بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: سیر مطالعاتی،مطالعه وتفکر

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
متأسفانه هیچ نتیجه ای در جزوات یافت نشد!
یادداشت ویژه ای با موضوع انتخابی یافت نشد
متأسفانه هیچ نتیجه ای در گفتارها پیدا نشد!
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30537
متن پرسش
سلام: در حال مطالعه سیر کتب استاد طاهرزاده هستم. ۱. آیا برای مطالعه کتب امام خمینی (ره) و ملاصدرا و ... باید سیر کتب شما تمام شود یا اینکه الان هم می‌توان آن کتب و کتب مشابه را مطالعه نمود؟ ۲. اینکه در کتاب ادب خیال عقل و قلب گفته بودید بهتر است آثار یک استاد را مطالعه کنید با مطالعه دیگر کتب مثلا از ملاصدرا منافاتی ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در جواب سؤال شماره‌ی 30536 عرض شد بعد از آن مقدمات، هم می‌توانید با تفسیر المیزان مرتبط شوید و هم با آثار حضرت امام. البته در نظر به آثار حضرت امام، شرح صوتی سوره‌ی حمد و شرح صوتی کتاب «مصباح الهدایه» به عنوان مقدمه خوب است کار شود. موفق باشید

30536
متن پرسش
سلام: قبلاً سیر کتب شهید مطهری را خوانده ام و مدتی هست که سیر کتب جنابعالی رو مطالعه می‌کنم. برای خواندن تفسیر المیزان الان باید شروع کنم یا اینکه مقدماتی دارد و کتابهایی از همین سیر را باید بخوانم و بعد به سراغ تفسیر بروم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از دنبال‌کردن مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین و «معاد» همراه با شرح صوتی آن‌ها، إن‌شاءالله تفسیر شریف المیزان افق‌های خوبی را در مقابل انسان می‌گشاید به شرطی که از جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» غفلت نشود. موفق باشید

30524
متن پرسش
سلام علیکم: بنده معمولا وقتی توبه می‌کنم و به امور معنوی و اصلاح خویش می‌پردازم یا لااقل خودم فکرمی‌کنم دارم می پردازم و از دنیا کمی فاصله می گیرم هر چند وقت یک بار دلم می‌گیرد نمیدونم چرا طوری می‌گیرد که حس می‌کنم باید کمی به دنیا برگردم و مثلا فیلم ببینم و... و برخی اوقات کلا در طول هر سال چند باری حالتی بهم دست می‌دهد که دیگر از چیزی لذت نمی برم و جالب اینجاس که نه تنها از چیز های مادی بلکه از چیز های معنوی هم لذت نمی برم و ختی شاید حس گرسنگی و تشنگی ام رو هم از دست می‌دهم و صرفا چون می‌دانم که نیاز دارم غذا می خورم و آب. حال چه کنم این دل گرفتگی و بی قراری ها و این تغییر مزاج ها و از دست دادن لذت ها به طوری که دوست دارم مدتی به خواب بروم و هیجی حس نکنم و بعد مدت طولانی بیدار شوم و به حالت اغماء بروم این حالات آیا طبیعیست یا خیر و باید رفع بشود؟ مثلا وقتی دل گرفتگی پیش می آید به فیلم و... به بپردازم یا نه طبیعی است و این تغییر مزاج و بی قراری هم طبیعیست؟ لطفا اگر امکانش هست سریع تر پاسخ دهید. تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی سعی شود با معارف عمیق الهی، افق حضور خود را در عالم شکل دهیم، این امورات را می‌توان طبیعی دانست تا آرام آرام وجه روح قدسیِ انسان بر وجه طبیعیِ آن غالب شود. موفق باشید

30483
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: بنده گاهی اوقات هیچ رغبتی به درس خوندن ندارم، اصلا حوصله ندارم، هی خودم رو مشغول می‌کنم و وقتم تلف میشه. با این حال بازم نمیرم درس بخونم. چیکار کنم که این حالت پیش نیاد، و اگه پیش اومد چه کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به خودمان توجه دهیم که شرط حضور در جهان و وسعت‌دادن به خود و بیش از حدّ به خود نزدیک‌شدن، تعمق در همین دروس است. موفق باشید

