بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: نقشه‌های دشمن، بصیرت

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
جستجو در کتاب ها نتیجه ای نداشت
متأسفانه هیچ نتیجه ای در جزوات یافت نشد!
یادداشت ویژه ای با موضوع انتخابی یافت نشد
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
4731
متن پرسش
با سلام و عرض ارادت بسیار. استاد عزیز شما همیشه ما را حذر میدادید که در ورای حملات ناجوانمردانه به دکتر احمدی نژاد ، کودتای نرمی علیه رهبر عزیز در جریان است و دشمنان در حال انهدام خاکریز احمدی نژادند تا در مرحله بعد به سراغ خود رهبر عزیز بروند. تحلیل و استدلال شما در مورد اشتباهات بعضا بزرگ احمدی نژاد کاملا درست و اصولی است ، ولی فکر نمیکنید این گونه حمله کردن به ایشان از جانب یکی از بزرگترین حامیان گفتمان اصیل انقلاب یک نوع ضربه زدن به اصل این گفتمان است؟ درست است که باید ضعفها را گفت و حتی در مواقعی برائت جست از کسانی که از این گفتمان خارج شده اند ، ولی آیا این نوشته های اخیر شما خوراک خوبی برای رسانه های ضد گفتمان اصیل انقلاب فراهم نکرد که در بین خود حزب اللهی ها درگیری بوجود آمده است؟ آیا نمیشد با زبان دیگری این انتقاد ها بیان میشد؟ سوال دیگر اینکه آیا احتمال نمیدهید دکتر احمدی نژاد با توجه به اینکه در متن حوادث قرار دارند ، نکاتی را لحاظ کرده اند که باید اینگونه از نامزدی آقای مشایی حمایت میکردند؟ شاید ایشان اطلاعاتی دارند که درسطح جامعه پخش نشده و بر اساس آن دست به اینکار زده اند. و سوال سوم ؛شما در بعضی محافل خصوصی دکتر جلیلی را به عنوان یک کاندیدای مطلوب معرفی نموده اید در حالی که در این چند وقت تبلیغات مشخص شده که ایشان فاقد یک دستگاه فکری جامع و گفتمان ساز در سطح ریاست جمهوری کشور امام زمان ، آن هم در این پیچ بزرگ تاریخی میباشند. صحبت های ایشان نشان از یک فکر یک کارشناس معمولی و البته مسلمانی معتقد دارد و نکته بسیار مهم اینکه تیم کاری ایشان اکثرا دانش آموختگان دانشگاه امام صادق علیه السلام می باشند. شما مسلما با نحوه نگاه دانش آموختگان این دانشگاه آشنا می باشید که به دلیل نوع نگاهی که به غرب دارند ، در تعامل با غرب مسلما انقلاب را دچار معضلات جدی خواهند کرد. هرچند ولی فقیه عزیز بالای سر ایشان است ولی بالاخره این نوع نگاه تاثیر خود را مطمئنا خواهد گذاشت. مرحوم مدد پور در جلسه که خود من در آن حاضر بودم میگفتند اگر دانشگاه امام صادق را بکوبند و با خاک یکسان کنند و در زمین آن یک دانشگاه دیگری بنا کنند ، باز هم من برای سخنرانی به آن دانشگاه نخواهم رفت. مسلما شما منظور ایشان را خوب درک میکنید... استاد عزیز! خواهش میکنم در صورت صلاحدید به این سوال سوم هم پاسخ مفصل و روشنگری بدهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده می‌پذیرم اگر قلم بنده در انتقاد به آقای احمدی‌نژاد در مورد طرح آقای مشائی و اعتراض به شورای نگهبان تند بوده باید جبران کنم زیرا سخت معتقدم گفتمانی که آقای احمدی‌نژاد بر آن تأکید داشتند باید حفظ شود 2- این‌که می‌فرمایید ممکن است آقای احمدی‌نژاد در طرح نامزدی آقای مشائی نکاتی را لحاظ کرده‌اند که ما مطلع نیستیم. با این فرض وظیفه‌ از ما ساقط نمی‌شود که اگر که احساس کردیم ظلمی به آن گفتمان وارد شده آن را نقد نکنیم به‌خصوص که هرچه بیشتر فکر می‌کنم بیشتر متأسف می‌شویم که چرا آقای احمدی‌نژاد کاری کردند که بسیاری از نیروهای فکری و فرهنگی و دلسوز انقلاب از ایشان فاصله بگیرند و دشمنان گفتمان عدالت و مقاومت حق را به جانب خود بگیرند به طوری که ممکن است بیش از ده سال طول بکشد که باز دوباره ما بتوانیم از عدالت و ساده‌زیستی به عنوان ارزش‌های اسلام و انقلاب صحبت کنیم؟ 3- در مورد آقای دکتر جلیلی همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 4728 عرض کردم باید در مقایسه با سایر کاندیدا به طور نسبی نظر داد و عنایت داشته باشید ما در کجای تاریخ هستیم. آیا در این شرایط دانشگاه امام صادق«علیه‌السلام» در مقایسه با دانشگاه‌های دیگر ما را به جلو می‌برد و به اهداف انقلاب نزدیک می‌کند و یا چون در آن دانشگاه روح غرب درست تحلیل نمی‌شود باید نفی شود؟ موفق باشید
4733
متن پرسش
سلام علیکم اکنون که این مطلب را می نویسم روز سیزده رجب است و من همراه شما در مسجد امیر المومنین معتکفم,نمی دانم چگونه باید بنویسم و از شما بخواهم که انچه در پی می اید را به چشم کرم بنگرید راستش در این چند وقت به من خیلی سخت می گذرد من تحمل ندارم ببینم افرادی مواضع سیاسی اخیرتان را طعن بزنند.می گویند ما چهار سال است می گفتیم این احمدی نژاد ان احمدی نژاد نیست و گوش ایشان و شاگردانشان بدهکارنبود, احمدی نژاد را اخرین خاکریز معرفی کردند و ما را گروهی که می خواهیم رهبری را تخطءه کنیم .هر چه گفتیم عامل تباهی احمدی نژاد مشایی است و به راستی جریانی انحرافی شکل گرفته است به تحلیلمان خندید و ما را به اصول گرایان حزبی منتسب کردند .اینان به من می گویند که به شما بگویم مواضع سیاسی شماخواه نا خواه منجر به شکل گیری گروهی جوان افراطی و نفهم شده است که حالا دیگر حرف استاد خود را نمی شنوند و او را پیرمردی محافظه کار می دانند که تفکرش مانع عدالت خواهی!! من نیز تا به حال ساکت نمانده ام و تمام سعی ام این بوده است که به انها بفهمانم تلاش استاد آن بود تا سرمایه های انقلاب باقی بماند .بارها به انها گفته ام که استاد از احمدی نژاد 88 دفاع کرد نه احمدی نژاد 92 و انها جواب می دهند که این انحرافات و زاویه یک شبه پیدا نشده بلکه احمدی نژاد از اول چنین بود اما تشخیص ان به چشمانی تیزبین و سیاس و فارغ از تعصب نیاز داشت .مگر تربیت شاگردان اخلاقی کار کمی است که استاد به عهده گرفته بود؟ .می گویم استاد بی توجهی به سیاست را در عصر انقلاب اسلامی موجب انسداد دریچه قلب به عالم غیب می دانند,می گویند : ایا انحراف جوانان پاک و معصوم این دریچه را مفتوح نگه می دارد؟ استاد عزیز این تنها بخشی از مرارت های این روزهای من است چرا که از دیگر سو باید با مستمعین دیروزتان به جدال برخیزم.عده ای دیگر که تماما طرفداری از آقای احمدی‌نژاد را بدون هیچ شرطی ادامه می‌دهند می گویند همیشه حق بامظلوم است و ظالم همیشه ناحق است . شرح دیدگاه اینان خود به نامه دیگری محتاج است که اگر خدا یاری کند ان را خواهم نگاشت و امید دارم که لااقل به صورت شخصی جواب ان را برایم ارسال دارید زیرا حرف های امروز بعضی از انان چنان ساختار شکنانه و هنجارنورد است که بعید می دانم حتی مطالعه ان به مصلحت عموم باشد بعضی از انان را از نزدیک می شناسم و نمی دانم به چه می اندیشند که نقد جانانه شرایط کنونی را رسالت تاریخی محتوم خود می دانند و با هر که از در مصالحه دراید می ستیزند و همان خطر زاویه‌پیداکردن با نظام اسلامی را که شما در بعضی از نوشته‌هایتان متذکر شده‌اید را می‌توان برای آینده‌ی آنها حدس زد.هر چند قلمم هنوزعطش نوشتن دارد اما ماجرای رویا رویی های خود با این جماعت را به نامه دیگر وا می گذارم چرا که ان نیز حکایتی طولانی و سوز ناک دارد والسلام
متن پاسخ
.- باسمه تعالی: سلام علیکم: قصد بنده آن بود که جواب سؤال حضرتعالی را به صورت شخصی ارسال دارم که متأسفانه آدرس ایمیل خود را در سؤال ثبت نکرده بودید و لذا مجبور شدم بعضی از نقل قول‌های سؤال را که کمی تند و افراطی به نظر می‌رسید حذف شد امیدوارم در ارسال چنین اسؤال‌هایی از ارسال ایمیل خود کوتاهی نکنید. و در مورد نکاتی که فرموده‌اید؛ اولاً: عنایت داشته باشید ما خدا را شاکریم که مواظب بودیم در جاده‌ای قرار نگیریم که اصول‌گرایی سیاسی در رابطه با تقابل با دولت قرار گرفتند، همه‌ی تلاشمان آن بود که نگذاریم نگاه رهبری عزیز به دولت مغلوب نگاه اصول‌گرایان سیاسی شود. ثانیاً: مگر ما وقتی از مواضع اخیر آقای احمدی‌نژاد انتقاد کنیم، گفتمان ایشان را نفی کرده‌ایم؟ ثالثاً: هرگز بنده معتقد به مفسدفی‌الارض‌بودن آقای احمدی‌نژاد نیستم، عرض کردم از آقای احمدی‌نژاد انتظار نداشتیم به شورای نگهبان که فصل‌الخطاب است اعتراض کنند در حالی‌که حضرت امام چنین کاری را به نحوی مفسدٌ فی‌الارض می‌دانند. رابعاً: خدا را شاکریم که با تأکید بر روی سخنان رهبری نسبت به دولت آقای احمدی‌نژاد نگذاشتیم جریان اصول‌گرای سیاسی این جوانان را گرفتار نگاه تنگ خود کنند. خامساً: بر فرض هم که انحراف یک‌شبه پیدا نشده باشد باز بهترین کار همان کاری نبود که رهبری عزیز انجام دادند و تفاوت نگاه خود را با نگاه به اصطلاح تیزبین آقای هاشمی از نظر آن‌ها، روشن کردند تا ما راه خود را درست بشناسیم؟ سادساً: بنده جز به کار فکری و فرهنگی برای تعالی جامعه به کار دیگری برای خودم اعتقاد ندارم ولی مگر امروز می‌توان نسبت به مسائل جامعه‌ی اسلامی بی‌تفاوت بود؟ آیا توجه به خطر اصول‌گرایی سیاسی به عنوان یکی از عواملی که انقلاب را گرفتار بن‌بست می‌کند، جزء معارف و فرهنگ جامعه نیست؟ در آخر عرض می‌کنم که تا حدّی در جریان آن عزیزانی هستم که در آخر از آن‌ها نام برده‌اید، عجله نکنید باید به آن‌ها فرصت داد تا اطراف خود را درست ببینند و به خود آیند و همچون گذشته به عنوان سربازی در ذیل انقلاب اسلامی و رهبری عزیز عمل نمایند. موفق باشید
4736
متن پرسش
به نام خدا باسلام در سوال 4705 فرمودید :"هر دولتی ممکن است در "اجرا" ضعف‌ها و اشتباهاتی داشته باشد و وظیفه‌ی ما است که آن اشتباهات را چماق نکنیم و بر سر آن بکوبیم ". درست است قبول دارم که ضعف ها و اشتباهات "اجرایی" دولت ها را نباید چماق کرده و بر سرشان بکوبیم تا در رفع انها بکوشند. اما بعضی از اشتباهات علنی دولت که تقریبا از چهار سال پیش شروع شد که عموما هم در رابطه با اقای مشایی بودند "اجرایی" نبودند و میتوان انها را کم کم زاویه گرفتن از ارزشها و گفتمان انقلاب دانست، همانهایی که اگر در برابرشان سکوت نمیشد کار دولت را به اینجا نمیکشاندد(مثل عمل نکردن به توصیه اقا برای کنار گذاشتن این چنین شخصی که که جدای از درستی یا نادرستی حرفهایش اینقدر حاشیه ساز بود و ارامش جامعه رابر هم میزد و تاکید بیش از حد برروی ایشان و...) . ایا وظیفه افراد دلسوز و اگاهی مثل شما که حرفهایتان به عنوان الگوی فکری حجت است یا همان اصول گرایان واقعی که به خاطر این نوع اشتباهاتش از او فاصله گرفتند، به جای اینکه دورش را خالی کنند یا بدون هیچ اشاره ای به این انحراف از مسیر از او دفاع کنند ، این نبود که به او و مردم دلسوزانه هشدار دهندومانع از انحراف این نیروی انقلابی مفید به هرنحو تا انجا که وظیفه دارند،شوند. از دولت انتقاد نمیکردیم و به او هشدارنمیدادیم تا مبادا گفتمان انقلابی دولت به دست "دشمنان اسلام و انقلاب" زیر سوال برود ولی اکنون میبینیم نتیجه عدم "مواظبتمان بر باقی ماندن دولت در مسیر درست"،به حاشیه رفتن گفتمان اقای احمدی نژاد و زیرسوال رفتن ان توسط خود دولت شده است. با توجه به اینکه این اشتباه ایشان ضربه خیلی بزرگی به انقلاب زد که به سختی قابل جبران است. وظیفه ما چه بود که انجامش ندادیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که همه از جمله‌ی رهبر عزیز تلاش می‌کردند که دولت آقای احمدی‌نژاد با همان هویتی که شروع کردند ادامه یابند، شکی نیست ولی عمده در روش‌ها است. ملاحظه کردید که روش رهبری با توجه به اطلاعات کاملی که از موضوع شیفتگی آقای احمدی‌نژاد نسبت به آقای مشائی داشتند، آن بود که همواره به دولت کمک کنند که با کمترین حاشیه کارها را جلو ببرد و به واقع در این کار سنگ تمام گذاشتند در حدّی که حتی در رابطه با آن یکشنبه‌ی سیاه اگرچه انتقاد تندی کردند ولی باز در آخر تذکر دادند (بدین مضمون) حالا کسی راه نیفتد و جبهه‌ی مخالف دولت ایجاد کند، تا آن‌که هرچه ممکن است آقای احمدی‌نژاد در کار خود موفق شوند و گرایش‌های ایشان به آقای مشائی نادیده گرفته شود تا این‌که این آقای احمدی‌نژاد بودند که این اواخر دیگر کارهایی در رابطه با آقای مشائی انجام دادند که با هیچ عقل و حکمتی تطبیق نمی‌کرد و تلاش‌ها برای نادیده‌گرفتن این حرکات و تأکید بر گفتمان آقای احمدی‌نژاد بی‌تأثیر شد و دیگر سکوت جایز نبود . با این‌که همه می‌دانستیم تمام تلاش دشمن آن است که گفتمان عدالت و مقاومت در مقابل استکبار را که آقای احمدی‌نژاد سردار آن بود به حاشیه ببرد تمام تلاش دشمن در راستای تقویت خط سازش آن است که القاء کند اگر می‌خواهید مشکلاتتان در کشور حل شود باید به جای روش دولت نهم و دهم، روش دیگری را دنبال کنید. ولی گویا خود آقای احمدی‌نژاد هم جایگاه تاریخی خود را فراموش کردند که چه سرمایه‌ی بزرگی می‌توانند باشند. در هر حال به نظرم رهبری عزیز با آن سعه‌ی صدر فوق‌العاده‌شان حجت را تمام کردند و آن‌چه به عنوان وظیفه برای ما می‌ماند آن است که مواظب باشیم اشتباهات اخیر آقای احمدی‌نژاد اولاً: موجب نشود آن گفتمان که جزء اهداف انقلاب اسلامی است فراموش شود. ثانیاً: جریان‌های مخالف عدالت و مقاومت گمان نکنند ما در انتقاد از بعضی از حرکات آقای احمدی‌نژاد، کارهای خطرناک آن‌ها را تأیید می‌کنیم که تلاش دارند خط سازش با آمریکا را به جای خط مقاومت بگذارند و اهداف رهبری عزیز را دور بزنند. شرایط بسیار حساس است و باید دقت کرد. موفق باشید
