بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان

موضوعات

دسته بندی: حرکت جوهری - برهان صدیقین

تعداد نمایش
کتاب
جزوه
یادداشت ویژه
متأسفانه هیچ نتیجه ای در جزوات یافت نشد!
یادداشت ویژه ای با موضوع انتخابی یافت نشد
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41752
متن پرسش

سلام و احترام حاج آقا. وقتتون بخیر. من خیلی به حقیقت علاقه دارم و یکساله که عاقل شدم. یه جا فرمودید تقوا یعنی هرچی میدونید عمل کنید و اگه به هرچه میدونید عمل کنید، اونچه نمیدونید خدا تعلیم میده. می‌خواستم بپرسم برای این‌که روی نفس مون پا بذاریم یعنی از قوه واهمه نجات پیدا کنیم، این برنامه مورد تایید شماست؟ که لیستی از چیزهایی که میدونم رو بنویسم. مثل تقید زیاد روی واجبات، ترک محرمات تحت هر شرایط سختی، نکات اخلاقی و... ، مراقبت از مبتلا نشدن به‌ خطاهای بدیهی مثل سوء ظن و ... ؛ خوش اخلاقی و حمایت از حق و ولی فقیه، قرآن یه صفحه در روز. اینها رو انجام بدم و جلوی هر مورد تیک بزنم تا از قلم نیفته، و اونوقت میتونم مطمئن باشم وقتی هرچی میدونم بهش عمل کردم، بدون شک خدا چیزهایی که نمیدونم رو تعلیم میده؟ یعنی نور علم به قلبم تابیده میشه و همینطور باز به علم جدید عمل کنم، مجددا علم جدیدتر میاد، می‌خواستم بپرسم این روش مورد تاییدتون هست؟ چون واقعا از علم حصولی نمیتونم بگم خسته ام ولی اون چیزی نیست که جان من میخواد و تا جایی که متوجه شدم برای علم حضوری، باید هرچیزی بهش یقین دارم رو حتما انجام بدم وگرنه کار جلو نمیره. درست فهمیدم؟ این روش تیک زدن خوبه؟ و تضمینیه یا خیر؟ از مواردی شروع کنم که بهش یقین کامل دارم. مثل شریعت و برخی نکات اخلاقی و قرآن.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوبی می‌باشد و البته با تدبّر در قرآن و دنبال‌کردن مباحث «معرفت نفس» و مباحث توحیدی مانند «برهان صدیقین» حضور معنوی انسان طوری رشد می‌کند که بیشتر جهت روح به امور متعالی جلو و جلوتر می‌رود که این معجزۀ تدبّر در قرآن است. موفق باشید

41731
متن پرسش

سلام الله علیکم: استاد طاهرزاده عزیز امام خمینی رحمة الله علیه درباره دو جمله «و لتصنعَ علی عَینی» و «و اصْطَنعتُک لنفسی» بیان داشته‌اند که اگر چشم دل باز کنی، یک نغمه روحانی و لطیفی می‌شنوی که جمیع مسامع قلبت و سراسر وجودت از سِرّ توحید پر شود. تقاضا دارم حضرتعالی ما را به این لذت قلبی از سِرّ توحید رهنمون فرمایید. سپاس.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در امر حضور توحیدی و توجه توحیدی، ابتدا باید در معرفت نسبت به این امر بزرگ حاضر شد که آن، «برهان صدیقین» است با ارزش فوق‌العاده‌ای که دارد و سپس منوّرشدن به نگاه قرآنی که در اعتکاف رمضانی امسال عرایضی تحت عنوان «آیات قرآنی و نظر به وجه حضرت حق و در طلب دیدار حق» https://lobolmizan.ir/sound/1782?mark=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1 شد. امید است مؤثر افتد. موفق باشید

41650
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: خدا قوت، اوقات به خیر و برکت ان شاءالله در خصوص پرسش شماره ۴۱۱۱۸ و پرسش بعدی به شماره شماره۴۱۱۸۴ مزاحم شما شدم. بخاطر ایام جنگ و احوالات آن و تعطیلی جلسات وقفه طولانی بوجود آمد و بنده پیگیریم به تعویق افتاد و عذرخواهم. در مورد مباحث برهان صدیقین بود و اینکه در این تاریخ چطور ارائه شود، فرموده بودید یکی از رفقا قرار است به نحوی ساده تر بیانات خود را بفرستند و قرار بود من پیگیر این مسئله باشم. ممنون از لطف و محبت شما، بزرگوارید. ببخشید که دیر پیگیر شدم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی،سلام علیکم: به نظر می‌آید شرح مختصر برهان صدیقین بتواند برای شروع کار مفید باشد.https://lobolmizan.ir/sound/1764?mark=%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86   موفق باشید