30478
متن پرسش
سلام استادِ عزیز تر از جان! کتاب ادب خیالتان را نوشیدیم. یک سوال از محضرتان دارم دانشجویی که می‌خواهد کار تربیتی عمیقی را انجام دهد، به نظر شما، دوران ابتدای جوانی اش را فقط به کسب علم و جمع آوری ابزار های علمی، تقویت مبانی، یادگیری اصول تربیت اسلامی، به قول خودتان عالَم دار شدن و.. سپری کند و پس از ۷_۸_۱۰ سال، قدم در راه تربیت بگذارد، یا از همان ابتدا زمانش را تقسیم کند و بخشی را به کار فرهنگی و بخشی به کسب همان چیز ها که عرض شد، کُنَد؟ زیرا ترسم از آن است که در زمان جوانی که بهترین زمان برای باروری علمی است، با کار فرهنگی در اجتماع، کمی ضعیف شود. به طور کلی زمان اقدام جدی به کار فرهنگی در اجتماع را (به شکل عمیقش) در چه سنی می‌بینید؟ البته با استاندار های خودتان (با افق گام برداشتن برای تمدن سازی در زمان حضرت)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ما در هر زمانی در سنت‌هایی که در آن قرار داریم می‌توانیم مطابق آن‌ها فعالیت‌های فرهنگی داشته باشیم و در عین حال هر اندازه عمیق‌تر در معارف الهی ورود کنیم، بهتر می‌توانیم به جامعه‌ی خود کمک نماییم. لذا از این جهت نه به‌کلّی از فعالیت‌های اجتماعی، خود را جدا کنیم، و نه تماماً غرق فعالیت‌های اجتماعی شویم و از عمق‌بخشیدن به معارف خود غافل گردیم. موفق باشید

30476
متن پرسش
با سلام: استاد ببخشید اون قرض الحسنه که در مسجد انبیا هست تحت نظارت خودتونه؟ اینکه بعضی میگن قرض الحسنه ها هم اونطور که باید باشد نیست صحیحه؟ اگر آری خصوصیات قرض الحسنه صحیح چیه؟ اگر منبعی هم هست معرفی بفرمایید، استاد چرا قرض الحسنه ها اونقدر با کرامت برخورد نمیکنن که خودشون پول قرض گرفته شده را یه هزینه بزارن روش و پس بدن تا مردم سراغ بانک نرن! و اینکه حضور بانوان در بحث قرض الحسنه چگونه باشه خوبه؟ اینکه بخواهیم یه قرض الحسنه با اطرافیان راه بیاندازیم چطور باید باشه؟ بنده با یه عده مدتیه میخوایم چنین کاری را بکنیم منتهی از عواقب احتمالی و اینکه هر کی یه قاعده میده و یه نظر، ترس اینو داریم تازه بخوابم یه کاری کنیم تبدیل به حرام بشه. لطفا راهنمایی بفرمایید. ۲. استاد کتاب آشنایی با علوم اسلامی شهید مطهری تقریبا همه جلدهاشو یه مرور داشتم و دوست دارم مبحثش رو خوب بفهمم ولی نمی دونم پراکنده هست یا عمیق نمیتونم اونطور که باید از بالا بهش نظر داشته باشم تا مطالب در ذهنم جمع باشه. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. رابطه‌ای با آن قرض الحسنه که می‌فرمایید، ندارم و اساساً در این موارد تجربه‌ی خاصی ندارم. ۲. کتاب‌های مذکور را استاد جهت تدریس در دوره‌ی لیسانس دانشگاه تنظیم کرده‌اند، به همین جهت مطالب آن ساده و اولیه است. موفق باشید

30457
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: لطفاً کتاب در زمینه انسان شناسی و خداشناسی غیر از آثار خودتون معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ﮐﺘﺎﺏ «ﻋﯿﻮﻥ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺍﻟﻨﻔﺲ» ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺹ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻭ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻧﻔﺲ و کتاب «معرفت نفس» که هر دو از آیت الله حسن‌زاده می‌باشد نکات خوبی را با خواننده در میان می‌گذارد. موفق باشید