4673
متن پرسش
ضمن سلام و احترام. عاجزانه تمنا دارم سوال بنده را در سایت پاسخ بفرمایید و بی پاسخ نگذارید. اولا با عرض پوزش آیا جناب عالی این احتمال را می دهید که ممکن است در فتنه ی 92 غربال شوید ؟ دوم آیا مطالبی که در اینترنت به عنوان نقد مطالب سیاسی شما نوشته می شود را مطالعه می فرمایید ؟ مثلا همان مطلبی که درباره غیر قابل تفکیک بودن مدیریت سیاسی و مدیریت فرهنگی جامعه نوشته شد و کدهایی از تاریخ اهل البیت آورده شده بود یا سایر مطالب . سوم توصیه ی شما به ماها که حرف های سیاسی شما توی کتمان نمی رود چیست ؟ چهارم به نظر شما ریشه ی این که ما این بار بر خلاف همه ی موارد گذشته نتوانستیم مواضع سیاسی شما را پیشبینی و حتی تحلیل کنیم چیست ؟ به اذعان همه ی دوستان غیر قابل تحلیل شده اید. پنجم شما کدام دسته از کسانی که مباحث شما را کار می کنند راهشان را درست تر می دانید ، آن دسته که مواضع سیاسی شما را بی چون و چرا پذیرفته اند - به دلیل حکمت غیر قابل انکار شما - یا آن دسته که با اطلاعات دقیق و مبانی فکری ارائه شده توسط شما به نتیجه ای خلاف نتایج گرفته شده توسط شما رسیده اند و نمی توانند شما را تحلیل کنند ؟ پنجم به چه دلیل شما نیازی ندیده اید که حرف های دسته ی دوم در سوال قبلی را پاسخ بفرمایید برایشان ؟ آیا لطافت روحی شما و اعتقاد شما مبنی بر جدلی بودن این حرف ها ، پاسخ به این حرف ها را بر نمی تابد یا به نظرتان پاسخ آن ها را لابه لای حرف هایتان داده اید یا سکوت را بهتر می دانید یا چه ؟ ششم و آخرین سوال این که به نظر آیا درست است که بگوییم این وضعیتی که برای ما و دوستان پیش آمده یکی از مقاطع حساس تاریخ است که باید محصولش احساس عجز تاریخی باشد که با مبانی تفکری مشترک با شما به نتیجه ای غیر از شما می رسیم ؟ و به خود تلنگری بزنیم که اگر نتوانیم نورانیت امام معصوم را در درون بشناسیم ، در آینده ی تاریخ هیچ کسی نیست که بتوانیم از او کمک بگیریم و قطعا غربال خواهیم شد ؟ استاد حقیر هیچ ترسی از انتخابات سال 92 ندارم اما همه ی نگرانی ام از 8 سال یا 16 سال آینده است که در فتنه ی های بعدی چگونه عمل خواهم کرد و با چشمانی هراسان به آینده می نگرم. نگرانی بنده این است که چرا با مبانی ای که از شما اخذ کرده ام در نگاه سیاسی مقابل شما قرار گرفته ام ؟ باز امسال شرایط برای بنده مبهم نیست ولی فتنه های بعدی را چه کنم ؟ بالاخره حق چیست و باطل چیست ؟ چرا با مبانی یکسان نتایج مختلف گرفته ایم ؟ ما نور وجود شما را نداریم یا شما اطلاعات ما را ؟ قضیه چیست ؟ گناه از کیست ؟ چگونه بتوانیم از شما عبور کنیم ؟ چگونه دستمان را از دستان استادی که تا این جای راه ما را آورده است جدا کنیم ؟ مجددا خواهش و تمنای عاجزانه دارم که سوالات فوق را پاسخ بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌دانم که جنابعالی با تمام وجود در زیارت جامعه‌ی کبیره در محضر امامان معصوم«علیهم‌السلام» اظهار می‌دارید: «بِاَبی اَنتُم و اُمّی و نَفسی و اَهلی و مالی» و از این طریق اعلام می‌کنید تمام نسبت‌ شما با پدر و مادر و جان خود و اهل و مال‌تان همه در ذیل نسبت شما با امامان معصوم«علیهم‌السلام» معنا می‌یابد و اصیل‌ترین معنای خود را در ذیل وجود مقدس امام معصوم که اسلام فعلیت یافته است جستجو می‌کنید و در این راستا در این زمان به حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و انقلاب اسلامی و ولیّ فقیه زمان رجوع داشته‌اید. پس معلوم است که بنده و جنابعالی در این زمان هیچ معنایی برای خود نمی‌شناسیم مگر در راستای نسبتی که با این انقلاب الهی داریم و از پیر فرزانه‌ی خود یعنی حضرت روح‌الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آموختیم که فرمودند: «چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است» و فرمودند: «من بارها اعلام کرده‌ام که با هیچ‌کس در هر مرتبه‌ای که باشد عقد اخوت نبسته‌ام» و تمام همّت حضرت امام آن بود که خدشه‌ای بر اهداف مقدس این انقلاب الهی وارد نشود و از این جهت بود که می‌توان گفت حضرت امام هیچ نسبتی را اصیل نمی‌دانستند جز وفاداری به انقلاب اسلامی و اهداف انقلاب و وفاداری به نهادهایی که جزء لاینفک و لازمه‌ی ادامه‌ی انقلاب‌اند. نمی‌دانم چرا می‌گویید نتوانسته‌اید مواضع سیاسی بنده را پیش‌بینی کنید؟ مگر بنا نبود تمام نسبت‌های خود را با انقلاب اسلامی معنا کنیم؟ و مگر فصل‌الخطاب‌قراردادن نظر و مواضع رهبری عزیز جزء لاینفک انقلاب اسلامی نیست؟ حال با توجه به این امر باید در هر قدمی که برمی‌داریم نسبت آن قدم را با اهداف انقلاب و رهنمودهای رهبری عزیز ارزیابی نماییم. حال اگر در اشارات رهبری نسبت به آینده‌ی انقلاب و نظام‌سازی که باید شکل بگیرد نیاز به شرایطی داریم که کشور باید در درون با آرامش تمام و بدون حاشیه اداره شود و حضور آقای مشائی به عنوان رئیس جمهور چنین شرایطی را به‌بار نمی‌آورد و لذا حتماً باید از این حضور حمایت نکرد، این را شما از جانب بنده یک نظر غیر قابل پیش‌بینی می‌دانستید؟ مگر ما و شما با آقای احمدی‌نژاد عقد اخوت بسته‌ایم که هرکاری ایشان کردند، بپذیریم؟ مگر همیشه همه‌ی گِله‌ی ما با اصول‌گرایان سیاسی آن نبود که چرا وقتی رهبری، دولت را تأیید می‌کنند، آن‌ها رهنمودهای رهبری را نادیده می‌گرفتند و از این طریق اصرار می‌کردیم ملاک ما در تأیید دولت سخنان رهبری است؟ حال چه شده است که گویا انتظار دارید بنده آقای احمدی‌نژاد را به خودی خودشان قبول کنم و ایشان را فصل‌الخطاب قرار دهم و چون ایشان فرموده‌اند: «احمدی‌نژاد یعنی مشائی و مشایی یعنی احمدی‌نژاد» ما هم آقای مشائی را دربست بپذیرم؟ مگر قرار این بود؟ ما تا حال و از این به بعد دولت آقای احمدی‌نژاد را در راستای تأییدات رهبری عزیز می‌پذیریم زیرا می‌دانیم بصیرت و احاطه‌ی رهبری به موضوعات از ما بیشتر است و در همین رابطه معلوم است که نمی‌توانیم جایگاهی برای آقای مشائی قائل باشیم مگر آن‌که تصمیم گرفته باشیم در کنار معنایی که برای خود نسبت به انقلاب اسلامی کرده‌ایم معنای جدیدی وارد کنیم و آن تعهد به همه‌ی حرکات و نظرات آقای احمدی‌نژاد است و فکر نمی‌کنم جنابعالی چنین معنایی برای خود کرده باشید که در بست حرکات و گفتار آقای احمدی‌نژاد را فصل‌الخطاب قرار دهید. آیا قبول ندارید آقای احمدی‌نژاد مرد کارهای بزرگ و اشتباهات بزرگ است و اگر در روز یک‌شنبه‌ی سیاه در ابتدای صحبت‌ها حرف‌های بزرگی زد ، در انتها نیز اشتباه بزرگی انجام داد. بنده معتقدم آقای احمدی‌نژاد در کنار کارهای بزرگی که داشتند، طرح آقای مشائی به این شکل و این روش یکی از آن اشتباهای بزرگ ایشان است که همه‌ی 8 سال کار ایشان را به‌هم زد، همان‌طور که درآن یکشنبه‌ در آخر صحبت‌ها با طرح آن ویدئو همه‌ی حرف‌های ارزشمند ابتدای کار را از بین بردند. در آینده خواهید فهمید آقای احمدی‌نژاد در رابطه با طرح آقای مشائی به این شکل چه اشتباه بزرگی انجام دادند، گویا ایشان در موقعی که پای آقای مشائی در میان است آنچنان احساساتشان بر حکمت‌شان حاکم می‌شود که متوجه نیستند چه می‌کنند و از این جهت برای دوستانی که در این موضوع دقت کافی ندارند نگرانم و می‌ترسم یک نحوه جدایی بین‌ آن‌ها و اصل انقلاب اسلامی ظهور کند. تقاضای بنده از جنابعالی و دوستانتان آن است که هیچ تعهدی جز تعهد نسبت به انقلاب و حضرت امام و رهبری بر دوش خود نگذارید و همه‌ی نسبت خود را در عصر حاضر با انقلاب و اهداف جهانی آن معنا کنید و با این دید به بعضی از حرکات و گفتار آقای احمدی‌نژاد بنگرید تا بین آن وجوه از حرکات ایشان که در ذیل نظرات رهبری موجب احیاء گفتمان انقلاب اسلامی شده و آن وجوه از حرکات ایشان که هیچ معنای منطقی ندارد، بتوانید تفکیک کنید. و اگر از این موضوع غفلت کنید باید دلواپس آینده‌ی خود باشید که از یک‌جایی زاویه‌ی شما با نظام اسلامی تحت علاقه‌مندی به آقای مشائی شروع می‌شود. زیرا همان رهبری که در مقاطع مختلف از دولت آقای احمدی‌نژاد پشتیبانی کردند از شورای نگهبان پشتیبانی نمودند، حال آقای احمدی‌نژاد در راستای طرح آقای مشائی و ریاست جمهوری ایشان و عدم تأیید آقای مشائی توسط شورای نگهبان ، با شورای نگهبان مسئله پیدا کرده‌اند و نظر شورای نگهبان را نپذیرفته‌اند و می‌خواهند از طریق حکو ولایی رهبری مسئله را حل کنند، در حالی‌که اگر نسبت ما با آقای احمدی‌نژاد در رابطه با تأیید رهبری از دولت ایشان باشد، ما در رابطه با اعتراض ایشان به شورای نگهبان هیچ نسبتی با ایشان نداریم و از این کار ایشان سخت گله‌مند هستیم. ولی اگر آقای احمدی‌نژاد را به خودی خودشان بپذیرید مجبورید به دنبال ایشان شما هم نسبت به شورای نگهبان معترض شوید. در حالی‌که تا حال همیشه جریان‌هایی با شورای نگهبان مقابله می‌کردند که از جنس انقلاب نبودند و هم‌صدا با رادیو و تلویزیون‌های بیگانه، شورای نگهبان را مانع اهداف خود که عموماً متمایل‌کردن انقلاب به غرب بود، می‌دانستند، و این شروع زاویه‌ای است که آقای احمدی‌نژاد در ذیل ارادت و شیفتگی به آقای مشائی نسبت به یکی از اصیل‌ترین نهادهای انقلاب – یعنی شورای نگهبان - پیدا کردند، شورای نگهبانی که در کلیت خود عین نظام اسلامی است. همچنان که روحانیت در کلیت خود عین اسلام است و حضرت امام فرمودند: «اسلام منهای روحانیت یعنی اسلام منهای اسلام». با این‌که می‌توان به بعضی از روحانیون اشکال داشت ولی اگر نفی کلی روحانیت کردیم خواسته یا ناخواسته نفی اسلام نموده‌ایم. در مورد شورای نگهبان نیز اگر به بهانه‌ی نقد سخنان بعضی از اعضاء آن، نفی کلی کردیم و تصمیم نهایی آن جمع را نپذرفتیم عملاً زاویه‌ی خود با نظام را شروع کرده‌ایم و دیگر انتظار نداشته باشید برکات معنوی که نصیب نیروهای ولایی در این انقلاب شده نصیب شما شود. چه شده است که وقتی آقای احمدی‌نژاد نظر به ریاست جمهوری آقای مشائی دارند، نظر خود را از نظر مجموعه‌ای از علمائ و حقوق‌دانان برتر می‌دانند؟ آیا این آقای احمدی‌نژاد، همان آقای احمدی‌نژاد هستند که جدای از آقای مشائی رئیس جمهوری توانا و ارزشمندی بودند که رهبری عزیز تمام قد از ایشان دفاع کردند؟ و حالا به شورای نگهبانی اعتراض دارند که حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به عنوان یک نهاد لاینفک از انقلاب اسلامی در موردش آن‌همه تأکید داشتند و عجیب آن است که این اعتراض توسط یک مقام رسمی کشور که در جایگاه ریاست جمهوری می‌باشند به شکل علنی صورت می‌گیرد!