41643
متن پرسش

سلام استاد: من دانشجوی کارشناسی ام، رشته دانشگاهم هنره و تقریبا ربطی به مسائل فلسفی و عرفان و... نداشته، خیلی دورم از این فضا! اما خیلی علاقه مند به یادگیری ولی نمی‌دونم دقیقا دنبال چی باید بگردم و از کجا شروع کنم؟! دوست دارم فلسفه یادبگیرم و اتفاقا سمت فلسفه هایدگر و... جذب میشم ولی ظاهرش رو می‌فهمم و نمیدونم از کجا بخونم. با شنیدن کتابایی مثل جامع السعادات و آداب الصلاه و... خیلی مشتاق میشم ولی میدونم مباحثشون به شدت سنگینه و نمیدونم اون قدم های اول کجاست و چطور باید برم سمتش، در واقع اینطور بگم، از خوندن مقالات شهید آوینی بیشتر کشیده شدم به این سمت و سو، ولی همانطور که احتمالا از نحوه پرسشم معلوم باشه فضا برام به شدت گنگه! حتی چیزی که دنبالشم رو هم مثل اینکه نمیدونم چیه! احساس می‌کنم یه جورایی مسائل دینی و فلسفیه شاید. از دیدن پژوهشگرا و اساتیدی مثل شما که به این مسائل تسلط دارن خیلی حس خوبی می‌گیرم و به شدت مشتاق آموختنم ولی نمیدونم نقطه آغاز کجاست و قدم های بعدی چیه؟! نگرانم که نکنه دیر شده باشه برای شروع این مسائل. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که ابتدا سری به سیر مطالعاتی سایت بزنید که در واقع، مخاطب اصلیِ سایت در این رابطه امثال جنابعالی هستند بخصوص با رجوع به بحث «ده نکته در معرفت نفس» و بحث «برهان صدیقین» که هر دو بحث، هم کتاب و هم صوت آن را در سایت می‌یابید. و پس از آن خوب است که به شرح سورۀ «زمر» و سورۀ «آل‌عمران» که روی سایت هست رجوع فرمایید. به امید روزی که آغازی شود برای آنچه که به دنبال آن هستید. موفق باشید

41483
متن پرسش

اشتباه شد استاد در ۴۱۴۷۳ بجای اصالت وجود گفتم حرکت در جوهر بنظرم با فهم و درک توحیدی می تونیم اصالت وجود را درک کنیم اصالت در توحید است و با مفهوم وجود رابطه تنگاتنگی دارد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است و ما هنوز آن طور که شایستۀ فهم اصالت وجود است با این اندیشۀ بزرگ مواجه نمی شویم. عرایضی تحت عنوان «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» شده است خوب است به آن مباحث رجوع شود. https://lobolmizan.ir/sound/1398?mark=%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA  موفق باشید

41473
متن پرسش

نوشته من را در ۴۱۴۷۱ چقدر خوب تمام کردید استاد بدون شک همین است حرکت در جوهر یعنی حرکت به سوی توحید، جوهر یکی است و آن حق است. بدون شک خود رهبر انقلاب یک جلوه‌ی بی مانند توحیدی بودند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حرکت جوهری نظر به جوهر عالم ماده است که عین حرکت می باشد حرکتی که قوه هایش به فعل تبدیل می گردد و به سوی کمال خودش که فعلیت آن می باشد، می رسد. موفق باشید

41393
متن پرسش

آیا گردش سیارات به دور خورشید یکی از جلوه های این هست که عالم ماده دائم در حال بالقوه‌ و بالفعل شدن هست ؟ یعنی ما می توانیم بگیم که اینها در اعراض این حرکت هستند؟!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع حرکت جوهری به موضوع خاصی در عالم اعراض نظر ندارد؛ ذات عالم عین حرکت است و معلوم است که هر حرکت عرضی ریشه در جوهر و ذات دارد. موفق باشید

41382
متن پرسش

سوال اول: گفتیم که عالم ماده عین حرکت است درسته که ما وقتی رفتیم تو تخت خواب مون ( جابجایی مکانی) صورت گرفته و در آنجا مستقر میشیم و تصور می کنیم که متوقف شدیم اما حرکت جوهری ما ( شدید شدن ) ادامه داره و یکی از جلوه هاش کار کردن قلب ما در خواب است؟ سوال دوم : آیا می توانیم بگوییم کشف یک سیاره جدید بخاطر خلق شدن مدام آن سیاره و یکی از جلوه های حرکت جوهری آن سیاره کشف شدن آن هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید آنچه می‌فرمایید مربوط به تغییرات و حرکات عرضی است که ریشه در ذات و جوهر عالَم مادی دارد و حرکت جوهری نوع دیگری از حرکت است که آن، ذاتی است که عین حرکت است. موفق باشید