30458
متن پرسش
سلام استاد: اینا چیزهای هستن که در این مدت یاد گرفتم آیا درست هستن. خدایی که می‌پرستم و شناختم فقط هست. وجوده. نه شکلی داره و نه رنگی. خدا یک حضور داره و یک ظهور، حضورش همه جا هست و ظهورش در تمام مخلوقات. من فقط هستم و هستی من از هستی خداست. روحم در همه جای بدنم هست، چشم، گوش، دست، پا یک جا نیست ولی تماما همه جا هست. جسمم فقط مرکبی برای روح هست. حرف می‌زنم می‌خندم گریه می‌کنم غمگینم. همه نشانه وجود روح هستن. عالم، آدم، طبیب، گل، زمین، آسمان، خورشید، ستاره، دانشمند، همه و همه خدا نیستن اما نشانه وجود خداوند هستند. وقتی خدا گفت که روحی منظور این نیست که از روح خودش دمید. وقتی من میگم موبایلم. یا خودکارم یا خونم. اینا جزیی از من نیستن ولی متلعق به من هستن. مثل خانه خدا که متلعق به خداست ولی از وجود خدا نیست. هرچی در جهان هست و هر کار و حرکتی همه از خداست. اینا تمام علمی هست که در این چند ساله فهمیدم و بهش رسیدم. آخرش به این رسیدم که هیچی نیستم و هر چی هست از وجود اوست او هست که همه چی هست. هدف فقط بندگی و شناخت اوست و بسوی او حرکت کردن. خیلی وقتها وقتی فکر می‌کنم که چند سال گذشته و انگار همین چند ساعت بوده. یاد آیه می‌افتم که وقتی می‌میرم ازم می‌پرسن چند سال زندگی کردی میگم نصف روز یا یک روز واقعا بهش رسیدم. دنیا واقعا محل گذر هست و هیچ چیز موندنی نیست. رو خودم کار کردم خیلی از گناهان رو کنار گذاشتم، نمازم اول وقت شده و روزه هام رو کامل گرفتم، غیبت و تهمت و ریا، دروغ، قسم نخوردن، مهربان بودن، احترام گذاشتن رو همه اینا کارها کردم. فهمیدم زندگیم بی هدف و پوچ نیست. فهمیدم ایمان یعنی باور تمام چیزهایی که در قران و کلام امامان هست وقتی زبانم میگه لا اله الا الله باور کنم که فقط لا اله ال الله هست. فهمیدم چرا امامان از جهنم گذشتن در حالی که آتش جهنم خاموش بود. چون وابسته این دنیا نشدن و ما که وابسته این دنیا هستیم در رنج و عذابیم. هر کی وابسته چیزی هست و این یعنی جهنم چون میترسه از دستش بده. حتی فهمیدم که الله جامع تمام اسمها هست یعنی چه. با مثال ساده پیداش کردم. من نگار هستم. خواهر هستم، دختر هستم، مادر هستم، همسر هستم، عمه هستم، خاله هستم، زن دایی هستم، دوست هستم، همسایه هستم، همکار هستم، زن برادر هستم، معلم هستم، مداح هستم، طلبه هستم، محصل هستم، و هر کدوم از این اسمها در جای بخصوص خودش بکار می‌روند ولی در جمع همون نگار هستم. تمام اسماء خداوند هرکدوم در جای خودش بکار می‌روند: رحمان، رحیم، رازق، کریم، مالک، بخشنده، عالم، طبیب، حی، ظاهر، باطن، متین و همه و همه در واقع همون الله هستن. استاد عزیز‌ گاهی روحم خسته حس می کنم نیاز به آرامش دارم آرامشی که نمیتونم توصیف کنم. گاهی خدا رو می‌بینم و لذت می‌برم ولی در هیاهوی زندگی و رفتن در کثرتها گم میشم. گاهی در وحدت هستم و گاهی در کثرت حس می‌کنم همه درسها برام حجاب هستن واقعا سردرگم هستم همه چی میدونم ولی هیچی نمیدونم. آگاهی دارم ولی هیچی بلد نیستم، هیچ. گاهی بفکر میرم و انگار وارد دنیای تفکر میشم ولی فقط لحظه ایی هست بعد میشنیم فکر می‌کنم که به چی وابسته هستم که نمیتونم آزاد باشم ولی پیداش نمی‌کنم. حتی گاهی دعا هم نمی‌کنم برای کسی فقط میگم عاقبت بخیر بشی یا هرچی خدا بخواد. چون میگم شاید دعای من باعث بشه خودش بدرک اون چیز نرسه. آدمهای اطرافم گاهی وقتها درکم نمیکنن و نمیدونن چی میگم واقعا دوست دارم رها بشم اما نمیدونم چطوری. اصلا نمیتونم به کسی چیزی منتقل کنم حتی حالا که خیلی چیزها در ذهنم هست اما. واقعا گفتنش سخت هست. حتی فهمیدم بهشت و جهنم همین حالا نقد هست و گاهی حس می‌کنم روی پل صراط راه میرم مخصوصا وقتی میخوام کاری بکنم. چند سال پیش اشتباهی مرتکب شدم توبه کردم. ولی نمیتونم برم از طرف طلب بخشش کنم. با اینکه چند ساله میدونم اشتباه کردم و اون هم میدونه اما حاصر نیست منو ببخشه. با اینکه چند ساله ولی وقتی از اون طرف خبری بشه یا قراره ببینمش، زجر می‌کشم. چند روز پیش اینقد حالم بد شد که گرمای آتش گناهم و برزخ بودنم رو حس می‌کردم آنقدر گریه و زاری کردم، ناله کردم و از خدا کمک کردم کاری کنه اون طرف منو حلال کنه. شرایطی پیش اومد رفتم خونش ولی هیچ حرفی نزدم فقط بهم نگاه می‌کرد، اما بعدش کمی آروم بودم. واقعا بهشت و جهنم اینجاست. فهمیدم وقتی که از خواب غفلت بیدار می‌شم. یعنی برگشتم به معاد هست وقتی اینجا از فرصت استفاده کنم جبران کنم. و یا برعکس اگه در کثرت ها بمونم. و رو خودم کار نکنم و بیدار نشوم موقع مرگ نهایی قبرم. یا بهشت است یا برزخ. واقعا نمیدونم. اخرش می‌رسم به این که هیچی نیستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! ما هیچ‌چیز نیستیم جز فقیری که إلی الله است و سرمایه‌ی ما انسان‌ها چنین فقری است که در دل آن انسان، خدا دارد و این سرمایه‌ی بزرگی است. ۲. از این نوع قبض و بسط‌ ها نباید نگران بود. با شهداء مرتبط باشید، چه با مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی آن‌ها و چه با حضور در مزارشان. حضور خدا را در مقاومت اسراء می‌توان احساس کرد. کتاب‌های «من زنده‌ام» و «سرباز کوچک روح الله» آینه‌ی چنین حضوری از حضرت ربّ العالمین است. موفق باشید.

