بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: استاد اصغر طاهرزاده

تعداد نمایش
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
42025
متن پرسش

سلام علیکم عرض ادب و احترام خدمت استادگرامی . به راستی به کدام افق نظر میکنید که در آن تمام کثرات عالم سیاست و افرادی که این مقدار حواشی دورشان هست به راحتی برایتان مسائلش حل میشود؟! خیلی ها دوست دارند بدانند استادطاهرزاده چگونه می اندیشد که چنین ارامشی دارد ‌. چگونه استاد طاهرزاده ای که قطعا نقدهایی دارد به اقای قالیباف عراقچی و و و‌... چه عینکی میزند که الان همه این عزیزان دل که بقول خود شما سرداران ما هستند را در پازل انقلاب تعریف میکند و دوگانگی یا چندگانگی نمیابد؟! بقول برادر عزیزمان اقای یامین پور:
 «اگر مدتی مطالب کانال استاد طاهرزاده را دنبال کنید احتمالاً از زاویه‌ی نگاه او به سیاست تعجب خواهید کرد‌. او به دنبال "درک" است؛ درک انسان و موقعیت و حضور او در تاریخ. از این زاویه انسان‌ها از آنچه در آینه‌‌ی رسانه‌ها دیده می‌شوند، به شما بسیار نزدیکترند. این زاویه، زاویه‌ی اُنس است نه غلبه، نه رقابت و نه قضاوت. در این موقف شما بیرون از هیجان سیاست قرار میگیرید. پس جریان‌شناسی و تعیین تکلیف و برچسب‌زنی بی‌رنگ شده و تعطیل می‌شود. از این زاویه، حکمت و عقل قدسی آشکار و کینه‌توزی ناپدید می‌شود.»
 دعای حضرتعالی را خواهشمندم.یاعلی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ما هستیم و فهمِ آیندۀ تمدنی که پیش آمده. و در این راستا انسان‌ها می‌توانند به جای نظر به محدودیت‌های امور نزدیک به آن افق‌های دور نظر کنند و مردم عزیزی که هرکدام با نظر به آن افق‌های دور، دیگری را درک می‌کنند نکته‌ای که امروز صبح در جلسۀ « جایگاه تاریخی رخدادکربلا» با مخاطبان محترم در میان گذاشته شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/23240 و همۀ تلاش بنده در سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor   آن است که متوجۀ تاریخ بزرگی که برای ما پیش آمده، باشیم و در این صورت حکایتِ «المؤمنُ مرآت المؤمن» پیش می‌آید. موفق باشید

41961
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: عذرخواهم. در حیرتم از عزیزانی که شما را متهم به دفاع از مذاکره و جریان وفاق می‌کنند! در حالیکه استاد طاهرزاده اساساً «در جای دیگری ایستاده» و تلاش می‌کنند کشور دچار دوقطبی نشود. چون دو قطبی شدن، کشور و انقلاب را از سیر تمدنی و جهانی شدنِ خودش عقب می اندازد. استاد طاهرزاده با شناختی که از تقدیر تاریخی و اراده‌ی الهی در تاریخ کنونی دارند، بدون هیچ نگرانی و با آرامش مخصوص به خودشان به راحتی می دانند که حوادث چگونه در حال پیشروی به سوی مقاصد خودش هست. باز هم از محضر استاد بزرگوار عذرخواهم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفۀ اصلی ما این است که همواره «تفکر»، در میان باشد و به همین جهت در روایات داریم عبادات ما هم در حدّ تفکر ما قبول می‌شود و نه به جهت کثرت عبادات. و از این جهت باید متوجۀ جایگاه موضوعات شد و این‌که بحمدالله ما در شرایطی هستیم که با قدرت در میدان مقابله با استکبار در صحنه هستیم و از این جهت هر دو جریان که صادقانه موافق یا مخالف مذاکره با آمریکا هستند را، می‌فهمیم بدون آن‌که یکی را حقّ و دیگری را باطل بدانیم. موفق باشید