41223
متن پرسش

سلام استاد: آیا این برداشت صحیح است؟ کجای مطلب اشکال داره؟۱. وحدت وجود و تجلی صفات (نه ذات) در مکتب ابن عربی، وحدت وجود به این معنا نیست که خالق و مخلوق یک چیز هستند، بلکه به این معناست که وجود حقیقی و اصیل، تنها منحصر به خداوند است و موجودات دیگر، جلوات و مظاهر صفات اویند، نه ذات او. برای روشن شدن این مفهوم می‌توان از مثال معروف خورشید و آینه‌ها استفاده کرد: · خورشید در آسمان: تشبیهی از ذات خداوند است که در جایگاه خود ثابت و غیرقابل دسترس است. · نور خورشید: تشبیهی از تجلی صفات خداوند است که در همه جا پخش می‌شود. آینه‌ها: تشبیهی از موجودات (مخلوقات) هستند که هر کدام به اندازه ظرفیت و «استعداد» خود، آن نور را منعکس می‌کنند . بنابراین، آنچه در انسان‌های مختلف تجلی می‌کند، صفات خداست (مانند رحمت، عدل، قهر، لطف) و ذات الهی همواره متعالی و فراتر از این تجلیات باقی می‌ماند. ۲. تجلی در انسان‌های مختلف: از انسان کامل تا انسان عادی: در حکمت ابن عربی، تجلی به یک شکل نیست و دارای مراتب است. درجات تجلی در انسان‌ها بر اساس «ظرفیت وجودی» یا همان «استعداد ذاتی» آنها متفاوت است. این تفاوت درجه، به مفهومی به نام «اعیان ثابته» یا «حقایق ثابت» برمی‌گردد. «اعیان ثابته» یعنی طرح و نقشه و استعداد ذاتی هر موجودی که از ازل در علم الهی وجود داشته است. خداوند بر اساس این اعیان، فیض وجود را به آنها می‌بخشد. به بیان دیگر، هر موجودی به اندازه گنجایش «عین ثابت» خود، می‌تواند مظهر و جلوه‌گاه اسماء و صفات الهی باشد . ۳. مراتب تجلی (از بالاترین تا پایین‌ترین): ابتدا انسان کامل, که در رأس این هرم، انسان کامل قرار دارد که حضرت محمد (ص) بارزترین مصداق آن است. ابن عربی از انسان کامل به عنوان «مظهر تام اسمای الهی» یاد می‌کند. او مانند یک آینه تمام‌نما، تمام صفات و نام‌های خدا را در خود منعکس می‌سازد و واسطه فیض الهی به جهان هستی است. هدف از خلقت، ظهور همین انسان کامل بوده است تا خداوند صفات خود را در موجودی کامل مشاهده کند. مراتب پایین‌تر: هر چه از این مرتبه کامل فاصله می‌گیریم، ظرفیت وجودی کمتر شده و انسان‌ها فقط مظهر تعدادی از صفات الهی می‌شوند. به عنوان مثال، یک انسان می‌تواند مظهر صفت «رحمت» یا «عدل» باشد، اما هرگز نمی‌تواند به تنهایی مظهر تمام اسما باشد. ۴. تفاوت تجلی و مظهر: تجلی: به فعل و عمل خداوند اشاره دارد. یعنی خداوند است که با صفات خود بر بندگانش «تجلی» می‌کند. این یک فعل الهی است. · مظهر: به محل و آیینه ظهور اشاره دارد. یعنی انسان یا هر موجودی که این صفات در او دیده می‌شود، «مظهر» آن صفت خداست. می‌توانیم هر دو واژه را به کار ببریم، اما در یک جمله دقیق، وقتی از منظر خدا به عالم نگاه می‌کنید، می‌گویید خدا «تجلی» کرده است، و وقتی از منظر عالم به خدا نگاه می‌کنید، می‌گویید این مخلوق، «مظهر» صفات خداست. در جهنم، این صفات قهر و جلال خداوند هستند که بر انسان‌ها تجلی می‌کنند، نه ذات او. عذاب جهنم نیز نتیجه مستقیم اعمال خود انسان‌هاست که در قالب «تجسم اعمال» ظاهر می‌شود و این اعمال نیز جلوه‌ای از صفات الهی در چهره‌ای خشمگین و دردناک هستند. حتی در این حالت نیز، این تجلی صفات است، نه حلول ذات.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله به نکات خوبی اشاره فرموده‌اید. خداوند ما را در این نوع معارف، حاضر و حاضرتر کند. در این رابطه و برای حضوری که نیاز این زمانه می‌باشد، جناب صدرالمتألهین، «برهان صدیقین» را به میان آورده‌اند که خوب است به آن مبحث مهم نیز رجوع شود به اعتبار «قلوبٌ یعقلون بها» https://lobolmizan.ir/get-file/643/?item=0 . موفق باشید

