بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: مذاکره با دشمن

تعداد نمایش
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41927
متن پرسش

سلام و احترام: سخنی با جناب آقای حداد و تایید استاد طاهرزاده بر منش ایشان در مواجهه با پیام حضرت آقا. حرفت حق جناب آقای حداد عادل ولی ما زخم خوردیم. ما می‌ترسیم حق هم داریم بترسیم وحشتناک هم حق داریم. اون ایامی که ازش حرف می‌زنید و اون طرز فکر با شدت و ضعف به قوت خودش باقیست. وقتی از رئیس دولت که از چرخش ۱۸۰ مواضع ترامپ حرف میزنه تا رئیس کل بانک مرکزی که از بلامانع بودن خرید گندم و ذرت از آمریکا حرف میزنه تا دیگران... ما حق داریم بترسیم. ما ضمن بکارگیری تمام تلاش خود برای حفظ وحدت همراه با مقام معظم رهبری ناظر و منتظریم ببینیم چکار می کنند. ما نمی‌گذاریم دشمن فریبکار این‌دفعه سر ما و مسئولان کلاه بگذارد. بالای سرتان خواهیم بود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای دل و جان شما شوم که می‌دانید با چه دشمنان کثیف و غدّاری روبرو هستیم، آن هم در نهایت حیله‌گری. ولی آیا تجربه نکرده‌ایم که ما وقتی به حکم وظیفه در مسیر تقوا، سیاست و دیانت را در کنار هم داشته باشیم، خداوند روز به روز بر خواری دشمنان و پیروزی ما بر آن‌ها افزوده است؟ حتی در عین ناتوانی کسانی که می‌خواهند از آمریکا دارو و گندم بخرند. در حالی‌که به گفتۀ استاد مجتبی زارعی « گندم و ذرت آمریکایی عین نجاست سیاسی است!» https://eitaa.com/Dr_Zareii_Siasatefetrat/3828  موفق باشید

41925
متن پرسش

ما وظیفه خودمان را انجام می‌دهیم او هم وظیفه خودش را خیلی ها نگرانند. چون شروط ما نقض شده است نگرانند که نکند مسئولین واکنش لازم را نشان ندهند این نگرانی ها طبیعی و نشانه حساسیت مردم است. اما بدانید ورود به موضوعی در این سطح یا خروج از یک توافق و تفاهم نامه بین المللی یک تصمیم کوچک و روزمره نیست که با اولین نشانه اختلاف یا اولین نقض احتمالی همان لحظه همه چیز را تمام کنیم. گاهی فقط حق داشتن کافی نیست باید بتوانی حقانیت خودت را هم برای افکار عمومی که هنوز سوال دارند اثبات کنی. گاهی لازم است آن قدر سند و مدرک جمع بشود که هیچکس نتواند در باره بدعهدی دشمن تردید کند. گاهی لازم است طرف مقابل آن قدر در نقض تعهدات پیش برود که حتی نزدیک ترین حامیانش هم نتوانند از او دفاع کنند. گاهی ما از همه محاسبات امنیتی و نظامی و سیاسی خبر نداریم. نمی‌دانیم چه زمان بندی هایی در حال بررسی است. چه ملاحظاتی در میدان وجود دارد و چه اقداماتی در پشت صحنه در حال انجام است. خیلی وقت ها مسئولان مجبورند ده ها متغیر را همزمان مدیریت کنند. برای همین نباید هر سکوتی را به معنای بی عملی و هر صبری را به معنای ناتوانی تعبیر کرد. بارها اتفاق افتاده که عده ای از روی ظاهر ماجرا قضاوت کرده اند بعد از مدتی معلوم شده که داستان بسیار پیچیده تر از چیزی بوده که تصور می‌کردند. پس نگران نباشید مطالبه گر باشید اما مضطرب و نا امید خیر. وظیفه ما حفظ روحیه وحدت و خیابان است. بقیه اش را به خدا می‌سپاریم ما وظیفه خود را انجام می‌دهیم و رهبر انقلاب وظیفه خود را.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. حقیقتاً باید با همۀ حیله‌گری‌های دشمن نگران نبود به حکم: «إن‌ الله یدافع عن الذین آمنوا» خداوند خودش مدافع آن‌هایی است که ایمان به خداوند دارند. و تا حال نیز چنین بوده. ولی آری! باید مطالبه‌گر بود به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند: « ما یعنی شما ملّت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود. امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود» موفق باشید

41920
متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز: با توجه به متن آقای یامین پور https://eitaa.com/matalebevijeh/23009 نکته‌ای به ذهنم رسید از جهت قواعد کلام به شرح زیر: علی الاصول رهبری نظر دیگری داشتند. خوب این نظر دیگر یا در جزئیات است یا در کلیت. اتفاقی که افتاده اگر نظر دیگر در جزئیات به کلیت نظر ایشان سرایت کرده باشد باز می شود نظر دیگر در کلیت. حال امام آمدند مطرح کردند که نظر دیگری داشتند آیا جا دارد وقتی داریم از کلیت چیزی حرف می زنیم نظر خود در مورد جزئیات را بیاییم مطرح کنیم؟ در حالی که می دانیم کلیت از آن جزء اثر نگرفته؟ پس قطعا نظر دیگر در مورد جزء مباحث نیست. بلکه یا در مورد کلیت است یا در مورد جزئی که بر کلیت هم اثر کرده. استادنا یک انتقاد اساسی بنده به کانال‌دارهای مطرح مثل آقای یامین پور یا آقای عباسی ولدی این بوق یک طرفه ای است که به نام کانال مطالبشون را در آن می گذارند؟ آیا عزیزان خود را بی نیاز از اندیشه دیگران می دانند؟ چه بسا چند هزار نفر مطلبی را می خوانند که در آن خطائی هست و متوجه آن نمی شوند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، منحصر به نگاه آقای یامین‌پور نیست، نگاه حاج آقا تویسرکانی را نیز در رابطه با آخرین پیام رهبری می‌توانید مدّ نظر قرار دهیدhttps://eitaa.com/rahe_khamenei/51560 . در مورد آقایان؛ به نظر می‌آید که آقای یامین پور یا آقای عباسی ولدی با نظر به فهم و نگاه دیگران، نکات خود را مطرح می‌کنند و به نظر بنده روش این آقایان غیر از روش کسانی است که نظر بقیه را به‌کلّی نفی می‌کنند و موجب دوقطبی می‌گردند. موفق باشید 

41917
متن پرسش

سلام علیکم استاد طارهرزاده عزیزم: با توجه به پیام رهبری و با توجه به خوش‌بینی آقایان مداح و منبری و مفسر به مسئولان و تیم مذاکره کننده: اگر ما و رهبری از امروز هیچ مطالبه‌ای نداشته باشیم و با اعتماد کامل به مسئولین دیگر هیچ اعتراضی نکنیم چه اتفاقی می افتد؟ آیا درخواست رهبری از مردم برای پیگیری جدی اجرا شدن تفاهم نامه نشان از اعتماد کامل رهبری به مسئولان دارد؟ تعهد دادن رئیس جمهور به رهبری و این که ایشون گفته من مسئولیت تفاهم را قبول می کنم و ذکر این مطلب توسط رهبری در پیام به مردم آیا نشان از این دارد که رهبری از مردم اعتماد کامل (پشتی نرم زیر سر) به مسئولان را می خواهند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که آقای یامین‌پور می‌فرمایند: https://eitaa.com/yaminpour/6217 آن علی الاصولِ رهبری را نباید وسیله‌ای برای مقابله با دولت معناکنیم و از آن طرف به جهت آخرین نکتۀ پیام رهبری ما باید نبست به مفاد تفاهم مطالبه‌گر باشیم. آقای مهدی محمدی نیز در آخرین پیام خود نکاتی را برای فکرکردن روی موضوع مفاد مذاکره مطرح کرده‌اند که خوب است مدّ نظر قرار دهیم.  https://eitaa.com/matalebevijeh/23026  موفق باشید