41958
متن پرسش

سلام علیکم جناب استاد: وقت عالی بخیر. ما از علاقه‌مندان قدیمی شما بودیم و سال‌ها پیش از آثار شما استفاده کردیم. خدا نگهدارتان باشد‌. اخیراً که کانال شما را در ایتا چک کردیم از مواضع شما در دفاع از وفاقیون و‌ مذاکرات تعجب کردیم. عنایت کنید ما در موقعیت خطرناک و خطیر تمدنی و‌ سیاسی هستیم و خطاهای دولت و هیئت رئیسه مجلس تا همین الان ضربات مهلکی به کشور زده است. سیاست‌های اقتصادی تکراری شوک ارزی اما با شدت و حدت و مدت بی سابقه که زمینه شورش دی ماه گذشته را فراهم کرد با اینکه منتقدان نخبه انقلابی نسبت به تبعات اقتصادی و سیاسی آن هشدارهای دقیق و‌ بلیغ داده بودند اما مسموع نشد. از انگیزه های اقتصاد‌سیاسی این سیاست ها بگذرم که نفع رساندن به طبقه اولیگارشی خام‌فروش است که در انتخابات از ستاد آقای پزشکیان و قالیباف حمایت کردند و بعد از انتخابات چک شان نقد شد و از شوک های ارزی طبق محاسبات ما در همین دو سال سودهای چند هزار همتی (چند هزار×هزار میلیارد تومانی!!!) بردند و در ۷ سال اخیر ۱۳۰ میلیارد دلار ارز صادراتی نیز از کشور خارج کردند که رقم آن پارسال با پیگیری چهره های اقتصادی حزب تمدن نوین اسلامی افشا شد. رها کردن فرهنگ کشور که در دو سال اخیر وضعیت فرهنگ کشور را کن‌فیکون کرد طوری که خیلی از خانواده‌های متدین امروز حتی از رفت و آمد در شهر معذب هستند چه‌برسد به پارک ها و الان بعد از عادی شدن بی حجابی و کم کم برهنگی دارند بحث حقوق دگرباشان جنسی را مطرح می‌کنند و خواهید دید که اگر مقابله نشود بنا به سیر این‌بحث ها در غرب به اجباری کردن آموزش جنسی و ترویج تغییر‌جنسبت در بین کودکان هم می رسد. گرچه این مراحل آخر فعلا کمی دور از دست به نظر می رسد. اصرار عجیب به مذاکره با طبقه اپستینی آن‌هم بعد از نهی های مکرر رهبر شهید و بعد از اینکه خود ایشان در فضای مذاکرات قربانی و شهید شدند و دو‌تا جنگ به کشور تحمیل شد و در شرایطی که واقعا هم راه حل درون زا برای مشکلات اقتصادی کشور هست—که اقتصاددانان جبهه انقلاب چون دکتر صمصمامی به شکل تفصیلی و مکتوب ارائه کردند اما نه گوش دولت بدهکار است و نه هیئت رئیسه مجلس—و هم واقعا اصل مذاکره به قول رهبر شهید به دلیل خباثت دشمن هم نفعی به کشور نمی‌رساند هم ضرری را دفع نمی کند بلکه در فقره اخیر فقط فرصت نجات اقتصاد آمریکا و بهبود وضعیت سیاسی داخلی ترامپ را فراهم کرد که به طور جدی با خطر از دست دادن کنگره و استیضاح رو به رو بود و قطعا با گذر از گردنه انتخابات کنگره و‌ با بازسازی نقشه‌ها و تجهیزات نظامی خود در منطقه جنگ را از موقعیت بسیار بهتر دوباره آغاز خواهد کرد آن‌هم بعد از ضربات بی سابقه وسیع و‌ ساختاری به حزب الله و شیعیان عزیز لبنان که وضعیت آنان را دارد به وضعیت پنجاه سال پیش می رساند و ختصلغ ۶۰ سال تلاش های امام موسی صدر و شهبد چمران و‌ مغنیه و سلیمانی و نصرالله را تخریب کرده و در ازای آن فقط به شل و سفت کردن تنگه هرمز اکتفا کرده اند. بگذریم از هماهنگی عجیب سیاست دولت در دوره جنگ با ترامپ که هر موقع نفت می خواست به مرز ۱۲۰ دلار برسد با مواضع دولت کاهش پیدا می‌کرد گویی دولت در