41184
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: بر اساس متن پرسش ۴۱۱۱۸ مزاحم وقتتان شدم، بسیار بسیار ممنونم از پاسخهایی که داده بودید واقعا جانم آرام شد، خدا خیرتان دهد، ممنونم، بهترین رزقها روزیتان ان شاءالله، فرموده بودید در رابطه با یکی از سوالها با دوستان صحبت می‌کنید و پاسخ می‌دهید، پرسش مربوط به ارائه بحث برهان صدیقین در این تاریخ و نحوه ارائه آن بود که فرمودید مجدد پیام دهم و جویای پاسخ دوستان شما شوم. مطلب دیگر در پاسخ یکی از سوالها فرموده بودید برای شروع بحث غرب شناسی از دو جزوه تاریخ غرب خودتان شروع کنم، منتها متوجه شدم صوتهای آن کامل نیستند، حقیقتا بنده خود گام به گام با صوتهای شما جلو می‌روم با گوش کردن و متن و سپس ارائه، اگر صوت نباشد بنده قادر نیستم خود جزوه ها را بیان کنم، چون شروع خود من هم با سیر مطالعاتی شماست تا ان شاءالله کم کم راه بیفتم، صوت نباشد، زبان الکن است، حال مانده ام چه کنم. ممنونم برای وقتی که می‌گذارید استاد گرامی.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد «برهان صدیقین» رفقا قول داده‌اند در اسرع وقت فایلی که ساده‌تر موضوع در آن مطرح شده است را بیابند تا خدمتتان ارسال شود. بنابراین جنابعالی باز مطلب را دنبال بفرمایید. ۲. دو جزوه‌ای که در رابطه با «تاریخ فلسفۀ غرب» پیشنهاد شد، از متون درسیِ بنده بود که فلسفۀ غرب از آن طریق درس داده می‌شد. علاوه بر آن می‌توانید به کتاب «مدرنیته و توهم» همراه با صوت‌های آن رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/685?mark=%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86%DB%8C%D8%AA%D9%87   موفق باشید

41143
متن پرسش

سلام خدا قوت: من تو یه حالت سرگیجه و گم گیر کردم و نمیدونم چی خوبه چی بده. از وقتی که با امام خامنه ای و امام خمینی و علامه حسن زاده آملی و بزرگان دیگه آشنا شدم و راه و رسمشون رو مطالعه کردم عاشق علم شدم اما نمیدونم از کجا و چه طور شروع کنم عاشق عرفان و فلسفه، ریاضیات، علوم طبیعی دیگه، خلاصه اینکه عاشق این شدم سراغ همه ی علوم برم و الان گیج گیجم از طرفی اتفاقات اخیر، خبرهای جنگ و این چیزا باعث شده ثانیه به ثانیه ناامیدتر بشم از این که چرا تو این مدت خودم رو قوی نکردم که الان برای امام زمان و ولی فقیه به درد یه چیزی بوخورم. چیکار کنم از کجا شروع کنم؟ من یه سری کارها رو دست زدم و تموم نکردم به نظر شما ادامشون بدم به درد میخورن به درد آخرت و امام زمان و جامعه میخورن؟ کارهایی که دست زدم ایناست: خوندن کتاب های معرفت نفس علامه حسن زاده، صرف عربی، منطق مقدماتی، زبان عبری، زبان فرانسوی، زبان انگلیسی، برنامه نویسی و الان مدت یک ماهی هست که عاشق این شدم تمام دروس پایه راهنمایی و دبیرستان رو بخونم بعدش بیام مثل علامه حسن زاده تو تمام علوم یه حالت جمع داشته باشم و مثل علامه خودم رو قوی کنم. مثلا موسیقی میخوندم، ریاضیات و علوم، زبان کلاس هفتم میخونم، کتاب هایی در باره نجوم و گیاهان و ... ولی ناامیدی از این که زود شروع نکردم و به درد نمیخورم باعث شده هی رها کنم هی دوبار شروع کنم. ببخشید سرتون رو درد آوردم. واقعا نمیدونم چمه. به نظر شما چیکار کنم که مثل علامه حسن زاده و امام خامنه ای و ... بشم بیست و نه سالمه. متاهلم و یه فرزند پسر دارم به نظر شما دیر نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ استادان ما در دوران طلبگی، «الا یا ایهاالطلاب ناشی/ علیکم بالمتون لا بالحواشی». ابتدا خوب است که پایه‌های علمی و معرفتیِ خود را محکم کنیم و سپس به سایر علوم و فنون، مطابق ذوق خود بپردازیم. از این جهت پیشنهاد می‌شود در سیر مطالعاتی سایت، مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و سپس بحث شرح کتاب «معاد، بازگشت به جدی‌ترین زندگی» را به کمک صوتهای مربوطه دنبال بفرمایید و سپس به سوی قرآن عزیز، این گشوده‌ترین میدان حقیقت، سفری داشته باشید. پیشنهاد می‌شود با سوره عنکبوت و آل‌عمران که صوت شرح آن‌ها روی سایت هست، شروع بفرمایید تا بحمدالله آمادۀ حضور در دیگر میدان‌ها که فعالیت‌های مناسب استعدادتان را شکل می‌دهد؛ بگردید. موفق باشید