41913
متن پرسش

نه به گندم ملک ری؛ آری به سویای آمریکایی حسین نصر ملت مبعوث شده‌ی ایران که نخواستند پا روی خون امام شهیدشان بگذارند و مسئولینی که تا مرز شهادت رفتند، با دشمن به تفاهم رسیدند که از گندم ملک ری نخورند و آن را از آمریکا وارد کنند، اصلا سویا وارد کنند. بالاخره شیعه بعد از هزار و چهارصد سال به پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در مناسبات خود رسیده است. رگ غیرتمان خیلی بالا نزند. اگر گاو نبودیم نیازی به واردات یونجه‌ی آمریکایی نداشتیم. وضعیت ما، وضعیت گاوبودگی تاریخی است. گاو، مواد خام مصرف می‌کند و ماده‌ی خام دیگری صادر می‌کند. متاسفانه ایران عزیز ما، همین وضعیت را دارد و تا این وضعیت داشته باشیم، نمی‌توانیم از وضعیت گاوبودگی خود رها شویم. یک کشور مصرف‌کننده‌ی خام‌فروش مونتاژکار داریم. اقتصاد ورشکسته‌ی دولتی که نمی‌تواند فراتر از وضعیت گاوبودگی، مسیر دیگری جلوی پای کشور قرار دهد. ایران با جمعیت ۹۰ میلیونی، منابع عظیم طبیعی و ژئوپلتیک بسیار ممتازش تولید ناخالص ملی آن ۵۰۰ میلیارد دلار است. اصلا همین میزان کم هم به خاطر تحریم است وگرنه اگر عربستان بودیم با صادرات روزانه ده میلیون بشکه نفت، یک تریلیون دلار تولید ناخالص ملی داشتیم اما در گوشه‌ی همین جغرافیا، اسرائیل هم وجود دارد. تولید ناخالص ملی اسرائیل سالیانه میان ۵۰۰ تا ۷۰۰ میلیارد دلار است آن هم با جمعیت ده میلیونی، بدون موقعیت ژئوپلتیک و بدون منابع زیر زمینی. صادرات ایران شامل نفت خام، فرآورده‌های نفتی، گاز طبیعی، محصولات پتروشیمی و شیمیایی، فلزات و مواد معدنی، محصولات کشاورزی سنتی نظیر پسته، زعفران، خرما، با کمی فرش دستباف است. اما اقتصاد اسرائیل، یک اقتصاد دانش‌بنیان است. بیش از ۵۰ درصد صادرات اسرائیل، صادرات محصولات هایتک است. منظور از محصولات هایتک ساخت محصولات هایتک است نه مونتاژ آن نظیر کاری که ترکیه و سایر ملل انجام می‌دهند. بعد از سیلیکون وَلِی در آمریکا؛ دومین مرکز هایتک دنیا سیلیکون وادی اسرائیل است. اسرائیل معمولاً در رتبه‌های اول یا دوم جهان از نظر درصد اختصاص بودجه تحقیق و توسعه نسبت به تولید ناخالص داخلی را دارد. به دلیل کمبود منابع طبیعی (مانند نفت و معادن بزرگ)، این کشور استراتژی خود را بر توسعه مهارت‌های تخصصی، آموزش عالی و فناوری‌های پیشرفته بنا کرده است. ارتباط بسیار نزدیکی بین مراکز تحقیقاتی دانشگاهی و بخش خصوصی صنعتی وجود دارد که باعث می‌شود ایده‌های علمی سریعاً به محصولات تجاری تبدیل شوند. از امنیت سایبری تا فناوری‌های خودران و هوش مصنوعی تا صنعت دارویی و تجهیزات پزشکی اسرائیل از قطب‌های جهان محسوب می‌شود. همچنین به خاطر اقلیم خشک فلسطین اشغالی، اسرائیل در زمینه آبیاری قطره‌ای، شیرین‌سازی آب دریا و گوشت‌های آزمایشگاهی پیشرو هستند. مهم‌تر از همه در بخش تراشه‌ها و نیمه‌رساناها به شدت کار کرده‌ اند و تمام این مسائل در صورتی است که سهم شرکت‌های دانش‌بنیان در اقتصاد ایران زیر ۵ درصد است. واقعیت تلخ‌تر درباره‌ی اقتصاد دانش‌بنیان ایران این است که بخش اعظم همین ۵ درصد را هم نمی‌توانیم دانش‌بنیان بدانیم. آن بخش دانش‌بنیان هم اغلب در حوزه‌ی نرم‌افزار حضور است تا ساخت سخت افزار. این روضه‌ی گاوبودگی ماست، ما که در انتظار یونجه‌ی آمریکایی نشسته‌ایم تا از گندم ملک ری نخوریم. دردمندانه‌تر آنکه؛ آن‌هایی که تریبون‌های آتیشن دارند و سخنرانی می‌کنند. اغلب مسئله را شخصی می‌کنند و خودشان هیچ قدمی برای اقتصاد دانش‌بنیان در این ملک برنداشته‌اند. ما هنوز قدرت فناوری را درک نکرده‌ایم هنوز در ذهن‌های پوسیده‌ی ما این جمله‌ی استعماری نوشته شده است که علم هزینه است نه قدرت، نه راه اقتصاد. هنوز دنبال فرمول جادویی برای کار نکردن و مقاومت کردن می‌گردیم. وقتی فهم‌مان از اقتصاد، اقتصاد دانش‌بنیان و تولید فناوری نباشد، کاسه‌ی گدایی گندم آمریکایی دستمان می‌گیریم تا از گندم ملک ری نخوریم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دلسوزی‌های جنابعالی و امثال شما در این شرایط تاریخی بسیار ارزشمند است و حکایت مردم مبعوث‌شده است به سوی ایران ابرقدرت در میدان جمع سیاست و دیانت، و در این راستا به یاد سخن رهبر شهیدمان باشید که فرمودند ضعف‌ها را طوری برجسته نکنید که موجب یأس افراد شود. در مورد نکاتی که در ابتدای فرمایشات خود داشتید، آقای مهدی محمدی در آخرین صحبت خود آن موارد را نفی می‌کنند. https://eitaa.com/matalebevijeh/23026  موفق باشید

41911
متن پرسش

قل الله ثم ذرهم... نتوانستم چیزی ننویسم، در تعجبم از کسانی که پای دروس معرفت النفس و اسفار و فصوص شما انقلابی شدند و سری در سرها در آوردند و اکنون صاحب نظر شده و بدون رعایت تقوای سیاسی و علمی به این و آن اتهامات علمی و سیاسی می‌زنند، حقیر با دروس شما حرف ملاصدرا و فلسفه غرب و محی الدین و اخلاق و انقلاب را تا حد فهم خودم درک کردم، با پیام‌های بعضی دوستان یاد حرف مسلم ابن عقیل می‌افتم که به پشت سری‌هایی که یکی یکی کم می‌شدند گفتند: یا اشباه الرجال و لا رجال... آه که این کج فهمی‌ها چه حلاج‌ها را بر سر دار نبرده‌است و آه از این عقول خوش بر و رو که چه جلوات حقانی را که در حجاب نبرده‌است. سردار قآنی فرمانده سپاه قدس که انقلابی ترین قواست می‌فرماید آن دیپلمات مذاکره کننده فرقی با رزمنده پای لانچر ندارد! آه از خرقه و آه از اطلس و آه از زهدهای ریایی! و باز در تاریخ چاهی باید جست و لایعقلونی جماعت را در آن فریاد زد و گریست! براستی تا کی قرار است متوجه نور ربانی تاریخی نشویم؟ مملکت قوه قضاییه، وزارت اطلاعات، مجلس و هزار و یک نهاد دیگر دارند، همه اینها نمی‌فهمند و خائن را تشخیص نمی‌دهند و فقط من می‌فهمم!! بخدا قسم مطمئن هستم اگر روزی جنگ شود شاگردان مخلص شما مثل همیشه در خط مقدم خواهند بود و کربلایی خواهند ساخت، بگذارید متهممان کنند به لیبرالیسم و اصلاح طلبی و کند روی! یاد استخوان‌‌های در گلو و خارهای در چشم می‌افتم و صبری که جمیل است! نمک خوردیم و نمکدان را شکستیم خدایمان ببخشد که با پیامهای بعضا نا محترمانه همه آنچه بودیم و می‌توانستیم باشیم را بر باد دادیم! تقوا که نباشد حرمت استاد از یاد خواهد رفت. تقوا که نباشد بجای انقلابی‌گری وهابی‌گری سر بر می‌آورد! چه زمانه‌ای شده که هرکس بیشتر پشت سر این و آن غیبت کند و مرگ بگوید و فحش بدهد انقلابی تر است! جمهوریت ما کجا رفت؟ وحدتمان کو؟ فقط می‌توانم بگویم اللهم عجل لولیک الفرج.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شمارۀ 41908 عرض شد به نظر می‌آید آمادگی برای حضور تمدنی و وسعتی که باید در عین ایرانِ ابرقدرت با انسان‌ها و انسانیت آن‌ها داشت؛ کار آسانی نیست و از این جهت باید به رفقایی که همراهی نمی‌کنند و گمان دارند که مثلاً طاهرزاده گرفتار یک جریان سیاسی شده است، حق بدهید زیرا نظر به جایگاه سیاستی که در عین دیانت با حضور جهانی باید مدّ نظر آید، امری است که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» حتی در سال ۱۳۵۸ این‌طور با ما سخن می‌گویند: 
«امروز روزى نيست كه كسى اتكا به سرنيزه بكند. دنيا عوض‏ شده. حالا اگر سابق بود، پنجاه سال پيش از اين بود، سى سال پيش از اين بود، اتكا به سرنيزه يك مسئله ‏اى بود. اما وقتى كه دنيا عوض‏ شده است، ملتها يكى بعد از ديگرى دارند بيدار مى‏ شوند، دارند از تحت سلطه استعمار بيرون مى‏ روند.»
آری! «همّت بلند دار که مردان روزگار / با همّت بلند به جایی رسیده‌اند» مردم ما بحمدالله با همت بلند جهانی‌شده می‌توانند آن دور دورها را بنگرند و با احترام به همین عزیزان باید گرفتار جدایی نشویم و همدیگر را «فهم» کنیم و این است حضور تمدنی به وسعت ایران جهانی‌شده. موفق باشید            
 