4675
متن پرسش
باسمه تعالی: جناب استاد؛ با توجه به عدم احراز صلاحیت آقایان هاشمی و مشائی ما چه وظیفه‌ای داریم در حالی‌که گمان می‌کنیم اگر آقای مشائی به صحنه‌ی انتخابات وارد می‌شدند ممکن بود با شور و امید بیشتری نسبت به آینده‌ی انقلاب کارها جلو رود. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: علیکم السلام: عنایت داشته باشید که انقلاب اسلامی این ودیعه‌ی الهی به وسعت همه‌ی تاریخی که گذشته‌ی ما را به آینده‌ی نورانی ما متصل می‌کند امروز به صحنه آمده است و با بصیرت مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌الله» هر روز بیش از پیش جای خود را می‌گشاید و جلو می‌رود و در این راستا و با نظر به چنین وسعتی که برای انقلاب قائلیم جایگاه شورای نگهبان را جایگاهی بسیار ارزشمند و اساسی می‌دانیم که جایگاهی است به وسعت انقلاب و لذا زیباترین نحوه‌ی وفاداری ما به انقلاب و رهبری عزیز احترام به نظر مبارک شورای نگهبان است که ملاحظه می‌کنید از علماء و زعمایی تشکیل شده که هرکدام بصیرت تاریخی خود را نسبت به انقلاب و تعهد خود را نسبت به اسلام نشان داده‌اند. بنابراین چه زیباست که دوستان و رفقا با یک بازخوانی همه‌جانبه نظر شورای نکهبان را به عنوان نظری مبارک که دشمنان را برای حادثه‌آفرینی‌های چندماهه‌ی اخیر مأیوس کرد، بپذیریم و شاکر باشیم که همواره خداوند نظر لطفش را ازاین ملت دریغ نداشته. باز تاکید می کنم عزیزان مواظب باشند برای آباد کردن دهی کوچک نباید شهر بزرگی را خراب کرد.موفق باشید
4681
متن پرسش
با سلام،ما و جمعی از دوستان از 2سال پیش سیر کتابهای شما را دنبال میکنیم،اما چند تن از دوستان اخیر به بهانه حمایت شما از آقای مشایی اشکالاتی را وارد کرده اند و دوستان را در این مسیر دلسرد نموده اند.لطفا نظر خود را در مورد آقای مشایی و جریان انحرافی بیان کرده و علت چنین اتهاماتی را بیان کنید با تشکر فراوان از آثار پربرکتتان.یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن عزیزان خودشان می‌دانند که کتاب‌های این حقیر را بخوانند یا نخوانند، ولی کجا و چه وقت بنده یک کلمه از آقای مشائی دفاع کرده‌ام، اتفاقاً همیشه برعکس آن بوده است که به سخنان آقای مشائی از همان اول اشکال داشتم و طرح آقای مشائی در این چند ماه اخیر را یکی از اشتباهات بزرگ آقای احمدی‌نژاد می‌دانم که گفتمانی را که رهبری عزیز تمام قد از آن دفاع کردند و بسیاری از افراد در کنار رهبری از آن گفتمام دفاع نمودند ، آقای احمدی‌نژاد با طرح آقای مشائی به حاشیه بردند. فکر می‌کنم کار جریان‌های نفوذی بین نیروهای اصول‌گرا آن است که تفرقه ایجاد کنند، ما باید نگذاریم کسی بی‌دلیل و مدرک سخن بگوید. بنده به هیچ‌وجه برای خودم نگرانی ندارم ولی وظیفه‌ی شما بوده است که از آن طرفی که چنین حرفی گفته است می‌پرسیدید دلیل و مدرک شما چیست، تا این نوع افراد نتوانند فضای فرهنگی جامعه را آلوده کنند. مگر فراموش کردید چه اتهاماتی به شهید بهشتی زدند؟ بهشتی عزیز که ضرر نکرد، نیروهای مذهبی که گرفتار آن شایعات شدند ضرر کردند. موفق باشید
4466
متن پرسش
استاد بزرگوار سلام علیکم دلتنگی که باعث دوری از شماست که ناشی از گناهان نفس خبیس می باشد اجازه نداد صبوری کنم به قول حضرت امام در دیوان شعرشان خواستم ادم شوم اما نشد استاد بزرگوار شرایط امروزه را شرایط حساسی میبینم که بنده حقیر عادت کرده ام برای حوادث امروز در تاریخ صدر اسلام نمونه ای بیابم تا بتوان حکم الهی را با مصداق روشن تری تشخیص داده و به وظیفه عمل کنم انشالله. البته با علم به تفاوت جایگاه ویزه معصومین علیهم السلام و بدون مقایسه جایگاه و مقام اهل بیت و ولایت ایشان بنده فکر میکنم زمانه ما به زمانه غدیر شباهت زیادی پیدا کرده است از یک طرف پیامبر برای ابلاغ حق دچار تردید و انگرانی از اینده مسلمین و اختلاف بین مسلمین و خواص و عوام و دوست داران اسلام و جریان انزال ایه مبارکه یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک ....فما بلغت رسالتک... و از طرف دیگر جریان مقابل با ایجاد شایعه و تهدید و مکر و برنامه ریزی برای کشتن پیامبر و ایجاد فضای ترس و دروغ شایعه پراکنی و تطمیع و تهدید عوام و خواص تاثیر گذار در تلاش برای اماده سازی جامعه برای انتخاب صالح مقبول به جای اصلح است. امروز آنقدر شبهات زیاد شده است که حتی دفاع کردن از گفتمان انقلاب اسلامی و مهدویت چون شاید به دفاع از رئیس جمهور قانونی این کشور اسلامی منجر شود انحراف شمرده می شود و عزیزانی که با خلوص کامل فقط جهت ارتقای افکار ناب حضرت امام و گفتمان انقلاب اسلامی از سر دلسوزی تمام جهاد گونه و با از خودگذشتگی تمام شجاعانه در هر حالی وظیفه خود را دفاع از ارمانهای شهدا و امام راحل میدانند و انصافا عمارگونه وارد میدان شده اند هم از طرف دوستان و نزدیکان خود به تند رو و بی مبالات و از طرف دیگران منحرف و ضد ولایت فقیه شده اند استاد عزیز گاها دوستان میگویند باید صبر کرد و سکوت تا بتوان گفتمان را ادامه داد و حتی برای حفظ اصل گفتمان ایجاد سقیفه دیگر را بر مصلحت می دانند استاد بزرگوار به جان حضرت زهرا سلام الله علیها اکنون که این مطالب را یاد داشت میکنم جز ارزوی شهادت چیزی بر دل ندارم که ای کاش بارها فدای بی بی دو عاالم شوم که تحمل تکرار سقیفه ها برایم غیر ممکن است حضرت استاد اگر باید سکوت کرد تا اختلافی پیش نیاید پس والله یعصمک و دلداری خدا به پیامبر را چه کنیم اگر بناست سکوت کرد تا سقیفه به ارامی تکرار شود پس انقلاب فاطمی را چه کنیم استاد بزرگوار والله اگر در دل و جانمان جز اعتلای کلمه توحید در عالم و متصل شدن انقلاب اسلامی به انقلاب مهدوی چیز دیگری مد نظر ما باشد والله برای هیچ احدی در این دنیا جز معصومین علیهم السلام عصمت قایل نیستیم اشهد بالله که ما هم دوست داشتیم فرصت نقد این دولت را داشتیم اما چه کنیم که وقتی همه تیرها را به یک طرف نشانه رفتند خوش نداشتیم گلهای انتقاد ما هم در همراهی تیر و سنگها به این گفتمان به حساب اید فرموده اید باید در جامعه اخلاق اسلامی بیان شود والله که وقتی برای عمل به این وظیفه از روایات و ایات غیبت و تهمت استفاده میکنیم باز هم ما را بی بصیرت تلغی میکنند البته که این تهمتها را به جان میخریم از عسل شیرین تر است برایمان و خوب متوجه می شویم برای خدا و در راه خدا این یک امر طیعیست کاش استاد بزرگوار همیشه معتکف بودیم و در خلوت خود با خدایمان توفیق خدمتگذاری عباد صالح خدارا داشتیم کاش از این دنیای سراسر توحید ذره ای از عشق ناب و جام کوثری می نوشیدیم تا در شرایط سخت گودی قتلگاه هم لا معبود سواک می توانستیم سر دهیم کاش شیطان لعین را از خود دور کرده بودیم تا اکنون به جای خون دل خوردن دیدگانمان از سنتهای الهی که رهبری بزرگوار میبینند پر بود دلمان از امید شاد میشد استاد یک کلام دلم برای همه خوبی های عالم تنگ شده است اما گناه و هوای نفس نمی گذارد استاد به همه خوبان عالم این روزها برای همه ما دعا کنید اگر با جان دادن ا این انقلاب به مقصد می رسد دعا کنید زودتر فدایی شویم روحی فداک استاد بزرگوار
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند به رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» وعده داد که غدیرِ تو را از توطئه‌ی منافقان حفظ می‌کنم و این از یک جهت با فاطمه«سلام‌الله‌علیها» محقق شد که با اعتراض به موقع خود همه‌ی نقشه‌هایی که می‌خواستند به عنوان جانشین رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» ادامه‌ی کار دهند خنثی شد و به عنوان خلفایی زورگو بدون آن قداستی که می‌خواستند، ادامه‌ی کار دادند. آیا در این هشت‌سال همین محقق نشد که عده‌ای می‌خواستند در قالب اصول‌گرا نقشه‌ی خود را ادامه دهند ولی به عنوان یک حزب سیاسی معنا شدند؟ باید به روشی فکر کرد که این هشت‌سال برای انقلاب حفظ شود. موفق باشید
4453
متن پرسش
باعرض سلام و تبریک به مناسبت میلاد با سعادت حضرت صدیقه طاهره و تشکر بخاطر جواب بسیار مفیدی که به سوال قبلی بنده (معنای گفتمان احمدی نژاد)عرض نمودید...در پاسخ به سوال 4411 ع فرمودید که معتقید هم اکنون کودتای نرمی بر علیه رهبری از طرف نیرو های اصولگرای حزبی در حال انجام است که واقعا باعث بهت و حیرت من شد...اگر صلاح می دانید این مسِِأله را روشن بفرمایید.چگونه افرادی که دایما برای رد احمدی نژاد تقابل ایشان با رهبری را مطرح می کنند و عمده نگرانی های انها (در ظاهر)رهبری و نظام و مردم می باشد وسعت چنین تفکری از هیات مذهبی گرفته تا دانشگاه و حوزه و حتی مجلس ادامه دارد خواسته یا ناخواسته وارد چنین جریانی شده اند؟به نظر شما این همان فتنه قبل از انتخابات که رهبری ان را بیان فرمودند نیست؟ویا نسبتی با ان نخواهد داشت؟ واصولا جریانی چون اصول گرایی که همیشه خود را به رهبری نزدیک تر دانسته وحتی شاید این موضوع را دستاویزی برای پهان کردن ضعف های خود قرار داه چرا به چنین رویه ای متمسک شده است؟هدفشان از این کار چیست؟ودر اخر به نظر شماچه افرادی تعمدا چنین جریانی را به راه اندخته اند وچه گروهی ناخواسته چنین جریانی قرار گرفته اند یا خواهند گرفت؟...من فکر می کنم در صورت وقوع چنین جریانی ما در وضیت تاریخی به سر می بریم که بار دیگر نیاز به "عمار" داریم...از زیاده گویی ام عذر خواهی می کنم .اجرتان با حضرت زهرا(س).