41029
متن پرسش

سلام استاد گرامی: وقتتون به خیر. استاد با توجه به مطالب مربوط به معرفت نفس راه حل عملی برای اینکه انسان بتونه به هست خودش توجه کنه گرفتار گذشته یا آینده نباشه چیه؟ (چون خودم با دریافت مفاهیم به صورت تئوری می‌فهمم که باید فقط متوجه هست خودم باشم ولی درعمل تو ذهنم گرفتارم‌ و نمیتونم یسری نگرانی های آینده و حسرت های گذشتم رو رها کنم)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» نظر به شخصیت اولیای معصوم بسیار مهم است. عرایضی در این رابطه در جواب سؤال 41021 شده است. ان شاءالله می‌تواند مفید افتد. موفق باشید

40956
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم: استاد در حرکت جوهری چه دلیلی دارید برای اثبات اینکه فیض دائمیست و اینکه خداوند در بحث خلقت دائم الفیض است یعنی مدام در حال وجود دادن به شی است شاید واقعا خداوند یکبار فیض رابه شی بدهد. دلیل فیض وجودی دائم به شی چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دقیقاً متوجۀ قوۀ محض‌بودنِ عالم ماده از یک طرف و حرکتی که در عالم جاری است بشویم؛ می‌یابیم که مبنای برهان حرکت جوهری چیست. و در این مورد باید به خود برهان حرکت جوهری رجوع فرمایید. موفق باشید

40930
متن پرسش

با سلام و احترام محضر استاد عزیز و همکاران گرامی: سوالی در مورد حرکت جوهری داشتم در نگاه اول اینطور به ذهن می‌رسد که حرکت جوهری و تبدیل قوه به فعل در جهت کمال است پس چگونه کسی که در مسیر حیوانیت حرکت می‌کند نفس او به تجرد می‌رسد؟ چگونه قوه های او به فعلیت می‌رسد ولی مسیر سقوط را طی می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «حرکت جوهری» عرض شد که آن کسی هم که در مسیر حیوانیت خود را تعریف کرده است، در همان وجه حیوانیتش به فعلیت می‌رسد زیرا نفس ناطقه در ذات خود به جهت تعلق به بدن، حکم حرکت جوهری بدن را در خود دارد ولی جهت‌دادن به آن مربوط به خود انسان است. موفق باشید

40819
متن پرسش

سلام علیکم استاد گرانقدر: بنده ۲۷ سال سن دارم و ۲۷ سال غفلت کرده ام در رمضان سال ۱۴۰۴ و از ابتدای این سال خداوند به این بنده توفیق داد و چندین بت و زنجیر بزرگ که بر پای دلم بود با عنایت خاص خداوند برچیده شد. هر چند هنوز بت های بزرگی دارم اما آن که مانع اصلی حرکت بود برداشته شد و توفیقات زیادی هم از جانب خدا به من شد که با اسباب خود خدا از طریق قرآن و کتب اخلاقی هر جا گیر می‌کنم صفحه را باز می‌کنم خود صفحات و حوادث راه را نشانم می‌دهند. رشته ی این بنده حقیر در دانشگاه حقوق بوده و آزمون هایی از جمله قضاوت داده ام که احتمالا پذیرفته می‌شوم از خدا خواستم راه را جلوی پایم نشان دهد علاقه زیادی به عرفان و علما و حوزه در بنده ایجاد شده می‌شود راه را بر این بنده عاصی نمایان کنید؟ با توجه به این که سن بنده هم به تحصیل رسمی حوزه نمی‌خورد چه می‌فرمایید این روزها حوادث و قرآن و کتب می‌گویند باید جهاد کنی و از دنیا دل بکنی و اگر در میانه معرکه حق و باطل نباشی چه تپه نشین ندبه باشی چه شمر لعین (در ضمن دوره تحصیل و قبل از غفلت ها استعداد خیلی خوبی داشتم) در ضمن استخاره گرفتم آیه ۳۹ سوره حج آمد و خوب بود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر کنید که در این سنّ که سنّ آمادگی برای کسب معارف و حقایق است؛ به میدان آمده‌اید. پیشنهاد اولیه رجوع به سیر مطالعاتیِ سایت است بخصوص مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن‌ها و کتاب «خویشتن پنهان» و پس از آن رجوع به کتاب « معاد، بازگشت به جدی‌ترین زندگی» همراه با شرح صوتی آن و پس آن‌ نظر به سوره‌های روم و عنکبوت و آل‌عمران که همۀ آن موارد در سایت هست. و البته بدون عجله و با برنامه. در ضمن از آموزش ادبیات عرب هم غفلت نشود زیرا بالاخره متون دینی را اگر با همان زبان که گفته شده است، بیابیم ارزش خود را دارد. موفق باشید

40663
متن پرسش

سلام و عرض احترام: سرچ کردم فایل شرح شواهد الربوبیه از شما پیدا نکردم. ممنون میشم راهنمایی کنید عرفانی ترین و قلبی ترین کتاب و صوتی که میتونم دنبال کنم چیه؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده شرحی از کتاب شریف «شواهد الربوبیه» نداشته‌ام. خوب است بعد از دنبال‌کردنِ صوت شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و صوت شرح «برهان صدیقین»، به بحث «معاد، بازگشت به جدی‌ترین زندگی» و شرح صوتی آن و یا به شرح کتاب «مقالات» از آیت الله شجاعی بپردازید. موفق باشید