حین جنگ داشت مراعات منافع اقتصادی آمریکا و ترامپ لعین را می‌کرد. کمپبن‌عجیب غیراخلاقی اکانت‌های وابسته به دولت و رئیس مجلس علیه منتقدین نجیب جبهه انقلاب به جای پاسخ منطقی از جمله اکانت های امنیتی که شدیداً به نظر می رسد وابسته به جریان نفوذی در دستگاه اطلاعاتی کشور هستند و با روش هایی که فقط شبیه روش های یهودی-صهیونیستی است در حال افترا و تحقیر و‌ توهین دلسوزترین و‌ نخبه ترین و نجیب ترین فعالین انقلاب هستند از آقای جلیلی و فواد ایزدی و امیرحسین ثابتی تا آقای صمصمامی و جبرائیلی. این کمپین مسموم رسانه‌ای از نظر ما بسیار مشکوک هم هست. از حرکات مشکوک در هنگام جلسه خبرگان برای تعیین جانشین رهبری بگذریم که آنجا هم با کارشکنی ها و تاخیرهای عجیبی مواجه بودیم که صدای برخی از اعضا را در آورد و‌همگی حاکی از قطعات یک کودتا بود که پیشتر شواهد عینی آن نیز در جنگ ۱۲ روزه نشان داده شده بود که هدفش به قدرت رساندن روحانی بود با شواهد قطعی که علیه ایشان در رابطه با انگلیس وجود دارد‌. نکته نهایی که به عنوان یک خطای روشی در اندیشه حضرت عالی ذکر می‌کنیم بنای جناب عالی بر خوش بینی به فضای سیاسی کشور آن هم در خطرناک ترین شرایط و واضح ترین انحرافات است. بنده از حضرت عالی تقاضا می‌کنم تحقیقاتی که برخی محققین مستقل از نفوذ ساختاری اسرائیل و انگلیس در بین ارگان ها و مسئولین نظام از بدو انقلاب کردند را مطالعه فرمایید (با کلیدواژه شبکه زیتون) و همچنین مشخصاً روابط تیم مشاوران آقای روحانی و شخص ایشان با انگلستان که در کنار تحقیقات آقای پیام‌فضلی نژاد از معماری اندیشه جریان اصلاحات به دست ناتوی فرهنگی، همگرایی ساختاری جریان اصلاحات با سیاست‌های استعماری غرب را روشن می‌کند. توجه به روابط سازمانی آقایان سریع القلم و ظریف با شبکه نهادها و اندیشکده های وابسته به خاندان منحوس راکفلر نیز بخش دیگری از نفوذ شبکه ای و ساختاری زرسالاران غرب را در بین نخبگان سیاسی کشور اشکار می‌کند. در چنین شرایطی خوش بینی معرفتی و اخلاقی به جریان سیاسی غربگرا با سابقه خطاهای فاحش مطلقا شایسته نیست. سزاوار نیست آن استاد گرامی که عمری را به نقد غربگرایی از منظر فلسفی پرداخته اند، در این بزنگاه‌ آخرالزمانی که جریان نفاق-نفوذ عزم‌ خود را جزم کردند که با همراهی انفلابیون بی بصیرت فرصت شکست تمدن اپستبنی را به یک شکست بزرگ برای جبهه انقلاب تبدیل کنند، با آنها همراهی نمایید. بنده خودم به عنوان دانشجوی سال آخر دکتری فلسفه معتقدم نگاه صرف اندیشه ای به مسائل سیاسی و غفلت از منظرهای اقتصاد سیاسی، امنیتی-اطلاعاتی و مطالعات پسااستعماری پاشنه آشیل جدی نگاه‌های صرف فلسفی در نقد غرب بوده که در بین برخی شاگردان آقای فردید چون دکتر داوری و دکتر عبدالکریمی هم وجود داشت و ایشان را هم دچار خطاهای سیاسی‌ در برخی بزنگاه ها چون‌ یرجام کرد و امروز می بینیم همان رویکرد معرفتی ناقص جناب اصغرزاده را هم دچار خطا در این بزنگاه آخرالزمانی خطیر کرده است. امیدوارم که با آشکار شدن حقایق دوستان جبهه انقلاب فرصت جبران خطاها را پبدا کنند. عذرخواه از تصدیع و جسارت. التماس دعا. اللهم عجل لولیک الفرج

