سلام استاد: مطالبه اقتصادی به زبان نوشتار در اجتماعات شبانه را صلاح میدانید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که در جواب سؤال شمارۀ 41633 عرض شد به نظر می آید این موضوعات را بیشتر برای زمانهای بعد بگذاریم، بهتر است. زیرا تبیین جایگاه تاریخی موضوع با نظر به حضور جهانی اش مهم تر می باشد. موفق باشید
«ما اول باید خودمان را اصلاح کنیم» انقلاب ما که پیروز شد به برکت صفا و خلوص و اخلاص و کار برای خدا و بلند شدن از سر منافع مادی و شخصی بود. مقاومت در جنگ تحمیلی هم همین طور بود. این شهدای عزیز ما یا این جانبازان در اوج صفا و اخلاص به استقبال شهادت رفتند و شهید شدند و همین شهادتها و مقاومتها و به استقبال خطر رفتن ها بود که انقلاب را حفظ کرد، اسلام را عزیز کرد مسلمین را قوی کرد و دشمنان اسلام و آمریکا را خوار نمود. هر کسی که به اسلام و انقلاب دلبستهتر است، باید برای اصلاح نفس خود عازمتر و جدیتر باشد. هر کسی که از وضع دنیا از این زورگویی ها و خباثتها و رذالتهایی که قدرتها و عربده کشها و قداره بندهای جهان انجام میدهند بیشتر ناراحت است باید بیشتر به خود بپردازد و خود را اصلاح کند. این وضعی که امروز در دنیاست ناشی از این لنگی است... ● برشی از کتاب؛ 📗 شرح حضرت آیت الله خامنهای بر حدیث مکارم اخلاق ● #نشر_صهبا ........ ای مرد طوری از اصلاح نفس سخن میگویی که گویا راه بازِ باز است و انسان نیز جدیتر از جدیتر خودش را مد نظر دارد. آری! اما پس چرا ما هنوز با اینکه این حقیقت را با طاهرزاده و آوینی گریستهایم و تاریخ معنوی انقلاب را در اشک عرشی حاج قاسم درک کردیم باز در سخت ترین پیچها هستیم و خود را با عادات و اخلاقیاتی که داریم هنوز در اول راه که نه و حتی راه نیافتادهایم. هنوز نابسامانی و بههمریختگیهای درونی و برونی جانمان را خستهمان میکند و تفاوت قول و فعل بیچارهمان کرده است. این چه حالی است که با خواندن، طلب عالمِ این چنین اشک شوقمان را درمیآورد اما کمی که خود را میآبیم چه رذائلها و چه خلقیاتی پستی که هنوز باقی است. این حرفها همه از زمینگیری و نشدن و هنوز قدم نگذاشتن در راه است. از بیچارگی است. حضرت آقا هم شهید شد پس چرا هنوز زمینگیر هستیم؟ نمیدانم. آیا این حرفها شخصی است و مثلا تنها بنده گرفتار هستم؟ در سوال ۳۹۷۶۵ در رمضان سال گذشته این بیچارگی را در نسبت با قرآن را غصه میخوردم. اما حال حرفم این است که تا به کی؟ عمرمان که تباه شد و جوانیمان در حال تمام شدن. راه برون رفت آری راه آزاد شدن در درک این راهی است که امام پیش پایمان گذاشت و نسبتی که به قول شما سلوک ذیل شخصیت امام است. و حال با شهادت رهبری این امر بیشتر خود را نشان میدهد. اما چه کنیم با این وضعی که داریم؟ با این به قولی توسعه نیافتگی و از جهتی نیهیلیسم و پوچی که گریبانمان رها نمیکند چه کنیم. به نظرم میآید که بعد از شهادت رهبری دم از توسعه نیافتگی و نیهیلیسم و اینها زدن جایگاهی دیگر ندارد. اما مگر میشود از اینها نگفت و از تنگی به درد نیامد؟
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
بکوش خواجه و از عشق بینصیب مباش
که بنده را نخرد کس به عیب بیهنری
می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند
به عذر نیم شبی کوش و گریه سحری
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که در برابر چشمی و غایب از نظری
هزار جان مقدس بسوخت زین غیرت
که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری
ز من به حضرت آصف که میبرد پیغام
که یاد گیر دو مصرع ز من به نظم دری
بیا که وضع جهان را چنان که من دیدم
گر امتحان بکنی می خوری و غم نخوری
کلاه سروریت کج مباد بر سر حسن
که زیب بخت و سزاوار ملک و تاج سری
به بوی زلف و رخت میروند و میآیند
صبا به غالیه سایی و گل به جلوه گری
چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی
که جام جم نکند سود وقت بیبصری
دعای گوشه نشینان بلا بگرداند
چرا به گوشه چشمی به ما نمینگری
بیا و سلطنت از ما بخر به مایه حسن
و از این معامله غافل مشو که حیف خوری
طریق عشق طریقی عجب خطرناک است
نعوذبالله اگر ره به مقصدی نبری
به یمن همت حافظ امید هست که باز
اری اسامر لیلای لیله القمر
..... و باز حیران تر از حیران....
باسمه تعالی: سلام علیکم: به جلال او باید نظر کرد که در دلِ جمالاش به ظهور میآید، و به جمال او باید نظر کرد که در جلالاش به میان میآید. نه میتوان گفت که نزدیک نیست، و نه میتوان گفت که دور است. و این است آن سرگردانی و حیرت زیبا. از آن جهت که حضرت محبوب، جمالاش عین جلال و جلالاش عین جمال است به همان معنایی که از یک طرف میگویم: «مژده بده مژده بده یار پسندید مرا» و بعد با به ظهورآمدنِ جلالاش خواهی گفت: «هزار جانِ مقدس بسوخت زین غیرت». و این همان حضور آخرالزمانی است با وسعت خاص آخرالزمانی، که عبور از باورهای دیروزین است و نظرکردن و باز نظرکردن، که در این حال روایت مشهور حضرت سجاد «علیهالسلام» به میان میآید که فرمودند: «إنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جلَّ عَلِمَ أنَّهُ يَكونُ في آخِرِ الزَّمانِ أقوامٌ مُتَعَمِّقونَ فأنزَلَ اللّه ُعَزَّ و جلَّ «قُلْ هُوَ اللّه ُ أحَدٌ، اَللّه ُ الصَّمَدُ» و الآياتِ مِن سُورَةِ الحَديدِ إلى قَولِه: «و هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدورِ»، خداى عزّوجلّ مى دانست كه در آخرالزمان مردمانى مىآيند بسيار عميق، لذا سوره «قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَد» و آياتى از سورۀ حديد را تا «وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُور» فرو فرستاده و هركه ماورای آنها را خواهد، هلاك گردد. (الكافى، ج 1، ص 91)».