متن پاسخ
.باسمه تعالی: سلام علیکم: برای روشن‌شدن کودتای نرم علیه رهبر عزیز کافی است سخنان رهبری را با دقت کامل مورد توجه قرار دهید و سپس ببینید بعضی جریان‌های به ظاهر اصول‌گرا چگونه به آن سخنان توجهی نمی‌کنند و با احترام به حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌الله» کار خود را می‌کنند. تا این را جا بیندازند که رهبری نفوذ لازم را در بین مردم ندارند و یا پیشنهادات ایشان غیر کارشناسانه است. این روش در زمان آقای هاشمی کاملاً مشهود بود و سایر جریان‌های سیاسی نیز همین روش را بعضاً دنبال می‌کنند. نمود روشن آن را در مورد آقای احمدی‌نژاد می‌توانید تجربه کنید که رهبری در اول فروردین بر روی امتیازات دولت فعلی دست گذاشتند و امتیازات را منحصر به این دولت دانستند ولی ضعف‌ها را برای این دولت و سایر دولت‌ها اعلام کردند که رئیس جمهور بعدی باید از آن فاصله بگیرد. ولی ملاحظه می‌کنید طوری نیروهای به ظاهر اصول گرا سخن می گویندکه گویا این دولت هیچ امتیازی ندارد. موفق باشید
4463
متن پرسش
با سلام میخواستم درباره مجاهدین خلق و از اهدافشون چه در زمان انقلاب و چه در حال حاضر بدونم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جواب‌گویی به این سؤال باید کتاب‌هایی که در این مورد نوشته شده است را مطالعه بفرمایید، سؤالی نیست که بتوان در حدّ یک جواب آن را روشن کرد. کتاب خاطرات عزّت شاهی یا کتاب احمد احمد شروع خوبی است. موفق باشید
4439
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز در داستان های سیاسی، می بینیم که تحلیل ها زیاد می شود و از زیر و بم افراد خبر می دهند. در انتهای مصباح الاهدایه، امام فرموده بود غیبت از زنا بدتر است و نیز داستان درس خارج رهبری عزیز. بنده سوالی داشتم که بصیرت افزایی چگونه می شود در صورتیکه غیبت رخ ندهد. مثلا می آیند و به اسم بصیرت تمام اطلاعات افراد را می دهند یا در همین داستان احمدی نژاد و بقیه کاندیداها که حالا ممکن است با فکر بعضی هاشان هم مشکل داشته باشم. به نظرم این موضوعی است که هم به درد شما و هم به درد من حقیر و هم به درد همه امت پیغمبر می خورد. خواهشمند است این موضوع رو باز کنید طوری که فکر می کنم یکی از ضروریاتی است که تقریبا به فراموشی سپرده شده است و باعث هلاکت امت است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً این مشکل بزرگی است که جامعه‌ی ما فعلاً گرفتار آن شده است و باورمان نمی‌آید که اگر دستورات اخلاقی دین را رعایت نکنیم خداوند ما را و جامعه‌ی ما را از رحمت خود محروم می‌کند. فکر و اندیشه را می‌توان به طور صحیح نقدکرد ولی حق نداریم عیب شخص و خصوصیات اخلاقی او را برای بقیه اظهار کنیم چه رسد به این‌که انسان با تهمت‌ها و دروغ‌هایی روبه‌رو می‌شود که از زبان متدینین اظهار شده بدون آن‌که متوجه باشند آلوده به دروغ و تهمت شده‌اند این‌جاست که بنده با یقین کامل می‌گویم دشمنان اسلام و انقلاب در بین ما نفوذ کرده‌اند و تا آن حدّی نفوذ کرده‌اند که به‌راحتی می‌توانند یک دروغ را طرح کنند و از زبان متدینین جامعه اشاعه دهند. آیا برای نجات از این خطر بزرگ که موجب دوگانگی و تنفر بین دوستان انقلاب و نیروهای ولایی می‌شود جز این است که باید با تمام وجود رعایت ظریف‌ترین نکات اخلاقی را نمود تا تأثیر کار نفوذی‌هایی که به تعبیر حضرت امام دشمن در آستین خود پرورانده است بی‌اثر شود؟ موفق باشید
4441
متن پرسش
با سلام و دعای خیر برای حضرت استاد به نظر می رسد که حضرت استاد در موضعگیری ها و مطالب سیاسی خویش که محل خطر است و امکان خطا برای هیچ غیر معصومی منتفی نیست آن هم در برابر رفتار حقیقتاً غیر قابل پیش بینی رئیس جمهور بیش از حد از مقام معظم رهبری که طبیعتاً بخاطر مسئولیت منحصر بفرد خویش سخنان محکم و متشابه دارند و باید هم داشته باشند خرج کرده و می کنند. اگر این خدای نکرده از سر عافیت طلبی است چه لزومی به ورود به این عرصه برای غیر اهل آن هست و اگر برای کمک به رهبری است از کجا معلوم که تبیین متشابهات سخنان رهبری هزینه برای ایشان ایجاد نکند؟ و اگر برای دفاع از احمدی نژاد است تمنای خالصانه و دلسوزانه که الحذر الحذر و چرا روش حکیمانه آقای جوادی آملی را در برخورد با ایشان اتخاذ نکنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: امیدوارم تنها و تنها توانسته باشم بر سخنان اصلی و محکم رهبری تأکید کنم تا دشمن نتواند با حیله‌های خود و با غوغاهای تبلیغاتی سخنان رهبری را به حاشیه ببرد که این همان جنگ نرم بر علیه رهبری است. آیا می‌توان ساکت بود تا دشمن با زبان افراد به ظاهر اصول‌گرا هرطور خواست صحبت‌های رهبری عزیز را معنا کند؟ این یک نوع تنهاگذاردن رهبری عزیز نیست؟ موفق باشید
4442
متن پرسش
سلام.استاد عزیز اگر همیشه دراین 2و3سال اخیر در جمع به علت اینکه نظر سیاسی من نسبت به بقیه متفاوت جلوه می کردمجبور بودم زخم زبان بخورم ولی همیشه سیره شمادر ذهنم بود که باید برای اینکه سخنان رهبر در جامعه گفته شود هزینه داد.ولی کم کم خسته شدم از سال قبل که به حوزه رفتم (بعد از دوره دانشجویی)اوضاع بدترشده.دراین جا مخصوصا از 3 و4 ماه اخیر که به انتخابات نزدیک می شیم .اگر در حوزه تمام حرفم این بود که باید ملاک قضاوت ما نسبت به افراد سخنان رهبری باشد ده ها تحلیل از این سمت وآن سمت می آوردند که آیا این روحانی یا عالم اشتباه کرده توی بایه اولی درست فهمیدی تحلیل های اشخاصی چون آقای مصباح که تاییداتی از رهبر را نیز به یدک می کشد یا حاج آقا طائب علم الهدی نبویان و ..زیادند از این دست.و دوستانی که من را از قبل نیز می شناختند نیز با ورود به حوزه و مقایسه نظرت من با بقیه اساتید روحانی بدبین شدند و حتی با من سرجنگ افتادند وکم کم فکر می کنم اگر ادامه دهم بعد از این که تهمت منحرف بودن خوردم باید آماده ی تکفیر شدن باشم.اساتید با اعتماد به نفسی عجیب یا رییس جمهور را تهمت وافترا می زنند ویاگاها تمسخر می کنند یا به صورت خیلی جدی مباح بودن بی احترامی وفحاشی مشایی را صادر کردند!(اساتید ما از قشر ولایی ومرید آقای مصبا ح اند) ومن در منگنه ای گیر کرده ام که نمیدانم جه کنم از طرفی اینها اساتید من هستند واگر به جز مواردی گفت وگو کمی با تندی صحبت کنم هم شاید بی احترامی به استاد شود !وهم چنین فضای کلاس آنقدر رادیکال است که حتی ممکن است مرا تکفیرکنند واز طرفی غیرت دینی و تکلیفی که برگردنم مبنی براینکه باید در این فضا یاور مظلوم باشم می بینم نمی توان بی تفاوت باشم واین سبب بروز یک سری آسیب های عصبی و روانی در من شده وآرامشم از دست رفته! خیلی داغونم استاد راهنمایی کنید و بدرانه نصیحتی کنید وبگویید چه کنم و وظیفه ام چیست؟ دوستدار همیشگی شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدون هرگونه درگیری اگر شرایط آماده‌ی تبادل نظر بود ما وظیفه داریم بر سخنان رهبر عزیز تأکید کنیم و افراد را به دقت در آن سخنان دعوت نمائیم بدون آن‌که شخص آقای احمدی‌نژاد منظور نظر ما باشد. همان‌طور که مکرراً عرض کرده‌ام رهبر عزیز بر روی گفتمانی که آقای احمدی‌نژاد طرح کردند تأکید دارند و این به آن معنا نیست که ما و شما مطلقاً آقای احمدی‌نژاد را پذیرفته باشیم. ما هم مثل بعضی‌ها برایمان سؤال است که همراهی آقای مشائی در سفرهای استانی چه معنا دارد و این پرچم‌تکان‌دادن‌ها یعنی چه؟ ولی آیا می‌توان از آن گفتمان چشم‌پوشی کرد؟ حامیان اصلی ولایت فقیه و بازماندگان نسل دفاع مقدس و فرزندان محرومیت‌کشیده‌ی انقلاب، برای روی‌ کارآمدن این گفتمان خون دل‌ها خورده‌اند و آن را آغاز دورانی می‌دانند که در انتظار آن بودند و حمایت‌های کم‌نظیر رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌الله» در راستای دفاع ازآن گفتمان بود و نباید از مرحله‌ای که پس از شانزده‌سال بعد از دولت‌های کارگزاران و مشارکتی‌ها شروع شد ساده بگذریم، حفظ دورانی که شروع شده سلوک خاصی را می‌طلبد که متأسفانه نه نیروهای حزب‌اللهی و نه آقای احمدی‌نژاد آن‌طور که شایسته است برای حفظ آن ظرافت‌های لازم را به‌کار نمی‌گیرند. به امید آن‌که با نگاه به رهنمودهای رهبری که در گذشته متذکر بودند وآینده ایراد می‌فرمایند راه‌کار حفظ دورانی که شروع شد را جستجو کنیم. موفق باشید
4221
متن پرسش
بسمه تعالی : سلام برسه حجت "یاسین"ی خدا در عصر فتنه خیز ما وسلام بر رجلی که سراسیمه از اقصی المدینه به تبیین جایگاه وگفتمان این حجتهای خدا برای مردمان آمده است! آری :سلام برشما ! وسلام بر امام راحل ورهبری عالیقدر واحمدی نژاد باوفا ! استاد بزرگوار سالهاست که با انگشت اشاره ی شما متوجه این حجت پروری خدای حی قیوم شده ایم وبا آنچه در توان داشته ایم کوشیده ایم با آنها همراه شویم بدین امید که حجاب غیبت از چهره ی نازنین حجت الله الاعظم ارواحنا له الفدا برگیریم واو را بر انتقام از نیلی کنندگان صورت زیبای حجت الحجج فاطمه صدّیقه سلام الله علیها یاری کنیم اما هر بار که برخاستیم تا کاری کنیم نشد و نتوانستیم ! پس کمرشکسته و پهلوگرفته با تأسی به آن نادره ی همه ی دورانها به دامان اشک وافغان پناه آوردیم ... وشما هم فرمودید که غم فاطمی حق است وگریه ی فاطمی شفای دردها ! استاد عزیز دعا کنید در این غم بمیریم که طاقت دیدن یک روز پس از این حجتها ی خدا با این بی مهری و ناسپاسی مردم زمانه را نداریم که آن روز چیزی در انتظار بی غمان نیست جز "صیحة واحدة فإذاهم خامدون !" "یاحسرتاً علی العباد ! "...استاد عزیز فقط بفرمایید چگونه بمیریم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی سنگینی مسئولیت‌های تاریخی تعادل مردم را به‌هم می‌زند و هنگامی که زمینیان آماده‌ی گام‌های بلند نیستند، ناله‌های اسرارآمیز اولیاء الهی تنها در عالم بالا شنیده می‌شود و تاریخ در پیچ و خم خود حیران می‌ماند که راه خود را چگونه به سوی مقصد ادامه دهد. بگذار ویرانی‌ها روی نمایند مشروط بر آن‌که ساختمان تازه‌ای در پی داشته‌ باشد. چه خوش سلوکی است و چه مکاشفه‌ی بیکرانی است تشعشع انوار خدایی بر دیواره‌ی وجود آدمی که همواره او را خراب می‌کند و دوباره می‌سازد، خوشا به حال آن‌ها که از خراب‌شدن‌هایشان هراسی ندارند. گفت: «ز آب خُرد ماهی خرد خیزد....نهنگ آن بِه که در دریا ستیزد» اگر نفهمیم در کجا زندگی می‌کنیم و از جایگاه تاریخی موج‌های سهمگینی که زیر و روی‌مان می‌کند عصبانی شویم، شلاق بر می‌گیریم و با موج‌ها در می‌افتیم و در نهایت خسته و کوفته از تاریخی به بزرگی تاریخ جمهوری اسلامی ایران بیرون می‌افتیم. رهبر گرانقدر انقلاب در پیشانی تاریخ این ملت چه می‌بینند که خطاب به جوانان خطه‌ی آذربایجان فرمودند: «البته ملت ایران به لطف الهى، به هدایت الهى، ملت بصیرى است. من به شما عرض بکنم جوانها ! آن روزى که ما نیستیم و شما هستید، بدانید آن روز ملت ایران وضعش، افقش، زندگى مادى و معنوى‌اش، بمراتب از امروز بهتر خواهد بود. حرکت ملت ایران به سمت روشنى است، افقها روشن است. ما یک قدرى باید مراقب خودمان باشیم...» و یا در روز اول فروردین از چه افقی به آینده می‌نگرند که می‌فرمایند: «ملت، ملت باعظمتی است؛ مسائل تشویق کننده و مبشّر، فراوان است؛ مشکلات هم بر سر راه هر ملتی، و از جمله بر سر راه ما وجود دارد. آن کسانی که آماده‌ی این میدان میشوند، باید با کمال قوّت، با کمال قدرت، با توکل به خدا، با اعتماد به توانائی‌های این ملت پیش بروند.». گفت: «گر به هر زخمی تو پُر کینه شوی....پس کجا بی‌صیقل آیینه شوی» دائماً باید گذشته را بازخوانی کنیم تا جای خود را در تاریخ امروزمان درست بشناسیم و جایگاه امروز خود را نسبت به هدفی که در پیش است اندازه بزنیم. جاده‌ی بشر رو به لایتناهی است و چه مکاشفه‌ی بیکرانی است تشعشع انوار خدایی بر دیوار آدمی و ما را از مردن گریزی نیست ولی مردن از دیروزی که مرد و زنده‌شدن در امروزی که رو به حقیقت لایتناهی دارد، باید چشم‌ها را دوباره بمالیم و به نور خورشیدی که باز در حال طلوع است امیدوار بود، گذشته را چراغ راه آینده کرد و هرگز از بازخوانی آنچه گذشت غافل نباشیم. عظمت کار در آن است که چیزی از انسانیت انسان انکار نشود و خوشا به حال‌تان که تا این اندازه آماده‌اید که بمیرید. مردنی که زنده‌شدن در پی دارد. زنده‌شدن در حیاتی گسترده‌تر از حیات دیروز. گفت: «تا آب شدم سراب دیدم خود را....دریا گشتم، حباب دیدم خود را. آگاه شدم غفلت خود را دیدم.... بیدار شدم به خواب دیدم خود را». موفق باشید