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌دانید که در این موارد، بحث مفصل است و وظیفۀ امثال بنده آن است که بخصوص در این شرایط تاریخی همان‌طور که رهبر عزیز می‌فرمایند بدون بدگمانی، جریان‌هایی که مشخص است به نحوی در مقابل جبهۀ استکبار هستند را «فهم» کنیم https://eitaa.com/arshiv3133/193 و سعی بفرمایید در تاریخی که به نور الهی آغاز شده تا تمدن نوین اسلامی، جهانی شود؛ به جای ردّ و قبول افراد با گرایش‌های مختلف، همدیگر را «فهم» کنیم. جناب آقای دکتر حداد عادل با توجه به اشرافی که دارند اخیراً نکات خوبی را متذکر شده‌اند. https://eitaa.com/arshiv3133/172  و https://eitaa.com/arshiv3133/192  
به  هر حال هنوز همه ی حرف بنده آن است که باید جریان های دلسوز اعم از طرفداران مذاکره و یا مخالفان مذاکره همدیگر را درک کنند و این طورنیست که یک جبهه بنای خیانت داشته باشد و اساساً به این نکته فکر کنید چرا رهبر انقلاب با آن که نظر دیگری داشته اند اجازه ی امضاء آن تفاهم نامه را به آقای رئیس جمهور دادند. آن هم مشروط بر آن که دو سوم شورای عالی امنیت ملی آن را تأیید کنند. آیا این حکایت از آن ندارد که مصلحت نمی دانسته اند در آن شرایط نظر خود را بدهند؟ و حاکی از آن که ممکن است دولت آمادگی آن نوع برنامه را نداشته باشد؟ ولی با این حال مسئولیت را به دوش شعام گذاشتند بدان معنا که آنها ذیل نظر رهبری به هر چه رسیدند رئیس جمهور عمل کند. بنابر این، این نه تحمیل به رهبری حساب می شود و نه به نحوی مقابله ی رئیس جمهور با رهبری و به همین جهت در پیام خود می فرمایند: تفاهم نامه ای بین رئیس جمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر ازسر دلسوزی و با حسن نظر، تلاشهای زیادی را به عمل آوردند. با توجه به این امر نباید طوری تصور شود که ما فضا را فضای دو قطبی کنیم و از جامعیتی که نظام اسلامی بدان نیاز دارد عدول نماییم و حال این ماییم و جهانی که سیاست آن عین دیانت آن و دیانت آن عین سیاست آن است. این است جهانی که در پیش است و باید نسبت به آن بسیار بیندیشیم. زیرا وقتی می توانیم از غرب عبور کنیم که غرب را به خوبی بشناسیم و تنها در آن صورت است که متوجه می شویم باید به انسان دیگری فکر کرد تا روشن شود آن چه در ایران تمدنی در عرصه زیستن با دیگری اهمیت دارد، حقیقت جاری و ساری در زندگی است که با نگاه تاریخی به رخدادها پیش می آید. در این حالت است که همدیگر را می فهمیم، چرا به جای آنکه نقاط ضعف مواد تفاهم را مطرح کنیم، برای رفع آن نقاط ضعف، با همدیگر دعوا می کنیم و همدیگر را متهم به خیانت می نماییم. آیا این روحیه ها، پیروزیِ ما را به تأخیر نمی اندازد؟ موفق باشید   https://eitaa.com/bartarin_hozoor/138

