بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41461
متن پرسش

سلام من دختری ۱۶ ساله هستم در خانواده ای نه چندان مذهبی ، چند ماهی می‌شود که به اسلام و راه درست و تقرب به خداوند علاقه بسیار شدیدی پیدا کرده ام ، شما ب من کتاب سیر صورت به حقیقت رو پیشنهاد کردید ، من این کتاب را شروع به خواندن کردم ، اما متوجه شدم که برای شروع من مناسب نیست ، من می‌خواهم که از ابتدا اسلام راشروع کنم تا دچار سستی و ابهام و ... نشوم ، ولی انگار کتاب شما مخصوص کسانی هست که یک پیش زمینه ای از اسلام دارند ، ولی من هیچ اطلاعاتی درباره اسلام و امامت و ولایت و.... ندارم . میشود به من چیزی معرفی کنید که بتوانم از ابتدای ابتدا شروع کنم تا همش دچار ابهام نشوم؟ ممنون میشوم برایم پدری کنید و کمکم کنید ، حدود ۶ ماهه که اوضاع من همین است ، از هرجا شروع میکنم به سوالات و شبهاتی فراوان برمیخورم ، اکنون فهمیدم که باید از ابتدای ابتدا شروع کنم تا سست نشوم و با دلیل و برهان بپذیرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر کنید که چنین علاقه‌ای در شما ایجاد کرده. در این موارد خوب است با خودشناسی یعنی معرفت نفس شروع نمایید و در این مورد مباحث استاد وحدتی که کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را شرح داده‌اند، خوب است.  https://eitaa.com/tafakorism/3776. و پس از آن به بحث «ده نکته در معرفت نفس» https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87 رجوع فرمایید. موفق باشید

41460
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد بزرگوار ارزش جهاد چقدره؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان نکاتی که مولای‌مان در رابطه با جهاد فرموده‌اند همۀ حرف است که خوب است به آن نکات رجوع شود. تا آن‌جایی که می‌فرمایند: «إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّة». موفق باشید

41459
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد بزرگوار نظرتان در رابطه با شهدا چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی تحت عنوان «قرآن و جایگاه شهادت و سید حسن نصرالله» شده است خوب است به آن مطالب رجوع شود. https://lobolmizan.ir/leaflet/1600?mark=%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%88%20%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87  موفق باشید

41457
متن پرسش

📣📣📢📢 📢📢 📣📣 🚫♨ خیانت بزرگ سازمان حج ♨🚫 عرض ادب نظر استاد در رابطه با اعزام حجاج در این شرایط حساس چیست؟ 🚫 سازمان حج و زیارت در این بحبوحه جنگ با آل سعود خائن اصرار بر اعزام ۳۰ هزار حجاج (شما بخوانید اسیر دادن) از مرز زمینی به حج تمتع دارد 🚫 چرا دست رزمندگان اسلام را از پشت ببندیم و خود را در تله دشمن قرار دهیم ⁉️ و آنها مجبور شوند بخاطر حجاج (که خودمان به سعودی ها تحویل دادیم) کوتاه بیایند و تصمیمات ناصحیح بگیرند⁉️ ❌خیلی احمقانه است، کسی باور نکند که مشوق حمله استکبار، همین عمال عرب بودند ❌حال ما خودمان با دستان خودمان بیایم به آنها گروگان تحویل دهیم و این یعنی ۳۰ هزار اسیر در دستان آل سعود ‼️ 🛑 و از این طریق فشار آوردن به رهبری جهت پذیرش آتش بس‼️ 🛑 و این یعنی هدر دادن خون تمامی شهدا از رهبر شهیدمان گرفته تا کودکان میناب ‼️ 🚨لطفا افشا گری کنید تا سازمان حج در تصمیم غلط خود تجدید نظر کند 🛑۲۰ روز دیگر اعزام ها آغاز میشود

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این موارد، مسئولان مربوطه جوانب موضوع را در نظر گرفته‌اند و موضوع، بالاتر از آن است که صرفاً سازمان حج تصمیم‌گیرنده باشد بخصوص که انجام مراسم حج تمتع امری است که به راحتی نباید تعطیل شود. موفق باشید

41455
متن پرسش

سلام و درود خدا بر استاد عزیز چه کسی فکر می کرد روزی برسد که عبدالکریم سروش هر روز و هر روز بیانیه صادر کند در راستای حمایت از مقاومت ولی به قول شهید آوینی حکیم زمانه دکتر داوری اردکانی تازه امروز دهان به رسای وطن بگشاید آن هم پر از کنایه به گذشته و آینده؛ انتظار نداشتم اندیشمند دردمند زمانه شهادت رهبر کشور را تسلیتی ساده بگوید در حالی که پیام مطولی برای فوت استاد دادبه نوشته بود اما کاش حداقل کودکان مدرسه میناب یا ناو دنا یا حداقل امثال شهادت لاریجانی که شاگرد فلسفه بوده او را تکانی میداد که نداد. خطاب به شهید آوینی عزیز باید گفت آسوده بخواب که یاران تو امروز از صد ها رقیب تو خطرناک تر شده اند!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قضاوت در این مورد چندان آسان نیست، بخصوص با شرایط جسمی که آقای دکتر داوری دارند. و فراموش نفرمایید هنوز بالاخره آقای دکتر سروش همان آقای دکتر سروشی هستند که نسبت به جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و نقش حداکثری دینداری در امور، تغییر نکرده‌اند. و البته این نوع موضع‌گیری‌های ایشان را باید به فال نیک گرفت. موفق باشید

41454
متن پرسش

با سلام دارم صوت‌های مربوط به آیةالکرسی را گوش میدهم، اوایلش هستم، برام سوال شد که آیةالکرسی فقط همون یک آیه‌ست، یا سه آیه‌ست؟ آخه استاد یک آیه را خواندند. یعنی مثلا اینکه طبق روایت روزی ۲۱ بار باید آیةالکرسی بخوانیم، یک آیه بخوانیم یا سه آیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آیت الکرسی همان یک آیه است مگر این‌که در بعضی از توصیه‌ها تأکید بر«هم فیها خالدون» شده باشد که منظور سه آیه است. موفق باشید

41447
متن پرسش

سلام استاد عزیز سوالی داشتم ما تو سن نوجوانی مطالعات کتاب داریم اما خب میگن این مطالعات باید با عمل همراه باشه خب بعضی کتاب ها که بحثشون فرق داره اما کتاب هایی که باید در زندگی نمود عملی پیدا کنن مثلا مثل کتاب مواعظ یا امثالهم یا غیره... ما در خواندن و مطالعه باید کمی بخوانیم و یه همان که خواندیم عمل کنیم و بعد سراغ بقیه برویم یا در واقع مطالعه رو کاهش دهیم که تمرکز به عمل کردن بیشتر شود یا اینه خیر مطالعه محور باش و عمل در مرحله دو چون اینکه اگر بخوای گفتش را کنار هم جلو ببری سخته مخصوصا در مرحله عمل امیدوارم که توانسته باشم سوال خودمو درست بپرسم با ارزوی سلامتی برا شما استاد عزیز

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال «اول قدم آن است که او را یابی/ دوم قدم آن است که با او باشی» و از این جهت سیر مطالعاتی سایت می‌تواند برای اول قدم، راهگشا باشد، بخصوص مباحث «معرفت نفس». موفق باشید

41446
متن پرسش

سلام استاد در بحث فص شیثی بنظر من می تونیم بگیم یکی از کار هایی که ما می تونیم به وقتش درست و در زمان مناسب انجام بدیم نماز هست مثلا پدری که بخاطر ترس از خدا نماز میخونه این موقعیت رو درست است که به موقع انجام میده ولی این عجول بودن رو نشون میده باید نماز رو از سر عشق به خدا بخونی و فرزندت هم که به تو نگاه می کنه این تصویر از تو در ذهنش باشه و باعث میشی که با این دیده و نگاه خودش هم نماز بخونه و در عین حال ممارست در این راه در کار و شغل و وظایف اجتماعی و در دوستی با دیگران نیز قدر دانستن ظهور و تجلی پیدا می کنه و همین‌ ویژگی باعث میشه فرزندان فرزندت هم مانند یک زنجیره در پی حفظ و نگهداری این خصوصیت باشند و قدر دانستن حقیقی رو اینقدر تکرار و تکرار کنن تا حضور خداوند در همه حال و در همه جا حسش کنند و باعث بشه یکی از اون ها اینقدر از (قدر و مقدر) شناخت پیدا کنه که آمادگی سالک شدن رو از طرف خداوند با یک جرقه پیدا کنه و توی پدربزرگ میشی باعث و وارث ظهور اسما و صفات الهی در فرزندت فرزندان فرزندت و نوه ها و نتیجه هات و ...... در خانواده ات این عبارت که خدا همیشه با خانواده ما هست همیشه ظهور پيدا می کنه که باعث برکت روزافزون و یاد نیک از تو و خانواده بعد از مرگ باشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه بدهید در میدان سؤال و جواب وارد این امور نشویم. توصیه می‌شود مباحث را همچنان ادامه دهید «خود راه بگویدت که چون باید رفت». موفق باشید

41445
متن پرسش

سلام استاد عزیز بنده نمیدانم وظیفه ام در شرایط کنونی جنگ تحمیلی و اعزام به حج تمتع در اردیبهشت ماه چگونه است؟ آیا میتوانم به تنهایی عازم شوم با اینکه استطاعت مالی دارم ولی در این شرایط همسر مخالف هستند و میگویند شرط عقل نیست که بروید و اسیر وهابیون عربستان شوید و لطمه به جنگ و احیانا باعث دادن فرجه به دشمن برای باز پس گیری اسرا شویم و خود را به تهلکه میاندازید چه کنم ؟ راهنماییم کنید استاد جان 😔 البته عجله هم دارم تا شنبه به کاروان باید اعلام کنم رفتن یا انصرافم را