40661
متن پرسش

سلام علیکم: بنده از نظر سنی دیگر فرصت زیادی ندارم و از چهل سال رفتم بالا و از این به بعد کار خیلی خیلی سخت تر شده و به اندازه کافی برای بنده اتمام حجت شده و عذری هم ندارم ولی از باب اینکه نباید ناامید شد باید شروع کنم و از شما خواهش دارم راهنمایی کنید. حال سوالم این است که از شرح کتاب مقالات شروع کنم خوب است یا از شرح آثار امام خمینی (ره)؟ لطفا یکی را برای من انتخاب کنید و نفرمایید هر دو خوب است چون فرصت هردو با هم را ندارم ببخشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است بعد از دنبال‌کردنِ صوت شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و صوت شرح «برهان صدیقین»، به شرح صوتی کتاب «مقالات» که روی سایت هست بپردازید. ان شاءالله گشایشی می‌شود تا پس از آن به سوی آثار حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» رهنمون شوید. موفق باشید 

40638
متن پرسش

استاد عزیز سلام علیکم: استاد نظر شما را در مورد این جملات خواستم بدانم. خداوند در ذات خود عین علم است. بطور مثال درخت یا جسم من را وقتی با دقت می نگریم.علمی است که به این شکل آمده. مثلا به سر انگشت دست که نگاه می کنیم دراصل علمی است که به این شکل ظهور کرده. استاد عزیز چه راهی هست که بتوان از این اوهام شکل ها وتعین ها درآمد و به باور قلبی حضور خدا رسید؟ یعنی قلبم باور کنه؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» به عنوان مقدمه لازم است برای انس بیشتر با قرآن، بخصوص با نظر به سورۀ مبارکه آل عمران که عرایضی در رابطه با جایگاه تأویل آیات مطرح شده است. موفق باشید

40560
متن پرسش

سلام استاد عزیز: وقت بخیر، ممنونم از کتاب آشتی با خدا. این کتاب حقیقتا در فطرت و حقیقت انسان اثر عمیقی می گذارد. سوالی که دارم در مورد صفحه ۲۳۶ کتاب هست. اونجا شما فرمودید که «کسی که می خواهد به مقامی برسد که در آن مقام، عالم کثرت را نمایش جمال حق ببیند ابتدا باید عقل خود را نسبت به حضور و ظهور خداوند مطمئن کند و سپس با انصراف از عالم کثرت، قلب را متوجه حق نماید.» می‌خواستم بدانم که چگونه می توانم قلب را نسبت به حضور و ظهور خداوند مطمئن کنم؟ مثلا الآن رو به روی من یک میز چوبی قرار دارد. چگونه به حضور و ظهور خداوند در این میز می توان پی برد؟ آیا جزوه و کتاب خاصی هم هست که در این زمینه خود را تقویت کنم؟ یک دنیا از شما و مطالب نابتون متشکرم🌹🙏

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله آرام‌آرام انسان در این مسیر به جایی می‌رسد که متوجۀ انوار و اسمای الهی در مخلوقات خداوند می‌شود مانند آن ‌که در درختان، نور حیات حضرت حق را مدّ نظر می‌آورد از آن جهت که درخت، موجودی است که مخلوق خداوند است و این با میز فرق می‌کند که افراد در رابطه با حوائج‌شان ساخته‌اند. در رابطه با راهی که انسان متوجۀ انوار و اسمای الهی بشود؛ «برهان صدیقین» که روی سایت هست و شرح صوتی آن، ان شاءالله کمک می‌کند. موفق باشید

40383
متن پرسش

سلام علیکم: هیچ کس نمی تواند خدا را آن گونه که هست بشناسد وآن گونه که باید خدا را عبادت کند حتی خود پیامبر (ص) هم نمی‌تواند.‌ پس خداشناسی و عبادت همه از جمله پیامبر (ص) ناقص است. آیا این خداشناسی ناقص ارزشی دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در «برهان صدیقین» روشن می‌شود؛ موضوعِ حضور در محضر خدا، موضوع شدت و ضعف است، نه موضوعِ نقص و کمال. موفق باشید

40354
متن پرسش

با سلام: ببخشید استاد یه کتاب دیدم سیاست و حکومت متعالیه. اگر بخوام حکمت متعالیه را بفهمم چه کتابی را دنبال کنم، اصلا این موضوع درسته لطفا راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! سیاست و حکومت هم باید در منظری حاضر شود که حکمت متعالیه مدّ نظرها می‌آورد. مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و مباحث «معاد» که روی سایت هست همه در راستای فرهنگ حکمت متعالیه می‌باشد. موفق باشید