41957
متن پرسش

سلام و خدا قوت عرض می‌کنم: چرا در کانال منتسب به استاد، مطالب ویژه، فایلهای آقای مهدی محمدی که پر از خطای محاسباتیست بازنشر میشه؟ فهم بیانات و اوامر امام خامنه ای سخت نیست و اینکه صحبتهای آقای مهدی محمدی همسو نیست همیشه با امام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً آقای مهدی محمدی به جهت اشرافی که دارند و با توجه به تخصص ایشان در جای خود نکاتی را می‌فرمایند که کمک می‌کند به موضوعات مطرح در این شرایط، فکر کنیم و البته این به معنای این نیست که ایشان بی‌اشکال باشند و یا بخواهیم مرید ایشان شویم. آری! باید در این موارد به نگاه‌های مختلف بیندیشیم و از آن مهم‌تر همدیگر را بفهمیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/23076   موفق باشید  

41940
متن پرسش

سلام استاد: استاد به خدا دلم می‌سوزه برای جایگاه شما که داره به آقای مهدی محمدی گره می‌خوره استاد جان، تو را به خدا بفرمایید فایل‌های ایشون را در کانالتون نگذارن. آخه کدوم یک از بزرگان فکری جبهه انقلاب اینگونه عمل می‌کنن؟ استاد، آقای محمدی در این مدت هم تحلیلهای اشتباه داشته (که البته از هر تحلیلگری تا حدی طبیعیه ولی نه در قضایای ساده اون هم از ایشون که بیش از بقیه به اخبار دسترسی داره) و بدتر از اون اخبار اشتباه به مردم گفته مثل قضیه لبنان، هماهنگی همه چیز با رهبری و.... و بدتر تر از اون اینکه گوشه کنایه به مخالفینش می‌زنه و بدتر تر تر اینکه حرفهای قبل خودش رو نقض می‌کنه https://eitaa.com/hamidkasiri_ir/13110 و بدتر تر تر تر اینکه برداشتهای اشتباه داره مثل اینکه به نامه رهبری تمسک می‌کنه و میگه رهبری صریحا! اجازه مذاکرات زوریخ را دادند. استاد الان یه فاصله ای بین ایشون و تحلیلگران انقلابی افتاده و با دفاع شما از ایشون، شما هم در فضای ایشون تعریف می‌شید نه اینکه ایشون از شما آبرو بیابد اصلا استاد، آقای محمدی خوب، عالی، هلو، ماه، گل، تحلیلگر، همه چی تمام ولی شان شما کجا و اینکه فقط و فقط از ایشون دفاع کنید و به مخالفین دلسوز اعتنا نکنید کجا. به بقیه بگید «دیگری» را نیز بشنوید و خودتون به هیچ «دیگری» ای اعتنا نکنید. استاد نمی‌گم حرفهاش رو قبول نکنید ها (اون رو هر کسی خودش جمع بندی می‌کنه) بلکه فقط می‌گم خواهشا بفرمایید توی کانال نگذارن و خودتون رو در سمت ایشون تعریف نکنید. استاد به خدا دلمون می‌سوزه هر چند دیر شده و نه شما این نصح مشفقانه را می‌پذیرید و نه اتفاق خاصی میفته بیشتر درد دل بود ببخشید وقتتون رو گرفتم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر از این نوع دلسوزی‌ها. همان طور که متوجه شده‌اید ما بحمدالله به عنوان یک تمدن، در حال طلوع در این تاریخ هستیم و همچنان‌که در مباحث https://eitaa.com/bartarin_hozoor عرض می‌شود شرط تحقق تمدن، فهمِ «دیگری» می‌باشد و این‌جا است که به نظر بنده آقای مهدی محمدی به عنوان کسی که به جهت موقعیت و شخصیتش توان تذکر دارد، نکاتی را مطرح می‌کنند تا میدان تفکر باشد و این غیر از مرید و مرادبازی است. موفق باشید

41911
متن پرسش

قل الله ثم ذرهم... نتوانستم چیزی ننویسم، در تعجبم از کسانی که پای دروس معرفت النفس و اسفار و فصوص شما انقلابی شدند و سری در سرها در آوردند و اکنون صاحب نظر شده و بدون رعایت تقوای سیاسی و علمی به این و آن اتهامات علمی و سیاسی می‌زنند، حقیر با دروس شما حرف ملاصدرا و فلسفه غرب و محی الدین و اخلاق و انقلاب را تا حد فهم خودم درک کردم، با پیام‌های بعضی دوستان یاد حرف مسلم ابن عقیل می‌افتم که به پشت سری‌هایی که یکی یکی کم می‌شدند گفتند: یا اشباه الرجال و لا رجال... آه که این کج فهمی‌ها چه حلاج‌ها را بر سر دار نبرده‌است و آه از این عقول خوش بر و رو که چه جلوات حقانی را که در حجاب نبرده‌است. سردار قآنی فرمانده سپاه قدس که انقلابی ترین قواست می‌فرماید آن دیپلمات مذاکره کننده فرقی با رزمنده پای لانچر ندارد! آه از خرقه و آه از اطلس و آه از زهدهای ریایی! و باز در تاریخ چاهی باید جست و لایعقلونی جماعت را در آن فریاد زد و گریست! براستی تا کی قرار است متوجه نور ربانی تاریخی نشویم؟ مملکت قوه قضاییه، وزارت اطلاعات، مجلس و هزار و یک نهاد دیگر دارند، همه اینها نمی‌فهمند و خائن را تشخیص نمی‌دهند و فقط من می‌فهمم!! بخدا قسم مطمئن هستم اگر روزی جنگ شود شاگردان مخلص شما مثل همیشه در خط مقدم خواهند بود و کربلایی خواهند ساخت، بگذارید متهممان کنند به لیبرالیسم و اصلاح طلبی و کند روی! یاد استخوان‌‌های در گلو و خارهای در چشم می‌افتم و صبری که جمیل است! نمک خوردیم و نمکدان را شکستیم خدایمان ببخشد که با پیامهای بعضا نا محترمانه همه آنچه بودیم و می‌توانستیم باشیم را بر باد دادیم! تقوا که نباشد حرمت استاد از یاد خواهد رفت. تقوا که نباشد بجای انقلابی‌گری وهابی‌گری سر بر می‌آورد! چه زمانه‌ای شده که هرکس بیشتر پشت سر این و آن غیبت کند و مرگ بگوید و فحش بدهد انقلابی تر است! جمهوریت ما کجا رفت؟ وحدتمان کو؟ فقط می‌توانم بگویم اللهم عجل لولیک الفرج.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شمارۀ 41908 عرض شد به نظر می‌آید آمادگی برای حضور تمدنی و وسعتی که باید در عین ایرانِ ابرقدرت با انسان‌ها و انسانیت آن‌ها داشت؛ کار آسانی نیست و از این جهت باید به رفقایی که همراهی نمی‌کنند و گمان دارند که مثلاً طاهرزاده گرفتار یک جریان سیاسی شده است، حق بدهید زیرا نظر به جایگاه سیاستی که در عین دیانت با حضور جهانی باید مدّ نظر آید، امری است که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» حتی در سال ۱۳۵۸ این‌طور با ما سخن می‌گویند: 
«امروز روزى نيست كه كسى اتكا به سرنيزه بكند. دنيا عوض‏ شده. حالا اگر سابق بود، پنجاه سال پيش از اين بود، سى سال پيش از اين بود، اتكا به سرنيزه يك مسئله ‏اى بود. اما وقتى كه دنيا عوض‏ شده است، ملتها يكى بعد از ديگرى دارند بيدار مى‏ شوند، دارند از تحت سلطه استعمار بيرون مى‏ روند.»
آری! «همّت بلند دار که مردان روزگار / با همّت بلند به جایی رسیده‌اند» مردم ما بحمدالله با همت بلند جهانی‌شده می‌توانند آن دور دورها را بنگرند و با احترام به همین عزیزان باید گرفتار جدایی نشویم و همدیگر را «فهم» کنیم و این است حضور تمدنی به وسعت ایران جهانی‌شده. موفق باشید            
 