41909
متن پرسش

سلام استاد: به نظر جنابعالی چرا رهبر گفتن ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز؟ بوی جدایی از دولت میده یا اشتباه می‌کنیم؟ و اینکه عده ای مدام تاکید دارن کودتایی در حال رخداد است که رهبر شهید بعد از حوادث دی ماه به آن اشاره کردن. آیا اینها بدبینی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را! حقیقتاً خداوند ملت مبعوث‌شده را تا آنجا ارتقاء داد که ولیّ امر مسلمین، انسانی که مسلّماً مؤید به عنایات خاص الهی است، مردم را در همان فضای عنایات خاص احساس می‌کند و این، شامل هرکس و هر جریانی است که خود را ذیل انقلاب اسلامی و ایرانی که مقابل ابرقدرت‌ها ایستاده است، قرار داده و از این جهت نباید دولت را به‌کلّی از این حضور جدا کرد هرچند متأسفانه هستند کسانی که در اطراف دولت در این حضور، آن طور که شایسته است حاضر نیستند ولی ملت ما و رهبر معظم انقلاب بحمدالله معطل این جریان‌ها نیستند چرا که «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب» . موفق باشید

41907
متن پرسش

سلام وقت بخیر: ظاهرا این میزان از اعتماد و خوش بینی به تیم مذاکره کننده درست نبوده، پیام بسیار صریح رهبر به ویژه اون قسمت که خود و ملت رو جدا کردن از دولت آیا نشان از تحمیل ندارد؟ یا لااقل زاویه ی فکری زیاد با رهبر؟ البته صرفا سوال است نه نتیجه گیری.

متن پاسخ

  باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به توصیه‌های رهبر عزیزمان این‌که همچنان باید با اعتماد و بدون بدگمانی، موضوع را دنبال کرد؛ نکتۀ مهمی می‌باشد و از این جهت خوب است به صحبت‌های جناب حجت‌الاسلام عباسی ولدی توجه شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/22977 به نظر می‌آید این نوع نگاه به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب نزدیک‌تر است. موفق باشید

41903
متن پرسش

سلوک سیاسی در مکتب ولایت؛ از اختلاف نظر تا تسلیم آگاهانه در برابر حق یکی از آسیب‌های جدی در عرصه‌ی سیاست و فرهنگ، تقلیل بیانات رهبر جامعه به منازعات جناحی و استفاده ابزاری از کلمات ایشان برای اثبات پیش‌فرض‌های سیاسی است. در حالی که سخنان امام امت را باید در منظومه‌ای جامع، و با نگاه به مصالح کلان امت اسلامی و در چارچوب مسئولیت‌های الهی و قانونی، تحلیل و تفسیر کرد، نه با عینک سلایق محدود درون گروهی و کوچک! عبارت اخیر رهبر معظم انقلاب در مورد توافق روسای جمهور ایران و آمریکا که فرمودند: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم»، در کنار پذیرش و اجازه‌ی اجرای تصمیم مسئولان، دربردارنده درسی عمیق برای تمامی جریان‌های سیاسی و مسئولین دلسوز است. سخنی که نشان می‌دهد اداره و هدایت جامعه‌ی اسلامی نه بر محور استبداد رأی و دیکتاتوری، بلکه بر پایه‌ی مسئولیت پذیری و مصالح امت برقرار و استوار می‌شود؛ بنابراین با توجه به این مطلب اگر کسی حتی تنها بر این فراز نورانی تکیه کند و بخش‌های دیگر را نادیده بگیرد، یا بالعکس، گرفتار قرائتی گزینشی و جناحی شده و به مرور زمان از ساختار مسئولیت الهی و قانونی خود نیز فاصله خواهد گرفت. در عین حال، این ماجرا درس دیگری نیز برای نخبگان، مسئولان و نیروهای مؤمن و دلسوز انقلاب دارد، و آن اینکه در یک نظام مبتنی بر ولایت، اختلاف نظر کارشناسی امری طبیعی است، چنانچه در طول تاریخ گزارش‌هائی مانند نظرات یاران پیامبر و یا ائمه (علیهم السلام) به ما رسیده است که تطبیق و یا عدم تطبیق نظراتشان با محور و ستون خیمه‌ی جامعه که شخص معصوم بوده، گواه اختلاف مراتب وجودی آنان در تحقق مقام و مرتبه‌ی معنوی آنان است، که در عرفان اسلامی از آن به ولایت که از مقامات بزرگ سلوکی می‌باشد تعبیر شده است؛ به عنوان نمونه در تاریخ ثبت شده که امیرالمومنین در طول مدت سی سال که با رسول خدا زندگی کرده، حتی در یک مورد چه در حضور و چه در غیاب وجود گرامی رسول الله در هیچ موردی اظهار نظر نکرده است! اصحاب و شیعیان خاص نیز با حفظ مراتب وجودی خود در قبال انبیا، اولیا در حد توان و تحقق مقام ولایت برای آنان همچنین بوده‌اند! این مسئله در دوران معاصر به وضوح مشاهده شده و ارتباط با امامین انقلاب نیز اینچنین بوده، در مورد رهبر جدید نیز اینگونه مشی خواص مانند سردار دل‌ها شهید حاج قاسم سلیمانی و امثال ایشان باعث شده تا با روحیه‌ی عبور از خود، و تبعیت از ولایت مصالح کلان را بر سلایق سیاسی خود ترجیح دهند و محبوب خدا و مردم شوند! البته چه بسا کسانی هستند که در مقام کارشناسی، تحلیلی متفاوت با امام جامعه دارند، اما هنگامی که تصمیم نهایی در چارچوب قانون و با ملاحظه‌ی مصالح امت و لحاظ نظرات ولی امر مسلمین اتخاذ می‌شود، با صدق واقعی و بدون هیاهو، رأی خود را فدای وحدت جامعه می‌کنند و با ستون خیمه‌ی انقلاب همراه می‌شوند و این همان ادب ولایی و بلوغ سیاسی است که امروزه جامعه اسلامی بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمند است. نکته بسیار مهمی که متأسفانه گاهی از آن غفلت می‌شود، این است که رهنمودهای رهبر جامعه، نقشه‌ی نورانی راهی برای صیانت از امت اسلامی و فراهم ساختن زمینه‌ی رشد جامعه در مسیر بندگی خداوند متعال است و به هیچ عنوان این سخنان نباید صرفاً در چارچوب رقابت‌های سیاسی مصرف شود. یکی از این رهنمودهای اخیر پیام‌ عمیق و راهبردی رهبری در مورد توافق بود که فرمودند: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم»! درسی برای همه‌ی عزیزان و دلسوزان مسئول تا از اسارت «منِ سیاسی» رهایی یافته و مصالح انقلاب و کشور را بر خواسته‌های شخصی و گروهی خود مقدم بدارند. وظیفه‌ی مسئولان در قبال ولی جامعه، تنها در اظهار محبت و حمایت زبانی خلاصه نمی‌شود. تقویت ایمان، کسب بصیرت، پرهیز از تفرقه، مسئولیت‌پذیری و خدمت صادقانه به مردم، از مهم‌ترین جلوه‌های وفاداری به مسیر ولایت است. و چه زیباست اگر رأی و تحلیل مسئولی با ولی جامعه موافق باشد، زیرا در مکتب اهل‌بیت (ع) و نحوه‌ی ارتباط اصحاب با آنان ثابت شده که ولایت‌پذیری مشروط به تحقق ولایت در یاران بوده و تطبیق باورها، اخلاقیات و رفتارهای اصحاب با ولی زمان خودشان نیز بر اساس همین تحقق ولایت است و این مطلب نه به معنای تعطیل عقل و اندیشه، بلکه به معنای عبور از خودخواهی و تسلیم آگاهانه در برابر حق می‌باشد. در نگاه سلوکی خاص شیعیان، هرچه انسان از خودخواهی و تعصب فاصله بگیرد، آمادگی بیشتری برای فهم صحیح حق، تبعیت آگاهانه و حضور مسئولانه در صحنه‌ی حضور با مردم و تقابل با دشمنان خواهد یافت، تا جائی که بزرگ‌ترین وظیفه‌ی یک مسئول ولایت مدار آن است که با جهاد نفس، زمینه‌ی تابش نور هدایت را در وجود خویش فراهم سازد و در پرتو آن، با مسئولیت‌پذیری، در مسیر عزت امت اسلامی گام بردارد. من این یادداشت را از یکی از اساتیدمون دیدم به نظر شما این یادداشت ها و دیدگاه ها بعد پیام رهبری برای مردم و جوانان میتونه مفید باشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چقدر خوب است که کاربران محترم متن فوق را چندین مرتبه بخوانند. آری! در کنار اجازه به مسئولان از طریق رهبری که در جایگاه خود، درس عمیقی بود از آن جهت که ادارۀ جامعه با استبداد به رأی جلو نمی‌رود. ولی ای کاش! به این بصیرت می‌رسیدیم که خداوند مسلماً به ولیّ فقیه جامعه به جهت حساسیت موقعیت ایشان عنایات خاصی دارند که آن عنایات منجر می‌شود تا رهبر جامعه به بصیرت لازم برسند و تبعیت کامل از ایشان یقیناً نتیجه‌ای بیشتر از آنچه ما در نظر داریم پیش می‌آورد و خوب است به این نکته بسیار بیندیشیم. موفق باشید  