4225
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید در پاسخ شما به سؤال شماره 4202 به نام منافقین محارب اند دو اشکال وجود دارد یکی اینکه اینها که در زندان بودند و امکان ارتباط آنها با بیرون نبوده که بتوانند نیت براندازی کنند دوم اینکه مگر قصاص قبل از جنایت در اسلام وجود دارد؟ مگر حضرت علی قصاص قبل از جنایت کرد در ارتباط با ابن ملجم با اینکه میدانست قاتل اوست. بهتر نیست در جواب به این سؤال در اصل موضوع و اینکه امام خمینی چنین دستوری را داده باشد تشکیک شود تا ساحت امام از اینگونه اتهامات مبرا شود احتمال نمی دهید دستهای پنهان این کشتار را انجام داده باشند و به امام منتسب کرده باشند؟چون صدور چنین دستوری با هیچیک از موازین عقلی و شرعی سازگار نیست
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسنادی در عقب‌نشینی منافقان در عملیات مرصاد به‌دست آمد ، حاکی از آن بود اعضاء منافقین در عین آن‌که در زندان بودند آمادگی و عضویت خود را جهت قتل عام دست جمعی ملت ایران اعلام کرده بودند و این نوع آمادگی و اراده برای کشتار ملت خودش جنایت است، مثل این‌که شما اگر کسی که می‌خواهد بمب‌گذاری کند قبل از بمب‌گذاری دستگیر کنید و به عنوان محارب با نظام اسلامی او را به قتل برسانید. در مورد ابن‌ملجم و آن صحنه‌ای که می‌فرمایید هنوز ابن‌ملجم هیچ اراده‌ای در این مورد نکرده و به همین جهت وقتی آن سخن را از علی«علیه‌السلام» می‌شنود تعجب می‌کند، آیا می‌شود در حین جنگ ،اول اجازه دهیم دشمن ما را به قتل برساند و بعد او را بکشیم و یا همین‌که آمده است تا ما را به قتل برساند بر ما واجب است او را به قتل برسانیم؟ موفق باشید
4057
متن پرسش
با سلام و احترام فراوان خدمت شما استاد بزرگوار، ما چندین ساله که توفیق شاگردی شما را داریم و همواره از جلسات و کتب حضرتعالی جهت سیر معنوی در زندگیمون بهره های زیادی می بریم ،اما واقعا نظرات همیشه مثبت شما در مورد آقای احمدی نژاد واقعا در ذهن ما یک سوال اساسی و بزرگ شده که جواب منطقی براش پیدا نمی کنیم. 1- شما را به خدا نظرتون در مورد تعابیر تامل برانگیزی که ایشون در مورد آقای مشایی به کار می برند مخصوصا تعابیر اخیر که در جشن موسوم به «جشن استقبال از نوروز»، به کار بردن و نشان درجه یک فرهنگی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!بهشون اعطا کردن چیه؟؟؟ آیا به نظرتون پاسخ شما به سوال مشابه که ملزومات سیاسی باعث همراهی این دو نفر شده واقعا منطقیه؟؟؟ یعنی کشور عزیز و مذهبی ما تا این حد دچار قحطی آدم مومن و کاردان شده؟؟؟ 2- به نظر شما واقعا آقای احمدی نژاد بیشتر به مدیریت کشور رسیدگی میکردن و اینقدر با موضوع های مختلف در این ماههای آخر اذهان مردمی که زیر بار گرانی کمر خم کردن را آشفته نمیکردن بهتر نبود؟؟ 3-بنده بارها این جمله را در جلسات شما شنیدم که میفرمایین ما برای "کاه و جو" انقلاب نکردیم!!!!!!! باا عذرخواهی فراوان به نظر خودتون آیا واقعا این تعبیر جالبیه؟؟ ، آیا این گرانی های به بار اومده در اثر دزدی ها و اختلاس ها و احتکارها را مردم با صبر زیادشون تحمل کنند و هیچ اعتراض یا انتقادی نکنند که متهم نشوند به دنیاگرایی و انقلابی نبودن؟؟؟ خواهش عاجزانه دارم به این سوالات پاسخ بدین چون ما باید تو جو دانشگاه و اذهان پرسشگر دانشجویان جواب بدیم و وقتی خودمون هم به این نظرات شما شک داریم چطور میتونیم دانشجوها و جوانان بیچاره را قانع کنیم؟؟ لطفا حلال کنید .خیلی خیلی محتاج دعاتون هستیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان‌طور که عرض کردم بنده در مورد نوع نگاه آقای احمدی‌نژاد به آقای مشائی در حیرت هستم و واقعاً نمی‌توانم مطلب را هضم کنم چون آقای احمدی‌نژاد را آدمی نمی‌دانم که از سر احساسات کسی را تأیید یا ردّ کند 2- نمی‌توانیم بگوییم آقای احمدی‌نژاد اصل کار خود را بر مدیریت کشور نگذاشته، فراموش نفرمایید دشمن با تمام توان به جنگ اقتصادی با ما آمده و خودش هم به این امر اقرار دارد، انتظار دارید تلاش دشمن هیچ تأثیری نداشته باشد؟ این اندازه دشمن را ناتوان و بی‌حساب می‌دانید؟ و یا معتقدید بحمدالله می‌توانیم از این معضل عبور کنیم و نگذاریم دشمن به هدف خود برسد؟ 3- آری ما برای دنیا انقلاب نکردیم ولی دشمن با ضربه‌های اقتصادی‌اش انقلاب ما را نشانه گرفته و به همین جهت همان‌طور که رهبری فرمودند نه‌تنها امسال سال دفاع از تولید داخلی باید باشد، باید نسبت به خودکفایی خود به طور جدّی برنامه‌ریزی کنیم 4- به نظر بنده اگر بتوانید تحلیل خوبی – مافوق جریان‌های سیاسی – نسبت به جریان اقتصادی کشور در اختیار دانشجویان عزیز قرار دهید آن‌ها مثل مقاومتی که در دفاع مقدس داشتند و سختی‌ها را در مسیر معنوی خود به چیزی نمی‌گرفتند، در حال حاضر هم خود را در همان سنگر احساس می‌کنند. مطمئن باشید که حقیقت گرانی‌ها ریشه در جنگی دارد که ما با جهان استکبار داریم، مواظب باشید موضوعات اصلی را برای ما فرعی نکنند تا ما گرفتار پازلی شویم که رقیب‌های سیاسی آقای احمدی‌نژاد طراحی کرده‌اند. موفق باشید
3805
متن پرسش
با سلام ایا پروتکل های منتشر شده یهود جعلی هست یا حقیقت دارد؟خواهش میکنم حقیقت را بگویید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد تحقیق نکرده‌ام ولی از حرکات و سکنات رژیم صهیونیستی و صهیونیست‌های دنیا برمی‌آیدزما که برنامه‌ای برای آینده‌ی خود در آن ن داشته‌اند. موفق باشید
3665
متن پرسش
سلام:شما در جواب سوال 3637فرمودین از اشتباهاتشان بگذریم و خائن سازی نکنیم! حالا که نوبت خودتان رسید بله؟پس آقای خاتمی هم اگر اشتباهی کرده بگذریم چرا شما نمیگذریدچرا مرتب شما و روزنامه کیهان خطاههای خاتمی را پیراهن عثمان کردید و تو سر شون می کوبید. ما شاگرد شما هستیم اما خاتمی را دوست داریم و به این سید جلیل القدر افتخار می کنیم و به شما هم هم چنین . اما انصاف داشته باشید!موسوی و کروبی که حسابشان جداست.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جواب آن سؤال عرض کردم خائن‌سازی نکنیم و همیشه از این جهت نسبت به روزنامه‌ی کیهان گله‌مند بوده‌ام که همه را با یک چوب می‌راند و هرگز معتقد نیستم امثال آقای خاتمی اهل خیانت است هرچند انتقاداتی اساسی نسبت به ایشان دارم ولی ایشان در آخر دولت‌شان پیشنهاد رهبری را عمل کرد که فرمودند خودتان معاهده‌ی تعلیق در مورد انرژی هسته‌ای را تعلیق کنید و ایشان این کار را کرد. موفق باشید
3583
متن پرسش
حضور محترم استاد ارجمند جناب آقای طاهر زاده سلام علیکم، از آنجا که رهنمودهای شما در بزنگاههای پیچیده و اتفاقات مختلف پیرامون دولت، رئیس جمهور محترم و استنادات شما به بیانات حضرت آقا همواره سودمند و راهگشا بوده تقاضا دارم نظر خود را در خصوص اتفاقات تلخ و تاسف بار روز یکشنبه 15/بهمن ماه/1391در مجلس شورای اسلامی و دفاع دکتر از وزیر کار که شخص خدومی بودند و به گمان بنده کنار گذاشتن ایشان به صلاح ملت نبود و بیشتر به سیاسی کاری می مانست و تصفیه حساب مجلس با دکتر احمدی نژاد بفرمایید شاید کمی از این التهاب روحی که برای بنده و امثال بنده ایجاد شده است کاسته شود پیشاپیش از اینکه وقت شریف خود را برای پاسخگویی به بنده مصروف می دارید سپاسگزارم حلالمان کنید دستمان به غیر شما به جای دیگری نمی رسد.موفق و منصور باشید همواره
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: حقیقت آن است که حادثه‌ی روز یکشنبه 15 بهمن‌ماه آن‌قدر تلخ بود که بنده بنا نداشتم یادآور آن باشم و با این‌که چندین سؤال در این رابطه از طریق سایت از بنده ‌شده بود خواستم برای دامن‌نزدن به آن‌ حادثه‌‌ی تلخ از آن سؤالات رد شوم، ولی این‌طور که جنابعالی سؤال می‌فرمایید یک نحوه مسئولیت برای بنده پیش آورده که به حکم وظیفه نظر خود را عرض کنم، با فرض این‌که هیچ تأکیدی بر صحت تحلیل خود ندارم و منتظرم ببینم رهبر عزیز انقلاب«حفظه‌الله» در این امر چه اشاره‌ای دارند. در یکشنبه 15 بهمن صرف نظر از موضوع استیضاح و گله‌هایی که آقای احمدی‌نژاد از مجلس داشت که چرا این‌گونه برای دولت تنگنا ایجاد می‌کند، صحبت آقای احمدی‌نژاد در موضوع آن نوار دو قسمت داشت: یکی اصل طرح آن نوار بود و دیگری پیامی که آقای احمدی‌نژاد در صدد بود از آن طریق به گوش نمایندگان برساند. که این کار خیلی شبیه کار آقای احمدی‌نژاد در مناظره با آقای موسوی بود که از یک طرف خواست روشن کند پشت آقای موسوی جریان آقای هاشمی و آقای ناطق نوری خوابیده است و از طرف دیگر آن سخنانی که ایشان در مورد آقای هاشمی و ناطق و فرزندان ایشان مطرح کرد. آقای احمدی‌نژاد با این کار خود یک پیام به مردم ایران داد که مردم ایران اگر می‌خواهند به آقای موسوی رأی دهند او را جدای از آقای هاشمی نبینند. ولی این پیام‌ را به روشی داد که مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» آن روش را بدون اشکال ندانستند و اشتباه دانستند، در عینی که روشن کردند آقای هاشمی از ابتدا با آقای احمدی‌نژاد مخالف بوده و فرمودند که رهبری به نظرات آقای احمدی‌نژاد نزدیک‌تر است. در یکشنبه 15 بهمن نیز روش آقای احمدی‌نژاد روش خوبی نبود ولی پیام او قابل توجه است، او می‌خواست به مجلس بگوید