41908
متن پرسش

سلام و ادب به محضر شریف شما استاد گرامی: من خیلی وقت نیست که با شما آشنا شدم. در شهر شما هم نیستم، و به جلسات شما هیچ دسترسی حضوری ندارم، و فقط از دور با مطالبی که در کانال و سایت گذاشته میشه در جریان مبانی فکری شما قرار می‌گیرم. وقتی می‌بینم برخی از شاگردان قدیمی شما که گویا سال‌ها از محضر شما بهره بردند، در جریانات سیاسی فعلی به شما ایراد می‌گیرن، و بعضا دیگه محضر شما رو قابل استفاده نمی‌دونن آه از نهادم بلند میشه. چون می‌بینم منی که قبلا مثل الانِ اون بزرگواران فکر می‌کردم، به دنیای فکریِ تازه‌ای قدم گذاشتم که خیلی گسترده‌تر و عمیق‌تر از قبل است، و این عزیزان دارن از دریای عمیقی که توش بودن بیرون میرن و گستره‌ی جریانات رو بر خودشون تنگ می‌کنن. اذعان دارم که ممکنه هنوز فرمایشات شما استاد بزرگ رو کامل فهم نکنم، و گاهی احساس می‌کنم انقدر ژرف و خاصه که برای روح کوچک امثال من قابل هضم و درک دقیق نیست، ولی باز با این حال این رو می‌فهمم که عین حق و حقیقته، و جلوتر از زمانه‌ست، شایدم به همین دلیله که بعضی‌ها با اینکه روح پاکی دارند ولی مباحث و نظرات شما رو بر نمی‌تابند، اما فرمایشات شما، حتی ذره ذره‌ی پاسخ‌های شما به سوالات، برای بنده جذابیت عجیبی داره و بیش از هر مطلبی برام قابل استفاده‌ست. از شما سپاسگزارم. و از خداوند متعال قدرت فهم مطالب و مباحث و نظرات شما استاد عزیز را برای خود و دیگر دوستان خواستارم. و همچنین از شما خواهش می‌کنم جهت عاقبت بخیری و شهادت حقیر و دیگر آرزومندان، از اعماق قلب پر از حقایقتون دعا بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره خوبیِ قضیه آن است که ان شاءالله حالت مریدی و مرادی در میان نیست و به نظر بنده بعد از جنگ رمضان و حضوری که ایران به عنوان یک قدرت جهانی پیدا کرده، موضوعِ سیاستی است که عین دیانت است آن هم به معنای جهانیِ آن. و این نکته را با حضور تمدنی مدّ نظرآوردن، کار ساده‌ای نیست و این در واقع از طریق طاهرزاده‌ای در حال تذکر است که در عین نظر به انسانِ جهانی‌شده، متذکر ایرانی است که حتی ایرانی‌ها می‌خواهند ایرانی‌تر شوند. و این غیر از حضور در ایرانی است که مردم ما در محدودۀ باورهای فردی بخواهند خود را ادامه دهند. شاید مباحث « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor و شرحی که رفقا در بعضی از قسمت‌های این متون داشته‌اند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22984 و https://eitaa.com/matalebevijeh/22970 و چند جلسۀ دیگری که رفقا در آن موضوع بحث کردندمفید باشد. موفق باشید              