41901
متن پرسش

عرض سلام و ادب خدمت استاد محترم: بنده از وقتی پیام اخیر رهبری در خصوص تفاهم‌نامه را شنیدم، هر چقدر فکر می کنم می‌بینم که این پیام بسیار جای گفتگو و مباحثه دارد و مثل هر سوره ی قرآن جامعیت دارد واگر هر بخش آن را جدا در نظربگیریم جفا کرده ایم، در این پیام هم تأییدی بر مذاکره بود از حیث اقتدار این باره ی دیپلماسی وهم مخالفت از جهت غیرمتعهد بودن طرف مقابل، از جهتی دیگر عقلانیت نظام اسلامی و توجه به نهادهای مختلف تصمیم گیری در اخذ یک تصمیم، هم توجه به شور و مشورت اعضای تصمیم گیری وهم رأسیت ولی فقیه در حکم دادن، از طرفی احترام و جایگاه قابل شدن برای مردم، از طرفی دیگر بازگذاشتن میدان برای رشد فکری جامعه و... از خودم ترسیدم که اگر بخواهم در قالب و فهم ناقص خودم با آن‌مواجه شوم مصداق «یومن ببعض ویکفر ببعض» خواهم بود و باید چاره ای برای ناقص بودن خودم در فهم فرمان ولی بکنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله توجه خوبی به جایگاه پیام رهبر معظم انقلاب داشته‌اید و حقیقت همین طور است که در آن پیام جوانب مختلف مدّ نظر بوده و به همین جهت عرض شد جناب آقای عباسی ولدی مواجهۀ خوبی با آن پیام داشتند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22977. موفق باشید

41899
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی که توضیحات شون در مورد پیام اخیر رهبر معظم، برای بنده بسیار راهگشا بود. دو تا سوال دارم. آیا قبول آتش بسی که همچین دشمن رذل و خونخواری درخواست کرده، نظر رهبری و بطور کلی نظر اسلام هست یا خیر؟ یا اینجوری بپرسم آیا اگر دشمن به هر دلیلی و هدفی گفت غلط کردم دیگه نزن، باید زدن رو ادامه بدیم یا متوقف کنیم؟ و مورد بعدی اینکه شکی در رذل بودن اسرائیل و آمریکا و تلاش برای نابودی ریشه ای شون نیست ولی آیا توی این برهه از زمان که ان شاءلله به ظهور نزدیک هستیم، و باید هدف اصلی جامعه ی ایمانی این باشه که دل های تمام مردم دنیا اومدن امام زمان رو تمنا کنن، آیا نباید با انجام کارهایی مثل قبول آتش بس و قبول مذاکرات از موضع قدرت (هرچند اگر نتیجه نداد) برای شناساندن چهره ی واقعی دین، خودمون رو به دنیا صلح دوست نشون بدیم؟! تا دنیا فکر نکنه که تا الان آمریکا قلدر و ابرقدرت بود، حالا ایرانه که ابرقدرته و قلدر؟ ممنون میشم توضیحات جامع بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر می‌آید صحبت آقای حاج آقا مهدی طائب بتواند جواب این قسمت از سؤال جنابعالی باشد https://eitaa.com/matalebevijeh/22490   ۲. در مورد قبول آتش‌بس می‌توان آن نکته را که می‌فرمایید مدّ نظر قرار داد که البته با جنایتی که اسرائیل در غزه انجام داد، نگاه مردم جهان نسبت به آن بسیار تغییر کرد. مهم نحوۀ مذاکره است که آری! می‌توان با اقتدار جلو رفت و یا بدانچه در نظر رهبر معظم انقلاب بود، ورود می‌کردیم که گویا دولت اصرار به مذاکره داشته و رهبر معظم انقلاب اذن خود را منوط به نظر شعام کرده‌اند که آن نظر مورد پذیرش رهبری قرار گرفت. موفق باشید

41897
متن پرسش

استاد بزرگوار اولا: خداوند در آیه ۵۹ سوره نساء می فرماید : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ دوما: امام راحل فرمود: ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است. سوم: با توجه به لازم الاطاعة بودن نظر روشن ولی فقیه برای کارگزاران نظام اسلامی و با عنایت به ابراز نظر صریح امام جامعه مبنی بر اینکه «علی الاصول نظر دیگری داشته اند» ، آیا کارگزارانی که همچنان بر نظر قبلی خود که متفاوت با نظر ولی خدا بوده، اصرار دارند و به ژنو رفته اند، مشروعیت دارند؟ لطفا از نظر فقهی بفرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید رهبر معظم انقلاب پس از شنیدن نظرات تیم دولت، دستور مستقیم ندادند تا تصور شود دولت در مقابل دستور ایشان تمرّد کرده بلکه کار را به شعام واگذار کردند و در این رابطه جناب آقای عباسی ولدی با نظر به همین دغدغه آن نکات را فرمودند.  https://eitaa.com/matalebevijeh/22977   موفق باشید

41894
متن پرسش

سلام: به صورت عجیبی مطالبتان شور انقلابی و کنش گری را تضعیف می‌کند، سوالی است تا شما را به فکر بیندازد که اندیشه های جدید شما آیا دعوت به تفکری آرام در میان جنگی بزرگ نیست؟ اینک زمان کنش است و مطالبه، چیزی که در ادبیات فعلی شما دیده نمی‌شود!!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضوری باید اندیشید که بحمدالله با ایران در جهان شروع شده و باید به انسانیت انسان‌ها بیندیشیم که امری است با حضورِ جهانی‌مان. در «دولت ملت» که نوعی حضور تمدنی با نظر به آینده مدّ نظر می‌باشد، افراد همدیگر را درک می‌کنند و این حضوری است غیر از آن حضور که ارباب و کدخدا سرنوشت مردم را در دست دارد و از این جهت یعنی با نظر به «دولت ملت» و حضور تمدنی ایران، باید به امکان دیگری که پیش آمده است بیندیشیم. موفق باشید

41893
متن پرسش

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام. استاد عزیز با خواندن دو پرسش آخری که در کانال مطالب ویژه گذاشتید واقعاً از ته دل ناراحت شدم. (۴۱۸۸۰ و ۴۱۸۷۹) خودم رو در کنار شما دیدم و این تنهایی رو احساس کردم و در دلم گفتم چه من در کنار استاد هستم حتی اگر اشتباه کرده باشم چون نظری که داشتم در مورد تفاهم مذاکره در زمان حال حاضر نسبت به زمان قبل از جنگ رمضان از سر تعصب و لجاجت نبوده به همین خاطر نتونستم این احساس و حس رو با شما در میون نگذارم. استاد به خدا ما هم دوست داریم که شهادت نصیبمون بشه و در این راه تمام هستی خودمون رو فدا کنیم حتی حاضریم از آبرومون هم بگذریم. به امید فتح نهایی منتظر جوابتون هستم استاد یا علی.  

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند به لطف خودش جنابعالی را به نور حکمت ذیل حضور تاریخیِ آن رهبر شهید منوّر بگرداند و در نهایت، زندگی تان منتهی به شهادت شود. حقیقتاً ما برای حضور در تاریخی که باید تمدن نوین اسلامی در آن به میان آید نیاز به «حکمت» داریم به همان معنایی که حضرت سجاد «علیه‌السلام» در آن روایت متذکر شدند که خداوند برای متعمّقون در آخرالزمان، سورۀ اخلاص و ۶ آیۀ اول سورۀ حدید را نازل فرمود و به همان معنایی که رهبر شهیدمان می‌فرمایند: «فلسفه در اسلوب و محتواي صدرايي، جاي خالي خويش را در انديشه‌ انسان اين روزگار مي‌جويد و سرانجام خواهد يافت». و این‌جا است که آری! ما نیاز داریم افراد با عقاید خوب خود مثلاً در نقص‌های طرح مذاکره متوجۀ نظرات افرادی که با دلسوزی نظر به مذاکره دارند را هم مدّ نظر قرار دهیم و متأسفانه این امر در بعضی از رفقا دیده نمی‌شود. این‌جا است که نگران می‌شویم آیا افقی که برای حضور در تاریخ تحقق تمدن اسلامی گشوده شده است، ناهموار نمی‌گردد؟ موفق باشید  https://eitaa.com/bartarin_hozoor/125  