30442
متن پرسش
سلام استاد: نظر حضرتعالی راجع به علامه عسکری و آثارشون چیه؟ راستی جوابها به ایمیل نمیاد تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم ایشان مردی دانشمند و زحمت کشیده هستند و آثار تحقیقی و مفیدی دارند. موفق باشید

30439
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم خدمت استاد عزیز: ان شاء الله که از برکات ماه مبارک رجب هرچه بیش تر بهره مند شوید. ببخشید استاد من بعد از یک سیر فلسفی و عرفانی، می خواستم به طور تفصیلی و تطبیقی در مورد عالم ذهن و خیال و مثال کار کنم، اگر لطف بفرمایید چند کتاب خوب در این زمینه معرفی بفرمایید. با تشکر از تماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید سیر مطالعاتی سایت بر همین اساس تنظیم شده. بالاخره باید از جایی شروع کرد. موفق باشید

30433
متن پرسش
با سلام حضور ادب و احترام استاد عزیز و خدا قوتتان بدهد. سوال اینکه در جلسه دوشنبه این هفته فرمودید یه کتاب چهار جلدی امام خمینی رضوان الله را بخوانید اگه امکانش هست اسم کتاب کتاب چیست؟ سوال دوم اینکه اگر خواستیم کتاب تاریخ بخوانیم یه اطلاعی در مورد زمان پهلوی خبیث بخوانیم چه کتابی پیشنهاد می‌کنید؟ ممنون. التماس دعا. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب «خاطرات آیت ‏اللّه‏ عبدالعلی قرهی» ۲. کتاب‌های بسیاری به صحنه آمده است که بنده در جریان نیستم. ولی کتاب «تاریخ معاصر ایران» از آقایان: موسی نجفی و  موسی فقیه حقانی نکات خوبی را با شما در میان می‌گذارد. در ضمن می‌توانید به جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» که در سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