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به ایمیل‌تان این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مسئولان مربوطه نظرشان طوری است که مشکلی برای زائر پیش نمی‌آید و با توجه به واجب بودنِ حج برای جنابعالی، نباید به تأخیر انداخته شود. در امور واجب نظر همسر حجّت نیست. موفق باشید

41444
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده 1_استاد بزرگوار من می خواستم کتاب شرح فصوص الحکم را مباحثه کنم. شرح فصوص الحکم شما شروع کنم یا نه؟ بهتر است از کتاب شرح فصوص الحکم چه کسی شروع کنم؟ آیا این کتاب مقدمه برای قرائت دارد که اول آن کتاب ها را بخوانم بعد خودش رو؟ 2_استاد بزرگوار نظرتان درمورد ناد علي چیه؟3_میخواستم کتاب روایی بخونم به نظرتون چه کتابی بخونم بهتره؟4_استاد بزرگوار یه جا گفتند که العلم سلطان یه جا دیگه گفتند که العلم هو حجاب الاکبر یه جا دیگه گفتند که آدم هر چی رو یاد بگیره خوبه. استاد بزرگوار سوال این است که وقتی که دارم چیزی رو یاد می گیرم باید چه کنم که این علوم حجاب نشه برای بنده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- پس از دنبال‌کردن مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» و مباحث «معاد، بازگشت به جدی‌ترین زندگی» همراه با صوت‌های مربوطه، بررسی بفرمایید که آیا با شرحی که از طریق بنده بر فصوص داده شده، همراه با صوت‌های مربوطه با ذوق جنابعالی همراه است یا شرح استاد یزدان‌پناه؟ 2- چیزی در این مورد نمی‌دانم 3- کتاب «اصول کافی» و کتاب «تحف‌العقول» نکات ارزنده‌ای را به میان آورده‌اند 4- «العلم سلطان» به معنای استفاده از علم برای تسلط بر طبیعت است و استفاده کردن از استعدادهای آن. و «العلم حجاب الاکبر» نظر به مفهومی شدنِ مطالب دارد که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بدان پرداخته شده است. موفق باشید

41443
متن پرسش

سلام علیکم بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنْتُمْ قَوْمًا بُورًا ۱۲ فتح. دوستان درباره سلبریتی های خائن و ساکت می پرسند و ناراحتند ، گفتم اجازه بدهید آیه شریفه را بر پایه آن ها معنی کنم : و شما سلبریتی ها و چهره های خائن و خموش و درس آموخته‌ی مکتب زیباکلامِ مرعوبی که می گفت روزی جنگ شود آمریکا یک تیر چراغ برق در این کشور سالم نمی‌گذارد و مکتب ظریفیسمی که می گفت آمریکا می تواند با یک بمب کل سامانه دفاعی ما را از کار بیندازد ، می‌پنداشتید رهبر و جمهوری اسلامی از این جنگ پبروز بر نخواهند گشت و کار تمام است ، پس چیزی نگوییم که به مذاق اربابان آینده خوش نیاید تا بعد از آن هم بتوانیم از طریق بیت المال به چپاول بیت المال و پر کردن جیب هایمان ادامه دهیم ، اما چه بد گمانی کردید زیرا شما پسا جنگ ، دیگر جایی و خریداری در جامعه بیدار شده و تجلی یافته جدید نخواهید داشت و محکوم به افول و نابودی خواهید بود و کنتم قوما بورا ...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌ها حتماً در فهم مردم و انقلاب اسلامی و تاریخی که برای آغاز انسانی دیگر آغاز شد اشتباه کردند و این ما هستیم و راهی که رهبر عزیز شهیدمان در مقابل ما گشودند و بدون درگیری با آن‌ها مسیر را به اعتبار «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراما» ادامه خواهیم داد و مسلّماً اکثر آن‌ها متوجۀ اشتباه خود شده‌اند وبا بنای فرهنگ تمدن‌ساز، بیرون انداختن این افراد به هیچ وجه صلاح انقلاب نیست بدون آن‌که بخواهیم خط آن‌ها را دنبال کنیم. موفق باشید

41442
متن پرسش

با سلام و احترام اخیرا یکی از تحلیلگران سیاسی که مورد قبول بسیاری از مردم اصفهان هستند، به رییس جمهور نسبت بی کفایت و یاوه گو داده اند: https://eitaa.com/sayedjalalhoseyni/6208 بنده هر چه تذکر دادم فایده ای نداشت. خواستم اطلاع بدم که حضرتعالی اگر صلاح دانستید به ایشان تذکر بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکتۀ خوبی است که جناب آقای دکتر پزشکیان می‌فرمایند: «ایران امروز الهام‌بخش آزادی‌خواهان جهان است» و این حکایت از آن دارد که ما با مقاومت و صبر خود در مقابل آنچه جبهۀ استکبار در سال‌های گذشته و به‌خصوص در جنگ رمضان پیش آورده، معنای دیگری از زندگی را به مردم جهان متذکر شده‌ایم و این‌جا است که به گفتۀ ایشان: «ایران امروز الهام‌بخش آزادی‌خواهان جهان است». و جناب آقای استاد مهدی محمدی با اشرافی که دارند ، نکات دقیقی را در رابطه با موقعیت ما در رابطه با جنگ با آمریکا و اسرائیل مطرح کرده اند که خوب است مورد توجه رفقا قرار گیرد. https://eitaa.com/mohammadi61. از آن جهت که ایشان معتقدند همۀ سران نظام متفق هستند که هیچ‌گونه مذاکرۀ مستقیمی با آمریکا ندارند و هرگز آن نوع ادبیات‌ها که گفته‌اند از جنس ادبیات رهبر انقلاب و مسئولان مربوطه نیست. موفق باشید

41441
متن پرسش

سلام استاد. نظرتان همواره برایم راهگشا بوده. نظرتان را درباره این متن می‌خواستم. 🔸لبخند تو را دیرزمانی است ندیدم ✍ علی جلالی شما را نمی‌دانم ولی آدم‌های شهر برای من همیشه غریبه بودند. آن هم نه غریبه‌ای که با سلام و علیکی تبدیل به آشنا شوند؛ بلکه از آن‌ها که بهشان می‌گویند: "هفت‌پُشت غریبه"! هیچ ارتباطی با هیچ‌کدامشان نمی‌گرفتم جز به حکم ضرورت یا برطرف شدن نیازی یا پرسیدن آدرسی یا ... . آدم‌های شهر برای من همه یک‌شکل بودند، اخم‌هایی درهم‌کشیده، چهره‌هایی عبوس، بی‌حوصله‌هایی که لب جز به شکوه و شکایت باز نمی‌کردند و برخی‌شان یک‌مشت منفعت‌طلب که منتظر فرصتی بودند که کلاه سرت بگذارند! نمی‌دانم بعد از حوادث این جنگ چه اتفاقی برای من و آدم‌های شهر افتاد که انگار همه‌شان را سالهاست می‌شناسم. چهره هیچ‌کس برایم تکراری نیست و شبها که در میدان‌ پرچم به دست می‌ایستم و بهشان نگاه می‌کنم جز شور و لبخند نمی‌بینم. زن و مرد هم ندارد. وقتی مشت‌های گره‌کرده و چهره‌های مصمم و خندان همدیگر را می‌بینیم انگار می‌شکفیم و قلبمان وسیع می‌شود و دلمان برای هم غنج می‌رود و همدیگر را به زبانی که نمی‌دانم چیست، صدا می‌زنیم و برایم جالب است که گوش‌هایمان در همهمه خیابان و بلندگو و شعار، صدایِ آشنای هم را به وضوح می‌شنود و چشم‌هایمان از فاصله دور و از میان این همه پرچم، برق چشم‌های آشنا را می‌شناسد و برق می‌زند. انگار زبان اشارت‌گونه‌ای میان همه جاری شده‌است و پیر و جوان و کودک و بزرگ هم ندارد، همه هم را می‌فهمیم و به هم قوت قلب می‌دهیم. دست‌های آدم‌ها وقتی پرچم تکان می‌دهند یا شکلاتی به بچه‌ای می‌دهند یا برای هم دست‌تکان می‌دهند، حرف می‌زند. پاهایشان وقتی با شوق به طرفت می‌آیند یا استوار در میدان با همه خستگی می‌ایستند با تو حرف می‌زند و چشم‌ها و ابروها شوق پیروزی را فریاد می‌زنند. شاید قیامت شده‌است که اجزای بدنمان لب به سخن باز کرده‌اند و بر عشقی پاک گواهی می‌دهند. گاهی چشمم به چشم بعضی ساکنان ماشین‌های عبوری که پرچمی ندارند و در این باغ‌ها نیستند، می‌افتد و برایم جالب است که آنها را هم انگار سالهاست می‌شناسم و در همان یک لحظه با هم یک دنیا سخن می‌گوییم که رفیق جانم جایت اینجا خالی است کنار همه عاشقان! تو که سراپا عشق به میهنی بیا و مهمان نَفَس‌های گرم ما شو تا با هم سرود دوستی سر دهیم و عشق کنیم. قربانت بروم دل یک شهر برایت می‌تپد چه با ما هم‌قدم شوی چه نشوی! وقتی به جوانان اخمو و متکبر دیروز و خندان و متواضع امروز نگاه می‌کنم که پرچم‌ها را در میدان با شوری حماسی به رقص می‌آورند یا از اعماق قلب‌های خدایی‌شان شعر و شعاری را فریاد می‌زنند و چهارشانه در خیابان استوار قدم می‌زنند تا دل ما را به وجودشان گرم کنند، دلم می‌خواهد همه این پهلوانان شهر را در آغوش بگیرم و غرق بوسه‌شان کنم. راستی در عرض چند ساعت چه بر ما گذشت که زبانی دیگر در میانمان متولد شد و همه هم‌زبان شدیم؟ قلب‌های ما چطور در میان انگشت‌های خدا زیر و رو شد که هم‌دل شدیم؟ و چگونه چشم و گوشی باز کردیم که نجوای عاشقانه قلب‌های خودمان و همدیگر را می‌شنویم؟ چه شد که ما هفت پشت غریبه‌ها همه برادران و خواهرانِ خونی هم شدیم طوری که می‌خواهیم جانمان را برای هم بدهیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفتنی‌ها را گفتید و از این جهت متوجه می‌باشید که بحمدالله نباید معنای حضور مردم را با سخنانی ساده و سطحی تقلیل دهیم تا آن حدّ که بخواهیم به جوانان‌مان بگوییم اگر شب‌ها در میادین حاضر نشوند، دشمن شاد می‌شود. نه! این جوانان به حضور دیگری می‌اندیشند که آن یگانگی با رهبری است که با شخصیت خود و با شهادت خود، افقی از انسانیت را مقابل ما گشودند و این‌جا است که با نظر به جایگاه شهادت رهبر معظم انقلاب، زبانی خلق می‌شود تا همگان در کنار هم قرار گیرند بدون آن‌که بحث از توبۀ افرادی را به میان آوریم که مانند ما نمی‌اندیشند زیرا بحث از حضور در وسعت دیگری هست که همه در آن حضور وسیع کنار همدیگر قرار می‌گیریم. به نور انسانیت کامل که معنای انسانیِ آن‌ها را در جان آن‌ها احیاء می‌کند و عجیب است که  با مردمانی روبه رو هستیم که ماورای ظاهری مقیّد به احکام شرعی در جستجوی انسانیت خود در این صحنه‌ها حاضر می‌شوند زیرا با سعۀ شخصیت خود ظاهرگراییِ مذهبی‌های متوقف در ظاهر را به چیزی نمی‌گیرند تا در آینۀ شخصیت رهبر شهید، انسانیتی را که احساس کردند با جان خود بچشند و معلوم است که در دل حقیقتی که در جانشان طلوع کرد، حال وقتی مقیّد به ظاهر شریعت می‌شوند این ظاهر ریشه در حقیقت دارد و نه در عادت‌هایی که بخواهیم هرکس در این نوع عادت‌های ما حاضر نیست را، کافر بدانیم. عرایضی تحت عنوان « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است- ۲»   https://eitaa.com/matalebevijeh/22170 در رابطه با انسانیتی که در پیش است، شد. خوب است نظری به آن انداخته شود. موفق باشید  