به امید سلوکی که با این حضور برای بشر امروز پیش آید . موفق باشید
با سلام و احترام: استاد گرامی آیا برداشتی که من از این قسمت دعای ندبه دارم مورد تایید است؟ در بخشی از این دعا که از روایات معتبر گرفته شده است «و احل له کن مسجده ما حل له...» معنای ظاهری این عبارت مشخص و نیاز به اشاره آن واقعه تاریخی نیست. آیا می توان گفت که در مفهوم باطنی این عبارت، منظور از مسجد، «سجده» بعنوان عالی ترین مرتبه عبادی و حلقه اتصال کوتاه بنده به خالق است. و هرچند در این حلقه کسی راه ندارد و یک ارتباط دوسویه است، با این حال علی (ع) اجازه ورود به رابطه ربانی و عرفانی خدا و رسولش (ص) را پیدا کرده بود؟ ادامه عبارت ناظر به این است که پس از این «اختصاص ورود»، راه نفوذ علم و حکمت پیامبر (ص)، امیرالمومنین علیهالسلام هستند. از تلفیق این دو عیارت، آیا نمی توان گفت که «سجده» بعنوان برترین عمل عبادی راه رسیدن به آن علم و حکمتی است که «یقذفه الله فی قلب من یشاء»...
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه در روایات بخصوص در حدیث معراج داریم که بالاترین قرب بنده به خداوند در سجده محقق میشود؛ حرفی نیست. آنچه فرمودید توجه ذوقی خوبی میباشد که البته به گفتۀ شهید مطهری عزیز این نوع احوالات مربوط به خود فرد است و نباید مبنای فکر و معرفتیِ دیگر افراد قرار گیرد. موفق باشید
سلام استاد: من هم مثل شما قبول دارم که با شهادت رهبری تاریخ جدیدی شروع شده اما نه به صورتی که شما مذاکره و آتش بس را تقدیس کردید و از آن حماسه ترسیم کردید. به برکت خون رهبرشهید در تاریخ جدید خود جریان سازش کار غرب لیس عاشق مذاکره حذف خواهند شد. به زودی زود انشااءلله. طرف مورد مذاکره غیرعاقلانه، غیرشرافتمدانه به لیست سیاه جنایاتش قتل رهبری را افزود و لذاست که قبح مذاکره بیشتر هم شد نه اینکه با شروع تاریخ جدید مذاکره ای که تا پارسال شر بود، خیر شده باشد. قبلا گفتید شما تعصب دارید. بله ما تعصب داریم. قاب مذاکره با قاتل پدر شهیدمون بسیار آزار دهنده هست. مثل اینست که روز عاشورا با قاتل اباعبدالله مذاکره انجام شود! اگر برعکس بود ما رئیس جمهور آمریکا را کشته بودیم آمریکا روز چهلم قتل رییس جمهورش آتش بس را قبول میکرد؟ یا تا چند ماه فقط ما کوبیده میشدیم؟ بگذریم که مسئولین واداده ما وقتی آمریکا رهبر را تهدید میکرد، حتی حاضر نبودند عبارت مرگ بر آمریکا به مرگ بر رییس جمهور آمریکا تعبیر شود، چه رسد به اینکه رییس جمهور آمریکا را تهدید کنند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این نوع نگاه به مسئولان کشور با شما همراه نیستم. و این نگاه را جدای نگاهی میدانم که رهبر عزیزمان با ما در میان گذاردهاند. باز پیشنهاد میشود سخنان جناب حجة الاسلام مهدی طائب را بخصوص در آن قسمتهای قرآنیِ آن سخن؛ با دقت دنبال کنید. https://eitaa.com/matalebevijeh/22490 . چه اندازه آیت الله حائری شیرازی «رضواناللهتعالی علیه» آن مرد اخلاق، زیبا متذکر میشوند که چرا اهل ایمان با تفاوت نظر باید «همدیگر» را تحمل کنند. https://eitaa.com/jahad_tabein/68467 . فدای عالمانی بشویم که این چنین با بصیرت با ما سخن میگویند که چرا باید ما «همدیگر» را، آری! ما «همدیگر» را تحمل کنیم. موفق باشید
🔺️مطلب جالبی از دکتر امیر امینی، پزشک مقیم آلمان (و از منتقدان جمهوری اسلامی): ما در جهانی زندگی میکنیم که مردم، در سراسر کرهٔ زمین، نمایش بیپایان وحشتناکی از جنگهای غیرقانونی، اشغال، پاکسازی قومی، نسلکشی، جنایتهای جنگی هولناک را یکی پس از دیگری تماشا میکنند — بهصورت زنده از صدها پلتفرم خبری و شبکهٔ اجتماعی — در حالی که تقریباً همه دولتها در جهان یا مستقیماً از آن حمایت میکنند یا بهطور غیرمستقیم با روی گرداندن، سکوت کردهاند. یا به مردم خود میگویند آنچه را با چشمان خود میبینید واقعاً رخ نمیدهد! و انتقاد از آن اشتباه است — و اغلب بهایی سنگین هم دارد. به همین دلیل است که جهان ناگهان عاشق ایران شده است: به نظر میرسد تنها کشوری است که بهاندازهای دیوانه است که بایستد و بگوید «نه — نه به این وضع لعنتی» — تنها ملتی که تأیید میکند شما معترضان به این وضع دیوانه نیستید — که چشمانتان دروغ نمیگوید، و اینکه در تماشای وحشتزدهٔ این صحنهها، این که جهان میسوزد تنها نیستید. ایران قطعاً کشور بینقصی نیست. هیچکس تا به حال چنین ادعایی نکرده. اما این جنگ دربارهٔ مشکلات و کشمکشهای داخلی ایران نیست، بلکه دربارهٔ نابودی تنها کشوری در جهان است که بهاندازهای دیوانه است که در برابر این جنون عادیشده مقاومت و مبارزه کند، حتی به قیمت نابودی خودش. هیچ تحریم، بمب، تهدید و تبلیغاتی نمیتواند یک روایت شکستخورده را درست کند یا یک جنگ ناعادلانه را ببرد. و ایالات متحده از ۲۸ فوریه (روز اول جنگ) این جنگ را باخته است. @yaminpour
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است و همیشه حضور تاریخیِ یک ملت اینگونه آغاز شده و مردم ما به لطف الهی در جان خود با همان برانگیختگی بعثتگونه متوجۀ چنین حضوری هستند که دارند تاریخ دیگری را برای همۀ جهان پیش میآورند و معلوم است که برای توصیف چنین حضوری، زبان خاصی که زبان اشاره و تذکر است نیاز است تا هرکس در ناخودآگاه خود احساس کند که چه اندازه به همۀ آزادگان جهان نزدیک است و چه اندازه آنان به ما نزدیک میباشند https://eitaa.com/tasnimnews/326125 یگانگی را! . موفق باشید