30428
متن پرسش
با سلام و درور بر استاد: از آنجا كه علم به يقين در خدا جز بديهيات است اگر ما همين قدر بدانيم كه خدا وجود باشعوريس كه بر عالم و هستي حاكم و حكيم داناست و هرچه اراده كند يقينا محقق خواهد شد آيا شناخت بيشتري بايد صورت بگيرد در اين عالم در مورد خدا؟ آيا تسليم در برابر حوادث كافي نيست براي ادامه زندگي؟ آيا خدا مي‌خواهد ما بيشتر بدانيم در مورد خودش؟ آيا تسليم بودن در برابر علم خداوند كافي نيست؟ آيا بايد شناخت بيشتري در اين جهان و علم هاي كه هست بايد كسب كرد تا به هدف انسانيمون رسيد يا كمال در تسليم محض در برابر خداوند و انسانيت انساني است و خير رساندن به ديگران؟ سوال من اينكه آيا لازمه تحقيقي كه فلاسفيون و عرفا كردن كه همش به علم بينهايت خدا منتهي مي‌شود و نورانيت و رحمانيت آيا لازمه به فراتر از اين دست يافت؟ آيا بايد تفحص بيشتري كرد؟ آيا شناخت بيشتر لازمه زندگيس؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که حضرت صادق «علیه‌السلام» به نقل از کتاب «عقل و جهل» اصول کافی می‌فرمایند جواب خدا به بندگان بر اساس عقل و معرفت آن‌ها نسبت به خداوند است. با توجه به این امر می‌توان گفت هر اندازه معرفت ما به خداوند بیشتر باشد، عبادات ما و فعالیت‌های ما برکت بیشتری پیدا می‌کند. موفق باشید

30386
متن پرسش
سلام و تبریک ایام خدمت استاد عزیز: ببخشید استاد، میشه واژه سوبژه و اوبژه رو که توی کتابهاتون آوردید به زبان ساده برام بیان کنید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که رفقا بعضاً همین سؤال را داشتند، عیناً جوابی که تهیه شده، خدمتتان ارسال می‌شود:

1- اگزیستانس: حالت حضوری و وجودی که انسان خود را در جهان احساس نماید، وجهِ اگزیستانس اوست. مثل آن‌که انسان خود را در حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی احساس کند، نه آن‌که به عنوان یک باور دینی در کنار انقلاب اسلامی باشد.

2- اُبژه کردن یک چیز یعنی آن را به عنوان یک واقعیت در بیرون از ذهن مدّ نظر قراردادن. و سوبژه کردن یعنی آن‌که موضوع را در ذهن مدّ نظر قرار دهیم. وحدت وجود حالتی است که انسان خود را در همه‌ی هستی می‌یابد. بنابراین بحث سوبژه و ابژه دیگر در میان نیست، بلکه بودِ او عین حضور در خارج و عین یافتی است که به یک معنا در ذهن است، ولی دیگر همه‌ی بودِ او آن موضوع را فهم می‌کند، نه آن‌که در ذهن خود آن را مدّ نظر قرار دهد.

3- متافیزیک‌کردن یک موضوع یعنی آن را به صورت مفهومی درآوردن، به جای آن‌که خود را با آن واقعیت یگانه کند.

4- سکولاریسم، نگاهی است که انسان پدیده‌ها را صرفاً با نگاه مادی و غیر قدسی بنگرد.

5- دازاین، نحوه‌ی بودن انسان است در جهان به همان معنایی که اگزیستانس خود را مدّ نظر قرار دهد به جای آن‌که خود را یک چیز و جهان را چیز دیگر بداند.

6- بروکراتیک کردن یعنی موضوع را گرفتار نظام اداری قراردادن.

7- رئالیسم یعنی به واقعیت موضوع نظر داشتن.

8- هرمنوتیک، نگاهی است که انسان با نظر به هر متنی، سعی دارد روح تاریخی که آن متن یا آن فرد را فرا گرفته است، مدّ نظر قرار دهد هرچند ممکن است آن روح تاریخی تماماً در الفاظ نیاید ولی نگاه هرمنوتیکی سعی می‌کند روحی که منجر به آن حرکات و آن الفاظ شده است، مدّ نظر قرار دهد.

9- پوزیتیویسم، نگاهِ حسّی‌گرا و تجربی‌گرا می‌باشد.