41440
متن پرسش

عرض سلام و خداقوت استاد بزرگوار، امید دارم در صحت و عافیت باشید،حال که امام شهیدمان، آخرین راه برای بیدار کردن دلهای ما را شهادت خود دانست و انتخاب کرد تا با خونش مارا به مسیر هدایت و تعالی برساند، از طرفی این مبعوث شدن را در میان مردم می بینیم ملتی که دارند به امت تبدیل می شوند منطقه ای که بیدار شده، جبهه مقاومتی که می توان گفت در طول تاریخ چنین با عزم و اراده در میدان ظهور نکرده بود. از طرف دیگر امثال بنده به چند دلیل دچار غمی جانکاه هستیم. به خودم نگاه می کنم، و فاصله ای که با امام شهید مان پیدا کردم، گویی از خوابی شیرین بیدار شدم و حال می فهمم چقدرر میان ما و او فاصله است، سید الشهدای انقلاب مان دارد کاروانی از یارانش را با خود می برد و ما جا ماندیم، دلیلش را هم می دانیم، ضعف ها، بی دقتی ها، وارسی دقیق نداشتن ها، افراط یا تفریط ها ، امثال من را از این قافله جدا کرد، ماییم و حسرت هجران و سختی راهی که باید رفت... همچنین دل نگرانی از دست رفتن دستاوردهای خون امام شهید، دل مان را می لرزاند، هر روز اخباری از موضع ضعیف دولت و امور خارجه می شنویم، نگرانیم خون شهید عزیزمان پایمال شود. دو سوال دارم اولا برای این حال بی قرارمان چه کنیم، به شخصه به خودم و انتخابهایم بدبین شده ام، با خودم می گویم برای رشد اخلاقی، برای عبادت برای سیر فردی ام کم گذاشتم ، همه ی دغدغه ام صرف جامعه و به ظاهر آرمان انقلاب شد، حالا می بینم آنهایی که به ظاهر مثل ما بودند به امام شهیدمان پیوستند و ما تازه فهمیدیم چقدر فرق داشته ایم ، انکار خودمان را در وظایف اجتماعی مان غرق کردیم و یادمان رفت مراقبت کنیم از خیلی چیزها که باید مثل مکارم اخلاق، انس با قرآن و تدبر در آن و... ، روز و شب مان را دویدیم و دویدیم ، زندگی آرام نداشتیم اما انگار یک جای کار می لنگد ..برداشتم از زندگی خودم و امثال خودم (برخی فعالین فرهنگی و..) اینست دست خالی ماندیم.‌. شهدای جوان و میانسال و سالمند در خیل یاران امام سهید هستند، ما نسیمی هم از آن بهشت به مشام مان نرسید.. دوما اینکه دولت ما بتواند خلاف اراده مردم به دنبال مذاکره باشد چطور با سنت الهی هماهنگ است؟ مردم عزم بر مقاومت دارند، اما انگار کار دست ما نیست، آنها می توانند صحنه را تغییر دهند همانطور که شاید در گذشته با مواضع نامناسب موجب شدند ایران مقتدر و عزیز به حقیقت جایگاهش نرسد.یک حسی ایجاد می شود که انگار از ما کاری ساخته نیست، آنها می توانند پشت پرده، در بی خبری ما همه چیز را تغییر دهند، چنین گمانی مارا در یاس و سردی غوطه ور می کند، همان یاسی که از جنود شیطان است.‌ عذر تقصیر از طولانی شدن عرایض و سخت محتاج دعایتان هستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این شهادتِ آن مرد بزرگ است که ما را به خود می‌آورد تا خود را با نظر به شخصیت ایشان باز، بازخوانی کنیم. بعد از شهادت ایشان بود که به خود آمدیم و عرض شد قرآن، آن است که تو خواندی و نماز آن است که تو اقامه کردی، وگرنه چگونه با یک انسان و با شهادت او این‌همه انسان‌ها در انسانیت خود به خود آمدند. در این رابطه عرایضی به بهانۀ جواب سؤالات داده شدhttps://lobolmizan.ir/quest/41253 و https://lobolmizan.ir/quest/41255 . در مورد جایگاه این حضورِ است که رئیس جمهور در سخنان اخیر خود فرمودند: «ایران امروز الهام‌بخش آزادی‌خواهان جهان است» و این حکایت از آن دارد که ما با مقاومت و صبر خود در مقابل آنچه جبهۀ استکبار در سال‌های گذشته و به‌خصوص در جنگ رمضان پیش آورده، معنای دیگری از زندگی را به مردم جهان متذکر شده‌ایم و این‌جا است که به گفتۀ ایشان: «ایران امروز الهام‌بخش آزادی‌خواهان جهان است». و در همین رابطه جناب آقای استاد مهدی محمدی به عنوان مشاور جناب آقای دکتر قالیباف که اشراف کامل نسبت به جریان‌ها دارند؛ معتقدند عزم دولت و دیگر مراکز تصمیم‌گیری اصلی همه در عدم مذاکره است https://eitaa.com/matalebevijeh/22178 و جایگاه مردم را مدّ نظر دارند و از این جهت می‌توان گفت ما در تاریخ دیگری قرار داریم و نقش معجزه‌آسای این حضور را دائماً در نظر آورید ، تا جایگاه آیه‌ای که رهبر معظم انقلاب در نسبت با مردم در پرسش و پاسخ شمارۀ 41416 https://eitaa.com/matalebevijeh/22139 مطرح کرده اند  بیشتر و بیشتر روشن شود. موفق باشید
 

41439
متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله، استاد با توجه به مواضع غیر اصولی و خلاف امنیت ملی رئیس جمهور در جنگ موجودیتی فعلی و گل به خودی زدن های فاجعه بار ایشان که آخرینش تماس تلفنی با مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بود و باعث می‌شود پیروزی در این جنگ با وجود این دولت محال به نظر برسد ، به نظرتان آیا زمان برگزاری جلسه بررسی کفایت ایشون نیست؟ شبیه آنچه در زمان جنگ و بنی صدر رخ داد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نکاتی که جناب استاد مهدی محمدی می‌فرمایند با توجه به إشرافی که نسبت به امور دارند، چیز دیگری است.  https://eitaa.com/mohammadi61. موفق باشید

41437
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد عزیز و گرامی و بزرگوار: 1_نظرتان در مورد دعاهای مفاتیح الجنان علی الخصوص دعای عهد و توسل و زیارت عاشورا چیه؟ 2_فرهنگ انتظار چه فرهنگیست؟3_کسی که در فرهنگ غربه دنبال ویران کردن است و کسی تهران و اصفهان تخریب می کنه در اصل خودش رو تخریب می کنه و من دارم می بینم که اسرائیل مانند یخ دارد ذوب می شود. چون قرآن گفته فرهنگ ظلم ماندگار نیست این حرف رو زدم و باید مرگ بر اسرائیل جنایتکار، مرگ بر آمریکا و مرگ بر سگ هار آمریکا که صهیونیست است را بر زبان ها جاری نمود