پشت پرده‌ی درگیری مجلس و دولت، درگیری آقای لاریجانی با دولت آقای احمدی‌نژاد نهفته است. قبلاً هم آقای احمدی‌نژاد در جمع طرفداران خود که قضیه برکناری آقای لاریجانی را از نماینده‌ی رهبری و دبیری شورای عالی امنیت ملی روشن می‌کند، این طور می‌گوید: «من رفتم خدمت آقا(مقام معظم رهبری) و عرض کردم آقای لاریجانی سیاست‌های دولت را در رابطه با انرژی هسته‌ای عمل نمی‌کند، و با یک نحوه تکبری کاری به کار ما ندارد و پیشنهاد تغییر ایشان را کردم و آقا قبول کردند». که بعداً آقای سعید جلیلی را به‌جای آقای لاریجانی قرار دادند. آقای احمدی‌نژاد می‌خواهد بگوید جنگی که مجلس با دولت شروع کرده ریشه در شخصیت آقای لاریجانی دارد و اگر مجلس ماوراء آقای لاریجانی تصمیم بگیرد نتیجه چیز دیگری خواهد بود که با همین رویکرد در جلسه‌ی چهارشنبه 27 دی‌ماه آقای احمدی‌نژاد به مجلس آمدند و با تلاش زیاد خواستند بر اتحاد بین مجلس و دولت تأکید کنند که متأسفانه مجلس برخورد خوبی نکرد، در حالی‌که مقام معظم رهبری بنا به نقل هفته‌ی نامه‌ی 9 دی بر استمرار اجرای هدفمندی یارانه‌ها در راهکاری مشترک و توافقی بین مجلس و دولت تأکید داشتند. ولی به گفته‌ی آقای رسایی نمایندگانی که به سلیقه‌ی هیئت رئیسه انتخاب شده بودند که بعد از سخنان رئیس جمهور سخن بگویند؛ « به هیچ وجه فنی و کارشناسانه سخن نگفتند، بلکه سیاسی، شعاری و واکنشی رفتار کردند و به بدنه‌ی جامعه پیام لجاجت در برابر دولت را منتقل کردند.» آنچه در جمع‌بندی می‌توانم عرض کنم این است که جریان‌های اصول‌گرا – اعم از حزبی یا غیر حزبی – نباید گمان کنند یک جریان باید جریان دیگری را حذف کند یا نادیده بگیرد، این همان روحیه‌ا‌ی است که موجب اختلاف‌افکنی می‌شود و مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» و حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به ما در مورد آن تذکر می‌دهند. حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌فرمودند: «عزیزان من! اگر اسلام‏ را مى‏خواهید و کشور را، به فرمان خداى متعال گوش فرا دهید و اطاعت کنید که مى‏فرماید: «وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ‏» اختلاف و نزاع، شما را به شکست مى‏کشد و قدرت را از شما سلب مى‏کند، و رنگ و بوى شما را در جوامع بشرى مى‏برد. خطاب حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به افرادی است که انقلاب و ولایت فقیه را پذیرفته‌اند. فکر می‌کنم وقت آن شده است که جریان اصول‌گراییِ حزبی به سر عقل بیاید و به جای آن‌که بخواهد آقای احمدی‌نژاد را از صحنه‌ی انقلاب پاک کند بداند با دامن‌زدن به این نوع نزاع‌ها ارزش خود را فرو می‌کاهد. باید جریان اصول‌گرای حزبی از این اراده دست بردارد و بداند با انواع تنگناها برای دولت از جمله استیضاح وزیری که چهار ماه بیشتر به وزارتش نمانده، آقای احمدی‌نژاد تمام نمی‌شود - حتی اگر سایت آقای احمد توکلی با آقای شریعتمداری دعوا کنند که چرا احمدی‌نژاد را اصول‌گرا می‌داند- آقای احمدی‌نژاد به عنوان یک فکر برای همیشه در کنار انقلاب ماندنی است و باید همه کنار همدیگر در رفع ضعف‌هایی که در پیش رو داریم بکوشیم و تاریخ توحیدی خود را به شکوفایی برسانیم. به امید آن‌که همه‌ی جریان‌های معتقد به انقلاب اسلامی از حادثه‌ی روز یکشنبه عبرت بگیرند و در مواضع خود نسبت به یکدیگر تجدید نظر کنند تا دوستی‌ها دوچندان شود و همه در ذیل شخصیت ملکوتی حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و با تبعیت قلبی از ولیّ امری که زبان الهی در کام دارد، نور اتحاد را به جامعه برگردانیم و متذکر سخن خداوند باشیم که فرمود: «وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیم‏»، مسلّم خوبی و بدی مساوی نیست لذا بدی را به بهترین شکل دفع کنید در آن حال آن دشمنی که بین شما و رقیب‌تان بود به دوستی صمیمی تبدیل می‌شود. آیا نیروهای معتقد به انقلاب راه دیگری در پیش دارند؟ از این جهت عرض مکنم آن حادثه می تواند «یکشنبه‌ای تلخ، و آینده‌ای شیرین » باشد. موفق باشید
3585
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار. ممنون که همیشه سوالات ما رو پاسخ می دین. همان گونه که در فتنه ی 88 عده ای سعی داشتند جنگ ضد نظام ها با نظام را به جنگ بین موسوی و احمدی نژاد تقلیل دهند که البته با عملکرد خوب دکتر احمدی نژاد و رهبری، این نقشه شان خنثی شد ، هم اکنون هم عده ای قصد دارند بحث های مهم دکتر در مجلس را به دعوای احمدی نژاد و لاریجانی تقلیل دهند. احمدی نژاد در صحبت هایی که اخیرا در مجلس داشته است ، سعیش بر این بوده که ظرفیت زیادی را که جهت انجام فساد در کشور وجود دارد و روند انجام آن مفاسد را مطرح کند که لاریجانی در پاسخ به احمدی نژاد به طور کاملا زیرکانه ، محل بحث را عوض کرده و رویکرد دکتر را به دعوای شخصی و توهین به برادران لاریجانی تلقی می کند تا اصل بحث مقفول واقع شود و متأسفانه نیروهای سطحی نگر حزب الله به جای حمایت از دکتر و بازخواست از مجرمین ، از دکتر طلب کار هم هستند که رویکرد اصلاح مفاسد کشور را دارد . و حمایت هایی که از دکتر هم می شود غالبا سیاسی و بدون فهم کردن عظمت و اصل قضیه است . واقعا نظر شما چیست ؟ به نظر شما این یک برهه ای از تاریخ است که باید گذرانده شود تا حزب اللهی ها بفهمند با ظرفیت عظیم ریاست جمهوری در مبارزه با مفاسد روبرو بوده اند و باید به بهترین نحو ازین ظرفیت استفاده می کردند نه این که بیشتر با تفکر خیلی سطحی ، رئیس جمهور خادم ملت را محکوم کنند ؟ همین افرادی که اوایل ریاست جمهوری دکتر از مبارزه با مفاسد توسط دولت استقبال کردند ، به جای این که متوجه باشند رئیس جمهور با صحبت هایش در مجلس اولا نشان داد که مجلس کاملا با سلیقه شخصی قوانین عمومی را بر خلاف قانون اساسی ( خلاف اصل 138 قانون اساسی) تصویب می کند و ثانیا رانت خواری و فساد با استفاده از مناسبات و روابط حاکم، به راحتی انجام می شود ، حرف های او را بی اخلاقی تلقی کنند ؟ استاد ، به نظر شما چه می شود که بی اخلاقی به این بزرگی و رانت خواری که فیلم 24 ساعته ی آن موجود است و سوء استفاده از قانون ، بی اخلاقی تلقی نمی شود اما اعتراض به این بد اخلاقی ها ، بد اخلاقی به حساب می آید ؟ استاد به نظرتون چی می شه که علیرغم تهمت های علنی رئیس مجلس به رئیس جمهور ، آب از آب تکان نمی خورد اما سعید مرتضوی رو بدون دلیل گرفتند و ... ؟ در کل شما مسئله رو چگونه می بینید ؟ می شود لطفا قضیه را برای ما تحلیل کنید و کمی امید به ما بدهید که واقعا از این همه بی عدالتی با سردمداران عدالت در کشور به ستوه آمده ام. استاد ، دیدید چگونه هر بار جناب ل. از عابروی مراجع و رهبری برای صحه گذاشتن به صحبت های خود خرج می کند ؟ استاد دیدید با این که احمدی نژاد به قول خودش مسائل نرم آن فایل را مطرح کرده بود ، چه برخوردی با او شد ؟ اگر اصل قضیه را که هم لاریجانی هم احمدی نژاد می دانند مطرح می کرد چه می شد ؟ استاد عزیزم ، باید چه برهه ای از تاریخ طی شود که از تحلیل های سطحی حداقل در مسائل این چنینی رهایی ایجاد شود و توان درک این زحمات دولت حداقل در حزب الهی ها ایجاد شود ؟ نظر شما راجع به اتفاقات پانزدهم بهمن در مجلس چیست ؟ خداوند سایه ی شما را از سر ما کم نکند.
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده جوابی در جواب سؤال شماره‌ی 3583 داشته‌ام در ضمن مطمئن باشید این نهضت الهی به لطف الهی در شرایطی است که نه‌تنها از قوام لازم برخوردار است بلکه با هدایت الهی و توحیدی رهبر عظیم‌الشأن انقلاب این نوع تنگناها را یکی بعد از دیگری پشت سر می‌گذارد. همه‌ی تلاش شما آن باشد که از مرز تعادل که مورد خواست رهبر عزیز است یک قدم هم خارج نشوید. موفق باشید
3581
متن پرسش
با سلام امروز انسان ها نیاز ومطالبات بسیار جدی دارد واسلام مدعی پاسخ به آنها را دارد انقلاب اسلامی به گفته بسیار ی من جمله شما جایگاه ویژه ای در این زمینه دارد واکنون در سالگرد پیروزی ااین انقلاب ما مواجهیم با افرادی که خود را انقلابی ، اصولگرا ، ولایتمدار ،شیعه و...می دانند ولی با تمام توان تلاش کردند که دولت رئیس جمهوری را که به فرموده امام خامنه ای از آغاز تا امروز در مسیر عدالت (عدالتی که همیشه بزرگترین نیاز ومطالبه بشریت بوده وهست وان کس که در دور افتاده ترین نقطه جهان تا کسی که در متمدن ترین جای جهان زندگی میکند به دنبال آن است )گام برداشت وزحمت کشید را بگیرن ودستان او را بستند واورا انحرافی خواندند واورا در این مسیر تنها یتنها قراردادند والان که او از دولت ومسیرش دفاع می کند بازهم خائن می نامندش ولی یک لحظه تامل نمی کنند که این مسائل به خاطر خود مقدس نما جاهلشان بود که به همان سطحی نگری خوارج وبی صفتی بانیان جنگ جمل برخورد کردند با عنوانین متفاوت از جمله اصول گرا وانقلابی وپایداری وولایتمدارو.....دستان امام علی رابسته بودند ودم از ناکارمدی سیاستش در مقابل معاویه می زدند ووای برما که بعد از سی وچهار سال از گذشت انقلاب چگونه به این احمق ها بفهمانیم شما معیار انقلاب واسلام وتشیع نیستید در هر مکان وجایگاهی که قرار دارید وواقعا چه باید کرد ؟ چگونه در این پیچ تاریخی نگذاریم تاریخ تکرار شود دیگر نمی توانیم شاهد این همه ظلم باشیم چه کسی مدافع دولت آقای احمدی نژاد است شما خودتان سوالاتی که در این زمینه از شما پرسیده شده را بررسی کنید به هر نحوی می خواهند نقطه ضعفی از دولت مطرح کنند وآن را علم کنند نمی خواهم بگویم به انقلاب اسلامی شک کرده ام که تنها امید مستضعفان جهان است اما نمی توان سوال کر که آیا این دستاورد ما از این همه مبارزه است که امروز باز هم باید قربانی بدهیم واین قصه کی به پایان می رسد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده معتقدم انقلاب اسلامی از تنگناهای بزرگی عبور کرده و هنوز تنگناهایی در پیش دارد، ما از تفکر اصلاح‌طلبان که اصالت را را به فرهنگ غرب می‌دادند بحمدالله و با رهنمودهای حکیمانه‌ی رهبری عبور کردیم و تفکر اصلاح‌طلبان نتوانست انقلاب را متوقف کند ولی ما از ضعف‌هایی که در اصول‌گرایی خود داریم هنوز عبور نکرده‌ایم. اولاً: اصول‌گرایی حزبی تصور می‌کنند جای همه‌ی انقلاب نشسته‌اند در حالی‌که ظرفیت فهم و ادامه‌ی انقلاب اسلامی را به جهت روح سیاست‌زدگی خود ندارد. ثانیاً: نیروهای متدین به آرمان‌های انقلاب و رهبری هنوز نتوانسته‌اند آزاد از دسته‌بندی‌های سیاسی به فکر محتوابخشیدن به فرهنگ جامعه باشند ولی آنچه در پیش است حقیقتاً توان فوق‌العاده‌ی انقلاب اسلامی است که به مرور از تنگناهای خود می‌گذرد و به اهداف متعالی خود نزدیک می‌شود. موفق باشید
3470
متن پرسش