موفق باشید

30379
متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم: ببخشید استاد اگر کسی تا آخر عمر به خاطر علاقه زیاد و ولع به خواندن و مطالعه، کتاب بخواند برای اینکه بفهمد، آیا در دنیا و آخرت به سعادت می‌رسد؟ آیا در شکل‌گیری شخصیت انسان و جسم برزخی او موثر است یا فقط بار خود را سنگین می‌کند؟ صرفا مطالعه اخلاقی مد نطر نیست بلکه هر نوع کتابی که برای فهمیدن جذاب است. و دوم اینکه این همه اطلاعات کجا می‌رود و وقتی بعد مدتی فراموش می‌شود پس به چه دردی می‌خورد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مطالعات، جهت یافتن حقیقت باشد و یا جهتِ رفع مشکلات مردم و یا جهت کسب رزق، مسلّم ارزش دنیایی و آخرتی دارد. ۲. مگر آن‌که نیّت‌های آن اعمال که خیر است، برای انسان بماند. موفق باشید

30354
متن پرسش
سلام و احترام و عرض تبریک ایام پربرکت ماه رجب المرجب: با توجه به ضعف و بی حالی که بدلیل روزه داری بر بدن غالب می شود و مطالعه و گوش کردن صوت دروس معرفتی مشکل می شود روزه داری اولویت دارد یا کسب امور معرفتی؟ بهترین راه استفاده از این روزها کدام است؟ با تشکر. لطفا جواب صرفا ایمیل گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر روزه‌های مستحب ما را از فعالیت‌های عادی خود باز دارد، باید از آن‌ها خودداری کرد یا مثلاً در ماه رجب هفته‌ای یک یا دو روز آن را روزه گرفت. موفق باشید

30348
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: برای فهم دقیق کتب یک متفکرِ دارای نظام فکری که الفاظ آن، بار معنایی متناسب با نظام فکری آن متفکر را دارد، نیاز به استادی است که قبل از شروع آن کتب یا در حین مطالعه آنها، منظومه فکری شخص و ادبیات او را در چند جلسه توضیح و تشریح کند. می‌خواستم بدونم که شاگردی دارید که این کار رو بتونه انجام بده؟ اصلا این نکته ای که گفتم به نظرتان درست هست یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته، نکته‌ی درستی است ولی با نظر به افقی که امثال حضرت امام و علامه‌ی طباطبایی گشوده‌اند؛ می‌توانیم جایگاه منظومه‌ی فکری افراد را نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی و معرفتی در این زمان، فهم کرد. البته رفقای زیادی هستند که گوشه و کنار مشغول طرح مباحث می‌باشند. موفق باشید

30334
متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: بنده مساله ای برام پیش میاد که خیلی برام سواله و خیلی ناراحتم از بابتش. من وارد هر کاری بشم و شروع کنم مدت زیادی نمیکشه و از اون بیزار میشم. مثلا مدتی مشغول دوره های قرآن، تثبیت محفوظات، نمازهای با خشوع و خضوع ذکر و.. بعد ناگهان زده میشم و بی میل واقعاا خسته شدم از خودم. علت چیه و چه راه حلی براش هست؟ چه باید کرد جوان هستم و دوست دارم جوانیم در راه خدا صرف بشود. اما مدتی کوتاه دوباره به عقب برمی‌گردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برنامه‌ی اصلی خود را مشخص کنید و در دل آن برنامه‌ی اصلی، به فرعیات بپردازید. مثلاً بنا بگذارید یک دوره‌ی کامل تفسیر المیزان را در چند سال ممتد مطالعه کنید، یا به عنوان مثال به سیر مطالعاتی سایت بپردازید. موفق باشید

30328
متن پرسش
سلام خدمت استاد سوالی داشتم: بنده به تازگی از سفر مشهد به اصفهان برگشته ام. می خواستم بدونم که باید چه کار بکنم که این ارتباط امام رضایی که بین من و امام رضا برایم به وجود آمده به مرور زمان خاکستری نشود و همیشه گوهر وجود امام رضا برایم پررنگ باشد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: امام معصوم «علیه‌السلام» مظهر کامل دیانت هستند. هر اندازه با تعمیق و تعمق در معارف الهی به دیانت پرداخته شود، نسبت انسان با امام معصوم شدیدتر می‌گردد. پیشنهاد می‌شود مباحث مربوط به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» را دنبال بفرمایید. موفق باشید

