هستند و ما با درک درست غرب و حجاب‌بودنِ آن‌ها نسبت به آن اسماء، می‌توانیم آن اسماء را که اسماء عبور از غرب‌اند بشناسیم. آن اسماء، موقف تاریخی ما می‌باشد و می‌توان در آن موقف حضور پیدا کنیم و خود را همچون رهبر شهید انقلاب در حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بیابیم که در بصیرت تاریخی خود اظهار نمودند: «این قرن، قرن نابودی ابرقدرت‌ها است»؛ با نظر به چنین حضوری ما با معنای دیگری به خداوند رجوع می‌کنیم نکته‌ای که به گفتۀ جنابعالی شهادت را نیز باید بازخوانی نماییم و در منظر پیامبر امین«صلوات‌الله‌علیه‌واله» به رهبری نظر کنیم که متخلّص به «امین» بود و رسالت تاریخی خود را با نظر به آن مرد با جدّیت تمام درک کنیم و در آن حاضر باشیم. و این یعنی نظر به قبلۀ امن و آینده‌ای که در پیش است و پایمردی و صبر در این میدان. موفق باشید        
 

41570
متن پرسش

سلام علیکم تا کنون در بحث های مختلف اینگونه تحلیل می‌شد که برای بسیاری از تحولات و تصمیمات اجتماعی و سیاسی ، این مردم هستند که باید به بلوغ برسند. اما عملا امروز شاهدیم که علیرغم ظهور این بلوغ در متن جامعه ، بخش مهمی از حاکمیت که می‌بایست مجری تحولات درخواستی ایشان باشند عقب مانده اند! نمونه بارز آن متأسفانه منفعل ترین قوه قضائیه ادوار انقلاب هست که می‌تواند با پشتوانه اجتماعی بوجود آمده تحولات بزرگی را رقم بزند اما محافظه و ملاحظه کاری را به آن ترجیح داده است. مردمی که رسیده اند به مبارزه با جاسوسان و خائنان و خناسان و مرجفانِ دست به قلم و مقاله و مانند آن را یاری نمی‌کند و از قضا مردم نیز به علت نجابت و احترامی که به نظام قائلند خودسرانه کاری را پیش نمی‌برند . به راستی اینجا تکلیف چیست ؟! آیا اکنون که جامعه خروشیده است هم باید تردید داشت ؟! اگر امروز بدون مماشات ، به پشتوانه نیروی اجتماعی بوجود آمده بساط کَنه هایی که مشغول مکیدن خون نظام و مردم هستند جمع نشود و فردا مجدداً همین الیگارش های اقتصادی و منافقان سیاسی در اداره کشور باقیماندند و این گنج بزرگِ بدست آمده را با رنج مردم نابود کردند چه کسانی مسئول خواهند بود؟ کما اینکه بعد از جنگ ۱۲ روزه هم اتحاد مقدسی در اجتماع ظهور کرد ولی سیاست های اقتصادی نابجای نشأت گرفته از تفکر الیگارش غربی و عدم بهره‌وری از آن نیروی اجتماعی در پساجنگ حوادث تلخ ۱۸و۱۹ دی و زمینه جنگ رمضان را رقم زد ... و باز هم تکرار همان سوال که آیا حاکمیت نباید تردید خود را کنار بگذارد؟...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ابتدای آثار حضور مردم در میدان‌‌ها و خیابان‌ها می‌باشد و باید در همین اجتماعات و با همین مردم، مطالبات منطقی و مردمی به میان آید و دنبال شود. مهم، طرح درست مشکلات است و ارائۀ راه‌حل‌ها. و بنده امیدوار هستم که بتوانیم در چنین شرایطی آن نوع مشکلاتی که می‌فرمایید را برطرف نماییم. اخیراً در همین رابطه بازرسی کل کشور با پشتوانۀ مردمی وارد میدان شده است.
عنایت داشته باشید که مسئله، بسیار بزرگ‌تر از آن است که ما خود را در محدودۀ رفع مشکلاتی قرار دهیم که در هر صورت مدیرت‌های متأثر از فرهنگ غربی ایجاد کرده‌اند. در حالی‌که همۀ حرف آن است که متوجه باشیم جهان دیگر و نظم دیگری غیر از نظم جهان مدرن باید به میان آید و باید به این نکته تأکید کرد نکته‌ای که حتی اهل نظر معتقدند تازه جنگ ما با جبهۀ نژادپرست غربی به سرکردگی آمریکا شروع شده است. آقای مهدی محمدی نیز متذکر این امر با نظر به نگاه خاصی که ایشان در مسائل بین المللی دارند؛ می‌باشند. موفق باشید