سلام استاد: خدا قوت. با توجه به شرایط موجود و تاریخ جدیدی که در آن حضور پیدا کردیم و توصیه های موکد رهبر شهید در باره تشکیل تشکل های مردمی و ظرفیت به وجود آمده در خیابانها و میادین در اثر خون رهبر شهید آیا وظیفه عالمان، صاحب نظران، اندیشمندان، مفسران و افرادی چون شما نباید نقش ایفا کنید، نباید سازمان داد و نقش داد به مردمی که تشنه فرصت برای کمک هستند، ولی خلاصه شدند در چند ساعت تجمع که اگر در این شرایط فریاد در سکون باقی بمانند هم حضور کم رنگ خواهد شد و هم اثرش کم میشود. مثلا از ۲ماه بیشتر مردم در میدان هستند که میتوانست هر میدانی تبدیل به یک سکو باشد در مدیریت با فضای مجازی، تشکیل کانالی مخصوص خود آن میدان، ورود افراد با نفوذی چون شما یا گروه مکتب الصادق و امثالهم. میتوان همه میدانها را مجهز به چنین ارتباطی کرد و سر حلقه ها باهم خط دهی کنند. فضا را و مطالبه گری با چه لحن و قلمی و از چه کانالی و پیگیری تا رسیدن به جواب. میشد مردم نظر دهند و بهترین نظرها روش تحقق شود و مردم را امیدوار کرد با مسولیت دادن به آنها مثل رسد کردن گرانیها و اعلام آن در خود کانالها و بعد مثلا سوق دادن مردم به خرید نکردن بعضی موارد و از این دست کارها که دست مافیا بسته شود. دولت متوجه حضور مردم بصورت میدانی و کاربردی شود الان این فرصت هست و امثال شما که خون دلها خوردید و این انقلاب به این میدان رسید را میتوان بهتر و سریعتر به اهداف عالیه و وعده داده شده رساند. البته حقیر در جایگاهی نیستم که به بزرگانی چون شما توصیه داشته باشم فقط از روی دلسوزی پیش نهاد داده شد، البته این پیشنهاد جای چکش کاری دارد ولی به نظر میرسد میتوان بهره خیلی بهتر از حضور مردم برد. التماس دعای فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله مردم حقیقتاً در کلیّت خود متوجه هستند که جایگاه این حضور، فعلاً تثبیت حضورِ مردمی در مقابل جریانهای متأثر از فرهنگ دشمن است و همین حضور را باید سخت پاس بداریم و بدانیم امیدِ دشمن آن است که با اغتشاشات داخلی، به آرمانهایش برسد و حقیقتاً مردم ما در جان خود متوجۀ جایگاه خود برای خنثیکردن امید دشمن شدهاند. آری! هر اندازه بهتر جایگاه تاریخی این حضور، تبیین شود؛ ما برای عبور از دیگر مشکلاتمان آمادهتر خواهیم شد. باید بدانیم راههایی در میان است برای هرچه مردمیکردنِ اقتصاد کشور، و این با نظر به آیندهای دیگر که شروع شده است باید معنای خود را بیابد و از این جهت این نکتۀ بسیار مهمی است که باید نسبت به آن آیندۀ دیگر غافل نبود هرچند، اکنون نباید ذهنها را متوجۀ آنها کرد. و در همین رابطه سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor روزانه با رفقا در میان گذاشته میشود. موفق باشید
سلام: سعید لیلاز: در مورد آثار اقتصادی منفی جنگ اغراق میشود. اگر جرات ندارید در شرایط جنگی از جمهوری اسلامی دفاع کنید، حداقل "زر" نزنید! ⏪ احمد زیدآبادی هم خطاب به سعید لیلاز: کشور چقدر خسارت بدهد تا شما رضایت بدهید؟ ✍جبهه بندی های جدیدی در اردوگاه اصلاحطلبان در حال شکل گیری است. جبهه ای که همچنان به مذاکره و توافق با آمریکا امید دارد و هیچ راهی را جز مسیر مذاکره با آمریکا قبول ندارد و در مقابل جبهه جدیدی میان اصلاحطلبان شکل گرفته که گزینه مقاومت و ایستادگی را انتخاب کرده اند و مذاکره و رسیدن به توافق با آمریکا را سراب و توهم و خسارت محض ارزیابی میکنند. جالب اینست که همین جبهه بندی در جریان اصولگرایی هم شکل گرفته و شاهد جریانی هستیم که با گزارش نویسی بدنبال سیاهنمایی از وضعیت کشور هستند تا تنها نسخه و راه حل را توافق با آمریکا معرفی کنند و این جریان مذاکره را نوعی مبارزه عنوان میکند. این جریان هم مخالفان مذاکره را مورد هتاکی و تخریب قرار میدهند و مقاومت و ایستادگی را خیالپردازی و جنگ طلبی معرفی میکنند. البته تجربه ۲۰ سال مذاکرات و بیانات امام شهید در باب مذاکره با آمریکا تکلیف را مشخص کرده است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله راهی که در راستای عبور از سیطره و ابرقدرتیِ آمریکا از طریق ایران بزرگ شروع شده، بسیار مهمتر از آن است که افرادی از سر ترس از هر جریانی که باشند، بخواهند برای این ملت حرفی برای گفتن داشته باشند. مردمِ زمانشناس ما امروز و هر روز سرزندهتر از دیروزشان متوجۀ تاریخی شدهاند که آغاز شده و عجیب است که مردم جهان بخصوص مسلمانان با غیرت ما در کلّ جهان این را فهمیدهاند. https://eitaa.com/bazneshasteganenaft/5812 . موفق باشید
سلام علیکم: آیا باور کنیم که پس از این همه هزینه و خسارت، باز هم ما اعتقادی به خائن و اجنبی و منافق در داخل کشور نداشته باشیم و کاری از پیش نبریم؟ چرا اسم نفاق و خیانت را اختلاف سلیقه و عقیده و نظر میگذاریم؟ ما قائلیم که زباله به هیچ عنوان نباید در منزل بماند زیرا برای خانواده خطرناک است و آن را به بیرون می اندازیم اما چگونه به خطر زباله برای اجتماع قائل نیستیم؟ آیا اردوغان اشتباه کرد که بعد از کودتای نافرجام، طیف وسیعی از مزدوران تندروی مخالف و محاربین پنهان نظام خود را قلع و قمع کرد و حتی معلم را از کلاس درس بیرون کشید؟ اگر نمیکرد دوام میآورد؟ چرا نباید امثال عباس عبدی و آخوندی و ظریف و روحانی و اکوایران ها که صرفا نظرات مخالف ندارند و مسجل شده که در تیم دشمن بازی می کنند حداقل اخراج شوند؟ آیا این اسمش دموکراسی است یا خیانت به نظام و مردم؟ اصلا ما در کشورمان مرز مخالف با معاند و مزدور داریم؟ صادق زیبا کلام یکی از ذلیل ترین و خودتحقیرترین ها که حتی روی پرچم اسرائیل راه نمی رود، در این مملکت استاد دانشگاه است و مغز جوانان معصوم را مسموم میکند، این را به کی بگوییم؟ کرباسچی رانت خواری که از پای چوبه دار فراری اش می دهند در این حکومت صاحب روزنامه میشود و انتقام خود را از آن طریق از حاکمیت و مردم میگیرد .. وای خدای من! بحث، بحثِ عقیده است؛ آن خانم ناقص پوشی که شب ها پرچم به دست در خیابان است بر خلاف محاربان و منافقان بی عقیده ای که در لایه های مختلف دولتی و غیردولتی همزمان با محاصره دریایی شروع به گران کردن دلار و انواع سنگ اندازی ها در معیشت مردم کرده اند به وطن عقیده دارد. چرا هنوز باید کسانی را که نه به جمهوری اسلامی و نه به آرمان هایش کوچکترین اعتقادی دارند صاحب منسب باشند یا اصلا باشند؟ نکته مهم اینکه اکنون که خود مردم درخواست جاروی این غبارها را دارند هنوز هم حاکمیت محافظهکاری می کند و این غیر از ظلم به مردم هیچ چیز دیگری نیست... سوال بنده از شما اینست که آیا این جنگ پرهزینه و این بیداری و تنبه بی نظیر مردم یک آزمایش بزرگ برای حاکمیت نیست و عدم بهره وری کافی از آن به نفع ملت مؤاخذه الهی را به همراه نخواهد داشت؟ قطعا خداوند چک سفید امضا به کسی نداده است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: دغدغههای بسیار ارزشمندی است و حقیقتاً هم کوتاهیهایی شده. ولی و صد ولی «برای آبادکردنِ دهی نباید شهری را خراب کرد» از آن جهت که ما در حال شکلگیری تمدنی هستیم که مسلّماً افرادی که نام بردید دیر یا زود به حاشیه میروند و از این جهت ابداً نباید کار آقای اردوغان را حجّت گرفت زیرا بحمدالله هم اکنون ما هزاران هزار مرتبه از ترکیه، جلو و جلوتر هستیم و ملاحظه فرمودید که بحمدالله مسئولین مربوطه تا حدّی برای به حاشیه بردن رانتخواران اقداماتی کردهاند و باید امیدوار بود تا از طریق همین نهضتی که در خیابانها پیش آمده است، به کلی ما از مواردی که فرمودید عبور کنیم. البته و صد البته اگر گرفتار اختلافات داخلی و اتهاماتی که متأسفانه به همدیگر میزنیم؛ نباشیم و نیروهای انقلاب با تأکید بر انسجام قوای سهگانه، همدیگر را بفهمند. موفق باشید https://kayhan.ir/fa/news/330962/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2
سلام علیکم: در مورد سخنان آقای حاج عظیم ابراهیم پور در به روز رسانی تحلیل جنگ در حادثه ربودن اورانیوم در اصفهان. منابع مطلع بیان کردن که مطلب کاملا خلاف واقع بوده و فقط لطف خدا بوده که طبس ۲ اتفاق افتاد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که آقای حاج عظیم ابراهیمپور - مسئول قرارگاه پیشرفت و آبادانی کشور- در جریان نکات ریزی هستند که باید از آن زاویه به سخنان ایشان فکر کرد. https://www.hawzahnews.com/news/1045539/%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%BA%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D9%84%D8%AD-%DB%B5 موفق باشید
سلام استاد: من الان تقریبا در سن ۱۵ سالگی هستم. از سن کم (قبل از رسیدن به سن بلوغ شرعی) وارد وادی فلسفه و عرفان شدم. اما به جای رسیدن به آرامش، ذهنم درگیر سوالات بنیادینی مثل جبر و اختیار، حقیقت متافیزیکی و نقد مکاتب مختلف شده. حتا شک به اسلام و وجود خدا و... حس میکنم نمیتوانم از این پرسشها فرار کنم، ولی در عین حال میترسم در این راه گم شوم. میخواهم حقیقت را کشف کنم، نه صرفاً اطلاعات جمع کنم. راهنمایی کنید چگونه از این سرگردانی فکری بیرون بیایم بدون اینکه از عقل و منطق فاصله بگیرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این دغدغهها، دغدغههای مبارکی میباشد و از این جهت باید راهی را در مقابل خود بگشایید و همواره در آن راهها موارد مدّ نظر را به میان آورید. ابتدا جوان باید از طریق معرفت نفس متوجۀ جهان معنویت بگردد تا تصوری از عالَم غیب داشته باشد. و سپس متوجۀ جایگاه نبوت بگردد که مسیر رجوع به خداوند است. در این مورد کتاب «چه نیازی به نبیّ» و کتاب «نامههای بلوغ» از مرحوم استاد على صفایى حائرى میتواند راهگشا باشد تا ان شاءالله آرامآرام با سورههای کوچک قرآن و تدبّر مختصر در آن سورهها، افق اُنس با حضرت پروردگار از آن طریق برایش گشوده شود. موفق باشید
معلمی شغل نیست؛ عشقست، ای عاشق روزت مبارک! ای معلم تو را سپاس؛ که گفت «لئن شکرتم لأزيدنّكم». قلبی که پس از بیست سال تپیدن آموخت، دستی که پس از عمری بخشیدن آموخت، فکری که پس از سالیان سال شکوفا شد، قدمی که بعد از گذر از دالانی تاریک و ظلمانی، در راه حیات و طروات گذارده شده، همه و همه مرهون شیرین سخنی توست. همه و همه در دستان پر مهر توست، در صورت برافروخته و لبخند های جان فزای توست. و تو چه کردی که انسانی در پرتو حضورت منور به حیات شد، قلبش مطمئن به توکل شد. روحش مالامال از ریحان شد. من تا پیش از دیدنت جز «تن» در بساط نداشتم، لکن اینک در راهی پیش میروم که جز «تن» بساطم سرشار از عشقست و جوانی! راست میگویم! ۲۴ سال از عمرم میگذرد اما تنها ۴ سال است که زنده ام! و اینک همچو پروانه میگردم دنبال شمع دل افروز مهدی موعود در این ایرانی که روح الله (ره) فرمود بر بال فرشتگان نشسته است. ایرانی که سراسر وسعتش همه نور است و شور. که هرگونه و در هر جا و در هر شکلی که او را التیام بخشی، جزایش خودِ ذات الله تعالی است از تو آموختم که ایران را جان خود بدانم و جانانه بنوازمش، معلم تو را سپاس.