با سلام استاد عزیز پیامبر عظیم الشأن اسلام می فرمایند: الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم. به زبان امروز یعنی حکومت لائیک و سکولار می تواند دوام داشته باشد اما حکومت اسلامی اگر آلوده به ظلم باشد دوام نمی آورد. استاد درست است که حکومت ما دینی است اما با این همه تبعیض، رانتخواری، آقازاده بازی، تجمیع سرمایه های ملی در دست یک عده و خفه کردن صدای هرکس که نسبت به این گرانی ها و تبعیض ها معترض است؛ ایا دوام می آورد؟آیا پابرجا می ماند؟بالاخره آن مسئولینی که تبعیض قائلند، رانتخواری می کنند، جلب سرمایه می کنند،وامهای بی در و پیکر می گیرند و بر آه بیوه زنان و اشک یتیمان و فقر پابرهنگان-که به فرموده امام رضوان الله تعالی صاحبان اصلی این انقلاب هستند- کاخ قدرت خود را می آرایند باعث به زمین خوردن این نظام نمی شوند؟مگر نه اینکه رسول راستین فرمود ملک با کفر می ماند اما با ظلم نه. آیا همین جمله خبر سرنگونی نظام ما را نمی دهد؟چه باید کرد؟استاد گرامی چه باید کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این دزدی و گرگی‌ها هدف نظام نیست بلکه نظام سعی دارد ان‌ها را کنترل کند برعکس نظام‌های ظالم که خودِ نظام به مردم ظلم می‌کند. بحمدالله جهت‌گیری نظام مقدس اسلامی طوری است که از این انحراف‌ها می‌گذرد و هر روز ریشه‌های او مستحکم‌تر و اصل نظام پایدارتر خواهد بود. موفق باشید
3377
متن پرسش
یا نصیر با سلام 1.اینروزها بحث در مورد سبک زندگی بر سر زبانها افتاده ولی متاسفانه مثل همه فرمایشات حضرت آقا سطحی با آن برخورد می شود. به نظر شما چه راهکارهایی برای عملی شدن فرمایشات ایشان وجود دارد؟ رسانه ها، دانشجویان و سایر اعضای جامعه برای رسیدن به مؤلفه های سبک زندگی اسلامی چکار باید بکنند؟ 2. استاد اینروزها هر روز خبرهای متناقض و ناامیدکننده در مورد اوضاع کشور، مسأله آقای مشایی و احمدی نژاد به گوش می رسد. خبر از ریزشهای نیروهای انقلاب، از دعوای سر پست ریاست و مقام و ...د مقابل این هجمه ها چکار کنیم؟ احساس میکنم به باورهای انقلابی برخی از جوانان متدین ضربه خورده، خصوصا بعد از اجرای آقای مشایی، چگونه امید و نشاط سالهای88 را برگردانیم؟ تو این انتخابات موضع خود، کاندید مورد علاقه ی خود را با این همه تنوع حتی در اصولگرایان چگونه مشخص کنیم؟ تشکر قبلی از پاسخگوییتون.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- بنده در حدّ خود در مورد تبیین نظرات رهبری«حفظه‌الله» مصاحبه‌ای داشته‌ام که إن‌شاءالله به صورت جزوه در اختیار عزیزان قرار می‌گیرد 2- تنها راه مسئله همان آزاداندیشی است که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید کردند وگرنه هر روز یک گروه گروه دیگر را به جهت آن‌که مثل آن‌ها فکر نمی‌کند متهم به انحراف می‌کنند بدون آن‌که معلوم کنند بر مبنای معارف اسلامی کدام سخن انحرافی است و کدام سخن انحرافی نیست. موفق باشید
3367
متن پرسش
بسمه تعالی باسلام. استاد بفرمایین آیا مطالب زیر صحیح است یاخیر طلاق از ذهن آغاز میشود ثروت از ذهن آغاز میشود. کسی که احساس فقر میکند فقیر میشود و کسی که احساس ثروت میکند ثروتمند میشود. باور همه چیز است.در بیرون نفس آنچه در درون نفس است اتفاق می افتد وعمل خارجی تابع عمل داخلی است.خوشبختی و ثروت یک حالت ذهنی هستند که از ذهن آغاز میشوند. باور ثروتمند شدن انسان را ثروتمند و باور فقر انسان رافقیر میکنداین را بدانید دنیاو حوادث و رویدادهایی که در آن برای شما اتفاق میفتد فقر و ثروت همه وهمه انعکاس دنیای ذهنی و درونی شماست.احساس ثروت است که تولید ثروت میکند و برای کسب ثروت لازم نیست سخت کار کنید و به بیگاریی بپردازید ثروت یک اعتقاد راسخ است که در ضمیر باطن شما نهفته است. اگر باورتان بیشتر بشود روی هوا هم راه میروید. انا عند ظن عبدی بی نیز گواه این مطلب است خداوند چون باور صرف است همه چیز را بوجود آورده و میاورد. پس شماهم باورتان را زیاد کنید تا همه چیز متناسب با باورتان تحقق خارجی بیابد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این حرف‌ها مبتنی بر سوبژکتیویته است که انسان را منبع همه‌ی حقیقت می‌داند در حالی‌که روایتی که آورده است سخن او را نفی می‌کند چون رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» در آن روایت می‌فرمایند: اگر یاران عیسی«علیه‌السلام» یقین‌شان بیشتر بود در هوا هم راه می‌رفتند. به تعبیر حضرت صادق«علیه‌السلام»، «یقین» یعنی از خود ناامیدشدن و به حق امیدوارگشتن، بنابراین آموزه‌های دینی ما را کمک می‌کند که به خدا تکیه کنیم و با امیدواری به خداوند راضی می‌شویم به آن‌چه حضرت حق برای ما مصلحت می‌داند و این غیر از این حرف‌ها است که همه‌چیز از ذهن ریشه می‌گیرد. موفق باشید
3330
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . .انشاالله زیارتتان قبول حق باشد و انشاالله وصل به زیارت حضرت بقیه الله ارواحنا فداه قرار گیرد و توشه مابقی عمر شریف باشد،انشاالله. . . 1-استاد جسارتا،دیدی که شما درباره ولایت فقیه به ما داده اید،و مارا با سلوکی آشنا کردید که اصلا باور نمیکردیم اینقدر برکت داشته باشد،سوالاتی برایمان بوجود آورده،از جمله درباره علما دین. . .امام خامنه ای حفظه الله تعالی فرمودند:اون عالمی که عباش رو به کولش بکشه و بره یک گوشه بگه به سیاست کاری ندارم این عالم سکولاره و صحبتایی از این قبیل. . .چرا مثلا بعضی علما در مورد مسائل سیاسی کشور نظری ندارند؟چرا مثلا درباره فتنه جدید که انتخابات آزاد هست نظر ندارند؟چرا درباره مسائل سیاسی روز اونطور که باید و شاید نظری نمیدن؟چرا واقعا مثل علامه آیت الله جوادی آملی،مثل علامه مصباح،اونطور که باید بصیرت پراکنی نمیکنن؟آیا انتظار ما زیاده یا اینها در اشتباهن؟یا حدی داره که ما نمیدونیم؟. . .2-جسارتا این سوال ربطی به موضوع بحث نداره،ولی من هر روز تقریبا اکثر خبرگزاری ها و روزنامه ها رو مرور میکنم،تا از وضعیت سیاسی طبق فرامایش رهبری آگاهی باشم و این واقعا گاهی وقتمو زیاد میگیره،مثلا شاید روزی 4 ساعت و امکان بهره نبردن از بعضی منابع رو میده،اما الحمد لله تحلیل سیاسی میتونم بکنم وقایع رو و به گفته رهبری عمل کنم،به نظرتون این سیاست زدگی که یه وقت نیست؟. . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- همان‌طور که مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» فرمودند: این ننگ است که روحانی بگوید من کاری به مسائل کشور ندارم، کشوری که با ولایت فقیه اداره می‌شود، ولی مصداق آن روحانی مسلّم آیت‌الله جوادی«حفظه‌الله» نیستند که در واقع باید گفت یکی از عمیق‌ترین تئوریسین‌های نظام ولایت فقیه می باشند. تفاوت روش آیت‌الله جوادی با آیت‌الله مصباح«حفظه‌الله‌تعالی» نباید موجب شود که عظمت کار آیت‌الله جوادی را که پایه‌های معرفتی تمدن اسلامی را می‌سازند، نادیده گرفته شود 2- چهارساعت کار جهت این امر برای یک طلبه زیاد است، بیش از یک‌ساعت نباید وقت بگذارید همین‌که اجمال موضوعات را در دست دارید کافی است. موفق باشید
3290
متن پرسش
سلام علیکم : استاد بنده تازگی با مطالب های شما آشنا شده ام و خیلی استفاده کردم از سال 84همان دور اول ریاست جمهوری ته طوری باور نکردنی برای خود و دیگران شیفته آقای احمدی نژاد شدم هر چند در دور اول ریاست جمهوری در منطقه ما یعنی اسلام آباد غرب کسی ایشان را نمی شناخت بنده نه از روی تحلیل ولی بطور عجیبی معتقدم بودم ایشان رئیس جمهور می شود و به سختی همراه دوستانم با هزینه شخصی برای ایشان فعالیت کردیم و الحمدا... رئیس جمهور شد وبعد از پیروزیشان افرادی که مرا می شناختن فکر کردن من ارتباط تنگا تنگی با آقای احمدی نژاد دارم تا مدت ها از من انتظاراتی داشتن و هر کس چیزی می خواست من در محل خودمان به احمدی نژادی مشهورم ولی مدت ها طول کشید تا آشنایان فهماندم نه احمدی نژاد ونه مسئولین ستادهاونه نزدیکان احمدی نژاد مرا میشناسند.آقای احمدی نژاد به عنوان مردی خدایی ویار رهبر در قلبم جا گرفت.تا سال88بعد از حرف وحدیث هایی که پشت سرش به وجود آمد خیلی ترسیدم که نکند دوستار کسی هستم که در خط نایب امام نیست. سخت پیگیر شدم تا بدانم جریان از چه قرار است هر چه مطالعه می کنم مدرکی که مرا قانع کند برای نسبت هایی که به آقای رئیس جمهور ویارانش می دهند پیدا نمی کنم . از هر که سئوال هم میکنم دلیل تان چیست. میگویند یعنی شما می گویید آیت ا... فلان وفلان هزار شخصیت روحانی سپاهی ..... اشتباه میکنند راست هم می گویند بنده هم خودم هر وقت در مسئله ای شک می کردم مطلب را با گفته این شخصیت ها چک می کردم حالا چه همان ها که قبلا سنگ محک ما بودن همه یک صدا در برابر این مرد ایستادن ولی بدون دلیل راستی ما چه باید بکنیم می ترسیم نکند با پشتیبانی از احمدی نژاد در برابر ولی امر قرار گرفته ایم یا اگر پشتیبانی نکنیم به اسلام ورهبری خیانت کرده ایم .جنابعالی خودتان در نظر نگیرید تشخیص این مطالب برای من وامثال بنده سخت است .شاید بفرمائید شما گوشتان به رهبری باشد ولی بلند گوهایی که قرار است صدای رهبری به گوش ما برسانند مشکل دارند . ببخشید استاد بنده شما را هم خوب نمی شناسم ولی چند روزی است مطالب تان را می خوانم به دلم نشسته خدا کند راه نجات این همه نگرانی ما پیش شما با شد. خواهش می کنم ضمن راهنمایی بفرمایید چرا باوجود اینکه مقام رهبری معتقد به بیداری اسلامی هستند آقای احمدی نژاد مرتبا می گوید بیداری انسانی ممنون می شوم اگر جواب بدهید .والسلام از راهنمایی هایتان بی نسیبمان نکنید پست الکترونیک
متن پاسخ