41567
متن پرسش

سلام و خسته نباشید گاهی وقت ها ه تو ذهنم میاد که چرا باید به حرف گوش کنم و عبادت و بندگی کنم؟ بندگی کنم که چی بشه؟ مثلا آخرش میخواد که چی بشه؟ بندگی کنیم که به خدا برسیم؟ واسه چی باید به خدا برسیم؟ خب ما وجود داریم دیگه، حالا بود و نبود خدا چه فرقی به حالمون میکنه؟ اگه خدا هم باشه چرا باید به حرفش گوش کنیم؟ گوش کنیم که چی بشه؟ نماز بخونیم که چی بشه؟ روزه بگیریم که چی بشه؟ خمس بدیم که چی بشه مثلا؟ گناه نکنیم که چی بشه؟ چرا نباید خودمون هرجوری که دوست داریم زندگی کنیم؟ چرا هرکی به حرف خدا گوش نکنه عذاب میشه و میره جهنم ؟ چرا بهشت؟ چرا جهنم؟ به نظرتون این کارها مسخره نیست؟ چرا باید دین داشته باشیم؟ دین داشته باشیم یا نداشته باشیم، چه فرقی میکنه؟ داریم زندگیمون رو مثل بقیه میگذرونیم دیگه چه فرقی میکنه؟ پرا خدا گناهان رو خلق کرد؟ چرا خدا اسم بعضی از کارها رو گناه گذاشت؟ بعضی ازگناهان هستند که با عقل جور درنمیاد مثل نگاه به نامحرم؛ الان اگه من به زن دایی و زن عمو و دختر عمه و دختر خالم نگاه کنم، هیچ فرقی با نگاه نکردنش نداره الآن این چه فرقی میکنه؛ تازه اگه به مخاطب نگاه نکنیم، اوضاع بدتر هم میشه و فکر میکنه مخاطب رو آدم فرض نمی کنیم؛ مثلا موقع صحبت با نامحرم چرا باید سرمون رو پایین بندازیم؟ اون موقع که خیلی بدتر میشه؛ میخوان راجع به موضوعاتی از قبیل فلسفه عبادات و فلسفه انجام واجبات و ترک محرمات بدونم؟ حرف خدا رو گوش کنیم که چی بشه؟ چرا کسی که به حرف خدا گوش نده، میره جهنم؟ مگه خدا مهربون نیست؟ مگه خدا بنده هاشو دوست نداره؟ مگه نمیگه اگه انسان میدونست چقدر مشتاقشم ، بند بند وجودش از بین میرفت؟و... لطفا من رو راهنمایی کنید و منابعی هم راجع به این موضوع برام معرفی کنین؛ برای اینکه به همه سوالاتم جوا بدم باید چه کتابایی رو بخونم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که به جای دنبالِ جواب بودن برای تک تک سؤالات، باید با مطالعه در موضوعات معرفتی بخصوص معرفت نفس متوجۀ جایگاه انسان و نسبت انسان با خدا بشوید، تا خود به خود آن سؤالات جواب داده شود. به نظر می آید بحث «آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین» https://lobolmizan.ir/sound/642?mark=%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C بتواند به عنوان شروع، خوب باشد. موفق باشید

نمایش چاپی