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با آرزوی توفیق برای جنابعالی. آری! حکایت همۀ ما آن است تا راهی را که یقیناً حضرت ربّ العالمین در مقابلمان میگشاید را بیابیم و حکایتمان آن شود که: «اول قدم آن است که او را یابیم / آخر قدم آن است که با او باشیم» و از این جهت آن رهبر شهید را، راهی میدانم که باید همواره مدّ نظر باشد. آیا بعد از شهادت آن مرد، بازخوانی شخصیتشان به همان معنایی نیست که ماورای شهرتشان به آن شخصیت فکر کنیم؟ شخصیتی که به فراتر از زمانۀ خود نظر داشت و در جستجوی فردایی بود که نسبت به آن بیگانه نبود و میدانست از دلِ ویرانهها حوادث نویی میشکوفد و از این جهت میتوان گفت هیچ چون و چرایی در آن نیست که دوران دیگری در پیش است که انسانیت انسانها مدّ نظر خواهد بود. امید است که او به عنوان یک راه، همواره مدّ نظرمان باشد و گفتنیهایی با همدیگر داشته باشیم. موفق باشید
سلام و رحمتة الله خدمت شما استاد عزیز: خداوند شما را حفظ کند. استاد اگر شما بخواهید برنامه ای برای جوانان لحاظ کنید در آن چه چیزهایی را ذکر خواهید کرد؟ و آن را با چه سبکی توصیه می کنید؟ و نحوه جدی مواجه شدن با آن و حفظ کردن و استمرار در آن را نیز چگونه ترسیم میکنید؟ گاها انسان در انجام برنامه عزم جدی ندارد و یا با برنامه ای که لحاظ کرده نمی تواند خودش را تطبیق دهد. اگر مواردی دیگر هم مد نظر دارید آن را هم متذکر شوید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا جوان باید از طریق معرفت نفس متوجۀ جهان معنویت بگردد تا تصوری از عالَم غیب داشته باشد. و سپس متوجۀ جایگاه نبوت بگردد که مسیر رجوع به خداوند است. در این مورد کتاب «چه نیازی به نبیّ» و کتاب «نامههای بلوغ» از مرحوم استاد على صفایى حائرى میتواند راهگشا باشد تا ان شاءالله آرامآرام با سورههای کوچک قرآن و تدبّر مختصر در آن سورهها، افق اُنس با حضرت پروردگار از آن طریق برایش گشوده شود. موفق باشید
در ارتباط با صحبتهای آقای طایب که حتی ترجمه و تحلیل آیاتشون کاملا اشتباه بوده ولی در یک پیام کوتاه نمیگنجه، اکتفا میکنم به صحبت رهبری در ۲۶ مرداد ۱۴۰۲ مطالعه کنید در مورد همین آیه هست و صحبتهای امام خمینی (ره) در فیلم زیر https://www.aparat.com/v/wfb4x3x
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی حیف شد که متوجۀ دقتهای حکیمانه و عالمانۀ حجت الاسلام طائب در رابطه با آیاتی که مطرح کردند و دقایقی که در رابطه با موقعیتِ امروزین ما متذکر شدند؛ نشدهاید! تا اتفاقاً در آن رابطه متوجۀ جایگاه صحبتهای رهبر عزیز شهیدمان و حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» هم میشدید. پیشنهاد برادرانۀ بنده آن است که با دقت کامل به آن صحبتها و به فرمایشات آقای سردارحاج عظیم ابراهیم پور توجه فرمایید https://eitaa.com/matalebevijeh/22491 . آری مشکل ان است که رفقا با پیش فرض های خود به دقت های قرآنی آقای طائب فکر نکردند و اگر ما خدای ناکرده در این جنگ شکست بخوریم به جهت بی دقتی های کسانی است که متوجه دقت های همه جانبه آقای مهدی طائب و امثال ایشان نشدند. چه اندازه خوب است که رفقا علاوه بر بحث اخیر استاد طائب برای آشنایی با اندیشه تاریخی و قرآنی ایشان به کانالشان سر بزنند https://eitaa.com/ostad_taeb موفق باشید
سلام و خدا قوت محضر استاد بزرگوار: میخواستم بدانم برای اینکه موقتی بودن دنیا و یاد مرگ کاربدی بینش ما در زندگی بشه و اینکه به موت اختیاری برسم چه کار کنم و برنامه عملی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر اندازه بیشتر جایگاه معرفتی معاد و ابدیت را درک کنیم، بیشتر میتوانیم مرگ را به عنوان دریچهای به آن حضور ابدی زیبا مدّ نظر قرار دهیم و در این رابطه پیشنهاد میشود کتاب «معاد؛ بازگشت به جدیترین زندگی» را همراه با شرح صوتی آن که روی سایت هست دنبال فرمایید 2- همینکه انسان حقیقتاً در شریعت الهی قرار گیرد و ارادۀ حضرت حق را بر ارادههای خود و آرزوهای دنیایی غلبه دهد؛ عملاً در موت اختیاری قرار گرفته است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد محترم: کتاب ادب خیال را خواندم ولی ی مشکلی که دارم. نمی دانم چرا گاهی مثلا یه کلاسی که در گذشته می رفتم را، به جای هزار خاطره خوب. یک خاطره بدش، حال مرا به شدت بد می کند. و یا حتی گاهی نسبت به یک شخص اینطورم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حکم آنکه شیطان با وسوسههایش همواره در صراط مستقیمی که انسان قرار میگیرد؛ به سراغ انسان میآید، این نوع وسوسهها و خطورات را به فال نیک بگیرید و با تذکر به نور توحیدی که خداوند مقابل شما گشوده است، راه را ادامه دهید و امیدوار باشید. موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده: برای ترک همه گناهان چه کار باید بکنم و ترک همه گناهان چقدر طول میکشه؟ برای ترک همه گناهان چند تا کتاب لازمه؟ لطفا نام ببرید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که با نظر به حضرت حق در بستر شریعت محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» قدم بگذارید و کار را شروع کنید و به لطف الهی در این مسیر همچنان نورانی و نورانیتر شوید و این یعنی: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس». موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. استاد بزرگوار روز معلم را به شما و دیگر معلمان با تاخیر تبریک عرض می کنم و شهادت آیت الله مطهری رو به شما و بقیه تسلیت عرض می کنم. استاد بزرگوار خواستم سیر ایشون رو شروع کنم به نظرتون از کدوم کتابشون شروع کنم سیرشون رو؟ ۲. معلم در دین اسلام استاد بزرگوار چه جایگاهی دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر فراوان از لطفی که فرمودهاید. ۱. در مورد آثار گرانقدر مرحوم شهید مطهری عنایت داشته باشید که به جز کتابهایی که تخصصاً در مورد مباحث فلسفی سخن فرمودهاند؛ بقیۀ آثار ایشان از هر جایی که شروع بفرمایید، بسیار با برکت و ارزشمند است. ۲. در رابطه با معلّم و جایگاه معلّم سخن بسیار است. عرایضی در رابطه با پیشوایی معلّم و معنای شغل انبیاء بودنِ معلمی، شده است. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C&tab=sounds و همچنان که آیت الله سید مجتبی خامنهای رهبر عزیز در پیام اخیرشان فرمودند: «دانشآموزان و دانشجویان و طلّابی که در کنار هر معلمی رشد میکنند، در آینده نهچندان دور، مهارتهای آموخته و دانشهای یادگرفته خود را بهکار بسته و اِی بسا در خُلقوخو و رفتار و گفتار خود در انواع عرصهها از محفل گرم خانواده تا محیط کار و کوچه و خیابان چون آینهای، نمایشدهندهی رفتارها و گفتارهای معلمین خود خواهند بود.» و به گفتۀ ایشان: «معلمان مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی و کارگران از مؤثرترین عناصر در نبرد اقتصادی خواهند بود؛» موفق باشید
با سلام و احترام: مطلبی تحت عنوان ضرورت اعزام حجاج فرموده بودید به دلیل نشان دادن اقتدار ِ آیا برای نشان دادن اقتدار مثلا بهتر نبود جلسات مجلس بصورت علنی برگزار میشد؟ منظور بر این است که مردم سپر بلا نشوند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی است که با اعتماد به مسئولین نظام که حقیقتاً بنا دارند ذیل نظر رهبر عزیز انقلاب امور را جلو ببرند؛ با اعتماد به آنها باید به عهدۀ خودشان گذاشت. سخنان اخیر حجت الاسلام آقای مهدی تائب، برادرِ جناب آقای حسین تائب (رئیس سازمان اطلاعات سپاه) میتواند اندیشهساز باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/22490 موفق باشید
سلام و عرض خدا قوت: میگن که زمانی انسان دچار قبض میشود، اصلاً نه میتواند نمازی بخواند، نه میتواند عبادتی کند، نه میتواند جایی برود، نه میتواند بگوید، نه میتواند بخندد. این ها رشحاتی از حال قبض در وجود انسان است. در این مواقع باید متوجه باشیم وجود ما با وجود پیغمبر اکرم (صلیالله) و با وجود امیرالمؤمنین (علیهالسلام) خلق شده است. آن لحظه که بیدلیل دلمان میگیرد، مفتاح و کلید گشایش این حال و انقباض، فرو رفتن درون خود و جستجوی مقام ولایت است. اگر به آن نزدیک شدیم، این نور گسترش پیدا میکند و قلب را میگیرد و انفتاح پیدا میشود. چطور و چگونه از کلید قفل قبض ها استفاده کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در «بسط» و گشودهشدن قلب به سوی حضرت معبود، مائیم و شکر. و در «قبض» و تجلیِ جلال او، مائیم و صبر، به همان معنایی که فرمودند: «در بلا هم میچشم الطاف او / مات اویم مات اویم مات او» و این حالت، همان توجه وجودی به حضرت محبوب است بدون نظر به حتی اسمی خاص از اسمای الهی. موفق باشید
سلام و ادب و تبریک روز معلم خدمت شما: آیا امر به معروف و نهی از منکر در مورد حجاب در زمان حال باعث دوقطبی در جامعه میشود و پیگری حجاب در حال حاضر به ضرر جامعه است با توجه به اینگه الان دیگر از بی حجابی به بی حیایی رسیده ایم واقعا نمیدانیم چکار درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله بسیار حساس است. از یک طرف نسبت به آنهایی که با دلسوزی نسبت به ایران عزیز و شهادت رهبر بزرگوارمان در عین عدم رعایت کامل حجاب، به نظام نزدیک شدهاند؛ که فعلاً میتوان نسبت به ظاهر آنها اغماض کرد و از طرف دیگر با کسانی روبرو هستیم که گویا مأمور تظاهر به بیحجابی هستند، که بالاخره بعد از این جنگ و با پیروزیِ قاطع نظام اسلامی و تحقیر هرچه بیشتر نظام استکباری باید این افراد، تکلیف خود را با این نظام و این مردم که میخواهند کشورشان کشوری مستقل و آزاد باشد؛ تعیین کنند. موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه معلم هستی و همچنین استاد طاهرزاده عزیز. روز معلم رو به شما استاد گرانقدر تبریک عرض میکنم. کلماتی برای تشکر از رنج و زحمت و خون دلهایی که در راه تربیت و تعلیم و پرورش فرزندان سرزمین کشیدید و خوردید، پیدا نمیکنم و واقعا از خدای قادر و علیم و مهربان میخواهم که اجر شما رو به شیرینی و شایستگی بدهد. انشاءالله که همیشه در پیشگاه مادر سادات حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها سربلند باشید و هر آن مقرب درگاه الهی باشید و بهترین تقدیر برای شما رقم بخورد به دستان مبارک حضرت حجت ارواحنا فداه. کاش من یک نشانه ای پیش شما داشتم که هیچوقت اسمم رو برای دعا فراموش نمیکردید. خدای بزرگ عزت تان رو بیش از پیش کند. بهترین درسی که من از شما گرفتم و امیدوارم با دعای شما و امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در موفق این مسیر باشم شور و شعور توحیدی هست. همه جا با اهل بیت علیهم السلام بودن و به تعبیر بهتر عین اهل بیت بودن، سلمان بودن، اباذری بودن، عمار بودن، خمینی بودن، حاج قاسم بودن و اکنون خامنه ای بودن. استاد دلمان خیلی برای آقا تنگ شده است. خوش به حال اونایی که حضرت آقا رو از نزدیک میدیدند، مراوده داشتند، خوش به حال فرزندان شون که از نسل ایشون هستند، آه حسرت دارم تا ابد و این جگر سوخته ما با هیچ چیزی آروم نمیشود. التماس دعا در نماز شبهای تان و هر لحظه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر فراوان از الطاف جنابعالی. به امید اجابت دعاهای مخلصانه و ارزشمندی که لطف فرمودهاید. امید است که خداوند توفیق عطا فرماید و دعاگوی امثال جنابعالی باشم تا آنجایی که در ذیل ایمان، آری! ایمان، این غیر قابل توصیفترین حقیقتِ هستی، همچنان جلو و جلوتر رویم. موفق باشید