3290 باسمه تعالی؛ علیکم السلام: عنایت داشته باشید که همه‌ی بزرگان دین اسلام را یک دین فطری و انسانی می‌دانند بنده فکر می‌کنم تأکید آقای احمدی‌نژاد بر بیداری انسانی تفسیر همان بیداری اسلامی است تا معلوم شود آن‌چه در عالم در حال وقوع است و نظر انسان‌ها را متوجه اسلام کرده همان بیداری اسلامی است، به نظرم بدخواهان و نکته‌گیران می‌خواهند این دو واژه را در مقابل همدیگر قرار دهند. به عنوان نمونه بنده بعضی از سخنان مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» را در این رابطه عرض می‌کنم که اسلام را دین فطری و انسانی می‌دانند. ۱۳۸۹/۱۲/۰۲بیانات در دیدار مسئولان نظام درروز میلاد پیامبر(ص) امروز دنیا در زیر بار سنگین تحمیلات ناشى از تمدن مادى به ستوه آمده است و دنبال راه نجاتى میگردد. آنچه که شما امروز از بیدارى اسلامى در برخى از کشورهاى اسلامى مثل مصر و تونس ملاحظه میکنید، یک نشانه و نمونه‌اى از به‌ستوه‌آمدگى بشریت است. وقتى شیاطین بر زندگى مردم غالب میشوند - که شیاطین انس از شیاطین جن خطرناک‌ترند - مستکبران عالم که در زندگى اجتماعى مردم، زندگى خصوصى مردم، در اقتصاد مردم، در فهم و بینش مردم دخالت میکنند و آنها را به راه‌هاى بیراهه میکشانند، زندگى فضاى تاریک پیدا میکند و این فضاى سنگین و تاریک با فطرت انسانها ناسازگار است و بالاخره فطرت انسان بیدار میشود؛ این آن چیزى است که امروز دارد در دنیا اتفاق مى‌افتد. ۱۳۸۶/۰۷/۲۱بیانات در دیدار کارگزاران نظام در روز عید سعید فطر فطرت انسان گرایش به خداى متعال و به توحید و به مرکز واحدِ متعالى‌اى است که همه‌ى انگیزه‌هاى انسانها، همه‌ى احساسات انسانها در آنجا میتوانند مجتمع شوند و کنار هم قرار گیرند. ۱۳۸۵/۰۳/۲۹بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى یک جوان، فلان پروژه‌ى عظیم را راه انداخته است؛ انسان حظ مى‌کند. این جوانهاى ما کجا بودند؟! اینها را که ما از خارج نیاورده‌ایم. اینها همین زمین حاصلخیزِ فطرت انسانى در کشور ما هستند. تربیت باران و خورشید انقلاب و اسلام اینها را بارور کرد و رشد و شکوفایى داد. نظیر این در صد جاى دیگر هست ۱۳۷۷/۰۶/۱۲بیانات در دانشگاه تربیت مدرّس‌ و خصوصیت براى «آزادى» هست که البته کلام امیرالمؤمنین این برجستگى و امتیاز را داراست که ضمانت اجرایى هم دارد. یکى از آن دو خصوصیت، همین است که حریّت جزو فطرت انسانى است - «وقد خلقک اللَّه حراً» -..... در هر حرکتى که به قصد احقاق حقّ زنان انجام مى‌گیرد، عیناً باید همین معنا ملاحظه شود؛ یعنى باید هر گونه حرکتى، بر اساس یک بینش خردمندانه، مبتنى بر حقایق هستى - شناسایى طبیعت و فطرت زن و طبیعت و فطرت مرد، مسؤولیتها و مشاغل اختصاصى زن، مسؤولیتها و مشاغل اختصاصى مرد و آنچه مى‌تواند مشترک بین اینها باشد - انجام گیرد و از روى انفعال و تقلید نباشد. اگر حرکت، حرکتى از روى انفعال و تقلید و تصمیم کورکورانه و چشم بسته باشد، حتماً مضرّ خواهد بود. ۱۳۷۹/۰۸/۲۲بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد خجسته امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) یک درس از این درسها این است که همه بدانند و همه اذعان و باور کنند که حرکت عالم به سمت صلاح و به سمت آفاق روشن است. مستکبران عالم هرچه مى‌خواهند، بگویند؛ تظاهر به قدرت‌نمایى بکنند؛ اما لشکر حق و حقیقت و کاروانى که بشریت را به سمت سرمنزل عدل و داد پیش مى‌برد، روزبه‌روز در حال افزایش یافتن است. گذشتِ سالها نمى‌تواند این امید را در دلها از بین ببرد یا کم‌فروغ کند که در آینده - که امیدواریم آن آینده چندان دور نباشد - همه آحاد بشر طعم عدالت را به معناى واقعى کلمه خواهند چشید. حقّانیت آن دولت الهى و حکومت ربوبى در زمین در این است که همه آحاد بشر سهم خود را از معرفت حقیقت و عمل به حقیقت خواهند گرفت. قدرتمندان و مستکبران و زورگویان و زراندوزان و زورمداران عالم هرچه تلاش کرده‌اند و بکنند، نخواهند توانست این حرکت و این رفتار طبیعى بشر را به سمت صلاح متوقّف کنند. البته در کار خدا در زمین طفره نیست و کارها بر طبق روال طبیعى انجام مى‌گیرد؛ اما طبیعت و فطرت عالم این است؛ که به سمت کمال برود و مى‌رود. شعارهایى که امام زمان علیه‌الصّلاةوالسّلام‌وعجّل‌اللَّه‌تعالى‌فرجه بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد کرد، امروز شعارهاى مردم ماست؛ شعارهاى یک کشور و یک دولت است. این خودش یک گام بسیار بلندى به سوى اهداف امام زمان است. روزى شعار توحید، شعار معنویت و شعار دیندارى، در دنیا منسوخ شده بود؛ سعى کرده بودند به طور کلّى آن را به دست فراموشى بسپارند؛ اما امروز در این منطقه عالم، این شعارها، شعارهاى رسمى حکومت است؛ شعارهاى رسمى اداره کشور و آحاد ملت است؛ علاوه بر این، این شعارها آرزوى ملتهاى مسلمان در بسیارى از کشورهاى دنیاست؛ و این شعارها یک روز تحقّق پیدا خواهد کرد.این زمینه‌ها وقتى آماده شد؛ آن وقت که معلوم شد در مقابل قدرت مادّى مستکبران عالم، زمینه این وجود دارد که آحاد بشر بتوانند بر روى حرف حق خود بایستند، آن روز، روز ظهور امام زمان است؛ آن روز، روزى است که منجى عالم بشریت به فضل پروردگار ظهور کند و پیام او همه دلهاى مستعد را که در همه جاى جهان هستند، به خود جذب کند و آن وقت دیگر قدرتهاى ستمگر، قدرتهاى زورگو، قدرتهاى متّکى به زر و زور نتوانند حقیقت را - آن‌چنانى که قبل از آن همیشه کرده‌اند - با فشار زر و زور خود به عقب بنشانند یا مکتوم نگه‌دارند. ۱۳۷۵/۱۰/۰۶دیدار اقشار مختلف مردم با رهبر انقلاب رهبر معظم انقلاب اسلامى ظهور حضرت بقیه الله امام زمان(ع) و ایجاد محیطى آکنده از عدل واقعى و عدل کامل الهى و اسلامى را بالاترین شرایط زندگى مادى و معنوى انسان خواندند و فرمودند: اگر فطرت انسانى تحت فشار قدرتهاى استکبارى مسخ و لگد مال نشود، دلها به طور فطرى و طبیعى منتظر چنان آینده‌اى است و بدون تردید آن قدرت متکى بر عدل مطلق الهى پرچم خواهد برافراشت و امید است چشمهاى منتظر مظلومان و مستضعفان، بندگان صالح و نیز جوانان شایسته و مؤمن و فداکار ملت ایران آن روز و صاحب آن روز را درک کنند. ۱۳۸۸/۱۱/۲۸بیانات در دیدار جمعی از مردم آذربایجان امروز حرکت انقلاب، هدفهاى انقلاب، همان چیزهائى است که در روز اول ترسیم شد و امام بزرگوار و حکیم ما آنها را ترسیم کرد. این هدفها با فطرت مردم هماهنگ بود، لذا مردم آن را گرفتند؛ والّا دل میلیونها مردم را به یک سمتى متوجه کردن، کار عادى‌اى نیست. وقتى کسى با فطرت سخن میگوید، از خدا حرف میزند، فطرتها به او متوجه میشود؛ «لو انفقت ما فى الأرض جمیعا ما الّفت بین قلوبهم و لکنّ اللَّه الّف بینهم».(4) دست قدرت خداست که دلها را به یک سمتى هدایت میکند؛ لذا نتیجه این میشود. در بیست و دوم بهمن، جمعیتى که در سى و یکمین سال ولادت انقلاب اسلامى در خیابانها حضور پیدا میکنند، از جمعیت سالهاى قبل بیشتر است؛ نه فقط کم نشده است، کمرنگ نشده است، بلکه پُررنگ‌تر شده است، ۱۳۸۹/۰۴/۱۹بیانات در دیدار مسئولان نظام در روز عید مبعث‌: خواسته‌ى مهمِ بزرگِ اساسىِ دیگرِ بشر، صلح و امینت و آرامش است. انسانها براى زندگى، براى پرورش فکر، براى پیشرفت عمل، براى آسایش روان، احتیاج دارند به آرامش، به محیط و فضاى امن و آرام؛ چه در درون خودشان، چه در محیط خانواده، چه در محیط جامعه، چه در محیط بین‌الملل. آرامش و امنیت و سلامت و صلح، یکى از خواسته‌هاى اساسى بشر است. اسلام پیام‌آور امنیت و صلح و سلامت است. اینکه ما به تبع قرآن و با تعلیم قرآن میگوئیم اسلام دین فطرت است، یعنى این. آن راهى را که اسلام در مقابل بشر میگذارد، راه فطرت است؛ راه برآوردن نیازهاى فطرى انسان است. با این جامعیت، با این دقت، با این اهتمام، بعثت پیغمبر اکرم از سوى پروردگار عالم به وجود آمد و فلاح بشریت را به او وعده و مژده داد؛ «بشیرا و نذیرا».(1) بشارت، در درجه‌ى اول، بشارت به همین زندگى آرام، زندگى همراه با عدالت، زندگى متناسب با ساخت بشر است. البته دنبال این هم، بشارت ثواب الهى است که مربوط به زندگى دائم انسان است. لذا بعثت پیغمبر در واقع بعثت رحمت است. با این بعثت، رحمت الهى شامل حال بندگان خدا شد؛ این راه، جلوى انسانها باز شد؛ عدالت را مطرح کرد، امنیت و سلامت را مطرح کرد؛ «قد جائکم من اللَّه نور و کتاب مبین. یهدى به اللَّه من اتّبع رضوانه سبل السّلام و یخرجهم من الظّلمات الى النّور».(2) با این دستورها، با این تعالیم، پیغمبر اکرم راه‌هاى سلامت را، راه‌هاى امنیت را به انسانها نشان داد. این سبل سلام - راه‌هاى امان، راه‌هاى آرامش، راه‌هاى امنیت - مربوط به همه‌ى محیطهائى است که براى انسان اهمیت دارد؛ از محیط درونىِ قلبى انسان بگیرید تا محیط جامعه، محیط خانواده، محیط کسب و کار، محیط زندگى جمعى، تا محیط بین‌المللى. این آن چیزى است که اسلام به دنبال آن است. امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلاةوالسّلام) در نهج‌البلاغه، هدف از بعثت نبى مکرم اسلام را این‌گونه معین مى‌کند: «لیثیروا لهم دفائن العقول»؛ تا گنجینه‌هاى خرد را در درون مردم استخراج کند و به فعلیت برساند. در زیارت اربعین سیدالشهداء (علیه‌السّلام) هم مى‌خوانیم: «لیستنقذ عباده من الجهالة و حیرة الضلالة»؛ قیام حسینى براى این است که ابرهاى جهل و غفلت را از افق زندگى انسان‌ها برطرف کند و آنها را عالم کند؛ آنها را به هدایت حقیقى برساند. نصرت خداى متعال در واقع معنایش این است که در جهت احیاى سنت‌هاى الهى قدم برداریم؛ در طبیعت و جامعه اثر بگذاریم؛ در بیدار کردن فطرت‌ها اثر بگذاریم؛ براى نجات انسان از مجموعه‌ى عوامل بدبختى و تیره‌روزى تلاش کنیم. این، نصرت ماست براى دین خدا. امام براى نجات و رهایى کشور و ملت خود، این حقیقت قرآنى را به کار گرفت و خدا را نصرت کرد؛ قیام و اقدام کرد. خداى متعال هم او را نصرت کرد و به حرکت او برکت بخشید؛ به یک قدم او صد قدم پاسخ گفت. ۱۳۷۰/۱۰/۱۱بیانات در دیدار مردم استان بوشهر برادران و خواهران! امروز دنیا دارد از فشار قدرتهاى ضدخدایى مى‌نالد. آنچه امروز ملتها را بیش از هر چیز زیر فشار قرار مى‌دهد، سنگینى حکومتهاى غیر خدایى است که انسان را از طبیعت و فطرت و خواست دلشان دور نگه مى‌دارند. سرنوشت این کشور بزرگِ ابرقدرتِ غول‌پیکرِ اتحاد جماهیر شوروى سابق، یک عبرت بزرگ و یک درس عظیم است. سالهاى متمادى مردم را در زیر فشار نگهداشتند؛ خیال مى‌کردند دین را از دل مردم پاک کرده‌اند و زدوده‌اند؛ خیال مى‌کردند دین را از زندگى مردم خارج کرده‌اند. هرچه فشار بیشتر، آمادگى انفجار بیشتر! امروز که آن حصارها و آن کمندهاى پنهانىِ حزبىِ کمونیستى از گردن مردم برداشته شده است، شما ببینید ملتهاى اتحاد جماهیر شوروى سابق چه مى‌کنند. به آن چیزهایى رو مى‌آورند که فطرت آنها مى‌خواهد. البته اگر درست هدایت بشوند و راهنمایان و مسؤولان و دلسوزان علاقه‌مند به این مباحث داشته باشند، وضع آنها خوب خواهد شد؛ والّا چنانچه راهنما نباشد، بشر از یک گمراهى، به گمراهى دیگرى منتقل خواهد شد ۱۳۷۴/۰۶/۱۴پیام به مناسبت گردهمایى سالیانه نماز همه‌ی‌ هدفهای‌ یک‌ جامعه‌ی‌ نیکبخت‌، از قبیل‌: تأمین‌ عدالت‌ اجتماعی‌، دستیابی‌ به‌ رفاه‌ عمومی‌ و شکوفایی‌ مادی‌، پرورش‌ استعدادها و خلاقیتها در آحاد مردم‌، برخورداری‌ از دانش‌ و بینش‌ و تجربه‌، عزت‌ و استقلال‌ و اقتدار ملی‌، گسترش‌ اخلاق‌ انسانی و روابط سالم‌ میان‌ آحاد مردم‌ و دیگر هدفهای‌ والا، در صورتی‌ تأمین‌ می‌شود که‌ تربیت‌ فردی‌ و تهذیب‌ اخلاقی‌ در آحاد مردم‌ بویژه‌ در کارگزاران‌ امور کشور، تأمین‌ شود و انسانهایی‌ پاک‌ و برخوردار از همت‌ و توکل‌ و اخلاص‌ و صبر و سختکوشی‌ در آن‌ جامعه‌ باشند که‌ به‌ یاری‌ این‌ پشتوانه‌ی‌ روحی‌، توانایی‌ برداشتن‌ بارهای‌ سنگین‌ را دارا باشند و در برابر موانع‌ گوناگون‌ و بویژه‌ امواج‌ فساد و تباهی‌، یارای‌ ایستادگی‌ داشته‌ باشند. هر چه‌ شمار اینگونه‌ انسانها در جامعه‌ و کشوری‌ بیشتر باشد، افق‌ آینده‌ی‌ آن‌ جامعه‌ و آن‌ کشور، روشنتر و حرکت‌ به‌ سوی‌ نیکبختی‌ در آن‌ جامعه‌ و آن‌ کشور، ممکن‌تر و آسانتر خواهد بود.» موفق باشید
نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!