30304
متن پرسش
با سلام و درود خدمت استاد گرامي: من در حدود بيست و پنج سال با ناراحتي روحي دست و پنجه نرم مي‌كنم و از بيماري اسكيزوفرني و وسواس فكري رنج مي‌برم. با وجود اين بيماري من رشته الهيات خواندم ولي بعد روانشناسها گفتن اين رشته براي شما مضر بوده. من خيلي عالقمند به دانستن به نظريات فلاسفيون و عرفا هستم و خيلي دلم مي‌خواهد به آنچه كه خدا محقق كرده كه بشر بدان برسد قبل از مرگم بدان شهود پيدا كنم من گاهي با تضادهاي دروني مواجه هستم گاهي صفات انساني دارم گاهي شيطان بر من غلبه مي‌كند و من علم به اين دارم كه بايد ارتباطم رو با خدا و علم رو از لحاظ عقلاني زياد كنم با توجه به شرايط روحيم مي‌خواستم بدانم وارد حيطه علم فلسفه و عرفان بشوم با توجه به اينكه روانشناسان منع ميكنن و من را مي‌ترسانند. لطفا راهنمايي نماييد. با تشكر و امتنان از پاسخگويتان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود سیر مطالعاتی سایت را ادامه دهید. إن‌شاءالله در فضای تعادل علم و عمل قرار خواهید گرفت. موفق باشید

30265
متن پرسش
با سلام و احترام: آيا آثار و بيانات آقاي مروجي سبزواري روي هم رفته مورد تاييد است؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابی که از ایشان دیدم در رابطه با شرح ابیات ابتدای مثنوی و تطبیق آن با دو سیر مذکور عرفانی، کتاب خوب و دقیقی بود. موفق باشید

30217
متن پرسش
به نام خدا. سلام علیکم: بنده همواره از آثار بنانی و بیانی جنابعالی استفاده کرده و دلیل راهم بوده و هست جسارت بنده را ببخشید خواستم از جنابعالی برای موضوعی کمک بگیرم. در حال فیش بر داری از آثار حکماء با محوریت آثار آیت الله جوادی آملی با موضوع علم نافع و اتحاد بین عالم و معلوم و ارزش داشتن هر علمی به معلوم آن، می باشم. لطفا در عنوان آن کمکم کنید چون در حد مقاله پژوهشی بنای کار دارم. آثار جنابعالی را در این خصوص معرفی کنید - پوزش بنده را بپذیرید. ان شاءالله سلامت باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گمان می‌کنم کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» جهت دنبال‌کردن علم نافع و کتاب «معرفت نفس و حشر» جهت بررسی اتحاد علم و عالم و معلوم بتوانند نکاتی را متذکر شوند. موفق باشید

30184
متن پرسش
سلام عليكم: بنده احساس مي‌كنم براي خدمت به انقلاب به زمان خيلي بيشتري نياز دارم. هم مطالعه كنم درباره ي انقلاب و هم مطالعه و تفكر و عبادت جهت خودسازي، و حجم بسيار زياد درس. چه كنم؟ ممنون از راهنمايي تان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سری به سیر مطالعاتی سایت بزنید، إن‌شاءالله جواب خود را خواهید گرفت. موفق باشید