سلام: در قران آمده که از بین پیامبران بر جسته. خداوند با حضرت موسی بی واسطه صحبت کرده، ولی با حضرت محمد جبرایل صحبت می کرد. این یعنی مقام حضرت موسی از حضرت محمد بالاتره، پس نباید دینی پس از حضرت موسی می اومد که کامل تر باشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً چنین نیست. به همین جهت وقتی حضرت کلیم الله «علیهالسلام» از حضرت حق تقاضا کردند که او را ببینند، و حضرت حق فرمود چنین نیست بلکه از طریق تجلی انوار او بر کوه، خود را به آن حضرت با آن واسطه نمایاندند. «وَ لَمَّا جاءَ مُوسی لِمیقاتِنا وَ کلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنی أَنْظُرْ إِلَیک قالَ لَنْ تَرانی وَ لکنِ انْظُرْ إِلَی الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرانی فَلَمَّا تَجَلَّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکا وَ خَرَّ مُوسی صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَک تُبْتُ إِلَیک وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنینَ »(اعراف، ۱۴۳) در حالیکه از پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم: « لِی مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یَسَعُنِی فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» این «وقتِ» حضور وسعتی دارد فوق وسعت فرشتگان مقرب که تنها در محدودۀ اسم خاصی حاضرند و فوق نبیّ مرسل، که مانند حضرت کلیم الله «علیهالسلام» مأمور تذکر به احکام الهی هستند، بدون حضور در مقام حضرت خضر که حضوری است ماورای پرسیدن و دانستن به همان معنایی که حضرت خضر «علیهالسلام» به حضرت کلیم الله «علیهالسلام» فرمودند: «فَلا تَسْئَلْني عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً» (کهف/۷۰) آری! اموری است که باید تنها حضور و ذکر آن امور پیش آید و از این جهت پرسیدنی نیست و در وقتِ محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» آن حضور پیش میآید، حضوری که «لایسعنی ملک المقرب و لا نبیّ المرسل» این است حضور نهایی که با اسلام و آخرین پیامبر برای آنانی که به وقت محمدی نظر دارند، پیش میآید. حضوری ماورای حضور حضرت کلیم الله «علیهالسلام» که مأمور رعایت احکام شریعت میباشند، امری که البته هیچ انسانی نباید از آن غافل باشد ولی حضور دیگری هم هست که باید در افق شخصیت حضرت خضر آن را یافت و در این تاریخ با حضور در وقتِ جامع محمدی میتوان در آن حاضر شد. موفق باشید
سلام استاد: تبریک بابت روز معلم، به خاطر چیزهای زیادی که از شما یاد گرفتم اما حقیقتا موضع گیری های شما سر بحث مذاکرات مرا ناامید کرد و ناامیدتر آنوقت که به عنوان استاد اخلاق دلواپسی ها و نگرانی های افراد دلسوز و انقلابی را با الفاظ به تو چه جواب میدادید، حتی اگر این دلسوزی ها درست نبوده باشه که البته زمان نشان خواهد داد که کاملا درست بوده شما نباید با این تندی جواب میدادید، بگذریم. حسن روحانی: برای ما این مهم بود که بفهمید تنها راه، مذاکره است! الحمدلله فهمیدید! مذاکره مستقیم با آمریکا بعد از تجاوز دوم و ترور اماممان آن هم با هیاهوی ۸۷ نفره و بستن دهان منتقدان، تابو را شکست و راه را بست بر انتقاد به هر سازشی که در دولتهای آینده رقم خواهد خورد! دست ظریفها تا ابد باز شد! خب بالاخره مالک اشتر یا ابن عباس یا هرکس دیگه ای هم به حکمیت میرفت بازهم بازی توی پلن و زمین معاویه بود...! مثل اینکه یادتون رفته که اصل این مذاکره از کجا اومده و از چه خطوط فکری نشئت گرفته؟! مذاکره از موضع قدرت تون چرا هیچ خروجی نداره و با یه سری خزعبلات نمایشی و تبلیغاتی پوچ دارید سر مردم رو گرم میکنید؟! راستش حمایت الان شما از مذاکرات و آقای قالیباف مرا یاد حمایت های شما از هاشمی رفسنجانی در صوت های قدیمی تان میاندازد آنهم با چه الفاظ و تعابیری! البته الان زمان روی دور تند میگذرد و به زودی متوجه اشتباه خود خواهید شد با احترام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از لطفی که نسبت به بنده دارید؛ در اینکه مسلّماً آنچه فرمودید از سر دلسوزی میباشد حرفی نیست، ولی عنایت داشته باشید وقتی این پیروزیِ بزرگ که در مقابله با استکبار برایمان به عنوان یک سرمایه میماند که بتوانیم آن را در داخل کشور و در مناسباتی که نسبت به همدیگر داریم، درست معنا کنیم و بنگریم چگونه جریانهای به ظاهر با روحیۀ انقلابی و مقابله با استکبار با نظام اسلامی همراهی نداشتند، همچون آقای شمسالواعظینها در کنار ملت انقلابی و نظام اسلامی قرار گرفتهاند. خطر در آنجا است که ما هنوز آن جریانها را غیر خودی بدانیم و به بهانۀ مذاکرات قبلی با آمریکا که حقیقتاً با نوعی سازش همراه بود، در این زمان و در این تاریخ هم آنها را متهم کنیم و از خود برانیم. غافل از اینکه اساساً مسیر کشور ایران تغییر کرده و شهادت رهبر انقلاب از یک طرف و حضور مردمِ مبعوثشده در میدانها از طرف دیگر؛ صحنه را تغییر داده و همه متوجۀ ایرانِ دیگری شدهایم. این است آن حضوری که نباید از آن غفلت کرد، حال چه به مذاکرات در چنین فضایی موافق باشیم و چه موافق نباشیم، شایسته است که به جای نفیِ همدیگر، همدیگر را «فهم» کنیم.