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عموماً مرحوم شیخ عباس قمی سعی کرده‌اند ادعیه‌ای که در کتاب شریف «مفاتیح الجنان» آورده‌اند مستند باشد 2- در رابطه با فرهنگ انتظار عرایضی در کتاب  «بصیرت و انتظار فرج» که روی سایت هست، شده  3- در این مورد کاربر محترم سؤال شمارۀ 41433 مطالب ظریفی به میان آورده‌اند که خوب است به آن سؤال رجوع گردد. موفق باشید

41435
متن پرسش

سلام بر استاد گرامی، متن زیر تقدیم نگاهتان میشود: پدیدارشناسی «بعثت مردم» در جنگ رمضان عبور از تحلیل ها در مواجهه با رخدادهای عظیمِ تاریخی، به‌ویژه زمانی که ملتی با فقدانِ ظاهریِ رهبران و استوانه‌های وجودیِ خویش روبه‌رو می‌شود، نخستین و شاید مهلک‌ترین لغزش، فروکاستنِ آن واقعه به یک «خبر» یا «ابژه‌ی سیاسی» است. آنچه در این یادداشت به دنبالِ آنیم، ارائه یک تحلیلِ جامعه‌شناختی یا سیاسی از شهادت رهبر انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای نیست؛ چراکه تحلیل، همواره مستلزمِ فاصله‌گذاری میانِ سوژه (شناسا) و ابژه (موردِ شناخت) است. حال آنکه ما در بطنِ واقعه ایستاده‌ایم. مسئله‌ی ما، «چگونه اندیشیدن» به این امرِ سهمگین و در عین‌حال حیات‌بخش است. مقصودِ ما از اندیشه، نه انتزاعی‌سازیِ مفاهیم، بلکه «حاضر کردنِ خویش» در این رخداد است؛ جهانی که با شهادت، بارِ دیگر برای ما گشوده شده است. آنچه امروز شاهدِ آنیم (بعثت مردم)، یک کنشِ سیاسیِ طراحی‌شده یا یک واکنشِ هیجانیِ گذرا نیست؛ بلکه نوعی «فراخوان» وجودی است که در اعماقِ جانِ ملت طنین‌انداز شده و پاسخی از جنسِ «لبیک» را برانگیخته است. این خیزش، از جنسِ غرض‌ورزی‌های دنیوی تهی است و حکایت از نوعی «بی‌غرضیِ مقدس» دارد که تنها در ساحتِ توحید و ولایت قابل تفسیر است. باید متذکر بود که در دام «لفظ‌پردازی» و «بافتنِ کلمات» نیفتیم تا زبانِ ما، حجابِ واقعیت نشود؛ یعنی به جای آنکه «آنچه هست» را به گفت درآورد، به بازتولیدِ ذهنیات و مفاهیمِ انتزاعیِ خود نپردازیم. ما نیازمندِ زبانی هستیم که «حضور» ما را در صحنه تثبیت کند. همان‌گونه که شعارها و تکبیرهایِ شبانه در نخستین ایام انقلاب اسلامی، صرفاً اصواتی خارج‌شده از حنجره نبود، بلکه «نحوه‌ی بودنِ ما» را در تاریخ تعین می‌بخشید. زمانی که مومن فریادِ «الله اکبر» برمی‌آورد، او در حالِ گزارش دادن از بزرگیِ خدا نیست؛ او در حالِ «حاضر شدن» در ساحتِ کبریاییِ حق و نفیِ طاغوت است. این سخن، جدای از بودنِ او نیست. همان‌طور که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «قولوا لا اله الا الله تُفلحوا». در این کلام، گفتنِ ذکر، عینِ رسیدن به فلاح و رستگاری است، نه مقدمه‌ی آن. بنابراین، جستجوی ما برای یافتنِ زبانی متناسب با این ایام (ایامِ شهادت و فقدان)، در حقیقت جستجو برای یافتنِ جایگاهِ تاریخیِ خودمان است. اگر نتوانیم این «گفت» را پیدا کنیم، اگر زبانمان لکنت داشته باشد، آن گرمای وجودی و آن حرارتِ ایمانی منتقل نخواهد شد و ما تنها نظاره‌گرانی سرد باقی خواهیم ماند. خداوند در قرآن کریم به آن اعرابی که گمان می‌کردند با پذیرشِ ذهنیِ وجودِ خدا به ایمان رسیده‌اند، می‌فرماید: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ». ایمان، یک گزاره‌ی منطقی نیست که در ذهن بایگانی شود؛ ایمان، آتش است. همان‌گونه که سخن گفتن از آتش کسی را گرم نمی‌کند، باورهایِ صرفاً مفهومی نیز جانِ انسان را مشتعل نمی‌سازند. ایمان آن‌گاه رخ می‌دهد که: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ». این «وجل» و این لرزشِ دل، نشانه‌ی برقراریِ یک ربطِ وجودی با حضرتِ حق است. در این حالت، انسان دیگر «سوژه»ای در برابرِ یک ابژه نیست؛ بلکه مستغرق در «ایمان» است. انقلابِ اسلامی، و به‌تبع آن رخدادهای عظیمی همچون شهادتِ رهبرانِ الهی، بسترِ این گذار از «باور» به «شهود» را فراهم می‌کنند. وقتی ملتی در تشییعِ پیکرِ مطهرِ شهیدی شرکت می‌کند و بی‌اختیار اشک می‌ریزد و قلبش می‌لرزد، او در حالِ تجربه‌ی ایمان است؛ تجربه‌ای که حتی پوست و گوشتِ او را نیز متأثر می‌کند: «تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ». انسانِ مدرن، خود را در حصارِ آگاهی‌ها، باورها و «من»ِ خودبنیادش زندانی کرده است. اما شهادت، این حصار را می‌شکند. وقتی ما با حقیقتِ شهادت روبه‌رو می‌شویم، گویی از زندانِ تنگِ خودپرستی آزاد شده و در افقی بیکران قرار می‌گیریم. در مواجهه با صحنه‌هایی که امروز تاریخ برای ما رقم زده است، آیا ما قادریم از تحلیل‌های سیاسیِ سطحی عبور کنیم و تنها «نگاه» کنیم؟ آیا می‌توانیم دستِ قدرتِ خدا را ببینیم؟ حاج قاسم سلیمانی می‌فرمود: «باید دستِ قدرتِ خدا را دید». این دیدن، بزرگترین کاری است که در صحنه‌های تاریخی می‌توان انجام داد. اگر نتوانیم ببینیم، گرفتارِ برخوردی غائبانه و مفهوم‌زده خواهیم شد. پناه بردن به دژِ توحید در عصرِ اضطراب دشمنِ ما، که ماهیتی جز «دروغ» و «فریب» ندارد، حتی وقتی خبرِ راست (مثل خبرِ شهادت) را مخابره می‌کند، در پیِ ایجادِ رعب و یأس است. رسانه‌ی دشمن، کارخانه‌ی تولیدِ یأس است. در مقابل، انسانِ مؤمن باید به کدام پناهگاه بگریزد؟ قرآن کریم می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا». قولِ سدید، سخنی است محکم، استوار و ریشه‌دار در حقیقت. در این لحظاتِ مهیب، تنها راهِ نجات، باز کردنِ زبان به ذکرِ حق و پناه بردن به آیاتِ الهی است. «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ». اگر ما در این لحظات، زبانمان به توحید باز نشود، ترس بر ما مستولی خواهد شد. اما تجربه‌ی تاریخیِ ما نشان داده است که هرگاه خونِ شهیدی بر زمین ریخته، به جای ترس، نوعی «بیداری» و «شجاعت» در رگ‌های جامعه تزریق شده است. شهید سلیمانی می‌گفت: «من هیچ‌وقت از مرگ نمی‌ترسیدم». این نترسیدن، یک شعار نیست؛ یک «یافته‌ی وجودی» است. ما با دو ساحتِ زبانیِ کاملاً متمایز و در‌عین‌حال متصادم روبه‌رو هستیم: «زبانِ رسانه‌ی تکنیکال» و «زبانِ فطرتِ بیدار». در یک‌سو، دستگاهِ عظیمِ رسانه‌ایِ دشمن قرار دارد که ماهیتش بر «اعتبار» و «بازنمایی» استوار است. این رسانه، حتی آن‌گاه که «خبرِ راست» را مخابره می‌کند، در بطنِ خود حاملِ یک «دروغِ وجودی» است زیرا غایتِ این خبر، ایجادِ یأس، گسستِ تاریخی و القایِ پایان‌یافتگی است. دشمن با ترورِ فیزیکی، به دنبالِ ترورِ معناست. او گمان می‌برد با حذفِ «دال»، «مدلول» نیز فرو می‌ریزد. این همان خطایِ محاسباتیِ استکبار است که هستی را تنها در «موجوداتِ حاضر» می‌بیند و از «وجودِ ساری و جاری» غافل است. در مقابل، «زبانِ صدق» قرار دارد؛ زبانی که از حنجره‌ی ملتِ داغدار اما ایستاده برمی‌آید. این زبان، کارکردی متفاوت دارد. شنیدنِ خبرِ شهادت در این ساحت، به جایِ آنکه بذرِ ترس بپاشد، چاهِ توحید را در درونِ مؤمن عمیق‌تر می‌کند. اینجا خبر، نه یک اطلاع‌رسانیِ صرف، بلکه یک «تذکر» است که ندایِ «یا لَیتَنا کُنّا مَعَکُم» را در جان‌ها زنده می‌کند. مؤمن با شنیدنِ خبرِ شهادت، به جای فرار از مهلکه، خود را در میانه‌ی میدان می‌یابد؛ گویی شهادتِ رهبر، او را به «شهادت‌طلبی» فراخوانده است. شهید آوینی در مستند روایتِ فتح، دوربین را نه برای ثبتِ وقایعِ جنگ، بلکه برای کشفِ «انسانِ انقلابِ اسلامی» به کار می‌گرفت. او به دنبالِ ثبتِ خمپاره‌ها نبود؛ او به دنبالِ ثبتِ حالتی در چهره‌ی رزمندگان بود که نشان‌دهنده‌ی «عبور از ترس» و «ورود به ساحتِ یقین» بود. آنچه امروز در چهره‌ی مردم می‌بینیم – همان مردمی که شاید تا دیروز غرق در روزمرگی بودند – «ظهورِ ناگهانیِ فطرت» است. این مردم، با زبانِ شهید آوینی سخن می‌گویند، بی‌آنکه شاید کتاب‌های او را خوانده باشند. این بدان معناست که حقیقتی که آوینی کشف کرد، متعلق به گذشته نیست؛ حقیقتی است که در «جانِ زمان» نهفته است و هر بار با «شهادت»، از قوّه به فعل درمی‌آید. هوشِ مصنوعی و قهرِ تکنیک جهانِ آینده، جهانِ سیطره‌ی هوشِ مصنوعی و قهرِ تکنیک خواهد بود. اگر انسان نتواند آن «ایمان» و «حضورِ بیکرانه» را تجربه کند، در چرخ‌دنده‌هایِ این ماشینِ عظیم له خواهد شد. انقلابِ اسلامی، تنها پناهگاهِ بشر در برابرِ این طغیانِ تکنولوژیک است. هوشِ مصنوعی می‌تواند احتمالِ جنگ و صلح را محاسبه کند، اما نمی‌تواند «عشق به شهادت» و «ایستادگی در برابر ابرقدرت» را پیش‌بینی کند. اکنون، جهان با حیرت به ما می‌نگرد. نه به خاطرِ نفت یا موقعیتِ ژئوپلیتیک ما، بلکه به خاطرِ این «معمایِ وجودی»: «این ملت کجای تاریخ ایستاده است که با شهادتِ رهبرانش، نه تنها نمی‌میرد، بلکه زنده‌تر می‌شود؟» ✍🏻سید علی روح الامین هشتم فروردین ۱۴۰۵ (بیست و نهمین روز شهادت رهبر انقلاب)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیۀ بنده؛بیش از آن‌که بخواهم نکته و یا نکاتی در مواجهه با نوشتۀ خوب جنابعالی عرض نمایم پیشنهاد می‌کنم رفقای عزیز با مطالعۀ مبناییِ این گفتگو، «اندیشیدن» را تمرین نمایند.
سطر سطر این متن ، تذکری است تا خود را در تاریخی که هستیم درک کنیم و این همان زبانی است که در راستای حضور انسان در نزد خود، سخت به آن نیاز داریم تا جان‌مان این حضور را احساس کند به همان معنایی که اهل ایمان در نسبت با آن حضور به مقام «وجلت قلوبهم» نایل می‌شوند و جان‌شان، خود را بیش از پیش در صحنه‌های حضور خدا احساس می‌کند و این یعنی «ایمان»، به همان معنایی که جنابعالی به خوبی متذکر آن شدید و از یک طرف این حالت، افقی است تا حضور همه جانبۀ خدا را در همۀ ابعاد هستی احساس کنیم و از آن طرف، پوچی و بی‌هویتی و یأس دشمن را بیابیم. و این یعنی بیداری و شجاعتی که با شهادت رهبر عظیم الشأن‌مان در جان مردم مان به ظهور آمد و در نتیجه همۀ استکبار در برابر این ملت با عزمی که به ظهور آمد، گرفتار پوچیِ تاریخی شد تا ما هرچه بیشتر در معرکه‌ای که گشوده شده حاضر و حاضرتر شویم که به گفتۀ جنابعالی حکایت عبور از ترس و حضور در یقینی است «ماورای مرگ و زندگیِ دنیایی» که حقیقتاً با نور انقلاب اسلامی به ظهور آمده تا بشریت نه‌تنها به گفتۀ جنابعالی از طغیان تکنولوژی عبور کند، بلکه جهانی را بسازد که انسان در انسانیت خود، قدرت تکنولوژی را خنثی کند به همان معنایی که فرمودید با شهادت رهبرشان نه‌تنها نمی‌میرند بلکه زنده‌تر می‌شوند.
خواستم تنها با کلمات جنابعالی همراهی کرده باشم تا رفقا دوباره متن شما را بخوانند و ان شاءالله در جمع خود به بحث بگذارند و جنابعالی نیز در گفتگوهای خود با دیگر رفقا این بحث را به صورت جلساتی ممتد از اجمال به تفصیل در آورید. موفق باشید                    
 