30171
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: در پاسخ سوال 30148 که مربوط به ویدئویی بود که پدر دو برادر در حال بدرقه فرزندان خود بسوی عملیات انتحاری (برگرفته از قول شما بدرقه بسوی جهنم) بود نکاتی بیان فرمودید. یکی دو سوال ذهنم رو مشغول کرد خواستم دوباره از محضرتون استفاده کنم: «وقتی از فهم معارف قرآنی غفلت شود و ظاهرگرایی حاکم گردد و انسان‌ها به عقلی که این‌همه قرآن بر آن تأکید کرده، پشت کنند؛ چنین می‌شود که ملاحظه می‌کنید. و آن پدر و آن دو فرزند و آن‌هایی که این نوع آموزه‌ها را به آن‌ها داده‌اند، همه در جهنم‌اند زیرا همان عقلی که حقّانیت اسلام را روشن کرده، به خوبی به ما می فهماند که این امور، امور اسلامی نیست.» برداشت من از صحبت شما این بود که آسیب اصلی به تعطیلی کشاندن عقل در حضور دینداریست و این با اسلام منافات دارد. (آیا برداشت من صحیح است؟) اگر چنین است اگر جایی در مباحث صوتی یا کتاب این موضوع رو بحث کردین لطفا بنده را ارجاع بدهید. در ادامه این سوال به ذهنم رسید که شاید بین این قضیه و خلقت آدم ارتباط وجود داشته باشد. فرشته ها امر به سجده در برابر انسان شده اند و فرشته ای که سرپیچی کند، خود را شیطان خواهد یافت. آیا دینداری این افراد فرشته ای در وجود آنهاست که بعلت قطع ارتباط با تعقل شیطان شده است. یا اینکه این افراد از ابتدا هم کافر بوده اند و دینداری هیچ گاه در ضمیرشان راه نیافته است؟ در پناه خداوند موید و موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً درست برداشت کرده‌اید. تفسیر المیزان در همین رابطه‌ها نوشته شده و کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» نیز. آری! در هر حال خداوند عقلِ ما را خطاب قرار داده تا خود را در جهان گشوده‌ی دینداری حاضر کنیم، وای اگر لحظه‌ای از تفکر و تعقل در زندگی و دینداری باز بمانیم در آن صورت همه داعشی می‌شویم. موفق باشید

30175
متن پرسش
سلام محضر حضرت استاد طاهرزاده عزیز: حاج آقا بنده یک دانشجو معلمی هستم که به تازگی وارد دانشگاه فرهنگیان شده و خواستار این هستم حاج قاسم سلیمانی و علامه مصباح شغل خودم بشوم و مصباح ها و سیلمانی ها و فخری زاده ها تربیت کنم و دانش آموزانی آشنا با اکنون تاریخ خود تقدیم جامعه کنم و با تبعیت محض از ولی فقیه زمان حضرت امام خامنه ای، ایشان را برای اداره ی این کشور یاری کنم تا ایشان مسیر هدایت جامعه به جامعه مهدوی و وصل به ظهور ولایت عظمی را سرعت بشوند. لطفا یک مسیر روشنی را برایم بیان فرمایید و ملزومات چنین افق روشنی را برایم ذکر کنید و هادی این حقیر به این آرمان (تبدیل خودم به آوینی ها و سلیمانی ها و تربیت مصباح ها و سلیمانی ها) باشید. (اعم از سیر مطالعاتی، برنامه عبادی، بیان حوزه های فعالیتی و . . . .) با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. از سیر مطالعاتی سایت شروع کنید خوب است. ۲. به بحث «انقلاب اسلامی و دوران نهضت نرم‌افزاری» که صوت آن در کانال مطالب ویژه به آدرس @matalebevije هست.  رجوع فرمایید. موفق باشید

30140
متن پرسش
با سلام و عرض ارادت خدمت حضرت استاد: بنده طلبه هستم و سطح سه فلسفه را در موسسه ی حضرت استاد فیاضی گذرانده ام و الان در سدد نوشتن پایان نامه هستم و به حمدالله موضوعم تصویب شده است. موضوع پایان نامه ی بنده اصول فقه معارف در آثار مرحوم علامه طباطبایی با محوریت المیزان است. مرحوم علامه در باب معارف کار اجتهادی انجام داده است بحث این است که ایشان در مقام استنباط از چه اصولی استفاده کرده اند؟ حالا این اصول ممکن است با اصول فقه متعارف رابطه ی من وجه داشته باشد. جایگاه عقل در این اصول جیست؟ متاسفانه در باب اصول معارف کار انجام نشده است و همانطور که در فقه در طول صدها سال اصول فقه و استنباط احکام فرعی شکل گرفته و رشد یافته در باب معارف چنین اصولی نوشته نشده است. اگر هم کسانی مثل مرحوم علامه در باب معارف استنباط کرده اند ظاهرا اصول مدونی ارائه نداده اند و از کاربرد ایشان باید چنین اصولی را استفاده کرد. می خواستم لطف کنید توضیح و راهنمایی در این زمینه بفرمایید. با تشکر از زحمات شما ان شاء الله مرضی حضرت صاحب الزمان علیه السلام باشید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده هم در این مورد ابتدایی هستم و جزء مطالعات و تحقیقاتم نبوده است. موفق باشید

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!