اگر با نگاه پدیدارشناسی و نظر به جایگاه تاریخی موضوعات و افراد بیندیشیم حتماً متوجۀ مسیر تاریخی شخصیت آقای هاشمی خواهید بود که یکجا رهبر شهید انقلاب فرمودند: «هیچ کس برای من آقای هاشمی نمیشود» و یکجا در نمازی که برای ایشان خواندند جملۀ معروف «اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا» که عموماً برای متوفی میخوانند برای ایشان نخواندند و در همین راستا حتماً جزوۀ «چه شد که کار به قتل امام حسین «علیهالسلام» کشیده شد؟» را در
کتاب راز شادی امام حسین در قتلگاه صفحه 13
« https://eitaa.com/kotobtaherzadeh/1341 »
که آن سال ها مطرح شد را ملاحظه کرده اید که در جزوه اصلی مقایسهای بین خلیفۀ دوم و آقای هاشمی شده که به جهت سختگیری های ارشاد نام ایشان را حذف کردیم، و همۀ حرف آن است که پدیدهها و رخدادها و اشخاص را در بستر تاریخی که در آن هستند و در آن هستیم، بنگریم تا متفکرانه زندگی کنیم. https://eitaa.com/mohammadi61/915 موفق باشید
روز معلم بر شما مبارک باد، استاد گرامیِ من، جناب طاهرزاده. نخست: در تمام روزگارِ تحصیلم و در میان همه آن استادان، چه در این سرزمین و چه در دیار غربت، تأثیر وجود شما از همه ژرفتر و ماندگارتر بود. این سخن، نه مدحی قالبی که اقرارِ دلی است برخاسته از تجربه. دوم: جنسِ فهمِ شما را دوست میدارم؛ فهمی که مانند آب روان، زلال و حیاتبخش است و چونان سنگِ سرد، گرفتگی و ایستایی در آن راه ندارد. سوم: وقتی شما هستید، بودنِ من ناگاه معنا مییابد. گویی حضور شما، آینهای است که «من» را به «خودِ من» بازمینماید. چهارم: در مکتب شما بود که دین را دیگرگونه فهمیدم؛ دریافتم که دین نه فقط باوری قلبی، که تفکری زنده است؛ هم ایمانی است گرم و هم اندیشهای سترگ. پنجم: با یاری شما، هرچند لنگانلنگان و هرچند در رنج، گام برمیدارم تا با کفرِ خویش روبهرو شوم. شاید این بزرگترین خدمتی باشد که یک استاد به شاگردش میکند: نه پنهان کردنها، که یاد دادن رویارویی با آنها. ششم: سرانجام اینکه، با شما دریافتم معنای آن سخن هایدگر را که «هستَم، اما هنوز نَه». هستم، ولی هنوز آغاز کردهام. هنوز طلب دارم. هنوز راه. و این «هنوز» را از برکت حضور شما دارم. و در آخر از شما درخواست میکنم چه کنیم که بودمان را در بستر معلمی شدت دهیم؟ روزتان مبارک، استاد. زنده باشید و چون همیشه، دریچهای به حقیقت امید هادیان برسیانی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند خود را شایستۀ چنین الطافی نمیدانم ولی انسان امیدوار میشود که عزیزانی مانند جنابعالی چگونه به بهانۀ عرایض بنده، به چنین حضوری نایل میشوید که دیگر مشغول مفاهیم نیستید که مانند متحجّرین راه را تمامشده بدانید. و این امر بسیار مهمی میباشد و البته در این رابطه، نگفتنیهایی که حالت اشاره دارد در پیش است و همۀ عرض بنده در آن است که باید جهان همدیگر را دریابیم و تجربه کنیم و هر کدام، دیگری را آینهای بدانیم که باید در او به تماشا نشست. در جلسات «ما و ادب گفتگو در امروز تاریخمان» https://eitaa.com/matalebevijeh/22255 و «دیالوگ با بشر امروز در نظر به غیب» https://varastegi.ir/4235/ . این حقیر بسیار تلاش کردهام تا این حضور را که گفتنی نیست، بگویم تا معلّمی را که امری جز «اشاره» به افقها نمیباشد؛ بازگو کرده باشم. موفق باشید
سلام خدا قوت: در فصل دوم کتاب امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه در سر عنوان «حکمت متعالیه و زیر ساخت های فکری تمدن اسلامی» الی آخر فصل که به مباحث عشق و عشق مجازی و حقیقی و مباحث علوم و فنون و صنعت و اکتشاف و اختراع، همچنین در ادامه در نظر به سیره امام و تامل در آینده الی آخر فصل: در سراسر مطالعه این عناوین گویا از نظر به عالم غربی در کنار عالم خودمان و تمدن اسلامی ناگزیر بودم_شاید علتش هنوز تسخیر تکنیکی و تکنولوژی غربی باشد_ و دائم مد نظرم مباحث دکتر داوری به خصوص خرد سیاسی در زمان توسعه نیافتگی است. و همچنین تذکراتی که در کتاب عقل تکنیکی و مباحث آن مد نظر میآید. به نظرم رسید بد نباشد بعد از شهادت حضرت آقا که ورود به مرحلهی جدیدی از تاریخمان است، خصوصا که هنوز در نهادها و سازمانهایمان و حتی در خود سازمانهای نظامیمان، به خصوص آنها که در بطن تکنیک و تکنولوژی و صنعت بوده و درگیر این چنین مباحث هستند، برای ادامه راه آینده و نحوه بودنمان فکر کنیم. و نیاز به بازخوانی داریم. به خصوص استقامت در امر دانش بنیان_که به نظر بنده خیلی راه داریم_ و عزم طی کردن این راه که چگونه میسر خواهد بود. و منالله توفیق
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را بسی شکر که به یک معنا، ما را از روزمرّگی و بنبستهای توهّمی که همان بیآیندگی میباشد و غربزدگی؛ به نور اسلامِ امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» و اسلام رهبر شهیدمان عبور داد و چه عبوری! و چه صراطی! سالها از خدا طلب میکردیم که «اهدنا الصراط المستقیم» و حال به خود آمدهایم که چه طلب بزرگی را با این جمله، به میان میآوردیم و نمیدانستیم آن صراط، راهی است که این مردان بزرگ به ما نمایاندند و خودشان نیز همان «صراط» بودند. آری! و اینجا است که بازخوانی، معنا میدهد زیرا همچنان باید رفت و رفتنی که منقطع از دیروز نیست، ولی توقف در آن نیز نمیباشد. و حال ما و ایرانی جدید و حضوری که همه چیز باید با این حضور جدید، معنای دیگری پیدا کند. از دانش و علم بگیرید و اخلاق و سلوک، تا در این حضور ما به وسعت انسانیتِ آخرالزمان در نسبت با همدیگر و نسبت با دیگر مردمان جهان حرفهای گفتنی داشته باشیم مانند حرفهای آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالی» در پیامشان به مناسبت روز خلیج فارس و روز بزرگداشت کارگر و معلّم؛ که اگر با دقت و با تعمّق کافی به آنها نظر کنیم، دقیقاً همان سخنی میشود که فرمودید به عنوان «آغازی پس از آغاز». موفق باشید