40338
متن پرسش

سلام علیکم: استاد چگونه از وجود صرف و غیرماده صرف وجودی صادر می‌شود که هم جنبه ماده و هم جنبه غیرمادی داشته باشد؟ نمی‌شود از شوری هم شوری و هم شیرینی صادر شود پس خداوند برای خلقت ماده چگونه وجودی را خلق می‌کند که یکی از خصلتهاش ماده بودن و یکی از خصلتهاش غیرماده بودن هست. چون گفته بودیم جهت خلقت جهان ماده باید واسطه ای باشد که هردو جنبه ی ماده بودن و غیرماده بودن را دارا باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد نیاز است به بحث «برهان صدیقین» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید

40311
متن پرسش

سلام: خدا قوت. ممنون بابت پاسخ به سوال با کد پیگیری Lobolmizan_5xnwbu3t15 باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، تعمق در معارف الهی مانند «معرفت نفس» و براهین توحیدی مانند «برهان صدیقین» از یک طرف، و عملِ مطابق آن معارف الهی از طرف دیگر است. و در زندگی هم نباید به خود سخت‌گیری کرد، «رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود». موفق باشید برای تعمیق در این مواردی که فرمودید چه باید کنم مطالعه؟ تفکر؟ اگر ممکن هست منابع معرفی فرمایید. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد معرفت نفس، به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن و در مورد «برهان صدیقین» نیز به همین شکل به سایت رجوع فرمایید. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%B5%D8%AF%DB%8C%D9%82%DB%8C%D9%86&tab=sounds
https://lobolmizan.ir/book/71?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87
https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87
 

40310
متن پرسش

عرض سلام و احترام دارم خدمت شما استاد گرامی: من هرچه از طریق عقلانی بررسی می‌کنم می‌بینم اسلام و ادیان ابراهیمی دینهای درستی نیستند. پس از آن می‌خواهم ببینم خدا هست یا نه که باز هم از طریق عقلانی به این نتیجه می‌رسم که بر من معلوم نیست خدا وجود دارد یا خیر. اما هم از طریق دیدن اثر او در زندگیم (مثلا اینکه کارها مطابق میل من پیش نمی‌رود و شاید مطابق میل دیگریست) و هم اینکه از نظر دلی، فکر می‌کنم خدا هست یا من دوست دارم باشد. این وسط من باید چکار کنم؟ دل را ملاک قرار دهم یا عقل را؟ ١. رضایت مهم تر است یا واقعیت؟ همینطور در جایی یک سوال پرسیده شده بود از شما و فرموده بودین طبق نظر حکما همینکه خداوند هست، مخلوق هم در صحنه هست. این مقداری شبیه ادیان هندو بود. ٢. این یعنی ما بخشی از خداییم؟ در بخش خدایان فلسفی که مطالعه می‌کردم مفهومی بود تحت عنوان همه در خدایی یا وحدت حقیقی (Panentheism) امری که شما فرمودین به این امر اشاره دارد؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود با رجوع به مباحثی مانند «برهان صدیقین» از یک طرف متوجۀ رابطۀ «ما» با خدا، و از طرف دیگر رابطۀ خدا با «ما» خواهیم شد و البته این نیاز به آن دارد که حقیقتاً با عقل خود در این برهان وارد شویم. و در مورد رابطۀ نسبت ما با انبیاء و ائمه در میدان عقل می‌توانید به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» رجوع فرمایید که روی سایت هست همان‌طور که بحث «برهان صدیقین» روی سایت می‌باشد. موفق باشید 
https://lobolmizan.ir/book/71?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87
https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87
 