41905
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیزم: در گفگویی با یکی از دوستان که با آثار شما هم آشنایی داره، ایشان مطرح کرد که بنظر می‌رسه استاد طاهرزاده دیگه حرف جدید و راهگشایی نداره و مثل قبل نمیتونه راهنمای بقیه باشه به خصوص در مسائل سیاسی اصلا به‌روز نیست، حرفای دیگران رو با خوش‌بینی تکرار میکنه، تقریبا خشکسالی عجیبی در سطح فکری و معرفتیِ مسائل سیاسی با رفتن آقا ایجاد شده و گفت، قال رسول الله (ص): «اذا مات العالم الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لایسدها شیء» وقتی عالمی فقیه، فوت کند در اسلام رخنه و حفره‌ای ایجاد می‌شود که هیچ چیزی نمی‌تواند جای آن را پر کند.» بنده که تحول فکریم رو از سال ۸۴ با حضور در جلسات شما مدیون هستم عرض کردم نحوه صحبت های استاد رو باید در فضای گفتمانی ایشان جستجو کنی، استاد میگن دیگه برای بشر جدید نمیشه معلم بود، بشر جدید از اومانیسم دچار نهیلیسم شده دیگه نمیشه براش استدلال آورد و مفاهیم انتزاعی به خوردش داد، مثلاً استاد میگن بگو برای چی میری تجمع؟ هر چی بگی اون علت واقعی و اصلی نیست، حتی ما مذهبی ها هم هاج و واجیم البته بنظر شخصی من این هم یه مرحله از تکامل بشره، بشر منتظر اون نجات بخشه که بیاد و از پوچی درش بیاره، استاد طاهرزاده میگن بقول مولوی: «گم شدن در گم شدن دین من است نیستی در هستی آیین من است»، میگن آدما میتونن خودشون در همدیگه پیدا کنن و هر کدوم جهانی باشن... با تشکر از استاد که سوال های مشابه این رو هم جواب دادین، می‌خواستم بدونم آیا پاسخ من درست بود یا خیر؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! کدام طاهرزاده؟ حداقل ۵ حضور از طاهرزاده باید مدّ نظر باشد که آخرین آن‌ها طاهرزادۀ «انسان و باز انسان» است یعنی طاهرزادۀ «اشارات» و نه «عبارات». مسلّماً آن عزیزی که باید در میدان عبارات باشد که در جای خود لازم است؛ نباید خود را در میدان اشارات وارد کند که به زحمت می‌افتد. ملاحظه کردید که در رابطه با غدیر، صحبت از اشارات بود با عنوان «غدیر یعنی». و در رابطه با محرم امسال ان شاءالله بحث در  «کربلا یعنی» به میان خواهد آمد آنهم با نظر به حضور تمدنیِ ما که به یک معنا سیاستِ فردایی ما مدّ نظر خواهد بود و نه آن نوع سیاستی که بیشتر رقابت احزاب در آن مطرح است. در حالی‌که در نگاه تمدنی، نظر به انسانیت انسان‌ها مدّ نظر خواهد بود. شبیه آنچه در سلسله اشارات « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor مطرح می‌شود. باید از خود پرسید که عزیزان در چه موقعیتی هستند. در موقعیت «عبارات یا اشارات»؟ موفق باشید          