41885
متن پرسش

سلام عرض میکنم خدمت استاد طاهرزاده عزیزم که هرچه در حوزه غرب شناسی دارم را از ایشان دارم. در خصوص سوال مطرح شده۴۱۸۷۶ حرف امت مبعوث شده نه دعواهای جناحی است و نه دیدید دیدید گفتن حرف فقط یک چیز است که لااقل مسئله‌هایی که به حیات و ممات انقلاب وابسته است را از عینک ولی فقیه ببینیم.وقتی امام خامنه ای علی الاصول نظر دیگری داشتند چرا برای تفاهم نامه ۲۵ بار(طبق نظر اقای ذاکانی اصرار به رهبری) پیش رهبری برده شود.حرف امت مبعوث شده این است که چرا وقتی عده ای از همین مردم کف خیابان میگفتند امام جامعه رضایت ندارد انگ سوپرانقلابی و خوارج می‌خوردند. در واقع همان تیتر روزنامه هم‌میهن را همین که بزرگ نوشته بود همه چیز با اذن رهبری است را همین جریان بر سر امت مبعوث شده میزدند. درواقع در این چند شب قبل، اغلب تریبون داران با اینجور صحبت کردن،غیر مستقیم به امت مبعوث شده میگفتند شما نقد نکنید، صحبت نکنید، همه‌چیز هماهنگ است. امت مبعوث شده هم در این شب قدر دانستند که بله در زمان جنگ هم میشود چیزی را خلاف نظر رهبری تحمیل کرد و پیش برد.ای کاش جای این صحبتها علی الاصول برگردیم به نظر امام جامعه.از ادامه دادن در مسیرِ نظری غیر از نظر آقا برگردیم خداوند عاقبت همه ما را ختم ب شهادت کند. ان شاالله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید موضوع بسیار حساسی در میان است از این جهت که رهبر انقلاب به هر دلیلی مصحلت ندیدند نظر خود را به صراحت مطرح کنند و در پذیرش نظر دولت هم اذن برای امضا کردن تفاهم دادند. آیا دولت توان اجرای آن را چه اندازه دارد نمی‌دانیم ولی هر چه هست نباید گفته شود مسئولان امر نظر خود را بر رهبری تحمیل کردند. https://eitaa.com/arshiv3133/131 آری به هر حال رهبری بصیر مطابق ظرفیت زمانه جامعه ما را جلو و جلوتر خواهند برد. https://eitaa.com/barzegar1359/4121     
موفق باشید. جناب استاد سید جواد میری در کانال خود در تلگرام در رابطه با جایگاه تاریخی جنگ رمضانی ما نکاتی را تحت عنوان «امید و ناامیدی: امکان ناممکن‌ها» فرموده اند که خوب است به آن نکات فکر شود.
امید و ناامیدی: امکان ناممکن‌ها
من نمی‌دانم شما چگونه با این جنگی که بر ما آوار شد روبرو شدید ولی "چیزی" در درون من با این جنگ "رخ‌داد" و من نمی‌خواهم این رخی که در پس این حوادث خود را بر من نمایاند رها کنم. درک من از این رخداد این است که ما را با مفهوم "سنت الهی" دوباره آشتی داد و ما را از سطح به نحوی به عمق برد و جان‌های ما را متحول کرد. البته مانند بسیاری از رخدادهای زندگی بسیاری از ما ممکن است "رخداد" را تبدیل به "امر مبتذل" کنیم و خود را از دایره تحول وجودی خارج کنیم تا بتوانیم به تنظیم کارخانه برگردانیم ولی فهم من از موقعیت این است که باید "امید" را باور داشت. به دنبال این کلمه بودم که به سخنی از امام علی این آموزگار بزرگ بشری برخوردم که می‌گوید
 كُن لِما لا تَرجُو أرجى مِنكَ لِما تَرجُو ؛ فإنّ موسى بنَ عِمرانَ عليه السلام خَرَجَ يَقتَبِسُ لِأهلِهِ نارا، فَكَلَّمَهُ اللّه  عزّ و جلّ فَرَجَعَ نَبيّا ، و خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَأٍ فَأسلَمَتْ مَع سُليمانَ عليه السلام ، و خَرَجَ سَحَرَةُ فِرعَونَ يَطلُبُونَ العِزَّةَ لِفِرعَونَ فَرَجَعُوا مُؤمِنِين"َ .                   
به عبارت دیگر، او می‌فرماید به آنچه "اميدش" را ندارى اميدوارتر باش از آنچه بدان اميد دارى ؛ زيرا كه موسى بن عمران عليه السلام رفت كه براى خانواده‌اش آتش برگيرد اما در آن جا خدا با او به سخن در آمد و او پيامبر برگشت؛  ملكه سبا نيز از كشور خود بيرون آمد، اما به دست سليمان عليه السلام مسلمان شد؛ و جادوگران فرعون براى تقويت قدرت فرعون بيرون آمدند اما ايمان آوردند و برگشتند. هنگامیکه به این جمله و مثال‌هایی که علی میآورد میاندیشیم به این نتیجه می‌رسیم که در پس حوادث که ممکن‌ها را ناممکن می‌کند و ناممکن‌ها را ممکن آنگاه باید بلندای تحلیل را عوض کرد و از چشم‌اندازی دیگر به هستی و خویشتن و جامعه و تحولات آن اندیشید. برای ما بسیاری از امیدها ناممکن بود و بسیاری از ناممکن‌ها واقعیات روزمره مسلط بر حیات جمعی ما اما این جنگ هندسه جامعه را متحول کرد و آنچه را امیدش را نداشتیم برایمان ممکن کرده است و البته سختی‌ها، رنج‌ها، مشقت‌ها، مرگ‌ها و دردهای بیشماری را هم بر جان‌های ما وارد کرده است ولی کیست که نداند در پس هر تولدی "دردها" نهفته است. من به آینده ایران امیدوارم و بر این باورم که هر جریانی به این "سیل امید" بپیوندد در فردای ساختن ایران جایی خواهد داشت و هر جریانی به دنبال تحمیل ناامیدی به جامعه باشد خواهی نخواهی از صحنه معادلات فردا حذف خواهد شد. بادهایی در حال وزیدن است و خود را باید در معرض آنها قرار دهیم تا کشتی‌های وجودمان به حرکت درآیند و ...
سیدجواد میری

41883
متن پرسش

سلام و ادب: ناظر به مطالب اخیر در رابطه با تفاهم نامه و مذاکره فرمودید و صحبت های سردار قاآنی، وقتی نظر رهبری و مردم این نبوده است و حالا افرادی که نظر خودشان را بر رهبری تحمیل کردند و رهبری طبق عقلانیت نظام با ایشان مدارا کرده و مسئولیت کار را به عهده آنها گذاشته، چرا باز هم با ادبیات عقلانیت و ...حرف اصلی مردم و رهبری را نزنیم؟! چرا باز هم مماشات کنیم و نام آن را تفکر بگذاریم؟ نمی‌شود به خطای خود در تحلیل اذعان کرده و برگردیم به شهود ایمانی مردم و نظر دقیق رهبری از خسارت محض بودن مذاکره؟ رهبری صریح گفتند!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که در جواب سوال شماره 41879 عرض شد، مهم درک جایگاه اذن رهبر انقلاب برای امضاء تفاهم‌نامه است که از یک طرف چرا رهبر انقلاب اذن خود را منوط به قبول دو سوم شورای عالی امنیت ملی کردند و نظر خود را به شکل علنی نفرمودند و از طرف دیگر چرا امثال آقای سردار قاآنی برای آن تفاهم‌نامه جایگاه مثبتی قائل بودند؟ در این موارد است که باید فکر کرد و کار را ساده به قبول یا رد صحنه تبدیل نکرد و این است که ما را از حضور تمدنی که جهان آماده‌ی پذیرش آنند محروم می‌کند. https://eitaa.com/arshiv3133/133 موفق باشید

41882
متن پرسش

سلام و احترام استاد عزیز: سال تحصیلی ۹۱-۹۰ در طرح ولایت دانشجویی استان اصفهان همه ی اساتید منتسب به شما و از شاگردان و گویا فرزندان شما بودند و برای ما دائما در رابطه با خطای تحلیل ما در رابطه با آقای احمدی نژاد صحبت می‌کردند و پیش از انتخابات سال ۹۲ همین بزرگواران سی دی های سخنرانی آقای مشایی را به ما می‌دادند که گوش کنید ایشان از تاریخی می‌گویند که ما کمتر آن را می‌فهمیم، در آن برهه دانشجوهای سال دومی بودیم که چند باری با اساتید بحث کردیم و متهم به این شدم که باید حضور تاریخی احمدی نژاد و مشایی را درک کنیم ولی هر چه تلاش کردم موفق به درک آن نشدیم تا روزی که دوباره محضر آقایان رسیدیم و فرمودند ما از آن تحلیل ها به واسطه مواضع دقیق نظام و رهبری دست کشیدیم آنجا بود که گفتم درود بر شرفشان چه انسان های آزاده‌ای سوال من این است که این روزها هم این تحلیل های شاگردان استاد در حمایت بی چند و چون از فرآیند‌های طی شده در مذاکرات ممکن است از همین جنس باشد؟ خدایی ناکرده سوال بنده حمل بر بی ادبی و جسارت به استاد نباشد که این روزها بیشتر از هر استاد دیگری سر کلاس شما استاد عزیز حاضر بوده و هستم. پیشا پیش ممنون از تکات ارزشمند شما.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ عرض بنده آن است که نیروهای انقلاب مواظب باشند که کارها به نوعی اختلاف کشیده نشود به طوری که اگر مخالف مذاکره هستند به رئیس جمهور و طرفداران مذاکره توهین نشود که در این صورت «تقوا» به حاشیه می‌رود. امری که سعی شد در جواب سؤال شمارۀ 41879  خدمت رفقا عرض شود. موفق باشید