41434
متن پرسش

سلام بر استاد عزیز متن زیر تقدیم نگاهتان میشود: در باب زبانِ گشایش و ضرورت عبور از تبیین‌های علّی هر رخدادی که در تاریخ رخ می‌نماید، بسته به ماهیت وجودیِ خود، نحوه‌ی خاصی از سخن گفتن را طلب می‌کند. از همین رو، مواجهه با انقلاب اسلامی ایران، پیش از آنکه نیازمندِ تحلیل‌های علّیِ مرسوم باشد، مستلزم پرسش از «زبانِ» متناسب با آن است: آیا می‌توان با همان دستگاه مفاهیمی که برای تبیین پدیده‌های عادی تاریخی به کار می‌رود، به کنه این حقیقت دست یافت؟ یا اینکه این رخداد از سنخی است که زبان را وامی‌دارد تا از کارکردِ صرفاً ابزاریِ خود فراتر رود و به «محلِّ ظهور» حقیقت تبدیل شود؟ انقلاب اسلامی، از همان آغاز، خود را به مثابه امری «گشوده» و در عین حال «ناگشوده» نشان داد. از یک سو، حقیقتی را مقابل انسان می‌گشاید که سرشار از نور امید است و حیاتی تازه را در جان‌ها شکوفا می‌سازد. از سوی دیگر، این حقیقت چنان مبهم و غیرقابل احاطه می‌نماید که هر زبانی در برابر آن به عجز اعتراف می‌کند. این دوگانگی نشانه‌ی اصالتِ رخداد است. هر چه حقیقت اصیل‌تر باشد، زبانِ عادی را از کار می‌اندازد تا خود، زبانِ تازه‌ای را متولد کند. برای درک این مسئله، باید از چارچوب رایجی که پدیده‌ها را به مجموعه‌ای از علل و عوامل فرو می‌کاهد، عبور کرد. نگاهِ علّی-تبیینی که میراث علوم انسانیِ متأثر از اثبات‌گرایی (پوزیتیویسم) است، همواره پدیده را به امری «موجود» و «قابل تملک» توسط عقلِ محاسبه‌گر تبدیل می‌کند. اما حقیقت انقلاب اسلامی، از این سنخ تحلیل‌ها می‌گریزد. یک اثر هنریِ بزرگ، صرفاً منتقل‌کننده‌ی یک مفهوم یا پیام نیست؛ بلکه «جهانی» را می‌گشاید که مخاطب را در خود سکنی می‌دهد. تماشاگر یک تابلوی اصیل، پیش از آنکه به تحلیل تکنیک‌های آن بپردازد، در فضای آن اثر سیر می‌کند و نحوه‌ی وجودش توسط آن دگرگون می‌شود. انقلاب اسلامی نیز از همین جنس است. جهانی را می‌گشاید که در آن، انسان نه با مفاهیم انتزاعی، که با خودِ حقیقتِ در حال ظهور، روبه‌رو می‌شود. تنها کسانی در این جهان حاضر می‌شوند که ندای وجود را در آن شنیده باشند؛ کسانی که از جستجوی عللِ دم‌دستی دست شسته و خود را در معرضِ گشایشِ حقیقت قرار داده‌اند. جهانِ مدرن، با حاکمیتِ عقلِ ابزاری و فروکاستنِ همه‌چیز به محاسبه‌ی منفعت و قدرت، انسان را در ورطه‌ی عمیق‌ترین شکلِ نیهیلیسم فرو برده است. انسانِ مدرن، گرفتارِ روزمرگی‌ای است که در آن، هیچ‌چیز جز تکرارِ مناسباتِ مبتذل، مجالِ ظهور نمی‌یابد. در چنین وضعیتی، بازگشت به کربلا -نه به مثابه یک واقعه‌ی تاریخی، که به مثابه «رخدادی از جنس زبان»- می‌تواند راهگشا باشد. زبانِ کربلا، زبانی است که از چنگِ مفاهیمِ عادی می‌رهاند و انسان را در افقی قرار می‌دهد که در آن، مرگ و زندگی، پیروزی و شکست، معنایی دیگر می‌یابند. این زبان، به تعبیری، «زبانِ روضه» است. روضه، در عمیق‌ترین معنای خود، گزارشی از یک واقعه نیست؛ بلکه «عرصه‌ای برای حضور» است. «روضه» زبانی در وصف شهادت شهادت، در سنت اسلامی، هرگز به معنای پایانِ یک حیات نبوده است؛ بلکه همواره به مثابه «آغازِ نحوه‌ای دیگر از حضور» تلقی شده است. این حضورِ تازه، از جنسِ بقایِ جسمانی یا تداومِ یادِ تاریخی نیست، بلکه از سنخِ «گشایشِ افقی تازه» است که در آن، انسان با حقیقتی روبه‌رو می‌شود که پیشتر از دیدگانش پوشیده بود. شهادت، به تعبیری، «رخدادی از جنس زبان» است: زبانی را می‌گشاید که پیش از آن، امکانِ جاری شدن نداشت و جهانی را می‌آفریند که پیش از آن، افقِ آن بر انسان بسته بود. شهادتِ رهبر انقلاب اسلامی، صرفاً یک رویدادِ سیاسی یا فقدانی عاطفی نیست؛ بلکه «رخدادی زبانی» است که نسبتِ انسانِ ایرانی را با انقلاب اسلامی، با تاریخ و با خودِ هستی، دگرگون می‌سازد. آنچه در این شهادت گشوده می‌شود، امکانی تازه برای «حضور» در متنِ حقیقتِ انقلاب است؛ حضوری که پیش از این، یا در غبارِ روزمرگی پنهان مانده بود، یا با زبانِ عادی و مشهوراتِ مفهومی، قابل بیان نمی‌نمود. انقلاب اسلامی، از آغازِ پیروزی تاکنون، همواره با دو نوع زبان روایت شده است: «زبانِ تبیین» که در پی فروکاستنِ آن به مجموعه‌ای از عللِ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است، و «زبانِ روایت» که می‌کوشد تا آن را در افقِ حقیقتِ وجودی‌اش بازنماید. زبانِ تبیین، که میراثِ علومِ انسانیِ مدرن و نگاهِ اثبات‌گرایانه است، هرچند در مواردی سودمند می‌نماید، اما از درکِ آنچه انقلاب را از سایرِ تحولاتِ تاریخی متمایز می‌سازد، ناتوان است. انقلاب اسلامی، از منظرِ این زبان، صرفاً یک «حادثه» در میان حوادثِ دیگر است که می‌توان آن را با همان دستگاهِ مفاهیمِ تحلیلِ سیاسی، فهمید و تبیین کرد. اما شهادتِ رهبری، امکانِ عبور از این زبان را فراهم می‌آورد. در این رخداد، آن چنان که بارها در تاریخِ تشیع مشاهده شده است، زبانِ روایت جای زبانِ تبیین را می‌گیرد. مردم، در مواجهه با این شهادت، نه در پی یافتنِ علل و عواملِ آن، که در جستجوی «حضور» در متنِ این حقیقت برمی‌آیند. زبانی که به جای تحلیل، «می‌گشاید» و به جای توضیح، «حضور» را ممکن می‌سازد. شهادتِ رهبری، انقلاب اسلامی را در افقی تازه قرار می‌دهد که می‌توان آن را «افقِ روضه» نامید. روضه، در فرهنگِ شیعی، تنها یک مجلسِ عزا و سوگواری نیست؛ بلکه «عرصه‌ای برای حضور» است که در آن، حقیقتِ کربلا (که سرّ هستی است) برای مؤمنان گشوده می‌شود. با شهادت رهبری، ایران نیز در چنین افقی قرار می‌گیرد. پیش از این، انقلاب اسلامی به مثابه یک «دستاورد» یا یک «نظام» تلقی می‌شد؛ چیزی که در گذشته تحقق یافته و اکنون باید از آن پاسداری کرد. اما در افقِ روضه، انقلاب اسلامی از قامتِ یک «حادثه‌ی گذشته» خارج می‌شود و به «حقیقتی حاضر» بدل می‌گردد. این دگرگونی، نه از طریقِ تحلیل‌های سیاسی، که از طریقِ «زبانِ روایت» امکان‌پذیر می‌شود؛ زبانی که شهادت را نه پایان، که آغازِ نحوه‌ای دیگر از حضور می‌داند. جهانِ معاصر، گرفتارِ بحرانی عمیق است که می‌توان آن را «نیهیلیسمِ روایی» نامید. در این جهان، روایت‌های بزرگ که زمانی به زندگی معنا می‌بخشیدند، فروپاشیده‌اند و انسان در انبوهی از داده‌ها و اطلاعاتِ پراکنده، سرگشته و حیران مانده است. رسانه‌های جمعی، با انباشتنِ بی‌وقفه‌ی اخبار و رویدادها، از یک سو، حسِ «حضور» را از انسان سلب می‌کنند و از سوی دیگر، هر رویدادی را به امری عادی و گذرا فرو می‌کاهند. در چنین وضعیتی، شهادتِ رهبری و گشایشِ زبانِ روایت در انقلاب اسلامی، می‌تواند پاسخی به این بحران باشد. این زبان، روایت‌هایی را بازمی‌گشاید که از جنس «حضور» هستند، نه از جنس «اطلاع». زبانِ روایت، مخاطب را از جایگاهِ ناظرِ بیرونی به در می‌آورد و او را در متنِ حقیقت، سکنی می‌دهد. در این سکونت‌گاهِ تازه، دیگر پرسش از «چرایی» و «علت» موضوعیت ندارد؛ آنچه اهمیت می‌یابد، «چگونگیِ بودن» در این حقیقت است. زبان روایت و آینده انقلاب اسلامی یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که در مواجهه با شهادت رهبری پیش می‌آید، پرسش از «نحوه‌ی انتقال» این حقیقت به نسل‌های آینده است. اگر زبانِ تبیین و تحلیلِ علّی، نتواند حقیقتِ انقلاب اسلامی را به درستی روایت کند، آنگاه با چه زبانی می‌توان این میراثِ عظیم را به آیندگان سپرد؟ آیا صرفاً با بازگوییِ تاریخِ سیاسیِ انقلاب، می‌توان نسلِ جوان را با آنچه در این مسیر رخ داده است، آشنا ساخت؟ انتقالِ حقیقتِ انقلاب اسلامی، تنها از طریقِ «زبانِ روایت» امکان‌پذیر است؛ زبانی که به جای آموزشِ مفاهیم، «حضور» را ممکن می‌سازد. نسلِ آینده، نه با شنیدنِ گزاره‌هایی درباره‌ی استبدادِ شاه یا دستاوردهای اقتصادیِ انقلاب، که با «حضور» در جهانی که انقلاب گشوده است، می‌توانند با این حقیقت نسبتِ اصیل بیابند. این حضور، از طریقِ روایت‌هایی ممکن می‌شود که شنونده را از جایگاهِ ناظرِ بیرونی خارج می‌کند و در متنِ حادثه سکنی می‌دهد. در اینجا هنر نقشی بی‌بدیل دارد. هنرِ اصیل، دقیقاً از همین جنسِ زبان است. جهانی می‌گشاید و مخاطب را در آن سکنی می‌دهد. شهید آوینی، که خود از پیشگامانِ این نگاه بود، همواره بر این نکته تأکید می‌ورزید که روایتِ دفاع مقدس باید از جنسِ روایتِ عاشورا باشد؛ روایتی که به جای تحلیل، «حضور» را به مخاطب می‌بخشد. شهادت رهبری، از این حیث، فرصتی است برای بازگشت به این نگاه و بازاندیشی در شیوه‌های روایتِ انقلاب اسلامی. باید توجه داشت که زبانِ روایت، به محض آنکه به نظامِ مفاهیم بدل شود، از کارکردِ اصیل خود تهی می‌گردد. این زبان، از جنسِ «روش» یا «متدولوژی» نیست که بتوان آن را به دیگران آموخت. از جنسِ «حضور» است که تنها از طریقِ «بودن» در متنِ حقیقت، قابل انتقال است. شهادت رهبر انقلاب «آینه‌ای» است که حقیقتِ انقلاب اسلامی را به ما بازمی‌نمایاند. در این آینه، ما خود را نه به عنوانِ ناظرانی بیرونی، که به عنوان «حاضرانی در متنِ حقیقت» می‌یابیم. این حضور، تکلیفی بر دوشِ ما می‌نهد و آن یافتن زبانی در وصف این رخداد است. روایتی که به جای تحلیل، بگشاید؛ به جای تبیین، حاضر کند؛ به جای فروکاستن، اوج بخشد. روایتی از جنسِ روضه‌ی کربلا، که هزار و چهارصد سال است جان‌های تشنه را سیراب می‌کند و هیچ‌گاه از طراوت نمی‌افتد. آینده‌ی انقلاب اسلامی، در گروِ همین زبان است. اگر توانستیم این زبان را بگشاییم و خود را در آن حاضر کنیم، آنگاه انقلاب اسلامی نه یک دوره‌ی تاریخی، که «افقِ همیشه حاضر» خواهد ماند؛ افقی که هر نسل می‌تواند خود را در آن بیابد و از آن، حیاتی تازه کسب کند. و اگر از این زبان غافل بمانیم و به زبانِ عادیِ مشهورات و تحلیل‌های دم‌دستی بازگردیم، آنگاه حقیقتِ انقلاب را از کف خواهیم داد، هرچند که نهادها و ساختارهای آن همچنان پابرجا باشند. ✍🏻سید علی روح الامین چهارم فروردین ۱۴۰۵ (بیست و پنجمین روز شهادت رهبر انقلاب)