40304
متن پرسش

سلام استاد عزیزم: خیلی ممنون بابت راهنمایی قبلیتون و اینکه وقت میذارید تراوشات شاگرد دیوونه‌تون رو بخونید. قدردانشم و حتما دونه دونه پیگیری می‌کنم به مرور. به اصرار خانواده و خصوصا مادرم که از رفتارهای مذهبی بنده به شدت ناراضی و بسیار نگران‌ان و معتقدن ۱۰۰ درصد من مریض شدم و آخوندها توی انگلستان مغزم رو شستشو دادن، بلاخره رفتم پیش دکتر روانپزشک. همینکه روسریم رو دید شروع کرد به سوالات مذهبی، نماز شب میخونی یا نه و... من درمورد همه ی رفتارهای مذهبیم و اینکه حقیقتا چقدر به دین علاقه دارم و چقدر خودم رو درگیرش کردم صحبت نکردم اصلا. با پرسیدن فقط چندتا سوال کوچولو توی پرونده‌م نوشته hyperreligiosity !!! (لابد پیش خودش فکر کرده حزب اللهیِ اُمل انگلیسی بلد نیست!) یعنی اختلال روانی مذهبی گرایی افراطی!!! این درحالیه که من به هیچ عنوان درگیر وسواس برای احکام یا قبولی عباداتم یا نجس و پاکی و.... نیستم فقط مذهب رو بر تمام جنبه های زندگیم ترجیح میدم چون چیز دیگه ای برام نه تنها معنی نداره، بلکه وجود نداره. قرص هاش رو هم انداختم توی سطل، معلومه کسی که فکر میکنه میتونه اینجوری کسی رو خر کنه خودش خیلی خره. بذار هرچی میخواد بشه، بشه. بذار اسلام هرکاری میخواد باهام بکنه، بکنه. بلاخره این سکه اینقدر چرخ میخوره تا به یه طرفی بیفته!!! بذار بین کفر مطلق و ایمان مطلق بند بازی کنیم تا بلاخره یه جایی سقوط کنیم. راستی استاد بلافاصله بعد اربعین، قراره برم کربلا برای اولین بار. دقیقا میشه تولد ۲۰ سالگیم. خاک دو عالم بر سرم که ۲۰ سااااال آزگار از عمر گرانمایه‌م گذشت و هنوز درگیر حیوانیت و دغدغه های حقیرانه هستم. چه کنیم که خیلی دیر هدایت شدیم، وقتی تمام حرمت ها شکسته شده بود و پرده های عصمت پاره شده بودن، وقتی گوهر انسانیم زیر خروارها خاک دفن شده بود، وقتی که تمام آنچه بهم متعلق بود رو از دست داده بودم. استاد، خدا به روم نیورد، شما هم به روم نیارین که فقط وقتی اومدم سراغ خدا که هیچی برام نمونده بود، وقتی که به بن بست رسیده بودم، وقتی هیچ لذتی برام نمونده بود که خودم رو باهاش گول بزنم، وقتی که جایگزینی نداشتم‌‌‌. خدا اولویت آخرم بود. تو آمدی اما کمی دیر. از ته یک کوچه ی دراز. گفتم برو! اما نشستی و به در کوبیدی و گریه کردی، آنقدر که گونه های منم خیس شد. آمدی و با آمدنت همه چیز را در دایره ی هستی آتش زدی. حالا همه چیز سوخته بود و خاکستر شده بود و با آمدنت طوفانی شدید درگرفت، پس خاکسترشان را هم بردی و این لازمه ی لمس کردن تو بود، از دست دادن همه چیز. گفتم اینجا پر است، جا برای تو نیست! اما آمدی و دل من که پر بود از فیزیک و شیمی و فلسفه و عکاسی و خوشگذرانی و دوست و رفیق و پول و احترام و خودخواهی و شهوت و حیوانیت و خواستن و خواستن و خواستن، خالی شد و فقط یک چیز ماند که همه چیز است و تو در دل هبوط کردی. استاد. تا اون زمان وقتم رو برای مطالعه روی چه مباحثی بذارم؟ همون معرفت نفس رو ادامه بدم، یا مطالعه درمورد عاشورا که هیچ چیزی ازش نمیدونم؟! چه اعمال مذهبی انجام بدم؟ (طبق معمول خودم سرخود چند مدل چله برداشتم. اصولا مشکلی وجود نداره اما به شدت به زیارت عاشورا حساسم و الانم که برای اربعین چله‌شو برداشتم، یه جوری ام، جوری که خوب نیست ....) خیلی خجالت می‌کشم با وضعیت الانم وارد ۲۰ سالگی شم و با این وضعیت فعلی برم دیدار امام حسین‌ (ع). یه راهی بگید که یکم، فقط یکم آدم شیم، یکم لایق شیم، یکم از شرمندگیمون کم شه. انگار خدا با تمام قدرت پشت در ضربه بزنه، اونقدر بلند که نتونی حتی نادیده‌ش بگیری و بخوابی، اونقدر محکم حتی تا مرز شکسته شدن در، اما وقتی در رو باز می‌کنی هیچ کس نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن را نباید ساده بگیرید که می‌فرمایید: «خدا، اولویت آخر بود». حقیقتاً در هر حال باید چنین باشد به همان معنایی که خود حضرت محبوب می‌فرماید: «فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ»(جاثیه/6) بنگر چگونه او با ما به گفتگو نشسته است که مگر چیزی زنده‌تر و تازه‌تر از حضرت «الله» و آیاتی که اشاره به او دارند؛ هست که دل به آن‌ها سپرد و ایمان خود را به میان آورد؟ و با توجه به این امر نباید از معارف عمیق توحیدی که انعکاسِ عقل و قلب است، در میدان عبادات غفلت کرد. و از این جهت آری! مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» عبادات ما را عمیق‌تر می‌نماید و البته نباید به خود سخت‌‌گیری کرد که اطرافیان گمان کنند لازمۀ دینداری خارج‌شدن از زندگی و گوشۀ خلوت‌گزیدن است! هرچند هم نباید همرنگِ اهل دنیا شد. و این یعنی در صراطی گام‌نهادن که هر دو طرف آن سقوط در آتش است، چه در طرف افراط و چه در طرف تفریط. نظر به حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» بخصوص با روحِ اربعینی یعنی نظر به آینده‌ای که انسان از سیطرۀ یزیدیان عبور می‌کند و در این رابطه خوب است به مباحث «کربلا و عبور از دوگانگی بین زندگی و مقاومت»
https://lobolmizan.ir/sound/1670 نظری بیندازید. موفق باشید    
 

نمایش چاپی
متأسفانه هیچ نتیجه ای در رسانه ها پیدا نشد!