41880
متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله جسارتا می خواستم نگاهی انتقادی به زاویه دید حضرتعالی مطرح کنم، به نظر می رسد اعتقاد به نوعی جبرگرایی تاریخی(احتمالا تحت تاثیر مآثر هایدگر و پیروانش) در تحلیل هایتان مشهود است ، چرا که تحت تاثیر دیدگاه تاریخی ، بسیاری از رخدادها را همانگونه که به وقوع می‌پیوندند می‌پذیرید و توجیه می کنید، نظیر رخداد جنگ اخیر و بعد از آن آتش بس و مذاکره و تفاهم، و نیز تحت تاثیر همین دیدگاه به سراغ افرادی رفته اید که در جنگ اخیر مدافع و توجیه کننده وضع موجود بودند نظیر آقای طائب و آقای محمدی(که هیچ کس غیر از حضرتعالی ایشان را استاد خطاب نمی کند و الان مشخص شد بسیاری از ادعاهای ایشان نادرست بوده است)، نگاه تاریخی و تمدنی داشتن بسیار عالی و لازم، ولی خطر افراط در آن تا رسیدن به مرزهای جبرگرایی هم قابل توجه است ، چرا که از خود شما یاد گرفته ایم که خداوند با هیچ قومی عقد اخوت نبسته است، سرنوشت هر قومی دست خودش است و اگر قومی خدا را یاری نکنند جایگزین خواهند شد، عذرخواهی بابت اسائه ادب

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه تاریخی یعنی در حادثه‌ها متوجه اراده‌ی الهی باشیم که چگونه حادثه‌ها را تدبیر و جلو می‌برد تا سرنوشت افراد مشخص شود. در این تاریخ نگاه تاریخی حکایت از آینده‌ بزرگی برای مردم ما در میان است و این غیر از جبر گرایی است زیرا اراده الهی در نسبت با طلب انسان‌ها به ظهور می‌آید به حکم آن که فرمود «یسئله من فی السماوات والارض» هر آن کس که در آسمان و زمین است از او تقاضا می‌کند «کل یوم هو فی شأن» و او بر اساس طلب مخلوقات مطابق زمانه شأنی از شئون خود را به ظهور می‌آورد. حال ماییم و توجه به ایرانی قدرتمند که این چنین دل‌ها را به خود جلب کرده تا انسانیت خود را در این میدان احساس کنند. https://eitaa.com/arshiv3133/122  آیا این ملت ها با این همه تعلق به ایران اگر بدانند ما در داخل خود این اندازه تحمل همدیگر را نداریم این امید بزرگ آن‌ها به یأس تبدیل نمی‌شود؟ خداوندا چگونه اراده کرده ای که این ملت‌ها تنها به جهت آن‌که بازیکنان ایرانی را پیدا کرده‌اند پرچم به دست تقاضای امضا دارند؟ آیا این حکایت از آن ندارد که خداوند اراده کرده‌است بشریت امروز از طریق ایران متوجه حقایق زمینی و زندگی خود شود؟ https://eitaa.com/arshiv3133/132  موفق باشید

41879
متن پرسش

استاد عزیز سلام. چیزی که من می فهمم اینه که شما هر کس که مطابق فکر خودتان حرف می زند را اهل فکر و زمانه فهم خطاب می کنید و دیگران نمی توانند با شما هم فکر شوند و یا دروغگو هستند و یا لایق پرخاش در مسجد هستند چون یه حرفی زدند. متن پیام رهبری در مورد توافق صریحا مشخص است. یه دوستی پیام می فرستد حاشیه متن آقا را پر رنگ می کند و وزن اصل پیام را کم می کند و شما خدا را شکر می کنید که چنین اهل فکری هستند. آیا آقای مهدی محمدی حرف های خلاف واقع ندارند؟ من پیام آقای برزگر را که شما مطالبشون را تایید می کنید برایتان فرستادم خطای گفتارشان را به عرض رساندم اما شما ترجیح دادید این خطاها را ندیده بگیرید. اغماض های کلامتان خیلی زیاد شده. حقیقت حضور زمانه چیست که از خطاهای موافقمان تفاهم می توان گذر کرد ولی نمی توان نیم نگاهی هم به کلام منتقدان داشت. برهان صدیقینی برای درک زمانه ارائه دهید که این تناقضات را پوشش بدهد و الا بنده و طیف گسترده ای از مخاطبان همیشگی شما از شما دلسرد خواهیم شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال هنوز همه‌ی حرف بنده آن است که باید جریان‌های دلسوز اعم از طرفداران مذاکره و یا مخالفان مذاکره همدیگر را درک کنند و این طور نیست که یک جبهه بنای خیانت داشته باشد و اساساً به این نکته فکر کنید چرا رهبر انقلاب با آن که نظر دیگری داشته‌اند اجازه‌ی امضاء آن تفاهم‌نامه را به آقای رئیس جمهور دادند. آن هم مشروط بر آن که دو سوم شورای عالی امنیت ملی آن را تأیید کنند. آیا این حکایت از آن ندارد که مصلحت نمی‌دانسته‌اند در آن شرایط نظر خود را بدهند حاکی از آن که ممکن است دولت آمادگی آن نوع برنامه را نداشته‌باشد؟ ولی با این حال مسئولیت را به دوش شعام گذاشتند بدان معنا که آن‌ها ذیل نظر رهبری به هر چه رسیدند رئیس جمهور عمل کند. بنابر این، این نه تحمیل به رهبری حساب می‌شود و نه به نحوی مقابله‌ی رئیس جمهور با رهبری. و به همین جهت در پیام خود می‌فرمایند «تفاهم نامه ای بین رئیس‌جمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاش‌های زیادی را به‌عمل آوردند» با توجه به این امر نباید طوری تصور شود که ما فضا را فضای دو قطبی کنیم و از جامعیتی که نظام اسلامی بدان نیاز دارد عدول نماییم. و حال این ماییم و جهانی که «سیاست آن عین دیانت آن و دیانت آن عین سیاست آن است»  این است جهانی که در پیش است و باید نسبت به آن بسیار بیندیشیم.
زیرا وقتی می‌توانیم از غرب عبورکنیم که غرب را به خوبی بشناسیم و تنها در آن صورت است که متوجه می‌شویم باید به انسان دیگری فکر کرد تا روشن شود آن‌چه در ایران تمدنی در عرصۀ «زیستن با دیگری» اهمیت دارد، حقیقتِ جاری و ساری در زندگی است که با نگاه تاریخی به رخدادها پیش می‌آید. در این حالت است که همدیگر را می‌فهمیم. نکته‌ای که جناب حجت الاسلام آقای محسن عباسی ولدی به خوبی مطرح فرمودند  https://eitaa.com/arshiv3133/134   موفق باشید