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه مایۀ مسرت اول است که انقلاب اسلامی تا این جاها خود را مدّ نظر اصحاب اندیشه قرار داده که عزیزانی مانند شما برای اشاره به حضور تاریخی آن رخداد عظیم، بر خود لازم دیده‌اید این‌گونه سخن بگویید که زبان اشاره به حقیقتی است که در مقابل جان‌ها گشوده شده تا آن حقیقت، گرفتار زبان‌های روزمرّه و زبان‌های سیاسیون نگردد و به حجاب رود.
خدا را باید شکر کرد که در معنای «شهادت» متذکر این امر هستید که شهادت، رخدادی از جنس «زبان» است و زبان را می‌گشاید که در جان ما پنهان بود و این را در زبان مردم خود در این شب‌ها بخصوص در زبانِ نرمِ بانوان سلحشور خود می‌یابیم بدون تبرّجی که غرب در زنان ایجاد کرده بود. با زبانی حیرت‌انگیز، زبانِ بانوان ما اشارات تاریخی دقیقی را به میان آورده‌اند بدون آن‌که خودشان بخواهند چنین گفتنی‌ها را به ظهور آورند بلکه تنها حکایت حضور مردمی را – اعم از زن و مرد- گزارش می‌دهند تا حقیقت گرفتار روزمرّه‌گی نشود. این همان زبانِ روایت است که جنابعالی به خوبی در این متن از آن سخن گفتید که با معجزۀ شهادت رهبر بزرگ ما ظهور کرده و ما را به حضوری دیگر حاضر می‌کند ماورای زبان تحلیل سیاسیون که عملاً از حضوری که ما از نظر تاریخی در آینده خواهیم داشت، در غفلت است.
از جایگاه «زبانِ» هستی در این رابطه سخن گفتید و چه اندازه خوب است رفقا نسبت به آن فکر کنند. ای کاش رفقای عزیز چندین و چندین مرتبه این متن را بخوانند و به گفتگویی که جنابعالی با جناب آقای صادق بهرامی در نسبت با حضور تاریخی انقلاب اسلامی و نظر به سرآغازبودنِ انقلاب داشتید؛ توجه کنند تا معلوم شود انقلاب اسلامی یک «رخداد تاریخی است» و ما را به سوی وارستگی و انتظاری اصیل رهنمون می‌کند اگر و اگر با زبانی که بتواند به آن رخداد اشاره کند، موضوع را در میان بگذارد تا معلوم شود به گفتۀ جنابعالی انقلاب اسلامی جهانی را در مقابل انسان‌ها می‌گشاید که برای درک آن مفاهیم انتزاعی ظرفیت اشاره به آن را ندارد. @varastegi_ir «وارستگی – بعثت مردم به مثابه ارایگنیس»
امید است خوانندگان عزیز متن جناب آقای حجت الاسلام دکتر روح الأمین را چندین و چندین مرتبه مطالعه فرمایند به امید آن‌که افقی در راستای اظهار زبانی گشوده شود و از آینده‌ای که بسی بزرگ‌تر از آینده‌ای است که سیاسیون مدّ نظرها می‌آورند؛ آگاه شویم. موفق باشید          
 

41433
متن پرسش

سلام علیک و رضوانه فص حکمة ابراهیمیه فی کلمة ثورة الاسلامیة این جنگ امروز ما حکمت ابراهیم محمدی در ذیل انقلاب اسلامی بود آنجا که در برابر تمدن نمرود زمانه ابراهیم وار به بت خانه تمدن غرب وارد شدیم و بی محابا تبر به دست و با شجاعت توحیدی دست به شکستن بت ها زدیم و این جز با رَوح الله میسر نبود و اینک مائیم و ندا و صدای توحیدی که به گوش عالمیان رساندیم که دیگر این بت خانه حاجتی نمی دهد و طلب فردای انسان نخواهد بود. ضربه ما به کاخ ویران تمدن غرب ضربه به عالم خیالی و توهمی مدرنیته بود که آدمی را در سرگردانی خیالات و در آرزوهای بی انتها اسیر توهمات بی اساس کرده است و آدمی در پی ارضا و اشباع و طلب آن حاضر شد تا اصیل ترین اصالت ها را زیر پا بگذارد تا به آن سراب مقصود و قبله نامعلوم عالم مدرن دست یابد و چه پوچ عالمی آنگاه که در برابر حضور توحیدی تاریخ فرو می ریزد و می پاشد و این تازه شروع فردایی است که آدمی در نهاد جانش طلب آن را داشت و اگر ما این حضور فرداها و پس فردا ها را برایش ترسیم نکنیم در بی عالمی و بی سکنایی ویرانه های خراب آباد مخیلات مدرنیته گم خواهد شد و امروز این انقلاب اسلامی است که راه فردای انسان را برایش پیش چشم های بشریت حاضر کرده است تا در افق معناهای اصیل از حقیقت و حیات و معناداری از عالم خود را پیدا کند و سکنی گزیند و وای به حال آنکه امروز در نقطه ای که باید حاضر شود حاضر نگردد. جنگ ما ابراهیمی است اما در شریعت ختمی و در نهایی ترین و اصیل ترین تاریخ انسان (تاریخ مهدی موعود)، و این حس حضور ما را برای فردایی که از آن ماست بیش تر میکند چون آن ابرانسان تاریخ و آن منجی اصیل آدمی و آن طلب نهاده در جان انسان ها و آن شراب طهور بشر از سکره ها و مستی ها عالم غربی از آن ماست. انسانی که امروز غرب را دیگر مأوای انس با حقیقت نمی داند و از فردای پیش روی غرب مأیوس و ناامید است در طلب فردایی می گردد که مطلوب جان و مونس تنهایی کشندهٔ نهیلیسم زدگی باشد. این فردا از آن ملتی است که امروز پرچم دار طلیعه ظهور صبح فردای انسان نهایی این تاریخ است. انقلاب اسلامی در مرحله گذر از صورت غرب زدگی است و اگر متوجه این امر عظیم نباشیم و غفلت کنیم زبان سخن با انسان های حقیقت طلب و حق جوی تاریخ را از دست داده ایم و علاوه بر آنکه عزم های که امروز برای عبور از غرب که به خیابان آمده است را برای تولدی دیگر در فردایی که غیر از زمانه دیروز آن هاست را پاس نداشتیم. انسان ها این شب ها در خیابان باید بدانند در حال رقم زدن تاریخ فردایی غیر از غرب و غرب زدگی هستند و این طلب های متعالی که امروز در خیابان ها به میان آمده اند را اگر مراقبت نکنند و اعتلا نبخشند در طلیعه فجر فردای این پیروزی آن شعفی که نصیب خاصان تاریخ از گذار این معرکه است را کم تر حس خواهند کرد. تاریخ حیات قدسی امروزین ما ثمره خونی است بس عظیم که در امتداد تاریخ کربلا برای ویرانی کاخ عظیم اموی جاری شد و پاسداشت این خون جز به ویرانی بت خانه غرب و عزم ابراهیمی ملت سلحشور محمدی برای حضور برین فردای انسانیت نخواهد بود. سلوک ابراهیمی ملت شریف و عظیم ایران امروز با گام های حضور در تاریخ مهدی موعود به یک عزم جمعی تاریخی انسان به فعلیت رسیده است و ما در حال یک سلوک آگاهانه در دل تاریخ در ذیل عصر مهدوی هستیم و این همان طلب و اشتیاق قلبی پیامبران و امامان برای حرکت انسان ها در گذر از ظلمات تاریخ شان بود و ما امروز شاهد این حرکت انسان در مسیر فعلیت اش هستیم. و چه خوش تقدیری است این شب های قدر از پی هم که نصیب حرم محمدی ایران شده است و چه خوش امانتی که به دوش پاسداران حرم عظیم ایران اسلامی در حال گذر از عصری تلخ از صورت انسانی به عصری روشن از انسان و انسانیت تا انسان ها بیش از پیش از سایه تحقیر تکنیک و مسابقه های جانکاه بی ثمر غرب برای بقا حیوانی نجات پیدا کنند. . این شب قدر ان شالله با بهترین تقدیر قضای طلب معهود عهد انسانی را که فراموش بشر مهبوط در غرب شده بود را به دنبال خواهد داشت و این مبارک سحر و این خجسته ایام به آغوش انسان بر می گردد و عالم بشریت دگر گونه جوان خواهد شد. سحری که از پس ظلمت امروزین در حال رقم خوردن است نتیجه تقدیر عزم های انسان هایی است در تاریخ که راضی به حیات تاریخی غرب به عنوان طلب جان شان نبودند و برای فردای دیگری که غرب از طلوع خورشید شرق طلب حقیقت کند خیابان را سجاده طلب عبودی و مناجات با خدا کردند تا بار دیگر به انسان ها در برابر ملائکه فخر کند و بار دیگر زمینیان مورد سجده ملائکه قرار بگیرند و بال ملائک فرش قدم های این آدم ها. امروز تکوین و تشریع نظام عالم در یگانگی به یاری آدمیان آمده است . راز حضور این همه سرزندگی در این شب ها و روزها را باید در امدا دنظام تکوین عالم که در خدمت اراده و طلب آدمیان قرار گرفته است مشاهده کرد. دیگر این انسان با دیروز متفاوت خواهد بود........... حرف زیاد بود و اما از اینکه اطاله کلام موجب آزار دل آگاه و روشن و بیدار وبصیر و خردمند این جمع و حضرتعالی که سرآمد این جمع خردمند هستید نشود از زبان درازی خود داری کردیم و باقی رشته سخن را به سخن های پس از هم که به زودی به ظهور خواهدآمد سپردیم.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه زیبا سخن گفته‌اید و چه اندازه حکیمانه به اموری اشاره فرموده‌اید که هر فراز از آن، میدانی می‌باشد که می‌توان با اندیشیدن به آن فراز، افقی را مقابل خود احساس کرد و به حضوری که به تعبیر جنابعالی به نوعی سرزندگی می‌توان دست یافت. آری! از تقابل عالَم خیال و توهّم در مقابل نظام حقیقت‌گرایِ انقلاب اسلامی سخن گفتید و این‌که در «اکنون» آن عالمِ توهّمی در حال فرو ریختن است و آنان این را برنمی‌تابند، هرچند چاره‌ای ندارند زیرا به گفتۀ جنابعالی این انقلاب اسلامی است که راه فردایی اصیل را که به نهایی‌ترین حضور منجر می‌شود مقابل انسان‌ها گشوده و دیگر، انسان در غرب و غرب‌زدگی نمی‌تواند خود را ادامه دهد. و چه خوب فرمودید که این مردم با عزم امروزین خود که عبور از غرب است به خیابان‌ها آمده‌اند برای تولدی دیگر. و آری! و صد آری! اگر متوجۀ جایگاه تاریخی این حضور نگردند به آن نتیجۀ اصیلِ پایداری که باید نایل شوند، معلوم نیست نایل گردند.
به گفتۀ جنابعالی در عزم ابراهیمی، ملت سلحشور محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» گام‌هایی بس بلند به سوی تاریخی برداشته‌اند که در نهایت، نورِ عظیم‌ترین انسان در جلوۀ انسانیت متعیّن می‌شود. و سلام بر مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» و سلام بر آینده‌ای چنین بزرگ که در این شب‌های قدرِ میدان‌ها، خداوند آغوش خود را به سوی مردم گشوده است تا راز حضور انسانیتِ انسان در مأوای الهی به میان آید. و به اشک‌های آیت الله جوادی و نظر به عظمتی که برای حضور این شب‌ها متذکر می‌شوند باید توجه کرد. https://eitaa.com/tafakorism/4946 و به سخنان آقای مسعود فراستی بنگرید که با بصیرت هنرمندانۀ خود چه اندازه خوب این حضور را «فهم» می‌کند. https://eitaa.com/simafekr_com/750  موفق باشید
 