41851
متن پرسش

استاد طاهرزاده استاد راهبر یا خبرنگاری انقلابی سلام و روز بخیر: در این روزها مطالب اساتید صاحب فکر و اندیشه اعم از اینکه تولید فکر کنند یا صرفا اهل فکر باشند را مرور کرده و می‌کنم و آنچه موجب شده بود به دامان این اساتید پناه برم این بود که نیازمند راهبر بوده و نمی‌خواستم در تله خبرنگاران هرچند انقلابی بیفتم ولی متاسفانه می‌دیدم که در این میان استفاده ام از مطالب استاد بزرگوارم جناب طاهرزاده عزیز بیشتر به اندازه استفاده از خبرنگاری شده (که با منابعی آن هم در حد برنامه های تلویزیونی مثل به وقت ایران و یا با اطلاعاتی که از گزارش های آقای محمدی به دست می‌آید) خبر می‌نگارد و در مواردی در همان سطح نیز تحلیل می‌کند. نمی‌دانم چرا به مطالب اساتید دیگر (چه موافق روند مذاکرات و چه مخالف) که رجوع می‌کردم (حتی اساتیدی که نه تولید کننده فکر بلکه فقط اهل فکر بودند مراجعه می‌کردم)، همیشه راهبری می‌دیدم ولی در کلمات و سخنان استاد طاهرزاده که نه فقط اهل که مولّد فکر است، غالبا حرف‌هایی نه در شأن بلند ایشان. آنچه برایم ناراحت کننده تر بود این بود که می‌دیدم در آن دسته از کانال‌های انقلابی که بیشتر در فضای فکری انقلاب قلم زده و تشنگان را سیراب می‌کنند و تا این زمان مطالب استاد را نیز منعکس می‌کردند، دیگر خبری از کلمات ایشان نبود و ای وایِ من نکند آنها نیز مثل فهم ناقص من، استاد را نه راهبر که خبرنگاری انقلابی دیده‌اند؟ سوالم را نزد برخی دوستانی که همیشه به استاد رجوع می‌کردند بردم و وقتی از برخی شنیدم «اگر استادی، در حد اطلاعاتی که خودت هم از چند برنامه و مصاحبه داری ظاهر شده، زین پس همکلاسی توست نه استاد راهبرت» بر فرق خویش کوفتم و بر سرمایه ای که دارد از دستمان می‌رود گریستم. همین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما شوم که این‌چنین دلسوزانه به دنبال آنی هستید که بیش از پیش با حقیقت روبرو شوید. آری! در این مورد باید گشودگی لازم را در خود ایجاد کنیم، این شرط مهمی است که حتی مولوی حکایت می‌کند از آن‌که اگر می‌خواهید سراغ من بیایید باید سوءِ فهم و سوءِ اخلاقِ خود را زمین بگذارید، نتیجه‌اش آن می‌شود که در وصف آنچه برای انسان پیش می‌آید می‌فرماید:
گفت که: «دیوانه نه‌ای، لایق این خانه نه‌ای»                 رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که: «سرمست نه‌ای، رو که از این دست نه‌ای»       رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
گفت که: «تو کشته نه‌ای، در طرب آغشته نه‌ای»           پیش رخ زنده‌کُنش کشته و افکنده شدم
گفت که: «تو زیرککی، مست خیالی و شکی»              گول شدم، هول شدم، وز همه برکنده شدم
گفت که: «تو شمع شدی، قبلۀ این جمع شدی»            جمع نیَم، شمع نیَم، دودِ پراکنده شدم
گفت که: «شیخی و سَری، پیش‌رو و راهبری»            شیخ نیَم، پیش نیَم، امرِ تو را بنده شدم
گفت که: «با بال و پری، من پر و بالت ندهم»            در هوسِ بال و پرش، بی‌پر و پرکنده شدم
گفت مرا عشقِ کهن: «از برِ ما نقل مکن»                 گفتم: «آری، نکنم، ساکن و باشنده شدم»
وقتی انسان بتواند خود را در حضور بی‌کرانۀ حضرت حق پیدا کند، عمق حضور خود را بیشتر و بیشتر می‌یابد و همۀ عرایض بنده در آن است که حضور تمدنیِ ما از ما می‌خواهد که در جهان همدیگر، همدیگر را پیدا کنیم. و حکایت «  گفت که: «تو شمع شدی، قبلۀ این جمع شدی»، حکایتِ دیروزی بود که دیروز بود و امروز می‌توانیم در تاریخی حاضر شویم که ذیل ارادۀ الهی به آینده‌ای بیندیشیم که مفاهیم و باورهای انتزاعی و به گفتۀ جنابعالی «راهبربودن برای دیگران» طاقت آن را ندارد و این‌جا است که تا کنون در 67 شماره با عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor/116 عرایضی مطرح شده است. باشد که هر آن کس دغدغۀ حضور و در جهانی دارد که ایران، مدّ نظرها آورده است، تذکری باشد. خوب است نظری به جواب سؤال شمارۀ 41849 انداخته شود. موفق باشید                   
 

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!