41876
متن پرسش

سلام و‌عرض ادب خدمت جناب استاد طاهرزاده عزیز: تحلیلی پیرامون پیام رهبری در‌ مورد توافق داشتم ارسال می‌کنم لطف کنید و نقد‌ بفرمایید. معنای پیام رهبری چیست؟ از کل متن و‌ فرامتن پیام رهبر انقلاب تنها یک نیم‌ جمله را گرفتن و مطابق سلیقه خودمان تفسیر کردن و بعد انگ بی بصیرتی به سایرین زدن بیش از هرچیزی جفا در حق رهبری ست. به نظر این‌حقیر منظور و‌ مقصود معظم له آن‌ چیزی که در فضای ایتا دست به دست می شود نیست که: دیدید رهبری مخالف بودند؟ دیدید به رهبری تحمیل کردند و...؟ ۱. اولا امام جامعه دوباره ثابت کردند که نظرات شان را صریح و‌ بدون ملاحظات خیالی بیان می‌کنند و جایگاه رهبری جایگاه مصلحت اندیشی‌ صرف و سخنان کلی و‌ دو‌پهلو نیست. ۲. ثانیا توجه به حسن نظر و دلسوزی مسئولین امر می دهند نه خیانت و دقلکاری و... . ۳. ثالثا اما توضیح دارد معظم له بیان فرموده اند که علی اصول نظر دیگری داشتم اما تعهد رئیس جمهور و‌ سایر اعضا شعام بر پیگیری حقوق ملت و‌ محور مقاومت باعث‌ شد موافقت کنم. آیا مگر معظم له علت موافقت را. ۱. تهدید دولت به استعفا؟ ۲. خستگی و ناتوانی مسئولین؟ ۳. خیانت عده ای؟ و دلایلی از این دست فرمودند؟! که عده‌‌ای به خود اجازه می‌دهند حرف‌هایی این‌چنینی بزنند. خیر! کمی به فرامتن بنگرید. سردار قاآنی اعلام می کنند پیروزی حزب الله قهرمان نزدیک است و هیئت مذاکره کننده انقلابی عمل کرده اند. حزب‌الله لبنان از توافق استقبال می کند و‌ خوشحال است از اینکه بخشی از این توافق باشد. رهبر حزب الله از تیم مذاکره کننده تشکر می کند. شهردار تهران خبر می دهد که‌متن بارها محضر رهبری رفته و اصلاح شده. اینترنشنال به شدت از توافق عصبانی ست و‌ ترامپ را می‌کوبد. رسانه های آمریکایی علی الخصوص حزب رقیب ترامپ را به تمسخر گرفته اند. اسرائيل می‌گوید قبول نداریم و نقض‌می‌کند. نماینده ای خبر می دهد که تمام اعضای شعام (به شمول فرماندهان نظامی) به جز یک‌نفر موافق توافق اند. رهبری هم در پیام تلویحا اشاره ای به موافقت مجموعه شعام با این‌ توافق دارند. بسیاری از دلسوزان انقلاب که اخبار نزدیک تری دارند بیان می‌کنند که قرار نیست از مذاکره چیز‌ بدی دربیاید. بویی از خیانت و سازش‌ و حتی خوش‌خیالی به این راحتی استشمام نمی شود. این‌بخش از گفتگوی دکتر قالیباف قبل از صدور پیام رهبری را نگاه کنید: ما به مذاکره به عنوان بخشی از مبارزه نگاه می کنیم. همان هدفی که در مبارزه دنبال می کردیم در مذاکره دنبال می کنیم. گاهی مبارزه می کنیم و گاهی مذاکره. این همان مذاکره معمول است که تجربه تلخ آن را چشیده ایم؟ خیر. به نظر می رسد مقصود رهبری معظم انقلاب از بیان اینکه علی اصول نظر دیگری داشتم به این است که اگر قرار باشد مذاکره به سیاق سابق و معهود باشد قابل قبول نیست و زیر بار آن نخواهند رفت. اما مسئولین این بار بنای مذاکره با روش و‌ فلسفه ای متفاوت را دارند و آن هم مسئله مذاکره به مثابه مبارزه است. به ادامه آن جمله معظم له توجه فرمایید که می فرمایند: رئیس شعام و به نمایندگی از خود‌ و سایر اعضا تعهد داده اند حقوق ملت را استیفا کنند و‌ جلوی‌ زیاده خواهی های آمریکا مقاومت کنند. رهبری این روش را از روش قبل جدا کرده اند و‌ به این روش اجازه جلو رفتن داده اند. هر چند مشخص نیست به چه نتیجه ای ختم شود و اما اگر قرار باشد به‌ نتیجه برسد با هوشیاری و‌ مقاومت مسئولین و مردم و‌ نترسیدن از هرآنچه در این فصل از مبارزه پیش‌ می آید نتیجه مطلوب‌ حاصل می‌ گردد. لحن طلبکارانه معظم له از مسئولین در مورد تحقق موارد توافق از همین باب است که باید برای تحقق شروط توافق مبارزه کنند و‌ خدایی ناکرده اسیر مصلحت اندیشی ها و غفلت ها نگردند. پیام دکتر قالیباف بعد از پیام رهبری بر همین تفسیر از پیام رهبری فرزانه انقلاب تاکید دارد. «اما پیام معظم له دو ثمره مهم دارد: اول اینکه مسئولین را در قبال تعهدی‌ که داده اند برای مبارزه هوشیار تر نگه می‌دارد و‌ مسئولین امر از این به بعد تحت نظارت‌ بیشتر و سخت تری از طرف افکار عمومی هستند و‌ باید مسئولیت تعهدی‌ که داده اند را بپذیرند ثانیا راه را برای مقابله با تخلفات طرف مقابل از طریق فشار افکار عمومی باز می گذارد. معظم‌له با این پیام‌ اهرم‌فشاری برای تحقق خواسته های مقاومت ایجاد‌ کردند.» حالا بار دیگر پیام معظم له را با این دید بخوانید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را بسی شکر که افرادی همچون جنابعالی می‌توانند در نسبت با آنچه در زمانۀ آن‌ها پیش می‌آید فکر کنند. در این حالت است که ما از دوگانگی‌ها که مانع حضور در ایران متمدن است عبور می‌کنیم. با توجه به این امر نیاز ما به نوعی خودآگاهی انقلابی می‌باشد که در عین نظر به آن آیندۀ متعالی، منتقد باشیم ولی در جایگاه معترضین غرب زده نباشیم که هیچ نسبتی با انقلاب اسلامی و مردم ما ندارند، زیرا که تجددمآبی، ما را به اهداف‌مان نمی‌رساند، در عین آن‌که وحدت ملّی ما را خدشه‌دار می‌کند و از همّت‌های بلند و اراده‌های اصیل برای آن‌که در خویشتن خویش صعود کنیم، غافل می‌کند. اتفاقاً جناب حجت الاسلام حاج آقا موسویان امروز صبح در رابطه با پیام رهبر معظم انقلاب نکات خوبی را مطرح فرمودند https://eitaa.com/sabbar_ir/4350  تا همان‌طور که جنابعالی متذکر شدید ما در فهم جایگاه پیام معظم له به جای نظرات افراطی و یا تفریطی، به آن پیام و جایگاه تاریخی آن بیندیشیم. موفق باشید       

41868
متن پرسش

سلام بر استاد عزیزی که بسیار از او آموخته‌ایم ولی استاد همچنان نسبت به این مذاکرات که با آمریکای جنایت کار در حال انجام است نگرانیم. نظرات شما را تا حدی در سایت لب المیزان و در کانال مطالب ویژه دنبال می‌کنم ولی نمی‌دانم چرا هنوز سرگردان هستم، دلم می‌خواهد شما در این مورد با ما سخن بگویید. با تشکر.

متن پاسخ

 باسمه تعالی. سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایرانِ انقلاب اسلامی به خوبی نشان داد که انقلاب اسلامی رویداد یک حقیقت است با تولد انسانی که نمی‌خواهد شکاف‌های ناشی از غرب زدگی دولت‌ها را نادیده بگیرد و از این جهت می‌توان گفت تاریخ برای عبور از آنچه لیبرال‌ها به عنوان آینده مدّ نظر داشتند سرعت گرفته. آینده‌ای که نسبتی با زندگی مردم ما نداشته و ندارد مانند دوگانه بین یا «مقاومت» و یا «مذاکره» در حالی که در تاریخی قرار داریم که بحمدالله مذاکره ما جدای از مقاومت نمی‌باشد. ای کاش این نکته مهم از طرف بعضی از دلسوزان انقلاب که مخالف مذاکرات پیش آمده می‌باشند، درک می‌شد و این وقتی ممکن است که ما متوجه حضور در تاریخی باشیم که با شهادت رهبر عزیزمان و با آن قامت بلند مقاومتی که او به میان آورد باشیم. چه اندازه جای تاسف است که سردار مقاومت یعنی سرداراسماعیل قاآنی متوجه جایگاه این مذاکره هستند و در این رابطه این مذاکره را عین مقاومت می‌دانند https://eitaa.com/arshiv3133/95  . ولی عده ای آن را بعنوان یک شکست مطرح می کنند، به جای آنکه متوجه موقعیت تاریخی این حضور و این مذاکره باشیم، حتی اگر نقص‌ها و ضعف‌هایی داشته باشد. موفق باشید

41864
متن پرسش

سلام: در فضای متاسفانه تا حدودی سمی مجازی، از پشت کردن ایران اسلامی به لبنان سخن سرائی می‌گردد و این در حالی است که رهبر بزرگوار حزب‌الله جناب حجت‌الاسلام شیخ نعیم قاسم در بیانیه‌ای خطاب به آقای قالیباف با واژه‌هائی زیبا از مسئولان نظام و در راس آن حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه ای تقدیر نموده است. از حضرتعالی درخواست دارم در صورت صلاحدید اگر نظر خاصی در این مورد دارید به منظور تنویر بیشتر افکار عمومی دارید اعلام نمایید. عاقبت بخیر باشید!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این موارد متوجه باشیم بعضاً دشمنان انقلاب و اسلام، حکایت‌شان حکایت «کلمة حق یراد بها الباطل» می‌شود و هوشیاری ما را می‌طلبد که متوجه باشیم اهداف طرح این سخنان چه می‌باشد. در حالی‌که وزیر امور خارجه یعنی جناب آقای عراقچی رسماً اعلام کرده‌‌اند که ایران و حزب الله یک طرف، و آمریکا و اسرائیل نیز یک طرف. یعنی تا این حدّ، ایران با حزب الله یگانه شده‌اند. در این مورد همین‌طور که متذکر شده‌‌اید خوب است که رفقا به پیام جناب شیخ نعیم قاسم به آقای دکتر قالیباف توجه فرمایند https://eitaa.com/arshiv3133/101  آقای احمد برزگر بفرویی در کانال https://eitaa.com/barzegar1359 در این مورد نکاتی را مطرح فرموده‌اند که خوب است به آن کانال رجوع شود    موفق باشید