41432
متن پرسش

سلام استاد ارجمند برداشت من فص شیثی این است که هر کس به انداره ظرفیت و استعداد وجودی اش کمالی را در نظر می گیرد تا به غایت آن کمال برسد و در این بین الگویی را برای متبلور شدن و پیشرفتش می پذیرد مثل پدر یا انسانی فرهیخته و می گوید من می‌خواهم مثل آن شخص بشم و این بستگی به این دارد که طالب مقامات دنیوی و یا مقامات معنوی و این که شناخت خداوند و هضم و درک اسما الهی انسان را به عین ثابته اش نزدیک می کند و باعث می شود فیض و برکت الهی نیز در راه رسیدن به مقصود بیشتر و بیشتر شود چرا که خداوند عین ثابته ما را در پیش خود دارد و این را جز در عرفان ابن عربی با نگاهی عمیق می توان در مسئله حرکت جوهری ملاصدرا دید و به آن پی برد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ خوبی را نسبت به «فصّ شیثی» ملاحظه فرموده‌اید و باید همچنان بدون دغدغه، نگاه جناب ابن عربی را ادامه و باز ادامه داد تا در دلِ آن حضورِ بعد از حضور، مقصد او برای انسان روشن شود. و از این جهت عنایت داشته باشید که همان‌طور که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در نامۀ خود به گورباچف فرمودند سخنان باریک‌تر از موی ابن عربی حتماً باید با استاد دنبال شود و از این جهت در فضای پرسش و پاسخ مقصود اصلیِ آن عارف بزرگ عملی نمی‌شود. موفق باشید

41431
متن پرسش

سلام واحترام. دعوت دیگران برای آمدن به میان مردم بطور کلی وافراد که همچنان جبهه قوی دارند مثلا میگن اینا که تو خیابون خودشون گفتن ترامپ بیاکمک حالا ریختن تو خیابون. یا بزن که خوب میزنی ؛میگن نگویین اینا که نزنند.شهادت بچه ونوزاد تقصیر پاسدار جماعت ميدونند وباید کلا نابود بشن چه بگیم فقط افراد که بشه .نه بحث این حرفا اون هم بخاطر وظیفه دفاع وپشتیبان از ایران وایرانی غیرتمند

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضورِ مردمیِ این شب‌ها بسیار عظیم‌تر از این سخنان است. حقیقتاً یک عنایت الهی می‌باشد در مقابل نقشۀ نتانیاهو که گمان می‌کرد با حملۀ نظامیِ اولیه، وطن‌فروشان به خیابان می‌آیند و رژیم را سرنگون می‌کنند. غافل از آن‌که حضرت ربّ العالمین با نوری که در قلب مردم انداخت، چیز دیگری را اراده کرده بود. کاربر محترم سؤال شمارۀ 41433 نکات ظریفی را در این رابطه در کلام خود به میان آورده‌اند که خوب است بدان توجه شود. موفق باشید 

41430
متن پرسش

سلام استاد وقت بخیر نظرتون در باره دنبال کردن اخبار جنگ از طریق رادیو جدال چیه؟ بنظرم با اینکه این برنامه نکات مثبت زیادی داره ولی با توجه به ینکه مشاور ندارن اشتباهاتی دارند برای مثال با تصویر کشیدن بدترین حالت و مواجه با اون ، انسان مقداری سست میشه مقایسه کنید با بیان محکم و امیدبخش و در عین حال دقیق و واقعی مشاور راهبردی رئیس مجلس ، جناب مهدی محمدی https://eitaa.com/tahlil_ata/3776

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای استاد مهدی محمدی با اشرافی که دارند ، نکات دقیقی را در رابطه با موقعیت ما در رابطه با جنگ با آمریکا و اسرائیل مطرح کرده اند که خوب است مورد توجه رفقا قرار گیرد. https://eitaa.com/mohammadi61. موفق باشید

41429
متن پرسش

سلام استاد ابن عربی میگه هر کسی به غیر از خدای خودش را دوست ندارد. برداشت من از این سخن این است که هر کسی بر اساس فهم و سنجش موقعیت ها و فراز و فرود هایش در زندگی و گفته های دیگران تصوری از خداوند در ذهن خود می سازد بی آنکه متوجه باشد که خدا را محصور کرده است و برای خداوند دومی در نظر گرفته است و آن را پرستش و ستایش می کند و در نتیجه در جهل است که دارد همان خدای یکتا را ستایش می کند و این به تعبیر ابن عربی از تکیه به عقل منطقی نشأت می گیرد و نکته اش در اینجاست که همه سالک نمی شوند و نور عشق بر دل‌شان نمی تابد. شاید بسیاری از این گفته‌ی ایشان نوع ستایش خداوند را برداشت و تببین کنند اما من از منظر توحید فهم کردم خوشحالم نظر شما را هم دراین مورد بدانم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن عربی در این رابطه نکتۀ بسیار دقیقی فرموده‌اند با نظر به نسبت امکانِ وجودی هر موجود در رابطه با وجه خالقیتِ حضرت حق نسبت به آن موجود. شاید عرایضی که در بحث «شیثی» شده است در این مورد بابی را بگشاید. موفق باشید

41428
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد چرا قرآن به زبان عربی نازل شده؟ چرا به زبان های دیگر نازل نشده؟ این زبانی که بهشتی ها در بهشت با هم صحبت می‌کنند و عربی هستش با این زبان عربی متفاوته؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد زیاد بحث شده است مبنی بر قدرت زبان عربی و اشارات فوق‌العاده‌ای که این زبان، ظرفیت خود را دارد.  به طوری که زبان‌شناسانِ دنیا قدرت زبان عربی را اول و زبان آلمانی را دوم و زبان فرانسوی را سوم می‌دانند و زبان انگلیسی رااز نظر توانایی زبان بسیار ضعیف می‌شناسند.عرایضی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در قسمت «دريچه‌هاي اعجاز قرآن» صفحۀ 57 شده است که خوب است به آن بحث رجوع گردد. موفق باشید

41427
متن پرسش

سلام استاد خسته نباشید استاد این روزها که حملات رژیم صهیونیستی اوج گرفته بعضی می‌گویند وقتی ما بمب اتم نداشتیم که این روزها با داشتن بازدارندگی مانع این همه خسارت به کشورمان شود پس داشتن انرژی هسته ای چه فایده ای داشت ایا انرژی هسته ای ارزش این همه خسارت و ویرانی برای وطن داشت استاد چی جواب بدیم؟و سوال دیگر این که اساسا هدف از جبهه مقاومت چه بود در غزه که به هیچ نتیجه ای نرسیدیم ۷۰ هزار آدم شهید شدند غزه با خاک یکسان شد جبهه مقاومت به چه دستاوردی رسید؟ در ایران هم اگر ترامپ آن گونه که امروز هشدار داده نیروگاه ها و نفت ایران رو نابود کنه دستاورد ما چه بوده آیا داشتن انرژی هسته ارزش این همه خسارت رو داشت استاد مردم خیلی این روزها این سوالات رو مطرح می‌کنند چی بگیم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به سخن شهید حاجی زاده فکر کنید که فرموده بودند ما با موشک‌های خود کاری بزرگ‌تر از آنچه بمب اتم انجام می‌دهد برای اسرائیل در پیش داریم 2- در رابطه با پیروزی خون بر شمشیر به این نکته بیندیشید که چگونه اسرائیل با آنهمه توانایی در مقابل ملت مظلوم غزه به اهداف خود نرسید و آنچنان از نظر هویت تاریخی متزلزل شد که تنها راه را برای پنهان‌کردن آن تزلزل؛ حمله به ایران تشخیص داد و ترامپ را نیز با خود همراه کرد 3- ملاحظه کنید که ما بنا داریم تاریخ دیگری را به میان آوریم و بحمدالله همان‌طور که در پاسخ سؤال شمارۀ 41422 عرض شد با چنین آینده‌ای روبه‌رو هستیم که عدم پیروزی جبهۀ مقابل نسبت به اهدافی که داشته، خود به خود برای ما پیروزی به همراه دارد و آینده‌ای که دیگر آیندۀ جبهۀ استکباری نیست https://eitaa.com/matalebevijeh/22159  موفق باشید 

نمایش چاپی