41851
متن پرسش

استاد طاهرزاده استاد راهبر یا خبرنگاری انقلابی سلام و روز بخیر: در این روزها مطالب اساتید صاحب فکر و اندیشه اعم از اینکه تولید فکر کنند یا صرفا اهل فکر باشند را مرور کرده و می‌کنم و آنچه موجب شده بود به دامان این اساتید پناه برم این بود که نیازمند راهبر بوده و نمی‌خواستم در تله خبرنگاران هرچند انقلابی بیفتم ولی متاسفانه می‌دیدم که در این میان استفاده ام از مطالب استاد بزرگوارم جناب طاهرزاده عزیز بیشتر به اندازه استفاده از خبرنگاری شده (که با منابعی آن هم در حد برنامه های تلویزیونی مثل به وقت ایران و یا با اطلاعاتی که از گزارش های آقای محمدی به دست می‌آید) خبر می‌نگارد و در مواردی در همان سطح نیز تحلیل می‌کند. نمی‌دانم چرا به مطالب اساتید دیگر (چه موافق روند مذاکرات و چه مخالف) که رجوع می‌کردم (حتی اساتیدی که نه تولید کننده فکر بلکه فقط اهل فکر بودند مراجعه می‌کردم)، همیشه راهبری می‌دیدم ولی در کلمات و سخنان استاد طاهرزاده که نه فقط اهل که مولّد فکر است، غالبا حرف‌هایی نه در شأن بلند ایشان. آنچه برایم ناراحت کننده تر بود این بود که می‌دیدم در آن دسته از کانال‌های انقلابی که بیشتر در فضای فکری انقلاب قلم زده و تشنگان را سیراب می‌کنند و تا این زمان مطالب استاد را نیز منعکس می‌کردند، دیگر خبری از کلمات ایشان نبود و ای وایِ من نکند آنها نیز مثل فهم ناقص من، استاد را نه راهبر که خبرنگاری انقلابی دیده‌اند؟ سوالم را نزد برخی دوستانی که همیشه به استاد رجوع می‌کردند بردم و وقتی از برخی شنیدم «اگر استادی، در حد اطلاعاتی که خودت هم از چند برنامه و مصاحبه داری ظاهر شده، زین پس همکلاسی توست نه استاد راهبرت» بر فرق خویش کوفتم و بر سرمایه ای که دارد از دستمان می‌رود گریستم. همین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما شوم که این‌چنین دلسوزانه به دنبال آنی هستید که بیش از پیش با حقیقت روبرو شوید. آری! در این مورد باید گشودگی لازم را در خود ایجاد کنیم، این شرط مهمی است که حتی مولوی حکایت می‌کند از آن‌که اگر می‌خواهید سراغ من بیایید باید سوءِ فهم و سوءِ اخلاقِ خود را زمین بگذارید، نتیجه‌اش آن می‌شود که در وصف آنچه برای انسان پیش می‌آید می‌فرماید:
گفت که: «دیوانه نه‌ای، لایق این خانه نه‌ای»                 رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که: «سرمست نه‌ای، رو که از این دست نه‌ای»       رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
گفت که: «تو کشته نه‌ای، در طرب آغشته نه‌ای»           پیش رخ زنده‌کُنش کشته و افکنده شدم
گفت که: «تو زیرککی، مست خیالی و شکی»              گول شدم، هول شدم، وز همه برکنده شدم
گفت که: «تو شمع شدی، قبلۀ این جمع شدی»            جمع نیَم، شمع نیَم، دودِ پراکنده شدم
گفت که: «شیخی و سَری، پیش‌رو و راهبری»            شیخ نیَم، پیش نیَم، امرِ تو را بنده شدم
گفت که: «با بال و پری، من پر و بالت ندهم»            در هوسِ بال و پرش، بی‌پر و پرکنده شدم
گفت مرا عشقِ کهن: «از برِ ما نقل مکن»                 گفتم: «آری، نکنم، ساکن و باشنده شدم»
وقتی انسان بتواند خود را در حضور بی‌کرانۀ حضرت حق پیدا کند، عمق حضور خود را بیشتر و بیشتر می‌یابد و همۀ عرایض بنده در آن است که حضور تمدنیِ ما از ما می‌خواهد که در جهان همدیگر، همدیگر را پیدا کنیم. و حکایت «  گفت که: «تو شمع شدی، قبلۀ این جمع شدی»، حکایتِ دیروزی بود که دیروز بود و امروز می‌توانیم در تاریخی حاضر شویم که ذیل ارادۀ الهی به آینده‌ای بیندیشیم که مفاهیم و باورهای انتزاعی و به گفتۀ جنابعالی «راهبربودن برای دیگران» طاقت آن را ندارد و این‌جا است که تا کنون در 67 شماره با عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor/116 عرایضی مطرح شده است. باشد که هر آن کس دغدغۀ حضور و در جهانی دارد که ایران، مدّ نظرها آورده است، تذکری باشد. خوب است نظری به جواب سؤال شمارۀ 41849 انداخته شود. موفق باشید                   
 

41849
متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله استاد بزرگوار: همانطور که آگاهید بحث و اختلاف زیادی بر سر توافق در جامعه شکل گرفته، از جمله آقای نبویان و تعدادی نماینده نامه ای را امضا نکرده اند، از جمله نمایندگان اصفهان که با انتشار متن زیر، نامه مزبور را امضا نکرده، دکتر مقتدایی است، می‌خواستم نظرتون رو در مورد این موضع گیری ها بدونم.  کدوم درست و کدوم نادرسته؟ ممنون. سلام. کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در ماه‌ها و هفته ها و روزهای گذشته با برگزاری دهها جلسه نظارتی در بالاترین تراز دریافت گزارش از مسئولان سیاسی، نظامی و امنیتی کشور پیرامون جنگ، مذاکره، دفاع ملی و مباحث مرتبط با آن بوده است. به عنوان عضو هیات رئیسه (نایب رئیس) تلاش برای مدیریت کمیسیون و برگزاری این جلسات و پر بار بودن آن را داشته ام . در این لحظه خاص القای دو صدایی و یا هر رده از آنچه می تواند تخاصم یا شبیه آن تلقی شود را در کشور نه تنها مصلحت و همراستای منافع ملی نمی دانم بلکه اصرار دارم که باید در برابر دشمن با تمام توان بر وحدت و همدلی و همراستایی برای تنبیه متجاوز و دستیابی به پیروزی همه جانبه اصرار و اقدام داشته باشیم و مثل ایران عزیز، دلمان بزرگ و پر اطمینان باشد و سربازان میدان جهاد، دفاع و دیپلماسی را به پشتیبانی ملت عظیم و حاضر در صحنه، دلگرم کنیم؛ مثل آحاد ملت، دشمن متجاوز را غیر قابل اعتماد و بلکه وحشی می دانم و به سربازان دلاور و جان فدای ملت در همه عرصه ها اعتماد دارم. علیرغم همه دغدغه ها که بدیهی است ذهن مسئولان را مشغول می کند اما همین دلمشغولی ها، تحرک بیشتر من برای کار و تلاش و کمک به سایر نهادها و مسئولان را هم به همراه آورده است، در این لحظات سرنوشت ساز کشور، چون شبهه ای در دلسوزی متولیان پیشرفت کشور و هوشیاری آنان نداشتم و دسترسی به جلسات محرمانه و غیر محرمانه کمیسیون امنیت داشته ام، با کمال احترام به امضا کنندگان عزیز آن نامه، لازم هم ندیدم چیزی را امضا کنم که مخصوصا زمان و نحوه انتشار عمومی آن لزوما به خیر و صلاح کشور نیست. مطمئن باشید ملت ایران پیروز میدان است و می بایست همه به این مهم کمک کنیم. ما بر همان عهد تحرک و حتی فدا شدن برای پیشبرد اهداف اسلام و نظام اسلامی و ایران عزیزمان با خدای خود و به تبع آن ملت قهرمان، هستیم. ان شاءالله.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت قضیه این است که بنده به تفاوت نگاهی که عزیزان نسبت به مذاکره و حتی به آنچه فعلاً به عنوان توافق مطرح است؛ احترام می‌گذارم و همۀ تأکید بنده آن است. در تاریخی که ما در حالِ تحقق تمدن نوین اسلامی هستیم باید با روحیۀ تمدنی نسبت به همدیگر مواجه شویم که آن «درک جهان و اندیشۀ» همدیگر است، امری که در روحیۀ قبیله‌ای که بیشتر روحیۀ ردّ و قبول است به جای «فهمِ همدیگر» وجود ندارد. بقیۀ امور را بنده به خود صاحبنظران واگذار می‌کنم و آنچه بعضاً بنده را تا حدّی نگران می‌کند آن است که هرکس بدون نظر به فهمِ دیگران، سخن خود را همچنان تکرار می‌کند. موفق باشید  

41846
متن پرسش

https://eitaa.com/ch1405/24378 سلام: اینکه نام شما به عنوان جاده صاف کن جریان غربگرا داره در تاریخ ثبت میشه خیلی آزارم میده جناب استاد. ناامیدانه این چند صوت از دکتر جمشیدی براتون فرستادم امیدوارم، خواهشمندم حتما گوش کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که بنده از سال‌های قبل ارادت خاصی به جناب آقای دکتر جمشیدی داشته‌ام هرچند فرصت آن را ندارم که آن صوت‌ها را بشنوم. ولی مطمئن هستم دلسوزانه سخن گفته‌اند و همۀ عرض بنده نکاتی است که در جواب سؤال شمارۀ 41849 عرض شد و آن این‌که عزیزان اهل تفکر برای حضور در آیندۀ تمدنیِ ایرانِ اسلامی باید بیش از پیش همدیگر را «فهم» کنند به همان معنای «فهمِ دیگری» که آقای دکتر مصلح متذکر آن هستند  https://lobolmizan.ir/leaflet/1435?mark=%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C   موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!